تبليغاتX
همين جوري

قاتلان دو جوان اسرائیلی در حومه حبرون
ماموران رسمی حکومت فلسطینی بودند.

   
2 ژانویه 2008

 

انتشار گزارشی دائر بر اینکه قاتلان دو تن جوان سرباز اسرائیلی در حومه شهر حبرون (الخلیل) ماموران امنیتی حکومت خودگردان فلسطینی بوده اند، در اسرائیل خشم شدید برانگیخت و برخی سیاستمداران گفتند: چگونه ممکن است در حالی که اسرائیل با مقامات فلسطینی درباره پیشبرد صلح گفتگو می کند و به تلاش بین المللی برای اعطای کمک مالی به فلسطینیان ادامه می دهد، ماموران امنیتی آنها به کشتن اسرائیلیان می پردازند.

همزمان، نبردهای خونین بین دو جناح فتح و حماس در نوار غزه که در روزهای اخیر روی داده، وضع بسیار متشنجی در آن ناحیه به وجود آورده که همچنان ادامه دارد و بیم آن می رود که زدوخورد بین این دو گروه از سر گرفته شود. در جریان برادرکشی های خونین دو روز گذشته بین فتح و حماس در غزه، دست کم هشت نفر کشته شدند. افراد حماس برای آنکه موجب تحقیر افراد فتح شوند، سبیل یکی از بلندپایگان فتح در غزه را نیز تراشیدند و او را به حالت تحقیر در خیابان رها کردند.

روز جمعه گذشته دو جوان اسرائیلی و دختری که دوست خانوادگی آنها بود، هنگام گردش در کوه و دشت در حومه شهر حبرون (الخلیل) هدف تیراندازی سه تروریست فلسطینی قرار گرفتند. دختر اسرائیلی موفق به فرار شد، ولی دو جوان که غافلگیر شده بودند هدف گلوله قرار گرفتند و با آنکه به شدت زخمی شده بودند به تیراندازی به سوی خرابکاران پرداختند و یکی از آنها را هلاک کردند. این دو جوان، سربازان در حال مرخصی بودند و تفنگ شخصی خود را همراه داشتند.

سرویس اطلاعاتی داخلی اسرائیل از روی جسد تروریست هلاک شده و اطلاعات دیگر توانست هویت دو تروریست فراری را کشف کند و معلوم شد که یکی از آنها عضو واحدهای امنیتی فلسطینی (وابسته به جناح فتح) است و دیگری مامور سرویس اطلاعات عمومی حکومت خودگردان فلسطینی می باشد.

این دو تن از بیم آنکه ماموران اطلاعاتی اسرائیل بتوانند آنها را شناسائی کرده و به کیفر اعمال خود برسانند، ساعاتی پس از انجام قتل خود را به مقامات امنیتی حکومت خودگردان تسلیم کردند و دو تفنگ سربازان مقتول را که ربوده بودند به آنها تحویل دادند. حکومت خودگردان این دو تفنگ را به اسرائیل بازگرداند، و درعین حال ادعا کرد که قتل دو جوان سرباز اسرائیلی انگیزه بزهکاری داشته است. ولی اسرائیل این ادعا را رد می کند و بر این باور است که این جنایت از روی انگیزه سیاسی و تروریستی صورت گرفته است. گروه "یگانهای شهدای الاقصی" (وابسته به فتح) نیز تائید کرد که این دو تروریست عضو آن گروه هستند.

در نوار غزه، امروز نیز تنش بین فتح و حماس ادامه یافت و احتمال درگیری های بیشتری می رود. نبرد بین دو گروه روز دوشنبه (پریروز) هنگامی آغاز شد که اعضای جنبش فتح قصد داشتند با انجام راه پیمائی در خیابانها چهل و سومین سالگرد برپائی این سازمان را جشن بگیرند. ولی ماموران مسلح حماس در صدد جلوگیری از آن برآمدند و تیراندازی های شدیدی بین طرفین رخ داد که در جریان آن شش تن از افراد دو طرف به دست یکدیگر کشته شدند. روز گذشته (سه شنبه) نیز تیراندازی و زدوخورد ادامه یافت و دو تن دیگر به قتل رسیدند و احتمال می رود این برادرکشی امروز نیز ادامه یابد.

یک واحد ارتش اسرائیل شب گذشته در محله سجعیة در شرق شهر غزه با تروریست های حماس درگیر شد که در جریان آن شش تن از خرابکاران کشته شدند.

علی رغم این درگیریها و تنشهای خشونت بار، تلاش مقامات اسرائیلی برای پیشبرد صلح با فلسطینیان همچنان ادامه دارد. در هفته ای که گذشت تیسپی لیونی معاون نخست وزیر و وزیر امور خارجه اسرائیل (که سرپرست مذاکرات صلح اسرائیل با فلسطینیهاست) با احمد قریع (ابوالعلا) مقام ارشد فلسطینی برای فراهم آوردن زمینه گفتگوها به منظور آغاز مذاکرات رسمی صلح بین اسرائیل و فلسطینیان دیدار تازه ای داشت.

همچنین محافل آگاه در اورشلیم گفتند که پرزیدنت جورج بوش در دیداری از خاورمیانه که قرار است روز چهارشنبه هفته دیگر آغاز شود، و در چارچوب آن از اورشلیم و رام الله دیدار خواهد کرد، کوشش دوباره ای به عمل خواهد آورد که دیدار سه گانه ای بین وی و اهود اولمرت و محمود عباس انجام گیرد تا شاید بتوان به تلاشهای صلح شتاب بخشید. پرزیدنت بوش در این سفر از کویت، عربستان سعودی، مصر، امارات عربی متحده و به احتمال قوی بحرین نیز دیدن خواهد کرد.

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 12:18 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

راحله زمانی • بازخوانی یک اعدام

راحله زمانی اعدام شد، در زندان اوین، صبح چهارشنبه ۱۲ دیماه، همراه با ۱۲ نفر دیگر. جرمش قتل بود، قتل شوهر به دلیل خیانت، در یک وضعیت روحی خاص. او مادر دو فرزند سه و پنج ساله بود • مصاحبه ای در مورد او با خدیجه مقدم

راحله زمانی، زن روستایی ۲۷ ساله‌ای که سه سال قبل همسرخود را به دلیل خیانت، به قتل رسانده بود، صبح چهارشنبه ۱۲ دیماه، همراه  با ۱۲ نفر دیگر در زندان اوین اعدام شد. به این ترتیب تلاش  مدافعان حقوق بشر و حقوق زنان که  برای جلب رضایت خانواده مقتول دست به هرکاری زده بودند، ناکام ماند. راحله زمانی، که سواد نداشت و فارسی نمی‌دانست، مادر دو فرزند سه و پنج ساله بود.

 

خدیجه مقدم، عضو کمیته مادران صلح و فعال مدنی در گفتگو با دویچه وله، از سفرهای خود به سراب و تقلای نافرجام برای  نجات جان راحله و لزوم مبارزه برای لغو مجازات اعدام می‌گوید:

 

دویچه‌وله: خانم مقدم، چه شد که شما در جریان پرونده‌ی خانم راحله‌ زمانی قرار گرفتید و تلاش کردید برای جلوگیری از اعدام او؟

 

خدیجه مقدم: حقیقت‌اش من با داستان راحله از آنجایی آشنا شدم که دو تن از اعضای کمپین و خانم ناهید کشاورز و محبوبه حسین‌زاده را در پارک لاله برای جمع‌آوری امضا دستگیر کردند و اینها پس انتقال  به بند عمومی زنان زندان اوین، با راحله آشنا شدند و دیدند چه زن مظلومی‌ست و اصلا امکان ندارد با این شخصیتی که دارد مرتکب قتل شده باشد. آنها از زندان که بیرون آمدند، مسئله را با من مطرح کردند. من چون ترک زبان هستم، با یکی دیگر از دوستانم که اهل اردبیل است و مددکار اجتماعی بازنشسته بود، قرار گذاشتیم و رفتیم به روستای "ایدلی" از روستاهای اطراف سراب که با این دو خانواده‌ی قاتل و مقتول از نزدیک آشنا بشویم.

 

خود خانواده‌ی راحله در این مدت برای جلب رضایت خانواده مقتول کاری کرده بودند؟

 

نه! خانواده‌ی راحله هیچ حرکتی در این سه سال نکرده بودند. ما گفتیم شما باید تلاش کنید تا رضایت بگیرید. بعد به همراه ریش سفید‌‌های روستا رفتیم دیدن خانواده مقتول. به آنها گفتیم با اعدام شدن راحله هیچ دردی دوا نمی‌شود. شما رضایت بدهید، برای اینکه او دو بچه‌ی سه ساله و پنج ساله دارد. خانواده شوهر راحله حتی می‌گفتند این کار از عهده‌ی او برنمی‌آید و باید قاتل را معرفی کند. حتما او همدستی داشته یا یک حالت غیرعادی بوده. آنها هنوز هم می‌گویند که راحله با ما حرف نزد، یعنی باید به ما می‌گفت چه اتفاقی افتاده. ما رضایت ضمنی خانواده‌ی مقتول را جلب کردیم و آمدیم تهران. برای راحله وکیل گرفتیم، خانم زهره ارزنی وکالت را قبول کرد. راحله حتی وکیل هم نداشت. دادگاه اول که وکیل نداشت، دادگاه دوم هم که یک وکیل تسخیری به او داده بودند و او هم فقط گفته بود از خودت دفاع کن و این اصلا نمی‌دانسته در فارسی دفاع یعنی چی!

 

چند سال زندان بود که تازه برایش وکیل گرفتید؟

 

سه سال زندان بود و تقریبا سه ماه پیش ما برایش وکیل گرفتیم. این وکیل توانست با او صحبت بکند. دیدیم توی پرونده‌اش شبهه وجود دارد. آن را مطرح کردیم. نامه‌ای نوشته شد. چهار وکیل زبده، خانم فریده غیرت، آقای نیکبخت، آقای خرمشاهی و خانم ارزنی تایید کردند که در این پرونده شبهه وجود دارد و باید ازاول رسیدگی بشود.

در خبرها هست که خودش گفته من قرص خورده بودم و ناراحت بودم. بعد شوهرم به من خیانت کرده بود. ظاهرا خودش این را عنوان کرده که مرتکب قتل شده...

 

بله، اعتراف کرده. ولی گفته بوده من حرفهایی دارم که می‌خواهم بزنم به خانواده‌ی همسرم که آنها حاضر نشدند بروند آن حرفها را بشنوند. شوهرش مرد فاسدی بوده، فیلم‌های پورنو می‌آورده و این زن تازه یکماه بوده که زایمان کرده بوده و این مرد با او رفتارهای بسیار غیرانسانی انجام می‌داده است. زنهای دیگر هم می‌آورده خانه. راحله می‌گفت آنروزی که این اتفاق افتاد، شوهرش به او قرصی داده  که اصلا معلوم نیست این قرص چی بوده.  راحله می‌گفت من این قرص را که خوردم، دیگر نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد.

 

وکلایی که گفته بودند پرونده شبهه دارد، به آقای شاهرودی نامه نوشته بودند؟

 

بله. دستور آقای شاهرودی این بود که اجرای حکم، یکماه متوقف شود. ولی متاسفانه قبل از یکماه، یعنی ۱۵ روز قبل از یکماه، این زن اعدام شد و ما تقریبا دو سه ساعت قبل ازاعدام متوجه شدیم. بلافاصله بعد از ملاقات، روز سه شنبه، او را به انفرادی برده بودند و آنجا به او گفته بودند تو امشب اعدام می‌شوی. ما وقتی خبردار شدیم، تا ساعت ۱۲ شب، به هر کسی توانستیم تلفن کردیم. هیچکس نتوانست کمکی بکند چون شب دیر وقت بود. من حتی هفته قبل به دیدار آقای کروبی رفته بودم و از ایشان خواهش کرده بودم که موضوع را رسیدگی کند و ایشان هم قول داده بود.

 

 فکر می‌کنید علت  تعجیل در اعدام راحله چه بود؟

 

یا این است که خانواده‌ی مقتول اصرار کرده‌اند که چرا این حکم را به تعویق انداخته‌اید و پدر و مادر پیر ما از روستا آمده‌اند تهران و نمی‌توانند بمانند، یا اینکه به زودی محرم می‌شود و ماه محرم هم اعدام نمی‌کنند. آقایان تصمیم گرفتند قبل از ماه محرم تمام آنهایی که باید اعدام شوند، زودتر اعدام کنند. همیشه چهارشنبه‌های آخر ماه اعدام می‌کنند، ولی این، چهارشنبه‌ی آخر ماه نبود. شهلا جاهد ( متهم به قتل همسر ناصر محمدخانی) که در زندان بروبیایی دارد، به من تلفن کرد و خبر داد که راحله را می‌برند سلول انفرادی و قرار است اعدامش کنند. ما به همراه چند نفر رفتیم دم زندان اوین و تا صبح که اینها را اعدام کردند، آنجا بودیم.

 

به جز شما چه کسانی آنجا بودند؟

 

از مادران صلح من و خانم فروزانفر و همسرشان بودیم. ناهید کشاورز، محبوبه حسین زاده و آریا سعادت هم بودند. عده‌ای مردم عادی هم بودند که با خانواده‌ها صحبت می‌کردند. من آن شب دیدم که در عرض سه چهار ساعت، دو خانواده رضایت دادند و حکم یک نفر هم به تعویق افتاد. برای همین عقیده دارم که می‌توان با کار و تلاش و بحث فرهنگی، جلوی این خشونت‌ها را گرفت.

 

به سراب که می‌رفتید، افراد محلی با شما برای لغو این حکم همراهی می‌کردند؟

 

یک عده افراد خیلی سرشناس سراب از استادهای دانشگاه، به آقای شاهرودی نامه نوشتند و آن نامه خیلی موثر بود برای اینکه یکماه حکم راحله را به تعویق بیندازند. منتها حتا روی دستور آقای شاهرودی عمل نکردند و بعد از ۱۵ روز ناگهان او اعدام شد و تمام کارهای ما بی‌نتیجه ماند. بسیاری مردم عادی، از ریش سفید‌ها و مذهبی‌ها هم می‌گفتند درست است که قصاص وجود دارد اما در مقابل‌اش بخشش هم هست. من می‌پرسم چرا قوانین ما اینگونه است؟ چرا اجازه زندگی یک محکوم به دست اولیای دم است که در یک روستای کاملا محروم به سر می‌برند. روستایی که نه حمام دارد، نه مدرسه و نه حتی مسجد. ما پیشنهاد دادیم به خانواده مقتول که شما رضایت بدهید، ما آدم‌هایی میاوریم که اینجا را آباد کنند. الان من به این نتیجه رسیده‌ام که باید تشکلی برای مبارزه با اعدام در ایران درست شود و کار فرهنگی در این زمینه انجام گیرد.

 

می‌گویند تنها کسی که رضایت نمی‌داده، برادر شوهر راحله، "اکبر محمودی" بوده!

 

من نمی‌‌دانم برادر او چه نفعی در این داستان داشت. یا بخاطر فرهنگ مردسالارانه است که مثلا از ده‌شان پیغام دادند که مرد پیدا نمی‌شود توی تهران که سر یک زن را ببرد بالای چوبه‌ی دار، یا مشکلی توی این کار داشته که من نمی‌دانم. این باید بررسی بشود. من متاسفم از این همه ظلمی که به زنها می‌شود. دختری در ۱۴ سالگی به زور شوهر داده می‌شود. در روستا اینقدر شوهر این زن را کتک می‌زده که اینها فقط سه پرونده‌ در بیمارستان سراب دارند. یکبار مادر شوهرش با بیل چنان به کمر او زده که بچه‌اش سقط شده و بازهم پرونده این، در بیمارستان سراب هست. این زن جوان مظلوم را می‌آورند تهران به اسلام‌شهر، از شهرهای حاشیه‌ای تهران. در آن محیط این مرد چه انتظارهایی از این زن بدبخت داشته است. راحله در واقع مورد تجاوز جنسی شوهرش قرار می‌گرفته. طاقتش طاق شده بوده و شوهرش به او دارو می‌داده است. در ترمینال سراب که داشتیم به تهران برمی‌گشتیم، جوانان شهر، مردم خیر و ریش سفیدان شهر، به پدر و مادر مقتول التماس می‌کردند که رضایت بدهید. آنها هم میٰ‌گفتند ما هم باید به فرزندانمان التماس کنیم که رضایت بدهند. خواهران مقتول می‌‌گفتند راحله قاتل نیست اما باید قاتل را معرفی کند. ‌برادرش اما رضایت نمی‌داد. مردم خیلی کمک کردند اما ما موفق نشدیم.

 

الان بچه‌های راحله دست کی هستند؟

 

یک بچه را عمه بزرگ می‌کند و بچه دیگر دست عمو است. اینها یک خانه هم داشته‌اند که نصف‌اش مال راحله بوده و الان پول آن دست عموی بچه‌هاست. دیه راحله هم، فکر کنم ۱۳ میلیون تومان بوده که ریخته‌اند به حساب دولت. این میماند تا بچه‌ها ۱۸ ساله شوند و از آن برداشت کنند. در واقع خانواده مقتول برای پرداخت دیه، از این جیب به آن جیب کرده است.

 

بچه‌ها متوجه موضوع هستند؟ حس می‌کنند وقایع را؟

 

پسرش خیلی کوچک است اما دخترش ۵ ساله است و من که او را دیدم، فکر می‌کنم متوجه مسائل هست، چون در خیلی جمع ها در ده خودشان که راجع به این موضوع حرف میزدند، بود و حرف‌ها را می‌شنید. معلوم نیست تاثیر این ضربه‌ها به آنها در‌آینده چه باشد. یکی از افراد خیر سراب به من می‌گفت اشکال در اینست که خانواده مقتول در این سه سال، یکبار بچه‌ها را به دیدار مادرشان نبردند. شاید اگر اینکار را می‌کردند، متوجه می‌شدند که چقدر این بچه‌ها به مادر نیاز دارند.

 

الان که راحله اعدام شده، موضوع شبهه در پرونده را باز پیگیری می‌کنید؟

 

بله. ما تا به‌حال برای نجات او تلاش می‌کردیم اما از الان به‌بعد کوشش می‌کنیم روشن شود که چه نکات مبهمی در این پرونده هست. چرا مثلا برادر شوهر راحله این همه عجله داشته که او اعدام شود. چرا دستور آقای شاهرودی برای توقف یکماهه اجرای حکم، نادیده گرفته شد.

 

 

مصاحبه‌گر: مهیندخت مصباح

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 12:14 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بیلان آزادی مطبوعات در سال ٢٠٠٧؛ گزارش سالانه‌ی سازمان گزارشگران بدون مرز

Today, January 04, 2008, 5 hours ago | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

در سال ٢٠٠٧ دست کم ٨٦ روزنامه‌نگار در سراسر جهان کشته شده‌اند. این آمار هر ساله رو به افزایش است در طی ٥ سال تعداد روزنامه‌نگاران کشته شده از ٢٥ به ٨٨ نفر رسیده است، که نشان از افزایشی ٢٤٤ درصدی در این مدت است. نزدیک ترین آمار به این تعداد آمار روزنامه‌نگاران کشته شده در سال ١۹۹٤ است. در این سال ١٠٣ روزنامه‌نگار در نسل کشی روندا، جنگ داخلی در الجزایر و یوگسلاوی کشته شدند.

بیش از نیمی از روزنامه‌نگاران کشته شده در سال ٢٠٠٧ در عراق به قتل رسیده‌اند.

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند: “تا کنون در هیچ کشوری و هیچگاه این تعداد روزنامه‌نگار به قتل نرسیده‌اند. در عراق از آغاز حمله‌ی آمریکا در سال ٢٠٠٣ تا به امروز ٢٠٧ تن از کارکنان رسانه‌ها کشته شده‌اند. نه در جنگ بیست ساله ی ویتنام نه در جنگ داخلی یوگسلاوی و نه در نسل کشی رواندا، کشته شدن این تعداد قربانی در میان همکاران رسانه‌ها سابقه نداشته است.

باید مقامات مسئول دولت‌های عراق و آمریکا - که خود نیز متهم به اعمال خشونت نسبت به روزنامه‌نگاران است - تدابیری جدی برای پیشگیری از اعمال خشنونت بکار گیرند. روزنامه‌نگاران عراقی قربانی تیرهای کمانه شده نیستند که عامدانه از سوی گروه‌های مسلح هدف قرار می‌گیرند. دولت عراق طبعا نمی‌تواند به یکباره بر خشونتی که کشور را فرا گرفته پایان دهد. اما می‌تواند با بکار گیری همه توان خود برای دستگیری قاتلان و محاکمه آنها اخطاری روشن به آنها بدهد.

 

تاکنون در سومالی و پاکستان نیز این تعداد روزنامه‌نگار کشته شده سابقه نداشته است. سومالی به سالهای وسترن در غرب می‌ماند که تنها قانون، قانون قدرتمندان است. رسانه‌ها به هدفی آسان بدل شده‌اند که در پاکستان در میان آتش گشایی ارتش، گروهای اسلام گرا و باند‌های تبهکار گرفتار شده‌اند.

 

خبر خوب امسال فقط عدم کشته شدن روزنامه‌نگاران در کلمبیا به هنگام انجام وظیفه است که در طی ١٥ سال گذشته بی سابقه است.”

 

بیشترین قربانی در عراق

روزنامه نگاران کشته شده در عراق ( ٤٧ قربانی) به جز یک استثنا که گزارشگری روس بود، همه عراقی هستند. آنها همه برای رسانه‌های عراقی کار می‌کرده‌اند و قربانی جنایت هدفمند شده‌اند. انگیزه این قتل‌ها را به دشواری می‌توان معلوم کرد، اما همه در ارتباط با کار روزنامه نگاری و یا رسانه‌هایی است که در آن بکار اشتغال داشته‌اند. گروه‌های مسلح، روزنامه‌نگاران رسانه‌های نزدیک به جریان مذهبی مخالف خود و یا کسانی که با گروه‌های مطبوعاتی خارجی کار می‌کنند و یا منابع مالی خارجی دارند را هدف قرار می‌دهند.

عدم تحرک دولت عراق نگران کننده و خود معضلی علاوه بر دیگر مشکلات است. تا کنون از سوی رهبران عراق هیچ راه حل موثری برای مقابله با خشونت ارائه نشده است. یکی از نادر پیشنهادات این رهبران دادن مجوز حمل سلاح به روزنامه‌نگاران برای دفاع از خود در صورت تعرض به آنهاست.

موج ترور بی‌سابقه‌ در سومالی

سومالی (٨ روزنامه‌نگار کشته شده) در این کشور موج ترور بی سابقه‌ای سال ٢٠٠٧را به مرگبارترین سال در طی ده سال گذشته تبدیل کرد. در طی سال جاری شورشیان اسلام گرا نیروهای دولت موقت و متحد اتیوپیایی آن را مورد حملات مکرر قرار دادند. در شرایطی که رسانه‌های خارجی نمی‌خواهند خبرنگاران خود را به خطرناک ترین کشور جهان بفرستند، روزنامه‌نگاران سومالیایی در خط مقدم قربانیان خشونت و هرج و مرج قرار گرفته‌اند. نیمی از ٨ روزنامه‌نگار کشته شده در سال ٢٠٠٧ قربانی جنایت هدفمند و بدست قاتلان حرفه‌ای کشته شده‌اند. سه تن از آنها از شخصیت‌های مهم مطبوعاتی کشور بوده‌اند. از جمله می‌توان به بینان گذاران رادیو هوم آفریک(Radio HornAfrik)، یکی از تحلیل گران مشهور کشور و مدیر گروه مطبوعاتی شابل مدیا(Shabelle Media)  اشاره کرد. در پی این جنایات اغلب مسئولان رسانه‌های مستقل از بیم جان خویش کشور را ترک کرده‌اند. روزنامه‌نگاران موگادیشو از تبدیل شدن شهرشان به ” بغداد کوچک” بیمناکند.

 

پاکستان (٦ روزنامه‌نگار کشته شده) سوقصد‌های انتحاری و خشونت در منازعه میان نیروهای ارتش و اسلام گرایان می‌تواند توضیح گر افزایش تعداد روزنامه‌نگاران کشته شده در سال ٢٠٠٧ در این کشور باشد. محمود عارف خبرنگار شبکه آری وان ورد (Ary One World) یکی از ١٣٣ قربانی سوقصد به جان بی نظیر بوتو در اکتبر سال جاری در کراچی بود. در آوریل یکی از انتحارگران که می‌خواست وزیری را به قتل برساند ٢٨ نفر از جمله عکاس جوانی به نام محبوب خان را به قتل رساند. در ماه ژوئن نور حکیم روزنامه‌نگار روزنامه اردو زبان پاکستان و معاون اتحادیه روزنامه‌نگاران مناطق قبایلی در حمله انتحاری در منطقه باجور در شمال غرب پاکستان به قتل رسید. و در ژوئیه جواد خان فیلم بردار شبکه دی ام دیجیتال تی وی (DM Digital TV) در حالی که حمله به مسجد سرخ در اسلام آباد را تحت پوشش خبری قرار می‌داد، توسط نیروهای امنیتی به قتل رسید.

 

سریلانکا (٣ روزنامه‌نگار کشته شده) تشدید درگیری میان نیروی‌های ارتش با ببر‌های تامیل با جنگی کثیف علیه روزنامه‌نگاران تامیل از سوی نظامیان و شبهه نظامیان همراه شده است. در ٢٠٠٧ در منطقه جافنا برای چندمین بار روزنامه ی اوتایان (Uthayan) هدف قرار گرفت. روزنامه‌نگار جوانی به قتل رسید و یک منشی تحریریه ربوده شد. دو خبرنگار دیگر در مناطق تحت کنترل نیروهای دولتی کشته شدند.

 

اریتره (٢ روزنامه‌نگار کشته شده) این کشور که در رده بندی سال ٢٠٠٧ گزارشگران بدون مرز در آخرین رده قرار گرفته است، یک روزنامه‌نگار در زندان جان باخت. فاسیها یوهانی معروف به “جوشوا” چهره مشهور جنبش روشنفکری کشور در اوایل سال ٢٠٠٧ در زندان و احتمالا به دلیل شرایط بسیار بد بازداشت فوت کرده است. چند ماه بعد روزنامه‌نگار دیگری به نام پولوس کیانا در چند کیلومتری مرز سودان بر اثر خستگی مفرط جان سپرد. وی که سال پیش در زندان و تحت شکنجه قرار گرفته بود، تحمل بازداشت و شکنجه مجدد را نداشت و می‌خواست از کشور خارج شود.

در سال ٢٠٠٧ نسبت به سال گذشته تعداد همکاران مطبوعاتی (مترجم، تکنسین ، صدابردار و….) کشته شده کمتر بود. تعداد همکاران مطبوعاتی کشته شده امسال ٢٠ نفر بودند این تعداد در سال گذشته ٣٢ نفر بود.

بر خلاف دیگر سازمان‌ها، آمار گزارشگران بدون مرز فقط روزنامه نگارانی که مرگ شان در ارتباط مستقیم با وظیفه اطلاع رسانی روی داده است، را در بر می‌گیرد. ده‌ها مورد مرگ نیز یا در دست تحقیق قرار دارند و یا به دلیل مشخص نشدن علت مرگ موقتا از آمار کنار گذاشته شده‌اند.

 

دو محاکمه مهم در سال ٢٠٠٨

تقریبا نود درصد از جنایات علیه روزنامه‌نگاران یا به طور کاملا و یا بخشا از مجازات مصون می‌مانند. حکومت کشورهایی که در آنها روزنامه‌نگاران به قتل می‌رسند بر روی گذشت زمان و فراموشی حساب باز می‌کنند تا جنایتکاران از مجازات فرار کنند. گزارشگران بدون مرز فراموش نمی‌کند و با پیگری مداوم جنایات انجام شده با مصونیت از مجازات مبازره می‌کند.

در سال ٢٠٠٧ گزارشگران بدون مرز :

- رفتار مفتضحانه مقامات حکومت بورکینو فاسو را محکوم کرد که نه سال پس از قتل روزنامه‌نگار نوربیت زونگو با آنکه مستندات حیرت آوری در در دست داشتن گارد ریاست جمهوری در این قتل وجود دارد، دادگاه رای بر مختومه شدن پرونده داد.

- مختومه اعلام کردن پرونده قتل نماینده خود دیاد حیدرا در گامبیا را محکوم کرد. سرنخ جدی در این قتل نیز به راهروهای کاخ ریاست جمهوری ختم می‌شد.

- خواهان گسترش اختیارات دادگاه بین المللی لبنان برای دادرسی همه ی جنایات انجام شده در این کشور از سال ٢٠٠٤ و از جمله قتل دو روزنامه‌نگار جبران توینی و سمیر قیصر است.

در سال ٢٠٠٧ و در نهمین سالگرد کشتار روزنامه‌نگاران و روشنفکران ایرانی در سال ١٣٧٧ که به “قتل‌های زنجیره ای” معروف شده است، گزارشگران بدون مرز با ارسال نامه‌ای به لوئیز آربور کمیسرعالی سازمان ملل در امر حقوق بشر، از وی خواهان اقدام سازمان ملل در این باره شد. در این نامه گزارشگران بدون مرز خطاب به لوئیز آربور نوشته است:” این جنایات موجی از انزجار را نسبت به آمران و عاملان آن در میان مردم برانگیخت. هنوز هم بسیاری از مردم ایران علیرغم ایجاد ممانعت از سوی رژیم در برگزاری مراسم یادمان قربانیان شرکت می‌کنند. در محاکماتی که چهار سال به طول انجامید و با آنکه دستگاه قضایی بر مشارکت ١٥ تن از ماموران وزارت اطلاعات در قتل‌ها صحه نهاد بود، اما نه حقیقت روشن و نه و عدالت برقرار شد. در سال ١٣٨١ خانواده‌های قربانیان برای عدالت به نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر و به کمیساریای عالی حقوق بشر شکایت بردند. خانواده‌ها و سازمان‌های مدافع حقوق بشر هیچگاه احکام این دادگاه را نپذیرفتند، چرا که آمران اصلی جنایات سیاسی از محاکمه بدور مانده و تا امروز معرفی و مجازات نشده‌اند.”

 

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌دارد “مبارزه با مصونیت از مجازات قاتلان روزنامه‌نگاران اهمیتی حیاتی دارد. دو محاکمه پراهمیت در سال ٢٠٠٨ برگزار می‌شوند. دادگاه برای قتل هراند دینک در ترکیه و دادگاه برای قتل آناپولیتوکفسکاپا در روسیه. این دو جنایت در پشت دروازه‌های اروپا رخ داده‌اند. و دادرسی آنها باید به شکل نمونه برگزار گردد، عاملان و آمران آنها باید شدیدا مجازات شوند. بخشی از آینده روزنامه‌نگاران به نتایج این دو محاکمه بستگی دارد و اهمیت این امر نه تنها در کشورهای روسیه و ترکیه که در همه ی کشورهای خطرناکی است که اینگونه تحقیقات حساس جریان دارند.”

هراند دینک، سردبیر نشریه آگوس، ۱۹ ژانویه، در مقابل دفتر روزنامه «آگوس»، در استانبول، به قتل رسید. ظاهرا قاتل وی جوان پان ترکیست افراطی ست که در ١١ فوریه ٢٠٠٨ محاکمه وی آغاز می‌شود. دادگاهی که باید همه مسئولان این قتل را مشخص و بر سایه احتمال همدستی وی با نیروهای انتظامی روشنی افکند.

دادگاه رسیدگی به قتل آناپولیتوکفسکاپا در میانه ی کارزار انتخابات ریاست جمهوری در روسیه برگزار خواهد شد. روسیه باید به قتل‌های زنجیره‌ای روزنامه‌نگاران که مصون از مجازات مانده‌اند پایان دهد. ١۹ روزنامه‌نگار از آغاز ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین از مارس ٢٠٠٠ تا کنون در روسیه به قتل رسیده‌اند. قتل آنا پولیتکوسکایا آخرین مورد از این زنجیره است و تنها موردی ست که قاتلان دستگیر و به دادگاه معرفی شده‌اند.

در سال ٢٠٠٧ هر روز دو روزنامه‌نگار بازداشت شده است

در اول ژانویه ٢٠٠٨ در سراسر جهان ١٣٥ روزنامه‌نگار در زندان بسر می‌برند. این آمار در سالهای اخیر تغییر چندانی نداشته است. روزنامه‌نگاران آزاد شده به سرعت با بازداشت شدگان تازه جایگزین می‌شوند. در سال ٢٠٠٧ مجموعا ٨٨٧ روزنامه‌نگار از آزادی محروم شدند. بزرگترین تعداد دستگیر شدگان با ١۹٥ مورد دستگیری در پاکستان روی داد و سپس کوبا با ٥٥ روزنامه‌نگار زندانی، ایران با ٥٤ روزنامه‌نگار بازداشت شده مقام سوم را دارد.

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌دارد “در جهان تعدادی نزدیک به ٣٠ دولت روزنامه‌نگاران مخالف را زندانی می‌کنند، برای رهبران واپس گرای این کشورها زندان تنها پاسخ به انتفادات مردان و زنان روزنامه‌نگار است. ما خواهان آزادی فوری ١٣٥ روزنامه‌نگار زندانی در سراسر جهان هستیم. به تهدید زندان باید ریودن روزنامه‌نگاران را نیز اضافه کرد. در سال ٢٠٠٧ تعداد روزنامه‌نگاران ربوده شده افزایش داشته است. در عراق و افغانستان گروگان گیری به امری رایج تبدیل شد و بسیاری از این روزنامه‌نگاران بدست ربایندگان خود اعدام شده‌اند. دولت‌ها باید با تعقیب قضایی و مجازات آمران و عاملان این جنایات با این پدیده به شکل جدی مبارزه کنند.

چین با ٣٣ و کوبا با ٢٤ روزنامه‌نگار زندانی بیش از چهار سال است که بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان هستند. دولت‌های پکن و‌هاوانا روزنامه‌نگاران زندانی را به ندرت آزاد می‌کنند و روزنامه‌نگاران زندانی در بسیاری از موارد چند ماه پیش از پایان حکم زندان خود آزاد می‌شوند، اما به سرعت دیگران جای خالی آنها را پر می‌کنند.

آذربایچان با دستگیری ٧ روزنامه‌نگار در سال ٢٠٠٧ تعداد روزنامه‌نگاران زندانی در این کشور به ٨ نفر رسید. در این کشور اما بازداشت روزنامه‌نگاران امری تازه‌ای است و نشان از وخامت وضعیت آزادی مطبوعات و سخت گیری بیشتر حاکمان در برابر روزنامه‌نگاران منتقد است.

ایران بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در خاورمیانه

ایران که در رده بندی سال ٢٠٠٧ در میان ١٦۹ کشور در رده ١٦٦ قرار داشت، در این کشور روزنامه‌نگاران با سرکوب تهاجمی حکومتی مواجه‌اند که به آنها اجازه بیان هیچگونه انتقاد و یا خواست سیاسی و اجتماعی را نمی‌دهند. چون هرسال این کشور بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در خاورمیانه بود. هم اکنون١١ روزنامه‌نگار و ٢ وب نگار در ایران در بازداشت بسر می‌برند. بسیاری دیگر از روزنامه‌نگاران برای روشنگری در باره ی سنگسار و فساد و یا همکاری و مصاحبه با رسانه‌های خارجی باید پاسخگوی اتهامات در اساس واهی اما “سنگینی” باشند که می‌تواند به صدور احکام زندان برای آنها منجر شود. عدنان حسن پور روزنامه‌نگار کرد در خطر اعدام قرار دارد.

علاوه بر ١٣٥ روزنامه‌نگار زندانی ٧ همکار مطبوعاتی (مترجم، تکنسین و…) ٦٥ وب نگار معترض نیز در زندان بسر می‌برند. چین صدر نشینی خود را در مسابقه ی سرکوب با ٥٠ وب نگار معترض در زندان حفظ کرده است. هشت وب نگار معترض در ویتنام زندانی هستند، در مصر وب نگار جوان کریم عامر برای نوشتن مقالات انتقادی از رئیس جمهور و بنیادگرایان اسلامی در دانشگاه در وبلاگش به ٤ سال زندان محکوم شده است.

زندانی کردن تنها روش محروم کردن روزنامه‌نگاران از آزادی نیست. در سال ٢٠٠٧ در ١٥ کشور جهان ٦٧ روزنامه‌نگار و دست‌اند کار رسانه‌ها به گروگان گرفته شدند. خطرناکترین منطقه در جهان همچنان عراق است که در آن از آغاز سال ٢٥ روزنامه‌نگار ربوده شده‌اند. ١٠ روزنامه‌نگار ربوده شده توسط ربایندگان اعدام شدند. در افغانستان اجمال نقشبندی روزنامه‌نگار افغانی و مترجم گزارشگر ایتالیایی دانیل ماسترجیاکومو در روز ٨ آوریل و سید آقا در روز ١٦ مارس به جاسوسی متهم و گردن زده شدند. این دو روزنامه‌نگار در تاریخ ٥ مارس به همراه گزارشگر ایتالیایی دانیل ماسترجیاکومو توسط مردان ملا داداله اسیرشده بودند. در ١۹ مارس دانیل ماسترجیاکومو آزاد شد.

در پاکستان ٥ روزنامه‌نگار ربوده شدند، که ربایندگان برخی از آنها نیروهای امنیتی بودند و این روزنامه‌نگاران البته همه در سلامت کامل آزاد شدند.

هم اکنون دست کم ١٤ روزنامه‌نگار و همگی در عراق ربوده شده‌اند.

٢٦٧٦ سایت اینترنت و وبلاگ در سال ٢٠٠٧ مسدود و تعطیل شده است.

دولت‌هایی مثل چین، برمه و یا سوریه تلاش می‌کنند شبکه اینترنت را به شبکه بسته و در حد تبادلات داخلی و میان افراد دارای مجوز - اینترانت- تبدیل کنند. در سال ٢٠٠٧ در سراسر جهان دست کم ٢٦٧٦ سایت اینترنت و وبلاگ رسما مسدود و تعطیل شده است. اکثریت این سایت‌ها تالارهای گفتگو بوده‌اند.

شدیدترین سانسور در طی سال در چین و به هنگام برگزاری هفدهمین کنگره حزب کمونیست دیده شد که ٢٥٠٠ سایت و وبلاگ و تالارها گفتگو ممنوع شدند. سوریه نیز در ماه‌های پایانی سال نزدیک به صد سایت و متعلق به شرکت‌های خدمت دهند اینترنت را مسدود و تعطیل کرد از جمله شبکه فیس بوک، امیل‌های هوت میل و برنامه تلفنی اسکایپ مسدود شده و در دسترس کاربران قرار ندارند. دولت دمشق این موسسات را متهم به نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیلی در آنها کرده است.

در اکتبر ٢٠٠٧ در پی تظاهرات‌های بودیست‌ها در برمه، ژنرال‌های دیکتاتور که قدرت را دردست دارند، تلاش کردند در رانگون خروج اطلاعات از کشور را از طریق اینترنت با قطع دسترسی به شبکه مسدود کنند. سانسور همه وسایل ارتباطاتی را در بر می‌گرفت از سایت‌های منتقد تا تلفن‌های همراه و دوربین‌های عکاسی و فیلم برداری و …

 

سانسور اینترنت

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌دارد: “در برخی از کشورهای اینترنت با همان شدت سانسور دست اندرکاران رسانه‌های سنتی سرکوب می‌شود. چین بزرگترین سانسورچی اینترنت است. سایبر پلیس این کشور پیش از هر رویداد مهم وحشت می‌آفریند. در سال ٢٠٠٧ در ماه‌هایی که به برگزاری کنگره حزب کمونیست منتهی شد سانسور همه جانبه مستقر شده بود. در طی چند هفته ٢٥٠٠ سایت و وبلاگ که اغلب مشخصه ی سیاسی داشتند مسدود و غیر قابل دسترسی شدند.

گزارشگران بدون مرز یاد آور می‌شود که ایران از جمله کشورهای سرکوبگر در عرصه اینترنت است و در لیست ١٣ کشور “دشمنان اینترنت” در جهان قرار دارد. سیاست مسدود سازی سایت‌ها در این کشور از محدودکننده ترین سیاست‌های سرکوبگرانه در جهان است. در طی سال گذشته بیش از ١٠ میلیون صفحه ی اینترنت به بهانه داشتن محتوای “غیر قانونی و مغایر با عفت عمومی” مسدود شده است. همچنین با تصویب “آیین‌نامه ساماندهی فعالیت پایگاه اطلاع‌رسانی اینترنتی کشور” توسط هیات وزیران همه ی “پایگاه‌های اطلاع ‌رسانی اینترنتی کشور” می‌بایست “مشخصات مربوط و هویت مدیر مسوول خود را در وزارت ارشاد ثبت کنند” علیرغم تکذیب‌های رسمی اما این سیاست در سایه سکوت به پیش می‌رود و عملا سایت‌های “ثبت نشده” از شبکه حذف می‌شوند. مقامات ایران به بهانه‌های فنی و از جمله “فشار بر شبکه” ولی در اصل برای جلوگیری از بارگیری فیلم و موسیقی و دیگر اطلاعات مورد نیاز، کاربران ایرانی را از اینترنت با سرعت بالا محروم کرده‌اند. در ایران دو وب نگار فمینیست مریم حسین خواه و جلوه جواهری همچنان در زندان بسر می‌برند.

گزارشگران بدون مرز انجمن بین المللی دفاع از روزنامه‌نگاران زندانی و آزادی مطبوعات بر مبنای اصل ١٩ اعلامیه جهانی حقوق بشر است.

برای اطلاعات بیشتر:

http://www.rsf.org
http://www.rsf-persan.org
persan@rsf.org

وضع روحی و جسمی کبودوند در زندان مساعد نیست

Yesterday, January 03, 2008, 5:36:05 PM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

بیش از شش ماه است که محمد صدیق کبودوند، رییس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در زندان اوین در سلول انفرادی به سر می برد و خانواده و وکلایش نگران وضعیت روحی و جسمی او هستند.

 

محمد صدیق کبودوند، موسس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده پیام مردم در تاریخ دهم تیر ماه گذشته بازداشت شد.

 

او که به گفته وکلا و سازمان های مدافع حقوق بشر در طول این مدت طولانی زندان تحت فشارهای روحی و جسمی شدید بوده، مدت ها از ناراحتی کلیه، معده و فشار خون رنج برده، اما به او اجازه مداوا داده نشده است.

 

در حال حاضر،  اگر چه به گفته همسر آقای کبودوند، وی تحت مداوا قرار گرفته، اما اخیرا دچار ناراحتی های روحی و سر گیجه های نامعلومی شده است. خانم کبودوند در باره آخرین ملاقاتش با همسرش در زندان به رادیو فردا گفت:« آخرین ملاقات روز دوشنبه بود. از نظر روحی که وضعیت خوبی ندارند، ولی از نظر جسمی دچار سرگیجه های شدیدی شده اند. متوجه نشدیم که سرگیجه های ایشان از چه بابتی است.»

 

وی افزود:« الان شش ماه است که ایشان در انفرادی به سر می برند، یعنی چهار ماه در بند ۲۰۹ بودند و الان دو ماه و چند روز است که در بند ۲۴۰ به صورت انفرادی هستند.»

 

محمد صدیق کبودوند، گزارش هایی درباره نقض حقوق بشر در کردستان و ایران و انتشار اخبار مربوط به وضعیت بازداشت و محاکمه و اعدام فعالان کرد و خود سوزی زن ها، منتشر می کرد.

 

نسرین ستوده، وکیل مدافع محمد صدیق کبودوند در باره اتهامات وارد شده به موکلش به رادیو فردا گفت:« یکی از اتهام های آقای کبودوند اقدام علیه امنیت ملی از طریق سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان است ، تبلیغ گسترده علیه نظام از طریق انتشار خبر و مخالفت با قانون اساسی از طریق انتشار بیانیه ها، همچنین مخالفت با شریعت اسلام از طریق انتشار بیانیه و گفت وگو علیه مجازات های اسلامی از قبیل اعدام و سنگسار و حمایت از زندانیان گروه های سیاسی از دیگر اتهاماتی است که طبق اظهار خانواده به ایشان وارد شده است.»

 

خانم ستوده افزود:« اما همه کسانی که آقای کبودوند را در منطقه کردستان می شناسند، می دانند که ایشان خیلی به راه های قانونی و عاری از خشونت پایبند هستند. چگونه است که فردی فرهنگی و صاحب امتیاز یک نشریه بعد از تحمل شش ماه سلول انفرادی حال برای آزادی موقتش، ۱۵۰ میلیون تومان وثیقه صادر شده که رقم بسیار قابل توجهی است.»

 

به گفته وی، این اقدام، در واقع این تلقی را ایجاد می کند که اساسا اراده ای برای آزادی محمد صدیق کبودوند وجود ندارد، چون خانواده وی به هیچ وجه نمی تواند این رقم را تامین بکند.

 

نسرین ستوده گفت:«در مراجعه ای هم که من به دادگاه انقلاب داشتم، این نکته را به بازپرس پرونده رسما اعلام کردم و خواستار تبدیل تامین شدم که ایشان با درخواست من هم مخالفت کردند.»

 

خانم کبودوند، نیز به رادیو فردا گفت در مراجعات متعددی که به دادگاه داشته، قاضی پرونده حاضر به ملاقات با او و شنیدن تقاضاهایش نشده است.

 

وی افزود:« آقای کبودوند الان بلا تکلیف هستند و وثیقه ای هم که برای ایشان صادر کردند سنگین است و در توان ما نیست و قاضی پرونده هم که قبول نمی کنند که اعتراض های ما را بشنوند و یا این وثیقه را لغو کنند. فقط خواهشم این است که سازمان ها و نهاد های حقوق بشری و آنهایی که اطلاع دارند بر مقام های قضایی فشار وارد کنند تا رسیدگی بشود.»

 

تلاش وکلای محمد صدیق کبودوند برای تبدیل قرار وثیقه سنگین او به قرار تامین دیگری همچون کفالت تا کنون به جایی نرسیده است. نسرین ستوده، یکی از وکلای آقای کبودوند، در این باره گفت تا کنون حتی به او اجازه ملاقات با موکلش را نداده اند.

 

وی به رادیو فردا گفت:« در مراجعه ای که هفته پیش به بازپرسی شعبه دوم داشتم، با تقاضای من مبنی بر تبدیل تامین و ملاقات با موکلم مخالفت کردند. من برای بار دوم مراجعه می کردم و تقاضای ملاقات با موکلم را داشتم که مجددا این اجازه به من داده نشد.»

 

خانم ستوده افزود:« متاسفانه در اظهاراتی که به بنده و خانواده ایشان گفته می شود، گاه با اظهاراتی مواجه شدیم که در واقع ما را دچار سردرگمی کرده است. بازپرس پرونده به من اظهار کردند که ایشان الان در انفرادی نیستند، اما در همه ملاقات هایی که خانواده با آقای کبودوند داشتند ایشان تاکید کردند که در بند ۲۴۰ و قسمت انفرادی نگهداری می شوند. باز در پیگیری هایی که خانواده نسبت به پرونده آقای کبودوند داشتند، اظهارات نادرستی به ایشان گفته شده است. مثلا به خانواده گفته شده است که پرونده به دادگاه ارسال شده در حالی که پرونده به دادگاه نرفته بود و در همان مرحله دادسرا بوده است. همه اینها واقعا محل اعتراض و سئوال نسبت به رسیدگی به این پرونده دارد.»

 

سازمان های بین المللی حقوق بشر از جمله عفو بین الملل و گزارشگران بدون مرز در بیانیه هایی ضمن اعتراض به نقض گسترده حقوق بشر در مناطق کرد نشین، خواستار آزادی محمد صدق کبودوند شده اند.

 

شیرین فامیلی

رادیوفردا

احضار میلاد عزیزی و حافظ رستمی، فعالین دانشجویی دانشگاه تهران، به کمیته انضباطی

Yesterday, January 03, 2008, 3:00:48 PM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

کمیته انضباطی دانشگاه تهران، امروز ، میلاد عزیزی و حافظ رستمی دو تن از دانشجویان دانشکده ادبیات این دانشگاه را به اتهام شرکت در تجمع اعتراضی ۲۱ آذر در اعتراض به بازداشت میلاد عزیزی ، احضار کرده است.

 

در حالی که تجمع ۲۱ آذر در اعتراض به بازداشت ۴ روزه میلاد عزیزی صورت گرفته و اساسا این دانشجو در تجمع یاد شده شرکت نداشته ، مشخص نیست کمیته انضباطی بر اساس چه دلایلی وی را احضار و متهم به شرکت در تجمع نموده است.

 

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

یزدان پناه، دانشجوی دانشگاه تهران، با شکایت علیرضا رهایی از تحصیل محروم شد

Yesterday, January 03, 2008, 2:57:33 PM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

سلمان یزدان پناه، دانشجوی دانشکده حقوق دانشگاه تهران، به واسطه شکایت «علیرضا رهایی»، رئیس دانشگاه امیرکبیر، به اتهام شرکت در تجمع در اعتراض به صدور احکام حبس برای سه دانشجوی پلی تکنیک، از سوی کمیته انضباطی دانشگاه تهران، به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد.

 

این در حالی است که این فعال دانشجویی، پیش تر نیز به دلیل سازماندهی اعتراضات دانشجویی دانشگاه تهران به حضور محمود احمدی نژاد در این دانشگاه، به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم گردیده بود.

 

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت ادامه بازداشت دانشجویان را محکوم کرد

Yesterday, January 03, 2008, 1:28:09 PM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

مهدی عربشاهی، دبیر سیاسی دفتر تحکیم، با محکوم کردن ادامه بازداشت دانشجویان طیف چپ، دانشجویان کرد، علی عزیزی، عضو شورای مرکزی تحکیم، و ممانعت در راه آزادی ۳ دانشجوی تبرئه شده پلی تکنیک، این گونه رفتارهای حاکمیت را نشان دهنده تلاش برای ایجاد جو ارعاب و انفعال در جنبش دانشجویی دانست.

 

عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با اشاره به اینکه بیش از ۳۰ نفر از فعالین دانشجویی هم اینک در زندان بسر می برند گفت: دانشجویان در دفاع از حقوق یکدیگر متحد و ثابت قدم هستند و دفتر تحکیم وحدت در همین راستا خواهان رعایت حقوق شهروندی دانشجویان بازداشت شده است.

 

عربشاهی گفت: اتهام دانشجویان بازداشت شده طیف چپ به صورت کلی اقدام علیه امنیت ملی اعلام شده که این اتهام همواره و در مناسبت های مختلف به تمامی فعالان دانشجویی و سیاسی وارد می شود. اما آن چه روشن است این دانشجویان علیرغم برخورداری از حق قانونی برگزاری تجمع مسالمت آمیز، به دلیل تلاش برای برگزاری تجمع بزرگداشت روز دانشجو در ۱۳ آذر ماه بازداشت شده اند.

 

دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت نگهداری بازداشت شدگان در زندان انفرادی عدم اجازه ملاقات با خانواده و وکیل و عدم اجازه به برخی بازداشت شدگان برای تماس تلفنی با خانواده را مصداق های بارز نقض حقوق قانونی بازداشت شدگان دانشجویی در آذر ماه امسال دانست.

 

عربشاهی با اشاره به آغاز امتحانات پایان ترم امسال گفت: متاسفانه دانشجویان بازداشتی به دلیل زندانی بودن از حضور در امتحانات محروم شده اند و بدین شکل بازداشت شدگان عملا به ۱ ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده اند. عضو شورای مرکزی تحکیم ادامه داد: نهادهای امنیتی و قضایی علیرغم وعده های قبلی حتی از آزادی امیر مهرزاد، دانش آموز سال سوم دبیرستان، که در روز ۱۳ اذر ماه بازداشت شده است خوددداری کرده اند و این دانش آموز نیز از شرکت در امتحانات دبیرستان خود محروم مانده است.

 

مهدی عربشاهی به اخبار منتشره در خصوص وضعیت نامعلوم سعید حبیبی، بهروز کریمی زاده و مهدی گرایلو اشاره کرد و ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت این سه فعال دانشجویی خواهان مشخص شدن وضعیت ایشان شد.

 

عضو شورای مرکزی تحکیم گفت: بنابر اخبار منتشره آقای سعید حبیبی، عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، بعد از گذشت ۱ ماه هنوز هیچ تماسی با خانواده خود نداشته است. این در حالی است که ایشان از فعالان با سابقه دانشجویی و صاحب کارنامه ای روشن در دفاع از حقوق و آرمان های دانشجویان است و به همین سبب دفتر تحکیم وحدت خواهان پاسخگویی مسئولان امر نسبت به وضعیت نامشخص این عضو سابق اتحادیه تحکیم می باشد.

 

عربشاهی با تاکید بر عدم وجود مرزبندی خودی و غیرخودی در میان فعالان دانشجویی گفت: دفاع از حقوق بشر و حقوق شهروندی و حقوق طبیعی دانشجویان با هر گرایش فکری وظیفه مسلم تمامی دانشجویان است و اتحادیه تحکیم از تمامی ابزارهای موجود برای تلاش در جهت آزادی دانشجویان چپ، کرد و اعضای بازداشتی عضو دفتر تحکیم وحدت استفاده خواهد کرد.

 

عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم در ادامه به حضور دانشجویان کرد در تجمع بزرگ دانشجویی ۱۸ آذر ماه و متعاقب آن بازداشت ۳ دانشجوی کرد سخنران در این تجمع اشاره کرد و با انتقاد از کسانی که بدون درک عمیق از واقعیات سیاسی-اجتماعی جامعه ایران بر طبل ناسیونالیسم افراطی می کوبند خواستار تصحیح دیدگاه های مرکز نسبت به کردستان شد و گفت: تسلط این دیدگاه سبب می شود هر تلاشی برای احقاق حقوق طبیعی این بخش از ایران با انگ تجزیه طلبی سرکوب گردد.

 

دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت با ابراز خوشحالی از رویش نسل جدیدی از دانشجویان و روشنفکران کردزبان که مباحث و اندیشه های نوین سیاسی را با دقتی و پشتکاری کم نظیر دنبال می کنند و با پرهیز از هیجان و احساسات به دنبال یافتن راه حلی مسالمت آمیز برای مطالبات خود هستند گفت: تجربه همکاری تحکیم با دانشجویان کرد در تجمع ۱۸ آذرماه را موفق ارزیابی می کنیم و معتقدیم توجه به مطالبات بومی و منطقه ای نافی تعهد به تمامیت ارضی ایران نمی باشد و ۳ دانشجوی کرد بازداشت شده در سخنرانی خود بر شعار ایران برای همه ایرانیان و عدم تجزیه طلبی تاکید داشتند. عربشاهی در همین راستا خواهان آزادی سهراب کریمی، فرشاد دوستی پور، جواد علیزاده و محمد صالح ایمن شد.

 

مهدی عربشاهی همچنین به ادامه بازداشت علی عزیزی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم اشاره کرد و گفت: علی عزیزی نزدیک به دو ماه است که در بازداشت موقت بسر می برد. این در حالی است که طبق اخبار منتشره بازجویی های وی پایان یافته است و امیدواریم علی عزیزی هر چه سریعتر آزاد گردد.

 

عربشاهی در پایان به اخلال در روند آزادی دانشجویان پلی تکنیکی علیرغم تبرئه آنان اشاره کرد و گفت: به نظر می رسد روند غیر طبیعی و غیر قضایی که از همان ابتدا بر این پرونده حاکم بوده است به گونه ای است که حتی حکم تبرئه دانشجویان، موجبات آزادی آنان را فراهم نمی آورد. و شائبه وجود اراده ای غیرقضایی در این پرونده  نکته ای است که در ۹ ماهه اخیر مورد تاکید فعالان دانشجویی بوده و عدم آزادی احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان این گمانه را تقویت می کند.

 

ادوارنیوز

ممانعت از شرکت سمیعی، جنتی و اخوان، سه دانشجوی دانشگاه علامه، در امتحانات پایان ترم

Yesterday, January 03, 2008, 1:21:13 PM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

مازیار سمیعی،کوروش جنتی و آیدین اخوان دانشجویانی هستندکه حکم محرومیت از تحصیل خویش را در آستانه امتحانات دریافت کرده اند و به آنان اجازه شرکت در امتحانات داده نشده است.

 

مازیار سمیعی دانشجوی دانشکده اقتصاد که پیشتر از سوی کمیته انضباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل بطور تعلیقی محکوم شده بود و این ترم نیز، ترم آخر این دانشجو محسوب گشته و در صورت شرکت در امتحانات فارغ التحصیل می شد، در آستانه امتحانات طی نامه ای مطلع شد که حکم تعلیق وی به اجرا گذاشته شده و از حضور وی در سر جلسه امتحانات جلوگیری خواهد شد.

 

همچنین آیدین اخوان از اعضای سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی داشکده اقتصاد نیز که این ترم فارغ التحصیل می شئ نیز خبر از قطعی شدن یک ترم محرومیت از تحصیل خویش داد که در آخرین روزهای ترم به وی ابلاغ گشته است.

 

کوروش جنتی دبیر انجمن اسلامی دانشکده ادبیات، دیگر دانشجوی این دانشگاه، که حکم یک ترم محرومیت از تحصیل وی در آستانه امتحانات به وی ابلاغ گشته است.

 

کمیسیون زنان دفتر تحکیم

گزارش رادیوفردا از اعتراض دانشجویان به تایید حکم حبس دکتر حسام فیروزی

Yesterday, January 03, 2008, 1:18:24 PM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

 

 

۱۷ انجمن اسلامی دانشگاه های سراسر ایران در بیانیه ای به حکم حبس برای دکتر حسام فیروزی پزشک معالج احمد باطبی فعال دانشجویی، اعتراض کردند.

 

دانشجویان معترض در این بیانیه که خطاب به قوه قضاییه ایران منتشر شده، نوشته اند: «ما ندیده بودیم کسی را به جرم ادای وظیفه راهی زندان کنند، آن هم یک پزشک را به جرم حفاظت از جان بیمارش».

 

دکتر حسام فیروزی، پزشک معالج تعدادی از زندانیان سیاسی، از سوی دادگاه انقلاب به یک سال حبس محکوم شده است که شش ماه آن به صورت تعزیری و اجرایی است و شش ماه دیگر تعلیقی است.

 

حسام فیروزی تا حدود یک سال پیش پزشک معالج احمد باطبی بود.

 

احمد باطبی دانشجویی است که در جریان درگیری های کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸، پیراهن خون آلود همکلاسی خود را در دست داشت و انتشار تصویر او در رسانه های بین المللی موجب شد که نظام قضایی ایران ابتدا او را به اعدام و سپس در دادگاه تجدید نظر به ۱۵ سال حبس محکوم کند.

 

دادگاه انقلاب، حسام فیروزی پزشک معالج احمد باطبی را به دلیل ارایه گزارش وضعیت پزشکی احمد باطبی به رسانه ها به یک سال حبس محکوم کرد.

 

اتهام آقای دکتر فیروزی تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی است حال آنکه خود او و مدافعانش می گویند : که دکتر حسام فیروز «به وظیفه حرفه ای خود عمل» کرده است.

 

علی تقی پور دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل و از امضا کنندگان این بیانیه در گفت و گو با رادیو فردا می گوید: «دکتر فیروزی به عنوان یک پزشک وظیفه اخلاقی خود می دانست که وضعیت جسمی آقای باطبی را اعلام کند، اما ظاهرا اعلام این وضعیت به گونه ای بود که موجب شد ایشان به زندان محکوم شوند و این اقدام از نظر انجمن اسلامی محکوم است».

 

  ۱۷ انجمن اسلامی دانشجویان سراسر کشور از قوه قضاییه ایران خواسته اند که از اجرای حکم زندان دکتر فیروزی جلوگیری شود و «از ادامه این روند ناصواب جلوگیری کند.»

 

در بخشی از این بیانیه که بخشی از آن به طرح سوال پرداخته شده، آمده است« آیا کسی را که در دانشگاه همین کشور درس خوانده و طبق قوانین همین کشور سوگند خورده و ملزم به رعایت آن است را باید به خاطر عمل به قانون زندانی کرد؟ در کدام قانون آمده که اعلام وضعیت بیماران در مطبوعات و رسانه تبلیغ علیه نظام است؟»

 

یکی دیگر از اتهامات دکتر فیروزی پناه دادن به زندانی فراری و معالجه آن است. بر اساس گزارش ها احمد باطبی در نوروز سال ۱۳۸۴ برای سپری کردن پنج روز دوران مرخصی، از زندان خارج شد اما تا مدت ها به زندان بازنگشت.

 

اگر چه آقای باطبی می گوید که نشانی محل اقامتش را به مسوولان زندان داده بود، اما مقامات قضایی آقای باطبی را به عنوان زندانی فراری تحت پیگرد قرار دادند و سرانجام او را در منزل دکتر حسام فیروز دستگیر و روانه زندان کردند.

 

خلیل بهرامیان وکیل مدافع احمد باطبی و دکتر حسام فیروزی به رادیو فردا می گوید:«باطبی پس از هفت سال دوران زندان، وقتی به جامعه بازگشت به شدت از نظر جسمی و روحی بیمار بود و دکتر فیروزی او را در منزل خود تحت درمان داشت».

 

دکتر فیروزی به عنوان یکی از فعالان حقوق بشر در حرفه خود شناخته می شود و پیش از این نیز بازداشت و زندانی شده است.

 

او مقالاتی انتقادی در مورد وضعیت نابسامان بهداشت و درمان در زندان اوین نوشته است؛ مقالاتی که به گفته خلیل بهرامیان ، وکیل او می تواند پرونده های قضایی دیگری را برای او رقم بزند.

ادامه بازداشت فعالان چپ، عابد توانچه بازداشت شد

Yesterday, January 03, 2008, 12:26:17 PM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

عابد توانچه ،دانشجوی اخراجی دانشگاه صنعتی امیرکبیر و از فعالان چپ عصر روز گذشته بازداشت شد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر عصر روز گذشته وی در یکی از خیابانهای شهرستان محل سکونتش، اراک، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. از لحظه بازداشت خانواده وی به دنبال پیگیری وضعیتش می باشند و تاکنون هیچ خبری از محل بازداشت او به دست نیامده است.

 

گفتنی است این بار دومی است که عابد توانچه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است،وی در خرداد ماه سال گذشته نیز به مدت ۴۳ روز در زندان اوین بازداشت بود.

 

بازداشت وی در راستای ادامه برخورد با فعالان چپ ارزیابی می شود و البته وی در حالی بازداشت می شود که در یک سال گذشته فعالیت سیاسی جدی نداشته و تنها در وبلاگش به بیان نظریات خود می پرداخت. گفتنی است وزارت اطلاعات در یک ماه گذشته حدود سی نفر از فعالان چپ را بازداشت نموده و از برخی از آنها از جمله سعید حبیبی هیچ خبری در دست نیست.

در آغاز سال جدید میلادی، ۱۳ نفر در ایران اعدام شدند

Wednesday, January 02, 2008, 9:16:09 PM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

خبرگزاری فرانسه در گزارشی از تهران نوشت جمهوری اسلامی در نخستین روز سال جدید میلادی، ۱۳ ایرانی از جمله یک زن جوان و مادر دو کودک خردسال را بدار آویخت.

 

زن اعدام شده راحله زمانی نام دارد و مادر دو کودک پنج و سه ساله است. اجرای حکم اعدام وی پیشتر بر اثر برخی اعتراضات به تاخیر افتاده بود.

 

بنابراین گزارش شمار اعدامها در ایران در سال ۲۰۰۷ میلادی نسبت به سال پیش از آن تقریبا دو برابر شده است و دست کم ۲۹۷ نفر اعدام شده اند.

 

به گفته عفو بین الملل، تعداد اعدامها در سال ۲۰۰۶ در ایران ۱۷۷ مورد بوده که در سال ۲۰۰۷ به نزدیک به ۳۰۰ نفر رسیده است.

این آمار تنها مواردی را شامل می شود که خبر آن در رسانه ها منعکس شده است.

 

این در حالیست که در اکثر کشورهای دنیا، مجازات اعدام لغو شده و یا به اجرا گذاشته نمی شود.

 

 

راحله زمانی اعدام شد

 

راحله زمانی، مادر یک دختر ۵ ساله و یک پسر ۳ ساله اعدام شد. راحله ۲۷ ساله به دلیل قتل همسرش که مدام به او خیانت می کرد، حدود سه سال را درزندان اوین سپری کرده بود.

 

حکم اعدام راحله که قرار بود در اواخر آذر ماه به اجرا گذاشته شود، به دلیل پیگیری های وکیل مدافع وی و جمعی از فعالان حقوق زنان برای یک ماه به تعویق افتاده بود.

وکیل وی و مدافعان حقوق زنان در تلاش بودند تا با رضایت خانواده مقتول از اعدام راحله جلوگیری کنند ولی پیش از پایان مهلت ۱ ماهه، راحله به دار آویخته شد.

جلوه جواهری و مریم حسین‌خواه آزاد شدند

Wednesday, January 02, 2008, 8:50:52 PM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

خبرنامه امیرکبیر: جلوه جواهری و مریم حسین‌خواه از فعالان بازداشت‌شده‌ی حقوق زنان عصر امروز با تودیع قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شدند.

 

مریم حسین خواه از اعضاء تحریریه وب سایت های «زنستان» و «تغییر برای برابری» و جلوه جواهری از اعضا «کمپین یک میلیون امضاء» و از نویسندگان وب سایت «تغییر برای برابری» بترتیب در ٢٧ آبان و ۱۰ آذر بازداشت شده بودند.

خانواده های دانشجویان بازداشت شده از روز شنبه فرزندان خود را ملاقات خواهند کرد

Wednesday, January 02, 2008, 6:03:31 PM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

خبرنامه امیرکبیر: خانواده های دانشجویان بازداشت شده در تجمع ۱۳ آذر، امروز با سالارکیا معاون دادستان تهران گفتگو کردند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در این ملاقات سالارکیا به خانواده های دانشجویان خبر داده است که از روز شنبه ۱۶ دی ماه و به مدت سه روز و هر روز به ۱۰ نفر از دانشجویان بازداشت شده اجازه ملاقات داده می شود.

 

همچنین وی اعلام کرده است که به غیر از ۲ یا ۳ نفر، پرونده های بازداشت شدگان تکمیل شده و در روزهای آینده بقیه ی پرونده ها نیز به دادگاه فرستاده خواهند شد.

 

با توجه به اینکه از دانشجویان بازداشت شده، سعید حبیبی، نادر احسنی و علی کلایی هنوز هیچ تماسی با خانوده های خود نداشته اند، احتمالا منظور سالارکیا از “۲ یا ۳ نفر”، این دانشجویان می باشد.

 

لازم به یادآوری است روز دوشنبه خانواده های دانشجویان بازداشت شده، در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران تجمع کرده و نامه اعتراضی خود را به نماینده سازمان ملل در ایران تحویل دادند. همچنین خانواده های دانشجویان تهدید کرده بودند که از روز شنبه ۱۶ دی ماه در مقابل مقابل دادسرای دادگاه انقلاب تجمع خواهند کرد.

واکنش فرمانده نیروی انتظامی به موضع دولت درباره برخورد با بدحجابی: احمدی نژاد ۳ بار طرح را تایید کرد

Wednesday, January 02, 2008, 5:24:29 PM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

با آن که پیشتر رئیس پلیس امنیت تهران اعلام کرده بود طرح مبارزه با بدحجابی با اطلاع و هماهنگی دولت احمدی‌نژاد به اجرا گذاشته شده است؛ اظهارات احمدی‌مقدم فرمانده کل نیروی انتظامی جای هیچ تردیدی باقی نگذاشت که انتقادات اخیر سخنگوی دولت از برخورد با زنان و دختران، یک موضع تبلیغاتی در آستانه انتخابات است.

 

برخورد با زنان و دختران از ابتدا مورد انتقاد بسیاری از منتقدان دولت قرار گرفته بود. با این حال، مواضع یک هفته اخیر رئیس‌جمهور و سخنگوی دولت که حاوی اعلام برائت دولت احمدی‌نژاد از این طرح و مخالفت صریح با آن بود، حیرت ناظران را در پی داشت. چرا که اولاً این طرح صراحتا با حمایت رهبر انقلاب مواجه شده بود. ثانیاً دولت اگر واقعاً با این طرح مخالف بود به راحتی می‌توانست مانع اجرای آن شود یا تغییراتی را در آن ایجاد کند. ثالثاً؛ دولت طی ۷ ماه گذشته عملاً در این زمینه سکوت کرده یا علایمی حاکی از حمایت خود از نیروی انتظامی بروز داده بود اما ناگهان در هفته اخیر به این فکر افتاده بود که با آن مکرراً مخالفت کند و خود را از آن مبرا بداند.

 

بر مبنای شواهد فوق، بسیاری از ناظران این گونه ابراز عقیده کردند که مخالفت‌های اخیر الهام با طرح مبارزه با بدحجابی، مانند بسیاری از مواضع دولت احمدی‌نژاد صرفاً یک تاکتیک تبلیغاتی است که با واقعیت‌های پشت پرده تفاوت‌های جدی دارد.

 

اظهارات عصر سه‌شنبه احمدی‌مقدم فرمانده کل نیروی انتظامی جای هیچ تردیدی باقی نگذاشت که انتقادات اخیر سخنگوی دولت از برخورد با زنان و دختران، «کاملاً» یک موضع تبلیغاتی آن هم در آستانه انتخابات مجلس است.

 

احمدی‌مقدم در حاشیه برگزاری اولین همایش کنترل جرایم خشونت‌باردر واکنش به مواضع اخیر سخنگوی دولت گفت: آقای الهام برادر خوب ما هستند و همکاری خوبی با ما داشتند و حال این گونه اظهارنظر برای من جای تعجب دارد.

 

وی افزود: مدارک و اسناد مربوط به طرح ارتقاء امنیت اجتماعی کاملا روشن و شفاف است، طرح گسترش عفاف و حجاب که مصوب شورایعالی انقلاب فرهنگی است، وظایف تمام دستگاه‌ها را مشخص کرده و ۲۱ وظیفه بر عهده، نیروی انتظامی قرار گرفته است.

 

سردار احمدی‌مقدم بااشاره به این که «تاکنون نخواستیم موضوع بند یکم این طرح را عنوان کنیم، اما به دلیل به وجود آمدن این بحث‌ها باید بگوییم» یادآور شد: طرح ارتقاء امنیت اجتماعی بسیار روشن است و جزئیات آن اعم از سیاست‌ها، اهداف و دسته‌بندی‌ها، طی سه جلسه با حضور رییس‌جمهور تشریح شد و مصوبه‌های بسیار متقنی در این زمینه داریم.

 

وی در ادامه تاکید کرد: درباره اظهار بی‌اطلاعی سخنگوی دولت خیلی توجیه نشده‌ام و باید از نزدیک با ایشان صحبت کنم، چراکه نیروی انتظامی در خصوص این طرح با دستگاه قضایی، مجلس و دولت هماهنگ شده است، به نظرم نوعی ابهام به وجود آمده که باید سؤال کنم مربوط به کدام بخش است.

 

فرماند نیروی انتظامی در پاسخ به یکی دیگر از انتقادات الهام نیز گفت: این موضوع که نیروی انتظامی طرح خود را ارایه نکرده است، درست نیست و این درحالیست که مصلحت نمی‌دانیم خیلی به این مسایل وارد شویم، چرا که آثار مثبت طرح ارتقاء امنیت اجتماعی را مردم پذیرفته‌اند و ورود به این مسایل به مصلحت نیست و خیلی ارزش ندارد، اما اگر دوستان فکر می‌کنند نیاز به این است که ما مستندات خود را بفرستیم این کار را می‌کنیم؛ اگرچه قرار نیست افشاگری صورت گیرد و به طور مثال اسنادی را منتشر کنیم.

 

رییس پلیس کشور افزود: مستنداتی که در دستمان است همان‌هایی است که دولت برای نیروی انتظامی فرستاده که ما هم شماره‌های مستندات را برای آنها می‌فرستیم.

 

وی بار دیگر مجدداً تصریح کرد: اگر لازم بود تغییر نگاهی داشته باشیم، دیگر رییس‌جمهور به صورت مرتب طرح را تایید نمی‌کرد، ما تاکنون سه بار طرح را به رییس‌جمهور گزارش کردیم و ایشان نقطه‌نظرات اصلاحی داشتند که ما اعمال کردیم، چراکه خودمان را مکلف می‌دانیم که اقداماتمان با دولت هماهنگ باشد.

وکیل مدافع عباس لسانی از انتقال موکلش به زندان اهر خبر داد

Wednesday, January 02, 2008, 5:16:11 PM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

وکیل مدافع عباس لسانی از انتقال موکلش به زندان شهرستان اهر برای تحمل یک سال حبس خبر داد.
سید محمدرضا فقیهی گفت: پیش از این موکلم از سوی دادگاه جزایی اردبیل به اتهام معاونت در احراق و تخریب اموال و اماکن عمومی و دولتی به ۱۸ ماه حبس و ۵ ضربه شلاق محکوم شده بود که دوران حبس وی به اتمام رسید و موکلم برای اجرای حکم شلاق به دادسرای عمومی و انقلاب اردبیل منتقل شد که با ممانعت وی از اجرای حکم، اجرا نشد و موکلم برای تحمل یک سال حبس خود در پرونده‌ دیگری به زندان شهرستان اهر منتقل شد.

وی ادامه داد: همچنین عباس لسانی از سوی دادگاه انقلاب کلیبر به دو سال حبس محکوم شده بود که شعبه‌ی ۶ دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی این محکومیت را به یک سال تقلیل داد و در حال حاضر موکل برای تحمل حبس یک ساله‌ی خود به زندان شهرستان اهر منتقل شده است؛ البته ما نسبت به حکم صادره در مورد این پرونده اعتراض فوق‌العاده کردیم و اعتراض ما در دادگستری استان در حال رسیدگی است.
فقیهی یادآور شد: محکومیت موکلم از سوی دادگاه جزایی اردبیل مربوط به نا‌آرامی‌های خرداد سال گذشته و محکومیت دیگرش از سوی دادگاه کلیبر مربوط به تجمعات سال ۸۲ و ۸۴ قلعه‌ی بابک شهرستان کلیبر است.

احضار ۴ دانشجوی دانشگاه یاسوج به کمیته انضباطی

Wednesday, January 02, 2008, 2:02:33 AM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

تعدادی از دانشجویان دانشگاه یاسوج به علت اعتراض به ضرب و شتم یک فعال دانشجویی دختر در دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شدند.

 

دانشجویان این دانشگاه در اعتراض به ضرب و شتم یک فعال دانشجویی دختر در دانشگاه در دانشکده‌ کشاورزی تحصنی برگزار کردند و این در حالی بود که پس از پایان تحصن چهار دانشجوی دانشگاه یاسوج از سوی معاونت دانشجویی دانشگاه تهدید به دو ترم تلعیق شده‌اند.

 

حراست دانشگاه در اقدامی، خانواده‌های این دانشجویان که مجتبی نظری، امین خسروی، محسن موسوی و الهام‌السادات موسوی هستند را به دانشگاه فراخوانده و از آن‌ها خواسته‌اند که به فرزندان‌شان اجازه‌ی فعالیت سیاسی ندهند.

 

دو هفته پیش فرد ناشناسی یک دختر دانشجو را در دانشگاه یاسوج مورد ضرب و شتم قرار داده بود. علیرغم شکایت این دانشجو به مراجع ذیربط هنوز این فرد مورد شناسایی قرار نگرفته است. این فعال دانشجویی مدیرمسئول یک نشریه دانشجویی است.

 

پس از این حادثه دانشجویان با برپایی تریبون آزادی نسبت به این مسئله اعتراض کردند. در پی اعتراضات دانشجویان، کمیته انضباطی دانشگاه یاسوج ۴ نفر از دانشجویان را به کمیته انضباطی فراخوانده و خانواده های ایشان را نیز در این خصوص تحت فشار قرار داده است.

درگیری مردم با لباس شخصی‌ها در شیراز و حمله به دفتر یک روزنامه

Wednesday, January 02, 2008, 2:01:30 AM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

نیروهای لباس شخصی و بسیجی دوشنبه‌شب با حمله به دفتر یک روزنامه اصلاح ‌طلب در شیراز ضمن برهم ریختن تجهیزات و امکانات روزنامه، یکی از روزنامه‌نگاران را مجروح کردند.

 

ماجرا زمانی اتفاق افتاد که در جریان ادامه طرح موسوم به «امنیت اجتماعی» در خیابان عفیف‌آباد (از مناطق شمال شهر شیراز)، تجمع گسترده‌ای از مردم معترض شکل گرفت که با ماموران و لباس شخصی‌ها درگیر شدند. در این حال، اعضای تحریریه و همکاران روزنامه «تحلیل روز» که پنجره دفتر آنها مشرف به محل درگیری‌ها بود، از بالا ماجرا را تماشا می‌کردند.

 

این گزارش حاکی است نیروهای لباس شخصی پس از مطلع شدن از این مساله و با این گمان که روزنامه‌نگاران از درگیری‌ها عکس‌برداری کرده‌اند، به دفتر روزنامه «تحلیل روز» هجوم بردند؛ این درحالی بود که به گفته اعضای تحریریه، در آن زمان عکاسان روزنامه در محل کار خود حاضر نبوده‌اند.

 

به هرحال و در پی یورش نیروهای لباس شخصی و در حالی که اغلب پرسنل حاضر در دفتر روزنامه خانم‌ها بودند، چهار نفر از آقایان به نام‌های محمد حسن شلتوک‌کار، هاشم حکمه، فرهاد فروهی و محمد جواد شلتوک‌کار به مقابله با لباس‌ شخصی‌ها می‌پردازند که در جریان درگیری‌ها محمد حسن شلتوک‌کار از ناحیه گونه مجروح و بلافاصله به بیمارستان منتقل می‌شود و پزشکی قانونی هم گزارش لازم را تهیه می‌کند.

 

در پی این حادثه، شکایتی تنظیم و توسط اطلاعات نیروی انتظامی نیز مراتب تایید و امضا شد، اما نیروهای بسیج حاضر به امضای صورت جلسه نشدند. این صورت جلسه برای پیگیری‌های بعدی به وزارت کشور ارجاع شده است.

 

گفتنی است روزنامه «تحلیل روز» از مطبوعات اصلاح‌طلب چاپ شیراز است که به مدیریت حاجات‌نیا، رییس حزب اسلامی کار استان فارس، منتشر می‌شود.

 

نوروز

احضار مجدد ۷ دانشجوی دانشگاه علامه به کمیته انضباطی

Wednesday, January 02, 2008, 1:59:47 AM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

موج جدید احضاربه کمیته ی انضباطی و تهدید دانشجویان دانشگاه علامه پس از پایان کلاسهای درس و آغاز فرجه های تحصیلی آغاز شد.

 

مهدیه گلرو، علیرضا موسوی، امیر یعقوبعلی، نگین فرازمند، عسل اخوان، کوروش جنتی، شیما فرزادمنش به کمیته انضباطی احضار شده ند.

 

لازم به ذکر است مهدیه گلرو، امیر یعقویعلی، نگین فرازمند، عسل اخوان و شیما فرزادمنش ترم گذشته تعلیق و ممنوع الورود بوده و دوره ی محرومیت خود را سپری کرده اند. همچنین علیرضا موسوی که پیش از این به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود و تاکنون نیمی از آن را سپری کرده به کمیته انضباطی احضار شده است.خبر ها حاکی از آن است که کوروش جنتی نیز که هفته گذشته حکم یک ترم تعلیق خود را دریافت کرده است جزء احضار شده گان است.

 

سعید فیض الله زاده نیز که دوران تعلیقش به پایان رسیده است همچنان اجازه ورود به دانشگاه و انتخاب واحد را ندارد. مسئولین دانشگاه هیچ جواب قانع کننده ای برای اقدام خود نداده اند و هیچ حکم یا ابلاغیه به وی ارائه نشده است. همچنین سلیمان محمدی دانشجوی دانشگاه علامه نیز ازسوی کمیته انضباطی به دو ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شده است.

 

مهدیه گلرو نایب دبیر انجمن منتخب علامه که امروز(سه شنبه) در جلسه کمیته انضباطی شرکت کرده است اتهامات وارده به خود از سوی کمیته انضباطی را بدین شرح اعلام کرد: ایجاد اخلال و وقفه در برنامه آموزشی دانشگاه، ایجاد بلوا و آشوب، تشویش اذهان عمومی، توهین و هتک حرمت به حراست دانشگاه، توهین و هتک حرمت به مسئولین دانشگاه، توهین و هتک حرمت به مسئولین نظام و رهبری و برنامه ریزی تجمعات غیرقانونی در داخل و خارج از دانشگاه.

 

گلرو با اشاره به ممانعت از انتخاب واحد وی در ترم جدید گفت: با وجود اینکه بر طبق منشور حقوق دانشجویی پس از اتمام دوران ۲ ترم تعلیق از تحصیل بنده قانونا حق انتخاب واحد در ترم جدید را داشته ام، اجازه ورود به دانشگاه حتی برای دریافت احضاریه جدید کمیته انضباطی را نیافتم به گونه ای که نامه احضاریه را به نگهبانی دانشگاه آورده و در آنجا به من تسلیم کردند.

 

همچنین عسل اخوان یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه علامه که امروز(سه شنبه) در جلسه کمیته انضباطی شرکت کرده است اتهامات وارده به خود را به این شرح عنوان کرد: حضور در تجمع غیرقانونی، رهبری و هدایت دانشجویان در تجمعات غیرقانونی، شعارگویی و توهین به مسئولین نظام و دانشگاه، اخلال و ایجاد وقفه در برنامه و نظم دانشگاه، ایجاد بلوا و آشوب و تشویش اذهان عمومی، نشر اکاذیب و توهین و هتک حرمت مسئولین دانشگاه و شرکت در تجمع غیرقانونی در دانشگاه پلی تکنیک و درگیری با نگهبانان این دانشگاه عنوان کرد.

 

ادوارنیوز

شکنجه مداوم زندانیان آذربایجانی در زندان اوین

Wednesday, January 02, 2008, 1:54:45 AM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

خانواده های متین پور، غنی لو، بهروز صفری و همسر زندانیش لیلا حیدری که چندین ماه است تحت بازداشت موقت هستند امروز دوشنبه ۱۰ دی ماه توانستند در زندان اوین با ایشان ملاقات نمایند.

 

به گزارش کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان-آسمک بر اساس اظهارات خانواده ها، آقایان سعید متین پور، علیرضا متین پور، بهروز صفری، جلیل غنی لو و خانم لیلا حیدری در مدت بازداشت چندین ماهه شان بصورت مداوم و بشدت تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته اند٬ بطوریکه بارها بیهوش شده و به بیمارستان منتقل گردیده اند. سعید متین پور که از چهارم خرداد زندانی است به مدت ۴۵ روز در بازداشتگاه اطلاعات زنجان در مکانی کاملا تاریک و غیر بهداشتی به صورت مداوم شکنجه شده است وی در مجموع ۲۰۵ روز را در انفرادی سپری کرده است. همچنین مامواران چندین بار بهروز صفری و همسرش لیلا حیدری را در حضور هم شکنجه کرده اند.

 

همین گزارش می افزاید که خانم لیلا حیدری هنوز هم در سلول انفرادی نگهداری میشود ولی بقیه افراد از دو هفته پیش به سلولهای چند نفره منتقل گشته اند. سعید متین پور به همسرش گفته است که از شهریورماه برای او قرار وثیقه صادر شده است با این وجود ماموران به وی اجازه نداده اند این مطلب را به خانواده اش اعلام نماید. سعید متین پور نویسنده٬ روزنامه نگار٬ و مدافع حقوق بشر٬ جلیل غنی لو روزنامه نگار٬ بهروز صفری فعال مدنی زنجانی از اوائل خردادماه امسال و همچنین لیلا حیدری همسر بهروز صفری و علیرضا متین پور برادر سعید متین پور روز ششم شهریورماه امسال در زنجان دستگیر شده اند. در دو هفته گذشته آقایان عبدالله عباسی جوان ، ایلقار مرندلی، صالح کامرانی، میر قاسم سیدین زاده و محمد نصرتی با تودیع وثیقه های سنگین از زندان اوین آزاد شده اند.

 

لازم به ذکر است یعقوب سالکی نیا٬ روزنامه نگار٬ مدافع حقوق بشر و از بنیانگزاران کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ آسمک٬ صالح کامرانی مدافع حقوق بشر و وکیل دادگستری٬ مهندس عبدالله عباسی جوان استاد دانشگاه و مدافع حقوق زندانیان آذربایجانی٬ میرقاسم سیدین زاده روزنامه نگار به ترتیب با وثیقه های هشتاد٬ صدو پنجاه٬ هشتاد و چهل میلیون تومانی به صورت موقت از زندان اوین آزاد شدند. آنها منتظر صدور حکم نهایی در خصوص اتهام `اقدام علیه امنیت ملی`خواهند بود. هم چنین محمد نصرتی دانشجوی مقطع فوق لیسانس رشته استاتستیک دانشگاه آنکارا نیز که اوائل مهرماه امسال در مز ایران و تورکیه دستگیر و به زندان اوین منتقل شد بود٬ اخیرا آزاد شده است. برای هیچکدام از این فعالان امکان تماس با وکیل در طول مدت حبس فراهم نبوده است. بعضی از آنها گفته اند که برای همکاری با بازجویان مورد شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته اند. مهندس عبدالله عباسی جوان استاد دانشگاه شهید رجائی تهران روزهای متوالی متحمل ضربات سنگین مشت و لگد مأمورین وزارت اطلاعات شده است

 

گزارش رادیو فردا: پنج فعال آذربایجانی در زندان اجازه وکیل گرفتن ندارند، شیرین فامیلی

 

کمیته دفاع از زندانیان سیاسی در آذربایجان (آسمک) در اطلاعیه از وضعیت جسمی و روحی پنج فعال حقوق اقلیت آذربایجانی در زندان اوین ابراز نگرانی کرده است.

 

به گزارش این کمیته، خانواد های این فعالان سعید متین پورنویسنده وروزنامه نگارو مدافع حقوق بشر، علیرضا متین پورفعال حقوق بشر، بهروزی صفری فعال مدنی، جلیل غنی لوروزنامه نگار و لیلا حیدری فعال مدنی  پس از ملاقات آنها در روزدو شنبه از شکنجه شدن این زندانیان در ماه های گذشته مطلع شده اند و نیز به گفته خانواده ها لیلا حیدری که «هم اکنون درسلول انفرادی به سر می برد، بارها او وهمسر زندانیش بهروز صفوی را ماموران در حضور هم شکنجه کرده اند».

 

آن گونه که علیرضا جوانبخت، سخنگوی کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان، به رادیو فردا می گوید: «اتهام این فعالان احتمالا اقدام علیه امنیت ملی است ولی آنها هنوز وکیل در اختیار ندارند و اجازه ندارند  درباره جزئیات اتهامات خود با خانواده های خود صحبت کنند».

 

علیرضا جوانبخت در گفت وگو با رادیو فردا درباره  دیدارروز دوشنبه خانواده های فعالان آذربایجانی با آنها در زندان، توضیحاتی داده است:

 

رادیو فردا: این زندانیان تا کنون چندبار موفق شده اند با خانواده هایشان دیدار کنند؟

 

علیرضا جوانبخت: در مورد خیلی از این خانواده ها این دومین بار است که به ملاقات خانواده شان می روند. ازجمله همسر آقای متین پور طی این هفت ماه و اندی که در حبس هستند، دومین بار است که موفق شده اند ایشان را ببینند و آخریا بار هم یک یا دو هفته بیش موفق شدند ایشان را ببینند.

 

بر اساس اظهارات خانواده های آقایان سعید متین پور، علیرضا متین پور برادر آقای سعید متین پور، آقای جلیل غنی لو، بهروز صفری و خانم لیلا حیدری در مدت بازداشت چندین ماهه ایشان که در بازداشتگاه اطلاعات زنجان و زندان اوین بند ۲۰۹ بوده همه این افراد به صورت مداوم به شدت تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفتند بطوری که بارها بیهوش شده و به بیمارستان منتقل شده اند.

 

این فعالان چه زمانی بازداشت شده اند؟

 

سعید متین پور از چهارم خرداد در زندان به سر می برد. ایشان به مدت ۴۵ روز در بازداشتگاه اطلاعات زنجان در مکانی تاریک و کاملا غیر بهداشتی به طور مداوم شکنجه شدند و ۲۰۵ روز در مجموع در انفرادی بوده است و ایشان الان به سلول چند نفره انتقال داده شده اند.

 

آقای جلیل غنی لو در پنجم خرداد و آقای بهروز صفری هم در هفته اول خرداد ماه امسال دستگیر شدند ولی علیرضا متین پور و خانم لیلا حیدری، همسر بهروز صفری، هر دو در روز ششم شهریور بازداشت شدند و خبر موثقی که هست این است که هر دو در راستای افزایش فشارها بر آقای بهروز صفری و سعید متین پور دستگیر شدند به خصوص اینکه خبرهایی در مورد شکنجه آقای بهروز صفری و همسرشان در حضور یکدیگر، داشتیم.

 

آیا به آنها گفته شده که اتهامشان چه هست؟

 

این فعالان که زندانی هستند در مورد جزئیات اتهامات خود اجازه نداشتند که با خانواده های خود صحبت کنند ولی فعالانی که آزاد شدند مثل آقای یعقوب سالکی نیا عضو هیئت موسس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان، صالح کامرانی مدافع حقوق بشر و وکیل دادگستری، آقای مهندس عبدالله عباسی، استاد دانشگاه شهید رجایی و مدافع حقوق زندانیان آذربایجانی بودند و میرقاسم سیدی روزنامه نگار به اتفاق آقای محمد نصرتی، دانشجوی دانشگاه آنکارا، که با وثیقه های سنگین ۸۰ میلیون تومانی  و یا آقای صالح کامرانی که با وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی آزاد شدند منتظر صدور حکم به اتهام اقدام علیه امنیت ملی هستند.

 

این پنج فعال آذربایجانی که حدودا الان بین چهار تا هشت ماه است در زندان هستند آیا وکیل دارند؟

 

خیر. هیچکدام از این ۵ نفر اجازه گرفتن وکیل را ندارند و ببینید اینها همیشه اعلام کردند که پرونده در مرحله تحقیقات است و وقتی که تحقیقات به اتمام رسید ما به شما می گوییم که آیا می توانید وکیل بگیرید یا خیر .

 

در مورد سعید متین پور که آقای محمد رضا فقیهی را به عنوان وکیل انتخاب کردند. ایشان مراجعه کرده بودند ایشان را به عنوان وکیل نبذیرفتند . حدود دو الی سه ماه بیش آقای محمد رضا فقیهی مراجعه کرده بودند.  همچنین به همسر آقای متین پور هم گفتند که از شهریور ماه برای ایشان قرار وثیقه صادر شده و تا کنون مامورین به ایشان اجازه ندادند که این مطلب را به خانواده خود اعلام بکنند.

احضار ۴ دانشجو دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی

Tuesday, January 01, 2008, 4:34:00 AM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

۴ دانشجو دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شدند.

به گزراش خبرنامه امیرکبیر اسماعیل جلیل وند، حمدا… نامجو، ناهید افراسیابی و سحر یزدانی به کمیته انضباطی دانشگاه شیراز احضار شدند.

گفتنی است این دانشجویان چندی پیش نیز در جریان اعتراضات به بازداشت یونس میرحسینی به اداره اطلاعات شیراز احضار شده بودند.

تماس تلفنی فرشاد دوستی پور، دانشجوی کرد در بند، با خانواده خود

Tuesday, January 01, 2008, 2:51:37 AM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

فرشاد دوستی پور دانشجوی کرد که به دنبال سخنرانی در تجمع دانشجویی ۱۸ آذر ماه در دانشگاه تهران بازداشت شده بود، با خانواده خود تماس تلفنی گرفته است.

 

دوستی پور در این تماس اعلام کرده است که طبق گفته بازپرس، بزودی برای وی دادگاه تشکیل خواهد شد.

 

ادوارنیوز

محرومیت از تحصیل برای ۷ دانشجوی کرمان و احضار ۱۰ دانشجوی همدان به کمیته انضباطی

Tuesday, January 01, 2008, 2:50:15 AM | خبرنامه امیرکبیرGo to full article

کمیته انضباطی دانشگاه شهید باهنر کرمان ۷ تن از دانشجویان فنی و مهندسی این دانشگاه را مجموعه به ۱۴ ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات محکوم کرده است.

 

این دانشجویان از دست اندرکاران برگزاری مراسم جشنی با مجوز دانشگاه بوده اند که به دنبال برگزاری مراسم، مورد اعتراض برخی نهادهای بیرون از دانشگاه قرار گرفته است. کمیته انضباطی دلیل محکومیت این دانشجویان را توهین به مقدسات ملی و میهنی دانسته است.

 

همچنین طی خبر دیگری ۱۰ دانشجوی دانشگاه بوعلی همدان به دنبال تجمعات دانشجویی نیمه آذر ماه در این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شده اند.

 

امین نظری، سیاوش حاتم، رضا جعفریان، پوریا شریفیان، ساسان منبری، سیروس محمدی، وهاب کریمی نژاد، مهدی جمالوند، محمد صیادی و فاطمه معصومی احضار شده گان به کمیته انضباطی هستند که برخی از ایشان برای سومین بار در ترم جاری به این کمیته احضار شده اند.

ادوارنیوز

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 12:11 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

احضار میلاد عزیزی و حافظ رستمی به کمیته انضباطی

Today, January 04, 2008, 19 minutes ago | شيواGo to full article

کمیته انضباطی دانشگاه تهران، امروز ، میلاد عزیزی و حافظ رستمی دو تن از دانشجویان دانشکده ادبیات این دانشگاه را به اتهام شرکت در تجمع اعتراضی 21 آذر در اعتراض به بازداشت میلاد عزیزی ، احضار کرده است.

در حالی که تجمع 21 آذر در اعتراض به بازداشت 4 روزه میلاد عزیزی صورت گرفته و اساسا این دانشجو در تجمع یاد شده شرکت نداشته ، مشخص نیست کمیته انضباطی بر اساس چه دلایلی وی را احضار و متهم به شرکت در تجمع نموده است.

همچنین سلمان یزدان پناه، دانشجوی دانشکده حقوق دانشگاه تهران نیز امروز به واسطه شکایت " علیرضا رهایی" رئیس دانشگاه امیرکبیر، به اتهام شرکت در تجمع اعتراضی به دلیل صدور احکام حبس برای سه دانشجوی پلی تکنیک، از سوی کمیته انضباطی دانشگاه تهران، به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد. این در حالی است که این فعال دانشجویی، پیش تر نیز به دلیل سازماندهی اعتراضات دانشجویی دانشگاه تهران به حضور محمود احمدی نژاد در این دانشگاه، به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم گردیده بود.

گفتنی است، روند احضار و احکام کمیته های انضباطی در دانشگاه های سراسر کشور در هفته های اخیر به نحو بی سابقه ای افزایش یافته است.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

ادامه بازداشت فعالان چپ، عابد توانچه بازداشت شد

Today, January 04, 2008, 4 hours ago | شيواGo to full article

عابد توانچه ،دانشجوی اخراجی دانشگاه صنعتی امیرکبیر و از فعالان چپ عصر روز گذشته بازداشت شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر عصر روز گذشته وی در یکی از خیابانهای شهرستان محل سکونتش، اراک، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. از لحظه بازداشت خانواده وی به دنبال پیگیری وضعیتش می باشند و تاکنون هیچ خبری از محل بازداشت او به دست نیامده است.

گفتنی است این بار دومی است که عابد توانچه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است،وی در خرداد ماه سال گذشته نیز به مدت ۴۳ روز در زندان اوین بازداشت بود.

بازداشت وی در راستای ادامه برخورد با فعالان چپ ارزیابی می شود و البته وی در حالی بازداشت می شود که در یک سال گذشته فعالیت سیاسی جدی نداشته و تنها در وبلاگش به بیان نظریات خود می پرداخت. گفتنی است وزارت اطلاعات در یک ماه گذشته حدود سی نفر از فعالان چپ را بازداشت نموده و از برخی از آنها از جمله سعید حبیبی هیچ خبری در دست نیست.

خبرنامه امیرکبیر

اعتراض شدید نروژ به ایران در خصوص اعدام راحله زمانی

Today, January 04, 2008, 9 hours ago | شيواGo to full article

رادیو فردا

اعدام یک مادر جوان به جرم قتل در ایران، با اعتراض شدید دولت نروژ رو به رو شد.

به گزارش روزنامه نروژی آفتن پستن - دومین روزنامه بزرگ نروژ - این کشور پیش از اعدام راحله زمانی، مادر ۲۷ ساله دو کودک خردسال، به شدت مخالفت خود را با این اعدام اعلام کرده بود.

راحله زمانی که روز چهارشنبه به دار آویخته شد، به جرم قتل همسرش با مجازات مرگ رو به رو شده بود.

این روزنامه نروژی نوشته است که بر اساس ادعای خانم زمانی، همسرش سال ها به او تجاوز کرده بود.

اما رسانه های ایرانی گزارش داده اند که وی در دادگاه گفته بود که به دلیل خیانت همسرش او را به قتل رسانده است. این زوج یک پسر سه ساله و یک دختر پنج ساله داشتند.

ریموند جانسون، معاون وزیر امور خارجه نروژ به روزنامه آفتن پستن گفت: «این که این دو کودک باید بدون پدر و مادر بزرگ شوند، بسیار دهشتناک است.»

وی افزود: «ما با سفیر ایران [در نروژ] تماس گرفتیم و به این عمل وحشیانه اعتراض کردیم.»

بر اساس گزارش رسانه های ایرانی که از سوی برخی مدافعان حقوق بشر در سطح بین المللی منتشر شده، راحله زمانی در زندان اوین اعدام شده است.

معاون وزیر امور خارجه نروژ تاکید کرد که این کشور «به خود اجازه نمی دهد که فکر کند می تواند بر کشور بزرگی چون ایران تاثیر بگذارد»، اما در عین حال مقام های نروژی معتقدند که واکنش رسمی به چنین رویدادی «برای مخالفان مجازات اعدام در داخل ایران بسیار مهم است.»

وی همچنین گفت که اجرای مجازات اعدام در برخی کشورهای غربی مانند ایالات متحده آمریکا، به کارزار جهانی برای از بین بردن این مجازات، ضربه می زند.

به نوشته روزنامه «آفتن پستن»، نروژ اخیرا به موج تازه مجازات های اعدام در ایران اعتراض کرده بود و در سفر ماه می وزیر امور خارجه ایران به این کشور، این اعتراض رسما به او اعلام شده بود.

ایران، رکورد دار اعدام در جهان

مخالفان اعدام این مجازات را «بی رحمانه» توصیف می کنند و می گویند مجازات اعدام به بازتولید خشونت در جامعه می انجامد و به گفته پاره ای از جرم شناسان، قابلیت کنترل جرایم را ندارد.

مدافعان حقوق بشر همچنین تاکید می کنند که اعدام، «مجازاتی مطلقا برگشت ناپذیر» است و اگر متهمی، بی گناه به مجازات اعدام محکوم شود، هیچ راهی برای جبران وجود ندارد.

کارزار جهانی برای لغو مجازات اعدام موجب شده تا هم اکنون این مجازات در تمامی ۲۷ کشور اتحادیه اروپا، به کلی از فهرست مجازات ها پاک شود و در بسیاری از کشورهای جهان، اجرای آن متوقف شود.

بر اساس گزارش سازمان عفو بین الملل، ایران به نسبت جمعیت ۷۰ میلیونی خود بیشترین مجازات اعدام را در سراسر جهان اجرا می کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه در سال ۲۰۰۷ در ایران دست کم ۲۹۷ نفر اعدام شده اند. این در حالی است که طبق گزارش سازمان عفو بین الملل در سال ۲۰۰۶، در ایران ۱۷۷ نفر اعدام شده بودند.

مقایسه این دو آمار نشان می دهد که روند افزایش اعدام ها در ایران در سال ۲۰۰۷ شتاب بیشتری گرفته است. شمار اعدام ها در ایران که بنابر اعلام سازمان عفو بین الملل در سال ۲۰۰۵، ۹۴ نفر بود.

نهاد های بین المللی مدافع حقوق بشر طی ماه های اخیر به روند پرشتاب اعدام در ایران اعتراض کرده و اعلام کرده اند که ایران رکورد اعدام در سال ۲۰۰۷ میلادی را شکسته است.

فعالان حقوق بشر ایران در اروپا و آمریکای شمالی، اخیرا درگزارش سال ۲۰۰۶ خود که به مناسبت روز جهانی مبارزه با حکم اعدام منتشر شد، از افزایش ۴۶ درصدی حکم اعدام در ایران خبر داده بودند.

گزارش رادیوفردا از اعتراض دانشجویان به تایید حکم حبس دکتر حسام فیروزی

Today, January 04, 2008, 9 hours ago | شيواGo to full article

۱۷ انجمن اسلامی دانشگاه های سراسر ایران در بیانیه ای به حکم حبس برای دکتر حسام فیروزی پزشک معالج احمد باطبی فعال دانشجویی، اعتراض کردند.

دانشجویان معترض در این بیانیه که خطاب به قوه قضاییه ایران منتشر شده، نوشته اند: «ما ندیده بودیم کسی را به جرم ادای وظیفه راهی زندان کنند، آن هم یک پزشک را به جرم حفاظت از جان بیمارش».

دکتر حسام فیروزی، پزشک معالج تعدادی از زندانیان سیاسی، از سوی دادگاه انقلاب به یک سال حبس محکوم شده است که شش ماه آن به صورت تعزیری و اجرایی است و شش ماه دیگر تعلیقی است.

حسام فیروزی تا حدود یک سال پیش پزشک معالج احمد باطبی بود.

احمد باطبی دانشجویی است که در جریان درگیری های کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸، پیراهن خون آلود همکلاسی خود را در دست داشت و انتشار تصویر او در رسانه های بین المللی موجب شد که نظام قضایی ایران ابتدا او را به اعدام و سپس در دادگاه تجدید نظر به ۱۵ سال حبس محکوم کند.

دادگاه انقلاب، حسام فیروزی پزشک معالج احمد باطبی را به دلیل ارایه گزارش وضعیت پزشکی احمد باطبی به رسانه ها به یک سال حبس محکوم کرد.

اتهام آقای دکتر فیروزی تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی است حال آنکه خود او و مدافعانش می گویند : که دکتر حسام فیروز «به وظیفه حرفه ای خود عمل» کرده است.

علی تقی پور دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل و از امضا کنندگان این بیانیه در گفت و گو با رادیو فردا می گوید: «دکتر فیروزی به عنوان یک پزشک وظیفه اخلاقی خود می دانست که وضعیت جسمی آقای باطبی را اعلام کند، اما ظاهرا اعلام این وضعیت به گونه ای بود که موجب شد ایشان به زندان محکوم شوند و این اقدام از نظر انجمن اسلامی محکوم است».

۱۷ انجمن اسلامی دانشجویان سراسر کشور از قوه قضاییه ایران خواسته اند که از اجرای حکم زندان دکتر فیروزی جلوگیری شود و «از ادامه این روند ناصواب جلوگیری کند.»

در بخشی از این بیانیه که بخشی از آن به طرح سوال پرداخته شده، آمده است« آیا کسی را که در دانشگاه همین کشور درس خوانده و طبق قوانین همین کشور سوگند خورده و ملزم به رعایت آن است را باید به خاطر عمل به قانون زندانی کرد؟ در کدام قانون آمده که اعلام وضعیت بیماران در مطبوعات و رسانه تبلیغ علیه نظام است؟»

یکی دیگر از اتهامات دکتر فیروزی پناه دادن به زندانی فراری و معالجه آن است. بر اساس گزارش ها احمد باطبی در نوروز سال ۱۳۸۴ برای سپری کردن پنج روز دوران مرخصی، از زندان خارج شد اما تا مدت ها به زندان بازنگشت.

اگر چه آقای باطبی می گوید که نشانی محل اقامتش را به مسوولان زندان داده بود، اما مقامات قضایی آقای باطبی را به عنوان زندانی فراری تحت پیگرد قرار دادند و سرانجام او را در منزل دکتر حسام فیروز دستگیر و روانه زندان کردند.

خلیل بهرامیان وکیل مدافع احمد باطبی و دکتر حسام فیروزی به رادیو فردا می گوید:«باطبی پس از هفت سال دوران زندان، وقتی به جامعه بازگشت به شدت از نظر جسمی و روحی بیمار بود و دکتر فیروزی او را در منزل خود تحت درمان داشت».

دکتر فیروزی به عنوان یکی از فعالان حقوق بشر در حرفه خود شناخته می شود و پیش از این نیز بازداشت و زندانی شده است.

او مقالاتی انتقادی در مورد وضعیت نابسامان بهداشت و درمان در زندان اوین نوشته است؛ مقالاتی که به گفته خلیل بهرامیان ، وکیل او می تواند پرونده های قضایی دیگری را برای او رقم بزند.

وضع روحی و جسمی کبودوند در زندان مساعد نیست

Today, January 04, 2008, 9 hours ago | شيواGo to full article

بیش از شش ماه است که محمد صدیق کبودوند، رییس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در زندان اوین در سلول انفرادی به سر می برد و خانواده و وکلایش نگران وضعیت روحی و جسمی او هستند.

محمد صدیق کبودوند، موسس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده پیام مردم در تاریخ دهم تیر ماه گذشته بازداشت شد.

او که به گفته وکلا و سازمان های مدافع حقوق بشر در طول این مدت طولانی زندان تحت فشارهای روحی و جسمی شدید بوده، مدت ها از ناراحتی کلیه، معده و فشار خون رنج برده، اما به او اجازه مداوا داده نشده است.

در حال حاضر، اگر چه به گفته همسر آقای کبودوند، وی تحت مداوا قرار گرفته، اما اخیرا دچار ناراحتی های روحی و سر گیجه های نامعلومی شده است. خانم کبودوند در باره آخرین ملاقاتش با همسرش در زندان به رادیو فردا گفت:« آخرین ملاقات روز دوشنبه بود. از نظر روحی که وضعیت خوبی ندارند، ولی از نظر جسمی دچار سرگیجه های شدیدی شده اند. متوجه نشدیم که سرگیجه های ایشان از چه بابتی است.»

وی افزود:« الان شش ماه است که ایشان در انفرادی به سر می برند، یعنی چهار ماه در بند ۲۰۹ بودند و الان دو ماه و چند روز است که در بند ۲۴۰ به صورت انفرادی هستند.»

محمد صدیق کبودوند، گزارش هایی درباره نقض حقوق بشر در کردستان و ایران و انتشار اخبار مربوط به وضعیت بازداشت و محاکمه و اعدام فعالان کرد و خود سوزی زن ها، منتشر می کرد.

نسرین ستوده، وکیل مدافع محمد صدیق کبودوند در باره اتهامات وارد شده به موکلش به رادیو فردا گفت:« یکی از اتهام های آقای کبودوند اقدام علیه امنیت ملی از طریق سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان است ، تبلیغ گسترده علیه نظام از طریق انتشار خبر و مخالفت با قانون اساسی از طریق انتشار بیانیه ها، همچنین مخالفت با شریعت اسلام از طریق انتشار بیانیه و گفت وگو علیه مجازات های اسلامی از قبیل اعدام و سنگسار و حمایت از زندانیان گروه های سیاسی از دیگر اتهاماتی است که طبق اظهار خانواده به ایشان وارد شده است.»

خانم ستوده افزود:« اما همه کسانی که آقای کبودوند را در منطقه کردستان می شناسند، می دانند که ایشان خیلی به راه های قانونی و عاری از خشونت پایبند هستند. چگونه است که فردی فرهنگی و صاحب امتیاز یک نشریه بعد از تحمل شش ماه سلول انفرادی حال برای آزادی موقتش، ۱۵۰ میلیون تومان وثیقه صادر شده که رقم بسیار قابل توجهی است.»

به گفته وی، این اقدام، در واقع این تلقی را ایجاد می کند که اساسا اراده ای برای آزادی محمد صدیق کبودوند وجود ندارد، چون خانواده وی به هیچ وجه نمی تواند این رقم را تامین بکند.

نسرین ستوده گفت:«در مراجعه ای هم که من به دادگاه انقلاب داشتم، این نکته را به بازپرس پرونده رسما اعلام کردم و خواستار تبدیل تامین شدم که ایشان با درخواست من هم مخالفت کردند.»

خانم کبودوند، نیز به رادیو فردا گفت در مراجعات متعددی که به دادگاه داشته، قاضی پرونده حاضر به ملاقات با او و شنیدن تقاضاهایش نشده است.

وی افزود:« آقای کبودوند الان بلا تکلیف هستند و وثیقه ای هم که برای ایشان صادر کردند سنگین است و در توان ما نیست و قاضی پرونده هم که قبول نمی کنند که اعتراض های ما را بشنوند و یا این وثیقه را لغو کنند. فقط خواهشم این است که سازمان ها و نهاد های حقوق بشری و آنهایی که اطلاع دارند بر مقام های قضایی فشار وارد کنند تا رسیدگی بشود.»

تلاش وکلای محمد صدیق کبودوند برای تبدیل قرار وثیقه سنگین او به قرار تامین دیگری همچون کفالت تا کنون به جایی نرسیده است. نسرین ستوده، یکی از وکلای آقای کبودوند، در این باره گفت تا کنون حتی به او اجازه ملاقات با موکلش را نداده اند.

وی به رادیو فردا گفت:« در مراجعه ای که هفته پیش به بازپرسی شعبه دوم داشتم، با تقاضای من مبنی بر تبدیل تامین و ملاقات با موکلم مخالفت کردند. من برای بار دوم مراجعه می کردم و تقاضای ملاقات با موکلم را داشتم که مجددا این اجازه به من داده نشد.»

خانم ستوده افزود:« متاسفانه در اظهاراتی که به بنده و خانواده ایشان گفته می شود، گاه با اظهاراتی مواجه شدیم که در واقع ما را دچار سردرگمی کرده است. بازپرس پرونده به من اظهار کردند که ایشان الان در انفرادی نیستند، اما در همه ملاقات هایی که خانواده با آقای کبودوند داشتند ایشان تاکید کردند که در بند ۲۴۰ و قسمت انفرادی نگهداری می شوند. باز در پیگیری هایی که خانواده نسبت به پرونده آقای کبودوند داشتند، اظهارات نادرستی به ایشان گفته شده است. مثلا به خانواده گفته شده است که پرونده به دادگاه ارسال شده در حالی که پرونده به دادگاه نرفته بود و در همان مرحله دادسرا بوده است. همه اینها واقعا محل اعتراض و سئوال نسبت به رسیدگی به این پرونده دارد.»

سازمان های بین المللی حقوق بشر از جمله عفو بین الملل و گزارشگران بدون مرز در بیانیه هایی ضمن اعتراض به نقض گسترده حقوق بشر در مناطق کرد نشین، خواستار آزادی محمد صدق کبودوند شده اند.

شیرین فامیلی

رادیوفردا

سالار کیا از ملاقات خانواده ها و دانشجویان در بند خبر داد

Yesterday, January 03, 2008, 2:02:50 AM | شيواGo to full article

کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان دربند- نماینده کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند گزارش می دهد که در جریان پیگیری خانواده های دانشجویان بازداشتی امروز ، چهارشنبه ۱۳ دی ماه ۱۳۸۶، آقای سالارکیا معاون دادستان تهران به خانواده های ایشان اطلاع داد که می توانند با دانشجویان در بند ملاقات حضوری داشته باشند.

طبق این گزارش معاون دادستانی تهران به خانواده ها گفته است که از روز شنبه ۱۶ دی ماه ۱۳۸۶ به مدت سه روز، و هر روز به ۱۰ نفر از بازداشت شدگان اجازه ملاقات داده خواهد شد. خانواده های در بند نیز با هماهنگی سه لیست ملاقات را آماده کرده و به سالارکیا تحویل داده اند. طبق این لیست در دو روز اول، هر روز ۱۰ نفر از دانشجویان با خانواده های خود ملاقات خواهند داشت و در روز آخر بقیه خانواده های بازداشت شدگان امکان ملاقات با عزیزان خود را خواهند داشت.

همچنین در این ملاقات سالار کیا به خانوادگان اعلام داشته است که به غیر از ۲ یا ۳ نفر، پرونده های بازداشت شدگان تکمیل گشته و در روزهای آینده بقیه ی پرونده ها نیز آماده فرستادن به دادگاه خواهند شد.

لازم به یادآوری است که با تماس تلفنی دیروز بهروز کریمی زاده و مهدی گرایلو، آقایان سعید حبیبی، نادر احسنی و علی کلایی هنوز با خانواده های خود تماس نداشته و از محل و شرایط نگاهداری ایشان خبری در دست نیست.

اعتراض ۱۷ انجمن اسلامی دانشگاه های کشور به حکم حبس دکتر حسام فیروزی

Yesterday, January 03, 2008, 1:58:12 AM | شيواGo to full article

خبرنامه امیرکبیر: در پی تایید حکم حبس برای دکتر حسام فیروزی، پزشک احمد باطبی، انجمن های اسلامی ۱۷ دانشگاه سراسر کشور با صدور بیانیه ای نسبت به این حکم اعتراض کردند. متن این بیانیه به شرح زیر است:

عادت کرده بودیم دوستانمان را به گناه ناکرده در بند ببینیم، عادت کرده بودیم در هر پرونده ای انگشت اتهام را بسوی خویش ببینیم، عادت کرده بودیم به آسمان های پرستاره مان که روز به روز پرنورتر می شد، حتی عادت کرده بودیم به زندان اوین، بند ۲۰۹، … . اما ندیده بودیم کسی را به جرم ادای وظیفه راهی زندان کنند. آن هم یک پزشک را به جرم حفظ جان بیمارش. صحبت از دکتر حسام فیروزی است. کسی که به جرم نظارت و پیگیری وضعیت سلامتی زندانیان سیاسی و ارائه وضعیتشان از سوی دستگاه قضایی کشور به یکسال زندان محکوم شده است، آنهم به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی.

آیا کسی که در دانشگاه همین کشور درس خوانده و طبق قوانین همین کشور سوگند خورده و ملزم به رعایت آن است را باید به خاطر عمل به قانون روانه زندان کرد؟ آیا پزشکی که نگران و پیگیر وضعیت بیمارانش است را باید متهم و دادگاهی کرد؟ طبق کدام اصل و قانون؟ مگر او جز آن کرده که به او آموخته اید، از او خواسته اید و به آن سوگند خورده است؟ در کدام قانون آمده که اعلام وضعیت بیماران در مطبوعات و رسانه ها تبلیغ علیه نظام است؟!!

ما انجمن های اسلامی امضاء کننده این بیانیه خواهان جلوگیری از اجرای این حکم و اینگونه برخوردهای غیر قانونی توسط قوه قضائیه بوده و از قوه قضائیه می خواهیم از ادامه این روند ناصواب پیشگیری نماید.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فنی باهنر شیراز

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد و علوم پزشکی

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بیرجند

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هرمزگان

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کشاورزی ساری

انجمن اسلامی منتخب دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان

جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه زنجان

کمیپن حمایت از دکتر حسام فیروزی :

http://sosfiroozi.wordpress.com

توضیح خبرنامه امیرکبیر: جمع آوری امضا برای بیانیه فوق توسط انجمن های اسلامی، به اطلاع برخی از انجمن ها، از جمله انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، نرسیده بود. انجمن اسلامی امیرکبیر حمایت خود را از دکتر حسام فیروزی اعلام می دارد.

اینجا پاسخ به پافشاری زنان برای رسیدن به خواسته هایشان با مرگ داده می شود؛ گزارشی از سیستان و بلوچستان

Yesterday, January 03, 2008, 1:54:05 AM | شيواGo to full article

محبوبه حسین زاده

می گوید: «من از شهری آمده ام که زنانش با انداختن سه ریگ بر زمین طلاق داده می شوند، بی هیچ ثبتی و بی هیچ حق و حقوقی؛ از شهری که دخترانش در سن یازده سالگی به عقد مردانی درمی آیند بسیار بزرگتر از خود و حتی همسر چندم مردانی می شوند که هم سن پدربزگ شان است آن هم به اجبار پدر. از شهری آمده ام که وقتی مردی، برای پنجمین بار زن می گیرد، زن اول بدون هیچ قانون نانوشته ای طلاق داده می شود باز هم بدون هیچ حق و حقوقی.»

تکرار مدام جمله «زنانی که هیچ حقی ندارند» ما را نه به سوی شهر او بلکه به سوی منطقه ای می کشاند که زنان، دختران و کودکان هم از تبعیض های قانونی رنج می برند و هم از تبعیض های عرفی و سنتی.

کودکان بی هویت زنان ایران

اولین چیزی که در کوچه پس کوچه های اصلی شهر و بعد از آن هم در خیایانهای مناطق حاشیه ای شهر زاهدان، توجه را به خود جلب می کند کودکان دستفروش هستند. در یکی از کوچه ها، دو پسر و یک دختر کوچک با چاقویی کوچک و دسته دار مشغول بریدن تکه ای پارچه هستند تا آن را برای تزئین گاری دستی ای استفاده کنند که اجناس حقیری بر آن گذاشته می شود و به فروش می رسد. در یکی از مناطق حاشیه نشین زاهدان با نام مشهور شیرآباد که دارای جمعیتی زیاد هم هست. کودکان بسیاری هستند که یا در کنار گالن هایی سفیدرنگ پر از بنزین نشسته اند و یا این گالن ها را به سختی حمل می کنند و برای فروش آن به سوی ماشین ها می دوند؛ «ده ساله، دوازده ساله». اکثرشان در همین رده سنی قرار دارند ولی از هر کدام که می پرسیم مدرسه نرفته اند و سواد خواندن و نوشتن هم ندارند… و همین طور است پسر دیگری با لباسی پر از لکه های خون بر تن که در گوشه بازار محقر منطقه که با تیر و تخته الم شده و چند گاری پر از اجناس، مشغول کندن پر مرغهایی است که به صورت زنده به فروش می رسند و یا پسرک دیگری که نخودشور می فروشد. بعدها با صحبت های اهالی متوجه می شویم که در این منطقه بیشتر کودکان شناسنامه ندارند و دلیل این موضوع را هم بعدتر می فهمم آن هم در جلسه ای که مدیر کل اداره ثبت احوال استان سیستان و بلوچستان آمده است تا بگوید: «در سیستان و بلوچستان، افراد زیادی بدون ثبت رسمی ازدواج به صورت کاملاً سنتی با هم زندگی می کنند به طوری که با استناد به آمار سال ۸۳، بیش از ۴۰ درصد ولادت نوزادان در استان متعلق به پدر و مادرهایی بوده که ازدواج شان ثبت نشده است».

روحانی دلیل این موضوع را رواج فرهنگ عشیره ای و سنتی می داند و وقتی از کارهایی می گوید که برای شناسنامه دارشدن افراد و ثبت ازدواج ها کرده اند، با انتقاد از وی در مورد وضعیت این کودکان می پرسم. با خونسردی پاسخ می دهد: «این کودکان، حاصل ازدواج مادران ایرانی و پدران افغانی هستند و چون تابعیت ایرانی به آنان تعلق نمی گیرد، شناسنامه ای هم ندارند»!!!

ازدواج در سن ده یازده سالگی

می گویند در مناطق حاشیه نشین شهر زاهدان، خانه هایی فراوان است که در هر اتاق آن یک خانوار زندگی می کنند. فرصتی پیش آمد که ما هم وارد یکی از این خانه ها شویم؛ مادر، خواهر، همسر، همسر برادر؛ پدر و دو برادر مردی که ما را به داخل خانه اش فرامی خواند و البته چند بچه کوچک در یک تک اتاق زندگی می کنند. یکی از عروس ها ۲۷ ساله است و مادر پسری ۱۲ ساله و نوزاد دختری چندین ماهه. وقتی می پرسم در چه سنی ازدواج کرده می گوید: «۱۰ سالگی»!!!

و بعدها افراد دیگری می گویند که در برخی از شهرهای منطقه سن ازدواج همین است؛ ده یازده سالگی. هرچند اگر ازدواج شان به صورت رسمی هم ثبت می شد، بازهم قانون مانعی نبود بر سر راه ازدواج دختر ده ساله ای که مسلمن هنوز درک درستی از دوست داشتن و انتخاب ندارد تا چه برسد به ازدواج؛ قانون مدنی که ماده ۱۰۴۱اش می گوید: «مدنی عقد نکاح دختر ۱۳ ساله و پسر ۱۵ ساله منوط به اخذ اجازه ولی (پدر و جد پدری) یا حکم دادگاه است.». آماری که شاید ندانسته منتشر شد، هرچند هیچ نگرانی ای در مسئولان ایجاد نکرد، تائیدی بود بر استفاده به جا و صحیح از این ماده قانونی؟!!! آمار رسمی سازمان ملی جوانان از وجود ۳۰ هزار نوجوان متاهل ۱۰ تا ۱۴ساله ایرانی خبر می داد؛ ۲۴ هزار و ۵۰۶ نفر از این افراد متاهل دختران زیر ۱۴ سال بوده اند. ( آمار در مهرماه امسال منتشر شد و مربوط به سال ۱۳۸۳است)

برخی از نمایندگان مجلس، این آمار را مخدوش اعلام کردند ولی چند روی بعد خبری روی خروجی یکی از خبرگزاری ها قرار گرفت که تائیدی بود بر صحت این خبر. هرچند یک ساعت بعد این خبر از خروجی خبرگزاری حذف شد، اما خبر که مربوط به آمار جدیدی بود که از سوی نماینده قوه قضائیه در جلسه شورای اجتماعی-فرهنگی زنان ارائه شده است، تاییدی مجددی است بر ازدواج کودکان ایرانی. این آمار از ۴۲۲۱۳ مورد صدور حکم رشد خبر می دهد.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری، می گوید: «طبق قانون مدنی ایران حداقل سن ازدواج برای دختران ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال است اما با مراجعه به دادگاه و تقاضای صدور حکم رشد، قاضی چند سوال از کودک می پرسد و حکم رشید بودن را برای وی صادر می کند و بدین ترتیب اجازه ازدواج وی داده می شود.»

او صدور گواهی رشد را فقط مربوط به ازدواج نمی داند و می گوی: «گاهی از دادگاه ها درخواست صدور حکم می شود برای اینکه یک کودک بتواند تصمیم گیری کند که حضانتش با مادر باشد یا با پدر. همچنین گاهی حکم رشد برای این گرفته می شود که کودک بتواند معامله مالی انجام دهد.»

البته چون آمار ارائه شده از سوی بداغی نماینده قوه قضائیه، در جلسه شورای فرهنگی-اجتماعی زنان دعاوی مربوط به مشکلات خانوادگی بوده است پس تقاضای صدور حکم رشد برای انجام معاملات در این مقوله نمی گنجد.

وقتی به سراغ یکی از نمایندگان مجلس می روم آن هم یک نماینده زن عضو کمیسیون حقوقی و قضائی و از او می پرسم: «آیا زمان آن نشده است که فکری برای تغییر این ماده قانونی شود؟ آیا با ازدواج آن هم در سن ۱۰سالگی، یک دخترابتدایی ترین حقوق قانونی خود یعنی حق تحصیل را از دست نمی دهد در حالی که تحصیل تا مقطع ابتدایی اجباری است و البته آقای رئیس جمهور به تازگی مصوب کرده تحصیل تا دبیرستان اجباری است و والدین متخلف جریمه می شود؟ و آیا یک دختر ده ساله که به بلوغ فکری نرسیده است، می تواند مسئولیت اداره یک زندگی را برعهده بگیرد؟» با بی تفاوتی پاسخ می دهد:«هستند دخترانی که در سن ده یازده سالگی مثل یک زن بیست ساله می فهمند.»

و وقتی می گویم: مسلمن این ازدواج به انتخاب خود این کودکان نیست و باید قانون از آنان حمایت کند و جلوی این ازدواج ها را بگیرد، می گوید: «خانواده ها نباید کودکان شان را وادار به ازدواج کنند پس باز هم ربطی به قانون ندارد و با فرهنگ سازی جلوی این موضوع گرفته شود. شما هم بروید فرهنگ سازی کنید.»

تلاش برای تغییر؛ تغییر برای برابری

و اما در منطقه ای که از زبان برخی مردم شنیدیم که به جای ازدواج، واژه «زن خریدن» و نه حتی «زن گرفتن» را به کار می برند، بودند و هستند جوانانی که به تنگ آمده از این همه تبعیض علیه زنان، تلاش می کنند تا با آگاهی رسانی به مردان و زنان، کاری برای بهبود وضعیت آنان انجام دهند.

فرصتی دست داد تا با آنان از نزدیک آشنا شوم؛ بیشترشان پسر بودند و کمتر از پسران، دختر و همگی بسیار جوان. صحبت از تبعیض های قانونی علیه زنان بود و آنان همگی می گفتند که زنان این منطقه علاوه بر این تبعیض ها از تبعیض های عرفی و سنتی زیادی رنج می برند. از یکی شان که لباس بلوچی بر تن داشت، در مورد طلاق پرسیدم. می گفت: «ریش سفیدان قوم و یا محله جمع می شوند و در این مورد قضاوت می کنند. اکثر زنها هم که در این موارد حرفی نمی زنند و نمی توانند از خودشان دفاع کنند، اگر ریش سفید حکم به طلاق داد، مرد سه تا سنگریزه بر زمین می اندازد و زن سه طلاقه می شود.» و مهریه و حق و حقوقی به این زن تعلق نمی گیرد چرا که قبل از ازدواج، پولی از سوی خانواده داماد به پدرعروس داده می شود. می پرسم: اگر زنی بخواهد طلاق بگیرد:« حق طلاق با مردان است و فقط مرد می تواند زن را طلاق بدهد.» …و باز صحبت از تبعیض بود و همان حرفهایی تکرار می شد که انگیزه سفرمان شده بود به این شهر.

بیشتر این جوانان که با درد از درد زنان این شهر می گفتند، برای تحصیل به این شهر آمده بودند. اما حجم تبعیض ها نگذاشته بود بی تفاوت از کنار زنانی رد شوند که تنها پاسخ شان به این همه تبعیض، درماندگی است و صبوری.

دختری که ساکن شهری دیگر از همین استان بود، با درد می گفت: «اینجا پاسخ به پافشاری زنان برای رسیدن به خواسته هایشان با مرگ داده می شود. دخترانی در خانواده هایی هستند که اگر حرف از ادامه تحصیل بزنند، کشته می شوند وای به حال نه گفتن به ازدواج اجباری. باید در این شرایط چکار کرد؟»

باید چکار کرد در شرایطی که در آنجا با حجم عظیم فقر و کمبود امکانات، دختران برای ادامه تحصیل تهدید به مرگ می شوند و در پایتخت، دخترانی دیگر به دلیل تلاش برای تغییر قوانین تبعیض آمیز راهی زندان می شوند. با کدام قانون حمایتگر باید به حمایت از این زنان برخاست؟

این جوانان، اعضای کمپین یک میلیون امضا بودند. جوانانی که برایشان مهم تر از رسیدن به عدد یک میلیون امضا؛ تغییر وضعیت رقت بار زنان و کودکانی است که نمی توان به همین راحتی از کنار حجم عظیم تبعیضی که از آن رنج می برند، گذشت. گفتیم ازآگاهی ای که قرار است خواسته عمومی شود و عاملی برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان. گفتم و گفتند از مسیر سختی که در پیش دارند، از بذر آگاهی ای که قرار است با همه سختی ها، در دل زنان و مردان کوچه پس کوچه های محلات دوردست شهرهای دور سیستان و بلوچستان جوانه زند.

و بالاخره روزی می آید که کودکان برهنه پای کوچه پس کوچه های زاهدان هم سرودی برای خواندن بلد باشند؛ از همان سرودهایی که همه مان در کلاس های مدرسه آموختیم؛ نه به جرم این که حاصل ازدواج مادران ایرانی با مردان افغان هستند، شناسنامه ای نداشته باشند برای مدرسه رفتن… می آید روزی که دیگر دخترکان ده ساله شهربه جای خانه شوهر، دست در دست به سوی مدرسه ها بروند؛ شاید آن روز این دخترکان زمزمه کنند سرودی را که از مادران شان به یاد دارند، سرودی را که می گفت: ای زن به پا خیز از نو…

تغییر برای برابری

تماس بهروز کریمی زاده و مهدی گرایلو با خانواده هایشان

Yesterday, January 03, 2008, 1:48:11 AM | شيواGo to full article

آوای دانشگاه- طبق آخرین خبرهای رسیده رفقای عزیز بهروز کریمی زاده و مهدی گرایلو ساعتی پیش با منزل خود تماس گرفته و با خانواده ی خود صحبت کرده اند. آنها در این تماس از سلامت همه ی رفقای دربند خبر داده اند و بر حفظ روحیه و پایداری خانواده ها و همه ی رفقا تأکید کرده اند.

همچنین رفیق بهروز به برادر خود گفته است که پرونده او به دادگاه فرستاده خواهد شد، اما این پروسه ممکن است تا یک ماه به طول انجامد.

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب ضمن ابراز شادی فراوان از تماس این رفقا پس از یک ماه بی خبری از آنان اعلام می دارند که خواست آنان آزادی بی قید و شرط تمامی رفقا هستند و تا رسیدن به این مطلوب لحظه ای از پای نخواهند نشست

یک ماه گذشت/ هیچ یک از دانشجویان آزاد نشدند

Wednesday, January 02, 2008, 4:39:39 AM | شيواGo to full article

غروب روز 11 آذرماه، منابع خبری دانشجویی از بازداشت 6 فعال دانشجویی دانشگاه های تهران خبر دادند، انوشه آزادبر، الناز جمشیدی، سعید حبیبی ، مهدی گرایلو، نادراحسنی، احسان آزادبر افرادی بودند که دو روز پیش از برگزاری تجمع دانشجویان طیف چپ به مناسبت 16 آذرماه، در منزل و یا خیابان از سوی نیروهای اطلاعات بازداشت شدند.

دامنه دستگیری ها، اما تا روز 13 آذرماه با بازداشت تعداد کثیری از دانشجویان در تهران و شهرستان ها ادامه یافت، بطوریکه بعد از سه روز شمار بازداشتی ها به بیش از 40 تن رسید.

پس از برگزاری تجمع اعتراض امیز در دانشگاه تهران نیز تعداد دیگری از دانشجویان شرکت کننده در مراسم بازداشت شدند.

پیگیری خانواده ها

بازداشت کم سابقه 40 فعال دانشجویی در تهران و شهرستان ها، حجم گسترده ای از اخبار رسانه ای را به خود اختصاص داد. خانواده ی دانشجویان که پس از بازداشت فرزندانشان به تمامی مکان های احتمالی نگهداری آنان مراجعه و با پاسخ مبهم مسئولان مواجه شده بودند، در دیداری با هیئت پارلمانی اتحادیه اروپا که در آن زمان در ایران به سر می برد، نسبت به شرایط فرزندان خود اظهار نگرانی کرده و خواهان پاسخگویی مسئولان نسبت به وضعیت آنان شدند.

با این حال تا حدود یک هفته پس از بازداشت، هیچ یک از بازداشت شدگان تماسی را با منزل برقرار نکردند. آزادی احسان آزادبر، برادر انوشه آزادبر و اظهارات وی مبنی بر نگهداری اش در بند 209 زندان اوین اوین، خانواده های بازداشت شدگان را مطمئن ساخت که اکثریت فرزندانشان به بازداشتگاه وزارت اطلاعات انتقال یافته اند.

در دیدار هیئت اروپایی با نمایندگان مجلس، موضوع بازداشت دانشجویان مطرح و کمیسیون امنیت مجلس، قول پیگیری داد. محمدی نماینده این کمیسیون در دیدارهایی با خانواده ها، قول مساعد داد که به جز 3 -4 نفر سایر دانشجویان به زودی آزاد خواهند شد.

اما این اظهار نماینده مجلس به واقعیت تبدیل نشد و نه تنها هیچ یک از دانشجویان آزاد نشدند، بلکه این نماینده مجلس در آخرین اظهار نظر خود، گفت که "تلاش می کند برای بعضی از بازداشت شدگان قرار ملاقات ترتیب دهد." وی هیچ صحبتی در مورد احتمال آزادی دانشجویان نکرد.

خانواده دانشجویان بازداشت شده، تاکنون برای پیگیری شرایط فرزندان خود به نهادهای مختلفی مراجعه داشته اند. آنها که در طی یک ماه گذشته روزهایشان را در مسیر دادگاه انقلاب، زندان اوین، مجلس، و .. به شب رسانده اند. گفته اند که در صورت روشن نشدن وضعیت فرزندانشان پس از ملاقات با معاون دادستان( سالارکیا) دست به اقدامات جدی تری خواهند زد.

اسامی بازداشت شدگان

آرش پاکزاد(دانشگاه مازندران)- انوشه آزادبر(دانشگاه تهران)- ایلناز جمشیدی (ارتباطات٬ آزاد تهران مرکز)- مهدی گرایلو (ژئو فیزیک٬ تهران)- نادر احسنی( دانشگاه مازندران)- سعید حبیبی(عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)- بهروز کریمی زاده(دانشگاه تهران)- کیوان امیری الیاسی (کارشناسی ارشد صنایع٬ دانشگاه صنعتی شریف)- نسیم سلطان بیگی (دانشکده ارتباطات٬ علامه) - علی سالم(کارشناسی ارشد پلیمر- پلی تکنیک)- محسن غمین (دانشگاه پلی تکنیک)- روزبه صف شکن(دانشگاه تهران)- روزبهان امیری (علوم کامپیوتر٬ تهران)- یاسر(صدرا) پیر حیاتی(دانشگاه شاهد)- سعید آقام علی (دانشگاه یزد)- علی کلائی (دانشگاه آزاد واحد شهریار)- امیر مهرزاد ( دانش آموز)- هادی سالاری (دانشگاه رجایی)- فرشید فرهادی آهنگران(دانشگاه رجایی)- امیر آقایی (دانشگاه رجایی)- میلاد عمرانی(دانشگاه رجایی)- سروش هاشم پور(دانشجو اهواز )- فرشاد دوستی پور- سهراب کریمی - جواد علی زاده- محمدصالح ایومن - مهدی اللهیاری (کارشناسی ارشد٬ دانشگاه صنعتی شریف)- بهرام شجاعی (مهندسی شیمی٬ دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب) سعید آقاخانی - مجید اشرف نژاد- پیمان پیران ( به نقل از بعضی منابع دانشجویی)

آخرین اخبار از بازداشت شدگان

روزبه صف شکن- تعداد تماس با خانواده : 5 بار- محل نگهداری : بند 209

الناز جمشیدی- تعداد تماس با خانواده : 2 بار- محل نگهداری : بند 209

مهدی الهیاری- تعداد تماس با خانواده: 1 بار- محل نگهداری: بند 209

انوشه آزادبر- تعداد تماس با خانواده : 4 بار- محل نگهداری: بند 209

نسیم سلطان بیگی- تعداد تماس با خانواده: 2 بار- محل نگهداری: بند 209

کیوان امیری الیاسی- تعداد تماس با خانواده: 2 بار- محل نگهداری: بند 209

علی سالم- تعداد تماس با خانواده: 1 بار- محل نگهداری: بند 209

میلاد عمرانی- تعداد تماس با خانواده: 1 بار- محل نگهداری: بند 209

هادی سالاری- تعداد تماس با خانواده:1 بار از سوی بازجوی پرونده - محل نگهداری: بند 209

محسن غمین- تعداد تماس با خانواده: 1 بار- محل نگهداری: بند 209

امیر آقایی- تعداد تماس با خانواده: 2 بار- محل نگهداری: بند 209

بی خبری از وضعیت 5 تن از بازداشت شدگان

سعید حبیبی، بهروز کریمی زاده، مهدی گرایلو، علی کلایی و نادر احسنی، 5 فعال دانشجویی هستند که از زمان بازداشت، تاکنون هیچ گونه تماسی را با منزل برقرار نکرده اند.

محسن حبیبی، پدر سعید حبیبی، هفته گذشته پس از مراجعه به دادگاه ، گفت که" دادگاه ، به وی اعلام کرده است که نام فرزندش در لیست بازداشت شدگان قرار ندارد." " طبق بخشنامه حقوق شهروندی قوه قضائیه، متهمان پس از بازداشت حق دارند تا خانواده و بستگان خود را از مکان بازداشت خود مطلع کنند."

بی خبری از وضعیت این 5 تن در حالی است که، پیش از این، اخباری مبنی بر نگهداری سعید حبیبی، بهروز کریمی زاده و مهدی گرایلو در بند (2- الف) انتشار یافته بود.

فعالان دانشجویی بازداشت شده را آزاد کنید

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، ضمن غیرقانونی دانستن عملکرد وزارت اطلاعات در ربایش دانشجویان، از مسئولان دستگاه قضایی می خواهد تا زمینه آزادی هر چه سریعتر بازداشت شدگان را فراهم کنند. این کمیته همچنین ضمن ابراز نگرانی شدید نسبت به شرایط نامعلوم، سعید حبیبی، بهروز کریمی زاده، علی کلایی و مهدی گرایلو، خواهان پاسخگویی دادگاه انقلاب نسبت به وضعیت این 4 فعال دانشجویی می باشد.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

ملاقات با 5 زندانی سیاسی شهر زنجان در زندان اوین

Wednesday, January 02, 2008, 2:25:44 AM | شيواGo to full article

بر اساس خبر رسیده به وبلاگ حق خانواده زندانیان سیاسی آذربایجان "سعید متین پور"،"جلیل غنی لو"،"علیرضا متین پور"،"بهروز صفری"و "لیلا حیدری"روز دوشنبه دهم دی ماه 1386 در زندان اوین با آنها ملاقات کردند.

بر اساس اظهارات این خانواده ها به غیر از خانم لیلا حیدری، دیگر زندانیان پس از ماهها به بند عمومی زندان اوین منتقل شده اند.

همچنین به گفته خانواده این زندانیان، طی مدت بازداشت آنها به طور مداوم تحت شکنجه های جسمی و روحی شدید قرار گرفته اند بطوریکه در اثر این شکنجه ها آنها بارها بیهوش شده و به بیمارستان منتقل شده اند.

سعید متین پور که از 4 خرداد در بازداشت به سر می برد به مدت 45 روز در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر زنجان در مکانی تاریک و غیر بهداشتی به طور مداوم شکنجه شده است.وی در مجموع 205 روز در سلول انفرادی نگهداری است. سعید به همسرش گفته است که از شهریورماه برای او قرار وثیقه صادر شده است ولی ماموران به وی اجازه نداده اند این مطلب را به خانواده اش اعلام نماید.

همچنین بهروز صفری نیز که از اواسط خرداد در بازداشت به سر می برد در بازداشتگاه ادراه اطلاعات و بند 209 اوین تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی قرار گرفته است. مامواران چندین بار وی و همسرش لیلا حیدری را در حضور هم شکنجه کرده اند.

لازم به ذکر است که در دو هفته گذشته آقایان عبدالله عباسی ، ایلقار مرندلی ، صالح کامرانی ، میر قاسم سیدین زاده و محمد نصرتی با تودیع وثیقه های سنگین از زندان آزاد شده اند.

تماس تلفنی فرشاد دوستی پور، دانشجوی کرد در بند، با خانواده خود

Wednesday, January 02, 2008, 2:17:23 AM | شيواGo to full article

فرشاد دوستی پور دانشجوی کرد که به دنبال سخنرانی در تجمع دانشجویی ۱۸ آذر ماه در دانشگاه تهران بازداشت شده بود، با خانواده خود تماس تلفنی گرفته است.

دوستی پور در این تماس اعلام کرده است که طبق گفته بازپرس، بزودی برای وی دادگاه تشکیل خواهد شد.

کمپین تلاش برای آزادی سعید حبیبی آغاز به کار کرد

Wednesday, January 02, 2008, 2:01:24 AM | شيواGo to full article

کمپین تلاش برای آزادی سعید حبیبی، که از سوی تعدادی از دانشجویان راه اندازی شده است. آغاز به کار کرد.

سعید حبیبی، فعال دانشجویی، روز 11 آذرماه از سوی نیروهای امنیتی در خیابان ربوده شد و تاکنون اطلاعی از وضعیت نگهداری وی در دست نیست.

این کمپین در اولین گزارش خود،عملکرد غیرقانونی وزارت اطلاعات در ربایش فعالان سیاسی ، حقوق بشری و دانشجویان و انتقال آنان به سلول های انفرادی بند 209 را محکوم کرده و خواهان آزادی سعید حبیبی و دیگر دانشجویان در بند شده است.

آدرس کمپین:

>http://soshabibi.wordpress.com/]

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 12:10 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

(( حکومت نظامی اعلام نشده در بندر تركمن ))

 

                            January 02, 2008

 

 

------------------------------------------------------------------------

 

Link: http://www.iranpressnews.com/source/034317.htm

 

 

 

http://www.iranpressnews.com/images/00/pasdar-ali-ali.jpg" align="center" vspace="10" hspace="10" border="0" />

 

 

كشته شدن يک صياد جوان به دست ماموران حکومتی در شهر بندرتركمن در استان گلستان موجي از خشم و اعتراض مردم این منطقه را بدنبال داشته است.

 

مردم منطقه که جانشان در برابر برخوردهاي خشونت آميز نيروي سرکوبگر ‏انتظامي به لب رسیده اين بار در اعتراض به قتل یک ماهیگیر 18 ساله دست به اعتراض خشونت آميز زده اند.

 

‏آنها به فرمانداري رژیم در بندر ترکمن هجوم برده، همه شيشه هاي آن را شکسته و خودروها و ‏قايق هاي موجود در ساختمان را خرد کرده اند.

 

نیروهای امنیتی رژیم در وحشت از گسترش اعتراضات مردم بندرترکمن به دستگیری شمار زیادی از جوانان این شهر اقدام کرده اند.

 

در حال حاضر تمام خيابان هاي ‏اطراف فرمانداري مسدود شده و خودروهای يگان ويژه سپاه پاسداران که از مرکز استان گلستان به محل ‏اعزام شده اند در خيابان ها تردد مي کنند و شهر به حالت حکومت نظامي درآمده است.

 

ایمیل یکی از خوانندگان

 

چند روز پيش يک صياد ترکمن در درگيری با ماموران دريا کشته شد و بعداز حادثه افتاده بود روی پروانه موتور قايق و تکه تکه شد به گفته مردم تعداد کشته شدگان دو طرف سه يا چهار نفر بوده بعد از اين حادثه مردم به اعتراض اين حرکت نيروهای نظامی به خيابانها آمدند و بانيروهای انتظامی درگير می شوند و تا بحال ماشينهای زيادی را به آتش کشيده و حتی يک پاساژ و چند مکان ديگر را تخريب و به آتش می کشند از همان روز در شهر ساحلی بندر ترکمن حکومت نظامی اعلام شده و از همان روز گاز منطقه توسط کشور ترکمنستان قطع شده مردم علت قطع گاز را اعتراض دولت ترکمنستان ميدانند.

 

 

در کشور مرگ، زندگان را جائی نیست

از وبلاگ ترکمن صحرا

 

حسام الدین خدیور جوان 18 ساله ترکمن در زیر چرخ های کشتی عضیم الجثه حراست حکومت شیعه ایران تکه پاره میشود و بزرگترین تکه بدنش گوشش میباشد، جوانی که فقط 18 زمستان از زندگی مشقتبار خود را پشت سر گذاشته و در طلب نانی برای سفره زندگی زمستانی خود بوده است، که با حراستیهای قمه به کمر و مرگ بر دوش روبرو میشود و آنگونه جان میدهد، که خدا قسمت هیچ انسانی نکند. گناهش چه بوده است جز فقر ، تنگدستی و بیکاری. روستائی ، شهری و ملتی به غم مینشیند و خود را مجبور میبیند تاریخ مسالمت خود را کنار زند و دست ناچار خود را به سوی خشونت دراز کند تا صدای نارسای خود را به گوش نا شنوایان برساند، آیا در کشور مرگ، زندگان را جائی است، زندگانیکه هیچوقت برگ زندگی را ورق نزدند و مجبور شدند، جام مرگ و حسرت را به جای زندگی سرکشند. آری مادر، پدر، خواهر، برادر و هموطن، بذر مرگ را با نام وحدت میکارند، سراب خون را به نام زندگی آدرس میدهند و نعرهای مستانه پیروزی سر میدهند . مردم صحرا، مردم سرکوب شده و محکومی است، هر تلاشش با طناب دشمن گره میخورد و با هر شعار آزادگی، گل پنبه اش خشک میشود و ساقه ی گندمش میشکند، در حکومت شیعه ایران، هیچ جرمی بزرگتر از ترکمن بودن و سنی بودن نمیباشد، صید ماهی بهانه است، هدف انتقام گیری از غیر خودی است و زهر چشم گرفتن و درس آموزی به غیر خودیهاست. هدف مرگ است برای قبیله آدمخواران. باکی نیست که گل پنبه ترکمن میخشکد، باکی نیست گل انار صحرا رنگ میبازد، باکی نیست خوشه گندم ترکمن میشکند، باکی نیست ماهیان صحرا به غم مینشینند، زیرا که پاره ای ابر نمیتواند جلو تاپش نور زندگی، آزادگی را برای همیشه در خود اسیر کند، خیلی ها رفتند و اینها هم خواهند رفت، آیا صد سال زمستان یک ماه بهاری نخواهد داشت؟

 

 

 

 

 

--

http://www.IranPressNews.com/

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 11:44 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گزارشی از چند همسری و عروسان خردسال در زاهدان

 

                            January 02, 2008

 

 

------------------------------------------------------------------------

 

Link: http://www.iranpressnews.com/source/034311.htm

 

 

 

محبوبه حسین زاده

سایت تغییر برای برابری

 

http://www.iranpressnews.com/images/00/zahedan.jpg" align="center" vspace="10" hspace="10" border="0" />

 

 

می گوید: «من از شهری آمده ام که زنانش با انداختن سه ریگ بر زمین طلاق داده می شوند بی هیچ ثبتی و بی هیچ حق و حقوقی؛ از شهری که دخترانش در سن یازده سالگی به عقد مردانی درمی آیند بسیار بزرگتر از خود و حتی همسر چندم مردانی می شوند که هم سن پدربزگ شان است آن هم به اجبار پدر. از شهری آمده ام که وقتی مردی، برای پنجمین بار زن می گیرد، زن اول بدون هیچ قانون نانوشته ای طلاق داده می شود باز هم بدون هیچ حق و حقوقی

 

تکرار مدام جمله « زنانی که هیچ حقی ندارند» ما را نه به سوی شهر او بلکه به سوی منطقه ای می کشاند که زنان، دختران و کودکان هم از تبعیض های قانونی رنج می برند و هم از تبعیض های عرفی و سنتی.

 

کودکان بی هویت زنان ایرانی

 

اولین چیزی که در کوچه پس کوچه های اصلی شهر و بعد از آن هم در خیایانهای مناطق حاشیه ای شهر زاهدان، توجه را به خود جلب می کند کودکان دستفروش هستند؛ در یکی از کوچه ها، دو پسر و یک دختر کوچک با چاقویی کوچک و دسته دار مشغول بریدن تکه ای پارچه هستند تا آن را برای تزئین گاری دستی ای استفاده کنند که اجناس حقیری بر آن گذاشته می شود و به فروش می رسد؛ در یکی از مناطق حاشیه نشین زاهدان با نام مشهور شیرآباد که دارای جمعیتی زیاد هم هست؛ کودکان بسياري هستند که یا در کنار گالن هايي سفيدرنگ پر از بنزین نشسته اند و یا این گالن ها را به سختی حمل می کنند و برای فروش آن به سوی ماشین ها می دوند؛«ده ساله، دوازده ساله». اکثرشان در همين رده سني قرار دارند ولی از هر کدام که می پرسیم مدرسه نرفته اند و سواد خواندن و نوشتن هم ندارند...و همین طور است پسر دیگری با لباسی پر از لکه های خون بر تن که در گوشه بازار محقر منطقه که با تیر و تخته الم شده و چند گاری پر از اجناس، مشغول کندن پر مرغهایی است که به صورت زنده به فروش می رسند و یا پسرک دیگری که نخودشور می فروشد. بعدها با صحبت های اهالی متوجه می شویم که در این منطقه بیشتر کودکان شناسنامه ندارند و دلیل این موضوع را هم بعدتر می فهمم آن هم در جلسه ای که مدیر کل اداره ثبت احوال استان سیستان و بلوچستان آمده است تا بگوید:« در سیستان و بلوچستان، افراد زیادی بدون ثبت رسمی ازدواج به صورت کاملاً سنتی با هم زندگی می کنند به طوری که با استناد به آمار سال ۸۳، بیش از ۴۰درصد ولادت نوزادان در استان متعلق به پدر و مادرهایی بوده که ازدواج شان ثبت نشده است

 

روحانی دلیل این موضوع را رواج فرهنگ عشیره ای و سنتی می داند و وقتی از کارهایی می گوید که برای شناسنامه دارشدن افراد و ثبت ازدواج ها کرده اند، با انتقاد از وی در مورد وضعیت این کودکان می پرسم. با خونسردی پاسخ می دهد:« این کودکان، حاصل ازدواج مادران ایرانی و پدران افغانی هستند و چون تابعیت ایرانی به آنان تعلق نمی گیرد، شناسنامه ای هم ندارند»!!!

 

ازدواج در سن ده یازده سالگی

 

می گویند در مناطق حاشیه نشین شهر زاهدان، خانه هایی فراوان است که در هر اتاق آن یک خانوار زندگی می کنند. فرصتی پیش آمد که ما هم وارد یکی از این خانه ها شویم؛ مادر، خواهر، همسر، همسر برادر؛ پدر و دو برادر مردی که ما را به داخل خانه اش فرامی خواند و البته چند بچه کوچک در یک تک اتاق زندگي مي کنند. يکي از عروس ها 27 ساله است و مادر پسري 12ساله و نوزاد دختري چندين ماهه. وقتي مي پرسم در چه سني ازدواج کرده مي گويد:«10 سالگي»!!!

 

و بعدها افراد دیگری می گویند که در برخی از شهرهای منطقه سن ازدواج همین است؛ ده یازده سالگی. هرچند اگر ازدواج شان به صورت رسمی هم ثبت می شد، بازهم قانون مانعی نبود بر سر راه ازدواج دختر ده ساله ای که مسلمن هنوز درک درستی از دوست داشتن و انتخاب ندارد تا چه برسد به ازدواج؛ قانون مدنی که ماده 1041اش می گوید: «مدنی عقد نکاح دختر ۱۳ ساله و پسر ۱۵ ساله منوط به اخذ اجازه ولی (پدر و جد پدری) یا حکم دادگاه است.». آماری که شاید ندانسته منتشر شد، هرچند هیچ نگرانی ای در مسئولان ایجاد نکرد، تائیدی بود بر استفاده به جا و صحیح از این ماده قانونی؟!!! آمار رسمی سازمان ملی جوانان از وجود ۳۰هزار نوجوان متاهل ۱۰تا ۱۴ساله ایرانی خبر می داد؛ ۲۴هزار و ۵۰۶نفر از این افراد متاهل دختران زیر ۱۴سال بوده اند.( آمار در مهرماه امسال منتشر شد و مربوط به سال 1383است)

 

برخی از نمایندگان مجلس، این آمار را مخدوش اعلام کردند ولی چند روی بعد خبری روی خروجی یکی از خبرگزاری ها قرار گرفت که تائیدی بود بر صحت این خبر. هرچند یک ساعت بعد این خبر از خروجی خبرگزاری حذف شد، اما خبر که مربوط به آمار جدیدی بود که از سوی نماینده قوه قضائیه در جلسه شورای اجتماعی -فرهنگی زنان ارائه شده است، تاییدی مجددی است بر ازدواج کودکان ایرانی. این آمار از ۴۲۲۱۳مورد صدور حکم رشد خبر می دهد.

 

نسرین ستوده، وکیل دادگستری، می گوید: «طبق قانون مدنی ایران حداقل سن ازدواج برای دختران ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال است اما با مراجعه به دادگاه و تقاضای صدور حکم رشد، قاضی چند سوال از کودک می پرسد و حکم رشید بودن را برای وی صادر می کند و بدین ترتیب اجازه ازدواج وی داده می شود

 

او صدور گواهی رشد را فقط مربوط به ازدواج نمی داند و می گوی: «گاهی از دادگاه ها درخواست صدور حکم می شود برای اینکه یک کودک بتواند تصمیم گیری کند که حضانتش با مادر باشد یا با پدر. همچنین گاهی حکم رشد برای این گرفته می شود که کودک بتواند معامله مالی انجام دهد

 

البته چون آمار ارائه شده از سوی بداغی نماینده قوه قضائیه، در جلسه شورای فرهنگی - اجتماعی زنان دعاوی مربوط به مشکلات خانوادگی بوده است پس تقاضای صدور حکم رشد برای انجام معاملات در این مقوله نمی گنجد.

 

وقتی به سراغ یکی از نمایندگان مجلس می روم آن هم یک نماینده زن عضو کمیسیون حقوقی و قضائی و از او می پرسم:« آیا زمان آن نشده است که فکری برای تغییر این ماده قانونی شود؟ آیا با ازدواج آن هم در سن 10سالگی، یک دخترابتدایی ترین حقوق قانونی خود یعنی حق تحصیل را از دست نمی دهد در حالی که تحصیل تا مقطع ابتدایی اجباری است و البته آقای رئیس جمهور به تازگی مصوب کرده تحصیل تا دبیرستان اجباری است و والدین متخلف جریمه می شود؟ و آیا یک دختر ده ساله که به بلوغ فکری نرسیده است، می تواند مسئولیت اداره یک زندگی را برعهده بگیرد؟» با بی تفاوتی پاسخ می دهد:« هستند دخترانی که در سن ده یازده سالگی مثل یک زن بیست ساله می فهمند

 

و وقتی می گویم: مسلمن این ازدواج به انتخاب خود این کودکان نیست و باید قانون از آنان حمایت کند و جلوی این ازدواج ها را بگیرد، می گوید:« خانواده ها نباید کودکان شان را وادار به ازدواج کنند پس باز هم ربطی به قانون ندارد و با فرهنگ سازی جلوی این موضوع گرفته شود. شما هم بروید فرهنگ سازی کنید

 

تلاش برای تغییر؛ تغییر برای برابری

 

و اما در منطقه ای که از زبان برخی مردم شنیدیم که به جای ازدواج، واژه« زن خریدن» و نه حتی «زن گرفتن» را به کار می برند، بودند و هستند جوانانی که به تنگ آمده از این همه تبعیض علیه زنان، تلاش می کنند تا با آگاهی رسانی به مردان و زنان، کاری برای بهبود وضعیت آنان انجام دهند.

 

فرصتی دست داد تا با آنان از نزدیک آشنا شوم؛ بیشترشان پسر بودند و کمتر از پسران، دخترو همگی بسیار جوان. صحبت از تبعیض های قانونی علیه زنان بود و آنان همگی می گفتند که زنان این منطقه علاوه بر این تبعیض ها از تبعیض های عرفی و سنتی زیادی رنج می برند. از یکی شان که لباس بلوچی بر تن داشت، در مورد طلاق پرسیدم. می گفت:« ریش سفیدان قوم و یا محله جمع می شوند و در این مورد قضاوت می کنند. اکثر زنها هم که در این موارد حرفی نمی زنند و نمی توانند از خودشان دفاع کنند، اگر ریش سفید حکم به طلاق داد، مرد سه تا سنگریزه بر زمین می اندازد و زن سه طلاقه می شود.» و مهریه و حق و حقوقی به این زن تعلق نمی گیرد چرا که قبل از ازدواج، پولی از سوی خانواده داماد به پدرعروس داده می شود. می پرسم: اگر زنی بخواهد طلاق بگیرد:« حق طلاق با مردان است و فقط مرد می تواند زن را طلاق بدهد.» ...و باز صحبت از تبعیض بود و همان حرفهایی تکرار می شد که انگیزه سفرمان شده بود به این شهر.

 

بیشتر این جوانان که با درد از درد زنان این شهر می گفتند، برای تحصیل به این شهر آمده بودند. اما حجم تبعیض ها نگذاشته بود بی تفاوت از کنار زنانی رد شوند که تنها پاسخ شان به این همه تبعیض، درماندگی است و صبوری.

 

دختری که ساکن شهری دیگر از همین استان بود، با درد می گفت:« اینجا پاسخ به پافشاری زنان برای رسیدن به خواسته هایشان با مرگ داده می شود. دخترانی در خانواده هایی هستند که اگر حرف از ادامه تحصیل بزنند، کشته می شوند وای به حال نه گفتن به ازدواج اجباری. باید در این شرایط چکار کرد؟»

 

باید چکار کرد در شرایطی که در آنجا با حجم عظیم فقر و کمبود امکانات، دختران برای ادامه تحصیل تهدید به مرگ می شوند و در پایتخت، دخترانی دیگر به دلیل تلاش برای تغییر قوانین تبعیض آمیز راهی زندان می شوند. با کدام قانون حمایتگر باید به حمایت از این زنان برخاست؟

 

این جوانان، اعضای کمپین یک میلیون امضا بودند. جوانانی که برایشان مهم تر از رسیدن به عدد یک میلیون امضا؛ تغییر وضعیت رقت بار زنان و کودکانی است که نمی توان به همین راحتی از کنار حجم عظیم تبعیضی که از آن رنج می برند، گذشت. گفتیم از آگاهی ای که قرار است خواسته عمومی شود و عاملی برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان. گفتم و گفتند از مسیر سختی که در پیش دارند، از بذر آگاهی ای که قرار است با همه سختی ها، در دل زنان و مردان کوچه پس کوچه های محلات دوردست شهرهای دور سیستان و بلوچستان جوانه زند.

 

و بالاخره روزی می آید که کودکان برهنه پای کوچه پس کوچه های زاهدان هم سرودی برای خواندن بلد باشند؛ از همان سرودهایی که همه مان در کلاس های مدرسه آموختیم؛ نه به جرم این که حاصل ازدواج مادران ایرانی با مردان افغان هستند، شناسنامه ای نداشته باشند برای مدرسه رفتن... می آید روزی که دیگر دخترکان ده ساله شهربه جای خانه شوهر، دست در دست به سوی مدرسه ها بروند؛ شاید آن روز این دخترکان زمزمه کنند سرودی را که از مادران شان به یاد دارند، سرودی را که می گفت: ای زن به پا خیز از نو...

 

 

 

--

http://www.IranPressNews.com/

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 11:44 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

هشدارآمريکا به اتباع خود وآمريکائيان ايرانی تبار عازم مسافرت و اقامت در ايران

وزارت امور خارجه آمريکا به اتباع آمريکا هشدار داده است خطرات سفر به ايران را به دقت بررسی و مدّ نظر داشته باشند. وزارت امورخارجه آمريکا ميگويد اتباع دارای تابعيت مضاعف ايرانی - آمريکائی ممکن است هنگام خروج از ايران با مشکل مواجه شوند. اين هشدار در جديد ترين راهنمای مسافرتی اداره امور کنسولی وزارت امورخارجه آمريکا ،که روز دوم ژانويه منتشر شد منعکس است، و جايگزين هشداری ميشود که آخرين بار در سی و يکم مه سال به روزشده بود.  اداره امور کنسولی ميگويد بعضی عناصر رژيم و همچنين عناصری در ميان سکنه ايران ضد آمريکائی هستند و بهمين جهت اتباع آمريکا حين سفر و يا اقامت در ايران ممکن است اذيت و آزار، و يا بازداشت شوند.  اداره امور کنسولی يادآوری ميکند که مقامات دولت ايران تا چند ماه نگذاشتند تعدادی از پژوهشگران، خبرنگاران و ديگر اتباع دارای تابعيت مضاعف ايرانی-آمريکائی، که به دلائلی شخصی و خصوصی به ايران سفر کرده بودند، از کشور خارج شوند، و در بعضی موارد آنان را بازداشت، و به اتهام های گوناگون، از جمله جاسوسی و تهديد عليه امنيت ملی، به زندان فرستادند.  اداره کنسولی وزارت امورخارجه آمريکا اضافه ميکند آمريکائيان ايرانی تبار بايد پيش از برنامه ريزی برای سفر به ايران خطر هدف گرفته شدن توسط مقامات دولتی ايران را بررسی کنند.  اداره کنسولی ميگويد مقامات ايرانی ممکن است مانع از دسترسی اتباع دارای تابعيت مضاعف به دفتر حافظ منافع آمريکا در تهران شوند، زيرا آنان را صرفا تبعه ايران می شناسند.  اداره کنسولی ميگويد رژيم ايران کماکان به سرکوبی اقليت های مذهبی، از جمله بهائيان، و گروههای قومی ، از جمله عرب ها، کردها، آذری ها، و ديگران ادامه ميدهد. نتيجتا، بعضی نواحی در داخل کشور، از جمله منطقه مرزی بلوچستان در نزديکی پاکستان و افغانستان، مناطق کردنشين در شمال غربی ، و نواحی نزديک به مرز عراق ، نا امن است. حملات مسلحانه در جاده بم به کرمان در ماه مه سال ۲۰۰۷ ، يادآور اين نا امنی است. اداره کنسولی ميگويد دولت آمريکا با جمهوری اسلامی ايران مناسبات ديپلماتيک يا کنسولی ندارد، و بهمين جهت نمی تواند برای اتباع آمريکا در ايران حفاظت و خدمات رايج کنسولی را فراهم کند.  اداره کنسولی وزارت امورخارجه آمريکا برای کمک به تصميم گيری اتباع آمريکا در برنامه ريزی سفر به ايران يا اقامت در ايران، اين اطلاعات عمومی را نيز ضميمه هشدار کرده است:  دولت سويس از طريق سفارتخانه خود در تهران، حافظ منافع آمريکا در ايران است. در تهران پاسپورت آمريکائی يا ويزای سفر به آمريکا صادر نميشود. دولت ايران تابعيت مضاعف را به رسميت نمی شناسد و معمولا به سويس اجازه نميدهد خدمات حفاظتی را برای اتباع آمريکائی دارای تابعيت ايرانی فراهم کند. اتباع آمريکائی ايرانی الاصل که دولت ايران آنان را تبعه ايران ميداند توسط مقامات ايرانی بازداشت و اذيت و آزار شده اند.  مسلمانانی که به اديان ديگر گرويده اند ، و نيز افرادی که مسلمانان را به گرويدن به اديان ديگر تشويق کنند، مشمول توقيف و تعقيب ميشوند.  اداره کنسولی به آمريکائيانی که به رغم اين هشدار به ايران سفر ميکنند يا در آنجا اقامت دارند قويا توصيه کرده است در وب سايت مسافرتی وزارت امورخارجه آمريکا، https://travlergistration.state.gov. ثبت نام کنند. اتباع آمريکا اگر در تهران هستند، همچنين می توانند در دفتر حفظ منافع آمريکا در سفارت سويس در تهران ، واقع در خيابان فرزان غربی، شماره ۵۹ شخصا ثبت نام کنند.  شماره تلفن ها و فاکس و ايميل دفتر از اين قرار است: تلفن ۰۲۱/۸۸۷/۲۳۶۴ ، ۰۲۱/۸۸۷/۲۹۶۴ فاکس ۰۲۱/۸۸۷/۳۲۶۵ ايميل  tie.vertetung@eda.admin.ch اتباع آمريکا همچنين بهتر است وضعيت خود را با اطلاعات مندرج در راهنمای مشورتی مسافرتی وزارت امورخارجه آمريکا در بخش مربوط به ايران و هشدارهای جاری در سطح جهانی و خاورميانه و شمال آفريقا که در وب سايت وزارت امورخارجه http://travel.state.gov. قرار دارد، تطبيق دهند. اتباع آمريکا همچنين می توانند اطلاعات به روز شده سفر و وضعيت ايمنی را از طريق تماس با تلفن های زير دريافت کنند. تلفن مجانی (در آمريکا و کانادا) ۱/۸۸۸/۴۰۷/۴۷۴۷ تلفن از راه دور ۱/۲۰۲/۵۰۱/۴۴۴۴

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 8:29 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

رهبر ایران: رابطه با آمریکا مفید باشد، پیشقدم می‌شوم

آیت الله خامنه ای رهبر ایران اعلام کرده که برقراری رابطه با آمریکا در شرایط کنونی به نفع ایران نیست و اگر روزی رابطه با آمریکا برای ملت ایران مفید باشد، وی اولین کسی خواهد بود که این رابطه را تأیید می کند.وی همچنین احتمال حمله آمریکا به ایران در شرایط کنونی را کمتر از گذشته ارزیابی کرد.آیت الله خامنه ای که در جمع دانشجویان و دانشگاهیان یزد سخنرانی می کرد، بخش مهمی از سخنان خود را به پشتیبانی از دولت محمود ا؍ مدی نژاد، رئیس جمهور ایران و ابراز مخالفت با منتقدان این دولت اختصاص داد.این در حالی است که طی هفته های اخیر، اظهارنظرهای انتقادی علیه سیاستهای آقای احمدی نژاد در جناحهای مختلف سیاسی شدت گرفته است.

 

 

 

نا آرامی در بندرترکمن در پی مرگ ماهیگیر جوان

کشته شدن یک ماهیگیر هیجده ساله ترکمن در اثر برخورد با قایق مأموران "حراست دریا" در شمال ایران، باعث نا آرامی در شهر بندرترکمن، عمده ترین شهر ترکمن نشین در ایران شد.گزارشها حاکی است که در نخستین ساعات بامداد جمعه 27 دسامبر (هفتم دی) قایق حراست دریا که در حال گشتزنی برای جلوگیری از صید غیرمجاز ماهی در دریای خزر بوده با قایق حامل چند ماهیگیر از روستای ترکمن نشین چاپاقلی برخورد می کند که طی این حادثه، ماهیگیر هیجده ساله ای به نام ؍ سام الدین خدیور بر اثر برخورد سر وی با پروانه قایق حراست بشدت آسیب می بیند و پس از انتقال به بیمارستان امام خمینی شهر بندرترکمن، جان خود را از دست می دهد. حراست دریا اعلام کرده که حادثه بر اثر نبود دید کافی در شب و به صورت غیرعمدی رخ داده اما از ماهیگیران حادثه دیده نقل شده که مأموران حراست دریا به نورافکنهای قوی مجهز بوده اند و حتی از فاصله پنج متری می توانستند مسیر قایق را عوض کرده، حداقل از شدت تصادف بکاهند.به دنبال مرگ ماهیگیر جوان، ‏روز یکشنبه گذشته شماری از مردم محلی به پاسگاه انتظامی روستای چاپاقلی و فرمانداری بندر ترکمن هجوم برده و به س اختمان فرمانداری و اموال، خودروه! ا و ‍ قایقهای آن آسیب جدی وارد کردند.

 

 

دولت آباد؛ عراق در تهران

چادرهای حریر اسود عربی، خط نوشته های عربی و مکالمه های روزانه ای که به لهجه غلیظ عربی رد و بدل می شود، ویژگیهای محدوده خودمختاری در جنوب تهران است که هیچ شباهتی به مناطق فقیر نشین حاشیه این کلانشهر ندارد. پشت در خیلی از مغازه ها، عبارت "تماس آسان با عراق" تکرار شده است؛ اینجا محله ای آرام با خیابانهای پهن و تمیز است که چندین حسینیه، مسجد و پایگاه دارد. وارد که می شوی، عکس بزرگی از آیت الله حکیم، رهبر مقتول مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق به تو می ڍ وید اینجا عراق تهران است؛ محله دولت آباد، محله عراقیهای ساکن تهران. تنها یک آبادی در جنوب تهران

 

 

عقب نشینی بانک مسکن ایران از پرداخت وام خرید

سه روز بعد از اعلام طرح جدید پرداخت وام ۳۶ میلیون تومانی برای خرید مسکن در ایران، بانک مسکن طی اطلاعیه ای اعلام کرده که این وام برای احداث مسکن پرداخت می شود نه خرید.به این ترتیب تنها کسانی می توانند از این وام استفاده کنند که قصد ساخت مسکن داشته باشند و وام خرید مسکن به همان شیوه همیشگی خواهد بود.در این شیوه، متقاضیان خرید مسکن باید شش میلیون تومان ودیعه نزد بانک مسکن به امانت بگذارند و بعد از گذشت ۱۸ ماه ۱۸ میلیون تو مان وام خرید مسکن دریافت می کنند.این در حالی است که سه روز پیش بانک مسکن اعلام کرده بود که "زن و شوهر و پدر و فرزند" می توانند همزمان دو وام مسکن را برای خرید یک واحد مسکونی دریافت کنند.

 

 

۷ کشته در حمله انتحاری به کارگران هندی در نیمروز

یک حمله انتحاری در ولایت نیمروز در جنوب غرب افغانستان، هفت کشته برجای گذاشت.مقامات محلی می گویند هدف این حمله کننده انتحاری، یک موتر (خودرو) حامل کارگران هندی و محافظان افغان آنها بوده است. این کارگران، بر روی یک پروژه راهسازی در ولایت نیمروز کار می کردند.پلیس می گوید در این حادثه، یک کارگر هندی و شش محافظ افغان کشته شدند.بر اساس گزارش ها، موتر حامل کارگران هندی، ابتدا به وسیله انفجار یک بمب کنترل شونده از راه دو ر، آسیب دید اما در اثر آن حادثه، فقط یک نفر زخمی شد.

 

 

'مهاجرت صدها خانواده پاکستانی به افغانستان'

افغانستان می گوید صدها خانواده پاکستانی، در پی ناآرامی های اخیر کشورشان، به مناطق جنوبی افغانستان پناه آورده اند.سلطان احمد بهین، سخنگوی وزارت خارجه افغانستان، روز پنجشنبه (13 جدی / دی ماه) گفت در هفته های اخیر، ششصد خانواده پاکستانی، از مناطق قبایلی شمال آن کشور، وارد خاک افغانستان شده و به مناطقی در ولایت خوست این کشور آواره شده اند.این سخنگو، خواهان کمک آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد (UNHCR) و دفتر نمایندگی سازما ن ملل در افغانستان (یوناما) به این پناهجویان شد.وضعیت در کشور پاکستان، همسایه جنوبی افغانستان، در هفته های اخیر متشنج است. این بحران، در پی ترور بی‌نظیر بوتو نخست وزیر پاکستان در شهر راولپندی این کشور، شدت یافته است.

 

 

بازداشت 'دهها دزد و قاچاقچی' در کابل

پلیس کابل می گوید ظرف دو هفته اخیر نزدیک به سی نفر از دزدان مسلح و فروشنده های مواد مخدر در پایتخت افغانستان بازداشت شده اند. فرمانده پلیس کابل در یک کنفرانس خبری گفت که نیروهای امنیتی در این مدت بیش از دوصد موتر (خودرو) دارای شیشه های سیاه را نیز متوقف کرده اند. گفته می شود دزدان و قاچاقچیان مواد مخدر در افغانستان، در برخی موارد برای اجرای فعالیت های خود از موترهای دارای شیشه های سیاه استفاده می کنند. ژنرال سالم احساس، فرمان؍ ه پلیس کابل می گوید این عملیات با هدف بهبود وضعیت امنیتی در شهر کابل به اجرا گذاشته شده است، شهری که اگرچه ظرف روزهای اخیر در وضعیت آرامی بسر می برد اما پیش از آن نا امنی های زیادی را شاهد بوده است.

 

 

دستاوردها و چالشهای اقتصادی در افغانستان

دولت افغانستان از رشد سیزده درصدی اقتصادی و افزایش درآمد سرانه مردم این کشور از میانگین ۳۳۵ تا ۳۵۵ دلار به ۴۰۰ دلار در سال ۲۰۰۷ خبر می دهد. دولت افغانستان رشد اقتصادی این کشور را در سال ۲۰۰۶ میلادی، ده درصد اعلام کرده بود. مقامات افغان همچنین میزان سرمایه گذاری بخش خصوصی در افغانستان را یک میلیارد دلار و سرمایه گذاری های دولتی را یک و نیم برابر این رقم یعنی یک و نیم میلیارد دلار ذکر کرده اند. به گفته مقامات دولتی، در حال حاضر میزان ذخایر ارزی افغانستان به سه میلیارد دلار بالغ می شود.

 

 

انفجار در ترکیه چند کشته به جای گذاشت

در دیاربکر، بزرگترین شهر کردنشین ترکیه انفجاری رخ داده است که به گفته پلیس این کشور چهار کشته و دهها زخمی به جای گذاشته است.گزارش ها از منطقه جنوب شرقی ترکیه حاکی است که انفجار در ساعات پرتردد روز و در ناحیه ای نزدیک به مجتمع مسکونی ارتش و یک پایگاه هوایی نظامی این کشور رخ داده است. هدف از این بمبگذاری چند خودرو ارتشی بوده که از مرکز شهر عبور می کرده اند.پلیس ترکیه پیکارجویان کرد را مسبب این انفجار معرفی کرده است.

 

 

موفقیت اسکاتلندیارد در قضیه بی نظیر بوتو تا چه حد است؟

به دنبال ترور بی نظیر بوتو، رهبر حزب مردم پاکستان، دولت پاکستان ابتدا اعلام کرد که نیازی به کمک خارجی نیست.اما اکنون ظاهرا دولت در نظر ابتدایی خود کاملا تجدید نظر کرده است.پرویز مشرف، رئیس جمهور پاکستان، روز چهارشنبه 2 ژانویه، اعلام کرد که بریتانیا تیمی از بازرسان پلیس بریتانیا، اسکاتلندیارد، را برای کمک به تحقیقات درباره ترور خانم بوتو به پاکستان اعزام می کند.این بار اول نیست که به دنبال انجام ترور در پاکستان، اسکاتلندیارد به کمک پاکستان می رود.

 

 

نارضایتی مشرف از تحقیقات ترور بوتو

پرویز مشرف، رئیس جمهور پاکستان، گفته است که از تحقیقات انجام شده در ترور بی نظیر بوتو، رهبر مردم حزب پاکستان، 'به طور کامل راضی نیست'.آقای مشرف در عین حال تاکید کرد که او معتقد است که دولت و سرویسهای امنیتی کشور درباره قتل خانم بوتو "چیزی را مخفی نکرده اند".رئیس جمهور پاکستان که در یک کنفرانس خبری سخن می گفت تاکید کرد که ابهاماتی در خصوص دلیل دقیق مرگ خانم بوتو وجود دارد.گزارش اولیه دولت پاکستان درباره ترور خانم بوتو می گٍ ید که نخست وزیر پیشین پاکستان بر اثر قدرت انفجار که باعث شد سرش به اتومبیلی که حامل وی بوده اصابت کند، کشته شده است.

 

 

بحران کمبود برنج در بنگلادش

ژنرال معین الدین احمد، فرمانده کل ارتش بنگلادش، گفته است که کشورش با بحران کمبود عرضه برنج مواجه است.او گفت که درباره این وضعیت "بسیار نگران " است. ژنرال احمد تاکید کرد که با این وضعیت باید سریعا مقابله کرد.بسیاری از مردم در طول سال گذشته با افزایش بسیار زیاد قیمتها که در برخی از موارد دو برابر شده روبرو بوده اند.برنج ماده اصلی غذایی بسیاری از بنگلادیشهاست. بارانهای موسومی (مانسون) به محصول برنج امسال صدمه زده است.

 

 

دعوت واتیکان از علمای اسلامی

مقامات واتیکان از علمای بلند پایه مسلمان دعوت کرده اند تا برای احیای گفتگوها و بهبود روابط میان دو دین اسلام و مسیحیت در فصل بهار به رم سفر کنند.این دعوت که به طور رسمی از سوی پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کلیسای کاتولیک، صورت گرفته در واکنش به نامه ای است که 138 تن از علما و پژوهشگران مسلمان از سراسر جهان در ماه اکتبر سال 2007 برای وی ارسال کردند.آنها در نامه خود هشدار داده بودند که اگر مسلمانان و مسیحیان به صلح نرسند، "بقای جهان" با خطر مواج ه خواهد شد.نامه بیست و نه صفحه ای که سال گذشته به واتیکان فرستاده شد حرکتی بی سابقه از سوی علمای مسلمان بود که به منظور زمینه سازی برای انجام گفتگو میان آنها و رهبران شاخه های مختلف مسیحیت، ارسال شد.

 

 

احتمال تحریم جوایز گلدن گلوب

برگزاری جوایز گلدن گلوب سال 2008 با مشکل روبرو شده است چون فیلمنامه نویسان آمریکا اصرار دارند به اعتصاب خود ادامه بدهند و می خواهند در محل برگزاری این مراسم تجمع اعتراضی برپا کنند.جوایز گلدن گلوب، که هر سال توسط اتحادیه مطبوعات خارجی هالیوود اعطا می شود، یکی از رویدادهای مهم تلویزیون و سینمای جهان است که هر سال در فاصله باقی مانده تا جوایز اسکار در اواخر ماه فوریه برگزار می شود.جوایز گلوب، که قرار است روز 13 ژانویه در هتل بورلی هیلتوٍ در لس آنجلس برگزار شود، برخلاف اسکار جوایزی را جداگانه در رشته های سینمایی درام، کمدی و موزیکال اعطا می کند. سازمان دهندگان جوایز گلدن گلوب امیدوارند بتوانند نهایتا اتحادیه فیلمنامه نویسان آمریکا را متقاعد کنند که اجازه بدهد این مراسم برگزار شود. اما این اتحادیه گفته است که از تجمع اعتراضی خود صرف نظر نمی کند.

 

 

رئیس جمهور کنیا خواستار پایان خشونت ها شد

در حالی که رییس جمهور کنیا خواستار پایان خشونت هایی شده که در پی برگزاری انتخابات جنجال برانگیز این کشور رخ داده است، اتحادیه اروپا و آمریکا نیز خواستار گفتگوی فوری گروه های موافق و مخالف در کنیا شده اند.موای کیباکی روز پنجشنبه (3 ژانویه، 13 دیماه)، به خبرنگاران گفت که او بعد از استقرار آرامش در این کشور برای گفتگوی سیاسی آماده است. همزمان "آموس واکو"، دادستان کل کنیا، خواستار آن شده است که در مورد نتیجه بحث برانگیز انتخابات ریاست جمهوری تحقیقات مستقل صورت بگیرد. وی همچنین خواستار شمارش آرا شده است.وی در تلویزیون سراسری گفت که "یک شمارش صحیح از مدارک معتبر که بازگردانده و تایید شده باید فورا آغاز شود."

 

 

سال تلویزیونهای تخت بدون سیم

دوشنبه هفته آینده یکی از بزرگترین نمايشگاه های بين المللی لوازم الکترونيکی موسوم به سی ای اس (CES) در لاس وگاس آمریکا افتتاح می شود.شرکت های تولید کننده فنآوری های مدرن طی این نمایشگاه سعی می کنند هر چه در چنته دارند را رو کنند و به همین دلیل این رویداد بزرگ می تواند ایده ای از آنچه در سال 2008 پشت ویترین فروشگاه ها به نمایش در خواهد آمد، بدست دهد.سال 2007 سال تلویزیون های صفحه تخت بود. فروش این نمایشگر های نازک و بزرگ در اغلب کشورهای پیشرفته ب؍ یار چشمگیر بوده و تجربه تماشای تلویزیون را در بسیاری از خانه ها تغییر داده است. اما هر چه این تلویزیون ها روی دیوار جذاب و زیبا به نظر می آیند، رشته سیم هایی که از آنها آویزان است اغلب صاحبانشان را کلافه می کند.

 

 

تزريق مرگ آور، روش جديد اعدام در چین

مقامات چین اعلام کرده اند که از این پس، زندانیان محکوم به اعدام تیرباران نمی شوند بلکه با تزریق مایع مرگ آور کشته خواهند شد. به گفته خبرنگار بی بی سی این تغییر بخشی از تلاش گسترده چین برای اصلاح سیستم قضایی این کشور است. روند اعدام در سالهای اخیر در چین معمولا به این شکل بوده است که فرد متهم بعد از محاکمه و محکوم شدن به مرگ در عقب یک وانت در سطح شهر گردانده می شود و نهایتا با شلیک یک گلوله به سرش در ملا عام اعدام می شود.حتی گاهی ؍ مام این مراحل در یک روز انجام می گیرد.

 

 

کشف سیاره ای در حین تولد برای نخستین بار

منجمان آلمانی یک سیاره تازه متولد شده در یک منظومه خورشیدی که تشکیل آن هنوز کامل نشده است را کشف کرده اند که نخستین سیاره یافت شده در زمان نوزادی است.سیارات در درون صفحه مدوری از گاز و غبار در اطراف ستارگان نوجوان تشکیل می شوند.به همین دلیل مطالعه نمونه های بسیار جوان سیارات می تواند اطلاعات زیادی درباره تولد و تکامل منظومه های خورشیدی - از جمله منظومه شمسی - در اختیار منجمان بگذارد.جزئیات این کشف توسط یک تیم آلمانی در نشریٍ "نیچر" چاپ شده است.

 

 

محرومیت سپاهان اصفهان از بازیهای خانگی

پس از آنکه درگیری هواداران تیم‌های فوتبال سپاهان اصفهان و پرسپولیس به مضروب شدن چند تماشاگر و آسیب دیدگی شدید چشمان یک مأمور انتظامی انجامید، مقام های مسئول در فوتبال ایران میزبان این مسابقه یعنی سپاهان را تا اطلاع ثانوی از بازی خانگی محروم کردند.آنطور که خبرگزاری دولتی ایران، ایرنا، از رئیس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال نقل کرده، "تا زمان بررسی عوامل بروز اين حادثه، سپاهان حق ميزبانی رقابت‌های فوتبال در استان اصفهان را نخواهد داشت."این در حالی است که باشگاه سپاهان مسئول برقراری امنیت مسابقات را شورای تامین شهر اصفهان دانسته و مدیر عامل این باشگاه خواستار تشکیل کمیته ای "برای تعیین مقصرین این اتفاق" شده است. حادثه ورزشگاه فولادشهر اصفهان در جریان مسابقه تیم سپاهان با پرسپولیس رخ داد؛ هنگامی که درگیری هواداران دو تیم با پرتاب مواد محترقه از سوی برخی تماشاگران همراه شد و یک سرباز وظیفه در نتیجه انفجار از ناحیه دو چشم به شدت آسیب دید.

 

 

گفته می شود؛

شنیده های روز چهارشنبه سوم ژانویه (سیزدهم دی ماه) حاکیست که:به نوشته خبرورزشی حسین کعبی، بازیکن ایرانی تیم لستر انگلستان، چند پیشنهاد از تیم های قطری دارد و احتمال اینکه دوباره به لیگ فوتبال قطر بازگردد بسیار زیاد است. کعبی در گذشته در تیم السد قطر عضویت داشت. همچنین این روزنامه از تمایل باشگاه النصر امارات برای جذب لوکا بوناچیچ، سرمربی سپاهان اصفهان خبرداد.پس از مصاحبه هایی که علیرضا نیکبخت واحدی در روزهای گذشته در انتقاد از افشین قطبی انجام داد، سای ت باشگاه پرسپولیس اعلام کرد اگر برای مسوولان باشگاه ثابت شود که این گفته ها متعلق به نیکبخت بوده از سوی باشگاه با او برخورد خواهد شد.به نوشته روزنامه آس اسپانیا بر خلاف شایعات منتشره، رونالدینیو، ستاره برزیلی بارسلونا در این تیم باقی خواهد ماند و در مهلت نقل و انتقالات ژانویه به تیم دیگری نخواهد رفت. میلان و چلسی به دنبال خرید این بازیکن هستند.

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 8:10 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
حماس: بازگشت حجاج فلسطینی از طریق گذرگاه رفح یک پیروزی بزرگ بود
[ 03/01/2008 - 12:32 ب.ظ ]
غزه ـ مرکز اطلاع رسانی فلسطین

  جنبش مقاومت اسلامی "حماس" تاکید کرد که بازگشت حجاج فلسطینی از طریق گذرگاه رفح، به مثابه یک پیروزی بزرگ برای خواست و اراده ملی فلسطینیان دانست.

دکتر سامی ابوزهری، سخنگوی جنبش حماس در گفتگویی ویژه با مرکز اطلاع رسانی فلسطین با قدردانی از اقدام مسئولان مصری در گشایش گذرگاه رفح جهت بازگشت حجاج فلسطینی به نوار غزه، تاکید کرد: "این پیروزی نتیجه مقاومت و پایداری حجاج فلسطینی بود که بر حق خود در استفاده از گذرگاه ملی رفح پافشاری کردند و با عبور از گذرگاه های صهیونیستی مخالفت ورزیدند."

وی در ادامه خاطرنشان ساخت: "بازگشت حجاج از طریق گذرگاه رفح، نتیجه تماس های گسترده ای بود که رهبران جنبش و در راس آنها، آقای خالد مشعل و اسماعیل هنیه با طرف های عربی از جمله مصر، عربستان، قطر، سوریه، یمن، سودان و دبیر کل اتحادیه عرب انجام دادند."

سخنگوی حماس با اشاره به اظهارات برخی رهبران جنبش فتح که در اندیشه بر ههم زدن رابطه میان حماس و مصر هستند، گفت: "این افراد می خواهند با گل آلود کردن آب، اقدام به ماهیگیری کنند ؛ ولی نمی دانند که این اقدامات هیچ نتیجه ای را به دنبال نخواهد داشت و نه حماس و نه مصر فریب دروغ های شان را نخواهند خورد." 

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 8:9 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نيروي انتظامي به دنبال عامل جنجال ورزشگاه فولادشهر
دو چشم فداي ناداني يک تماشاگر

نارنجکي که تماشاگران سپاهان در استاديوم فولادشهر به جايگاه تماشاگران پرسپوليس انداختند، شايد از دستان تماشاگري رها شد که دنبال ساکت کردن هواداران رقيب بود، شايد هم تنها براي سرگرمي و گذراندن وقت آن را به جايگاه تماشاگران ميهمان انداخته بودند. اما تنها فردي که در بازي بچگانه صدمه ديد، سربازي بود که براي حفاظت از تماشاگران پرسپوليس در جايگاه ميهمان ايستاده بود، نارنجک معلق در آسمان روي صورت سرباز وظيفه محمود احمدي فرود آمد؛ جواني که از روستاي سورش جان استان چهارمحال و بختياري براي خدمت نظام وظيفه به اصفهان منتقل شده بود، وقتي نارنجک روي صورتش فرود آمد تنها 19 سال سن داشت. او که پدرش در يکي از کوره هاي کويت کارگري مي کند و اميد داشت پس از اتمام خدمت محمود مي تواند خانواده را به او بسپارد، الان ديگر نه تنها نمي تواند عصاي دست پدر و مادر خود باشد، که با دو چشم نابينا، پدر و مادرش بايد عصاکش او باشند. پس از انتقال او به بيمارستان الزهراي اصفهان اولين تشخيص پزشکان بيمارستان برمي گشت به اينکه بينايي هر دو چشم او کاملاً از بين رفته و او تا پايان عمر ديگر قادر به ديدن نيست. هرچند که وقتي پزشکان او را در بيمارستان الزهرا معاينه مي کردند تماشاگري که حتي لياقت لقب «تماشاگرنما» را هم ندارد و خوي وحشيانه او تمام تماشاگران فوتبال را خجالت زده مي کند، احتمالاً در جشن پيروزي سپاهان شادي مي کرد. غافل از اينکه نارنجکي که از سوي او پرت شده اگر روي صورت آن سرباز معصوم هم نمي افتاد شايد روي تماشاگر ديگري مي افتاد و فاجعه ديگري را رقم مي زد. به هرحال تمام شاهدان صحنه با تاسف از اينکه تماشاگران دو تيم که با اشتباه مديران ورزشگاه فولادشهر در دو جايگاه مجاور نشسته بودند، با پرتاب نارنجک به سمت جايگاه رقيب از خجالت هم درمي آمدند، اضافه مي کنند که حتي پس از آسيب ديدگي سرباز معصوم هم کسي به دنبال جدا کردن تماشاگران نبود و تنها پس از پايان ذخيره نارنجک تماشاگران مديران آنها را از هم جدا مي کنند. اما الان پس از گذشت 72 ساعت از فاجعه ورزشگاه فولادشهر همه به دنبال کشف مقصر هستند. شب گذشته در کميته انضباطي فدراسيون فوتبال اعضاي کميته به دنبال شناسايي ضارب بودند که البته با مدارکي که وجود دارد اصلاً نمي توان کسي را به اين کار متهم کرد. نارنجک از سوي جايگاه هزارنفري تماشاگران سپاهان پرتاب شده و تنها در صورتي که تماشاگر نادان خودش را معرفي کند، مي توان او را شناخت.

فعلاً که گويا اولويت اصلي کميته انضباطي فدراسيون فوتبال برخورد با باشگاه سپاهان است که ميزبان مسابقه بود. در ماده 32 آيين نامه انضباطي آمده که پرتاب مواد آتش زا به سمت تماشاگران ديگر تنبيهاتي چون تذکر، توبيخ، تعليق فعاليت هاي رسمي، کاهش امتيازات، باخت 3 بر صفر، محروم شدن از مسابقات خانگي و البته حذف از مسابقات و سقوط به دسته پايين تر و حتي تکرار مسابقه را در پي خواهد داشت. با اين حساب بايد در انتظار ماند تا کميته انضباطي راي خودش را در اين پرونده اعلام کند. البته تماشاگران سپاهان سابقه خوبي در اين زمينه ندارند. هنوز کسي فراموش نکرده که آنها به خاطر پرتاب نارنجک در مسابقات ليگ قهرمانان آسيا در آستانه محروميت از مسابقات خانگي هم قرار گرفتند که با تعهد باشگاه اصفهاني آنها محکوم نشدند. به هرحال در وضعي که ديگر بحث پرتاب نارنجک در فوتبال ايران دو سالي است بسته شده، هنوز هم در اصفهان پرتاب مواد محترقه يک اتفاق معمولي است. البته يک نکته را هم نبايد از قلم انداخت؛ اينکه فرماندهي نيروي انتظامي استان اصفهان اطلاعيه يي را منتشر کرد که در بخشي از آن آمده؛ «پيش از آغاز مسابقه چند نفر از هواداران وابسته به تيم سپاهان اصفهان که حتي در باشگاه سپاهان هم مسووليت دارند با شعارها و الفاظ نامربوط و غيرمتعارف باعث تحريک تماشاگران دو تيم شدند.»

پس با اين حساب اگر نيروي انتظامي عوامل آغاز جنجال را شناسايي کرده، بايد پرسيد چرا با آنها برخوردي صورت نمي گيرد؟
عکس سرباز وضیهفه ی مصدوم -بیمارستان
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 8:9 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

Thursday 03 January 2008

اخبار :: فلسطين

شمار شهداي امروز پنج شنبه نوار غزه به هشت نفر رسيد

شهادت هفت فلسطيني از جمله پنج عضو يک خانواده، نتيجه جنايات امروز اشغالگران

حماس: عباس با عزل فياض و احترام به دولت هنيه، جديت خود را براي گفتگو ثابت کند

حماس: حمله اشغالگران به نابلس نتيجه مستقيم ديدار فياض و باراک از اين شهر بود

به شهادت رساندن 412 و زخمي کردن 1500 نفر در پرونده سياه اشغالگران در سال گذشته

به شهادت رساندن چهار تن از اعضاي يک خانواده در پرونده جنايت هاي امروز اشغالگران

وزير امور خارجه رژيم عبري زبان به انتقاد از تمام جهانيان گشود!!!

نظاميان رژيم اشغالگر قدس حمله نظامي گسترده اي را در نابلس آغاز کردند

حماس به دشمن صهيونيستي در مورد تداوم تجاوزاتش هشدار داد

حماس: بازگشت حجاج فلسطيني از طريق گذرگاه رفح يک پيروزي بزرگ بود

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 8:1 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خبر نامه وب سایت رادیو فردا


01/03/2008

فیلتر شکن امروز رادیو فردا:

khanj.com

If the text below is unreadable
Please change your browser encoding to Unicode (UTF-8), by selecting view then encoding in your browser

سيزده نفر در ايران به دار آويخته شدند

سيزده نفر و ازجمله زنی به نام راحله به اتهام قتل همسرش، روز چهارشنبه در ايران به دار آويخته شدند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، راحله زمانی، بیست وهفت ساله، هنگامی که دريافته بود شوهرش به او خيانت کرده است، در فروردين ۱۸ فروردين ۸۴  وی را در منزل مسکونی ‌شان واقع در اسلامشهر به قتل رسانده بود.

پيشتر روزنامه اعتماد گزارش داده بود که راحله زمانی که دارای يک دختر پنج ساله و  يک پسر سه ساله است، از خانواده شوهرش خواسته بود که از اعدام او صرفنظر کنند.

راحله زمانی در جريان دادگاه خود گفته بود:«شوهرم با زن ديگری رابطه داشت، و موقع کشتن او من تحت تاثير داروهايی که مصرف کرده بودم، قرار داشتم».

راحله زمانی به همراه هفت مرد ديگر روز چهارشنبه در زندان اوين به دار آويخته شدند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ايسنا، راحله زمانی روز بيست هشتم  آذر ماه يکبار به پای چوبه دار برده شده بود، اما به او دو هفته مهلت داده شده بود تا رضايت خانواده مقتول را جلب کند.

این خبرگزاری همچنین افزوده است: قرار بود روز چهارشنبه يازده نفر اعدام شوند که به سه نفر از آنها برای پرداخت ديه، مهلت داده شد.

همزمان سه نفر به جرم قاچاق مواد مخدر در قم و دو نفر نيز در زاهدان در ملاء عام به دار آويخته شدند.

 به گزارش خبرگزاری فرانسه، در سال ۲۰۰۷  در ايران دست کم ۲۹۷  نفر اعدام شده اند و طبق گزارش سازمان عفو بين الملل در سال ۲۰۰۶، در ايران ۱۷۷ نفر اعدام شده اند، مقايسه اين دو آمار نشان می دهد که روند افزايش اعدام ها در ايران در سال ۲۰۰۷ شتاب بيشتری گرفته است.

 همچنين، نهاد های بين المللی حقوق بشر طی ماه های اخير به روند پرشتاب اعدام در ايران اعتراض کرده و اعلام کرده اند که ايران رکورد اعدام در سال ۲۰۰۷ را شکسته است.

شمار اعدام ها در ايران که بنابر اعلام سازمان عفو بين الملل در سال ۲۰۰۵،  ۹۴ نفر بود، که طی دو سال گذشته با روند روبه رشدی موجه شده است.

فعالان حقوق بشر ايران در اروپا و آمريکای شمالی، اخيرا درگزارش سال ۲۰۰۶ خود که به مناسبت روز جهانی مبارزه با  حکم اعدام منتشر شد، از افزايش ۴۶ درصدی حکم اعدام در جمهوری اسلامی خبر داده بودند.

بنا براين گزارش در ايران و در فاصله زمانی اکتبر ۲۰۰۵ تا سپتامبر ۲۰۰۶، برای ۲۸۲ نفر حکم اعدام صادر شده که از اين تعداد، ۱۱۱ نفر تا به حال اعدام شدند و بقيه در انتظار اجرا ی حکم اعدام در زندان های جمهوری اسلامی اند.


اعتراض حزب سبزهاي بلژيک به بازداشت دانشجويان در ایران

 حزب سبزهاي بلژيک،در آستانه سال نو ميلادي، بیانیه ای خطاب به دانشجويان، پدران و مادران آنها و همچنین استادان دانشگاه هاي ايران صادر کرد. حزب سبزهای بلژیک در این بیانیه خواهان آزادي «بدون درنگ» دانشجويان زنداني در ايران شده است.

 در اين بیانیه، خانم ايزابل دوران،ریيس اين حزب، با اشاره به حرکت گسترده دانشجويان در هشت سال گذشته در ايران و همچنین، مرگ اکبر محمدي در زندان، تصریح کرده است:«دانشجويان ايراني تنها و تنها به اين دليل زنداني شده اند که به طور مسالمت آميز از حق و حقوق صنفي خود و آزادي ابراز انديشه و بيان در ايران دفاع کرده اند».

انور ميرستاري، عضو فعال حزب سبزهاي بلژيک ومشاور اين حزب در امور ايران، نیز در گفت وگو با راديو فردا به انگيزه اصلي صدور اطلاعيه تازه حزب متبوع خود پرداخته و می گوید :«آن گونه که از درونمايه اين اطلاعيه پيداست، خانم ايزابل دوران، ریيس حزب سبزهاي بلژيک، خواهان آزادي بدون قيدوشرط و فوري تمام دانشجويان دستگير شده در ايران شده است».

آقای میر ستاری درباره اقدامات بعدی حزب سبزهای در خصوص دانشجویان بازداشتی می گوید:«اين حزب به زودي مسئله دانشجويان بازداشتي را نه تنها در دولت بلکه در مجلس بلژيک هم مطرح خواهد کرد و درعين حال از وزير خارجه بلژيک هم خواهد خواست، دستگيري و بازداشت دانشجويان را عملا دنبال کند».

به گفته انور ميرستاري، «حزب سبز بلژيک در اين اطلاعيه  از اتحاديه اروپا نیز خواسته است مناسبات سياسي و اقتصادي خود با ايران را براساس چگونگي وضع حقوق بشر در آن کشورتنظيم و همآهنگ کند» .

مشاور حزب سبزهاي بلژيک در امور ايران، سپس در پاسخ به اين پرسش که چرا اطلاعيه تازه اين حزب، دانشجويان ، پدران و مادران آنها و همين طور استادان دانشگاه هاي ايران را خطاب قرار داده؟ مي گويد:« اين حزب نيک مي داند که در ميان دست اندرکاران حکومتي در ايران، گوش شنوائي وجود ندارد وآنها نسبت به افکار عمومي جهان بي توجه اند. باين خاطرارسال نامه به سفارت ايران در بلژيک ويا به ریيس جمهور و يا رهبر مذهبي ايران را بي فايده مي داند»

آقای میر ستاری می افزاید:« در ضمن حزب سبز بلژيک، دانشجويان، خانواده آنها و استادان دانشگاه ها را خطاب قرارداده تا بر همگان روشن شود که حزب سبزها ازهمه حرکت هاي مردم سالارانه، در چارچوب بيانيه جهاني حقوق بشر دفاع مي کند.»

انور ميرستاري در پايان يادآور مي شود ، اگرچه حزب سبزها دانشجويان را خطاب قرارداده ولي در عين حال خواهان آزادي منصور اسانلو، محمود صالحي و همچنین رهبران و نمايندگان زنان و معلمان زنداني نیز هست.


مشرف: بريتانيا به تحقيقات درباره ترور بوتو کمک می کند

پرويز مشرف، رييس جمهوری پاکستان، روز چهارشنبه گفت: پليس بريتانيا به تحقيقات درباره ترور بی نظير بوتو، رهبر حزب مردم، کمک خواهد کرد.

آقای مشرف که در يک نطق تلويزيون صحبت می کرد، افزود: «ما تصميم گرفته ايم  تا تيمی از اسکاتلند يارد (را برای تحقیق درباره ترور خانم بوتو) دعوت کنيم. من از گوردون بروان، نخست وزير، تشکر می کنيم که به هنگام طرح اين تقاضا با آن موافقت کرد.»

آقای مشرف اضافه کرده است: که اين تيم «بی درنگ» به پاکستان سفر کرده و به تحقيقات در اين زمينه کمک خواهند کرد.

بی نظير بوتو، رهبر حزب مردم پاکستان و نخست وزير پيشين اين کشور، روز پنجشنبه هفته گذشته مورد سوء قصد واقع شد و کشته شد. خانم بوتو که در مراسم انتخاباتی در شهر روالپندی شرکت کرده بود همزمان مورد حمله فردی مسلح و يک بمبگذاری انتحاری واقع شد.

به نظر می رسد، دولت برای پايان دادن به مناقشه بر سر چگونگی ترور خانم بوتو حاضر به دعوت از پليس بريتانيا شده است.

پرويز مشرف در نطق تلويزيونی خود بارديگر مسبب قتل خانم بوتو را «تروريست ها» معرفی کرد و گفت:«من مطمئن هستم تحقيقات اسکاتلند يارد (درباره ترور خانم بوتو) درست بوده و ترديدها در اين باره را ازميان خواهد برد».

حزب مردم پاکستان و مخالفان دولت، اظهارات مقام های دولتی درباره نحوه مرگ خانم بوتو را زير سئوال برده  اند و خواهان تحقيقات مستقل در اين زمينه شده اند. دولت پاکستان می گويد:  به هنگام تيراندازی به سوی خانم بوتو، سر وی به «سقف اتومبيل» برخورد کرده و به همين دليل خونريزی مغزی، علت مرگ نخست وزير پيشين اين کشور است.

در همين حال، ديويد ميليبند، وزير امور خارجه بريتانيا، در بياينه ای اعلام کرد يک تيم از «واحد ضد تروريست» پليس بريتانيا در اواخر هفته جاری به پاکستان سفر خواهد کرد.

از سوی ديگر آصف علی زرداری، همسر بی نظير بوتو، با رد تصميم پرويز مشرف درباره درخواست کمک از پليس بريتانيا، خواهان تحقيقات مستقل سازمان ملل متحد، همانند تحقيق درباره ترور رفيق حريری، نخست وزيرسابق لبنان، درباره مرگ بی نظير بوتو شد.

آقای زرداری روز چهارشنبه گفت:«اکنون آنها اسکاتلند يارد به يادشان افتاده است. چرا زمانی که بی نظير بوتو پس از حادثه کراچی از آنها در خواست کرد کاری انجام ندادند.»

 در مراسم استقبال از بی نظير بوتو به هنگام بازگشت از هشت سال تبعيد، در ۱۸ اکتبر، دو انفجار انتحاری در ميان استقبال کنندگان ۱۳۰ کشته برجای گذاشت.

خانم بوتو پس از اين حادثه از پرويز مشرف خواسته بود تا در تحقيق درباره عوامل اين حمله انتحاری از آف، بی ، ای و اسکاتلند يارد کمک بگيرد.

تعويق انتخابات

 همزمان با اين تحولات، کميسيون انتخابات پاکستان برگزاری انتخابات پارلمانی در اين کشور را به  ما آينده موکول کرد.

قاضی محمد فاروق، رييس کميسيون انتخابات پاکستان روز چهارشنبه در کنفرانسی خبری گفت: «در تمامی چهار ايالت، برای چند روز روند برپايی اين انتخابات متوقف شد. حالا رای گيری به جای روز هشتم ژانويه، در روز ۱۸ فوريه برگزار خواهد شد.»

به گفته آقای فاروق، عمده امکانات لازم برای برپايی انتخابات مانند جعبه های حمل آرا، فهرست رای دهندگان و ديگر ابزار انتخاباتی در ۱۱ محله استان سيند – زادگاه بی نظير بوتو – در شورش های اخير نابود شده اند.

زمان برپايی انتخاباتی در حالی به تعويق افتاده است که حزب خانم بوتو و ديگر حزب مخالف دولت به رهبری نواز شريف، با تغيير موضع خود اعلام کرده بودند که خواهان برپايی انتخابات در زمان مقرر هستند.

فرزانه رجا، از سخنگويان حزب مردم – که بوتو رهبری آن را به عهده داشت – گفت که دلايلی چون از بين رفتن فهرست رای دهندگان، دلايل کافی نيستند چرا که اصل اين فهرست ها در دفاتر مرکزی وجود دارند.

در نا آرامی ها پس از ترور خانم بوتو دست کم ۶۰ تن کشته شدند و اين احتمال وجود دارد که به رغم آرامش نسبی در کشور، تعويق انتخابات با اعتراض های خشونت باری رو به رو شود. 


اعتراض دانشجویان به حکم زندان دکتر حسام فیروزی

۱۷ انجمن اسلامی دانشگاه های سراسر ايران در بيانيه ای به حکم حبس برای دکتر حسام فيروزی پزشک معالج احمد باطبی فعال دانشجويی، اعتراض کردند.

دانشجويان معترض در اين بيانيه که خطاب به قوه قضاييه ايران منتشر شده، نوشته اند: «ما نديده بوديم کسی را به جرم ادای وظيفه راهی زندان کنند، آن هم يک پزشک را به جرم حفاظت از جان بيمارش».

دکتر حسام فيروزی، پزشک معالج تعدادی از زندانيان سياسی، از سوی دادگاه انقلاب به يک سال حبس محکوم شده است که شش ماه آن به صورت تعزيری و اجرايی است و شش ماه ديگر تعليقی است.

حسام فيروزی تا حدود يک سال پيش پزشک معالج احمد باطبی بود.

احمد باطبی دانشجويی است که در جريان درگيری های کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸، پيراهن خون آلود همکلاسی خود را در دست داشت و انتشار تصوير او در رسانه های بين المللی موجب شد که نظام قضايی ايران ابتدا او را به اعدام و سپس در دادگاه تجديد نظر به ۱۵ سال حبس محکوم کند.

دادگاه انقلاب، حسام فيروزی پزشک معالج احمد باطبی را به دليل ارايه گزارش وضعيت پزشکی احمد باطبی به رسانه ها به يک سال حبس محکوم کرد.

اتهام آقای دکتر فيروزی تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی است حال آنکه خود او و مدافعانش می گويند : که دکتر حسام فيروز «به وظيفه حرفه ای خود عمل» کرده است.

علی تقی پور دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه نوشيروانی بابل و از امضا کنندگان اين بيانيه در گفت و گو با راديو فردا می گويد: «دکتر فيروزی به عنوان يک پزشک وظيفه اخلاقی خود می دانست که وضعيت جسمی آقای باطبی را اعلام کند، اما ظاهرا اعلام اين وضعيت به گونه ای بود که موجب شد ايشان به زندان محکوم شوند و اين اقدام از نظر انجمن اسلامی محکوم است».

  ۱۷ انجمن اسلامی دانشجويان سراسر کشور از قوه قضاييه ايران خواسته اند که از اجرای حکم زندان دکتر فيروزی جلوگيری شود و «از ادامه اين روند ناصواب جلوگيری کند.»

در بخشی از اين بيانيه که بخشی از آن به طرح سوال پرداخته شده، آمده است« آيا کسی را که در دانشگاه همين کشور درس خوانده و طبق قوانين همين کشور سوگند خورده و ملزم به رعايت آن است را بايد به خاطر عمل به قانون زندانی کرد؟ در کدام قانون آمده که اعلام وضعيت بيماران در مطبوعات و رسانه تبليغ عليه نظام است؟»

يکی ديگر از اتهامات دکتر فيروزی پناه دادن به زندانی فراری و معالجه آن است. بر اساس گزارش ها احمد باطبی در نوروز سال ۱۳۸۴ برای سپری کردن پنج روز دوران مرخصی، از زندان خارج شد اما تا مدت ها به زندان بازنگشت.

اگر چه آقای باطبی می گويد که نشانی محل اقامتش را به مسوولان زندان داده بود، اما مقامات قضايی آقای باطبی را به عنوان زندانی فراری تحت پيگرد قرار دادند و سرانجام او را در منزل دکتر حسام فيروز دستگير و روانه زندان کردند.

خليل بهراميان وکيل مدافع احمد باطبی و دکتر حسام فيروزی به راديو فردا می گويد:«باطبی پس از هفت سال دوران زندان، وقتی به جامعه بازگشت به شدت از نظر جسمی و روحی بيمار بود و دکتر فيروزی او را در منزل خود تحت درمان داشت».

دکتر فيروزی به عنوان يکی از فعالان حقوق بشر در حرفه خود شناخته می شود و پيش از اين نيز بازداشت و زندانی شده است.

او مقالاتی انتقادی در مورد وضعيت نابسامان بهداشت و درمان در زندان اوين نوشته است؛ مقالاتی که به گفته خليل بهراميان ، وکيل او می تواند پرونده های قضايی ديگری را برای او رقم بزند.


جواهری و حسين خواه از زندان آزاد شدند

جلوه جواهري و مريم حسين‌خواه ، دوتن از فعالان کمپین «يک ميليون امضاء برای تغيير قوانين زن ستيز»، روز چهارشنبه با توديع قرار وثيقه از زندان اوين آزاد شدند.

مريم حسين خواه روزنامه نگار و فعال جنبش زنان، به همراه جلوه جواهری، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی، به اتهام همکاری با سايت اينترنتی«تغيير برای برابری» متعلق به اعضای کمپين «يک ميليون امضاء برای تغيير قوانين زن ستيز»، بازداشت و به زندان منتقل شده بودند.

وکيل مدافع اين دو روز چهارشنبه گفت:«دادياری امنيت دادسرای انقلاب تهران پيش از اين برای موکلانم قرار وثيقه‌ ۱۰۰ ميليون تومانی صادر کرده بود که با اعلام ناتوانی خانواده موکلان برای پرداخت اين ميزان وثيقه، اين مبلغ به ۵ ميليون تومان کاهش يافت و با توديع قرار وثيقه و صدور دستور آزادی آن‌ها از سوی دادسرا، موکلانم عصر امروز آزاد شدند».

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، وکيل مدافع مريم حسين خواه و جلوه جواهری افزود:«تاکنون اتهام مريم حسين‌خواه و جلوه جواهری به من ابلاغ نشده است».

فعالان حقوق بشر در ايران می گويند جلوه جواهری و مريم حسين خواه هر دو به اتهام نوشتن و انتشار مقاله و گزارش در سايت های «زنستان» و «تغيير برای برابری» بازداشت شده بودند.

يک هفته قبل از بازداشت مريم حسين خواه، اخباری انتشار يافت که حاکی از توقيف سايت زنستان بود.

بر اساس گزارش هايی که فعالان حقوق زنان در سايت های خود منتشر کرده اند: «دادسرای ارشاد تهران با اخطار به شرکت هايی که «هاست» و «دومين» زنستان از آنها خريداری شده بود و احضار مسئولان اين شرکت ها از آنها خواسته بودند که فضای اينترنتی فروخته شده به زنستان را مسدود کنند».

 کمتر از يک هفته، پس از توقيف سايت «زنستان» از سوی دادسرای ارشاد تهران، مريم حسين خواه، يکی از نويسندگان اين سايت، بازداشت شد.

سايت های نزديک به جنبش زنان، به نقل از خانم حسين خواه گزارش کرده بودند که «بازجويان در معاونت امنيتی دادستانی تهران، فهرست ساير عوامل و نويسندگان سايت اينترنتی زنستان» را از وی خواسته بودند و چون« وی حاضر به ارائه چنين فهرستی نشده، بازداشت شده است».

طی دو سال اخير نهادهای حکومتی از روش های مختلفی برای مقابله با جنبش زنان استفاده کرده اند؛ احضار و بازجويی های گسترده فعالان حقوق زنان، ممنوع الخروج کردن، بازداشت های کوتاه مدت، و بر هم زدن تجمعات مسالمت آميز زنان با استفاده از نيروی انتظامی که گسترده ترين مورد آن در ۲۲ خرداد ۸۵ و ۱۳ اسفند سال ۸۵ است که ده ها فعال حقوق زنان طی آن بازداشت و روانه زندان شدند.

مريم حسين خواه و جلوه جواهری در جريان تجمع اعتراضی زنان در ۲۲ خرداد در ميدان هفت تير که منجر به درگيری فيزيکی پليس با معترضان شد، حضور داشتند و به همراه  نزديک به سی نفر ديگر بازداشت شده بودند. 


بررسی روزنامه های صبح پنجشنبه ایران

روزنامه تهران امروز از حمله گروه پژاک به يک پادگان خبر داده است. به نوشته اين روزنامه يک دختر جوان عضو گروه پژاک روز گذشته وارد دژبانی پادگان ماکو متعلق به سپاه پاسداران شد و به سوی دژبان مستقر دراين پادگان، نارنجک پرتاب کرد.

تهران امروز نوشته که اين عضو پژاک  پس از ورود به محوطه داخل پادگان اقدام به پرتاب دو يا سه نارنجک و انفجار  چند خوردرو کرده و محوطه پادگان را به رگبار بسته است.

اين روزنامه در عين حال نوشته که اين دختر مسلح  از سوی نگهبانان پادگان مجروح شده و خودکشی کرده است .

قطع گاز

روزنامه خراسان در گفت و گويی با سفير ايران در ترکمنستان به موضوع قطع صادرات گاز ترکمنستان به ايران پرداخته است.

 اين روزنامه می نويسد که محمدرضا فرقانی سفير ايران در ترکمنستان، اظهارنظر صريحی درباره دليل اصلی قطع گاز ترکمنستان به ايران نمی کند، و صرفا به نقل قول مقامهای ترکمن مبنی بر فنی بودن دليل قطع صدور گاز به ايران بسنده می کند.

آقای فرقانی درعين حال به خراسان گفته که مذاکرات طرفين در باره افزايش قيمت گاز ادامه دارد.

حادثه هواپیمای فوکر

روزنامه همشهری نيز در گزارشی به ماجرای حادثه هواپيمای فوکر ۱۰۰  در فرودگاه مهرآباد تهران پرداخته و نوشته«در حالی که رئيس سازمان هواپيمايی کشوری علت سانحه در فرودگاه مهرآباد را سرخوردن هواپيمای مسافربری فوکر و خارج شدن آن از باند اعلام کرده است اما  مسافران اين هواپيما از لحظات ترسناک و دلهره آور  و آتش سوزی هواپيما مي گويند».

روزنامه همشهری همچنين به نقل از رئيس سازمان هواپيمايی کشوری نوشته«اين هواپيمای مسافربری از نوع فوکر ۱۰۰ متعلق به شرکت هواپيمايی جمهوری اسلامي ايران بود که هنگام ترک فرودگاه مهرآباد از باند خارج شد».

اين سانحه به علت سرخوردن هواپيما از باند رخ داد و به دنبال آن کارشناسان بررسي های خود را آغاز کردند تا به طور دقيق مشخص شود به چه علت اين هواپيما از باند خارج شده است.

طرح استیضاح وزیر کشور

روزنامه همبستگی  در شماره امروز خود  از اعلام وصول قريب الوقوع طرح استيضاح وزير کشور در مجلس خبر داد و نوشته«رفعت بيات، نماينده مجلس و از پـیـشـنـهـادکـنـنـدگان اصلی طرح استيضاح وزير کشور گفته اسـتـیـضـاح وزیـر کشور هـمچـنـان بـه قـوت خـود بـاقـی اسـت و حـتـی مـواردی نيز ازجمله گزارش کذبی که وزير کشور و معاون پارلمانی ايشان هفته گذشته درباره عدم تغييرات در فرمانداري ها ارائـه دادنـد،نـیـز بـه آن اضافه شده است».

همبستگی به نقل از خانم بيات دراين باره اضافه کرده که طراحان استيضاح مستنداتی در دست دارند که نشان مي دهد،برخلاف گفته پورمحمدی تغييراتی در فرمانداري های کشور طی دو ماه گذشته صورت گرفته، و هـمـیــن گــزارش خــلاف واقـع،نـمـایـنـدگـان را مـوظـف بـه پـیـگـيری استيضاح وزير کشور می کند .

سفر لاریجانی به مصر

روزنامه کيهان به نقل از محمود احمدی نژاد درباره سفر علی لاريجانی به مصر نوشته«مگر کسی سفر شخصی برود نمی تواند صحبت کند؟ چرا شما خبرنگاران آزادی را از افراد می گيريد؟ شما می خواهيد بگوييد آقای لاريجانی در کشور حرف نزند».

کيهان همچنين به نقل از رييس جمهوری اسلامی نوشته«اگر کسی از طرف دولت برای مذاکره اعزام شود حتما اعلام می شود. اينکه وزارت خارجه گفته سفر شخصی است به معنای نفی همه اقدامات نيست. ايشان سفر شخصی رفته و ضمنا ملاقات هايی را انجام داده است. اشکالی ندارد منتها دولت موضوعی را پيگيری خواهد کرد که در چارچوب سياست ها و مصوبات دولت باشد.»

تکذیب شیوع آنفلوانزای مرغی

روزنامه جمهوری اسلامی خبر داده که که وزير بهداشت هرگونه شيوع آنفلونزای مرغی در کشور را تکذيب کرده است.

اين روزنامه به نقل از کامران باقری لنکرانی درباره اخبار مربوط به شيوع اين بيماری در کشور نوشته«اين موضوع صحت ندارد غير از اينکه دو سال پيش ما چنين موردی را داشتيم و آن را پيگيری کرديم و در حال حاضر اين بيماری در کشور وجود ندارد.»


لايحه بودجه ۵۰ صفحه ای احمدی نژاد؛ نوآوری یا چک سفید؟

به گفته منصور برقعی، معاون برنامه ريزی و نظارت راهبردی رياست جمهوری، لايحه بودجه ۱۳۸۷ کل کشور که بررسی آن در هيات دولت به پايان رسيده، دوشنبه آينده به مجلس شورای اسلامی تقديم خواهد شد.

از محتويات اين لايحه هنوز داده های زيادی در دست نيست، اما چنين پيدا است که دست کم شيوه تنظيم آن به احتمال فراوان بحث های داغی را هم در دستگاه مقننه و هم در محافل اقتصادی تهران برخواهد انگيخت.

در حاشيه نشست هيئت وزيران که چهارشنبه دوازدهم دی ماه برگزار شد، محمود احمدی نژاد رييس جمهوری ايران گفت در شيوه نگارش بودجه «نوآوری شده و متن شفافی فراهم آمده تا هر ايرانی، اگر سواد خواندن و نوشتن داشته باشد، متوجه شود دولت چقدر پول دريافت کرده و چقدر خرج می کند.»

بحث درباره ابتکارات دولت نهم در تنظيم لايحه بودجه تازگی ندارد.  در نخستين هفته آبان ماه، مسئولان ارشد دستگاه اجرايی اعلام کردند که قصد دارند تعداد صفحات لايحه بودجه را از هزار به پنجاه کاهش دهند تا «پيچيدگی های آن از ميان برود.»

با تکيه بر سخنان همان مسئولان در ابانماه گذشته، شيوه تازه بودجه نويسی را می توان چنين خلاصه کرد :

  • کليات دخل و خرج دولت در لايحه بودجه به منظور بررسی و تصويب، به مجلس ارائه می شود.
  • جزييات بودجه از جمله تبصره ها و اعتبارات دستگاه های زير مجموعه، در «سند پشتيبان» به ثبت می رسد.
  • «سند پشتيبان» تنها به منظور استحضار نمايندگان به آنها عرضه می شود، اما نيازی به تصويب آن نيست.

آنچه «شيوه نوين بودجه نويسی» نام گرفته، در واقع پيآمد انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزی است که طی پنجاه سال گذشته مسئوليت تدارک لايحه بودجه سالانه ايران را بر عهده داشت. در پی انحلال آن سازمان، سياستگذاری اقتصادی کشور در نهاد رياست جمهوری متمرکز شد.

بر پايه همين تمرکز، دولت تصميم گرفت از اين پس در لايحه بودجه تنها سياست های کلی را به مجلس ارائه کند. مجلس نيز کليات را به تصويب برساند و جزييات را به دولت واگذارد. 

اين «نوآوری» در نگارش بودجه با اعتراض شمار زيادی از چهره های با نفوذ مجلس و نيز واکنش منفی نهاد های کارشناسی زير نظارت «اصولگرايان»، از جمله مرکز پژوهش های مجلس، روبرو شد.

منتقدين بر دولت خرده می گرفتند که می خواهد با حذف جزييات مندرج در تبصره ها، به بهانه ساده نويسی، از مجلس چک سفيد بگيرد تا دستش برای هزينه کردن بدون نظارت نمايندگان باز باشد.

در پی اين اعتراض ها، نشست هايی با شرکت چهره های شاخص دولت و مجلس برگزار شد و به نظر می رسيد دو طرف به مصالحه رسيده اند.

از سخنان روز چهارشنبه رييس جمهوری ايران چنين بر می آيد که مصالحه ای در کار نبوده و دولت او همچنان بر خلاصه نويسی و کلان نگاری اصرار دارد و می خواهد هفته آينده بودجه بدون تبصره به مجلس ارائه دهد.

آقای احمدی نژاد شيوه جديد بودجه نويسی دولت را رويدادی بزرگ توصيف کرد و گفت: «ما صد صفحه متن انشايی در بودجه داشتيم که آنها را به يک صفحه و نيم کاهش داديم تا وقت مجلس در پيچ و خم های بی حاصل تلف نشود.»

رييس جمهوری ايران از کسانی که به گفته او با «با نشر اکاذيب و مطالب خلاف واقع به دنبال ايجاد کدورت و اختلاف بين دولت و مجلس هستند»، به شدت انتقاد کرد و افزود : «بعضی بدون آنکه شکل تازه بودجه نويسی را بشناسند، از آن انتقاد می کنند.»

آقای احمدی نژاد همچنين گفت با تغيير شکل بودجه نويسی، آرزوی مجلس و دولت به تحقق پيوسته است. بعيد به نظر می رسد منتقدان نيرومند او در مجلس اين تغيير را به آسانی بپذيرند. 


برای نخستين بار یک بشکه نفت، ۱۰۰ دلار معامله شد

قيمت نفت در يک رکورد بی سابقه به قیمت بشکه ای صد دلار معامله شد که کارشناسان علت آن را هرج و مرج در اصلی ترين صادر کننده نفت در آفريقا یعنی نیجریه، کاهش ارزش دلار آمريکا و افزایش تقاضا در بازار جهانی ازریابی کرده اند. 

به گزارش بنگاه خبررسانی داو جونز، دست کم در یک معامله، يک شرکت، نفت را به قيمت بشکه ای صد دلار معامله کرده، که البته برای قراردادی کوچک و به تعداد هزار بشکه بوده است.

در يک مرکز تجاری در سنگاپور، نفت معامله شده برای ارسال در فوريه به مبلغ هر بشکه ۹۹ دلار و ۲۸ سنت معامله شد و روز چهارشنبه به رکورد ۹۹ دلار و ۶۲ سنت رسيد.

ويکتور شوم، يک تحليل گر مسائل انرژی به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: «ما همين الان بسيار نزديک به قيمت بشکه ای صد دلار هستيم.»

وی اضافه کرد: «اگر گزارش ها نشان دهند که سهام آمريکا در حال سقوط است، و به ويژه اگر اين سقوط بيش از حد انتظار باشد، همراه با بالا رفتن خطرات منطقه ای و سقوط ارزش دلار، می تواند قيمت نفت را به بالاتر از صد دلار برساند.»

درخواست بيشتر نفت و بنزین در کشورهای پرجمعيتی چون چين و هند باعث افزايش قيمت نفت در طول سال گذشته بوده، و تنش های رخ داده در کشورهايی چون نيجريه و ايران سرمايه گذاران را نگران کرده و محتکران را برای بالا بردن قيمت نفت تحريک کرده است.

هرج و مرج در نيجريه، آخرين موردی بود که باعث شد قيمت نفت به صد دلار برسد. گروه های مسلح روز سه شنبه به بندرهاکورت که مرکز صنعت نفت اين کشور محسوب می شود، حمله کردند و دو مرکز پليس و يک هتل را مورد هدف قرار دادند.

قيمت نفت طی ماه های اخير به خاطر دیگر حوادث جهانی از جمله حمله ترکيه به خاک عراق برای سرکوب شورشيان کرد، به صد دلار نزديک شده بود.

آمريکا روز چهارشنبه اعلام کرد که از ذخيره ملی نفت برای کاستن از بهای آن در بازارهای جهانی استفاده نخواهد نکرد.

يک مقام مسئول در کاخ سفيد گفت: «رييس جمهوری از ذخيره استراتژيک نفت برای کاستن بهای آن استفاده نخواهد کرد، مگر آن که يک ضرورت فوری واقعی احساس شود.»

با اين حال برخی قيمت صد دلاری برای هر بشکه نفت را «اغراق خريداران» می دانند.

اما به عقيده ويکتور شوم، قيمت نفت از يکصد دلار تجاوز خواهد کرد، ولی کمی بعد به پائين تر از صد دلار خواهد رسيد، چرا که به طور معمول تقاضا برای نفت در بهار کمتر می شود.


اعتراض شدید نروژ به اعدام مادری جوان در ایران

اعدام يک مادر جوان به جرم قتل در ايران، با اعتراض شديد دولت نروژ رو به رو شد.

به گزارش روزنامه نروژی آفتن پستن - دومين روزنامه بزرگ نروژ –  اين کشور پيش از اعدام راحله زمانی، مادر ۲۷ ساله دو کودک خردسال، به شدت مخالفت خود را با اين اعدام اعلام کرده بود.

راحله زمانی که روز چهارشنبه به دار آويخته شد، به جرم قتل همسرش با مجازات مرگ رو به رو شده بود.

اين روزنامه نروژی نوشته است که بر اساس ادعای خانم زمانی، همسرش سال ها به او تجاوز کرده بود.

اما رسانه های ايرانی گزارش داده اند که وی در دادگاه گفته بود که به دليل خيانت همسرش او را به قتل رسانده است. اين زوج يک پسر سه ساله و يک دختر پنج ساله داشتند.

ريموند جانسون، معاون وزير امور خارجه نروژ به روزنامه آفتن پستن گفت: «اين که اين دو کودک بايد بدون پدر و مادر بزرگ شوند، بسيار دهشتناک است.»

وی افزود: «ما با سفير ايران [در نروژ] تماس گرفتيم و به اين عمل وحشيانه اعتراض کرديم.»

بر اساس گزارش رسانه های ايرانی که از سوی برخی مدافعان حقوق بشر در سطح بين المللی منتشر شده، راحله زمانی در زندان اوين اعدام شده است.

معاون وزير امور خارجه نروژ تاکيد کرد که اين کشور «به خود اجازه نمی دهد که فکر کند می تواند بر کشور بزرگی چون ايران تاثير بگذارد»، اما در عين حال مقام های نروژی معتقدند که واکنش رسمی به چنين رويدادی «برای مخالفان مجازات اعدام در داخل ايران بسيار مهم است.»

وی همچنين گفت که اجرای مجازات اعدام در برخی کشورهای غربی مانند ايالات متحده آمريکا، به کارزار جهانی برای از بين بردن اين مجازات، ضربه می زند.

به نوشته روزنامه «آفتن پستن»، نروژ اخيرا به موج تازه مجازات های اعدام در ايران اعتراض کرده بود و در سفر ماه می وزير امور خارجه ايران به اين کشور، اين اعتراض رسما به او اعلام شده بود.

ايران، رکورد دار اعدام در جهان

مخالفان اعدام اين مجازات را «بی رحمانه» توصيف می کنند و می گويند مجازات اعدام به بازتوليد خشونت در جامعه می انجامد و به گفته پاره ای از جرم شناسان، قابليت کنترل جرايم را ندارد.

مدافعان حقوق بشر همچنين تاکيد می کنند که اعدام، «مجازاتی مطلقا برگشت ناپذير» است و اگر متهمی، بی گناه به مجازات اعدام محکوم شود، هيچ راهی برای جبران وجود ندارد.

کارزار جهانی برای لغو مجازات اعدام موجب شده تا هم اکنون اين مجازات در تمامی ۲۷ کشور اتحاديه اروپا، به کلی از فهرست مجازات ها پاک شود و در بسياری از کشورهای جهان، اجرای آن متوقف شود.

بر اساس گزارش سازمان عفو بين الملل، ايران به نسبت جمعيت ۷۰ ميليونی خود بيشترين مجازات اعدام را در سراسر جهان اجرا می کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه در سال ۲۰۰۷  در ايران دست کم ۲۹۷  نفر اعدام شده اند. اين در حالی است که طبق گزارش سازمان عفو بين الملل در سال ۲۰۰۶، در ايران ۱۷۷ نفر اعدام شده بودند.

مقايسه اين دو آمار نشان می دهد که روند افزايش اعدام ها در ايران در سال ۲۰۰۷ شتاب بيشتری گرفته است. شمار اعدام ها در ايران که بنابر اعلام سازمان عفو بين الملل در سال ۲۰۰۵،  ۹۴ نفر بود.

نهاد های بين المللی مدافع حقوق بشر طی ماه های اخير به روند پرشتاب اعدام در ايران اعتراض کرده و اعلام کرده اند که ايران رکورد اعدام در سال ۲۰۰۷ ميلادی را شکسته است.

فعالان حقوق بشر ايران در اروپا و آمريکای شمالی، اخيرا درگزارش سال ۲۰۰۶ خود که به مناسبت روز جهانی مبارزه با  حکم اعدام منتشر شد، از افزايش ۴۶ درصدی حکم اعدام در ايران خبر داده بودند. 


اشک ها و لبخندها؛ ورزش جهان در سال ۲۰۰۷

ورزش در سال گذشته ميلادی همچون سال های پيش پر ماجرا بود و در رده بالای بيشتر ورزش های حرفه ای جهان، دوپينگ حکومتی بی چون و چرا بر نتايج و اصل رويدادها داشت.

توردو فرانس با زمينه ای ديرين در دوچرخه سواری تا مرز تعطيل شدن پيش رفت و از اعتبار و ارزش آن بسيار کاسته شد.

افشای دوپينگ ماريون جونز، ملکه دوهای المپيک سيدنی بر روح المپيک سايه انداخت. هينگيز در تنيس و بسياری ديگر در ساير رشته ها دوپينگ را همنشين ورزش کردند.  

بيشتر نگارنده های روزشمار ورزشی سال ۲۰۰۷، احساسی ترين لحظه را قهرمانی عراق در فوتبال جام ملت های آسيا دانسته اند که با توجه به شرايط سياسی و اجتماعی عراق، يک واقعه دور از انتظار بود.

مروی بر مهم ترين رويدادهای ورزشی سال ۲۰۰۷   

ژانويه

ناديا پترووا و دميتری تورسونوف، روسيه را برای نخستين بار قهرمان جام تنيس هاپمن کردند. روسيه بر اسپانيا، قهرمان سال ۲۰۰۲ اين جام، پيروز شد.

ديويد بکهام تاييد کرد که با قراردادی ۲۵۰ ميليون دلاری، رئال مادريد، غول باشگاه های اسپانيا را به مقصد لس آنجلس گالاکسی ترک خواهد کرد. اين جابه جايی يکی از جالب ترين نقل وانتقال ها در تاريخ فوتبال به شمار رفت.

ميشل پلاتينی، کاپيتان پيشين تيم ملی فرانسه به عنوان رييس يوفا، جامعه حاکم بر فوتبال اروپا انتخاب شد. او در رای گيری بر لنارت يوهانسون سوئدی، رييس پيشين يوفا پيروز شد.

سره نا ويليامز به آسانی بر ماريا شاراپووا، تنيس باز شماره يک زنان رقابت های اوپن استراليا پيروز و برای سومين بار قهرمان اين رقابت ها شد.

راجر فدرر برای دهمين بار به مقام قهرمانی گراند اسلم رسيد و در سه ست پياپی بر فرناندو گونزالز پيروز شد تا برای سومين بار قهرمان تنيس اوپن مردان استراليا شود.

فوريه

تيم آلمان، ميزبان رقابت های قهرمانی جهان هندبال، با پيروزی بر لهستان برای سومين بار قهرمان شد.

يان اولريخ، قهرمان پيشين دوچرخه سواری توردوفرانس، که به دليل استفاده از مواد نيروزا از رقابت های سال پيش توردوفرانس محروم شده بود، در سن ۳۳ سالگی کناره گيری از رقابت های دوچرخه سواری را اعلام کرد.

مارس

ديدی ئر دروگبا، مهاجم تيم فوتبال چلسی انگليس و تيم ملی ساحل عاج، به عنوان مرد سال ۲۰۰۶ فوتبال آفريقا انتخاب و بر رقيبانش، ميشال اسين – همبازی اش در چلسی – از غنا و ساموئل اتوئو، بازيکن کامرونی تيم بارسلونا، پيروز شد.

آپريل

ميخائل فلپس آمريکايی نخستين شناگری شد که در رقابت های انفرادی برنده هفت مدال طلا در قهرمانی جهان شد. فلپس همچنين در اين رقابت ها پنج رکورد تازه جهانی در ملبورن استراليا برپا کرد.

راجر فدرر برای سومين بار پی در پی برنده جايزه بهترين ورزشکار مرد جهان از سوی لاروس شد.

کميته اجرايی يوفا در کارديف اعلام کرد که لهستان و اوکراين  ميزبان مشترک مرحله پايانی رقابتهای قهرمانی فوتبال اروپا در سال ۲۱۱۲ خواهند بود. اين دو کشور در رقابت با ايتاليا و همچنين ميزبانی مشترک کرواسی و مجارستان پيروز شدند.

تيم اينترميلان، مدافع عنوان قهرمانی ايتاليا، در فاصله پنج مسابقه تا پايان مسابقه های فصل فوتبال کشورش، برای پانزدهمين بار قهرمان رقابت های سری آ شد.

می

منچستر يونايتد در فاصله دو بازی تا پايان فصل فوتبال انگليس بر