معرفی کتاب "دیدن دوباره ی کابل"
به قلم : عبدالعزیز فروتن
این کتاب شامل یادداشت ها و خاطرات دو نویسنده و قو م شناس اروپایی در مورد افغانستان و مردم این جغرافیای جنگ زده است. اثر حاضر در سال 2007 توسط انتشارات ZOE، در شهر جنوای کشور سویس منتشر گردیده است. نویسندگان اثر، نوشته های خویش را در دو بخش "قبل و بعد از کودتای سال 1978" تقسیم بندی کرده اند. این رویداد تاریخی که می تواند نقطه عطفی درتاریخ نیمه دوم قرن بیستم در افغانستان باشد، به صورت مرزی برای تقسیم بندی خاطرات این دو نویسنده رهگذر اما آشنا با سرگذشت افغان ها درآمده است.
این زن و شوهر، از همان ابتدای این اثر 480 صفحه ای، به تفاوت فرهنگی میان خود و جامعه ای که سال ها با آن در ارتباط بوده اند، اشاره می کنند: "افغان ها می دانند که غربی ها قادر به درک بسیاری از رسوم شایسته و رفتارهایی که ناشی از ادب مسلمان ها می شود، نیستند."
در این میان، گذشت و مهمانوازی افغان ها باعث می شود که آنان، رعایت نشدن برخی از نزاکت ها را از سوی "مهمانان خویش" نادیده بگیرند.
در پیشگفتار کتاب آمده است که یادداشت های این دو نویسنده که از سال 1972 تا سال 2005 به صورت روزانه نگاشته شده اند، منابع اصلی این اثر را تشکیل می دهد. در سال 2005 و بعد از گذشت چندین دهه از اولین سفر به کابل، این زوج نویسنده برای احیا خاطرات گذشته، به این شهر سفر نموده اند. سفر به کابل، سفر به شهریست که "اندک اندک چهره عوض می کند و با این تغییرات، به تحول در بحران شهادت می دهد".
در سفر آخر، نویسندگان با "پیرمردان و پیرزنانی" ملاقات می کنند که در سفرهای گذشته آنان، در حال گذراندن دوران جوانی بوده اند.
آرامش قبل از کودتا
به باور نویسندگان، دوره های زمامداری ظاهر شاه و داوود خان یعنی سال های قبل از کودتای هفت ثور، زمانی بود "که افغان ها در کشور خود حضور داشتند" و هنوز افغانستان میدان تاخت و تاز "شرق و غرب" نشده بود. اشاره هایی به حوادث قرن نوزدهم در افغانستان، خواننده را برای درک وقایع سال های بعد (قرن بیستم) آماده می کند.
نشانه هایی از جنگ های افغان و انگلیس تا تصویر دکان "فالوده فروشی" در کابل سال 1832 با جمعیتی 60000 نفری، به خواننده کمک می کند تا به همراه نویسندگان به پایتخت افغانستان "سفر" کنند.
بخش اول کتاب به "راه های تابستانی و زمستانی" و به دوره زمامداری آخرین پادشاه افغانستان اختصاص یافته است. سفر به ولسوالی های رستاق، نهرین، چاه آب، آی خانم و دره صوف در شمال افغانستان، بیشتر صفحات بخش اول کتاب را در بر گرفته است.
تشریحات و روایت های نقل شده در مورد سفر به این ولسوالی ها، بیانگر نوعی آرامش و امنیت است که در زمان کنونی به افسانه ای شیرین شباهت دارد.
داستان هایی چون حکایت نوشیدن شراب سرخ، ساخته شده توسط یک ایتالیوی(ایتالیایی) با استفاده از انگور افغانستان در منطقه "شهرنو" کابل، بخشی از تاریخ بیان نشده افغانستان که در لابه لای این کتاب دیده می شود.
تخصص اصلی نویسندگان که قوم شناسی می باشد، در طرز روایتگری آنان از سفرهای خویش تاثیر بسزایی گذاشته است. در این کتاب به سنن و روابط میان اقوام مختلف افغانستان اشاره هایی شده است که به ارزشمندی اثر می افزاید.
بخش دوم کتاب به آداب و رسوم افغان ها اختصاص یافته است و شیوه غذا خوردن، خوابیدن، لباس پوشیدن و رفع حاجت کردن افغان ها با دیدی غربی تشریح شده است. بعد از گذشت سال ها، هنوز هم نویسنده به خاطر دارد که نباید به صورت ایستاده ادرار کند و این درسی است که یکی از دوستانش به او گوشزد کرده است.
جنگ و مهاجرت
"یک ملت در تبعید" عنوان سومین بخش کتاب است که به سال های بعد از کودتای حزب دموکراتیک خلق افغانستان اختصاص یافته است. در این بخش از کتاب، داستان جنگ و کوچ اجباری میلیون ها افغان به کشورهای دیگر از جمله ایران و پاکستان تشریح شده است.
نویسندگان این اثر، به کشورهای ایران و پاکستان نیز سفر کرده اند و به زندگی افغان ها در تبعید پرداخته اند. اوضاع سیاسی کشورهای میزبان نیز به صورتی فشرده تشریح گردیده است و خواننده را به درک آنچه در آن سال ها گذشته است، نزدیک می کنند.
یکی دیگر از نکات قوت این کتاب، پرداختن به موضوعاتی است که هم برای خواننده افغان و هم برای خواننده غیر افغان جذابیت دارد. کتاب به زبان فرانسوی به چاپ رسیده است اما برخی از داستان ها از جمله قصه زندگی قوماندان "بلبل" که در سال 1986 مسوولیت آموزش مجاهدین مربوط به ولایات تخار و بدخشان را برعهده داشته است، کنجکاوی خواننده افغان را بر می انگیزد. این قوماندان منطقه چترال پاکستان به دیدن نویسندگان این کتاب آمده است.
مهاجرین افغان در منطقه چترال، مجاهدین در مناطق شرقی افغانستان و موسسات یاری دهنده به مهاجرین افغان، موضوعات اصلی بخش سوم کتاب را تشکیل می دهند.
یادداشت های سفر به پیشاور، اسلام آباد، وزیرستان، کراچی و دیگر مناطق پاکستان، در کنار معرفی زندگی مهاجرین افغان در این کشور، به معرفی این مناطق نیز می پردازد. سفر به کویته پاکستان و عبور از مرز برای بازدید از شهر مرزی زاهدان در ایران، بیانگر کار دوامدار این دو نویسنده و قوم شناس در زمینه شناخت این منطقه جغرافیایی و مردم آن است.
در زمان ورود این دو اروپایی به شهر زاهدان در سال 1990، پیرمردی ایرانی شروع به شعار دادن علیه این دو که فکر می کند امریکایی هستند، می کند: "مرگ بر امریکا!"، نویسنده از وی می پرسد که از کدام شهر ایران آمده است. پیرمرد جواب می دهد که از مازندران آمده است. پی یر شروع به فریاد زدن می کند: "زنده باد مازندران!"
کابل امروزی
بخش پنجم که آخرین قسمت این کتاب است، به سفرهای نویسندگان کتاب به کابل در سال های 1996، 1998، 2002 و 2005 اختصاص یافته است. در این صفحات رویدادهایی مانند جنگ های مجاهدین، حکومت طالبان و دوره زمامداری حامد کرزی به تصویر در آمده اند.
کابل در دوره طالبان "شهری بدون موزیک، بدون تصویر و تقریبا شهری بدون زن" بوده است، اما کابل در سال 2005 شهریست با بیش از نزدیک به 2000 موسسه غیر دولتی یا NGO و این دو نویسنده نیز مهمان یکی از این موسسات هستند.
این سفر در چند صفحه خلاصه شده است و برای فرونشاندن عطش خواننده که چندین صد صفحه را خوانده است تا به یادداشت های واپسین سفر برسد، چندان کافی به نظر نمی رسد.
عکس های کتاب که تصاویری از سال های گذشته افغانستان است، بر ارزش این اثر افزوده است. تصویر عسکر(سرباز) جوانی که این دو رهگذر را در شمال افغانستان در سال 1973 همراهی می کرده است، یادآور سال هاییست که عساکر افغان آزادانه به مناطق مختلف سفر می کردند.
نوع ارتباط این دو نویسنده با افغان ها نیز از نکات قوت این اثر بشمار می رود. این دو نویسنده برخلاف نویسندگان دیگر فرانسوی زبان، تنها به شمال افغانستان و یک منطقه خاص جغرافیایی علاقه نداشته و تلاش کرده انده تا با تمامی اقوام ارتباط داشته باشند و به اکثر مناطق افغانستان سفر کنند. با وجود این، جای ولایات غربی و جنوبی افغانستان در این اثر خالی است. پی یر سان لیور یکی از نویسندگان این اثر در گفتگو با رادیو بین المللی فرانسه با اشاره به این مساله، "عدم ارتباط و عدم سفر به این مناطق" افغانستان را دلیلی برای این کمبود عنوان داشت.