تبليغاتX
همين جوري

منتشر شده به وقت تهران در ساعت:
۱۷:۰ روز پنجشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۷

ايران

عکسی از زهرا بنی یعقوب، پزشک جوانی که پاییز گذشته درگذشت.

گره پرونده مرگ مشکوک دکتر جوان در همدان

رها بختیاری

«دو ماه پس از دستور ديوان عالی کشور مبنی بر انتقال پرونده زهرا بنی يعقوب به تهران، دادگستری همدان مدعی است هنوز نامه ديوان عالی کشور به آنها نرسيده است.»

اين گفته ابوالقاسم بنی يعقوب پدر پزشک جوانی است که مهر ماه سال گذشته، در بازداشتگاهی در همدان به طرز مشکوکی  جان سپرد.

بهمن ماه سال گذشته آيت الله محمود هاشمی شاهرودی، رييس قوه قضاييه ایران، از ديوانعالی کشور خواست تا به موضوع ارجاع پرونده مرگ مشکوک زهرا بنی يعقوب از دادگستری همدان به دادگستری تهران، رسيدگی کند.

به گفته ابوالقاسم بنی يعقوب، اسفند ماه سال گذشته نيز ديوان عالی کشور پس از بررسی پرونده، دستور داد تا پرونده به تهران منتقل شود «اما دادگستری همدان از اين کار امتناع می کند.»

زهرا بنی يعقوب، پزشک جوان ۲۷ ساله روز بيستم مهرماه سال گذشته در يکی از پارک های همدان به اتهام «ارتکاب جرم مشهود» توسط نيروهای بسيجی ضابطان امر به معروف و نهی از منکر بازداشت شد و دو روز بعد مسئولان بازداشتگاه اعلام کردند که وی با استفاده از پارچه پلاکارد تبليغاتی خودکشی کرده است.

  • « حکم ديوان عالی کشور برای انتقال پرونده به تهران صادر شده اما دبيرخانه دادگستری همدان اعلام وصول نمی کند.»

پدر دکتر بنی يعقوب

شيرين عبادی  به عنوان وکيل خانواده زهرا بنی يعقوب از مسئولان قضايی خواست، پرونده موکلش را برای رسيدگی از همدان به تهران بفرستند.

در پی امتناع دادگستری همدان از ارسال پرونده به تهران، خانواده بنی يعقوب خواهان مداخله رياست قوه قضاييه در روند انتقال پرونده شد.

پدر دکتر بنی يعقوب به راديو فردا گفت: «حکم ديوان عالی کشور برای انتقال پرونده به تهران صادر شده اما دبيرخانه دادگستری همدان اعلام وصول نمی کند.»

پزشک قانونی مرگ زهرا بنی يعقوب را «‎فشار بر عناصر حياتی گردن توسط جسم رشته‏‎‎ مانند و قابل انعطاف و عوارض ناشی از آن» دانست و زمان مرگ را حدود ساعت نه شنبه شب (بيست و يکم مهر) اعلام کرد.

اما خانواده زهرا بنی يعقوب با رد اين ادعا و با استناد به کبودی موجود بر جسد، مرگ فرزند خود را مشکوک دانسته و خواستار نبش قبر وی و تعيين مجدد علت مرگ شدند.

به دنبال طرح شکايت خانواده اين پزشک جوان، دادسرای همدان برای سه نفر از ضابطان قرار وثيقه صادر کرد ولی از صدور دستور برای نقش قبر زهرا بنی يعقوب خودداری کرد.


شيرين عبادی در گفت وگو با راديو فردا از تناقضات بسياری در پرونده خبر داده بود، «از جمله ساعت دقيق مرگ و ارتفاع ميله ای که ادعا می شود شادروان زهرا بنی يعقوب خود را با آن به دار آويخته است. زيرا ارتفاع اين ميله با اندازه و قد زهرا تناسبی ندارد. همچنين تناقض در گزارشات مأمورين در مورد شيوه دستگيری و نگهداری از زهرا.»

وی گفته بود: «شادروان بنی يعقوب از شاگردان تيزهوش و يک دکتر فارغ التحصيل از دانشگاه تهران بود. ولی معلوم شد کسانی که او را دستگير کرده بودند و بعدا به عنوان متهم مورد تحقيقات قرارگرفتند، حتی سواد خواندن و نوشتن نداشتند و برگه بازجويی را انگشت زده بودند.»

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:26 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ايران

این نخستین بار است که در تهران یک پارک ویژه زنان افتتاح می شود. (عکس از ایسنا)

پشت دیوارهای بلند آهنین، پارکی فقط برای زنها

فرین عاصمی

برای نخستين بار در پايتخت، پارکی وسيع افتتاح شده است که تنها زنان اجازه دارند به آن وارد شوند؛ پارکی که پيش از هر کس مدافعان زنان با آن مخالفت کرده اند.

پارک «بهشت مادران» در جنوب شرقی محدوده منطقه ۳ شهرداری تهران و در بزرگراه رسالت، تقاطع اتوبان حقانی و خيابان شهيد کاوه واقع شده است. اين پارک نزديک به ۲۰ هکتار وسعت دارد.
 
برخی از فعالان حقوق زنان معتقدند افتتاح اين پارک در جهت برنامه های گسترده دولت نهم برای اعمال تفکيک جنسيتی صورت گرفته است.

محمد باقر قاليباف، شهردار تهران در مراسم افتتاح اين پارک گفت که می داند افراد مختلف و مطبوعات به اين مساله خواهند پرداخت که نگاهی جنسيتی به زنان شده است و افزود: «در حوزه مديريتی، من نگاهی جنسيتی به موضوعات ندارم و بايد با توجه به تغييرات سريعی که رخ می دهد و با توجه به باورهای دينی، از همه ظرفيت های جامعه بايد برای حضور زنان استفاده کرد.»

نفض تعهدات بین المللی
 
اما نسرين ستوده، فعال حقوق زنان و حقوقدان در تهران در مصاحبه با راديو فردا می گويد تفکيک جنسيتی بر خلاف تعهدات بين المللی ايران است.

  • «از آنجا که طبق کنوانسيون های بين المللی از جمله اعلاميه جهانی حقوق بشر، هر گونه تبعيض از نظر جنسيت، نژاد، مذهب و غيره ممنوع است و از آنجا که تفکيک جنسيتی نوعی تبعيض در تمام دنيا محسوب می شود، طبيعی است که ايران بر خلاف تعهدات بين المللی خود عمل می کند.»

نسرین ستوده

او می گويد: «از آنجا که طبق کنوانسيون های بين المللی از جمله اعلاميه جهانی حقوق بشر، هر گونه تبعيض از نظر جنسيت، نژاد، مذهب و غيره ممنوع است و از آنجا که تفکيک جنسيتی نوعی تبعيض در تمام دنيا محسوب می شود، طبيعی است که ايران بر خلاف تعهدات بين المللی خود عمل می کند.»

«در نظر داشته باشيم که اعلاميه جهانی حقوق بشر از جمله اسناد بين المللی است که حتی اگر کشوری به آن نپوسته باشد، برای تمام کشورهای دنيا الزام آور است . بنابراين دولت ايران به هيچ وجه نمی تواند بر خلاف اين تعهدات بين المللی عمل کند.»

موضوع تفکيک جنسيتی پس از انقلاب اسلامی ايران هميشه يکی از موضوعات جنجال برانگيز بوده است. اين موضوع از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد، اوج گرفته است.

در بهمن ماه ۱۳۸۶ اولين بيمارستان ويژه زنان در تهران گشايش يافت.

رييس مرکز مشارکت امور زنان رياست جمهوری در مراسم افتتاحيه اين بيمارستان گفت: «تبعيض جنسيتی در مشاغل خاص زنان بايد اعمال شود و دولت موظف است زمينه آموزش اين مشاغل را تا سطوح فوق تخصصی برای زنان فراهم کند.»

اقدامات پایان ناپذیر دولت

مقام های دولتی از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد نه تنها برنامه های گسترده دولت برای اعمال تفکيک جنسيتی را انکار نکرده اند، بلکه با صراحت از آن دفاع کرده اند.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی اولين عضو دولت بود که در سال ۱۳۸۴ با ابلاغ بخشنامه ای به معاونان خود، خواستار اجرای چنين تفکيکی شد و حضور کارمندان زن در ساعات عصر در ادارات را ممنوع اعلام کرد.

اين روند با جداسازی اتاق کارمندان زن از کارمندان مرد در برخی از وزارتخانه ها و ادارات از جمله در سازمان تامين اجتماعی ادامه يافت.

دو وزراتخانه «علوم، تخقيقات و فناوری» و «بهداشت و درمان» که هر دوی اداره تعداد زيادی از دانشگاههای دولتی را بر عهده دارد، در دو سال گذشته برنامه هايی برای جداسازی جنسيتی در دانشگاه ها به اجرا گذاشته اند.

اين برنامه ها از جداسازی در ورودی دانشجويان مرد و دانشجويان زن آغاز و با جداسازی برخی کلاس ها در برخی از دروس ادامه يافته است.

محدود کردن ورود دختران به دانشگاه در سهميه بندی کنکور برای برخی از رشته ها از اين دست است.

راه اندازی تاکسی های تلفنی ويژه زنان نيز يکی ديگر از اقداماتی است که در همين راستا و در سال های اخير رخ داد.
 
نسرين ستوده، حقوقدان، می گويد: «اين تفکيک های جنسيتی هر روز شدت بيشتری پيدا می کنند. گاه گفته می شود تاکسی ها، پارک ها، بيمارستان های ويژه زنان ايجاد شود و ارائه خدمات به بيماران توسط همجنسان باشد و شايد در آينده ای نه چندان دور کل شهر ها را به صورت زنانه و مردانه ببينيم. اين ها از عواملی هستند که می توانند بر خلاف اعلاميه جهانی حقوق بشر محسوب شوند.»

موافقت گروهی از مردم

اما جداکردن زنان و مردان از يکديگر، به رغم مخالفت ها کماکان ادامه دارد و همدلی برخی خانواده های مذهبی و محافظه کار با اين قوانين، از سوی برخی ناظران يکی از علل بی توجهی دولت به مخالفت ها توصيف می شود.

علی يکی از شنوندگان راديو فردا است که از اين طرح ها دفاع می کند.

او می گويد: «اينکه استخرها و ساحل دريا را جداسازی کرده اند، بهتر است. فکر می کنم اختصاص پارکی ويژه به زنان هم خوب باشد.»

به نوشته روزنامه اعتماد، زنان در پارک «بهشت مادران» که برای استتار کامل با برزنت های سفيد ، زرد و نارنجی پوشيده شده است، امکان خواهند داشت بدون حجاب ورزش و تفريح کنند.

طبق گزارش پزشکان دانشگاه علوم پزشکی که به دفتر امور زنان استانداری تهران ارائه شده، بيماری پوکی استخوان در زنان به ويژه زنانی که در شهرهای بزرگ زندگی می کنند، به سرعت رو به افزايش است.

اين کارشناسان، شيوه زندگی زنان ، عدم استفاده از نور خورشيد به دليل اجباری بودن حجاب اسلامی برای زنان ايرانی را از دلايل اصلی اين بيماری در زنان عنوان کرده اند.

  •  «فکر می کنم برخی از مردان بخواهند بفهمند در اين پارک ها چه می گذرد. به ويژه اينکه ممکن است زنان بدون حجاب در اين پارک ها حاضر شوند. به نظر من اگر زنی بخواهد راحت باشد، بايد در خانه خودش بماند. اگر بخواهد بيرون برود، بايد حجاب کامل داشته باشد. ممکن است سوء استفاده هايی مثل فيلم گرفتن از استخر ها و پارک های زنانه، صورت گيرد.»

یکی از شنوندگان رادیو فردا

با اين حال علی، شنونده راديو فردا معتقد است که ممکن است «سوء استفاده هايی» هم در اين پارک ها صورت گيرد و می افزايد: «فکر می کنم برخی از مردان بخواهند بفهمند در اين پارک ها چه می گذرد. به ويژه اينکه ممکن است زنان بدون حجاب در اين پارک ها حاضر شوند. به نظر من اگر زنی بخواهد راحت باشد، بايد در خانه خودش بماند. اگر بخواهد بيرون برود، بايد حجاب کامل داشته باشد. ممکن است سوء استفاده هايی مثل فيلم گرفتن از استخر ها و پارک های زنانه، صورت گيرد.»

«شهر مردانه»

محمد باقر قاليباف، شهردار تهران در مراسم افتتاح پارک ويژه زنان گفت: «متاسفانه همه جای شهر را مردانه ساخته ايم و هيچ وقت به اين فکر نکرده ايم که زنان نيز در اين شهر ها نيازهايی دارند و بايد در همين شهر زندگی کنند. ما در پنج قسمت تهران، نيازمند پنج پارک زنان هستيم تا زنان بتوانند همانند محيط خانواده خود در آن راحت باشند.»

نسرين ستوده، حقوقدان درباره اينکه آيا شهر تهران «مردانه» ساخته شده است و برای زنان امکاناتی ندارد، می گويد: «اگر اين حرف صحيح باشد، کل شهر بايد تلفيقی از سليقه های زنانه و مردانه باشد و نه اينکه فضاهايی از شهر ويژه زنان يا ويژه مردان ساخته شود، سياست تفکيک جنسيتی در نهايت اشتباه و تبعيض آميز است.»

مريم، شنونده راديو فردا معتقد است که شهرهای بزرگ، امکانات بيشتری برای مردان دارند و زنان از امکانات کمی برخوردارند.

وی می گويد: «اکثر سالن های ورزشی در اختيار آقايان است. خانم ها تا الان با اين مشکلات جنگيده اند و با تلاش خودشان هر چه دارند، کم يا زياد، به دست آورده اند. در ضمن در شهرهای کوچک اين طرح اجرا نخواهد شد و اين نوعی تبعيض است.»

پارک ويژه زنان تاکنون در برخی شهرهای استان همدان، چهارمحال و بختياری، سيستان و بلوچستان، آذربايجان غربی، خراسان رضوی و هرمزگان افتتاح شده است.

در تهران، تنها فعالان حقوق زنان نيستند که با پارک ويژه زنان مخالفت کرده اند، اهالی محل نيز گروه بزرگی از مخالفين را تشکيل می دهند.

محمد سجادی، دبير شورا  ياری محله سيدخندان تهران در گفت و گو با وب سايت «شهر فردا»، ارگان ائتلاف اصلاح طلبان می گويد که اهالی محل با امضای طومار ۵۰ صفحه ای – که بيشتر امضا کنندگان را خانم ها تشکيل می دادند - به اختصاص پارک «نشاط» که به «بهشت مادران» تغيير نام داده، ويژه زنان اعتراض کرده است.

به گفته وی بيشتر اعتراض ها به نبود امنيت، محروم شدن نيمی از جمعيت محله از اين فضا و لطمه خوردن به زيبايی بخشی از بزرگراه حقانی به دليل نصب حفاظ آهنی با پيام های شهری بوده است.

با اين حال شهردار منطقه سه تهران در مراسم افتتاح اين پارک در پاسخ به منتقدان گفت که با اختصاص اين پارک به زنان ، تنها هفت دهم متر از سرانه فضای سبز افراد در اين منطقه کم می شود و يک قسمت از پارک برای استفاده خانواده ها طراحی شده است. 

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:25 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

انفجار شیراز؛ ضعف خبری یا دروغ به افکار عمومی؟

محمد ضرغامی

تقريباً يک ماه پيش، وقتی خبر انفجار حسينيه سيدالشهدای شيراز متعلق به کانون اسلامی رهپويان وصال منتشر شد، مسئولان محلی و مقام های جمهوری اسلامی عمدی بودن اين حادثه را منتفی دانستند.

حتی دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی با انتشار بيانيه ای اعلام کرد که کارشناسان و نمايندگان ارشد اين شورا پس از بررسی های دقيق ميدانی، وجود مهمات جنگی موجود در غرفه يادمان شهدای حسينيه را به عنوان علت اصلی اين حادثه تشخيص داده اند.

اين مسئله از همان ابتدا توسط محمد انجوی نژاد، دبير ستاد نماز جمعه استان فارس و سخنران اصلی همايش های اين حسينيه، تکذيب شد.

۲۵ روز بعد، در حالی که اين ماجرا می رفت تا رنگ کهنگی بگيرد و همزمان با سفر رهبر جمهوری اسلامی و هيئت دولت به شيراز، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی از دستگيری تعدادی از عوامل بمبگذاری خبر داد.

محمد انجوی نژاد نيز که سخنرانی های اخيرش را به اين مسئله اختصاص داده بود، اين خبر را برای اعضای کانون اسلامی رهپويان وصال همراه با يک نتيجه گيری اخلاقی، نقد کرد.

محمد انجوی نژاد در اين زمينه گفت: «پرونده بازجويی تکميل شده است و آنها اعتراف کرده اند. فقط بازسازی صحنه جنايت در حسينيه باقی مانده است و بعد انشاء الله محاکمه می شوند و مسلماً حکم اين گونه افراد اعدام است. مکان اعدام نيز در همين مکانی است که جنايت را مرتکب شده اند.»

اما اکنون در تازه ترين اظهارات غلامحسين محسنی اژه ای، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی، تعداد بازداشت شدگان به ۱۵ نفر رسيده است.

آقای محسنی اژه ای که در همايش دادستان های سراسر کشور سخن می گفت، عصر حاضر را عصر اطلاعات دانست و تنها راه مقابله را با آن چه که او «تهديد نوين» ناميد، بازنگری دراستراتژی و تاکتيک ها دانست.

مسئله ای که به اعتقاد ماشاء الله شمس الواعظين، سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در ايران، صداقت رسانه ها در برخورد با افکار عمومی را به زير سؤال برد.

شمس الواعظين به راديو فردا می گويد: «اين توجيه عقلانی به حساب می آيد ولی صادقانه نيست. در هر واقعه ای که اتفاق می افتد، بايد توليد اطلاعات و مجرای توليد اطلاعات  درست باشد. اين مسئله، مسئوليت نهاد امنيتی را از اين که به ماجرا رسيدگی کند و سر نخ آن را پيدا کند، معاف نمی دارد.»

به گفته وی، «اتفاقی که در شيراز افتاد را می توان در يک جمله چنين توصيف کرد که دستگاه رسانه ای و امنيتی کشور با هم هماهنگ شدند.»

آقای محسنی اژه ای، عوامل بمبگذاری شيراز را مرتبط با شبکه ای به نام «يورو- تی وی» دانسته است. احتمالاً منظور وی شبکه فارسی زبان «يور- تی وی» است که توسط شخصی با عنوان فتح الله منوچهری که با نام تلويزيونی فرود فولادوند فعاليت می کرد، در انگلستان اداره می شد.

اداره کنندگان اين شبکه، به پخش مطالبی در مخالفت با دين اسلام و حکومت جمهوری اسلامی می پرداختند.

آقای اژه ای سپس از بريتانيا و آمريکا، به عنوان جريان های پشت پرده حوادث اخير در ايران نام برد. مسئله ای که حتی در آخرين گفته های سخنران هميشگی حسينيه سيدالشهدا نيز به چشم می خورد.

محمد انجوی نژاد در اين زمينه گفته است: «يکی از توطئه های که اين چند روز احساس می کنم ممکن است بين ما شکل بگيرد، اين است که نفرت شما را از آمرين و بانيان و آمريکا و اسرائيل، به سمت کسانی ببرند که حرف هايی در مورد اين حادثه زده اند. نفرتت را به سمت آمريکا ببر، نفرتت را به سمت اسرائيل ببر، نفرتت را ببر سمت کسانی که اين گونه جنايات را مرتکب می شوند.»

در اين باره ماشاءالله شمس الواعظين معتقد است که «دولت جمهوری اسلامی در گام اول به دنبال قانع کردن افکار عمومی است و به اين وسيله می خواهد با فشارهای ايالات متحده آمريکا و ساير دولت های خارجی در عرصه بين المللی مقابله کند.»

وی افزود: «پرسش اين است که آيا اين قدر وضعيت و سيستم امنيتی کشور ضعيف است که به گفته وزير اطلاعات، آمريکا و انگليس تا مسجد شيراز می توانند نفوذ کنند و بمب انفجاری با چنين ويرانگری کار بگذارند؟ خوب رسماً بگويند، وضعيت ما به جايی رسيده است که نفوذ پذير شده ايم.»

ماشاءالله شمس الواعظين می گويد: «از زمانی که وزارت اطلاعات اعلام کرده که اين ماجرا انفجارعمدی بوده است، افکار عمومی به سيستم رسانه ای کشور فقط پوزخند می زنند. اين مسئله که دولت ناصادقانه برخورد کرده است در جمع بندی های ديگر هم سرايت پيدا می کند و مردم  می گويند، دولت مانند هميشه اين جا هم دروغ گفت. در ايران اين نگاه بين افکار عمومی در مورد دولت، بسيار قوی است.»

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:25 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ر
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:24 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تجاوز به كودكان؛ قربانيان بى صدا و بى تصوير

توماج طاهباز

كريستول، دختر آمريكايى، دوربين را روشن مى كند، در برابر آن مى نشيند و داستان فاجعه بار زندگيش را اين گونه تعريف مى كند: «سلام، من كريستولم و شانزده سال سن دارم...»

كريستول در اين ويدئوى چند دقيقه اى كه آن را در اينترنت منتشر كرده است، تعريف مى كند، چگونه مرد ميانسالى او را با استفاده از مواد مخدر از حالت عادى خارج مى كند و سپس به او تجاوز مى كند. كريستول در اين ويديو از كسانى كه او را مى بينند درخواست كمك مى كند و مى گويد كه مى ترسد مرد متجاوز او را بكشد.

پليس نمى تواند مرد متجاوز را دستگير كند، چون هم او و هم كريستول اذعان كرده اند، كه با ميل خود تن به رابطه جنسى داده اند. اما هيچ كس نمى داند آيا دختر شانزده ساله از ترس انتقام گيرى چنين گفته است يا دليل ديگرى داشته است. به هر حال كريستول فقط يك دختر نوجوان است.

قربانيان بى صدا و بى تصوير
 
كريستول يك قربانى از هزاران قربانى هر روزه تجاوز به كودكان است. قربانيانى كه هرگز نه صدايى از آن ها شنيده و نه كسى از آن چه بر آنها رفته است با خبر مى شود.

بهروز معبودييان، روانشناس بالينى در ايران به رادیو فردا مى گويد: «عمدتا بچه هايى كه به آن ها تجاوز مى شود، اساسا نمى دانند بايد به چه نحوى چنين اتفاق هايى را با ديگران در ميان بگذارند. مى ترسند كه والدينشان آن ها را به عنوان افراد مقصر ببينند و تنبيهى در انتظارشان باشد. به دليل اين تجربه نامتعارف دچار شوك مى شوند و نمى توانند با ديگران صحبت كنند.»

ماجراى پدر اتريشى كه سالها دخترش را در سرداب خانه پنهان كرده بود، به او تجاوز مى كرد و حتى از او فرزندانى هم داشت، به خصوص كه همه اين ها در قلب اروپا رخ داد، روزها در صدر اخبار رسانه هاى جهانى بود.

اما عمده قربانيان تجاوز، هرگز به هيچ راديو، روزنامه وتلويزيونى راه پيدا نمى كنند و تجاوز تنها آغاز فاجعه در زندگى آن ها است. فاجعه اى كه آرام آرام ذهن و خاطره كودك را به محاصره خود در مى آورد.

بهروز معبوديان مى گويد: «اصل، ضربه بعد از حادثه است. افسردگى شديد، بى اعتمادى به دنياى اطراف، افت تحصيلى، ترس از فضاهاى باز يا بسته و رو آوردن به مواد مخدر براى فراموش كردن حادثه؛ همه اين ها بخشى از مشكلات روانى است كه قربانى را تهديد مى كند.»

«سكس توريسم» 

اِكپات، سازمان غير دولتى مبارزه با تن فروشى كودكان كه مقر آن در ايتالياست، براى چندمين بار گزارش تكان دهنده اى را در مورد كودكان قربانى تجاوز و تن فروشى منتشر كرده است.

اوكراين، كامبوج، تايلند يا كلمبيا از جمله كشورهايى هستند كه هر ساله، هزاران نفر فقط براى سكس به آن ها سفر مى كنند. مسافرتى كه در زبان بين المللى به آن «سكس توريسم» مى گويند.
 
هر چند بر اساس آمارها تقريبا سه درصد سكس - توريست ها، «پدوفيل» يا كودك آزار هستند اما هر ساله به تعداد كسانى كه با تن فروشان كم سن و سال رابطه جنسى برقرار مى كنند و عملا پدوفيل هم نيستند، افزوده مى شود.

يونيسف، صندوق كمك به كودكان سازمان ملل متحد، هر از چند گاهى فيلم ها و نوشته هاى كوتاهى از كودكانى كه قربانى تجاوز و تن فروشى شده اند منتشر مى كند. داستان هايى كه قربانيان آن كودكانى از هر رنگ و نژادى هستند اما داستان زندگى آن ها كم و بيش يكى است: «فقر يكى از مهم ترين دلايل روى آوردن كودكان به تن فروشى است.» 

«در ايران كلينيك هايى براى كمك به قربانيان تجاوز وجود دارد، ولى در اصل مدارس بايد مشاوران خبره داشته باشند و در ضمن قوه قضاييه بايد راسا قربانيان را به كلينيك هاى تخصصى معرفى كند، كه اين اتفاق متاسفانه نمى افتد.»

يكى از اين كودكان در يكى از اين فيلم ها تعريف مى كند كه مادرش را در كودكى از دست داد. سپس پدرش او را به كسى اجاره داد و زندگى جديد او آغاز شد: «تنها در برابر كمى پول، لباس نو، لوزام آرايش و غذا.» 

شايد اين داستان براى همه تكرارى باشد، اما آمارهاى بين المللى كه نشاندهنده رخ دادن آن براى قربانيان بى شمار ديگرى است، بدتر از آن هستند كه ناديده گرفته شوند.

تنها در برابر یک مشت دلار

به گزارش اِكپات، هر ساله میليون ها زن از تن فروشى روزگار مى گذرانند. سى درصد آن ها بين ۹ تا پانزده ساله اند. ولى در سال هاى اخير پليس در بين كسانى كه به آن ها تجاوز شده است، حتى بچه هاى پنج تا شش ساله ها هم پيدا کرده است. بهاى هر بار تجاوز به كودكان بسیار ناچیز است و این مسئله باعث شده تا چنین تجارتی به آسانی گسترش یابد. 

بهروز معبوديان، روانشاس بالينى مى گويد: «در ايران آمار دقيق و روشنى وجود ندارد. البته هر سازمانى ممكن است آمار خودش را داشته باشد كه تازه آن هم اعلام نمى شود. در سال هاى اخير به دليل افزايش اين آمار، پليس آگاهى ايران بخشى را براى كمك به قربانيان ايجاد كرده است.» 

عمده قربانيان كم سن و سال تجاوز و تن فروشى بدون آنكه بخواهند يا بدانند قربانى مى شوند. ولى هميشه راهى براى كمك كردن به آن ها وجود دارد.

بهروز معبوديان مى گويد: «در ايران كلينيك هايى براى كمك به قربانيان تجاوز وجود دارد، ولى در اصل مدارس بايد مشاوران خبره داشته باشند و در ضمن قوه قضاييه بايد راسا قربانيان را به كلينيك هاى تخصصى معرفى كند، كه اين اتفاق متاسفانه نمى افتد.»

كمتر كسى مثل كريستول آمريكايى پيدا مى شود كه داستان زندگى خود را در اينترنت براى ديگران تعريف كند.

بسيارى از كودكانى كه به آن ها تجاوز مى شود چنان فقير و بى چيزند كه حتى نمى دانند در دنياى امروز، اينترنتى وجود دارد كه مى تواند صداى آن ها را به ديگران برساند و صدا براى هميشه در گلوى قربانى مى ماند.

كريستول نوجوان دوربين را خاموش مى كند. تنها چند دقيقه او را مى بينيم. چند دقيقه از ميليون ها دقايق زندگى هر روزه و بعد دوباره خاموشى. 

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:24 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دوشنبه سی ام اردیبهشت  1387 خورشیدی

نوزدهم مه 2008 میلادی 

چهاردهم ماه ایار 5768 عبری

 

 فهرست برنامه امروز:

برنامه امشب را با یک مجموعه مشروح خبری آغاز کردیم و شنوندگان را از مهمترین خبرهای روز آگاه ساختیم. این مجموعه  44 دقیقه ادامه یافت و فشرده مهمترین گزارشهای آن را می توانید در ادامه این صفحه بخوانید. ولی اگر مایل به آگاهی از متن کامل خبرها هستید آن را در سایت ما درستون «برنامه روز» (دگمه سوم دست راست) بشنوید.

پس از پخش قطعه دکلمه ای از اشعار خانم سیمین بهبهانی با صدای خود شاعر، برنامه «گفتگوی سیاسی هفته» آغاز شد که آقایان ستار لقائی عضو انجمن نویسندگان و بهرام بیگدلی دبیر کانون دفاع از زندانیان سیاسی ایرانی در کلن آلمان میهمان آن بودند و به پرسش های ما و شنوندگان درباره وضع حقوق بشر در ایران و پلیسی ترشدن جامعه ایران نظر به رخدادهای اخیر بویژه دستگیرشدن تمامی رهبران مهم بهائیان ایران پاسخ گفتند.

      صدای برنامه ما را درهمین سایت:  radis.org یا تارنمای دوم ما:  www.intkolisrael.com بشنوید

 

  فشرده مهمترین خبرهای امروز:

 

           کنست (پارلمان اسرائیل) امروز نخستین نشست تابستانی خود را برگزار کرد. آقای بنیامین نتانیاهو رهبر جناح اوپوزیسیون در این نشست اعلام داشت که دولت آقای اولمرت از سوی ملت اختیاری برای مذاکره پیرامون مرزهای کشور با فلسطینی ها ندارد و باید استعفا دهد.

 

*        احزاب اوپوزیسیون و در راس آنها «لیکود» اعلام داشتند: در نشست تابستانی خواهند کوشید موجبات سقوط دولت آقای اولمرت را فراهم کنند.

 

*        وزیر دفاع اسرائیل که به مصر سفر کرده ساعتی پیش با وزیر اطلاعات آن کشور، ژنرال عمر سلیمان و سپس با پرزیدنت حسنی مبارک دیدار کرد. گزارش های پیشین حاکی بود که آقای باراک در این دیدار به مقامات مصر خواهد گفت: اسرائیل با آتش بس با حماس موافق است ولی اگر آتش بس شکسته شود ارتش وارد عمل می گردد و بساط حماس را برخواهد چید.

 

*        مسؤولان سرویس امنیتی داخلی اسرائیل، سازمان «شباک» فاش ساختند فردی فلسطینی را که در حکومت اسلامی ایران آموزش خرابکاری دیده و قصد داشت علیه سربازان اسرائیلی به ترور از نوع انتحاری دست بزند دستگیر کرده اند.

 

*        رئیس جمهوری ایالات متحده شب گذشته بندر «شرم الشیخ» مصر را ترک گفت و به واشنگتن بازگشت. پرزیدنت بوش در سخنرانی در «شرم الشیخ» از اعراب خواست کینه دیرینه نسبت به اسرائیل را فراموش کند و به فلسطینی ها برای داشتن کشوری مستقل یاری دهند.

 

*        علیرغم خوش بینی هائی که از سوی پرزیدنت بوش و وزیر خارجه او درمورد پیشرفت گفتگوهای صلح بین اسرائیل و فلسطینی ها ابراز می شود، رهبر فلسطینی ها در مصاحبه با روزنامه «الوطن» گفت: در مذاکرات توافقی انجاک نشده است و دو طرف در هر مورد اختلافاتی عمیق دارند.

 

*        وزیر دفاع اسبق و سرپرست هیات اسرائیلی مامور مذاکرات استراتژیک با ایالات متحده، آقای شائول موفاز امروز آتش بس با حماس را به صلاح ندانست و گفت: سرکوب حماس باید آنقدر ادامه یابد تا آن گروه برای آتش بس التماس کند.

 

*        ارتش اسرائیل امروز چند راه بندان دیگر را در کرانه باختری رود اردن برچید و اجازه داد در حومه شهرهای فلسطینی طولکرم و قلقیلیه از سوی فلسطینی ها چهار پاسگاه پلیس دائر شود.

 

*        در پی دیدار تاریخی پرزیدنت بوش از اسرائیل و سخنرانی او در کنست (پارلمان اسرائیل) امروز نیز رئیس مجلس قانونگزاری ایالات متحده خانم نانسی پلوسی در کنست حضور یافت و در سخنانی گفت: ایالات متحده اسرائیل را عضوی از ناتو تلقی می کند و آماده است پیشرفته ترین سلاح ها را در اختیاراسرائیل قرار دهد.

 

*        خانم پلوسی امروز دراورشلیم  با وزیر خارجه خانم تسیپی لیونی و نیز با پرزیدنت شیمعون پرس دیدار کرد و ضمن آنکه موافقت خود را با هرگونه اقدام سیاسی به منظور بازداشتن حکومت اسلامی ایران از رسیدن به جنگ افزار اتمی ابراز داشت، عملیات نظامی علیه ایران را به صلاح ندانست و گفت: جنگ موجب تقویت احمدی نژاد و گرانتر شدن بهای نفت خواهد شد.

 

*        رهبر جناح احزاب اوپوزیسیون در اسرائیل، آقای بنیامین نتانیاهو در کنفرانس «شرم الشیخ» با پرزیدنت مبارک دیدار کرد و به او گفت: آتش بس با حماس به زیان اسرائیل است و موجب خواهد شد حماس به تقویت خود بپردازد و آماده جنگ جدیدی با اسرائیل شود.

 

*        سخنان رئیس مجلس نمایندگان ایالات متحده در دیدارهای امروزش در اسرائیل و همچنین گفته های روز گذشته پرزیدنت بوش و اظهارات هفته پیش او در کنست (پارلمان اسرائیل) با ناخرسندی و حتی نگرانی سران حکومت ایران روبرو شد.

 

*        وزیر خارجه ایران آقای منوچهر متکی امروز ایالات متحده را مورد انتقاد شدید قرار داد و از جمله گفت: مداخلات آمریکا در منطقه، باعث افراط گرائی و تروریسم شده است.

آقای منوچهر متکی در حالی این اتهام را عنوان می کند که عقیده عمومی بر آن است که از هنگام بروی کار آمدن رژیم اسلامی در ایران بوده که موج افراط گرائی و تروریسم در خاورمیانه به وجود آمده است.

 

*        معاون اروپائی وزارت خارجه ایران آقای مهدی صفری امروز در دیدار با رئیس فراکسیون پارلمانی حزب سوسیال مسیحی آلمان گفت: ما شگفت زده ایم از این که اروپا نسبت به اظهارات مقامات آمریکائی و اسرائیلی (که آقای صفری آن را «تهدیدآمیز» خواند) واکنش نشان نمی دهند.

 

*        در رابطه با برنامه های اتمی ایران، سخنگوی وزارت خارجه تهران آقای محمد علی حسینی امروز یکبار دیگر گفت: ایران هیچگونه پیش شرطی را نمی پذیرد. اشاره وی به بسته مشوقی پیشنهادی کشورهای 1+5 بود که شرط اصلی آن توقف غنی سازی اورانیوم و فعالیت های هسته ای دیگر در ایران است.

 

*        حکومت ایران گرچه متن بسته پیشنهادی خود را فاش ساخت ولی جزئیات آن را برای مطالعه و اظهار نظر به چند کشور دوست اطلاع داده است.

 

*        حجت الاسلام مصطفی پور محمدی امروز پس از چند ماه شایعه پراکنی و کشمکش در مورد برکناری او، بالاخره در وزارت کشور حاضر شد و مراسم تودیع رسمی به عمل آورد و سرپرستی این وزارتخانه به آقای مهدی هاشمی سپرده شد که دولت احمدی نژاد قصد دارد برای او از مجلس تقاضای رای اعتماد کند.

 

*        پیشتر گفته شده بود که احمدی نژاد پست وزارت کشور را به آقای محمد رضا رحیمی می سپارد. ولی انتصاب او بدلیل شدت گرفتن انتقادهای داخلی ازاو شدت گرفته بود. تارنمای وزارت خارجه اسرائیل به زبان فارسی نوشته بود که آقای رحیمی سخنان غیرعادلانه ای در حمایت از احمدی نژاد بیان داشته و اورا تنها فرد لایق برای پیامبری بعد ازحضرت محمد دانسته بود.

 

*        تارنمای خبری «ایران نیوز» در شماره امروز خود نوشت: دولت احمدی نژاد با کنار گذاشتن حجت الاسلام پور محمدی، یک گام دیگر به خطر نزدیک شد. در گزارشهای پیشین گفته شده بود که احمدی نژاد بر پورمحمدی فشار آورده بود در جریان انتخابات مجلس هشتم، تحریف و تقلب در نتایج انتخابات در ابعاد گسترده تری صورت گیرد- ولی او آن را رد کرده بود.

 

*        حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی همچنان به انتقادهای گزنده نسبت به دولت محمود احمدی نژاد و عملکرد آن ادامه می دهد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام امروز در شوشتر به عنوان یک نمونه از ناکارآمدی دولت احمدی نژاد (بدون بردن نام او) گفت: در حالی که شکر تولیدی در داخلی ایران با کیفیت مرغوب درانبار می ماند، سالیانه سه میلیون تن شکر به ایران وارد می شود.

 

*        حکومت ایران به تلاش برای بزرگ نمائی بازداشت یک گروه در شیراز در رابطه با انفجاری که در آن شهر رخ داد ادامه می دهد و وزیر اطلاعات امروز اعلام داشت که حکومت ایران قصد دارد در محافل بین المللی علیه ایالات متحده و بریتانیا شکایت کند.

آگاهان سیاسی این ادعاهای وزیر اطلاعات را رد می کنند و رسانه های گروهی روسی، ادعای دیگر رژیم ایران را دائر بر این که اعضای شبکه قصد منفجر کردن کنسولگری روسیه در رشت را داشته اند بی اساس می دانند.

 

*        آگاهان می گویند: احتمال دارد بزرگنمائی جریان بازداشت ها، زمینه سازی و ایجاد بهانه ای برای از سرگیری موج گسترده بازداشتهای سیاسی باشد. مقامات حکومت ایران پیشتر ادعا کرده بودند که اعضای شبکه موهوم تروریستی، وابسته به اسرائیل و ایالات متحده هستند. ولی پس از چند روز نام اسرائیل را حذف کردند و نام بریتانیا را به فهرست افزودند.

 

*        کانون مدافعان حقوق بشر در گزارش سالیانه خود تاکید کرد که نقض حقوق انسانی در جمهوری اسلامی ایران در ابعاد گسترده ادامه دارد و حتی در مقایسه با سالهای گذشته وخیم تر شده است.

 

*        در گزارش کانون مدافعان حقوق بشر ایران همچنین آمده است: تورم بالای 20 درصد در ایران، سطح معیشتی پائین، نبود رفاه و تامین اجتماعی، نبود امنیت سرمایه گذاری و امنیت شغلی، دستمزد ناکافی و زیرخط فقر، و موارد دیگری از این قبیل زندگی را بر مردم ایران دشوار می کند و حقوق اساسی آنان پایمال می شود.

 

و بعنوان آخرین مطلب این مجموعه خبری: به این واقعیات تلخ درباره وضع اینترنت در ایران توجه کنید:

در کشور مسلمان و ظاهرا عقب مانده مالزی سرعت اینترنت 16 هزار برابر ایران است. یعنی در مالزی 229 هزار و 376 کیلوبایت و در ایران فقط 128 کیلو بایت .

بهای استفاده از اینترنت در ایران ده برابر مالزی است: در ایران 15 هزار تومان و در مالزی 1500 تومان (در ضمن توجه داشته باشید که درآمد سرانه در مالزی 10 برابر ایران است که در واقع قیمت اینترنت در ایران را صد برابر مالزی می کند) و این درحالی است که ایران دهها هزار تارنمای اینترنتی را نیز فیلتر می کند.

 

 امواج رادیو اسراییل درفصل بهار:

22 متر= 13850 کیلوهرتس

25 متر= 11605 کیلو هرتس

 

شنوندگان ما دراروپا باید صدایمان راازطریق ماهواره هات برد و اینترنت بشنوند اما موج 25 متردربخشهائی ازاروپا نیزقابل شنیدن است.

 

درآمریکا و کانادا ازتلویزیون «پیام آزادی» تمامی برنامه زنده و مستقیم رادیو اسرائیل هرروز پخش می شود

رادیو «صدای ایران»  نیزهرروز بخشی ازاخبار رادیو اسرائیل و شنبه ها یکساعت برنامه ما را رله می کند.

 

(لطفا این امر را به آگاهی دوستان و بستگان خود نیزبرسانید. سپاسگزاریم.)

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:23 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

احمدی نژاد، امام زمان و مديريت غيابی بر امور کشور

حسن جعفری

از چند روز پيش که سخنرانی محمود احمدينژاد از تلويزيون جمهوری اسلامی پخش شد و در آن اعلام کرد که مديريت کشور با امام زمان است، واکنش ها از جانب هر دو گروه هوادار و مخالف دولت بالا گرفته است.

در تازه ترين واکنش، آيت الله مهدوی کنی در اعتراض به گفته های احمدی نژاد گفته است:«اگر مديريت از امام زمان بود، يعنی ايشان نمی توانند مافيا را از بين ببرند؟ برنج کيلويی پنج هزار تومان هم از مديريت ايشان است؟»

پيش از آيت الله مهدوی کنی، مهدی کروبی، غلامرضا مصباحی مقدم، حجت الاسلام دعاگو، نمايندگان مشهد در مجلس شورای اسلامی و شماری ديگر از شخصيت های سياسی و مذهبی جمهوری اسلامی نيز به گفته های محمود احمدی نژاد اعتراض کرده بودند.

اما آقای احمدی نژاد در سخنرانی خود چه گفته بود؟ سيمای جمهوری اسلامی دوشنبه شب گذشته برای نخستين بار يک سخنرانی را از رييس جمهوری اسلامی پخش کرد که حدود يک ماه پيش از آن در جمع روحانيان مشهد ايراد شده بود.

محمود احمدی نژاد در آن سخنرانی گفته بود: « ما در اين دوسال و نيم، البته در تمام دوران انقلاب، در همه عالم هستی جاری است، به شما عرض کنم ما دست اين مديريت الهی را هر روز می بينيم. خدا خودش شاهد است که ما می بينيم. اغراق نمی گويم. نديده را خدمتتان عرض نمی کنم.»

اولين واکنش به اين سخنان از زبان مهدی کروبی شنيده شد. حجت الاسلام کروبی، دبيرکل حزب اعتماد ملی، در ششمين نشست رؤسای مناطق اين حزب گفت: «اين سوال در ذهن مردم ايجاد می شود که آيا اينکه قيمت مسکن از سال گذشته تا به حال دو برابر شده است و اينکه مردم از تورم و گرانی آزار می بينند، به علت مديريت امام زمان است؟»

محمد صادق جوادی حصار، روزنامه نگاری که خود نيز در نشست مهدی کروبی با اعضای حزب اعتماد ملی حاضر بوده، سخنان آقای کروبی را در گفت وگو با راديو فردا اين گونه خلاصه می کند: «ايشان ابراز نگرانی کردند که اين صحبت هايی که آقای احمدی نژاد می کنند به نحوی به اين صحبت ها رنگ قدسی و آسمانی می دهند و اين بحث ها را نسبت می دهند به امام زمان و اينکه ايشان دارند جامعه را مديريت می کنند.»

آفای جوادی حصار همچنين می گويد:«اينکه کسی بگويد که مديريت جامعه ما را امام زمان انجام می دهد و ما کاره ای نيستيم، فرار به جلو و يک نوع رفع مسئوليت است و می تواند در توده مردم اثر عکس داشته باشد. يعنی ممکن است اين نگرانی به وجود بيايد که اگر احمدی نژاد درست می گويد و در کشوری که امام زمان در آن مديريت می کنند، حتما گرانی ها و تورم و بی توجهی به اقشار آسيب پذير و بی مبالاتی هايی هم که صورت می گيرد خدای ناکرده ارتباط پيدا می کند به امام زمان.»

وی می افزايد:« اين چيزی است که با اعتقادات ما اصلا نسبتی ندارد و ضمن اينکه امام زمان در دوره های گذشته کجا بودند که مثلا الان اين چيزها را به امام زمان نسبت می دهند.»

«نيازی به مايه گذاشتن از امام زمان نيست»

از سوی ديگر، سعيد رجايی خراسانی، تحليلگر سياسی و ديپلمات پيشين جمهوری اسلامی نيز عقيده دارد در مديريت کشور نيازی به مايه گذاشتن از امام زمان نيست.

او در گفت وگو با راديو فردا می گويد: «اينکه ايشان هميشه سعی می کنند که مسائل را به خرج امام زمان حل کنند، به نظر من نادرست است. اگر ايشان راحت مسئوليت بپذيرند و بگويند که من اينجا اشتباه کردم،اينجا درست کردم، اين خوب است و اين بد است، به هرحال تمام دول دنيا چه آنهايی که بسياربسيار موفق هستند و چه آنهايی که کمتر موفق هستند اين مشکلات را دارند. اينها نبايد از امام زمان مايه بگذارند.»

  • «اين تلقی که آقای احمدی نژاد دارند در جامعه دنبال می کنند، حسنی که دارد تفکرات شيعی و اسلامی را ابطال پذير و قابل تحقيق می کند. يعنی برای لايه های زيرين هرم اجتماعی هم اين امکان را فراهم می کند که در مورد آرمان ها، روياها و ادعاهايی که جريان های مذهبی دارند، امکان قضاوت داشته باشند.»

اکبر کرمی

اما محمود احمدی نژاد در سخنرانی روز جمعه خود در مشهد، به واقعه دانشگاه کلمبيا نيز اشاره کرده بود.

رييس جمهوری اسلامی سال گذشته همزمان با شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، در دانشگاه کلمبيای نيويورک نيز حاضر شد، اما با پيشگفتار تند لی بالينجر، رييس دانشگاه، وهمچنين واکنش های شديد عده ای از حاضران روبه رو شد. اينک محمود احمدی نژاد می گويد مديريت آن صحنه را امام زمان بر عهده داشته است.

بخشی از عين گفته های آقای احمدی نژاد مشهد در اين باره اين گونه بود:«يک لحظه بعد ياد امام عصر افتادم. گفتم: ای عزيز، من مطمئن هستم که اين صحنه را به نفع اسلام جمع و جور می کنی و مديريت خواهی کرد. می دانم جمع خواهی کرد.»

اين گفته ها واکنش تند مهدی کروبی را در پی داشت. آقای کروبی گفت: «جمع زيادی، از جمله برخی ديپلمات های مجرب که سال ها در سازمان ملل و آمريکا بوده اند، معتقدند که اين عملکرد ايشان بسيار ضرر داشته و اهانتی به مردم ايران بوده است.»

وی گفت:« اينکه می گوييد مديريت امام زمانی، اگر کسی از نظر عدهای کار نسنجيده ای کرد و توهينی به ملت عظيم ايران شد، آيا بايد بگوييم که مديريت امام زمان بوده است؟ چرا پای امام زمان را به اين مسايل می کشيم؟ بهتر است مشکلات را به خشکسالی، تورم جهانی، به آمريکا يا دولت های پيشين حواله بدهيد. اين منطقی تر و ساده تر است اما به مقدسات ارتباط ندهيد.»

سعيد رجايی خراسانی، نماينده پيشين جمهوری اسلامی در سازمان ملل نيز در گفت وگو با راديو فردا می گويد: «حضور محمود احمدی نژاد در دانشگاه کلمبيا حضوری شايسته نبوده است.»

او می افزايد: «الان ايشان به هر حال رييس جمهوری ما است و دلم نمی خواهد از جمله کسانی باشم که انتقادهای خيلی تند و تلخ زبان عليه ايشان مطرح کنم. ولی من راجع به جريان دانشگاه کلمبيا اطلاع دارم و متاسفم آن اتفاق رخ داد و سخنگوی کشور ما در دانشگاه کلمبيا در منزلت خيلی با اعتماد به نفس و شايسته ای که درخور فرهنگ ايران، تاريخ ايران نبود.»

اين نخستين بار نبود که محمود احمدی نژاد دو عرصه سياست و دين را به يکديگر پيوند می زد و مديريت کشور را به امام غايب شيعيان نسبت می داد. او پيش از اين در همين شهر مشهد گفته بود کسانی که اين گونه نمی انديشند، «به اندازه بزغاله هم فهم و شعور ندارند.»

در واکنش به اين اظهارات رييس جمهوری اسلامی، احمد قابل، پژوهشگر مسايل دينی در مشهد، می گويد نمی توان آنها را از زمره مباحث اعتقادی تلقی کرد و صرفا جنبهای سياسی دارند.

احمد قابل همچنين اضافه می کند:« برداشت آقای احمدی نژاد از مباحث اعتقادی، برداشتی عوامانه است.»  

او می افزايد: «در حضور روحانيون، در حضور مسئولان کشور، گاهی وقت ها در مسائل دينی آن چنان محکم اظهار نظر می کند که آدم خيال می کند که يک مجتهد، يک متکلم و يک فيلسوف دارد اظهارنظر می کند. در صورتی که همه می دانند که ايشان نه تحصيلاتش در اين حيطه است و نه تحقيقاتی در اين حيطه داشته. برداشت عوامانه از مسائل پيچيده اعتقادی طبيعتا آن را تبديل می کند به مضحکه ای که اندک اندک بنيان ايمان و اعتقاد را نسبت به آن سست می کند.»

وی می گويد:«اين مطلبی است که بخصوص آيت الله مهدوی کنی در مجموعه اصولگراها، ايشان هم ظاهرا روز يکشنبه به اعتراض درآمدند و انتقاد شديدی کردند و گفتند اين گرانی ها و اين وضعيت نامطلوب اقتصادی را هم بايد به حساب امام زمان بگذاريم، با مديريت ايشان.»

  • «اينکه آقای احمدی نژاد هميشه سعی می کنند که مسائل را به خرج امام زمان حل کنند، به نظر من نادرست است. اگر ايشان راحت مسئوليت بپذيرند و بگويند که من اينجا اشتباه کردم،اينجا درست کردم، اين خوب است و اين بد است، به هرحال تمام دول دنيا چه آنهايی که بسياربسيار موفق هستند و چه آنهايی که کمتر موفق هستند اين مشکلات را دارند. اينها نبايد از امام زمان مايه بگذارند.»

رجایی خراسانی 

آيت الله مهدوی کنی روز شنبه در جلسه اخلاق خود در دانشگاه امام صادق، گفت: «اين سخنان را نبايد آقای احمدی نژاد بگويد؛ چون ديد مردم را هم نسبت به امام زمان بد می کند.»

آقای مهدوی کنی همچنين گفته بود: «اگر مديريت از امام زمان بود، يعنی ايشان نمی توانند مافيا را از بين ببرند؟ برنج کيلويی پنج هزار تومان هم از مديريت ايشان است؟»

محمدرضا مهدوی کنی در پايان يادآور شده بود که حتی آيت الله خمينی يک بار هم چنين سخنانی در باره رابطه با امام زمان مطرح نکرده بودند.

اما فارغ از تبعاتی که اين نوع نگاه می تواند در مديريت سياسی جمهوری اسلامی پديد آورد، يک تحليلگر سياسی معتقد است از قضا اين گونه سخنان محمود احمدی نژاد به نتيجه ای خوب منتهی ميشود و نهايتا دين را از حوزه نقد ناپذيری به مرحله ای ابطال پذير تنزل ميدهد.

اکبر کرمی، نويسنده و تحليلگر سياسی در قم در اين باره به راديو فردا می گويد:«اين تلقی که آقای احمدی نژاد از جريان های همسوی ايشان، دارند در جامعه دنبال می کنند، حسنی که دارد تفکرات شيعی و اسلامی را ابطال پذير و قابل تحقيق می کند. يعنی برای لايه های زيرين هرم اجتماعی هم اين امکان را فراهم می کند که در مورد آرمان ها، روياها و ادعاهايی که جريان های مذهبی دارند، امکان قضاوت داشته باشند.»

از سوی ديگر، آقای کرمی در گزارش ويژه هفته راديو فردا به نوع واکنش آقای کروبی به گفته های بحث برانگيز آقای احمدی نژاد درباره مديريت غيابی امام دوازدهم شيعيان بر امور کشور خرده می گيرد و می گويد:«جريانی که آقای کروبی دارد دنبال می کند و مطرح می کند، هميشه امکان داوری کردن را از مردم می گيرد. معنی آن اين است که در واقع اشتباه مرا به پای مکتبم مگذاريد و اين امکان داوری را هم از خودشان و هم از ديگران وهم از لايه های پايين هرم اجتماعی می گيرند.»

آقای کرمی می افزايد:«درواقع تلقی که آقای کروبی مطرح می کند، اگر تحقق پيدا کند  معنی آن اين است که هيچ وقت امکان داوری در مورد حکومت دينی وجود نداشته باشد. اين به لحاظ نظری، به نظر من اين امکان را برای دين فراهم می کند که بتواند خودرا جاودانه کند و نقد ناپذير.»

وی می گويد:« از لحاظ سياسی اين امکان را فراهم می کند که بتوان سياستمداران را نقد کنيم و عملکرد آنها را به چالش بکشيم و از آنها پرسش کنيم. اما ديدگاهی که آقای احمدی نژاد مطرح می کند در واقع دين را به چالش می کشد و امکان داوری در مورد ادعاهای دين را فراهم می کند، هرچند سياستمدارها را از گزند پرسش و نقد تا حدودی در امان نگه می دارد.»

اکبر کرمی، نويسنده و تحليلگر سياسی همچنين می گويد گفته های محمود احمدی نژاد هرچند سياستمداران فعلی را از انتقادات مصون نگاه می دارد، اما نهايتا به ضرر دين تمام خواهد شد.  

اما احمد قابل در گزارش ويژه هفته راديو فردا بر روی نکته ای ديگر دست می گذارد.  

او اعتقاد دارد با آنکه دستمايه بد فهميده شدن مبحث امام زمان عملا وجود دارد، اين مبحثی کاملا استدلالی و تخصصی است و ايراد کار در بيرون آورن اين مبحث از اين حوزه و وارد کردن آن به قلمرو سياست است.

تازه ترين اظهار نظر يک مقام روحانی در باره پيوند زدن ميان مهدويت و سياست را می توان در گفته های آيت الله ابوالحسن الله بداشتی، از استادان حوزه علميه قم سراغ گرفت.

او در پاسخ به پرسش های خبرگزاری آفتاب، با «دجال» خواندن سياستمداران بسيار دروغگو، خواستار برخورد حوزه های علميه با محمود احمدی نژاد شده و از مجلس شورای اسلامی خواسته است رييس جمهوری اسلامی را به خاطر اين سخنانش استيضاح کنند.

آنچه در گزارش ويژه اين هفته راديو فردا طرح شد، «واکنش های منتقدان» به سخنان اخير محمود احمدينژاد بود. از آنجا که واکنشی مثبت و در هواداری گفته های رييس جمهوری اسلامی منتشر نشده است، از اين رو، گزارش حاضر صرفا به ديدگاه منتقدان می پرداخت.

برای شنيدن مشروح گزارش ويژه اين هفته راديو فردا، فايل صوتی اين گزارش را که در بالای همين صفحه در سمت چپ جای گرفته باز کنيد.

گزارش ويژه هفته راديو فردا را سه شنبه ها در مجله شامگاهی پس از خبرهای ساعت  ۷  شب به وفت ايران می توانيد بشنويد

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:20 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

٢۰۰ امدادگر چینی زیر آوار مدفون شدند

مقامات چینی اعلام کرده اند که بيش از ٢۰۰ امدادگر هنگام کمک رسانی به قربانیان زلزله در استان سیچوان این کشور ، زير گل و لای و آوار، مدفون شده اند.

مقام های دولتی پيش بينی می کنند که شمار نهايی تلفات اين زمين لرزه به ۵۰ هزار تن برسد. 

در همین حال دولت چين از روز دوشنبه، به احترام ده ها هزار قربانی زلزله ای که هفته گذشته در جنوب غربی چین اتفاق افتاد، سه روز عزای عمومی در این کشور اعلام کرد.

مردم چين روز دوشنبه به احترام قربانيان زلزله ای که  موجب شد هزاران تن در زير آوار مدفون و بسياری نيز مجروح شوند، ساعت دو و ۲۸ دقيقه بعد از ظهر به وقت محلی سکوت کردند.

در طول سه روز عزای عمومی، پرچم ها در چين به حالت نيمه افراشته در می آیند، تفريحات عمومی لغو شده و ابراز احساسات مقام های دولتی به گونه ای است که تاکنون فقط در مورد مرگ رهبران کشور سابقه داشته است. مردم چين عميقاً از اين واقعه غمگين اند.

ما تانگ چوان از امدادگران چينی به آسوشيتدپرس می گويد که « قلب های ما بسيار غمگين است. بسياری از هموطنان ما جان باخته اند ولی هر چقدر که به فعاليت خود ادامه می دهيم، اميد کمی برای نجات آسيب ديدگان وجود دارد.»

نيروهای امدادی در چين تاکنون موفق شده اند به بيش از سه هزار روستا در استان سيچوان دسترسی پيدا کنند و کمک های امدادی را در اين مناطق آغاز کنند. با اين حال تلاش ها برای رسيدن به ۷۷ روستای آسيب ديده دیگر همچنان ادامه دارد.

حمل مشعل بازی های المپيک در طول  سه روز عزای عمومی متوقف خواهد شد. این بازی ها قرار است در ماه اوت آغاز شود. از سوی ديگر تمام سايت های تفريحی در چين از فعاليت بازمانده اند و لوگوهای نشريات در چين با رنگ سياه منتشر می شود.

راديو ملی چين روز دوشنبه اعلام کرد که نيروهای ارتش همچنان در تلاش برای رسيدن به مناطق مسدود شده هستند. در همين حال بيش از ده هزار تن در دره­ «يين شی يويی» واقع در نزديکی محل وقوع زمين لرزه آواره شده اند. منطقه ای که آماری از شمار تلفات در آن مشخص نشده است.

ميزان خسارت های زلزله ی اخير بسيار زياد است و تمامی نيروهای امدادی و سربازان ارتش برای نجات مصدومان و يا بيرون کشيدن اجساد کشته شدگان بسيج شده اند.

سخنگوی وزارت امور خارجه چين ضمن تشکر از کمک های بين المللی از کشورهای خارجی خواست برای اسکان زلزله زدگان، چادر به اين کشور بفرستند.

گروه های نجات دست کم دو تن ديگر را صبح روز دوشنبه از زير آوار بيرون کشيده اند. اين دو تن که حال عمومی شان وخيم گزارش شده به بيمارستان منتقل شده اند.

نيروهای امدادی در چين تاکنون موفق شده اند به بيش از سه هزار روستا در استان سيچوان دسترسی پيدا کنند و کمک های امدادی را در اين مناطق آغاز کنند. با اين حال تلاش ها برای رسيدن به ۷۷ روستای آسيب ديده دیگر همچنان ادامه دارد

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:20 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دیدگاه ها؛ مذاکرات آشتی و آینده درگیری های سیاسی در لبنان

فریدون زرنگار

روز شنبه نمايندگان طرف های در گير در لبنان  در دوحه، پايتخت قطر، گرد هم آمدند تا برای دستيابی به راه حلی در جهت پايان دادن به اختلاف های سياسی در لبنان و بحرانی که هيجده ماه هست اين کشور را فلج کرده است، به رايزنی بنشينند.

توافق بر سر گردهمایی دوحه با پا در ميانی اتحاديه عرب روز پنجشنبه در بيروت حاصل شد.

شيخ حمد بن جاسم آل ثانی، نخست وزير قطر و رييس هيئت ميانجيگری اتحاديه عرب، روز پنجشنبه در بیروت گفت: جناح های درگير تاييد کرده اند که از سلاح  و خشونت برای گرفتن امتيازهای سياسی استفاده نکنند.

همزمان با کنفرانس خبری شيخ حمد بن جاسم آل ثانی در مورد توافق بين مخالفان و گروه طرفدار دولت، موانع ايجاد شده توسط هواداران حزب الله و مخالفان دولت از خيابان  های بيروت پاکسازی و فرودگاه بيروت بازگشایی شد.

لبنان از زمان ترور رفيق حريری، نخست وزير پيشين، در ماه فوريه ۲۰۰۵ و خروج نيروهای سوری از اين کشور هنوز آرامش سياسی خود را بدست نياورده است.

بحران لبنان روز هفدهم ارديبهشت ماه و پس از تصويب مصوبه های هيات دولت مبنی بر برچيدن شبکه مخابراتی حزب الله و تغيير وفيق شقير، عضو گروه امل و فرمانده امنيتی فرودگاه بيروت آغاز شد.

حزب الله اقدام دولت لبنان را اعلان جنگ دانست و با متهم کردن دولت به تلاش برای خلع سلاح خود اعلام کرد که حزب الله از سلاح های خود در داخل کشور استفاده نکرده است اما از مهماتی که در اختيار دارد برای دفاع از خود استفاده خواهد کرد.

شيخ حسن نصرالله، رهبر حزب الله لبنان گفت: «حزب الله دست همه کسانی را که قصد دارند سلاح هايش را لمس کنند قطع مي کند.»

این گروه از دولت خواست تا مصوبات خود را لغو کند و سرانجام دو روز پيش کابينه لبنان زير فشار اعتراض های حزب الله و يارانش دو مصوبه هفته گذشته خود را پس گرفت.

  • «برتری نظامی حزب الله در لبنان بسيار مشهود است و حزب الله اگر اراده کند مي تواند تمام لبنان را تسخير کند اما حزب الله در پی کودتا نيست و به همين دليل در لبنان هرگز جنگ داخلی نخواهد شد، زيرا کسی نمی تواند در مقابل حزب الله ايستادگی کند.»

ماهان عابدين، مدير پژوهش در مرکز مطالعات تروريسم در لندن

در جريان درگيری های خشونت بار اخير لبنان که از شامگاه پنجشنبه نوزدهم ارديبهشت آغاز و تا روز دوشنبه اين هفته ادامه داشت، دست کم ۸۱ نفر کشته شدند.

دولت لبنان که از سوی ايالات متحده آمريکا، فرانسه و عربستان سعودی حمايت می شود، ايران و سوريه را متهم به دخالت در امور داخلی این کشور کرده است؛ این در حالی است که تهران با رد اين اتهام، کمک های خود به حزب الله را «معنوی» مي خواند.

شکاف میان مخالفان و موافقان دولت

ماهان عابدين، مدير پژوهش در مرکز مطالعات تروريسم در لندن که به گفته خود يک روز پيش از آغاز درگيری ها در لبنان اين کشور را ترک کرده است، در گفت و گو با راديو فردا، شکاف میان دولت فواد سینیوره و مخالفان را عامل بحران در اوضاع لبنان می داند.

به گفته آقای عابدين، علت اوضاع بحرانی لبنان، شکاف میان دولت فواد سینیوره که «از طرف آمريکا، عربستان سعودی و با درجه کمتر فرانسه، حمايت می شود» و اپوزيسيون لبنان است که در صدر آن «مقاومت اسلامی، حزب الله و گروه آقای ميشل عون قرار دارند که يکی از رهبران درجه يک جامعه مارونی لبنان است.»

به باور آقای عابدين، «رسانه های غربی با معرفی کردن حزب الله به عنوان يک گروه سلطه گر و سيطره جو اصلاً حرفی در مورد ائتلاف بزرگ حزب اله با ديگر نيروهای لبنانی نمی زنند، ائتلافی که حتی جامعه اهل تسنن لبنان در آن شرکت دارند.»

به گفته مدير پژوهش در مرکز مطالعات تروريسم در لندن، «جامعه اهل سنت در لبنان بر خلاف جامعه مارونی ها و جامعه اهل تشيع، جامعه ای شهرنشين است و به طور تاريخی همين هويت را داشته است. از لحاظ سياسی بی ثبات بوده و از طرف عربستان سعودی يا مصر و ديگر نيروها تغذيه می شده است. در چند سال اخير گسيختگی در جامعه اهل سنت حادتر شده است.»

در پاسخ به عليرضا نوری زاده که گفته های آقای عابدين را «تهمت» مي داند ماهان عابدين مي گويد: «گروه های سلفی توسط ائتلاف ۱۴ مارس تغذيه می شوند در حالي که گروه هايی مانند حرکت توحيد که در صدر آن بلال شعبان وجود دارد، طرفدار حزب الله هستند و اصلاً سلفی نيستند.»

آقای عابدين می گوید: «اکثريت قريب به اتفاق جامعه مارونی، يعنی نيروهای سياسی مؤثر جامعه مارونی هم تا حد زيادی به تشکيلات آقای ميشل عون متصل هستند و در واقع در جبهه حزب الله قرار دارند. البته مارونی هايی که با ائتلاف ۱۴ مارس هستند نيز وجود دارند.»

وی در تقسيم بندی گروه های لبنانی مي گويد: «فالانژهای قديم، دروزی ها، نيروهای آقای وليد جنبلاط هم بر پايه محاسبات سياسی خود زمانی طرفدار سوريه هستند و زمانی مخالف آن.»

مدير پژوهش در مرکز مطالعات تروريسم در لندن بر اين نظر است که «برتری نظامی حزب الله در لبنان بسيار مشهود است و حزب الله اگر اراده کند مي تواند تمام لبنان را تسخير کند اما حزب الله در پی کودتا نيست و به همين دليل در لبنان هرگز جنگ داخلی نخواهد شد، زيرا کسی نمی تواند در مقابل حزب الله ايستادگی کند.»

آقای عابدين در پاسخ به اين پرسش که انگيزه حزب الله از تسخير بخش هایی از بيروت چه بوده است، مي گويد: «اين واکنش به اين دليل بود که دولت پا را از گليم خود درازتر گذاشته بود و می خواست شبکه ارتباطی حزب الله در فرودگاه بيروت را که برای حفظ جان و مال تمام رهبران و نه تنها رهبران ارشد بلکه رهبران گروه های مقاومت در جنوب در دره بقاع، حياتی است، از حزب الله بگيرد. بنابر اين مسئله برای حزب الله خط قرمزی بود که اور ا مجبور کرد وارد عمل شود.»

به گفته آقای عابدين، «رییس بخش امنيت فرودگاه بيروت هم يکی از پرسنل رسمی ارتش است و نه وابسته مستقيم حزب الله.»

ماهان عابدين با تاييد گفته های آقای حسن ياری مبنی بر لزوم بازنگری در قانون اساسی لبنان مي گويد: «در حال حاضر در لبنان عملا حاکميتی وجود ندارد اگر چه حزب الله حاکميت را رد نمی کند. اپوزيسيون گروه معارض در لبنان خواهان اصلاح قانون اساسی است.»

  • «دولت لبنان به حزب الله اجازه داده بود که برای حفظ خودش ۹۰۰۰ خط تلفنی داشته باشد اما اين رقم اکنون به ۹۰ هزار می رسد و حزب الله کنترل تلفن های دولت و مردم را به عهده گرفته است. در فرودگاه، دوربين کنترل نصب کرده است به طوری که  وقتی آقای کريم پاکزاد، نماينده حزب سوسياليسم فرانسه به لبنان می رود دستگير می شود. يعنی حزب الله امروز آمد و شد افراد در فرودگاه بيروت را کنترل می کند و ژنرال وفيق شقير به جای اين که به دولت گزارش دهد به حزب الله گزارش می دهد.»

علیرضا نوری زاده، تحلیلگر سیاسی

ماهان عابدين نقش ايران در لبنان را يک نقش تاريخی با هدف حمايت از جامعه اهل تشيع می داند و نفوذ جمهوری اسلامی ايران در لبنان را بيش از اين که نفوذ سياسی باشد، يک نفوذ معنوی می خواند.

به گفته وی، «حمايت از حزب الله، قبل از هر چيز يک حمايت ايدئولوژيک و معنوی است.»

«میلیون ها دلار هزینه حزب الله بر دوش ایران»

عليرضا نوری زاده، سرپرست مرکز مطالعات ايران و عرب و تحليل گر سياسی در لندن در گفت و گو با راديو فردا ضمن رد گفته های آقای عابدين مي گويد: «نمي توان گروه ها را به اين سادگی آن چنان که آقای عابدين مي گويد مزدور و وابسته خواند چون اگر قرار است از وابستگی گروه ها بگوئيم ، حسن نصرالله رسماً اعلام کرده است که خود را تابع ولی فقيه می داند و نعيم قاسم معاون او، نماينده آقای خامنه ای است و اين مسئله را بارها اعلام کرده اند و سال ها است که حزب الله، ميليون ها دلار هزينه بر شانه ملت ايران می گذارد.»

به گفته آقای نوری زاده، «اوضاع در لبنان به دليل به هم خوردن معالات سنتی قدرت در يک دهه گذشته نا آرام است. زيرا به طور سنتی، سنی ها جامعه شهرنشين لبنان را در بر می گرفته در حالی که شيعيان هميشه تو سری خورده و سرکوب مي شدند.»

وی می افزاید: «افزون بر اين، جامعه اهل سنت در لبنان بوسيله چند خانواده نمايندگی مي شد. اما ورود رفيق حريری، با آن حضور سنگين و نقشی که در بازسازی لبنان داشت به صحنه سياسی لبنان اين معادلات را به هم زد. رفيق حريری با خود چهره های تازه ای را وارد سياست کرد که ريشه در اشرافيت سنتی شيعه، سنی، مارونی نداشتند مانند آقای فؤاد سينيوره.»

این روزنامه نگار ایرانی می گوید: «بنابر اين از روزی که رفيق حريری کشته شد و مردم، سوريه را بيرون کردند از آن روز سوری ها از تمام عوامل و وسايل خود برای به زانو درآوردن لبنان مستقل، استفاده کردند.»

وی اين نظر که «حزب الله موفق شده نيروهای سنی را نيز با خود همراه کند» درست نمی داند «زيرا حزب الله تنها يک گروه سنی را با خود همراه کرده است و آن هم آقای کرامی است.»

عليرضا نوری زاده در باره نقش دولت جمهوری اسلامی در لبنان بر اين نظر است که «ايران زمانی طولانی سعی می کرد ارتباط خود را با تمام گروه های لبنانی حفظ کند، اما از زمانی که با سوريه هم صدا شده است، اعتبار و جايگاه خود را از دست داده است.»

آقای نوری زاده مي گويد: «ايران هميشه در لبنان حامی اهل تشيع بوده است ولی چهره ايران حامی اهل تشيع در اين سال ها عوض شده است و ايران مانند سوريه امروز در چشم ميليون ها لبنانی، به عنوان يک قدرت اشغالگر در لبنان است.»

سرپرست مرکز مطالعات ايران و عرب و تحليلگر سياسی در لندن در باره بحران اخير لبنان مي گويد: «دولت پا را از گليم خود فراتر نگذاشت بلکه اين اقليت حزب الله است که  پارلمان را گروگان گرفته و رییس اين اقليت اجازه نمی دهد پارلمان تشکيل شود تا بتوانند رییس جمهوری انتخاب شود.»

به گفته آقای نوری زاده، «دولت لبنان به حزب الله اجازه داده بود که برای حفظ خودش ۹۰۰۰ خط تلفنی داشته باشد اما اين رقم اکنون به ۹۰ هزار می رسد و حزب الله کنترل تلفن های دولت و مردم را به عهده گرفته است. در فرودگاه، دوربين کنترل نصب کرده است به طوری که  وقتی آقای کريم پاکزاد، نماينده حزب سوسياليسم فرانسه به لبنان می رود دستگير می شود. يعنی حزب الله امروز آمد و شد افراد در فرودگاه بيروت را کنترل می کند و ژنرال وفيق شقير به جای اين که به دولت گزارش دهد به حزب الله گزارش می دهد.»

به باور آقای نوری زاده، «این اخطار جامعه بين المللی، جامعه عرب و از همه مهم تر اخطار مصری ها بود که حزب الله را وادار به عقب نشينی کرد.»

  • «ايران از طريق حضور در لبنان بر اعراب و اسرائيل فشار وارد می کند. همان طور که يکی از فرماندهان نظامی ايران اخيراً گفته است: ايران با حضور در لبنان و دفاع از حزب الله، دشمنانش را در آن منطقه مشغول کرده و جنگ را به طرف دشمن برده است تا اين جنگ مستقيماً به مرزهای ايران کشيده نشود.»

هوشنگ حسن یاری، استاد دانشگاه در کانادا

ضعف اساسی؛ قانون اساسی لبنان

هوشنگ حسن ياری، استاد دانشگاه در کالج نظامی سلطنتی کانادا، در این زمینه به راديو فردا مي گويد: «اگر بخواهيم ريشه های بحران کشور لبنان را در نظر بگيريم، بايستی ابتدا به ريشه های داخلی و سپس به ريشه های خارجی اين بحران اشاره کرد.»

به گفته وی، «ريشه داخلی بحران لبنان به قانون اساسی، ساختار قدرت، بن بست سياسی و شکاف های متعددی که ميان گروه های مختلف مسيحی، سنی و شيعه در اين کشور وجود دارد، مربوط می شود. متأسفانه کشور لبنان به خاطر ضعف قدرت هميشه بازيچه دست کشورهای مقتدر منطقه بوده است. یکی از نشانه های این ضعف، همان قانون اساسی متعلق به سال های استيلای فرانسه است که قدرت را طوری تقسيم کرد که هرگز يک قدرت مرکزی واحد وجود نداشته و احتمالاً وجود نخواهد داشت.»

این تحلیلگر سیاسی معتقد است: «يکی از مشکلات بسيار جدی ديگری که از خارج به لبنان وارد شده است به مناقشه اعراب و اسرائيل برمی گردد و حضور فلسطينی هایی است که تا حدودی در جنگ داخلی ۱۵ ساله اين کشور نيز بازتاب داشت.»

به گفته آقای حسن ياری، «از نظر قدرت نظامی، حزب الله امروز قدرتمندترين نيرويی است که در لبنان وجود دارد و بسيار نيرومندتر از ارتش لبنان است. اما در صورت ادامه بحران مشروعيتی که حزب الله به خصوص از سال ۲۰۰۰ ميلادی يعنی زمانی که نيروهای اسرائيلی از جنوب لبنان اخراج شدند و به پايگاه های خود برگشتند، به آن دچار شده است، این گروه به طور جدی زير سؤال خواهد رفت.»

به اعتقاد آقای حسن ياری، «شايسته است کشورهای منطقه که در لبنان، از طريق گروه های مختلف صاحب نفوذ هستند، دور هم جمع شوند و با در نظر گرفتن منافع مردم لبنان به اين غائله خاتمه دهند.»

مهمترين گام ممکن در اين راه، به باور آقای حسن ياری، «بازنگری در قانون اساسی و باز کردن راه برای برقرای يک نوع عدالت سياسی است.»

به گفته استاد دانشگاه در کالج نظامی سلطنتی کانادا، «حضور ايران در لبنان تا حدودی به وضعيت ايران در خاورميانه برمی گردد. ايران از طريق حضور در لبنان بر اعراب و اسرائيل فشار وارد می کند. همان طور که يکی از فرماندهان نظامی ايران اخيراً گفته است: ايران با حضور در لبنان و دفاع از حزب الله، دشمنانش را در آن منطقه مشغول کرده و جنگ را به طرف دشمن برده است تا اين جنگ مستقيماً به مرزهای ايران کشيده نشود.»

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:19 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اقتصاد ایران، «مافیا» و مدیریت حجره ای

فریدون خاوند (تحلیلگر اقتصادی)

کشمکش بر سر پديده فساد و دامنه آن در ايران بالا گرفته و محمود احمدی نژاد و نزديک ترين مشاورانش، دشواری های اقتصادی کنونی کشور را به باند های نيرومند مافيايی نسبت می دهند که، به گفته آنها، بر همه اهرم های قدرت در جمهوری اسلامی چنگ انداخته اند.

اژدهای مافيا

در فضای کنونی ايران، «مافيا» به يکی از رايج ترين مفاهيم مورد استفاده در ادبيات سياسی و اقتصادی جمهوری اسلامی بدل شده و با توجه به چشم انداز ورود کشور به يک دوره نسبتا طولانی رقابت های جناحی بر سر انتخابات آتی رياست جمهوری، تعجب آور نخواهد بود اگر موارد استفاده از اين مفهوم طی ماه های آتی گسترده تر شود.

«مافيا»، که ريشه ای ايتاليايی دارد، به معنای مجمعی پنهانی است که برای دستيابی به منافع مالی، از امکانات غير قانونی بهره می گيرد. اين کلمه، در کاربرد رايج آن، بر سازمان های جنايتکاری اطلاق می شود که در شماری از کشور های جهان شبکه های زاينده ثروت نامشروع را، از قاچاق مواد مخدر گرفته تا باج گيری، زير سلطه خود دارند.

از تازه ترين سخنان محمود احمدی نژاد و مشاوران نزديک او چنين بر می آيد که باندهای مافيايی سرتا پای جمهوری اسلامی را زير سلطه خود گرفته اند و تنها حلقه کوچک سالمی پيرامون نهاد رياست جمهوری بر جای مانده که ماموريت آن رها کردن کشور از چنگ اين اژدها است.

از تازه ترين سخنان محمود احمدی نژاد و مشاوران نزديک او چنين بر می آيد که باندهای مافيايی سرتا پای جمهوری اسلامی را زير سلطه خود گرفته اند و تنها حلقه کوچک سالمی پيرامون نهاد رياست جمهوری بر جای مانده که ماموريت آن رها کردن کشور از چنگ اين اژدها است.

فصل تازه جهاد آقای احمدی نژاد بر ضد باند های مافيايی روز چهارشنبه، ۲۸ فروردين ماه، گذشته در قم آغاز شد که طی آن رييس جمهوری بر تسلط اين باند ها بر شمار زيادی از دستگاه های اجرايی و حتی  نفوذ آنها در دستگاه مقننه تاکيد کرد.

داوود دانش جعفری، وزير سابق امور اقتصادی و دارايی، سوم ارديبهشت ماه در مراسم توديع خود وجود باند های سازمان يافته مافيايی در کشور را تکذيب کرد.

بيست و هفتم ارديبهشت ماه، در برنامه زنده تلويزيونی «مثلث شيشه ای» از شبکه تهران، آقای دانش جعفری باز ديگر سخنان رييس جمهوری درباره باند های مافيايی را زير پرسش برد و گفت: «مفاسد اقتصادی هميشه هست، اما اين پديده در کشور ما سازمان يافته نيست. اين مجموعه تصميم ها و سياست های مصوب است که باعث می شود موج سوارها، رانت خواران و کسانی که دنبال فرصت های طلايی هستند، راحت تر به اهدافشان برسند.»

به بيان ديگر، از ديدگاه وزير امور اقتصادی و دارايی، فساد محصول تصميم گيری های نادرست اقتصادی است و نه برعکس.

اهرم تبليغاتی

سخنان داوود دانش جعفری با واکنش تند علی اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی رييس جمهوری، روبرو شد. در گفت و گويی با خبرگزای «ايسنا»، که دوشنبه سی ام ارديبهشت ماه انتشار يافت، آقای جوانفکر بار ديگر از مافيای سازمان يافته در جمهوری اسلامی سخن گفت که ضمن برخورداری از يک شبکه به هم پيوسته رسانه ای و منابع مهم مالی، در ارکان قدرت جا خوش کرده و بسيار قدرتمندانه و هوشمندانه عمل می کند.

مشاور مطبوعاتی آقای احمدی نژاد ضمن اشاره به انواع «مافيا»ها در عرصه هايی چون دخانيات، دارو، شکر و غيره، افزود: «شبکه های انحصار به حدی قدرتمند هستند که حتی در مراجع تصميم گيری و قانونگذاری نيز قدرت مانور دارند و قانون و مقررات را به نحوی که مطلوب نظرشان باشد به تصويب ميرسانند.»

اگر چگونگی توصيف قدرت و ماهيت آن در جمهوری اسلامی را از سوی آقای احمدی نژاد و مشاور مطبوعاتی او بپذيريم،  تفسير رويداد های اقتصادی در ايران بايد جای خود را به بررسی جنگ ميان باند های مافيايی بسپارد.

چنين پيدا است که شکست بزرگ در عرصه هايی چون عدالت اجتماعی، تورم و اشتغال، محمود احمدی نژاد را بر آن داشته که در پيکار آتی رياست جمهوری، برای غلبه بر رقيبان، «مافيا» را مسئول نابسامانی های کشور معرفی کند و «جهاد» عليه آن را به يکی از مهم ترين اهرم های تبليغاتی برای بسيج هواداران خود بدل کند.

در اين که فساد در جمهوری اسلامی ابعادی گسترده دارد، ترديدی نيست. بر پايه گزارش سال ۲۰۰۷  سازمان مشهور «شفافيت بين المللی»،  ايران از لحاظ درجه فساد در ميان ۱۸۰ کشور مورد بررسی، در رديف ۱۳۱ جای گرفته است.

حتی در مقياس منطقه خاورميانه و در مقايسه با همسايگان نزديکش، ايران در زمره فاسد ترين کشورها است، زيرا در سلسله مراتب شفافيت بين المللی از لحاظ درجه فساد، ۹۹ پله بدتر از قطر، ۹۷ پله بدتر از امارات متحده عربی، ۷۱ پله بدتر از کويت، ۶۷ پله بدتر از ترکيه و ۵۹ پله بدتر از عربستان سعودی است.

فساد در جمهوری اسلامی عمدتا از اقتصاد متمرکز دولتی و نيز رانت نفتی، که توزيع آن همواره در هاله ای از ابهام بوده و هست، سرچشمه می گيرد. همچنين نبود نهادهای قضايی مستقل و سرکوب رسانه های آزاد در ايران، رشوه خواران و فاسدان اين کشور را از تعقيب و مجازات در امان نگه می دارد.

تفکر حجره ای

فساد در جمهوری اسلامی عمدتا از اقتصاد متمرکز دولتی و نيز رانت نفتی، که توزيع آن همواره در هاله ای از ابهام بوده و هست، سرچشمه می گيرد. همچنين نبود نهادهای قضايی مستقل و سرکوب رسانه های آزاد در ايران، رشوه خواران و فاسدان اين کشور را از تعقيب و مجازات در امان نگه می دارد.

با اين همه فساد پيش از آنکه علت العلل بن بست های اقتصادی ايران باشد، يکی از پيآمد های آن است. به علاوه هستند کشورهايی که به رغم وجود فساد در آنها، از پيشرفت های اقتصادی چشمگير برخوردارند.

در گزارش سال ۲۰۰۷ شفافيت بين المللی، ويتنام با قرار گرفتن در رده صد و بيست و سوم، در زمره فاسد ترين کشورها است، ولی رشد اقتصادی آن بسيار بالا و نرخ تورم آن زير کنترل است.

در جمهوری خلق چين نيز فساد بيداد می کند و گروه های با نفوذ وابسته به حزب کمونيست بر بسياری از دستگاه های زاينده ثروت چنگ انداخته اند. اليگارشی چين و حتی بخش بزرگی از طبقه متوسط به برکت پيوند های آشکار و پنهان با حزب واحد به نان و نوا رسيده اند و از دسترنج ميليون ها نفر از تهيدستان چينی برخوردار می شوند.

به رغم اين فساد گسترده، دستگاه های فرماندهی اقتصادی چين زير کنترل کادرهای کار آزموده ای است که بر مکانيسم های توليدی و بازرگانی تسلط دارند و از دانش و تجربه هزاران نفر از دانش آموختگان بهترين دانشگاه های غربی استفاده می کنند.

اين سپاه توانای کارشناسی، نرخ رشد دو رقمی و تورم تک رقمی را برای چين به ارمغان آورده و تهاجم عظيمی را، در عرصه بازرگانی، به سوی بازار های بزرگ جهان سازمان داده است.

آنچه اقتصاد ايران را در وضعيت نابسامان کنونی قرار داده، ضعف شديد فکری و تجربی در دستگاه های مديريت آن است. دستگاه سياستگذاری اقتصادی ايران زير سلطه تفکر «حجره ای» و «تيمچه ای» است و نياز های يک اقتصاد مدرن را در دنيای قرن بيست و يکم ميلادی نمی شناسد.

به بيان ديگر جهل بيش از فساد بر ايران سنگينی می کند و اقتصاد کشور در شرايط کنونی به پيکار عليه نادانی بيشتر نياز دارد تا به جهاد با «مافيا».

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:8 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

«سولانا برای ارائه بسته پیشنهادی به تهران می رود»

منوچهر متکی، وزير امور خارجه جمهوری اسلامی ايران اعلام کرد با درخواست سفر خاوير سولانا مسول سياست خارجی اتحاديه اروپا به منظور ارايه بسته پيشنهادی به ايران موافقت شده است.

آقای متکی روز سه شنبه در یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با «اوسی اجی»، همتای غنايی خود در تهران ، به زمان دقيق سفر سولانا به ايران اشاره نکرد.

گروه ۱+۵، شامل کشورهای فرانسه، بريتانيا، روسيه، چين و آمريکا همراه با آلمان، ۱۳ ارديبهشت ماه ، در پايان نشست مشترک خود در لندن درباره پرونده هسته ای ايران اعلام کردند که يک بسته پيشنهادی شامل مشوق های سياسی و اقتصادی برای ايران تهيه کرده اند تا اين کشور در قبال آن غنی سازی اورانيوم را متوقف کند و به مذاکرات باز گردد.

برنار کوشنر، وزير امور خارجه فرانسه، پيشتر گفته بود: «اگر ايران هنگامی که بسته پيشنهادی جديد را دريافت می کند آن را در اختيار عموم مردم قرار ندهد، اين مشوق ها در اينترنت منتشر شده تا در دسترس عموم قرار گيرند.»

به گفته وی، بسته مشوق های پيشنهاد شده به ايران «بسيار سخاوتمندانه» است .

جمهوری اسلامی ایران نیز در مقابل گفته است که بسته ای را تهیه کرده و به برخی از چهره های بین المللی و مقام های کشورهای غربی ارائه کرده است.

  • «اگر ايران دنبال بحث و گفت و گو و راه حل سياسی است، بايد رفتار خود را تغيير دهد.»

محمد رضا جلیلی، تحلیلگر سیاسی

وزیر امور خارجه ایران در این رابطه گفت: «کليات بسته پيشنهادی ايران به اطلاع رسيده و در فرصتی مناسب جزئيات آن اعلام خواهد شد.»

ادامه بن بست؟

به رغم تلاش های بین المللی برای حل و فصل پرونده اتمی جمهوری اسلامی ایران برخی از صاحبنظران سیاسی بر این اعتقادند که بن بست کنونی در روند تعامل میان ایران و غرب همچنان ادامه خواهد یافت.

محمد رضا جليلی، استاد روابط بين الملل در موسسه مطالعات بين المللی ژنو، در گفت و گو با راديو فردا می گويد:«پس از تصويب سومين قطعنامه و تحريم های جديد عليه ايران، کشورهای اروپايی در تلاشند تا ثابت کنند تنها در پی تحريم نيستند و می کوشند تا راه حل سياسی برای مسئله بيابند. به همين دليل پيشنهادهایی جهت آغاز گفت و گو برای حل مشکلات ايران با جامعه جهانی مطرح می کنند.»

آقای جليلی با اشاره به اين که «تا پيش از اين ايران هيچگاه حاضر نشده وارد مذاکره و گفت و گو شود» و همواره پيشنهادات با مخالفت ايران روبرو شده است، معتقد است:«اين پيشنهادات با آنچه در گذشته مطرح شد، تفاوت چندانی نخواهد داشت و بايد منتظر ماند و ديد تهران چه عکس العملی خواهد داشت.»

به گفته این تحلیلگر سیاسی، «اگر ايران دنبال بحث و گفت و گو و راه حل سياسی است، بايد رفتار خود را تغيير دهد.»

وی اظهار داشت:«اگر سوابق را مورد توجه قرار دهيم، هيچ يک از طرفين پيشنهادی نمی دهند که مورد موافقت قرار گيرد و من احتمال می دهم در همين بن بست باقی بمانيم.»

روز دوشنبه محمد علی حسينی، سخنگوی وزارت خارجه ايران اعلام کرده بود «تهران بسته پيشنهادی گروه ۱+۵ را دريافت و بررسی و سپس نکات مثبت و منفی آن، روش و محورهای قابل مذاکره را اعلام می کند.»

کشورهای غربی برای تشویق ایران به همکاری در زمینه تعلیق فعالیت های هسته ای خود، در ژوئن سال ۲۰۰۶ بسته ای حاوی مشوق های اقتصادی، شامل همکاری در زمينه هسته ای، اقتصادی و فناوری های پيشرفته به ايران پيشنهاد کردند.

ايران اين بسته پيشنهادی را رد کرد و همزمان به توسعه فعالیت های اتمی خود پرداخت. 

تهران، هدف از غنی سازی اورانيوم را، توليد سوخت مورد نياز برای نيروگاه اتمی بوشهر عنوان کرده و گفته است که این برنامه را در چارچوب تعهدات بين المللی خود انجام می دهد.

در همين حال، سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا موضع قبلی واشينگتن درخصوص مذاکره نمايندگان ۱+۵ با تهران را  تکرار کرده و می گويد: نماينده از اين کشور در زمان ارائه بسته پيشنهادی به ايران حضور نخواهد داشت.

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:6 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

واگذاری ماموریت های مهم اقتصادی به وزارت اطلاعات

آرمان مستوفی

مجلس شورای اسلامی ايران روز يکشنبه، ۲۹ ارديبهشت، اجرای آزمايشی لايحه ای را تصويب کرد که به موجب آن، مأموريت های اقتصادی مهم به وزارت اطلاعات محول می شود.

اين لايحه زير عنوان «لايحه ارتقای نظام اداری و مقابله با فساد » در زمان رياست جمهوری محمد خاتمی، به دوره قبلی مجلس شورای اسلامی ارائه شده بود اما در آن هنگام مورد بررسی قرار نگرفت.

در دوره کنونی مجلس، که به روزهای پايانی آن نزديک می شويم، اين لايحه با استناد به اصل ۸۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی، تنها در کميسيون اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت و به دليل مطرح نشدن در صحن علنی، نمايندگان مجلس تنها در مورد زمان اجرای موقت آن تصميم گرفتند.

به گزارش روزنامه اعتماد، چاپ تهران، برخی نمايندگان اين سوال را مطرح کردند که آيا پوشش اطلاعاتی مناسبت های اقتصادی برعهده وزير امور اقتصادی و دارايی است يا وزارت اطلاعات؟ زيرا بر اساس شرح وظايف وزارت اطلاعات در قانون اساسی، چنين وظايفی برای اين وزارتخانه تعريف نشده است.

هادی حق شناس، نماينده بندر انزلی و عضو کميسيون برنامه و بودجه گفته است که بسياری از نمايندگان، ديروز (يکشنبه)، در حالی به لايحه رای دادند که از جزئيات مواد آن بی اطلاع بودند.

هدف از اين مصوبه، و بويژه، منظور از واژه چند پهلوی «پوشش اطلاعاتی فعاليت های کلان اقتصادی» پرسش هايی را بر می انگيزد.

  • «اصولاً فلسفه اقتصادی دولت آقای احمدی نژاد، اگر اصلاً نظری و فلسفه ای داشته باشد که به نظر من ندارد، عمل کردن از اين ستون به آن ستون است. اين دولت با تمرکز دادن قدرت، با تضعيف بازار، با تضعيف بخش خصوصی و با تضعيف بورس همه زمينه های فساد را عملاً تقويت می کند.»

حسن منصور، استاد اقتصاد در بریتانیا

«مصوبه سیاسی، امنیتی»

حسن منصور، استاد اقتصاد در بريتانيا، به راديو فردا می گويد که اين مصوبه به معنای سياسی کردن و امنيتی کردن اقتصاد ايران است.

حسن منصور می افزايد: «ساز و کار مسئله هنوز روشن نيست. متن اين سند نه تنها در اختيار ما قرار ندارد بلکه حتی در اختيار بسياری از نمايندگان مجلس نيز قرار نگرفته است. به اين ترتيب نمی دانيم واقعاً وزارت اطلاعات چگونه و با کدام ساز و کار می تواند جلوی مفاسد اقتصادی را بگيرد.»

وی می گويد: «به نظر من اين يکی از اقدامات دولت در جنگ جناحی است که بين جناح های مختلف خودشان جريان دارد و اين به معنی امنيتی کردن و سياسی کردن اقتصاد و بازرگانی است.»

روزنامه «اعتماد» به نقل قول از نمايندگانی که متن لايحه را ديده اند، نوشته است: «آنچه که تصويب شده با لايحه پيشنهادی دولت سابق تفاوت های ماهوی زيادی دارد.»

در اين صورت، آيا هنوز می توان گفت که هدف از دادن اختيارات اقتصادی به وزارت اطلاعات تنها مبارزه با فساد اقتصادی است؟

حسن منصور می گويد: حتی اگر چنين باشد، نمی توان از وزارت اطلاعات انتظار معجزه داشت.

وی معتقد است: «اصولاً فلسفه اقتصادی دولت آقای احمدی نژاد، اگر اصلاً نظری و فلسفه ای داشته باشد که به نظر من ندارد، عمل کردن از اين ستون به آن ستون است. اين دولت با تمرکز دادن قدرت، با تضعيف بازار، با تضعيف بخش خصوصی و با تضعيف بورس همه زمينه های فساد را عملاً تقويت می کند.»

اين استاد اقتصاد در بريتانيا می افزايد: «امر بزرگ اقتصاد در بازارهای باز، رقابتی و آزاد انجام می شود و با يک سيستم منطقی پولی و بانکی عمل می کند. اين را در هيچ کشوری نمی توان به يک وزارت اطلاعات واگذار کرد و از آن انتظار معجزه داشت.»

مبارزه با هرنوع تخلف، قانون شکنی، تقلب و فساد اقتصادی از لحاظ قانونی وظيفه قوه قضاييه است.

قوانين ايران نيز بر اين امر تأکيد و صراحت دارد. چرا اکنون در اين زمينه به وزارت اطلاعات اختيار داده می شود؟

قاسم شعله سعدی، استاد حقوق در تهران و نماينده پيشين مجلس شورای اسلامی، می گويد که دخالت وزارت اطلاعات در اين گونه مسائل در ايران تازگی ندارد.

  • «تفويض اين گونه مأموريت ها به وزارت اطلاعات هرچند بر خلاف اصول است ولی در ايران مسبوق به سابقه است.»

قاسم شعله سعدی، نماینده سابق در مجلس

آقای شعله سعدی می گويد: «تفويض اين گونه مأموريت ها به وزارت اطلاعات هرچند بر خلاف اصول است ولی در ايران مسبوق به سابقه است. ما قبلاً در قوانين مان داشتيم که برای جرايم اقتصادی حتی تا مجازات اعدام هم پيش بينی شده بود. قضيه آقای فاضل خداداد را يادتان هست که در رابطه با اختلاس ۱۲۳ ميليارد تومانی بانک صادرات بود و برادر آقای رفيق دوست نيز ظاهراً در آن دخالت داشت. ولی آقای فاضل خداداد اعدام شد و کسان ديگر نشدند.»

براساس ماده ۸ لايحه «لايحه ارتقای نظام اداری و مقابله با فساد»، سازمان مديريت و برنامه ريزی مکلف شده است که برای پيشگيری از شکل گيری فساد، سياست ها و راهکارهای شفاف سازی اطلاعات و مستند کردن فعاليت های دستگاه های اجرايی همه عمليات را تدوين کند و شاخص های اندازه گيری ميزان سلامت اداری را با همکاری سازمان بازرسی کل کشور ظرف شش ماه پس از تصويب اين قانون تهيه کند.

و اين در حالی است که از انحلال اين سازمان، به دستور محمود احمدی نژاد، چند ماه می گذرد.

قاسم شعله سعدی می گويد: «شايد مجلس شورای اسلامی خواسته است به اين ترتيب به آقای احمدی نژاد بگويد که انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزی را به رسميت نمی شناسد.»

وی می گويد: «يا مجلس توجه نداشته که رييس جمهوری اين سازمان را منحل کرده، يا مجلس با اين مصوبه می خواهد وانمود کند که انحلال اين سازمان را قبول ندارد و از نظر قانونی، سازمان مديريت و برنامه ريزی رسماً وجود دارد.»

بر اساس اين لايحه، وزارت امور اقتصادی و دارايی مکلف شد پايگاه اطلاعات مالياتی اشخاص حقيقی و حقوقی و پايگاه اطلاعات مربوط به چک های بلامحل و سفته های واخواستی و شماره حساب های بانکی و تسهيلات اعطای موسسات اعتباری به اشخاص مسوول را راه اندازی کند.

قوه قضائيه هم بايد در طول يک سال لايحه جامعی را برای رسيدگی به مفاسد اقتصادی مديران دولتی تهيه کند.

سازمان ثبت اسناد هم موظف است در همين مدت پايگاهی اطلاعاتی را راه اندازی کند که تمام اطلاعات اشخاص حقوقی اعم از شرکت ها و موسسه ها را به ثبت برساند.

براساس اين لايحه همچنين همه مسوولان موظف هستند، اگر در حوزه کاری خود با تخلفی روبرو شدند، آن را به مقامات قضايی گزارش کنند و گرنه مجازات می شوند.

قرار است که اين مصوبه، برای مدت سه سال برای آزمايش، به اجرا گذاشته شود.

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:6 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

انتقاد هاشمی رفسنجانی از روند مدیریت کشور

علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رييس مجلس خبرگان رهبری و رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام از روند خصوصی سازی و وضع اقتصادی کشور انتقاد کرد.

آقای رفسنجانی که در سال های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ رييس جمهوری ايران بود، روز يکشنبه ۲۹ ارديبهشت ماه در گفت و گو با خبرگزاری ایرانی «موج» گفت: «ساختن اقتصاد کشور با شيوه گداپروری جواب نمی دهد و لذا بايد در عرصه توليد قدم های مهم و اساسی برداريم.»

او در سخنانش خواستار افزايش سرمايه گذاری، توليد و تقويت بخش خصوصی شده است.

از زمان آغاز رياست جمهوری محمود احمدی نژاد نرخ تورم پی در پی افزايش يافته است تا جایی که در سال گذشته تورم از مرز ۱۶ درصد گذشت و رکورد ۱۰ سال گذشته شکسته شد. اين روند همچنان ادامه يافت تا آنکه بانک مرکزی ايران نرخ تورم فروردين ماه را حدود ۲۰ درصد اعلام کرد.

در مقابل آقای احمدی نژاد که شعار انتخاباتی او «آوردن پول نفت به سفره مردم» و افزايش رفاه بود، اعلام کرد که قصد دارد به اقشار کم درآمد «سهام عدالت» بدهد که اين اقدام از جانب برخی کارشناسان اقتصادی و جناح های اصلاح طلب «گدا پروری» عنوان شد.

«تضعيف بخش خصوصی»

آقای رفسنجانی در باره وضعيت بخش خصوصی در ايران گفته است: «بعضی تصورشان بر اين است که هر کسی کارهای بزرگی انجام مي دهد طاغوتی و اشرافی است اما اگر همين افراد به طور مخفی فعاليت کنند و يا با در بانک گذاشتن پول هايشان در عرصه توليد وارد نشوند و به سفته بازی بپردازند از ديد آنها ايرادی ندارد ولی وقتی آن پول تبديل به کارخانه شد بعضی نمي توانند تحمل کنند و شأنی برای آن صاحب کار قائل نمي شوند.»

  • «تا کنون دولت در اين زمينه [خصوصی سازی] موفق نبوده است و نتوانسته به تعهدات خود در اين زمينه عمل کند. علناً بخش خصوصی هم وارد عرصه نشده است.»

هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با انتقاد از عملکرد دولت محمود احمدی نژاد در عرصه خصوصی سازی گفت: «تا کنون دولت در اين زمينه [خصوصی سازی] موفق نبوده است و نتوانسته به تعهدات خود در اين زمينه عمل کند. علناً بخش خصوصی هم وارد عرصه نشده است.»

بهمن ماه گذشته، مجمع تشخيص مصلحت نظام، به رياست علی اکبر هاشمی رفسنجانی برای اولين بار وارد روند تصويب لايحه بودجه شد و ايراداتی به لايحه ارائه شده توسط دولت وارد کرد.

مجمع اعلام کرده بود که بودجه بندی دولت با روند خصوصی سازی در تضاد است و غلامعلی حداد عادل، رييس مجلس شورای اسلامی از ساز و کار جديدی در کشور خبر داد که بر اساس آن از اين پس مجمع تشخيص در مورد مصوبات مهم مجلس نظر خواهد داد.

به گفته او، اين اختيار از سوی علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران به مجمع تشخيص مصلحت نظام به رياست علی اکبر هاشمی رفسنجانی داده شده است.

محمود احمدی نژاد، از زمان آغاز دوره رياست جمهوری خود در سال ۸۴ تا کنون مشکلات اقتصادی ایران از جمله افزايش کم سابقه نرخ تورم، گرانی بی سابقه مسکن و گرانی برخی اقلام ضروری مردم را به فعاليت های اقتصادی «گروه های نامشخص» نسبت داده است.

وی تاکنون به نام این گروه ها اشاره ای نکرده است ولی بسیاری از صاحبنظران معتقدند که رییس جمهوری اسلامی سعی دارد با نشانه رفتن هواداران و نزدیکان هاشمی رفسنجانی که رقیب انتخاباتی وی در دوره گذشته بود، عامل اصلی نا کامی های دولت خود را به عوامل بیرونی نسبت دهد.

در مقابل نیز رییس مجلس خبرگان با متهم کردن دولت به نا کارآمدی، محمود احمدی نژاد و سیاست های اقتصادی او را به شدت مورد انتقاد قرار داده است که بیانگر یک جنگ قدرت در سطوح بالای سیاسی جمهوری اسلامی است.

انتقاد از اقتصاد دولتی

آقای رفسنجانی در بخش دیگری از این گفت وگوی خود همچنين از عملکرد بخش های دولتی انتقاد کرد و گفت: «بيشترين فساد اقتصادی در بخش دولتی است و آن به خاطر وجود رانت است. وقتی دولت توزيع خودش را کوپنی مي کند، کوپن تقلبی وارد مي شود، بازار سياه و تبعات بعدی آن به وجود مي آيد.»

رییس جمهوری اسبق ایران همچنین به وجود موانع فرهنگی برای گسترش سرمایه گذاری در ایران اشاره کرده و گفته است: «اگر مردم ما بفهمند کسی که کارخانه ای توليد کرده يا پالايشگاهی را به راه انداخته و يا جاده ای را بر پا کرده، اين ها جزو سرمايه های مملکت به حساب مي آيد، بسياری از مشکلات حل مي شود. در صورتی که اگر اين مسايل به وجود نيايد پول نقد خيلی راحت تر به خارج از کشور منتقل مي گردد.»

رييس مجلس خبرگان رهبری همچنين اعلام کرد: «ما برای ساختار اداره کشور سياست هايی نوشته ايم ولی تاکنون توسط رهبری ابلاغ نگرديده است.»

به گفته او، «در این سياست ها، بخشی از اداره کشور، حکومتی است و قسمت اعظم اداره کشور به عهده بخش خصوصی است و در مواردی هم مشترک است.»

آقای رفسنجانی درباره اين برنامه ها توضيح بيشتری نداده است.

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:5 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حسینیان: در قتل‌های زنجیره‌ای دست نداشتم

روح‌الله حسینیان در جمع دانشجویان دانشگاه تهران گفت: «دستی در قتل‌های زنجیره‌ای نداشته‌ام و می‌توانم قسم بخورم؛ چراکه من کاره‌ای نبودم. کسانی می‌توانند در این رابطه دخیل باشند که کاره‌ای بوده‌اند.»

وی که در همایشی با عنوان «آن سوی دوم خرداد» سخن می گفت، اضافه کرد: «موضوعی که باعث شد انگشت اتهام در مورد قتل‌های زنجیره‌ای به سوی من اشاره رود، این بود که در برنامه چراغ، دوم خرداد را مسئول این جریان دانستم و این موضوع در حالی بود که در جریان انتخابات ریاست جمهوری از خاتمی حمایت کرده بودم و مجموع موضع‌گیری‌های من در چند میز‌گرد به طور کامل پخش شد و حتی پس از پیروزی خاتمی تعدادی از دوم خردادی‌ها به من پیام تبریک دادند.»

به گزارش ایسنا، وی در پاسخ به سؤالی درباره سعید امامی و قتل‌های زنجیره‌ای خاطرنشان کرد: «باید بگویم سعید امامی هیچ نقشی در این رابطه نداشت او فقط مشاور وزیر بود و کاره‌ای محسوب نمی‌شد.»

وی سخنان عبدالله شهبازی درباره سعید امامی را غیرمستند دانست و گفت: کتاب‌های شهبازی بر مبنای توهم توطئه است. باید بگویم امروز دوره‌ای نیست که خانواده روچیلدها در انگلیس عالم را با انگشتان خود بچرخاند.»

وی ادامه داد: «باید بگویم که سعید امامی هم‌ اهل آباده است و مسجدی در آن شهر توسط پدربزرگ او که یک روحانی است، ساخته شده است.»

رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی با اشاره به این‌که «پدر سعید امامی زنده است و خاطرات او به زودی چاپ خواهد شد»، ادامه داد: «گفته می‌شود دایی او در گذشته رایزنی نظامی ایران و آمریکا را بر عهده داشته است. اگر بخواهیم از این چیزها استفاده و کسی را متهم کنیم باید بگویم که کار آسانی است.»

وی درباره صحت فیلم بازجویی امامی و همسر او نیز گفت: «آن فیلم صحت داشت. متأسفانه علت این بود که کار بازجویی از دست نیروهای اطلاعاتی گرفته شد و به گروه مستقلی به راهنمایی بعضی از اعضای سابق شورای امنیت سپرده و به انحراف کشیده شد. خدا را شکر که برای خاتمی نیز روشن گردید و پس از آن این پرونده به دست نیروهای چپ و متدینی سپرده شد که آن را در مسیر درست هدایت کردند و بازوهای اولیه‌ این پرونده به حکم قصاص و زندان محکوم شدند.»

وی درباره کاظمی و نقش او در قتل‌های زنجیره‌ای و وضعیت فعلی او نیز گفت: «کاظمی محکوم به زندان ابد شد و در حال حاضر در زندان به سر می‌برد.»

حمایت از خاتمی
از رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی پرسیده شد آیا زمانی که از خاتمی حمایت می‌کردید او را نمی‌شناختید؟ وی پاسخ داد: «واقعاً نه. من خاتمی را یک روحانی روشنفکر می‌دانستم که البته با او اختلاف نظراتی نیز داشتم. در شرایطی که جناح حاکم فضای بسته‌ای را به وجود آورده بود و انحصارطلبی احساس می‌شد، احساس کردم تنها گزینه‌ای که می‌تواند این انحصار را بشکند و جامعه را باز کند، خاتمی است. می‌دانم که این باز شدن به سیری تبدیل شد که شکستی ایجاد کرد و وقتی این را فهمیدم اشتباه خود را معترف شده و عذرخواهی کردم.»

وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر این‌که شما منتقد اصلاح‌طلبی بودید، چرا الان سکوت کرده‌اید؟ گفت: «این‌طور نیست. من هیچ‌گاه سکوت نکردم و در طول حاکمیت دوم خرداد نیز صحبت کرده‌ام و مورد اعتراض و نفرت نیروهای اصلاح‌طلب نیز بوده‌ام؛ بنابراین صحبت شما را بی‌انصافی می‌دانم.»

حسینیان همچنین در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر نقش خاتمی در واقعه ۱۸ تیر و واقعه‌ی کوی دانشگاه گفت: «تا جایی که من می‌دانم و بعضی از اسناد جریان ۱۸ تیر نشان می‌دهند، خاتمی در این مورد نقشی نداشته است و باید بگویم من با تفکر خاتمی مخالفم اما می‌دانم که او اهل توطئه نبوده است. در معاونت وزارت کشور ستادی بود که سعی داشت دامنه مسایل کوی دانشگاه را گسترده کند که این موضوع هیچ ربطی به آقای خاتمی نداشت.»

حسینیان همچنین در بخش دیگری از سخنانش گفت: «با سعید امامی در مورد خاتمی بحث‌های مفصلی داشتم. او معتقد بود که مطمئن باشید آقای خاتمی خودش آدم خوبی است، اما باندی که از او حمایت می‌کند، خطرناک است. اگر قدرت را در دست بگیرد، امنیت کشور به خطر خواهد افتاد.»

نهضت آزادی
رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی «اولین جریان مخالف با انقلاب اسلامی را نهضت آزادی» دانست و گفت: «این در حالی است که امام(ره) نخست‌وزیری و دولت را به دست آنها داده بود. اما آن‌ها علی‌رغم تمام امکاناتی که در دست داشتند به علت تفاوت معنایی در اندیشه و تفکر از معارضان انقلاب اسلامی بودند.»

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:4 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بازدید غیرمنتظره هاشمی‌رفسنجانی از نقطه صفر مرزی

علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی در دیداری غیرمنتظره از نقطه صفر مرزی ایران و عراق اعلام کرد که سفرهایش به خوزستان از ابتدای انقلاب تاکنون «معنا‌دار» بوده است.

در این دیدار که یکشنبه ۲۹ اردیبهشت از منطقه عملیاتی شلمچه انجام شد، به هیچ یک از خبرنگاران به استثنای صدا و سیمای آبادن، اجازه همراهی رئیس‌مجمع تشخیص‌مصلحت‌نظام داده نشد.

به گزارش خبرگزاری فارس، علی فلاحیان وزیر اسبق اطلاعات و استاندار خوزستان همراه آقای هاشمی از یادمان شهدای شلمچه بازدید کردند.
هاشمی رفسنجانی در جنگ هشت‌ساله عراق و ایران فرماندهی جبهه‌های ایران را برعهده داشت.

به‌گزارش خبرگزاری ایسنا، رییس مجلس خبرگان در بدو ورود به استان خوزستان در جمع خبرنگاران گفت: «خوزستان از ابتدای انقلاب جزو سفرهای معنادار ما بوده است و بیشتر از هر جای دیگر به این استان سفر کرده‌ایم.»

آقای هاشمی که همچنین در یادواره امیران و ۴۵۰۰ شهید لشکر ۹۲ زرهی خوزستان سخنرانی می‌کرد، افزود: «امروز در چند کیلومتری مردم خوزستان، در آب‌های خلیج فارس، ناوگان‌های استکباری حضوری فعال دارند. در غرب خوزستان نیز دشمنان پایگاه‌های زیادی ایجاد کردند.»

این در حالی است که شبکه تلویزیونی پرس تی‌وی هفته گذشته از حضور چند قایق بریتانیایی در نزدیکی مرز عراق با ایران در نزدیکی گذرگاه مرزی شلمچه خبر داده بود.

براساس این گزارش، نزدیک به ۳۰۰ نیروی آمریکایی و بریتانیایی در حال حاضر در ۱۰ کیلومتری مرز شلمچه مستقر هستند.

این شبکه تلویزیونی همچنین خبر دادکه اعضای سازمان مجاهدین خلق در میان نیرو‌های آمریکایی مستقر در مرز شلمچه دیده شده‌اند.

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 13:57 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
گزارش کانون مدافعان حقوق بشر از وضعیت حقوق بشرایران در سال 86 Print This Page!!!

امروز: كانون مدافعان حقوق بشر گزارش وضعيت حقوق بشرايران در سال گذشته را منتشر كرد. متن كامل اين گزارش در ادامه مي آيد:
مقدمه- خواست تحقق حقوق بشر ،یعنی این "حقوق یکسان" و"انتقال ناپذیر" تمام اعضای خانواده بشری به منزله آرمان والا و جهانشمول ملل دنیا، آنچنان قبول جهانی یافته است که شناسایی ورعایت بی قید و شرط آن " اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان "دانسته می شود .

اینک با گذر بیش از نیم قرن از فعالیت و ابتکار عمل سازمان ملل متحد ، دکترین حقوق بشر گسترشی جهانی یافته است و اجماع هنجارین بین المللی بر احکام آن ، پاسخی ضروری بر تهدید های ناقض حقوق بشر و آزادیهای اساسی انسانهاست . با این حال ، حقوق بشر همچنان در اسارت مناسبات قدرت ، سرکوب می شود و دولتها ، این اصلی ترین بازیگران نظام بین الملل، بزرگترین ناقضان نظم اخلاقی مطلوب اند . در چنین زمینه ای ، اعلام و اعلان موارد نقض حقوق بشر ، هشداری است برای مرتکبان آن تا مسئولیت خود را به یاد آرند و جانب اخلاق و قانون نگه دارند و از شرمساری در پیشگاه وجدان جامعه جهانی روی بر گردانند .

کانون مدافعان حقوق بشر به عنوان تنها نهاد ایرانی عضو فدراسیون جهانی حقوق بشر با توجه به گزارشها دریافتی از رویدادهای تلخ ناقص حقوق اساسی هموطنان ایرانی ، و با اعلام نگرانی از روند دردناک و رو به افزایش نقض حقوق بشر، ضمن بر شمردن برخی موارد" آشکار" عدم رعایت حقوق بشر در حوزه های مختلف مورد آسیب و آزار ، توجه مردم و مقامات داخلی مسئول در برابر پشتیبانی از حقوق فردی و اجتماعی ایرانیان ، نیز مجامع و نهادهای ملی و بین المللی ناظر و پیگیر امور حقوق بشر را به این گزارش که در دو بخش مجزا ، به اعلام موارد نقض حقوق بشر در زمستان 1386 و سپس ، گزارش سالانه وضعیت حقوق بشر در ایران می پردازد ، جلب می نماید .

قسمت اول:

گزارش کانون مدافعان حقوق بشر از وضعیت حقوق بشر در زمستان 1386

اول : وضعیت دانشجویان

روند تهدید و ارعاب و بر خورد خشونت بار با دانشجویان و نهادهای دانشجویی نه تنها در زمستان 86 آرام و بهبود نیافت بلکه ، بر شدت و شتاب آن نیز افزوده شد . تعداد قابل توجه و نگران کننده ای از دانشجویان فعال و دگر اندیش مورد بازجویی و مواخذه کمیته های انضباطی دانشگاهها قرار گرفتند و توبیخ ، تعلیق یا محرومیت از تحصیل نتیجه اغلب این موارد بود .بسیاری به وسیله ماموران نهادهای امنیتی دستگیر و بازداشت شدند و در مواردی نیز محاکم قضایی با صدور احکام جزایی این فضا را تشدید کردند . موارد زیر حاکی از وضعیت موصوف است :

بازداشت:


1 ـ ميثم مهرابيان و علي قادري دانشجويان عضو جبهه ملي ايران توسط ماموران امنيتي بازداشت شدند.)13/10/86)


2 ـ مرتضي اصلاحچي دانشجوي دانشگاه علامه طباطبايي ، بيتا صميمي زاد دانشجوي دانشگاه اميرکبير ، آناهيتا حسيني دانشجوي دانشگاه تهران ، محمد پور عبدالله دانشجوي دانشگاه تهران ، سروش ثابت دانشجوي دانشگاه شريف ، ساناز الهياري ، سروش دشتستاني، امين قضايي ، بيژن صباغ ، کاوه عباسيان ، مرتضي خدمتي لو و بهزادباقري از فعالين دانشجويي بازداشت شدند . (25/10/86)


3 ـ قرار بازداشت حبيب الله لطيفي ، دانشجوي دانشگاه آزاد ايلام به مدت دو ماه ديگر تمديد شد.( 27/10/86 )

4- فرزاد حسن زاده و محمد زراعتي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد توسط مامورين امنيتي بازداشت شدند.

( 4/11/86)

5 ـ سلمان يزدان پناه دانشجوي علوم سياسي دانشگاه تهران در رابطه با تجمعات کوي دانشگاه توسط ماموران امنيتي بازداشت شد.( 13/11/86 )

6 ـ جمشيد بهرامي دانشجوي رشته هنر دانشگاه تبريز و سلام نباتي دانشجوي رشته روانشناسي دانشگاه پيام نور مريوان توسط نيروهاي امنيتي در مريوان بازداشت شدند و منزل آنها مورد تفتيش قرار گرفت.(18/11/86 )

7- انوشه آزادبر دانشجوي چپگراي دانشگاه تهران که پس از 50 روز بازداشت با قرار وثيقه 30 ميليون توماني در اول بهمن از زندان آزاد شده بود، مجددا به دليل عدم کافي بودن وثيقه بازداشت گرديد.( 29/11/86)

8- سعيد فيض الله زاده، فعال دانشجويي دانشگاه علامه طباطبايي و عضو انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه ، بازداشت شد(13/12/86)

9- مسعود خيراتي، مهدي اميريان، سعادت دلفاني، علي حسني، محسن فخري و مجتبي وکيلي، محمد مهدي احمدي و نادر ديناري، دانشجويان دانشگاه شيراز بازداشت شدند(19/12/86)

احضار و بازجويي:


1- ناهيد افراسيابي، سحر يزداني، اسماعيل جليل وند و حمدالله نامجوي، دانشجويان دانشگاه شيراز برای بازجويي به کميته انضباطي احضار شدند.( 11/10/86)

2 ـ الهام السادات موسوي ، مجتبي نظري ، امين خسروي و محسن موسوي، دانشجويان دانشگاه ياسوج به علت اعتراض به ضرب و شتم يک دانشجوي دختر ،برای بازجويي به کميته انضباطي احضار شدند. اين دانشجويان از سوي معاونت دانشجويي دانشگاه تهديد به دو ترم تعليق از تحصيل شده اند.( 11/10/86 )


3 ـ سامان فيروزي، مسعود قرباني نژاد، سيد مهدي چاووشيان و مسعود نظري فر، دانشجويان دانشگاه شاهرود برای بازجويي به کميته انضباطي احضار شدند.( 11/10/86)


4 ـ ميلاد عزيزي و حافظ رستمي، دانشجويان دانشگاه تهران به اتهام شرکت در تجمع اعتراضي به کميته انضباطي احضار شدند.(13/10/86)


5 ـ امير حسين نوربخش، عادل تاعني و محمد ميزبان، دانشجويان دانشگاه آزاد مشهد برای بازجويي به کميته انضباطي احضار شدند. اميرحسين نوربخش دبير انجمن دانشکده حقوق و علوم سياسي اين دانشگاه به دليل انتشار بيانيه اين انجمن به مناسبت 16 آذر، عادل تاعني دبير سياسي اين انجمن به دليل برهم زدن نظم دانشگاه و توهين به رييس جمهور و محمد ميزبان فعال دانشجويي چپ اين دانشگاه به دليل شرکت در تجمع 16 اذر به کميته انضباطي فراخوانده شده اند.( 16/10/86)


6 ـ سحر رضازاده ، احسان دولت شاه ، آرش پهلوان ، علي هاشمي و کيوان امام وردي، دانشجويان دانشگاه تهران برای بازجويي به کميته انضباطي احضار شدند. (16/10/86 )


7 ـ سيد علي هاشمي عضو شوراي مرکزي و دبير سياسي انجمن اسلامي دانشکده ادبيات و کيوان امام وردي دبيرشوراي صنفي ودبيرجامعه فرهنگي دانشکده ادبيات دانشگاه تهران به اتهام شرکت درتجمعات دانشجويي دردانشگاه تهران برای بازجويي به کميته انضباطي احضارشدند.(16/10/86)


8 ـ بابک زمانيان عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميرکبير به اتهام اقدام عليه امنيت ملي برای محاکمه به شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران احضار شد . (20/10/86)

9 ـ سارا کرمانيان و زينب پيغمبرزاده ، دو فعال دانشجوي دانشگاه تهران ، برای بازجويي به کميته انضباطي احضار شدند .(24/10/86)

10ـ پگاه حمزه اي، حسام سلامت، هيوا مجيد زاده و مرتضي مساکني از دانشجويان دانشگاه تهران برای بازجويي به کميته انضباطي احضار شدند.( 3/11/86 )

11ـ مسعود حبيبي از دانشجويان بازداشت شده در 18 تير سال جاري برای بازجويي به شعبه اول دادسراي امنيت تهران احضار شد.(8/11/86)

12ـ کوثر عطلايي، ديمن رحمت اللهي، بهروز محمودي ، فرزاد عطايي، کاوه ناصري و علي رمضاني دانشجويان کرد دانشگاه اروميه درکميته انضباطي مورد بازجويي قرار گرفتند.(9/11/86 )

13- بهاره هدايت عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت و از بازداشت شدگان تجمع 18 تير سال جاري برای بازجويي به شعبه اول بازپرسي دادسراي امنيت تهران احضار شد.( 10/11/86)

14- ناهيد افراسيابي ، سحر يزداني، حمدالله نامجو و اسماعيل جليل وند دانشجويان دانشگاه شيراز و مديران مسئول نشريات دانشجويي « رهگذر» ، « قاصدک» ، « متن » و « عصيان » به اتهامات گوناگون در کميته انضباطي دانشگاه شيراز مورد بازجويي قرار گرفتند. (12/11/86 )

15ـ اشکان قيسوندي عضو اسبق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان و از بازداشت شدگان 18 تير سال جاري برای بازجويي به دادگاه انقلاب احضار شد.( 19/11/86 )

16- محسن گوهر نيا، عباس رحمتي ، لقمان قديري ، هادي عسکري ،کاظم رضايي ، اسماعيل جليلوندمجتبي بخشنده ،حميد رضا جنتي دانشجويان دانشگاه شيراز به کميته انضباطي احضار شدند.(12/12/86)


17- محمد هاشمي دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت و آرش خاندل عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه لرستان به اتهام اقدام عليه امنيت ملي در شعبه بازپرسي دادسراي امنيت مورد بازجويي قرار گرفتند. اين دانشجويان در 18 تير سال جاري بوسیله نيروهاي امنيتي براي مدتي بازداشت شدند.

( 2/11/86)

18- مهديه گلرو ، نگين فرازمند ، عسل اخوان ، شيما فرزادمنش ، امير يعقوب علي ، کورش جنتي و عليرضا موسوي دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي به کميته انضباطي احضار شدند .. (23/10/86)

محاکمه:


1 ـ محمد ورزنده دانشجوي سابق دانشگاه تهران به اتهام اقدام عليه امنيت کشور ، شرکت در تجمعات غيرقانوني و برهم زدن نظم در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد . (03/10/86)

2ـ احمد قصابان، احسان منصوري و مجيد توکلي دانشجويان دانشگاه امير کبير که از ارديبهشت ماه سال 1386در زندان بسر می بردند، در شعبه 44 دادگاه تجديد نظر استان تهران بصورت غير علني محاکمه شدند.اين دانشجويان به اتهام تبليغ عليه نظام ، نشراکاذيب عليه بسيج و نيروهاي امنيتي از سوی شعبه 6 دادگاه انقلاب تهران وشعبه 1043 دادگاه عمومي تهران به زندان محکوم شده اند.( 28/11/86 )




احکام صادرشده:

1 ـ عبيد زارعي دانشجوي سنندجي به اتهام اخلال در نظم در دانشگاه و همکاري با يکي از احزاب اپوزيسيون بوسیله دادگاه انقلاب سنندج به يکسال حبس تعليقي محکوم شد . (4/10/86)


2 ـ پنج دانشجوي دانشگاه شاهرود از سوی کميته انضباطي محکوم شدند. مدت محکوميت دانشجويان به اين شرح است: فرخنده بختيار زاده يک ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات ، علي قلي زاده دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات ، اشکان مدني دو ترم محروميت از تحصيل بدون احتساب سنوات، فهيمه مير لوحي و جواد صفدري به توبيخ کتبي با درج در پرونده.

( 11/10/86)

3 ـ کورش جنتي دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي، آيدين اخوان از اعضاي سابق شوراي مرکزي اين انجمن اقتصاد و مازيار سميعي هر کدام از سوی کميته انضباطي به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند.( 12/10/86)

4 ـ سلمان يزدان پناه دانشجوي دانشکده حقوق دانشگاه تهران به اتهام شرکت در تجمع اعتراضي، با شکايت عليرضا رهايي رئيس دانشگاه امير کبير ، بوسیله کميته انضباطي دانشگاه تهران به دو ترم محروميت از تحصيل محکوم شد. (13/10/86)


5 ـ رضا نگهداري دانشجوي دانشکده حقوق دانشگاه تهران، به اتهام برگزاري تجمع غير قانوني در کميته انضباطي دانشگاه تهران به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد.( 14/10/86)

6 ـ نجمه موسوي، فاطمه معصومي، رضا جعفريان، سيروس محمدي، وهاب کريمي نژاد و ساسان منبري دانشجويان دانشگاه بوعلي سيناي همدان از سوی کميته انضباطي به توبيخ کتبي و درج در پرونده محکوم شدند. (16/10/86)

7 ـ محسن خسروي ، حسن حسيني، محمود هادي پور، حسام سعيدي ، وحيد زارع و دو دانشجوي ديگر از دانشجويان فني و مهندسي دانشگاه باهنر کرمان به اتهام توهين به مقدسات از سوی کميته انضباطي مجموعا به 14 ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شدند. (16 /10/86)



8 ـ فاطمه معصومي، امين نظري، سياوش حاتم ، رضا جعفريان ، پوريا شريفيان، ساسان منبري، سيروس محمدي، وهاب کريمي نژاد ،مهدي جمالوند و محمد صيادي از اعضاي مجمع عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي سيناي همدان به جرم شرکت در مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران ازسوی کمیته انضباطی به توبيخ کتبي و درج در پرونده محکوم شدند.( 16/10/86)


9 ـ امين نظري ، سياوش حاتم ، محمد صيادي و مهدي جمالوند از اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي سيناي همدان به اتهام توهين به نظام و اقدام براي براندازي به حکم کميته انضباطي به يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شدند.( 16/10/86)


10 ـ مازيار معصومي و ارسلان صادقي، دانشجويان دانشگاه اصفهان از سوی کميته انضباطي هرکدام به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند. همچنين علي رهنما و عليرضا داودي به دو ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند.( 16/10/86)


11 ـ تينا حسيني از دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد به اتهام عدم رعايت کامل حجاب اسلامي، استفاده از لوازم آرايشي و فعاليت سياسي با تصمیم کميته انضباطي به يک ترم محروميت معلق از تحصيل محکوم گرديد.( 18/10/86)

12 ـ محمد کريم آسايش دانشجوي علوم سياسي دانشگاه تهران به علت شرکت در تجمعي به مناسبت روز جهاني زن و فعاليت در دفاع از کارگران زنداني بوسیله کميته انضباطي به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد. همچنين حميد ملک زاده به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم گرديد. (18/10/86)

13- کمیته انضباطی دانشگاه کرمان محسن خسروي ، سيد حسن حسني ، حسام سعيدي و محمود هادي پور را به اتهام" اخلال يا ايجاد وقفه در برنامه ها يا نظم دانشگاه" هرکدام به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم نمود.(4/11/86)

14 ـ محمد ورزنده دانشجوي سابق دانشگاه تهران به اتهام اقدام عليه امنيت ملي با حکم شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به دو سال حبس تعليقي محکوم گردید.( 10/11/86 )

15 ـ اشکان مدني دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهرود به اتهام توهين ، افتراء، نشر اکاذيب ، تهديد ، ايجاد بلوا و آشوب با تصمیم کميته انضباطي به يک ترم محروميت قطعي از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شد. (16/11/86 )

16 ـ از سوی کمیته انضباطی دانشگاه امیر کبیرناصر پويافر عضو شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه به يک ترم محروميت قطعي از تحصيل، ابراهيم رحماني (مجددا) و مهدي ابوالحسني دبير شوراي صنفي دانشگاه به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند. و همچنين بدستورنهاد حراست ، انتظامات دانشگاه از ورود نريمان مصطفوي نايب دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه امير کبير به دانشگاه جلوگيري بعمل آورد. (16/11/86)

17 ـ ميلاد عزيزي دانشجوي دانشگاه تهران به اتهام شرکت در تجمع غير قانوني 21 آذر با تصمیم کميته انضباطي به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شد.( 21/11/86 )

18 ـ مهديه گلرو ، عسل اخوان ، شيما فرزاد منش ، امير يعقوبعلي ، امير رئيسان و سعيد فيض الله زاده دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي در کميته انضباطي دانشگاه هر کدام به دو ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محکوم شدند.( 24/11/86)

19- زينب پيغمبرزاده فعال حوزه زنان و دانشجوي رشته پژوهشگري دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران به دليل شرکت در تجمع 18 آذرماه دانشگاه تهران با حکم يک ترم محروميت از تحصيل بدون احتساب سنوات مواجه شد.(12/12/86)

20- سحر رضازاده، پگاه حمزه اي و مارال پيله ور دانشجويان دانشگاه تهران از سوی کمیته انضباطی دانشگاه به ۱ ترم محروميت از تحصيل ومرتضي مساکني، ديگر دانشجوي اين دانشگاه، به توبيخ کتبي به همراه درج در پرونده محکوم شدند.(6/12/86)

21- علي شاکري دانشجوي کرد دانشگاه پيام نور سنندج به اتهام “افدام عليه امنيت ملي” به دو سال و نيم حبس تعزيري محکوم شد(18/1286).

22- کارو صديقياني از فعالين دانشجويي سابق دانشگاه رازي کرمانشاه و از اعضاي موسس اتحاديه دمکراتيک دانشجويان کرد دانشگاه هاي ايران که مشغول به تحصيل در مقطع کارشناسي ارشد مهندسي مکانيک دانشگاه علم وصنعت ايران در ترم چهارم بود، با دريافت حکم اخراج از طرف وزارت علوم از ادامه تحصيل محروم و از دانشگاه اخراج گردید.(20/12/86)

1 ـ ابراهيم لطف اللهي دانشجوي27 ساله رشته حقوق دانشگاه پيام نور سنندج، زير شکنجه بازجويان اداره اطلاعات سنندج کشته شد.( 27/10/86)

تعليق و انحلال تشکلهای دانشجويي


1 ـ فعاليت هاي انجمن اسلامي دانشجويان علوم و فنون دريايي خرمشهر بدستور هئيت نظارت بر دانشگاه براي مدت 6ماه به حالت تعلیق درآمد . ( 4/10/86)

2- انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه کرمان به اتهام ايراد توهين، افترا و… به مسئولين نظام و معاندت با اصول قانون اساسي به 5 ماه تعليق فعالیت محکوم گردید.(6/11/86).

دوم :وضعیت معلمان و فرهنگیان

آموزش نیروی انسانی زیر بنای توسعه پایدار است . معلمان بعنوان اصلی ترین افراد دست اندر کار در این مهم ، در اثر بی توجهی های تصمیم گیران و اجحاف های ناروای حقوقی ، همچنان در گیرو دار تنگناهای معیشتی خود در مانده اند و نه تنها نهادهای مسئول اعم از مجلس و دولت در رفع گرفتاریهای آنان اقدام موثری به عمل نیاورده اند و نمی آورند که ، طرح و مطالبه خواسته های صرفاً صنفی آنان ، با برخوردهای شدید محاکم اداری و قضایی روبرو شده و در ادامه ناگواریهای گذشته ، در مدت اخیر نیز تعداد زیادی از آنها با احکامی از قبیل کسر حقوق و رتبه شغلی ،انفصال از خدمت ، اخراج ، تبعید ، حبس و ... از حقوق و آزادیهای شهروندی محروم شدند .موارد گزارش شده در این زمینه عبارتند از :


آقای سید محمود بافری عضو هیأت مدیره ی کانون صنفی معلمان تهران که در فروردین ماه 86 نزدیک به یک ماه در بند 209 زندان اوین بطور انفرادی در بازداشت بود ، بار دیگر به دادگاه انقلاب احضارگردید. ( 6/10/86 )
حکم سه سال حبس تعزیری آقای علیرضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران از سوی شعبه 36 دادگاه تجدید نظر استان تهران تأئید شد ( 19/10/86 )
آقای علی پور سلیمان به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به 3 سال حبس محکوم شد. ( 23/10/86 )
آقای یوسف مصطفالو کارشناس ارشد پژوهشگر علوم اجتماعی و دبیر دبیرستانهای ناحیه ی یک شهر ری به 3 ماه انفصال از خدمت محکوم گردید 0 (26/10/86 )
معلمین حق التدریسی نیشابوربیش ازسه ماه است که حقوق خود را دریافت نکرده اند ( /10/86 )
آقای اسکندر لطفی فعال صنفی شهرستان مریوان برای گذارندن سه سال تبعید راهی اردبیل شد. ( 14/11/86 )
آقای محمد خاکساری به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق شرکت در تجمعات غیر قانونی به یک سال حبس - که برای مدت دو سال معلق شد- محکوم گردید. ( 14/11/86 )
آقای تیمور باقری به حکم هیأت گزینش مرکزی وزارت آموزش و پرورش از هرگونه تدریس در مدارس محروم گردید. ( 30/11/86 )
آقای علی نظری عضو هیأت مؤسس کانون صنفی معلمان ساری به اداره اطلاعات شهرستان فراخوانده شد. ( 27/11/86 )
دادگاه آقای محمود باقری برای چندمین بار به تعویق افتاد . رسیدگی به اتهامات نامبرده که در اعتراضات سال 85 و 86 معلمان دستگیرشد و مدت 29 روز در زندان اوین در بازداشت بود مجددا" به علت عدم حضور نماینده دادستان به تعویق افتاد. ( 29/11/86 )
آقای گودرز شفیعیان معلم اهل ممسنی و یکی از اعضای مؤسس کانون صنفی معلمان ممسنی به هیأت بدوی سازمان آموزش و پرورش فارس احضار شد ( 29/11/86 )
آقای سید عباس موسوی دبیر رسمی منطقه ی کیاسر که در بهار 86 در مقابل مجلس دستگیرشد و چند روز در بند 209 زندان اوین بازداشت بود به حکم شعبه ی 28 دادگاه انقلاب به 2 سال حبس تعلیقی محکوم گردید. ( 30/11/86 )
آقای مهندس هاشم خواستار از مؤسسین کانون صنفی معلمان مشهد که به حکم هیئت بدوی به بازنشستگی زود هنگام محکوم شده بود در رسیدگی تجدید نظر محکوم به کسر یک هشتم حقوق و فوق العاده شغل به مدت یک سال گردید ( بهمن 86 )
جلسه رسیدگی به اتهامات آقای محمود باقری در دادگاه انقلاب برگزار گردید. ( 11/12/86 )
جلسه رسیدگی به اتهامات آقای محمد توکلی دردادگاه انقلاب کرمانشاه برگزار شد. ( 15/ 12/86 )
ایجاد محدودیت های وزارت کشور برای ادامه فعالیتهای سازمان معلمان ایران همچنان ادامه دارد و این موضوع تشکیل شوراهای مناطق و مجمع عمومی سازمان در فروردین 1387 را با چالش اساسی روبرو نموده است و شکایت رسمی سازمان معلمان ایران از کمیسیون ماده 10 وزارت کشور نیز تا کنون به جائی نرسیده است.
حکم آقای محمد داوری مسئول کمیته اطلاع رسانی سازمان معلمان ایران که به پرداخت 5 میلیون تومان جزای نقدی بدل از حبس محکوم گردیده بود، توسط دادگاه تجدید نظر تأئید شد.
سوم – وضعیت فعالان حقوق زنان

تبعیضات علیه زنان ، ناقض برابری حقوق و احترام شخصیت بشر می باشد .وجود قوانین و عرفها و رویه های تبعیض آمیز علیه زنان در ایران واقعیتی انکار ناشدنی است و تلاش برای احیای برابری حقوق و احترام شخصیت بشری عملی ستودنی، اما ، متاسفانه هر گونه فعالیت و تحرک اجتماعی و فرهنگی برای آگاهی بخشی زنان و تشویق به تغییر قوانین نوشته یا نا نوشته تبعیض آمیز اقدام علیه امنیت ملی و ... پنداشته شده و با مقاومت و سرکوب شدید حاکمیت روبرو شده است .رویکرد قهر آمیز و غیر قانونی با زنان و تشکلهای آنان همچنان ادامه دارد :

دادگاه خانم نوشین احمدی خراسانی فعال جنبش زنان در شعبه 13 دادگاه انقلاب به منظور رسیدگی به پرونده اسفند وی برگزار شد. ( 30/9/86 )
خانم فاطمه گفتاری مادر یاسر گلی دانشجوی در بند نیروهای امنیتی سنندج، بازداشت شد .
( 24/10/86 )

خانم ها سوسن طهماسب ، آسیه امینی و فاطمه گوارایی از بازداشت شدگان و متهمان پرونده تجمع مقابل دادگاه انقلاب از اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی توسط شعبه 13 دادگاه انقلاب تبرئه شدند ( 1/11/86 )
خانم جلوه جواهری از اعضای کمپین یک میلیون امضا مجددا" با ابلاغیه کتبی به دادیاری ویژه امنیت دادسرای انقلاب احضار شد ( 23/11/86 )
خانم ها ناهید کشاورز و جلوه جواهری در ارتباط با پرونده سایت های " زنستان " و " تغییر برای برابری " به دادیاری ویژه امنیت دادگاه انقلاب احضار و اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام به آنان تفهیم شد. (26/11/86 )
خانم ها راحله عسگری زاده و نسیم خسروی از اعضای کمپین یک میلیون امضا در پارک دانشجو در حالی که مشغول جمع آوری امضا برای بیانه کمپین بودند دستگیر شدند ( 26/11/86 )
خانم پروین اردلان به دادیاری امنیت دادسرای تهران احضار شد. ( 1/12/86 )
خانم مریم حسین خواه عضو مرکز فرهنگی زنان و از اعضای کمپین یک میلیون امضا به دادیار ویژه امنیت دادسرای انقلاب احضار شد ( 6/12/86 )
خانم ها راحله عسگری زاده ، نسیم خسروی که با وثیقه 20 میلیون تومانی و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام بازداشت شدند بعد از گذشت سیزده روز و با تبدیل قرار وثیقه به قرار کفایت از زندان آزاد شدند. ( 11/12/86 )
10. خانم مرضیه مرتاضی لنگرودی از فعالان حوزه زنان به شش ماه زندان و 10 ضربه شلاق که برای مدت دو سال به حال تعلیق در می آید محکوم شد. ( 11/12/86 )

11. تعدادی از زنان در آستانه اعدام در زندان اوین می باشند . حکم اعدام این زنان که چندین سال است در زندان بسر می برند درروزهای آینده به اجرا در خواهد آید. ( 12/12/86 )

12. خانم مریم حسین خواه از فعالان کمپین یک میلیون امضا جهت اخذ آخرین دفاع درباره اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام به دادیاری ویژه امینت احضار شد. ( 13/12/86 )

13.جلسه رسیدگی به اتهامات خانم روناک صفاررزاده از فعالان زن روز پنج شنبه 23 اسفند ماه در دادگاه انقلاب سنندج برگزار می شود ( 21/12/86 )

چهارم : وضعیت اقلیت ها :

متاسفانه هر گونه فعالیت در چارچوب های غیر رسمی و اصرار بر حفظ ویژگی های متمایر فرهنگی و تشخص به هویت مستقل برگزیده از جانب اقوام ، علی رغم پیش بینی های قانون اساسی و اسناد حقوق بشری ، با سوظن و تردید های امنیتی حاکمیت روبرو شده و فعالین آنها به اتهامات سنگینی چون اقدام علیه نظام و محاربه منتسب و محاکمه و محکوم می شوند.برخی از این موارد در فصل گذشته چنین بودند :

1. آقای یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار روزنامه مردم سالاری و رئیس انجمن صدای عدالت زاهدان به اتهام عضویت در گروه تروریستی جندالله به اعدام محکوم شد.

آقایان فرزاد کمانگر و فرهاد وکیلی و علی حیدریان سه تن از فعالان کرد به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و محاربه در شعبه 30 دادگاه انقلاب به اعدام محکوم گردیدند.
آقای اجلال اقوامی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر که دوران حبس 3 ساله خود را در زندان مرکزی سنندج سپری می نماید از ناحیه هر دو چشم تحت عمل جراحی قرار گرفت . ( 19/12/86 )
جلسه محاکمه آقای محمد صدیق کبودوند رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و صاحب امتیاز و مدیر مسئول " پیام مردم " به تعویق افتاد . نامبرده متهم به اقدام علیه امنیت کشوراز طریق تأسیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و همکاری با گروههای ضد نظام و تبلیغ علیه نظام می باشد(20/12/86 )
پنجم- وضعیت کارگران

اوضاع نابسامان اقتصادی به علت سیاستگزاری ها و اقدامات غیر کارشناسی دولت ، روز به روز وخیم تر شده و این وضعیتی است که کارگان را بیش از سایر اقشار تحت فشار و تنگنا قرارداده است . با ورشکسته شدن بسیاری از کارخانجات و کارگاهها ، عدم پرداخت به موقع دستمزدها ، اخراجها و ... اعتراضات صنفی کارگران رو به افزایش گذاشته است و از آنجا که حاکمیت تمایلی برای ایجاد یا برسمیت شناختن تشکلهای مستقل کارگری و انجام اعتصابات کارگری ندارد ، برخورد امنیتی و سرکوب تجمعات و احضار و بازداشت و محاکمه و بند و شلاق رویه معمول سالیان اخیر با کارگران بوده است . این است بخشی از برخوردهای صورت گرفته در سه ماه اخیر که این کانون درجریان آنقرار گرفته است :

بیش از 200 تن از اعضای تعاونی مسکن ادارات اسلام شهر در اعتراض به حیف و میل سپرده های آنان بوسیله کارگزاران دولت در مقابل مجتمع قضائی تجمع کردند ( 8/10/86 )
آقای سید رضا نعمتی پور از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد برای اخذ آخرین دفاع به بازپرسی شبعه یک ویژه امنیت احضار شد ( 9/10/86 )
هفتاد درصد از نیروی کار ایران را کارگران قرار داد موقت تشکیل می دهند ( 18/10/86 )
تعدادی از کارگران شرکت قوه پارس به علت عدم دریافت 18 ماه حقوق خود در مقابل وزارت صنایع و معادن تجمع کردند.
جلسه محاکمه آقای ناصر غلامی راننده شرکت واحد و عضو هیأت مدیره سندیکا که از تاریخ اعتراضات کارگری معلق از کار بوده برابر احضاریه دریافتی از شعبه 14 دادگاه انقلاب اسلامی در تاریخ 16/10/86 برگزارشد. ( 16/10/86 )
جلسه رسیدگی به شکایت آقای ابراهیم نوروزی گوهری عضو هیأت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد از مأمور نیروی انتظامی به اتهام ضرب و شتم نامبرده در حین دستگیری برگزار گردید.
کارگران تصفیه خانه آب طبس در اعتراض به عدم دریافت 4 ماه حقوق خود اعتصاب کردند.
دستمزد 250 کارگر کارخانه " ایران برک " گیلان بیش از سه ماه است که پرداخت نشده است.
کارگران کارخانه های " نساجی تبریز" ، " نساجی خوی " ، " چینی بهداشتی ارس " حقوق و مزایای 4 ماه را دریافت نکرده اند ( 13/12/86 )
چهار ماه حقوق 500 کارگر شاغل در کارخانه های " تهران پتو " و " ایران ترمه " پرداخت نشده است. ( 14/12/86 )
400 کارگر شرکت " پوشینه بافت قزوین" در اعتراض به عدم دریافت شش ماه حقوق خود راهپیمائی اعتراض آمیز بر پا کردند ( 28/11/86 )
کارگران کارخانه قوه پارس در اعتراض به عدم دریافت 20 ماه حقوق درمقابل ساختمان استانداری قزوین تجمع کردند ( 13/12/86 )
اداره کار شهرستان مرودشت ، برای 40 کارگر کارخانه آزمایش به دلیل شرکت داشتن در اعتصابات 10 روزه ، حکم اخراج صادر کرد. ( 26/11/86 )
حقوق 300 کارگر کارخانه آجر ماشینی سازمایه پاکدشت 3 سال است که پرداخت نشده است( 15/12/86 )
حقوق کارگران بیمارستان سجاد کرمانشاه در پنج ماه گذشته پرداخت نشده است. ( 27/11/86 )
حقوق 200 تن ازکارگران کارخانه خاورگیلان در10ماه گذشته پرداخت نشده است. ( 19/12/86 )
جمعی از کارگران کارخانه " سراب بافت " آذربایجان شرقی در اعتراض به عدم دریافت 17 ماه حقوق مقابل مجلس تجمع کردند. ( 23/11/86 )
سه ماه حقوق معوقه سال 85 و دستمزد ماه های آذر و دی سال جاری کارگران کارخانه صنایع فلزی سازه های سنگین پرداخت نشده است . ( 10/11/86 )
قریب به یک سال از وعده رئیس جمهور مبنی بر پرداخت 17 ماه حقوق معوقه 618 معدنچی سنگرودی می گذرد اما کارگران هنوز به حقوق قانونی خود دست نیافته اند. ( 10/11/86 )
45 کارگر مجتمع صنعتی سما کردستان در آستانه سال نو شغل خود را از دست دادند. مدیریت کارخانه پس از پرداخت 5 ماه حقوق معوقه کارگران آنان را اخراج کرد. ( 10/11/86 )
کارگر 39 ساله کارخانه قوه پارس پس از 18 ماه عدم دریافت حقوق وبلاتکلیفی کاری ، به علت سکته مغزی جان سپرد.
کارگری در کارخانه کاغذسازی الموت قزوین به دلیل عدم رعایت ایمنی محیط کار ، جان خود را از دست داد.
آقای منصور اسالو در بیمارستان لبافی نژاد تحت عمل جراحی چشم قرار گرفت. ( 7/11/86 )
آقای منصور اسالو پس از یک هفته بستری بودن در بیمارستان و انجام عمل شبکیه چشم ، به زندان اوین منتقل شد. ( 13/11/86 )
22 نفر از کارگران اخراجی کارخانه نساجی سنندج با شکایت کارفرمای سابق خود به دادگاه احضار شدند.
120 نفر از کارگران کارخانه درخشان یزد در اعتراض به عدم دریافت حقوق معوقه 20 ماهه خود مقابل کارخانه تجمع نمودند ( 21/11/86 )
آقای عطا باباخانی از فعالان سندیکای کارگران شرکت واحد به دلیل شرکت در تجمع اعتراض آمیز در مقابل ساختمان وزارت کار و امور اجتماعی به دادگاه انقلاب احضار شد. ( 24/11/86 )
آخرین جلسه رسیدگی به اختلافات کانون عالی انجمنهای صنفی کارفرمائی ایران ( کانون قدیم) با وزارت کار و امور اجتماعی برگزار گردید. ( 14/11/86 )
آقای لقمان مهری از فعالان مدنی و کارگری شهرستان سقز به پنج سال و شش ماه حبس محکوم شد.
( 5/12/86 )

اتحادیه کارگران اخراجی و بیکار، از احضار آقایان چتانی و مولایی از فعالان کارگری سنندجی برای اجرای حکم شلاق خبر داد، پیشتر دادگاه سنندج برای 13 نفر از بازداشت شدگان مراسم روز جهانی کارگر سال 86 علاوه بر حبس و جزای نقدی ، مجازات شلاق نیز تعیین کرده بود. ( 8/12/86 )
حقوق معوقه بیش از 50 کارگر کارخانه " الیاف شیروان " ماهها است که پرداخت نشده است. ( 15/12/86 )
با واگذاری کارخانه " الیاف شیروان " به بخش خصوصی کارگران این کارخانه بیش از 30 ماه است که بیکارند ودر بلاتکلیفی به سر می برند. ( 13/12/86 )
با شکایت کارفرما ، نمایندگان کارگران صندوق نسوزخرم به اتهام فحاشی و سرقت به دادگاه احضار شدند. ( 14/12/86 )
380 کارگر فضای سبز، عمرانی و خدماتی شهرداری بجنورد در آستانه پایان سال با اتمام مدت قرار داد بیکار شدند. ( 20/12/86 )
در حالی که برخی رانندگان شرکت واحد از صدور حکم اخراج برای خود و سایر همکارانشان خبر میدهند، کارفرما و اعضای شورای اسلامی کار شرکت واحد تا کنون از تأئید این ادعا خودداری کرده اند.
(4/12/86 )

کارفرمای کارخانه قند فریمان نمایندگان صنفی کارگران خود را برخلاف قانون اخراج کرد. (16/11/86 )
کارگران کارخانه لامپ الوند قزوین در اعتراض به اتمام بیمه بیکاری و بلاتکلیفی شغلی خود در مقابل این واحد تولیدی دست به تجمع زدند. (19/12/86 )
کارگران " مخمل و ابریشم " کاشان از ترس برخورد نیروی انتظامی که سال گذشته کارگران معترض را روانه بازداشت گاه کرده بودند به رغم عدم دریافت حقوق 7 ماه گذشته جرأت اعتراض ندارند. (6/12/86 )
تعداد سه هزار نفری شاغلین درصنایع پوشش گیلان به کمتراز300 نفر درحال حاضررسیده است. (5/12/86 )
با تعطیلی کارخانه " کمیاک " قروه در استان کردستان،800 کارگر شغل خود را از دست دادند. (24/11/86 )
شکایت کارگران نساجی کردستان منجر به رای کمیسون پزشکی مبنی بر بیماری 70 کارگر نساجی کردستان در حین کار شد .( 20/11/86 )
با وجود پرداخت نشدن پنج ماه حقوق به کارگران " دیسکی لنت " سمنان ، آنان به علت قراردادهای موقت جرأت اعتراض ندارند. ( 5/12/86 )
حدود 50 نفر از کارگران با تجمع در میدان گاز شهر سنندج با منصور اسالو و محمود صالحی اعلام همبستگی نمودند. (19/12/86 )
کارگران افغانی که در منطقه 5 شهرداری تهران مشغول به کارند ، موظف به انجام 12 ساعت کارطی سه شیفت کاری هستند. ( 1/12/86 )
جمعی از کارگران بازنشسته کارخانه " شاهو " در اعتراض به عدم دریافت مطالبات گذشته ، عیدی ، پاداش و سنوات کاری خود در مقابل سازمان تأمین اجتماعی سنندج تجمع کردند. ( 5/12/86 )
به دنبال مراجعه 150 نفر از کاگران قطعات فولادی به اداره کار کرج کارفرما همه این کارگران را اخراج کرد. ( 3/12/86 )
ششم - وضعیت نشریات، روزنامه نگاران و وب نگاران


از جمله موارد فاحش نقض حقوق بشر در ایران در حوزه نشرمطبوعات ، اطلاع رسانی و اخبار آزاد و اهالی آن اتفاق می افتد . آزادی بیان و عقیده ، کسب اطلاعات و افکار و اخذ و انتشار آن به تمام وسایل و بدون ملاحظات مرزی در این سالها به خصوص با ظهور دولت نهم بسیار مورد تهدید و تحدید قرار گرفته است . صرفنظر از سلب آزادی ، امنیت شغلی و تامین مالی بسیاری از روزنامه نگاران با توقیف نشریات به یغما رفته است و به تبع ، مردم نیز از حق دسترسی به اطلاعات آزاد محروم گشته اند . ادامه و تشدید برخوردها سیر نا امید کننده ای را برای آینده به تصویر می کشد :

1- پرونده روزنامه "روزگار" به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران ارسال گردید (1/10/86)

2- مهدی صدری سرپرست روزنامه اعتماد ملی در استان ایلام و سردبیر هفته‌نامه اصلاح‌طلب «صبح ایلام» هفته گذشته مورد ضرب و شتم و تهدید جانی نیروهای ناشناس قرار گرفت.پرونده این مسأله توسط نیروهای سیاسی و انتظامی تشکیل شده و تحت بررسی و پیگیری است.(2/10/86)

3- به دنبال اعتراض وکلای اولیای دم نسبت به احکام صادره از سوی دادگاه‌های بدوی و تجدید نظر در مورد پرونده فوت زهرا کاظمی، این پرونده به شعبه 15 تشخیص دیوان عالی کشور ارجاع شد که این شعبه نیز پس از بررسی دلایل و مستندات، ایرادات وارده از سوی وکلا را وارد دانست و به همین علت پرونده را برای بررسی مجدد به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع کرد.(2/10/86)

4- مجید قاسمی فیض آبادی مدیرمسؤول روزنامه نسیم صبا که در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران و با حضور هیأت منصفه محاکمه می‌شد، در خصوص چهار اتهام مدعی العموم علیه نشریه متبوع خویش مجرم شناخته شد.

(3/10/86)

5- پس از حدود شش ماه از بازداشت آقای صدیق کبودوند مدیر مسئول نشریه پیام مردم برای او قراروثیقه 150 میلیون تومانی صادرشد (4/10/86)

6- در پی درخواست انجمن صنفی روزنامه‌نگاران از آیت الله هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاییه، مبنی بر ایجاد امکان درمان برای اجلال قوامی، وی برای درمان بیماری از زندان سنندج به مرخصی استعلاجی آمد. وی به سه سال زندان محکوم شده است.(4/10/86)

7- مدیرمسؤول هفته‌نامه بوتک (انور شکیب انصاری) که نشریه متبوعش در غرب کشور توزیع می‌شود، به اتهام «افترا، توهین و تشویش اذهان عمومی» به شعبه سوم بازپرسی دادسرای ایلام احضار و قرار بازداشت وی صادر شد. انصاری در حال حاضر به قید ضمانت آزاد است و پرونده نشریه در جریان رسیدگی قضایی قرار دارد.(5/10/86)

8- کاوه جوانمرد روزنامه‌نگار سنندجی از زندان سنندج به زندان مراغه منتقل شد. وی که از سوی دادگاه انقلاب به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون به تحمل دو سال حبس و تبعید به زندان مراغه محکوم شده بود، حدود یک سال است که در زندان سنندج محبوس است. وی در پرونده‌ای دیگر به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» محکوم به تحمل دو سال حبس شده که این حکم به تازگی از سوی دیوان عالی کشور نقض و به دادگاه تجدید نظر استان کردستان ارجاع شده است.(9/10/86)

9- سرانجام پس از احضارهای پی در پی مدیرمسؤول و اعضای شورای سردبیری هفته‌نامه کرفتو در کردستان به اداره اطلاعات، فرماندهی نیروی انتظامی، اطلاعات نیروی انتظامی، اداره عملیات پلیس امنیت عمومی و معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد، پرونده انتشار هفته‌نامه یادشده به طور دائم باطل شد. آکو کردنسب و کاوه جوانمرد از خبرنگاران این هفته‌نامه در حال حاضر در حال گذراندن دوران محکومیت در زندان هستند.(9/10/86)

10- هیأت منصفه مطبوعات در پی برگزاری نشست محاکمه نشریه زاگرس در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران، پس از بررسی اتهامات وارده به این نشریه، علی قنبری مدیرمسؤول زاگرس را مجرم دانست. «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، افترا، توهین و نشر مطالب خلاف واقع» اتهامات وارده به زاگرس عنوان شده است. هیأت منصفه قنبری را مستحق تخفیف ندانست.(9/10/86)

11- صالح نیکبخت وکیل مدافع برهان لهنی و بهرام ولدبیگی (مدیر مسؤول و سردبیر ئاشتی) اعلام کرد که نسبت به حکم توقیف روزنامه ئاشتی که توسط دادگاه کیفری استان کردستان صادر شده درخواست تجدیدنظر خواهد کرد. «اهانت به رهبر جمهوری اسلامی یا مراجع مسلم تقلید» و «انتشار عکس‌ها و تصاویر خلاف عفت عمومی و اصرار بر آن» دو اتهام وارده به این روزنامه است. مدیرمسؤول و سردبیر ئاشتی علاوه بر توقیف روزنامه، هریک به میزان یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده‌اند.(9/10/86)

12- جلسه رسیدگی به اتهامات مرتضی لطفی در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران با حضور هیأت منصفه دادگاه مطبوعات و به ریاست قاضی حسینیان برگزار شد. «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، افترا و تهمت و توهین موضوع شکایت آیت الله اراکی، هیأت یاسین، شرکت پال، شرکت ایرالکو و معاون بازرسی وزارت دفاع و سازمان اتکا» اتهامات ایراد شده علیه روزنامه کار و کارگر بوده است.(9/10/86)

13- محمد شریف وکیل مدافع مدیرعامل سابق خبرگزاری ایلنا از تعیین وقت 23 اردیبهشت ماه سال 87 برای برگزاری دومین جلسه دادگاه موکلش در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران خبر داد. شاکیان این رسانه وزارت علوم، دانشگاه امیرکبیر و فردی که خود را نماینده انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر معرفی کرده هستند که در نخستین جلسه دادگاه که مهرماه سال جاری برگزار شد به بیان شکایت‌های خود پرداختند. مدیرعامل ایلنا برای رسیدگی به یکی دیگر از پرونده‌های اتهامی علیه خود باید در روز 24 دی ماه جاری به دادگاه برود.(10/10/86)

14- حمیدرضا زاهدی گورابی به منظور رسیدگی شعبه 1083دادگاه عمومی تهران به اتهامات وارده به وی دال بر «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» و «انتشار مطالب خلاف واقع» به دستگاه قضایی احضار شد.(10/10/86)

15- نیروهای لباس شخصی و افرادی منتسب به بسیج با حمله به دفتر روزنامه اصلاح‌طلب «تحلیل روز» ضمن برهم ریختن تجهیزات و امکانات روزنامه، یکی از اعضای تحریریه به نام محمدحسن شلتوک کار را مجروح کردند.(11/10/86)

16- جلوه جواهری و مریم حسین خواه از فعالان بازداشت شده حقوق زنان و وب نگار، با تودیع قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شدند.(13/10/86)

17- «رابرت تیت» که از سه سال پیش در تهران مستقر بود، در پی مخالفت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تمدید روادیدش، همراه همسر ایرانی خود به لندن بازگشته است.بر اساس اطلاعات رسیده، تیت به خاطر چند بار نگارش مقالات تند در خصوص مسایل ایران و اخیراً بیان مطالب نامتعارفی علیه آیت‌الله خامنه‌ای، به عنوان عنصر نامطلوب شناخته شده است.(15/10/86)

18- انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران در نشست خود ضمن بررسی شکایت‌های رسیده مبنی بر مشکلات موجود خود در رابطه با صدور ویزا برای روزنامه‌نگاران، از وزارت امور خارجه و همچنین سفارتخانه‌های کشورهای خارجی مستقر در ایران درخواست کرد همکاری و مساعدت لازم را برای رفع این مشکل با روزنامه‌نگاران داشته باشند.(16/10/86)

19- جلسه رسیدگی به اتهامات سیدمرتضی سجادیان، مدیرمسؤول روزنامه «کارگزاران» در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران، با حضور هیأت منصفه و به صورت علنی به ریاست قاضی شهرابی فراهانی برگزار شد.

مدیرمسؤول روزنامه کارگزاران متهم به انتشار مطالب مشتمل بر افترا از طریق انتشار مطلبی تحت عنوان تخلفات مالی معاون رییس جمهور، موضوع شکایت اسفندیار رحیم مشائی است.(16/10/86)

20- جلسه رسیدگی به اتهامات ناصر حسینی آشتیانی، مدیرمسؤول هفته‌نامه به سوی افتخار در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران، با حضور هیأت منصفه و به صورت علنی برگزار شد.هیأت منصفه مطبوعات پس از استماع اظهارات نماینده مدعی العموم و دفاعیات مدیرمسؤول، این هفته‌نامه را در خصوص اتهام توهین به اتفاق آراء مجرم شناخت.(16/10/86)

21- جلسه رسیدگی به اتهامات روزنامه اقتصاد پویا که قرار بود در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران و با حضور هیأت منصفه برگزار شود، به دلیل تغییر نشانی متهم و بلااقدام ماندن اخطاریه، تجدید و به وقت دیگری موکول شد.به گفته آذرتاش (نماینده مدعی العموم) این پرونده به شکایت شرکت تعاونی مسکن سازمان نظام پزشکی تشکیل شده است.(16/10/86)

22- دادگاه رسیدگی به جرایم مطبوعاتی سیدمرتضی نبوی، مدیرمسؤول روزنامه رسالت، امروز تشکیل و با درخواست استمهال وی موافقت گردید.این محاکمه مطبوعاتی در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران با حضور اعضای هیأت منصفه دادگاه مطبوعات برگزار شد.(23/10/86)

23- شکایت‌های سیدحسین موسویان (معاون مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو ارشد تیم سابق مذاکره کننده هسته‌ای) و مجمع تشخیص مصلحت نظام از مدیر سایت اینترنتی انصارنیوز در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران رسیدگی می‌شود.اتهام مدیر سایت انصارنیوز در این پرونده، توهین، افترا و نشر اکاذیب عنوان شده است.(23/10/86)

24- جلسه رسیدگی به شکایت وزارت کار و امور اجتماعی از خبرگزاری کار ایران (ایلنا) در شعبه 1059 دادگاه عمومی تهران برگزار شد.(24/10/86)

25- پرونده فوت زهرا کاظمی برای ارجاع به دادگاه کیفری استان تهران، در دو بخش به دادسرا و شعبه 34 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارسال شد.(24/10/86)

26- پرونده باقی به دادگاه انقلاب ارجاع شدیکی از وکلای مدافع عمادالدین باقی، رییس هیأت مدیره انجمن دفاع از حقوق زندانیان از ارجاع پرونده موکلش به شعبه 15 دادگاه انقلاب خبر داد.(25/10/86)

27- بنا به اعلام محمد پرویزی مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد، روزنامه آریا که قرار بود تا چند روز دیگر انتشار سراسری خود را آغاز نماید، شامل ماده 16 قانون مطبوعات شده و اجازه انتشار ندارد.(30/10/86)

28- فاطمه سلمانی مرادی مدیرمسؤول نشریه جایزه به اتهام استفاده ابزاری از تصویر زنان در طرح جلد مجله از سوی شعبه 76 دادگاه کیفری تهران مجرم شناخته شد هیأت منصفه پس از رسیدگی، متهم را به اتفاق آراء مجرم تشخیص داد و مستحق تخفیف در مجازات ندانست.(30/10/86)

29- جلسه رسیدگی به اتهامات مدیرمسؤول ماهنامه «سینمای امروز» در شعبه 76 دادگاه کیفری به ریاست قاضی شهرابی فراهانی و با حضور هیأت منصفه، برگزار و رسیدگی به این پرونده به وقت دیگری موکول شد.(30/10/86)

30- جلسه رسیدگی به اتهامات قلی شیخی، مدیر مسؤول روزنامه توسعه در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی شهرابی فراهانی به صورت علنی و با حضور هیأت منصفه، برگزار و رسیدگی به این پرونده به تاریخ دیگری موکول شد.(30/10/86)

31- هیأت نظارت بر مطبوعات در جلسه هفته جاری خود با انتشار روزنامه «وطن امروز» موافقت کرد و امتیاز نشریه دولتی «آتیه» را نیز از هفته‌نامه به روزنامه تغییر داد.(2/11/86)

32- وکیل مدافع ژیلا بنی یعقوب از برگزاری دادگاه موکلش در شعبه 13 دادگاه انقلاب خبر داد.(6/11/86)

33- جلسه رسیدگی به اتهامات الیاس حضرتی، مدیرمسؤول روزنامه اعتماد که قرار بود امروز در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران برگزار شود، به علت به حد نصاب نرسیدن اعضای هیأت منصفه مطبوعات تجدید و به زمان دیگری موکول شد.اتهامات حضرتی در این پرونده «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، تحریک افراد و گروه‌ها به ارتکاب اعمالی علیه امنیت، حیثیت و منافع نظام و انتشار تصاویر برخلاف عفت عمومی» دایر بر شکایت شاکیان خصوصی و مدعی‌العموم عنوان شده است.(7/11/86 )

34- جلسه رسیدگی به اتهامات سید مرتضی نبوی، مدیر مسؤول روزنامه رسالت، در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسینیان و با حضور هیأت منصفه برگزار شد.بر اساس اعلام رئیس دادگاه در این مورد 17شکایت از مدیر مسؤول روزنامه رسالت صورت گرفته که در 12 مورد، شکات اعلام رضایت کرده‌اند.هیأت منصفه دادگاه مطبوعات پس از جلسه بررسی اتهامات مدیر مسؤول روزنامه رسالت در چهار مورد شکایت مطرح شده در مجازات نظر به تبرئه و در یک مورد (شکایت مهین کرمانی) با اکثریت آراء وی را مجرم و مستحق تخفیف دانست.(7/11/86)

35- غلامحسین واحدی پورتبریزی مدیر مسؤول روزنامه‌های «خبر» و «خبر ورزشی» از سوی شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به پرداخت هفتصد هزار تومان جزای نقدی بدل از شش ماه حبس تعزیری محکوم شد.(8/11/86)

36- هیأت نظارت بر مطبوعات با صدور رای اعلام کرد!«بر اساس تصمیم جلسه مورخ هشتم بهمن 86 به استناد تبصره ماده یازده قانون مطبوعات ماهنامه زنان لغو مجوز شده است».(10/11/86)

37- جلسه رسیدگی به اتهامات مدیر سایت عدالتخانه در شعبه 12 دادسرای کارکنان دولت و رسانه برگزار شد.(10/11/86)

38- سیدمرتضی سجادیان، مدیرمسؤول روزنامه کارگزاران به استناد حکم صادره از سوی شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به اتهام «افترا» به 300 هزار تومان جزای نقدی محکوم شده شاکی این پرونده اسفندیار رحیم مشایی، رییس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی است.(13/11/86)

39- دادگاه هفته‌نامه تمدن هرمزگان به مدیر مسؤولی علی دیرباز در شعبه 44 دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی ساعدی برگزار شد که هیأت منصفه مطبوعات با اکثریت آراء متهم را مجرم دانست و مستحق تخفیف در مجازات نشناخت. اتهام این هفته‌نامه «اهانت به مسؤولان نظام جمهوری اسلامی» عنوان شده بود.(14/11/86)

40- هوشمند سفیدی مدیر مسؤول روزنامه آرمان که به اتهام «نشر مطالب خلاف واقع و تحریص و تشویق افراد به ارتکاب اعمال علیه امنیت کشور» با رأی اکثریت اعضای هیأت منصفه مجرم شناخته شد و اعلام شد که مستحق برخورداری از تخفیف در مجازات نیست.(14/11/86)

41- رسیدگی به جرایم مطبوعاتی مدیر مسؤول روزنامه اقبال که قرار بود در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران انجام شود به دلیل عدم حضور متهم به وقت دیگری موکول شد.اتهامات مرتضی فلاح «ایجاد اختلاف بین اقشار جامعه، تبلیغ علیه نظام، نشر مطالب خلاف واقع، استفاده ابزاری از تصویر زن، ترویج مطالبی که به اساس جمهوری اسلامی لطمه وارد می‌کند و تشویق افراد به ارتکاب اعمالی علیه امنیت کشور» عنوان شده است .است.(14/11/86)

42- ماهنامه "عصر پنجشنبه " که در حوزه ادبیات داستانی منتشر می‌شد، توسط هیأت نظارت بر مطبوعات و به دلیل انتشار مطالبی دال بر «توهین به انبیای الهی» و مستند به بند یک و هشت از ماده شش قانون مطبوعات امتیاز انتشار خود را از دست داد.نشریه عصر پنجشنبه از سابقه انتشار 9 ساله برخوردار و بیش از صد شماره از آن چاپ شده بود.(17/11/86)

43- یکی از اولیای دم سانحه سقوط هواپیمای سی-130 حامل خبرنگاران و جمعی از پرسنل ارتش از ابلاغ اعتراض خود و دو تن دیگر از اولیای دم این پرونده به رأی صادره از سوی دادگاه نظامی خبر داد.(17/11/86)

44- محمد غریبانی مدیر مسؤول هفته نامه توقیف شده "مبین" با اکثریت آراء اعضای هیأت منصفه مجرم شناخته شد و استحقاق تخفیف در مجازات را نیافت.(21/11/86)

45- دادگاه مرتضی الویری قرار بود در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسینیان و با حضور اعضای هیأت منصفه مطبوعات تشکیل شود، به دلیل درخواست الویری و وکیل مدافع وی مبنی بر مطالعه پرونده برگزار نشد و دادگاه ضمن موافقت با تقاضای استمهال، این جلسه را تجدید و رسیدگی به اتهامات مدیر مسؤول وقت روزنامه همشهری را به زمان دیگری موکول کرد.اتهامات الویری در این پرونده «انتشار مطالب خلاف واقع» و «توهین و افترا» دایر بر شکایت معاون وقت دادگستری استان تهران عنوان شده است.(21/11/86)

46- در پی صدور بخشنامه‌ای توسط رئیس قوه قضاییه مبنی بر ممنوعیت اجرای مراسم اعدام در ملاء عام و نیز «ممنوعیت انتشار تصاویر مربوط به اعدام در رسانه‌ها»، انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران با ارسال نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضاییه مراتب نگرانی خود در خصوص تحدید دایره فعالیت رسانه‌ها را اعلام کرد.(21/11/86)

47- قضات شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به زودی با ارجاع پرونده مرگ زهرا کاظمی به این شعبه، رسیدگی به این پرونده را در دستور کارشان قرار خواهند داد.(22/11/86)

48- به گفته علیرضا ملکیان، معاون مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پایگاه اطلاع‌رسانی نوسازی اینترنتی مسدود شد.به گفته این مقام دولتی پایگاه فوق توسط کار گروه موضوع این آیین‌نامه به دلیل اهانت به اشخاص به ویژه شخصیت‌های روحانی مسدود شده است.(24/11/86)

49- دادستان عمومی و انقلاب تهران از فیلتر شدن پنج پایگاه اینترنتی داخلی به علت «ارتکاب تخلف انتخاباتی» خبر داد.(25/11/86)

50- دادگاه مدیر مسئول آینه نوبه ریاست قاضی شهرابی فراهانی و با حضور هیأت قضایی و هیأت منصفه برگزار شد.در خاتمه جلسه دادگاه اعضای هیأت منصفه مدیر مسؤول آینده نو را مجرم تشخیص دادند.(28/11/86)

51- دادگاه رسیدگی به جرایم مطبوعاتی مدیر مسؤول روزنامه اسرار با حضور هیأت منصفه دادگاه مطبوعات به تصدی قاضی شهرابی فراهانی در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران برگزار و ادامه رسیدگی به آن به جلسه دیگری موکول شد.(28/11/86)

52- هیأت نظارت بر مطبوعات روزنامه جمهوریت را به استناد ماده 16 قانون مطبوعات لغو امتیاز کرد.

( 29/11/86)

53- مدیر مسؤول روزنامه «کارون» به شعبه 12 دادسرای کارکنان دولت، احضار و توسط بازپرس شعبه تفهیم اتهام شد،پس از تفهیم اتهام و دفاعیات مدیر مسؤول، بازپرس شعبه 12 برای ادامه دادرسی پرونده قرار کفالت صادر کرد.(1/12/86)

54- حسین نوبختیان مدیر مسؤول سایت نوسازی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.وی با شکایت مدعی‌العموم و برگزاری جلسه باز پرسی در شعبه 12 دادسرای عمومی تهران و با حکم قاضی مرتضوی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.(6/12/86)

55- دادگاه رسیدگی به پرونده جرایم مطبوعاتی مدیر مسؤول هفته‌نامه ماهین به صورت علنی و با حضور هیأت منصفه دادگاه مطبوعات به تصدی قاضی سیامک مدیر خراسانی در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد.هیأت منصفه پس از بررسی اتهامات سیداحمد حسینی ماهینی و شنیدن دفاعیات این مقام مطبوعاتی، وی را به اتفاق آراء مجرم دانست که مستحق استفاده از تخفیف مجازات نیست.

56- دادگاه رسیدگی به اتهامات مدیر مسؤول نشریه «دیروز، امروز، فردا» که قرار بود در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شود، به دلیل عدم حضور متهمان تجدید وقت شد.اتهام این نشریه «نشر مطالب خلاف واقع» است.(12/12/86)

57- جلسه رسیدگی به اتهامات حمید استاد، مدیر مسؤول سایت «انصارنیوز» به شکایت سیدحسین موسویان و مجمع تشخیص مصلحت نظام در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسینیان و به صورت علنی برگزار شد.(12/12/ 86)

58- دادگاه رسیدگی به جرایم مطبوعاتی مصطفی کواکبیان مدیر مسؤول روزنامه مردمسالاری که قرار بود در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران تشکیل شود به علت عدم حضور وی تجدید وقت شد.(12/12/86)

59- حکم بهمن احمدی امویی، روزنامه‌نگار که از سوی شعبه سیزده دادگاه انقلاب به شش ماه حبس تعلیقی محکوم شده بود، از سوی دادگاه تجدیدنظر تأیید شد.(12/12/86)

60- جلسه رسیدگی به اتهامات مدیر مسؤول نشریه اقتصاد پویا در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی مدیر خراسانی و با حضور اعضای منصفه مطبوعات برگزار شد.(12/12/86 )

61- سعید ابوطالب، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی از ایسکانیوز به اتهام افترا و نشر اکاذیب شکایت کرد.(14/12/86 )

62- سازمان تأمین اجتماعی از بهروز روزبه مدیر مسؤول سایت «ناگفته‌ها» به اتهام افترا و نشر اکاذیب شکایت کرد.(14/12/86)

63- درپی شکایت حسین انتظامی، مدیرعامل مؤسسه همشهری، از هوشنگ صدفی، روزنامه‌نگار سابق این روزنامه، این پرونده در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسینیان با حضور نماینده دادستان رسیدگی شد.(14/12/86)

64- به دنبال تحصنی که توسط هواداران یکی از نامزدهای ردصلاحیت شده گرگانی کاندیدای انتخابات دوره هشتم مجلس] در مقابل فرمانداری این شهرستان صورت گرفته بود، سرهنگ گرزین فرماندار گرگان با حمله به سوی

یک خبرنگار نشریه محلی گلستان با پرتاب لگد و فحاشی به وی، دستور شکستن دوربین و ضرب و شتم عکاس را به اطرافیان خود داد.(18/12/86)

65- جلسه رسیدگی به اتهامات حمیدرضا زاهدی گورابی مدیر مسؤول روزنامه توقیف شده دوران امروز به علت به حد نصاب نرسیدن هیأت منصفه تشکیل نشد و به وقت دیگری موکول شد.«نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و انتشار مطالب خلاف واقع»، اتهامات "دوران امروز" عنوان شده است.(19/12/86)

66- علی محقق نسب روزنامه‌نگار افغان و مدیر ماهنامه حقوق زن در تاریخ 14 اسفندماه در شهر قم توسط مأمورین نهاد اطلاعاتی بازداشت شد.(22/12/86)

67- جلسه رسیدگی به اتهامات روزنامه «یاس نو» به مدیر مسؤولی محمد نعیمی‌پور در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی مدیر خراسانی و با حضور هیأت منصفه مطبوعات برگزار شد و به دلیل ناقص ماندن دفاعیات و ضیق وقت ادامه جلسه به وقت دیگری موکول شد.(26/12/86 )

68- در جلسه هیأت نظارت بر مطبوعات که در تاریخ بیستم اسفندماه برگزار شد 9 نشریه به استناد تبصره ماده یازده قانون مطبوعات لغو مجوز شدند. اسامی نشریاتی که توسط هیأت نظارت بر مطبوعات لغو امتیاز شده‌اند عبارت است از دو هفته‌نامه «دنیای تصویر»، ماهنامه «بازنگری»، دوهفته‌نامه «صبح زندگی»، هفته‌نامه «ندای ایران»، ماهنامه «هفت»، ماهنامه «شوکا» و دوهفته‌نامه «هاوار».همچنین به سیزده نشریه دیگر به منظور رعایت مفاد قانون مطبوعات تذکرداده شد.(26/12/86 )

69- با حضور شیرین عبادی و محمد سیف‌زاده، وکلای پرونده فوت زهرا کاظمی جلسه‌ای در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به صورت غیر علنی برگزار شد.(27/12/86)


قسمت دوم :

ششمین گزارش سالانه کانون مدافعان حقوق بشر

از وضعیت حقوق بشر در ایران (1386 )

بخش اول – حقوق مدنی و سیاسی

حقوق مدنی و سیاسی را به درستی ، به عنوان محور استراتژی دفاعی افراد علیه استفاده سر کوبگرانه حکمرانان از قدرت معرفی کرده اند .به رغم پیوستن دولت ایران به میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی در اردیبهشت ماه 1354 و پایگاه مستند این معاهده الزام آور در نظم حقوقی داخلی طبق ماده نه قانون مدنی و جایگاه مناسبی که "حقوق ملت" در فصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به خود اختصاص داده است ، متاسفانه رویکردهای امنیتی و برخوردهای قضایی غیر قانونی امنیت و آزادی عمده فعالان سیاسی – اجتماعی دگر اندیش و کوشندگان و مبارزان راه حقوق بشر را با مخاطره شدید روبرو کرده است که اغلب موارد در تعارض با حقوق اساسی ملت طبق قانون اساسی و قوانین موضوعه بوده و ناقض مواد 19،18،13،12،11،9،7،5،3،2،1و 20 اعلامیه جهانی حقوق بشر و مواد متناظر با آن در میثاق الزام آور حقوق مدنی و سیاسی به شمار می آید . گزارش کلی وضعیت برخی از قربانیان نقض گسترده این حقوق در سال گذشته به قرار زیر است :

1 – وضعیت فعالان سیاسی – اجتماعی دگر اندیش

به رغم حق زندگی ، امنیت شخصی ، آزادی عقیده و بیان ، آزادی مذهب ، ممنوعیت شکنجه و رفتار غیر انسانی ، منع توقیف یا حبس یا تبعید خودسرانه و ... در سال 86 نیز دگر اندیشان و دگر باشان غیر همسو با سیاستهای حاکم اعم از هر نحله و اندیشه ای با فشارها ، محدودیت ها ، ارعاب ها و محکومیت های بسیاری مواجه شدند . در سال گذشته ، دست کم 7 نفر از این فعالان به مراجع امنیتی یا قضایی احضار شدند ،43 نفر بازداشت ، 18 نفر محاکمه و 60 نفر نیز به مجازاتهای ترذیلی یا سالب آزادی از قبیل شلاق و حبس محکوم گردیدند و یک نفر هم به اعدام رسید . بر خورد با اقلیتهای مذهبی و تبعیض و محروم سازی آنها از حقوق برابر و مساوی با سایر افراد ملت همچنان ادامه داشت .بسیاری از معتقدان به کیش بهاییت به صرف تعلق مذهبی خود از حق تحصیل در دانشگاهها ، کار ، و فعالیتهای اجتماعی محروم شدند .سرکوب خشونت آمیز دراویش گنابادی و صدور احکام سنگین جزایی و تخریب حسینیه مذهبی آنان حکایتی آشکار از نابردباری و عدم تساهل مذهبی –اجتماعی حاکمیت حتی با افراد معتقد به مذهب رسمی کشور است . حق ایجاد تشکل و حزب ، فعالیت احزاب ،حق تجمع و راهپیمایی با موانع جدی امنیتی روبرو بود . صدور احکام اعدام رو به افزایش و محکومیت و اجرای حکم اعدام در مورد اشخاص زیر 18 سال کماکان استمرار داشت. انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی با اعمال نظارت استصوابی شورای نگهبان و در شرایطی ناعادلانه و غیر آزاد بر گزار گردید و حق آزادی برگزیدن و برگزیده شدن نادیده گرفته شد.

2- وضعیت کتاب و مطبوعات ، نویسندگان و روزنامه نگاران

فعالین منتقد عرصه کتاب و مطبوعات در سال گذشته نیز همچون همیشه آماج تهدید و تنگنا ،محرومیت، محدودیت، بازداشت، محاکمه و محکومیت بودند . با روی کار آمدن دولت نهم آزادی بیان و قلم ،و آزادی کسب و نشر اطلاعات بیش از پیش به محاق رفت و سختگیرانه ترین سیاستهای رسمی بر فضای فرهنگی حاکم شد.

در سال پیش، دست کم 41 نفر از مدیران مسئول روزنامه ها و مجلات به محاکم احضار شدند و 19 نفر از اصحاب رسانه، مدتی را در بازداشت بسر بردند .حدود 68 جلسه محاکمه قضایی برگزار شد و 32 نفر با احکام جزایی اعم از حبس، شلاق و جریمه نقدی محکوم شدند .عده ای نیز به وسیله افراد ناشناس مورد ضرب وشتم و آسیبهای بدنی قرار گرفتند .

در سال 86 پروانه فعالیت حداقل 17 نشریه اعم از روزنامه، هفته نامه وماهنامه بر خلاف اصل 168 قانون اساسی و تبصره یک ماده 20 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1373 و اصلاحی 1381، بدون محاکمه عادلانه و در حضور هیات منصفه، صرفاً با نظر هیات عالی نظارت بر مطبوعات لغو شد و در دومورد نیز دفاتر آنها پلمپ گردید.

همچنین سانسور و اعمال فشارهای غیر آشکار به اوج خود رسید . بسیاری از کتابهایی که پیشتر مجوز نشر گرفته بودند از مجوز چاپ مجدد محروم شدند و برخی از آنها از سطح کتاب فروشی ها جمع آوری گردید. روند اعطای مجوز نشر به طرز ناموجه و مانع آفرینی به درازا کشید و به کتابهایی که مروج و مدافع سیاستهای رسمی نبودند اساساً یا مجوز داده نشد یا به شرط حذف و مطالب غیر همسو اجازه انتشار داده شد .در حوزه مطبوعات،دستورالعملهای صادره از سوی نهادهای امنیتی از جمله شورای عالی امنیت کشور مطبوعات را از طرح و تحلیل برخی موضوعات مورد مناقشه ازجمله بحث مذاکره با آمریکا ،انرژی هسته ای، فعالیتهای صنفی کارگران و معلمان و ... ممنوع کرد و بر خورهای ارعاب آور صورت گرفته فضای خفقان آمیز خود سانسوری را بر اهالی مطبوعات حاکم نمود.

ضمن اینکه در کنار فیلترینگ گسترده سایتها و وبلاگهای اینترنتی منتقد سایتهای رسمی ،دست کم هشت سایت خبری و تحلیلی دارای پایگاه داخلی به دستور مقامات امر مسدود گردید.

3 – وضعیت دانشگاهها و فعالان دانشجویی

دانشجویان در ایران همواره پیشگام فعالیتها و مبارزات سیاسی و اجتماعی و پیشرو " راه دشوار آزادی " بوده اند .پس از بی مهری هایی که در فضای نسبتاً آزاد ایام دولت اصلاحات بر آنان رفت ، با ظهور دولت نهم و اعمال سیاست های محدود کننده در دانشگاهها ، هزینه فعالیتهای سیاسی تشکل های دانشجویی بیش از هر زمان دیگری بالا رفت و احضار و بازجویی ،بازداشت ،محکومیت های جزایی ، اخراج، تعلیق و محرومیت از تحصیل در سطح بسیار نگران کننده ای افزایش یافت .

در سال پیش ، تعداد 178 نفر از دانشجویان ناراضی به کمیته های انضباطی دانشگاهها احضار شدند و تعداد 45 نفر به دلیل فعالیتهای سیاسی – اجتماعی خود در دادسراهای عمومی و انقلاب مورد بازجویی قرار گرفتند .همچنین 108 نفر دستگیر و بازداشت شدند، 5 نفر محاکمه و در 15 مورد هم محکومیتهای جزایی اعم از حبس، شلاق و جریمه نقدی برای دانشجویان به ثبت رسید .

دانشجویان حداقل در 305 مورد با احکامی از قبیل تذکر،توبیخ،تعلیق محرومیت از تحصیل بوسیله کمیته های انضباطی محکوم شدند .5 نفر از دانشجویان و 7 نفر از مدرسان از دانشگاه اخراج گردیدند و در این میان ،دانشجویی نیز تحت شکنجه های ماموران امنیتی در سنندج به قتل رسید .

نیز فعالیت سه انجمن دانشجویی تعلیق و مجوز فعالیت سه انجمن دیگر لغو گردید. در کنار این موارد ،ده نشریه دانشجویی نیز تعطیل شدند .

4- وضعیت زنان

خواسته های برابری خواهانه زنان در جامعه در حال گذار ایران ،روزبه روز و همپا با تحولات جهانی در حال گسترش است .با این حال و صرفنظر از وجود برخی مقاومتهای فرهنگی در جامعه ، این حاکمیت است که در مقابل طرح و تعقیب این خواسته ها، برچیدن بساط قوانین مبتنی بر تبعیض جنسی و تشکیل انجمن ها و بر پایی اجتماعات مدنی و مسالمت آمیز زنان به شدت واکنش نشان می دهد . از جمله موارد برجسته و آشکار نقض حقوق زنان در سال گذشته ،اجرای طرح موسوم به امنیت اجتماعی و مقابله با بد حجابی بود که با چشم پوشی از اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها و فارغ از قوانین موضوعه، حریم خصوصی و حیطه آزادی و امنیت شخصی و اجتماعی صد ها هزار نفر از زنان کشور به بهانه اصلاح ظواهر نامناسب آنان ،با بدترین نوع رفتارها بوسیله ماموران انتظامی نقض شد و در فقدان نظارت پاسبانان حقوق فردی و اجتماعی مردم این رویه همچنان استمرار دارد.

در سال 86، حدود 31 نفر از فعالان زنان به دادسراها احضار شدند ، 8 نفر در محاکم محاکمه و قریب به 41 نفر بازداشت گردیدند . همچنین احکام جزایی حبس، شلاق و جریمه نقدی برای 9 نفر از زنان فعال صادر شد و دست کم سه سایت اینترنتی فعال در زمینه حقوق زنان فیلتر شد .

5- اعدام های غیر قانونی و اعدام اشخاص زیر 18 سال

صدور احکام و اجرای مجازات اعدام به رغم انتقادات فراوانی که از موضع جرمشناسی به آن وارد است ، در سال گذشته رشد صعودی داشت. بسیاری از اعدام ها، ازجمله احکام مربوط به محکومیت افراد موسوم به "اراذل و اوباش " در اجرای رشته عملیاتهای قانون گریزانه طرح امنیت اجتماعی ، با توجه به شتابزدگی ها وعدم رعایت قواعد آمره آیین دادرسی کیفری ، نقض حقوق بشر بود . همچنین صدور غیر قانونی احکام اعدام و اجرای آن نسبت به اشخاص زیر 18 سال وجود داشت و از این دست ، در سال گذشته دست کم مجازات نه نفر به اجرا در آمد .

بخش دوم – حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی

حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ناظر بر مسئولیت دولتها در تامین و تضمین رفاه شهروندان و ناشی از مسئولیت اجتماعی آنان است . این حقوق به بستر و زمینه ای اجرایی وابسته اند که دولتها باید به عنوان حامی و تامین کننده به تضمین آن اقدام کنند اما،روشن است که برای گسترش این حمایتها و تحول و توسعه متوازن لاجرم باید اراده سیاسی وجود داشته باشد. به رغم پیوستن دولت ایران به میثاق بین المللی حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی 1966 که در کنار منع مداخله دولت در حوزه حقوق و آزادیهای اساسی، تعهدات مثبت و ایجابی بر دولت بار کرده است، همچنین وجود تصریحات قانون اساسی در این زمینه، دولت نه تنها تلاش موثر و واقعی برای تامین و تضمین این حقوق به عمل نیاورده است که، سیاستگذاری های ناکارآمد و غیراصولی و سوءمدیریت ها بر وخامت ناگواری های موجود در ایران افزوده است. تورم بالای 20 %، سطح معیشتی پایین، فقدان رفاه و تامین اجتماعی، فقدان امنیت سرمایه گذاری و امنیت شغلی، دستمزد ناکافی و زیر خط فقر و... در کنار جلوگیری از ایجاد تشکل های مستقل صنفی و سرکوب فعالیتهای سندیکایی، چهره ای مخدوش و پریشان از وضعیت این حقوق در ایران سال 1386 ارائه داد. کارگران و معلمان از جمله ضعیف ترین اقشاری بودند که متاثر از روزهای سخت و بحرانی اقتصاد و سیاست ایران، دشواری های تلخی را تجربه کردند .

وضعیت معلمان و فرهنگیان
اجرای نظام هماهنگ پرداخت حقوق و مزایا برای کارکنان دولت و پرداخت مطالبات معوقه، دو خواسته اصلی فرهنگیان و اجتماعات صنفی آنان در سالهای گذشته بوده است. عدم تحقق وعده های مجلس و دولت، تعلل های بیش از حد و افزایش فشارهای اقتصادی برجامعه فرهنگیان، در سال 86 نیز آنان را به پیگیری خواسته ها و صورت دادن برخی تجمعات و اعتصابات واداشت .واکنش حاکمیت به این اعتراضات به حق ، بسیار شدید، سرکوبگرانه و توهین آمیز بود. در پی این اجتماعات ،تعداد زیادی از معلمان بوسیله محاکم اداری آموزش و پرورش و دادگاههای انقلاب اسلامی در سراسر کشور ، به تحمل مجازاتهایی محکوم شدند که از جمله آن است: دست کم 794 مورد کسر حقوق شغلی ،24 مورد انفصال از خدمت، یک مورد محرومیت از تصدی پست ستادی،3 مورد بازنشستگی زود هنگام، 4 مورد تعلیق از خدمت، 6مورد کاهش رتبه و گروه شغلی، 4 مورد محرومیت از تدریس، 5 مورد اخراج، یک مورد بازخرید از خدمت، یک مورد توبیخ با درج در پرونده، برکناری حدود 80 مدیر و معاون از سمت خود و 23 مورد تبعید ؛ همچنین 23 مورد احضار و بازجویی در دادسرا، 25 مورد محاکمه در دادگاههای انقلاب، 55 مورد بازداشت و 19 مورد حبس های تعزیری یا تعلیقی.

وضعیت کارگران و اتحادیه های کارگری
طبق ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر:"هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد . هر کس حق دارد برای دفاع ار منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه نیز شرکت کند ." اما اوضاع معیشتی، رفاهی و صنفی بیشتر کارگران در ایران ناگوار است . قوانین ناکارآمد کار، ضعف سیاستگذاری و نظارت دولت، دستمزدهای ناعادلانه و زیرخط فقر، عدم پرداخت بموقع دستمزدها، عدم امنیت شغلی، قراردادهای موقت کار، اخراجهای دسته جمعی، جلوگیری از ایجاد و فعالیت تشکلهای مستقل کارگری و ... هرکدام تنها بخشی از علل نابسامان وضعیت کارگران ایران است .با این همه گویا، دولت و حاکمیت هیچگونه حقی برای اعتراض و اعتصاب و پیگیری صنفی کارگان به رسمیت نمی شناسد و هر حرکتی را اقدام علیه امنیت ملی تلقی کرده و سرکوب می کند . در سال گذشته حداقل 36 مورد احضار به مراجع قضایی یا امنیتی، 8 مورد محاکمه، 31 مورد بازداشت و 31 مورد حبس، تنها به علت پیگیری مطالبات به حق صنفی دامنگیر جامعه کارگری شد .همچنین 789 مورد اخراج از کار، 8153 مورد عدم پرداخت به موقع حقوق و مزایا و 6 مورد مرگ به علت عدم ایمنی محیط کار، خود گویای آشفتگی و بی سامانی کار و کارگر در ایران اکنون است .

خاتمه

کانون مدافعان حقوق بشر"با اعلام مجدد ایمان خود به حقوق اساسی بشر ، حیثیت و ارزش شخصیت انسانی و به تساوی حقوق میان زن و مرد" و نکوهش و تقبیح نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران ، توجه ارکان تصمیم گیری ، اجرایی و قضایی کشور را به گزارش موارد نقض و تلاش برای اصلاح امور معطوف داشته ، یاد آور می شود عدم رعایت واقعی و موثر اصول و احکام حقوق بشر و احترام به حقوق اساسی ملت ،صرفنظر از زشتی اخلاقی و انسانی آن ، شکاف میان ملت و دولت را عمیق تر کرده و بنیان صلح و آسایش ، ثبات و استقرار و توسعه و ترقی کشور را فرو می ریزد. از یاد نباید برد تعهدات ناشی از حقوق بشر در اساس ، ناظر بر ارکان دولت (حاکمیت ) است و دولت ایران با پذیرش و تصویب میثاقین حقوق مدنی وسیاسی و حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ( 1966م.) در اردیبهشت ماه 1354 ، به رعایت وتضمین مفاد آنها ملتزم گشته و یکایک مواد آن طبق ماده نه قانون مدنی درحکم قانون داخلی بوده و قضات و محاکم دادگستری از توجه واستناد به آن ناگزیرند . بر این اساس ، نقض حقوق بشر از موجبات مسئولیت بین المللی دولت ایران بوده و پر پیداست که عواقب سوء آن همچون تحریم های اقتصادی در وهله اول ، گریبان ملت ایران را می فشارد!

کانون مدافعان حقوق بشر با دعوت به ایجاد شرایط لازم برای حفظ و احیای عدالت و احترام به تعهدات ناشی از قانون اساسی و معاهدات بین المللی ، و کمک به رشد اجتماعی و شرایط زندگی بهتر و آزادی بیشتر ، مسئولان و متصدیان مقامات مملکتی را به احترام به حقوق بشر ، رعایت آزادیهای اساسی و پشتیبانی از حقوق فردی و اجتماعی ملت ایران فرا می خواند و امیدوار است با فراهم شدن فضای آزاد و دموکراسی و حکومت قانون ، مردم ایران تضمین های موثر و مناسبی برای حقوق بشری خود بیابند .

با آرزوی ظهور دنیایی که در آن ، آزادی در بیان و عقیده و فراغت از ترس و فقر ، نه بالاترین آمال بشر، که واقعیت زندگی او باشد .


کانون مدافعان حقوق بشر

بهار 1387

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 13:49 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
گفت و گوي
آيت الله‌هاشمي رفسنجاني در گفت و گوي اختصاصي با موج :
ساختن اقتصاد كشور با شيوه گداپروري جواب نمي دهد
در حال حاضر بسياري از فعاليتهاي اقتصادي زيرزميني است

خبرگزاري موج -
گروه اقتصاد سياسي

با ابلاغ سياستهاي اصل 44 قانون اساسي و تاكيد مقام معظم رهبري بر اجراي صحيح اين قانون كه به تعبيري آن را انقلاب اقتصادي كشور ناميدند و همچنين با توجه به سياست‌هاي كلان مشخص شده در سند چشم انداز بيست ساله كشور، بايد گفت كه موانع و چالش‌هاي مختلفي با توجه به ساختار دولت محور اقتصادي كشور پيش روي دست اندركاران كشور قرار دارد.
بر اين اساس ، پس از اجرا و يا حين اجرايي شدن اين تصميمات و اين اصل از قانون اساسي نيز بايد ضمانت‌هايي وجود داشته باشد تا از مسير تعيين شده در قانون منحرف نشود. براي مشخص شدن و اطلاع رساني در خصوص تمامي جوانب اجرايي شدن خصوصي‌سازي واقعي و موضوعات مختلف مطرح در سطح جامعه و تصميم گيران و دست اندركاران و مسئولين، خبر گزاري موج با رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام كه اشراف كامل به اين قانون و سند چشم انداز بيست ساله كشور دارند، به گفت و گوي نشسته است كه در ذيل مي‌خوانيد:


اجراي اصل 44 قانون اساسي و سياستهاي ابلاغي، از زماني كه تصميم گرفته شد تاكنون، چه در خصوص تصميماتي كه در دولت بايد گرفته شود و چه در مجلس با چالشهاي عمده‌اي مواجه شده است. به نظر مي‌رسد اين چالش‌ها، مشكلاتي را در پي خواهد داشت كه در هر صورت بايد راهكاري انديشيده شود كه از اين فضاي چالشي خارج شويم و تبديل به يك فرآيند عملياتي شويم. به نظر شما چه راهكارهايي بايد مد نظر قرار گيرد تا از اين فضاي چالشي خارج شويم؟

از جمله نكاتي كه طراحان اين بحث مد نظر داشتند، همين بوده كه سياست‌هاي جديد در قانون برنامه‌هاي پنج ساله تبديل به قانون شود. البته سياست‌ها به خودي خود قانون اجرايي نيستند، بلكه احكامي‌اند كه قانون در آنها شكل مي‌گيرد.
اجراي برنامه پنج ساله چهارم (كه سياست‌هايش را مجمع تصويب كرد) بخشي از آن به دست دولت، بخشي دست قوه قضائيه و بخشي هم به عهده قوه مقننه بوده است. اگر چه ما از اجراي اين سياست‌ها به طور كامل راضي نبوده ايم، اما بخش زيادي را تحقق داده بود. اين تعبيري كه شما كرديد، درست همان تعبيري است كه رهبري به آن اشاره نموده اند. در جلسه اي كه سران سه قوه با من خدمت ايشان داشتيم، فرمودند: من از اين اقدام (اجرا شدن اصل 44) انقلاب اقتصادي را مد نظر داشته ام، منتها با دولت و مجلس آن زمان نتوانستيم آن را به نتيجه برسانيم.

اما چرا وقتي اين سياست‌ها نوشته شد، تحقق پيدا نكرد ؟

ما وظيفه داريم هر جا كه برنامه‌ها با سياست‌ها مطابقت ندارند، به عنوان ناظر جلوي آن را بگيريم. ما برنامه چهارم را تا حدودي قبول داشتيم، لذا مخالفتي نكرديم و فكر مي‌كنيم از اين به بعد با توجه به لايحه اي كه دولت به مجلس فرستاد و مجلس هم چيزهايي را تصويب كرد، اشكالاتي را هم شوراي نگهبان داشت، ما هم موارد عدم توافق را مشخص كرديم. مشكلات كوچكي بود كه از آنها صرفنظر كرديم و هشت يا نه مورد را وارد ديديم. اين منوال براي وضعيت موجود است. براي برنامه پنجم توسعه سياست‌ها در حال تدوين است. دولت هم با شعارهايي كه داد، با برنامه چهارم زياد موافق نبود، اكنون بايد خودش برنامه پنجم را بنويسد. سياست‌هاي كلي برنامه را بايد ما تهيه كنيم و به مقام معظم رهبري بدهيم كه ظرف يكي دو ماه آينده وقتي سياست‌ها به صحن علني بيايد و پس از كاركردن بر روي آنها، منطبق بر اصل 44 و سند چشم انداز و ساير سياست‌هاي كلي نظرات را مي‌دهيم.

ملاكهاي اقتصادي برنامه پنجم توسعه از نظر شما بايد چه رويكردي داشته باشد؟

بالاخره محور اصلي اصل 44 قانون اساسي، خصوصي سازي است. صدر اصل 44، كارهاي عمده نظام را به عهده دولت گذاشته بود، منتها ذيل آن نوشته شده كه اگر اين سياست‌ها باعث شود كه دولت به عنوان سهام‌دار بزرگ مطرح شود، بايد از آن جلوگيري كرد. تعبير اين است كه تا آنجايي معتبر است كه اولاً براي كشور مفيد باشد و ضرري نداشته باشد، ثانياً دولت تبديل به يك كارفرما و سرمايه‌دار بزرگ نشودو رهبري نيز تاكيد كردند كه ذيل اصل 44 را تفسير كنيد. يعني اگر دولت نخواهد اينطور باشد، چه كارهايي بايد صورت بگيرد؟ما بررسي كرديم و ديديم انحصاراتي كه به دولت داده شده، نمي‌تواند اقتصاد را شكوفا كند و راه را براي رفع انحصار باز كرديم. رهبري از ما يك مقدار جدي‌تر بودند و در نامه‌اي به بنده نوشتند كه نظر من اين است كه دولت به جز كارهايي كه مربوط به حوزه حاكميتي است، فعاليت‌هاي اجرايي انجام ندهد و بيشتر جنبه حاكميتي داشته باشد. نظر ايشان هم اين بود كه اين اتفاق سريع بيافتد، ما پس از بررسي‌ها به اين نتيجه رسيديم كه نمي‌شود به صورت فوري اين امور محقق گردد، چون بخش خصوصي توانايي انجام بسياري از كارها را ندارد و توانمندي‌هاي لازم به وجود نيامده خيلي از كارها را اگر دولت خود اقدام نمي‌كرد، مشكلات مردم حل نمي‌شد، كارهايي مثل راه، گازرساني و ..... كه نياز مردم است، به تعويق مي‌افتد. لذا ما پيشنهاد داديم كه سالي 20 درصد از سهم دولت در اقتصاد كاسته شده و ايشان هم قبول كردند و كوتاه آمدند.
نتيجه اين تصميم دو كار بود: يكي اينكه شركت‌هايي را كه دولتي هستند، به بخش خصوصي واگذار كند، دوم اينكه، بخش خصوصي هم وارد عرصه طرحهاي جديد شده و مثلاً در راه اندازي پالايشگاه‌ها، اتوبانها و ... اقدام نمايد. منتهاي مراتب مشكل اول كه واگذاري است راحت‌تر است اما تا كنون دولت در اين زمينه موفق نبوده است و نتوانسته به تعهدات خود در اين زمينه عمل كند. علناً بخش خصوصي هم وارد عرصه نشده و برخي شركت‌ها آمده اند و در عرصه واگذاري‌ها حضور داشته اند ولي بايد طوري اين اتفاق بيافتد كه بخش خصوصي جاي تمام شركت‌هاي دولتي را بگيرد. بخش خصوصي ما يا توانمند نيست يا هنوز اعتماد لازم را پيدا نكرده تا وارد مرحله اي شود كه به توليد بپردازد البته شايد اين بخش احساس مي‌كند آن آزادي‌هايي كه بايد در بخش اقتصاد وجود داشته باشد وجود ندارد. از طرفي سرمايه هم به صورت موجود وجود ندارد و يا بايد از خارج بياورند يا بايد از بانك‌ها طلب كنند و اين خود تعهداتي را در پي دارد لذا بايد زمينه خصوصي‌سازي مهيا گردد كه البته اين ميسر بايد به صورت جدي‌تر در برنامه پنجم به اجرا در آيد.

طي دهه‌هاي متمادي بخش خصوصي ما تحت تأثير حاكميت و مديريت دولتي، قادر به ايفاي نقش در خور و مستقل خود نبوده است و بنابر اعتقاد برخي از صاحبنظران، اقتصاد ايران همواره دولتي يا شبه دولتي بوده است. براي اينكه اين بخش قادر به ايفاي نقش مؤثر و مورد انتظار خود در سايه اجرايي شدن اصل 44 قانون اساسي باشد، چه ساز و كاري را بايد فراهم كرد؟ به تعبير بهتر موانع فرهنگي حضور بخش خصوصي در عرصه واگذاري شركت‌هاي دولتي چيست؟

يكي از موانع فرهنگي فضاي رواني است كه در جامعه انقلابي ما وجود دارد بعضي تصورشان بر اين است كه هر كسي كه كارهاي بزرگي انجام مي‌دهد طاغوتي و اشرافي است اما اگر همين افراد بطور مخفي فعاليت كنند و يا با در بانك گذاشتن پولهايشان در عرصه توليد وارد نشوند و به سفته بازي بپردازند از ديد آنها ايرادي ندارد.
اما وقتي آن پول تبديل به كارخانه شد بعضي نمي‌توانند تحمل كنند و شأني براي آن صاحب كار قائل نمي‌شوند. براي اين منظور ما براي خلق ثروت قانوني ارزش قائل شده ايم و بايد كارهايي انجام دهيم تا اين نگرش در بين مردم ترويج گردد. اگر مردم ما بفهمند كه كسي كه كارخانه اي توليد كرده يا پالايشگاهي را به راه انداخته و يا جاده اي را بر پا كرده ‌اينها جزو سرمايه‌هاي مملكت به حساب مي‌آيد و در اين سرزمين بر پا گرديده، سياري از مشكلات حل مي‌شود در صورتي كه اگر اين مسايل به وجود نيايد پول نقد خيلي راحت تر به خارج از كشور منتقل مي‌گردد. نكته مهم اين است كه ما بتوانيم افرادي كه پولدار هستند را وارد در عرصه توليد كنيم.
شما مشاهده كنيد در دولت جديد، بسياري از نيروهاي جوان بر سر كار آمده اند و افراد قديمي در كنار قرار گرفته اند از آنجا كه اين افراد سالها تجربه دارند و از لحاظ فكري و عقيدتي پايبندي به نظامشان ثابت شده است. از طرف ديگر متفكر و كوشا هستند از دولت خارج شده اند و بيرون از آن فعاليت مي‌كنند اين افراد مي‌توانند بخش خصوصي را فعال كرده و به صورت مشاوره اي و گونه‌هاي مختلف ديگر وارد عرصه شده و كارهاي بزرگ را انجام دهند. اين امر در همه جاي دنيا اتفاق مي‌افتد. زيرا اين افراد شناخته شده اند، مورد اعتمادند و امين هستند و بخاطر داشتن تجربه راحت مي‌توانند فعاليت‌هاي بزرگ را انجام دهند. لذا با اين افراد مي‌توان بخش خصوصي نيرومند انقلابي را شكل داد ولي اين افراد هم ترس اين را دارند كه انگ سرمايه دار و طاغوتي و دنياپرست به آنها بخورد، معمولاً وارد نمي شوند.

با اين توجه فقط بخش اقتصادي نيست كه بايد بسترساز اجرايي شدن سياست‌هاي اصل 44 قانون اساسي باشد و به نظر مي‌رسد فرهنگ عمومي كشور هم بايد تلاش‌هايي كند و ساختارهاي فرهنگي كشور بايد تحولاتي داشته باشد. في الواقع چه انتظاري از فرهنگ عمومي يا ساختارهاي فرهنگي كشور داريد؟

من در آخر دولت وقتي به ژاپن سفر كرده بودم از بعضي از شركت‌هاي خصوصي آنها بازديد كردم و مذاكره‌اي كردم مشخص شد كه شركت‌هاي بزرگ آنها كه فعاليت‌هاي بزرگي همچون كشتي‌سازي، هواپيما‌سازي، نيروگاه‌سازي و ..... در سطح جهاني انجام مي‌دهند از ميليون‌ها سهم افراد جامعه، اداره مي‌شوند و كارمندان شركت و سهامداران با انتخاب مديران لايق اداره شركت را به عهده مي‌گيرند و همه درصدد ترقي آن شركت‌ها مي‌باشند. ما اگر به اين سمت هم برويم يكي از راه‌هاي خوب براي تاثيرگذاري بر فرهنگ عمومي جامعه هستيم. چون وقتي هر كارگر و كارمند يك شركت احساس كند در آن شركت سهم دارد و سود شركت به او هم متعلق مي‌شود تلاش و كوشش بيشتر انجام مي‌دهد.مثل بانك‌ها كه بخش عظيمي از مردم در سرمايه‌گذاري‌هاي آنها شريك هستند. ما بايد به سمتي برويم كه سرمايه‌ها بر اساس پس اندازهاي مردم باشد، مديران لايق، اين سرمايه‌ها را اداره كنند و هر كس بر اساس سهمي كه گذاشته برداشت نمايد.

عدم شفافيت در ساختارهاي اقتصادي پيرامون مسايل خرد و كلان، اشكالات و موانع عمده اي را براي توسعه كشور بوجود آورده است براي رفع اين مانع چه راهكارهايي به نظر شما كاربردي و قابل اجراست.

ما در پايان دولت خودمان طرحي را ارائه داديم به نام كد اقتصادي. رسالت اين طرح شفاف سازي اقتصادي در كشور بود و معاملات به صورت زيرزميني قابل انجام شدن نبود و هر فعاليت اقتصادي نيازمند داشتن كد اقتصادي بود و دولت حق نداشت بدون داشتن كد اقتصادي به كسي خدمات يا كالا بدهد يا بگيرد. اين مسأله در قانون هم وارد شد اما اجرا نشد من فكر مي‌كنم با اجراي آن اين مسأله به راحتي حل و فصل مي‌شود.
الان بسياري از فعاليت‌هاي اقتصادي زيرزميني است و نه حسابرسي وجود دارد و نه ماليات مشخصي وجود دارد و اين مساله بسياري از محاسبات را در برنامه ريزي‌ها و مسايل مختلف ديگر را به هم مي‌زند از طرف ديگر امتيازات كشور هم مشخص نمي شود و اين مانعي براي تعامل جهاني هم مي‌گردد.

اقتصاد ما نگرش به سمت نفت را دارد شما خودتان چندين بار پيرامون اهميت آب يا ترانزيت و حمل و نقل به عنوان منابع اقتصادي مسايلي را طرح كرده‌ايد. به نظر حضرتعالي اگر اين مسايل به خوبي طرح شود آيا جذب سرمايه و اشتياق به سرمايه گذاري بيشتر نمي شود؟ و مردم از حالت تك نگري خارج شوند؟

اين مسايل قطعاً براي ما مقدور است ميتوانيم خودمان را از نفت رها كنيم. در اين مساله رهبري خيلي زودتر به اين فكر بوده اند و در همين بحث اصل 44 ايشان تأكيد بسيار جدي داشتند كه اقتصاد كشور را از نفت سريعاً جدا كنيم، اما ما ديديم به خاطر برخي شرايط نمي‌توانيم به سرعت از اقتصاد نفتي جدا شويم و ده سال فرصت داريم تا سالي 10 درصد از نفت منفك شويم. ما اگر سه سال پيش شروع كرده بوديم با سالي 10 درصد مي‌توانستيم از نفت جدا شويم اما اگر الان بخواهيم شروع كنيم بايد با سالي 15 درصد خودمان را از نفت رها كنيم. روال بودجه كشور بر اساس پيشنهاد دولت 15 درصد نفتي‌تر شده است تازه در مجلس بسياري مواد و تبصره اضافه مي‌شود كه اين ميزان را افزايش مي‌دهد.
اگر بخواهيم از نفت رها شويم، مي‌توانيم. يكي از راه‌هاي رهايي از نفت توسعه صنايع زير مجموعه نفت است، مثل پتروشيمي. حتي براي ذغال سنگ اين اتفاق افتاد و در اصفهان با ساختن پالايشگاه قطران از مواد غيرقابل استفاده و ضايعات ذوب آهن فرآورده‌هاي ارزشمندش را توليد كرديم. براي ما راحت است كه از نفت موجود، كار، شغل و صنعت خود را رونق دهيم. اگر ما اين كار را نكنيم بعد از مدتي مجبور مي‌شويم همين محصولات را از كشورهاي ديگر بخريم و در حقيقت آنها نفت خام ما را از ارزان تهيه مي‌كنند و چند برابر قيمت به خودمان مي‌فروشند. ما ه دليل اينكه سرمايه‌اش را داريم. نيروي انساني داريم، تقاضاي آن را هم داريم از طرف ديگر بازار فروش آن را داريم فقط بايد در اين عرصه وارد شويم و نفت را به عنوان سرمايه به اندازه نياز بفروشيم و بيشتر در عرصه فرآورده‌هاي جانبي بكار گيريم. تا نسلهاي بعدي ما هم بتوانند از اين سرمايه خدادادي استفاده كنند و كشور به سمت صنعتي شدن حركت كند. اين كارها سخت نيست تنها همت بلند مي‌خواهد.
ساختن اقتصاد كشور با شيوه گداپروري جواب نمي دهد و لذا بايد در عرصه توليد قدمهاي مهم و اساسي برداريم.

براي جلوگيري از انحراف و فساد اقتصادي ناشي از عملكرد‌هاي اقتصادي دولتي، تعاوني و خصوصي چه اقدامات فرهنگي – اجتماعي بايد صورت پذيرد؟

بيشترين فساد اقتصادي در بخش دولتي است و آن به خاطر وجود رانت است. در بخش خصوصي كه رانت دهنده وجود ندارد و چون بايد بر اساس همت و تلاش خود فعاليت نمايد اگر بخواهد رانت هم بگيرد از دولت رانت بگيرد. اگر دولت سالم باشد و راه را درست نماييم، اين فسادها هم بوجود نمي‌آيد زيرا كه رانت‌هاي دولتي هم خطرناك است و هم سنگين و هم از اموال عمومي و بيت‌المال است. اگر در بخش خصوصي كسي خلافي كرد مي‌توان با لحاظ كردن شرايط قانوني از تخلفات جلوگيري كرد.
دفاتر اسناد را ملاحظه كنيد، مرحوم داور كه عدليه جديد را درست نمود اين سيستم دفترخانه را ترويج كرد. الان اگر معامله‌اي بخواهد صورت بگيرد، ظرف يكي دو ساعت ثبت مي‌شود و طرفين معامله به راحتي و با رضايت هم حق التحرير را پرداخت مي‌كنند و هم كارشان به سرعت و دقت انجام شده است. اين دفاتر علاوه بر گرفتن هزينه‌هاي مرتبط، ماليات دولت را هم مي‌گيرد. مزيت اين دفاتر اين است كه در بخش خصوصي است و با دو سه نفر كارمند اداره مي‌شود، اما اگر اين دفاتر در دست بخش دولتي بود، قطعاً ادارات مفصل و پيچيده تشكيل مي‌شد.
وقتي دولت توزيع خودش را كوپني مي‌كند، كوپن تقلبي وارد مي‌شود، بازار سياه بوجود مي‌آيد و تبعات بعدي به وجود مي‌آيد. مثلاً همين قاچاق در كشور كه مشكل زا است اگر تعرفه‌هاي واردات با ساز و كار مشخص، معلوم باشد كه قاچاق بوجود نمي‌آيد. اينها يك طرف قضيه است اما طرف دوم كه شايد رعايت اين مسايل را ضروري‌تر مي‌نمايد. اين است كه مديران كشور انقلابي و معتقد بوده و به اطلاعات روز آشنا هستند اما به خاطر نداشتن ساز و كار مناسب، طبيعت كار به اين امور سوق داده مي‌شود.

براي فرهنگ سازي اقشار جامعه در رابطه با مسايلي همچون خمس، زكات، قناعت، پرهيز از كم فروشي، ربا .... چه اقداماتي بايد صورت پذيرد؟

اسلام منافاتي با مسايل اقتصادي ندارد و اينكه طرح شود كه خمس و زكات كفايت از ماليات مي‌كند اينها مسايل انحرافي است البته مواردي كه اسلام در بحث قناعت، جلوگيري از اسراف مي‌كند بسيار مهم و قابل اهميت است چه كسي گفته كه ما نبايد از نعمت‌هاي خدادادي استفاده كنيم، برعكس قرآن به طور صريح بيان مي‌دارد كه (هوالذي حجل لكم الارض ذلولاً فامشوا في مناكبها و كلو من رزقه) بر اساس اين آيه زمين عامل اصلي رزق بيان شده و بايد از آن استفاده كنيم و تسخير شمس و قمر به عهده خود ما است و خداوند آنها را براي اينكه ما راحتر باشيم فراهم نموده است.
البته اين مساله راهكار اسلامي دارد و اولاٌ كه خمس و زكات كه قوانين خاص خودش را دارد و در مصرف آن هم مي‌شود مواردي را اضافه نمود، مثل مصارف امدادي كه به آن اضافه گرديده است. اما ماليات يك ساز و كاري است كه دولت اسلامي بر اساس شرايطش مي‌تواند بر هر چيزي ماليات قرار دهد. اين مسأله در زمان اميرالمؤمنان هم وجود داشت و آن حضرت بر اسب‌ها ماليات قرار داده بودند.
خمس و زكات در ساز و كار اسلامي، حقي است كه دارا براي نيازمند بايد پرداخت نمايد و اين گداپروري نيست و حتي اگر اين حق را پايمال كنند، لازم است جريمه آن را بپردازند يا اگر با اين پول، معامله‌اي انجام شود كه سودي را شامل من بكند لازم است بابت خمس محاسبه كنند و پرداخت نمايند.
اما اينكه ما از امكانات طيبي كه خداوند در اختيار ما قرار داده را استفاده نكنيم اين مساله انحرافي است كه ريشه صوفي گري هم دارد.

در جامعه تعاوني را مشاركت عمومي تلقي مي‌كنند از طرفي شما هم مي‌فرماييد كه مردم دخيل در عرصه شوند. اگر همه مردم با سهم‌هاي مساوي باشند در مديريت عاجز خواهند بود. اما اگر هر كسي به اندازه دارايي خودش سهام داشته باشد اميد داشته باشد كه ابتكار، كارآفريني و خلاقيت خودش را بياورد و از آن بهره‌وري صورت مي‌گيرد. به نظر شما واقعيت مشاركت عمومي چگونه است؟

تعاوني‌هايي كه از ابتداي انقلاب شكل گرفتند، با اين ديد تشكيل يافتند كه عده اي نيروي كار دارند اما سرمايه كافي را ندارد و لذا بايد نظام به آنها سرمايه لازم را بدهد تا بتوان از نيروي آنها استفاده كرد. لذا كم كم تبديل شدند به يك گروه يارانه‌گير و بر اين اساس آنها توان رقابت با بخش خصوصي را ندارند. آنچه ما در سياست‌هاي اصل 44 قانون اساسي مد نظر گرفتيم اين بوده كه تعاوني‌هايي با سهام عمومي تشكيل شود. من فكر مي‌كنم تشكيل تعاوني‌ها با سهام عمومي كار خوبي است كه انجام شود.
بحث من اين نيست همه داراي سهام مساوي باشند، بلكه سهام‌ها را عرضه كنيم و هر كس بر اساس تواناييهايش سهام را خريداري نمايد. و اگر كسي نيازمند است از امدادها استفاده كند.

وقتي سند چشم انداز ابلاغ شد و بعد برنامه چهارم نوشته شد و بعد هم سياستهاي اجرايي شدن اصل 44 ابلاغ گرديد، در ساختارهاي كشور مشاهده مي‌كنيم كه كشور احتياج به تحول ساختاري دارد و به نظر مي‌رسد در برنامه پنجم با الزامات اجرايي سياست‌ها، جايي براي تحول ساختاري در نظر گرفته شود نظر حضرتعالي دراين باره چيست؟

ما براي ساختار اداره كشور سياست‌هايي نوشته ايم، ولي تا كنون توسط رهبري ابلاغ نگرديده. در آن سياست‌ها بخشي از اداره كشور حكومتي است و قسمت اعظم اداره كشور به عهده بخش خصوصي است. و در مواردي مشترك است البته بايد الزامات اين سياست‌ها تدوين گردد و پس از تصويب به دستگاه‌ها ابلاغ شود.

آثار و پيامدهاي مثبت اجراي سياست‌هاي كلي اصل 44 قانون اساسي چه تاثيري بر نقش و حضور اقتصادي ايران در صحنه بين‌المللي، از جمله سازمان تجارت جهاني و همچنين جذب سرمايه‌گذاري خارجي خواهد شد؟

كشورهايي كه توانسته‌اند عضو تجارت جهاني باشند بسياري بهره‌مندي را براي خود به ارمغان آورده‌اند و ما هم بايد اقتصادمان را به گونه‌اي اداره كنيم كه بتوانيم با ساير كشورها در عرصه رقابت وارد شويم زيرا كه اقتصاد دنيا بر اساس رقابت حركت مي‌كند اگر ما بخواهيم بر اساس يارانه حركت كنيم نمي‌توانيم تعامل مثبتي را داشته باشيم اين مسأله يكي از مهمترين الزاماتي است كه در سياست‌هاي اصل 44 مد نظر قرار گرفته شده است.
به عنوان مثال بورس يك فضاي بسيار مناسبي است تا هم كشورهاي ديگر بتوانند در ايران سرمايه‌گذاري كنند و هم از طريق بورس فعال ما در صحنه بين‌المللي حضور جدي داشته باشيم چند وقتي كه بورس فعال كار مي‌كرد بسياري از ايرانيان خارج از كشور در ايران سرمايه‌گذاري كردند لذا اگر بورس ما در يك شيوه حرفه‌اي درستي در تعامل با سرمايه‌گذاران داخلي و خارجي عمل كند موفق خواهيم بود.
نكته ديگر اينكه چون بهره‌وري در ايران ضعيف است تعامل ما با ساير كشورها سخت است ما در بحث چشم انداز بيست ساله رشد 8 درصدي كه در نظر گرفتيم تنها 5/2 درصدش اختصاص به رشد بهره‌وري دارد. اين رشد بهره‌وري را هم بر اساس دانايي محوري تعريف كرده‌ايم يعني بايد از دانش و نيروي انساني بهره بگيريم. الان بيشتر از موارد اوليه ارزان، انرژي ارزان، نيروي كار ارزان يا ماشين‌آلات فراوان چرخه اقتصاد ما مي‌چرخد لذا اگر ما بتوانيم بهره‌وري را به 5/2 درصد رشد برسانيم، تحقق 8 درصد رشد اقتصادي بر اساس سند چشم انداز امكان پذير است. لذا براي ورود در عرصه جهاني بايد بهره‌وري، قدرت رقابت بالا رود. وقتي اين مساله رخ داد آن وقت به خاطر داشتن انرژي ارزان تر، شرايط ويژه كشور و غيره پيشرفت و توسعه را محقق مي‌سازيم.

با توجه به اينكه تشكيل سازمان كنفرانس اسلامي فرصت مناسبي بوده و هست تا كشورهاي اسلامي در عرصه بين‌المللي حضور فعال، جدي و مؤثري را ايفا نمايند. آيا داشتن پول واحد (همچون يورو) تحقق اين امر را سريعتر نمي نمايد؟ همچنين علاوه بر اين، چه امور اقتصادي، فرهنگي مي‌تواند در تحقق اتحاد كشورهاي اسلامي و منطقه مؤثر باشد؟ و اساساً جمهوري اسلامي ايران چگونه مي‌تواند شاخصي در فرآيند اقتصاد منطقه و كشورهاي اسلامي ايجاد كند؟

بر اساس مطالعات انجام شده كشورهاي اسلامي 20 درصد اقتصاد جهان را در دست دارند. اگر اين مجموعه تبديل به يك بازار مشترك شود و بانكهاي مشترك داشته باشند، سرمايه‌گذاري‌ها، تعاملات و فرآيندهاي اقتصادي اين كشورها مي‌توانند اقتصاد دنيا را در دست بگيرند. بعضي اين كشورها نفت خيز بوده و به راحتي مي‌توانند ميزان توليد، قيمت فروش و .... را در دست بگيرند و اين وحدت بين مسلمين باعث شكل‌گيري قدرت اقتصادي خيلي بزرگتر و عظيم تر از اروپا و آمريكا مي‌شود.
اشكال عمده‌اي كه وجود دارد در بحث سياسي است چون ارتباط ما با اين كشورها بصورت مناسب نيست و جنگ عراق هشت سال ما را مشغول كرد و تا كنون آثارش وجود دارد از طرف ديگر اختلافات قومي، مذهبي بين شيعه و سني باعث عدم همكاري اين كشورها با هم شده. قرآن يك حرف واحد مي‌زد و آن اينكه (انما المومنون اخوه) يعني هر شخص مسلمان با شخص ديگر بردار است و نبايد اختلافات را در مسير برادري وارد كرد و رعايت احكام برادري شرايط خاص خود را دارد.
البته نكته ديگري هم كه وجود دارد اين است كه دشمنان هم نمي‌خواهند و نمي‌گذارند اين اتحاد بين مسلمانان شكل بگيرد. چون قدرتي در دنيا به وجود مي‌آيد كه مي‌تواند نظام جهاني را متحول سازد زيرا با تعداد 57 كشور در سازمان‌هاي جهاني مي‌توانند تاثيرگذار باشند. بهترين آب راههاي مهم و حساس، بهترين درياهاي دنيا و ... متعلق به كشورهاي اسلامي است. لذا بسياري از ابزارهاي يك قدرت جهاني دردست كشورهاي اسلامي است اما بي‌تدبيري برخي از اين كشورها سبب شده كه اين اجماع نظر به وجود نيايد.


عکسهاي مرتبط
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 13:35 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سلاح حزب‌الله؛ مساله این است

مذاکرات ائتلاف حاکم بر لبنان با نمایندگان گروههای مخالف در دوحه در حالی وارد سومین روز خود شده است که موضوع سلاح های حزب‌الله، موفقیت مذاکرات دو طرف را با تردید روبرو کرده است.

گروههای حامی دولت فواد سنیوره نخست وزیر لبنان، خواهان بررسی موضوع زرادخانه تسلیحاتی حزب‌الله در مذاکرات دوحه شده‌اند، اما محمد رعد نماینده گروه حزب‌الله، هر گونه گفتگو در باره تسلیحات گروه متبوعش را رد کرده است.

حسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله لبنان، بارها اعلام کرده است که گروه تحت فرمانش بیش از ۳۰ هزار انواع موشک (عمدتا موشک‌های کم برد کاتیوشا) در اختیار دارد.

مذاکرات دوحه پس از آن آغاز شد که شبه نظامیان حزب‌الله و گروههای متحد آن، در اعتراض به دو مصوبه دولت آقای سنیوره مبنی بر تغییر فرمانده امنیتی فرودگاه بین‌المللی بیروت و برچیدن شبکه مخابراتی مستقل این گروه، راههای ورودی و خروجی بیروت را مسدود کردند و مراکز تحت کنترل گروههای حامی دولت را به تصرف خود درآوردند.

این ناآرامی‌ها که بیش از شصت کشته و صدها زخمی به جا گذاشت با دخالت اتحادیه عرب و لغو مصوبات دولت آقای سنیوره، پایان یافت و متعاقب آن مذاکرات دوحه به منظور حل نهایی بن بست سیاسی لبنان آغاز شد.

انتخاب رئیس جمهور آینده لبنان، اصلاح قانون انتخابات و ترکیب دولت وحدت ملی در دستور کار مذاکرات دوحه قرار دارد و اضافه بر این، ائتلاف حامی دولت آقای سنیوره بر تعیین تکلیف سلاح حزب‌الله نیز در این اجلاس اصرار دارد.

در مورد رئیس جمهور آینده، هر دو طرف منازعه از ماهها پیش بر سر انتخاب میشل سلیمان فرمانده ارتش لبنان به عنوان رئیس جمهور آینده، توفق کرده‌اند، اما اختلاف بر سر قانون انتخابات و ترکیب دولت بعدی، مانع عملی شدن این توافق شده است.

گفته می‌شود در مذاکرات سه روز اخیر دوحه، دو طرف در مورد اصلاح قانون انتخابات پیشرفت‌هایی داشته‌اند و کمیسیون مشترک شش نفره‌ای را برای توافق در این زمینه تشکیل داده‌اند.

ترکیب دولت وحدت ملی آینده اما همچنان موضوع بسیار چالش برانگیزی است و هنوز نشانه‌ای از اینکه هواداران دولت یا مخالفان آنها از مواضع قبلی خود در این زمینه عقب نشینی کرده‌اند، در دست نیست.

مخالفان دولت خواهان یک – سوم اعضای کابینه و یا به عبارتی به دست آوردن حق وتو در داخل دولت هستند، در حالی که حامیان دولت با این مساله به شدت مخالفند و آن را سبب فلج شدن کابینه می‌دانند.

با این حال، توافق در مورد ترکیب دولت آینده، غیر ممکن به نظر نمی‌رسد، اما امکان آن به دستیابی به توافق در باره سلاح حزب‌الله بستگی دارد.

رهبران حزب‌الله که سازمان خود را یک گروه مقاومت می‌دانند، حفظ تسلیحات خود را برای مقابله با تجاوز احتمالی اسرائیل به خاک لبنان ضروری می‌دانند.

در مقابل، حامیان دولت، با تاکید بر اینکه فقط دولت لبنان از حق تصمیم‌گیری در باره مقابله با تهدیدهای خارجی برخوردار است، سازمان سیاسی حزب‌الله را به مثابه "دولت در دولت" و شبه نظامیان آن را "ارتش در ارتش» می‌نامند و در مجموع حزب‌الله را به دنبال کردن منافع ایران و سوریه متهم می‌کنند.

حساسیت حامیان دولت نسبت به سلاح حزب‌الله بویژه پس از خشونت‌های اخیر در لبنان به شدت افزایش یافته است. حامیان دولت حزب‌الله را متهم می‌کنند که به خلاف وعده‌های مکرر رهبران خود مبنی بر عدم به کارگیری تسلیحات خود در منازعات داخلی، در مناقشه اخیر سلاحش را به سمت گروههای رقیب بخصوص جریان المستقبل به رهبری سعد حریری نشانه رفته است.

در حقیقت، این مساله حزب‌الله را به رغم پیروزی نظامی‌اش در درگیری‌های اخیر، در وضعیت غیر قابل دفاعی قرار داده و سبب افزایش فشارهای سیاسی علیه آن، برای اجرای قطعنامه‌های ۱۵۵۹ و ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل شده است.

قطعنامه ۱۵۵۹ که در سال ۲۰۰۴ به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید، بر خلع سلاح همه گروههای شبه نظامی در لبنان تاکید می‌کند. قطعنامه ۱۷۰۱ نیز که پس از جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و حزب‌الله در سال ۲۰۰۶ تصویب شد، اجرای مفاد قطعنامه ۱۵۵۹ را مورد تاکید مجدد قرار می‌دهد.

به هر حال، چنانچه حزب‌الله در مورد زرادخانه تسلیحاتی خود نرمش نشان دهد، احتمال اینکه حامیان دولت در مورد اعطای حق وتو به ائتلاف مخالفان در دولت آینده حرکت مشابهی انجام دهد، بسیار است، اما چنین نرمشی از طرف حزب‌الله، نقض غرض محسوب می‌شود چرا که حزب‌الله اصولا حق وتو در کابینه را برای جلوگیری از خلع سلاح خود می‌خواهد.

بدین ترتیب، دستیابی به توافقی جامع بین دو جناح رقیب در لبنان در مذاکرات دوحه، بعید به نظر می‌رسد، اما این مساله مانع رسیدن به یک توافق محدود و مشخص نیست، توافقی که قاعدتا کمکی به شکستن بن‌بست سیاسی لبنان نمی‌کند، اما با حفظ شرایط موجود در این کشور تا مدتی مشخص، لبنان را در شرایط صبر و انتظار تازه‌ای رها می‌کند.

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 3:56 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 2:10 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آهنگ هفته

پايا و KAMRAN

آهنگ اين هفته يه آهنگ سياسي اجتماعي هستش از گروه تپش 2012 (لينك يوتيوب اين آهنگ رو چند روز پيش سارا تو كامنتا گذاشت) به اسم "ما -مرد- نيستيم". اين آهنگ ضد مرد سالاري و عقايد سنتي در ايران و براي تشويق جنبش زنان در ايران ساخته شده و خيلى هم سر و صدا كرد، آهنگ رو بگيرين تا بريم سراغ توضيحات راجع به سازندگان آهنگ و خوده آهنگ!

DOWNLOAD

درباره ي گروه تپش 2012:
از اونجايي كه تا حالا هيچ چيز از اين گروه نشنيدم براي نوشتن بيوگرافيشون از مصاحبشون با راديو فردا و myspace شون كمك گرفتم، اين گروه 2 سال پيش در آلمان تشكيل شده و تاحالا 2 تا آلبوم به اسم هاي "ما ايران هستيم" و "از تهران تا برلين" بيرون دادن، آلبوم جديدشون هم در حال آماده شدنه.
اميد پور يوسفی، موسس و سرپرست به راديو فردا می گويد: "تپش ۲۰۱۲ يک گروه موسيقی نيست. بلکه سازمان و پروژه ای باز است که ما دو سال است کار روی آن را شروع کرده ايم."
به گفته سرپرست گروه همون طوري كه از اسم گروه معلومه هدفشون اينه كه سال 2012 توي ايران توي ايران كنسرت داشته باشن.
به تازگي شاهين نجفي به گروهشون پيوسته و خواننده و شاعر گروهه (يه جورايي همه كاره).
گروه تپش ۲۰۱۲ هفت عضو دارد که برخی ايرانی و شماری ديگر نيز از مليت های گوناگون هستند.

و اما خود آهنگ:
"ما-مرد-نيستيم" حدود 20 روزي ميشه كه توي اينترنت پخش شده. ضعف هاي خيلي زيادي داره از جمله: نوع خوندن كه خواننده صداشو عوض كرده (كاري كه رپر ها 5 سال پيش انجام ميدادن مثل هيچكس و ابليس) و اينكه يه جاهايي توو آهنگ از ضرب خارج ميشه. ايراد دوم هم آهنگ سازيشه كه خيلي خاليه و مبتدي هستش. شعر از نظر تكنيكي خيلي ايراد داره يه جاهاييش حتي قافيه هم نداره. اما از نظر معني خيلي قويه و موضوعش تكه و كمتر كسي جرات داره بره سمت اين جور موضوع ها.
اميد پور يوسفی می گويد که پس از قرار دادن اين آهنگ در سايت يوتوب بسياری از مردان از شنيدن آن خشمگين شده اند. نكته جالبي كه توي اينترنت ديدم "ف ي ل ت ري ن گ" شديد اين آهنگه، با اينكه از مدت پخش آهنگ زياد نمى گذره اما اگه شما حتي اسم اين آهنگ رو توي گوگل سرچ كنيد به "ف ي ل ت ر" بر ميخوريد. اميدوارم با گذاشتن اين آهنگ توو اينجا مشكلى برامون پيش نياد.
با همه اين ايراداتي كه از آهنگ گرفتم ولي به نظرم آهنگش خيلي قشنگه و حتي اگه وقتشو داريد كليپ آهنگ رو توي سايت يوتوب ببينيد.

"ما- مرد- نیستیم"

مثل اون دختری که پردشو دوخته
و اون که پول نداشت توو آتیش سوخته
مثل مادرم با اون زندگيه زوری
زنی که خلاصه شده توو قابلمه و قوری
کسی تا حالا نتونسته ببینه بدنشو
کسی از سر نتونسته بگیره روسریشو
می گفت بعد مرگ میبرنش جهنم
می‌گفت آدم و از سره مو آویزون میکنن
گفتم مگه نگفتن بهشت زیر پای شماست
مامان بهشت سر کاریه بیا دنیا رو بچسب
می‌گفت اذون داره میگه مو تنم سیخ شده
گفتم می‌ترسی ترس به روحت میخ شده
هفتاد سال زن بوده یعنی کلفت
یعنی چیزی توو زندگیش ندید جز خفت
زنی که گناه بود بودنش ولی بی جرم
زنی که استحاله کرده بودنش توو فرم
کسی که خیانت نکرد به شوهر چی شد؟
پنجاه سال فحش شنید و کتک خورد
باید توو سری بخوره بمیره نفس نکشه
عکس هیچ پرنده‌ای رو بی قفس نکشه
زنی که همیشه یه سایه اونو می پایید
عروسکی که مرد به هر شکل باهاش می‌خوابید
تو بوی سیلی و شلاق میدی خانوم
تا کی میخوای به مردا باج بدی خانوم
مث وطن شدی همدم ولگردا
تقدیر توو دست توی واسه فردا
تو بوی زمین سوخته مون رو میدی خانوم
تو هم از عرش به فرش رسیدی که خانوم
ما که از مردی مردیم لااقل تو زن باش
یه کم از اون عطر غیرتت رو ما هم بپاش
ما که از مردی مردیم و چیزی ندیدم
از توو کتاب اسم رستمو فقط شنیدیم
که اگر اونم بود امروز حتمن کراکی بود
رستم امروز از جنس بد شاکی بود
رستم اگر بود واسش جرم میساختن
توو گردنش آفتابه لگن مینداختن
شاید میرفت جنگ و برمیگشت احترام داشت
سرتیپ سپاه میشد توو دبی سهام داشت
رستم میتونست حتی به قولی گنجی شه
یه کم کانت و پوپر بخونه فرنگی شه
میشد اسلام رو سکولاریستی تاويل کنه
میشد قرآن رو توو هرمنوتیک تفسیر کنه
میشد فیلم بسازه توو کن تقدیر بشه
میشد جک بگه معترض تعبیر بشه
شاید میرفت اروپا الان دو تا پاس داشت
اونجا تاکسی میروند اینجا الگانس داشت
توو هر عید میرفت توو کنسرتا می رقصید
دیگه حرف سیاسی نمیزد، می‌ترسید
رستم اگر بود میگفت جدم عرب بود
خزر مال روسا، خلیج، خلیج عرب بود
رستم اگر امروز بود رستمو از یاد میبرد
شاهنومه بیس سی سال توو طاقچه خونه خاک میخورد
خانم ما مرد نیستیم تو رومون خط بکش
پرچم رو بگیر خودت بشو رئیس جنبش
ما که از مردی مردیم لااقل تو زن باش
یه کم از اون عطر غیرتت رو ما هم بپاش
تو بوی زمین سوخته مون رو میدی خانوم
تو هم از عرش به فرش رسیدی که خانوم
ما که از مردی مردیم لااقل تو زن باش
یه کم از اون عطر غیرتت رو ما هم بپاش

--------------------------------------------------------

برگرفته از "مجله ی یهشمبه" از وبلاگ "بهزاد بلور"

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 2:5 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یکشنبه بیست ونهم اردیبهشت  1387 خورشیدی

هجدهم مه 2008 میلادی 

سیزدهم ماه ایار 5768 عبری

 

 فهرست برنامه امروز:

یک مجموعه خبری شامل آخرین و مهمترین گزارشهای مربوط به اسرائیل، ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه و جهان آغازگر برنامه امشب ما بود که حدود 45 دقیقه ادامه داشت.

 فشرده ای از این گزارشها را در ادامه این صفحه در اختیار شماست.

پس از یک ترانه محلی، برنامه «صدای شما در صدای اسرائیل» آغاز شد که در آن شنوندگان دیدگاههای خود را درباره مسائل روز ایران بیان  کردند.

     صدای برنامه ما را درهمین سایت:  radis.org یا تارنمای دوم ما:  www.intkolisrael.com بشنوید

 

  فشرده مهمترین خبرهای امروز:

 *        نخست وزیر اسرائیل امروز اعلام داشت: وضع کنونی که همه روزه تروریست ها از نوار غزه جنوب کشور را با راکت هدف قرار می دهند، بیش از این نمی تواند ادامه داشته باشد و دولت وی به تصمیم گیری برای ابراز واکنش در این زمینه بسیار نزدیک شده است.

 

*        نخست وزیر اسرائیل با اشاره به سفر هفته گذشته پرزیدنت بوش و حمایت بی قید و شرط وی از اسرائیل قدردانی خود را از او ابراز داشت و گفت: تا کنون از زبان پرزیدنت بوش یا دیگران چنین سخنان گرمی شنیده نشده بود.

 

*        وزیران خارجه و دفاع اسرائیل، خانم تسیپی لیونی و آقای اهود باراک فردا در بندر «شرم الشیخ» با رئیس جمهوری مصر و وزیر اطلاعات آن کشور دیدار می کنند و در زمینه برقراری آتش بس در نوار غزه، گفتگوهای صلح با فلسطینی ها و پیشرفت های حاصله در آن، ادامه حملات راکتی از سوی نوار غزه با او رایزنی خواهند کرد و خواهند گفت: تحمل اسرائیل از ادامه حملات راکتی به پایان رسیده است و احتمال واکنش شدید نظامی نسبت به آن وجود دارد.

 

*        رئیس مجلس نمایندگان آمریکا، خانم نانسی پلوسی که در راس هیاتی از اعضای کنگره از دو حزب دموکرات و جمهوریخواه مجلس به اسرائیل آمده امروز با رئیس جمهوری دیدار داشت، و پرزیدنت پرس به او گفت: حکومت اسلامی ایران می خواهد خود را به کشورهای دیگر تحمیل کند و اگر در امور فلسطینی ها دخالت نمی کرد، آنها تا کنون دارای کشورمستقل شده بودند.

 

*        خانم نانسی پلوسی در دیدار با رئیس جمهوری از صلح خواهی اسرائیل تقدیر کرد و گفت: با آنکه خطرهای عمده از سوی همسایگان و حکومت اسلامی ایران اسرائیل را تهدید می کند، ولی این کشور همچنان برای صلح تلاش می کند.

 

*        خانم نانسی پلوسی با وزیر دفاع اسرائیل آقای اهود باراک نیز بامداد امروز دیدار داشت و آقای باراک موضوع ادامه حملات راکتی فلسطینی ها از نوار غزه را مطرح ساخت و پرسید: اگر همانند اسرائیل، تروریست ها برای هفت سال شهرهای مرزی ایالات متحده را هدف قرار می دادند، شما چه می کردید؟

 

*        اعضای هیات آمریکائی با سرپرستی خانم پلوسی به ویژه برای گفتن شادباش شصتمین سالگرد استقلال اسرائیل به اورشلیم آمده اند.

 

*        روزنامه عرب زبان «الحیات» امروز نوشت: پرزیدنت بوش با از سرگیری گفتگوهای صلح بین اسرائیل و سوریه موافقت کرده است و هدف آنست که سوریه از حزب الله لبنان و حکومت اسلامی ایران دور شود.

 

*        احزاب اوپوزیسیون اسرائیل اعلام کردند: در نشست تابستانی کنست (پارلمان اسرائیل) که از فردا آغاز می شود برای برانداختن دولت آقای اولمرت به تلاش خواهند پرداخت.

 

*        پرزیدنت بوش در دیدار با رهبر فلسطینی ها در بندر «شرم الشیخ» مصر به او قول داد به صورت خستگی ناپذیر برای برقراری صلح بین  اسرائیل و فلسطینی ها و تشکیل کشور مستقل فلسطین تلاش کند.

 

*        رهبر فلسطینی ها از رئیس جمهوری ایالات متحده خواست بی طرفی را در مورد اسرائیل و فلسطینی ها رعایت کند.

 

*        پرزیدنت جورج بوش شامگاه امروز در کنفرانس بین المللی اقتصادی در «شرم الشیخ» مصر از کشورهای عرب خواست با برنامه های اتمی حکومت اسلامی ایران مبارزه کنند.  رئیس جمهوری ایالات متحده همچنین از رهبران عرب خواست اصول دموکراسی را در کشورهای خود رعایت کنند و حقوق بشر را رعایت نمایند- چرا که اگر جز این شود، احتمال دارد منطقه به وضع نگران کننده ای دچار گردد.

 

*        پرزیدنت بوش از رهبران عرب خواست وضعی به وجود آورند که اقتصاد کشورهایشان شکوفا گردد، تغییرات دیپلماتیک و اصلاحات سیاسی را در برنامه کار خود قرار دهند، حقوق زنان و جوانان را رعایت کنند و خود را از تاثیرات منفی حکومت هائی چون ایران و سوریه دور نگاه دارند.

 

*        مهم ترین موضوعی که در سخنرانی پرزیدنت بوش مطرح شد، تهدیدهای اتمی حکومت اسلامی ایران است و وی از رهبران کشورهای عرب خواست با جاه طلبی های هسته ای  سران تهران به مخالفت برخیزند.

 

*        پادشاه اردن هاشمی امروز در دیدار با وزیر خارجه اسرائیل از او تقاضاهائی را مطرح کرد و خواستار آن شد که اسرائیل هرگونه آبادی سازی در زمین های مورد اختلاف با فلسطینی ها را متوقف کند، به اقتصاد آنها یاری برساند و ترتیبی دهد که توافق صلح تا پایان سال جاری با آنها امضاء شود.

 

*        دو هفته پیش نخست وزیر اسرائیل با ملک عبدالله دوم در امان دیدار داشت و پادشاه از آقای اولمرت خواست برای پیشبرد صلح با فلسطینی ها یک جدول زمانی ارائه دهد.

 

*        قرار است خانم تسیپی لیونی افزون بر ملک عبدالله دوم، با شخصیت های مهم عربی و بین المللی همآیش بین المللی اقتصادی «شرم الشیخ» گفتگو داشته باشد. در همآیش دست کم 12 رهبر و نمایندگان 55 کشور و به طور کلی 1500 نفر میهمان و در راس آنان پرزیدنت جورج بوش شرکت دارند.

 

*        یک روزنامه اسرائیلی نوشت: معاون رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل و رئیس ستادهای مشترک نیروهای مسلح ایالات متحده در دیداری که در بروکسل داشتند، پیرامون خطرات نظامی و اتمی رژیم ایران به رایزنی و گفت و شنود نشستند. روزنامه «یدیعوت اخرونوت» نوشت: این دیدار در روزهای آخر این هفته بین ژنرال دان هرئل معاون رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل و دریا سالار مایکل مولن رئیس ستاد مشترک نیروهای آمریکائی صورت گرفت و در چارچوب همآیش رؤسای ستادهای مشترک نیروهای مسلح ارتش های کشورهای عضو ناتو برگزار شد.

 

*        بنابراین گزارش، ژنرال دان هرئل با رؤسای ستادهای کل ارتش های 13 کشور دیگر عضو ناتو نیز به طور جداگانه به گفتگو نشست و در همه این دیدارها پیرامون خطرات اتمی شدن حکومت ایران و همچنین میزان دخالت های فتنه گرانه آن رژیم در لبنان و نوار غزه تبادل نظر به عمل آمد.

 

*        این روزنامه نوشت: اظهارات پرزیدنت بوش در دفاع از امنیت و موجودیت اسرائیل کاملا پشتوانه دارد و قرارها و توافق هائی بین اسرائیل و ایالات متحده صورت گرفته که هرگز نمی توان آنها را افشاء کرد.

 

*        در حالی که خبرگزاری تندروی «فارس» در تهران در یک خبر از قول یک کارشناس سیاسی به نام رضا سراج نوشت که کشور اسرائیل در حال احتضار است، از قول یک کارشناس دیگر به نام جمیز ترنیگ نقل کرد که اسرائیل بسیار قوی تر از آن است که تصور می شود- و اسرائیل قصد دارد نفوذ خود را در سراسر خاورمیانه بگستراند.

 

*        حکومت اسلامی ایران امروز خواستار آن شد که هویت چریک هائی که از کمین گاه به سه دیپلمات ایرانی در بغداد حمله بردند و آنها را همراه با راننده شان زخمی ساختند آشکار گردد و آنها به مجازات برسند. این خواسته در حالی عنوان می شود که هر روز در بغداد و دیگر نقاط عراق دهها انفجار تروریستی صورت می گیرد.

 

*        همزمان، وزیر امور خارجه ایران آقای منوچهر متکی گفت: ایران در حال حاضر هیچ برنامه ای برای از سرگیری مذاکرات با ایالات متحده را بر سر امنیت عراق ندارد. رسانه های همگانی ایران امروز نیز به ابراز خشم نسبت به سخنان فرمانده ارتش بحرین ادامه دادند.

 

*        یک سامانه خبری در تهران نوشت: محمود احمدی نژاد به شدت بیمار است و دیروز نیز به همین علت دوباره نتوانست در جلسه ای که از پیش تعیین شده بود حضور یابد. تارنمای خبری «شهاب نیوز» با انتشار این خبر افزود: سایت های خبری در روزهای اخیر نوشته بودند که احمدی نژاد بیماری دارد و ظاهرا به علت فشارهای سنگین کاری دچار کسالت شده و چندین بار برنامه های خود را متوقف ساخته است.

 

*        آگاهان گفتند: احتمال دارد که این کسالت واقعی یا خیالی، به انتقادهای فزاینده از احمدی نژاد و دولت او در ارتباط باشد. در جلسه امروز (یکشنبه) مجلس نمایندگان در انتقاد از سفرهای استانی احمدی نژاد ده تذکر توبیخ تسلیم پارلمان کردند.

 

*        حجت الاسلام محمد مهدی طباطبائی نماینده تهران در مجلس در نطق پیش از دستور امروز از گرانی ها و مشکلات اقتصادی به شدت انتقاد کرد. ولی مجلس را همسان با دولت مورد توبیخ قرار داد.

 

*        یک کارشناس مسکن نیز به نام نصرالدین الیاس زاده مقدم سیاست های دولت را در مورد بهای مسکن مورد انتقاد شدید قرار داد و گفت: بازار مسکن و مردم همچنان در سرگردانی به سر می برند- و گفت: گرانی خانه به هرج و مرج در بازار بر می گردد و ما با قیمت های کاذب روبرو هستیم.

 

*        یک عضو کمیسیون بودجه و برنامه مجلس آقای احمد توکلی نیز گفت: کانون مشکلات مردم و کشور تورم است. او با رد ادعاهای احمدی نژاد که گفته بود تحریمهای جهانی تاثیری بر اقتصاد ایران ندارد گفت: تحریمهای جهانی به شکل نرم افزاری عمل می کند- و برای تحریم کنندگان کم هزینه است، ولی برای ما هزینه های سنگین به همراه دارد.

 

*        حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی نیز که احمدی نژاد بارها تهدید کرده علیه فسادهای مالی او به افشاگری دست خواهد زد، از سیاست های اقتصادی دولت، بدون آن که نامی از احمدی نژاد ببرد به شدت انتقاد کرد.

 

*        به دنبال اعلام دستگیری همه هفت نفر رهبران دینی جامعه بهائیان ایران، دولت کانادا با انتشار بیانیه ای این اقدام سرکوبگرانه حکومت اسلامی ایران را مورد نکوهش قرار داده و نسبت به امنیت بهائیان ایران ابراز نگرانی شدید کرد. در بیانیه رسمی وزارت خارجه کانادا گفته شده: تنها جرم این افراد داشتن باور دینی خود و پیروی از آئین حضرت عبدالبها بوده است.

 

*        همزمان، مقامات سیاسی و امنیتی حکومت ایران بر انتشار گزارشهای ضد و نقیض و اتهامات گوناگون در مورد کشف یک شبکه جاسوسی و خرابکاری ادامه می دهند و هر روز درباره ابعاد این شبکه، میزان ارتباطات آن و توطئه هائی که ظاهرا برای انجام انفجارهای تروریستی در نقاط مختلف ایران چیده، ادعاهای گزافه گویانه و بی اعتبار تازه ای منتشر می سازند.

 

*        آگاهان سیاسی گفتند: حکومت با خلق کردن یک شبکه موهوم و خیالی به نام بمب گذاران شیراز، و این ادعا که آنها در همه شهرها و استان ها ایران قصد بمب گذاری و توطئه چینی داشته اند، قصد دارد برای آغاز یک سلسله از بازداشت و سرکوبگریهای جدید زمینه سازی کند.

 

*        آگاهان سیاسی در تهران امروز گفتند: برخی جناحهای حکومتی تلاش می کنند فرمانده برکنار شده نیروهای امنیتی حکومت را که به ارتکاب اعمال منافی عفت متهم گردیده و موجب بی آبروئی حکومت شده تبرئه کنند و اصولا از مجازات برهانند. یک سامانه دولتی در تهران «رجانیوز» ادعا کرد که سرتیپ زارعی تنها با یک زن در ارتباط بوده و آن زن را هم صیغه کرده بود و بنابراین مرتکب تخلف جنسی نشده و همسر اصلی اش نیز در نامه ای این امر را تائید کرده است.

 

*        در این مبان خبر رسید که یکی از مسؤولان امنیتی منطقه انتظامی چاه بهار همراه با دخترش در ساحل دریا ناپدید شده است. خودرو او در فاصله کمی از ساحل بدست آمد. امام جمعه فهرج حجت الاسلام طاهری نیز چندی پیش ربوده شد.

 

*        رئیس پلیس امنیت اخلاقی ناجا، سرهنگ روز بهانی اعلام کرد که از این پس دختران و پسران ایران حق ندارند تی شرت به تن کنند که روی آن تصویر یا شعاری نوشته شده باشد.

 

*        و بعنوان آخرین مطلب این مجموعه خبری

آیا می دانستید که مهر ورزیدن و دوست داشتن و عاشق بودن «یک توطئه صهیونیستی» است و «یک اشتباه بین المللی» محسوب می شود؟

اگر نمی دانستید، این فتوا را از زبان حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان بشنوید. مکانی که او این سخنان را بر زبان آورد، تالار دانشگاه امیرکبیر و شنوندگان آن شماری از دانشجویان بودند.

آیا گوشتان می تواند باور داشته باشد که بیهوده گوئی برخی افرادی که لباس روحانی به تن می کنند تا به این حد برسد؟ وقتی احمدی نژاد آن سخنان باطل را می گوید، از این روحانی دون پایه چه انتظاری می توان داشت؟

حجت الاسلام پناهیان در این سخنرانی گفت: عشق یک اشتباه بین المللی است. خداوند جاذبه را بین مرد و زن قرار داده است- نه عشق و محبت، محبت باید فقط برای امامان معصوم ابراز شود، مثل زمانی که ما برای امام حسین سینه می زنیم!

وقتی احمدی نژاد می گوید که امام زمان دو سال دیگر ظهور می کند و دستور می دهد چه نوع میکروفون و بلندگوئی برای آمدن او نصب شود، چرا حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان عشق را یک توطئه صهیونیست ننامد؟

 

 امواج رادیو اسراییل درفصل بهار:

22 متر= 13850 کیلوهرتس

25 متر= 11605 کیلو هرتس

 

شنوندگان ما دراروپا باید صدایمان راازطریق ماهواره هات برد و اینترنت بشنوند اما موج 25 متردربخشهائی ازاروپا نیزقابل شنیدن است.

 

درآمریکا و کانادا ازتلویزیون «پیام آزادی» تمامی برنامه زنده و مستقیم رادیو اسرائیل هرروز پخش می شود

رادیو «صدای ایران»  نیزهرروز بخشی ازاخبار رادیو اسرائیل و شنبه ها یکساعت برنامه ما را رله می کند.

 

(لطفا این امر را به آگاهی دوستان و بستگان خود نیزبرسانید. سپاسگزاریم.)

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 0:34 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بيانيه حمايت ايالات متحده از دگر اندیشان و نهاد های هوادار دموکراسی

کاخ سفيد بر تعهد ايالات متحده برای ترويج دموکراسی در سراسر جهان تاکيد کرد


کاخ سفيد
دفتر معاون مطبوعاتی
1 مه 2008

حقيقتنامه

پيشبرد آزادی و دموکراسی در سراسر جهان

ايالات متحده دستور کار آزادی را با تحکیم حمايت از دگراندیشان طرفدار دموکراسی و کمک به ايجاد موسسات دموکراتيک دنبال می کند.

"امروز آمريکا دوباره با مردم جهان صحبت می کند: همه آنهايی که در زیر سلطۀ استبداد و نااميدی سخن می گویند بدانند: ايالات متحده بر ستمی که بر شما می رود چشم نمی بندد، و آنها را که بر شما ستم می کنند نمی بخشد؛ هرگاه شما خواستار آزادی خود باشيد، ما در کنار شما می ايستيم."
پرزيدنت جورج دبليو بوش
20/1/2005

3 مه روز جهانی آزادی مطبوعات است؛ ما در کنار روزنامه نگاران، سردبيران و بلاگ نويسانی که با وجود مخاطرات کارخود را ادامه می دهند ایستاده ایم ؛ ما از همه دولت ها می خواهيم حقوق مسلم مردمشان، از جمله حق آزادی بيان و مطبوعات را مطابق با بند 19 بيانيه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد، تضمين کنند.؛ در طی سال مالی 2007 ايالات متحده 78 ميليون دلار در تقريباً 40 کشور به ترويج آزادی رسانه و آزادی اطلاعات اختصاص داد. پرزيدنت بوش با روزنامه نگاران و سردبيران بسياری که با نيروهايی که به دنبال محدود کردن آزادی رسانه ها هستند مبارزه می کنند ديدار کرده است. ما به اين افراد دلير احترام می گذاريم، و اهميت حق يک رسانه آزاد را در اشاعه آزادی در سراسر جهان به رسميت می شناسيم.

ايالات متحده به پيشبرد آزادی و دموکراسی به عنوان جايگزين های اصلی سرکوب و افراط گرایی متعهد است؛ قويترين سلاح در مبارزه با افراط گرایی جادبۀ جهانی آزادی است؛ آزادی بهترين راه برای رها شدن خلاقيت و توان بالقوه اقتصادی يک ملت است، تنها نظامی است که در يک جامعه منجر به عدالت می شود، و تنها راه برای به دست آوردن و حفظ هميشگی حقوق بشر است.

بسط آزادی بيش از هر چيز يک الزام اخلاقی است – تنها راه واقع بينانه برای حفظ مردم ما است. حملات 11 سپتامبر نشانه و نمایانگر يک حرکت جهانی از سوی افراط گرایان جنايتکار بود که مردم آزاد را همه جا تهديد می کنند. کشورهايی که به آزادی برای مردمشان متعهدند افراطی ها را حمايت نمی کنند؛ و برای مغلوب کردن آنها با هم متحد می شوند.
http://www.whitehouse.gov/news/releases/2007/06/20070605-8.html

دولت در سال 2007 صندوق مدافعان حقوق بشر را ايجاد کرد، که کمک برای دفاع قانونی و هزينه های پزشکی فعالان دستگير شده يا آسيب ديده توسط حکومت های سرکوبگر تدارک می بيند؛ اين صندوق با سرمايه 5/1 ميليون دلار آغاز به کار کرد و به هنگام نياز دوباره پر می شود:
http://www.state.gov/g/drl/p/c22903.htm

از دسامبر 2007، وزير امور خارجه سالانه جوايزی را برای معرفی کسانی که برای بهبود منزلت انسانی کوشيده اند اعلام کرده است.

جايزه مدافعان آزادی: اين جايزه يک فعال خارجی يا NGO را معرفی می کند که تعهد قابل توجهی نسبت به پيشبرد آزادی و شجاعت در برابر سختی نشان داده باشد.
http://www.state.gov/secretary/rm/2007/12/96688.htm

جايزه ديپلماسی برای آزادی: اين جايزه به يک سفير ايالات متحده تعلق می گيرد که برنامه رييس جمهوری را برای آزادی با تلاش در جهت پايان دادن به اعمال سرکوبگرانه و ترويج دموکراسی با استفاده از همه گزينه های سياسی، اقتصادی، ديپلماتيک، و ابزارهای ديگر به بهترين شکل به پيش می برد.
http://www.state.gov/secretary/rm/2007/12/96688.htm

تحت برنامه آزادی، آمريکا به دموکراسی های در حال ظهور کمک می کند تا نهادهايی برای پادار ساختن آزادی ايجاد کنند.

رئيس جمهوری از زمان تصدی اين سمت، سرمايه گذاری برای برنامه های دموکراسی، شيوه حکومترانی مطلوب و حقوق بشر را دو برابر کرده است، و بودجه او برای سرمايه گذاری در اين زمينه ها همچنان رو به افزايش است.؛ بودجه درخواستی سال مالی 2009 را برای شيوه حکومترانی خوب و تامين قضايی تقويت می کند و رسانه های مستقل، احزاب سياسی دموکراتيک، آموزش رای دهندگان، نظارت بر انتخابات، و حقوق بشر را توسعه می دهد. بودجه سال مالی 2009 برای اين فعاليت ها 72/1 ميليارد دلار درخواست شده است، حال انکه بودجه ً سال مالی 2008 36/1 ميليارد دلار سال مالی2001، 650 ميليون دلار بوده است. علاوه بر اين، درخواست بودجه سال مالی 2009، برای بخشش ملی برای دموکراسی، 80 ميليون دلار است. این بودجه در سال 2001، 31 ميليون دلار بوده است.

کمک به کسانی که برای ايجاد جوامع آزاد مبارزه می کنند، در مسئوليت کسانی است که از موهبت آزادی بهره مندند. آمريکا با شرکايش از طريق سازمان های چندجانبه برای پيشبرد آزادی تلاش می کند؛ از آن جمله:

• تدارک حمايت از صندوق دموکراسی ملل متحد، که توسط پرزيدنت بوش در سال 2004 در مجمع عمومی سازمان ملل پيشنهاد و در سال 2005 توسط دبيرکل سازمان ملل، عنان، پرزيدنت بوش، و نخست وزير هند، سينگ، افتتاح شد. اعضاء از طريق اين صندوق، برای کمک به کشورهايی که می خواهند به جهان دموکراتيک بپيوندند تلاش می کنند. موجودی اين صندوق به 85 ميليون دلار رسيده است و ايالات متحده تا امروز 26 ميليون دلار به آن اهداء کرده است. تعداد درخواست های رسيده از 1300 در سال 2006 به 1800 در 2007 افزايش يافته است و طرح هايی برای دور دوم دريافت کمک شناسايی می شوند. يک اولويت سرمايه گذاری به طرح هايی مثل مرکز بين المللی گذار دموکراتيک در مجارستان، و نيز حمايت از مشارکت شهروندان در ابتکار خاورميانه و شمال آفريقای بزرگ داده می شود که تلاش های NGO ها در دموکراسی های در حال پديدار شدن را حمايت می کنند، هر کشور آزادی به موفقيت اين صندوق اميدوار است – و هر کشور آزادی مسئوليتی در پيشبرد وسایل نشرآزادی، و از اين طريق، نشر صلح دارد.

• پس از راه اندازی ميزگردی برای دموکراسی در مجمع عمومی سازمان ملل، رييس جمهوری هر سال برای پيشبرد آزادی از طريق تدوين برنامه راهبردی با رهبرانی از سراسر جهان که مايل به برداشتن گام های لازم برای رواج آزادی هستند، در اين ميزگرد شرکت کرده است.

• حمايت از گروه 8 در مشارکت با دولت ها و مردم خاورميانه و شمال آفريقای بزرگ برای پيشرفت و آينده مشترک. اين مشارکت بر اساس رسيدن به همکاری صمیمانه با دولت های منطقه، و نيز نمايندگان تجاری و مدنی، برای تقويت آزادی، دموکراسی و موفقيت برای همه است.

• در ژوئن 2007 رئيس جمهوری برای حضور در يک کنفرانس دگر اندیشان و فعالان دموکراسی که توسط هاول، رييس جمهور سابق چک، ناتان شارانسکی، و آزنار، نخست وزير پيشين اسپانيا، سازمان دهی شده بود، به پاراگوئه سفر کرد. رييس جمهوری علاوه بر ایراد نطق، با کسانی که گردهم آمده بودند خصوصی ديدار کرد تا حرف های آنها را بشنود و درباره چگونگی کمک به ديگر ناراضيان و فعالان بحث کند. http://www.whitehouse.gov/news/releases/2007/06/20070605-8.html

آمريکا همچنين از نفوذ خود برای تشويق شرکای ارزنده اش مانند مصر و عربستان سعودی برای حرکت به سوی نظام سياسی آزاد استفاده می کند. اين کشورها برای مقابله با افراطيون اقداماتی کرده اند، هرچند هنوز راه زيادی بايد برای توسعه آزادی و شفافيت بپيمايند؛ ايالات متحده فشارخود را بر کشورهايی مانند اين کشورها ادامه خواهد داد تا نظام سياسی را باز کنند و نقش بيشتری به مردمشان بدهند.

تحت برنامه آزادی، آمريکا حمايتش از ناراضيان و فعالان حامی دموکراسی را تقويت می کند

در 7 ژوئن 2007، رئيس جمهوری اعلام کرد که از کانداليزا رايس وزير امور خارجه، خواسته است که به هر سفير آمريکا در هر کشور غير آزاد دستور دهد فعالان دموکراسی و حقوق بشر را بیابد و با آنها ديدار کند.

رئيس جمهوری شخصاً با 100 ناراضی، فعال دموکراسی و حقوق بشر، و روزنامه نگاران مستقل و اعضای خانواده شان ديدار کرده است، ازجمله:

• افغانستان: محمد نصيب، سکينه يعقوبی، سرور حسينی، 13/7 / 2005

• کنفرانس اسلامی آمريکايی: زينب السواجی و ديگران (ملاقات با عراقی-آمريکايی ها و عراقی های آزاد)، 4/4/2003؛ زينب السواجی 5/6/2007

• بلاروس: ايرينا کراسوسکايا، سيواتلانا زاوادسکايا، 27/2/2006؛ ناتاليا بورجايلی، 19/9/2006، الکساندر ميلينکويچ، 5/6/2007؛ الکساندر ميلينکويچ، آناتولی لبدکو، سرگئی کالياکين، آناتولی لوکويچ، پاول سورينتس، ديمتری فدراک، انيرا برونيتسکايا؛ 6/12/2007

• بوليوی: خوزه برشنر، 5/6/2007

• برمه: چارم تونگ، 31/10/2005، 4/7/2008( ملاقات با خانم لورا بوش)

• چين: لی بايگوانگ، وانگ يی، يو جی، 11/5/2006، جونينگ ليو، ربيا کادير، 5/6/2007

• کوبا: ايزابل روکو و ديگران (ميزگرد بحث با ناراضيان کوبايی)، 20/5/2003؛ کاريداد روکو، النو اويدو، اميليو استفان، لوييز زونيگا، 20/5/2005، الياس آمور براوو، رافائل روبيو، 5/6/2007؛ شيرلن گارسيا، ياميله لانز، 10/10/2007؛ اعضای خانواده زندانيان سياسی ريکاردو گونزالز آلفونسو، خوزه لوييز گارسيا پانکو، عمر پرنت هرناندز، و خورخه لوييز گونزالز تانکوئرو (پيش از سخنرانيش درباره کوبا، 24/10/2007)؛ الزا مورخون (همسر دريافت کننده مدال آزادی و زندانی سياسی دکتر اسکار ای بيسکت)، 24/1/2008؛ ميگوئل سيگلر آمايا، ژورفا لوپز پنا، 7/3/2008

• جمهوری دموکراتيک کنگو: ايماکولی بيرهاهکا، 27/6/2006

• اروپای شرقی: 21 فعال دموکراسی از 13 کشور (حين ديدار از براتيسلاوا)، 23/2/2005؛ ناتان شارانسکی، چندين بار

• مصر: انجی الحداد، 19/9/2006؛ سعدالدين ابراهيم، 5/6/2007؛ هشام کاظم، 18/9/2007

• ايران: آذر نفيسی، 2/11/2005

• عراق: غسان عطيه، کنعان مکيه، مثال العلوسی، نيبراس کاظمی، 5/6/2007

• کوسوو: وتون سوروی، 5/6/2007

• ليبی: محمد الجهمی، 5/6/2007

• کره شمالی: چول هوان کانگ، 13/6/2005؛ گوانگ چول کيم، گوی اوک لی، هان می کيم، سونگ مين کيم، 28/4/2006

• پاکستان: فعالان حقوق بشر (ميزگرد جامعه مدنی هنگام بازديد از اين کشور)، 4/3/2006

• روسيه: 15 فعال حقوق بشر (رويداد جانبی گردهم آيی گروه 8)، 14/7/2006، يوری ژيبلادزه، 19/9/2006، گری کاسپاروف، کارينا مسکالنکو، لودميلا آلکسيوا، 5/6/2007؛ النا ميلاشينا، 18/9/2007

• عربستان سعودی: جعفر الشايب، سامی انگاوی، 5/6/2007

• سيرالئون: زينب بانگوارا، 27/6/2006

• اسپانيا: اودورنه اوريارته، خن خواريستی، 5/6/2007

• سودان: موداوی ابراهيم آدم، 8/3/2006؛ سيمون دنگ، 28/4/2006؛ آلفرد تابان، 27/6/2006

• سوريه: فريد قدری، مامون حمسی، 5/6/2007؛ مامون حمسی، عمار عبدالحميد، چنگيزخان حسو، 4/12/2007

• تايلند: کاوی چونگکيتاوردن، 18/9/2007

• ازبکستان: نزيما کمالوا، 19/9/2006

• ونزوئلا: مايا کورينا ماچادو، 31/5/2005؛ کارلوس پونسه 19/9/2006، اوالد شارفنبرگ، 4/12/2007

• ويتنام: کونگ تان دو، ديم دو، نگوين لمين، کوان نگوين، 31/5/2007

• کرانه غربی [رود اردن: باسم عيد، عسام ابو عيسی، رامی نصرالله، 5/6/2007

• زيمبابوه: رجينالد ماچابه هو، 27/6/2006، 19/9/2006

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:19 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جدی ترین آزمون برای پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی

ایالات متحده یقین دارد که کره شمالی در زمینه فعالیت های اتمی مخفیانه به سوریه کمک کرده است



متن سخنان دکتر کریستوفر اِی. فورد
نماینده ویژه ایالات متحده در امور منع گسترش تسلیحات اتمی
دومین اجلاس کمیسیون مقدماتی برای کنفرانس بازنگری در پیمان
منع تکثیر تسلیحات اتمی در سال 2010
5 مه 2008
کاخ ملل، ژنو

گردهمایی دوم – منع گسترش تسلیحات اتمی: مقابله با عمده ترین چالش پیش روی NPT

آقای رئیس، متشکرم،

اصول پیمان امروز با جدی ترین آزمون خود روبرو است: چالش روند کنونی گسترش، تسلیحات اتمی از سوی یران، کره شمالی و به تازگی سوریه. ما به عنوان بخشی از دوره بازنگری در پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی (NPT) – پیمانی که تاکید ویژه آن بر گسترش تکثیر تسلیحات اتمی به صورتی کاملاً آشکار است، در اینجا جمع شده ایم و نمی توان این حقیقت را انکار کرد که هم اکنون چالش ها در برابر گسترش تسلیحات اتمی بیش از هر چیز دیگری اصول اساسی این پیمان را زیر سوال برده اند.


نقش کانونی منع گسترش تسلیحات اتمی

همانگونه که از نام این پیمان پیداست، بی شک منع گسترش تسلیحات اتمی، هدف اصلی پیمان NPT است – این هدف یکی از "ارکان" این پیمان نیست، بلکه در حقیقت شالوده اصلی آن به شمار می رود. در اولین قسمت از مقدمه پیمان تاکید شده است که " گسترش تسلیحات اتمی خطر جنگ اتمی را به صورتی جدی افزایش می دهد" و این جنگ "منجر به نابودی ...تمامی بشریت خواهد شد." همچنین از کشورهای عضو خواسته شده است تا در مطابقت با قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل مبنی بر "جلوگیری از گسترش بیشتر تسلیحات اتمی" عمل کنند. از میان این قطعنامه ها، مهمترین آنها قطعنامه سال 1961 است که به نام "قطعنامه ایرلندی" مشهور است و در آن تاکید شده که گسترش تسلیحات اتمی موجب "تقویت مسابقه تسلیحاتی می شود... امکان جلوگیری از جنگ را کاهش می دهد و ایجاد امنیت و صلح بین المللی بر مبنای حکومت قانون را با مشکل مواجه می کند." در همین راستا در این قطعنامه از تمامی کشورها خواسته شده تا به امضای موافقتنامه ای مبادرت ورزند.

موافقت نامه ای " که به موجب آن کشورهای اتمی تسلیحات هسته ای خود را تحت کنترل داشته باشند و دانش لازم برای ساختن این تسلیحات را به کشورهایی که دارای تسلیحات اتمی نیستند، منتقل نسازند و... کشورهایی که دارای تسلیحات اتمی نیستند برای ساخت این تسلیحات و یا در اختیار گرفتن آنها تلاش نکنند."

آقای رئیس، این عبارت بسیار آشنا است. درست واژه ها در متعاثبا اساس بندهای 1 و 2 متن نهایی پیمان NPT را تشکیل دادند – بندهایی که مذاکره کننده کشور کانادا به درستی آنها را "اساس پیمان NPT" نامید.

در جریان مذاکرات، این موضوع که هدف اصلی جلوگیری از گسترش تسلیحات اتمی در راستای منافع تمامی کشورها است، مکرراً تکرار می شد. نمایندگان غرب، جهان عرب، بلوک شوروی و جنبش عدم تعهد همگی بر این موضوع تاکید می کردند. آقای رییس، این دیدگاه عمومی در آن زمان بود که منع گسترش تسلیحات اتمی هدفی حیاتی در راستای منافع تمامی کشورها است. همانگونه که مقامات ایالات متحده در آن زمان اشاره کردند، در حقیقت، این پیمان بیش از آنکه موجب امنیت کشورهای دارای تسلیحات اتمی شود، امنیت کشورهای بدون تسلیحات اتمی (NNWS) را فراهم می کرد. در هر حال، کشورهای صاحب تسلیحات اتمی (NWS) دارای ابزار بازدارنده لازم در برابر تهاجم هر کشوری که به تازگی دارای تسلیحات اتمی شده بود، بودند. اما کشورهای بدون تسلیحات اتمی که همسایگان منطقه ای آنها دست به گسترش تسلیحات اتمی می زدند، این ابزار بازدارنده را در اختیار نداشتند. پس پیام اصلی پیمان NPT بسیار شفاف بود: تکثیر بیشتر تسلیحات اتمی تهدیدی برای تمامی کشورها به شمار می رود و باید متوقف گردد. ما در هنگام مخاطرات این پیام بسیار شلازم الاجرا را فراموش می کنیم.


چالش های کره شمالی، ایران و سوریه

به عنوان مثال، برنامه تسلیحات اتمی کره شمالی تهدیدی برای امنیت منطقه ای و جهانی است و چالشی بی درنگ برای سیستم جهانی منع گسترش تسلیحات اتمی به شمار می رود. مشخصاً امیدواری هایی در ارتباط با تلاش های دیپلماتیک ما برای حل و فصل بحران اتمی کره شمالی وجود دارد، گرچه هنوز برای دستیابی به از میان بردن قابل تحقیق تسلیحات اتمی و برنامه های اتمی موجود کره شمالی، اقدامات زیاد دیگری باید انجام شود. به عنوان مثال، این موضوع که 3 مرکز اصلی یانگ بیون در ارتباط با برنامه های پلوتونیوم کره شمالی اکنون تعطیل شده اند، مایه دلگرمی است. با این حال، کره شمالی هنوز باید گزارش کامل و دقیقیی از تمامی برنامه های اتمی، مراکز و مواد اتمی مانند غنی سازی اورانیوم، تسلیحات اتمی و فعالیت های مرتبط با گسترش تسلیحات اتمی خود ارائه دهد. و با اینکه مذاکرات شش جانبه به طور مستقیم به موضوع برنامه موشک های بالستیک کره شمالی نمی پردازد، این موضوع موجب نگرانی های زیادی شده است. در نهایت، تمامی کشورهای عضو سازمان ملل ملزم به اجرای قطعنامه 1718 شورای امنیت سازمان ملل، یک قطعنامه فصل هفتم هستند که پس از آزمایش اتمی جمهوری دموکراتیک خلق کره در اکتبر 2006 به اتفاق آرا تصویب شد و تحریم هایی در زمینه ممنوعیت انجام معاملات تجاری خاص با کره شمالی از جمله هرگونه انتقال و یا خرید اقلام معین، مواد، تجهیزات و تکنولوژی مرتبط با فعالیت های اتمی و برنامه موشک های بالستیک کره شمالی منظور داشت
در این خلال، ایران همچنان از پایبندی به تعهدات اتمی بین المللی خود مشتمل بر الزامات تعیین شده توسط شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر تعلیق غنی سازی اورانیوم و سایر فعالیت های اتمی مرتبط با گسترش تسلیحات اتمی، سرباز می زند. علاوه بر این، ایران تا کنون از رفع نگرانی های جدی آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) و سایر جامعه بین المللی را در ارتباط با استفاده تسلیحاتی از انرژی اتمی و سایر فعالیت های مرتبط با تسلیحات اتمی خود که دراسناد داخلی از ارائه شده از سوی ایران به IAEA، خودداری ورزیده است. ما می دانیم که IAEA و ایران توافق کرده اند که طی ماه مه درباره این موضوع گفتگو کنند و ما از ایران می خواهیم تا سرانجام این فرصت را برای افشای کامل فعالیت های تسلیحاتی خود به IAEA مغتنم شمارد و روند بازرسی و تایید توسط IAEA را که توسط ایران متوقف شده است تسهیل کند. ایران نتوانسته است اعتماد مجدد بین المللی را درباره ماهیت صرفاً صلح آمیز برنامه اتمی خود به دست آورد و در حقیقت از این کار خودداری کرده است. این موضوع قابل پیش بینی بود و به همین علت شورای امنیت به تازگی سومین قطعنامه تحریم فصل هفتم را به علت ادامه بی اعتنایی های ایران به تعهدات قانونی بین المللی خود علیه این کشور تصویب کرده است.

آنچه موجب نگرانی است، این است که ایران تنها کشور خاورمیانه نیست که به ساخت تجهیزات مخفیانه اتمی به منظوری غیرصلح آمیز اقدام کرده است. به تازگی آشکار شده است که سوریه – یک کشور عضو NPT که نه تنها طبق این پیمان متعهد به عدم گسترش تسلیحات اتمی است، بلکه موافقتنامه تامین امنیت IAEA را نیز امضاء کرده است – تا چند ماه پیش به طور مخفیانه در حال ساخت یک راکتور اتمی بوده است که ما معتقدیم ازآن مقاصد صلح آمیزی نداشته است. علاوه بر این، ما بر اساس منابع خبری مختلف اطمینان داریم که کره شمالی به سوریه در فعالیت های اتمی مخفیانه این کشور کمک می کرده است. سوریه با پنهان کاری و عدم اعلام این مرکز اتمی و ارایه اطلاعات مربوط به ساخت راکتور به IAEA، راهکار مهمی را که برای اطمینان جهان نسبت به مقاصد صلح آمیز فعالیت های اتمی طراحی شده بود، نقض کرده است. این کشور اکنون نیز هدف اصلی از ساخت این راکتور را انکار می کند.

آقای رئیس، سوریه در موضع تکذیب قرار دارد – تا ببیند که آیا جامعه جهانی، شامل کشورهای عضو NPT که امروز اینجا حضور دارند، اجازه خواهد داد تا سوریه از مسئولیت اقدامات خود شانه خالی کند. با این حال، شرایط کره شمالی و ایران پیچیده تر است. هر دو کشور انتخابی را در پیش رو دارند که توسط جامعه جهانی به آنها ارایه شده است و به تامین آینده ای بهتر برای مردم آنها، کاهش انزوای بین المللی دو کشور و کسب جایگاه آنها در نظام بین المللی به عنوان اعضای مسئولیت پذیر پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی کمک می کند. لیبی با این انتخاب که به صورتی قابل تایید برنامه های تسلیحات کشتار جمعی (WMD) خود را از میان برده و نشان داده است که چگونه یک رژیم منزوی می تواند جایگاه بین المللی خود را مجدداً به دست آورد و از مزایای اقتصادی و سیاسی یک رابطه عادی با بقیه کشورهای جهان برخوردار شود. این مسیر پیش روی کره شمالی و ایران نیز قرار دارد – تنها اگر دولت های این دو کشور این مسیر را انتخاب کنند.

کره شمالی به موجب بیانیه مشترک سال 2005، با یک راهکار موافقت کرد. کره شمالی در آن سند "متعهد شده بود که تمامی تسلیحات اتمی و برنامه های اتمی موجود خود را از میان ببرد و در کوتاه ترین زمان مجدداً به پیمان منع تکثیر تسلیحات اتمی و سیستم تامین امنیت IAEA بپیوندد." کره شمالی همچنین در فوریه 2007 متعهد شد که "مرکز اتمی یانگ بیون و مرکز بازفرآوری خود را تعطیل کند و در نهایت این مراکز را کاملاً از بین ببرد و مجدداً از کارشناسان IAEA برای نظارت و تایید این اقدامات دعوت به عمل آورد." در اکتبر 2007 کره شمالی موافقت کرد تا تمامی مراکز اتمی موجود خود را که به موجب بیانیه مشترک و توافقنامه فوریه 2007 باید از برچیده می شدند تعطیل کند و این روند را با متوقف کردن فعالیت سه مرکز اصلی در یانگ بیون شروع کرد که باید تا 31 دسامبر 2007 به پایان می رسید. کره شمالی همچنین متعهد شد تا تاریخ 31 دسامبر 2007، گزارش کامل و دقیقی از تمامی برنامه های اتمی خود را ارائه دهد. با این حال، جمهوری دموکراتیک خلق کره در مهلت تعیین شده این گزارش را ارائه نداد و تا کنون نیز فرایند تعطیل مراکز اتمی توافق شده را به اتمام نرسانده است.

مقابله با فعالیت های کره شمالی در راستای گسترش تسلیحات اتمی، نقشی تعیین کننده در خلع سلاح اتمی شبه جزیره کره و پایان بخشیدن به تهدید ناشی از وجود یک کره شمالی اتمی دارد. همانگونه که مورد کشور سوریه نشان می دهد، هنوز کارهای بسیار زیادی برای انجام گرفتن باقی مانده است و ما باید تلاش های خود و همچنین هشیاری خود را مضاعف کنیم. ما خواستار همکاری نزدیک با متحدان خود در مذاکرات شش جانبه هستیم تا اطمینان حاصل کنیم که فرایند مذاکرات شش جانبه ابزاری کارآمد برای برطرف کردن نگرانی های ما درباره گسترش تسلیحات اتمی و پایان بخشیدن به تهدید ناشی از برنامه های اتمی کره شمالی است.

چالش کنونی، تحت فشار گذاشتن جمهوری دموکراتیک خلق کره از طریق تعامل نزدیک و پایدار با این کشور برای به عمل درآوردن تعهدات جدی کره است. ایالات متحده به تلاش های خود برای تشویق کره شمالی به پایبندی به تعهداتش در توافقنامه اقدامات مرحله دوم در اکتبر 2007 و حرکت به سوی مرحله بعدی که طی آن کره شمالی طبق تعهداتش به موجب بیانیه مشترک سپتامبر 2005، به صورتی قابل تحقیق باید تمامی تسلیحات اتمی و برنامه های اتمی موجود خود را از بین ببرد، ادامه خواهد داد. کره شمالی باید درک کند که این کشور تنها از طریق از میان بردن تسلیحات اتمی و برنامه های اتمی موجود خود به صورتی قابل تحقیق می تواند آینده ای بهتر را برای مردم خود فراهم سازد، امنیت خود را تضمین کند و به انزوای بین المللی خود پایان دهد.

ایران نیز به نوبه خود مجموعه پیشنهادی سخاوتمندانه ای را دریافت کرده است که دو انتخاب را برای رژیم تهران فراهم می کند. وزرای "کشورهای 5+1" جمعه گذشته برای بازنگری و اصلاح این مجموعه با یکدیگر دیدار کردند. یک راه پیش روی ایران، مسیر بی اعتنایی و سرپیچی از تعهدات این کشور به موجب فصل هفتم منشور سازمان ملل و موافقتنامه تامین امنیت IAEA است. همانگونه که تصویب قطعنامه اخیر 1803 توسط شورای امنیت سازمان ملل – و تلاش های بین المللی برای اعمال تحریم های مالی و سایر تحریم ها بر علیه ایران به علت فعالیت های محرک و بی ثبات کننده این کشور – نشان داد، مسیر سرپیچی به معنای مسیر انزوا، تصویب تحریم های بیشتر و از میان رفتن فرصت های اقتصادی بیشتر برای مردمی سربلند است که هم اکنون از مشکلات اقتصادی و سوءمدیریت رهبران رژیم این کشور رنج می برند.

حتی با توجه به برنامه اتمی ایران و صنعت اتمی غیرنظامی و صلح آمیزی که تهران ادعا می کند در پی آن است، مسیر انزوا هیچ سودی برای ایران ندارد. این مسیر دربرگیرنده افزایش مخاطرات، هزینه های رو به افزایش، فشارهای اقتصادی و مشکلات فنی – و آینده ای خواهد بود که در بهترین حالت ایران تنها در آن نقشی حاشیه ای در جهان تکنولوژی انرژی اتمی خواهد داشت. در حقیقت، اگر ما ادعاهای غیرقابل باور ایران مبنی بر داشتن اهدافی صرفاً صلح آمیز را باور کنیم، تلاش های سرسختانه این کشور برای دستیابی به توانایی تولید مواد شکاف پذیر هنوز مبنایی فریبگرانه دارد، زیرا نمی تواند حتی "استقلال در زمینه انرژی" را که حامیان این برنامه ها تظاهر به آن می کنند فراهم سازد. حتی اگر ایران بتواند سوخت راکتورهای اتمی خود را نیز غنی سازی کند، کشور دارای منابع اورانیوم کافی برای تامین سوخت مورد نیاز یک نیروگاه اتمی نیست. (منابع داخلی اورانیوم ایران تنها برای یک نوع فعالیت اتمی "مستقل" کافی است: ساخت تعدادی سلاح اتمی). بدین ترتیب، پیشبرد هرگونه برنامه راکتور اتمی عمده ای توسط ایران، منوط به تامین سوخت توسط منابع خارجی خواهد بود.

مسیر دیگری که پیش روی ایران قرار دارد، مسیر سازش بین المللی است؛ جلب اعتماد مجدد بین المللی به اهداف صلح آمیز این کشور و پذیرش مجموعه مشوق های سخاوتمندانه پیشنهاد شده توسط کشورهای "1+5" که مورد تایید شورای امنیت سازمان ملل نیز قراردارد. پذیرش این محموعه نه تنها بهترین راه برای ایران به منظور معکوس کردن روند فزایندۀ انزوای این کشور و فشارهای ناشی از تحریم ها، بلکه بهترین راهکار – و احتمالاً تنها راهکار – ایران برای بهره مندی از تمامی مزایای استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی است. همچنین مشوق های پیشنهادی به ایران تنها به کمک در زمینه تولید انرژی اتمی محدود نمی شود، بلکه موارد متعدد دیگری مانند هوانوردی غیرنظامی، دارویی و کشاورزی را نیز در بر می گیرد.

اگر هدف های ایران واقعاً صلح آمیز باشند، انتخاب بین این دو مسیر انتخابی ساده و بدیهی خواهد بود. ایران این فرصت را دارد تا به تعهدات قانونی خود عمل کند، مسیری را در پیش بگیرد که بهترین انتخاب برای تامین رفاه و امنیت آینده مردم این کشور است که از دیرباز سختی های زیادی را متحمل شده اند و نیز کنار گذاشتن یک برنامه پرهزینه، خطرناک و نامشخص در ازای برنامه ای با همکاری بین المللی است. این مسیری است که بقیه جهان حق دارد انتظار داشته باشند که ایران انتخاب کند. این که دولت ایران بر گزینش مسیری متضاد و مبتنی برفریب، قانون شکنی و مقابله جویی تا این حد مصر است یک فاجعه به شمار می رود که در خور وارثان فرهنگی چنین افتخارآفرین و کهن نیست.

اگر بحران اتمی ایران و کره شمالی حل نشود – و هر دو کشور مجدداً به صورت اعضای NNWS و پیرو قانون سیستم NPT درنیایند – آینده این پیمان واقعاً نامشخص خواهد بود. سرپیچی آنها موجب تضعیف چهارچوب امنیتی که NPT برای تمامی اعضای این پیمان فراهم می کند، شده است. در نتیجه، آقای رییس، این موضوع دارای اهمیت بسیار زیادی است که تمامی دولت های ما به منظور حصول اطمینان از پایبندی کامل به NPT، به صورتی کارآمدتر و موثرتر با یکدیگر همکاری کنند.


جهانی بودن NPT

ایالات متحده از تمامی کشورهایی که عضو NPT نیستند می خواهد و آنها را تشویق می کند تا در کوتاه ترین زمان ممکن به عنوان کشورهایی بدون تسلیحات اتمی به NPT ملحق شوند. ما به منظور دستیابی به این هدف تلاش می کنیم تا از طریق تشویق سه کشوری که برای کنترل فعالیت های اتمی خود به NPT نپیوسته اند و تاکید بر پایبندی تمامی اعضای NPT به تعهداتشان، فضایی از احترام و اعتماد متقابل را ایجاد کنیم. تاکید قاطع بر پایبندی به تعهدات موجب تقویت این پیمان می شود و با نشان دادن این موضوع که پیمان NPT منافع امنیتی پایدار و ارزنده ای را برای اعضای خود فراهم می کند، سبب جهانی شدن NPT خواهد شد.

آقای رئیس، در همین رابطه اجازه بدهید من مجدداً تاکید کنم که دستیابی به یک صلح جامع، عادلانه و پایدار در خاورمیانه، همچنان یکی از اهداف کلیدی سیاست خارجی ایالات متحده است. ما متعهد به حل و فصل درگیری های بین اسراییل و فلسطینیان از طریق مذاکره هستیم و به تلاش های خود برای عملی کردن طرح پرزیدنت بوش مبنی بر ایجاد دو کشور اسراییل و فلسطین – که در کنار یکدیگر و در صلح و امنیت زندگی کنند، ادامه خواهیم داد. ایالات متحده در چهارچوب یک صلح منطقه ای باثبات و جامع، از ایجاد یک خاورمیانه که به صورتی قابل تایید عاری از هرگونه تسلیحات کشتارجمعی (WMD) و سیستم های انتقال آنها باشد، حمایت می کند – این هدف به صورتی کاملاً شفاف در قطعنامه خاورمیانه که در کنفرانس بازنگری NPT در 1995 به تصویب رسید، بیان شده است. همانگونه که در این قطعنامه نیز تصریح شده است، پیشرفت در مسیر ایجاد یک خاورمیانه بدون تسلیحات کشتارجمعی، نیازمند دستیابی به محیطی سیاسی و امنیتی در منطقه است که برای رسیدن به این هدف سازنده باشد. این خود دلیل دیگریدر اثبات این موضوع است که چرا وضعیت اتمی ایران و شواهد اخیر مبنی بر برنامه مخفیانه اتمی سوریه تا این حد نگران کننده است: این موارد موانعی جدی در مسیر دستیابی به اهداف قطعنامه 1995 به شمار می روند.

آقای رییس، باید تاکید کرد که امید کمی برای دستیابی به یک توافق در راستای ایجاد خاورمیانه ای عاری از تسلیحات کشتار جمعی وجود دارد، مگر آنکه کشورهای منطقه از تمامی موافقتنامه های موجود که در آنها عضو هستند حمایت کنند و مفاد آنها را به اجرا بگدارند. اگر تضمین های ارایه شده در این پیمان مبنی بر منع گسترش تسلیحات اتمی دارای اعتبار نباشند، ما نمی توانیم امیدوار باشیم که کشورهای جدیدی به پیمان NPT بپیوندند. به همین دلیل، هر شخصی که خواستار جهانی شدن NPT و ایجاد یک خاورمیانه بدون تسلیحات کشتار جمعی است فعالیت های تحریک آمیز اتمی ایران و سوریه را هشداردهنده خواهد دانست.

آقای رئیس، در ارتباط با وضعیت جنوب آسیا نیز باید مجدداً تاکید کنم که ایالات متحده همچنان اعتقاد دارد که تمامی کشورهایی که عضو NPT نیستند، باید به عنوان کشورهایی بدون تسلیحات اتمی به NPT بپیوندند. در عین حال، ما می دانیم که احتمال پیوستن پاکستان و هندوستان به پیمان NPT در آینده ای قابل پیش بینی بسیار ناچیز است. ما خواستار آن هستیم که تا زمانی که تمامی کشورهای جهان به NPT بپیوندند، کشورهای غیرعضو به صورتی مسئولانه از تکنولوژی اتمی استفاده کنند – و علاقمندیم تا برای دستیابی به این هدف با آنها همکاری داشته باشیم.


تدابیر ایمنی، امنیت و کنترل صادرات

در دست آخر، من مایلم تا درباره سه موضوع اساسی پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی – نظام ایمنی، امنیت اتمی و کنترل صادرات – صحبت کنم. این سه مورد ریشه در پیمان NPT دارند و بخشی از شالوده این پیمان به شمار می روند. در اوایل عصر اتم، موانع سیاسی و تکنولوژیکی بسیار زیادی در مسیر دستیابی به تسلیحات اتمی کشورهای فاقد این تسلیحات وجود داشت. با این حال، در سال های اخیر این موانع به طور چشمگیری از بین رفته اند و همین امر نقش نظام ایمنی را بسیار حیاتی و مهم کرده است. بدیهی است که طی دهه آینده روند حذف این موانع ادامه خواهد داشت. علاوه بر این، "نسل جدید تکنولوژی اتمی" موجب خواهد شد تا مواد اتمی و جنبه هایی از تکنولوژی اتمی در اختیار تعداد بیشتری از کشورها قرار گیرد. اگر فضای نظام ایمنی امروز در برابر توانایی های IAEA چالش انگیز باشد، باید گفت که چالش های فضای آینده مضاعف خواهد بود.

ایالات متحده برای سال های متمادی کمک های مالی زیادی به نظام ایمنی های IAEA ارایه کرده است و در حقیقت بیشترین بودجه IAEA برای این فعالیت ها– شامل اهدا داوطلبانه در حدود دو سوم "بودجه فوق العاده" IAEA را تامین کرده است. اما ایالات متحده نباید به تنهایی و به نمایندگی از نظام منع گسترش تسلیحات اتمی این کمک های مالی را پرداخت کند. تمامی کشورهای عضو باید اطمینان حاصل کنند که IAEA دارای منابع و توانایی های کافی برای دو هدف زیر است: هشدار به موقع در مورد انحراف در استفاده از مواد و یا تکنولوژی اتمی تا زمان کافی برای واکنش جامعه بین المللی وجود داشته باشد و وظیفه زیربنایی کشف و آشکار ساختن فعالیت های اتمی اعلام نشده. ایالات متحده از سایر اعضای پیمان NPT می خواهد تا برای کارآیی نظام ایمنی حمایت های لازم را فراهم کنند، این حمایت ها می تواند از طریق توسعه نسل آینده تکنولوژی کارکنان نظام ایمنی ها باشد.

علاوه بر این حمایت ها، IAEA نیازمند سیستم قانونی قدرتمند و هماهنگی جهت اجرای نظام ایمنی است. حمایت های ایالات متحده از نظام ایمنی شامل استفاده از هر فرصت برای جذب کشورهای بیشتری به عضویت در توافقنامه های جامع نظام ایمنی و پروتکل الحاقی (AP) و همچنین ارایه کمک های مالی و تخصصی به این نظام بوده است. هنوز کشورهای بسیاری باید مطابق بند 3 پیمان موافقتنامه ای با آژانس امضاء کنند و هنوز بسیاری از کشورها به پروتکل الحاقی که ابزارهای جدید مهمی برای کشف و آشکارسازی فعالیت های اتمی اعلام نشده فراهم می کند، ملحق نشده اند. پروتکل الحاقی سبب افزایش اطمینان به NPT و نظام منع گسترش تسلیحات اتمی می شود و کشورهای عضو اکنون باید این پروتکل را در کنار موافقتنامه جامع سیستم حفاظت، به عنوان حداقل ضوابط معمول برای کارآمدی نظام ایمنی، به رسمیت بشناسند.

در مورد امنیت اتمی نیز بدیهی است که امکان بالقوه تروریسم اتمی یک موضوع نگران کننده جهانی است و این در راستای منافع همه کشورها است که امکان اینگونه اقدامات را به حداقل برسانند. در همین راستا ما قویاً از طرح ها و راهکارهای قانونی بین المللی در این رابطه مانند طرح جهانی مبارزه با تروریسم اتمی حمایت می کنیم و از تمامی کشورها می خواهیم تا به این طرح ها بپیوندند. همچنین من باید حتماً به نظارت بر صادرات اشاره کنم؛ گرچه مبادلۀ تکنولوژی بخشی مهم از چهارچوب NPT است، اما صادرات تکنولوژی اتمی نباید موجب گسترش تسلیحات اتمی شود. ایالات متحده علاقمند است تا هرچه سریع تر شاهد اجرای کامل قطعنامه 1540 شورای امنیت باشد. کشورهای صادرکننده باید محدودیت های ویژه ای جهت انتقال تکنولوژی های غنی سازی و بازفرآوری اعمال کنند، زیرا ماهیت این تکنولوژی ها دربر گیرنده توانایی تولید مواد شکاف پذیر مورد استفاده در تسلیحات اتمی است. آقای رئیس، در حقیقت پیمان NPT نیازمند هشیاری و مسئولیت پذیری کشورهای صادرکننده در ارتباط با انتقال تکنولوژی اتمی و همکاری در این زمینه است تا این اطمینان حاصل گردد که فعالیت های آنها با تعهدات منع گسترش تسلیحات اتمی آنها منطبق است و به کشورهای دیگر کمک نمی کند تا این تعهدات را زیر پا بگذارند. پایبندی کامل به پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی، برای حفظ و توسعه همکاری های اتمی بین المللی لازم و اساسی است.


نتیجه گیری

آقای رییس، اجازه بدهید من با تصریح این موضوع سخنان خود را جمع بندی کنم؛ در صورتی که کشورهای عضو اقدامات قاطعی برای مقابله با بحران کنونی بی اعتنایی به پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی به عمل نیاورند، ما با خطر تضعیف اعتبار NPT و در کل، نظام جهانی منع گسترش مواجه خواهیم بود. اطمینان قطعی از عمل کردن به الزامات برخاسته از منع گسترش سلاح های هسته ای پیش شرط ایجاد شرایطی است که موجب تقویت و پیشبرد امنیت و ثبات منطقه ای می شود و شرایط لازم را برای جهانی شدن واقعی NPT فراهم می کند. به شکلی فراگیرتر، عدم توجه جدی و پایدار به حمایت از منع گسترش تسلیحات اتمی، موجب تضعیف جدی این پیمان و بی ارزش شدن اصولی می شود که دقیقاً شالوده این پیمان را تشکیل می دهند و امنیت بنیانی متقابلی را که طی چهار دهه گذشته نقشی بسیار مهم در صلح و امنیت جهانی داشته است، فراهم ساخته اند.

متشکرم، آقای رئیس.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:10 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شخنان زلمای خلیلزاد، نماینده دائم ایالات متحده [در سازمان ملل] درباره لبنان و برمه در جلسه بررسی شورای امنیت، 8 مه 2008

8 مه 2008 اعلامیه مطبوعاتی USUN، #107 برای انتشار فوری


سفیر خلیلزاد: صبح بخیر. ما مذاکرات مداومی در خصوص اوضاع لبنان داریم و شما شاهد بوده اید که ما گفته ایم که لبنان بار دیگر در آستانه [بحران] قرار دارد. حزب الله و همپیمانان این گروه دولت را به چالش کشیده اند. آنها دولتی را در داخل دولت به وجود آورده و توسعه داده اند. آنها تموافقتنامه ها و قطعنامه ها را دربارۀ خلع سلاح پیکارجویان خود اجرا نکرده اند. و این به نوبه خود گروه های دیگر را نیز تشویق به تجدید تسلیحات خود کرده است.

به دلیل مخالفت آنها با شرایط انتخاب رییس جمهوری؛ با وجودتوافق همگانی بر سر آقای سلیمان به عنوان رییس جمهوری در این زمینه پیشرفتی حاصل نشده، احزب الله و حامیانش پیش شرط هایی در رابطه با ادامه انتخاب رئیس جمهوری تعیین کرده است.

مداخلاتی از جانب کشورهای منطقه صورت می گیرد که تأثیر آن بی ثباتی لبنان است: سرپیچی سوریه از برقرارری روابط دیپلماتیک، خودداری سوریه از تعیین مرزهای خود با لبنان، مسلح کردن حزب الله از طرف ایران و سوریه. تمام این حرکت ها مطمئناً برانگیزنده نگرانی های بسیاری است. آیندۀ لبنان از نظر لبنانی ها جائز اهیمت است، لبنان کشور مهمی است. در ضمن به همان میزان برای منطقه نیز اهمیت دارد. و آینده خاورمیانه برای آینده جهان حائز اهمیت است.

ما اعتقاد داریم که حزب الله باید در چارچوب قانون عمل کند، به چالش کشیدن دولت قانونی لبنان را متوقف سازد و بدون پیش شرط از انتخابات ریاست جمهوری حمایت کند. سوریه نیزباید مرزهایش را مشخص سازد و روابط دیپلماتیک را برقرار کند. شورا ناگزیر خواهد بود با این چالش ها روبرو شود و با برداشتن گام های مناسب با مشکلات به مقابله بپردازد. همانطور که قبلاً گفتم، این موضوع مهمی است و ما طی روزهای و هفته های آینده توجه خود را بر آنها متمرکزخواهیم کرد.

خبرنگار: آقای سفیر، شما درباره مداخلات خارجی صحبت کردید، نظر شما درباره دخالت آمریکا چیست؟ چرا هربار برخی موافقتنامه ها یا مذاکرات درباره لبنان وجود دارد، آقای دیوید ولش وارد لبنان می شود و به آنها می گوید، "نه، این قابل قبول نیست"؟ این مورد را چگونه تفسیر می کنید؟ آیا این مداخله خارجی نیست؟

سفیر خلیلزاد: شما باید خیلی مشخص صحبت کنید. ما از توافق عمومی که با انتخابات ریاست جمهوری، آقای سلیمان، میشل سلیمان صورت گرفت، حمایت می کنیم. ما از دولت قانونی لبنان حمایت می کنیم. ما از روابط خوب بین لبنان با همسایه های این کشور حمایت می کنیم. ما در کنار مردم لبنان و مؤسسات قانونی لبنان ایستاده ایم و به این کار ادامه خواهیم داد.

خبرنگار: آقای سفیر، با در نظر گرفتن آنچه شما در این توضیحات درباره سوریه اظهار داشتید، با در نظر گرفتن آنچه شما اینجا درباره سوریه گفتید، متن پیشنهاد ایالات متحده به سازمان ملل در رابطه با این مورد چیست؟

سفیر خلیلزاد: خوب، همانطور که گفتم، ما باید بر روی این موضوع تمرکز کنیم. من در اظهاراتم به همکارانم عنوان کردم که در هفته های آینده، شورا ناچار با چالش هایی در لبنان روبرو خواهد شد و باید ببیند که چه اقدامات دیگری ممکن است لازم باشد وچه گامهایی باید برای رسیدگی به این موضوع برداشته شود. زیرا به خاطر آنچه در لبنان اتفاق می افتد، روند مسائل مثبت نیست و آنچه در لبنان اتفاق می افتد برای منطقه بسیار حائز اهمیت است و آینده منطقه برای دنیا بسیار مهم است. بنابراین، ما طی هفته های آینده ما با همکاران را در زمینه اقدامات، گامهای اضافی که ممکن است لازم باشد، در ارتباط خواهیم بود.

خبرنگار: چه اقداماتی. امکان دارد که به صراحت بگویید؟

خبرنگار: رهبر حزب الله امروز گفت که برای مقابله با دو جنگ آماده است، جنگی با اسراییل و جنگی با نیروهای محلی. چه میزان نگرانی وجود دارد و تا چه حد شما این گفته را جدی می گیرید؟

و یک سؤال دیگر، آیا ناو یو اس اس کول دیگری به ساحل مدیترانه به منطقه می آید؟

سفیر خلیلزاد: ما حرفهای حزب الله را جدی می گیریم. و به همین دلیل بر اساس آنچه که حزب الله انجام داده است و اظهاراتی که کرده است – از جمله تهدید به جنگ منطقه ای – که تصمیم در باره جنگ و صلح، معمولاً حق ویژه دولت ها است، ما نگرانیم و احساس کرده ایم یم که اوضاع در لبنان یک بار دیگر نزدیکی به یک درگیری پیش می رود.

به این دلیل است که ما موضوع را با قوت در اقدام امروز خود پیش کشیدیم. و من گفته ام که ما گفته ایم شورا – اگر روند موجود ادامه یابد –ا باید اقدامات دیگری را برای رویارویی با اوضاع در نظر بگیرد.

خبرنگار: می توانید دقیق تر باشید؟ آقای سفیر، صبر کنید، من میکروفن را گرفتم.

سفیر خلیلزاد: شما درباره طیف گزینه هایی که در اختیار شورا است، اطلاع دارید. قطعنامه هایی وجود دارند، تحریم هایی وجود دارند. همه این موارد گزینه هایی است که در اختیار شورا قرار دارند.

خبرنگار: درباره میانمار، آیا ایالات متحده از توسل فرانسه به حق حمایت به عنوان راهی برای ورود به کشور پشتیبانی می کند؟ و آیا احساس می کنید که جان هولمز از OCHA در ارتباط با وارد کردن کمک ها به حد کافی قوی عمل کرده است؟

سفیر خلیلزاد: خوب، ما به خاطر کندی پاسخ دولت برمه در استقبال و پذیرش کمک ها احساس خشم می کنیم. واضح است که توانایی دولت برای رسیدگی به اوضاع – که مصیبت بار است – محدود است. و هر دولت برای حفاظت از مردم کشور خودش و ارائه [خدمات] به مردم کشورش مسئولیت دارد. و از آنجایی که این دولت آمادگی ندارد، باید انتظار داشته باشید که دولت کمک از طرف دیگران را بپذیرد.

ما نسبت رفتار این دولت در شگفت هستیم. نپذیرفتن پیشنهاد از طرف جامعه جهانی، از طرف کشورها، از طرف سازمان ها، از طرف سازمان های بین المللی، بی فکری است.

بنا براین، ما علاقه داریم که آقای هولمز به کشورهای عضو بگوید اوضاع به چه صورت است، نیازها چیست و به UN اعلام کند که به مقامات میانمار برای پذیرش هرگونه کمک و کلیه کمک ها که می توانند یک تغییر مثبت در راستای کمک به مردم میانمار/ برمه ایجاد کنند، اصرار ورزد و به آنها فشار وارد کند.

متشکرم، با تشکر فراوان از شما. سپاسگزارم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:6 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بنابر گزارش سالانه، تروریسم و جنایت غالباً با هم مرتبط هستند

ایالات متحده مشارکت های جدید برای مقابله با پیوند تروریسم و جنایت ایجاد می کند


نویسنده دیوید مک کیبی
عضو هیئت تحریریه


واشنگتن – در حالی که در سال های اخیر شاهد کاهش فعالیت های تروریستی در نیمکره غربی بوده ایم، یک گزارش دولت ایالات متحده نشان دهنده ارتباط فزاینده ای بین تروریست ها و جنایت های سازمان یافته فرامرزی است.

گزارش های سال 2007 کشور درباره تروریسم وزارت امور خارجه، منتشره در تاریخ 30 آوریل عنوان می کند: "فعالیت های تروریستی و حمایت از زیرساخت های تروریستی نه تنها از طرف مشارکت افراد، سازمان های خیریه ساختگی و سازمان های ظاهری، بلکه به صورت روز افزونی توسط فعالیت های دیگر غیرقانونی مانند قاچاق انسان، قاچاق و قاچاق مواد مخدر تأمین وجه می شود."

دیوید جانسون، سفیر عالی رتبه ایالات متحده و متخصص مقابله با مواد مخدر غیر مجاز و جنایات سازمان یافته می گوید، تعداد زیادی از 42 گروه تعیین شده توسط ایالات متحده به عنوان سازمان های تروریستی خارجی وابستگی های جنایی دارند. جالب توجه ترین این گروه ها، نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا (FARC)(1) است که علاوه بر یک رشته عملیات آدم ربایی به منظور باج گیری، از طریق قاچاق مواد مخدر نزدیک به 60 میلیون دلار در سال جمع کرده است.

دیگر گروه های تروریستی محلی درگیر در جنایات زیرزمینی شامل ارتش آزادی ملی کلمبیا (ELN)(2) و نیروهای متحد دفاعی کلمبیا (AUC)(3) و همچنین سندرو لومینوسو پرو هستند.

جانسون می گوید: "این سازمان های تروریستی از طریق جلب حمایت های غیرقانونی، کشت مواد مخدر و قاچاق، فاسد کردن مقامات، فشار بر کشاورزان در ازای امنیت و قاچاق مواد مخدر در بین مرزها به منظور تأمین مالی خشونت های خود، قاچاق مواد مخدر را تسهیل کرده اند."

دل دیلی هماهنگ کننده مقابله با تروریسم وزارت امور خارجه می گوید، کوبا به عنوان کشور حامی تروریسم در نقش فراهم کننده مکان امن برای اعضای FARC و ELN شناخته شده است. با این حال، با تغییر اخیر در دولت کشور این اوضاع باید تغییر کند.

در حالی که ونزوئلا به عنوان کشور حامی تروریسم شناخته نشده است، گزارشات سال 2007 کشور، روابط نزدیک این کشور با ایران به عنوان حامی تروریسم را دلیلی برای نگرانی در نظر می گیرد. " دلسوزی ایدئولوژیک" دولت ونزوئلا با گروه های کملبیایی، کشف تسلیحات ونزوئلایی در انبارهای مهمات FARC و واکنش این کشور نسبت به وارد شدن کلمبیایی ها به داخل مرز اکوادور به منظور تعقیب پیکارجویان FARC در 1 مارس باعث افزایش نگرانی های امنیتی در منطقه شده است.

دیلی با اشاره به این که رایانه قابل حمل توقیف شده در اردوگاه مرزی این گروه توسط مقامات کلمبیایی مورد بازرسی قرار گرفته و امکان دارد که اطلاعات دیگری درباره ارتباط این گروه با جنایات سازمان یافته و همچنین جزئیات دیگر عملیات را افشاء کند، می گوید: "ما به دقت این موارد را زیر نظر داریم."

جانسون می گوید، ارتباط بین تروریست ها و جنایت کاران مانند خیابانی دو طرفه است که دسته های جنایت کاران را به سمت بکارگیری روش های تروریستی برای به اجرا درآوردن انحصارطلبی های غیرقانونی هدایت می کند؛ به عنوان نمونه گروه زتاز مستقر در مکزیک به عنوان مجریان انحصاری مواد مخدر خلیج مکزیک و MS-13، یک دسته متعلق به کشور السالوادور که در فعالیت های جنایی در سرتاسر آمریکای شمالی و مرکزی داشته اند.

جانسون می گوید، ایالات متحده از طریق همکاری با سازمان ملل، سازمان ایالات آمریکا و دیگر نهادهای بین المللی متعهد به ایجاد یک مشارکت قوی به منظور قراردادن ابزار لازم در اختیار کشورهای منطقه برای محافظت از شهروندان خود از جرایم و تروریسم است.

کلمبیا از طریق "سیاست امنیت دموکراتیک"، ترکیبی از تلاش های نظامی، اطلاعاتی، پلیسی و توسعه روستایی برای تقلیل نیمی از حملات FARC در سال 2007 استفاده کرده است. ایالات متحده از طریق آموزش، تلاش های جلوگیری از قاچاق مواد مخدر، کمک های امنیتی و همکاری در ردیابی و مسدود کردن منابع مالی تروریست ها به کلمبیا کمک کرده است.

پرزیدنت فیلیپ کالدرون در مکزیک از طریق تقویت قوه قضاییه و ریشه کنی فساد در مقابله با کارتل های مواد مخدر اقدام کرده و از طریق طرح مریدا در حال همکاری با ایالات متحده، گواتمالا و دیگر دولت های منطقه برای مقابله با جنایات فرامرزی است.

رابرت گیتس، وزیر دفاع روز 29 آوریل پس از نشست با مقامات وزارت دفاع مکزیک گفت: "این موضوع چالشی است که مکزیک آن را پذیرفته است، ما آن را مورد حمایت قرار می دهیم و هر آنچه که در توان داریم برای حمایت از آن انجام خواهیم داد. اما ما در واقع راهنمایی یا هدایت دولت مکزیک را در این مورد برحسب آنچه به نظر آنها مفید خواهد بود، بر عهده خواهیم گرفت."

دولت بوش برای حمایت از طرح مریدا که تلاش های ایالات متحده برای کاهش تقاضای داخلی مواد مخدر غیر مجاز و با هدف کمک به توقف جریان تسلیحات غیر قانونی از سوی جنوب و مقابله با جنایات بین المللی را تکمیل می کند، از کنگره مبلغ 1.1 میلیارد دلار درخواست کرده است.

برای اطلاعات بیشتر، به متن اظهارات جانسون مراجعه کنید.

برای اطلاعات بیشتر، به متن اظهارات دیلی مراجعه کنید.


1. Revolutionary Armed Forces of Colombia (FARC)
2. National Liberation Army (ELN)
3. Self-Defense Forces of Colombia (AUC)


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:5 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

طرح ابتکاری موجودی در مقابل غذای وزارت کشاورزی ایالات متحده

حقیقتنامه پیرامون برنامه های کمک رسانی غذایی به فقرا


وزارت کشاورزی ایالات متحده
آوریل 2008
حقیقتنامه
در زیر، گزیده هایی ازمطالب مطرح شده در حقیقتنامۀ ماه آوریل 2008 وزارت کشاورزی ایالات متحده (USDA) (1) پیرامون برنامه جدیدی جهت تأمین نیاز های غذایی مردم فقیر، آمده است.
"قیمت بالای محصولات، همراه با هزینۀ حمل ونقل موجب ایجاد محدودیت جدی در حجم کمک های غذایی گشته که از بودجۀ محدود کمک های غذایی تأمین می گردد.
وزارت کشاورزی ایالات متحده، از طریق طرح ابتکاری موجودی در مقابل غذا، رویکرد بی مانندی برای مبارزه با این مشکل در پیش گرفته است. ... این طرح ابتکاری از منابع موجود برای برآوردن نیازهای غذایی مردم گرسنه در داخل و خارج کشور استفاده کرده و این اقدام تأثیری مشابه بر اعتبارات تخصیصی دارد.
محصولات خام تحت کنترل دولت، مانند ذرت، پنبه، بادام زمینی، برنج، لوبیای سویا و گندم از طریق پرداخت جرایم تولید کنندگان برای انبار کردن آن به عنوان محصولات فرعی در اختیار وزارت کشاورزی ایالات متحده می گیرد و بدهی مساعدت های بازاریابی شرکت اعتباری محصولات (CCC)(2)، یعنی وام دهنده، پرداخت می شود.
از طریق سیستم معاملۀ تهاتری، این محصولات با مواد غذایی پرورده شده که مانند سبزیجات کنسروی، آرد روغن، و همین طور گوشت و سایرفرآورده های غذایی به دلیل به عمل آمدن، قیمت آن ها افزایش پیدا می کند، معاوضه می شود.
طرح ابتکاری موجودی در مقابل غذا از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا کسری بودجه، موجب دشواری پرداخت قیمت بالای مواد غذایی وهزینۀ حمل ونقل است و تأثیر مضاعف این مسئله باعث کاهش و محدودیت کمک های غذایی است.
وزارت کشاورزی آمریکا با گذاشتن موجودی اضافۀ شرکت اعتباری محصولات دراختیار برنامه های کمک رسانی غذایی، قادر است با حذف موجودی اضافۀ محصولات دولتی و هزینۀ سالانۀ انبارداری، میزان این کمک ها را به حداکثر برساند.
به علاوه، طرح ابتکاری موجودی در مقابل غذا به تأمین بیش از 20 میلیون دلار برای کمک به 700,000 کودک در کشور های کم درآمد، از طریق برنامۀ بین المللی غذا برای تحصیلات و تغذیۀ کودکان مک گاورن- دُل(3) مشغول است.
شافر، وزیر کشاورزی، در یک بیانیۀ مطبوعاتی در 16 آوریل اظهار داشت، از زمان آغاز طرح ابتکاری موجودی در مقابل غذا در ژوییه 2007، کمک های اهدایی وزارت کشاورزی ایالات متحده از مرز 100 میلیون دلار خواهد گذشت.

1. U.S. Department of Agriculture (USDA)
2. Commodity Credit Corporation (CCC)
3. McGovern-Dole International Food for Education and Child Nutrition Program

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:3 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بیانات پرزیدنت بوش درمورد کمک های غذایی جهانی

درخواست بوش از کنگره برای 770 میلیون دلار اضافه جهت کمک های غذایی


کاخ سفید
دفتر وزیر مطبوعات
1 مه 2008

بیانات رییس جمهور پیرامون کمک های غذایی
اتاق پذیرایی دیپلماتیک
3:13 بعد از ظهر به وقت شرق آمریکا

رییس جمهور: در هفته های اخیر، خیلی ها درمورد افزایش چشمگیر قیمت مواد غذایی در جهان، اظهار نگرانی کرده اند. من هم در این نگرانی سهیم هستم. در بعضی از فقیرترین کشور های جهان، بالارفتن قیمت ها به معنای تفاوت میان برخورداری از یک وعده غذا در روز، و یا گرسنه ماندن است.

دو هفته پیش دولت من اعلام نمود که برای پرداختن به این مشکل، 200 میلیون دلار از محل برنامه ای در وزارت کشاورزی موسوم به "امرسون تراست"، تأمین می شود. اما این تازه آغاز کوشش های ماست. من معتقد هستم اقدامات بیشتری باید صورت بگیرد، برای همین امروز از کنگره درخواست می کنم با تأمین 770 میلیون دلار دیگر برای حمایت از برنامه های کمک رسانی غذایی و برنامه های مربوط به توسعه، موافقت نماید. این مبلغ روی هم رفته بالغ بر یک میلیارد دلار برای کمک به امنیت غذایی در جهان می شود. در کنار دیگر برنامۀ همیاری غذایی، ما اکنون پیش بینی می کنیم که در سال های 2008 و 2009 نزدیک به 5 میلیارد دلار بابت مبارزه با گرسنگی در جهان هزینه خواهیم کرد.

این بودجه، برنامۀ کمک های غذایی فعلی را پا بر جا نگه می دارد. ما درگذشته، در رأس اقدامات مربوط به تأمین غذا برای محرومان بوده ایم، و نقش رهبری خود را کماکان در جهان حفظ خواهیم کرد. با این بودجه می توانیم در برنامه های توسعۀ کشاورزی که در کشور های در حال رشد، به تولید بیشتر کمک می کند نیز سرمایه گذاری کنیم. و البته این کار در وهلۀ اول تعداد افراد محتاج به کمک های غذایی را کاهش می دهد.
با افزایش کمک های غذایی، آمریکا باید به متحول کردن راه ارسال این کمک ها نیز بیندیشد. من امسال در سخنرانی سالانۀ خودم درمورد وضعیت کشور، از کنگره خواستم تا از پیشنهاد خرید نزدیک به 25 درصد از کمک های غذایی، مستقیما ً از تولید کنندگان محلی، حمایت کند. و دلیل این کار نه تنها از بین بردن چرخۀ گرسنگی است که ما در دوران مدرن با آن زیاد سروکار داشته ایم، بلکه راه انداختن کشاورزی محلی هم می باشد. من از کنگره درخواست می کنم هر چه زود تر به این پیشنهاد جنبۀ قانونی بدهد. این یکی از معمولی ترین راه های پرداختن به کمک های غذایی اضطراری است.

سایر کشور ها هم نقشی دارند که باید بازی کنند. آمریکا در رأس است، و ما در رأس این اقدامات باقی خواهیم ماند و انتظار داریم دیگران هم در کنار ما مشارکت کنند. ما با کشور های شریک خود در گروه هشت و دیگر کشور های پیشرفته برای تضمین تعهد آن دولت ها در شرکت در کمک های بیشتر غذایی، مشغول به کار هستیم.

برای رسیدن به نتایج موفقیت آمیز مذاکرات دوحه هم کوشش می کنیم، که موجب حذف یا کاهش تعرفه های گمرکی و سایر موانع، وهمین طور یارانه های دست و پا گیر بازار محصولات کشاورزی خواهد شد. و علت اهمیت دور مذاکرات دوحه در این است که نهایتا ً، هزینۀ وارد کردن مواد غذایی، کمتر از هزینۀ تولید آن است، و برای مصرف کنندگان در همۀ نقاط جهان همین طور است. به عبارت دیگر ما می خواهیم با متحول کردن سیستم، دسترسی به غذای ارزان تر را برای مردم میسر کنیم.

ما از کشور هایی که دارای محدودیت های نهادی شده در صادرات محصولات کشاورزی هستند، می خواهیم که آن محدودیت ها را لغو کنند. بعضی کشور ها از رسیدن مواد غذایی به بازار ها جلوگیری می کنند، ما از آن ها می خواهیم آن محدودیت ها را رفع کرده و اجازه دهند مواد غذایی در دسترس کسانی که در محرومیت هستند، قرار بگیرد.
از کشور ها می خواهیم از واردات محصولات کشاورزی که از طریق بیوتکنولوژی تولید می شود، جلوگیری نکنند. این محصولات سالم هستند، و در مقابل خشکسالی و انگل ها مقاوم می باشند، و قابلیت تولید غذای بیشتر برای افراد بیشتر را دارند.

این جا در کشور خودمان سعی ما بر این است که مواد غذایی لازم در اختیار محتاج ترین شهروندان قرار بگیرد . از سال 2001، دولت با همکاری کنگره بودجۀ برنامه های کمک غذایی را تا میزان 76 درصد افزایش داد. ما برای جبران افزایش قیمت ها، کوپن های خرید مواد غذایی در اختیار نیازمندان قرار می دهیم. در ماه گذشته، وزارت کشاورزی 150 میلیون دلار به برآوردن نیاز های افراد وابسته به WIC- برنامۀ کمک تغدیۀ ویژه برای زنان، اطفال و کودکان، اختصاص داد. با این بودجۀ آخری ، حمایت های مالی امسال ما از WIC ، 18,6 درصد افزایش داشته است.

مردم آمریکا مردمانی سخاوتمند و دلسوز هستند. ما به واقعیتی دیرینه اعتقاد داریم: هر که بامش بیش، برفش بیشتر. ما در داخل کشور تلاش می کنیم که نیازمند ترین افراد بتوانند با افزایش قیمت مواد غذایی کنار بیایند. و با تأمین بودجۀ بین المللی که من امروز اعلام می کنم، پیام روشنی برای جهانیان می فرستیم: آمریکا در سال های آتی هم مبارزه با گرسنگی را رهبری خواهد کرد.

از توجه شما خیلی تشکر می کنم. خدا نگهدار.

پایان 3:18 بعد از ظهر به وقت شرق آمریکا

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:59 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بیانیه رئیس جمهوری درباره حزب الله

کاخ سفید - دفتر وزیر مطبوعات - 12 مه 2008


من با قوت هرچه تمامتر تلاش های اخیر حزب الله و حامیان خارجی آن را در تهران و دمشق برای مجبور ساختن دولت و مردم لبنان به سرخم کردن در برابر ارادۀ آنها محکوم می کنم. ایالات متحده به پشتیبانی نیرومندانۀ خود ازدولت لبنان به رهبری فوآد سینوره نخست وزیر، در برابر چنین تلاشی برای مخدوش ساختن دستاوردهای دشوار به دست آمدۀ سالهای اخیر مردم لبنان در زمینۀ استقلال و حاکمیت، ادامه خواهد داد. جامعۀ بین المللی به رژیم های ایران و سوریه اجازه نخواهد داد که از طریق دست نشاندگان خود باردیگر لبنان را به زیر سلطه و کنترل خارجی باز گردانند. ایالات متحده برای تضمین آسایش و امنیت مردم لبنان، کمک خود را به نیروهای مسلح کشور برای مطمئن ساختن آنها در دفاع از دولت و نهادهای لبنان ادامه خواهد داد.

این نکته از اهمیت برخوردار است که جامعه بین المللی برای کمک به مردم لبنان در هنگام نیاز به صورت هماهنگ بایکدیگر عمل کند. من در نظر دارم طی سفر آینده ام به خاورمیانه ، در بین مسائل دیگر، با رهبران منطقه ای به منظور هماهنگ ساختن کوشش ها در پشتیبانی ازدولت لبنان و اجرای قطعنامه های 1559 و 1701 که هدف از آنها تقویت حاکمیت لبنان در برابر تلاش های بی ثبات کننده و مداخله جویانه خارجی است به مشورت بپردازم. مردم لبنان به خاطر آزادی خود فداکاری بسیاری کرده اند وایالات متحده برای مقابله با این آخرین یورش به استقلال و حاکمیتشان همچنان در کنار آنها خواهد ایستاد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:58 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

رایس می گوید کمک به برمه برای نجات زندگی افراد است، نه در مورد سیاست

قبل از اینکه بتوان تدارکات امدادی را فراهم کرد، گروه های ارزیابی باید مشغول به کار شوند



نویسنده: مرل کلرهالز، جونیور
عضو هیئت تحریریه


واشنگتن – کاندالیزا رایس، وزیر امور خارجه می گوید مرگ و ویرانی در برمه مسئله ای سیاسی نیست، مسئله نجات زندگی هاست.

او می گوید: "موضوع باید به گونه ای باشد که دولت برمه در پی آن باشد که کمکی که در دسترس مردم این کشور است، را دریافت می کنند."

هنریتا فور، مدیر آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده هشتم مه، در یک نشست مطبوعاتی در واشنگتن گفت: "ایالات متحده، سایر کشورها، سازمان ملل متحد، سازمان های امداد بین المللی و نهادهای غیر دولتی آماده اند که منابع قابل توجهی برای قربانیان گردباد نرگس و پیامدهای آن ارائه کنند."

او گفت: "ما برای کمک در ابعاد وسیع آماده و مجهز هستیم ولی به کمک های بسیار وسیع هماهنگی شده جهانی نیازمندیم. اکنون زمانی است که ما نیاز داریم این کمک ها از طرف هماهنگ کنندگان بین المللی که در این زمینه تجربه دارند، مدیریت بشوند. تراژدی های بین المللی زیادی وجود دارند و اکنون زمان رسیدگی به این موضوع است."

تا این تاریخ، دولت برمه به ایالات متحده یا اکثر سازمان ها، اجازه ورود به کشور و ارزیابی شدیداً مورد نیاز و آغاز وارد کردن تدارکات، کمک و رسیدگی به مناطقی که بیشترین صدمه را از گردباد نرگس خورده اند، را نداده است.

کی لو، مدیر دفتر کمک به بلایای خارجی آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده گفت در بحرانی هایی از این دست، کمک های بدون هماهنگی می تواند بیشتر مضر باشد تا مفید. این به این دلیل است که کمک به فاجعه باید به دقت مورد هماهنگی قرار بگیرد تا به دست افراد درست و نیازهای ویژه آنها برسد. کمک ها می توانند در حقیقت از طریق هوایی در دورافتاده ترین مناطق برمه بار ریزی شود ولی اگر کسی برای مدیریت رساندن کمک ها به دست کسانی که بیشترین احتیاج را به آن دارند، آنجا نباشد، کمک ها همان جا خواهند ماند.

لو گفت: "روشی که دولت ایالات متحده بر پایه آن کمک های بشردوستانه فراهم می کند، بر اساس نیاز است. کاری که تیم امدادی واکنش به فجایع برای ما انجام می دهد، این است که به ما اجازه یک چهارچوب عملیاتی را می دهد، یک حضور عملیاتی در منطقه آسیب دیده، به منظور هماهنگی، به منظور ارتباط با شرکا برای به هدف رساندن هر چه موثرتر کمک هایمان."

"کاری که تیم امدادی واکنش به فجایع در یک محیط بحرانی، مانند شرایط فعلی برمه انجام می دهد، کمک به ما برای شناسایی نیازها است."

لو گفت تیم ها به آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده و سازمان های امدادی کمک می کنند تصمیم های آگاهانه بگیرند و با سرعت بیشتری به منابع دسترسی پیدا کنند. "بدون تیم امدادی واکنش به فجایع در منطقه یا بدون دیگر شرکای فعال، در این مقطع زمانی بسیار مشکل خواهد بود که به شما بگوییم شرایط منطقه چگونه است."

شاری ویلاروزا، کاردار ایالات متحده در سفارت راگون گفت هیچ کشوری قادر نیست به تنهایی فاجعه ای در این ابعاد را مهار کند. ولی او گفت دولت برمه، یک گروه کودتاگر نظامی که در 1962 قدرت را به دست گرفتند، شدیداً به دنیای بیرون و ایالات متحده مشکوک است. این احتیاط تا حدودی بی میلی دولت برای اجازه دادن کمک های خارجی به داخل برمه را توضیح می دهد.

ویلاروزا گفت: "تجربه جهانی این است که مردمی که غذا و آب کافی ندارند، نا امید می شوند و از دست به کارهای نا امیدانه می زنند."

زلمای خلیلزاد، سفیر ایالات متحده در سازمان ملل در نیویورک گفت اکثر دولت ها از رفتار دولت برمه شگفت زده شده اند.

خلیلزاد گفت: "ما از کندی پاسخگویی دولت برمه در خوشامدگویی و پذیرفتن کمک ها، خشمگین هستیم. مشخص است که توانایی دولت در رسیدگی به این وضعیت – که فاجعه آمیز است – محدود است. و یک دولت مسئولیت حفاظت از مردم خودش و فراهم آوردن مایحتاج آن ها را به عهده دارد. نپذیرفتن پیشنهاد ارائه شده توسط جامعه جهانی، کشورها، سازمان ها و نهادهای بین المللی بی فکری است."

لو گفت یک میلیون دلار از تعهد کمک 3.25 امداد رسانی دلاری ایالات متحده به برمه برای خرید، تدارک و توزیع اقلام غیر خوراکی، تحویل صلیب سرخ جهانی می شود. او گفت 250,000 دلار اولیه که توسط سفارت آیالات متحده در رانگون تهیه شده بود، در دسترس شرکای سازمان ملل – برنامه جهانی غذا و کمیسیون عالی سازمان ملل در امور پناهندگان قرار گرفت.

لو گفت: "ما به منظور حصول اطمینان از اینکه بودجه ای که امکان فراهم کردنش هست، تاثیر سریع خواهد داشت، در حال گفتگو با شرکای فعالمان که در حال حاضر در منطقه حضور دارند، هستیم."

وزارت خزانه داری ایالات متحده هفتم مه اعلام کرد که برای نهادهای آمریکایی و خارجی که می خواهند برای اقدامات امدادی به برمه وجه نقد بفرستند، مجوز کلی صادر کرده است. قبل از این سیاست، در راستای تحریم های اقتصادی ایالات متحده پس از کودتای 1962 در برمه، آن ها به مجوز و شماره ثبت از دفتر کنترل سرمایه های خارجی وزارت خزانه داری ایالات متحده، (OFAC)(1) احتیاج داشتند.

آدام زوبین، مدیر OFAC، می گوید: "مردم ایالات متحده به نشان دادن نگرانی شان برای مردم برمه ادامه می دهند، مخصوصا در حالی که آن ها از گردباد نرگس ضربه خورده اند. این مجوز راه را برای رسیدن سریع تر و موثرتر کمک های بشردوستانه بیشتر به مردم برمه، هموار می کند."


1. Office of Foreign Assets Control (OFAC)

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:57 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

رايس دولت های عرب را به کمک بيشتر به فلسطينيان تشويق می کند

سرمايه گذاری بيشتری برای ساختن دولت آينده فلسطينی و بهبود زندگی فلسطينيان لازم است



نویسنده: ديويد مک کيبی
عضو هیئت تحريريه

واشنگتن – کانداليزا رايس، وزير امور خارجه می گويد همچنان که گفتگوهای صلح ادامه می يابد، کشورها بايد سهمشان را با پيوستن به ايالات متحده در بهبود زندگی روزمره فلسطينيان و کمک به آنها برای ساختن دولت آينده ايفا کنند.

رايس در راه لندن گفت: "کشورهايی که منابع در اختيار دارند و به تشکيل دولت فلسطينی علاقمند هستند بايد اين منابع را اکنون برای ايجاد بستری برای تشکيل اين دولت به کار بندند". او به ديگر اعضای گروه چهارگانه برای صلح خاورميانه – اتحاديه اروپا، روسيه و سازمان ملل – پيوست تا پيشرفت از زمان کنفرانس آناپوليس در نوامبر 2007 را ارزيابی کنند.

رايس گفت اسراييلی ها و فلسطينيان در برخورد با مسايلی در قلب نيم قرن کشمکش، پيشرفت ديپلماتيک آرامی داشته اند.

بيانيه گروه چهارگانه که توسط دبيرکل سازمان ملل، بان کی مون خوانده شد، عليرغم درگيری های مستمر ناشی از حملات موشکی به اسراييل از نوار غزه تحت کتنرل حماس و نگرانی فلسطينيان از فعاليت های شهرک سازی اسراييل، متذکر پيشرفت شد.

رايس پس از جلسه دوم مه در لندن گفت: "اين کار سختی است – کاری سنگين و زمان بر – اما من اعتقاد دارم آنها اين شانس را دارند که تا پايان سال به يک توافق برسند. و اين چيزيست که ما بايد هر روز برايش تلاش کنيم."

بيانيه گروه چهارگانه همچنين از کمک دهندگان خواست، تعهدات مالی خود را که در کنفرانس اهداکنندگان پاريس در دسامبر 2007 مقرر شد، به دولت خودگردان فلسطينی برسانند.

جامعه جهانی در سال 2008 متعهد 1.2 ميليارد دلار کمک مالی به دولت خودگردان فلسطين شد. عربستان سعودی، امارات متحده عربی و الجزيره تنها کشورهای عربی هستند که از زمان کنفرانس اهدا کنندگان پاريس در دسامبر ، جمعاً به ميزان 215 ميليون دلار، کمک مالی به فلسطينيان رسانده اند. پيشتر در سال 2008، ايالات متحده 150 ميليون دلار کمک مالی برای حکومت خودگردان فلسطينی تدارک ديد – بيشترين مبلغ پولی که اين دولت تا کنون از يک کشور در يک مرحله دريافت کرده است. دولت خودگردان فلسطين در روبرويی با کسری بودجه ای که 400 تا 600 ميليون دلار تا همين تابستان تخمين زده می شود، همچنان نيازمند کمک جهان است.

اين کمک ها به دولت نخست وزير سلام فياض ياری خواهد رساند تا اصلاحات کليدی را به اجرا درآورد و زيربنای يک راه حل مبتنی بر دو کشور مستقل را با بهبود توان حکومت در اداره کشور، ارائه خدمات عمومی و به حرکت در آوردن توسعه اقتصادی در قلمرو فلسطينيان، ايجاد کند.

رايس گفت: "نيروهای امنيتی فلسطين بايد آموزش داده شوند. صندوق موسسات کارآفرينی فلسطينی هستند که بايد توسعه يابند. دولت هايی که منابع در اختيار دارند نبايد به دنبال اين باشند که حداقل کمک ممکن را برسانند، بلکه بايد به دنبال اين باشند که ببینند چگونه می توانند حد اکثر کمک را برسانند."

ايالات متحده علاوه بر تعهداتش در کنفرانس اهدا کنندگان، طی سال 2007 بيش از 300 ميليون دلار برای کمک به فلسطينيان تامین کرد، و تا کنون در سال 2008 بيش از 150 ميليون دلار برای آژانس های ملل متحد که جوامع فلسطينی در سطح منطقه را حمايت می کنند، فراهم کرده است.

دولت بوش همچنين به دنبال 200 ميليون دلار ديگر از کنگره برای کمک های آينده به حکومت خودگردان فلسطين است.
http://www.america.gov/st/peacesec-english/2008/March/20080306165553idybeekcm0.9327509.html

رايس گفت: "برای فلسطينيان ديدن پيشرفت در زندگيشان مهم است."

رايس، هنگامی که در لندن بود، يک گفتگوی مشترک با فياض و زيپی لوينی، وزير امور خارجه اسراييل، پيش از سفرش به اسراييل و سرزمین های فلسطينی ترتيب داد.

رايس گفت: "اين گفتگوهای سه جانبه فرصتی برای صحبت با طرفين و شنيدن صحبت های آنها با يکديگر است. بسياری مواقع وقتی صحبت های آنها را با يکديگر می شنويد، می توانيد ببينيد نقاط همگرايی در کجا پديدار می شوند و اگر خود آنها لزوماً نمی توانند آنها را ببينند، به آنها کمک کنيد اين نقاط همگرايی را ببينند."

رايس همچنين گفتگوهای جداگانه ای با سازمان ملل، اتحاديه اروپا و رهبران روسيه درباره کوزوو داشت و نيز در نشست گروه 1+5 شرکت کرد که در آن رهبران بريتانيا، چين، فرانسه، آلمان، روسيه و ايالات متحده درباره يک بسته پيشنهادی مشوق ها برای متقاعد کردن ايران برای تعليق برنامه جنجال برانگيز هسته ايش و پيوستن به مذاکرات بين المللی به توافق رسيدند.

متن اظهارات رايس در راه لندن را مطالعه کنید.
http://www.america.gov/st/texttrans-english/2008/May/20080502105337eaifas0.2968408.html

متن بیانیه گروه چهارگانه ربای صلح خاورمیانه را مطالعه کنید.
http://www.america.gov/st/texttrans-english/2008/May/20080502172441xjsnommis0.9661066.html?CP.rss=true

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:56 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بیانیه پرزیدنت بوش به مناسبت وقوع زلزله در چین

پرزیدنت بوش مراتب تسلیت خود و دعای مردم آمریکا را به مردم چین ابراز می دارد


(آغاز متن)

کاخ سفید
دفتر وزیر مطبوعات
12 مه 2008

بیانیه رییس جمهوری

من مراتب تسلیت خود را به مجروحان و خانواده های قربانیان زلزله امروز در استان سیچوان چین ابراز می دارم. من به ویژه از تعداد دانش آموزان و کودکانی که تحت تاثیر این مصیبت واقع شده اند اندوهگین شدم. افکار و دعاهای مردم آمریکا با مردم چین، به ویژه کسانی که مستقیماً تحت تاثیر قرار گرفتند، همراه است. ایالات متحده آماده ارائه کمک به هر نحو ممکن است.

(پایان متن)

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:54 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ایالات متحده خشونت را در لبنان محکوم می کند

بیانیه کاندالیزارایس، وزیر امور خارجه


وزارت امور خارجه ایالات متحده
20089 مه

ایالات متحده از بابت خشونتی که در لبنان جریان دارد عمیقا نگران است. ما توسل به زور را ازطرف گروه های غیرقانونی و مسلح محکوم می کنیم و از همه طرفهای ذینفع احترام به حکومت قانون را خواستاریم.

حزب الله، با پشتیبانی سوریه و ایران دست به کار قتل و جرح هم میهنان خود، متزلزل ساختن اقتدار قانونی دولت و نهادهای کشور لبنان است.

حزب الله با قصد محافظت از کشوری که در داخل کشور برای خود به وجود آورده است، متحدانش را مورد بهره برداری قرار داده و بی اعتنایی خود را به هم میهنان لبنانی به معرض نمایش گذاشته است. هیچکس حق ندارد شهروندان لبنانی را از آزادی سیاسی و اقتصادی خود، حق رفت و آمد آزادانۀ آنها در کشورشان، و احساس امنیت و آسایش محروم سازد.

پشتیبانی ما از دولت قانونی لبنان، نهادهای دموکراتیک و دستگاه های امنیتی آن تزلزل ناپذیر است. این پشتیبانی بازتاب تعهد پا برجای ما در قبال مردم لبنان و امید آنها برای تغییر دموکراتیک، رفاه اقتصادی و هماهنگی بین مذاهب است.

ما در کنار دولت و مردم صلحجوی لبنان در جریان این بحران خواهیم ایستاد و حمایتی را که برای از سرگذراندن این توفان مورد نیاز آنها است در اختیارشان خواهیم گذاشت.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:54 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بیانیه گوردون جاندرو معاون وزیر مطبوعات

کرافورد، تگزاس


9 مه 2008
ایالات متحده خشونتی را که درخیابان های لبنان به راه افتاده است محکوم می کند. سازمان تروریستی حزب الله با کمک حامیان ایرانی و سوری خود به متزلزل ساختن حاکمیت و نهاد های دموکراتیک لبنان ادامه می دهد. حزب الله در پی فلج ساختن چندین ماهۀ دولتی که در لبنان به شیوه دموکراتیک انتخاب شده، سلاح های خود را به سوی مردم لبنان برگردانده و نیروهای امنیتی لبنان را برای کنترل خیابان ها به چالش طلبیده است.
جامعه بین المللی از طریق قطعنامه های 1559 و 1701 شورای امنیت حاکمیت و استقلال لبنان را مورد تاکید قرارداده است. ما از همه دوستان لبنان می خواهیم تا به پشتیبانی از نهادهای لبنان، از جمله نیروهای مسلح آن کشور، در کنار مردم لبنان بایستند.
مناسبات حزب الله با ایران و سوریه و نیز تاریخچه فعالیت تروریستی آن در سطح بین المللی و تدارک پشتیبانی مرگ آفرین و آموزش برای گروه های افراط گرای مستقر در عراق، نمایانگر تهدیدی است که از جانب آن گروه متوجه صلح و امنیت بین المللی است. ایالات متحده با دیگر دولت های منطقه و با شورای امنیت سازمان ملل متحد در جهت اتخاذ تدابیری که برای پاسخگو شناختن مسؤولان دامن زدن به خشونت در بیروت باید اتخاد شود در حال مشورت است.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:53 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ایالات متحده به دنبال جلب کمک همسایگان برای اعزام تیم های امدادرسانی به مصیبت زدگان در برمه است

مک کورمک می گوید تلفات انسانی ناشی از توفان بسیار گسترده است



نویسنده: مرل کلرهالز جونیور
عضو هیئت تحریریه


واشنگتن – یکی از مقامات وزارت امور خارجه می گوید که ایالات متحده از همسایگان برمه می خواهد که رهبران نظامی حاکم این کشور را راضی نمایند تا به تیم های ارزیابی بلایای طبیعی ایالات متحده و سایر کشورها اجازه ورود به برمه را صادر نماید تا کوشش های جهانی امدادهای بشر دوستانه بتواند شروع به ترمیم بلایای انسانی بسیار گسترده در آن جا نماید.

شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امورخارجه در هفتم مه گفت: "ما با سفارت برمه در واشنگتن در تماس بوده ایم تا آنان را ترغیب کنیم که امکان کمک رسانی و حضور کارشناسان ایالات متحده را در آن کشور تامین نماید، و در همان حال ما با کشورهای همسایه برمه، از جمله تایلند، مالزی و اندونزی در تماس هستیم و آنان را ترغیب نموده ایم که از هرگونه اهرمی که احتمالا در اختیار دارند برای راضی نمودن حکومت برمه به صدور مجوز ورود تیم های کمک رسانی به این کشور، بهره گیرند."

مک کورمک همچنین گفت که اسکات مارسیل، سفیر ایالات متحده در سازمان کشورهای جنوب شرقی آسیا (آسیان) نیز که در منطقه حضور دارد، بر روی این موضوع کار می کند. بنا بر اظهار مک کورمک، ایالات متحده با کشورهای چین، ژاپن، و هند در تماس بوده و از آنان خواسته است که از نفوذ خود برای قانع نمودن رژیم برمه، که کشور را در 46 سال گذشته کنترل نموده است، برای صدور مجوز به گروه های امدادرسان خارجی، استفاده نمایند.

شاری ویلاروسا، کاردار سفارت ایالات متحده در رانگون، در یک کنفرانس مطبوعاتی که از طرف سفارت برگزار شد، به خبرنگاران گفت که آمار کشته شدگان بسیار بیشتر از آنچه که تا کنون از سوی دولت اعلام شده است، می باشد. وی افزود: "اطلاعاتی که ما به دست می آوریم نشان می دهد که احتمال می رود که تعداد کشته شدگان در ناحیه دلتای ایراوادی بیش از 100,000 نفر باشد و به طور تقریبی 95 درصد خانه ها در منطقه دلتا ویران شده اند."

بر اساس اطلاعات مرکز مشترک هشدار دهنده توفان ایالات متحده، در دوم ماه مه، در حدود ساعت 4 بعد از ظهر، توفان نرگس در نزدیکی دهانه رودخانه ایراوادی در برمه ، با سرعت تقریبی معادل 211 کیلومتر در ساعت و ارتفاع امواجی معادل 3.6 متر به وقوع پیوست. این مرکز گزارش داد که توفان در سوم ماه مه، به حرکت خود در مسیری از شرق به سوی شمال شرقی ادامه داد و شهر رانگون، بزرگترین شهر برمه را در بر گرفت.

رادیوی دولتی برمه در هفتم ماه مه گزارش داد که در این حادثه 22,980 نفر کشته، 42,119 نفر مفقود و ,383 نفر مجروح شده اند، ولی تا کنون منبع مستقلی این آمار را تائید نکرده است.

سازمان ملل در هفتم ماه مه اعلام نمود که بلافاصله مبلغ 10 میلیون دلار از اعتبارات امداد اضطراری برای برمه اختصاص خواهد داد.

مک کورمک گفت که ایالات متحده در حال برآورد اولیه میزان ضروری ترین مواد مورد نیاز، در هنگامی که اجازه ارسال کمک به این کشور داده شود، است. وی گفت، علاوه بر ایالات متحده، دیگر کشورها و آژانس های امداد رسانی نیز، همگی تقاضای ویزا برای اعزام تیم های امداد رسانی کرده اند که تاکنون پاسخی از سوی دولت برمه دریافت ننموده اند.

مک کورمک اظهار داشت: "ما در این رابطه به صورت نزدیکی با فرماندهی نیروهای ایالات متحده در اقیانوس آرام همکاری داریم. ما تصاویر ماهواره ای از برمه را در اختیار دولت برمه و سازمان ملل قرار داده ایم تا به آنان در ارزیابی خسارات کمک کنیم. افراد سفارت ما در رانگون با سازمان های غیر دولتی، جوامع ارائه کننده کمک، آژانس های امداد رسانی سازمان ملل و وزارت خارجه برمه در زمینه احتیاجات امدادی همکاری می کنند."

مک کورمک افزود که یک تیم ارزیابی بلایا از آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده به حالت آماده باش در بانکونک تایلند حضور دارد و در انتظار کسب روادید از دولت برمه برای آغاز فعالیت در منطقه آسیب دیده می باشد.

پرزیدنت بوش در 6 ماه می اعلام نمود که ایالات متحده مبلغ 3.25 میلیون دلار به صورت اعتبارات اضطراری برای کوشش های امدادرسانی در برمه اختصاص داده است و امکانات نیروی دریائی و هوائی ایالات متحده آماده انتقال فوری کمک های امدادی هستند.

پرزیدنت بوش در درخواستی مستقیم از دولت برمه اظهار داشت: "ما آماده استفاده از امکانات نیروی دریائی ایالات متحده برای کمک به یافتن کشته شدگان، مفقودین و تثبیت اوضاع هستیم."

برایان وایتمن، سخنگوی پنتاگون گفت که نیروی دریائی ایالات متحده برای تمرینات آموزش نظامی دارای سه کشتی در خلیج تایلند است که می تواند در کمتر از چهار روز به برمه اعزام دارد. این ناوگان شامل ناو اسکس، که 23 هلی کوپترحمل می کند، ناو جانیو، و ناو هارپرز فری است. هلی کوپتر های ناو اسکس می تواند برای ارسال کالاهای اضطراری درداخل کشور به مناطق دور افتاده که مورد اصابت گردباد قرار گرفته است، استفاده شود.

پنتاگون می گوید، همچنین در فاصله نزدیک به سواحل برمه دو گروه ناو هواپیمابر کیتی هاوک و نیمیتز قرار دارند که دارای هلی کوپتر و تیم مجهز پزشکی و پرسنل خدمات پشتیبانی هستند. از آنجائی که فرودگاه اصلی بازگشائی شده است، نیروی هوائی نیز در هر زمان قادر به حمل کالاهای امدادی به رانگون است.

جف مورل، معاون مطبوعاتی پنتاگون گفت: "نیروی نظامی از منابع و تجارب وسیع در مقابله با این گونه اوضاع برخوردار است و در صورتیکه دولت آنان از ما درخواست ارسال این کمک ها را داشته باشد، ما آماده اعزام این کارشناسان و تجارب برای مردم برمه هستیم."
علاوه بر از دست رفتن جان انسان ها، نواحی وسیعی از مناطق تولید مواد غذائی برمه مورد اصابت مستقیم گردباد قرار گرفته و هنوز زیر آب دریا قرار دارد. بنا بر اطلاعات سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل، مستقر در رم، 65 درصد محصول برنج برمه در 5 ایالتی که بیشترین آسیب را دیده اند، تولید می شود. فائو گفت، در این محدوده همچنین 80 درصد فعالیت های ماهیگیری، 50 درصد مرغداری ها و 40 در صد خوکداری ها قرار دارد.


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:37 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بهبود زندگی فلسطینی ها به دیپلماسی خاور میانه کمک می کند

ملاقات رایس با رهبران فلسطین و اسراییل در آخرین سفر خود به خاور میانه


دیوید ی. مک کیبی- عضوهیئت تحریریه

واشنگتن- کاندولیزا رایس، وزیر خارجه می گوید در صورتی که طرفین مذاکره تلاش های خود را برای بهبود محسوس زندگی فلسطینی ها را مضاعف کنند، برقراری صلح در خاور میانه محتمل است.

رایس روز 2 مه در لندن اظهار داشت، "بهبود زندگی روزمرۀ فلسطینی ها و عمل کردن دولت خودگردان فلسطین به قول خود در قبال مردم، بدون شک موجب ارتقاء قابلیت های آن دولت در عمل به تعهدات خود در رابطه با توافقات سیاسی با اسراییل هم می شود."

وزیرامور خارجه در لندن با سایر نمایندگان گروه چهار جانبۀ خاور میانه – روسیه، اتحادیۀ اروپا و سازمان ملل – ملاقات کرد. رایس بر پیشرفت آرام مذاکرات میان اسراییل و فلسطین به سوی صلح، در کنفرانس نوامبر 2007 در آناپولیس که آمریکا برگزار کرده بود، تأکید ورزید.

او برنیاز به ادامۀ پیشرفت دو مؤلفۀ موازی اما مرتبط این روند نیز تأکید گذاشت: اقدام در زمینۀ تدابیر دیپلماتیک و امنیتی موجود در نقشۀ راه گروه چهار جانبه برای صلح خاور میانه، و تلاش های بین المللی برای استحکام دولت خودگردان فلسطین.

تونی بلر، نمایندۀ ویژۀ گروه چهارجانبه و نخست وزیر اسبق بریتانیا گفت، "ما گزینه ای به غیر از ادامۀ کار نداریم. به نظر من این تنها کار مهمی است که ما برای برقراری جوّ متفاوتی در منطقه می توانیم انجام دهیم."

رایس از لندن به اسراییل و کرانۀ غربی سفر کرد و برداشتن محدودیت ها را در مرز، همان طور که در نقشۀ راه عنوان شده، مورد تأکید قرارداد. اسراییل که در 31 مارس تقبل کرده بود 61 سد امنیتی میان اسراییل و کرانۀ غربی را باز کند، بنا گزارش تازه ای از سوی سازمان ملل تنها 44 سد امنیتی، در مناطقی با کمترین فایده برداشته است.

رایس گفت، چالش بعدی باز کردن راه های عبور با تکیه به توافق ها بود که بتواند تا حد ممکن برای پیشرفت اقتصادی در کرانۀ غربی و در عین حال هر چه کمتر کردن نگرانی های امنیتی اسراییل، در هماهنگی با نقشۀ راه گروه چهارجانبه، مؤثر باشد .

رایس در 2 می در لندن گفت، در حال حاضر رشد اقتصادی مختصری در کرانۀ غربی دیده می شود، اما در صورتی که می توانستیم دولت خودگردان فلسطین، جامعۀ اهدا کنندگان، و اسراییل را وادارکنیم هر اقدام ممکنی، که با اصول امنیتی هم تطابق داشته باشد، در پیش بگیرند، بازهم پیشرفت های بیشتری حاصل می شد.

رایس گفت، چالش دیگر، ایجاد نقاط مسکونی برای اسراییلی ها در سرزمین های اشغالی است.

رایس در 4 مه به محمود عباس گفت، ایالات متحده در کنار شما معتقد است که فعالیت برای اسکان اسراییلی ها مخالف تعهدات نقشۀ است و کماکان اهمیت ایجاد جوّی مناسب برای مذاکرات نهایی را به اسراییلی ها گوشزد می کند.

تزیپی لیونی، وزیر خارجۀ اسراییل در یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با رایس در همان روز گفته بود، اسراییل به تعهدات خود طبق نقشۀ راه عمل خواهد کرد. ما در نظر داریم به درک متقابلی برسیم و راهی برای مشخص کردن مرز های آیندۀ کشور فلسطین پیدا کنیم.

رایس بعد از ملاقات با ایهود اولمرت نخست وزیر اسراییل، که بعدا ً در همان روز برای مذاکره درمورد مسئلۀ اسکان و ارزیابی پیشرفت مذاکرات با محمودعباس در بیت المقدس ملاقات کرد، به سفر خود پایان داد.

پرزیدنت بوش از 13 تا 18 ماه مه برای انجام ملاقات هایی در اسراییل، عربستان سعودی و منطقۀ تفریحی شرم الشیخ دریای سرخ در مصر، به این منطقه باز می گردد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:26 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بازداشت رهبران بهائیان در ایران

بیانیه شان مک کورمک، سخنگو


وزارت امورخارجۀ ایالات متحده
دفتر سخنگو
15 مه 2008

ما بازداشت 6 رهبر بهایی ایرانی، خانم فریبا کمال آبادی، آقای جمال الدین خانجانی، آقای عفیف نعیمی، آقای بهروز توکلی و آقای وحید تیزفهم را در 14 مه، به وسیلۀ مقامات ایرانی و ادامه اقامت هفتمین رهبر بهایی، خانم مهوش ثابت را در زندان، بشدت محکوم می کنیم. این اقدام در حکم نقض آشکار تعهدات بین المللی رژیم دایر بر رعایت موازین بین المللی آزادی ادیان به شمار می رود. ما آزادی رهبران بهایی را که در حال حاضر در بازداشت به سر می برند و نیز پایان دادن به عملیات ایذایی مداوم نسبت به جامعه بهاییان ایران را از مقامات ایرانی مصرانه خواستاریم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:17 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اولین محموله کمک ایالات متحده به آسیب دیدگان برمه وارد این کشور می شود

هنوز بیش از یک میلیون نفر نیازمند کمک هستند، برمه برای رفع محدودیت ها تحت فشار قرار دارد



نویسنده: دیوید مک کیبی
عضو هیئت تحریریه


واشنگتن – بالاخره، اولین هواپیمای باری آمریکائی C-130، حامل کمک های بشردوستانه ایالات متحده به مردم برمه، پس از کسب مجوز از مقامات برمه ای، وارد این کشور شد و ایالات متحده 13 میلیون دلار کمک اضافی به مناطقی که یک هفته قبل، توسط گردباد نرگس ویران گشت، اختصاص داده است.

کای لو، مدیر دفتر کمک های خارجی ایالات متحده برای مقابله با فجایع اظهار داشت که هنریتا فور، مدیر آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده، و دریادار تیموتی کیتینگ، فرمانده ستاد فرماندهی نیروهای ایالات متحده در اقیانوس آرام، برای خوش آمد گوئی و احترام به مقامات برمه ای، از هواپیما خارج شدند و بسته کمک برای 30,000 نفر، شامل 8,300 بطری آب، 1,350 تخته پتو و 10,800 چادر ضد حشره را در اختیار آنان قرار دادند.

لو، در جلسه مطبوعاتی دوازدهم مه، گفت: "کالاهائی که ما امروز موفق به آوردن آن به این کشور شدیم، و کالاهائی که دیگر همکاران ما در سازمان ملل و سازمان های غیر دولتی به اینجا می آورند، بخش کوچکی از نیاز مردم را تشکیل می دهد."

لو گفت که کمک جدید 13 میلیون دلاری ایالات متحده به برنامه جهانی غذای سازمان ملل اهداء می شود که شامل مواد غذائی و اعتبارات لازم برای حمل این مواد است و کل کمک های ایالات متحده به آسیب دیدگان برمه را به 16.25 میلیون دلار می رساند.

بنا بر گزارش دولت برمه، گردباد نرگس، که دلتای ایراوادی را در دوم مه درنوردید، جان 31,938 نفر را گرفت و 34,460 مفقود بر جای گذارد. آژانس های امداد رسانی برآورد کرده اند که قریب به 1.5 میلیون نفر به کمک های فوری نیاز دارند. لو بیان داشت: "ما از همه راه های ممکن اقدام می کنیم تا اطمینان حاصل شود که کمک ها هر چه سریع تر به دست قربانیان مورد نظر برسد."

در اوایل امروز، بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل، "نگرانی عمیق و ناامیدی بسیار زیاد" خود از دولت برمه را برای "تاخیر غیر قابل قبول در پاسخ به این بحران عظیم انسانی" ظهار داشت.

لو بیان نمود، که قرار دادن این کالاها در مسیر مناسب کمک رسانی، تنها نیمی از چالش موجود است و باید با ایجاد یک شبکه توانمند برای ارسال هر چه سریعتر کمک ها به مناطق آسیب دیده، پیگیری و ادامه یابد. وی گفت: "ما بر مقامات برمه ای، برای گشودن درها و صدور روادید برای گروه های امداد های بشردوستانه، به طور کلی، فشار می آوریم."
لو اظهار نمود، کمک های کالائی آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده دریافت و از طریق هلی کوپترهای برمه ای به شهر بوگالیی ارسال گشت و هواپیمای C-130 به شهر بانکوک، تایلند، در فاصله دوساعتی، بازگشت. وی افزود مقامات برمه به دو پرواز دیگر کمک رسانی برای روزهای آتی مجوز داده اند، ولی باید منتظر ماند و دید که آیا روادید ورود برای امداد رسانان صادر خواهد شد و یا حتی اجازه خروج از فرودگاه به آنان داده می شود یا خیر.

لو بیان نمود که افراد نظامی برمه ای هواپیمای C-130 را تخلیه نمودند و نحوه کار آنان نشانگر نیاز آنان به سیستم پشتیبانی کارآ تری است. او گفت: "حتی اگر شما قادر به ورود پروازهایتان به این کشور باشید، به احتمال زیاد کالاهای آنها در باند فرودگاه بر روی یکدیگر انباشته می شود."

با حذف محدودیت صدور روادید، رهبران برمه می توانند کمک های آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده برای مناطق آسیب دیده را تسریع نمایند و از طریق پیشگیری از شیوع بیماری های پس از طوفان، به نجات انسان های بیشتری کمک نماید. لو افزود: "ما نیازمند کارشناسان امدادرسانی با تجربه ای هستیم که قادر به ارسال و رساندن کمک ها به مناطق نیازمند، باشند و این کار باید هرچه زودتر صورت گیرد."


ایالات متحده آماده امدادرسانی به زلزله زدگان چین است

در صورت درخواست، ایالات متحده آماده ارسال کمک به چین است که در استان سیچوان غربی آن، در دوازدهم مه، زلزله ای به شدت 7.8 در مقیاس ریشتر به وقوع پیوست و بیش از 8,000 نفر را کشت و بیش از 10,000 نفر مجروح بر جای گذارد.

پرزیدنت بوش در بیانیه دوازدهم مه خود اظهار داشت: "فکر و دعای مردم آمریکا همراه مردم چین است، ایالات متحده آماده کمک به هر طریق ممکن است."

لو بیان داشت که آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده از ابزارهای گوناگون در کمک به آسیب دیدگان سوانح طبیعی استفاده می کند که از آن جمله می توان از توانائی در کمک به سازمان های غیر دولتی که هم اکنون در یک کشور فعال هستند، تیم های امدادی واکنش به فجایع، و همچنین شبکه داخلی متشکل از 28 تیم جستجو و نجات شهری، که در سال های اخیر در پی وقوع گردباد در گواتمالا و نیکاراگوئه و به دنبال زلزله 30 دسامبر 2003 در شهر بم در جنوب شرقی ایران، جان انسان های بسیاری را نجات دادند.

لو گفت: "سفیر ما و دیگر همکاران در چین به صورت بسیار نزدیکی با دیگر مشارکت دارند، و در هر زمان که درخواستی مطرح شود، ما آماده انجام آنچه در توانمان است، هستیم."

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:17 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بوش طی بازدید از خاورمیانه، صلح و گفتگوهای منطقه ای را ارتقاء می دهد

مذاکرات صلح اسراییل- فلسطین محور سفر پنچ روزه به خاورمیانه



نویسنده: مرلی دی. کلر هالس
عضو هیئت تحریریه


واشنگتن – پرزیدنت بوش طی یک سفر پنج روزه که نمادگرایی و ماهیت را با هم ترکیب خواهد کرد، از سه کشور خاورمیانه دیدن خواهد کرد و بر اهمیت قابل توجه روند صلح اسراییل- فلسطین و مجموعه ای از موضوعات از لبنان گرفته تا عراق و افغانستان تأکید خواهد ورزید..

رییس جمهوری 13 تا 18 مه به اسراییل، عربستان سعودی و مصر سفر می کند.

بوش شصتمین سالگرد پیدایش اسراییل را ارج می نهد و نیز هفتادو پنجمین سالگرد روابط ایالات متحده با عربستان سعودی را جشن می گیرد. وی برای نشست رودررو با هفت رهبر مسلمان به تفریحگاه دریای سرخ شرم الشیخ مصر سفر خواهد کرد و در پارلمان اسراییل – کنست – و مجمع اقتصاد جهانی در خاورمیانه سخن خواهد گفت.

استفان هادلی، مشاور امنیت ملی می گوید: "رییس جمهوربر تعهد شخصی خود را نسبت به صلح بین اسراییل و فلسطین باردیگر خواهد کرد و ادامه تلاش ها برای راه حل دو کشور دموکراتیک اسراییل و فلسطینی که در کنار یکدیگر در صلح و امنیت زندگی کنند، را تشویق می کند.

بوش می گوید، امیدوار است که امکان دستیابی به موافقتنامه ای بین اسراییل و حکومت خودگردان فلسطین تا پایان دوره ریاست جمهوری وی در ژانویه 2009 حاصل شود. هادلی با تشریح این امر که به نظر نمی آید که زمان "یک رویداد سطح بالای سه جانبه" فرا رسیده باشد، گفت، اما رییس جمهوری با رهبران اسراییل و فلسطین به طور همزمان دیدار نخواهد کرد. این امر بهترین راه برای پیشبرد مذاکرات صحیح به نظر نمی رسد.

وی گفت: "به نظر ما در این مقطع زمانی مذاکرات دوجانبه درای اهمیت اساسی است."

کاندالیزا رایس، وزیر امورخارجه، پس از سفر اخیر خود به منطقه گفت که اسراییل و فلسطین هدف روشن مشترکی را دنبال می کنند. وی اظهار داشت: "آنها سعی در دستیابی به یک موافقتنامه، به منظور حل و فصل موضوعات اصلی، را تا پایان سال دارند."

هادلی گفت، این سفر دومین سفر بوش به منطقه در این سال و احتمالاً آخرین سفر وی پیش از ترک تصدی[ریاست جمهوری است، و مخالفت پایدار او با افراط گرایان و کشورهای حامی آنها، ایران و سوریه را نیز به نمایش خواهد گذاشت.

بوش در کنفرانس آناپولیس در خاورمیانه به منظور حل منافشات بین اسراییل و فلسطین، تلاش های دیپلماتیک شدیدی را در اواخر سال 2007 پایه گذاری کرد. وی با سفری به منطقه در ژانویه و سپس روانه کردن رایس برای یک سفر پنج روزه به انگلستان، اسراییل و نوار غربی رود اردن در اوایل ماه مه، پیگیری این جریان را ادامه داد.

بوش به محمود عباس رئیس حکومت خودگردان فلسطین طی بازدید وی از واشنگتن در آوریل گفت: "موضوعی که در محور توجه من و شما قرار دارد این است که چگونه کشوری که برای دو طرف قابل پذیرش باشد، تعریف کنیم. من مطمئن هستم که این کار امکان پذیر است." عباس به بوش گفت که زمان برای حل موضوعات اصلی حیاتی است.

موضوعات اصلی مذاکرات صلح اسراییل – فلسطین که باید حل وفصل شوند عبارتند از مرزهای نهایی کشور فلسطین، آینده بیت المقدس، [توقف] ایجاد نقاط مسکونی برای اسراییلی ها [در سرزمین های فلسطین]، آوارگان فلسطین، حقوق مربوط به آب و آینده روابط بین دو کشور.

هادلی در نشست خبری پیش از این سفر به خبرنگاران گفت که فلسطینی هایی که در غزه زندگی می کنند یک انتخاب در پیش خواهند داشت: به بقیه فلسطینی ها و کشور [فلسطین] ملحق شوند یا به زندگی زیر فشار حماس، گروهی که از طرف ایالات متحده به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی تعیین شده و کنترل نوار غزه را از دست دولت فلسطین در نوار غربی رود اردن خارج کرده است، ادامه دهند.

هادلی گفت، حماس هم یک گزینه در پیش رو دارد: وضع فعلی را ادامه دهد یا به روند صلح ملحق شود و به یوب جلو حرکت کند. حماس برای ا مورد اخیر باید موارد زیر را اجرا کند:

• از تروریسم تبری جوید؛

• حق موجودیت اسراییل را به رسمیت بشناسد؛ و

• موافقتنامه های بین المللی را که به عنوان مبنای صلح پیش از این بین اسراییل و فلسطین مورد توافق قرار گرفته است بپذیرد.

بوش در اسراییل پس از ملاقات جداگانه با ایهود اولمرت نخست وزیر، با شیمون پرز رییس جمهور اسراییل دیدار خواهد کرد. بوش همچنین بیانات کوتاهی در یک کنفرانس جهانی به منظور تجلیل از شصتمین سالگرد اسراییل و سخنان مفصل تری در حضور اعضای کنست ارائه خواهد کرد. وی همچنین با تونی بلر، فرستادۀ گروه چهار گانه خاورمیانه به منظور بحث درباره کمک های جهانی در راستای تلاش های ایجاد نهادهای فلسطینی دیدار خواهد کرد.

هادلی گفت، بوش در عربستان سعودی با ملک عبدالله در مزرعه شخصی وی دیدار خواهد داشت و هفتادوپنجمین سالگرد روابط رسمی ایالات متحده – [عربستان] سعودی را ارج خواهد نهاد.

بوش طی توقف دو روزه اش در شرم الشیخ با میزبان مصریخود پرزیدنت حسنی مبارک، عباس، رییس حکومت خودگردان فلسطین، سلام فایض، نخست وزیر فلسطین، حامد کرزای، رییس جمهوری افغانستان، ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن، فواد سینوره، نخست وزیر لبنان و عادل عبدل مهدی، معاون رییس جمهوری عراق و برهام صالح، معاون نخست وزیر عراق دیدار خواهد کرد.

هادلی گفت، بوش در نشست خود با کرزای، بر تعهد ایالات متحده در راستای ایجاد افغانستانی باثبات و دموکراتیک تصریح مجدد خواهد کرد و درباره کنفرانس آینده حمایت از افغانستان در پاریس، در 12- 13 ژوئن نیزگفتگو می کند.

بوش هنگام حضور در شرم الشیخ و پیش از بازگشت به واشنگتن در مرکز کنگرۀ ملی درباره مجمع اقتصاد جهانی در خاورمیانه سخنرانی خواهد کرد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:0 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
هشدار طالبان در منع تماشای تلویزیون

وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان هشدار افراد مسلح به ساکنان ولایت لوگر را که آنان را از تماشای تلویزیون برحذر داشته محکوم کرده است.

این وزارت از نیروهای امنیتی افغان درخواست کرده که در حفاظت از ساکنان ولایت لوگر توجه بیشتری به خرج داده و از انتشار چنین هشدارهایی جلوگیری کنند.

براساس گزارشها، افرادی که وابسته به گروه طالبان خوانده شده اند، شب دوشنبه با حضور در یک مسجد در ولایت لوگر، هشدار دادند که اگر مردم این ولایت از تماشای تلویزیون دست نکشند "به سختی مجازات خواهند شد."

وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان این هشدار را "تجاوز آشکار" به حقوق اولیه شهروندان کشور توصیف کرده و گفته است افراد مسلح با این کار می خواهند مردم را حق دسترسی به اطلاعات محروم کنند.

طالبان پیش از این بر فعالیت شرکت های مخابراتی در افغانستان نیز محدودیت هایی را وضع کرده اند.

این گروه هشدار دادند که اگر فعالیت شبانه شبکه های تلفنی در افغانستان متوقف نشود، برج های مخابراتی و دفاتر این شرکت ها را مورد حمله قرار می دهند.

پس از این هشدار، چندین برج مخابراتی در بخش های مختلف افغانستان از سوی افراد مسلح به آتش کشیده شد.

'نقاب پوشان'

ساکنان منطقه پورک در مرکز لوگر می گویند افرادی که در مسجد حضور یافته و به آنان در مورد تماشای تلویزیون هشدار دادند نقاب به چهره داشتند.

به گفته مردم محل، این افراد با غیراسلامی خواندن برنامه های تلویزیونی، به مردم هشدار دادند که پس از این حق ندارند تلویزیون ببینند.

پیش از این نیز گروه طالبان تماشای برنامه های تلویزیونی در ولسوالی برکی برک ولایت لوگر را ممنوع اعلام کرده بود.

منطقه پورک، در ده کیلومتری غرب شهر پل علم، مرکز ولایت لوگر موقعیت دارد.

گزارشها حاکیست که افراد طالبان آزادانه در این منطقه رفت و آمد دارند و "نشستهای طولانی" را با مردم محل در مساجد برگزار می کنند.

آگاهان امور به این باور هستند که افغانستان، شش سال پس از فروپاشی رژیم طالبان، در شرایط امنیتی مناسبی نیست و گروه طالبان دوباره موفق شده اند در بخش هایی از این کشور تسلط یابد.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 14:3 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
هدف حزب الله از درگیری‌های اخیر چه بود؟

تنش ها در لبنان به دنبال درگیری های چند روز اخیر در بیروت آرام نیافته و این درگیری ها به دیگر شهرها، از جمله طرابلس که بیشتر جمعیت آن طرفدار دولت فواد سنیوره هستند، کشیده شده است.

ادامه این درگیری ها، علی رغم آن که ارتش لبنان مامور برقراری امنیت و آرامش در کشور شده، تحول خطرناکی است و در صورت ادامه یافتن، می‌تواند به کل کشور سرایت کند.

لبنانی ها که از اواسط دهه هفتاد میلادی تا دهه نود درگیر جنگ داخلی بودند، تمایلی به تکرار تجربه های تلخ آن روزها را ندارند اما اختلافات عمیق میان رهبران سیاسی این کشور مانع از آن شده که بتوانند راه حل سیاسی برای خروج از بن بست فعلی پیدا کنند.

رهبران گروه ها و احزاب سیاسی لبنان، احتمال تکرار جنگ داخلی را رد می‌کنند اما حضور گروه های شبه نظامی می تواند هر آن، آتش چنین جنگی را شعله ور سازد.

حزب الله لبنان که تنها گروه سیاسی در این کشور است که در جنگ داخلی پیشین حضور نداشته و به این سابقه خود می بالد، اگر چه در تحولات روزهای اخیر پیروز از میدان خارج شد، اما حضور مسلحانه این گروه در خیابان های بیروت و کشته شدن دهها نفر به دنبال درگیری ها، ذهنیت مثبت لبنانی های غیر شیعه نسبت به آن را تا حدی خدشه دار کرد.

حزب الله لبنان از بدو فعالیت خود در این کشور، به علت فعالیت های گسترده خیریه، مورد استقبال مردم لبنان، اعم از شیعه، مسیحی و سنی قرار گرفت. مقاومت این گروه در برابر اسرائیل و آزادی جنوب لبنان هم به محبوبیت این گروه افزود.

به دنبال ترور رفیق حریری، نخست وزیر پیشین لبنان و اتهام دخالت سوریه در این ترور، روابط میان حزب الله و گروه های سنی، دچار تنش شد اگر چه روابط با مسیحیان عمدتا روند خوبی داشته است.

خروج حزب الله از دولت لبنان و تجمع های اعتراضی هواداران آن در میادین و خیابان های لبنان، به خصوص در برابر مقر نخست وزیری و جنگ سی و سه روزه با اسرائیل در سال ۲۰۰۶ که به خرابی های گسترده در این کشور انجامید، به این تنش ها افزود.

این مساله هم که حزب الله به همراه جنبش امل در کنار سوریه قرار گرفتند و با خواست دولت برای تشکیل دادگاهی بین المللی برای محاکمه متهمان ترور حریری مخالفت کردند، کمکی به حل و فصل تنش ها نکرد.

حزب الله برای کاستن از فشارهای وارده، با میشل عون، رهبر بخشی از مسیحیان لبنان متحد شد. برخی دروزی های مخالف ولید جنبلاط نیز با حزب الله ارتباط نزدیکی برقرار کردند. این پیوندهای سیاسی باعث شده تا نتوان به حزب الله، اتهام فعالیت بر اساس انگیزه های مذهبی را وارد کرد.

حزب الله لبنان به رغم پیروزی که از حوادث اخیر بیروت به دست آورده هنوز به خواسته های سیاسی خود نرسیده است. دولت فواد سنیوره، نخست وزیر مورد حمایت غرب به رغم پیش بینی ها تا کنون پابرجا مانده و اگر چه عملکرد بسیار ضعیفی دارد اما در ساختار قدرت باقی مانده است.

ارتش لبنان نیز در درگیری های اخیر بیشتر به حزب الله تمایل یافت تا جریان حاکم. شاید علت این امر این باشد که بیشتر بدنه ارتش لبنان را شیعیان تشکیل می دهند و فرماندهان ارتش فکر کرده اند که در صورت رویارویی با حزب الله، اعتبار و اهمیت ارتش آسیب می بیند.

سئوال مهمی که وجود دارد این است که هدف حزب الله از رویارویی و درگیری های اخیر چه بود؟ اگر حزب الله تنها خواهان قدرتنمایی بود، به این مهم دست یافت. اما آیا این قدرتنمایی منجر به حل بحران لبنان می شود یا بن بست سیاسی ادامه خواهد یافت؟

می توان درگیری میان جناح های رقیب در لبنان را به بیرون از مرزهای این کشور هم کشاند و آن را در چارچوب رقابت ایران از یکسو و آمریکا از سوی دیگر دید.

حزب الله در این مرحله، پیروز از میدان خارج شد اما این بازی همچنان ادامه دارد و نمی توان هیچ یک از طرفین را برنده و بازنده قطعی معرفی کرد.

به نظر، لبنان درگیر بحرانی است که حداقل در آینده نزدیک، راه حلی برای آن وجود ندارد، مگر اینکه یکی از طرفین، تا اندازه زیادی از خود سازش نشان دهد و یا اینکه بنا به دلایلی، از صحنه معادلات خارج شود.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 14:3 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
خبر نامه-ارسال روزانه ي 10 مطالب آخر نشر شده در وبلاگ


Powered by FeedBlitz
دریغ است ایران که ویران شود