خبرگزاري حکومتی آريا: آيتاللهالعظمي صافي گلپايگاني گفتند: امير بحرين، زن يهودي را به عنوان سفير اين کشور به آمريکا فرستاده است که اين ننگ بزرگي براي مسلمانان است.
به گزارش مرکز خبر حوزه، معظم له در ديدار جمعي از فرماندهان سپاه با انتقاد شديد از امير بحرين بيان کردند: اشخاصي بر مسلمانان مسلط شدهاند که آنقدر بي شرم و حيا هستند که زن يهودي را به عنوان سفير مسلمانان به آمريکا مي فرستد و سبب ننگ مسلمانان در جهان مي شود.
ايشان افزودند: چنين اشخاصي از مرتبه انسانيت به دور افتاده اند، زيرا عزت براي خدا و مومنين است، فرد مسلمان هرگز ذلت قبول نمي کند، و با علم و معرفت ذليل کسي نخواهد شد.
اين مرجع تقليد، نقش اسلام را نقش معرفتي بيان کرده و اظهار داشتند: کسي که قرآن، دين اسلام و ولايت اهل بيت (ع) را دارد، از پذيرفتن ذلت به دور است.
ایسنا: حجتالاسلاموالمسلمين سيداحمد علمالهدي، در خطبههاي نماز جمعه روز گذشته مشهد، گفت: ولنگاري، بيبند و باري و بيحجابي دين را مورد ملعبه قرار داده و ابزاري براي پيروزي دشمن شده است.
وي ادامه داد: به تمام مسوولان و متوليان فرهنگي كشور تاكيد ميكنم كه مسأله حجاب در مملكت حياتي است و مسأله بيحجابي در كشور مانند قطع رگ گردن دين و انقلاب است.
حجتالاسلام علمالهدي با تاكيد بر اين كه دين را بايد جدي گرفت، افزود: اين حساب دو دو تا است و بر كسي پوشيده نيست كه استكبار جهاني در برابر ايران مستاصل شده و 30 سال در حال پارس كردن است ولي جرات نزديكي به ايران را ندارد.
حجتالاسلام علمالهدي تاكيد كرد: آمريكا نميتواند بگويد كه پيغمبر(ص) بد است، قرآن را آتش بزند و يا بگويد كه علي(ع) و زهراء(س) به درد نميخورند. تنها يك راه برايش مانده است كه دين را از مردم بگيرد و آن هم از طريق قيافه آرايش كرده، موي پريشان و ساق پاي برهنه يك دختر بيعفت و بيحيا است كه نسل جوان را به باد شهوت گرفته و باعث فراموشي دين ميشود.
وي يادآور شد: وزير كشور فرانسه سال قبل به آمريكا گفت، لازم نيست بمب بر سر مردم بريزيد، بلكه كافي است پيراهن و دامن زنان كوتاه شود. وقتي دختر و زن ايراني در جامعه بيعفت وارد شود، جواني كه در كوران غرايز جنسي است، نسبت به دين بدون حساسيت خواهد شد و زماني كه جوان پاي سفره دين نبود، دين پشتيباني نخواهد داشت.
خطيب جمعه مشهد افزود: زن بيحجاب پياده نظام آمريكا و اسراييل و همان نيرويي است كه آمريكا و اسراييل وارد ايران كرده است، تا نظام و انقلاب را شكست دهد.
وي خطاب به مسوولان تاكيد كرد: با اين قصه جدي برخورد كنيد زيرا سرنوشت انقلاب را چادر فاطمه زهرا(س) حفظ ميكند و دشمن روي اين مسأله دست گذاشته است.
حجتالاسلام علمالهدي تصريح كرد: خدايا آناني را كه دانسته دستيار دشمنانت شدهاند به ذليلترين نكبتها دچار كن و آناني را كه ناآگاهانه آب به آسياب دشمن ريخته و دستيار دشمن شدهاند، هدايت كن.
مديرعامل خبرگزاري فارس (وابسته به باند احمدی نژاد و سپاه پاسداران) اين خبرگزاري را يكي از رويشهاي اصيل انقلاب در حوزه رسانه خواند و تصريح كرد: ملاك و معيار فعاليت و جهتگيري فارس، منويات مقام معظم رهبري است و اين خط مشي تحت تاثير هيچ جريان و فشاري تغيير نميكند.
وي با بيان اينكه رويكرد خبرگزاري فارس در حمايت از تلاشهاي دولت خدمتگزار تاكنون بر اساس يك تحليل درست و تكليف و وظيفه انقلابي بوده، بر ارائه اين مشي تأكيد كرد و گفت: ما توقيف خبرگزاري فارس را به حساب دولت نميگذاريم بلكه آن را يك تصميم عجولانه كه بر اساس اطلاعات غلط و با روالي غير منطقي اتخاذ شده ميدانيم كه بسياري در دولت نيز با آن مخالفند.
مقدم فر افزود: همان روزي كه نيمه شب آن توقيف سه روزه فارس اعلام شده آقاي دكتر سعيدلو معاون اجرايي رئيس جمهور بازديدي چند ساعته از خبرگزاري فارس داشت و با فعاليتهاي خبري ما بسيار مثبت برخورد كرد و اين امر بيانگر آن است كه برخورد با فارس مربوط به حكميت و كلان دولت و امري مسبوق به سابقه نبوده است.
مديرعامل خبرگزاري فارس در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به بازتاب وسيع توقيف سه روزه فارس در رسانهها و خبرگزاريهاي غربي گفت: مجموعه فارس با نگاه كلاني كه به مسائل كشور دارد، از پيگيري حقوق توقيف اين خبرگزاري ميگذرد اما متاسفيم كه اين اقدام غير منطقي كه با هيچ عقل و منطقي جور در نميآيد موجب شد رسانههاي غربي و تريبونهاي مخالف نظام و دولت، بهانه و استدلالي براي حملات تخريبي پيدا كنند.
وي تاكيد كرد: دشمنان نظام و مخالفان دولت مترصدند تا بهانهاي ولو كوچك براي حمله و هجمه پيدا كنند و جمهوري اسلامي و دولت نهم را به ايجاد محدوديت رسانهاي متهم نمايند و متاسفانه توقيف فارس بهانه خوبي به دست آنها داد و حدود 80 رسانه دنيا اعم از خبرگزاري، روزنامه و شبكه تلويزيوني، چنين تصوير سياهي را به دنيا ارائه كردند.
| ||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||
|
کشته شدن یک کارگر کشاورزی اسرائیل در کارگاهی در نزدیکی نوار غزه، بار دیگر خشم مردم اسرائیل را از ادامه حملات موشکی و خمپاره اندازیهای گروه های ترور فلسطینی برانگیخت و آنان از دولت و از ارتش خواستار شدند برای پایان بخشیدن به وضع به اقدامات قاطع و فوری دست بزنند و بیش از این تردید به خود راه ندهند. | ||||||||||||||||
| ||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||
|
هیاهو و اعتراض پیرامون حضور محمود احمدی نژاد در همآیش بین المللی سازمان جهانی خواروبار و کشاورزی (فائو)، توجه دست اندرکاران را از یکی از مسائل اساسی دنیای امروز، یعنی کمبود فزاینده خوراکی ها در جهان منحرف ساخت. نوشته: منشه امیر | ||||||||||||||||
| ||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||
|
اهود اولمرت در پایان دیدار یک ساعته با پرزیدنت بوش به خبرنگاران گفت: طبیعی است که بخش مهمی از گفتگوهای ما به برنامه های اتمی جمهوری اسلامی ایران مربوط می شد – و افزود: هر روز که می گذرد، ما به لزوم جلوگیری از ادامه این برنامه ها نزدیک تر می شویم. | ||||||||||||||||
| ||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||
|
سخنان شائول موفاز وزیر ارشد حزب کادیما در کابینه اهود اولمرت در مورد احتمال حمله نظامی اسرائیل به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی ایران، در داخل اسرائیل مورد انتقاد گسترده قرار گرفت و با اعتراض رئیس آژانس بین المللی انرژی اتم نیز روبرو شد و دولت تهران شکایت نامه ای علیه آن به شورای امنیت تسلیم کرد و بهای نفت در بازار جهانی به طور بیسابقه ای بالا رفت . (گزارش مشروح را در اینجا بخوانید). درگذشته نیز بسیاری از مقامات اسرائیلی گفته بودند که دولت اورشلیم هرگز با خطراتی که امنیت این کشور را تهدید می کند کنار نخواهد آمد و برای رفع آن اقدام خواهد کرد. ولی اهمیت سخنان شائول موفاز در آن است که وی معاون نخست وزیر محسوب می شود و ریاست هیات اسرائیلی در گفت و شنودهای راهبردی با ایالات متحده را دارا می باشد و تا دو سال قبل وزیر دفاع بوده و پیش از آن ریاست ستاد کل ارتش اسرائیل را به عهده داشته و یکی از والاترین کارشناسان امور امنیتی و نظامی به شمار می آید. | ||||||||||||||||
موافقتنامۀ ایالات متحده - ترکیه برای همکاری صلح آمیز هسته ای
وزارت امورخارجه ایالات متحده
دفتر سخنگو
2 ژوئن 2008
(123 Agreement)
در تاریخ 2 ژوئن ایالات متحده و ترکیه به موافقتنامه ایالات متحده – ترکیه برای همکاری مسالمت آمیز در زمینه استفاده از انرژی هسته ای، از طریق مبادلۀ یادداشت های دیپلماتیک قوت قانونی بخشیدند.
این موافقتنامه چهارچوب جامعی برای همکاری مسالمت هسته ای بین ایالات متحده و ترکیه بر اساس شرایط و نظارت های توافق شده فراهم می سازد. این موافقتنامه بنیان محکمی را به منظور یک همکاری سودمند دوجانبه در زمینه مهم انرژی هسته ای، مطابق با اصول عدم گسترش سلاح های هسته ای، پی می افکند.
موافقتنامه دارای یک دوره اعتبار اولیه به مدت پانزده سال است و اعتبار آن به طور خود به خود با افزایش 5 سال در هر بار تجدید می شود، مگر این که یکی از دوطرف نسبت به پایان دادن آن تصمیم بگیرند. موافقتنامه فرصتهایی را بر روی صنایع ایالات متحده و ترکیه با پدید آوردن امکان انتقال فن آوری، مواد، راکتورها و اجزاء متشکله مورد نیاز برای تحقیق و تولید برق اتمی می گشاید.
موافقتنامه بر تعهد نیرومند دوکشور نسبت به تولید و کاربرد انرژی هسته ای به شیوه ای امن و بی خطر به منظور پیشبرد رفاه شهروندانشان تاکید دارد. موافقتنامه همچنین نمایانگر تعهد دو دوست و متحد نزدیک برای تقویت نظام بین المللی عدم گسترش سلاح های هسته ای است. ایالات متحده و ترکیه امروز با قوت قانونی بخشیدن به این موفقت نامه گام مهمی در جهت آنچه که هردو انتظاردارند یک مشارکت دراز مدت و ثمربخش برای ارتقاء عدم گسترش سلاح ها ی هسته ای و امنیت انرژی خواهد بود، برداشته اند.
###
[این فرمانده] تجارت مواد مخدر را در برخی از مناطق کشور تهدیدی بزرگتراز خطر شورشیان اعلام کرد
از مکنزی سی. باب
عضو هیئت تحریریه
واشنگتن – فرمانده نیروی های مسلح ناتو می گوید، تجارت غیرقانونی موارد مخدر که در جنوب افغانستان بسیار رایج است، در برخی از مناطق کشور تهدید امنیتی بیشتری در مقایسه با خطر ناشی از شورشیان وابسته به طالبان است. علاوه بر این، از سود فروش غیرقانونی مواد مخدر به عنوان پشتوانه مالی برای شورشیان طالبان در نقاط دیگر کشور استفاده می شود.
ژنرال دان مک نیل، فرمانده ناتو- هدایت کننده نیروی کمک های امنیتی بین المللی می گوید، محصول خشخاش افغانستان حدود 3 میلیارد دلار در سال در آمد تولید می کند که برای کشاورزان گرفتار به مشکلات مالی جایگزین سودآوری نسبت به کشت محصولات کم سودتر مانند گندم و سبزیجات به شمار می رود
کشاورزان افغان تنها کسانی نیستند که از این تجارت سود می برند – وی تخمین زد که 20 تا 40 درصد از منابع مالی فعالیت های شورشیان از محصول خشخاش برای تولید تریاک حاصل می شود. وی اضافه کرد: "[تجارت غیر قانونی مواد مخدر] هم به صورت مجازی و هم در عمل کودکان افغان را مسموم می کند."
مک نیل گفت، به منظور توقف این تجارت، دولت افغان باید یک "بیانیه شفاف و غیر مبهم" مبنی بر این که کشت خشخاش از این به بعد مجاز نخواهد بود، صادر کند. وی اضافه کرد این حرکت برای موفقیت نیازمند به حمایت قوی از طرف جامعه جهانی است.
مک نیل، طی نشست خبری 21 مه در کابل، افغانستان همچنین تأکید کرد که ارتش ملی افغانستان در زمینه عملیات امنیتی رشد و موفقیت از خود به نمایش گذاشته است. وی اظهار داشت: "تا نزدیک سال 2011 ظرفیت های نسبتاً خوبی در ارتش ملی افغانستان به وجود خواهد آمد."
به گفتۀ وی، این ارتش با حمایت مداوم جهانی به زودی قادر خواهد بود نقش رهبری بیشتری در عملیات و توسعه را عهده دار شود. وی افزود که تقویت حمل و نقل هوایی و نظام پشتیبانی هوایی ارتش افغانستان چند سال دیگر زمان خواهد برد.
مک نیل همچنین اظهار داشت که به منظور تقویت نیروی امنیتی47،000 نفری از بیش از 40 کشور که در حال اجرای عملیات در افغانستان هستند، باز هم به سربازان و هواپیماهای بیشتری نیاز هست.
سوریه با مورد بررسی قرار گرفتن رآکتور هسته ای منتسب به این کشور توسط بازرسان موافقت می کند
از دیوید مک کیبی
عضو هیئت تحریریه America.gov
واشنگتن – بازرسان ارشد هسته ای سازمان ملل می خواهند بدانند که در صورتی که بر اساس ادعای تهران، برنامه هسته ای بحث برانگیز ایران صلح آمیز است، چرا این کشور احتمالاً تحقیقات جانبی مواد منفجره حساس، طراحی های کلاهک موشکی و دیگر پروژه های با "احتمال ابعاد نظامی" دارد.
محمد البرادعی، دبیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) در وین اتریش گفت: "ایران نه دسترسی کامل به اسناد و افرادی که از طرف دبیرخانه درخواست شده است را برای آژانس فراهم کرده است و نه توضیحات رسمی لازم برای تأیید ادعاهای خود را ارائه کرده است." شورای حکام IAEA شامل 35 کشور، نشست یک هفته ای خود را از 2 ژوئن در آنجا آغاز کردند.
البرادعی از رهبران ایران به خاطر سرپیچی از رسیدگی به این اتهامات که وی آنها را "یک موضوع جدی مورد نگرانی" نامید، انتقاد کرد.
البرادعی گفت: " ایران احتمالاً اطلاعات دیگری، خصوصاً در رابطه با آزمایش مواد حساس قابل انفجار و فعالیت های موشکی که بتوانند ماهیت فعالیت های عنوان شده را شفاف سازد، دارد. من بار دیگر ایران را تشویق می کنم که در این خصوص صادقانه عمل کند."
نشست 2 – 6 ژوئن در پی گزارش 26 مه البرادعی درباره ایران که خلاصه 18 سند اطلاعاتی ارائه شده از طرف 10 کشور از جمله ایالات متحده را مطرح می کند، است. این اسناد، شواهد جدیدی از این که برنامه غنی سازی اورانیوم ممکن است در حال پنهان سازی یک تلاش مخفی برای گسترش تسلیحات هسته ای باشد را به اطلاع عموم رساند.
(گزارش انتقادی آژانس سازمان ملل از همکاری هسته ای ایران را از طریق پیوند زیر ببینید:
“U.N. Agency Report Critical of Iran's Nuclear Cooperation.”)
سفیر گرگوری شولتی، نماینده ایالات متحده در IAEA گفت: "پرونده هسته ای ایران کاملاً باز و مملو از پرسش های نگران کننده باقی خواهد ماند. دلایل محکمی برای مظنون شدن به این که ایران در حال کار مخفیانه و فریبکارانه برای ساخت بمب هسته ای دست کم تا همین اواخر بوده است، وجود دارد."
نگرانی های البرادعی با تصمیم ایران برای جلوگیری از دسترسی IAEA نسبت به بازرسی های سرزده در جریان از تسهیلات هسته ای ایران برای فعالیت های غیرمجاز ترکیب شده است. شورای امنیت سازمان ملل از آن زمان به بعد سه دور از تحریم ها را علیه دوایر دولتی، مقامات ایرانی، بانک ها و دیگر مؤسسات مرتبط با این برنامه را اعمال کرده است.
انتظار می رود که خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به منظور ارائه بسته جدید مشوق های تهیه شده توسط [گروه] P5+1 – انگلستان، چین، فرانسه، روسیه، ایالات متحده و آلمان -- در راستای آخرین تلاش ها برای متقاعد ساختن ایران برای تعلیق غنی سازی و انجام مذاکره، طی هفته های آینده به تهران سفر کند.
کاندالیزا رایس، وزیر امور خارجه گفت: "من به ایرانی ها گفته ام که هر زمانی که آنها به تنها موردی که کل جامعه جهانی از آنها می خواهد به آن عمل کنند، که تعلیق غنی سازی و بازپروری توسط آنها است، جامه عمل بپوشانند، ما در هر زمان و هر مکانی می توانیم ملاقات کنیم و درباره هر موضوعی گفتگو کنیم. من فکر نمی کنم موضوع این باشد که چرا ما نمی خواهیم با تهران مذاکره کنیم. به نظر من سؤال این جا است که چرا تهران نمی خواهد با ما مذاکره کند."
بازرسان هسته ای از تأسیسات سوریه بازدید می کنند
البرادعی همچنین اعلام کرد که سوریه با پذیرش بازرسان هسته ای سازمان ملل از 22 تا 24 ژوئن به منظور بررسی یک رآکتور هسته ای مخفی تخریب شده در حمله هوایی اسراییل در سال 2007 موافقت کرده است.
مقامات ارشد، اعضای کنگره و رسانه ها را روز 24 آوریل درباره تأسیسات الکیبار در صحراهای دور افتاده شمال شرق سوریه، جایی که اطلاعات ایالات متحده نشان می دهد که سوریه برای ساخت یک رآکتور با توانایی تولید پلوتونیوم با درجه تسلیحاتی بدون مطلع ساختن IAEA بر اساس پیمان منع گسترش تسلیحات هسته ای از کمک مهندسان کره شمالی بهره مند شده است.
(سوریه ساخت رآکتور هسته ای را آشکار نساخته است را از طریق پیوند زیر ببینید:
“Syria Did Not Disclose Building Nuclear Reactor.”)
البرادعی گفت: "سوریه همانند تمام کشورها با توافقنامه های حفاظتی جامع، وظیفه دارد که طراحی و ساخت هرگونه تأسیسات هسته ای را به آژانس گزارش کند. از این رو ما با این اطلاعات با اهمیتی متناسب با آن برخورد می کنیم."
کارشناسان گفتند که بر اساس تصاویر ماهواره ای اخیر، به نظر می رسد که سوریه این تأسیسات را تخریب کرده و یک سازه جدید که ممکن است تلاشی برای محو شواهد قبل از بازرسی ها باشد، بنا کرده است. شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: "بگذارید امیدوار باشیم که تلاش های سوریه به منظور سرپوش گذاشتن بر آنچه که آنها سعی در پنهان کردن آن داشتند – تأسیسات هسته ای و رآکتور در خاک آنها -- کاملاً مؤثر نبوده باشد."
مک کورمک افزود: "افرادی که در این رآکتور کار کرده اند و کسانی که وقوف شخصی دارند و می توانند اطلاعات مهمی به IAEA ارائه دهند، وجود دارند. و اجازه دهید که امیدوار باشیم که این افراد در اختیار IAEA قرار داده شوند و کاملاً آماده پاسخگویی به درخواست های IAEA باشند."
وزارت امور خارجه ایالات متحده
3 ژوئن 2008
واشنگتن دی. سی.
وزیر رایس: …هنگامی که برخی می گفتند و حال ما فراموش کرده ایم که آنها می گفتند، "کسی که به نظر یک نفر تروریست است، به نظر کس دیگری مبارز در راه استقلال است."، و این ایالات متحده بود که می گفت: نه. قتل مردم بی گناه هر جایی همیشه اشتباه است. …هنگامی که برخی ادعا می کردند، همان طور که هنوز ادعا می کنند که اتحاد آمریکا با اسراییل از برخی جهات به طور کامل در راستای منافع ملی ما نبوده است، پرزیدنت بوش و من بودیم که می گفتیم که در حقیقت عکس این قضیه صحیح است: امنیت ما و ارزش های ما در جهانی که یک متحد دموکراتیک موفق به نام اسراییل وجود دارد، تقویت می شود.…
و هنگامی که رییس جمهوری ایران تمایل خود را "به حذف اسراییل از نقشه جهان" اعلام کرد، این ایالات متحده بود که یک مجموعۀ امنیتی 10 ساله 30 میلیارد دلاری برای کمک به اسراییل به منظور دفاع از سرزمین خود در برابر هر نوع تهدیدی ترتیب داد.
اکنون ما می شنویم که حاکمان ایران می گویند که در پی تسلیحات هسته ای نیستند و تنها به دنبال انرژی هسته ای صلح آمیز هستند. خوب، پس چرا آنها پیشنهادهای پیشین مشوق های جامعه جهانی، حتی مشارکت در رآکتورهای آب سبک را نپذیرفتند؟ چرا ایران تا کنون پیشنهاد روسیه برای غنی سازی اورانیوم در روسیه را نپذیرفته است؟ چرا همان طور که گزارش اخیر IAEA نشان می دهد، ایران بر خلاف قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل در حال غنی سازی اورانیوم است؟ چرا، همان طور که IAEA نیز اشاره می کند، بخش هایی از برنامه هسته ای ایران تحت کنترل ارتش ایران است؟ و چرا ایران از دسترسی کامل کارشناسان جهانی به تسهیلات هسته ای خود هنوز امتناع می کند؟ خوب، خانم ها و آقایان، دشوار است که تصور کنیم که پاسخ های صادقانه به این پرسش ها وجود داشته باشند.
من می دانم که در حال حاضر مباحثات جدی درباره نحوه برخورد با تهدیدی که از طرف رژیم ایران مطرح شده است، هم در کشور ما و هم در اسراییل وجود دارد. اگرچه این مباحثات نباید درباره این که آیا ما با ایران مذاکره می کنیم، باشد. موضوع اصلی این نیست. دیپلماسی به معنای مذاکره نیست. دیپلماسی واقعی به معنای پایه ریزی یک مجموعه از مشوق ها و بازدارنده ها برای ایجاد تغییر در رفتار است. بنابراین، اجازه دهید که بگویم که من دیپلماسی مان را چگونه می بینم.
از یک طرف، ما به حاکمان ایران نشان می دهیم که اگر آنها فکر می کنند که بهترین راه برای پیشبرد منافع ملی شان از راه دروغگویی، تقلب و ترور است، تنها انزوای خود و هزینه اعمال شده به ملت شان را بیشتر خواهند کرد. دولت ایران خطرناک است. ایران هنوز آسیب پذیر است: سیاست های اقتصادی تورم زای این کشور در حال شکست است؛ این کشور روش فکری انقلابی را بی اعتبار ساخته است؛ ناخشنودی رواج یافته بین کشورهای همسایه به واسطه رفتار خشونت آمیز این کشور؛ و محرومیت مردم این کشور در مرزوبوم خود شان. ما می توانیم و باید از این آسیب پذیری ها بهره برداری کنیم.
جهان در شورای امنیت سه مجموعه از تحریم ها را علیه ایران تصویب کرده است. ایالات متحده همچنین قدم های دیگری در راستای تحریم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، نیروی قدس این مجموعه و سه بانک عمده این کشور به دلیل سوء استفاده از سیستم مالی بین المللی برداشته است. ما گروه های جنگی حامل را به منظور جلوگیری از حمله علیه همپیمانان ما و منافع ما به منطقه فرستاده ایم. و ما به بهبود توانایی های دوستانمان، از جمله از طریق همکاری دفاع موشکی با اسراییل ادامه خواهیم داد.
ما در عراق با عوامل ایران که به سربازان ما حمله می کنند، کشور را بی ثبات کرده و عراقی های بی گناه را می کشند، مقابله کرده و در حال جمع کردن بساط آنها هستیم. هنگامی که پیکارجویان پشتیبانی شده از طرف ایران نیروهای امنیتی عراقی را در بصره به چالش کشیدند، با شکست مواجه شدند. و به شهرک صدر عقب نشینی کردند. در واقع رژیم ایران به دلیل مداخله فاحش در امور داخلی عراق به صورت فزاینده ای در جهت مخالف ملی گرایی عراقی ها عمل می کند. و اغراق در زمینه اهمیت مقابله با جاه طلبی های منطقه ای این کشور خشن و افراطی بسیار دشوار است.
آمریکا به صف آرایی جهان برای مسئول نگاه داشتن ایران ادامه خواهد داد. شرکای ما در اروپا و ورای آن باید شدیداً از آسیب پذیری ایران بهره برده و هزینه های سنگین تری – اقتصادی، مالی، سیاسی و دیپلماتیک -- بر این رژیم اعمال کنند. رژیمی که هولاکاست را نفی می کند، شهروندان کشورهای همسایه را مورد تهدید –کشتار- قرار می دهد و در پی نابود کردن یک عضو سازمان ملل است، نباید اجازه عبور از آستانه هسته ای را بیاید. همان طور که پرزیدنت بوش در کنست [پارلمان اسراییل] اظهار داشت: "جهان به خاطر صلح نباید به ایران اجازه داشتن تسلیحات هسته ای را بدهد."
در عین حال، پرزیدنت بوش و من روشن ساختیم که راه برای ایران به منظور بهبود روابط خود با جامعه جهانی و با ایالات متحده باز است. در حقیقت، من اعلام کرده ام که اگر ایران فعالیت های غنی سازی و بازپروری اورانیوم خود را تعلیق کند، من به همکاران خود در شورای امنیت سازمان ملل خواهم پیوست، من با همتای ایرانی خود ملاقات خواهم کرد – من این کار را هر زمان، در هر مکان و درباره هر موضوعی انجام خواهم داد. دشوار بتوان از این شفاف تر عمل کرد.
و ما از چنین تغییری در رفتار ایران استقبال خواهیم کرد. زیرا آمریکا دشمنان همیشگی ندارد. ما علاقه مند به ملاقات با آنها هستیم، اما نه هنگامی که آنها به آهستگی و زیر پوشش مذاکره به نزدیک تر شدن به سلاح هسته ای ادامه می دهند. بنابراین، موضوع اصلی این نیست که چرا دولت بوش نمی خواهد با تهران مذاکره کند؟ در اصل سؤال این است: چرا تهران نمی خواهد با ما مذاکره کند؟
خانم ها، آقایان، این روش واقعی دیپلماسی است. این روش نیازمند این است که ما راه مذاکره را باز نگه داریم، اما در عین حال نیازمند آن است که در صورت امتناع رژیم ایران از مذاکره هزینه هایی به آنها تحمیل کنیم.
اگرچه ما برای غلبه بر تروریسم و افراطیون باید اقداماتی بیش از حذف تهدیدهای فوری انجام دهیم. ما همچنین باید از کلیه رهبران و شهروندان خاورمیانه که خواسته هایشان را مسالمت آمیز پیش می برند، حمایت کنیم. در حقیقت ما باید از آنها طی تلاشی نو برای شکل دادن به یک تعادل منطقه ای جدید – نه بر اساس فرقه گرایی و قومیت گرایی بلکه بر اساس ارزش ها -- حمایت کنیم. تعادلی که از یک طرف باعث تقویت رهبران و شهروندان مسئولی که تروریسم را طرد می کنند، شود، در حالی که از طرف دیگر افراطیون را منزوی کرده و به حاشیه براند.
مساله اصلی این است: هنگامی که سخنان ظاهرفریب در مورد مقاومت، وعده های دروغین در مورد آینده ای بهتر، دعوی پوچ تقدس و ادعاهای توخالی مبنی بر حمایت از منافع تمامی مردم را از ایدئولوژی افراط گرایی خشونت آمیز حذف کنیم، این ایدئولوژی چیزی نخواهد بود که اکثریت مردم خاورمیانه واقعاً از آن حمایت می کنند. به همین دلیل ما باید شرایطی را ایجاد کنیم که انگیزه های واقعی افراط گرایان خشونت گرا را آشکار کرده و هویت حقیقی آنها را نشان دهد: جنایتکاران و دیکتاتورهایی که تنها در پی افزایش قدرت خود با استفاده از هر وسیله ای شامل کشتن و سرکوب سایر مسلمانان هستند.
به همین دلیل است که آزادی، دموکراسی و کثرت گرايی مسایلی حیاتی هستند: این موارد تنها راهکارهایی هستند که می توانند در نهایت فضای سیاسی مناسب جهت بی اعتبار کردن افراط گرایان خشونت طلب را در اختیار مسلمانان مسئولیت پذیر قرار دهند. در نهایت این شیوه ای است که ما از طریق آن پیروز می شویم. و تنها شیوه ای که منجر به شکست ما می شود، تسلیم شدن و رها کردن است – اگر ما اراده خود جهت حمایت از و توسعه ارزش هایمان را از دست بدهیم.
این مبارزه اکنون در سرتاسر خاورمیانه جریان دارد و در چند منطقه فرصت های پیروزی بر تروریست ها در حال افزایش است. ما شاهد حضور کشورهایی میانه رو و دموکراتیک هستیم – کشورهایی که می توانند نیازهای مردم خود را برآورده ساخته و نقش یک سنگر محافظ در برابر افراط گرایی را ایفا کنند.
عراق یک نمونه از این کشورها است. دولت عراق با حمایت های نظامی و غیرنظامی ما، به طور روزافزونی در حال ایفای وظایف یک کشور عادی می باشد. دولت عراق در حال غلبه بر افراط گرایان خشونت طلب در مناطقی مانند بصره، موصل و شهرک صدر است. این دولت با تلاش برای ایجاد عدالت و فراهم کردن خدمات اساسی و فرصت های مناسب، به صورت فزاینده ای در حال جلب اعتماد مردم این کشور است. این پروسه هنوز شکننده بوده و نیازمند حمایت همه جانبه آمریکا است. اما به موازات افزایش دایمی توانایی های دولت عراق، تعداد رو به رشدی از عراقی ها خواهان زندگی در صلح بوده و بر علیه افراط گرایان در بین خود مبارزه می کنند – همانگونه که عراقی ها در استان انبار، ستمگری های القاعده را نپذیرفتند و در بصره نیز در حال آغاز مبارزه با شبه نظامیان و جنایتکاران تحت حمایت ایران هستند.
در لبنان، توافقنامه دوحه اقدامی لازم و ضروری بود. درست است که اقدامات خشونت آمیز حزب الله موجب ایجاد این شرایط شده بود، اما این توافقنامه زمینه را برای میهن دوستان لبنانی فراهم می کند تا استقلال کشور خود را تقویت کرده، حاکمیت دولت مرکزی را گسترش دهند و کشور دموکراتیک خود را تقویت کنند. و استفاده اخیر حزب الله از خشونت بر علیه مردم لبنان ماهیت واقعی این گروه را نشان داد: افراط گرایانی خودخواه و تشنه قدرت که در پی منافع هم میهنان لبنانی خود نیستند و تحت حمایت ایران و سوریه، دست به هر اقدامی می زنند تا خواست خود را بر هم میهنان لبنانی خود تحمیل کنند. چالش کنونی ما کمک به رهبران و مردم میانه رو لبنان برای استفاده از فرصت کنونی است – کمک به آنها برای ادامه روند ایجاد یک دولت در بیروت که تجسم خواست های مردم بوده، در راستای منافع آنها تلاش کند، امنیت لبنان و همسایگان این کشور را تامین کند و نیازهای مردم لبنان، خصوصاً فقیرترین و نیازمندترین مردم را فراهم کند.
این فرصت دیگری را برای ما فراهم می کند که در ارتباط با فلسطینیان و تلاش های کنونی برای پایان بخشیدن به درگیری ها و تاسیس یک کشور کارآمد و مبتنی بر صلح فلسطین می باشد. یک صلح جامع و همه جانبه شامل لبنان، سوریه و سایر اعضای اتحادیه عرب، هدفی ارزشمند به شمار می رود. و ما از اقدامات متحد خود، ترکیه، در راستای حمایت از صلح بین اسراییل و سوریه قدردانی می کنیم. نکته کلیدی، پیگیری تمامی راهکارهای صلح به موازات ادامه تاکید بر موضوع فلسطین می باشد، زیرا این مهم ترین موضوع بوده و مورد حمایت کل جامعه بین المللی می باشد.
فرصت پیش روی ما توسط فعالیت های گسترده از سال 2001 تا کنون ایجاد شده است؛ فعالیت هایی گسترده که طی آن رهبری یاسر عرفات پذیرفته نشد و گفته شد که نمی توان با وجود رهبری فاسد که خود درگیر اقدامات تروریستی می باشد، به صلح دست یافت.
به جای آن، دولت [بوش] راهکاری متفاوت را در پیش گرفت. ما اظهار داشتیم که برای ایجاد کشور فلسطین، حل و فصل مسایل کنونی که از دیرباز وجود داشته اند، امری ضروری اما ناکافی است. لازمه دیگر این روند، وجود رهبران فلسطینی میانه رویی می باشد که با تروریسم مبارزه کرده، فرصت های مناسب را فراهم می آورند و فرهنگ مدارا را در بین مردم خود تقویت می کنند. چگونه می توان باور داشت که دستیابی به صلح واقعاً امکان پذیر است، هنگامی که کتاب های درسی و تلویزیون نفرت را به کودکان می آموزند؟
تصمیمات مشکلی که در دوره اول دولت بوش اتخاذ شد، اکنون شرایط را برای فرصت های کنونی فراهم کرده است. در سرزمین های فلسطین نیز اکنون مانند عراق ،لبنان و سایر کشورهای منطقه، شاهد حضور رهبران و شهروندانی مسئولیت پذیر هستیم. آنها تلاش می کنند تا جوامع خود را بر حسب ارزش های غیر خشونت آمیز دوباره سازماندهی کنند. و موفقیت این رهبران فلسطینی و پیروزی آنها در نبرد بر علیه افراط گرایان خشونت طلب، قطعاً برای امنیت ما و اسراییل موضوعی حیاتی به شمار می رود. آنها باید بدانند که ما در این نبرد با آنها در یک جبهه قرار داریم و نمی توانیم در این مبارزه موضعی بی طرف داشته باشیم.
پرزیدنت عباس رهبر قانونی و منتخب تمامی فلسطینیان است و او و دولتش در حال تلاش برای ممانعت از تبدیل جامعه خود به یک پایگاه برای افراط گرایان خشونت طلب هستند – هدفی که رهبران حماس تلاش می کنند تا با توسل به هر وسیله ای به آن دست یابند. وضعیت غزه برای همه ما بسیار آزارنده است. اما اقدامات حماس برای تهدید و ارعاب مردم بی گناه فلسطین و اسراییل، نتیجه سیاست های ما نیست. و همچنین این اقدامات دلیلی برای آن نیست که ما باید سیاست های خود را تغییر دهیم. مشکل کنونی، ناتوانی در برقراری ارتباط با حماس نیست؛ در حقیقت، چگونه یک کشور می تواند با گروهی مذاکره کند که هر پیمان صلح و توافقنامه ای را نه به عنوان ابزاری برای پیشبرد صلح، بلکه به عنوان تدبیری برای مهیا شدن برای جنگ می بیند؟ نه – تنها سیاست متعهدانه، همکاری با فلسطینیان میانه رویی است که می خواهند و باید این توانایی را داشته باشند که به اشغال سرزمین هایی که از سال 1967 آغاز شده است، پایان بخشند و همچنین حماس را تا زمانی که مانند یک گروه سیاسی صلح آمیز و نه یک گروه تروریستی، رفتار کند، تحت انزوا قرار دهند.
گسترش افراط گرایی خشونت آمیز در خاورمیانه، موضوع تاسیس کشور کارآمد و مبتنی بر صلح فلسطین را ضروری تر می کند. یک کشور متعهد فلسطین، درست مانند یک عراق و یا لبنان متعهد، باید پایگاهی برای ارزش های مشترک ما در منطقه بوده و بدین ترتیب مانع پیشروی دشمنان ما گردد. فرصت کنونی، از تمامی جنبه ها فرصتی کامل محسوب نمی شود، اما بهترین فرصت در چندین سال اخیر به شمار می رود و ما باید از آن استفاده کنیم. ما باید از این فرصت برای دستیابی به خواسته های تاریخی و درازمدت اسراییلی ها و فلسطینیان استفاده کنیم. اسراییلی ها مدت هاست که خواستار امنیت هستند و استحقاق آنرا دارند. و فلسطینیان نیز مدت هاست که با وجود تحقیرهای دایمی، خوستار احترام و شأن داشتن یک کشور مستقل هستند...
... ما هنوز معتقدیم که می توانیم به توافقنامه ای در مورد چهارچوب کلی یک کشور صلح آمیز فلسطین دست یابیم. من می دانم که این هدفی بلندپروازانه است، اما اگر ما بتوانیم تا پایان سال به این هدف دست یابیم، پیشرفتی تاریخی برای مردمی خواهد بود که به صلح اعتقاد دارند. گرچه، عملی شدن این هدف پس ار دوران کنونی رهبری ایالات متحده خواهد بود. من معتقدم که رویکرد دولت کنونی نسبت به این موضوع باید ادامه یابد و ادامه خواهد یافت. این به معنای لزوم حمایت از فلسطینیان متعهد برای ایجاد یک کشور دموکراتیک کاملاً جدید می باشد که هم دارای اراده و هم دارای ابزار لازم برای مبارزه با تروریسم است.
پایان بخشیدن به این درگیری ها نیازمند فداکاری های سخت و دردناکی از جانب هر دو طرف است. اما این انتخابی است که اسراییلی ها می توانند و باید با اطمینان کامل انجام دهند. اسراییل دارای سابقه ای طولانی و ارجمند در زمینه پایبندی به والاترین استانداردهای عدالت و تلاش بزرگوارانه برای استفاده از فرصت ها جهت دستیابی به صلح با همسایگان خود می باشد. اسراییل چیزهای بسیار زیادی برای ارایه به خاورمیانه دارد – سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و آموزشی. و یکی از نتایج غم انگیز این درگیری ها این است که کشورهای منطقه فرصت استفاده از این منابع را که در نتیجه صلح با اسراییل حاصل خواهد شد، از دست داده اند.
ایالات متحده دارای منافعی حیاتی در صلح بین اسراییلی ها و فلسطینیان است. در عین حال، ما با هر اقدامی که امنیت اسراییل را به مخاطره بیفکند، مقابله خواهیم کرد. به همین علت، اسراییل می تواند با شجاعت برای دستیابی به صلح تلاش کند – زیرا ایالات متحده به طور همه جانبه از این کشور حمایت کرده و نسبت به امنیت آن متعهد است...
# # #
افغانستان (رده دوم)
افغانستان منبع، مقصد و محل ترانزیت قاچاق کودکان، زنان و مردان با هدف بهره برداری جنسی و کار اجباری است. کودکان افغان در داخل کشور با هدف بهره برداری جنسی، ازدواج های اجباری در ازاء بدهی و یا به منظور حل اختلافات، تکدی گری اجباری، بردگی در ازاء بدهی، کودک سرباز اجباری، و اشکال دیگر کار اجباری قاچاق می شوند. زنان و دختران افغان نیز در داخل کشور و همچنین به کشورهای پاکستان، ایران، عربستان سعودی، عمان و دیگر نقاط خلیج، برای بهره برداری جنسی قاچاق می شوند. مردان افغان نیز به منظور کارهای اجباری به ایران قاچاق می شوند. افغانستان در عین حال مقصد قاچاق زنان و دخترانی از چین، ایران و تاجیکستان است که به منظور بهره برداری جنسی قاچاق می شوند. اعتقاد بر این است که زنان و کودکان تاجیک، برای بهره برداری جنسی، از طریق افغانستان به پاکستان و ایران قاچاق می شوند.
دولت افغانستان، هرچند کوشش های چشمگیری در زمینه مقابله با قاچاق انسان انجام می دهد، ولی اقدامات آن، به صورت کامل با حداقل استانداردهای لازم برای از بین بردن قاچاق انسان ها همخوانی ندارد. ادارات ضد قاچاق انسان در دفاتر دادستان های کل کلیه استان ها دایر گردیده است. به علاوه، مقامات افغانی مجری قانون در افغانستان آموزش هائی در زمینه تحقیقات ضد قاچاق انسان دریافت کرده اند. دولت افغانستان همچنین با IOM برای اجرای یک برنامه آگاه سازی عمومی در مورد قاچاق زنان و دختران، در آسیب پذیرترین استان ها، همکاری می کند. دولت افغانستان با سازمان های غیر دولتی، از جمله از طریق اهداء زمین برای احداث سرپناه برای قربانیان قاچاق انسان، همکاری می کند. با این حال، علیرغم وجود مشکل قابل توجه، دولت شواهد کافی مبنی بر مجازات عمل قاچاق انسان ها را نشان نمی دهد. به اضافه، دولت افغانستان در مواردی قربانیان قاچاق به منظور بهره برداری جنسی را به عنوان زنای محصنه و یا فاحشگی، اعمالی که اجباراً از قاچاق انسان ها ناشی شده است، با زندانی کردن تنبیه کرده است. هرچند دولت افغانستان فاقد منابع لازم برای ارائه خدمات محافظتی به قربانیان است، در همان حال نیز نمی تواند از دسترسی قربانیان قاچاق انسان به مراقبتهای ارائه شده از سوی سازمان های غیر دولتی مطمئن باشد.
توصیه هائی برای افغانستان
افزایش فعالیت های قانونی بر علیه قاچاق انسان، از جمله محکومیت، مجازات و زندان برای عمل قاچاق انسان به منظور بهره برداری جنسی و کار اجباری؛ اطمینان داده شود که قربانیان قاچاق انسان برای اعمالی مانند فاحشگی و زنای محصنه که از نتایج قاچاق محسوب می شود، تنبیه نمی شوند؛ برقراری روشی رسمی برای تشخیص قربانیان قاچاق انسان و تحت پوشش خدمات محافطتی قرار دادن آنان؛ تا حد ممکن، ارائه کمک های اهدائی به سازمان های غیر دولتی که خدمات حفاطتی به قربانیان قاچاق انسان ارائه می دهند؛ و به کار گیری اقدامات ابتکاری، مانند برگزاری جلسات هشدار دهنده برای افراد در معرض خطر قاچاق شدن، برای جلوگیری از قاچاق انسان.
محکومیت
دولت افغانستان، در دوره زمانی گزارش، شواهد کافی از کوشش خود در زمینه تنبیه قاچاقچیان انسان نشان نداده است. افغانستان تمامی انواع قاچاق انسان را ممنوع نکرده است و تکیه این کشور بر قوانین آدم ربائی و دیگر قوانینی است که تنها برخی از انواع اتهامات قاچاق انسان را در بر می گیرد. این قوانین مجازات خاصی را مشخص نمی کند، بنابراین مشخص نیست که آیا مجازات ها به اندازه کافی شدید می باشند و آیا متناسب با مجازاتی که برای دیگر جرایم خطرناک، مانند تجاوز جنسی، در نطر گرفته اند، می باشد. علیرغم در اختیار داشتن برخی قوانین، دولت افغانستان شواهد کافی درخصوص بازداشت، تعقیب و یا مجازات قاچاقچیان انسان ارایه نکرده است. دولت افغانستان اطلاعاتی که نشان می دهد قاچاقچیان انسان در این کشور محکوم و مجازات شده اند، نشان می دهد، اما قادر به ارائه جزئیات اطلاعات ارائه شده نیست. هرچند موارد فراوانی از همدستی پلیس مرزی وبزرگراها با قاچاقچیان انسان گزارش شده است ولی شواهدی در دست نیست که نشانگر کوشش های دولت افغانستلن برای تحقیقات، دستگیری و محکومیت کارمندان دولتی که با قاچاقچیان انسان همکاری می کنند، باشد.
محافظت
دولت افغانستان کوشش کافی برای محافظت از قربانیان قاچاق انسان انجام نداده است. دولت افغانستان فاقد منابع لازم برای برخورداری قربانیان از مراقبت های جامع توانبخشی است؛ سازمان های غیر دولتی کمک های بسیاری به قربانیان می کنند. مجریان قانون روش رسمی برای تشخیص قربانیان قاچاق انسان و هدایت آنان به خدمات محافظتی ارائه شده توسط سازمان های غیر دولتی، به کار نمی گیرند. در همان حال، نگرانی جدی در مورد مجازات قربانیان قاچاق انسان به خاطر اعمالی که از نتایج قاچاق محسوب می شود، باقی مانده است. برخی از قربانیان قاچاق انسان همچنان در بازداشت به سر می برند و یا به خاطر فاحشگی و جرایم اخلاقی مجازات شده اند، که بر طبق قانون ممکن است به مجازات حبس ابد و یا مرگ محکوم شوند. دولت افغانستان قربانیان قاچاق انسان را تشویق نمی کند تا درخصوص تحقیقات درباره قاچاقچیان به آنها کمک کنند و همچنین به قربانیان خارجی راهکارهای قانونی برای جلوگیری از بازگرداندن آنها به کشورهایی که ممکن است در آنها با خطر مجازات مواجه شوند، ارایه نمی کند. چهار سرپناه در کل کشور برای زنان ایجاد شده است که در آنها از قربانیان زن که مورد تجاوز قرار گرفته اند، از جمله قربانیان قاچاق انسان، محافظت می کنند، ولی ظرفیت این سرپناه ها محدود است و از اعتبارات کافی برخوردار نیستند. دولت افغانستان در دوره زمانی گزارش، گزارشی از اعزام افراد قربانی قاچاق انسان به این مراکز و یا کمک به این مراکز اعلام ننموده است. گاهی اوقات، کودکان قربانی قاچاق انسان، تا زمان پیوستن به خانواده خود، به پرورشگاه ها اعزام می شوند.
پیشگیری
دولت افغانستان در دوره زمانی گزارش، هیچگونه کوشش گزارش شده برای پیشگیری از قاچاق انسان انجام نداده است. دولت افغانستان اقداماتی برای آگاه سازی عمومی و هشدار به افراد در معرض خطرات قاچاق شدن و یا قاچاقچیان بالقوه و پی آمدهای قاچاق، سازمان نداده است. دولت افغانستان همچنین گام هائی به منظور کاهش تقاضا برای بهره بردای تجاری ازمسائل جنسی انجام نداده است. دولت افغانستان توافقنامه TIP سازمان ملل را که در سال 2000 پیشنهاد شده، تائید ننموده است.
ایران منشاء، محل عبور و مقصد قاچاق انسان با اهداف سوء استفاده و بردگی اجباری است. زنان ایران برای اهداف فحشاء اجباری و ازدواج تحمیلی به منظور پرداخت بدهی ها در داخل کشور قاچاق می شوند. کودکان ایرانی در داخل کشور و کودکان افغانی به ایران به منظور ازدواج اجباری، بهره برداری جنسی تجاری و بردگی اجباری به عنوان متکدی یا کارگر، قاچاق می شوند. بر اساس منابع غیر دولتی، زنان و دختران ایرانی همچنین به منظور بهره برداری جنسی تجاری به پاکستان، ترکیه، قطر، کویت، امارات متحده عربی، فرانسه، آلمان و انگلستان قاچاق می شوند. دولت ایران به منظور از بین بردن قاچاق [انسان] حداقل استانداردها را کاملاً برآورده نمی سازد و تلاش های عمده ای به این منظور به عمل نمی آورد. عدم دسترسی مقامات دولت ایالات متحده به ایران، جمع آوری کامل اطلاعات درباره مشکل قاچاق انسان در این کشور و تلاش این دولت برای محدود ساختن آن را از بین برده است. ایران شواهد فعالیت های اجرای قانون علیه قاچاق [انسان] را ارائه نکرده است و گزارش های معتبر نشان می دهد که دولت ایران قربانیان قاچاق را با ضرب و شتم، زندان و اعدام مجازات می کند.
توصیه هایی به ایران: افزایش قابل توجه قوانین اجرایی علیه قاچاقچیان [انسان]؛ بنیاد نهادن یک روند شناسایی قربانیان برای شناسایی با روش های معین و حفاظت از قربانیان قاچاق، به خصوص در میان گروه هایی همچون زنان دستگیر شده به دلیل فحشاء؛ و توقف مجازات قربانیان قاچاق [انسان].
پیگرد قانونی
شواهدی در دست نیست که نشان دهد ایران امسال پیشرفت عمده ای در زمینه پیگرد قانونی و مجازات جنایات وابسته به قاچاق انجام داده باشد. از قرار معلوم، دولت کلیه اشکال قاچاق انسان را به واسطه قانون سال 2004 مبارزه با قاچاق انسان که به نظر می رسد مجازات های شدیدی، غالباً شامل مجازات مرگ برای قاچاقچیان محکوم شده، تعیین کرده باشد را ممنوع کرده است. با این وجود طی سال تهیه گزارش دولت از طریق دستگیری ها، پیگردهای قانونی، محکوم کردن ها یا مجازات ها شواهدی بر اجرای این قانون را به اطلاع عموم نرسانده است. گزارش های پیشین نشان داده است که مقامات مرزی احتمالاً در قانون شکنی های مربوط به قاچاق دست داشته اند؛ اگرچه، ایران اعمال هرگونه تنبیه انضباطی علیه مقامات دولتی که ظن کمک به قاچاق [انسان] در رابطه با آنان وجود داشته، را گزارش نکرده است.
حفاظت
امسال هیچ گونه تلاشی توسط دولت ایران برای بهبود حمایت از قربانیان قاچاق [انسان] توسط این کشور گزارش نشده است. از قرار معلوم، دولت قربانیان را به خاطر اقدامات نامشروع مرتکب شده به عنوان نتیجه مستقیم قاچاق شدن، مجازات می کند؛ برای مثال و از قرار معلوم، قربانیان به خاطر تخطی از معیارهای اخلاقی همچون زنای محصنه، که به عنوان روابط جنسی خارج از چارچوب ازدواج تعریف می شود، دستگیر و تنبیه می شوند. تعداد قربانیانی که ممکن است طی دوره گزارش به دلیل این قبیل اقدامات مرتکب شده به عنوان نتیجه تجربه قاچاق شدن آنها، موضوع مجازات قرار گرفته باشند، نامعلوم است. قربانیان خارجی قاچاق [انسان] به جز انتقال به کشورهایی که ممکن است در آن کشورها با رنج یا مجازات روبرو شوند، گزینه قانونی دیگری ندارند. گزارش های پیشین نشان می دهد که دولت قربانیان را به کمک به مقامات اجرای قانون در حالی که موارد قاچاق آنها مورد رسیدگی و تعقیب قانونی قرار می گیرد، تشویق نمی کند.
پیشگیری
گزارشی در رابطه با هرگونه پیشرفتی در اقدامات پیشگیرانه قاچاق توسط دولت ایران طی سال تهیه گزارش وجود ندارد. مشابهاً هیچ گزارشی از اقدامات انجام شده توسط دولت در زمینه کاهش تقاضا برای اعمال جنسی تجاری یا هرگونه عملیات آگاه سازی عمومی نسبت به شهروندانی که به مقصدهای شناخته شده گردشگری با هدف روابط جنسی با کودکان سفر می کنند، طی دوره تهیه گزارش وجود نداشته است. توصیه می شود که ایران از طریق نظارت بر مسافرت زنان و دختران ایرانی به کشورهای خاورمیانه، کشورهایی که آنها عموماً به منظور بهره برداری جنسی تجاری به آنجا قاچاق می شوند، تلاش های خود به منظور جلوگیری از قاچاق انسان بهبود ببخشد. ایران پروتکل TIP سال 2000 سازمان ملل را نپذیرفته است.
یادداشت كانداليزا رايس، وزیر امور خارجه
خوانندۀ عزيز:
در سالی که در آن هستیم زندگی میلیون ها مرد، زن و کودک در سراسر جهان به وسیلۀ قاچاقچیان انسان تباه خواهند شد. این شکل نوین از برده داری وجدان هر کشور متمدنی را تکان می دهد، و ایالت متحده خود را متعهد می داند که جهانیان را برای شکست دادن قاچاق انسان در کنار هم گرد آورد.
هشتمین گزارش سالانۀ قاچاق اشخاص 170 کشور را در بر می گیرد. اين گزارش کوشش های هر کشوری را برای کشف مرتکبان، تعقیب جنایتکاران و در دست آخر از میان برداشتن جنایت مشمئز کنندۀ قاچاق انسان منظور داشته است.
مایۀ خشنودی ماست که از هفت سال پیش که اداراه نظارت بر قاچاق اشخاص و مبارزه با آن در وزارت امور خارجه تأسیس شده است، ایالات متحده و دوستان و متحدان ما گام های مهمی در جهت رویارویی با این واقعیت که در قرن بیست و یکم موجودات انسانی همچنان در معرض خرید و فروش قرار دارند برداشته اند. مشاهده دولت های مصمم، گروه های مدافع حقوق بشر و زنان، سازمان های دینی و بسیاری از افراد شجاع که درسراسرجهان خود را وقف ارتقاء منزلت انسانی کرده اند، مسرت بخش است.
قاچاق انسان و بهره کشی بلایی است که دامنگیر همۀ کشور هاست و حتی کشور خود ما از آن در امان نیست.
هدف این گزارش پرتو افکندن بر دستاوردهای اخیر و تشویق دولتها در عزم راسخشان برای مقابله با کسانی است که در کمین ضعیف ترین و آسب پذیر ترین اعضای جامعه نشسته اند. ما همگام با یکدیگر، اطمینان داریم که این جنبش نوین و در حال گسترش از هواداران امحای [قاچاق انسانی] به نجات، اعادۀ حیثیت و باز گرداندن زندگی، به کسانی که زندگی تا بدین حد از آنها گرفته شده است ادامه خواهد داد.
با احترام
كانداليزا رايس
پيشگفتار
گزارش قاچاق انسان (TIP) در سال 2008
هدف
وزارت امور خارجه ايالات متحده مکلّف است همه ساله گزارشی درباره تلاش های دولت های خارجی برای از میان بردن اشكال فاحش قاچاق انسان به كنگره تسليم کند. اين هشتمين گزارش سالانه قاچاق انسان به شمار می رود. هدف از اين گزارش بالا بردن ميزان آگاهی جهانی، تاكيد بر تلاش های جامعه بين الملل و تشويق دولت های خارجی به اقدامات موثر برای مقابله با تمام اشكال قاچاق افراد انسانی است.
قانون سال 2000 ایالات متحده درحمایت از قربانيان قاچاق(TVPA)، که هدایت کننده مبارزه با قاچاق انسان است، به گونه ای که مورد اصلاح قرار گرفته، تصریح می كند كه هدف مبارزه با قاچاق انسان مجازات قاچاقچيان، حمایت از قربانيان و پيشگيری از وقوع قاچاق است. رهایی افرادی كه به دام شرايطی مشابه با بردگان افتاده اند هدف نهايی اين گزارش و سياست دولت ايالات متحده را در مبارزه با قاچاق انسان تشکیل می دهد.
قاچاق انسان تهديدی چند بعدی است. مردم را از حقوق بشر و آزادی هاشان محروم می كند، بر خطرات بهداشت جهانی می افزايد و به رشد جرايم سازمان يافته دامن می زند.
قاچاق انسان تاثير ويرانگری بر قربانيیان كه اغلب در معرض سوء استفاده جسمی و احساسی، تجاوز و تهديدهای شخصی و خانوادگی، دزدی اسناد و حتی مرگ قرار دارند، باقی می گذارد. اما تاثير قاچاق انسان از افراد قربانی فراتر می رود؛ اين مسئله مبانی بهداشت، ايمنی و امنيت همۀ ملت هایی را که در معرض آن قرار می گیرند متزلزل می كند.
يك جمع همواره رو به افزایش از كشورها وجود دارد كه تلاش های چشمگيری برای متوقف ساختن اين جنايت شریرانه انجام می دهند. هر كشوری كه به موجب قانون حمایت از قربانیان قاچاق TVPA از تلاش برای تطبیق وضع خود با حداقل معيارهای ناظر بر حذف قاچاق انسان باز ماند، در ارزيابی اين گزارش در "رده 3" قرار می گيرد. اين ارزيابی می تواند آغازگر امتناع ايالات متحده از كمك های خارجی به غير از كمك های انسانی و بازرگانی باشد. گزارش TIP در ارزيابی تلاش های دولت های خارجی بر سه مورد پيگرد قانونی، پناه، و پيشگيری با عنوان "3 پی"(3 Ps) تاكيد دارد. اما رويكردی معطوف به وضع قربانيان قاچاق نیز ما را به توجه به سه نکته دیگر یعنی نجات، اعاده حیثیت و باز گرداندن به آغوش جامعه موظف می کند که از آنها به عنوان "3 آر"(3 Rs) ياد می شود. این رویکرد همچنين بر تشويق به آموزش و سهیم کردن [دیگران] در بهترین روش های اتخاذ شده در اين حوزه ها تمركز دارد. ما باید از گام نخستین در زمینه نجات قربانیان فراتر رویم و منزلت و امید به زندگی ثمر بخش را به آنان باز گردانیم.
تعريف قاچاق انسان
قانون حمایت از قربانیان قاچاق انسان TVPA، "اشکال فاحش قاچاق" را اين گونه تعريف می كند:
الف. قاچاق برای بهره برداری جنسی كه طی آن اقدام تجاری جنسی با اجبار، فریبکاری يا توسل به زورآمیخته باشد و شخصی را كه سن او به 18 سال نرسیده به چنان عملی اغوا کند، يا
ب. استخدام، پناه دادن، انتقال، آوردن يا واداشتن شخص به كار يا خدمت از طریق اعمال زور، با فریبکاری يا اجبار به منظور بردگی، خدمت در ازای بدهی يا بردگی بر خلاف میل خود.
برای گنجيدن در اين تعريف ها، لازم نيست كه قربانی به طور فیزیکی از يك مكان به مكان ديگر منتقل شود.
حدود و ماهيت برده داری نوین
عنصر مشترك در ماجراهای قاچاق استفاده از اجبار، تقلب يا اعمال زور برای بهره برداری از يك فرد به منظور رسيدن به سود است. يك قربانی ممکن است مورد بهره برداری كاری، بهره برداری جنسی يا هر دو واقع شود. بهره برداری كاری شامل برده داری سنتی ، كار اجباری، و خدمت در ازای بدهی است. بهره برداری جنسی غالبا شامل سوء رفتار در محدودۀ صنعت تجارت جنسی است. در موارد ديگر قربانيان در منازل خصوصی مورد بهره برداری افرادی قرار می گيرند كه اغلب خواستار روابط جنسی و خدمت به طورهم زمان هستند. اجبار يا اعمال زور می تواند به طور مستقيم و خشونت آميز يا از طريق روانی انجام گيرد.
در مورد دامنۀ برده داری امروزين طیف گسترده ای از برآوردها وجود دارد. سازمان بين المللی كار – ارگان سازمان ملل متحد که مسؤل رسيدگی به معيارهای كار، استخدام و مسائل امنيت اجتماعی است– تعداد افرادی را كه به كار اجباری، كار برای پرداخت بدهی، كار اجباری درزير سن قانونی و بردگی جنسی اشتغال دارند در هر زمان موردنظر 12.3 ميليون نفر تخمين می زند؛ ارقام تخمين های ديگر بين 4 تا 27 ميليون نوسان دارند.
طبق پژوهشی كه در سال 2006 با حمایت دولت ايالات متحده تکمیل شد، سالانه 800,000 نفر در امتداد مرزهای ملی قاچاق می شوند و اين تعداد شامل افرادی كه در كشورهای خودشان در معرض قاچاق قرار می گیرند نیست . حدود 80 درصد از قاچاق بين كشورها را زنان و كودكان تشكيل می دهند و نزدیک به 50 درصد از آنان افراد نابالغ هستند. اكثر قربانيان بين كشورها زنانی هستند كه به منظور بهره برداری جنسی قاچاق می شوند. اين تعداد ميليون ها قربانی زن و مردی را كه در سراسر جهان درون كشورهای خودشان قاچاق می شوند و اكثرا برای پرداخت بدهی های خود مشغول كار هستند، در بر نمی گیرد.
قاچاقچيان انسان افراد آسيب پذير را شكار می كنند. آنان اغلب كودكان و زنان جوان را هدف قرار می دهند و از ترفندهای زیرکانه و بی رحمانه كه برای فریب، اعمال زور و جلب اعتماد قربانيان احتمالی طراحی شده اند، استفاده می كنند. در اين ترفندها در اغلب موارد بر وعده زندگی بهتر از طريق ازدواج، استخدام يا فرصت های آموزشی تکیه می شود.
مليت های افراد قاچاق شده به اندازه تنوع فرهنگ های موجود در دنيا است. برخی از این افراد كشورهای در حال توسعه را در تلاش برای ارتقاء زندگی خود از طريق كارهای غیر تخصصی در كشورهای مرفه تر ترك می كنند. ديگران قربانی كار اجباری يا کار برای پرداخت بدهی در كشورهای خودشان می شوند. زنان مشتاق به آينده ای بهتر آماده پذيرش كارهايی خارج از كشور از جمله نگاهداری كودكان، سرايداری، خدمتكاری در رستوران يا مانكن شدن هستند – مشاغلی که قاچاقچيان آنها را به کابوس روسپیگری بدون امكان ترك آن تبدیل می کنند. برخی از خانواده ها فرزندان خود را به بزرگسالان و اغلب به اقوامی واگذار می كنند كه قول تحصيل و ایجاد فرصت می دهند – اما به جای این کار كودكان را به برای بهره برداری می فروشند. اما فقر به تنهایی توجیه کننده این فاجعه، که به وسیله استخدام کنندگان و کارفرمایان دروغین و مقامات دولتی فاسد و مترصد بهره برداری غیرقانونی از استیصال دیگران هدایت می شود، نیست.
تمركز گزارش سال 2008 TIP
گزارش TIP فراگيرترين گزارش جهانی درباره تلاش های دولت ها در مبارزه با اشكال فاحش قاچاق انسان است. اين گزارش از آوريل 2007 تا مارس 2008 را پوشش می دهد. گزارش شامل كشورهايی است كه مبدا، معبر يا مقصد تعداد زيادی از قربانيان اشكال فاحش قاچاق به شمار می روند. گزارش TIP نمایانگر یک نگرش جهانی و روزآمد شده به ماهيت و دامنۀ برده داری امروزين است و طیف گسترده ای را از اقداماتی كه توسط دولت ها در سراسر جهان برای مقابله و از ميان برداشتن آن صورت می گيرد نشان می دهد .
از آنجا كه قاچاق [انسان] به احتمال زياد تمام كشورهای دنيا را فرامی گیرد، از قلم افتادن يك كشور از گزارش ممكن است ناشی ازکمبود اطلاعات باشد. داستان های نقل شده از هر كشور نشان دهنده حدود و ماهيت مشكل قاچاق، دلايل گنجاندن آن كشور در گزارش و تلاش های دولت برای مبارزه با قاچاق است. هر حكايت همچنين شامل ارزيابی تطبیق کاردولت با حداقل معيارهای تعیین شده برای از ميان برداشتن قاچاق طبق TVPA است و پيشنهادهایی را نیز برای اقدامات اضافی در زمينه مبارزه با قاچاق از سوی دولت کشور مورد نظر شامل می شود. بقيه حكايت، تلاش های هر كشور را در زمينه اجرای قوانين ضد قاچاق، محافظت از قربانيان و پيشگيری بیان می كند. هر حكايت مبنای دسته بندی كشورها را در رده 1، رده 2، فهرست نظارتی رده 2، يا رده 3 توضيح می دهد. اگر كشوری در فهرست نظارتی رده 2 قرار داشته باشد، به یک عبارت توضيحی با استناد به ضوابط ویژۀ مندرج در TVPA استناد خواهد شد.
TVPA سه عامل را برای گنجاندن يك كشور در رده 2 (يا فهرست نظارتی رده 2) يا در رده 3 در نظر می گیرد: 1) ميزان نقش كشور به عنوان مبدا، معبر يا مقصد اشكال فاحش قاچاق؛ 2) ميزان عدم انطباق كشور با حداقل معيارهای TVPA و بویژه ميزان فساد دولت در ارتباط با قاچاق ؛ و 3) منابع و قابليت های دولت در رسيدگی به اشكال فاحش قاچاق انسان و از ميان برداشتن آن.
برخی از كشورها كنفرانس هايی برگزار كرده اند يا طرح های ضربتی ملی را به منظور هدف قراردادن تلاش های ضد قاچاق به اجرا درآورده اند. در حالی که این فعالیت ها سودمنداند و می توانند به عملیات ملموس اجرای قانون، حمایت و اقدامات حمایت کننده در آینده شتاب بخشند، با وجود اين، كنفرانس ها، طرح ها و گروه های ضربت به تنهايی وزنۀ سنگینی در ارزيابی تلاش های كشور به شمار نمی روند. اين گزارش بيشتر بر اقدامات ملموس دولت ها برای مبارزه با قاچاق، به ويژه در زمينه پيگرد قانونی، محكوميت و صدور احکام زندان برای قاچاقچيان، روش های محافظت از قربانيان و تلاش برای پيشگيری متمركز است. گزارش بهای زيادی به قوانينی که در مرحلۀ پيش نويس قراردارند يا هنوز به اجرا در نيامده اند نمی دهد. و سرانجام، گزارش بر تلاش های دولت ها كه به طور غير مستقيم بر كاهش میزان قاچاق تاثير می گذارند، از جمله برنامه های آموزشی، حمايت از توسعه اقتصادی يا برنامه هايی به منظور افزايش برابری جنسی، متمركز نيست، هر چند كه اين موارد، تلاش های ارزشمندی به شمار می روند.
روش کار
وزارت امور خارجه با استفاده از اطلاعات سفارت خانه های ايالات متحده، مسؤلان دولت های خارجی، سازمان های غير دولتی و بين المللی، گزارش های منتشر شده، سفرهای تحقيقاتی که در هر منطقه صورت گرفته واطلاعاتی که در اختیار تارنمای tipreport@state.gov، گذاشته شده، اين گزارش را تهيه كرده است. اين نشانی الكترونيكی برای سازمان های غير دولتی و افراد در نظر گرفته شد تا اطلاعات مربوط به پيشرفت دولت ها را در زمينه مقابله با قاچاق به آن بفرستند. مقامات ديپلماتيك ايالات متحده وضع قاچاق [انسانی] و اقدامات دولتی را بر مبنای پژوهش های دقیق، از جمله ديدارهايی با طیف گسترده ای از مسؤلان دولتی، نمايندگان بومی و بين المللی سازمان های غير دولتی، مسؤلان سازمان های بين المللی، خبرنگاران، افراد دانشگاهی و افرادی كه از قاچاق جان سالم به در برده اند گزارش داده اند. وزارت امور خارجه برای گرد آوردن گزارش امسال به منابع اطلاعاتی هر كشور نگاهی افکند تا ارزيابی خود را انجام دهد. ارزيابی تلاش های ضد قاچاق هر كشور شامل روندی دو مرحله ای است:
مرحله نخست: يافتن تعداد چشمگيری از قربانيان
نخست، وزارت امور خارجه به طور کلی با ملاک قراردادن تعداد 100 قربانی يا بيش از آن، مشخص می كند كه آيا كشور "كشور مبدا، معبر يا مقصد تعداد قابل ملاحظه ای از قربانيان اشكال فاحش قاچاق به شمار می رود يا نه" و اين ملاك همان است كه در گزارش های پيشين نيز در نظر گرفته شده است. برخی از كشورها كه دستيابی به چنين اطلاعاتی در آنها امكان پذير نبوده رده بندی نشده، اما در بخش موارد ويژه آورده شده اند، زيرا نشانه هايی از قاچاق در آنها مشاهده شده است.
مرحله دوم: رده بندی
وزارت امور خارجه هریک ازكشورهای منظور شده در گزارش سال 2008 TIP را در يكی از سه فهرستی كه رده نام دارند و توسط TVPA الزامی تشخيص داده شده اند قرار داده است. اين رده بندی بيشتر بر اساس دامنۀ اقدامات دولت برای مبارزه با قاچاق صورت گرفته است تا ميزان وجود مشكل كه البته آن هم از اهميت برخوردار است. اين وزارتخانه نخست ارزيابی می كند که دريابد آيا کار یک دولت با حداقل معيارهای TVPA برای از ميان برداشتن قاچاق (جزييات آن در صفحات 284 آمده است) انطباق دارد يا نه. دولت هايی كه کارشان به طور كامل با این ضوابط مطابقت دارد در رده 1 گنجانده می شوند. در مورد دولت های ديگر به اين نكته توجه می شود كه آيا آنها تلاش چشمگيری برای انطباق وضع خود انجام می دهند يا نه. دولت هايی كه با حداقل معيارها مطابقت ندارند و تلاش چشمگيری هم در اين زمينه انجام نمی دهند در رده 3 قرار می گيرند. دردست آخر، ضوابط مندرج در فهرست ویژۀ نظارتی مورد توجه قرار می گیرد و در صورت اقتضا، كشورهای رده 2 در فهرست نظارتی رده 2 قرار می گيرند.
فهرست نظارتی ویژه – فهرست نظارتی رده 2
قانون حمایت از قربانیان قاچاق TVPA یک فهرست نظارتی ویژه ای از کشورهایی که اسم آنها در گزارش قاچاق انسان (TIP ) درج شده وکارشان نیاز به رسیدگی و بررسی دقیق دارد، به وجود آورد. این فهرست اقلام زیر را شامل می شود:
1- کشورهایی که در گزارش اخیر در رده اول قرار گرفتند که در گزارش سال 2007 در رده 2 بودند.
2- کشورهایی که در گزارش اخیر در رده دوم قرار گرفتند و در گزارش سال 2007 در رده 3 بودند.
3- کشورهایی که در گزارش اخیر در رده دوم قرار گرفتند، و در آنها:
الف) تعداد مطلق قربانیان اشکال فاحش قاچاق یا بسیار بالا و یا در حال افزایش است.
ب) قصور در ارائه شواهد کافی مبتنی بر انجام کوشش های فزاینده در مبارزه با اشکال فاحش قاچاق انسان نسبت به سال قبل که شامل رسیدگی های رو به افزایش، پیگرد های قانونی، و مجازات جرائم قاچاق، مساعدت فزاینده به قربانیان، و در ارائه شواهد کافی مبنی بر کاهش همدستی مقامات دولتی در امر قاچاق انسان است، مشاهده شود.
ج) تشخیص اینکه یک کشور تلاشهای عمده ای در امر دستیابی به حداقل ضوابط قابل قبول براساس تعهدات کشور مذکور برای برداشتن گام های بیشتر طی سال آینده انجام داده است.
این طبقه بندی سوم ( که شامل الف، ب و ج می شود) توسط وزارت امور خارجه، "فهرست نظارتی رده 2" نام گرفته است. در گزارش ماه ژوئن 2007، تعداد 32 کشور در فهرست نظارتی رده 2 جا می گرفتند. با در نظر گرفتن دو کشوری که برای بار دوم در فهرست نظارتی رده 2 در ماه اکتبر سال 2007 قرار داشتند، و 7 کشوری که شرایط مندرج در دو بند اول فهرست بالا را به انجام رسانیده بودند ( از زمان گزارش TIP در سال 2007 تا 2008، یک رده بالا تر رفته اند). نام 41 کشور در یک " ارزشیابی موقت" که توسط وزارت امور خارجه در 28 فوریه 2008 گنجانیده شد.
11 کشور از 34 کشور فهرست نظارتی رده 2 در زمان انتشار ارزشیابی موقت، به رده 2 ارتقاء یافتند، در حالیکه 4 کشور به رده 3 تنزل یافتند و 19 کشور باقیمانده در همان رده 2 فهرست نظارتی باقی ماندند. وضعیت کشورهای مندرج در فهرست نظارتی ویژه این گزارش در یک ارزشیابی موقت که قرار است در روز اول فوریه 2009 به کنگره ایالات متحده تسلیم شود، بار دیگر بررسی خواهد شد.
مجازات های بالقوه برای کشورهای رده 3
دولت های کشورهای رده 3 در معرض تحریم های معینی قرار خواهند گرفت. دولت آمریکا احتمالأ از ارسال کمک های خارجی که جنبه بازرگانی و بشر دوستانه ندارد به آنها خودداری خواهد کرد.
کشورهایی که چنین کمک هایی را دریافت نمی کنند از حمایت مالی برای شرکت جستن مقامات رسمی و کارکنانشان در برنامه های مبادلۀ فرهنگی و آموزشی محروم خواهند شد. به موجب موازین TVPA، دولت هایی که در معرض تحریم قرار می گیرند، همچنین با مخالفت ایالات متحده برای دریافت کمک ( غیر از کمک های انسان دوستانه، بازرگانی و آبادانی مشخص) از نهادهای مالی بین المللی همچون صندوق بین المللی پول و بانک جهانی مواجه خواهند شد. این تحریم ها، در صورت اعمال، از اول اکتبر 2008 آغاز خواهند شد.
رئیس جمهوری قادر است تمام و یا بخشی از تحریم های TVPA را با استناد به اینکه ارائه چنین کمکی به دولت مورد نظر هدف این قانون را ترویج می دهد و یا اینکه در جهت منافع ملی ایالات متحده است، منتفی اعلام دارد. TVPA خود نیز قادر است در صورت لزوم و برای اجتناب از پی آمدهای نامطلوب، تحریم ها بر لایه های آسیب پذیر جامعه مانند زنان و کودکان، آنها را به اجرا نگذارد. چنانچه رئیس جمهوری به این نتیجه برسد که، پس از انتشار گزارش و قبل از اعمال تحریم، یک دولت گام های لازم را برای انطباق وضع خود با حد اقل ضوابط برداشته یا تلاشهای مهمی در این امر بعمل آورده، تحریم ها به اجرا گذاشته نخواهد شد.
هر کشوری، ازجمله ایالات متحده، صرفنظر از این که در چه رده ای قرار دارد، می تواند بیشتر از آنچه که از آن انتظار می رود انجام دهد. رده بندی هیچ کشوری دائمی نیست. همه کشورها باید برای مبارزه با قاچاق انسان کوشش های خود را ادامه دهند و بر دامنه آنها بفزایند.
چگونگی تهیه گزارش
این گزارش ابزاری دیپلماتیک برای دولت ایالات متحده بشمار می رود که از آن برای تداوم گفتگوها و تشویق،و بعنوان راهنمایی برای تمرکز منابع بر پیگرد قانونی، محافظت و برنامه ها و سیاست های پیش گیری استفاده می کند. توصیه های ویژه که در شرح مربوط به هر کشور رده بندی شده آمده برای تامین پیشرفت های آینده بکار خواهد رفت. وزارت امور خارجه با استفاده از محتویات این گزارش دولت های مربوط را وادار می کند تا کوششهای مشترک خود را جهت ریشه کن سازی قاچاق انسان ارتقاء بخشند. در سال آینده، و بویژه در ماههای پیش از اعمال تحریم ها در مورد کشورهای رده 3، وزارت امور خارجه از اطلاعات جمع آوری شده در این گزارش در جهت تنظیم برنامه های کمکی و یاری دادن به کشورهایی که جهت مبارزه با قاچاق انسان نیاز به کمک دارند استفاده خواهد کرد. این وزارت امیدوار است که گزارش تسهیل کنندۀ کوششهای دولتی و غیر دولتی در جهت مبارزه با قاچاق انسانی در سراسر جهان باشد.
کار اجباری و بردگی جنسی: اشکال متغیر قاچاق انسان
ماهیت پنهان قاچاق انسان مانع از دستیابی به تعداد دقیق قربانیان در سراسر جهان می شود، ولی تحقیقات موجود حاکی از آن است که، با به حساب آمدن قاچاق در درون مرزهای یک کشور در گزارش، افراد بیشتری به عنوان قربانی اشکال گوناگون کار اجباری، در مقایسه با بهره برداری جنسی، مشخص می شوند. با اینکه قاچاق نیروی کار و بهره برداری جنسی اغلب بعنوان موارد جداگانه ای از قاچاق انسان تجزیه و تحلیل می شوند، قربانیان هر دو نوع قاچاق در یک چیز با هم اشتراک دارند: رنج ناشی از قاچاق شدن برای آنها با مهاجرت در جستجوی شرایط بهتر اقتصادی آغاز می شود.
موضوع مهاجرت اغلب در گزارش قاچاق انسان به چشم می خورد. در واقع، مهاجرت قربانیان ویژگی مشترک بسیاری از جنایات مربوط به قاچاق انسان به شمار می رود. با اینحال بردگی می تواند بدون آنکه شخص به جایی کوچ کند، روی دهد. در تجزیه و تحلیل موارد قاچاق انسان و طراحی پاسخ های موثر به آن، تمرکز را باید بر روی استثمار و کنترل اشخاص از طریق اجبار، تقلب و اعمال زور گذاشت نه مهاجرت شخص. نه تعریف بین المللی قاچاق انسان، مندرج در پروتکل سال 2000 سازمان ملل در رابطه با پیش گیری، توقیف، تنبیه قاچاق انسان بوِیژه زنان و بچه ها، و نه تعریف آمریکایی اشکال فاحش قاچاق انسان، مندرج در قانون فدرال، هیچکدام جابجایی قربانی را شرط لازم نمی داند. نیازی به جابجایی نیست زیرا هر شخصی را که به منظور بردگی برخلاف میل خود، کار اجباری، یا تجارت جنسی، استخدام شده، پناه یافته، آماده شده یا از طریق اجبار، تقلب و یا اعمال زور به او دست یافته اند، قربانی قاچاق انسان محسوب می شود.
اشکال اصلی قاچاق انسان
کار اجباری
بیشتر موارد کار اجباری زمانی رخ می دهد که کارفرمایان بی وجدان از گریزگاه های موجود در قانون سوء استفاده می کنند و کارگران آسیب پذیر را مورد استثمار قرارمی دهند. این کارگران به علت بیکاری، فقر، جرم، تبعیض، فساد، درگیری های سیاسی و پذیرش فرهنگی چنین شیوۀ ای، حتی آسیب پذیر تر می شوند. مهاجران به طرز ویژه ای آسیب پذیر هستند ولی افراد حتی در داخل کشورهای خود نیز ممکن است وادار به انجام کار اجباری شوند. زنان قربانی کار اجباری یا بردگی، بویژه زنان و دختران که به عنوان خدمتکار در داخل خانه ها برای استهلاک قرض خود کار می کنند، اغلب از لحاظ جنسی نیز مورد بهره برداری قرار می گیرند.
کار اجباری نوعی از قاچاق انسان است که نسبت به قاچاق جنسی دشوار تر قابل تشخیص و ارزیابی است. کار اجباری ممکن است از همان شبکه های جنایی که از قاچاق جنسی چند ملیتی بهره می جویند تشکیل نشده باشد. در عوض امکان دارد از افرادی تشکیل شود که در هر جای یک یا تا صدها کارگر را شاید از طریق خدمتکاری اجباری یا تحمیلی در خانه ها و یا در کارخانه ها در معرض بردگی غیر داوطلبانه قرار داده باشند.
کار اجباری برای استهلاک قرض
یک شکل از زور و اجبار، استفاده از التزام مالی و بدهی است تا شخص را بتوان تحت سلطه قرار داد. از لحاظ قانونی، به این نوع کار، " کار اجباری برای استهلاک قرض" و " بردگی ناشی ازقرض" اطلاق می شود. این نوع کارطبق قانون ایالات متحده، جرم شمرده می شود ودر پروتکل سازمان ملل در ارتباط با قاچاق انسان به عنوان نوعی از بهره کشی مرتبط با قاچاق انسان به شمار آمده است. بسیاری از کارگران در سراسر جهان وقتی که قاچاقچیان یا استخدام کنندگان بطور غیر قانونی یک وام اولیه را بعنوان بخشی از شرایط استخدام به کارگر تحمیل می کنند، یا هنگامی کارگران قرضی را در نظام سنتی کار اجباری برای استهلاک وام به ارث می برند، قربانی این بردگی ناشی از قرض می شوند. کار اجباری برای استهلاک قرض به شیوۀ سنتی در آسیای جنوبی تعداد بیشماری از افراد را نسل به نسل به بردگی می کشد.
بردگی ناشی از قرض و بردگی برخلاف میل در میان کارگران مهاجر
آسیب پذیری کارگران مهاجر در برابر ترفندهای قاچاق، بویژه بدین علت مضطرب کننده است که شمار اینگونه اشخاص در برخی نقاط بسیار بالا است. سه عامل بالقوه که در این پدیده تاثیر می گذارند در زیر می ِآید: 1) سوء استفاده از قرارداد ها 2) قوانین محلی نارسای حاکم بر استخدام کارگران مهاجر و 3) تحمیل عمدی هزینه های استثماری و اغلب غیر قانونی و قروض بر این کارگران در کشور یا شهر مبدأ که اغلب با همدستی و یا حمایت بنگاه های کاریابی و کارفرمایان در کشور و یا شهر مقصد صورت می پذیرد.
برخی موارد سوء استفاده از قرارداد ها و شرایط مخاطره انگیز استخدام بخودی خود مشمول بردگی غیر داوطلبانه نمی شود، گرچه توسل به تهدید و اجبار و زور فیزیکی برای وادار کردن یک نفر به کار یا ادامه به کار یا خدمت ممکن است این وضعیت را به کار اجباری تبدیل کند. هزینه های تحمیل شده بر کارگران به حساب " مزیت" برخورداری از داشتن شغل در خارج ممکن است این اشخاص را در وضعیتی کاملأ آسیب پذیر نسبت به بردگی ناشی از قرض قرار دهد. گرچه، این هزینه ها بتنهایی بردگی ناشی از قرض یا بردگی غیر داوطلبانه را سبب نمی شوند. این هزینه ها و قرض ها، وقتی با بهره کشی از سوی کارگزاران بی وجدان بنگاه های کاریابی و یا کارفرمایان در کشور مقصد همراه شوند، نوعی بردگی ناشی از قرض را بوجود می آورند.
بردگی غیر داوطلبانه به عنوان خدمتکار
کارگران بومی نیز ممکن است از طریق اجبار یا تهدید، مانند سوء استفاده فیزیکی ( ازجمله سوء استفاده جنسی) یا روحی، به دام بردگی بیفتند. کودکان بویژه آسیب پذیر هستند. بردگی بومی چون در خانه های خصوصی که اغلب از سوی مقامات محلی تحت نظارت نیستند، صورت می گیرد، بسیار سخت نمایان می شود. برای مثال، تقاضای زیادی در برخی از کشورهای ثروتمند آسیا و خاورمیانه برای خدمتکاران در منزل وجود دارد و این اشخاص اغلب به شرایط بردگی غیر داوطلبانه تن در می دهند.
کار اجباری کودکان
اکثرسازمان های بین المللی و قوانین ملی، کارسبک برای کودکان را که شکل قانونی داشته باشد، تأیید می کنند، برعکس، کشورها در سراسر جهان در صدد ریشه کنی بدترین انواع کار کودکان، هستند. فروش و قاچاق کودکان وافتادن آنها به دام کار اجباری و بردگی ناشی از قرض بروشنی در میان بدترین انواع کار برای کودکان به شمار می روند. هر کودکی که در معرض بردگی غیر داوطلبانه، اسارت ناشی از قرض، یا بردگی از طریق استفاده از اجبار، تقلب و یا اعمال زور قرار گیرد، صرفنظر از اینکه استثمار در کجا رخ دهد، قربانی قاچاق انسان است.
کودکان سرباز
به کارگرفتن کودکان به عنوان سرباز، نمادی منحصر به فرد و فاحش از قاچاق انسان است که با استخدام غیر قانونی کودکان از طریق اجبار، تقلب یا اعمال زور برای کار اجباری و یا بردگی جنسی در مناطق جنگی صورت می گیرد. نیروهای دولتی، سازمانهای چریکی و یا گروههای شورشی ممکن است مرتکب چنین اعمال غیر قانونی شوند. طبق برآورد صندوق بین المللی کمک به کودکان (UNICEF) که وابسته به سازمان ملل متحد است، بیش از 300 هزار کودک زیر 18 سال در بیش از 30 منطقه جنگی در سراسر جهان در معرض بهره کشی قرار دارند. در حالیکه بیشتر سربازان کودک در سنین بین 15 تا 18 سال هستند، سن برخی از آنها نیز از 7 تا 8 ساله تجاوز نمی کند.
بسیاری از کودکان برای استفاده از آنها به عنوان جنگجو از خانه ها ربوده می شوند. برخی دیگر بطور غیر قانونی بعنوان دربان، آشپز، پاسدار، خدمتکار، پیک و یا جاسوس به خدمت گرفته می شوند. بسیاری از دختران جوان که به ازدواج یا داشتن روابط جنسی با جنگجویان مذکر مجبور می شوند، در معرض خطر شدید بارداری های ناخواسته قرار دارند. سربازان کودک چه مونث و چه مذکر ،اغلب مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند و بشدت در معرض ابتلاء به بیماری های مسری جنسی هستند.
برخی از کودکان به ارتکاب اعمال خشونت آمیز علیه خانواده های خود و جامعه وادار می شوند. سربازان کودک اغلب کشته و یا زخمی می شوند و کسانی که جان به در می برند غالبا از تکانها و جراحات متعدد روانی رنج می برند. سربازان کودک پس از بازگشت به وطن غالبا ازطرف جامعه خود طرد می شوند.
سربازی کودک یک پدیده جهانی است. این مشکل بیشتر در آفریقا و آسیا وجود دارد، ولی گروههای مسلح در قاره آمریکا و خاورمیانه نیز بطور غیر قانونی از کودکان در مناطق دستخوش منازعه استفاده می کنند. همۀ کشورها باید با همکاری سازمان های بین المللی و NGO ها در صدد اقدام فوری برای خلع سلاح کودکان سرباز، خارج ساختن آنها از صف سربازان و باز گردانشان به آغوش جامعه بر آیند.
قاچاق برای بهره برداری جنسی و فحشاء
قاچاق برای بهره برداری جنسی بخش عمده ای از مجموع قاچاق و اکثر موارد بردگی فرا ملیتی عصر حاضر را تشکیل می هد. قاچاق جنسی بدون وجود تقاضا برای بازرگانی جنسی که در سرتاسر جهان در حال شکوفایی است، نمی توانست وجود داشته باشد. دولت آمریکا در دسامبر 2002، موضع محکمی علیه فحشاء اتخاذ کرد. طبق این تصمیم، فحشاء ذاتأ مضر و غیر انسانی است و باعث ترویج قاچاق می شود. تبدیل اشخاص به کالاهای غیر انسانی، محیطی را پایه ریزی می کند که قاچاق انسان را موجب می شود.
دولت آمریکا با فحشاء و هرگونه فعالیت مربوطه به آن مانند، دلالی محبت، پاندازی، یا برقراری روسپی خانه به عنوان عوامل ترویج پدیده قاچاق انسان، مخالف است. دولت آمریکا معتقد است که این فعالیت ها، نمی بایست بعنوان شکل قانونی کسب درآمد برای هیچ انسانی جنبه قانونی به خود گیرد. کسانی که مشتری صنعت داد و ستد جنسی هستند، تقاضایی به وجود می آورند که قاچاقچیان در صدد ارضای آن بر می آیند.
کودکان استثمار شده برای تجارت جنسی
سالانه دو میلیون کودک در فعالیتهای تجارت جنسی در سراسر جهان مورد استثمار قرار می گیرند. بسیاری از این کودکان به دام فحشاء می افتند. بهره برداری تجاری جنسی از کودکان، صرفنظر از اوضاع و احوال ناظر بر آن، نوعی قاچاق انسان شمرده می شود. کنوانسیون ها و پروتکل های بین المللی جرم شناختن استثمار جنسی تجاری کودکان را به عنوان یک الزام توصیه می کنند. استفاده از کودکان برای داد و ستد جنسی به موجب قوانین ایالات متحده و پروتکل قاچاق انسان سازمان ملل متحدUNTIP ممنوع است. هیچگونه استثناء یا منطق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای جلوگیری از نجات کودکانی که در اسارت جنسی بسر می برند، پذیرفته نیست. عباراتی چون " کارگر خردسال جنسی"، غیر قابل قبول اند زیرا به گونه ای دروغین، قساوت این استثمار را می پوشاند.
سیاحتگری برای استفاده جنسی از کودکان (CST)
سیاحتگری جنسی افرادی را در بر می گیرد که از کشور خود – غالبا کشوری که در آن استثمار جنسی کودک یا غیر قانونی است یا مشمئز کننده و قساوت آمیز شمرده می شود – رهسپار به کشوری می شوند که در آن تجارت جنسی کودکان قابل قبول است. استثمار جنسی کودکان پی آمدهای ویرانگری برای کودکان در بردارد که ممکن است ناهنجاری های جسمی و روانی دراز مدت، بیماری هایی چون ایدز و اچ آی وی (HIV/ AIDS )، اعتیاد به مواد مخدر، بارداری ناخواسته، سوء تغذیه، رانده شدن از اجتماع و احتمالأ مرگ را شامل شود.
سیاحتگرانی که درگیر CST می شوند به کشورهای درحال توسعه سفر می کنند و به دنبال گمنام ماندن و دسترسی به کودکان روسپی هستند. این جرم اصولأ به سبب قوانین ضعیف، فساد، اینترنت، آسانی مسافرت و فقر، تشویق می شود. این متخلفان جنسی به انواع زمینه های اقتصادی و فرهنگی تعلق دارند و حتی در برخی موارد ممکن است مشاغلی باشند که متضمن برخورداری از سطح بالایی از اعتماد است. از میان موارد CST که شهروندان ایالات متحده در آن دخیل بوده اند، می توان به یک پزشک کودکان، یک گروهبان بازنشسته ارتش، یک دندانپزشک و یک استاد دانشگاه اشاره کرد. هرزه نگاری با استفاده از کودکان به طور مکرر در این موارد نقش دارد و از مواد مخدر نیز ممکن است برای به دام اندختن یا کنترل کودک استفاده شود.
ضرورت تعیین مجازات کافی برای مرتکبان قاچاق انسان
بخش عمدۀ تجزیه و تحلیل مربوط به تلاش های ضد قاچاق انسان توسط دولت های خارجی که در این گزارش آمده، بر مجازات مرتکبان قاچاق و حمایت از قربانیان قاچاق انسان تمرکز دارد. آنچه در زیر می آید نگاهی برچگونگی هدایت این تجزیه و تحلیل، بر اساس ضوابط ارائه شده در TVPA است.
بر اساس ضوابط حداقل در قانون حمایت از قربانیان قاچاق انسان، دولت های خارجی موظفند انواع مختلف قاچاق را ممنوع کنند و مجازاتهای شدیدی برای جلوگیری از وقوع جرم در نظر گیرند که به قدر کافی بازتاب دهندۀ ماهیت زشت این جنایت باشد و متخلفانی را که به مناسبت ارتکاب این جنایات محکوم می شوند بشدت تنبیه کند.
مجازاتهای قانونی تجویز شده: وزارت امور خارجه با ارزیابی تلاش های ضد قاچاق انسان از طرف دولت های خارجی که در گزارش TIP درج شده، اعلام میدارد که بر اساس موازین کنوانسیون سال 2000 سازمان ملل متحد علیه جنایت سازمان یافته فرا ملیتی (که به وسیله پروتکل TIP تکمیل شده است) مجازاتهایی کیفری منطبق با این ضابطه باید حداکثر 4 سال سلب آزادی یا مجازات شدیدتری را شامل شوند.
مجازاتهای اعمال شده: وزارت امور خارجه بر این اعتقاد است که مجازاتهایی که اعمال می شود باید اقامتی طولانی را در زندان دربرگیرد، که اکثریت موارد منجر به صدوراحکامی در رده یک سال زندانی یا بیشتر باشد، ولی باید میزان دخالت یک فرد در کار قاچاق، احکام صادر شده برای ارتکاب جرایم سنگین دیگر و حق قوه قضائیه برای تعیین مجازات هایی منطبق با قوانین کشور نیز در مد نظر قرار گیرد. چنانچه که دولت دریابد که مرتکب در کار قاچاق انسان دست داشته، محکومیت هایی هم که به موجب قوانین و مصوبات کیفری دیگر برای شخص حاصل شده نیز باید به حساب آورده شود.
حمایت کافی از قربانیان
طبق ضوابط ارائه شده در قانون حمایت از قربانیان قاچاق انسان(TVPA) ، حد اقل حمایتی که باید در اختیار قربانیان گذاشته شود از این قرار است:
"باید مشخص شود که آیا دولت در کشور [مورد نظر] از قربانیان اشکال فاحش قاچاق انسان حمایت به عمل می آورد و کمک به آنها را از طریق تحقیقات و تعقیب قانونی این گونه موارد تشویق می کند یا نه. این کمک ارائه راه های جایگزین قانونی را به جای انتقال قربانیان به کشورهایی که در آنها قربانیان با انتقام و دشواری معیشت مواجه می گردند و حصول اطمینان از این که آنها به طورغیرقانونی زندانی و جریمه نمی شوند و مجازات دیگری صرفا به خاطر اعمال غیر قانونی مربوط به قاچاق شدن به آنها تعلق نمی گیرد، شامل می شود."
در هر حکایتی از گزارش قاچاق انسان، سه عنصر ذکر شده بویژه مورد توجه قرار گرفته ست. به علاوه، وزارت امور خارجه تصمیم گرفته است این ضابطه را با رهنمودهای زیر به مورد اجرا بگذارد :
وزارت امور خارجه در ارزیابی این که یک دولت در زمینه مبارزه با قاچاق انسان، حداقل ضوابط را برای حمایت از قربانیان قاچاق انسان رعایت کرده است یا نه، عوامل زیر را واجد نهایت اهمیت می داند:
1. شناسایی پیشگیرانه: نباید انتظار داشت که قربانیان قاچاق انسان، نسبت به معرفی خود اقدام کنند. آنها معمولاً از شناساندن خود و از مظنون بودن به جنایت و نقض قوانین مهاجرت و رانده شدن توسط مقامات ترس دارند. روندهای رسمی تحقیق در بارۀ وضع قربانیان باید از بررسی مدارک یک شخص فراتر روند. باید ترتیبات منظمی در محل داده شود تا بتواند نیروهای انتظامی و دیگر دستگاه های دولتی یا مورد حمایت دولت را که در خط مقدم پاسخگویی از نظر شناسایی قربانیان قرار دارند، راهنمایی کند.
2. تأمین سرپناه و مراقبت موقت: یک دولت باید مطمئن شود که قربانیان قاچاق انسان از مراقبت های اولیۀ بهداشتی، مشاوره، و سر پناه برخوردارند و به آنها امکان شرح تجربیات خودشان از قاچاق برای مشاوران اجتماعی متخصص و ضابطان قانون – با کمترین میزان فشار – داده شده است. سر پناه و خدمات می توانند با همکاری سازمان های غیر دولتی تامین شوند. تامین مالی و رجوع دادن قربانیان به خدمات ارائه شده از طرف سازمان های غیر دولتی جزئی از مسئولیت دولت میزبان است. تا آنجا که ممکن است، قربانیان قاچاق انسان نباید در بازداشتگاه های مهاجران و دیگر مراکز بازداشت نگه داشته شوند.
وزارت امور خارجه دو عامل دیگر را در ارتباط با حمایت از قربانیان اهمیت با نظر مثبت تلقی می کند:
الف. حمایت از حقوق و محرمانه نگه داشتن [هویت]قربانی یا شاهد: دولت ها باید از برخوردار بودن قربانیان از مشاورۀ قانونی و هر گونه خدمات دیگر مطابق با قوانین کشور خود و اینکه این جریان طبق قوانین داخلی آسیبی به حقوق، منزلت و یا سلامت روانی قربانیان وارد نمی سازد، اطمینان حاصل کنند. محرمانه و خصوصی ماندن شناسایی قربانیان باید تا میزان ممکن تحت قوانین کشور محترم و محفوظ شمرده شود. اطلاعات باید به زبانی که برای قربانیان قابل درک باشد به آنها رسانده شود.
ب. بازگرداندن قربانیان به کشور خود: کشورهای مبدا و مقصد مسئولیت برابری را در قبال بازگرداندن تا حد ممکن امن، آبرومندانه و داوطلبانه قربانیان به کشور خود و جامعه بر عهده دارند. کشورهای مقصد حد اقل باید با یک نهاد دولتی ذی صلاح، یک سازمان غیر دولتی و یا یک سازمان بین المللی در کشور مبداء تماس بگیرند و از اینکه افراد قاچاق شده که به کشور خود باز می گردند از کمک و حمایت لازم برای رفاه و بهزیستی برخوردارند،اطمینان حاصل کنند. قربانیان قاچاق نباید برای کاستن از سختی معیشت، احتمال انتقامجویی یا قاچاق مجدد، با اخراج یا بازگشت اجباری و بدون تأمین یا دیگر اقدامات مواجه شوند .
پیشگیری: در کانون توجه قرار دادن تقاضا
قاچاق انسان یک جنایت غیر انسانی است که مردم را به کالا تبدیل می کند. در سوی عرضه، وجود شبکه های جنایتکاران، فساد، کمبود آموزش و اطلاعات نادرست درباره فرصت های اشتغال و ماهیت خفت بار کار وعده داده شده، همراه با فقر، مردم را آسیب پذیر می کند و به دام قاچاق می اندازد. این امر در مورد قاچاق جنسی و کار اجباری، هردو مصداق دارد. کوشش های چشمگیری در جریان است تا با این عوامل که قربانیان را به سوی قاچاق شدن "می راند" مقابله شود، اما آنها تنها علل این امر نیستند. جنبشی که برای پایان دادن به قاچاق انسانی به راه افتاده به طرز در حال تمرکز دادن روز افزون توجه خود را بر تقاضای آزمندانه ای است که به این تجارت ناهنجار قاچاق موجودات انسانی دامن می زند.
تقاضا برای کار اجباری به وسیله کارفرمایان بی وجدانی که در صدد افزودن بر سود خود به زیان کارگران با استفاده غیرقانونی از زور، فریبکاری یا اجبار هستند به وجود می آید. یکی از راه های مقابله با کار اجباری بالا بردن سطح آگاهی نسبت به وجود کاراجباری در امر تولید کالاها است. بسیاری از مصرف کنندگان و صاحبان کسب در صورت آگاهی از این که خرید های آنها – مشتمل بر لباس، جواهر، و حتی غذا – به وسیله افراد، از جمله کودکانی که در شرایط برده وار قرارداده شده اند تولید می شوند، احساس ناراحتی خواهند کرد. با این همه در بازار کالاها حصول اطمینان از این که زنجیرۀ پیچیده عرضه به کار اجباری آلوده نیست، هم برای صاحبان کسب و سرمایه و هم مصرف کنندگان چالش انگیز است. جلوگیری از دسترسی فرآورده هایی که محصول کار اجباری هستند به بازارهای خارجی، در نهایت از انگیزه بهره برداری از کار برده مانند را می کاهد . صاحبان کسب و کاری را که دارای رفتاری اخلاقی هستند تشویق می کند. افزایش آگاهی در بارۀ زنجیره های فراورده ها و تولیدات صادراتی –از طریق منابع متنوع ، و از جمله دولت های دیگر- اینگونه کوشش ها را ثمربخش خواهد ساخت. هر گونه تلاش موفقی برای مبارزه با قاچاق جنسی نه تنها به مقابله با عرضۀ انسان های قاچاق شده، بلکه به مقابله با عرضۀ بازرگانی کالای جنسی و کارگران جنسی که موجب دوام همیشگی این تجارت می شود، نیاز دارد. سیاست ایالات متحده ارتباط مستقیم میان فحشاء و قاچاق انسانی برقرار می کند. دولت ایالات متحده همانگونه که در تصمیم سیاست گزاری سال 2002 خاطرنشان شده، با فحشاء و هر نوع فعالیت یاری دهنده به قاچاق انسانی مخالف است.
در سال 2005، کمیسیون سازمان ملل متحد در بارۀ وضع زنان، قطعنامه پیشنهادی ایالات متحده را به منظور از میان بردن تقاضا برای دختران و زنان قاچاق شده به هر شکلی که از بهره کشی باشد، پذیرفت. این نخستین قطعنامه سازمان ملل بود که بر جنبه عرضۀ قاچاق انسانی تمرکز می کرد و هدف آن حمایت از زنان و دختران و خشکانیدن بازار برای قربانیان قاچاق و از جمله تایید وجود ارتباط میان این جریان و بهره برداری جنسی با مقاصد تجاری بود.
اهمیت تحقیقات
در این نکته جای هیچ شکی باقی نیست که کوشش های ضد قاچاق انسانی از تحقیقات صمیمانه به عنوان زمینه تازه ای برای بررسی و فعالیت، به منظور فراهم آوردن اطلاعات برای برنامه ریزی سود خواهد برد.
یک نمونه از ارزش تحقیقات که بودجه آن به وسیله اداره نظارت بر قاچاق انسانی و مبارزه با آن تأمین شده است، مطالعۀ دکتر جی سیلورمن در بارۀ قاچاق برای بهره کشی جنسی و "اچ آ ی وی" در محدوده جنوب آسیا است که تابستان گذشته در "نشریه انجمن پزشکی آمریکا" انتشار یافت. به طوری که تخمین زده شده، نیمی از زنانی که به قصد بهره کشی جنسی قاچاق می شوند در هنگام بهره کشی کمتر از 18 سال دارند. با این همه در تحقیقات مربوط به "اچ ای وی" و عفونت های ناشی از آمیزش جنسی به ندرت کوششی برای شناسایی هویت قربانیان قاچاق، چه بزرگسال چه کودک، صورت گرفته است. دکتر سیلورمن و گروه او با سازمانهای غیر دولتی معتبری در سرتاسر هند، نپال و بنگلادش که به نجات قربانیان قاچاق جنسی و مراقبت از آنها برخاسته اند، مشارکت کرد تا پدیدۀ قاچاق جنسی، شیوع "اچ آی وی" و عوامل مخاطره زای ناشی از قاچاق انسان را بررسی کند.
طبق تحقیقات سیلورمن، در میان زنان و دختران نپالی که قربانی قاچاق جنسی بوده و به کشور خود بازگردانده شده اند، 38 درصدشان "اچ ای وی" مثبت نشان داده اند. اکثریت آنها هنگامی که کمتر از 18 سال داشتند قاچاق شده بودند. از هر هفت تن از آنها یک نفر هنگامی که هنوز 15 سال نداشته به دام قاچاقچیان افتاده بوده و 60 در صد از این دختران بسیار جوان به "اچ آی وی" مبتلا بودند. چرا؟ دختران بسیار جوان به صورتی مکرر تر و برای دوره های طولانی به روسپی خانه های متعدد قاچاق شده بودند. سیلورمن نتيجه گیری می کند که دخترانی که در معرض بیشترین خطر برای ابتلاء به اچ آی وی (وانتقال اچ ای وی) قرار دارند، حد اقل می توانند از الگوهای سنتی پیشگیری از اچ آی وی استفاده کنند. او همکاری میان مسؤولان پیشگیری از اچ آی وی و کارشناسان قاچاق انسانی را به منظور از میان برداشتن قاچاق انسانی پیشنهاد می کند. این همان سیاستی است که مورد پشتیبانی گروه متشکل ازسازمان های دولتی ایالات متحده به نام "گروه ارشد سیاستگزاری" نیز قرار دارد.
افزوده بر این، وزارت امورخارجه در حال حاضر از قربانیان مذکر قاچاقان انسانی نیز حمایت می کند و برای این منظور توجه خود را بر تحقیقات مربوط به بخش های معین که به ارائۀ رهنمود برای تصمیمات مربوط به تامین بودجه برنامه های آینده مدد می رساند، متمرکز کرده است. برای دسترسی به پیوندهای مربوط به تحقیقات ضد قاچاق انسان که مورد حمایت دولت ایالات متحده قرار دارد، به این تارنما http://www.state.gov/g/tip/ مراجعه کنید.
دموکراسی و قاچاق انسان
همانطور که پیش از این ذکر شد، برآورد و ارزیابی ما از کارآیی یک کشور اکیداً برمبنای معیارهای خاصی که در قانون حمایت از قربانیان قاچاق انسان قید شده اند، انجام گرفته است. با این همه، بررسی گستردۀ ما پیرامون پدیده قاچاق، حاکی از این است که کثرت گرایی سرزنده و توانمند دموکراتیک به تنهایی نمایان ترین ویژگی کشورهایی است که به تلاش های موثر در جهت مبارزه با قاچاق اشتغال دارند. یک دموکراسی سرزنده بهترین ضامن شأن انسانیت و احترام برای حقوق بشر و آزادی های اساسی برای تمامی انسان ها، ازجمله زنان، کودکان، افراد مجبور شده به روسپی گیری و مهاجران است، که از آسیب پذیرترین مردم در برابر قاچاق انسان محسوب می شوند.
رده بندی ها
رده یک
کشورهایی كه کارشان با ضوابط حداقل معیارهای قانون حمایت از قربانیان قاچاق انسان به طور كامل مطابقت دارد در رده یک گنجانده می شوند.
رده دو
کشورهایی كه کارشان با حداقل معیارهای قانون حمایت از قربانیان قاچاق انسان مطابقت ندارد ولی تلاش چشمگیری برای انطباق وضع خود انجام می دهند، در رده دو گنجانده می شوند.
فهرست نظارتی رده دو
کشورهایی كه با حداقل معیارهای قانون حمایت از قربانیان قاچاق انسان مطابقت ندارند ولی تلاش چشمگیری برای انطباق خود انجام می دهند در رده دو گنجانده می شوند، و در آنها:
الف) تعداد كل قربانیان اشكال فاحش قاچاق انسان به طرز چشمگیری رو به افزایش است؛
ب) نمی توانند شواهدی دال بر تلاش های فزاینده در مبارزه با اشكال فاحش قاچاق انسان از جمله تحقیقات بیشتر، پی گرد های قانونی و محكومیت جرم های مربوط به قاچاق، كمك فزاینده به قربانیان نسبت به سال گذشته و نیز شواهدی دال بر كاستن از پیچیدگی های اشكال فاحش قاچاق توسط مسؤلان دولتی ارائه دهند؛ یا
ج) تعیین این موضوع که یک کشور برای مطابقت وضع خود با حداقل معیارها تلاش قابل ملاحظه ای به خرج می دهد، به پذیرفتن تعهد از سوی آن کشور برای برداشتن گام های بیشتری در سال آینده مشروط شده است.
رده سه
کشورهایی كه کارشان با حداقل معیارهای قانون حمایت از قربانیان قاچاق انسان مطابقت ندارد و هیچ تلاش چشمگیری هم در این زمینه انجام نمی دهند، در رده سه قرار می گیرند.
در کشورهای متعدد، قدرت ندادن به چنین گروه هایی باعث رشد و پیشرفت قاچاق می شود، زیرا که قربانیان نسبت به قدم پیش گذاشتن و درخواست فریاد رسی تحت حمایت قانون مردد هستند.
یک شاخص بارز برای یک دموکراسی سرزنده، وجود یک نظام قضایی مستقل و حکومت قانون است. در زمینه ای که به قاچاق انسان مربوط می شود، این موضوعات در توانایی دولت برای پاسخگو شناختن کامل قاچاقچیان، بویژه با صدور احکامی که نشان دهنده وخامت جنایات ارتکابی آنها است، بازتاب دارد.
غیبت فساد - یا دست کم پاسخ های موثر دولت به فساد هنگامی که به وقوع می پیوندد،
– یکی از عناصر حکومت قانون به شمار می رود و در مبارزه با قاچاق [انسانی] از نهایت اهمیت برخوردار است. در موارد بسیار مکرر هنگامی که قربانیان برای جلب حمایت به موجب قانون به پلیس، قضات و مقامات مهاجرت مراجعه می کنند در می یابند کسانی که باید مدافع آنها باشند، در عمل به وضع خفت بار آنها هرچه بیشتر کمک می کنند.
وجود یک جامعه مدنی نیرومند و مستقل، که در آن دولت ها با سازمان های غیردولتی همکاری می کنند، یکی دیگر از نشانه های یک دموکراسی سالم است و ابزاری حیاتی در مبارزه با قاچاق انسانی به شمار می رود. سازمان های غیر دولتی در بسیاری از کشورها نقش بویژه مهمی در شناسایی قربانیان و حمایت از آنها ایفا کرده اند. برعکس، در کشورهای دیگر، روش دو پهلو یا حتی خصمانه دولت نسبت به سازمان های غیر دولتی و دیگر بازیگران جامعه مدنی، بارها کوشش های مربوط به شناسایی قربانیان را با مانع روبرو ساخته و به این ترتیب توانایی دولت را در مبارزه موثر با قاچاقاق انسانی محدود ساخته است. با توجه به دامنه وسیع و فراگیری جهانی این مسئله، همکاری میان دولت و سازمان های غیر دولتی از اهمیت حیاتی برای از میان برداشتن این شکل ازبردگی نوین برخوردار است.
در حالی که دموکراسی نابودی برده داری را تضمین نمی کند، و برخی از دموکراسی های مواجه با مشکلات وحتی نظام های خودکامه به گونه ای موثر با قاچاق مبارزه کرده اند، یک نظام خود کامه یا دمکراسی های ضعیف یا در "حال سربرداشتن" برای مقابله با این چالش وحشتناک در برابر حقوق بشر کمترمجهز هستند. شناختن حقوق بشر و آزادی های اساسی زنان، کسانی که به روسپیگری اشتغال دارند و مهاجران، پاسخگو شناختن کامل قاچاقچیان و حذف فساد به عنوان یکی از عوامل تسهیل کننده قاچاق انسان، به حوزۀ حکومترانی عادلانه تعلق دارند. بویژه، وجود یک قوه قضایی مستقل، حکومت قانون و یک جامعه مدنی سرزنده نشانه های وجودی دولتهایی هستند که عادلانه حکومت می کنند و در موفقیت کوشش های جاری برای الغای برده داری نوین یک نقش کانونی به عهده دارند.
داده های جهانی نیروهای مجری قانون
قانون اختیار مجدد قربانیان قاچاق انسان (TVPRA) که در سال 2003 تصویب شد، شرط جدیدی به قانون اصلی افزود که طبق آن دولت های خارجی می بایست داده های خود را پیرامون تحقیقات، پیگردهای قانونی، محکومیت ها و قضاوت های مربوط به قاچاق انسان در مطابقت کامل با معیارهای حداقلی TVPA برای ازمیان برداشتن قاچاق انسان در اختیار وزارت امور خارجه بگذارند (رده یک). این داده ها برای اولین بار در گزارش 2004 قاچاق انسان جمع آوری شدند. گزارش 2007 قاچاق انسان برای اولین بار نمایانگر افزایش تعداد کل پیگردهای قانونی و محکومیت های مربوط به قاچاق نیروی کار بود، که در پرانتز گذاشته شده اند.
سال پیگردهای قانونی محکومیت ها قانون جدید یا متمم
2003 7,992 2,815 24
2004 6,885 3,025 39
2005 6,178 4,379 40
2006 5,808 3,160 21
2007 5,682 (490) 3,427 (326) 28
اعداد میان پرانتز، تعداد پیگردهای قانونی و محکومیت های مربوط به قاچاق نیروی کار را نشان می دهند.
از استقلال تا دولت مبتنی بر قانون اساسی
مجمع قانون اساسی سال 1787
نوشتۀ آ. ی. دیک هوارد
در 15 ماه مه 1776 ، مجمعی که در ویلیامزبورگ به عنوان هیئت حاکمۀ "بالفعل" ویرجینیا تشکیل شده بود، مقرر کرد که نمایندگان مستعمره در کنگرۀ 13 مستعمرۀ آمریکا در فیلادلفیا قطعنامه ای مبنی بر اعلام " استقلال و آزادی ایالات مستعمرات متحد" صادر نمایند. آن اعلامیۀ استقلال از بریتانیا، که از سوی کنگرۀ 13 مستعمره به تصویب رسید، به زودی در 4 ژوییه مستعمرات پیشین را در مسیری بازگشت ناپذیر قرار داد که منجر به پدید آمدن ایالات متحدۀ آمریکا گردید. اما پیدایش ایالات متحدۀ آمریکا یکباره اتفاق نیفتاد. یازده سال بعد، گروه دیگری از نمایندگان برای تدوین قانون اساسی این کشور نو پا به فیلادلفیا سفر کردند، که هنوز، این قانون اساسی تعیین کنندۀ قوانین و ویژگی های کشور می باشد.
راه استقلال تا دولت مبتنی بر قانون اساسی، یکی از مهم ترین مسیر ها در تاریخ دولت دمکراتیک است، راهی که در آن، تجربیات و خطا ها هم کم نبوده اما در نهایت منجر به تکوین قانون اساسی گردید که مطمئنا ً از موثرترین قوانین اساسی است که تا به حال نوشته شده است. حتی قبل از قطع روابط با بریتانیا، مستعمرات آمریکایی در جهت پرورش قانون اساسی آیندۀ خود کوشا بودند. مجالس عوام مجامع مستعمراتی، دموکراتیک ترین نهاد های جهان انگلیسی زبان بودند، و مذاکرات با سرزمین مادر، خرد آمریکایی ها را در رابطه با قانون اساسی تقویت کرد. تا یک دهه قبل از وقوع انقلاب، مباحثات دربارۀ مالیات، محاکمات بدون حضور هیئت منصفه، و سایر موارد که موضوع بحث و مجادله بودند منجر به چاپ جزوات و رسالات زیادی مربوط به این موضوعات شد – که موضع گیری همۀ آن ها علیه خط مشی و قانون اساسی بریتانیا بود.
بنیانگذاران دموکراسی آمریکا، با اعلام استقلال، مبنای فکری خود مختاری و استقلال را ایجاد کردند. در همان روزی که مجمع ویلیامز بورگ حرف از استقلال را به میان آورد، نمایندگان برای اعلام حقوق و آن هم در یک قانون اساسی برای ویرجینیا دست به کار شدند. اعلامیۀ حقوق سال 1776 ویرجینیا به زودی از سوی سایر ایالات تقلید شد و حتی بر حقوق بشر و شهروندان (1789) فرانسه هم تأثیر گذاشت. قوانین اساسی ابتدایی ایالات آمریکا – در هر ایالت یک قانون اساسی به تصویب رسید – در مواردی خاص با یک دیگر تفاوت داشتند (برای مثال بعضی ایالات تشکیل یک مجلس قانونگذاری را مقرر کرده بودند و در بعضی دیگر تصمیم به تشکیل دو مجلس گرفته شد). اما آن ها همگی متعهد به اصول جمهوری بودند، اصولی که در آن زمان و در بسیاری از نقاط جهان اصول انقلابی محسوب می شد- موافقت مردم، دولت محدود، حقوق ذاتی، و کنترل دولت توسط مردم.
تجربه های آغازین در زمینۀ حکومت جمهوری دارای معایب و کاستی های زیادی بود. نویسندگان اولین قوانین اساسی ایالات، با تجربۀ خود به عنوان مستعمره نشینان آمریکای شمالی، تحت حکومت پادشاهی بریتانیا (شامل فرمانداران و دادگاه های مستعمراتی)، بیش از حد به قانونگذاران اعتماد کردند. تعدیل و توازن میان شاخه های دولت بیشتر نظریه بود تا واقعیت. فرمانداران از سوی مراجع قانونگذاری انتخاب می شدند ( و به همان هم وابسته بودند)، و قوۀ قضاییه در حال تکوین بود. نقص دیگر طرح اولیۀ قانون اساسی این بود که نهاد هایی به نوشتن آن مشغول شدند که به منزلۀ نهاد های قانونگذاری هم عمل می کردند و به این شکل مرز میان قوانین اساسی و قوانین عادی مشخص نبود. به هر جهت، در سال 1780 ماساچوست گامی بزرگ در زمینه طرح قانون اساسی برداشت و آن هنگامی بود که مردم برای نوشتن قانون اساسی، با برگزاری یک رفراندوم، به مجلس مؤسسان قانون اساسی رأی دادند.
اصول کنفدراسیون
تشکیل دولت برای ایالات متحده، از تصویب قانون اساسی هم مضطرب کننده تر بود. هنگامی که بریتانیا در سال 1783 راضی به عقد قرارداد صلح و رها کردن مستعمرات آمریکا شد، کشور متشکل از 13 دولت ایالتی بود. به زودی احساسات ملی گرایانه با منافع تنگ نظرانه برخورد پیدا کرد و حاصل آن تردید بر سر استفادۀ قدرت مرکزی از نفوذ خود و به ضرر تک تک ایالات بود. ایجاد ساختاری برای مرتبط ساختن ایالات به یک دیگر در سال 1776 آغاز شده بود، اما در سال 1778 بود که اصول کنفدراسیون تصویب شد و در سال 1781 کلیۀ ایالت موافقت خود را با آن اعلام کرده بودند. عدم اعتماد به قدرت مرکزی در اصل دوم مشخص بود، که در آن گفته می شد، " حق حاکمیت، آزادی و استقلال هر ایالت محفوظ است و همین طور هر قدرت ، اختیارات قانونی و حقوقی که در مجمع کنگره و از سوی این کنفدراسیون به صراحت به ایالات متحد واگذار نشده است."
طبق این اصول، یک دولت مرکزی ایجاد شد که سست و ضعیف بود. ایالات، صرف نظر از تعداد جمعیت آن ها، در کنگره دارای آرای مساوی بودند. شیوۀ انتخاب نمایندگان کنگره، به مجالس قانونگذاری هر ایالت محول شده بود، وایالات در هر زمان و به هر علتی اختیار داشتند نمایندگان خود را فرا خوانده و یا آنان را تغییر دهند. کنگره فاقد اختیارات لازم برای اجرای سیاست های ملی بود. دارای اختیار وضع مالیات نیز نبود، و برای تأمین بودجۀ خود به همت عالی تک تک ایالات متکی بود – و ایالات هم غالبا ً تمایلی به این کار نداشتند. کنگره برای استفاده از اختیارات خود، مانند عقد پیمان ها یا وام گرفتن، به موافقت ُنه ایالت از 13 ایالت نیاز داشت. اضافه کردن متمم هایی به اصول قانون اساسی به موافقت کلیۀ ایالات نیاز داشت، به طوری که هر یک از ایالات اختیار وتو کردن و یا جلوگیری از فرایند دموکراتیک را دارا بود. ایالتی به کوچکی رود آیلند می توانست مانع اقدامات 12 ایالت دیگر شود – کما این که در رأی گیری برای دادن اختیار به کنگره جهت وضع مالیات بر واردات، این کار را کرد.
رقابت های تجاری به ویژه موجب بروز تبعیضاتی میان ایالات می گردید. ایالاتی که از کرانه های دریا دور و وابسته به ایالت دارای بندر بودند، دچار ضرر های قابل توجهی شدند. جیمز مدیسون، نیوجرسی را که میان نیویورک و فیلادلفیا قرار داشت، به بشکه ای که هر دو طرف آن بسته است تشبیه کرده بود، و کارولینای شمالی را که ما بین بنادر هامتون رودز و چارلستون قرار داشت، بیماری می خواند که از هر دو دست دچار خونریزی است. ضعف دولت مرکزی، با عدم اختیار قدرت های اجرایی و قضایی آن برای سامان دادن به بی نظمی های محلی، بارز بود. مثلا ً، در سال 1786، طی یک دوره بحران اقتصادی، جمعیت کشاورزان تنگدست ماساچوست از اجرای احکام سلب مالکیت که از سوی دادگاه صادر شده بود جلوگیری به عمل آوردند. دانیل شیز، کشاورز و افسر سابق نیرو های انقلابی، فرماندهی گروهی را برای تصرف زرادخانۀ اسپرینگ فیلد به عهده گرفته بود، که سرکوب شد. به طور کلی، یکی از کاستی های آشکار این اصول، عدم قابلیت دولت مرکزی در رویارویی با فرد فرد شهروندان بود، در حالی که این وظیفۀ ایالات محسوب می شد.
در سال 1785، ویرجینیا و مریلند نمایندگانی برای رسیدگی به موارد اختلاف درمورد بهره برداری از خلیج چزاپیک ورودخانه هایی که به آن می ریزند، تعیین کردند. این نمایندگان در خواست کردند که برای بحث دربارۀ ایجاد یک "سیستم هماهنگ" مقررات تجاری که می توانست متضمن "منافع مشترک" ایالات باشد، از آن ها دعوت شود. کنگره به این خاطر در آناپولیس و در سال 1786، یک گرد همایی ترتیب داد. تنها پنج ایالت در این گردهمایی شرکت کردند واعضا پیشنهاد کردند که باید یک مجمع قانون اساسی در فیلادلفیا تشکیل شود تا درمورد تدابیری که لازم است جهت انطباق قانون اساسی فدرال با نیاز های اتحادیه اتخاذ شود، تصمیم گیری نماید. ...ویرجینیا قبل از سایر ایالات یک هیئت نمایندگی تعیین کرد، و بقیه هم با اکراه کنگره، همین کار را کردند. بالاخره در فوریۀ 1787، کنگره از برپایی مجمع حمایت به عمل آورد. در قطعنامۀ کنگره آمده بود که این مجمع "فقط با هدف تجدید نظر در اصول کنفدراسیون" تشکیل می شود و موارد را به کنگره گزارش خواهد داد و تنها زمانی این موارد ضابطۀ اجرایی خواند یافت که مورد موافقت کنگره و تأیید ایالات واقع شود.
جیمز مدیسون و برنامۀ ویرجینیا
به رغم محافظه کاری ذاتی ایالات، هنگامی که گرد هم آمدند، مجمعی سرنوشت ساز تشکیل شد. گروه برجسته ای متشکل از 55 تن در مه 1787، در فیلادلفیا گرد هم جمع شدند. آن ها به دلیل تجارب مفصل خود در زندگی اجتماعی، درک عمیقی از مسائل داشتند – بیش از نیمی از آن ها در کنگره خدمت کرده بودند، هفت تن از آنان فرمانداری ایالاتی را به عهده داشتند، و تعدادی هم در تدوین قوانین اساسی ایالت ها شرکت داشته بودند. جورج واشینگتن، ژنرال ویرجینیایی که فرماندهی جنگ علیه بریتانیا را به عهده داشت، با اعلام پذیرش ریاست این مجمع، وجهۀ خوبی به آن بخشید. از دیگر افراد برجسته باید به الکساندر هامیلتون (نیویورک)، بنجامین فرانکلین (پنسیلوانیا)، و جیمز ویلسون (پنسیلوانیا) اشاره کرد. شاید جای خالی توماس جفرسون که در نوشتن اعلامیۀ استقلال شرکت داشت و اما در آن زمان به عنوان نماینده ایالات متحده در پاریس خدمت می کرد، از هر کس دیگری بیشتر مشهود بود.
به زودی مشخص شد که با اهمیت ترین و قابل احترام ترین نظر مطرح در مجمع، به جیمز مدیسون، از ویرجینیا تعلق داشت. مدیسون که در ویرجینیا فعالیت های سیاسی زیادی داشت، به منزلۀ یکی ازاعضای کنگرۀ 13 ایالت، اعتبار زیادی کسب کرده بود، او در آن جا موجب دست کشیدن ویرجینیا از ادعای مالکیت سرزمین های غرب، و ایجاد یکپارچگی ملی گشته بود. مدیسون معتقد بود که آزادی مردم آمریکا بسته به قدرت اتحادیه در دفاع از آن ها دربرابر تهاجمات خارجی، و در داخل، تعدیل افراط کاری دولت های مردمی هر ایالت دارد.هیچ یک از نمایندگان آماده تر از او به فیلادلفیا نیامده بود. در هفته های قبل از برگزاری مجمع، او عمیقا ً دربارۀ تجربیات کنفدراسیون های قدیم و جدید مطالعه کرده و یادداشتی راجع به"نقائص نظام سیاسی ایالات متحده" نوشته بود. قبل از عزیمت به فیلادلفیا، مدیسون هیئت نمایندگی ویرجینیا رامتقاعد نموده بود تا برنامه ای، مفصل تر از صرفا ً تجدید نظر روی اصول موجود، ارائه دهند که بلکه کلا ً جایگزین آن شده و اختیارات گسترده ای برای دولت ملی قائل شود. از آن جا که قدرت کنگره از سوی مردم به آن تفویض گشته، این نهاد اختیار دارد "در صورت مشاهدۀ مواردی حاکی از بی کفایتی هر یک از ایالات، ویا در صورت بر هم خوردن همسازی ایالات متحد با اعمال قوانین جداگانه، رأسا ً به قانونگذاری بپردازد." برنامۀ ویرجینیا، علاوه بر فاصله گرفتن از اصول، خواهان تدوین یک قانون اساسی جدید بود، اما نه توسط قانونگذاران ایالتی، بلکه توسط کنوانسیون هایی به انتخاب مردم ایالات مختلف.
هیئت های نمایندگان با تشکیل یک جلسۀ شورایی، به بحث دربارۀ محاسن برنامۀ ویرجینیا پرداختند. آن هایی که مانند مدیسون و جیمز ویلسون، خواهان توسعۀ اختیارات ملی بودند، اعتقاد داشتند که کار اساسی کنار گذاشتن سیستم غیر عملی به اجرا درآوردن سیاست دولت مرکزی، از طریق ایالات است. در عوض، آن ها تأکید داشتند که دولت ملی باید مستقیما ً، و از طریق افراد و از طریق شاخه های اجرایی و قضایی، قوانین ومصوبات خود را اعمال نماید. رعایت اصول برابری افراد مستلزم برخورداری از تعداد نمایندگان به نسبت جمعیت است که به این ترتیب تساوی میان ایالات باید کنار گذاشته شود. مدیسون و متحدانش امیدوار بودند بتوانند این اندیشه را میان نمایندگان رواج دهند که اصلاحات موقت یا تدریجی برای نظام فعلی کافی نخواهد بود.
اصلاحات رادیکال در نظر بسیاری از نمایندگان ایالات کوچکتر زیاد از حد جسارت آمیز جلوه می کرد. ایالات کوچکتر هر چند موافق توسعۀ قدرت دولت مرکزی، من جمله قدرت تأمین درآمد خود و تنظیم تجارت بودند، اما از رفتن زیر سلطۀ ایالات بزرگتر بیم داشتند. مسئلۀ مهم، مورد نمایندگی بود. ویلیام پاترسون از نیوجرسی اصرار داشت که ایالتش در چارچوب این برنامه اتحاد را نمی پذیرد. مدیسون و ویلسون به پافشاری بر برنامۀ ملی ادامه می دادند، و ممکن بود میان نمایندگان مجمع، صرف نظر از توافق بر سایر موضوعات، به دلیل مسئلۀ تعداد نمایندگان چند دستگی بروز کند.
مصالحۀ بزرگ و دیگر سازش ها
در 13 ژوئن، برنامۀ ویرجینیا با چند مورد تجدید نظر از جلسۀ شورایی خارج شد. در 15 ژوئن، پاترسون، که از سوی مخالفان این برنامه صحبت می کرد، برنامۀ نیو جرسی را ارائه داد. طبق این برنامه، هریک از ایالات دارای رأی برابر در کنگرۀ متشکل از یک مجلس بود. نمایندگان بعد از تشکیل یک جلسۀ شورایی مجدد، به بررسی امتیازات هر یک از برنامه ویرجینیا و نیوجرسی پرداختند. در 19 ژوئن، کمیته رأی خود را داد، هفت ایالت در برابر سه ایالت (مریلند به اتفاق نظر نرسیده بود ) به برنامۀ ویرجینیا رأی دادند. موضوع حل نشده باقی ماند و آرا به این ترتیب تقسیم شده بود، شش ایالت (ماساچوست، پنسیلوانیا، ویرجینیا، کارولینای شمالی وجنوبی، وجورجیا) در برابر کانتیکات، نیویورک، نیوجرسی و دلاور، و مریلند که فاقد اتفاق آرا بود. در اواخر ماه ژوئن، اولور الزورت، از کانتیکات پیشنهاد مصالحه ای را داد – تعداد نمایندگان در یکی از مجلسین بر حسب تراکم جمعیت تعیین گردد و در مجلس دیگر تساوی میان تعداد نمایندگان هر ایالت رعایت شود.
در اوایل ماه ژوییه، مجمع به پیشنهاد کانتیکات مبنی بر تساوی تعداد نمایندگان سنا، رأی داد، اما این بار نیز تقسیم آرا موجب تصویب پیشنهاد نگردید (ایالت جورجیا به اتفاق نظر نرسیده بود). به نظر می رسید مجمع به بن بست رسیده باشد. در جستجوی راهی برای رهایی از این مخمصه، چارلز ک. پینکنی از کارولینای جنوبی در خواست اجلاس کمیته را نمود. وآن کمیته تصمیمی را تصویب کرد که موسوم به مصالحۀ بزرگ است – تعداد نمایندگان بر حسب جمعیت در مجلس نمایندگان، تساوی میان ایالات در مجلس سنا. هر چند ایالات بزرگتر مایل به رعایت شرط میزان جمعیت بودند، بعضی از نمایندگان این مصالحه را به روبرو شدن با خطر این که نمایندگان ایالات کوچکتر جلسه را ترک کنند، ترجیح می دادند. جورج میسون از ویرجینیا گفت ترجیح می دهد "جنازه اش در فیلادلفیا دفن شود" تا این که ببیند مجمع درمورد برنامه های دولتی به نتیجه نرسیده است. در 16 ژوییه، مجمع به این مصالحه رأی داد ، با پنج ایالت موافق، چهار ایالت مخالف، یک ایالت که به اتفاق آرا نرسیده بود (نیویورک هم حضور نداشت).
اکنون بحث انگیز ترین موضوعات حل شده بود ومجمع که تاب تحمل غرو لند برخی نمایندگان ایالات بزرگتر را نداشت، برای رسیدگی به مسائل دیگر به کار خود ادامه داد. تعیین روش انتخاب رییس قوۀ مجریه مسئله ای مشکل آفرین بود. در برنامۀ ویرجینیا بنا بر این بود که رییس قوۀ مجریه توسط قانونگذاران انتخاب گردد؛ این امر موجب روی کار آمدن یک قوۀ مجریۀ وابسته می شد – که از عیوب بسیاری از قوانین اساسی محسوب می شد ؛ وتعداد کمی از نمایندگان، شجاعت این را داشتند که پیشنهاد کنند انتخاب مستقیم به وسیلۀ مردم راه حل عاقلانه ای است. نهایتا ً مجمع تدبیری را برگزید – که برای اذهان مدرن امروز تدبیر عجیبی بود – انتخاب رییس جمهور به عهدۀ یک هیئت انتخابیه قرار می گیرد. هر یک از ایالات، به روشی که خود باید تصمیم می گرفت، انتخاب کنندگانی را بر می گزید که تعداد آن ها برابر با تعداد نمایندگان آن ایالت در مجلسین بود. این انتخاب کنندگان در ایالت گرد آمده و به رییس جمهور و معاون رییس جمهور رأی می دادند. پدید آمدن احزاب سیاسی، موجب شد انتخاب کنندگان نقشی دربررسی و سنجش فرد مورد نظر نداشته باشند.
در 24 ژوییه، مجمع پنج نماینده را برای شرکت در کمیتۀ بررسی جزئیات تعیین کرد که کار آن پیش نویس کردن قانون اساسی حاضر، شامل اصول عمده ای بود که توسط مجمع مورد تصویب قرار گرفته بود. اعضای کمیته گویا تصور می کردند از آزادی دست بردن در متن و تصحیح آن به سلیقۀ خود برخوردار هستند. در مهم ترین این موارد، در عوض عنوان کردن کلی اختیارات کنگره، آن ها فهرست وارو با شماره گذاری آورده شده بود. در رأس این فهرست، اختیار وضع مالیات و تنظیم تجارت میان-ایلتی و تجارت خارجی بود – دو دلیل عمده و اولیه برای گردهمایی نمایندگان در فیلادلفیا.
در هفته های بعد، اختلافات گروهی در مجمع ظاهر شد. ایالات جنوبی که متکی به صادرات محصولات کشاورزی بودند، می خواستند مانع از تصویب مالیات بر صادرات شوند، و در عین حال مایل بودند از برده داری و تجارت برده حمایت شود. در اواخر ماه اوت، مجمع با منع مالیات بر صادرات ، و همین طور عدم دخالت در تجارت برده تا سال 1808 موافقت کرد. مسئلۀ برداری موضوعی ناخوانده بر سر میز مذاکرات در مجمع بود. در هیچ کجای قانون اساسی از واژه های "برده" یا "برده داری" استفاده نشده است. در زبان قانونگذاری و برای پرداختن به رقابت ها میان شمال و جنوب بر سر تعداد نمایندگان، مجمع مصمم گردید برای رعایت تناسب در امر شمار نمایندگان، به نسبت تعداد "افراد آزاد" باید تعداد سه پنجم از "سایر افراد" اضافه شود – یعنی بردگان. بعضی از نمایندگان، برده داری را مانند لکۀ ننگی در اصول اخلاق ملی تلقی می کردند، اما با اکراه به این نتیجه رسیدند که پافشاری بیشتر بر این مسئله، در ایالات جنوب به منزلۀ رد شدن قانون اساسی، و در این صورت به معنای فروپاشی اتحادیه خواهد بود. به این ترتیب، حل مسئلۀ برده داری به تعویق افتاده و به چند دهۀ بعد، زمان جنگ داخلی و دوران بازسازی موکول گردید.
در 8 سپتامبر، کمیتۀ بررسی شیوۀ نگارش، برای تهذیب زبان نوشتاری قانون اساسی و ترتیب و تنظیم اصل های آن، تعیین شد. بعد از اتمام کار آن کمیته، جورج میسون، مؤلف اعلامیۀ حقوق سال 1776 ویرجینیا اظهار داشت که این سند فدرال باید حاوی یک منشور حقوق برای مشخص کردن حقوق تک تک شهروندان و حمایت از آن حقوق نیز باشد. سایرین بحث می کردند که نباید هیچ چیز در قانون اساسی ناقض حقوق تضمین شده در قوانین اساسی ایالات باشد. پیشنهاد میسون رد شد، حال آن که در بحث های مربوط به تصویب آن دوباره مطرح گردید.
مجمع به پایان کار خود نزدیک می شد. در 17 سپتامبر، بنجامین فرانکلین، در سن 81 سالگی و به عنوان عضو ارشد مجمع، تقاضا کرد هر کس تردیدی دربارۀ نتیجۀ مجمع دارد "به مصونیت از خطا" ی خود نیز بیندیشد.
مدافعان قانون اساسی که به آینده و زمان تصویب شدن آن نظر داشتند، مایل بودند به نتیجه ای برسند که مورد تأیید همه قرار گرفته باشد. از 42 عضوی که (از 55 عضو ابتدایی) کماکان در 17 سپتامبردر مجمع حضور داشتند، همه به استثنای سه نفر، این سند را امضا کردند. از آن جا که نمایندگان همۀ ایالات، درمورد نتیجه هم رأی بودند، فرماندار موریس نوشتن این عبارت را مطرح نمود "در مجمع و به اتفاق آرای نمایندگان ایالات حاضر به پایان رسید" با ذکر تاریخ.
چگونه اسناد فدرال ملتی را متقاعد کرد
طبق آن چه در برنامۀ ویرجینیا آمده بود، مجمع فیلادلفیا پیشنهاد کرد مردم مجامعی را انتخاب کرده تا قانون اساسی پیشنهادی را مورد بحث و بررسی قرار دهند. بعد از کمی تردید، کنگرۀ 13 ایالت قانون اساسی را برای تأیید ایالات، تسلیم آن ها کرد. یک بار دیگر، مانند قبل و طی مجمع سال 1787، مدیسون نقش اصلی را به عهده گرفت. مدیسون که می دانست تصویب قانون اساسی در پنسیلوانیا، ماساچوست و ویرجینیا با مشکل روبرو خواهد شد، برای ترتیب دادن جلسات ایالتی هماهنگی های لازم را ترتیب داد. تعدادی از ایالات کوچکتر، که سر دستۀ آن ها دلاور بود، به سرعت دست به کار شدند، اما با گذشت زمان، مخالفان – موسوم به ضدفدرالیست ها – فعالیت های خود را آغاز کردند. از مهمترین موارد اعتراض آن ها کمبود منشور حقوق بود و بیم این که یک دولت "محکم و تثبیت شده" ممکن بود ایالات را فروببلعد. فدرالیست ها به اضافه کردن متمم هایی بعد از تصویب نهایی قانون اساسی، رضایت دادند.
به نظر می رسید نیویورک بستر مناسبی برای ضد فدرالیست ها باشد. مدیسون، هامیلتون و جان جی، به نوشتن یک سلسله رسالات در دفاع از قانون اساسی و چاپ آن ها در روزنامه های نیویورک همت گماردند. این رسالات که بعدا ً جمع آوری و تحت عنوان اسناد فدرالیست منتشر شد، به منزلۀ شرح و تفسیری بر اصول دولت مبتنی بر قانون اساسی در ایالات متحده است. در ویرجینیا، مدیسون که جان مارشال و ادموند راندولف هم به او پیوسته بودند، باید به دفع حملات بی امان پاتریک هنری و جورج میسون به پیش نویس قانون اساسی می پرداخت. نتایج در آن ایالت بسیار نزدیک به هم بود، 79- 89 . در نیویورک که فرماندار شهر، جورج کلینتون و متحدانش به سختی با قانون اساسی مخالفت می کردند، این قانون با نتایج نزدیک تر 27-30 به تصویب رسید. در عرض هشت ماه، همۀ ایالات به استثنای دو ایالت، قانون اساسی را تصویب کرده بودند. متعاقبا ً ، کارولینای شمالی (در 1789) و رود آیلند (در 1790) هم آن را به تصویب رساندند. در این حین، در سپتامبر 1788، کنگرۀ 13 ایالت مقرر کرد که قانون اساسی باید به اجرا در آید. در ژانویۀ 1789، اولین گروه های انتخاب کنندۀ رییس جمهور، در ایالات متعدد گرد هم آمدند، و به اتفاق آرا، جورج واشینگتن را به ریاست جمهوری انتخاب کردند. در آوریل سال 1789، واشینگتن به عنوان اولین رییس جمهور ایالات متحده، سوگند یاد کرد.
در فعالیت های فدرالیست ها جهت تصویب قانون اساسی، درک نیاز به منشور حقوق بشر – تدابیری جهت روشن نمودن حقوق افراد در کشور جدید - کاملا ً آشکار بود و قرار بود بعد از این که اولین دولت کار خود را آغاز می کرد به قانون اساسی افزوده شود. مدیسون، به عنوان عضو مجلس نمایندگان در کنگرۀ اول، عنوان نمود که فهرستی از متمم ها به ایالات ارسال گردد. با بررسی دقیق پیشنهادات متعددی که از مجامع رسیده بود، مدیسون متمم هایی را که بعد از تصویب تبدیل به 10 متمم قانون اساسی شدند، برگزید. این 10 متمم اول، منشور حقوق خوانده می شود. اهم آن ها عبارت بودند از حفاظت از آزادی بیان و آزادی مطبوعات، آزادی مذهب، تضمین رعایت عدالت در محاکات جنایی، و تذکر به این که فهرست کردن حقوقی چند، به معنای منع وجود حقوق دیگری که مردم به آن قائل هستند، نمی باشد – این بازتاب اندیشۀ والای قانونی است که در قرن هجدهم حاکی از برخورداری مردم از حقوق طبیعی بود.
سند قابل تطبیق
تأثیر قانون اساسی بلافاصله در خارج از مرز های ایالات متحده مشهود شد. اختیار نمودن قانون اساسی مکتوب، به منزلۀ میل به خود مختاری بود. در 3 مه سال 1791، کشور لهستان اولین قانون اساسی مکتوب اروپا را اختیار کرد، و به زودی فرانسه نیز همین کار راکرد. جای تعجب نیست که در مباحثات مربوط به پیش نویس قانون اساسی در کشور های دیگر، غالبا ً به تجربۀ آمریکا در این زمینه اشاره می شد. برای مثال در آلمان، نمایندگانی که در سال های 49-1848 در پولسکیرش فرانکفورت گرد آمده بودند، در پیشنهاد اصول قانون اساسی خود، یاد آور نظریه های آمریکایی می شدند. بدیهی است که فرض بر آن نبود که کسی در آلمان، فرانسه یا جا های دیگر، قانون اساسی آمریکا را عینا ً کپی کند. برای هر چه بیشتر عملی بودن قوانین اساسی، باید زمینۀ کشور مربوط ، پیشینۀ تاریخی، فرهنگی، و سنتی آن در نظر گرفته شود. اما قانون اساسی آمریکا، مخصوصا ً آن طور که بیش از دو قرن از سوی محاکم به اجرا درآمده، بدون شک در شکل دادن قوانین پایه در بسیاری جا ها مؤثر بوده است.
نمایندگان فیلادلفیا و افرادی که بعدا ً از آن ها دنباله روی شد چگونه درایجاد دموکراسی مبتنی بر قانون اساسی در کشور و خارج از کشورمشارکت داشتند؟ از جمله مشارکت های آنان، به موارد زیر می توان اشاره نمود:
1. قانون اساسی، با ارجاع مشخص به شکل گیری آن توسط "ما مردم" ، معتقد به دولتی با موافقت مردم است.
2. در قانون اساسی اعلام می شود که آن و قوانینی که به موجب آن به اجرا در می آیند، بالاترین قوانین کشورهستند. این اصول که با تجدید نظر قضایی به اجرا در می آیند – قدرت دادگاه ها برای ابطال قوانین با قانون اساسی مغایرت دارد – متضمن حمایت قانون اساسی از حقوق و آزادی اقلیت ها حتی در برابر اکثریت منتخب به صورت دموکراتیک است.
3. متن قانون اساسی – و مباحثات در مورد پیش نویس آن – به ما یاد آور می شود که برقرای قوانین و ساختار آن ها برای بر قراری نظمی که جامعه بدان نیاز دارد و تأمین آزادی های فردی، بنیادی است. دولت محدود در پی عقاید مدیسون مانند تفکیک سه قوه و تعدیل وموازنه – یعنی تناسب برخورداری از اختیارات در میان قوه های مجریه، مقننه و قضاییه.
4. هدف قانون اساسی، تا اندازه ای متعاقب مصالحۀ عملی، ایجاد یک دولت مرکزی پویاست و در عین حال حفظ حق شهروندان در پرداختن به مسائل محلی، در سطح محلی می باشد. فدرالیسم در انواع گوناگون خود (مانند تمرکز زدایی) – یعنی حفظ دولت های ایالتی و محلی وهمین طور ساختار دولت فدرال – به منزلۀ راهی جهت ایجاد توازن در نیاز های ملی و محلی ، در بسیاری از کشور هابه طور فزاینده ای مورد توجه قرار گرفته است.
دلایل موفقیت مجمع سال 1787 مختلف هستند. نمایندگان هر چند درمورد برخی مسائل عمده اختلاف نظر داشتند، اما همگی هدفی واحد را دنبال می کردند. آن ها توانستند با ندیده گرفتن منافع تنگ نظرانه، به امری مهم تر جامۀ عمل بپوشانند. رهبری با مشکل روبرو بود. مدیسون که با اهداف ملی گرایانه در مجمع شرکت کرده بود، مایل بود با تمام وجود به نتیجه برسد و مباحثاتش به تناوب جنبه های ملی و فدرال داشت.
ویلیام گلد استون، نخست وزیر بریتانیا در بارۀ قانون اساسی ایالات متحده گفته است "خارق العاده ترین کاری که تا به حال در زمانی محدود توسط مغز و اهداف انسانی صورت گرفته است". این ستایش ممکن است به سلیقۀ امروز پر تکلف جلوه نماید، اما شکی نیست که نمایندگان فیلادلفیا یکی از اسناد ماندگار و مؤثر تاریخ را تهیه کردند. همان گونه که جان مارشال، سومین رییس دیوان عالی عنوان کرده است، این سند قابلیت انطباق با بحران های عمیق یک کشور بزرگ را داراست. پزوهشگران امر گاهی از "لحظات قانون اساسی" صحبت به میان می آورند – رویداد هایی کاتالیتیک درترسیم خطوط بنیادین یک حکومت. اگر واقعا ً چیزی به نام "لحظات قانون اساسی" وجود دارد، مجمع سال 1787 یکی از آن لحظات بود.
آ. ی. دیک هوارد استاد حقوق و سیاست عمومی در دانشگاه ویرجینیا است. او یکی از متخصصان برجستۀ امور قوانین اساسی، قوانین اساسی تطبیقی، و دیوان عالی است . او بعد از فارغ التحصیلی از دانشکدۀ حقوق دانشگاه ویرجینیا در دفتر هوگو ل. بلاک رییس دیوان عالی ایالات متحده آغاز به کار کرد. پروفسور هوارد مدیریت اجرایی کمیسیونی را به عهده داشته است که قانون اساسی فعلی ایالت ویرجینیا را تدوین نمود، او به علاوه از پرونده هایی نیز در دادگاه های ایالتی و فدرال و همین طور دیوان عالی ایالات متحده دفاع کرده است. از آثار مؤخر او فجر دموکراسی و تدوین قانون اساسی در اروپای شرقی است.
شنبه هجدهم خرداد 1387 خورشیدی
هفتم ژوئن 2008 میلادی
چهارم ماه سیوان 5768 عبری
فهرست برنامه امروز:
یک مجموعه خبری آغازگر برنامه یک ساعته امشب بود که در آن شنوندگان را از مشروح آخرین و مهمترین خبرهای مربوط به اسرائیل، ایران و دیگر کشورها آگاه ساختیم.
این مجموعه حدود 37 دقیقه ادامه یافت و پس از آن تفسیر سیاسی هفته درباره بحران کمبود آذوقه در جهان پخش شد. فشرده مهمترین خبرهای روز و متن کامل تفسیر در ادامه این صفحه در اختیار شما قرار دارد. برنامه امشب با ترانه ای با صدای ساریت حداد به پایان رسید.
توجه بفرمائید. صدای ما را هر روز روز هنگام پخش و در ساعات و روزهای پس از آن می توانید در همین سایتی که در آن قرار دارید radis.org بشنوید. در آرشیو این سایت برنامه های ما به مدت هفت روز نگاهداری می شود. ولی صدای ما را هنگام پخش تا 23 ساعت پس از آن می توانید با کیفیت بهتری از این سایت بشنوید: www.intkolisrael.com
فشرده مهمترین خبرهای امروز:
* با ادامه حملات موشکی از نوار غزه به سوی خاک اسرائیل، که هدف آن کشتن شهروندان بی دفاع است، در اورشلیم اعلام شد که نخست وزیر در نخستین جلسه هفتگی کابینه موضوع واکنش مناسب اسرائیل در نوار غزه علیه سازمانهای ترور فلسطینی را به بحث و بررسی وزیران کابینه خواهد گذاشت.
* شماری از وزیران ارشد خواهان آن هستند که به اقدامات نظامی گسترده برای ریشه کن ساختن ترور دست زده شود. این سیاست به طور اصولی در هیات دولت تصویب شده، ولی تاریخی برای اجرای آن تعیین نگردیده است. علت تعویق آن است که اسرائیل می خواهد بداند آیا حماس حاضر است شرائط این کشور را برای برقراری آتش بس موقت بپذیرد؟
* اکثر وزیران کابینه اسرائیل بر این باورند که پیش از موافقت با آتش بس موقت باید چنان ضربه هولناکی بر حماس وارد آورد که در آینده نتواند دوباره سربلند کند.
* سخنان آقای احمد قریع یکی از مقامات ارشد حکومت خودگردان فلسطینی دائر بر اینکه اسرائیل و فلسطینیان به این توافق رسیده اند که موافقت پیرامون هر موضوعی را در مذاکرات صلح به صورت کتبی درآورند، با ناخرسندی و ابراز مخالفت سران احزاب راست گرای اسرائیل روبرو شد.
* آقای احمد قریع (ملقب به ابوالعلاء) که رئیس هیات فلسطینی در مذاکرات صلح با خانم تسیپی لیونی وزیر خارجه اسرائیل است گفت: اسرائیل و فلسطینی ها موافقت کرده اند درباره هر موضوعی که به توافق رسیدند سند کتبی آن را تدوین کنند و درباره موضوعهائی که هنوز مورد اختلاف و جدل است، مواضع هر دو طرف نیز به صورت جداگانه در سندی ذکر گردد.
* مقام ارشد حزب «کارگر» اسرائیل امروز خواهان آن شد که اسرائیل به یک عملیات نظامی گسترده علیه گروههای تروریستی در نوار غزه و در راس آنها حماس دست بزند و آنها را به کلی ریشه کن سازد تا مردم اسرائیل از ادامه تعرضات آنها در امان بمانند. آقای بنیامین بن الیعزر که امروز با خبرگزار رادیو اسرائیل سخن می گفت تاکید کرد که دوران شکیبائی به سر آمده و مماشات هیچگونه تاثیری نداشته و اسرائیل چاره ای جز عملیات نظامی ندارد.
* او گفت: باید ضربه نهائی و مرگ آور را بر تروریست های غزه وارد آورد- و گفت: ادامه وضع موجود قابل تحمل نیست و نمی شود که هر بامداد چندین و چند موشک به سوی ساکنان اسرائیل شلیک شود و ما واکنشی نشان ندهیم.
* این وزیر کابینه از حزب «کارگر»، در پاسخ به پرسش خبرگزار رادیو اسرائیل که آیا فکر نمی کند عملیات گسترده نظامی اسرائیل در نوار غزه به جان افراد غیرنظامی در آن سرزمین نیز آسیب برساند گفت: آنها علنا برای کشتن مردم اسرائیل به عملیات ترور دست می زنند و چاره ای جز پاسخگوئی نیست.
* یک روز پس از انتشار سخنان جنجال برانگیز آقای شائول موفاز در مورد احتمال حمله نظامی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران، آقای بنیامین بن الیعزر اعلام داشت که اگر حکومت اسلامی ایران قصد حمله به اسرائیل را داشته باشد، نابودی خود را رقم زده است.
* او گفت: رژیم ایران تنها یک زبان را می فهمد- حکومت ایران از هنگامی که آیت الله خمینی حکومت را به دست گرفته مرتبا یک سخن را بازگو می کند: خواهان نابودی اسرائیل است و هولوکاست را انکار می کند و زبان به تهدید گشوده می گوید ما کیان صهیونیستی را نابود خواهیم کرد.
* او گفت: یکبار هم باید به آنها پاسخ داد- یک بار هم باید توضیح داد- نیازی به بمباران نیست، بلکه باید توضیح داد و به آنها گفت: جان من، اگر شما خیال حمله به اسرائیل را دارید- اگر حتی خواب تجاوز به اسرائیل را می بینید، پیش از آن که از خواب بیدار شوید، اثری از حکومت شما در ایران باقی نخواهد ماند.
* آقای بنیامین بن الیعزر گفت: دنیای غرب سیاست منافقانه و دو سویه نسبت به حکومت ایران در پیش گرفته است. صدها کمپانی اروپائی و آمریکائی با حکومت ایران به داد و ستد مشغول هستند- من در این محاسبه حتی کمپانی های چینی و کره شمالی را به حساب نمی آورم و این فرد (منظور احمدی نژاد) ایستاده و قاه قاه به همه دنیا می خندد.
* مقام ارشد رهبر حزب «کارگر» افزوده گفت: این واقعیت در حالی رخ می دهد که شورای امنیت چندین قطعنامه تصویب کرده که شامل تحریمهائی است. ولی اینها عملی نمی شود و همه حرف است- و بس!
* آقای بن الیعزر گفت: شوربختانه احساس من آن است که دنیای غرب، که خود را روشنفکر می خواند و من نمی دانم چقدر روشنفکر است، تصمیم گرفته با ساخته شدن بمب اتمی حکومت ایران کنار آید. این جمله را از یاد نبرید: تصور من آن است که دنیای غرب بمب اتم حکومت ایران را پذیرفته است.
* این مقام ارشد حزب «کارگر» گفت: اکنون باید دید که نخستین قربانیان این سیاست چه کسانی خواهند بود؟ ما اسرائیلیان فقط یک کشور داریم . یک کشور کوچک که باید به هر ترتیب هست از آن پاسداری کرد و این فشرده موضع من است.
* آقای الیعزر در پایان گفت: من نمی گویم که باید آن کشور را بمباران کرد- من نمی گویم که باید ایران را ویران کرد. تنها سخنی که گفتم آن است که حکومت ایران باید بداند که ایران را در همان لحظه ای که شروع کند عملا درصدد آسیب رسانی به اسرائیل برآید، چه بهای گزافی باید بپردازد.
* آگاهان گفتند: سخنان امروز آقای بن الیعزر یکی از شدیداللحن ترین اظهاراتی است که تا کنون از زبان سران دولت اسرائیل علیه تهدیدهای اتمی حکومت ایران شنیده شده است. آقای بن الیعزر ماه گذشته نیز به جمهوری اسلامی ایران شدیدا هشدار داد که این سخنان او با انتقادهائی در داخل اسرائیل نیز روبرو شد.
* سرپرست سیاست خارجی اتحادیه اروپا آقای خاویر سولانا تائید کرد که قرار است به زودی از تهران دیدن کند و به گفتگوهای اتمی با سران ایران ادامه دهد- ولی افزود: انتظار معجزه ندارم.
* در وین، رئیس آژانس بین المللی انرژی اتم آقای محمد البرادعی یکبار دیگر از رژیم ایران خواستار شد درباره مطالعاتی که در تهران به منظور سوار کردن کلاهک هسته ای به روی موشک انجام شده شفاف سازی کند و واقعیات را در اختیار آژانس قرار دهد.
* آقای البرادعی گفت: موجب شوربختی است که ما پیشرفتی را که امیدوار بوده ایم در رابطه با یک موضوع مهم باقی مانده- یعنی شفاف سازی در رشته ای از اتهامات و سؤالات درباره ابعاد نظامی احتمالی برنامه های هسته ای ایران به دست آوردیم حاصل نکرده ایم.
* روزنامه ایتالیائی «لارپوبلیکا» نوشت: سازمانهای اطلاعاتی ایتالیا و ایالات متحده هفت سال پیش و در دورانی که آقای سیلویو برلوسکونی نخست وزیری ایتالیا را در دست داشت، امکان برانداری رژیم ایران را مورد بررسی قرار داده بودند که آقای منوچهر قربانی فر آن را پیشنهاد کرده بود.
* سرپرست وزارت کشور اعلام کرد که گرچه تا پایان تابستان سهمیه بندی بنزین به صورت فعلی باقی می ماند، ولی دولت از سه ماه دیگر ترتیب دیگری اتخاذ می کند و بنزین سوپر چندین برابر گران خواهد شد و به بهای لیتری 540 تومان در اختیار متقاضیان قرار خواهد گرفت.
* دانشجویان دانشگاه تربیت معلم اعلام کردند که اعتصاب غذا و تحصن آنها امروز وارد هشتمین روز خود شد. روز گذشته خبر رسید که شمار اعتصاب غذا کنندگان به 85 نفر افزایش یافته و تا کنون جمعا 112 نفر از دانشجویان در این اقدام اعتراضی شرکت کرده اند.
* شماری از دانشجویانی که در بیمارستان بستری شده بودند، پس از بهبود نسبی دوباره به اعتصاب کنندگان پیوستند. دانشجویان تربیت معلم با انتشار نامه سرگشاده ای از مردم ایران خواستند از مبارزه آنان پشتیبانی کنند.
تفسیر سیاسی هفته
نوشته: منشه امیر
چرا فقر و گرسنگی در جهان وجود دارد؟
هیاهو و اعتراض پیرامون حضور محمود احمدی نژاد در همآیش بین المللی سازمان جهانی خواروبار و کشاورزی (فائو)، توجه دست اندرکاران را از یکی از مسائل اساسی دنیای امروز، یعنی کمبود فزاینده خوراکی ها در جهان منحرف ساخت.
آمدن احمدی نژاد، آن نماینده بی سرو پا و بی ادب جمهوری اسلامی ایران، و دهن دریدگی هایش علیه اسرائیل و هولوکاست، نمی تواند بر این واقعیت تلخ سایه افکن شود که دنیا از نظر تامین آذوقه ساکنان خود با یک مساله اساسی روبروست که روز به روز وخیم تر می گردد و اگر هرچه زودتر راه چاره ای برای آن یافت نشود، بشریت با یک فاجعه انسانی روبرو خواهد گردید.
روزگاری نه چندان دور، بهای یک بشکه نفت در بازار جهانی مبلغی حدود 18 دلار بود- ولی در این روزها بین 120 تا 138 دلار در نوسان می باشد که تقریبا هفت برابر بهای شش سال پیش آن است.
ولی کمبود آذوقه در دنیا فقط به خاطر گران شدن بهای سوخت نیست. این تنها یکی از عوامل آن است و علل بسیار مهم دیگری نیز می توان برای آن ذکر کرد.
دگرگون شدن آب و هوای جهان و بهم خوردن نظم آن، دنیا را دچار سردرگمی کرده است. در تابستان باران می بارد و در زمستان خشک سالی می شود. در مجموع، بسیاری از کشورهای جهان در یک سالی که گذشت با کمبود باران روبرو بوده اند که به میزان محصول آسیب زیاد رسانده است.
ولی افزایش شگفت انگیز جمعیت در چین و هند، و همچنین بالا رفتن سطح زندگی مردم در این دو کشور، بخش عمده ای از توان جهانی را در تولید سوخت و آذوقه و خواروبار می بلعد و هر چه دنیا پیش تر برود، این مساله وخیم تر خواهد شد.
با گران شدن بهای نفت، دانشمندان جهان تلاش خود را برای یافتن سوخت جایگزین چند برابر کرده اند و امیدشان آن است که از ذرت و غلات دیگر نیز بتوانند بنزین تولید کنند که اگر چنین شود، بخشی از آذوقه جهانی به سوی کارخانجات تولید سوخت سرازیر خواهد شد و بهای غله را در بازار جهانی باز هم بالاتر خواهد برد.
در مجموع، این می تواند یک دگرگونی مفید و مثبت باشد. زیرا با تولید سوخت گیاهی به جای سوخت فسیلی، از میزان آلودگی هوا در جهان و ایجاد محیط گرمخانه ای و بهم خوردن نظم اقلیمی دنیا کاسته خواهد شد.
یک مزیت دیگر هم دارد و آن، پائین آمدن تقاضا برای سوخت فسیلی و در نتیجه پائین آمدن بهای آن خواهد بود و حکومت های تروریست پرور بودجه کمتری برای پرداختن به تولید بمب هسته ای و موشکهای ویرانگر خواهند داشت.
ولی سوء مدیریت در کشورهای جهان سوم و پس رفت دموکراسی در برخی کشورهای آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین می تواند از عوامل دیگر بحران آذوقه و خواروبار در جهان باشد.
هر اندازه حکومتهای خودکامه برای حفظ موجودیت خود به سرکوب بیشتر مردم کشورشان می پردازند، و بدی مدیریت آنان موجب می شود که کشاورزان زمین های خویش را ترک کنند و برای امرار معاش به سوی شهرها روی آورند، از میزان تولید کاسته می شود و آذوقه نایاب تر می گردد و بهای آن بالاتر می رود.
بی جهت نیست که برای بحث درباره کمبود آذوقه و بحران خواروبار در جهان، رؤسای جمهوری دو حکومت سرکوبگر به کنفرانس فائو دعوت شدند: محمود احمدی نژاد از ایران و روبرت موگابه از زیمبابوه.
موگابه اکنون سالیان دراز است که مردم نگون بخت زیمبابوه را با یک مصیبت دلخراش روبرو ساخته است. او ابتدا اروپائیان صاحب مزارع بزرگ را که ستون فقرات کشاورزی در کشور آفریقائی زیمبابوه را تشکیل می دادند از آن سرزمین بیرون راند و مزارع آنان را تصاحب کرد - که پیامد فوری آن ویران شدن این مزارع، پائین آمدن چشمگیر محصول و در نتیجه کاهش درآمد کشاورزان سیاه پوست و حتی فلج شدن رشته کشاورزی و بیکاری صدها هزار نفر روستائی بود.
در بسیاری از کشورهای دیگر جهان سوم نیز سوء مدیریت دولتی و نبود امنیت و آرامش و همچنین فقر خزنده و فزاینده کشاورزان، مزارع را به تدریج ویران کرده و میزان محصولات کشاورزی را کاهش داده و موجب نگون بختی روستائیان شده است.
همین روند را در شماری از کشورهای آمریکای لاتین نیز مشاهده می کنیم. در ونزوئلا رئیس جمهوری که وعده داده رفاه و نیک بختی شهروندان را تامین کند، با ایجاد یک دشمن خیالی در هیات ایالات متحده، به خرید اسلحه پرداخته و به جای تلاش برای گسترش کشاورزی و بالا بردن تولید محصول، موجب فرار کشاورزان و روی آوردن آنها به شهرها شده است.
همه این عوامل، در مجموع موجب پائین آمدن میزان تولید در جهان گردیده، و این در حالی که جمعیت کره زمین بی وقفه بالا می رود، بر میزان مصرف افزوده می شود و عرضه پائین می آید.
نمونه دیگر این شوربختی، حکومت مسلط بر ایران است که در یک سال اخیر، 80 میلیارد دلار درآمد نفتی داشته و در مجموع در 29 سالی که از تسلط آن بر ایران می گذرد، درآمد نفت از 700 میلیارد دلار فراتر رفته است.
اگر رهبران دلسوزی در ایران وجود داشتند، چنین مبلغی می توانست آن سرزمین را به بهشت برین مبدل سازد. ما می بینیم که امیرنشین های عرب حوزه خلیج فارس، با وجود کمی جمعیت و کوچکی مساحت، دو اسبه به سوی ترقی و تعالی پیش می روند و به مرکز بزرگ تجارت جهانی مبدل می گردند- و در مقابل، سرمایه های داخلی و خارجی از ایران فرار می کند و از میزان تولید محصول کاسته می شود.
در رژیمی که فاقد برنامه منظم است و رئیس جمهوری بی تجربه و مغرور آن بوالهوسی خود را بر مشاوره با کارشناسان و پیروی از برنامه های منظم ترجیح می دهد، پائین آمدن میزان تولیدات کشاورزی نباید موجب شگفتی شود. هنگامی که کشاورز از جانب حکومت حمایت نمی شود و سازمانهای گسترده تعاونی و اشتراکی برای کشاورزان وجود ندارد و فرمانروایان نالایقی اداره امور کشور را به دست گرفته اند که حتی اگر بخواهند، نمی دانند که چگونه روستائی محنت زده ایرانی را از تنگنا برهانند، کاهش تولیدات کشاورزی یک امر اجتناب ناپذیر است.
در 29 سالی که از به روی کار آمدن حکومت اسلامی در ایران می گذرد، جمعیت کشور دو برابر شده، ولی میزان محصولات کشاورزی هرگز دو برابر نشده است. درگذشته، کارشناسان کشاورزی اسرائیل، کشاورزان ایرانی را در به کارگیری تازه ترین شیوه های علمی رهنمون می شدند و آبیاری قطره ای و شیوه های بالا بردن محصول را به آنها یاد می دادند.
با این یاری رسانی های اسرائیل بود که میزان تولید در هر هکتار از زمین های کشاورزی در ایران دو برابر و چند برابر شد. ولی امروز درهای ایران نه تنها به روی کارشناسان اسرائیلی بسته شده، بلکه رژیم تهران روستائی ایرانی را از دستیابی به دانش مدرن کشاورزی از منابع دیگر نیز محروم ساخته است.
یک مقایسه کوتاه بین اسرائیل و دیگر کشورهای دور و نزدیک، می تواند نشان دهد که تا چه حد نبود مدیریت صحیح ممکن است فاجعه بار باشد و چگونه با حسن مدیریت می توان از هیچ به همه چیز رسید و نیک بختی کشاورزان و رفاه شهروندان را تامین کرد.
اسرائیل 60 سال پیش همه چیز را از صفر آغاز کرد. اسرائیل نوپا از همان نخستین روز اعلام استقلال خود با حمله کشورهای عرب که قصد نابودی آن را داشتند روبرو گردید. اسرائیل هیچگونه منابع طبیعی ندارد- آب ندارد- نفت ندارد- آهن و طلا ندارد.
اسرائیل یک کشور مهاجر پذیر است که باید کار و مسکن و بهداشت و رفاه آنان را تامین کند.
در ظرف 60 سالی که از استقلال اسرائیل می گذرد جمعیت کشور 11 برابر شده است- از 660 هزار نفر به بالاتر از 7 میلیون نفر رسیده است- درست مثل آن که جمعیت ایران از 22 میلیون نفر در 60 سال پیش، به 232 میلیون رسیده باشد. چگونه دولت کنونی ایران می توانست برای این جمعیت عظیم کار و آذوقه و مسکن و رفاه تهیه کند؟
اسرائیل به این دستآورد رسید و به این پیروزی نائل شد و امروز درآمد سرانه یک نفر اسرائیلی برابر کل درآمد سرانه همه کشورهای عرب همسایه، و دست کم شش برابر درآمد سرانه یک ایرانی است.
ملت اسرائیل و یهودیان جهان فردا شب (یکشنبه) فرا رسیدن عید «شاووعوت» را جشن می گیرند. «شاووعوت» عید نوبرینه ها نام دارد و به مناسبت فرا رسیدن زمان میوه چینی است و یک عید کشاورزی از دوران اسرائیل باستان محسوب می شود. بسیاری از اعیاد اسرائیل با زمین و کشاورزی رابطه ای تنگاتنگ دارد- که نشان می دهد یهودیان از دیرباز به اهمیت کشاورزی و تامین خواروبار توجه داشته اند.
اینها را نه از روی فخر فروشی، که در کمال درد و ناخرسندی بیان می کنیم. دلمان می خواست که نه تنها اسرائیلی در رفاه زندگی کند، بلکه ایرانی هم به نیک بختی برسد و اعراب هم مرفه باشند- مگر عربها انسان نیستند؟ آنها هم انسانند و حق برخورداری از رفاه دارند.
در حالی که امروز دنیا با کمبود خواروبار و آذوقه روبرو می باشد، می بینیم که مشکل اصلی کشورهای مرفه آن است که مردمانشان چگونه کمتر بخورند که این چنین فربه نشوند – زیرا چاقی برای سلامت انسان زیان دارد. در مقابل، کشورها و سرزمینهائی وجود دارند که مردم آن با کمبود آذوقه روبرو هستند و حتی برخی از شهروندان از گرسنگی جان می سپارند.
به دور و بر خود نگاه کنید. می بینید همه ممالکی که هنوز انبار آذوقه جهان محسوب می شوند، کشورهای برخوردار از دموکراسی و مردمسالاری هستند: ایالات متحده، استرالیا، ممالک اروپائی – و همه ممالکی که با قحطی و کمبود و گرسنگی روبرو هستند، در جرگه حکومتهای خودکامه هستند.
اسرائیل کوچک و فقیر (از نظر منابع طبیعی) نه تنها در تامین آذوقه مردمان خویش به خود کفائی رسیده، بلکه یکی از صادر کنندگان میوه و سبزی، گل و فرآورده های لبنی و کشاورزی می باشد. مگر چه رازی در پیشرفت اسرائیل نهفته است؟ یک راز و آنهم دموکراسی، دلسوزی حکومت نسبت به مردم، مسؤولیت پذیری رهبران، لیاقت و درایت در مدیریت.
حکومت هائی که هر روز کارگر و کشاورز را به تظاهرات خیابانی می کشانند و انها را به عنوان سیاهی لشگر به کار می گیرند، رژیم هائی که به جای تقویت حس سخت کوشی مردمان در راه تامین رفاه وطن خویش، مرتبا از جهاد و شهادت سخن می گویند و با سیاست های غلط موجب ورشکستگی کشاورزی و هجوم روستائیان به شهرها می شوند، نه تنها باعث نگون بختی مردمان خویش می گردند، بلکه درایجاد کمبود و قحطی درجهان نیز مسؤول و مقصرند.
شوربختانه، سازمان جهانی خواروبار و کشاورزی، که هفته پیش نشست اضطراری خود را در رم برگزار کرد، در قطعنامه پایانی خویش این واقعیت تلخ را نادیده گرفت و از ارائه کردن راهکار آن غافل شد.
اورشلیم: 7ر 6ر2008
امواج رادیو اسراییل درفصل بهار:
22 متر= 13850 کیلوهرتس
25 متر= 11605 کیلو هرتس
شنوندگان ما دراروپا باید صدایمان راازطریق ماهواره هات برد و اینترنت بشنوند اما موج 25 متردربخشهائی ازاروپا نیزقابل شنیدن است.
درآمریکا و کانادا ازتلویزیون «پیام آزادی» تمامی برنامه زنده و مستقیم رادیو اسرائیل هرروز پخش می شود
رادیو «صدای ایران» نیزهرروز بخشی ازاخبار رادیو اسرائیل و شنبه ها یکساعت برنامه ما را رله می کند.
(لطفا این امر را به آگاهی دوستان و بستگان خود نیزبرسانید. سپاسگزاریم.)
نخست وزیر عراق وارد تهران شد
نوری المالکی نخست وزیر عراق برای دومین بار در سال جاری جهت گفتگو با رهبران ارشد ایران، وارد تهران شد و در فرودگاه مورد استقبال پرویز داوودی، معاون اول رئیس جمهور ایران قرار گرفت.تعدادی از وزیران کابینه ایران و سفرای بعضی از کشورهای عربی نیز در مراسم استقبال از آقای مالکی در فرودگاه حضور داشتند.آقای مالکی از فرودگاه عازم کاخ سعدآباد شده تا منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران، دیدار کند. سایر دیدارهای او در روزهای آینده برگزار خواهد شد. قرار ا ست محور اصلی گفتگوهای آقای مالکی، ادعاها درباره همکاری ایران با شبه نظامیان شیعه عراقی باشد.
تیم ملی فوتبال ایران در زمین امارات پیروز شد
تیم ملی فوتبال ایران در چهارمین بازی خود در مرحله مقدماتی جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی تیم امارات متحده عربی را شکست داد و به اولین پیروزی خود در این مرحله دست یافت.تیم ایران در این بازی با نتیجه یک بر صفر پیروز شد و تک گل تیم ایران را فریدون زندی در دقیقه 11 بازی به ثمر رساند. در این دقیقه پاس مسعود شجاعی پشت دفاع امارات به زندی رسید و او که با دروازه بان تک به تک شده بود توپ را به آزامی و از بالای سر دروازه بان امارات درون دروازه Ø �ا داد. تیم ایران با این پیروزی 6 امتیازی شد و موقتا در صدر جدول گروه قرار گرفت. در حال حاضر امارات و سوریه (با یک بازی کمتر) با 5 امتیاز در رده های بعدی قرار دارند و کویت با 1 امتیاز (و یک بازی کمتر) در رده چهارم است.در بازی ایران و امارات تیم ایران با ترکیب سید مهدی رحمتی، هادی عقیلی، سید جلال حسینی، ستار زارع، حسین کعبی، جواد نکونام، ابراهیم صادقی، مسعود شجاعی، فریدون زندی (احسان حاج صفی، دقیقه 74)، غلامرضا رضایی (مجتبی جباری، 90)، محسن خلیلی (علیرضا نیکبخت واحدی، 84) بازی کرد.
اعتراض ایران، هشدار برادعی در پی سخنان موفاز
در پی تهدید علنی برای حمله به ایران از سوی یک وزیر کابینه اسرائیل، نماینده ایران خواستار محکومیت این سخنان از سوی سازمان ملل شده و مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز تلویحا اسرائیل را از حمله به تاسیسات اتمی ایران بر حذر داشته است.شائول موفاز وزیر حمل و نقل اسرائیل روز جمعه با اشاره به شکست تلاش ها برای متوقف کرد برنامه اتمی ایران حمله اسرائیل به آن کشور را اجتناب ناپذیر دانسته بود.محمد خزائی نماینده ایران در سازم ان ملل در نامه ای که روز شنبه منتشر شد از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواست تهدید اسرائیل علیه کشورش را محکوم کند.به گزراش رویتر آقای خزائی در نامه ای به بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد نوشت: "چنین تهدید خطرناکی علیه یک کشور مستقل و یک عضو سازمان ملل از موارد آشکار نقض قوانین بین المللی است و با بنیادی ترین اصول منشور سازمان ملل تغایر دارد و بنابراین نیازمند واکنشی قاطعانه و روشن از طرف سازمان ملل به ویژه شورای امنیت است."
لاریجانی:به دیپلماسی هزار و یک شبی علاقه نداریم
علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران بار دیگر با انتقاد از گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی گفت که کشورش علاقه ای به طولانی شدن مساله هستهای ندارد.این برای اولین بار نیست که آقای لاریجانی در سمت جدید خود از عملکرد این آژانس انتقاد می کند. از زمان انتخاب علی لاریجانی به سمت ریاست مجلس ایران، او چندین بار از این آژانس انتقاد کرده و نسبت به ادامه همکاری های ایران با آن هشدار داده است.آقای لاریجانی امروز شنبه، هجده خرداد دØ ± رشت گفت که گزارش اخیر محمد البرادعی، مدیرکل آژانس دوپهلو است. او افرود که این نهاد سازمان ملل "شاید به دنبال یک دیپلماسی هزار و یک شبی است که مرتبا زمان میگیرد."رئیس مجلس ایران هشدار داد که اگر می خواهند مساله هسته ای را دچار پیچش کنند، برای خودشان مشکل درست می کنند.
درخواست کاهش تدریجی سوبسیدهای نفتی
نمایندگان پنج کشوری که بیشترین مصرف کننده نفت در جهان هستند در پایان مذاکرات دو روزه خود در ژاپن خواستار پایان تدریجی سوبسیدهای نفتی، برای کمک به کاهش بهای نفت شدند .نمایندگان کشورهای ژاپن، چین، هند، کره جنوبی و آمریکا که در مجموع حدود پنجاه درصد نفت استخراجی جهان را مصرف می کنند درخواست کرده اند که به منظور جلوگیری از مختل شدن بازار نفت، کمک های بهتر دیگری به افراد فقیر، جانشین سوبسیدها شود.ولی نمایندگان چین و هند می گویند بعید به نظر می رسد حذف تدریجی سوبسیدها به زودی شروع شود.این دو کشور اظهار می دارند که به دلیل اقتصادهای در حال توسعه شان، نمی توانند با کاهش سوبسیدها کنار بیایند.
احتمال بهبود روابط فرانسه با سوریه
نیکولا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه می گوید به اعتقاد او شروع فصل تازه ای در روابط فرانسه و سوریه امکان پذیر است.اظهارات آقای سارکوزی درباره چشم انداز روابط فرانسه با سوریه در جریان سفرش به لبنان بوده است.قرار است رئیس جمهور فرانسه در این سفر با میشل سلیمان، همتای لبنانی خود و همچنین رهبران تمام 14 حزب سیاسی این کشور، دیدار و گفتگو کند.از هنگام آغاز ریاست جمهوری میشل سلیمان، نیکولا سارکوزی اولین رهبر غربی است که به طور رسمی از Ù �بنان دیدن می کند.
پیشنهاد برای کاهش قدرت دادگاه قانون اساسی ترکیه
کوکسال توپتن، رئیس مجلس ترکیه خواهان کاهش اختیارات دادگاه قانون اساسی این کشور شد.آقای توپتن به دنبال لغو طرح دولت ترکیه برای رفع ممنوعیت حجاب در دانشگاه های این کشور در دادگاه قانون اساسی، این طرح را ارائه کرده است.رئیس مجلس ترکیه دادگاه قانون اساسی را متهم کرده که فراتر از اختیارات و قدرت خود عمل می کند و به همین منظور پیشنهاد احیای مجدد مجلس علیایی (سنا) را داده که از این طریق موازنه قدرت صورت گیرد.ترکیه در حد فاصل سالهای 1961 تا 1980 دارای مجلس علیا هم بود.
بهای نفت به بشکه ای 139 دلار رسید
در خلال گزارش هایی دایر بر احتمال رسیدن بهای نفت به 150 دلار در بشکه تا ماه ژوئیه، بها در روز جمعه به 139 دلار در بشکه افزایش یافت.روز جمعه نفت خام در بازارهای نیویورک با یک جهش خیره کننده 10 دلاری به 138 دلار و 54 سنت رسید.اخبار درباره افزایش قیمت نفت همزمان با دیدار وزرا و مسئولان امور انرژی بزرگترین مصرف کنندگان انرژی جهان در ژاپن منتشر شده است.نمایندگان هشت کشور صنعتی جهان (گروه هشت) در کنار نمایندگانی از چین، هند، و کره جنوبی گرد آمده Ø �ند تا به مدت دو روز برنامه ای برای مقابله با تغییرات در بازارهای نفت، گاز و ذغال سنگ تدوین کنند.
پیدا شدن کانتینریهای سرقت شده نیروهای ائتلاف در افغانستان
مسوولان امنیتی در افغانستان می گویند دست کم 15 کانتینر محتوی تجهیزات نظامی و مواد خوراکی نیروهای بین المللی مستقر در این کشور را که پیشتر در مسیر راه تورخم-کابل به سرقت رفته بود، پیدا کرده اند. بیشتر مواد خوراکی و برخی از تجهیزات نظامی نیروهای خارجی مستقر در افغانستان از طریق بندر کراچی در جنوب پاکستان از راه زمین وارد افغانستان می شود. از حدود دو سال پیش تا کنون برخی از کانتینرهای وردی به افغانس تان به سرقت رفته اند.علی شاه پکتیاوال، رئیس عمومی مبارزه با جرایم جنایی کابل، می گوید که در جریان دو ماه گذشته 15 کانتینر مملو از مواد خوراکی و تجهیزات نظامی مربوط به نیروهای ائتلاف و پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) از نزد گروه های مسلح سارق بدست آمده است.او گفت: "12 کانتینر را یکبار به دست آوردیم و دو کانتینر در مرحله ای دیگر بدست آمد. ولی مجموعا در دو ماه گذشته 15 پانزده کانتینر بدست ما افتاده است، که شامل مواد خوراکی، تجهیزات نظامی از جمله وسایل مخابراتی، برخی وسایل مربوط به طیاره های جت و شماری دیگر وسایل نظامی، بود."
تصادفات جاده ای تعطیلات ایران 74 کشته برجای گذاشت
فرمانده پلیس راه کشور ایران اعلام کرد که طی تعطیلات پنج روزه اخیر در ایران، دست کم 74 نفر بر اثر تصادفات جاده ای کشته و 631 نفر زخمی شده اند.روزهای سه شنبه چهاردهم و چهارشنبه پانزدهم خرداد (چهارم تا هفتم ژوئن) در ایران به مناسبت نوزدهمین سالگرد درگذشت آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی و چهل و پنجمین سالگرد قیام آیت الله خمینی در قم، تعطیل رسمی بود.از آنجا که روز شنبه هیجدهم خرداد نیز مصادف با تعطیل رسمی دیگری Ø �ه مناسبت سالگرد درگذشت حضرت فاطمه دختر پیامبر اسلام بود، دولت ایران روز پنجشنبه شانزدهم خرداد را نیز که تنها روز کاری باقیمانده در این میان بود تعطیل رسمی اعلام کرد و بدین ترتیب، کشور ایران پنج روز را در تعطیلی به سر برد.این تعطیلی پنجروزه فرصتی برای سفرهای بین شهری شهروندان ایرانی فراهم آورد که بخش عمده آن را سفر مردم تهران به مناطق خوش آب و هوای شمال کشور و حاشیه دریای خزر تشکیل می داد.
پرویز مشرف می گوید قصد کناره گیری ندارد
پرویز مشرف، رئیس جمهور پاکستان می گوید هیچ برنامه فوری برای استعفا و زندگی در تبعید ندارد.در پی شایعات رسانه ها در مورد استعفای ژنرال مشرف، رئیس جمهور پاکستان به روزنامه نگاران گفت که او از دولت فعلی حمایت می کند و به این حمایت ادامه خواهد داد.ژنرال مشرف در اشاره آشکار به طرح ترمیم قانون اساسی برای کاهش اختیاراتش گفت او دوست ندارد که صرفا یک نقش تشریفاتی داشته باشد. پرویز مشرف گفت او مراقب وضعیت خواهد بود چون نمی تواند ب ه صورت "یک گیاه بی مصرف" درآید.
گرانی و گناه اسراف!
در حالیکه سران دولتهای دنیا در رم جمع شده بودند تا برای جبران کمبود مواد غذایی در جهان چاره ای بیاندیشند، شکایت مردم در این دیار از گرانی روز افزون بود. گرانی و کمبود مواد غذایی، معمولا مردم را به استفاده حسابگرانه و عاقلانه تر از آنچه که موجود ویا قابل خرید است هدایت می کند، ولی آمار می گوید نسلی که کمبودها و جیره بندی سال های جنگ دوم را تجربه نکرده، با اصرافی بی سابقه، هر هفته، هزاران تن مواد غذایی مرغوب و سالم را به هدر می دهد.گرانی، مثل گرما یش جو زمین، مدتی است که گریبان ملل غنی و فقیر را در دنیا گرفته و ظاهرا به این زودی ها دست بردار نخواهد بود؛ یکی به این دلیل که این دو مسئله بزرگ قرن جدید علت و معلول هم شده اند، و دلیل دیگر، افزایش بی سابقه قدرت خرید بیش از یک میلیارد نفر از مردم در چین و هند، دوغول اقتصادی آسیا است؛ هیچ کس نمی داند که وقتی میزان مصرف گوشت و غلات جمعیتی دو برابر تمامی قاره اروپا با سرعت در حال افزایش است و تغیرات جوی، در حاصلخیزترین مناطق دنیا، خشکسالی ببار آورده، مسئله کمبود خوراک مردم را چطور می توان برطرف کرد! در نشست هفته گذشته سازمان خوارو بار جهانی در رم، یÚ �ی دیگر از علل کمبود و گرانی سریع Ù! ˆ ناگ هانی غلات و برنج در بازارهای دنیا روی آوردن کشاورزان به کشت محصولاتی شناخته شد که برای تولید سوخت های گیاهی بکار می رود؛ محصولاتی که به دلیل برخورداری از یارانه های دولتی، کاشت آن مقرون به صرفه تر از کشت غلات شده است.
'پیشرفتهای' خدمات صحی و جراحی در افغانستان
منابع پزشکی در افغانستان می گویند مراجعه روز افزون بیماران به شفاخانه های داخلی و کاهش علاقمندی برای رفتن به خارج از کشور برای درمان می تواند نشانگر این باشد که اطمینان و باور مردم به کیفیت خدمات صحی در داخل افغانستان افزایش یافته است.مقامات یک شفاخانه خصوصی درکابل می گویند برای اولین بار ظرف چند ماه گذشته نزدیک به دوصد (دویست) عملیات (جراحی) مغزی را با موفقیت انجام داده اند.مسئولان وزارت صحت افغانستان می گویند شفاخانه های خصوصی امکانات خوبی برای آوردن وسایل پیشرفته وجدید دارند و این موضوع زمینه را برای جلب اعتماد مردم به خدمات صحی در کشور مساعد می سازد.به گفته بسیاری انجام جراحیهای پیچیده روی مغز در کشور و بیرون آوردن انواع تومورها از آن، پیشرفت بزرگی درعرصه طبابت در افغانستان به حساب می رود.
آنا ایوانوویچ قهرمان زنان تنیس آزاد فرانسه شد
آنا ایوانوویچ، تنیس باز 20 ساله صربستانی با پیروزی برابر دینارا سافینا از روسیه قهرمان بخش زنان مسابقات تنیس آزاد فرانسه شد و به اولین مقام قهرمانی خود در یکی از چهار گرند اسلم تنیس دست یافت.آنا ایوانوویچ، که در حال حاضر دومین تنیس باز زن جهان است، همچنین اولین زن صربستانی است که قهرمان یکی از چهار گرند اسلم می شود.ایوانوویچ که در مرحله نیمه نهایی هموطن خود یلنا یانکوویچ را شکست داده بود، در فینال این بازی ها در مقا بل دینارا سافینا قرار گرفت و توانست در دو ست و با نتایج 6 بر 4 و 6 بر 3 پیروز شود.سافینا در مراحل قبل موفق شده بود ماریا شاراپووا، برترین تنیس باز زن حال حاضر جهان را از دور مسابقات حذف کند.
نادال در انتظار فدرر
دو تنیس باز برتر جهان در فینال تنیس آزاد فرانسه رو در روی یکدیگر قرار خواهند گرفت.رافائل نادال تنیس باز شماره دو جهان و راجر فدرر تنیس باز شماره یک، با پیروزی در مرحله نیمه نهایی دومین تورنمنت عمده تنیس سال 2008، برای چهارمین سال متوالی در فینال این تورنمنت (رولان گاروس) و سومین بار در سال جاری نبرد خواهند کرد.در مرحله نیمه نهایی رافائل نادال که استاد مسلم بازی بر روی زمین خاک رس به شمار می رود، نواک جاکوویچ، تنیس باز شماره سه جهان را در سه ست متواÙ �ی با نتایج 6-4، 6-2، 7-6 (3) شکست داد.یک ساعت و چهل و پنج دقیقه اول این مسابقه صحنه قدرت نمایی نادال بود و تنها در میانه ست سوم جاکوویچ به خود آمد و نتیجه 3-1 به سود نادال را به 6-5 به سود خود تغییر داد.
بهایی بی سابقه برای یک فرش کهن ایرانی
یک فرش ابریشمی ایرانی که بیش از ۴۰۰ سال قدمت دارد، در یک حراج، به بهای بی سابقه ۴ میلیون و ۴۵ هزار دلار فروخته شد.بهایی که برای هر اینچ مربع (حدود شش و نیم سانتی متر) این فرش پرداخته شده، حدود ۷30 دلار بوده است. پیش بینی شده بود این فرش که در قرون شانزده یا هفده میلادی در اصفهان بافته شده، به مبلغ یک و نیم میلیون دلار فروخته شود. قالی ایرانی روز سه شنبه در حراج کریستی از طرف بنیادی به نام Newport Restoration به فروش رسید.
الکل 'خطر ابتلا به آرتروز را کاهش می دهد'
مطالعه ای تازه در سوئد حاکی از آن است که نوشیدن الکل می تواند خطر ابتلا به آرتروز رماتیسمی را تا 50 درصد کاهش دهد.نتایج ارزیابی 2750 نفر در دو مطالعه جداگانه توسط موسسه کارولینسکا در نشریه "فصلنامه بیماری های رماتیسمی" منتشر شده است.محققان دریافتند که این خطر برای کسانی که هفته ای معادل پنج لیوان (گلاس) شراب نوشیده بودند در مقایسه با کسانی که کمترین الکل را مصرف کرده بودند، 50 درصد کمتر بود.با این حال متخصصین آرتروز اخطار می د هند که نوشیدن الکل زیاد خطر طیفی از مشکلات جسمی را افزایش می دهد.
06/06/2008
فیلتر شکن امروز رادیو فردا:
neysaran.com
If the text below is unreadable
Please change your browser encoding to Unicode (UTF-8), by selecting view then encoding in your browser
برگزاری دادگاه متهمان حملات يازده سپتامبر
خالد شيخ محمد، متهم به برنامه ريزی حملات يازده سپتامبر آمريکا به همراه چهار متهم ديگر اين پرونده، برای نخستين بار روز پنجشنبه در يک دادگاه نظامی در گوانتانامو حاضر شدند.
خالد شيخ محمد و ديگر متهمان به همراه وکلای خود در دادگاهی نظامی حاضر شدند و خبرنگاران اجازه يافتند تا از طريق تلويزيون مدار بسته جريان دادگاه را ببينند.
خالد شيخ محمد يکی از بلندپايه ترين اعضای القاعده است که در سال ۲۰۰۳ در پاکستان دستگير شد.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتد پرس، خالد شيخ محمد پس از دستگيری در يکی از زندان های مخفی سازمان اطلاعات آمريکا «سيا» نگهداری می شد و سپس در سال ۲۰۰۶ به زندان گوانتانامو منتقل شد.
خالد شيخ محمد به همراه علی عبدالعزيز علی، رمزی بن شبيب، مصطفی احمد آل حوازاوی و وليد بن عطش پس از هفت سال از حملات يازدهم سپتامبر در دادگاه حاضر شدند. اين پنج نفر به تروريسم، کشتار شهروندان متهم هستند.
اين افراد همچنين متهم به دو هزار و ۹۷۳ فقره قتل متهم هستند. اين رقم، تعداد کسانی است که در حملات يازدهم سپتامبر به برج های تجارت جهانی و ساختمان وزارت دفاع آمريکا جان باختند.
در همين حال، رالف کوهلمن، رييس دادگاه هشدار داد در صورتی که در جريان دادگاه مسايل محرمانه ای رد و بدل شود وی مجبور خواهد بود تا سيستم صوتی را برای کسانی که بيرون از دادگان جريان محاکمه را مشاهده می کنند، قطع کند.
به گزارش آسوشیتد پرس، رييس دادگاه به خالد شيخ محمد هشدار داد که اعترافات او می تواند به صدور مجازات مرگ برای وی منجر شود. خالد شيخ محمد در پاسخ اين هشدار گفت که می خواهد تا اعدام شود تا بتواند «شهيد» شود.
خالد شيخ محمد گفته است:«بله، شهيد شدن همان چيزی است که من سالها آرزوی آن را داشته ام ». وی افزوده است:«اگر خدا بخواهد به وسيله شما(رييس دادگاه) اين اتفاق خواهد افتاد».
خالد شيخ محمد همچنين از دادگاه در خواست کرد که بدون وکيل مدافع در دادگاه نظامی به دفاع از خود بپردازد.
براساس گزارش منابع نظامی آمريکا خالد شيخ محمد سال گذشته به يک کميته نظامی گفته بود او در سال ۱۹۹۶ پيشنهاد ربودن هواپيماهای مسافربری و اصابت آنها به ساختمانهايی در آمريکا را به اسامه بن لادن ارائه کرده بود.
چهار زندانی ديگر متهم هستند به ۱۹ عامل اجرايی حملات ۱۱ سپتامبر کمک های مالی و لجستکی ارائه کرده اند.
به گزارش رويترز، رييس دادگاه در ابتدای محاکمه از متهمان خواهد پرسيد که آيا از وکلای که در اختيار آنها قرار گرفته راضی هستند يا نه . در همین حال، وکلای اين متهمان نیز از دادگاه خواهند خواست تا زمان بيشتری برای آماده کردن لايحه دفاع به آنها بدهد.
پيشتر دادستان در خواست کرده بود که دادگاه در ۱۵ سپتامبر سال جاری برگزار شود. رسانه های آمريکايی می گويند اين در خواست در راستای تحت تاثير قرار دادن افکار عمومی در آستانه انتخابات رياست جمهوری آمريکا مطرح شده بود.
اين پنج متهم در صورت محکوميت با مجازات مرگ مواجه خواهند شد.
خالد شيخ محمد يک پاکستانی الاصل است که در کويت بزرگ شده است. او علاو بر حملات يازده ستامبر مسئوليت ۳۱ حمله دیگر را پذيرفته است.
به گزارش رویترز، يکی از اقداماتی که خالد شیخ محمد مسئولیت آن را پذیرفته است، ربودن و گردن زدن دانيل پرل خبرنگار روزنامه وال استريت ژورنال است.
علی عبدالعزيز علی، معروف به عمر البوشی، برادر زاده خالد شيخ محمد و همچنين پسر عموی رمزی يوسف عامل بمب گذاری مرکز تجارت جهانی در سال ۱۹۹۳ است. او متهم است منابع مالی مورد نياز عاملان حمله يازده سپتامبر را فراهم کرده است.
رمزی بن شبيب اهل يمن و متهم است که رابط القاعده و هواپيما ربايان بوده است. پنتاگون، وزارت دفاع آمريکا، می گويد وی به هواپيماربايان کمک کرده است تا در مدارس خلبانی ثبت نام کنند.
وضعیت القاعده؛ «شکست یا عقب نشینی؟»
ژنرال مايکل هايدن، مدير سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا ، سيا ، در مصاحبه ای در روز جمعه دهم خرداد گفته بود : «شبکه القاعده در خلال يک سال اخير در عراق و عربستان سعودی گرفتار شکست کما بيش استرتژيک شده و در سطح جهانی نيز دست به عقب نشينی زده است».
ژنرال مايکل هايدن افزوده بود: مردم در بخش عمده ای در جهان اسلام تفکر القاعده و برداشت اين شبکه از اسلام را طرد کرده اند.
در عين حال به گفته شماری از مقام های بلند پايه آمريکا، نمايندگان دولت ايران در ماههای اخير با رهبران ارشد القاعده گفت وگوهای سری داشته اند، گو اينکه از اهداف ايران در اين باره اظهار بی اطلاعی کرده اند.
در همين زمينه، ترولس تانه سن، پژوهشگر ارشد موسسه تحقيقات دفاعی نروژ، و پروفسور برينيار ليا، استاد موسسه تحقيقات دفاعی نروژ، در گفت وگو با راديو فردا ديگاه های خود را در اين خصوص مطرح کرده اند:
راديو فردا: با توجه به گفته ریيس سازمان سيا CIA، مبنی بر شکست القاعده در عراق و عربستان سعودی، وضعيت فعلی اين شبکه چگونه است؟ آيا اين شبکه به پايان راه خود رسيده است يا خير؟
ترولس تانه سن: به نظر می رسد فعاليت های القاعده در عراق به نحو چشم گيری کاهش يافته است. البته اين کاهش بيشتر از اختلاف شبکه القاعده با گروه های ستيزه جوی سنی عراقی ناشی می شود.
شماری از اين ستيزه جويان و حتی برخی از اعضاء پيشين القاعده در عراق، به مبارزه عليه اين شبکه برخواسته اند. اضافه بر اين،القاعده حمايت و وفاداری بخش عمده ای از جامعه سنی عراق را از دست داده است.
در ضمن شماری از گروه های القاعده در استان الانبار، آن گونه که خود اذعان دارند، شکست خورده اند. گرچه گروههایی در بغداد و استان دياله و يا ديگر مناطق شمالی عراق هنوز فعال هستند.
در حال حاضر القاعده با مشکلات جدی در عراق مواجه است، ولی هنوز زود است که بگوئيم القاعده برای هميشه در اين کشور شکست خورده. آينده عراق، به ويژه از ديدگاه جامعه سنی اين کشور،نامعلوم است و بنا براين امکان دارد برخی ستيزه حويان پيشين و حتی حاميان قبلی القاعده در طوايف سنی، بار ديگر به القاعده بپيوندند و يا از آن حمايت کنند.
به نظر می رسد که فعاليتهای القاعده در عراق کاهش پيدا کرده است. آيا اين کاهش نتيجه عملکرد القاعده در اين کشور است؟ يا از استراتژی فرماندهان نظامی آمريکا و همکاری و همياری آنها با گروههای شيعه و سنی عراق، سرچشمه می گيرد؟
ترولس تانه سن: کاهش فعاليت های القاعده نتيجه هردو عاملی است، که ذکر کرديد. رفتار القاعده، به ويژه افزايش تلفات انسانی و آزار اذيتی که به شهروندان عراقی در شهرهای تحت نفوذ خود روا داشتند، باعث شد که القاعده پشتيبانی و همدلی بخش عمده ای از جامعه سنی های عراق را از دست بدهد. اين کار توام با استراتژی فرماندهان نظامی امريکا، که ضمن استفاده از اختلافات گروه های ستيزه جو در عراق، که به نوعی اتحاد و همکاری ارتش آمريکا با گروه های سنی رسيدند، باعث شد که القاعده در عراق شکست خورد.
وضعيت جهانی القاعده
آيا القاعده در سطح جهانی شکست خورده است؟ يا اينکه فعلا" عقب نشينی کرده است؟
پروفسور برينيار ليا: القاعده از برخی جهات عقب نشينی کرده، اما در عين حال به پيشرفت هائی هم نائل شده است. از نظر ايدئولوژيک القاعده در عرض سال گذشته تزلزل جدی داشته، به ويژه بعد از انتشار کتاب «ترشيد العمل الجهادی» يا به عبارت ديگر کتاب «ارشاد صحيح برای فعاليت های جهادی» در مصر و جهان، به وسيله دکتر سيد امام الشريف، که يک نظريه پرداز مصری است .
سيد امام الشريف يکی از اعضاء هسته مرکزی الفاعده، در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ بود ، او الان از القاعده شديدا" انتقاد می کند. اضافه براين، شمار ديگری از نظريه پردازان القاعده هم به انتقاد از القاعده برخواسته اند و کليه اين انتقادها کار القاعده را برای موجه جلوه دادن فعاليت هايش مشکل تر کرده است. جدا از مسئله ايدئولوژيک، القاعده از نظر سازمانی هم در عراق و عربستان سعودی ناکام مانده. گروههای القاعده در مقايسه با سالهای پيش ضعيف شده اند.
القاعده چه پيشرفت هایی را به دست آورده است؟
پروفسور ليا : القاعده پيشرفت هائی هم داشته، مانند سازمان دهی دوباره خود در پاکستان . اگر چه القاعده در پاکستان تحت فشار قرار دارد، ولی موقعيت اين سازمان در مقايسه با دو سال بعد از حادثه يازده سپتامبر ۲۰۰۱ بهتر شده . القاعده موفق شده با گروههای جهادی بعضی از کشورها متحد شود، مانند گروه سلفی الجزاير . اتحاد با اين گروه، که سالها در الجزاير مبارزه می کند، برای القاعده بسيار مهم است.
اين گروه اکنون توجه خود را به آمريکا و ساير کشورها معطوف کرده. اين کار، القاعده را برای فعاليت هايش در سطح جهانی تقويت می کند.
در ضمن گروه «اتحاد جهان اسلامی» در ازبکستان، که قبلا" در سطح اين کشور فعاليت می کرد، به سوی القاعده متمايل شده و به هدف هائی در سطح منطقه و فراتر از آن توجه دارد.
از جمله کوشش اين گروه ازبک در گذشته برای بمب گذاری در آلمان . القاعده با گروه های لبييائی و نهضت شباب در سومالی هم رابطه دارد .
رابطه القاعده با ستيزه جويان طالبان بسيار خوب است. از نظر رسانه ای و استفاده از اينترنت، القاعده در شرايط بهتری قرار دارد و پيامهای خود را در سطح بين المللی انتشار می دهد و هزارن پشتيبان زيرک دارد که پيام های القاعده را به توده مردم می رسانند. اين کار به القاعده کمک می کند که به حاميان و اعضاء خود اضافه کند.
در مجموع اينکه القاعده هنوز به پايان کار خود نرسيده، گو اينکه افت هائی داشته و شکست هائی را متحمل شده است.
به گفته مقامات آمريکائی، نمايندگان دولت ايران در ماه های اخير با رهبران القاعده گفت وگوهای سری داشته اند . ايران به دنبال چه هدف هائی است؟ چه فايده ای برای خود تصور می کند؟
پروفسور ليا: اطلاعات مشروحی در باره اين گفت وگوهای سری و اين که تحت چه شرايطی انجام گرفته ندارم، ولی بايد بگويم که تماس القاعده با نمايندگان بعضی از دولت ها موضوع تازه ای نيست.
برای نمونه در گذشته، القاعده تماس هايی با مقامات يمنی داشت و حتی، برای مدتی، درمورد صلح به توافق رسيدند.
فکر می کنم ايران دارد از سياست آمريکا ستيزی القاعده استفاده می کند . ايران تعدادی از ستيزه جويان القاعده را در حبس خانگی دارد و شايد می خواهد از آنها برای چانه زنی سياسی استفاده کند. ايران به حضور مجاهدين خلق در عراق اعتراض دارد و شايد بخواهد ستيزه جويان ضد امريکائی القاعده را، که در ايران هستند، با شماری از مجاهدين خلق در عراق معاوضه کند.
به نظر می رسد که شيکه القاعده، به رغم تزلزل ايدئولوژيک و شکست هائی که در عراق متحمل شده، کماکان به فعاليت های خود ادامه می دهد دهد و نمی توان اطمينان داشت که عقب نشينی اين شبکه دائمی باشد. از ديد بسياری از کشورها اين شبکه کماکان تهديدی برای آنان محسوب می شود.
تحصن دانشجويان تربيت معلم کرج ادامه دارد
هفت روز از تجمع و پنج روز از اعتصاب غذای دانشجويان دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج می گذرد. سی تن از دانشجويان اعتصاب کننده به بهداری دانشگاه منتقل شده اند.
اين در حالی است که مسوولان دانشگاه از انتقال دانشجويانی که در شرايط وخيم جسمی هستند، به بيمارستان جلوگيری می کنند.
دانشجويان دانشگاه تربيت معلم از سوی مقامات اين دانشگاه تحت فشار قرار گرفته اند که با رسانه ها مصاحبه نکنند.
مهديه گلرو، فعال دانشجويی که از نزديک تجمع و اعتصاب غذای دانشجويان دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج را دنبال کرده در گفت و گو با راديو فردا درباره فشارهای وارد شده بر دانشجويان متحصن می گويد:« دانشجويان برای مصاحبه و ارتباط داشتن با خبرگزاری ها تحت فشار شديد هستند و از مصاحبه با آنان به شدت منع شده اند».
وی می افزاید:« ارتباط تلفنی با دانشجويانی که در دانشگاه متحصن هستند به سختی برقرار می شود و خطوط تلفن همراه به شدت دچار اختلال است. به دليل تعطيلات در ايران فعالان دانشجويی سعی می کنند خبرها را به رسانه ها برسانند. اينترنت دانشگاه به طور کامل قطع شده است.»
اين فعال دانشجويی درباره آخرين وضعيت جسمی دانشجويان اعتصاب کننده می گويد:«در اين چند روز ۳۰ تن از دانشجويانی که در تجمع و اعتصاب غذا شرکت کرده بودند، به بهداری دانشگاه منتقل شده اند. تا ديشب حدود ۱۲۰۰ نفر دائما متحصن هستند. يکی از دانشجويان دختر و يک دانشجوی پسر ديشب راهی بيمارستان شدند . بردن آنها به بيمارستان بسيار مشکل بود زيرا نيروهای امنيتی اجازه انتقال دانشجويان به بيمارستان را نمی دهند.»
به گفته مهديه گلرو، فعال دانشجويی، تعداد اعتصاب کنندگان تا امروز صبح ۹۰ نفر بوده است. هر روز به تعداد اعتصاب غذا کنندگان افزوده می شود.
احکام انضباطی
در وبلاگ دانشجويان متحصن دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج منتشر شد مبنی بر اينکه با وجود تعطيل بودن ايران و دانشگاه ها، برای ۸ تن از دانشجويان متحصن احکام انضباطی صادر شده است.
مهديه گلرو اين خبر را تاييد می کند و می گويد:« اين احکام بدون اينکه دانشجويان در جريان آن باشند، برای آنها صادر شده است. دانشجويان متحصن مرتب از سوی مقامات دانشگاه تهديد می شوند که پس از اين تحصن و اعتصاب غذا قادر به ادامه تحصيل در اين دانشگاه نخواهند بود. بر اساس آيين نامه کميته انضباطی دانشجو بايد به طور مکتوب به کميته انضباطی احضار شود و پس از آن حکم برايش صادر شود ولی اين دانشجويان حتی به طور شفاهی هم به کميته های انضباطی احضار نشده اند.»
پس از واقعه ۱۸ تير در کوی دانشگاه تهران حضور دانشجويان دختر در تحصن های شبانه دانشگاه های ايران کمرنگ بود. پيشتر تنها در تجمع دانشجويان دانشگاه سهند تبريز در اسفند ماه گذشته دختران دانشجو در کنار همکلاسی های پسر خود شب ها در تحصن در صحن دانشگاه حضور يافتند. دانشجويان دختر دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج نيز در تحصن های شبانه شرکت دارند.
مهديه گلرو، فعال دانشجويی در اين باره می گويد:« هميشه تابوی حضور دختران در تحصن ها به ويژه شب ها وجود داشت. دختران دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج سختی در فضای باز ماندن را به خود خريدند، حتی در دو سه شب گذشته هوای تهران سرد بود و دختران در فضای باز خوابيده اند و کنار همکلاسی های خود باقی مانده اند. »
ماموران انتظامات و حراست هم حضور کاملی در اين تحصن دارند. اين فعال دانشجويی می گويد:« آن طور که دانشجويان دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج می گويند، تعدادی از نيروهای لباس حراست دانشگاه تربيت معلم وارد دانشگاه شده اند که برای هيچ کدام از دانشجويان اين دانشگاه شناخته شده نيستند. دانشجويان بر اين عقيده اند که اين افراد از خارج از دانشگاه وارد اين دانشگاه شده اند تا از نزديک شاهد تحصن و اعتصاب غذای دانشجويان باشند.»
قطع آب آشامیدن
از روز سه شنبه گذشته آب دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج توسط مسوولان دانشگاه قطع شده است. اين مساله با توجه به گرمای هوا و اعتصاب غذا مشکلات زيادی را برای دانشجويان اين دانشگاه ايجاد کرده است.
مهديه گلرو که تحولات دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج را از نزديک دنبال کرده است، در اين باره می گويد:« متاسفانه قطعی آب مشکلات زيادی برای دانشجويان ايجاد کرده است. آب در بخش خوابگاه و قسمتی که دانشجويان تحصن کرده اند، قطع شده است. اين مساله دانشجويان را با مشکلاتی رو به رو کرده است. اين رفتاری کاملا غير انسانی و غير اخلاقی است که از طرف وزارت علوم پشتيبانی و از طرف مديريت دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج اجرا می شود.»
دانشجويان دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج می گويند خواسته هايشان صرفا صنفی است و خواستار برکناری معاونت آموزشی دانشگاه، برکناری معاونت فرهنگی و فوق برنامه، بهبود امکانات رفاهی، عدم احضار متحصنين به کميته انضباطی و عذرخواهی کتبی رياست دانشگاه از دانشجويان و خانواده های آنها به دليل اتهام های نادرست شده اند.
مهديه گلرو می گويد مسوولان دانشگاه برخی از خواسته های دانشجويان را قبول کرده اند و می افزايد:« اينها خواسته های بسيار کوچکی مثل تغيير فضای سلف سرويس دانشگاه و همچنين کتابخانه دانشگاه هستند. اما دانشجويان اعلام کرده اند خواسته های بزرگ تر از اين ها دارند و تا رسيدن به تمام خواسته هايشان دست از اعتصاب غذا و تحصن نخواهند کشيد.»
دانشجويان متحصن دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج، با انتشار نامه ای به مرديم ايران نوشته اند:« مسوولان دانشگاه لحظه به لحظه به فشار خود بر دانشجويان متحصن می افزايند . گويا در خيال خام خويش اينگونه می پندارند که با اين اعمال فشار می توانند عزم ما را سست کنند».
در ادامه آمده است:«بی شک فشارهايی همچون تهديد و ارعاب خانواده های دانشجويان متحصن، قطع آب، ايجاد اختلال در تلفن های همراه ، قطع اينترنت دانشگاه، زندانی کردن دانشجويان در محل تحصن، افزودن نيروهای ناشناس در لباس حراست، ممانعت از بردن دانشجويانی که از لحاظ جسمانی بسيار ضعيف شده اند، به بيمارستان و تزريق داروی ديازپام به دانشجويان ضعيف شده برای سست کردن و خواب آلودگی دانشجويان ، که عکس و فيلم آنها همه موجود است اما ما به دليل کمبود امکانات موفق به انتشار آنها نشده ايم، بدور از شرافت انسانی است و کسانی هم که در برابر اين حوادث سکوت اختيار می کنند، بايد جواب پس دهند.»
دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی تهران با انتشار بيانيه ای از دانشجويان متحصن دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج حمايت کرده اند.
ایران اظهارات باراک اوباما را رد کرد
محمدعلی حسينی، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران اظهارات نامزد پيشتاز حزب دمکرات در انتخابات رياست جمهوری آمريکا، در خصوص برنامه هسته ای اين کشور را رد کرد.
سخنگوی وزارت امور خارجه ايران، روز پنجشنبه گفت: اظهارات این نامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در باره ماهیت برنامه هسته ای ايران «يکسويه و غيرواقعی است».
باراک اوباما، نامزد پيشتاز حزب دمکرات در انتخابات رياست جمهوری آمريکا، روز چهارشنبه در نشست کميته روابط آمريکا و اسرائيل، آی.پک، با اشاره به برنامه هسته ای ايران گفته بود: ايران تهديد برزگی برای صلح و ثبات منطقه است.
آقای اوباما همچنين افزوده بود که هر آنچه از دستش برآيد انجام خواهد داد تا نگذارد ايران به سلاح اتمی دست يابد
آقای اوباما همچنين با اشاره به «دفاع حکومت ايران» از خشونت و افراطی گری، گفته بود:« ايران به دنبال دستيابی به توانايی هسته ای است، اين اقدام می تواند به مسابقه تسليحاتی در منطقه منجر شود.»
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران بدون نام بردن از سناتور اوباما در واکنش گفت: اين ارزيابی نامزد انتخاباتی آمریکا درباره برنامه هسته ای ایران «با حقايق مربوط به ماهيت صلح آميز برنامه هستهای ايران مغايرت آشکار دارد و غير قابل قبول است».
نامزد پيشتاز حزب دمکرات انتخابات رياست جمهوری آمريکا تصريح کرده بود در صورت رسيدن به رياست جمهوری، برای تضمين امنيت آمريکا و اسرائيل، گزينه اقدام نظامی عليه ايران را از نظر دور نخواهد داشت.
آقای اوباما همنچنين گفته بود به عنوان رييس جمهوری آمريکا، در صورتی که تشخيص دهد مذاکره با ايران به نفع آمريکا خواهد بود، به مذاکره سخت و اصولی با رهبران ايران خواهد پرداخت. در همين حال وی افزود: که زمان و مکان چنين مذاکراتی را وی انتخاب خواهد کرد.
واکنش اسرائيلی ها و فلسطينی ها
در حالی که ايران از اظهارات آقای اوباما انتقاد کرده است، رسانه های اسرائيلی از سخنان اين نامزد حزب دمکرات در جمع فعالان يهودی در واشينگتن استقبال کردند.
همه روزنامه روز پنجشنبه اسرائيل تيتر اصلی خود را به سخنرانی روز چهارشنبه آقای اوباما اختصاص داده بودند.
رسانه اسرائيل پيش بينی می کنند اين سخنرانی نقطه عطفی در برداشت اسرائيلی ها از ديدگاه ها و نظرات سياسی باراک اوباما باشد چرا که پيشتر به ديده ترديد به او می نگريستند.
باراک اوباما در سخنرانی روز چهارشنبه خود گفته بود: پيوند اسرائيل و آمريکا ناگسستنی است و در صورتی که وی به رياست جمهوری برسد، هرگز بر سر امنيت اسرائيل مصالحه نخواهد کرد.
دانی آيالون، سفير سابق اسرائيل در آمريکا، در اين زمينه گفت: هر چه اسرائيل ها بيشتر آقای اوباما را بشناسند، بيشتر با او راحت خواهند بود.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، دانی آيالون افزود: اسرائيلی ها جان مک کين و هيلاری کلينتون را برای سال ها می شناسند، با توجه به سخنان روز گذشته اقای اوباما در ای. پک. هر چه بيشتر نگرانی ها در مورد او برطرف خواهد شد.
اهود اولمرت، نخست وزير اسرائيل، نيز از سخنرانی آقای اوباما در روز چهارشنبه تمجيد کرد و گفت:«سخنرانی باراک اوباما تحسين برانگيز بود به ويژه حرف های او در خصوص اورشليم بسيار تاثير گذار بود».
اين در حالی است که اظهارات آقای اوباما درباره اورشليم یا بيت المقدس خشم رهبران فلسطينی را برانگيخت، چرا که انتظار داشتند که وی نسبت به منازعه خاورميانه رويکرد ملايم تری را در پيش گيرد.
آقای اوباما روز چهارشنبه گفت که اورشليم يا بيت المقدس بايد پايتخت اسرائيل باقی بماند و نبايد تقسيم شود. موضع آقای اوباما در قبال اورشليم، به نظر فلسطينی ها با موضع فعلی آمريکا فاصله دارد چرا که تاکنون جرج بوش، رییس جمهوری آمریکا، تاکنون چنين مسئله ای را مطرح نکرده است.
اين در حالی است اهود اولمرت پيشتر نسبت به واگذاری بخش هايی از اورشليم يا بيت المقدس شرقی به فلسطينی ابراز تمايل کرده بود.
اسرائيل در جريان جنگ سال ۱۹۶۷ اورشليم يا بيت المقدس را به تصرف خود در آورده و ضميمه خاک خود کرد.
نادر ابراهيمی، نويسنده و کارگردان ايرانی، در گذشت
نادر ابراهيمی، نويسنده و سينماگر ايرانی، روز پنجشنبه شانزدهم خرداد به دليل عوارض ناشی از بيماری که طی سال های اخیر او را رنج میداد، در سن ۷۲ سالگی در تهران درگذشت.
خانواده نادر ابراهيمی اعلام کرد که مراسم تشييع پيکر اين هنرمند بعد از تعطيلات انجام خواهد شد.
نادر ابراهيمی در تهران به دنيا آمد و پس از گرفتن ديپلم ادبی از دبيرستان دارالفنون، به دانشکده حقوق وارد شد. اما اين دانشکده را پس از دو سال رها کرد و سپس در رشته زبان و ادبيات انگليسی موفق به اخذ ليسانس شد.
اين نويسنده در نوجوانی به فعاليت های سياسی روی آورد و بارها به زندان افتاد. نادر ابراهيمی نوشتن را از شانزده سالگی آغاز کرد و در سال ۱۳۴۲ نخستين اثر خود را با عنوان « خانه ای برای شب» منتشر کرد.
آن گونه نادر ابراهيمی خود گفته است وی در طول عمرش به کارهای مختلفی انجام داده است از جمله : کمککارگری تعميرگاه سيار در ترکمنصحرا، کارگری چاپخانه، حسابداری و تحويلداری بانک، صفحهبندی روزنامه و مجله و کارهای چاپ ديگر، ميرزايی يک حجره فرش در بازار، مترجمی و ويراستاری، ايرانشناسی عملی و چاپ مقالههای ايرانشناختی، فيلمسازی مستند و سينمايی، مصور کردن کتابهای کودکان، مديريت يک کتابفروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس، تدريس در دانشگاهها.
تاکنون دهها داستان بلند و کوتاه، کتاب کودک و نوجوان، نمايشنامه، فيلمنامه و پژوهش از نادر ابراهيمی به چاپ رسيده است.
نادر ابراهيمی در زمينه ادبيات کودکان نيز فعاليت های چشم گير داشت چندين جايزه در این زمینه دريافت کرده است.
در ميان آثار تلويزيونی نادر ابراهيمی می توان به سريال تلويزيونی آتش بدون دود اشاره کرد. اين سريال تلويزيونی ۳۶ ساعته به نويسندگی و کارگردانی وی به موضوع زندگی و عشق نزد ترکمن های ايران می پرداخت
نادر ابراهیمی داستان بلند و هفتجلدی «آتش بدون دود» نوشت که مورد توجه قرار گرفت.
از آثار نادر ابراهيمی به «خانهای برای شب»، «آرش در قلمرو ترديد (يا: پاسخناپذير)»، «هزارپای سياه و قصههای صحرا»، «افسانهی باران»، «در سرزمين کوچک من» (منتخب آثار)، «تضادهای درونی»، «انسان، جنايت، احتمال»، «مکانهای عمومی»، «در حد توانستن» (شعرگونه)، «غزلداستانهای سال بد»، «ابوالمشاغل» (زندگینامه) و «فردا مشکل امروز نيست» و «يک عاشقانهی آرام» میتوان اشاره کرد.
کتاب در هفته گذشته: از تفسیر قرآن تا تفسیر جارموش
با انتشار ترجمه فارسی «الکشاف فی التفسير قرآن»، اثر ابوالقاسم محمود خوارزمی زمخشری که در قرن پنجم هجری تاليف و پس از ۹ قرن برای اولين بار به فارسی ترجمه شده است، يکی از غنی ترين، بانفوذترين و مهم ترين متون فرهنگ اسلامی در دسترس فارسی زبانان قرار می گيرد.
«الکشاف فی التفسير قرآن» که در زبان فارسی به «تفسير کشاف» معروف است، قران را نه فقط چون حاصل وحی که به علاوه چون متنی ادبی می نگرد و ادبيت مستقل متن را از منظر امکانات زبان، ترکيب کلام، استعاره و نماد و تمثيل و تلفيق لطائف زبانی و دينی بررسی می کند.
«الکشاف فی التفسير قرآن» گرچه نگاه يکی از بزرگ ترين مفسران اهل سنت را به قران در بردارد، اما از قرن پنجم به بعد به يکی از منابع اصلی تفسير قران نزد شيعه نيز بدل شده و بر برخی از بزرگ ترين چهره های عرفان و ادب فارسی از جمله حافظ، تاثيری ماندگار بر جای نهاده است.
علامه قزوينی از معتبرترين تصحيح کنندگان و مفسران ديوان حافظ بر آن بود که بخش مهمی از جهان فکری و شعری حافظ از کشاف زمخشری تاثير گرفته و حافط در اغلب شعرهای خود نگاه زمخشری را به مهم ترين متن فرهنگ اسلامی به شعر فارسی ترجمه کرده است.
بسياری از قرآن شناسان مسلمان از جمله آيت الله مطهری نيز در کتاب «خدمات متقابل ايران و اسلام» بر آنند که تفسير زمخشری بر قرآن، رنسانسی در قرآن شناسی پديد آورده است.
محمود بن عمر بن محمد زمخشری، مولف «الکشاف فی التفسير قرآن» در ۴۶۷ هجری در خوارزم که در آن روزگار از مراکز خلاق فرهنگ ايرانی ــ اسلامی بود، چشم به جهان گشود و در حوزه های فرهنگی بخارا، مرو، عراق و مکه آن روزگار تحصيل و تدريس و نزديک به ۱۵۰ اثر تاليف کرد که ۱۲۰ اثر او از هجوم زمانه در امان و باقی مانده اند.
زمخشری الکشاف را در ۲ سال و ۳ ماه در مکه نوشت.
«الکشاف فی التفسير قرآن» را مسعود انصاری به فارسی ترجمه در ۶ جلد منتشر خواهد کرد.
از تلگراف و تلفن تا بی سيم و راديو
جلد اول کتاب «تکنولوژيهای نوين ارتباطی» با عنوان «از تلگراف و تلفن تا بی سيم و راديو» نوشته کاظم معتمد نژاد، استاد برجسته علوم ارتباطات دانشگاه که در دو هفته گذشته منتشر شد، حاصل تحقيقات يکی از قديمی ترين استادان علوم ارتباطات ايران را در بر دارد.
کتاب «تکنولوژی های نوين ارتباطی» می کوشد تا تحول ارتباطات را در ميان دو انقلاب الکترونيک بررسی و زمينه های اجتماعی، فرهنگی و سياسی اين تحولات را تحليل کند.
جلد سوم کتاب وسايل ارتباط جمعی، جلد دوم حقوق حرفه ای روزنامه نگاری و کتاب های ارتباطات بينالمللی و حقوق ارتباطات معتمد نژاد نيز در دست انتشار است.
شب روی زمين و مرد مرده جارموش
«شب روی زمين» نقد و بررسی فيلم «مرد مرده» اثر جيم جارموش، به قلم جاناتان روزنبام، يکی از مشهورترين و معتبرترين منتقدان فيلم که با ترجمه محمد شهبا منتشر شده است، تحليلی است همه جانبه از يکی از مهم ترين فيلم های تاريخ سينما.
از منظر اغلب فيلم شناسان و مورخان هنری «مرد مرده» جيم جارموش، فيلمی که با جذب و گذر از سنت بزرگانی چون جان فورد تعريف سينمای متعالی وسترن را دگرگون کرد، اثری است که ابعاد پيچيده و درهم تنيده آن در قالب شعری تصويری و داستانی حماسی، تاريخ اسطوره ای، دينی، روحی و اجتماعی انسان را در جهانی تصوير می کند که قدرت، ثروت و اتوريته های دينی و مادی آن را به جهان مردگان تقليل داده اند.
از نگاه پاره ای فيلم شناسنان «مرد مرده» جارموش شعری است سينمائی که مرگ جهان درونی انسان و رستاخيز جوهر انسانی آدمی را از خاکستر مرگی نا انسانی، در قالب اثری هنری در باره يکی از مضمون های جاودانه سينمای وسترن «سفر حماسه ای مرد تنها از شرق به غرب آمريکا» را تصوير می کند.
جاناتان روزنبام که مقاله مشهور وسترن اسيدی او پيش از اين با عنوان «وسترنی گزنده» به فارسی نيز ترجمه و منتشر شده است، در «شب روی زمين» می کوشد تا ابعاد نهفته فيلم مرد مرده را آشکار کند.
روزنبام مصاحبه خود را با جارموش نيز در کتاب خود گنجانده است تا به گفته او خواننده امکان مقايسه و انتخاب منظرهای متفاوت را داشته باشد.
روزنبام بر آن است که «هيچ چيز بهاندازه شعر تلخ سينمائی جارموش چنين رک و راست موجوديت ايالات متحده آمريکا را به سخره نگرفته است.»
اسرائیل تهدید کرد: به ایران حمله می کنیم
يکی از معاونين نخست وزير اسرائيل، روز جمعه تهديد کرد که اگر ايران به گفته وی «برنامه ساخت سلاح هسته ای» را دنبال کند، با حملات نظامی اسرائيل رو به رو خواهد شد.
در گزارشی که خبرگزاری های بین المللی منتشر کرده اند، شائول موفاز، معاون اهود اولمرت، نخست وزير اسرائيل که همزمان وزير حمل و نقل اين کشور نيز هست به روزنامه اسرائیلی «یدیعوتآخرونوت» گفته است: «اگر ايران برنامه ساخت سلاح هسته ای خود را دنبال کند ما به آن حمله می کنيم.»
وی تاکيد کرد که اگر اسرائيل بخواهد عليه ايران دست به اقدام نظامی بزند، چنين عملياتی را با حمايت ايالات متحده آمريکا انجام خواهد داد.
ايران هنوز به اظهارات و تهديدهای تازه شائول موفاز واکنشی نشان نداده است.
ايران تاکنون بارها اعلام کرده است که برنامه ای برای ساخت سلاح هسته ای ندارد و برنامه های هسته ای اين کشور اهدافی صرفا صلح آميز را دنبال می کند.
بر اساس گزارش سازمان های امنيتی آمريکا، ايران در سال ۲۰۰۳ ميلادی، آنچه را که «برنامه ساخت سلاح هسته ای» خوانده می شود، متوقف کرده است.
در سال های اخير بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی از تاسيسات هسته ای ايران بازديد کرده اند، با اين حال ترديدهای اين آژانس موجب شد تا پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت سازمان ملل ارسال و در اين شورا سه قطعنامه تحريمی عليه ايران صادر شود.
اما شائول موفاز، روز جمعه نسبت به ميزان کارآيی تحريم ها عليه ايران ابراز ترديد کرد.
وی گفت: «باقی گزينه ها از بين می روند. تحريم ها موثر نيستند. برای توقف برنامه هسته ای ايران، هيچ راهی جز حمله نظامی وجود نخواهد داشت.»
اسرائيل پيمان منع گسترش تسليحات هسته ای – NPT – را امضا نکرده است و به ويژه از سوی کشورهای منطقه متهم به در اختيار داشتن تسليحات هسته ای شده است. اسرائيل تا کنون از تاييد تا کذيب اين نکته که دارای سلاح اتمی است، خودداری کرده است.
اسرائيل که از جمهوری اسلامی ايران به عنوان بزرگ ترين دشمن خود نام می برد، بارها با يادآوری اظهارات ضد اسرائيلی محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران نگرانی عميق خود را از احتمال دستيابی رژيم ايران به بمب هسته ای اعلام کرده است.
محمود احمدی نژاد، تنها رييس جمهوری ايران است که در فاصله کوتاهی بعد از به دست گرفتن قدرت، جمله معروف آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی، را که گفته بود «اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود» تکرار کرد.
شائول موفاز در حالی تهديدهای تازه کشورش را عليه ايران مطرح کرده است که خود زمانی وزارت دفاع و رياست ستاد مشترک ارتش اين کشور را در دست داشت. او اکنون با تضعيف موقعيت اهود اولمرت، از بخت های اصلی حزب کديما برای نخست وزيری اين کشور به شمار می رود.
کارشناسان فن آوری هسته ای می گويند، غنی سازی اورانيوم کاربردی دو گانه دارد و همزمان می تواند برای تامين سوخت يک نيروگاه يا ساخت بمب هسته ای به کار رود.
اين موضوع موجب شده تا قدرت های جهان، پنج عضو دائمی شورای امنيت به همراه آلمان، ضمن پيشنهاد امتيازاتی به ايران، خواهان توقف غنی سازی اورانيوم در ايران باشند. اما ایران این امتیازها را رد کرده و در عوض به غنی سازی اورانیوم ادامه می دهد.
همزمان ديپلمات های اين گروه از کشورها می گويند که بر اساس قراردادی که ايران با روسيه، پيمانکار سازنده نيروگاه هسته ای بوشهر در ايران امضا کرده است، از زمان راه اندازی نيروگاه که هنوز فرانرسيده، روسيه بايد به مدت ۱۰ سال سوخت نيروگاه بوشهر را تامين کند.
با استناد به اين موضوع، قدرت های جهان پافشاری ايران بر ادامه و توسعه غنی سازی اورانيوم به رغم تمامی فشارها، قطعنامه های شورای امنيت و تحريم های بين المللی را يکی از نشانه های نگران کننده در باره برنامه هسته ای ايران توصيف می کنند.
ترکیه: با آمریکا در مبارزه با پ کا کا همکاری می کنیم
علی بابکان، وزير امور خارجه ترکيه اعلام کرد که اين کشور برای مبارزه با شورشيان کرد که درگير نبری مسلحانه با آنکارا هستند، همکاری بسيار نزديکی با ايالات متحده آمريکا دارد.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، آقای بابکان که به واشينگتن سفر کرده است، پس از ديدار با کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا افزود که ترکيه در نبرد با شبه نظاميان «حزب کارگران کردستان، پ کا کا»، با مقام های ايرانی نيز در ارتباط است.
ساعتی پيش از اظهارات اين مقام دولت ترکيه، ژنرال ايلکر باش بوغ، فرمانده نيروی زمينی ارتش ترکيه و دومين مرد قدرتمند ارتش اين کشور نيز در جريان يک کنفرانس امنيتی گفته بود که ارتش اين کشور، در حملات خود به مواضع جدايی طلبان کرد در شمال عراق با ايران همکاری اطلاعاتی و هماهنگی می کند.
وی ضمن تاکيد بر اينکه ايران و ترکيه در چند ماه اخير عمليات نظامی مشترک عليه پ کا کا انجام داده اند، افزوده بود: «دو کشور در گذشته مبادله اطلاعاتی داشته اند و برای حملات آينده عليه جدايی طلبان پ کا کا و شاخه ايرانی آن، پژاک، برنامه ريزی کرده اند.»
حزب کارگران کردستان، پ کا کا، برای تشکيل يک کردستان مستقل در منطقه ای ميان مرزهای ايران، ترکيه و عراق تلاش می کند.
اين گروه از سال ۱۹۸۴ میلادی دست به سلاح برده و وارد جنگ چريکی با دولت ترکيه شده است.
پژاک هم نام شاخه ايرانی پ کا کا است که در مناطق مرزی شمال غرب ايران مستقر شده و به طور پیاپی با مرزبانان و نيروهای سپاه پاسداران درگير می شود.
کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا نيز پس از ديدار با وزير امور خارجه ترکيه گفت که کشورش در کنار عراق، «بر سر اينکه نگذارند پ کا کا بتواند از خاک عراق برای حمله به ترکيه استفاده کند، در موضعی مشترک قرار دارند.»
خانم رايس افزود: «پ کا کا، دشمنی برای عراق است، دشمنی برای آمريکاست، دشمنی برای ترکيه است، دشمنی برای منطقه است.»
طی ماه های گذشته درگيری نيروهای نظامی ايران و ترکيه با گروه های شورشی کرد شدت گرفته است.
ارتش ترکيه در زمستان گذشته به طور گسترده ای به مواضع شورشيان پ کا کا در شمال عراق حمله کرد، و نيروی زمينی اين کشور برای نخستين بار از مرز عراق هم گذشت و وارد خاک اين کشور شد.
همچنين خبرگزاری فارس روز پنجشنبه ۱۶خرداد ماه اعلام کرد که ۱۲ «تروريست» طی درگيری با نيروهای نظامی ايران در مرزهای شمال غربی ايران کشته شده اند.
در اين درگيری چهار سرباز ايرانی هم کشته شده اند اما مقامات نظامی ايران هنوز در باره هويت کشته شدگانی که تروريست خوانده شده اند توضيحی نداده اند.
با شدت گرفتن درگيری نيروهای نظامی و انتظامی ايران با گروه پژاک، در ماه های شماری از سربازان ايرانی جان خود را از دست داده اند.
احتمال حمله مجدد اسرائیل به غزه قوت گرفت
اهود اولمرت اعلام کرد اسرائيل بارديگر به برخورد نظامی با حماس در نوار غزه می انديشد زيرا آتش بسی که با وساطت مصر برقرار شده است، تا کنون به نتيجه نرسيده است.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، نخست وزير اسرائيل که برای حضور در نشست سالانه لابی حامی اسرائیل در آمریکا - آیپک - به این کشور سفر کرده است گفت اسرائيل قصد ندارد که سربازان خود را به مناطق تحت تسلط حماس بفرستد اما اگر تهديدات حماس ادامه يابد، عقب نشينی نخواهد کرد.
اولمرت گفت: «در حال حاضر امکان برخورد نظامی قوی تر از ادامه آتش بس به نظر می رسد.» او دليل اين امر را «موفق نبودن مصر در به نتيجه رساندن گفت و گو ها در جهت ادامه آتش بس» دانست.
نخست وزیر اسرائیل در این سفر علاوه بر دیدار با رییس جمهوری آمریکا با نامزدهای رياست جمهوری آينده آمريکا نیز گفت و گوی تلفنی داشت.
بنا بر اين گزارش اولمرت در اين مذاکرات پيرامون تهديد ايران و مسايل نوار غره گفت و گو کرده است.
اولمرت در سفر خود مورد توجه شخصيت های سياسی و حقوقی نیز قرار گرفت. او در سخنرانی خود در برابر حاميان اسرائيل به شدت تشويق شد و جرج بوش، رئيس جمهوری آمريکا در اظهارنظری دوستانه او را دو بار «دوست من» خطاب کرد.
در ملاقات روز چهارشنبه اولمرت و جرج بوش، اولمرت گفت ايران «تهديد اصلی عليه ما است». رسانه های خبری اعلام کردند موضوع گفت و گوی روز چهارشنبه رهبران دو کشور تهيد ايران بوده است.
در اين ديداربوش بار ديگر به اولمرت اطمينان داد که اجازه نخواهد داد ايران به بمب اتمی دست يابد.
جرج بوش گفت:«ايران يک تهديد واقعی برای صلح است.» وی گفت جهان مانند آمريکا بايد تهديد ايران را جدی بگيرد.
سنای آمریکا: اطلاعات دولت بوش درباره صدام اشتباه بود
کميته سنای آمريکا با انتشار گزارشی اعلام کرد که دولت جرج بوش، بر اساس اطلاعات نادرست، صدام حسين رئيس جمهوری پيشين عراق را به ارتباط با القاعده متهم کرده بوده و به اين ترتيب مقدمات حمله به اين کشور در سال ۲۰۰۳ را فراهم آورده است.
در گزارش اين کميته که رياست آن با سناتور دموکرات، جان راکفلر است، همچنين وزارت دفاع آمريکا متهم به مخفی کردن برخی اطلاعات مربوط به ايران، از نهادهای اطلاعاتی ايالات متحده، از جمله سی آی اِی شده است.
گزارش سنای آمريکا، بازتاب اتهام هايی است که مدتهاست از سوی منتقدان، متوجه کاخ سفيد شده؛ اينکه جنگ عراق با دروغ آغاز شد.
بر اساس گزارش اخير، کاخ سفيد نه تنها به خطا صدام حسين را مرتبط با القاعده معرفی کرد، بلکه اتهام ها و تئوری هايی از قبيل اينکه عراق به تروريست ها جنگ افزار شيميايی، بيولوژيک و اتمی می دهد نيز، دور از واقعيت بوده اند.
اعضای جمهوريخواه کنگره، اين گزارش را که به رهبری يک سناتور از حزب دموکراتيک تهيه شده، «سياسی بازی» و تلاشی برای تضعيف جمهوريخواهان در آستانه انتخابات رياست جمهوری توصيف کرده اند.
به گفته سناتور راکفلر اما هدف اين گزارش گوشزد کردن مسئوليت های دولت بوده تا، از تکرار چنين اشتباه هايی جلوگيری شود.
او گفت مساله اصلی، پنهان کردن اطلاعاتی بوده که به هر شکلی می توانسته به تضعيف موضع جنگ طلبانه منجر شود.
سخنگوی کاخ سفيد، دانا پرينو در واکنش به اين اتهام ها، مشکل را اطلاعات اشتباهی دانست که منتهی به جنگ با عراق شد.
او گفت: «اطلاعات ما همين هايی بود که در دست داشتيم. اطلاعاتی که کاملأ سبک و سنگين شده بود، اما نادرست بود. و ما مسلمأ از اين مساله متاسفيم.»
مخفی کاری درباره ايران
بخش ديگری از اين گزارش به ايران مربوط می شود؛ بخشی که براساس يافته های آن، مقامات پنتاگون، وزارت دفاع ايالات متحده، برخی اطلاعات مربوط به تحرکات جمهوری اسلامی را از نهادهای اطلاعاتی آمريکا مخفی نگاه داشتند؛ اطلاعات تاييد نشده ای از قبيل آنکه تهران، مامورانی را برای کشتن سربازان آمريکايی به افغانستان اعزام کرده بود.
بر اساس گزارش سنای آمريکا، اين اطلاعات بين سال های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ از طريق ماموران امنيتی – اطلاعاتی ايران به دست آمده بود.
چنانکه اين گزارش می گويد، منابع اطلاعاتی ايرانی همچنين طی يک رشته ملاقات های سه روزه در اوايل زمستان ۲۰۰۱ که در رم ترتيب داده شده بود، از وجود مجموعه ای از تونل های مخفی سخن گفته بودند؛ تونل هايی که برای نگهداری اسلحه و همچنين انتقال مقامات ايرانی به خارج از کشور ساخته شده.
روابط ايران با سازمان آزاديبخش فلسطين و افزايش نارضايتی عمومی از حکومت ايران ديگر مسايلی بوده اند که در ملاقات مخفی رم مطرح شد.
گزارش سنا البته با اشاره به منابع خبری يادشده، تاکيد می کند که اطلاعات به دست آمده قابل ترديد بوده اند.
منوچهر قربانی فر، تاجر ايرانی اسلحه که به دنبال تغيير رژيم ايران بوده و سی آی ای پيش تر اعتبار او را رد کرده بود، يکی از منابع اصلی اين اطلاعات بوده است.
اين گزارش اما به هر حال، تاکيد می کند که به رغم عدم اعتبار اطلاعات، مخفی نگاه داشتن آن از سی آی اِی، نشان از عدم همکاری ديک چينی معاون رياست جمهوری و دونالد رامسفلد وزير دفاع ايالات متحده با آژانس اطلاعات مرکزی آمريکا در پی حمله های ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ دارد.
يک مامور وزارت اطلاعات و يک مامور پيشين ايرانی همراه با دو مامور اعزامی از پنتاگون و يک مامو خارجی از کشوری نامعلوم، ديگر طرف های اين ديدار بوده اند.
ملاقات رم را يکی از مقامات پيشين پنتاگون و تحليلگر نومحافظه کار آمريکايی، مايکل لدين ترتيب داده بود و خود نيز در آن شرکت کرده بود.
بر اساس اين گزارش، فعاليت های او نيز نتوانست به اطلاعات قابل تاملی منجر شود.
در يکی از ملاقات های رم آقای قربانی فر گفته بود برای تغيير رژيم ايران نقشه ای دارد و سپس روی يک دستمال روميزی نقشه آن را شرح داده بود.
او گفته بود اين کار ۲۵ ميليون دلار هزينه دارد.
نگرانی دیده بان حقوق بشر از سلامتی سه زندانی در ایران
همزمان با درخواست سه نهاد مهم مدافع حقوق بشر از ایران برای همکاری با سازمان ملل، سازمان دیده بان حقوق بشر در بیانیه ای خواستار بررسی فوری وضعیت سلامتی سه زندانی در ایران شد.
سازمان ديده بان حقوق بشر، روز پنجشنبه ۱۶ خرداد ماه اعلام کرد که سه زندانی سياسی ايران، آيت الله کاظمی بروجردی روحانی، محمد صديق کبودوند روزنامه نگار و فعال و عماد باقی مدافع برجسته حقوق بشر از نظر سلامتی در شرايط ناگواری هستند.
اين سازمان که مقر آن در نيويورک قرار داد از ايران خواسته است اين زندانيان را هرچه سريع تر تحت مراقبت های پزشکی قرار دهد.
در همين حال، گروهی از سازمان های بين المللی حقوق بشر که قرار است ۲۰ خرداد ماه در ژنو سميناری با عنوان «چالش های مدافعان حقوق بشر در ايران» برگزار کنند، طی بيانيه ای از دولت ايران درخواست کرده اند که با نهادهای حقوق بشر سازمان ملل متحد برای پرداختن به وضعيت «بسيار وخيم حقوق بشر» در ايران همکاری کند.
اين سمينار قرار است توسط سازمان ديده بان حقوق بشر، فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر و کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران برگزار می شود.
از سال ۱۳۸۳ که دولت ايران دعوت نامه دائمی برای تمامی گزارشگران ويژه سازمان ملل صادر کرد تاکنون ۶ بازديد توسط مقامات رسمی از ایران انجام شده است اما در مجموع عملا هيچ اقدامی در اجرای توصيه های گزارشگران سازمان ملل صورت نگرفته است.
همچنين ايران در کنار کره شمالی، ميانمار (برمه)، ترکمنستان، سوريه و کوبا يکی از معدود کشورهايی است که مانع حضور سازمان های مستقل بين المللی حقوق بشر در کشور می شود.
ايران رتبه اول را در اعدام افراد زير ۱۸ سال در جهان دارد که اين امر نقض تعهدات اين کشور درقبال پيمان حقوق کودک است.
همچنین در ایران حداقل ۱۰۷ نفر به خاطر خطاهايی که گفته می شود قبل از سن ۱۸ سالگی مرتکب شده اند در انتظار اعدامند و در سال ۲۰۰۷ ميلادی حد اقل شش اعدام از اين دست انجام شده است.
سه زندانی بيمار در بند ۲۰۹ اوين
به گزارش سازمان ديده بان حقوق بشر سه زندانی سياسی بيمار اکنون در بند ۲۰۹ اوين نگهداری می شوند.
عماد الدين باقی در تاريخ ۱۱ مه دچار حمله قلبی شده است، محمد صديق کبودوند در تاريخ ۱۹ مه سکته مغزی کرده و کاظمی بروجردی هم از بيماری های مختلفی، از جمله پارکينسون، مرض قند و ناراحتی قلبی رنج می برد.
سارا لی ويتسون مدير خاورميانه و شمال آفريقای سازمان ديده بان حقوق بشر در اين باره گفته است: «اين بسيار ظالمانه است که سلامت اين اشخاص بدون هيچ دليل روشنی به مخاطره انداخته شده است، مقام های ايران که تاکنون مدرکی درباره علت زندانی شدن آنها ارائه نکرده اند، و اکنون از ارائه مراقبت های پزشکی به آنها خودداری می کنند.»
عماد الدين باقی، روزنامه نگار و رئيس انجمن دفاع از حقوق زندانيان که به دليل نوشته هايش پيش تر به سه سال زندان محکوم شده بود، از اکتبر ۲۰۰۷ در زندان اوين به اتهام تبليغ عليه نظام و انتشار اسناد محرمانه در زندان به سر می برد.
آقای باقی در هنگام حبس انفرادی در بند ۲۰۹ اوين به بيماری قلبی مبتلا شد. در فوريه ۲۰۰۸ مسئولين به دلايل پزشکی به او دو ماه مرخصی از زندان دادند، اما در اين مدت به احضار و پرسش از وی ادامه دادند. باقی در ۱۵ آوريل و پس از پايان دوران مرخصی دوباره دستگير و به زندان بازگردانده شد.
در ۱۱ ماه مه عماد الدين باقی دچار حمله قلبی شد. مسئولين او را به کلينيک زندان منتقل کردند اما او مدت کوتاهی بعد به سلولش بازگردانده شد.
در مورد آقای بروجردی، مسئولان زندان در مارس و آوريل ۲۰۰۸ او را چند بار به کلينيک زندان منتقل کردند. به گفته منابع آشنا با پرونده او، سلامت جسمی و روانی آقای بروجردی رو به وخامت گذاشته است و مسئولين با درخواست های مکرر او برای دسترسی به مراقبت های پزشکی بيرون از زندان مخالفت کرده اند.
در ۸ اکتبر ۲۰۰۶ مقامات جمهوری اسلامی ايران، آقای بروجردی را در منزلش در تهران دستگير و به بند ۲۰۹ اوين منتقل کردند. دادگاه ويژه روحانيت او را به اتهام های نامعلومی بطور غيرعلنی محکوم کرد. بروجردی از تفسيری از اسلام حمايت می کند که بدنبال جدايی دين از سياست است.
محمد صادق کبودوند، روزنامه نگار و بنيانگذار سازمان حقوق بشر کردستان ديگر زندانی سياسی بيمار است. او در سال ۲۰۰۷ به اتهام «به خطر انداختن امنيت ملی و تبليغ عليه نظام» دستگير شد.
آقای کبودوند در ۱۹ مه ۲۰۰۸ در زندان دچار سکته مغزی شد. بر اساس بيانيه های علنی وکيلش، به درخواست های مکرر کبودوند برای دريافت مراقبت های پزشکی توجهی نشده است.
بر اساس حداقل مقررات استاندارد سازمان ملل متحد برای رفتار با زندانيان، زندانيانی که نياز به معالجات ويژه دارند بايد به موسسات تخصصی و يا بيمارستان های غيرنظامی منتقل شوند.
مالکی با آیت الله خامنه ای و احمدی نژاد دیدار می کند
جلال طالبانی، رییس جمهوری عراق روز جمعه گفت که نوری المالکی نخست وزير این کشور، روز شنبه برای مذاکره در مورد روابط دوجانبه با ايران به تهران می رود.
قرار در اين سفر وی با آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی و محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری ایران دیدار کند.
به گزارش خبرگزاری آلمان، جلال طالبانی رئيس جمهور عراق در مصاحبه ای با تلویزیون عربی زبان العالم - وابسته به دولت ایران - گفت: «امیدوارم نوری المالکی با دستان پر به اين سفر برود و با دست پرتر به عراق باز گردد.»
طالبانی در گفت و گو با تلويزيونی ايرانی در بغداد با ستايش از کمک های ايران بعد از سرنگونی حکومت صدام حسين گفت او از ادامه کمک های ايران به بغداد اطمينان دارد.
مقام های آمریکایی، ایرانی ها را متهم می کنند که با ارسال اسلحه، آموزش شبه نظامیان و کمک های مالی به شورش ها و ناآرامی های بغداد دامن می زنند.
ایران همواره این ادعا را تکذیب کرده است و می گوید که ثبات عراق را در راستای منافع خود ارزیابی می کند.
ماه گذشته نوری المالکی نمايندگانی را به ايران فرستاده بود تا در ملاقات با مقامات رسمی اطمينان حاصل کنند ايران سلاح و نيروهای آموزش ديده به عراق نمی فرستد.
يک سخنگوی عراقی اعلام کرد بعد از اين ديدارها اطمينان حاصل شد که دليلی برای ارسال سلاح و نيرو از سوی ايران وجود ندارد.
به گفته آقای طالبانی، نخست وزير عراق در سفر تازه خود حامل این پیام برای تهران است که عراقی ها کماکان امیدوارند مذاکرات ایران و آمریکا در عراق ادامه یابد.
ايران پيش از اين اعلام کرده بود ديگر مذاکره مستقيمی با مقامات امريکايی نخواهد داشت.
سفر آقای المالکی در حالی است که به نوشته خبرگزاری دولتی ايرنا عادل عبدالمهدی، معاون اول رييس جمهوری عراق هفته گذشته در تهران حضور داشته و با رييس جمهوری، دبير عالی شورای امنيت ملی و رييس مجلس شورای اسلامی ايران در مورد گسترش روابط دو جانبه بحث و گفت وگو کرده است.
مجله اقتصادی؛ کنفرانس جهانی بحران مواد غذایی
در کانون مجله اقتصادی اين هفته راديو فردا کنفرانس جهانی بحران مواد غذایی قراردارد که از سوی سازمان خواربار جهانی سازمان ملل (فائو) به مدت سه روز در رم پايتخت ايتاليا برگزار شد.
در اين کنفرانس شماری از سران کشورها و از جمله محمود احمدی نژاد، ریيس جمهوری اسلامی ايران، هم شرکت داشتند.
محمود احمدی نژاد در سخنرانی خود در کنفرانس پيشنهاد هايی را برای به گفته او تقسيم عادلانه مواد غذایی در جهان ارائه داد.
ریيس جمهوری اسلامی ايران به همراه رابرت موگابه، ریيس جمهوری زيمبابوه، تنها روسای کشورهايی بودند که به ضيافت دولت ايتاليا و سازمان ملل به افتخار سران شرکت کننده در اين کنفرانس دعوت نشده بودند.
محمود احمدی نژاد روز سه شنبه پيش از ترک تهران به مقصد رم گفت: امروز دنيا با بحران مواد غذايی روبه رو است و اين موضوع بسياری از کشورهای را با مشکل مواجه کرده است.
به گفته آقای احمدی نژاد ايران به عنوان کشوری تاثيرگذار از نظر اقتصادی و کشاورزی، راهکارها ، پيشنهادها و برنامه های روشنی برای توليد و توزيع عادلانه و مناسب مواد غذايی در جهان دارد و می تواند در مديريت شرايط امروز در جهان، نقش تعيين کننده ای ايفاد کند.
فريدون خاوند، تحليلگر اقتصادی راديو فردا، با سورئاليستی خواندن گفته های آقای احمدی نژاد و اشاره اوضاع نابسامان بخش کشاورزی در ايران مي گويد تنها عاملی که در حال حاضر مانع بحران شديد مواد غذائی در ايران شود، درآمدهای هنگفت نفتی است که به جمهوری اسلامی امکان مي دهد کمبود مواد غذايی را با خريد از خارج تامين کند.
بررسی حجم بودجه ايالات متحد آمريکا به عنوان مهمترين قدرت اقتصادی جهان و تاثير هزينه های نظامی اين کشور بر اين بودجه ديگر موضوعی است که در مجله اقتصادی بدان پرداخته شده است.
دکتر کامران داد خواه ،استاد دانشگاه در بوستون، در اين باره به راديو فردا می گويد:« حجم هزينه های بودجه آمريکا حدود ۳۰۰۰ ميليارد دلار است که ۶۳ در صد آن صرف تامين خدمات عمومی و بهداشت می شود. هزينه نظامی آمريکا ۶۰۷ ميليارد دلار است که معادل يک پنجم هزينه های بودجه است که دو تا سه برابر حجم توليد ناخالص داخلی ايران است».
حجم در آمدهای بودجه بيش از ۲۵۰۰ ميليارددلار است که عمدتا از در آمد های مالياتی تامين می شود. کسری بودجه امسال آمريکا ۴۱۰ ميليارد دلار است. بايد به اين نکته اشاره کرد که حجم بودجه آمريکا حدود ده برابر حجم بودجه ايران است.
آقای دادخواه بر اين نظر است که در باره تاثير هزينه های نظامی بر اقتصاد آمريکا در خارج از آمريکا کمی غلو می شود هرچند که باری است بر بودجه و عاملی است برای ازدياد کسر بودجه.
از جمله خبرهای اقتصادی مهم هفته گذشته در ايران ناروشنی سرنوشت رييس کل بانک مرکزی، کاهش تعرفه گمرکی شماری از کالاهای وارداتی، ورود يک خودرو چينی به بازار ايران و کاهش رشد سرمايه گذاری در ايران بودند.
چه کسی بر کرسی رياست طهماسب مظاهری تکيه خواهد زد؟
در حالی که رييس کل بانک مرکزی هنوز در دفتر خود حاضر ميشود و هرروز پس از پايان کار به قول يکی از روزنامه نگاران می گويد امروز هم بخير گذشت، شايعات بر سر رفتن او همچنان جزو داغ ترين خبرهای تهران است.
همزمان اما ظاهرا دولت به اين شايعات بسيار حساس شده است تا جائی که خبر گزاری فارس بدليل انتشار خبر جابجائی رئيس کل بانک مرکزی در يکشنبه شب حتی سه روز توقيف ميشود. گفته می شود قرار است پرويز داودی معاون رييس جمهوری رئيس کل بانک مرکزی شود.
در هر حال بی توجه به در جه اعتبار اين شايعات عملا و با اختلاف هائی که ميان دولت و رييس کل بانک مرکزی بر سر نرخ بهره وجود دارد و همچنين دور زدن بانک مرکزی از سوی دولت در اعلام سياست های پولی کشور، ظاهرا ديگر جايی برای ادامه کار آقای مظاهری باقی نمی ماند.
به نوشته رسانه ها درتهران، اختلاف های موجود در تيم دولت پررنگ ترين بازتاب خود را اين روزها در درگيريهای رئيس کل بانک مرکزی و وزير کار و امور اجتماعی نشان می دهد.
دنيای اقتصاد مي نويسد رييس کل بانک مرکزی در نامه ای به مديران عامل بانکها خواستار اجرا نکردن مصوبه مجمع عمومي بانکها شده است در حالی که وزير کار و امور اجتماعی مي گويد: مجمع عمومی بانکها به مصوبه خود پايبند است. بر پايه اين مصوبه بانکها موظفند از ابتدای خردادماه امسال، کليه تسهيلات در بخشهای کشاورزی و صنايع تبديلی و صنعت و معدن را صرفا با تصويب و معرفی کارگروه اشتغال استان و در بخش ساختمان و مسکن با تصويب و معرفی کارگروه مسکن استان، اعطا کنند. اين پيشنهاد از سوی محمد جهرمی در کميسيون اقتصادی دولت مطرح شده بود.
تعرفه واردات ۶۳ قلم کالا به دليل آنچه که دولت «در نظر گرفتن توأمان دو هدف افزايش توان رقابتی توليدکنندگان داخلی و حفظ حقوق مصرفکنندگان» ميداند، تغيير کرد.
از جمله تعرفه گمرکی واردات آهن و فولاد (۵%) ، تعرفه وسائل الکتريکی خانگی مانند يخچال، جارو برقی، ماشين های لباس شوئی بين ۵ و ده در صد و تعرفه لاستيک خودرو ها ۱۵ در صد کاهش پيدا مي کند.
به اعتقاد کارشناسان کاهش قيمت اجناس خارجی موجب ضربه خوردن به توليدات داخلی در بازار خواهد شد.
جالب اين است که رئيس جمهوری اسلامی ايران کاهش تعرفه واردات کالاهای خارجی را روز جمعه در جمع فرماندهان نيروی مقاومت بسيج سپاه پاسدارن و به عنوان برنامه دولت برای مقابله با «تورم وارداتی» اعلام کرد.
شيب نزولی سرمايه گذاری در ايران
سايت «الف» وابسته به احمد توکلی، مدير مرکز پژوهش های مجلس، نوشت نرخ رشد سرمايه گذاری از ابتدای دهه ۸۰ با در پيش گرفتن سيری نزولی در سال ۸۵ به کمترين نرخ خود در اين دهه يعنی ۳/۳درصد رسيده است.
اين پايگاه خبری با استناد به آمارهای رسمی دولت که بازتاب خود را در در نماگرهای اقتصادی بانک مرکزی جمهوری اسلامی نشان مي دهد، مي نويسد:« رشد تشکيل سرمايه ثابت ناخالص (رشد سرمايه گذاری بدون کسر استهلاک) در نيمه سال ۸۶ حتی منفی بوده است و در سال ۸۵ رشد سرمايهگذاری ناخالص در ماشينآلات به کمترين ميزان از سال ۷۸ به اين سو و به سه در صد رسيده است. نرخ رشد سرمايه گذاری در ساختمان طی اين مدت با افت و خيز مواجه بوده ودر سال ۸۵ به ۹/۳درصد رسيده است».
منتقدان سياست های اقتصادی دولت افزايش سرمايه گذاريهای اشتغال زا از طريق اعطای تسهيلات به بنگاههای زودبازده را دليلی بر وشعيت سرمايه گذاری مي دانند، در حالی که دولت می گويد با وجود اطلاع از آثار تورم زای انبساط پولی و مالی، حتی به قيمت افزايش تورم، اعطای تسهيلات و سرمايه گذاری در کشور را رشد داده است.
بنی (BENNI) در ايران
بنی نام يک خودرو چينی است که به گزارش خبرگزاری رويترز شرکت چينی «چونگينگ چانگان» سازنده اين خودرو قصد دارد از سال آينده توليد آن را در ايران آغاز کند.
اين خودرو برای مصرف داخلی چين طراحی و توليد می شود و قرار است در ايران با مشارکت شرکت بنيان توسعه پارس توليد شود
بهای خودروی بنی در چين ۷هزار دلار است که بهای صادراتی آن ۵هزار دلار تخمين زده می شود. به گفته يک کارشناس خودرو اگر بنی به صورت خودرو وارد ايران شود حدود ۱۸ ميليون تومان و اگر در چارچوب پروژه ای مشترک در ايران مونتاژ شود حدود ۱۳ تا ۱۴ ميليون تومان قيمت خواهد داشت.
گفته می شود وزير صنايع و معادن مخالف ورود خودروهای چينی به بازار ايران است و به همين دليل هم تا کنون ديگر پروژه های توليد خودروهای چينی در ايران عملی نشده است.
بررسی رويدادهای مهم بورس در هفته گذشته از ديگر مطالب مجله هفتگی اقتصادی راديو فردا بود. در گزارشی از تهران عليرضا احمدی روزنامه نگار و تحليلگر اقتصادی با نگاهی به هفته ای که گذشت هفته آينده را هفته ای پر جنب و جوش تری برای بورس تهران ارزيابی مي کند.
مجله اقتصدی هفتگی راديو فردا هر هفته روزهای پنجشنبه ساعت ۱۹ و پنج دقيقه پخش مي شود. نظرها و پيشنهادات خود را با ما درميان گذاريد با اين شماره ها: . شماره پيام گير راديوفردا : ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۳ و شماره اس ام اس گير ما: ۰۰۴۲۰۷۳۳۵۹۵۵۵۵
ادم هاگ: نمی توان به دستاورد سفر سولانا به تهران اميدوار بود
خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا تاييد کرده است که به زودی رهسپار تهران خواهد شد تا بسته جديد مشوق های پيشنهادی گروه معروف به ۱+۵ (آمريکا، بريتانيا، چين، روسيه، و فرانسه، پنج عضو دائمی شورای امنيت سازمان ملل) و آلمان را به سران جمهوری اسلامی عرضه کند.
اين شش قدرت جهانی اميدوارند که جمهوری اسلامی با پذيرفتن بسته پيشنهادی ياد شده، برای جلب اعتماد جامعه بين المللی به صلح آميز بودن برنامه هسته يی اش، روند غنی سازی اورانيوم در ايران را به حال تعليق در آورد.
با اين حال، خود آقای سولانا تاکيد کرده است که در اين زمينه، نبايد از او «انتظار معجزه» داشت.
جمهوری اسلامی تا کنون يک بار به بسته مشابهی «نه» گفته، و همچنان، بر خلاف حکم شورای امنيت سازمان ملل به غنی سازی اورانيوم در ايران ادامه داده است.
اکنون، با توجه به لحن نوميدانه آقای سولانا، و احتمال شکست او در سفرش به تهران، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اين پرسش را راديو فردا در آغاز گفت و گويی با ادم هاگ، Adam Hug، رييس بخش ايران در مرکز سياست خارجی (The Foreign Policy Centre) يکی از برجسته ترين نهاد های انديشه پردازی و انديشه ورزی در بريتانيا در ميان گذاشته است.
ادم هاگ می گويد:« آنچه بعدا اتفاق می افتد، به نظر من، اسباب تاسف است که دولت ايران در اين قضيه نمی خواهد از آژانس بين المللی انرژی اتمی فرمانبرداری کامل کند. اين موضع تهران، به نظر من، به جلب مجدد اعتماد و اطمينان جهانی به اينکه تلاش جمهوری اسلامی برای دستيابی به نيروی هسته ای صلح آميز است، کمکی نمی کند.»
به روشنی می توان دريافت که رييس بخش ايران فارين پاليسی سنتر، در بن بست پديد آمده بر سر فعاليت های حساس هسته ای در ايران، گشايشی نمی بيند و حتی شايد همصدا با خاوير سولانا مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا، از سفر او به تهران انتظار معجزه ای ندارد.
ادم هاگ در باره اين نتيجه گيری می گويد:« من از جزييات مشوق هايی که می تواند به جمهوری اسلامی عرضه شود، خبری ندارم. اما به گمان من، نمی توانيم بيش از حد اميدوار باشيم که خاوير سولانا در تغيير موضع تهران، بتواند توفيقی به دست آورد چون موضع جمهوری اسلامی بوضوح روشن است؛ موضعی که جمهوری اسلامی ايران در سال های اخير داشته و آن را حفظ خواهد کرد.»
وی می افزايد:« با اين حال اميدواريم که برای بهبود بخشيدن به وضع کنونی، فضايی وجود داشته باشد، هرچند که من شخصا چندان اميدوار نيستم که در موضع جمهوری اسلامی، در کوتاه مدت، تغييری داده شود.»
جمهوری اسلامی می گويد: نه! روند غنی سازی اورانيوم در ايران متوقف نمی شود. انرژی هسته ای حق مسلم ما است.» از طرف ديگر، جامعه بين المللی يادآوری می کند که تهران نزديک به دو دهه در زمينه هسته ای پنهان کاری کرده و اين فعاليت ها بر خلاف خواست خود تهران افشاء شده است.
در نتيجه، جهان به اين فعاليت های جمهوری اسلامی ظنين و بدگمان است و از سران حکومت تهران می خواهد که تا جلب اعتماد بين المللی به صلح آميز بودن برنامه اتمی خود، اين فعاليت ها را، نه برای هميشه متوقف کند، که معوق بگذارد يا به حال تعليق درآورد.
جامعه بين المللی همزمان به جمهوری اسلامی پيشنهاد کرده است که تا زمان جلب اعتماد بين المللی به صلح آميز بودن فعاليت های هسته ای در ايران، سوخت هسته ای مورد نياز ايران را جامعه بين المللی تامين کند .
از سوی ديگر جامعه جهانی به جمهوری اسلامی پيشنهاد کرده است که در ازای تعليق روند غنی سازی اورانيوم در ايران، برای ايران نيروگاه های پيشرفته و مدرن هسته ای بسازد، نه به گفته غربی ها نيروگاهی از نوع قديمی که روسيه در بوشهر سرگرم ساختن آن است.
در چنين شرايطی که هر دو طرف از مواضع خود چشم نمی پوشند، در چشم انداز منتظر چه بايد بود؟ درگيری نظامی؟
آدام هاگ در پاسخ به اين سوال به راديو فردا می گويد:« باز هم بايد بگويم که اميدوارم چنين اتفاقی نيفتد و فکر می کنم هرگونه عمليات نظامی، بر ضد جمهوری اسلامی، در کوتاه مدت بعيد است. چون واضح است که حزب جمهوری خواه، حزب حاکم در واشينگتن، بايد روند مبارزات انتخابی را بگذراند و از طرف ديگر حمله نظامی به ايران با مخالفت شديد اروپا و بقيه جهان روبه رو خواهد شد.»
وی می افزايد:«من فکر نمی کنم هنوز به چنين مرحله ای رسيده باشيم. اما به نظر من، اين مشکل همچنان ادامه خواهد داشت، همان طور که اهود اولمرت در سخنرانی خود، خطاب به شورای امريکايی روابط عمومی اسرائيل، از نگرانی کشورش از برنامه غنی سازی اورانيوم در ايران ياد کرد.»
آدام هاگ می گويد:« به نظر من حزب جمهوری خواه در قبال برنامه هسته ای جمهوری اسلامی به همان الگويی که در چند سال اخير ديده ايم پايبند خواهد ماند تا زمانی که در روابط تهران و آژانس بين المللی انرژی اتمی دگرگونی يا چرخشی پديد آيد و گزينه های ديگر به عنوان منع غنی سازی اورانيوم برای ايران بررسی شود.»
06/05/2008
فیلتر شکن امروز رادیو فردا:
neysaran.com
If the text below is unreadable
Please change your browser encoding to Unicode (UTF-8), by selecting view then encoding in your browser
احمدی نژاد و راه حل برای بحران جهانی غذا
محمود احمدی نژاد که تنها در روز نخست نشست دو روزه سازمان جهانی خوار و بار و کشاورزی در رم شرکت داشت، سه شنبه شب به ايران بازگشت.
برخی از منتقدان معتقدند نخستين سفر اروپايی محمود احمدی نژاد به عنوان رييس جمهوری اسلامی ايران با موفقيت همراه نبوده است.
روز دوشنبه رسانه های ايتاليايی خبر دادند که نام محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران همراه با رابرت موگابه، رييس جمهوری زيمبابوه از فهرست مدعوين يک ضيافت شام به ميزبانی دولت ايتاليا و سازمان ملل خط خورده است.
همچنين درخواست های محمود احمدی نژاد برای ديدار با پاپ، بنديکت شانزدهم رهبر کاتوليک های جهان و سيليويو برلوسکونی، نخست وزير ايتاليا در حاشيه سفرش به رم از سوی اين دو مقام بلند پايه رد شد.
رييس جمهوری اسلامی ايران در سخنرانی خود در نشست سران دولت های عضو سازمان جهانی خوار و بار و کشاورزی (فائو) توانايی اين سازمان را در حل بحران کنونی مواد غذايی در جهان زير سوال برد و خواهان تشکيل نهادی ديگر برای حل اين بحران شد.
حسن منصور، استاد اقتصاد در بريتانيا، در گفت و گو با راديو فردا درباره اين اظهارات رييس جمهوری ايران می گويد:« در واقع جز کلی گويی و سياسی کردن اين مساله، آقای احمدی نژاد حرفی نزده است. وی گفته است سازمان ملل متحد بايد کنار برود و سازمانی ديگر به وجود آيد که کل بازار را از توليد تا مصرف به طور عادلانه کنترل کند و همه کشورها بايد تابع آن باشند. مشخص نيست که آقای احمدی نژاد می خواهد حکومتی نظامی در دنيا درست کند يا نه. چون نقش بازار کنترل توليد و توزيع و تبعيت کشورها از آن نيست. چنين نمونه ای در جهان وجود ندارد. »
آقای احمدی نژاد همچنين آمريکا را مسوول افزايش جهانی بهای مواد غذايی در جهان دانست و با اشاره به نقش آمريکا در شورای امنيت سازمان ملل گفت که اين سازمان توانايی حل بحران مواد غذايی در جهان را ندارد.
محمود احمدی نژاد پيش از سفر به رم گفته بود که ايران به عنوان کشوری تاثير گذار از نظر اقتصادی و کشاورزی، راهکارها و پيشنهادها و برنامه های روشنی برای توليد و توزيع عادلانه مواد غذايی در جهان دارد و می تواند در مديريت شرايط امروز در جهان، نقش تعيين کننده ای ايفا کند.
نقش نفت در اقتصاد ایران
با اين حال فريدون خاوند، تحليلگر اقتصادی راديو فردا و استاد دانشگاه در پاريس معتقد است الگوی کشاورزی ايران به هيچ وجه قابل ارائه به کشورهای ديگر نيست و نياز به اصلاحات عميق دارد.
فريدون خاوند می افزايد:« من اين گفته ها را بيشتر سورئاليستی تلقی می کنم. زيرا کشاورزی ايران در حال حاضر به شدت دچار ضعف است، ايران از کمبود آب رنج می برد، دچار مشکلاتی چون پيشروی کوير، کمبود شديد سرمايه گذاری و بهره وری کم در عرصه کشاورزی است. زمين های کشاورزی پاره پاره هستند، نظام خرده دهقانی در ايران مانع از رشد کشاورزی می شود. مجموعه عوامل و به ويژه کمبود سرمايه گذاری در عرصه های مهمی چون آب، کشاورزی ايران را در موقعيتی بسيار شکننده قرار داده و ايران خود يکی از قربانيان مهم وضعيتی است که از لحاظ کشاورزی در جهان به وجود آمده است.»
فريدون خاوند در ادامه می افزايد:« تنها چيزی که در شرايط کنونی می تواند به ايران امکان را بدهد تا اندازه ای غذای خود را تامين کند، صرف دلارهای نفتی برای واردات انبوه غذا است. مردم ايران در حال حاضر در بسياری از عرصه های حياتی مثل نان و برنج، با شرايط بسيار دشواری رو به رو هستند. »
حسن منصور، استاد اقتصاد در بريتانيا نيز به راديو فردا می گويد ايران از نظر اقتصادی يکی از کشورهای شکست خورده است و نمی تواند برای کشورهای ديگر الگويی مناسب باشد.
او می افزايد:« وقتی رهبران ايران در مجامع بين المللی ظاهر می شوند، حرف هايی می زنند که اصولا مفهوم نيست و خودشان هم می دانند که حرفی عملی بيان نکرده اند و تنها افراد عامی حرف آنها را می پذيرند.»
محمود احمدی نژاد همچنين پيش از سفر به رم اعلام کرده بود که پيشنهادها و برنامه های روشن و واضحی برای حل بحران جهانی غذا دارد.
حسن منصور، استاد اقتصاد در بريتانيا معتقد است پيشنهادهای رييس جمهوری ايران عملی به نظر نمی رسند و می گويد:« معلوم نيست آقای احمدی نژاد چرا می گويد که آمريکا مسوول کم غذايی در جهان است. اين مساله به هيچ وجه درست نيست و آمار موجود خلاف اين امر را نشان می دهد. آمريکا با دو درصد جمعيت کشاورزی شاغل خود، هم برای سرزمين خود به اندازه کافی غذا توليد می کند و هم انبار غله جهان است. برای همين دليل وجود ندارد که بگوييم آمريکا و متحدانش مسوول کم غذايی در جهان هستند.»
از جمله پيشنهادهای رييس جمهوری اسلامی ايران اختصاص سهم مناسبی از هزينه نظامی کشورها برای بهبود توليد مواد غذايی و يارانه غذا برای فقيران شود.
از ديگر پيشنهادهای رييس جمهوری اسلامی ايران اين بود که کشورهای برخوردار، موظف به مسووليت پذيری بيشتری در قبال تحولات جهانی و مشارکت در تنظيم مناسبات غذا شوند.
رييس جمهوری اسلامی ايران همچنين خواهان آن شد که تعريف تازه ای برای نظام تعرفه و يارانه در مواد غذايی تعيين شود که با توليد و توزيع عادلانه همخوانی داشته باشد.
محمود احمدی نژاد همچنين خواستار آن شد که قدرت های بزرگ برای حفظ محيط زيست و جلوگيری از توسعه آلودگی و تخزيب جو زمين به پيمان های بين المليل بپيوندند تا از انهدام بيشتر زمين های کشاورزی و گسترش خشکسالی جلوگيری شود.
رييس جمهوری اسلامی ايران همچنين بخشی از مشکلات اقتصادی کنونی در جهان را به دليل کاهش ارزش دلار دانست و گفت قدرت های بزرگ باعث کاهش ارزش دلار شده اند
حسن منصور، استاد اقتصاد در بريتانيا با اشاره به این که اين حرف برای هر اقتصاد دانی سوال بر انگيز است، می افزايد:« اول اينکه رييس جمهوری ايران پشت کم شدن ارزش دلار يک توطئه می بيند و به مکانيزم اين برنامه بسيار جدی توجه نمی کند و دوم اينکه تکرار اين نکته که دلارهای بی پشتوانه در جهان تزريق شده اند برای هر اقتصاد دانی سوال برانگيز است. »
وی در ادامه می گوید:« منظور آقای احمدی نژاد از دلار با پشتوانه مشخص نيست. بزرگترين پشتوانه دلار قدرت خريد آن است که آمريکا توليدات صنعتی، کشاورزی و اقسام خدمات را در اختيار هر دلاری که به آن بپردازند، می گذارد. در نتيجه دلار از لحاظ سيلان و خريد و فروش مشکلی ندارد. به اين ترتيب پشتوانه هم دارد.»
وی همچنين بالارفتن بهای نفت در بازارهای جهانی را مصنوعی و تحميلی و ناشی از آنچه دخالت دست های پيدا و پنهان می خواند، دانست که به گفته وی با اهداف سياسی و اقتصادی قيمت را به صورت کاذب کنترل می کنند.
حسن منصور می گويد: اينکه بگوييم مسوول افزايش بهای نفت کشورهای بزرگ هستند، چندان مفهوم نيست زيرا دليلی برای آن وجود ندارد و قيمت ها در بازار تعيين می شود.
آقای منصور در ادامه می گويد:« يکی از دلايل بالا رفتن قيمت نفت، مساله بحران اعتماد و ناامنی در مناطق نفت خيز از جمله حوزه خليج فارس است که جمهوری اسلامی و دولت آقای احمدی نژاد در آن نقش درجه اول را بازی می کنند.»
سفر رييس جمهوری اسلامی ايران به رم با مخالفت گسترده منتقدان وی رو به رو شد و بسياری از ايتاليايی ها با حضور در تجعمات خواستار جلوگيری از ورود آقای احمدی نژاد به رم شده بودند.
انتقاد آمريکا و اتحادیه اروپا از رویکرد ایران در همکاری با آژانس
آمريکا و کشورهای اروپايی در نشست روز چهارشنبه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی از رويکرد ايران در سرپيچی از قطعنامه های شورای امنيت سازمان ملل متحد و همچنين از همکاری نکردن تهران با آژانس در خصوص تحقيق درباره مطالعات ادعايی انتقاد کردند.
آلمان، فرانسه و بريتانيا در بيانيه ای که در جريان نشست شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی منتشر شد، به شدت از سرپيچی ايران در توقف فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم انتقاد کردند.
شورای امنيت سازمان ملل متحد طی سه قطعنامه لازم الاجرا از ايران خواسته است تا فعاليت های مربوط به غنی سازی را متوقف کند. ايران تا کنون به اين در خواست توجه نکرده و برنامه غنی سازی خود را توسعه داده است.
اين کشور ها روز چهارشنبه همچنين تصريح کردند: ايران بايد ادعای خود در خصوص ساختگی بودن اسناد موجود درباره مطالعات اتمی –نظامی را ثابت کند.
کشورهای اروپايی همچنين از ايران خواسته اند تا «همه اطلاعات ضروری مورد در خواست آژانس بين المللی انرژی اتمی در خصوص برنامه هسته ای خود، از جمله افراد، اسناد و تاسيسات را فراهم کند».
کشورها اروپايی تاکيد کرده اند اين تنها راهی است که آژانس بين المللی می تواند در خصوص ماهيت واقعی برنامه هسته ای ايران قضاوت کند».
در همين زمينه، بوجان برتونسلج، نماينده اسلوونی که کشورش رياست دورهای اين اتحاديه را بر عهده دارد، در نشست شورای حکام، تصريح کرد: پس از پنج سال تحقيقات آژانس بین المللی انرژی اتمی در باره برنامه هسته ای ايران، اين آژانس قادر نيست در خصوص ماهيت واقعی برنامه هسته ای ايران قضاوت کند.
ایران می گوید اطلاعات ارائه شده به آژانس در خصوص مطالعات اتمی-نظامی ایران، «بی پایه و ساختگی» است، این در حالی است نماینده اسلوانی تصریح کرد: «با توجه به کیفیت و کمیت این اسناد، به سادگی رد کردن اطلاعات درباره مطالعات ادعايی و ساختگی و بی پایه خواندن آنها، معتبر و پذيرفتنی نيست».
محمد البرادعی، مدير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی، در گزارش تازه خود از برنامه هسته ای ايران که روز دوشنبه به شورای حکام اين آژانس ارائه شد، تاکيد کرده بود که تهران، تحقيقاتی در زمينه تسليحات هسته ای انجام داده و «بايد توضيحات کافی در اين زمينه ارائه کند.»
شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی از روز دوشنبه کار بررسی گزارش تازه مدير کل آژانس درباره فعاليت های هسته ای ايران را آغاز کرده است.
نمايندگان ۳۵ کشور عضو شورای حکام، از روز دوشنبه تا جمعه در نشست خود به طور ويژه، گزارش تازه آژانس را بررسی می کنند که در آن نسبت به امتناع ايران از ارائه اطلاعات لازم پيرامون برنامه اتمی اش ابراز نگرانی شده است.
«پاسخ ندادن ايران»
در همين حال، آمريکا در نشست شورای حکام ايران را متهم کرد که تعمدا با به تاخير انداختن بازرسی های آژانس بين المللی انرژی به توسعه غنی سازی اورانيوم پرداخته، تا نهايتا به هدف خود برای توليد سلاح هسته ای برسد.
گريگوری شولتی، نماينده آمريکا در آژانس بين المللی انرژی اتمی، روز چهارشنبه به اعضای شورای حکام گفته است:«ايران به سرعت به کار خود ادامه می دهد در حالی که با پاسخ ندادن و سردر گم سازی مانع از تحقیقات آژانس بين المللی انرژی اتمی می شود».
نماينده آمريکا در آژانس بين المللی انرژی اتمی تصريح کرده است که «هر روز که می گذرد ايران به مهارت تکنولوژيک لازم برای توليد سلاح نزديک تر می شود».
آقای شولتی اضافه کرد: به رغم چند ماه بحث پرتنش بين آژانس بين المللی انرژی اتمی و ايران، در پی سال ها نگرانی از برنامه تسليحاتی این کشور، ايران هنوز پاسخ درستی به پرسش های آژانس نداده است.
نماينده آمريکا از واکنش ايران به اسناد موجود درباره برنامه مطالعات اتمی-نظامی گفت: ايران می گويد اينها «ادعا های بی پايه» است، پاسخی که برای مديرکل آژانس و اعضای شورای حکام پذيرفنتی نيست.
«انتظار معجزه ندارم»
همزمان با نشست شورای حکام در خصوص برنامه هسته ای ایران، خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، روز چهارشنبه تائید کرد که به زودی به تهران سفر خواهد کرد، ولی وی نسبت به موفقیت سفر خود ابراز خوشبینی نکرد.
خاوير سولانا، روز ۱۴ ماه ژوئن، ۲۶ خرداد، برای ارائه بسته پيشنهادی کشورهای موسوم به گروه ۱+۵ به تهران سفر خواهد کرد.
آقای سولانا در خصوص سفر خود به تهران گفت:«من انتظار معجزه ندارم، ولی فکر می کنم این مهم است که دست خود را دراز کنیم».
آقای سولانا درباره جزئیات سفر خود به تهران و همچنین دیدار با مقامات ایران توضیحی نداد
پنج کشور دارای حق وتو در شورای امنيت به همراه آلمان، گروه موسوم به ۱+۵ اوايل ماه مه در نشست لندن توافق کردند تا به وسيله يک بسته پيشنهادی جديد تلاش کنند ايران را دوباره به پای ميز مذاکره بکشانند.
نمايندگان گروه ۱+۵ در نشست لندن بسته پيشنهاد شده مشوق ها به ايران در ژوئن سال ۲۰۰۶ را مورد باز نگری قرار داده و آن را به روز کردند.
اين کشورها می کوشند با ارائه اين بسته پيشنهادی جمهوری اسلامی را ترغيب کنند که فعاليت های غنی سازی اورانيوم را متوقف کند.
این در حالی است که ايران تاکيد می کند که هدف از غنی سازی اورانيوم، توليد سوخت مورد نياز نيروگاه اتمی اين کشور است و به تعهدات بين المللی خود در اين زمينه پايبند است. اين در حالی است که کشور های غربی نگران آن هستند که ايران اين تکنولوژی را برای دستيابی به سلاح هسته ای به کار گيرد.
بوش: جهان مانند آمریکا تهدید ایران را جدی بگیرد
جرج بوش، رييس جمهوری ايالات متحده آمريکا روز چهارشنبه در کنفرانس خبری مشترک با اهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل گفت که جهان مانند آمريکا «بايد تهديد ايران را جدی بگيرد.»
اهود اولمرت، نخست وزير اسرائيل برای گفت وگو درباره پرونده هسته ای ايران و مذاکرات صلح ميان اسرائيل و فلسطينی ها به آمريکا سفر کرده است و روز چهارشنبه پس از دیدار با رئیس جمهوری آمریکا، در یک کنفرانس خبری با وی شرکت کرد.
وی بعد از سخنان بوش، خطاب به خبرنگاران گفت: «موضوع ايران بخش مهمی از گفت و گوهای ما را تشکيل می داد و ما تفاهم کاملی در باره ميزان تهديد ايرانی ها داريم و اينکه چه بايد کرد تا ايران به توانايی غير متعارف دست پيدا نکند.»
برای اهود اولمرت که در اسرائيل با اتهام جدی فساد مالی روبرو شده است ديدار اخير از آمريکا احتمالا آخرين سفر وی در مقام نخست وزيری این کشور به ایالات متحده است.
رهبران آمريکا و اسرائيل در جريان سفر آقای اولمرت همچنين در خصوص کمک نظامی آمريکا به اسرائيل مذاکره خواهند کرد که شامل جنگنده های اف – ۳۵ استيلث و سيستم هشدار دهنده موشکی است که گفته می شود برای مقابله با تهديدهای موشکی ايران کاربرد دارد.
پيش از ديدار اهود اولمرت و جرج بوش، نخست وزير اسرائيل در سخنانی گفته بود که خواست ايران برای دستيابی به توان هسته ای بايد با «همه ابزارهای ممکن» متوقف شود.
وی در نشست سالانه آيپک، لابی هوادار اسرائيل در آمريکا، گفت: «اسرائيل و ايالات متحده بر سر خطر حادی که برنامه اتمی ايران دارد تفاهم طولانی دارند و در حال همکاری با يکديگر برای جلوگيری از دست يافتن ايران به بمب هسته ای هستند.»
از زمان روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد، لحن اسرائيل و ايران نسبت يکديگر تندتر شده است. رييس جمهوری ايران خواهان محو اسرائيل از روی نقشه شده و اسرائيل خواستار افزايش فشارهای بين المللی بر ايران است.
آمريکا و اسرائيل از سال ها پيش ايران را متهم می کنند که در پوشش برنامه اتمی خود به دنبال توليد سلاح هسته ای است. جمهوری اسلامی ايران اين اتهام ها را رد می کند و هدف از برنامه اتمی خود را توليد برق اعلام کرده است.
در هفته اخير نامزدهای انتخابات رياست جمهوری آمريکا از هر دو حزب جمهوريخواه و دموکرات لحن تندی نسبت به ايران در قبال «تهديدهای» آن عليه اسرائيل در پيش گرفتند.
باراک اوباما، نامزد حزب دموکرات در انتخابات که پيشتر از مذاکره با ايران در صورت تصدی پست رياست جمهوری سخن گفته بود، روز چهارشنبه به شدت به ايران حمله کرد و گفت که هدف نهايی او از میان برداشتن «تهدید ایران» خواهد بود.
وی افزود که هر آنچه از دستش برآيد انجام خواهد داد تا نگذارد ايران به سلاح اتمی دست يابد.
جان مک کين، نامزد جمهوريخواهان در اين انتخابات نيز گفته است: « پيگيری [ساخت] سلاح اتمی از سوی تهران يک ريسک و خطر غير قابل قبول است که ما نمی توانيم اجازه طرح آن را بدهيم.»
آقای مک کين خواستار تشديد تحريم های عليه ایران شد تا تهران را از تلاش برای دستيابی به توانايی هسته ای بازدارد.
موضوع پرونده اتمی ايران هم اکنون در دستور کار آژانس بين المملی انرژی اتمی قرار دارد.
روز چهارشنبه کشورهای اروپايی و آمريکا از رويکرد ايران در سرپيچی از قطعنامه های شورای امنيت سازمان ملل متحد و همچنين از همکاری نکردن تهران با آژانس در خصوص مطالعات ادعايی انتقاد کردند.
جرج ژفه: آمريکا نمی تواند از گفت و گو با ايران بپرهيزد
درست سه روز بعد از آن که یوشکا فیشر، وزیر امور خارجه سابق آلمان به رادیو فردا گفت که محور گفت و گوهای دولت اسرائیل با رئیس جمهوری آمریکا در تل آویو، حمله به ایران بوده، نخست وزیر اسرائیل در واشینگتن بار دیگر با جرج بوش دیدار کرد و محور مذاکرات نیز کماکان ایران بود.
اهود اولمرت که برای حضور در نشست سالانه «آیپک» - لابی هوادار اسرائیل در واشینگتن - به این شهر سفر کرده، روز چهارشنبه با جرج بوش دیدار کرد.
رهبران آمریکا و اسرائیل بخش عمده کنفرانس خبری مشترک خود را بعد از این دیدار به «موضوع ایران» اختصاص دادند.
آن گونه که یوشکا فیشر به رادیو فردا گفته بود، اسرائیلی بر روی ایده حمله آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران، پیش از پایان دوره ریاست جمهوری بوش، متمرکز شده اند.
جرج ژفه، استاد دانشگاه کمبريج و رييس پيشين «چتام هاوس»، برجسته ترين نهاد انديشه ورزی و انديشه پردازی بريتانيا، در مصاحبه ای به رادیو فردا به سئوالات درباره احتمال وقوع چنین حمله ای پاسخ می دهد.
راديو فردا: در روزهای اخير احتمال حمله نظامی آمريکا به جمهوری اسلامی، ناگهان، بار ديگر صورتی جدی گرفته است، دليل پر رنگ شدن مجدد اين احتمال در چيست؟
جرج ژفه: فکر می کنم چند دليل برای آن وجود دارد. مهم ترين دليل گفته های چند روز پيش رهبر جمهوری اسلامی است حاکی از اينکه ايران فعاليت های هسته ای خود را کنار نخواهد گذاشت، و در نتيجه، دست کم بر پايه همين گفته های آقای خامنه ای، می توان گفت که هر گونه بحث و گفت گويی در اين زمينه متوقف خواهد شد.
از اينکه بگذريم، دلايل ديگری هم هست. مثلا اين واقعيت که تا جايی که مربوط به آمريکا می شود، در حال حاضر اين مسئله خارجی وجود دارد که آيا دولت آمريکا بايد با جمهوری اسلامی گفت و گو کند يا نه؛ چون دولت آمريکا زير فشار باراک اوباما نامزد دموکرات هاست، و فراتر از اين، آقای اولمرت نيز ناگزير از توسل به همين قضيه است چون در داخل اسرائيل بی نهايت ضعيف شده است.
در نتيجه، برای منحرف کردن توجه اسرائيلی ها از درخواست هايی که برای استعفاء آقای اولمرت مطرح است، پيش گرفتن چنين راهی (برای ايجاد چنين انحرافی در افکار عمومی ِ اسرائيل) آسان ترين کارهاست.
اما اهود اولمرت، نخست وزير اسرائيل صريحا تاکيد کرده است که برای جلوگيری از دستيابی جمهوری اسلامی به سلاح های هسته ای، «از تمامی وسائل و ابزار ممکن» بايد بهره گرفت؛ اين وسائل و ابزارِ ممکن در بر گيرنده حمله نظامی نيست؟
فکر می کنم که تهديد نظامی در آن نهفته است، اما تهديد نظامی را اين واقعيت پيچيده می کند که دولت بوش نيز دچار ضعف است، و دست کم به صورت تشريفاتی، فکر مداخله نظامی در ايران را کنار گذاشته است.
همه می دانند که طرح پيشنهاد مداخله نظامی آمريکا در ايران برای نظاميان آمريکا خوشايند نيست، و آنچه تا چند ماه پيش، تهديدی واقعی به نظر می رسيد، اکنون به نظر می آيد که فرو نشسته است.
آقای اولمرت، از جهتی، به اين اميد که بتواند آمريکا را به فکر مداخله نظامی در ايران بازگرداند، سعی می کند به آتش دامن بزند اما، به نظر من، اين اميدی واهی است.
شما از رهبران آمريکا و اسرائيل با اصطلاح انگليسی «مرغابی لنگ» ياد می کنيد؛ پس آيا درست است اگر نتيجه بگيريم که دست و پای پرزيدنت بوش و اهود اولمرت برای مقابله با جمهوری اسلامی واقعا بسته است؟
بله، شما کاملاً درست می گوييد، دست و پای هر دو بسته است، و البته، معنی اش اين است که، از ديدگاه نظری، آنها ديگر آن تهديدی که قبلاً به نظر می رسيدند باشند، نيستند. اما من مطمئن نيستم که اين نکته را در داخل ايران چگونه تعبير می کنند.
پرزيدنت احمدی نژاد، مطمئنا، به عنوان نشانه ای از موضع خصمانه آمريکا در قبال ايران از آن بهره خواهد گرفت، و بدون شک، در ميدان جنگ های لفظی از آن سودجويی خواهد کرد.
اما آيا اين نکته در خود منطقه در خود محل، مثلاً در عراق، بازتابی آشکار خواهد داشت يا نه، موضوع ديگری است. مسئله واقعا بستگی به اين دارد که علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی تا چه اندازه بخواهد اين نکته را به حساب بياورد يا تا چه اندازه بخواهد به آن دامن بزند.
در حال حاضر، به نظر من، اين قضيه در ميان نيست و ايران همچنان منتظر است ببيند که آمريکا را تا چه حد می توان ترغيب کرد که با جمهوری اسلامی، هم در باره حضور ايران در عراق، و هم در باره قضيه هسته ای، بايد جدا گفت و گو کند.
برغم آنچه می گوييد، به نظر می رسد که واشينگتن از گفت و گو با تهران قطع اميد کرده است تا جايی که وزير امور خارجه آمريکا، سه شنبه شب چهاردهم خردادماه، تاکيد کرد که به نظر او، در حال حاضر، گفت و گوی آمريکا با جمهوری اسلامی «بی معنی» است.
بله، مطمئنم که چنين حرفی زده است، و در واقع، دولت بوش مايل است که قضيه به همين صورت هم باشد، اما واقعيت اين است که آنها نمی توانند از گفت و گو با ايران پرهيز کنند.
اوضاع در داخل عراق شايد بهبود پيدا کرده باشد، اما همچنان شکننده است و آمريکايی ها ديگر به خوبی فهميده اند که بازيگر عمده در آنجا ايران است، و در نهايت، ايران در بحث بر سر امنيت منطقه، بخصوص بر سر امنيت عراق، بايد شرکت کند.
در نتيجه، معنی اش اين است که فارغ از هرچه دکتر رايس اکنون بگويد؛ آمريکا در نهايت، با ايران به گفت و گو خواهد نشست.
انتقاد آمریکا از وضعیت قاچاق انسان در میان اعراب
دولت جرج بوش، متحدين کليدی خود را در ميان کشورهای عربی متهم کرد که اقدامات لازم را برای کنترل قاچاق انسان در کشورهايشان انجام نمی دهند.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، گزارش سالانه وزارت امور خارجه آمريکا درباره قاچاق انسان که روز چهارشنبه منتشر شد از وضعيت هفت کشور عربی از جمله سه متحد کليدی صلح خاورميانه يعنی مصر، اردن و عربستان سعودی ابراز نگرانی شده است.
براساس گزارش منتشر شده، قاچاق انسان نه تنها برای سوءاستفاده جنسی بلکه به منظور کار اجباری و به کارگيری کودکان به عنوان سرباز انجام می گيرد.
تهيه کنندگان گزارش وزارت امور خارجه آمريکا، تلاش دولت ها برای تحت تعقيب قرار دادن قاچاقچيان، مجازات آنها و برنامه هايی برای حمايت از قربانيان را در کشورهای مختلف بررسی کرده اند.
در اين گزارش از عملکرد دولت های چين، روسيه و هند نيز انتفاد شده است.
همچنين نام برخی کشورهای مخالف آمريکا در جهان مانند ميانمار، کوبا و ايران در ميان کشورهايی قرار گرفته که بدترين وضعيت را در مبارزه با قاچاق انسان دارند.
همزمان تاکيد شده که دولت ونزوئلا در قياس با سال های قبل، به دستآوردهايی رسيده و مبارزه با قاچاق انسان در اين کشور بهبود يافته است.
بنا ير اين گزارش آمارمجازات قاچاقچيان در کشورهايی که برنامه های انها برای کنترل و محدود کردن قاچاق انسان شکست خورده اند، کاهش يافته است.
کاندليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا گفت اين گزارش مشکل قاچاق انسان را در دنيا تشريح می کند و راه حل هايی برای آن ارائه می کند.
خانم رايس بعد از انتشار اين گزارش گفت: «ما اميدواريم اين گزارش سبب شود ملت های جهان کنار هم بايستند و يک صدا اعلام کنند آزادی و امنيت انسان ها بخش هايی از هويت بشر هستند که جای چانه زنی ندارند.»
در اين گزارش، چهار کشور عربی به عنوان کشورهايی که تلاش لازم برای مقابله با قاچاق انسان را انجام نداده اند، شناخته شده اند.
بر اساس اين گزارش عربستان سعودی کمترين مبارزه را در چهار سال گذشته داشته است، هرچند سوء استفاده جنسی در افراد قاچاق شده رتبه پايين تری از کارگران قاچاق شده دارد.
سناتور جمهوری خواه کريستوفر اسميت گفت هرچند اين گزارش بهره کشی را که در اطراف جهان رخ می دهد روشن می کند اما هنوز نکات مبهمی در آن وجود دارد.
به گفته اسميت کشورهايی مانند چين، ويتنام و هند بالاترين رقم را در بهره کشی جنسی و سوءاستفاده از کارگران دارند. در همين حال آنان کمترين تلاش را برای متوقف کردن اين اقدام مجرمانه انجام داده اند.
وی درخواست کرد تا نام اين کشورها در ليست کشورهای متخلف قرار گيرد.
در اين گزارش قيد شده است که کارگران خدماتی از کشورهای چين، ويتنام و هند برای کار به عربستان سعودی می روند اما غالبا با ضبط شدن پاسپورت هايشان، تهديد شدن و آزارهای جنسی، امکان بازگشت به کشورهايشان را ندارند.
بيشتر کشورهای اروپايی درزمره کشورهايی قرار دارند که به مبارزه جدی با قاچاق انسان می پردازند.
فائو رسما از خبرنگار رادیو فردا عذر خواهی کرد
در پی اعتراض ها به جلوگيری از ورود احمد رافت، خبرنگار راديو فردا در ایتالیا به نشست فائو - سازمان جهانی خواربار و کشاورزی - در شهر رم، این نهاد وابسته به سازمان ملل متحد، رسما از او عذر خواهی کرد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، نيک پارسونز يکی از مقام های روابط عمومی فائو، شامگاه چهارشنبه ۱۵ خرداد ماه این خبر را اعلام کرد و گفت که امیدوار است، «عذرخواهی سازمان فائو از سوی آقای رافت پذیرفته شود.»
به گفته احمد رافت، فائو قرار است روز پنج شنبه ۱۶خرداد ماه به صورت حضوری، عذرخواهی رسمی خود را اعلام کند.
روز سه شنبه ۱۴ خرداد ماه و در آغاز نشست فائو، سازمان جهانی خواربار و کشاورزی که مفر آن در شهر رم قرار دارد، نيروهای انتظامی ايتاليا به دليل آنچه «خواست مقامات فائو» خواندند، از ورود خبرنگار رادیو فردا به محل اين اجلاس جلوگيری کردند.
در پی اصرار آقای رافت که کارت ورود به اجلاس را هم دردست داشته است، يکی از ماموران حفظ امنیت نشست فائو، کارت او را پس گرفته و او را «مهمان ناخوانده» خطاب کرده است.
به گفته آقای رافت این مامور امنیتی به طور غير مستقيم گفته است که «اين تصميم بر اثر فشارهای يک هيئت نمايندگی خارجی گرفته شده است.»
در آن روز محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران هم به همراه هيئتی از ايران در اجلاس حضور داشتند و آقای احمدی نژاد پس از سخنرانی در يک نشست خبری شرکت کرده بود.
آقای احمد رافت طی روزهای گذشته، مخالفت نيروهای سياسی ایتالیایی با سفر آقای احمدی نژاد به این کشور و اينکه هيچ نيرويی حاضر نيست با او ملاقات کند را گزارش کرده بود.
گزارش های آقای رافت که همزمان در رسانه های ایتالیایی نیز چهره ای شناخته شده است، در رسانه های فارسی زبان بازتابی گسترده داشت.
اين اقدام فائو که نهادی وابسته به سازمان ملل متحد است با اعتراض فدراسيون ملی مطبوعات ايتاليا و فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران (IFJ) رو به رو شد.
به گفته آقای رافت فدراسيون ملی مطبوعات ايتاليا با تشکيل يک کميته حقيقت ياب تحقيق درباره مسئولان اين اتفاق را آغاز کرده است.
فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران هم با انتشار بيانيه ای آنچه «تحريم سازمان ملل عليه مطبوعات» خواند را محکوم کرد.
اين سازمان بين المللی آقای رافت را «روزنامه نگاری برجسته» ناميده است که خبر های خاورميانه، بالکان و ايران را پوشش می دهد.
فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران همچنين اعلام کرده است که اين دومين اقدام سازمان ملل در جلوگيری از ورود خبرنگاران به يک اجلاس جهانی در هفته های اخير است.
به گزارش اين فدراسيون، ماه گذشته نیز سازمان ملل متحد براساس وعده ای که به دولت چين داده بود از ورود يک روزنامه نگار تايوانی به اجلاس سازمان بهداشت جهانی در ژنو جلوگيری کرده بود.
آيدن وايت، رييس فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران در اين باره گفته است: «سازمان ملل نبايد به قربانگاه روزنامه نگارانی که با دولت ها موافق نيستند بدل شود بلکه باید توسعه دهنه کثرت گرايی و احترام به رسانه های آزاد باشد.»
جفری گدمين رييس راديو اروپای آزاد/ راديو آزادی، سازمان مادر راديو فردا نیز در واکنش به این حادثه، از اینکه «روزنامه نگاری در هر کجای جهان، میهمانی ناخوانده» توصیف شود، ابراز نگرانی کرده بود.
آقای گدمین در بیانیه ای گفته بود: «ما به طور خاص از اينکه اين اتفاق می تواند در يک اجلاس مرتبط با سازمان ملل بيفتد نگران هستيم و تاکيد می کنيم که آقای رافت به صورت قانونی و با مدارک بی عيب قصد ورود به اين اجلاس را داشته است.»
کلینتون از رقابت نامزدی انتخابات کناره گیری می کند
هيلاری کلينتون، از نامزدهای حزب دموکرات آمریکا اعلام کرد که روز شنبه از رقابت های انتخابات رياست جمهوری آمريکا کناره گيری و حمايت خود را از باراک اوباما اعلام خواهد کرد.
در نامه ای که اوايل روز پنجشنبه از سوی خانم کلينتون خطاب به هوادارانش منتشر شد، وی گفت که از يک فرصت در واشينگتن استفاده خواهد کرد تا از حاميانش قدردانی کند و از حزبش خواهد خواست تا پشت سر باراک اوباما متحده باقی بماند.
باراک اوباما که نخستين سياهپوست در تاريخ ايالات متحده آمريکا است که نامزدی يکی از دو حزب اصلی اين کشور را به دست می آورد، روز سه شنبه آرای لازم را برای تثبيت نامزدی خود در انتخابات ماه نوامبر کسب کرد.
هيلاری کلينتون در نامه خود نوشته است: «من در جريان رقابت های انتخاباتی گفته بودم که اگر سناتور اوباما نامزدی حزب دموکرات را به دست آورد من از او حمايت خواهم کرد و قصد دارم تا به وعده خود عمل کنم.»
اين سناتور ايالت نيويورک هنوز به صراحت شکست خود را نپذيرفته است ولی گفته است: «من روز شنبه در اين باره سخنرانی خواهم کرد که چگونه می توانيم با يکديگر حزب را پشت سر سناتور اوباما متحد کنيم.»
انتخابات درون حزبی دموکرات ها در اين دوره بر خلاف رقيب جمهوريخواه آنها بسيار طولانی تر از همیشه شده است و به اين نگرانی دامن زده است که مشخص نشدن نامزد نهايی دموکرات ها به موقعيت این حزب در انتخابات ماه نوامبر ضربه بزند.
خانم کلينتون در اين زمينه گفته است: «تفاوت من با سناتور اوباما در مقايسه با تفاوت هايی که ما با سناتور مک کين و جمهوريخواهان داريم ناچيز است.»
باراک اوباما روز چهارشنبه پيام مشابهی را ارسال کرده و بر اساس گزارش روزنامه آمريکايی نيويورک تايمز گفته است: «اکنون که جر و بحث های درون خانوادگی به سرانجام رسيده است، همه ما می توانيم روی آن چيزهايی که برای انجام دادن در ماه نوامبر بدان نياز داريم تمرکز کنيم.»
امتناع خانم کلينتون از پذيرش شکست در رقابت های درون گروهی حزب دموکرات به عنوان اعمال فشاری بر اوباما ارزيابی شده است تا اين سناتور ايالت نيويورک بتواند مقام معاونت ریاست جمهوری او را به دست آورد.
تری مک آليف، سخنگوی اردوگاه مبارزاتی هيلاری کلينتون گفته است: «بليط اوباما – کلينتون غير قابل توقف خواهد بود. من فکر می کنم که ما برای ۱۶ سال کاخ سفيد را در اختيار خواهيم داشت.»
رسانه های آمريکا پيشتر اعلام کرده بودند که هيلاری کلينتون روز جمعه در جمع نمايندگان حزب دموکرات در کنگره آمريکا به طور رسمی کناره گيری خود را اعلام خواهد کرد اما تيم مبارزاتی وی اعلام کردند که سخنرانی کناره گیری خانم کلينتون روز شنبه و در جمع شمار زيادی از هوادارانش انجام خواهد شد.
اين سناتور ايالت نيويورک روز چهارشنبه به مقر انتخاباتی خود در آرلينگتون در حاشيه واشينگتن رفت تا به آنها اطلاع دهد که از روز جمعه به بعد مبارزات پايان خواهد يافت.
گزارش شبکه تلويزيونی «ای بی سی» حاکی است که در جريان اين ديدار، اعضای تيم مبارزاتی خانم کلینتون احساساتی شده بودند و برخی از آنها نيز که ۱۶ ماه است تلاش سختی داشته اند به گريه افتاده بودند.
در انتخابات روز چهارم نوامبر آمريکا، رای دهندگان بايد ميان باراک اوبامای ۴۶ ساله که توانسته است جوانان را با خود همراه کند و جان مک کين ۷۱ ساله و از بازماندگان جنگ ويتنام يکی را انتخاب کنند.
آقای اوباما روز چهارشنبه در يکی از تندترين نطق های خود به جمهوری اسلامی به دليل آنچه که وی تهديد اتمی ايران ناميد، حمله کرد و همچنين اورشليم را پايتخت اسرائيل دانست که نبايد تقسيم شود.
اين سخنان با استقبال اهود اولمرت، نخست وزير اسرائيل روبرو شد و آن را «تاثير گذار» توصيف کرد.
آيت الله خمينی؛ ميراث يک رهبر و قضاوت نسل های بعد
جامعه ايران نزديک به دو دهه را بدون حضور آيت الله روح الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی، زندگی کرده است.
ميراث آيت الله خمينی برای جامعه ايران چه بوده است و امروز، نسل جوان اين ميراث را چگونه ارزيابی می کند و چه قضاوتی در باره بنيانگذار جمهوری اسلامی دارد؟
در گزارش ويژه راديو فردا به مناسبت نوزدهمين سالروز درگذشت آيت الله خمينی، ابتدا سه کارشناس به بررسی ميراث بنيانگذار جمهوری اسلامی پرداخته اند و سپس سه جوان از شهرهای مختلف، ديدگاه های خود را در اين زمينه مطرح کرده اند و نمونه ای از نگاه نسل جوان به رهبر پيشين انقلاب را به دست داده اند.
ميراث يک رهبر
از نقطه نظر داريوش همايون، وزير اطلاعات و جهانگردی حکومت پهلوی، که در ژنو زندگی می کند، ارثيه آيت الله خمينی منشا تحولاتی در جامعه ايران بوده است.
او در اين زمينه به راديو فردا گفت: « يکی از بدترين جنبه های ميراث آيت الله خمينی، جنگ هشت ساله با عراق بود. پيش از آقای خمينی، عراق اصلا اين تصور را که روزی به ايران حمله کند، نداشت.»
وی افزود: « ميراث ديگر او اين است که به گشودن گره دين از سياست در ايران کمک کرد، که البته نکته مثبتی است. تحول مثبت ديگر، باززايی احساس ملی ايرانيان است. آخرين مورد اين است که در اين سی سال مسئله تجدد، توسعه، مدرنيزاسيون و مدرنيته به طور قطع در مرکز بحث سياسی ايران قرار گرفت.»
با اين حال، محسن سازگارا که در سال های آغازين انقلاب از حاميان آيت الله خمينی بوده است، از جمهوری اسلامی به عنوان ارثيه رهبر انقلاب ياد می کند و می گويد: « مهم ترين ميراثی که جامعه ما را به دردسر و زحمت انداخته است، نظريه ولايت فقيه آيت الله خمينی است که نظريه بسيار عجيبی است و در تاريخ فلسفه سياسی واقعا بی نظير است. اينکه تا اين اندازه اختيارات عجيب و غريب به يک نفر تفويض شود در حالی که راه حساب کشی و مسئوليت خواهی از آن فرد بسته باشد.»
اما ۱۹ سال پس از درگذشت آيت الله خمينی، همچنان موافقان بر اين اعتقادند که مهم ترين ميراث به جا مانده از او، استقلال و آزادی است.
مسئله ای که به اعتقاد رسول نفيسی، استاد دانشگاه در ايالات متحده آمريکا، جنبه های مثبت و منفی فراوانی برای جامعه ايران به ارمغان آورده است. او بر اين باور است که بايد هم جنبه های مثبت و هم جنبه های منفی ميراث آيت الله خمينی را بررسی کرد.
رسول نفيسی در مورد اين ميراث گفت: « اين دو جنبه از ميراث آيت الله خمينی است، يکی جدا شدن از جهان به معنای استقلال و ديگری جدا شدن از جهان به معنای خارج شدن از حوزه وسيعی که در اقتصاد جهانی پديد آمده و باعث شده است تا کشورهای بسيار فقيری مانند چين، هند و کره به کشورهای بسيار ثروتمندی تبديل شوند. در حالی که ايران از نظر ورود به جهانی شدن در رده ۱۸۴ قرار دارد.»
نگاه امروز به رهبر ديروز
اما نزديک به دو دهه پس از آيت الله خمينی، جامعه جوان ايران چگونه و از چه دريچه ای او را مورد قضاوت قرار می دهد؟
در ميزگرد دوستانه راديو فردا با سه دانشجو با نام های محمد، کيان و اعظم در تهران، مازندران و لرستان، آنها به اين پرسش که اگر نسل شما بخواهد پس از ۱۹ سال، در باره رهبر انقلاب اسلامی قضاوت کند، بر روی چه مسائلی بيشتر تمرکز می کند؟ پاسخ دادند.
راديو فردا: قضاوت شما در باره آيت الله خمينی چگونه است؟
محمد: ما که فرزندان متولد دهه ۵۰ و اواخر دهه ۶۰ هستيم با آنهايی که متولد اواخر دهه ۶۰ و دهه ۷۰ هستند، قضاوت و درکی کاملا متفاوت در مورد رهبر انقلاب داريم. برای ما نام آيت الله خمينی با جنگ، آوارگی، صف و جيره بندی گره خورده است. همچنين وعده های عمل نشده ای که از زبان ايشان در برنامه های تلويزيونی پخش می شود، وعده هايی که اصلا عملی نبوده است.
من فکر می کنم قضاوت در باره آقای خمينی دو بخش دارد، يک بخش در مورد خود اوست و بخش ديگر قضاوت در مورد مردمی است که او را بر مسند نشاندند، کسانی که در سخنرانی هايش حضور دارند و با اولين جمله او گريه می کنند.
کيان: من اول بايد بپرسم که کدام آيت الله خمينی، خمينی قبل از قدرت يا بعد از قدرت؟ آن خمينی که در پاريس، وقتی در مورد زن در اسلام از او می پرسند، می گويد در اسلام زنان با مردان برابرند. ولی بعد می بينيم که در تدوين قانون اساسی، يکی از قيدهايی که برای پيش نويس قانون اساسی می گذارد اين است که فقط مردان می توانند رئيس جمهور شوند.
يعنی به نظر شما آيت الله خمينی بعد از خيلی قدرت، متفاوت از قبل است؟
کيان: منظور من آيت الله خمينی نيست. منظور من آن انگاره و طرز تلقی است که در جامعه وجود دارد و از همه پديده ها اسطوره سازی می کند. اسطوره سازی در اين ۳۰ سال، باعث شده است که ما نتوانيم با يک چهره واقعی برخورد کنيم.
خانم اعظم! شما در اين زمينه چگونه فکر می کنيد؟
اعظم: بر اساس مطالعات شخصی و برنامه هايی که از تلويزيون پخش می شود و همچنين در کتاب دينی دبيرستان، ما می توانيم در مورد ولايت فقيه انتقاد ونکاتی را گوشزد کنيم. فکر نمی کنم امام خمينی در چنان هاله ای از معنويت و روحانيت قرار گرفته باشد که کسی نتواند به او هيچ ايرادی بگيرد.
اگر شما خودتان بخواهيد اين مسئله را نقد کنيد، چه می گوييد؟
کيان: خانم اعظم نمی تواند نقد کند، چون به مسئله مقدسانه نگاه می کند.
اعظم: می توانم نقد کنم، ولی در جامعه که نگاه کنيد می بينيد کسانی که نکات مثبتشان خيلی بيش از نکات منفی است، اين موارد منفی پوشانده می شود.
می توانيد نکات منفی اندکی که مورد نظرتان است را برشماريد؟
اعظم: من معتقدم که فقط معصومين از خطا و اشتباه مبرا هستند. امام خمينی نيز از اشتباه مبرا نبوده، ولی نکات منفی در جامعه از او نديديم.
محمد: من از خانم اعظم يک سؤال دارم. دوبار آقای خمينی دستور اعدام مجاهدين خلق و زندانيان سياسی ديگر را می دهد در حالی که بسياری از آنها، دوران محکوميتشان در زندان سپری شده بود. به نظر شما اين مسئله چقدر با معيارهای عدالت هماهنگی دارد که در عرض دو روز ۶۰۰ نفر را محاکمه و سپس اعدام کنيد؟
اعظم: وقتی که پزشک بخواهد بدن يک انسان را جراحی کند، تمام چيزهايی که در بدن باعث اختلال شده است را درمی آورد و دور می اندازد. اگر جامعه ايران هم بخواهد فعاليت داشته باشد، مجبور است که عده ای را حذف کند.
محمد: اما علم پزشکی با دستگاه قضايی خيلی متفاوت است. شما در قضاوت نمی توانيد فقط با يک بله و خير در پاسخ به اين پرسش که نماز می خوانی يا نه، به اين نتيجه برسيد که عده ای مهدورالدم هستند و از رهبر کبير انقلاب اجازه بگيريد که آنها را اعدام کنيد.
اعظم: ما در اسلام داريم که اگر کسی فقط «اشهد ان لا اله الا الله» را گفت، مسلمان است. هيچ کس درجامعه از شما نمی پرسد نماز می خوانی يا نه و کسی با اعتقادات درونی و شخصی شما کار ندارد.
کيان: خانم آيا شما تا به حال جايی نرفته ايد برای استخدام؟
اعظم: اين مسئله فرق می کند و لزوم جامعه است.
کيان: آن اعدام ها، لزوم پزشکی بود و اين هم لزوم جامعه؟
اعظم: بله، البته من می خواستم منظورم را با مثال بيان کنم.
محمد: مورد دوم درارتباط با وضعيت جنگ در سال ۶۱ است. آيا می دانيد چرا جنگ در سال ۶۱ تمام نشد؟ آيا شرايط رهبر انقلاب را در آن سال می دانيد؟ ايشان سه شرط می گذارد که الان تلويزيون دو شرط آن را می گويد ولی از شرط سوم حرفی نمی زند. شرط سوم که آقای خمينی می گذارد و شخصاً بر آن پافشاری می کند، اين است که صدام حسين از قدرت کناره گيری کند و اين يعنی دخالت در امور داخلی يک کشور. بنابراين جنگ تا سال ۶۸ ادامه پيدا می کند و بر اساس تشخيص سازمان ملل، خسارت وارده بر ايران در طول جنگ ۱۰۰ ميليارد دلار برآورد می شود.
اعظم: ديد اسلام، يک ديد کلی است و به مرزها و کشورها ارتباطی ندارد».
محمد: ولی آقای خمينی تنها يکی از تفاسير اسلام را ارائه داده است و من با اين که آقای خمينی را نماينده اسلام بدانيم مخالفم.
اعظم: ديد امام خمينی، اسلامگرا و ملی گرا بود.
کيان: ايشان اصلاً ملی گرايی را قبول ندارد، اسلام را فرامرزی و ملی گرايی را کفر می داند.
اعظم: ديد ايشان اسلام گراست و ملی گرايی از اين جنبه که رهبر يک کشور است و اين کشور مرز دارد. البته اين ديد شخصی من است و ديد امام را مطرح نکردم.
ميراث آقای خمينی برای نسل بعد از خود چه بوده است؟
محمد: ما نمی خواهيم تک بعدی و تک علتی به مسائل نگاه کنيم. نگاه ما بايد به مردمی هم باشد که خصلتشان، مراد و مريد پروری است و هميشه به دنبال پيدا کردن يک مرادند. ما مردمی هستيم که دوست داريم هميشه عده ای را به دوش بکشيم که ديگر از دوشمان پايين نيايند.
قضاوت در مورد چيزی که اکنون می بينيم بسيار ساده است. چند ميليون معتاد، بيکاری، ويرانی، اقتصاد ورشکسته و جنگ با تمام دنيا که اساس تمام اينها در همان ابتدای انقلاب شکل گرفته است و مسئوليت آقای خمينی دروضعيت فعلی جامعه ما، نمی تواند کم رنگ باشد.
خانم اعظم! نظر شما در اين مورد چيست؟
اعظم: به نظر من، اعتياد و بيکاری و مسائل ديگری که گفتيد آن چيزی نبوده است که امام بنا کند. امام حکومت خوب را بنا کرد ولی در طول زمان وضعيت به اين جا رسيد. درست است که عده ای به خاطر منافع ريا می کنند ولی اين حکومتی نيست که امام بنا کرد. حکومت امام مردمی بود و خود امام هم جزيی از مردم بود.
آقای کيان! ارزيابی شما از نقش آقای خمينی در تحولات بعدی جامعه چيست؟
کيان: گفتمانی در آن سيستم حاکم بوده است و من با طرز تفکر و بينش مردم به متافيزيک و انگاره ای که از زمان انقلاب برای ما ميراث گذاشته اند، مشکل دارم. مشکل من شخص نيست، بلکه مطلق انگاری های زمان انقلاب است که اکنون ما را به اين جا کشانده است.
۱۹ سال پس از آيت الله خمينی ناگفته های بسياری باقی مانده است، ناگفته هايی از جنس سال های پيش از به قدرت رسيدن تا زمان رهبری جمهوری اسلامی، ناگفته هايی از پاريس تا تهران.
تهدید ایران: احتمال شکایت از مخالفان برنامه هسته ای
نماينده ايران در آژانس بين المللی انرژی اتمی تهديد کرد، تهران از کشورهايی که به «اعتبار جمهوری اسلامی» در پرونده اتمی اش خسارت وارد کرده اند شکايت خواهد کرد.
علی اصغر سلطانيه روز پنجشنبه در ادامه نشست شورای حکام آژانس که گزارش محمد البرادعی در باره تحولات پرونده اتمی ايران را بررسی می کند، گفت: «کشورهای خسارت وارد کننده بايد به عنوان يک گام حداقلی اشتباهاتشان را بپذيرند، از ملت بزرگ ايران عذرخواهی کنند، رفتار خود را اصلاح کنند و خساراتی را که به جمهوری اسلامی وارد کرده اند جبران کنند.»
اين مقام ايرانی افزود: «جمهوری اسلامی ايران و شهروندانش اين حق را دارند که متوسل به اقدامات قانونی عليه حاميان اين اقدامات غير قانونی شوند.»
آقای سلطانيه در سخنان خود بار ديگر «اسناد ادعايی» آژانس در باره فعاليت های نظامی – اتمی جمهوری اسلامی را «جعلی و ساختگی» خواند و گفت: «تمام اسناد ارائه شده در باره مطالعات ادعايی جعلی و ساختگی است و ادعاهای سياسی برخی کشورها فضای همکاری آژانس را آلوده کرده است.»
مدير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی می گويد بر اساس اسنادی که در اختيار آن قرار گرفته است، جمهوری اسلامی ایران مطالعاتی را در زمينه استفاده از سانتريفوژهای پيشرفته برای غنی سازی سريعتر اورانيوم، آزمايش مواد منفجره و تحقيقات در زمینه کلاهک های هسته ای که بر روی موشک سوار می شوند، انجام داده است.
محمد البرادعی در گزارش تازه خود از «پنهانکاری» ايران در ارائه اطلاعات پيرامون اين فعاليت ها ابراز «نگرانی جدی» کرده و خواستار توضيحات بيشتر تهران شده است.
وی همچنين ايران را متهم کرده که به مقابله با قطعنامه های شورای امنيت سازمان ملل ادامه داده و برنامه غنی سازی اورانيوم را معلق نکرده است.
۲۰۰ صفحه گزارش ايران
نماينده ايران در آژانس بين المللی انرژی اتمی در برداشت ديگری از گزارش آقای البرادعی، گفت: «بعد از بازرسی های فراوان و بی سابقه در تاريخ آژانس بار ديگر مدير کل تاييد کرده است که آژانس توانست عدم انحراف مواد هسته ای اعلام شده در ايران را راستی آزمايی کند.»
آقای سلطانيه، آمريکا را متهم کرد که در آستانه هر نشست شورای حکام، «با حمايت تعدادی از متحدانش ادعاهای جديدی را مطرح کرده است تا به تضعيف و به حاشيه راندن پيشرفت های بوجود آمده در مدت زمان اين نشست ها بپردازد و پرونده را همچنان باز نگاه دارد.»
گريگوری شولتی، نماينده آمريکا در آژانس طی سخنانی در نشست شورای حکام گفته بود که «ايران بايد پاسخ های واقعی به پرسش های آژانس بدهد.»
آمريکا و برخی کشورهای غربی ايران را متهم می کنند که تهران در پوشش برنامه هسته ای خود به دنبال ساخت سلاح هسته ای است و از تهران خواسته اند تا برنامه غنی سازی اورانيوم را متوقف کند.
در نقطه مقابل، ایران برنامه اتمی اش را صلح آميز دانسته و تعليق غنی سازی اورانيوم را که کاربرد دوگانه نظامی وغير نظامی دارد، رد کرده است.
علی اصغر سلطانيه در حاشيه نشست شورای حکام با تکذیب اينکه ايران فقط اتهام های مطرح شده را رد می کند، به خبرنگاران گفت: «شش نشست بين بازرسان آژانس و مقام های ايرانی برگزار شد و ۷۰ ساعت بحث و مذاکره صورت گرفت. ايران ۲۰۰ صفحه گزارش ارائه کرده است که اتهام ها را رد می کند.»
نماينده ايران اظهار داشت: «ما به هر پرسشی پاسخ داده ايم و هيچ سوالی بدون پاسخ نمانده است. ما کار خود را انجام داده ايم و موضوع مختومه است.»
تعطيلی هر ساله برای محيط زيست ايران
۳۶ سال از روزی که مجمع عمومی سازمان ملل روز پنجم ژوئن را به عنوان «روز جهانی محيط زيست» نامگذاری کرد می گذرد، اما همزمانی تصادفی اين روز با سالگردهای درگذشت آيت الله خمينی، رهبر سابق جمهوری اسلامی موجب شده تا در ايران، در دو دهه اخیر کمتر کسی از مجرای رسانه های رسمی، خبری درباره روز جهانی محيط زيست بشنود.
اما در سال جاری، در کنار تعطیلی گسترده به مناسبت سالگرد درگذشت آیت الله خمینی، غیررسمی ترین رسانه حال حاضر فارسی زبانان، واکنشی جدی به روز جهانی محیط زیست نشان داد: