واشنگتن – برای نانسی فلوید ، تهیه 65 میلیون دلار به منظور تاسیس اولین صندوق سرمایه گذاری با تمرکز بر فن آوری انرژی، تقریباً سه سال به طول کشید. در دنیای سرمایه گذاری ، 65 میلیون دلار مبلغی بسیارنا چیز است.
وی به America.gov گفت: "این کار مانند هل دادن یک تخته سنگ در سربالائی بود، بازارها برای این فن آوری ها آمادگی نداشتند."
از هنگامی که صندوق سرمایه گذاری وی در سال 1997 تاسیس گشت، شرکت فلوید به نام انس پاور ، راه طولانی را طی کرده است. این شرکت به صندوق سرمایه گذاری های خطرپذير پیشرو در فن آوری انرژی پاکیزه و یا فن آوری پاکیزه، با مدیریت سرمایه ای معادل 400 میلیون دلار، تبدیل شده است.
در سال های اخیر، با تجمع سرمایه گذاران در بخش فن آوری پاکیزه، رقابت در بین پیشروان این صنعت اوج گرفته است. بر اساس اطلاعات منابع سرمایه گذاری داو جونز ، در سال 2007، این بخش در سطح جهان قریب به 3 میلیارد دلار سرمایه جذب کرده است که 43 درصد نسبت به سال 2006 افزایش نشان می دهد. صندوق سرمایه گذاری خطرپذير در ايالات متحده 2.5 میلیارد دلار در شرکت های فن آوری پاکیزه سرمایه گذاری کرده است که در مقایسه با سال 2006 افزایشی معادل 79 درصد نشان می دهد. این قبیل شرکت ها، که تا 6 سال پیش کمتر از یک درصد سرمایه های خطر پذیر را در اختیار داشتند، در سال گذشته 12 درصد این سرمایه ها را به خود جذب نموده است.
سرمایه گذاران خطرپذير به طور کلی پول به فعالیت های نوآورانه جدید و با خطرپذیری بالا تزریق می کنند. سرمایه گذاران خطرپذير نه فقط پول، بلکه تخصص مدیریتی و شبکه ای از واحد های صنعتی عمده انرژی و شرکت هائی که می توانند ارتباطات با بازار را برای تولیدات آینده و یا خدمات جدید قابل عرضه توسط آنان برقرار کنند، نیز به همراه می آورند.
سرمایه گذاران خطرپذير در مورد چشم انداز فن آوری پاکیزه خوش بین هستند. این خوش بینی به دلیل توسعه انرژی تجدید شونده، ساختمان سازی از طریق صنعت سبز و نیاز به دیگر فن آوری های انرژی کارآ در دراز مدت و با توجه به افزایش مصرف و قیمت انرژی و ملاحظات تغییرات آب و هوائی و وضعیت عرضه نفت و گاز در آینده می باشد.
تغییر در روحیه عمومی و الویت های دولت ايالات متحده به سوی نوآوری به عنوان بخش محوری هر راه حلی برای این مشکلات نیز در علاقمندی روبه رشد به فن آوری پاکیزه موثر بوده است. در سال 2007، وزارت انرژی تصمیم گرفت هر ساله از سه سرمایه گذا خطرپذير برای گذراندن یک سال در آزمایشگاه های دولتی دعوت کند. این برنامه با هدف ایجاد ارتباط و از بین بردن فاصله بین آزمایشگاه تحقیقاتی و بازار برقرار گشته است.
بنا بر اظهارات فلوید، اگرچه 83 درصد سرمایه گذاری جهانی در فن آوری پاکیزه در ایالات متحده و در فعلیت هائی که در سال 2007 آغاز شده اند، صورت گرفته است، اما اکثر بازار ها برای تولیدات انرژی پاکیزه و خدماتی که آنان عرضه می کنند، در خارج از آمریکا قرار دارد.
مراحل اولیه فن آوری پاکیزه
سرمایه گذاران خطرپذيرمی گویند علیرغم جریان سریع سرمایه گذاری هنوز از نظر جذب سرمایه، بخش انرژی پاکیزه فاصله زیادی تا اشباع شدن دارد.
فلوید گفت: "ما هنوز در سال های اولیه توسعه فن آوری پاکیزه هستیم."
بعضی از ناظران می گویند سال ها طول خواهد کشید تا فن آوری پاکیزه اهمیتی نظیر اهمیت امروزه فن آوری های اطلاعات و محیط زیست را به دست آورد. اما این تغییرات هم اکنون آغاز شده است.
سرمایه گذاران دره سیلیکون یا سیلیکون ولی ،[واقع در شمال کالیفرنیا] با توجه به توقف سودآوری و یا کاهش آن در صنایع کامپیوتری نیمه هادی ها، سخت افزاری و نرم افزاری، در حال تغییر توجه خود به سمت فعالیت های فن آوری پاکیزه نوپا هستند. این سرمایه گذاران می گویند فن آوری پاکیزه بزرگترین فرصت های جدید را ارائه می کند.
کارشناسان مالی هشدار می دهند که بخش فن آوری پاکیزه وسیع تر و پیچیده تر از بخش فن آوری اطلاعات (IT) است و امکان انتقال ساده تجربه مالی بخش IT به زمینه های تخصصی فن آوری پاکیزه مانند مواد ناشناخته و یا کارآئی در خطوط توزیع نیرو، ممکن نیست.
سرمایه های از جمله سرمایه هائی هستند که توجه خود را از فن آوری برتر به فن آوری پاکیزه منعطف نموده اند. راب دی ، یکی از سرمایه گذاران اظهار داشت که بخش انرژی بیش از بخش تکنولوژی اطلاعاتیIT چالش بر انگیز است زیرا فعالیت در زمینه انرژی به سرمایه بیشتر نیاز دارد و تمایل صنایع انرژی نسبت به تغییرات بسیار کمتر است.
وی به شبکه خبری آمریکا گفت: "این امر موجب افزایش موانع در کیفیت تولیدات و خدمات فن آوری پاکیزه می گردد."
اما وی بیان داشت که صندوق اعتباری وی و دیگران در "سیلیکون ولی" انتقال موفقیت آمیزی به بخش جدید داشته اند.
کسب درآمد، حفظ محیط زیست
کارشناسان می گویند هجوم سرمایه گذاران به فن آوری پاکیزه نباید با ماموریتی غرور آمیز اشتباه شود. اما وینود خوسلا ، یکی از بنیانگذاران سان مایکروسیستم ، که به خاطر اقدام زود هنگام خود در مقابله با تغییرات محیط زیستی ، مورد تقدیر واقع شده است، از این نمونه سرمایه گذاران نیست.
آیرا ارنپریز ، از شرکت تکنولوژی پارتنرز در بحث میزگردی در اول اکتبر 2006 گفت که منافع غیر مالی—مانند منافع محیط زیستی— برای اکثر شرکت های انرژی و صندوق های بازنشستگی که در شرکت ها ی خطرپذيرسرمایه گذاری می کنند، اهمیت چندانی ندارد.در نتیجه، این قبیل منافع درصدر اولویت های این سرمایه گذاران قرار ندارد.
ارنپریز افزود: "تولید محصولات بازیافتی مالی با کیفیت بالا یکی از بهترین کارهائی است که ما می توان برای محیط زیست انجام داد."
تا کنون، صندوق های سرمایه گذاری ها خطرپذير شاهد نسبتاً کمی از دستآوردهای عمومی یا حق مالکیت گسترده ای در فن آوری پاکیزه که بتوان برای کسب سود به آن متکی بود، بوده اند. اما در دراز مدت، این صندوق ها انتظار دارند که منافع بیشتری به دست آورند.
دی گفت: "ما در حال گذار از دوران سرمایه پر ارزش و منابع طبیعی ارزان به عصر سرمایه کم ارزش تر و منابع طبیعی گرانتر می باشیم." وی گفت این مورد چگونگی و کیفیت انجام تجارت را اساساً متحول می کند.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 3:11 توسط بنیامین ماشا
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
وزارت نفت جمهوری اسلامی اعلام کرد طرح توزيع بنزين با نرخ آزاد از امشب آغاز خواهدشد
وزارت نفت جمهوری اسلامی اعلام کرد طرح توزيع بنزين با نرخ آزاد و خارج از نظام سهميه بندی از ساعت ۲۴ امشب آغاز خواهدشد. به گزارش خبرگزاريهای ايران غلامحسين نوذری در جمع خبرنگاران قيمت هر ليتر بنزين با نرخ آزاد را چهارهزار ريال اعلام کرده است. ايران که چهارمين توليد کننده بزرگ نفت در جهان است هر ساله مقادير زيادی از بنزين مصرفی خود را از خارج وارد می کند.
سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی بار ديگر خواستار آزادی منصور اسانلو شد
سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در نامه ای سرگشاده به رييس قوه قضاييه جمهوری اسلامی بار ديگر خواستار آزادی منصور اسانلو رهبر زندانی اين سنديکا شده است. کارگران شرکت واحد، با توجه به حق به رسميت شناخته شده و بين المللی کارگران در تاسيس سنديکاهای مستقل از دولتها و حکومتها، از آيت الله شاهرودی همچنين خواست با توجه به فرارسيدن نوروز دستور دهد که به پرونده اين سنديکا هر چه زودتر بصورتی منصفانه، عادلانه، و قانونی رسيدگی شود.
مسئولان تشکلهای کارگری استان فارس از سوی حراست شهرداری شيراز مورد ضرب قرار گرفتند
مسئولان سازمان تشکلهای کارگری و کارفرمايی استان فارس، که برای تشکيل يک نهاد صنفی کارگری به يکی از سازمانهای زيرمجموعه شهرداری شيراز رفته بودند، از سوی عوامل حراست شهرداری شيراز مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. بنا به گزارش پايگاه خبری دسترنج، چندی پيش رئيس و معاون سازمان تشکلهای کارگری استان فارس با قرار قبلی برای برگزاری انتخابات و تشکيل شورای اسلامی کار در سازمان خدمات موتوری شهرداری به اين سازمان مراجعه کردند، و در هنگام اخذ رای از سوی عوامل حراست اين سازمان مورد ضرب و شتم قرارگرفته و به بيرون از سازمان هدايت شدند.
سرتيپ پاسدار رضا زارعی با تنزل درجه بازنشسته شد
در حالی که خبر تخلفات سنگينِ سردار زارعی فرمانده پيشين نيروی انتظامی تهران توسط سردار احمدی مقدم فرمانده نيروهای انتظامی جمهوری اسلامی تکذيب شد، منابع آگاه گزارش می دهند که سرتيپ پاسدار رضا زارعی از سوی نيروی انتظامی با چند مرتبه تنزل درجه و با درجه سرهنگ دومی بازنشسته شده و پرونده ديگری برای وی در محاکم قضايی گشوده شده است. بنا به گزارشهای موجود، سردار زارعی که پيش از اين با سپردن قرار وثيقه چند ميليون تومانی آزاد بود از روز يکشنبه به دستور هيات قضات به زندان تحويل داده شده است. به گزارش خبرنامه اميرکبير، روز گذشته بازپرس شعبه پنجم دادسرای کارکنان دولت اتهام های سردار زارعی را سوء استفاده از موقعيت شغلی و امکانات دولتی، خيانت در امانت، و جرايم مالی عنوان کرده است.
آيت الله خامنه ای زنی را که به سنگسار محکوم شده بود مورد عفو قرار داد
بنا گزارشهای موجود مکرمه ابراهيمی زنی که به جرم زنای محصنه به سنگسار محکوم شده بود ديروز از زندان آزاد شد. بنا به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايسنا، آيت الله علی خامنه ايی رهبر جمهوری اسلامی ايران به پيشنهاد آيت الله شاهرودی، رئيس قوه قضاييه، مکرمه ابراهيمی را مورد عفو قرار داده است. مکرمه ابراهيمی، که مادر دو فرزند است، يازده سال گذشته را به جرم داشتن رابطه نامشروع با جعفر کيانی در زندان گذرانده بود. حکم سنگسار جعفر کيانی، نوزدهم تيرماه گذشته، در روستای قراچه کند از توابع تاکستان قزوين اجرا شد. مسئولان قوه قضاييه جمهوری اسلامی اعلام کردند که اجرای حکم سنگسار جعفر کيانی بدون تاييد قوه قضاييه صورت گرفته است.
مقامات پليس در مرکز هند می گويند حدود ۱۲شورشی مائوئيست را کشته اند
مقامات پليس در مرکز هند می گويند نيروهای امنيتی در جريان زدوخوردهايی در يک ناحيه جنگلی، حدود ۱۲ شورشی مائوئيست را کشته اند. در باره اين درگيری که امروز (سه شنبه) روی داد هنوز جزييات بيشتری منتشر نشده است. شورشيان مائوئيست در هند می گويند آنها به نيابت از سوی کشاورزان تنگدست و کارگران بی زمين، با دولت مرکزی می جنگند. ديروز بگفته مقامات، شورشيان در شمال شرقی هند دست کم هشت کارگر مهاجر را در دو حادثه جداگانه کشتند. پليس می گويد مهاجران دوشنبه شب در حومه شهر مانی پور کشته شدند. تا کنون کسی مسئوليت قتل ها را بر عهده نگرفته است. چندين گروه شورشی، از جمله جبهه آزاديبخش متحده آسوم، در شمال شرقی هند فعال هستند. در خشونت های جدائی خواهانه در آنجا ۲۰,۰۰۰ تن از سال ۱۹۷۹کشته شده اند.
رايس: در مورد طرح نظام دفاع موشکی در اروپای مرکزی توافقی با روسيه بدست نيامده
رئيس جمهوری روسيه، ولاديمير پوتين (راست) در کاخ کرملين به وزير دفاع آمريکا، رابرت گيتس (چپ) و وزير امورخارجه آمريکا، کاندوليزا رايس، خوشآمد می گويد (۲۷ اسفند)کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا، می گويد در مورد طرح استقرار نظام دفاع موشکی در اروپای مرکزی، هيچ توافقی با روسيه بدست نيامده است. با اين حال، او گفت دو طرف موافقت کرده اند برای تهيه يک چارچوب استراتژيک در مورد کاهش سلاح های استراتژيک همکاری کنند. کاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا، و سرگئی لاوروف وزير امور خارجه روسيه، می گويند به پيشرفت در برطرف ساختن اختلاف نظرهای ناشی از پيشنهاد استقرار يک سيستم دفاع موشکی در اروپا خوشبين هستند. رايس و رابرت گيتس وزير دفاع آمريکا امروز (سه شنبه) در مسکو برای دومين روز با مقامات روسيه ملاقات کردند و در باره طرح ايالات متحده برای استقرار ۱۰موشک رهگير در لهستان و رادارهای هدايت کننده در جمهوری چک با آنها به تبادل نظر پرداختند. در پيشاپيش مذاکرات، رايس آنچه را «روحيه مثبت» ديدار روز دوشنبه با ولاديمير پوتين رييس جمهوری فعلی روسيه و ديميتری مدويديف، رييس جمهوری برگزيده ناميد ستود. گيتس پيش بينی کرد دو طرف پيش از آن که پرزيدنت بوش کاخ سغيد را ترک کند، در مورد استقرار موشک به توافق خواهند رسيد. پيش از ديدار امروز، خانم رايس و رابرت گيتس با چندين نفر از رهبران ارشد اپوزيسيون و بازرگانی ملاقات کردند. با اين حال، از گری کاسپاروف، قهرمان سابق سطرنج جهای و ميخاييل کاسيانوف، نخست وزير سابق روسيه برای حضور در اين جلسه دعوت نشده بود. ولاديمير پوتين روز دوشنبه گفت نامه ای که آنرا «بسيار جدی» توصيف کرد از پرزيدنت بوش دريافت کرد که در آن گفته می شد برخی از مشکلات دوجانبه می تواند کاملا حل شود. پوتين جزييات بيشتری ارائه نداد. ايالات متحده به کوشش برای اجرای طرح استقرار ۱۰ موشک رهگير در لهستان و رادارهای هدايت کننده در جمهوری چک ادامه می دهد. پرزيدنت بوش می گويد نظام دفاع موشکی از آمريکا و متحدان آن در برابر تهديد های رژيم های افراطی حفاظت خواهد کرد. از سوی ديگر، مسکو می گويد موشک های غربی در نزديکی مرزهای آن امنيت روسبه را تهديد می کند و می تواند آغار مسابقه تسليحاتی جديدی را موجب شود.
ديک چينی از مسعود بارزانی خواست به تصويب قوانين تقويت آشتی ملی کمک کند
ديک چينی در کنار مسعود بارزانی در اربيل (۲۸ اسفند)ديک چينی، معاون رئيس جمهوری آمريکا، از يک رهبر ارشد کرد عراق خواسته است به تصويب قوانينی که موجب تقويت آشتی ملی خواهد شد کمک کند. چينی، امروز (سه شنبه) در دومين روز سفر به عراق، در شهر اربيل با مسعود بارزانی ملاقات کرد و گفت ايالات متحده همچنين روی او برای کمک به برقراری يک رابطه جديد استراتژيک بين دو کشور حساب می کند. بارزانی گفت او به چينی اطمينان داد که کردهای عراقی به قانون اساسی عراق پای بند هستند و به ايفای نقشی مثبت در کشور ادامه خواهند داد. در اين ميان، کنفرانس آشتی گروه های سياسی رقيب عراق در بغداد افتتاح شده است، اما جبهه سنی ميثاق عرب، آنرا تحريم کرده است. با وجود اين، نوری المالکی نخست وزير که شيعه است، از شرکت کنندگان در کنفرانس دعوت کرد از روند آشتی ملی حمايت کنند. پيشتر امروز ديک چينی با سربازان آمريکائی در پايگاه هوايی بلد در شمال بغداد ديدن کرد و گفت ايالات متحده به ماموريت خود در عراق ادامه خواهد داد. سفر چينی به عراق بخشی از سفر خاورميانه ای او است که عمان، عربستان سعودی، اسراييل ، کرانه غربی و نيز ترکيه را شامل می شود.
بانک مرکزی ايران اعلام کرد نرخ تورم از هفده و هشت دهم درصد گذشت
همزمان با پايان قريب الوقوع سال ۱۳۸۶ خورشيدی، بانک مرکزی طی گزارشی ميگويد، نرخ تورم ايران دردوازده ماه منتهی به بهمن سال ۱۳۸۶ خورشيدی از هفده و هشت دهم درصد گذشت. گزارش روابط عمومی بانک مرکزی تصريح ميکند شاخص بهای کال ها وخدمات مصرفی مناطق شهری ايران در بهمن سال جاری نسبت به ماه قبل ۲۲ دهم درصد ونسبت به ماه مشابه سال قبل بيست و دودهم درصدافزايش نشان ميدهد. بانک مرکزی درگزارش خود به تفصيل شاخص افزايش بهای کالاها وخدمات مصرفی مردم ايران در شهر وروستاهای ايران را ذکرکرده است.
اصولگرايان با بردن اکثريت آرای دوراول می گويند دردور دوم نيزپيروز خواهند شد
شمارش آرای انتخابات هشتمين دوره مجلس شورای اسلامی ايران به پايان رسيد وسرنوشت ۲۴۰ کرسی دوره اول مشخص شد. تکليف ۶۷ کرسی در ۵۱ حوزه انتخابيه به دور دوم کشيده شد، که طی آن ۱۱۲ کانديد در ارديبهشت سال جديد بايکديگر رقابت خواهند کرد. اصولگرايان که اکثريت دوراول را با ۱۶۶کرسی درمقايسه با ۳۲ کرسی اصلاح طلبان و ۲۵ کرسی مستقل، بخود اختصاص داده اند گفته اند که دردور دوم نيزپيروزی از آن آنان خواهد بود. محافظه کاران ميانه رويی که به هشتمين مجلس شورای اسلامی راه يافته اند خواستار رياست علی لاريجانی بر مجلس آينده شده اند. بنا به گزارشهای موجود علی امير اميری، دبير ستاد انتخابات ائتلاف فراگير اصولگرايان، گفته است از مجموع ۲۴۰ کانديدای معرفی شده ۱۱۳ نفر از آنها در دور اول به مجلس راه يافته اند. وی خاطرنشان کرده است، «گرايش ما اصولگرايی است، اما منتقد دولت هستيم.» ائتلاف فراگير اصولگريان به طور علنی اعلام کرده يکی از دلايل اصلی موجوديت آن اختلاف با محمود احمدی نژاد بوده است. اتحاديه اروپا وايالات متحده آمريکا انتخابات انجام شده ايران را غيرآزاد وغيرمنصفانه توصيف کردند و درداخل ايران نيز علاوه برمردم عادی گروههای سياسی مستقل واصلاح طلب بااعلام اينکه نتايج انتخابات ازپيش تعيين شده بود نحوه برگزاری انتخابات وآزاد بودن آنرا زير سئوال بردند. ازجمله شيرين عبادی حقوقدان وبرنده جايزه صلح نوبل با انتقاد از انتخابات مجلس هشتم گفت که جمهوری اسلامی ايران با اعمال يک سيستم کنترل شده، ازانتخابات برای مخفی کردن نبود دموکراسی درايران استفاده ميکند، و اضافه کرده است، «چرا بايد رأی داد؟ درحالی که انتخابات آزاد نبود ومن هيچيک ازنامزدها را نميشناسم.» ازسوی ديگر روزنامه روسی ايزوستيا نوشت به عقيده کارشناسان، طرفداران احمدی نژاد، که باسپاه پاسداران مرتبط هستند، اکثرکرسی های مجلس هشتم را بخود اختصاص داده اند و بدين ترتيب نتيجه اصلی انتخابات دوره هشتم را ميتوان ناپايداری بيشتر جمهوری اسلامی ايران درمسائل مربوط به سياست خارجی دانست. روزنامه ايزوستيا با نتيجه گيری تحکيم موقعيت احمدی نژاد می افزايد بسياری ازمردم ايران شکايت ميکردند که برای آنان انتخاب ديگری نمانده بود، زيرا بيشتر مخالفان احمدی نژاد به انتخابات راه پيدانکردند.
دو نوه آيت الله خمينی از نحوه انتخابات و دولت احمدی نژاد انتقاد کردند
حسن خمينی وزهرا اشراقی، دو نوه آيت الله خمينی، و سعيد ليلاز کارشناس امورسياسی در گفتگو باروزنامه های ايتاليا ازنحوه برگزاری هشتمين دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی وسياست های دولت احمدی نژاد انتقاد کردند. حسن خمينی در گفتگو با گزارشگر روزنامه ايتاليائی لاريپابليکا، در جماران بااشاره به حضورنظاميان درصحنه سياست ودرگيری های روزهای قبل از انتخابات گفت، «آنجائی که اسلحه حضور پيداکند، گفتگو به پايان ميرسد.» زهرا اشراقی نيز درگفتگو با روزنامه ايتاليائی ايل رفرميستا گفت، «پدر بزرگم، هرگز حکومت اسلامی مد نظرش نبود.» زهرا اشراقی که مسئوليت جوانان حزب مشارکت ايران اسلامی را برعهده دارد تأکيد کرد، «ايران در حال حاضر دوران سياهی را ميگذراند ولی فکر نميکنم اين دوران زياد بطول بيانجامد.» سعيد ليلاز کارشناس امورسياسی نيز به روزنامه ايتاليائی کوريره دلا سرا گفته است، «مهم نيست ۷۰ يا ۱۰۰ اصلاح طلب به مجلس راه يابند زيرا نقشی درتعيين سياست های نظام نخواهند داشت ومجلس دردست قشر جديدی ازنظاميان خواهد بود.»
صدراعظم آلمان با شيمون پرز ملاقات کرد
" hspace=2 src="/persian/images/AP_Israel_PM_Olmert_left_German_Chancellor_Angela_Merkel_in_Jerusalem_eng_195_17mar08.jpg" width=210 vspace=2 border=0> صدراعظم آلمان (راست) ديروز با اهود اولمرت در يک کنفرانس خبری شرکت کردآنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، امروز (سه شنبه) با شيمون پرز، رئيس جمهوری اسرائيل، در محل مسکونی وی ديدار کرد. مرکل در يک کنفرانس خبری مشترک، که ديگر مقامات آلمانی نيز در آن شرکت داشتند، سفر خود را بعنوان گامی مهم در توسعه روابط دو کشور آلمان و اسرائيل توصيف کرد. مرکل گفت، «بخاطر استقبال گرمی که از ما بعمل آمده است بسيار متشکريم و همينطور بخاطر برخورد گرم و دوستانه ای که در جلسات مشترک اعضای کابينه دو کشور وجود داشته است نيز سپاسگزاريم. ما به گفتگوهای مهم خود در طول روز ادامه خواهيم داد و البته برای سخنرانی در جلسه پارلمان نيز شرکت خواهيم کرد. من اعتقاد دارم اين سفر که تعداد زيادی از اعضای کابينه ما در آن شرکت دارند يک گام مهم در توسعه روابط دو کشور خواهد بود.» شيمون پرز رئيس جمهوری اسرائيل نيز در واکنش به سخنان مرکل گفت، «من اعتقاد دارم خاورميانه نياز دارد که اقتصاد مدرن در آن تزريق شود تا بتواند بر مشکلات فقر، تنفر، و سوتفاهمات فائق آيد. البته به نظر من اين جای مذاکرات سياسی را نخواهد گرفت اما می تواند به خروج از اين انجماد کمک کند.» مرکل همچنين با ناتانياهو، رهبر اپوزيسيون، و زيپی لونی، وزير امور خارجه اسرائيل، جداگانه ديدار کرد. قرار است صدراعظم آلمان در پارلمان اسرائيل سخنرانی کند.
يک خاخام اسرائيلی در شرق اورشليم مورد حمله فرد ناشناسی قرار گرفت
امروز (سه شنبه) يک خاخام اسرائيلی در شرق اورشليم مورد حمله فرد ناشناسی قرار گرفت. او جهت مداوای يک جراحت مختصر به بيمارستان منتقل شد. اين واقعه کمتر از دو هفته بعد از حمله يک فلسطينی در غرب اورشليم روی داد که منجر به کشته شدن ۸ دانشجوی اسرائيلی شد. شهر اورشليم اکنون بسيار متشنج است. پريروز (يکشنبه) تعدادی از يهوديان افراطی تلاش کردند به خانه آن فلسطينی که در درگيری دو هفته قبل کشته شده بود حمله کنند. فلسطينيها می خواهند پايتخت خود را در شرق اورشليم که توسط اسرائيل در طول جنگ سال ۱۹۶۷اشغال گرديد تشکيل دهند.
متهم در پرونده اختلاس بانک سوسيته ژنرال در فرانسه حکم آزادی موقت گرفت
دادگاهی در فرانسه حکم به آزادی موقت متهم در پرونده اختلاس بانک سوسيته ژنرال را داد. گفته می شود ژروم کرويل Kerviel تا پايان ساعات اداری از زندان آزاد شود. وکيل وی ضمن استقبال از تصميم دادگاه گفت ما انتظار چنين تصميمی را از طرف دادگاه داشتيم . در همين حال حکم دادگاه با واکنش منفی مسئولان بانک سوسيته ژنرال روبرو نشده است و حتی وکيل اين بانک نيز از اين مسئله حمايت کرد. آقای کرويل اجازه خروج از پاريس و ملاقات با بعضی از افراد را ندارد، و از آن جا که تحقيقات همچنان ادامه دارد قرار است هفته ای يکبار خود را به اداره پليس معرفی کند. سوسيته ژنرال در ۲۴ ژانويه طی بيانيه ای اعلام کرده بود تحقيقات داخلی اين بانک نشان می دهد که رژوم کرويل در يک کلاهبرداری کلان دست داشته است. بانک او را متهم کرده بود که نزديک به ۵ ميليارد يورو به بانک ضرر زده است. آقای کرويل از ۸ فوريه در بازداشت به سر می برد.
در انفجار يک کالج در فيليپين ۱۵نفر زخمی شدند
به گفته پليس مانيل، پايتخت فيليپين، انفجار امروز (سه شنبه) در بيرون يک کالج واقع در نزديکی کاخ رياست جمهوری به زخی شدن ۱۵ نفر انجاميد. مقامات گفتندانفجار در بيرون کالج لاکونسولاسيون، واقع در چند صد متری کاخ مالاکانانگ، ظاهرا در ارتباط با مشکلات سياسی پرزيدنت گلوريا آرويو نبوده است. پليس می گويد ظن قوی به رقابت های ميان گروه های دانشجويی می رود. تحقيقات در اين مورد هنوز ادامه دارد.
دالايی لاما می گويد، در صورت شديدتر شدن خشونتهای تبت، استعفا خواهد داد
رهبر روحانی تبت دالايی لاما امروز (سه شنبه) گفت، در صورت شديدتر شدن خشونتهای زادگاهش، استعفا خواهد داد. برنده جايزه صلح نوبل که در دارمصلا در شمال هند با خبرنگاران صحبت می کرد گفت سير وقايع خارج از کنترل او است. بامداد امروز نخست وزير چين، ون جيابائو، دالايی لاما و پيروانش را مسول و هماهنگ کننده اعتراضات خشونت بار تبت معرفی کرد. ون گفت شورش کنندگان ضايعات جانی سنگينی وارد آورده اند، و دولت با خويشتن داری زيادی برای آرام نمودن اعتراضات وارد عمل شد. نخست وزير چين افزود، ادعاهای دالايی لاما مبنی بر اينکه چين در تبت نسل کشی فرهنگی می کند چيزی بيش از دروغ نيست. به گفته مقامات چينی، ۱۳ «غير نظامی بيگناه» در شورش های روز جمعه در لاسا، مرکز تبت، جان خود را از دست دادند. دولت در تبعيد تبت، که در هند قرار دارد، طی انتشار بيانيه ای گفت دستکم ۸۰ نفر کشته شده اند. اين بيانيه اضافه کرد بيم آن می رود، با فرارسيدن موعدی که مقامات چين برای تسليم شدن اعتراض کنندگان تعيين کرده بودند، خشونت های تبت از نو سر بگيرد. در اين ميان، گروه حقوق بشری ناظران حقوق بشر، که مرکز آن در نيويورک قرار دارد، از رهبران جهان خواسته است از المپيک پکن در شهريورماه امسال دوری کنند. اين گروه گفت خواستار تحريم کامل بازيه های المپيک نيست، اما از مقامات عاليرتبه کشورها می خواهد تا پيش از اينکه شرکت خود را در بازی ها اعلام کنند بر لزوم بهبود اوضاع اصرار ورزند. به گفته شاهدان ماموران انتظامی در خيابانهای لاسا حضور سنگينی دارند. مامورين امنيتی در تعقيب شرکت کنندگان در تظاهرات هفته پيش يکی به يکی سرگرم جستجوی خانه های مردم هستند. سرمقاله ديروز يک روزنامه دولتی، «تبت ديلی»، هشدار داد که اقدامات شديد امنيتی عليه فعاليت های جدايی طلبانه به مرحله عمل در خواهد آمد. رسانه های چين امروز جزئيات بيشتری در ارتباط با خشونت های منسوب به شورشيان روز جمعه عليه چينی های «هان» و مسلمان منتشر کردند. رسانه ای رسمی همچنين گزارش هايی در انتقاد از پوشش خبری رسانه های غربی در مورد اين وقايع دادنند، و از عکس العمل چين در برابر آنچه که رسانه های دولتی از آن به عنوان فعاليت های غيرقانونی ياد می کنند دفاع کردند. رسانه های چين جزئيات اعتراضات صلح آميز هفته پيش در لاسا که پيش از خشونت های روز جمعه واقع شده بود را منتشر نگردند. رسانهه های چين از عکس العمل نيروهای انتظامی به شلوغی ها، و اخبار اعتراضات تبتی ها در جوامع تبتی ساکن ايالات مجاور را نيز مسکوت گذاشتند. هيات مديره سازمان ناظر بر رسانه های دولتی آمريکا طی انتشار بيانيه ای ديروز اعلام کرد که صدای آمريکا دو ساعت بر برنامه های روزانه ۴ ساعته اش برای تبت اضافه خواهد کرد. تعيين صحت و سقم جزئيات وقايع اخير تبت بسيار دشوار است زيرا مقامات چين به خبرنگاران خارجی اجازه پوشش دادن به اخبار را نمی دهند. چين از سال ۱۹۵۱ تاکنون تبت را تحت کنترل خود داشته است. رهبر روحانی تبت، دالايی لاما، و هزاران تن از هوادارانش در پی شکست قيام عليه حکومت چين در سال ۱۹۵۹ از تبت به چين گريختند. چين دالايی لاما را به خاطر فعاليت برای بدست آوردن استقلال تبت محکوم کرده است، اما دالايی لاما می گويد فعاليت او برای چيزی بيش از خودمختاری واقعی برای زادگاهش نيست.
حمله کننده انتحاری سه سرباز ناتو و چهار افغان را در ولايت هلمند از پای درآورد
مقامات افغانستان می گويند يک حمله کننده انتحاری با اتومبيل حامل بمب خود سه سرباز ناتو و چهار افغان را در ولايت هلمند از پای درآورد. وزارت دفاع دانمارک تأييد کرد دو تن از سربازانی که روز دوشنبه در نزديکی شهر گيريشک جان خود را از دست دادند، دانمارکی بودند. وزارت دفاع جمهوری چک نيز اعلام کرد يک سرباز چک در يک بمب گذاری کشته شد. به گفته مقامات ناتو، يکی از قربانيان افغان مترجم نيروها بود و بقيه افغان ها غيرنظامی بودند. مقامات مسئول می گويند چهار سرباز و دست کم شش غيرنظامی افغان نيز در اين حمله مجروح شدند. هنوزهيچ کس مسئوليت اين حمله را برعهده نگرفته است. ولايت هلمند در جنوب افغانستان صحنه اصلی نبرد ميان نيروهای بين المللی و شورشيان وفادار به طالبان به شمارمی رود.
تزيپی ليونی و احمد قريع گفتگوهای صلح را در بيت المقدس از سر گرفتند
اهود اولمرت نخست وزير اسرائيل می گويد علی رغم نگرانی های بين المللی در زمينه آن که اقدام اسرائيل در خانه سازی در سرزمين های اشغالی بيت المقدس شرقی ممکن است به روند صلح خاورميانه آسيب وارد آورد، اسرائيل به خانه سازی در اين مناطق ادامه خواهد داد. اسرائيل قصد دارد يک صد آپارتمان جديد در محله «حارحوما» احداث کند. اين يک محله يهودی نشين در بخشی از بيت المقدس است که فلسطينيان آن را پايتخت آينده کشور فلسطينی خود می دانند. آقای اولمرت روز دوشنبه اظهار داشت هيچ احتمال آن نمی رود که اسرائيل از محله ای مانند حارحوما دست بردارد. در همين حال تزيپی ليونی وزيرامور خارجه اسرائيل و احمد قريع مذاکره کننده ارشد فلسطينی علی رغم عدم توافق نسبت به طرح های خانه سازی اسرائيل، روز دوشنبه گفتگوهای صلح را در بيت المقدس از سر گرفتند.
بمب گذار انتحاری زن ده ها نفر را در نزديکی حرم امام حسين از پای درآورد
" hspace=2 src="/persian/images/AP_Iraqis_clean_bomb_site_eng_195_17mar08.jpg" width=201 vspace=2 border=0> صحنه بمب گذاری انتحاری 17 مارس در کربلاپليس عراق می گويد يک بمب گذار انتحاری زن ٤٠ نفر را در نزديکی حرم امام حسين در کربلا از پای درآورد و بيش از ٧٠ نفر را مجروح ساخت. هنوز هيچ کس مسئوليت خود را در قبال اين حمله که روز دوشنبه روی داد برعهده نگرفته است. در رويدادی ديگر، ارتش آمريکا اعلام کرد روز دوشنبه دو سربازآمريکائی در حالی که جاده ای را در شمال بغداد پاکسازی می کردند، کشته شدند. وقوع انفجارهای ديگری در روز دوشنبه، از جمله منفجرشدن يک اتومبيل حامل بمب، چهار نفر را از پای در آورد و هفت نفر را مجروح ساخت. اين حملات هنگامی روی می دهد که ديک چينی معاون رئيس جمهوری آمريکا در آستانه پنجمين سالگرد تهاجم به عراق به رهبری آمريکا از بغداد ديدار می کند. آقای چينی می گويد از زمان آخرين ديدار خود از بغداد در ده ماه پيش، تغييرات شگرفی در اوضاع امنيتی و تحولات سياسی عراق روی داده است.
واکنش بازارهای مالی به تصميم دولت آمريکا در ارتباط با شرکت بيراسترنز
" hspace=2 src="/persian/images/AP__JP_Morgan_Chase_right_and_Bear_Stearns_eng_195_17mar08.jpg" width=173 vspace=2 border=0> نيويورک-مرکزشرکت «جی پی مورگن چيس» در سمت راست و شرکت «بيراسترنز» در سمت جپ عکس با اعلام واکنش وال استريت يا مرکز مالی آمريکا نسبت به حمايت دولت از باز خريد شرکت مالی معروف و شکست خورده «بيراسترنز» که يکی از شرکت های انگشت شمار معظم جهانی است، بهای سهام به طور کلی قوس نزولی را می پيمايند. از ساعتی که در روز يکشنبه تصميم دولت آمريکا در ارتباط با بازخريد اين شرکت اعلام گرديد، بازارهای بورس و سهام در سراسرجهان راه تنزل را در پيش گرفتند. طبق قراردادهای باز خريد، يکی ديگر از شرکت های غول آسای سرمايه گذاری و مالی به نام «جی پی مورگن چيس،» شرکت بيراسترنز را با تعهد دولت آمريکا در جهت پذيرش بخشی از خطرات مالی خريداری خواهد کرد. قيمت خريد و فروش اين شرکت به مبلغ ٢٥٠ ميليون دلار ارزشيابی شده است، در حالی که يک سال قبل بهای همين شرکت در بازار به ٢٠ ميليارد دلار برآورده می شد. دولت آمريکا برای جلوگيری از سقوط زنجيره ای ساير شرکت های سرمايه گذاری، اقدامات معينی به عمل آورده است. در حالی که هدف از اين اقدامات، وارد کردن سيل پول به داخل اقتصاد آمريکا بوده است، اما يکی از نتايج نا خواسته آن تنزل بی سابقه ارزش دلار در برابرساير ارزهای جهان بوده است.
تظاهرات نشسته دانشجويان تبتی در پکن در همدردی با مناطق تبتی نشين
دانشجويان تبتی در پکن به عنوان ابراز همدردی با موج بی سابقه ای از تظاهرات که مناطق تبتی نشين را در سراسر چين فرا گرفته است، با روشن کردن شمع مراسمی شبانه برگزار کردند. مأموران امنيتی از گفتگوی خبرنگاران با دانشجويان که به گونه ای کم نظير در دانشگاه مرکزی مليت ها در پکن به يک تظاهرات نشسته دست زده بودند، ممانعت به عمل آوردند. به گزارش گروه های مدافع حقوق بشر، تظاهرات جاری عليه حکومت چين روز دوشنبه به شماری از جوامع تبتی نشين سرايت کرد. رسانه های دولتی چين گزارش هائی را فراتر از تظاهرات لهاسا پايتخت تبت منتشر نساخته اند و دولت چين مانع از آن شده است که خبرنگاران خارجی صحت گزارش ها را مورد تأييد قرار دهند. با اين حال گروه های مدافع حقوق بشر در خارج از چين عکس ها و گزارش هائی را از برگزاری تظاهراتی در روز دوشنبه در چند جامعه تبتی نشين در چين و همچنين در منطقه خود مختار تبت منتشر ساخته اند. سخنگوی وزارت امور خارجه چين روز دوشنبه به خبرنگاران اظهار داشت دولت مدارکی در اختيار دارد که نشان می دهد دالائی لاما رهبر مذهبی تبت در تظاهرات هفته گذشته در لهاسا دست داشته است.
پيشرفت در مذاکرات مسکو در زمينه مسأله سيستم موشکی آمريکا در اروپا
ديدار ولاديمير پوتين با رابرت گيتس و کاندوليزا رايسولاديمير پوتين رئيس جمهوری روسيه می گويد نامه ای از پرزيدنت بوش دريافت داشته است که در آن شرايط ايجاد پيشرفت در مناسبات روسيه و آمريکا تشريح شده است. آقای پوتين اظهار داشت مقامات روسيه اين نامه را دقيقاً مورد تجزيه و تحليل قرار داده اند. اين نامه شماری از مسائل دوجانبه را قابل حل دانسته است، اما می گويد که بسياری از مسائل ديگر بايد مورد بحث قرار گيرند. اين نظرات در جريان گفتگوهای کرملين با کاندوليزا رايس و رابرت گيتس وزيران امور خارجه و دفاع آمريکا مطرح گرديد. پيشتر، ديميتری مديوف رئيس جمهوری منتخب روسيه به مقامات آمريکا گفته بود که روسيه و آمريکا از فرصت پيشرفت در زمينه مسائل مربوط به تسليحات و داشتن روابط بهتری برخوردارهستند. وزير دفاع آمريکا متعاقباً به خبرنگاران اظهار داشت امکان انعقاد قراردادی با روسيه در زمينه مسأله سيستم موشکی آمريکا در اروپا تا پيش از پايان دوران رياست جمهوری پرزيدنت بوش وجود دارد.
قرارداد شرکت انرژی سويسی با ايران برای خريد گاز طبيعی جهت حمل به اروپا
يک شرکت انرژی سويس قرارداد عمده ای را برای خريد گاز طبيعی ايران جهت حمل به اروپا با ايران امضاء کرد. مقامات سويس می گويند ارزش اين قرارداد ٢٥ ساله با توجه به قيمت های انرژی در آينده ممکن است حداقل به ١٣ ميليارد دلار بالغ گردد. طبق اين قرارداد که روز دوشنبه در تهران امضا شد، شرکت دولتی صادرات گاز ايران سالانه تا ميزان پنج ميليارد و نيم مترمکعب گاز در اختيار شرکت «ای جی ال» سويس قرار خواهد داد. اين شرکت سويسی نيز به نوبه خود گاز دريافتی را به مشتريان اروپائی خود خواهد فروخت. «ميش لين کالمي-ری» وزير امور خارجه سويس که در مراسم امضای قرار داد حضور داشت گفت اين قرارداد تحريم های وضع شده از سوی سازمان ملل متحد عليه تهران را به علت برنامه اتمی بحث انگيز ايران نقض نمی کند. خانم کالمي-ری که درتهران با منوچهرمتکی همتای ايرانی خود ديدار کرد، افزود که اين قرارداد به اروپا کمک خواهد کرد تا ذخاير گاز خود را به مصارف متنوع ديگر برساند
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 23:53 توسط بنیامین ماشا
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
وزارت امور خارجه ایالات متحده
دانیل فرید، معاون وزیر خارجه در امور اروپا و اروپا-آسیا
سخنان وی در کمیسیون روابط خارجی سنا
واشنگتن دی سی
4 مارس 2008
(اظهارات از پیش آماده شده)
کوزوو: لحظه واقعیت منطقه بالکان؟
ریاست کمیسیون آقای بایدن، عضو عالیرتبه آقای لوگار، و دیگر اعضای کمیسیون، از اینکه این فرصت را در اختیار من قرار دادید تا درباره کوزوو صحبت کنم سپاسگزارم. امروز در پایان یکی از دوره های بسیار غم انگیز اروپا قرار داریم: تجزیه خشونت آمیز یوگسلاوی سابق. اعلامیه استقلال کوزوو در 17 فوریه پایان بخش فرآیند دردناک و طولانی محو شدن آن کشور بود.
اعلامیه استقلال کوزوو پایان بخش یک فصل، ولی آغازگر فصل دیگری است. باید به چالشهای کوتاه مدت امنیتی و چالشهای بلندمدت تر توسعه کوزوو بپردازیم. این چالشها جدی هستند. اشتباهات زیادی ممکن است رخ دهد و احتمالا برخی اشتباهات رخ خواهد داد. ولی ادامه وضع موجود امکان پذیر نبود؛ و تلاش برای ادامه آن موجب به وجود آمدن چالشهای حتی بزرگتر میشد.
استقلال کوزوو، اروپا را به هدف کامل شدن، آزاد شدن و زندگی در صلح نزدیکتر می کند. سه رییس جمهور آمریکا -- روسای جمهوری جورج دبلیو. بوش، بیل کلینتون و جورج اچ. دبلیو. بوش -- خواستار پیشبرد این هدف استراتژیک، یعنی کمک به اروپا جهت کامل شدن، آزاد شدن و زندگی در صلح بوده اند. کوزوو یکی از مشکلات حل نشده ای است که از تکامل این هدف جلوگیری می کند.
اکنون، همانطور که دو هفته پیش در تلویزیون مشاهده کردید، احساسات مردم در صربستان بر سر این مسئله به جوش آمده است. صربستان به شدت مخالف استقلال کوزوو بود. ما این مسئله را درک کرده ایم، و تلاش کرده ایم در طول دورانی که برای صربها دردناک بوده است از لحاظ دیپلماتیک به آنها کمک کنیم.
این امر موجب می شود که حمله اوباش به سفارت ما و سفارت خانه های کشورهای دیگر در بلگراد حتی شرم آورتر به نظر آید. ماجراهایی که رخ داد قابل سرزنش است و مسئولیت کامل آن به عهده برخی از مقامات صربی است. نقش برخی از رهبران صربی در اقدامات خشونت آمیز اوباش علیه سفارت ما و سفارتهای دیگر در بلگراد روشن نیست و ممکن است هرگز روشن نشود. ولی بدون شک، برخی از رهبران صرب جمعیت را با صحبت و برانگیختن احساسات ملی گرایانه تحریک کردند، و فضای خصمانه ای را به وجود آوردند که مستقیما منجر به اجرای این حمله شد. بنابراین ما دولت صربستان را مسئول حوادثی که در 21 فوریه رخ داد، و نیز هر حادثه دیگری که در آینده رخ دهد، می دانیم. مایلم از این تریبون استفاده کنم، همانطور که از تریبونهای دیگر استفاده کرده ام، تا مسئولیت فراهم کردن امنیت سفارتخانه ها را تحت کنوانسیون ژنو به مقامات صربی یادآور شوم.
در داخل کوزوو نیز تحریکات صربی برای دست زدن به خشونت وجود داشته است. صربیها یا هر کس دیگری حق دارد تا با استقلال کوزوو اعتراض کند. ولی هیچکس حق ندارد با خشونت یا ارعاب و تهدید این کار را انجام دهد. حمله هایی نیز در شمال کوزوو علیه مقامات بین المللی صورت گرفته است. این حمله ها غیر قابل قبول هستند. اظهاراتی که موجب تحریک یا چشم پوشی از چنین اقدامات خشونت آمیزی می شود نیز غیر قابل قبول هستند. از رهبران در سرتاسر منطقه می خواهیم که رفتار مسئولانه از خود نشان دهند.
گزینه هایی که درباره کوزوو داشتیم محدود بودند، و ما بهترین آنها را انتخاب کردیم. برای درک اینکه حرکت ما در آینده چگونه خواهد بود، مهم است که مراحل رسیدن به استقلال در کوزوو را یادآوری کنم.
تجزیه یوگسلاوی بدون رضایت طرفین و بیش از حد خشونت آمیز بود. این تجزیه زمانی آغاز شد که اسلوبودان میلوسویچ حاکم مستبد کشور صربستان شد و تصمیم گرفت دیگر قسمتهای تشکیل دهنده کشور یوگسلاوی را تهدید کرده و آزار دهد. در سال 1989، او خودمختاری کوزوو را سلب کرد؛ خودمختاری که کوزوو در دوره یوگسلاوی سابق از آن بهره می برد. این امر باعث کاشته شدن بذر مناقشه کوزوو شد. تاکتیکهای میلوسویچ موجب شد منطقه اسلاوانی یوگسلاوی را ترک کند، که متعاقب آن دیگر جمهوریهای یوگسلاوی، کرواسی، مقدونیه، بوسنی و هرزه گوین و مونته نگرو، نیز این کار را کردند. واکنش میلوسویچ در مقابل این اقدامات به راه انداختن مناقشاتی بود که از نظر شدت متفاوت بودند.
در طول سالهای 1990، برانگیختن احساسات ملی گرایانه توسط میلوسویچ ویرانیهای بسیاری در یوگسلاوی به بار آورد. به همین علت است که کشوری بنام یوگسلاوی دیگر وجود ندارد. اعلامیه استقلال کوزوو پرده آخر این تجزیه بود.
سیاست میلوسویچ در قبال کوزوو از سال 1989 تا 1999، حتی با در نظر گرفتن معیارهای وحشتناک جنگهای یوگسلاوی داستان غم انگیز ویرانی است. اول، دیکتاتور صرب، یک نظام آپارتاید مانند از نژاد صرب حاکم در کوزوو تشکیل داد. آلبانیایی تبارهای کوزوو، بیش از نود درصد جمعیت را تشکیل می دهند، با تبعیض سیستماتیک و اخراج از مشاغلشان مواجه شدند. در ابتدا، مردم کوزوو با امید به جلوگیری از وقایع وحشتناکی که در بوسنی و کرواسی رخ داد، به مقاومت بدون خشونت روی آوردند. زمانی که برخی از آنها به مبارزه مسلحانه دست زدند، عملی که ایالات متحده از آن حمایت نکرد، واکنش میلوسویچ وحشیانه بود: روستاها بمباران و بکلی ویران شدند؛ غیرنظامیان اعدام شدند؛ خانواده ها قتل عام شدند. آوارگان به سمت کوهها سرازیر شدند، و بدون سرپناه در برف ماندند.
در سال 1993، شورای امنیت سازمان ملل جلساتش را برای گفتگو درباره وضعیت در کوزوو آغاز کرده و قطعنامه هایی اتخاذ کرد. تا سال 1999، شورای امنیت هفت قطعنامه صادر کرده بود که خواستار متوقف شدن نقضهای فاحش حقوق بشر بود. رژیم میلوسویچ به تمام این قطعنامه ها بی توجهی کرد.
سرانجام، در سال 1999، در حالیکه دولت بلگراد از متوقف کردن نسل کشی در کوزوو علیرغم مجموعه ای از هشدارهای شدید اجتناب می کرد، 19 متحد ناتو در آن زمان دست به اقدام دسته جمعی برای خروج نیروهای انتظامی و نظامی صربستان از کوزوو زدند.
رییس جمهور کلینتون و همتایان اروپایی او به درستی تصمیم گرفتند که نمی توان اجازه داد این نسل کشی ادامه پیدا کند. پس از اینکه تلاشهای دیپلماتیک فراگیر موفق نشد به این خشونت پایان دهد، ناتو برنامه بمباران هوایی نیروهای میلوسویچ را در مارس 1999 آغاز کرد. میلوسویچ با مبارزه لجام گسیخته ای از قتل و کشتار علیه غیرنظامیان کوزوو از خود واکنش نشان داد. تا ماه آوریل، طبق گزارشات سازمان ملل 850.000 نفر از آلبانیایی تبارهای کوزوو از خانه هایشان فرار کرده بودند، و این یک آمار محافظه کارانه بود. گروههای شبه نظامی صرب برنامه ها را سازماندهی می کردند و شهروندان آلبانیایی تبار کوزوو را به ایستگاههای قطار می بردند تا از آنجا به زور به مقدونیه تبعید کنند -- این تصاویر، که یادآور خاطره جنایتهای نژادی در سالهای گذشته در اروپا بود، بسیار هولناک بود.
پس از 79 روز بمباران، میلوسویچ تسلیم شد. در ژوئن 1999، شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه 1244 را تصویب کرد، که حکومت بلگراد بر کوزوو را به حالت تعلیق درآورد و کوزوو را تحت اداره موقت سازمان ملل قرار داد. در همان قطعنامه، شورای امنیت به نیروی حافظ صلح تحت رهبری ناتو ماموریت داد تا فضایی ایمن و امن را در آنجا ایجاد کند. از آن زمان تا کنون، کوزوو توسط سازمان ملل تحت قطعنامه 1244 شورای امنیت اداره می شد. در این قطعنامه همچنین شرایط ایجاد دولت محلی فراهم شده بود و یک پروسه سیاسی برای تعیین آینده کوزوو پیش بینی شده بود. این پروسه اکنون منجر به استقلال کوزوو شده است.
این مسئله ای است که باید بر آن تاکید کرد. قطعنامه 1244 صربستان را از داشتن هر گونه نقشی در اداره کوزوو برکنار کرد. این مسئله نه سال پیش بود، که تازه ده سال پس از این بود که اسلوبودان میلوسویچ ویرانی کوزوو را آغاز کرده بود. رای منجر به تصویب قطعنامه 1244، 0-14 بود، چین از رای دادن امتناع ورزید ولی روسیه بطور کامل از آن حمایت کرد.
قطعنامه 1244 شورای امنیت بخصوص پروسه ای را برای پرداختن به وضعیت آینده کوزوو توسط سازمان ملل پیش بینی کرده بود -- راهی برای حرکت به جلو که ایالات متحده فعالانه از آن حمایت کرد. علاوه بر این، در حالیکه قطعنامه 1244 به دنبال دست یافتن به توافق بین طرفین بود، الزامی برای آن در نظر گرفته نشده بود. تهیه کننده های این قطعنامه هیچ گزینه احتمالی را برای وضعیت کوزوو مردود ندانستند و خود قطعنامه حتی امکان استقلال را به عنوان یک راه حل در نظر می گیرد.
این قطعنامه همچنین کوزوو را برای مدت محدودی تحت اداره بین المللی قرار داد. پس از جنگ، کوزوو تحت سرپرستی سازمان ملل به پیشرفتهایی دست یافت. افرادی که میلوسویچ از کشور اخراج کرده بود به سرعت به کوزوو بازگشتند. سازمان ملل به مردم کوزوو کمک کرد تا دولت محلی، پارلمان کوزوو و یک نیروی پلیس چند-نژادی را تشکیل دهند. تلخی و ترس هنوز در اکثر مناطق کوزوو شایع بود، ولی پیشرفت حاصل شد.
با اینحال، مسئله حل نشده وضعیت کوزوو همچنان در هاله ای از ابهام قرار داشت. دولت به شکل سیستماتیک و حساب شده به دنبال یافتن یک راه حل دیپلماتیک برای این مسئله آزاد دهنده بود. ما از مذاکرات بین طرفین حمایت کردیم که دو سال به طول انجامید.
در اوائل 2006، سازمان ملل یکی از دولتمردان محترم و کارکشته اروپایی، رییس جمهور سابق فنلاند مارتی اهتیساری، را به عنوان نماینده ویژه با مجوز مذاکره جهت یافتن راه حلی برای مشکل وضعیت نهایی کوزوو به این کار منصوب کرد.
اهتیساری به سختی با طرفین همکاری کرد و درباره دامنه گسترده ای از اقدامات جهت حمایت از اقلیتهای کوزوو در کل و جامعه صرب به اخص گفتگو کرد. آنها همچنین درباره اقداماتی به منظور بهبود حکومترانی شایسته، از جمله غیرمتمرکز کردن دولت محلی، محافظت از میراث دینی و فرهنگی، بویژه اماکن صربی، و ترویج توسعه اقتصادی مذاکره کردند.
پس از 14 ماه، در آوریل 2007 نماینده ویژه اهتیساری به این جمع بندی رسید که طرفین در یک بن بست حل نشدنی قرار دارند. از نظر او، مذاکرات بیشتر، هر چقدر هم که زمان ببرد، قادر نخواهد بود توافقی بین طرفین ایجاد کرد. بنابراین، او پیشنهادات خودش را برای وضعیت آینده کوزوو به شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرد. طرح او شامل مجموعه فراگیری از اقدامات به منظور حمایت از جوامع غیرآلبانیایی کوزوو بود. او همچنین پیشنهاد کرد که کوزوو مشروط به دوره ای تحت نظارت بین المللی مستقل شود. کوزوو این بسته مصالحه ای را پذیرفت؛ صربستان نپذیرفت.
اکثریت قاطع اعضای شورای امنیت سازمان ملل با پیشنهادات وی موافقت کردند، و تمام اعضای اتحادیه اروپا نیز که در آن زمان در شورای امنیت سازمان ملل بودند و اکثر کشورهای دیگر اروپایی -- منطقه ای که از همه بیشتر تحت تاثیر این بی ثباتی جدید در منطقه بود -- با این پیشنهادات موافقت کردند. تابستان گذشته، دولت هر چه در توان داشت انجام داد تا حمایت شورای امنیت سازمان ملل را از طرح اهتیساری بدست آورد. معتقد بودیم که اقدام فوری شورای امنیت پیام مثبتی مبنی بر وحدت جهانی درباره این مسئله خواهد فرستاد و راه را برای گذار کوزوو از این مرحله آسانتر خواهد کرد. تمایل اتحادیه اروپا و ایالات متحده برای پیش بردن وضعیت کوزوو از طریق شورای امنیت با سد روسیه مواجه شد.
در آخرین تلاش برای بررسی هر گونه اساس قابل تصوری برای رسیدن به یک توافق دوجانبه، به مدت چهار ماه به شکل مستقیم در مذاکراتی به سرپرستی گروه سه جانبه ایالات متحده، اتحادیه اروپا و روسیه، که توسط رییس جمهور فرانسه نیکولاس سارکوزی پیشنهاد شده بود، شرکت کردیم. این گروه سه گانه -- با سفیر فرانک وایزنر به عنوان نماینده آمریکا -- تمام راه حلهای قابل تصور برای وضعیت کوزوو را بررسی کرد، از جمله کنفدراسیون، استقلال و خودگرانی قابل توجه، ولی هیچ توافقی بین طرفین حاصل نشد.
پس از اینکه مذاکرات گروه سه گانه در 10 دسامبر پایان یافت، روشن شد که پتانسیل مذاکرات برای رسیدن به توافق اصلا میسر نیست. موضوع اصلی مورد مذاکره -- کوزوو در نهایت تحت حکومت بلگراد قرار گیرد یا پریستینا -- مسئله ای نبود که بشود با سازش و مصالحه یا حد وسط را گرفتن حل شود.
موضع روسیه این بود که هیچ راه حلی بدون رضایت صربستان امکان پذیر نیست. صربستان این امر را کاملا روشن کرد که هیچ راه حل پیشنهادی بدون حق حاکمیت صربستان بر کوزوو از حمایت بلگراد برخوردار نخواهد شد.
آنچنان که انتظارش می رفت مردم کوزوو از ادامه این عدم قطعیت درباره وضعیت سیاسی آتی کشور امتناع کردند.
در روز 17 فوریه، آنها با اعلام کوزوو به عنوان یک کشور مستقل با حکومت مستقل به این مسئله خاتمه دادند. در واکنش به این مسئله، ایالات متحده و شرکای اصلی اروپایی اش اقدام خود را هماهنگ کرده و استقلال کوزوو را در راستای پیشنهادات نماینده ویژه سازمان ملل اهتیساری به رسمیت شناختند.
از زمان استقلال، مردم کوزوو برای اجرای التزام های قید شده در طرح اهتیساری به سرعت دست به کار شوند. پارلمان کوزوو، در یکی از اولین جلسات خود، 9 قانون کلیدی اهتیساری را در مورد مسائلی شامل حمایت از اقلیتها، مصونیتهای دیپلماتیک، نیروی انتظامی، و دولت محلی به تصویب رسانید. قوانین دیگر مراحل مختلف تصویب را می گذرانند. کوزوو پیش نویس قانون اساسی را تهیه کرده که به اعتقاد ما در تطابق کامل با طرح اهتیساری است و می تواند ظرف چند هفته آینده تصویب شود. نخست وزیر هاشم تاجی و رییس جمهور فاتمیر سیدیو مکررا بر تعهدشان بر تمام جنبه های بسته اهتیساری تاکید کرده اند. نخست وزیر تاجی دو صربی تبار را در کابینه خود منصوب کرده است. یکی از آنها مسئولیت حساس سازمان کار و رفاه اجتماعی را به عهده دارد. دولت همچنین مکررا وعده داده که روابط حسنه با کشور همسایه اش صربستان برقرار کند. رهبران کوزوو دائما در حال برقراری ارتباط و کمک به جوامع صرب در کوزوو و صربستان هستند.
تصمیم ما مبنی بر به رسمیت شناختن استقلال کوزوو بدون بررسی و تامل اتخاذ نشده بود. ولی این تنها تصمیم مسئولانه ای بود که می شد اتخاذ کرد. واقعیت روشن بود: کوزوو هیچوقت نمی پذیرفت که یکبار دیگر تحت حکومت صربستان گیرد. وضع موجود غیرقابل دوام و نامطلوب بود. با اینکه UNMIK، ماموریت موقت سازمان ملل در کوزوو، تلاش بسیاری جهت کمک به کوزوو برای بازسازی پس از جنگ و ایجاد نهادهای دموکراتیک کرده بود، اداره کوزوو توسط سازمان ملل هیچوقت قرار نبود یک راه حل دائمی یا حتی بلندمدت برای کوزوو باشد. کوزوو، در حالیکه در بلاتکلیفی اداره کشور توسط سازمان ملل به سر می برد، نمی توانسته به وامهای موسسات مالی بین المللی دسترسی داشته باشد، یا سرمایه گذاری مستقیم خارجی را که به شدت به آن نیاز داشته جلب کند. عدم قطعیت، سرمایه گذاران و تاجرین را از سرمایه گذاری باز می دارد. اداره کوزوو توسط سازمان ملل مانع از ایجاد نهادهای مسئولیت پذیر در کوزوو شد. اگر به این مشکل پرداخته نمی شد، کوزوو تبدیل به محل پرورش ناامیدی، افراط گری و بی ثباتی می شد، که سپس خطر سرایت به جنوب شرق اروپا را داشت.
بنابراین ایالات متحده و شرکای اصلی اروپایی ما -- انگلیس، فرانسه، آلمان و ایتالیا -- با ههکاری با اتحادیه اروپا، تصمیم گرفتند دست به این اقدام بزنند.
مردم کوزوو استقلالشان را به دست آوردند. از این فقط به بعد، مسئولیت کامل، با کمک ما، ایجاد کشوری که استاندارهای جامعه کشورهای دموکراتیک را برآورده سازد به عهده آنها است: ما خواهان کوزوویی هستیم که یک جامعه کارآمد و چندنژادی با نهادهای قدرتمند و کارآمد دارد و به حکومت قانون احترام می گذارد. با اعلام استقلال این کشور رهبران کوزوو اولین گام درست را برداشته اند. در این سند حساس، کوزوو تعهدات جدی و جامعی را به عهده گرفته است -- از جمله وعده برای رسیدن به بالاترین استانداردهای دموکراسی شامل آزادی و تسامح و عدالت برای تمام شهروندان از هر نژاد. همانطور که رییس جمهور بوش گفت، "اصولی هستند که عزت و کرامت انسان را محترم می شمارند، اینها ارزشهایی هستند که آمریکا در دوستان خود می جوید."
کوزوو در اعلامیه استقلال خود به اجرای کامل التزامهای قید شده در طرح اهتیساری متعهد شده است. به اعتقاد ما این یک امر ضروری است. طرح اهتیساری شامل حفاظت های جامع برای اقلیتها، به ویژه جامعه صرب تبار؛ طرحی برای تمرکززدایی دولت به منظور قدرت بخشیدن به جوامع اقلیت؛ تضمینهای قانون اساسی برای تمام شهروندان؛ و حفاظت و حمایت از میراث فرهنگی و دینی، به ویژه کلیسای ارتدکس صرب در کوزوو، است.
اصول دموکراسی و چندنژادی باید در عمل تحقق یابند. و نمی توان از کوزوو انتظار داشت که بدون حمایت و راهنمایی به اهدافی که می خواهد دست یابد. بنابراین از اینکه کوزوو از نهادها و سازمانهای بین المللی دعوت کرده است تا بر اجرای طرح اهتیساری نظارت کرده و به کوزوو کمک کنند تا این اصول را برآورده سازد، استقبال می کنیم.
با رضایت صریح کوزوو، این کشور برای مدتی توسط دفتر غیرنظامی بین المللی (ICO) "نظارت" خواهد شد. این وظیفه اصولا به عهده اروپا، ولی با مشارکت قوی ایالات متحده، است. در اواخر فوریه، گروه هدایت کننده بین المللی برای کوزوو تشکیل شد که پیتر فیت را به عنوان نماینده غیرنظامی بین المللی برای کوزوو جهت ریاست ICO منصوب کرد. در این مقام، اختیارات اجرایی معینی به آقای فیت جهت اطمینان از اجرای کامل طرح اهتیساری واگذار شده است.
طرح اهتیساری علاوه بر اهداء حقوق و حمایتهای قانونی برای اقلیتهای نژادی و حفاظت از میراث فرهنگی و دینی، همچنین: الف) از توسعه اقتصادی پایدار با توجه با ادعای مالکیت، خصوصی سازی، جبران خسارت، و مدیریت بدهی حمایت می کند؛ و ب) مستلزم سازمان امنیتی است که دموکراتیک، حرفه ای و چندنژادی باشد. نماینده غیرنظامی بین المللی اختیار نهایی را برای نظارت بر اجرای تمام جنبه های طرح دارد. او می تواند قوانین و مقررات و تحریمها را باطل کند و در صورت لزوم مقامات را از کار برکنار کند.
معاون ICO یکی از مقامات ارشد وزارت خارجه آمریکا خواهد بود و ایالات متحده همچنین تعدادی از دیگر کارکنان وزارت امور خارجه و پیمانکاران را برای این عملیات مامور خواهد کرد. ایالات متحده 25 درصد هزینه های اجرایی ICO را خواهد پرداخت، و باقی این مبلغ از جانب اهدا کننده های اروپایی و دیگر کشورها تامین خواهد شد.
اتحادیه اروپا ماموریت حکومت قانون، موسوم به EULEX، را به کوزوو اعزام خواهد کرد که شامل تقریبا 1.900 پرسنل بین المللی و نزدیک به 1.100 پرسنل محلی است. این ماموریت چندساله بزرگترین اقدام از نوع خود خواهد بود که اتحادیه اروپا به عهده گرفته است. ماموریت آن شامل آموزش و حمایت از نیروی پلیس و سیستم قضایی کوزوو خواهد بود. دولت موقت از لحاظ سیاسی متعهد شده است تا در این ماموریت اروپایی برای سیاست امنیتی و دفاعی کوزوو مشارکت کند. پرداخت بخش اعظم هزینه سالانه 190 میلیون یورو برای عملیات اجرایی این ماموریت، و نیز هزینه های مربوط به پرسنل اضافی، به عهده اتحادیه اروپا است.
ناتو، از طریق KFOR، کماکان به تامین امنیت زمینی ادامه داده است. تا زمانی که قطعنامه 1244 شورای امنیت به قوت خود باقی است، KFOR اجازه دارد به ماموریت خود در کوزوو ادامه دهد. انتظار داریم که ناتو نیز یک نقش کلیدی در تشکیل نیروی امنیتی در کوزوو و نظارت یک سازمان غیرنظامی بر آن ایفا کند. کوزوو مشتاق به کمک به عملیات ناتو است؛ ناتو سازمانی است که در امور آن کشور دخالت کرد تا جان مردم کوزوو را در تاریکترین لحظه تاریخشان نجات دهد.
این سه سازمان: ICO، EULEX و KFOR به قرار دادن کوزوو در مسیر درست کمک خواهند کرد: به سمت اروپا و دور از زنجیره دیکتاتوری، ملی گرایی و جنگ در منطقه بالکان.
آیا کوزوو ماندنی است؟ ممکن است کوزوو اکنون کشور قدرتمندی نباشد، ولی با کمک ما، و حمایت IBRD و صندوق بین المللی پول، کوزوو پایدار و ماندانی خواهد شد. کوزوو دارای ذخایر عظیم ذغال سنگ قهوه ای است. جمعیت کوزوو جوان و باانگیزه و به شدت مشتاق پیوستن به خانواده اروپا است. تولید داخلی ملی و درآمدهای مالیاتی در سال جاری از مبالغ پیش بینی شده توسط خود وزیران کوزوو و نیز جامعه بین المللی فراتر رفت. ولی باید بر منابع بین المللی جهت تحقق توان اقتصادی مردم کوشا و ماهر کوزوو تمرکز کنیم.
جهت انجام این کار، ایالات متحده در کنفرانس اهدا کننده های بزرگ در تابستان امسال شرکت خواهد کرد. با اینکه اروپا بخش اعظم کمکهای به کوزوو را اهدا خواهد کرد، ایالات متحده و دیگر شرکای بین المللی نیز نقشی در بیرون آوردن کوزوو از رکود و کساد اقتصادی دهها سال گذشته ایفا خواهند کرد.
پیش بینی می کنیم که اتحادیه اروپا و کشورهای عضو تقریبا 50 درصد کمکهایی را که کوزوو ظرف سه تا چهار سال آینده نیاز دارد، فراهم کنند.
کوزوو، در ایجاد نهادهایی که توانایی حکومترانی شایسته داشته باشند، نیازمند حمایت از جانب همه کشورها است. خوشبختانه، ما می دانیم که چگونه به کشورهای نوظهوری که پس از فروپاشی کمونیسم مسیر اصلاح را پیش گرفتند، کمک کنیم. از سال 1989 یاد گرفته ایم که چگونه این کار را به شکل قابل قبولی انجام دهیم. اکثر کشورهای اروپای مرکزی که پس از سال 1989 از زیر سلطه شوروی بیرون آمدند اکنون با موفقیت از دریافت کمک ما بی نیاز شده اند. کوزوو مسئولیت آینده خودش را به عهده خواهد داشت، ولی ایالات متحده و اروپا برای کمک به این کشور، به آن شکل که توضیح دادم، حضور خواهند داشت.
پیشتر از این به صربستان و نقشی که درفرآیند کوزوو ایفا کرد اشاره کردم. اکنون مایلم این موضوع را بسط داده و درباره روسیه نیز صحبت کنم.
ما هیچ نیت بدی نسبت به صربستان نداریم. درست برعکس. برخی از ما، مانند خود من، در آنجا خدمت کرده ایم و به زبان صربی صحبت می کنیم. صربستان کشور بزرگی است که در طول دو جنگ جهانی در کنار ایالات متحده ایستاد. صربستان می تواند به عنوان بخشی از یک اروپای متحد آینده خیلی خوبی داشته باشد. اروپا کاملا روشن کرده است که از صربستان در ادامه مسیر اروپایی اش استقبال خواهد کرد.
اکنون، صربستان در مقابل یک گزینه قرار دارد: به سمت اروپا حرکت کند یا به سمت انزوای خودخواسته. مقامات صربستان ممکن است با تصمیم جامعه بین المللی درباره کوزوو موافق نباشند، ولی باید از این لحظه به بعد با این دیدگاه رهبری خود را پیش ببرند. آنها نباید به خود اجازه دهند که در چرخه تحریک و برانگیختن خشونتی که یادآور ده سال گذشته است اسیر شوند.
صربستان کاملا حق دارد، و حقیقتا هر فرصتی که بخواهد در اختیارش است، تا از طریق قوانین و مقررات قید شده در طرح اهتیساری در زمینه تامین رفاه صربها در کوزوو مشارکت کند. ولی برای اجرای این فرصتها، باید سیاستهای مختل کننده و ویرانگر را کنار بگذارد.
صربستان، اگر تصمیمهای عاقلانه بگیرد، می تواند منتظر روزی باشد که به همراه کوزوو خود را در اتحادیه اروپا ببیند. اتحادیه اروپا نهادی بوده است که از طریق آن مناقشات ملی ظاهرا لاینحل در اروپا حل و فصل شده اند، و این می تواند برای صربستان نیز باشد. این انتخاب با صربستان است.
اجازه دهید درباره نقش روسیه در این مسئله صحبت کنم. مخالفت روسیه با استقلال کوزوو تحت طرح اهتیساری مسئله ای است که همه از آن اطلاع دارند. چیزی که عموم کمتر از آن اطلاع دارند این است که روسیه بخشی از گروه تماس بود و به شدت در پروسه اهتیساری فعالیت داشت -- از جمله طرحی برای فراهم کردن حفاظت از صربها در کوزوو و اماکن فرهنگی ایشان. کمکهای روسیه ارزشمند بود، و متاسفیم که روسیه نتوانست از قطعنامه سازش در شورای امنیت سازمان ملل در تابستان گذشته حمایت کند.
باید به آینده نگاه کنیم. امیدوارم که روسیه، علیرغم مخالفتهایش با استقلال کوزوو، نقش مسئولانه ای را در قبال کوزوو ایفا کند. با اینکه با روسیه در مورد کوزوو اختلاف نظر داریم، مطمئنا می توانیم بر سر این موضوع توافق کنیم که خشونت و بی ثباتی به هیچکس کمک نمی کند. بنابراین، از روسیه می خواهیم صریحا خواستار آرامش و مسئولیت به گونه ای باشد که توسط صربها، و صربهای کوزوو و بوسنی و هرزه گوین، بطور واضح شنیده شود. بطور خلاصه، امیدواریم بتوانیم اختلاف نظر خود را با روسیه بر سر کوزوو محدود و کنترل کنیم و نیز امیدواریم که روسیه جهت برقراری ثبات در منطقه با ما همکاری کند. همکاری با روسیه برای ما بسیار بهتر خواهد بود تا عدم همکاری با آنها.
در پایان، مایلم به نگرانی ای که برخی درباره استقلال کوزوو مطرح کرده اند بپردازم مبنی بر اینکه این کار الگویی برای مناقشات دیگر در جهان خواهد شد.
از نقطه نظر ایالات متحده، کوزوو پایه گذار هیچ نوع الگویی نیست. وضعیت کوزوو دربرگیرنده فاکتورها و عواملی است که به هیچوجه در جاهای دیگر یافت نمی شود. این عوامل شامل این موارد است: تجزیه خشونت آمیز و بدون رضایت طرفین کشور یوگسلاوی؛ نسل کشی که به همراه فروپاشی یوگسلاوی بوقوع پیوست؛ خروج اجباری و جنایتهای بیرحمانه علیه غیرنظامیان کوزوو؛ تصمیم شورای امنیت در سال 1999 مبنی بر پایان دادن قطعی به حکومت بلگراد در کوزوو؛ سپردن اداره موقت کوزوو به سازمان ملل؛ و یک پروسه سیاسی، به گونه ای که در قطعنامه 1244 پیش بینی شده، که برای تعیین وضعیت نهایی کوزوو طراحی شد. دوباره تکرار می کنم، این عوامل در هیچ جای دیگری پیدا نمی شوند. دولتهای خارجی که ادعا می کنند نگران الگو شدن کوزوو هستند باید از صحبت در مورد این مسئله به عنوان یک الگو خودداری کنند. دولتها و جدایی طلبان باید از گروگان گرفتن کوزوو برای اجرای مقاصد و منافع بعدی و پنهان خودشان خودداری کنند. با هر مناقشه ای در اروپا-آسیا با در نظر گرفتن شرایط منحصر بفرد خودش برخورد خواهد شد، و ایالات متحده کماکان به همکاری با شرکای خود در منطقه که به دنبال یافتن راه حلی مسالمت آمیز برای این مناقشات جدایی طلبانه هستند، ادامه خواهد داد.
ولی علیرغم این مسئله، این احتمال وجود دارد که برخی تصمیم بگیرند که از تحولات در کوزوو سوء استفاده کنند. به ویژه، از رهبران بوسنی و هرزه گوین می خواهیم به یاد داشته باشند که آینده کشور آنها در اروپا است، و اینکه تنها مانعی که بین آنها و این آینده خوب وجود دارد موانعی است که خود آنها ممکن است ایجاد کنند. با اینکه ساختار قانون اساسی بوسنی پیچیده است و نیاز به اصلاح دارد، ایالات متحده و شرکای اروپایی ما در مورد این مسئله روشن بوده اند: از اصلاح مقررات پیمان دیتون از طریق انجام مذاکرات و اتفاق آرا حمایت می کنیم، نه از طریق اولتیماتوم. و از درخواستهای افراطی برای لغو پیمان دیتون یا تمامیت ارضی بوسنی و هرزه گوین حمایت نکرده و نخواهیم کرد. آمادگی داریم تا با رهبران فدراسیون بوسنی-کرواسی و جمهوری صرب بر این مبنا همکاری کنیم، و این امر را کاملا روشن کرده ایم.
همچنین با رهبران کشورهای دیگر در منطقه همکاری کرده ایم: به ویژه مقدونیه و مونته نگرو، و معتقدیم که استقلال کوزوو مشکل قابل توجهی برای آنها به وجود نخواهد آورد.
ایالات متحده و متحدین اروپایی ما هر آنچه را که در توان داشتند برای دستیابی به یک راه حل پایدار برای مشکل بغرنج و پیچیده کوزوو انجام دادند. ما این کار را به روشی انجام دادیم که قانونی و اخلاقی است و موجب پیشبرد بالاترین ارزشهای جامعه اروپا-آتلانتیک می شود. بارها مسئله فروپاشی یوگسلاوی، که یکی از رخ دادهای غم انگیز اروپای پس از جنگ دوم جهانی است، ایالات متحده و اروپا را در مقابل انتخابهای سختی قرار داده است. در این مخلوط پیچیده ملی گرایی، مناقشه و عدم اعتماد، هر گونه اقدامی -- از جمله تصمیم به اقدام نکردن -- موجب خطرات و پیامدهایی می شد. در کوزوو، مانند مشکلهای دیگر، ایالات متحده حق انتخاب از گزینه های بدون خطر نداشت. ولی بدون شک این را می توانم بگویم، مسیری که انتخاب کردیم مسیر درستی بود.
از توجه شما متشکرم.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 17:57 توسط بنیامین ماشا
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
دوشنبه بیست و هفتم اسفند ماه سال 1386 خورشیدی
هفدهم ماه مارس سال 2008 میلادی
دهم ماه آدار دوم سال 5768 عبری
فهرست برنامه امروز:
برنامه خبری امشب رادیو اسرائیل حدود 50 دقیقه ادامه یافت که فشرده آن در ادامه این صفحه در اختیار شما قرار دارد.
پس از پخش ترانه شاد نوروزی، برنامه «گفتگوی سیاسی هفته» آغاز شد که میهمان آن این بار آقای نادر صدیقی تحلیلگر رادیو صدای ایران در لوس آنجلس بود که به پرسش های ما و شنوندگان در مورد انتخابات مجلس هشتم و پیامدهای آن پاسخ گفت.
(برای شنیدن صدای مجموعه خبری و سایربرنامه های امروز لطفا به بخش برنامه روز-صدا در همین تارنما مراجعه بفرمایید.)
فشرده مهمترین خبرهای روز
* در یک اقدام بیسابقه و تاریخی، دولت های اسرائیل و آلمان امروز با حضور وزیران خود یک جلسه مشترک در اورشلیم برگزار کردند که هدف از آن پایه گذاری روابط مستحکم و ناگسستنی در آینده بین دو کشور بود.
* خانم آنگلا مرکل صدراعظم آلمان روز گذشته همراه با 9 تن از وزیران کابینه خود برای دیدار رسمی سه روزه به اسرائیل آمد و بامداد امروز به زیارت نهاد «ید و شم» (موزه جنایات نازیها) رفت و یک بار دیگر عکس ها و اسناد و شواهد مربوط به جنایات نازی ها را از نزدیک مشاهده کرد و تاج گلی نثار بنای یادبود بیش از یک میلیون نفر کودکان یهودی ساخت که در دوران آلمان نازی قربانی فجایع هیتلری شدند.
* دو کنفرانس مطبوعاتی مشترکی که امروز در اورشلیم برگزار شد، نخست وزیر آقای اهود اولمرت شهامت و شجاعت خانم آنگلا مرکل را مورد تحسین قرار داد و اعلام داشت که اسرائیل و آلمان از این پس در بسیاری از زمینه ها با یکدیگر همکاری خواهند کرد.
* بانو آنگلا مرکل در تالار پارلمان اسرائیل (کنست) به زبان آلمانی سخنرانی خواهد کرد. افتخار سخن گفتن در تالار پارلمان، که نماد سیادت و حق حاکمیت اسرائیل است، تا کنون تنها به پادشاهان و رؤسای جمهوری اعطا گردیده و این نخستین بار است که صدراعظم که در ردیف نخست وزیر است به چنین افتخاری نائل می شود.
* خانم مرکل فردا درباره برنامه های اتمی ایران گفت: این وظیفه جهانیان نیست ثابت کنند که ایران قصد نظامی از برنامه های اتمی خود دارد یا ندارد؛ بلکه این وظیفه حکومت ایران است که به جهانیان ثابت کند که نیات سوء ندارد.
* در جلسه مشترک، وزیر دفاع اسرائیل آقای اهود باراک گفت: دولت آلمان نیز درک می کند که حکومت ایران به تلاش برای تولید بمب اتمی ادامه می دهد- و افزود: هیچ گزینه ای را برای جلوگیری از این امر، نباید از نظر دور داشت.
* نخست وزیر اسرائیل آقای اهود اولمرت امروز در آغاز نشست مشترک دو هیات دولت اسرائیل و آلمان به خبرنگاران گفت: اسرائیل آماده است با دولت سوریه وارد گفتگوهای صلح شود و امید دارد که این اقدام موجب جدائی سوریه از «محور شرارت» گردد و موجب آرامش و صلح در منطقه شود.
* در اورشلیم اعلام شد که اسرائیل هفته پیش یک ضد موشک جدید را علیه راکت های «قسام» که از نوار غزه به سوی خاک اسرائیل شلیک می شود آزمایش کرده است. مسؤول امور پژوهش های علمی در وزارت دفاع اسرائیل، ژنرال دانیل گوت لیو به شبکه ده تلویزیون اسرائیل گفت: آزمایش ضد موشک موفقیت آمیز بوده و در ظرف دو سال آینده در اختیار ارتش قرار خواهد گرفت.
* سازمان «آرم» (بنیاد پزشکی ایرانیان کالیفرنیا) پس از یک دهه تحقیق در مورد شناسائی ژن بیماری تحلیل عضلات که درمیان اقوام خاص- از جمله ایرانیان ازدواج کرده های فامیلی، دیروز (یکشنبه) با برگزاری سمیناری در لوس آنجلس، از مرحلۀ مهم احتمال آغاز آزمایشها به روی انسان، پس از آزمایش ها به روی حیوانات آزمایشگاهی خبر داد.
* آقای دیک چینی معاون رئیس جمهوری ایالات متحده و آقای جان مک کین نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا روز گذشته و امروز با نخست وزیر عراق و شماری از بلندپایگان دیگر آن کشور دیدار کردند.
* دولت اسرائیل از کشور سوئیس بخاطر امضای یک قرارداد کلان گازی با جمهوری اسلامی ایران انتقاد کرد و آنرا برخلاف روحیه قطعنامۀ تصویب شدۀ تحریمها علیه جمهوری اسلامی نامید، دولت اسرائیل اعلام کرد هنوز جزئیاتی در مورد قطعی شدن این قرارداد میان سوئیس با جمهوری اسلامی ایران دریافت نکرده، اما اگر این توافق قطعیت یافته است، اسرائیل آنرا برخلاف رویه دیپلماتیک بین المللی برای وارد کردن دولت تهران به عدول از طرحهای هسته ای می داند.
* سه روز پس از برگزاری آنچه که جمهوری اسلامی ایران، انتخابات برای مجلس هشتم نامید، رئیس ستاد مرکزی انتخابات،گفت: تا امشب نتایج در تهران نیز بطور قطعی اعلام خواهد شد. حجت الاسلام موسی پور امروز گفت با قطعی شدن نتایج در 164 حوزۀ رای گیری، بطور یقین 179 نماینده مجلس راه یافته اند، و در 43 حوزه نیز انتخابات به مرحلۀ دوم کشیده شده است.
* وی گفت: سخنان و ارزیابی وزیر کشور را تکمیل کرده و اعلام می داریم که 74 درصد از انتخاب شدگان، از دو جناح مختلف جبهه متحد اصولگرایان، و ائتلاف فراگیر اصولگرایان هستند و 26 درصد بقیه را نامزدهای اصلاح طلب، حزب اعتماد ملی و مستقلین تشکیل می دهند.
* آقای محمد خوش چهره امروز گفت: اکثریت مجلس را عقلای اصولگرا و اصلاح طلب تشکیل می دهند. آقای خوش چهره چهار سال پیش طرفدار جدی احمدی نژاد بود. اما بلافاصله از او دوری گرفت و به اصولگرایان خردورز پیوست و از راه افراطی عدول کرد. اتحادیه اروپا دیروز در بیانیه ای انتخابات مجلس ایران را به دور از معیارهای یک نظام دموکراتیک توصیف کرد.
* «آسوشیتدپرس» در گزارشی از تهران نوشت: به رغم اعلام احمدی نژاد در مورد پیروزی هواداران وی در انتخابات مجلس، آنچه اکنون آشکار است، شکافی است که در میان محافظه کاران بوجود آمده است.
* دو هفته پس از بیرون آورده شدن سرتیپ پاسدار رضا زارع از یک خانه فساد در کنار شش زن تن فروش عریان، گزارشهای رسیده از تهران حاکی است که سرتیپ پاسدار زارع دوباره دستگیر شده است. او در روز کشف این فاحشه خانه و حضور در آنجا، موقتا آزاد شده بود تا در مراسم رسمی تعیین فرد دیگری به جای خود شرکت کند. اما بر ملا شدن جزئیات بیشتری در این باره، موجب شده است که او دوباره دستگیر شود.
* گزارشها از تهران و شهرستانها حاکی است از آنجا که امسال چهارشنبه سوری و نوروز پس از چند سال، خارج از ایام محرم و اربعین واقع شده، دیگر جوانان از هیچ محدودیتی باکی ندارند و زنها و مردهای حاجی فیروز در خیابانهای تهران به شاد کردن مردم پرداخته، و تدارکات بزرگی برای چهارشنبه سوری در نظر گرفته شده است. پائین افتادن تشت رسوائی فرماندۀ کل نیروهای انتظامی تهران نیز در حالی که خود در کنار روسپی ها دستگیر شده، آخرین خط و نشان کشیدن های رادان و ماموران انتظامی را برای جوانان، کمرنگ کرده است.
* تنها دو روز مانده به پایان سال، شعب بانکها و دستگاههای پردازش پول در سراسر ایران خالی از اسکناس شده است. گزارشها از تهران حکایت از آن دارد که بانکهای مجهز به خودپرداز به دلیل کمبود نقدینگی، دستگاههای خود را از مدار خارج کرده اند. کارشناسان می گویند: افزایش تورم و ممنوعیت استقراض بانکها از بانک مرکزی که نتیجه مستقیم سیاست های اقتصادی فاجعه آمیز احمدی نژاد است، موجب این وضعیت وخیم در سیستم بانکی کشور شده است.
* بنزین در حالی از فردا 28 اسفند رسما آزادانه به فروش می رسد که هنوز ستاد جیره بندی بنزین امروز نیز حاضر نبود قیمت بنزین آزاد را به اطلاع مردم برساند.
* فعالان کارگری در ایران و نماینده های خانه کارگر تعیین حداقل دستمزد به میزان 219 هزار و 600 تومان را «تمسخر و تحقیر نسبت به میلیونها کارگر ایران» توصیف کردند. آقای اقبالی رضائی، فعال کارگری در کردستان در مصاحبه ای با خبرگزاری «کار» (ارگان خانه کارگر) گفت: این دستمزد، یعنی اینکه کارگر تنها نفسی بکشد و زنده بماند- و افزود: «شورای عالی کار با این تصمیم خود، برگه فقر و نابودی جامعه کارگری را امضاء کرد».
* کرایه اتوبوس بین شهری در آستانۀ نوروز 20 درصد دیگرگرانتر شد. وزارت راه و ترابری در دولت احمدی نژاد با این افزایش کرایه موافقت کرده است.
* در اقدامی که فشارهای اقتصادی به قشر کارمندان دولت را افزایشی بسیار خواهد داد، دولت احمدی نژاد افزایش حقوق کارمندان را تنها شش درصد اعلام کرد. این در حالی است که بانک مرکزی افزایش قیمت ها در یک سال گذشته را بیش از 20 درصد و متوسط نرخ تورم را 18 درصد اعلام کرده است.
* شهر قزوین دیروز (یکشنبه) شاهد تظاهرات و اعتراض های کارگری گسترده ای بود. صدها کارگر کارخانه های «پلی اورتان»، «پارس واشره»، «پوشینه باف»، «قوه پارس» و «ناز نخ» در اعتراض به عدم دریافت حقوق خود در مقابل استانداری قزوین دست به تجمع زده و علیه کارگذاران دولتی به شعار دادن پرداختند.
* شهر سنندج شاهد ناآرامی های کارگری تازه است.
* در منطقه محروم طبس نیز حدود 1200 تن از کارگرانی که به صورت قراردادی در شرکت های خدماتی مشغول به کار هستند در اعتراض به عقب افتادن دستمزد در اعتصاب به سر می برند.
* بیش از هزار و پانصد تن از کارگران شرکت نیشکر «هفت تپه» دیروز به تظاهرات و اعتصاب دست زدند.
* وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 9 نشریه و مجله سینمائی و امور زندگی را توفیف کرد.
* در حالی که به آخرین روزهای سال 1386 خورشیدی نزدیک می شویم و فرصت چندانی به تحویل سال نو باقی نمانده است، تلاش خانواده های زندانیان سیاسی برای اخذ مجوز از گذراندن عید نوروز در کنار عزیزانشان بی نتیجه مانده است و هیچ یک از زندانیان سیاسی نمی توانند روزهای آغازین سال نو را در کنار خانواده هایشان سپری کنند. همچنین وضعیت آقای منصور اسانلو (رهبر کارکنان صنف اتوبوسرانی) که در زندان اوین به سر می برد هنوز نامشخص است. خانواده های زندانیان سیاسی تصمیم دارند سفره هفت سین سال 1387 خورشیدی را در پشت زندان اوین بگسترانند تا اعتراض خود را نسبت به مسؤولان زندان مبنی بر مخالفت آنها با مرخصی سال نو برای زندانیان اعلام کنند.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 17:44 توسط بنیامین ماشا
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
Yesterday, March 17, 2008, 3:30:00 PM
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 17:41 توسط بنیامین ماشا
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
Yesterday, March 17, 2008, 8:20:35 PM
رفتار سیاسی ِ سهمبران ساختار قدرت در سرزمین مهرورزی از الگو های معمول و مرسوم در شطرنج سیاسی جهان معاصر تبعیت نمیکند. نه چپش اصالت مفهومی چپ مرسوم و استخوان خردکرده جهان را دارد و نه راستش، درک دلنشین و انسانپسندانهای از دموکراسی. همه چیزی در آویزانی، حرکتی پاندولی دارند: میرویم اما به هیچ جایی نمیرسیم! طرفه اینکه موجودات سیاسی اصولگرا، مستقل، اصلاحطلب ِ معمار ِ دنیا و آخرت، احیاگران ِ اعتماد ملی و اصلاحطلب فابریک ایرانی، همه و همه یک ملودی را زمزمه میکنند: خدمت به ملت! در واژهنامههای اصطلاحات سیاسی چپ و راست ایران میتوان صورت ِ خدمت به مردم را، برآیندی از بینشهای التقاتی چپ جهانی و راست امریکایی دانست. به عبارتی، مرامنامهی طالبان کرسی خدمتگذاری، پارادوکسی امریکایی - اروپایی از دانش سیاسی را در خود دارد که نخستین نقطهی خیره کننده آن "ملت" است. زایش این الگو را میتوان در بازخوانی چهرهی اروپا در آغاز جنگ دوم جهانی و ظهور امریکا به عنوان ناجی فاشیستزدههای آن قلمرو دید. اروپا در آن زمان اسیر دست حکومتهای فاشیستی بود و امریکا، توانست زاویه رهایی آنان را از چنگ دیکتاتوری بگشاید. زایش دموکراسی اما برای ما که نیمکتنشینان از راه رسیدهاش هستیم، طُرفه حکایتی است. در این الگوی تضادنما، جمهوری وحشت ما، تنها پارهای از پازل را برداشته و با خود این سو و آن سو میکشاند: اقتدار نظام سیاسی اروپا و ستیز با دموکراسی امریکایی. ارکان قدرت در سی سال گذشته این رفتار را داشته و به مددش، موفق شدهاند که بیشترین حجم انسداد حیثیتی، سیاسی – فرهنگی – اقتصادی و اجتماعی را در چنتهی ملت بچپاند. کشور اما قلمروی است که خداوند منان، آن را پیش روی مومنین فاتح گسترده و مهار ِ ساکنان آن را، به همت ِ رعیتپرور مهرورزانی سپرده است که قصد دارند با شیرینکاریهای خود در دهه نخست قرن بیست و یک، هشتمین کشور ثروتمند جهان را به سرای رعایای مفلوک ِ موعود بدل سازند. این بخش از رفتار مومنانهی شیفتگان خدمت، همان توقعی است که چپ امروز جهان از ایران ِ اسلامی دارد: شدت بخشیدن به رفتار ضدامریکایی، غیرقابل پیشبینی ظاهر شدن در محافل تاثیرگذار جهان، مشارکت و سرمایهگذاری بنیادین روی شالودههای تروریسم و ظاهر شدن در قد و قوارهای هولبرانگیز برای جهان. بخش اندیشه راست در ساختار قدرت ایران نیز ایفای نقش طالبان دموکراسی است. شیرینکاریهای قدرتمداران ایران در قلقلکپذیری چپ و راست جهان، همچنان زمینهای مستعد برای ماندن در وضعیت آویزان و پاندولی و بازی در دور باطل سیاسی است. [[photow01]] در این آنارشی ، آنچه که زمینه اصلی خدمت به "ملت" را نشان میدهد، بازتولید مداوم "ترس از گناه" است. مهمترین ویترین نمایش این بازتولید، القای ضرورت مشارکت عمومی در انتخابات متکی بر رای ملت است. اندک توجهی به شعارهایی که در ایام انتخابات از رسانهها در جان مردم خلیده میشود عبور از گناه رای ندادن است: کسی که رای نمیدهد گناهکار است و مجرم شناخته میشود. مردم برای فرار از ترس گناه، سرسپردگی را بر میگزینند و برای مشروعیت بخشیدن به این حس شریف عمومی، سرکوب، بازی های خود را میآغازد. رای دهندگان روز ۲۴ اسفندماه برای گریز از گناهکاری پای صندوقها آمدند و از قرار معلوم، بیش از هفتاد درصد از دویست و نود کرسی مجلس هشتم را به اصولگرایان هدیه نمودند. اکنون دولتِ ناظر ِ رستگاری مردم، شاد و سرخوش است و عنقریب، در پیامهای نوروزی خود، با ردیف کردن وعدههایی شیرین، دستور روشن کردن موتورهای رعایت تقوا را در مقیاس ملی ابلاغ خواهد کرد. یک نکته جالب در این انتخابات وجود دارد که میتواند تاس خوش نشسته اصولگرایان درکارناوال انتخابات مجلس هشتم را برگرداند و آن، هوشیار ساختن عموم مردم به طلب کردن حقوقی است که دولت مهرورز و خدمتگزاران جان بر کف آن، در اتوبان ِ امیدواری ملت ایران قطار کردهاند. مجلس هشتم هر چه که باشد یک چیز نیست: لولوی سر خرمن اصولگرایی و باجدهنده به دور باطل ِ سنگ مفت، گنجشک مفتِ برادر هستهای. برای این مساله نیز چند دلیل عمده وجود دارد : ۱- مردم خدمتپذیر دریافتهاند که بایستی از باج دادن به لولوی ترس رُختافته، نقبی به زاویه مطالبات حقه خود از دولت خدمت فروش بزنند. این مطالبات را میتوان در انبار وعدههای دولت مرور کرد و بهترین امکان مرور حقوق ملت، بیشک مجلس است. چون آنجا، میشود در مقابل انتخاب میمون خود، مُهر ِ سکوت و خودخوری از لبها گرفت. ۲- مجلس هشتم میتواند عرصه پرسشگری از قدرت ناکارآمد سیاسی مومنین باشد؛ مومنینی که حداقل در طول چهار سال گذشته، با بذل و بخششهای خود از ذخیره ارزی، روی حاتم طایی را کم کردهاند. حالا دیگر حساب جاری در گردش ملت ایران پُر است از امیدهای بهاری دیگر که در راه است و مجلس، باید با اقتدار خودش، یاری دهندهی اقتدار دولت وعدهها و امیدها باشد. تورم و گرانی نفسبُر، یاس و دلزدگی عمومی، بیفردایی نسل جوان، مسکن، اشتغال، تحصیلات عالی، آزادی انتخاب در ارتباطات اجتماعی و... در صف ایستادهاند تا مومنین ِ مجلس هشتم سر برسند. ۳- دولت مهرورز، کرسیهای مسلس هشتم را فتح کرده تا فتح قلعهی جمهوری دهم را نیز به نام خود ثبت کند. اگر مومنین مهرورز نتوانند توری را که پهن کردهاند به سلامت جمع کنند، "احساس حقارت ملی" جای "شعف و امیدواری" وعده داده شده را خواهد گرفت و آنگاه، تاس خوش نشسته اصولگرایان درکارناوال انتخابات مجلس هشتم برگشته، قافلهی دست از پا درازتر امیدوار به مهرورزی به سمت شورش و نافرمانیهای بیش از پیش رانده خواهد شد. واقعهای هولناک که نخستین بارقهی برق وحشت آن، در چشمهای قلعهنشینان چپ و راست معتقد به روز جزا در واقعه کوی دانشگاه درخشید و بغض ِ ناظر کبیر را ترکاند. ۴- در تمامی حوزههای اخذ رای بلااستثنا یک پوستر نصب شده بود که نظر همگان را به خود جلب میکرد: بهاری دیگر در راه است. تکیهنشینِ این جمله مهرورزانه، تصویری خندان از انتخاب میمون مردم همیشه در صحنه است. قلب این پوستر نیز این جمله قصار دشمن ستیز آمده: اقتدار دولت، در گرو اقتدار مجلس است. طرف مقابل این شعار دشمنشکن، حل کردن مشکلات مردم است. خوشبختانه آقا نیز مضایقه نفرمودند و مجلس هشتم را مجلس حل مشکلات مردم خواندند. دولت نهم در جریان انتخابات مجلس هشتم، با تشدید کاربریهای رسانهای "ترس" و "سرکوب"، در نقش اصلیترین مطالبهکننده کمکهای مردمی ظاهر شد. آرای عاریتی روز ۲۴ اسفند ۱۳۸۶ نقطهی شمارش معکوس ماراتن اقتدارطلبیهای دولت، در سامانبخشی به امور مردم است. بیشک این مجلس بیشترین حجم رژهی مردم را در راهروهای بهارستان خود خواهد دید. بازندهی این شطرنج بیشاه کیست؟!
Sunday, March 16, 2008, 8:32:30 PM
این اولین دوی ماراتنی است که نمیتوانیم پایانی برای آن در نظر بگیریم. ماراتنی که رئیس مجلس نمایندگان لبنان، نبیه بری وارد آن شده است هم اکنون به نقطه شانزدهم رسیده و به نقطه صد هم خواهد رسید و هنوز هیچ نقطه پایانی برای آن متصور نیست. احتمالا یکی از نقاط پایانی این ماراتن جلوی مجلس سوریه است. برای اینکه خط سیر این ماراتن طولانی به جلوی مجلس شورای اسلامی ایران نرسد، نبیه بری باید جریان آن را قطع کند. احتمالا رئیس مجلس لبنان توجه ندارد که از زمان بسته شدن درهای مجلس لبنان، انتخابات مجلس و انتخابات ریاست جمهوری سوریه آغاز شده و در روز چهاردهم ماه جاری نیز انتخابات مجلس شورای ایران برگزار میشود و انتخابات ریاست جمهوری این کشور نیز در ماه ژوئن سال آتی بر پا خواهد شد. درهای مجلس لبنان به لطف رئیس آن، که مهمترین کار او در حال حاضر دعوت به جلسه و القای آن و سپس دوباره دعوت بی مضایقه به نشستی دیگر است، محکم بسته شده است. در این شرایط امید به انتخاب رئیس جمهور برای لبنان واقعا اندک است. ایرانیها، سوریها و امریکاییها هر سه منتظر حلول سال 2009 هستند. ایرانیها و سوریها در این حال البته از گروگان گرفتن لبنان بهره میبرند، اما نباید در مورد قدرت ایران مبالغه کرد. اقتصاد ایران ضعیف است. جامعه ایران هم از لحاظ سیاسی و هم از لحاظ قومی چند پاره است و در حال ثبات نیست. مردم از تبعات انقلاب اسلامی خسته و در رنجند و مقالات و تجمعات فراوانی در ایران وجود دارد که در آنها گذشته ایران قبل از اسلام تحسین و تمجید میشود. از سوی دیگر میزان بیکاری در این کشور بالاست و تعداد زیادی از مردم معتاد هستند. ایران میتواند هر چقدر که میتواند از مسئله اعراب - اسرائیل بهرهبرداری نماید و دیگران را به ریاکاری در این مسئله متهم کند. کسانی که در این مورد بر روی حمایت ایران شرطبندی کردهاند باید این را درک کنند که مشکلات و مسائل داخلی که ایران از آن رنج میبرد موقعیت او را تضعیف خواهد کرد. از سوی دیگر رهبری سوریه نیز انتخابات ریاست جمهوری لبنان را به تاخیر انداخته و از فعالیت مراکزی که گمان میکند میتوانند در این راه کمکی نمایند نیز جلوگیری میکند و با این کارش به دنیا میگوید اگر مقاصد ما در لبنان عملی نشود، لبنان را خراب خواهیم کرد. این بازیای است که رهبری سوریه آن را با زیرکی تمام به انجام میرساند. با این وصف هیچکدام از لبنانیها نمیخواهند که سوریه به کشورشان برگردد. آنها نمیخواهند به سالهای دهه نود برگردند. سوریها خودشان هم میدانند که از خیلی از خطوط قرمز تجاوز کردهاند. امیل حکیم، مسئول برنامه آسیا/خلیجفارس در مرکز هنری ستیمسون که سازمانی متخصص در مورد صلح و امنیت جهانی است، میگوید: «حتی خود حزبالله هم نمیخواهد که سوریه به لبنان برگردد. آنها از دست یافتن به یک پیمان استراتژیک با دمشق خشنود خواهند شد. آنها میدانند که جنگیدن برای تسهیل برگشت سوریه به لبنان امکان ندارد.» از حکیم میپرسم: حرفهای زیادی در این مورد زده میشود که ایران انتظار دارد با تغییر ریاست جمهوری در امریکا سیاست این کشور نیز درباره ایران تغییر کند. اما حتی اگر این تغییر سیاست اتفاق بیفتد، چگونه میتواند موفق باشد در حالی که تغییری در سیاست داخلی ایران و سوریه اتفاق نیفتاده است؟ حکیم جواب میدهد: «مردم معتقدند اگر امریکا سیاست صحیحی در پیش بگیرد همه کارها درست میشود. اما مشکل اینجاست که دو طرف ایرانی و سوری آمادگی تغییر متقابل را ندارند.» حکیم معتقد است اگر کاندید دموکراتها، باراک اوباما در امریکا به ریاست جمهوری برسد سیاست خارجی امریکا تغییر خواهد کرد. او میگوید: «در شش ماه اول ریاست جمهوری اوباما تغییری ایجاد نخواهد شد. امریکاییها منتظر تحولاتی در جانب ایران خواهند ماند. اوباما به خرج و هزینه اصلاحطلبان و میانهروها از محافظهکاران ایران حمایت نخواهد کرد. اوباما گفته است که با روسای جمهور کره شمالی، ایران، کوبا و سوریه ملاقات خواهد کرد، ولی در هیچ مورد کوتاه نخواهد آمد. او با احمدینژاد ملاقات نخواهد کرد. انتخابات ریاست جمهوری در ایران در ژوئن 2009 برگزار میشود.» میپرسم: اگر حکومت امریکا در حال حاضر برای مسئله لبنان اولویت قائل است، چرا هیچ اتفاق مثبتی رخ نمیدهد؟ حکیم میگوید: «امکانات امریکا محدود است. کسانی که بر اوضاع لبنان نفوذ دارند متفاوتاند. در حالی که ایران و سوریه برای افراد خود در آنجا سلاح تهیه میکنند و عملیات ترور را پیش میبرند، امریکا واکنشی نشان نمیدهد. او نمیتواند در لبنان از زور و ارهاب و تهدید استفاده کند تا پروژه خودش را جلو ببرد و فرق اساسی میان امریکا با سوریه و ایران در همین است.» حکیم میگوید سیاست امریکا در قبال لبنان عکس سیاست او در قبال عراق است. سیاست امریکا در مورد لبنان چند جانبه و مبتنی بر رضایت طرفین است، سیاستی بینالمللی مبتنی بر مکانیسم سازمان ملل و همکاری با متحدان عرب و اروپایی: «امریکاییها گهگاه فشارهایی میآورند، اما در پایان به کار مشترک با متحدانشان برمیگردند.» حکیم معتقد است جرج بوش با ایران نخواهد جنگید. امریکاییها خواهان جنگی دیگر نیستند، زیرا در این صورت: «دوباره اوضاعی شبیه به عراق بهوجود میآید و بوش چنین اوضاع بیثباتی را نمیخواهد.» از سوی دیگر در مجموع استقرار و ثبات در عراق یکی از برگهای برنده سوریه در معامله با امریکا را از بین خواهد برد در حالی که در میان تمام همسایگان عراق، سوریه از همه ضعیفتر است، چون ایران در عراق دارای نفوذ سیاسی، اقتصادی و دینی است، عربستان سعودی از ثروت فراوان و قبائل و مقام و منزلت مهم اسلامی و عربی در میان کشورهای اسلامی برخوردار است، کویت هم ثروتمند است، اردن از قدیم با مجموعههای سنی عراق رابطه دارد و ترکیه هم برگ برنده کردها را رو میکند. اما نقش سوریه جز جاده صاف کنی برای رسیدن اصولگراها به عراق و کشتار در آنجا چیز دیگری نیست. بنابراین سوریه از همه ضعیفتر است. با این حال چه چیزی سبب تقویت سوریه میشود؟ حکیم میگوید: «سوریه از موقعیت جغرافیایی خوبی برخوردار است و سوریها عملیات انتظار را پیش میبرند. از سال 2005 سوریها در انتظار حلول سال 2009 هستند. در این سال است که تقسیمبندیهای عربی و انقسامهایی در مجموعههای بینالمللی رخ خواهد داد. سوریه نیروی مزاحمی است که میتواند مشکلاتی را در هر جا ایجاد کند. او میتواند نیروهای وابستهاش را به پرتاب موشک به اسرائیل یا ایجاد جنگ در لبنان تحریک کند همانطور که میتواند راه رسیدن تروریستها به عراق را تسهیل نماید. سوریه نیرویی سلبی است، اما به هر صورت یک نیرو است.» درخواست نبیه بری مبنی بر مصالحه اعراب «برای تسهیل فرایند حل مشکل لبنان» مثل درخواست از ایران و سوریه برای حصول توافق با همه لبنانیهاست.همچنان که مصالحه همه اعراب با هم تا به حال اتفاق نیفتاده است، لبنانیها هم همه متفق اند که با این دو کشور توافق نکنند. ایران برنامههای خود را دارد و سوریه نیز اهداف خودش را و امریکا نیز در حالت انتظار است. لبنان فرصتهای سرمایهگذاری در خلیج را از دست میدهد و جوانان این کشور در حال ترک وطن هستند. غیر لبنانیهایی که بیروت را میبینند میفهمند که لبنان فلج شده است. تنها نکته مثبت آن است که تنشی میان مسیحیان و مسلمانان وجود ندارد. گروههای لبنانی نیز میکوشند که به سوی جنگ پیش نروند. منابعی نیز خبر از توافق سری میان «التیار المستقبل» و «حزبالله» و «حرکت امل» مبنی بر دوری از اصطکاک میدهند. اما جنگ روانی داخلی بدون اینکه جنگ فیزیکی در جریان باشد، وجود دارد. علیرغم اینکه همه گروههای لبنانی میگویند که در حال مقابله با مقاصد امریکا هستند، ولی در نهایت همه به امریکا محتاج اند و مثل آن است که از امریکا درخواست میکنند که به آنها التفات کند. همه میدانند که هیچکس نمیتواند به زور حزبالله را از اسلحهاش جدا کند، ولی لبنانیها باید حزبالله را موکدا ملتزم کنند که از سلاحش جز برای دفاع از خودش استفاده نکند. جنگ تابستان 2006 برای دفاع از لبنان نبود، بلکه برای هجوم به اسرائیل آنهم درست در وقتی که هیچ کس این حمله را نمیخواست، بود. به همین دلیل است که اعتماد لبنانیها به این حزب تا حدی متزلزل شده است که مجموعه همراهان ژنرال میشل عون هم این را فهمیدهاند که حزبالله در حکم کل لبنان نیست. اینجاست که کار پیچیده میشود و برای حل آن به نزدیک شدن امریکا و ایران نیازمند میشویم. اکنون نه جنگی در لبنان هست و نه جنگی در منطقه، اما باید از هر چیزی که منجر به یکی از این دو جنگ شود ترسید. بروز مشکل غیر مترقبهای میان اردوی ایران و اردوی امریکایی به جنگی منطقهای منجر خواهد شد.
منبع:
روزنامه الشرق الاوسط
Sunday, March 16, 2008, 1:03:24 AM
بیشتر مناقشات پیرامون شیوههای بازجویی در جنگ علیه تروریسم، بر تاکتیکی به نام "فرو بردن سر در آب" (القای مصنوعی حس غرقشدگی) متمرکز شدهاست. اما لایحهای که ماه گذشته به دنبال غیرقانونی کردن استفاده از شیوههای بازجویی خشن علیه مظنونین به تروریسم توسط سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) بود هم جای بحث دارد. حامیان میگویند این قانون تلاشی برای اخلاقی کردن شیوههای بازجویی و روشنایی بخشیدن بر گوشههای تاریک جنگ امریکا علیه تروریسم است. در همین حال مخالفان معتقدند لایحه مذکور، آگاه کردن القاعده از قبل و کمک به آنها در شکست تاکتیکهایی است که ماموران امنیتی امریکا با تکیه بر آنها این کشور را امن نگاه داشتهاند. در حالیکه اقدامات غیرقانونی شامل "القای حس مصنوعی غرق شدگی"، به طور محرمانه برای استفاده بازجویان امنیتی امریکا علیه مظنونین القاعده تایید شدهاند، این لایحه سیا را ملزم میکند همان روشهای بازجویی ارتش امریکا را به کار بندد. در میان سایر شیوههای مجادلهانگیز، منع متهم از خواب نیز وجود دارد. بوش و "مایکل هایدن" رییس سیا از شیوههای بازجویی سیا حمایت کردهاند. مقامات رسمی معتقدند، افسران امنیتی برای جمعآوری اطلاعات از مظنونین تروریستی به منظور نجات جان افراد بیگناه به انعطافپذیری نیاز دارند و عوامل القاعده نباید از پیش درباره تکنیکهایی که ممکن است در طول بازجویی با آنها مواجه شوند آگاهی کسب کنند. اما آن چه کنگره را عمیقاً نگران کرده و موجب اقدام آنها در ارائه لایحه غیرقانونی دانستن شیوههای بازجویی از سوی سیا شده, این است که بر اساس گزارشهای دولتی، در حالیکه "القای حس مصنوعی غرقشدگی" در مورد ۳ تن از مظنونین بلندپایه القاعده به کار میرفت، بسیاری از تکنیکهای مجادلهانگیز دیگر به صورتی کاملا عادی علیه محبوسین دیگر استفاده میشد. استفاده از شیوههای غیر در جمعآوری اطلاعات از مظنونین, مسئلهای است که در خفا در سیستم قانونی ایالات متحده مورد استفاده قرار میگیرند. محبوسین اردوگاه تروریستی گوانتانامو در اعتراض به قانونی بودن نگهداری آنها از سوی قضات فدرال و استفاده از دروغسنج برای تائید گفتههایشان، از دادگاه عالی امریکا درخواست تجدید نظر کردهاند. دولت بوش برای ممانعت از انجام هر گونه بررسی چگونگی کسب اطلاعات امنیتی توسط دادگاههای این کشور تلاش میکند. چراکه چنین بررسی میتواند به پرسشهای بیشتری در مورد مشروعیت شیوه های بازجویی ایالات متحده منتهی شود. انتظار میرود سوالات مشابهی درباره کیفیت اطلاعات و مشروعیت شیوههای بازجویی هیئتهای نظامی امریکا که به دلیل انجام جنایات جنگی در گوانتانامو دادگاهی میشوند هم مطرح شود. حامیان استفاده از چنین شیوههایی معتقدند اطلاعاتی که بدین طریق بدست میآیند قابل اعتمادترند. فرمانده نیروهای امریکا در عراق در متنی خطاب به نظامیان نوشت: "در حالی که برخورد فیزیکی سخت، قطعا میتواند فرد را به حرف زدن وادار کند، ممکن است گفتههای داوطلبانه فاقد ارزش باشند. " براساس مقررات ارتش امریکا به سربازان گفته میشود، اگر در مورد مشروعیت شیوههای بازجویی تردید داشتند باید خود را به جای زندانیان قرار دهند و بعد تصمیم بگیرند. فهم آسان این مقررات از سوی سربازان در میادین جنگ, استدلال کسانی است که میگویند در بازجویی از مظنونین تروریستی هم باید از مقررات ارتش ایالات متحده استفاده کرد. ژنرال "هایدن" میگوید، سیا شیوه القای غرقشدگی مصنوعی را تنها در مورد "۳ تروریست سرسخت" به کار برده است و در زمان اجرا هم مشروعیت آن از سوی وزارت دادگستری مورد تائید قرار گرفته بود. بازجویان تحت این باور که حملات "فاجعه بار" تروریستی قریب الوقوع بودند و امریکا اطلاعات محدودی درباره القاعده داشت، کار میکردند. بازجوییهای یادشده در چارچوبهای قانونی سختگیرانهای مورد بازدید و حتی فیلم برداری قرار داشتهاند. برخی از بازجوییهای فیلم برداری شده که در آنها به قول هایدن "اشتباهات سهوی" رخ داده، اکنون از سوی وزارت دادگستری امریکا در حال بررسی هستند. در این اثنی برخی از اعضای کنگره تلاش میکنند مقامات اجرایی را وادار کنند که بگویند فرو بردن سر در آب یا سایر شیوههای خشن بازجویی غیرقانونی هستند. ژنرال "مایکل ماپلس" فرمانده سازمان اطلاعات وزارت دفاع امریکا، فرو بردن سر در آب را مقولهای غیر انسانی دانست، اما در عین حال گفت: "فکر میکنم باید آن را فراتر از محدودیتهای تعیین شده به حساب آوریم." در نامه ژنرال پترائوس به نظامیان امریکایی در عراق آمده است: "آن چه ما را در این جنگ از دشمنانمان متمایز میسازد رفتار ماست. در هرکاری که انجام میدهیم باید مراقب استانداردها و ارزشهایی که حاکی از احترام به غیرنظامیان و زندانیان است باشیم." وی افزوده است: "برخی ممکن است بگویند تحریم شکنجه یا سایر شیوههای مصلحتآمیز کارکرد بیشتری در بدست آوردن اطلاعات از دشمن دارد. این اشتباه است. فارغ از اینکه این اقدامات غیرقانونی هستند تاریخ نشان داده که این شیوهها اغلب نه تنها مفید بلکه ضروری بودهاند." "هایدن" در سیا از دیدگاههای متفاوتی حمایت میکند. ماه گذشته، او در بیانیه مکتوبی از بازجوییهای خشن هواداری کرده بود. او گفته بود: "برنامههای بازجوییهای تروریستی سیا قانونی، موثر و زائیده ضرورت هستند. سیا هنگامی که سایر شیوهها موثر نباشند یا تروریست دستگیر شده حاوی اطلاعاتی باشد که میتواند جان بیگناهان را نجات دهد از این شیوهها استفاده میکند." وی اضافه کرده، برخلاف ادعاهای غیر قانونی دانستن شیوههای بازجویی سیا, برنامههای این سازمان، به وسیله وکلا به دقت مورد بررسی قرار گرفتهاند. "رابرت مولر" رئیس افبیآی تاکید کرده است: "سیاست ما استفاده از هرگونه شیوههای قهری را ممنوع میکند." وی گفت که بعد از ۱۱ سپتامبر، افبیآی از استفاده از این نوع تکنیکها منع شده و اطلاعات قابل اعتماد تنها با استفاده از شیوههای تفاهمآمیز به دست میآیند. منبع:
کریستن ساینس مانیتور
Friday, March 14, 2008, 7:08:39 PM
این دومین دوره از انتخابات مجلس پس از انقلاب است که اهمیت رویدادها و چالشهای پیش از برگزاری آن، شاید از نتیجه انتخابات اثرگذارتر باشد. انتخابات دوره قبل، دوره هفتم مجلس نیز، برخوردهای شدیدی را میان اصلاح طلبان که آن زمان دولت و مجلس را در اختیار داشتند با سایر ارکان حکومت، موجب شد. امری که اصلاحطلبان قبل از ورود به صحنه مبارزه انتخاباتی از آن آگاهی داشتند. اما تفاوت این دوره با دورههای قبل در این است که اصلاحطلبان از ذیل تا صدر درواقع در مقابل موج سنگین ردصلاحیتها غافلگیر شدند. همه از دشواری شرایط تصمیمگیری میگویند. نیروهای اجتماعی گوناگون از هر دو سوی شرکت یا تحریم، در تلاش هستند. در این میان حرکت پر سروصدای خانم منیژه حکمت، کارگردان ایرانی و سازنده فیلمهای زندان زنان و سه زن در اختصاص دادن دفتر سینمایی خود به ستاد انتخاباتی اصلاحطلبان، از روز پنجشنبه تاکنون فضای تازهای را در صحنه مبارزات انتخاباتی گشوده است. با خانم حکمت در این مورد گفتگو میکنم. [[sound]] خانم حکمت با خبر شدیم که شما دفترتان را به یک نوع ستاد انتخاباتی تبدیل کردید، درست است؟ بله، کاملاً درست است. در این صورت ممکن است درمورد این کارتان و علت این تصمیمگیری بدهید توضیح بیشتری؟ چون مدام این کلمه را تکرار میکنم و حافظه تاریخی را مدام یادآوری میکنم، دورانی که ما الان داریم، دوران خوبی نیست و اگر مراقبت نکنیم این حداقل هم از دست میدهیم و همیشه متاسفانه مردم ما این حرف را میزنندکه «از این بدتر هم امکان دارد؟»، باید گفت بله، از این بدتر هم میشود. و بدتر از بدتر هم میشود. و این آخرین سنگر ما است. که از تفکر اصلاحطلبی، به تفکر آقای خاتمی؛ بیاییم حمایت بکنیم و به آن رای بدهیم و حداقل یک کمی موازنه قدرت را به هم بزنیم. با یکدستی فکر میکنم که ما هشت سال سخت پیش رو خواهیم داشت. [[photow01]] خانم حکمت برای کسانی که به شما خواهند گفت که نه، هیچ تغییری ایجاد نشده یا قیاسی بین اصلاحطلبان و دیگران وجود ندارد، شما چه دارید که بگویید؟ پیشپاافتادهترین و عامیانهترین حالت اگر بخواهم بگویم این است که، بیایید بروید یک کیلو سیب بخرید. این دیگر پیش پاافتاده ترین کلمهای است که من میتوانم بگویم. اصلاً من مسایل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را کار ندارم. شرایط اقتصادی چیزی را دارد برای ما رقم میزند که "کاسهی چه کنم چه کنم" دست ما است. من میخواهم زندگی کنم. من در این مملکت دارم زندگی میکنم. به من مدام در تمام سالیان گفتند که سیاسی نباش، کاری نکن. ولی کسانی که وارد قدرت میشوند، سرنوشت من را دارند رقم میزنند. روزمرهگی من را دارند رقم میزنند و من چطوری میتوانم این روزگاران را سپری کنم. در پیشپاافتادهترین شکل ممکن آن یک زندگی بسیارمعمولی... اگر از زندگی معمولی فراتر بیاییم؛ آنجایی که کار و تخصص و شغل شما است. آنجا چطور؟ آنجا که اصلاً، به هرحال مگر میشود بگویند از این بدتر هم نمیشود. در دوران آقای خاتمی به خاطر نبود آن حافظه تاریخی و تحریمی که نخبگان ما کردند، تاوانش را ما داریم میدهیم. نخبگان ما همیشه در سیاست نقش داشتند. وقتی اعلام حضور وقتی میکردند همین مردم پشتیبان آنها بودند. و وقتی تحریم میکنند، تاوان آن را باید بدهند. این ملت باید تاوان آن را بدهد. مگر در حوزه کاری من چه اتفاقاتی افتاده است. اعتراضات را مدام شما دارید میشنوید. شرایطی که دارد برای حرفه من، کار من رقم میخورد؛ آیا شرایط نسبی ایدهآل من است؟ ما که اصلاً توقع زیادی نداریم. ما میخواهیم کار خودمان را بکنیم. چارچوبها را میشناسیم، مرزها را هم میشناسیم، شرایط فرهنگی را هم میشناسیم، همه چیز را میشناسیم. خط قرمزها را هم میشناسیم. ولی این کار ما است و میخواهیم کار کنیم و دغدغههای اجتماعی خودمان را داریم. و اگر شما در حوزه کار خودتان – سینما – بخواهید مقایسهای انجام بدهید بین دوران اصلاحات، دوران قبل از آن و یا بعد از آن، چگونه این مقایسه را انجام میدهید؟ ببینید، من در دوره اصلاحات فیلم زندان زنان را ساختم. بهترین فیلمهای اجتماعی در آن دوره آمد و نیز پرفروشترین فیلمها در آن دوره بود. هرچند که بعد از آن، من کار نکردم. ولی اصلاً مهم نیست که من کار نکردم. ما یک سیاست خارجی داشتیم، با تمام اشکالاتی که داشت یک عزت بود، میشود گفت یک امنیت نسبی بود. در عرصه نشر، شما بروید ببینید، در عرصه سینما ببینید، در تاتر بررسی کنید، در کشوری که لایههای مختلف فرهنگی دارد، در کشوری که دیکتاتوری نهادینه شده، ما باید گام به گام حرکت کنیم و کار کنیم. ولی دائم به خاطر اشتباهی که مدام، مدام دارد بخش روشنفکری ما - من این را در فیلمم هم گفتم – تکرار میکند و میگوید از این بدتر نمیشود؛ از این بدتر خواهد شد. و ما مدام از لحاظ فرهنگی باید عقب بیفتیم و دایم این سیکل را طی کنیم. دوباره یک شرایطی بوجود بیاید که ویران کنیم و از این ویرانی من نمیدانم چه میخواهیم در بیاوریم. من نگران این ویرانی هستم. از این ویرانی، هیچ چیز خوشایندی برای ما درنمیآید. یک پروسه بسیار طولانی خواهیم داشت که آیا اتفاقی بیفتد یا نه! خانم حکمت، چقدر امیدوار هستید که جامعه هنرمندان، بطور کلی، از این پیشنهاد شما استقبال بکند؟ خب، به هرحال لیست را شما دیدید حتماً. صد نفر دیگر از هنرمندان هم امروز به آن اضافه میشود و همه دارند حمایت میکنند. چون شرایط خوبی را نداشتند.
Wednesday, March 12, 2008, 7:06:50 PM
از یک منظر گفتمان شناسانه ایدآل، در ایران امروز و در بحث انتخابات و مشارکت سیاسی ما با دو نوع گفتمان شرعی یا دینی که دو سر یک طیف را تشکیل می دهند مواجهیم. یک سر این طیف، گفتمانی است که دین را به مثابه روش و مرامی برای عمل به حقوق ذاتی و پاسداشت کرامت ذاتی انسان و بلکه سایر موجودات هستی می فهمد که شادروان علی شریعتی از آن تعبیر به دین توحید می کند ولی همزمان می توان از آن به دین آزادی، دین معنوی-رحمانی (به تعبیر روشنفکران دینی ای چون اقایان سروش و شبستری و کدیور) و دین لااکراهی (به تعبیر اقای بنی صدر) نیز یاد کرد. سر دیگر آن، دین به مثابه روش و مرامی برای عمل به انواع تبعیض ها و زورگویی ها و زورشنوی ها است که باز دکتر شریعتی از آن تعبیر به دین شرک دارد- و البته می توان از آن تعبیرات دیگری چون دین تقدیس خشونت، دین ولایت مطلقه فقیه، دین اصالت بخشیدن به انواع تبعیض و دین ضد حقوق و کرامت ذاتی انسان یاد کرد. این نوع تقسیم بندی همانگونه که در آغاز کلام گفتم جنبه ایدآلی دارد و برای این است که بتوانیم وضعیت خارجی را بهتر درک کنیم، زیرا درک پیچیدگی های عالم خارج به ویژه با توجه به دنیای رنگارنگ سیاست امروز، بدون چنین روش مقایسه ای که در حد ایدآل هم باید انجام گیرد به هیچ وجه کار آسانی نیست. پس به منظور جلوگیری از سوء تفاهم، بلافاصله باید یادآور شد که در عالم واقع ما با ایدالها روبه رو نیستیم، بلکه با انواع گفتمانهای دینی ترکیبی برخورد می کنیم که بنابه این که تا چقدر به اصول راهنمای گفتمان خود در پندار و گفتار و کردار نخست آگاه و سپس پایبند باشند به همان حد می توان تشخیص داد آنها آگاهانه یا ناخود آگاهانه میل به این سر طیف دارند و یا به آن سر طیف و به چه میزان و سرعتی؟ اگر بگوییم گفتمان گروههای مختلف موسوم به اصول گرا در ایران امروز "ولایت مطلقه فقیه" است که آنها خود اصرار دارند این گونه بیان کنند، و اگر اصل راهنمای این گفتمان را - بنابر اصل 57 قانون اساسی و رویه شورای نگهبان و نیز عملکرد خود رهبر و نیز نهادهای مختلفی که مستقیماً تحت فرماندهی او هستند- بر غیر رشید دانستن مردم (محجور بودن مردم به زبان فنی تر) و عدم برخورداری از حقوق و کرامت ذاتی تک تک انسان ها فارغ از مذهب، فقاهت، قومیت، جنسیت، سکولار بودن یا نبودن و ...بفهمیم، آنگاه لزوم ولایت مطلقه یک فقیه مبسوط الید بر سرنوشت سیاسی و اجتماعی و جان و مال و حتی ناموس مردم (به تعبیر فقهی: مولّی علیهم) آنهم به صورت مادام العمر و بدون انجام انتخابات آزاد از دید این گفتمان امری مقبول است. پیامد منطقی التزام به این گفتمان این است که هم تصویب و یا تغییر قانون انتخابات یا مطبوعات و هم مراسم و مناسک مربوط به اجرای آنها نیز باید تحت منویات ولی مطلق باشد. به این معنا "اصول" راهنمای این گفتمان در عرصه سیاست امروز ایران تا حالا به خوبی اعلام و پاسداری شده است و از دید اخلاقی هم تا زمانی که همین گونه روز به روز روشن و شفاف تر بیان می شود - مثل همین کاری که به دستور رهبر در انتخابات مجلس هشتم شده است و بی تعارف تحصن و نامه تند انتقادی به رهبر دلیل عدم صلاحیت شده است- کاری است قابل تحسین به لحاظ شفافیت خواهی آن و ضرر آن نیز بی تردید از بردن مردم به تاریکی و ابهام بسیار کمتر است. اما تردیدی نیست که این گفتمان امروزه با روح زمانه نمی سازد که هیچ بلکه تنفر انگیز است، و از منظر تجدد خواهی حقوق مدار چون میل شدیدی به قبضه کردن انحصاری قدرت دارد آنهم به شکل قرون وسطایی ترین آن (با مدل ولایت مطلقه پاپ مقایسه شود) به شدت سرکوبگر است و به قول شریعتی شرک و بت پرستی به همراه دارد. از این منظر بی علت نیست که این گفتمان دائماً سعی می کند کوچکترین منافذ ظهور مستقل حقوق انسان را ببندد. تازه ترین نمونه آن گنجاندن موادی در خصوص جرم انگاری و کیفر ارتداد در لایحه جدید قانون مجازات اسلامی است که به این آشکاری برای اولین بار پس از انقلاب صورت می گیرد. در زمانه ای که نقش رهبران کاریزماتیک خنثی شده است، کارکرد این مواد حفاظت کیفری شدید از هسته این گفتمان است. این ضرورت در دوران اولیه انقلاب زیاد حس نمی شد علی رغم آنکه در آن دوران گروه های کمونیستی حضور علنی در جامعه داشتند. به سمت دیگر طیف که حرکت کنیم گفتمان گروه های اصلاح طلب قرار دارد و به ویژه زبانی (البته بیشتر هم در همین حد زبانی) که خود آقای خاتمی به کار می گیرد که میل به سوی دین آزادی دارد. متاسفانه این گروهها از اصول راهنمایی که در ذهن دارند نه به تفصیل سخن می گویند و نه بالتبع شجاعتی و تهوری برای عمل به آن از خود ابراز می دارند. اینجا می توان با نقد پرمعنی دکتر سروش بر خاتمی همراه شده که وی هم تزلزل در نظر داشت و هم در عمل. از این رو باید گفت یکی از انتقادهای جدی و به جا در مورد جریانات اصلاح طلبی پیرامون آقای خاتمی به این بر می گردد که آنها برای توجیه مشارکت سیاسی اشان در عرصه عمومی، به زبان و گفتمان دینی مورد نظرشان در "عمل" بی توجه اند. به قول قرآن چیزهایی را می گویند و ارزش می دانند که عمل نمی کنند. شاید هم بتوان با کمی تولرانس معرفت شناسانه گفت جز یک رشته کلی گویی ها چیزی از آن گفتمان نمی دانند. از این جهت، نقد گروه های مخالف آنها در جبهه معروف به اصول گرایان تا حدی به حق است زیرا آنها در تمام این مواقع با جزئیات و تفصیل از اصول راهنما و روش های دینی خود بهره می جویند و آن را هم با بلند گو به استحضار همه می رسانند. جامعه سیاسی اصلاح طلب اگرچه مدعی دین داری است اما جای شگفتی است که چرا برای بیان تصمیمات خود از یک عقلانیت آزاد دینی و یک گفتمان شفاف و توحیدی دوری می جوید. متاسفانه مواقعی مثل انتخابات که فرا می رسد گفتمان دینی یکسره در خدمت بنیادگرایان قرار می گیرد که آشکارا دین و گزاره های آن را با زور در می آمیزند و به مردم مسلمان هم القا می کنند که مخالفان قصد ضربه به احکام االهی دارند. در آنسو اما اصلاح طلبان که پیوسته هم داد و فریاد می زنند که مسلمانانی حقیقی اند و به اسلام معنوی باور دارند، به جای رجوع به اصول مستحکم همین دین رحمانی اشان و توضیح و تطبیق عموم فهم قواعد عملی آن برای عرصه زندگی فردی و جمعی حاضرند به انواع توجیهات قدرت مدارانه و مصلحت اندیشانه سکولار و بدتر از همه ترساندن مردم از این که اگر رای ندهید یا بدهید چنین و چنان بلاهایی نازل می شود، پناه برند. [[photow01]] من به عنوان دین باوری که از خداوند همواره می خواهم دین ام را وجه المصالحه هیچ معامله قدرتی نگرداند، سه دلیل دینی به هم پیوسته برای تحریم انتخابات پیش رو دارم که مایلم در اینجا به بحث انتقادی بگذارم تا اگر خطا می کنم اصلاح شود و دین باورنی چون من هم بنابراین در انتخابات آتی خدای ناکرده مرتکب خلاف شرع نشده و آنچه مورد رضایت حق است انجام دهند: اول: به دلیل این که خلقت خدا (از جمله حیات انسان) را تماماً بر اصل ازادی می فهمم دوم: حیات خداداد را مجموعه ای توحیدی از حقوق "ذاتی" و کرامت "ذاتی" می دانم. سوم: تا زمانی که پاسدار حقوق و کرامت خودم و دیگران می باشم (یعنی خشونت زدایی مرام ام باشد) ترس از باختن ندارم زیرا خداوند وعده پیروزی قطعی داده است. حال توضیحی مختصر در باره سه دلیل بالا: 1. تعجب می کنم اگر کسی از پایگاه دین اسلام که بنابر صریح قرآن این دین فراخنای بی کران لااکراه و نفی زور – به خصوص قرائت شیعی آن که مقاومت بر حق تا پای جان است، به این نتیجه برسد که او باید در جایی "حکم اکراهی و اجباری" گروهی، سیستمی یا ساختاری را بپذیرد. کسانی که چنین می اندیشند در دین قائل به اکراه و جبر شده اند، زیرا مردم را میان دو گزینه شرکت یا عدم شرکت گذاشتن نوعی جبر خواهی است. واقعاً از کسانی چون آقای خاتمی که دعوی دین توحیدی و آزادی خواهانه دارند قبیح است که خود و جامعه را به اندیشه قهر و جبر دعوت می کنند. آیا دعوت مردم به شرکت در انتخابات 24 اسفند دعوت به انتخاب بین بد و بدتر نیست؟ متاسفانه این داستان شرکت/عدم شرکت بیش از 8 سال است که پیوسته دارد از سوی گروه های اصلاح طلب تکرار می شود و این آقایان که به قول خودشان دین اندیش اند هرگز به خود اجازه نداده اند بپرسند آیا تن دادن به جبر میان بد (شرکت در انتخاباتی که به تایید خودشان فرمایشی و ناعادلانه است) و بدتر (عدم شرکت و هژمونی بیشتر افراطیان) کاری خداپسندانه است؟ ایا خدایی که هستی را بر عدل و اختیار آفریده (عقیده شیعه) دوست دارد مخلوقش به این وادی ها کشیده شود؟ 2. اصل کرامت انسان در قرآن (مقام جانشینی خدا روی زمین) اصلی است که مانع می شود یک مومن شرایطی را بپذیرد که در آن تحقیر و تصغیر خویش یا دیگران است. به قول امام حسین هیهات من الذلة! من وقتی این اصل دینی را با شرایط انتخابات کنونی در ایران تطبیق می دهم با این پیش فهم که من اگر "مجبور" باشم دیگر نمی توانم ادعا کنم کارم را با"حفظ کرامت" انجام داده ام، حس می کنم شرکت در چنین رآی گیری برایم تحقیر و تصغیر در پی دارد. قبول دعوت کسانی چون آقای خاتمی مهر تایید می زند بر قاعده ای که مبنای عمل اجراکنندگان این انتخابات به ویژه شورای نگهبان است: یعنی تو ای انسان ایرانی هرچند هم 18 سال ات شده است و بالغ و عاقلی، اما بدان که صاحب حق خداداد رهبری بر خویش (چه در زندگی خصوصی و چه جمعی) نیستی و در برابر قدرت دولت مطلقه خواری و ناتوانی! اما من دین باور با عدم شرکت ام می خواهم اعلام کنم خداوند مرا دارای کرامت ذاتی خلق کرده و صاحب حق رهبری بر خودم گردانیده است (مفاد اصل 56) و اصلاً مجاز نیستم به عنوان مسلمان این "حق کرامت و ازادی تعیین رهبری بر خویش" را ساقط، معاوضه یا منتقل کنم. اگر چنین کنم خلاف بین شرع مرتکب شده ام. از این دید قرآنی و توحیدی، استعداد رهبری و حق رهبری ذاتی حیات هر انسان و هر موجود زنده دیگری است. من اگر استعداد رهبری نداشتم، اصلاً به هستی در نمی آمدم. در این دید، استعداد و حق ذاتی قابل انتقال به دیگری هم نیست. مومن نمی تواند به دیگری بگوید استعداد و حق رهبری خود را به تو انتقال می دهم تا که تو مرا رهبری کنی! نه، این خلاف اصل دین لااکراهی است. همان گونه که من نمی توانم به دیگری بگویم بجای من پرستش کن، درس بخوان و یا عاشق بشو. هر دین باور ازاده ای این پرسش را از خود بکند، در می یابد که این استعداد و حق را نمی تواند از خود بمنزله موجود زنده سلب کند مگر به مرگ. 3. قدرت را جز با مقاومت و نه گفتن نمی توان از تجاوز باز داشت. به تعبیر قرآن، قانون قدرت میل دائمی به تکاثر و تمرکز است و لازمه طبیعی این قانون تقسیم دائمی افراد و اندیشه ها به دو (اصل ثنویت)، آنگاه حذف یکی از این دو از طریق اعمال خشونت است و از خداوند می خواهم گرفتار این نوع تضاد خشونت آمیز نشوم. در برابر این وضعیت، اما این وعده خداوند به نبی به عنوان اسوه همه ما هست که؛ فاستقم! بلی گفتن به قدرت، با هر استدلالی، خواری است و نتیجه اش همان است که امروز بر سر اصلاح طلبان در آمده است: نه در جامعه منزلتی جسته اند و نه در کنار ارباب قدرت. و البته او داور نهایی است!
Monday, March 10, 2008, 11:51:00 PM
تا برپایی انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی سه روز بیشتر باقی نمانده است. به صفت وظایف روزنامه نگاری ام بیش از پیش درگیر مباحث فنی و بویژه حقوقی انتخابات بودم و کمتر به ابعاد سیاسی انتخابات در مصاحبه هایم پرداختم. اما در ورای این بحثها و گفتگوها موضوع شرکت یا عدم شرکت ( اعم از تحریمی و غیر تحریمی) شاید آخرین موضوعی باشد که در سلسله برنامه های دموکراسی و انتخابات رادیو زمانه به آن بپردازم و پرونده این انتخابات را ببندم. اما پیش از این خواستم نظر خودم را نیز در اینجا بیاورم. [[photow01]] به نظر من باید مردم در این انتخابات شرکت کنند و علیرغم تمامی نامردمی هایی که از سوی اقتدارگرایان حاکم در شورای نگهبان و هیأتهای اجرایی صورت گرفت میدان را برای تمام کردن حلقه تمامیت خواهی تمامیت خواهان خالی نکنند. بی تردید انتخابات در نظام جمهوری اسلامی با استانداردهای انتخابات آزاد و رقابتی فاصله زیادی دارد و شاید بهتر باشد از آن به عنوان نمایشی از دموکراسی نام ببریم. این غیر دموکراتیک بودن انتخابات در ایران در ابعاد گوناگون قابل بررسی و رؤیت است. از حیث قوانین و مقررات بویژه شرائط انتخاب شوندگان گرفته تا نظارت استصوابی شورای نگهبان و تناقضات مکرر قانون انتخابات با قانون اساسی بهویژه در بخش حقوق ملت و آزادیهای عمومی و تا عملکرد غیر قانونی و یکسویه هیأتهای اجرایی و نظارت همه و همه حکایت از بی قواره گی این انتخابات دارد. اما واقعیت این است که راه حل مقابل شرکت در انتخابات چیست؟ آیا در برابر نظر شرکت کنندگان در انتخابات ایده و راه گریز بهتری یافت می شود که ما را از شرّ اقتدارگرایان سخت سر که زندگی و آسایش مردم ایران را قربانی جاه طلبی خود قرار داده اند رها سازد؟ اکثر منادیان تحریم یا کسانی که تحریم را با یک بزک جدید با نام " عدم شرکت بدون صدور فرمان تحریم" *عرضه کرده اند ، اقرار دارند که فرامین تحریم چه از داخل و چه از خارج ایران عملاً نتیجه ای نداشته است و مردم به دلیل اینکه زندگی روزمره خود را در گرو نتایج این انتخابات می دانند یک حضور حد اقل پنجاه درصدی را رقم می زنند و در نتیجه تحریم کنندگان بارها و بارها میزان نفوذ و تأثیرگذاری خود را آزموده اند و اگر عبرت گیر باشند باید دست از این سیاست شکست خورده بردارند. شاید بسیاری از تحریم کنندگان داخل ایران سیاست ورزی نوع غربی را کمتر تجربه کرده باشند اما ایرانیان مقیم غرب بهویژه اروپا حد اقل این مدعای مرا تأیید می کنند که در اروپا احزاب سیاسی حتی برای تصاحب یک کرسی در مجالس ملی نهایت تلاش خودشان را می کنند و هرگز با بلندپروازی و رؤیا پروری خودشان را از تصاحب حتی یک کرسی محروم نمی کنند. به عنوان نمونه حزب کمونیست فرانسه که در انتخابات دیروز فرانسه در کنار حزب سوسیالیست و سایر احزاب چپ پیروزی چشمگیری را در برابر احزاب حامی سارکوزی کسب کرد با سابقه ای بیش از یک قرن در انتخابات مجلس ملی فرانسه در 17 ژوئن 2007 فقط توانست پانزده کرسی را از آن خود کند. در واقع احزاب حرفه ای و واقعگرا در غرب نیک می دانند که ارزش دستیابی حتی به یک کرسی در پارلمان چیست و برای این منظور باید از هر امکان قانونی و اخلاقی مدد گرفت تا رقیب را از در اختیار گرفتن تعداد بیشتری از این کرسیها باز داشت. از سوی دیگر این نکته را هم نباید فراموش کنیم که در جامعه استبداد زده ایران که گروهی از اقتدارگرایان مافیا گونه بر اقتصاد و سیاست آن چمبره زده اند باید از راهکارهای هوشمند برای جلو بردن پروژه دموکراسی و حقوق بشر استفاده کرد. به عنوان نمونه شاید امثال تاج زاده و شیرزاد و آرمین و مزروعی که ناجوانمردانه رد صلاحیت شدند در میان تأیید صلاحیت شدگان کمتر یافت شود اما می توان از میان چهره های کمتر مشهور انسانهای شجاع و آزاده ای یافت که بالقوه در جانفشانی برای آزادی و سربلندی ایران آمادگی و توانایی لازم را داشته باشند. نیک به خاطر دارم وقتی با انسان شجاع و آزاده ای به نام محمدعلی دادفر که فرهنگی ساده و بی آلایشی از بوشهر بود پیش از انتخابات مجلس ششم آشنا شدم هیچ گمان نمی کردم این مرد بزرگ همدوش دوست خوبم مهندس موسوی خوئینی، خانم حقیقت جو و سایرین از پیشروترین نمایندگان مجلس ششم در دفاع ازحقوق زندانیان سیاسی و آزادیخواهی بشود و حتی از نام آوران اصلاح طلب تهران نشین نیز جلوتر عمل کند. کارنامه درخشان دادفر و اعلمی و پیرمؤذن و امثال ایشان که از شهرستانهای دور و نزدیک راهی مجلس شدند حکایت از این واقعیت دارد که اگر شورای نگهبان جلوی ژنرالهای نام و نشان دار پایتخت نشین و یا از شهرهای بزرگ را گرفت باید از میان تأیید شدگان شهرستانها شیر مردان و شیرزنانی را یافت و ایشان را یاری رساند تا بتوانند به مجلس بروند و خواب اقتدارگرایان را پریشان نمایند. باور کنید این راه عملی و ممکن است و تجربه نشان داده که می توان با این شیوه اقتدارگرایی را زمینگیر و یا شتاب خیره سری اش را کاهش داد. بی شک اصلاح طلبان توانسته اند این افراد را شناسایی کنند و در لیستهای خود به مردم معرفی نمایند. پس فقط یک گام دیگر باقی می ماند؛ آنهم حضور پر شور برای شکست اقتدارگرایی احمدی نژادی شبیه همان کاری که دیروز فرانسوی ها جانانه انجام دادند و یک دست و یک صدا و معترضانه و آگاهانه پای صندوقهای رأی رفتند و به سارکوزی نه محکمی گفتند و حماسه ای آفریدند.
Monday, March 10, 2008, 7:49:30 PM
سعید مدنی، پژوهشگر، روزنامه نگار و یکی از فعالان ملی ـ مذهبی در گفت وگویی با هفته نامه آلمانی اشپیگل، (دوشنبه 9 مارس)، ضمن اعلام عدم شرکت گروه وی در انتخابات آتی مجلس، از شرکت اصلاح طلبان انتقاد کرد. وی گفت: مجلس آینده زیر سیطره محافظه کاران قرار خواهد گرفت و شمار اندک اصلاح طلبانی که به مجلس راه خواهند یافت، نمی توانند تاثیر چندانی داشته باشند. وی هم چنین گفت: محافظه کاران انسجام و وحدت خود را از داده اند و آن عده از افرادی که دارای دیدگاه انتقادی می باشند ، حول علی لاریجانی و قالیباف جمع شده و مخالف رییس جمهور ایران، احمدی نژاد، هستند. [[photow01]] اشپیگل: آقای مدنی، اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران، مهدی بازرگان، متعلق به گروه شما بود. در انتخابات جمعه آینده چند کاندید از طرف شما برای رفتن به مجلس معرفی خواهند شد؟ مدنی: ما به عنوان اعتراض در این انتخابات شرکت نخواهیم کرد.در انتخابات دوره قبل شورای نگهبان در آخرین مرحله مانع شد و کاندیداهای مارا حذف کرد. این بار سخت گیری شورای نگهبان و وزارت کشور بیشتر شده است. از میان 7500 کاندیدای متقاضی، بیش از دوسوم رد شده اند. از این رو، این انتخابات آزاد و عادلانه ای نیست. هدف [این انتخابات] صرفا حفظ قدرت سردمداران حاکم است. بدین جهت ما و شخصیت های بی شماری مانند شیرین عبادی، کمیته ای برای برقراری انتخابات آزاد تشکیل داده ایم. اشپیگل: اما حزب رییس جمهور سابق، محمد خاتمی، و گروه وابسته به رییس سابق مجلس، مهدی کروبی، در این انتخابات شرکت خواهند کرد. مدنی: راهی که آنها انتخاب کرده اند از طرف اپوزیسیون بحث و جدل برانگیز است. چند اصلاح طلبی که به مجلس راه خواهند یافت، هیچگونه تاثیر و نفوذی نخواهند داشت. در آینده بازهم این محافطه کاران هستند که اکثریت مجلس را تشکیل خواهند داد. اشپیگل: با وجود این، آیا می توان گفت که این انتخابات به تحکیم موضع احمدی نژاد منجر خواهد شد؟ مدنی: خیر. محافظه کاران یکدست نیستند. تنها عده معدودی از "اصول گرایان" به حرف دولت گوش می دهند. از جمله این افراد غلامعلی حداد عادل، رییس مجلس، می باشد.اکثریت محافظه کاران [بلوک] "اصول گرایان انتقادی" را تشکیل می دهند و از دولت بسیار ناراضی اند. این افراد اکنون حول علی لاریجانی و محمد قالیباف گرد آمده اند. اشپیگل: آیا فکر می کنید که همه ی این ها بیانگر بروز جنگ جناح های محتلف محافظه کاران است؟ مدنی: از هم اکنون می توان فضای انتخابات آینده ریاست جمهوری را حس کرد. نشانه هایی وجود دارد که حاکی از همکاری بازماند گان اصلاح طلب و محافظه کاران منتقد است. با وجود این امر و صرفنظر از مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشور، احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده با وضعیت دشواری روبرو خواهد شد.
Friday, March 07, 2008, 9:07:31 PM
طرفداران آقای احمدینژاد را در فاصله کوتاهی پس از انتخاب وی، بهصورت اجمالی میتوان در هفت گروه متفاوت تقسیمبندی کرد: [[photow01]] ۱- جماعت بسته و محفل دوستان احمدینژاد از دانشگاه علم و صنعت ایران، جامعه اسلامی مهندسین و خویشاوندان وی. ۲ - حزبالله، بسیجیان جوان و گروههایی که به لحاظ سیاسی تندروترین لایه بنیادگرایان حاکم به شمار میروند. آنان مصلحتگرایی جناحهای پیر حکومتی را مانعی پیشروی خویش میدیدند و از سوی دیگر محافظهکاران سنتی نیز پس از آسودگی از ناحیه اصلاحات، بیش از این مایل به پرداخت هزینه سیاسی و مالی برای ایشان نبودند. گروههایی نظیر انصار حزبالله، دانشجویان عدالتخواه، دانشجویان بسیجی از این دستهاند. ۳ - بازیگران سیاسی تازهکاری که قصد صعود سریع از پلکان قدرت را داشته و جریان احمدینژاد را مناسبتر از جریان نسبتا ساخت یافته و ضابطهمند محافظهکار سنتی میدیدند. به بیان دیگر برای ایشان احمدینژاد مناسبترین محمل صعود هلیکوپتری به عالیترین سطح قدرت سیاسی بود. ۴ - بازیگران سیاسی محافظهکاری که بهدلیل درگیریهای درونی در حاشیه قرار گرفته، در آستانه حذف قرار داشتند. اینان با اطلاع نسبی از سازوکار منازعات سیاسی محافظهکاران در جبهه تازه تاسیس احمدینژاد مستقر شده به سرعت خود را با شعارهای وی تطبیق دادند. ۵- متنفذین محلی که در رقابت با شبکه سراسری وابستگان راست سنتی، احمدینژاد را محمل مناسبی برای تعریف هویتی نوین و قدرتمند میدیدند و همزمان احمدینژاد هم به خاطر نیاز به شبکهای کشوری، راه را برای جذب حامیان منطقهای و خارج از مرکز باز گذاشته بود. ۶- شبکه قدرتمندی از فرماندهان سطح دوم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که خود را در انتقال هزاران همرزم دیروز خود به حوزه سیاست و اقتصاد مغبون و متضرر یافته بودند. آنان بهصورت علنی از سیاسی شدن، اقتصادگرایی و دنیازدگی سپاه ابراز نگرانی میکردند، هرچند خود در خفا مترصد فرصتی برای ترک حوزه کم سود، خطرناک و زیر کنترل نظامیگری و مهاجرت به مناصب سودآور و نسبتا آزاد سیاسی و اقتصادی بودند. ۷- جمعیت نسبتا پرتعدادی از رایدهندگان بیاعتماد به هر دو جناح حکومتی، خود را با گفتمان انتخاباتی محمود احمدینژاد در سیاهنمایی عملکرد دولتهای پیشین، همسو دیده، وعده او برای تغییر سریع نحوه مدیریت کشور را باور کردند. این گروه از رایدهندگان پیام ساده احمدینژاد در آوردن پول نفت بر سر سفره مردم را پسندیدند و آن را بر تبلیغات تکراری و مشابه دیگر نامزدها ترجیح دادند. نگاه رهبری به احمدینژاد اما قدرتمندترین سطح منازعات سیاسی یعنی رهبری چگونه به انتخاب احمدینژاد مینگریست؛ برای رهبری، احمدینژاد از دو منظر فرصت تلقی میشد. اولا رای نسبتا بالای احمدینژاد، تاییدی بود بر تاکیدات رهبری در پایان بخشیدن به منازعات بیحاصل سیاسی، جناحگرایی، به اهمیت بودن آزادی و تمرکز بر نیازهای اساسی مردم محروم. رای به احمدینژاد، رای اقتصادی خوانده میشد و بر این اساس رهبری از موفقیت خود در انتقال مرکز ثقل صندوق از طبقه متوسط به اقشار کم درآمد مطمئن بود. تحلیل گفتمانی سخنان رهبری موید بیشترین تقریب گفتمانی دهه گذشته ایشان و آقای احمدینژاد در موضوعات مورد توجه رایدهندگان نظیر اقتصاد است. احمدینژاد همچنین برای رهبری فرصتی فراهم میآورد تا برنامه ضرب الاجلی پاکسازی هرم مدیریتی کشور خصوصا وزارت های کشور، اطلاعات، ارشاد و آموزش عالی از عناصر اصلاحطلب را به اجرا گذارد. برنامه رهبری برای اصلاح مدیریتی کشور تنها با انتخاب مصطفی معین و یا اکبر هاشمی رفسنجانی با قدری اشکال مواجه میشد و دیگر کاندیداها یعنی آقایان لاریجانی، قالیباف، مهرعلیزاده و کروبی اصولا انگیزه و توانی برای جلوگیری از این تصمیم نداشتند. حزبالله به پادگان بازمیگردد حال و پس از گذشت قریب سه سال از ریاست جمهوری آقای احمدینژاد گروه اول حامیان وی یعنی محفل دوستان علم و صنعتی و خویشاوندان هر یک عهدهدار چند منصب دولتیاند. جریان انتصابات خانوادگی به رییس جمهور محدود نشده و شامل دوستان نزدیک او یعنی آقایان: هاشمیثمره و زریبافان دبیر هیات دولت نیز میشود. طبعا اشتغال در بوروکراسی سنگین دولتی زمینه تداوم فعالیت سیاسی و ستادی جمع حاضر را به شکل قابل توجهی تحلیل برده است. بسیاری از عناصر گروه دوم یعنی هستههای حزب الله نیز بهصورتی پرتعداد وارد بنگاههای دولتی شدهاند و مهمتر از آن انتخاب احمدینژاد بهعنوان رئیس جمهور منتخب حزبالله، اساسا نیاز به حزبالله را از میان برده است. اگر بر نحوه تشکیل و عضوگیری گروههای حزبالله نظر افکنیم، سالهای 1370 تا 1384 را سالهای طلایی جریان حزبالله خواهیم دید. گردانندگان اولیه این جریان با تکیه بر سیاستهای میانهروتر اقتصادی و اجتماعی آقایان هاشمیرفسنجانی و خاتمی، جوانان بنیادگرا را برای تشکیل جبهه کشوری حزبالله بسیج کردند. در تمام این دوران هاشمی، خاتمی و دیگر مدیران کشور مسبب شکاف فزاینده طبقاتی، بیاخلاقی و فساد قلمداد شده و جناح محافظهکار نیز با بهرهگیری از شبکههای سراسری رسانهای، مالی و سیاسی خود از عضوگیری این جریان حمایت کرد. در آستانه برگزاری انتخابات نهم ریاست جمهوری جریان حزبالله قادر به بسیج شمار قابل توجهی از رایدهندگان منسجم بود. پس از انتخاب آقای احمدینژاد اولا حزبالله به پشتوانه موفقیت در برابر رقبای احمدی نژاد، اختلافات دیرپای خود با راستگرایان معتدل را پیش کشید و ثانیا چهرههای متنفذ جناح محافظهکار نیز از ادامه اقدامات تخریبی حزبالله علیه شخصیتهایی نظیر آقای هاشمی رفسنجانی احساس خطر کرده، بیم آن داشتند که احمدینژاد نوظهور از نفوذ خود و توان روزافزون حزبالله برای تشکیل نوعی حزب سراسری استفاده کند. تشکیل چنین حزبی میتوانست چیرگی سی ساله روحانیون بر عرصه سیاسی کشور را با خطر مواجه کند. بر پایه دادههای فوق به نظر میرسد، پس از انتخاب آقای احمدینژاد چهرههای سرشناس و صاحب نفوذ بر جریانات سیاسی کشور بیشتر تمایل داشتند تا ظرفیت نیروی سراسری حزبالله به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازگشته و لااقل به لحاظ سازمانی، حزبالله آرایش سالهای پایانی دهه 70 را بازیابد. نیروهای محدود و سنتی حزبالله در گردهمآیی ها کمافیالسابق حضور یابند، بدون آنکه به نفع موجودیتهای سیاسی غیر از رهبری سازماندهی شوند. گروه سوم حامی آقای احمدینژاد یعنی بازیگران سیاسی تازهکار نیز توسط آقای احمدینژاد عهدهدار مناصب سیاسی و اقتصادی بسیار شدند، این امر اعتراض مدیران پرسابقه مرتبط با جناح محافظهکار را برانگیخت. در نظام مدیریتی ایران، حفظ پست نیازمند برخورداری از رابطه سیاسی است. به بیان دیگر مدیران باسابقه حاضر در هرم مدیریتی نظام، بقای مدیریت خود را وامدار شبکهای از روابط سیاسی و اقتصادیاند و طبعا در برابر تزریق نیروی مدیریتی جدید، نوعی مقاومت سیاسی را سازمان خواهند داد. چنین مقاومت سیاسی در برابر انتصاب مدیران جوان احمدینژاد نظیر بذرپاش به خوبی قابل مشاهده است. همپیمانان جدید رئیسجمهور گروه چهارم مجموعهای از بازیگران پرسابقه، ولی مغضوب جناح راست و در موارد بسیار نادری چپ بودند که با مهاجرت سازمانی از اردوی سیاسی پیشینشان با احمدینژاد موتلف شدند. اساسا بارزترین مشخصه اردوی سیاسی احمدینژاد سهولت ترقی غیرپلکانی در آن بود، گروههای چهارم و پنجم با صعود نردبانی سریع در مجموعه حامیان احمدینژاد این اردو را تا مرز تقابل سیاسی، اقتصادی با بزرگان جناح راست پیش بردند. احمدینژاد و حامیان نخستین وی اساسا ضد تشکل های جناح راست نبودند و چالش با جناح محافظه کار از جایی خارج از هسته درونی حامی این مجموعه وارد شد. سپاه سیاسی و سپاه اقتصادی گروه ششم یا شبکه فرماندهان جامانده از هجرت عظیم پاسداران دهه هفتاد به سیاست و اقتصاد، جالبترین زیرمجموعه از حامیان احمدینژاداست. اولا سپاهیان پیرامون احمدینژاد به لحاظ درجه، مرتبه و میزان نفوذ تاریخی شان در سپاه با سپاهیان رقیب وی قابل مقایسه نیستند. رقبای احمدینژاد عبارت بودند از محسن رضایی شاخصترین فرمانده کل سپاه، باقر قالیباف از نزدیکترین فرماندهان به رهبری و علی لاریجانی از فرماندهان شاخص و سیاستگذاران قدیمی آن نهاد. حال آنکه سپاهیان نزدیک به رییس جمهور اساسا چهرههایی ناشناخته بودند. تصور عمومی از سپاه پاسداران به عنوان نهادی همگن اساسا قرین واقعیت نیست. سپاه در تمام تاریخ خود آبستن دستهبندیها و منازعات گسترده سیاسی بوده که با توجه به سازمان بسته این نیرو، بازتاب بیرونی و مطبوعاتی نداشته است. یکی از آخرین این جناحبندیها، شورش گروهی از فرماندهان تازهکار مدعی بنیادگرایی رادیکال بر فرماندهان سابقی بود که غرق در تجملات دنیوی شان می خوانند. احمدینژاد مناسبترین سیاستمدار برای این دسته از فعالان برآمده از سپاه در ادامه ستیز با چهرههای شاخص پاسدار نظیر رضایی بود. این گروه پردامنهترین حملات را علیه محسن رضایی و تیم همکار او سازمان دادند، حملاتی که تا مرز درگیریهای خصوصی و نفوذی خواندن یکدیگر پیش رفت. آنان همچنین مداح معروفی را واداشتند تا باقر قالیباف را همدست یزید خواند و موارد بسیاری از این دست. مردم قربانی تورم میشوند آخرین حلقه از حامیان احمدینژاد، مردمی بودند که به مدد هیجانسازی رسانه سراسری، گفتمان مردمپسند احمدینژاد را جدی گرفته، برای تغییر اساسی در وضعیت نابسامان اقتصادی به او رای دادند. احمدینژاد میبایست میان ادامه حمایت سیاسی این تودهها و رابطه حسنه خود با چهرههای متنفذ سیاست در ایران یکی را انتخاب می کرد، برای جلب و تدام حمایت شهروندان، چارهای جز بازداشت گروهی مدیر اقتصادی دولتهای سابق، به جرایمی نظیر اختلاس و چپاول اموال عمومی نداشت. ناگفته پیداست که بالاترین ردههای حاکمیت جمهوری اسلامی ایران طرفدار چنین روشی نبودند. لذا مردمان امید بسته به احمدینژاد، دفتر حمایت را با کلام مشهور «این هم از خودشان است»، بسته و مجددا غیرسیاسی شدند. در فاصله زمانی کوتاهی بالا رفتن قیمت جهانی نفت و سیاستهای عوامپسندانه دولت، به تورم مهار گسیخته انجامید، امری که حامیان 1384 رئیسجمهور را به منتقدان 1386 او بدل ساخت. احمدینژاد و مجلس هشتم وضعیت عمومی نیروهای حامی رئیس جمهور در آستانه انتخابات ریاست جمهوری را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد: آقای احمدینژاد از تشکیل جبهه سراسری احمدینژدایسم، ناامید شده و در حال حاضر توجه خویش را معطوف به محدود کردن دامنه فشارهای اقتصادی بر شهروندان نموده است. او راهی به جز کنترل مجلس هشتم ندارد. از دست دادن مجلس، به پایان زودهنگام ریاست جمهوریاش میماند، گرچه یکسال و چندماه دیگر هنوز رییس جمهور رسمی کشور باشد. او به هر قیمت میبایست از تشکیل مجلسی منتقد جلوگیری نماید، مجلس منتقد دست وی را در تداوم سیاستهای عامهپسند، اما پرریسک خواهد بست، مجلس هشتم بیتردید برآیند نظر جمعی چند گروه مختلف سیاسی، راستگرایان میانهرو و طرفداران روسای جمهور سابق است. بدیهی است پس از تجربه تلخ مجلس هفتم که از ترس بازگشت اصلاحگرایان اوامر رئیس جمهور را علیرغم مخالفت آشکار یکی پس از دیگری تایید و جاری نمود، هر مجلس جایگزین با هر ترکیب سیاسی ممکن در برابر رئیس جمهور خواهد ایستاد، گرچه در عمل به توصیه اکید رهبری، نبردهای سهمگین سیاسی در پس پرده تعامل و حمایت از دولت، ادامه یافته و احتمالا بر شدت و دامنهشان افزوده خواهد شد. احمدینژاد با علم کامل از طبعیت مجلس هشتم و وضعیت نابسامان اردوی سیاسی خویش، حتی پیش از برگزاری انتخابات مجلس هشتم، گناه تورم وحشتآفرین سال 1387 را بر دوش مجلس و مجمع تشخیص مصلحت میاندازد، بدون آنکه کمترین جایگزینی برای خروج از بنبست خودساخته، فراروی خویش ببیند.
Friday, March 07, 2008, 7:29:45 PM
پس از مدتها آقای احمدینژاد میهمان بغداد بود. ملاقات او از عراق بخودی خود و با قطع نظر از تلاش برای ایجاد توازن میان عملکرد ایران و آمریکا در عراق، از جمله مسائل داخلی عراق محسوب میشود، گرچه سفر احمدینژاد به عراق با سفر جورح بوش به این کشور از لحاظ شکلی متفاوت است. جرج بوش بدون اذن و اجازه و بدون دعوت وارد عراق میشود! البته عرف اشغال از زمانهای بسیار قدیم همین بوده است. آیا هلاکو (656 هجری) در قصر خلیفه جلوس نکرد و خلیفه را در قصر خودش محاکمه ننمود و او را آنطور که همدانی در کتاب جامع التواریخ مینویسد با گفتن این سخن مسخره نکرد که «ای خلیفه! تو میزبانی و ما میهمان. پس آنچه در خورشان ماست برای ما آماده کن.» [[photow01]] البته یک فرق میان اشغال عراق در این زمان و اشغال آن توسط هلاکو هست. مستعصم زمان ما، صدام، فرار کرد و از سوراخ مخفیگاهش به مقابله با اشغالگران کشورش پرداخت! به هر ترتیب دیدار احمدینژاد از عراق احتمالا اولین دیدار یک شاه یا رییس جمهور ایرانی از عراق، در تارخ معاصر این کشور است که بعد از جدا شدن عراق از دولت عثمانی صورت میپذیرد در حالیکه از زعمای ما عراقیها سه تن از ایران دیدن کردهاند. یکی از آنها ملک فیصل اول ( وفات 1933) بود که به ایران رفت و توانست اذعان ایران درمورد حدود مرزهای معین شده با عراق را از این کشور بگیرد و در مورد اهوازهم به مانند معاملهای بین دو امپراطوری انگلیس و ایران برخورد کرد. اگر حافظهام یاری کند دو برادر دیگر که هر دو رییس جمهور بودند نیز از ایران ملاقات کردهاند: عبدالسلام عارف که در سال 1966 به قتل رسید و عبدالرحمن عارف (وفات 2007). چه بسا به شوخی، اما شایع است که عبدالسلام عارف در سفرش به ایران خواستار جایگزینی و تبادل بقایای امام ابی حنیفه (150 هجری) که در منطقه اعظمیه بغداد دفن است با بقایای خلیفه هارون الرشید که در منطقه طوس خراسان مدفون است، شده بود. اما متاسفانه نه رییس جمهور عبدالسلام عارف و نه رعایای او نمیدانستند که این امام گرچه عراقی الاصل است اما اجداد او از غیر اعراباند! البته این مسئله را نباید فراموش کرد که این دو کشور همسایه، ایران و عراق، دایما ریشهها و تاریخشان به هم تنیده بوده است. نمیدانم اگر آقای احمدینژاد در سفرش به عراق به زیارت مقبره امام ابوحنیفه، جایی که قبلا مقبره یکی از ملکههای سلسله ساسانیان بوده است، میرفت و در آنجا دوباره با این حقیقت مواجه میشد که نه ایران شاهنشاهی و نه ایران اسلامی هیچکدام نتوانستند آن را بگیرند، چه حالی میداشت؟ [[photow02]] ایران باید بداند که عراق کشوری مستقل و دارای مرزهای جغرافیایی خاص خود است و نه بخشی از کشور فارسی زبان قدیم و یا ایران زمان صفویها یا پس از آنها... اما این مسئله از جانب مقامات ایرانی در نظر گرفته نشده و به نوعی رابطه متقابل با عراق تبدیل نگردیده است. لابد همچنان این غرور و نخوت در آنان وجود دارد و عراق را حق خود میدانند. چه بسا که همین حرف را در مورد ترکیه هم میزنند. این مسئله به هیچ وجه پوشیده نسیت که کشور آقای احمدینژاد در امور ریز و درشت عراق دخالت میکند در حالیکه همزمان ادعا میکند «ما آمادهایم خلا خروج امریکا از عراق را در صورت پایان دادن به اشغال این کشور، پر کنیم.» معنی پر کردن خلا چیست؟ آیا این خلا را با نیروهایی که در داخل عراق دارند پر خواهند کرد یا با گروههایی از سپاه پاسداران؟ قبلا ایران در مسئله تعیین نخست وزیر عراق، کمی قبل از انتخابات سال 2004 میلادی دخالت کرده بود، همان روزی که مطبوعات اعتراض ایران در مورد نخست وزیری یکی از نامزدها را منعکس کردند، زیرا آن نامزد علیرغم تمسک به پیروانش و ایجاد یک ائتلاف جدید در ائتلاف تمام گروههای عراقی، وفاداری خودش را به ایران حفظ نکرده بود و خودش نیز به گروههای عراقی گفته بود نمیدانم چگونه این سخن را قاطعانه به سفیر ایران در عراق بگویم. ایران قابل مواخذه نیست که چرا بازارهای عراق را با اجناس خود، از انواع غذاهای گوناگون حتی ماهی و خرما گرفته تا زنجیرهای عزاداری روز عاشورا و لباس و کتاب پر کرده است. کشاورز عراقی در حال حاضر نمیتواند به زراعت بپردازد و رقابتها و درگیریهای عراق او را ناتوان ساخته است. اولیای امور (افراد منتخب) در عراق هم که فاقد شایستگی لازم برای صلاح بخشیدن به کارها هستند و به حق باید در موردشان گفت «کسی که چیزی را ندارد، چگونه میتواند آن را ببخشد؟» میزان تجارت یک طرفه ایران با عراق از طریق بصره آنقدر زیاد است که حتی بر زبان مردم منطقه هم تاثیر گذاشته و گویا لهجه ایرانی بر زبان مردم سلیستر و روانتر از لهجه بصری است. طبیعی است 1200 کیلومتر مرز مشترک با ایران مستلزم تبادل منافع و مصالح و همکاری در بسیاری از کارهاست اما نه به این گونه که الان وجود دارد. آنچه ما از رییس جمهور احمدینژاد انتظار داریم این است که اعصار گذشته را فراموش کند و به معاهده مارس 1975 بین دو کشور توجه داشته باشد و آن را مانند رشوهای که یک نظام به نظامی دیگر می دهد در نظر بگیرد.در حال حاضر هم رشوهدهنده و هم رشوه گیرنده رفتهاند و خمینی نیز در نجف بیزاریاش از این معامله را اعلام کرد. اهالی نجف در همان زمان فریاد زدند که «شطالعرب صد در صد مال ماست» و همچنان نیز این حرف را تکرار میکنند و این خود دلیل آن است که مردم مطابق مصالح کشورهایشان با یکدیگر معامله میکنند و نه طبق مذاهبشان. اگر احمدینژاد غیر از این عمل کند دیدارش از عراق یاد و خاطره سخن فاضل رشید خوانده عراقی را در ذهن عراقی ها زنده میکند که سالها پیش وقتی مسئله مرزی بین دو کشور بالا گرفته بود، با کلماتی سنگین و مملو از خشم به خاطر طمع فراوان شاه، در رادیو بغداد گفته بود: «پهلوی خریدی، بردار و از ما دور شو.» اهالی رافدین عراق تا زمانی که اصراری بر سر کشیدن آب و بردن نفت بصره هست، فرقی بین امپراطوری پهلوی و رییس جمهور احمدینژاد نمیبینند. کاش احمدینژاد سخن یکی از گذشتگان خودش از پادشاهان فارس را به یاد می آورد که در سفری که از بغداد میگذشته تا به پایتختش مدائن برود، به زبان قدیمی در مورد بغداد به نیروهایش چیزی گفته بود که آن را در عربی قدیم «هلدوه و روز» ترجمه کردهاند. معنای این سخن آنطور که حموی (وفات 626 هجری) در کتاب معجم البلدان میگوید این است: «خلوها بسلام.» من از یکی از تهرانیهای مخالف ولایت فقیه پرسیدم آیا رییس جمهور شما معنای این عبارت را میفهمد؟ آن شخص در جوابم گفت این عبارت در فارسی زنده و امروزی وجود ندارد. ما میگوییم: «بگذارید در آرامش باشد.»
منبع:
روزنامه الشرق الاوسط
Friday, March 07, 2008, 6:15:55 PM
در حالی که تنها چند روز به انتخابات مجلس ایران باقی مانده، تردیدی وجود ندارد که محافظهکاران مذهبی قدرت خود را تثبیت خواهند کرد و برخی سیاستمداران کهنهکار که 29 سال پیش انقلاب اسلامی را بنیان گذاشتند کنار خواهند زد. تحلیلگران سیاسی پیشبینی کردهاند سیاستمداران محافظهکار که بسیاری از آنها از نزدیکان محمود احمدینژاد رئیسمهور ایران هستند در 14 مارس جایگاه خود در قدرت را مستحکمتر خواهند کرد، این همان روندی است که چهار سال پیش با انتخابات پارلمانی آغاز شد و با انتخاب احمدینژاد در سال 2005 ادامه یافت. عباس عبدی تحلیلگر سیاسی در تهران، گفت: «اهمیت این انتخابات در این واقعیت است که جلوگیری از ورود رقبای سیاسی به انتخابات، به بخش ثابت زندگی سیاسی تبدیل شده است.» گروهی از روحانیون تندرو که شورای نگهبان نامیده میشوند، فهرست نامزدها را در ایران، بررسی میکنند. در بررسی های اولیه، بسیاری از سیاستمداران اصلاحطلب به اتهام وفادار نبودن به انقلاب از شرکت در انتخابات محروم شدهاند. نظر نهایی شوراینگهبان برای کاندیداها ارسال شد اما تا چند روز کسی از محتوای آنها خبری نداشت چرا که اعلام عمومی در این خصوص صورت نگرفته بود. بسیاری از سیاستمداران برجسته به صورت محرمانه اعلام کردهاند برای اجتناب از تحقیر شدن از شرکت در انتخابات خودداری کردهاند. علی اشراقی، نوه آیتالله روحالله خمینی؛ بنیانگذار انقلاب در اعتراض به ردصلاحیت خود از شرکت در انتخابات انصراف داد. سیاستمدارانی که به محمد خاتمی رییسجمهور سابق اصلاحطلب ایران نزدیک هستند، میگویند، باتوجه به رد صلاحیتها، انتظار دارند تنها برای حدود 110 کرسی از 290 کرسی مجلس نامزد معرفی کنند. علیرضا رجایی یک تحلیلگر سیاسی گفت: «احتمالا آنها به اقلیتی بیهوده در پارلمان تبدیل خواهند شد.» محافظهکاران به دو دسته حامیان احمدینژاد و منتقدان وی تقسیم میشوند. اما با توجه به این که آنها برای این انتخابات نیازی به تبلیغات زیادی ندارند و با توجه به دستهبندیهای گیجکنندهای که موجب میشود، رای دهندگان نتوانند حامیان و منتقدان را شناسایی کنند، بعید است مواضع آنها به صراحت اعلام شود. برای مثال اسم احمد توکلی از منتقدان صریح احمدینژاد و علی لاریجانی، مذاکرهکننده ارشد هستهای سابق ایران که به خاطر اختلاف نظر با احمدینژاد از سمت خود کنارهگیری کرد در فهرست حامیان احمدینژاد قرار گرفتهاند. اکثر اعضای طبقه حاکم جدید، دارای سابقه نظامی هستند ولی از سابقه زیادی در مبارزه علیه حکومت قبل از انقلاب که تا سالها به عنوان یک شایستگی محسوب میشد، برخوردار نیستند. رهبران جدید ایران خود را اصولگرا معرفی میکنند، عنوانی که در حقیقت نشانه اعتقاد آنها به اصول اسلامی است که معتقدند مورد بیتوجهی قرار گرفته است. موضع اخیر آنها مورد حمایت شورای نگهبان که در انتخابات پارلمانی گذشته، بسیاری از اصلاحطلبان را رد صلاحیت کرده بود نیز قرار گرفته است. محمدرضا کاتوزیان از نامزدهای نزدیک به احمدینژاد گفت: «ما معتقدیم باید کشور را بر اساس چارچوب مذهبی اداره کنیم. باید به ارزشهای اسلامی بازگردیم و آنها را به اصول توسعه کشور تبدیل کنیم.» آیتالله خامنهای رهبر ایران که حرف آخر را در این کشور میزند هم، بهطور علنی از ایده انتخاباتی که در آن تنها محافظهکاران اجازه شرکت دارند حمایت کرد و در سخنرانی هفته گذشته گفت: «نیروهای میانهرو به ارزش های انقلاب پایبند نیستند.» وی در سخنرانی که در روزنامهها به چاپ رسید هشدار داد: «دشمن آشکارا میگوید که فشار بر کشور را افزایش میدهد تا میانهروها برنده انتخابات شوند.» آیتالله خامنهای باوجود عملکرد اقتصادی فاجعه بار احمدینژاد به حمایت از محافظهکاران ادامه داده است. این در حالی است که باوجود درآمد بالای نفتی، ایران از نرخ تورم و بیکاری بالا رنج میبرد و این مساله باعث سرخوردگی بسیاری از حامیان احمدینژاد شده است. برخی تحلیلگران سیاسی میگویند، باوجودی که محافظهکاران همچنان بر قدرت باقی خواهند ماند، ولی ملاحظات عملی ممکن است باعث اعتدال مواضع آنها شود. پیشتر نیز برخی حامیان احمدی نژاد از وی خواسته بودند سیاستهای اقتصادی و خارجی خود را تعدیل کند. یک تحلیلگر سیاسی که خواست نامش فاش نشود، گفت: «همیشه نیروهای افراطی در کشور وجود داشتهاند که به عنوان ترمزی قدرتمند، مانع از پیشرفت بودهاند. آنها حالا هزینه سنگین افراطگراییهای خود را پرداخت کرده و متوجه شدهاند اگر میخواهند بهعنوان یک نیروی سیاسی بقا داشته باشند باید عاقلانه عمل کنند.» اما عدهای دیگر به عملکرد ضعیف مجلس کنونی اشاره میکنند که با وجود انتقادات شدید از سیاستهای احمدینژاد، سیاستهای وی را پیش برده اند. ماه گذشته، مجلس بودجهای را که باعث افزایش قدرت رئیسجمهور در برداشت از درآمدهای نفتی خواهد شد به تصویب رساند. آقای عبدی تحلیلگر سیاسی گفت: «مجلس هم به خاطر تورم مقصر است، آنها باوجود انتقادها، از سیاست های احمدی نژاد حمایت کردهاند و همان سیاستها به وضعیت کنونی منجر شده است. بسیاری از محافظهکارانی که در حال حاضر از احمدینژاد انتقاد میکنند، در انتخابات سال 2005 حامی وی بودند.» محمد خوشچهره از اعضای ائتلاف اصولگرایان که با جبهه متحد اصولگرایان رقابت میکند، گفت: «ما به بسیاری از اهداف دولت اعتقاد داریم، اما منتقد جدی سیاست های احمدینژاد، خصوصا در زمینه اقتصاد هستیم.» اصلاحطلبان نیز دارای مشکلات داخلی هستند .پس از آنکه مهدی کروبی رییس سابق مجلس ایران از اصلاحطلبان برجسته فاصله گرفت و آنها را افراطی نامید، این ائتلاف بسیار شکننده شدهاست. حزب کروبی قرار است برای 55 درصد کرسیها رقابت کند که نام بسیاری از نامزدهای مستقل نیز در آن به چشم میخورد. پس از آنکه در انتخابات گذشته، شورای نگهبان اکثر اصلاحطلبان را از شرکت در انتخابات منع کرد، آنها در مجلس کنونی تنها به 40 کرسی دست یافتند و هیچ تاثیری در تصمیم گیریها نداشتند. رقابتهای انتخاباتی یک هفته پیش از رای گیریها آغاز میشود، اما مجلس امسال، برای کاهش هزینههای تبلیغات، به نامزدها اجازه نداده است پوسترهای تبلیغاتی منتشر کنند؛ مسالهای که باعث شده نامزدها نتوانند به سادگی برنامههای خود را به رایدهندگان معرفی کنند. با توجه به اینکه بسیاری از کسانی که ممکن است از اصلاحطلبان حمایت کنند گفتهاند به خاطر واقعبینی، قصد شرکت در انتخابات را ندارند و با توجه به اینکه دولت میتواند از منابع خود برای بسیج حامیان استفاده کند، بعید است حتی آن دسته از اصلاحطلبانی که در رقابت حضور دارند، بتوانند کرسیهای زیادی را به دست آورند.
منبع:
نیویورکتایمز
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 17:24 توسط بنیامین ماشا
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
Today, March 18, 2008, 52 minutes ago
Today, March 18, 2008, 2 hours ago
اعلام افزایش قیمت بنزین آزاد از 100 به 400 تومان در هیاهوی انتخابات و آستانه عید نوروز نه تنها آثار تورمی خود را پنهان نمیکند بلکه تاثیر آن را بلافاصله روی همه شاخصهای قیمتها از ابتدای سال نشان خواهد داد.
Today, March 18, 2008, 3 hours ago
نشریه استرالیایی «دیپلماتیک نویز»، حسین موسویان را یکی از 3 دیپلمات بینالمللی ایران و یکی از 25 دیپلمات بینالمللی خاورمیانه معرفی کرد.
Today, March 18, 2008, 3 hours ago
روابط عمومی مجلس شورای اسلامی نسبت به درج گزارشی تحت عنوان "کارنامه نمایندگان بی نظم مجلس" جوابیه ای را به آفتاب ارسال کرده است.
Today, March 18, 2008, 5 hours ago
دیگر اتفاق بد در سال 86 در تنگنا قرار گرفتن مردم در مسائل اقتصادی بود که فشار فراوانی را در این امر به مردم وارد کرد.
Today, March 18, 2008, 5 hours ago
دبیر کل مجمع نمایندگان ادوار مجلس گفت:یکی از بدترین اتفاقات سال 86 تصویب قطعنامه شورای امنیت و گسترش دامنه تحریم ایران بود.
Today, March 18, 2008, 7 hours ago
چهارشنبه سوری،روزی که فقط باید برای مردم شادی آور باشد امروز، روز حادثه ساز شدی است که،موجب فوت و یا مصدومیت بسیاری از مردم و به ویژه قشر جوان می گردد.
Today, March 18, 2008, 8 hours ago
آفتاب: چهارشنبه سوری از سنن قدیمی ایرانیان است. در شب آخرين چهارشنبه سال ( يعني نزديک غروب آفتاب روز سه شنبه )، بيرون از خانه، جلو در، در فضايي مناسب، آتشي مي افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روي آتش مي پرند و با گفتن : « زردي من از تو، سرخي تو از من » بيماري ها و ناراحتي ها و نگراني هاي سال کهنه را به آتش مي سپارند، تا سال نو را با آسودگي و شادي آغاز کنند. تا زماني که از ظرف هاي سفالين چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده مي شد، پس از خانه تکاني، کوزه کهنه اي از پشت بام خانه به کوچه مي انداختند؛ کوزه اي که در آن آب و چند سکه ريخته بودند. اسفند دود کردن و آجيل خوردن، فال گرفتن، فال گوش ( در کوي و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها براي نيت خود تفال زدن. ) و قاشق زني ( معمولا زنان روي خود را مي پوشانند و با قاشق، يا کليد به خانه ها در مي زنند، صاحب خانه شيريني، ميوه و يا پول در ظرف آنها مي گذارد). نيز از باورها و رسم هايي است که به ويژه در بين نوجوانان، هنوز به کلي فراموش نشده است. اين رسم ها و باورها در شهرهاي مختلف با يکديگر متفاوت اند.
Today, March 18, 2008, 8 hours ago
آفتاب: نوروز،كهن ترین و گسترده ترین آیین مشترك همه سرزمین های حوزه فرهنگ ایرانی است. و به لحاظی از بزرگ ترین و بارز ترین جلوههای میراث مشترك فرهنگی مردمان این سرزمین به شمار می آید و آنچه كه این خصلت نوروز را سبب شده خاستگاه سرزمینی آن است.
Today, March 18, 2008, 8 hours ago
آفتاب: بعد از انتخابات مجلس شانزدهم در پاییز 1328 و بهار 1329، با تشكیل فراكسیون اقلیت «ملیون» به رهبری دكتر محمد مصدق، فرصت مناسبی برای طرح مطالبه دیرین خلع ید استعمار پیر انگلیس از ثروت ملی نفت و اوجگیری مبارزات استقلالخواهانه و ضداستعماری ملت ایران فراهم آمد. سال 1329 در پی بازگشت آیتالله كاشانی از تبعید لبنان و استقبال پرشكوه مردم و گروههای سیاسی، قیام عمومی علیه شركت نفت انگلیس گسترش یافت. آیتالله كاشانی كه در بهمن 1327 در 70 سالگی با خشونت و ضرب و شتم، دستگیر و پس از مدتی حبس در قلعه فلكالافلاك خرمآباد به لبنان تبعید شده بود، در اول بهمن 1327 طی اعلامیه شدیداللحنی خواستار «لغو امتیاز» نفت شده بود.
Yesterday, March 17, 2008, 9:32:02 PM
عملیات تروریستی در عراق نه تنها کم نشده است بلکه تعداد آن نیز بیشتر شده و عراقی ها امروز از دو جهت در خطر هستند حضور نظامی آمریکا در کشورشان و همچنین عدم امنیت بخاطر عملات تروریستی که هر روز بر تعداد آن افزوده می شود.
Yesterday, March 17, 2008, 9:11:43 PM
آیتالله مهدوی كنی با كسب اكثریت آراء به عنوان نماینده خبرگان استان تهران به مجلس خبرگان رهبری راه یافت.
Yesterday, March 17, 2008, 8:27:36 PM
مطابق نتایج یک نظرسنجی انجام شده به سفارش چند رسانه بزرگ بینالمللی، بیش از 50 درصد مردم عراق شرایط زندگی شان را «خوب» توصیف کرده و نسبت به سال قبل از احساس امنیت بسیار بیشتری برخوردارند.
Yesterday, March 17, 2008, 7:50:16 PM
با پایان شمارش آرا در حوزه انتخابیه تهران، 19 نفر در مرحله اول انتخابات حائز اکثریت آراء شدند و تکلیف 11 نماینده دیگر تهران در مرحله دوم انتخابات مشخص خواهد شد.
Yesterday, March 17, 2008, 7:33:22 PM
پس از یکهفته جنجال رسانهای و سیاسی غافلگیرکننده، دیوید پاترسون جایگزین الیوت اسپیتزر فرماندار رسواشده نیویورک خواهد شد.
Yesterday, March 17, 2008, 7:09:36 PM
مزار هنرمندان ایران در بهشت زهرا (س) صبح امروز - دوشنبه 27 اسفندماه - گلباران شد.