18:15 گرينويچ - چهارشنبه 26 دسامبر 2007 - 05 دی 1386
رهبران جامعه یهودیان مقیم ایران با صدور بیانیه ای نسبت به خبر مهاجرت مخفیانه چهل یهودی ایرانی به اسرائیل واکنش نشان دادند.
در بیانیه ای که رئیس انجمن کلیمیان تهران و نماینده کلیمیان در مجلس ایران به طور مشترک منتشر کرده اند، خبر این مهاجرت صراحتا تکذیب نشده است. اما در این بیانیه آمده است: "با توجه به شرایط مساعد زندگی اقلیت های مذهبی و ایرانیان یهودی در ایران و با وجود ریشه های قوی مشترک فرهنگی، ایرانیان یهودی هیچ گاه اقدام به مهاجرت سازمان یافته نکرده اند."
در این بیانیه همچنین "اخبار منتشر شده در مورد مسائل جامعه ایرانیان یهودی توسط برخی خبرگزاری های خارجی" تکذیب شده است.
دولت اسرائیل روز سه شنبه اعلام کرد چهل یهودی ایرانی به صورت دسته جمعی و پنهانی از ایران خارج شده و به اسرائیل مهاجرت کرده اند.
یک سازمان بین المللی یهودی مبلغ ده هزار دلار به هر یک از این مهاجران اهدا کرده تا بتوانند با استفاده از آن در اسرائیل مستقر شوند.
این مهاجران روز سه شنبه 25 دسامبر طی مراسمی رسمی در فرودگاه بین المللی بن گوریون در اسرائیل مورد استقبال قرار گرفتند.
مهاجرت مخفیانه و دسته جمعی این تعداد یهودی از ایران به صورت منسجم و جمعی کم سابقه است.
از یکی از مقامات آژانس یهود که سازمان امدادرسان در زمینه مهاجرت یهودیان به اسرائیل است نقل شده که این یهودیان اغلب از تهران مهاجرت کرده اند و اموال و دارایی خود را هم در ایران رها کرده اند.
با وجود موضعی که دولت جمهوری اسلامی در مقابل دولت یهود در اسرائیل دارد، یهودیان این کشور در زندگی روزمره خود با مشکلی مواجه نیستند و در عمل به دین خود و برگزاری آداب و رسوم خود با مشکلی مواجه نیستند، یهودیان ایرانی که کلیمی خوانده می شوند در شهرهای مختلف ایران دارای کنیسه و انجمنند و در مجلس شورای اسلامی یک نماینده دارند.
با این حال یهودیان امکان دستیابی به مشاغل مهم دولتی ندارند و نمی توانند دارای مشاغل قضائی، نظامی، دیپلماتیک و کارهایی از این قبیل باشند که فعالان حقوق بشر این را نوعی تبعیض مذهبی تلقی می کنند.
با این حال، آمار آژانس یهود حاکی از این است که شمار یهودیان ایرانی که به اسرائیل مهاجرت کرده اند از 65 نفر در سال گذشته میلادی به دویست نفر در سال جاری میلادی رسیده است.
مهاجرت دسته جمعی گروه چهل نفری ایرانیان را تشکلی یهودی - مسیحی سازماندهی کرده و به هر یک از این مهاجران مبلغ ده هزار دلار برای مهاجرت به اسرائیل کمک کرده است.
این گروه چهل نفره از راه کشوری ثالث که مقامات اسرائیلی از ذکر نام آن خودداری کرده اند به اسرائیل مهاجرت کرده اند.
از بیش از 2500 سال پیش که کورش، شاهنشاه هخامنشی به یهودیان در سرزمین ایران پناه داد و امکان آزادی در عمل به مذهب یهود را برایشان فراهم آورد، این کشور از زیستگاههای اصلی یهودیان در خاورمیانه بوده و ایران هنوز پس از اسرائیل، زیستگاه بزرگترین جامعه یهودی خارج از اسرائیل در خاورمیانه است.
19:11 گرينويچ - سه شنبه 25 دسامبر 2007 - 04 دی 1386
دولت اسرائیل اعلام کرده که چهل یهودی ایرانی به صورت دسته جمعی و پنهانی از ایران خارج شده و به اسرائیل مهاجرت کرده اند.
این مهاجران روز سه شنبه 25 دسامبر طی مراسمی رسمی در فرودگاه بین المللی بن گوریون در اسرائیل مورد استقبال قرار گرفتند.
مهاجرت مخفیانه و دسته جمعی این تعداد یهودی از ایران به صورت منسجم و همراه با یکدیگر کم
سابقه است.
از یکی از مقامات آژانس یهود که سازمان امدادرسان در زمینه مهاجرت یهودیان به اسرائیل است نقل شده که این یهودیان اغلب از تهران مهاجرت کرده اند و اموال و دارایی خود را هم در ایران رها کرده اند.
با وجود موضعی که دولت جمهوری اسلامی در مقابل دولت یهود در اسرائیل دارد، یهودیان این کشور در زندگی روزمره خود با مشکلی مواجه نیستند و در عمل به دین خود و برگزاری آداب و رسوم خود با مشکلی مواجه نیستند، یهودیان ایرانی که کلیمی خوانده می شوند در شهرهای مختلف ایران دارای کنیسه و انجمنند و در مجلس شورای اسلامی یک نماینده دارند.
با این حال یهودیان امکان دستیابی به مشاغل مهم دولتی ندارند و نمی توانند دارای مشاغل قضائی، نظامی، دیپلماتیک و کارهایی از این قبیل باشند که فعالان حقوق بشر این را نوعی تبعیض مذهبی تلقی می کنند.
با این حال، آمار آژانس یهود حاکی از این است که شمار یهودیان ایرانی که به اسرائیل مهاجرت کرده اند از 65 نفر در سال گذشته میلادی به دویست نفر در سال جاری میلادی رسیده است.
مهاجرت دسته جمعی گروه چهل نفری ایرانیان را تشکلی یهودی - مسیحی سازماندهی کرده و به هر یک از این مهاجران مبلغ ده هزار دلار برای مهاجرت به اسرائیل کمک کرده است.
این گروه چهل نفره از راه کشوری ثالث که مقامات اسرائیلی از ذکر نام آن خودداری کرده اند به اسرائیل مهاجرت کرده اند.
از بیش از 2500 سال پیش که کورش، شاهنشاه هخامنشی به یهودیان در سرزمین ایران پناه داد و امکان آزادی در عمل به مذهب یهود را برایشان فراهم آورد، این کشور از زیستگاههای اصلی یهودیان در خاورمیانه بوده و ایران هنوز پس از اسرائیل، زیستگاه بزرگترین جامعه یهودی خارج از اسرائیل در خاورمیانه است.
11:35 گرينويچ - پنج شنبه 27 دسامبر 2007 - 06 دی 1386
کاوه امیدوار
ایران برای توسعه دو میدان گازی در جنوب این کشور، قراردادی 16 میلیارد دلاری با یک شرکت مالزیایی امضا کرده است.
این قرارداد بین علی وکیلی مدیر عامل شرکت نفت و گاز پارس به نمایندگی از شرکت ملی نفت ایران و مختار البخاری مدیر عامل شرکت مالزیایی SKS امضا شد.
میدان های گازی گلشن و فردوس به ترتیب در180 و 190 کیلومتری جنوب شرقی بوشهر قرار دارند و فاصله آنها تا ساحل خلیج فارس نیز به ترتیب 65 و 85 کیلومتر است و قرار است سالانه 20 میلیون تن گاز مایع (ال ان جی) از این دو میدان تولید شود.
نیمی از گاز تولیدی برای بازاریابی در اختیار شرکت مالزیایی و نیمی دیگر به شرکت ملی نفت ایران داده می شود تا برای آن بازاریابی کند.
بازاريابی و فروش گاز به عكس نفت بسيار مشكل است و ايران در چند سال گذشته ناچار شده تا برای غلبه بر اين معضل و جلب مشتری، امتيازاتی برای خريداران گاز در نظر بگیرد و در ازای خرید گاز، توسعه بخشی از میدان های نفتی را در اختیار آنها قرار دهد.
این کشور تفاهم نامه هایی با چین و هند امضا کرده و در ازای خرید گاز، بخشی از توسعه میدان های نفتی را در اختیار آنها قرار داده اما به نظر می رسد که شرکت های چینی و هندی تمایلی به اجرای مفاد این تفاهم نامه ها ندارند و ترجیح می دهند که فقط در پروژه های نفتی مشارکت کنند.
در قراردادی که به تازگی بین ایران و چین امضا شد شرکت چینی ساینوپک تنها حاضر شد توسعه میدان نفتی یادآوران را بر عهده بگیرد در حالی که بر اساس تفاهم نامه سه سال پیش، شرکتی چینی متعهد شده بود که در قبال توسعه میدان نفتی و دریافت نفت، سالانه 10 ميليون تن گاز مايع (ال ان جی) از ايران خريداری كند.
نحوه اجرای قرارداد
قرارداد گازی ایران و مالزی به صورت بیع متقابل است و شرکت مالزیایی سرمایه گذاری خود را از محل فروش گاز مایع به مدت پنج سال دریافت خواهد کرد.
بر اساس این قرارداد شرکت مالزیایی به مدت 25 سال از تاسیسات ساخته شده استفاده خواهد کرد و بعد از آن، تاسیسات را در اختیار شرکت ملی نفت ایران قرار می دهد.
این قرارداد دو بخش دارد که در بخش بالا دستی، گاز از میدان استخراج می شود و در بخش پائین دستی مایع سازی گاز صورت می گیرد. پیش بینی شده که شرکت مالزیایی پنج میلیارد دلار در بخش بالادستی و بین 10 تا 11 میلیارد دلار در بخش پائین دستی سرمایه گذاری کند.
بر اساس گزارش ها، بخشی از هزینه مایع سازی گاز بر عهده ایران است اما میزان دقیق آن اعلام نشده است.
یکی از مهمترین بخش های قراردادهای گاز مایع (ال ان جی) حمل و نقل است که در قرارداد ایران و مالزی اشاره ای به آن نشده است و کارشناسان پیش بینی می کنند برای صادرات گاز مایع تولید شده در میدان های گلشن و فردوس ایران باید دست کم پنج میلیارد دلار سرمایه گذاری کند.
نگاه به شرق
در یک دهه اخیر شرکت های بزرگ اروپایی سرمایه گذار اصلی پروژه های نفت وگاز ایران بودند اما در دو سال اخیر به دلیل محدودیت های ناشی از خودداری ایران از تعلیق غنی سازی اورانیوم و قطعنامه های شورای امنیت، سرمایه گذاران آسیایی فرصت بیشتری برای حضور در پروژه های نفت و گاز ایران پیدا کرده اند.
غلامحسین نوذری وزیر نفت ایران انتخاب این کشور از سوی شرکت های آسیایی برای سرمایه گذاری را نشانه نگرش درست و تدبیر سیاستمداران آنها دانسته و تاکید کرده "ایران نه فقط از ثبات سیاسی و ذخایر قابل توجه نفت و گاز برخوردار است بلکه طرح های توسعه نفت و گاز ایران فرصت های فراوان کار را برای همه فراهم می کند."
به گفته وزیر نفت ایران کشورهای آسیایی نظیر چین، هند، اندونزی و مالزی حدود نصف جمعیت جهان را در خود جای داده اند و این جمعیت برای اجرای برنامه های توسعه خود به انرژی نیاز دارند زیرا توسعه بدون انرژی امکان پذیر نیست.
ايران دارای 28 هزار ميليارد متر مكعب ذخيره ثابت شده گاز و دومين دارنده ذخاير گاز جهان بعد از روسيه است اما در صادرات گاز موفقيت چندانی نداشته است.
تركيه و ارمنستان مشتريان گاز صادراتی ايران هستند که از طریق خط لوله از این کشور گاز دریافت می کنند اما قرارداد جدید گاز با شرکت مالزیایی بخشی از پروژه بزرگ صادرات گاز مایع است که ایران از چند سال پیش دنبال می کند.
ایران یک سال پیش تفاهم نامه ای با شرکت مالزیایی SKS امضا کرده بود که به گفته مقامات دولتی ایران، این تفاهم نامه اکنون به قرارداد منجر شده است.
به گفته آقای نوذری، شرکت مالزیایی علاوه بر این پروژه، در احداث پالایشگاههای مشترکی در شیراز، سوریه و ونزوئلا با ایران همکاری دارد.
17:45 گرينويچ - سه شنبه 25 دسامبر 2007 - 04 دی 1386
کاتیا آدلر
گزارشگر بی بی سی در غزه
پیشتر در سال جاری نیروهای اسلامی حماس کنترل غزه را به دست گرفتند؛ غزه قبل از آن خانه مسیحیانی بود که این روزها برای بر پا کردن نخستین جشن کریسمس خود، تحت رهبری حماس آماده می شوند.
ماناول مسلم، کشیش مسیحی اهل غزه، مرد با مزه ای است که دوست دارد کلاه پشمی بر سر بگذارد.
به دفترش رفتم تا بپرسم مسیحیان غزه این اولین کریسمس خود را تحت کنترل کامل حماس چطور بر گزار می کنند.
اولین باری که به دفترش سرک کشیدم غرید:" امان از دست شما مطبوعاتی ها!".
و ادامه داد: "حماس اینه! حماس اونه! شما فکر می کنین ما مسیحی ها داریم تو لونه مون تو غزه می لرزیم؟ یا خیال می کنین به شما بریتانیایی ها یا آمریکایی ها یا واتیکان التماس می کنیم که ما رو نجات بدین؟ از چی نجاتمون بدین؟ از کجا؟ اینجا خونه ماست."
خانواده گسترش یافته
دانش آموزان مدرسه "خانواده مقدس" شهر غزه همه به ماناول مسلم می گویند: "ابونا" که به عربی یعنی پدر ما.
خانواده او متشکل از 1200 کودک است. با اینکه بخشی از هزینه های این مدرسه را واتیکان تامین می کند، در این مدرسه هم مثل همه جای غزه مسحیان در اقلیت اند و 99 درصد دانش آموزان را مسلمان تشکیل می دهند.
پدر مسلم می گوید این یکی از دلایلی است که او از اسلامگراها نمی ترسد. او می گوید: " این اونا هستن که باید بترسن نه من!"
مسلم می گوید: "بچه ها همه تحت سرپرستی من هستن، توی مدرسه من.مادرها و پدر های حماس هم مثل بقیه مادر ها پدرها روزهای جلسه به مدرسه می آن."
اما به غیر از اینکه بچه ها مسلمان و مسیحی در یک زمین بازی با هم بازی می کنند، مسائل دیگری هم وجود دارد که مسیحی های غزه را به مسلمانان پیوند می دهد.
بعد از درگیری و خونریزی ناشی از مبارزات داخلی فلسطینی ها امسال به نظر می رسد، جامعه غزه به گونه ای آشتی ناپذیر دو نیم شده است؛ هم از لحاظ سیاسی و هم از لحاظ حد و مرزهای مذهبی.
در ماه ژوئن مردانی که ریش داشتند به خاطر اینکه شبیه اسلامگرایان بودند در غزه مورد اصابت گلوله قرار گرفتند اما از سوی دیگر مردان بدون ریش هم هدف گلوله اسلامگریان تندرو قرار گرفتند چون اسلامگرایان معتقد بودند انسان های بی ایمان و یا حتی خائنی هستند.
اما در واقع وضعیت در این شهر خیلی مبهم و پیچیده است. کافیست از یک سو اتاق موسیقی و از سوی دیگر نمازخانه را در مدرسه خانواده مقدس مجسم کنید.
نمایش تولد مسیح
یک گروه از بچه های 10 ساله روی صحنه تئاتر، نمایش تولد عیسی مسیح را تمرین می کنند، دوستان مسلمانشان هم با اشتیاق به تماشای آنها نشسته اند.
مری و ژوزف روی صحنه چمباتمه زده اند و دخترکی که نقش مری را بازی می کند لوله ای را که با شال و کاغذ پیچیده شده و در تمرین نمایش قرار است عیسی مسیح باشد را در آغوش گرفته است.
پدرمسلم در حالیکه به صحنه نمایش زل زده می گوید: "می بینی ؟ هویت ما چند لایه است."
و ادامه می دهد: "من یک مسیحی معتقدم اما از نظر سیاسی مسلمان فلسطینی محسوب می شوم و در برابراشغال مسلحانه اسرائیلی ها مقاومت می کنم؛ البته نه با اسلحه."
مسلم در حالیکه به صحنه تئاتر اشاره می کند می گوید:" از زمانی که اسلام متولد شده ما اینجا با مسلمانان زندگی کردیم. آنها به ما می گویند مسیحیان فلسطین یا نصرانی ها و بین ما و مسیحیان جنگ های صلیبی تفاوت قائلند."
هیچ دلیلی مبنی بر اینکه دولت حماس رسما بین مسیحی ها و مسلمانان تبعیض قائل می شود یا برای مسلمانان غزه برتری قائل است وجود ندارد، با این وجود، استقرار حماس در غزه منجر به اسلامی کردن هر چه بیشتر جامعه غزه شده است. همین اسلامی شدن جامعه موجب شده برخی تندرو های مسلمان وارد عمل بشوند.
به عنوان مثال یک کتابفروش مسیحی چند ماه پیش در غزه به قتل رسید. و به تازگی تلاش عده ای دیگر برای ربودن یک مسیحی ناکام ماند.
برخی خانواده های مسیحی که می گویند به مرگ تهدید شده اند از دولت حماس خواسته اند مسئولیت حفاظت از آنها را بر عهده بگیرد.
با این حال حماس ترتیبی داد که ما با مایکل صباح، بطریق ( سر اسقف کلیسای ارتدوکس) بیت المقدس تحت نظارت اسکورت مسلح، دیدار کردیم.
صحنه بسیار جالبی بود وقتی بطرق با لباس بنفش از مرسدس سیاه براقش در برابر کلیسای لاتین در شهر غزه پیاده شد.
آفریده های خداوند
بطریق بیت المقدس در سال های گذشته درباره رنج هایی که فلسطینی های سرزمین های تحت تصرف نظامی اسرائیل متحمل می شوند، موعظه می کرد اما امسال او در تقابل با ارعاب اسلامگرایان متعصب سخنرانی و موعظه کرده است.
بطریق بیت المقدس می گوید:"آنها فراموش کرده اند که همه ما آفریده های خداوند هستیم. هیچ کس نمی تواند به ما مسیحی ها بگوید چگونه لباس بپوشیم، چطور زندگی کنیم یا چگونه عبادت کنیم."
او از دولت حماس خواسته مسئولیت حفاظت از شهروندان مسیحی غزه را هم مانند بقیه شهروندان بر عهده بگیرد.
وقتی برای استنشاق کمی هوای تازه به حیاط کلیسا می روم، صدای اذان مسلمانان را که از مسجدهای مختلف اطراف در فضا طنین انداخته می شنوم.
با خودم فکر می کنم، همین که صدای موذن را در این شهر می توان از بلندگوها شنید اما صدای زنگ کلیسا از ضبط صوت ها پخش می شود، خود نشانگر وضعیت موجود در این شهر است.
یک راهبه جوان و عصبی در کلیسا تلاش می کرد صدای ضبط صوت را طوری تنظیم کند که آنقدر بلند نباشد که از دیوارها به بیرون درز کند، مبادا مسلمانی را که از آن نزدیکی می گذرد برنجاند.
17:37 گرينويچ - چهارشنبه 26 دسامبر 2007 - 05 دی 1386
احمد زيدآبادی
کارشناس مسائل سياسی ايران
محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در حاشیه جلسه روز چهارشنبه هیئت دولت خود در برابر پرسش خبرنگاران از اظهار نظر درباره سخنان اخیر جلال طالبانی همتای عراقی خود در مورد قراداد ۱۹۷۵ الجزایر خودداری و موضع گیری در این باره را به آینده موکول کرد.
این در حالی است که منوچهر متکی وزیر خارجه ایران، سخنگوی وزارت خارجه و سفیر ایران در بغداد نسبت به اظهارات آقای طالبانی موضع گرفته و آن را بیاعتبار دانستهاند.
رسانههای جهان عرب از قول جلال طالبانی گزارش دادهاند که وی اعتبار قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را که خط مرزی ایران و عراق در آبهای اروند رود (شط العرب) را تعیین کرده است، ملغی دانسته و تاکید کرده است که این قرارداد نه بین عراق و جمهوری اسلامی بلکه بین صدام حسین و رژیم شاهنشاهی ایران منعقد شده است.
مقامهای وزارت خارجه ایران، اظهار نظر آقای طالبانی را غیر حقوقی دانسته و بر اعتبار قرارداد الجزایر که در سال ۱۹۷۵ با میانیجگری هواری بومدین رئیس جمهور فقید الجزایر بین عباس خلعتبری و سعدون حمادی وزیران خارجه وقت ایران و عراق امضا شد، بر اساس قوانین بینالمللی معتبر و قطعی دانستهاند.
صدام حسین، دیکتاتور سابق عراق در سال ۱۳۵۹ خورشیدی با ملغی کردن قرارداد الجزایر، عملا آغازگر جنگی با ایران شد که هشت سال به طول انجامید و تلفات انسانی و مالی سنگینی به دو ملت ایران و عراق تحمیل کرد.
صدام حسین اما پس از اشغال کویت در سال ۱۹۹۰ میلادی که باعث شکلگیری اجماعی بین المللی علیه آن شد، با ارسال نامهای به رهبران ایران، قرارداد الجزایر را به عنوان سندی رسمی برای تعیین مرز آبی ایران و عراق در اروند رود پذیرفت.
با این سابقه، مساله قرارداد الجزایر از اهمیت ویژهای بین ایران و عراق برخوردار است و از همین رو، اظهار نظر آقای طالبانی در این مورد، موضوعی بسیار با اهمیت تلقی میشود.
مقامهای ایرانی تا کنون تلاش کردهاند که در مقابل اظهار نظر آقای طالبانی صرفا موضع گیری حقوقی کنند و از بیان سخنان تند سیاسی بپرهیزند.
مسلما دولت ایران هیچ علاقهای به بالا گرفتن بحث بر سر این مساله ندارد و علاقمند است که موضوع فوق در همین جا خاتمه یابد.
اما در این مورد، همه چیز بستگی به دولت عراق دارد. اگر مقامهای عراقی بحث بر سر قرارداد الجزایر را پایان دهند، به احتمال زیاد، ماجرا فراموش خواهد شد، اما اگر آنان به تکرار ادعای خود مبنی بر ملغی بودن قرارداد مرزی ۱۹۷۵ مبادرت کنند، در آن صورت، باید منتظر دورهای از تشنج سیاسی بین دو کشور همسایه بود.
مساله اصلی در این میان اما این است که آیا آقای طالبانی به نمایندگی از کل ائتلاف حاکم بر عراق در باره قراداد الجزایر اظهار نظر کرده و یا اینکه بدون هماهنگی با نوری مالکی نخست وزیر عراق چنین موضعی را اتخاذ کرده است؟
در عین حال، هنوز مشخص نیست که آقای طالبانی در حالی که کشورش به ثبات لازم دست نیافته به چه منظوری پرونده قرار داد الجزایر را در برابر دولت شکننده عراق گشوده است؟
البته پیش از این، اخباری مبنی بر خودداری مقامهای عراقی از امضای قرادادهایی با ایران که در آنها به قراداد الجزایر استناد شده بود، در محافل سیاسی تهران پخش شده بود، اما کمتر کسی تصور میکرد که رئیس جمهور عراق به طور علنی به مخالفت با قرارداد الجزایر برخیزد.
به هر حال، اگر موضع آقای طالبانی موضع ائتلاف حاکم بر عراق باشد، در آن صورت نشانه آن است که گروههای شیعه عراق به منظور نشان دادن استقلال و فاصله خود از ایران تلاش میکنند تا از خود چهرهای ملیگرا به نمایش بگذارند و بدین وسیله اعتماد کشورهای عرب و متحدان غربی آنها را به سمت خود جلب کنند.
چنین تحول احتمالی در شیعیان عراق، برای جمهوری اسلامی از جهات مختلف دردسر ساز خواهد شد، زیرا نه فقط ادعای دولت ایران را مبنی بر روی کار آمدن دولتی دوست و متحد در عراق پس از حمله نظامی آمریکا به آن کشور خنثی میکند، بلکه رقابتی تازه بین دو کشور همسایه را پی میریزد.
اما اگر گروههای شیعه حاکم بر عراق مخالف اظهار نظر آقای طالبانی باشند، در آن صورت از اهمیت مساله کاسته خواهد شد، گو اینکه از نقطه نظر منازعات سیاسی داخلی در عراق برای شیعیان مشکلاتی در بر خواهد داشت.
در واقع، در صورت اصرار آقای طالبانی بر موضعش در باره قرارداد الجزایر و مخالفت علنی شیعیان با آن، گروههای ملیگرای عراقی بهانه لازم را برای متهم کردن گروههای شیعه به ترجیح منافع ایران بر عراق پیدا خواهند کرد و این در حقیقت همان چیزی است که گروههای شیعه از آن بیم دارند.
در هر صورت، بعید است که اظهار نظر آقای طالبانی در واقعیت آنچه اکنون در مرز آبی بین ایران و عراق جریان دارد، تاثیر عملی بگذارد، اما شاید این اظهار نظر هشداری به ایران باشد که در مذاکراتش با آمریکا بر سر عراق، بیش از پیش انعطاف به خرج دهد.
پنجشنبه ششم دی ماه سال 1386 خورشیدی
بیست و هفتم ماه دسامبر سال 2007 میلادی
هجدهم ماه طوت سال 5768 عبری
فهرست برنامه امروز:
قتل سیاسی بانو بی نظیربوتو که پاکستان و جهان را تکان داده، بخش بزرگی ازبرنامه امروزرادیو اسراییل را به خود اختصاص داد. این فاجعه که ارزیابی می شود اثرات عمیقی برثبات پاکستان داشته باشد، شامگاه امروز به وقت پاکستان رخ داد و درجهان بازتابی عظیم دارد. نظر به اهمیت این رخداد، بولتن خبری امروز را با این گزارشها آغاز کردیم و نیز درطول برنامه، آخرین اظهارنظرهای جهانی وگزارشهای مربوط به وضع پاکستان را به آگاهی رساندیم. خبرهای مهم امروزاسراییل و ایران نیزبخش بزرگی ازبولتن خبری را دربرگرفت.
برنامه این پنجشنبه "ایرانیان درغربت" به مصاحبه آقای منشه امیر با آقای حمید حمیدی درلاهه هلند وزندگی و فعالیتها و دیدگاههای او اختصاص یافت. این گفتگو 17 دقیقه بود.
برنامه این پنجشنبه "راهی بدیارروشنائی" شامل گزارشهائی درباره این موضوعها بود:
· دستگاه خانگی جدیدی به مردم برای نخستین بارامکان می دهد که شخصا دی.ان.ای خود را آزمایش کنند.
· دانشمندان اعلام داشتند کم خوابی موجب چاقی کودکان می شود.
· پزشکان جراح قلب اعلام داشتند اکثر آزمایش هائی که پیش از عمل جراحی چشم یا اعضای دیگر از قلب به عمل می آید ضرورت ندارد.
· همه ساله صدها هزار اسرائیلی و خارجی برای درمان امراض پوستی و مفصلی به دریاچه نمک اسرائیل می روند و شفا می یابند.
فشرده شماری از مهمترین خبرهای امروز:
(این اخبار تولیدی سرویس خبری بخش فارسی رادیو اسراییل است.)
* رهبر سیاسی مهم اوپوزیسیون پاکستان، خانم بی نظیر بوتو، بعدازظهر امروز در شهر راولپندی در پایان یک همآیش سیاسی از ناحیه سرو گردن هدف گلوله یک تروریست انتحاری قرار گرفت و به قتل رسید. سخنرانی خانم بوتو به اتمام رسیده بود و او درراه رفتن به سوی اتومبیل بود. تروریستی ابتدا با کلت به سوی او شلیک کرد و وی را زخمی ساخت و سپس بمبهائی ازسوی این تروریست درمحل منفجر شد. دراین جنایت دهشتناک سیاسی، افزون بربانو بوتو دست کم 15 نفردیگرازیاران نزدیک به وی کشته شدند.
* قتل بانو بوتو در آستانه برگزاری انتخابات سراسری پاکستان که قرار است در هشتم ژانویه برگزار شود، به وقوع پیوست. خانم بوتو تنها سه ماه پیش از یک تبعید هشت ساله، به کشورش بازگشته بود و برای آزادی و دموکراسی در کشورش شدیدا مبارزه می کرد.
* یاران خانم بوتو حزب حاکم به رهبری پرزیدنت پرویز مشرفت را در قتل دخیل دانستند. آقای نوازشریف دریک سخنرانی گفت، روز انتقام ازقتل خواهرم، بی نظیرفراخواهدرسید.
* پاکستان اکنون در وضعیت بشدت بحرانی قرار دارد. وزارت کشورپاکستان وضعیت قرمز امنیتی برقرارکرد. اما هزاران نفر به خیابان ها ریخته و تظاهرات می کنند و فریاد انتقام سر داده اند. پرزیدنت پرویز مشرف از مردم خواست آرامش را حفظ کنند واز گسترش بحران جلوگیری کنند. شوهر بی نظیر بوتو با اولین پرواز قرار است از دوبی به پاکستان برگردد تا جدول زمانی تشییع جنازه همسرخودرا تعیین کند.
* ایالات متحده، جمهوری روسیه و فرانسه و بریتانیا، دبیرکل سازمان ملل همراه با دولتها وسیاستمداران بسیاری درجهان قتل خانم بوتو را محکوم دانستند. پرزیدنت بوش اعلام کرد که این جنایت توسط افراد زبون انجام شده است.
* رئیس جمهوری اسراییل ازقتل بانو بوتو ابرازانزجارشدید کرد و یادآورشد هرچند که پاکستان با اسراییل مناسبات سیاسی ندارد اما وی با خانم بوتو دیدارکرده بود و چند بارملاقاتها تکرارشده بود. آقای پرس گفت، خانم بوتو برای سفر به اسراییل ابرازعلاقه کرده بود. آقای پرس گفت، خانم بوتو یکی از با جذبه ترین و مهمترین سیاستمداران جهان و بانوئی بشدت شجاع و تحسین برانگیزبود.
* سخنگوی وزارت امور خارجه ایران ترور بانو بی نظیر بوتو را از سوی هر کسی که انجام شده باشد محکوم کرد.
* خلاصه ای اززندگی بانو بی نظیربوتو:
وی که در سال 1953 در یک خانواده بسیارپرآوازه زاده شد، امروز به هنگام قتل 54 سال داشت. پدر او ذوالفقار علی بوتو رهبری حزب مردم را بر عهده داشت و خود نیز آن را تاسیس کرده بود و بعدا به ریاست جمهوری و سپس نخست وزیری رسید و به مدت شش سال عهده دار این پست بود. خانم بی نظیر بوتو در دانشگاههای مهم جهان: هاروارد در آمریکا و آکسفورد در بریتانیا تحصیل کرد و سپس در سال 1977 اندکی پیش از آنکه نظامی ها حکومت را از پدر او سلب کنند به پاکستان بازگشت و در پی اعدام پدرش درراولپندی (درنزدیکی همان نقطه ای که امروز وی درآن کشته شد) خانم بوتوی جوان رهبری حزب مردم را بر عهده گرفت. خانم بوتو در سال 1988 نخستین زنی بود که دریک کشور اسلامی پاکستان درحالیکه تنها 35 سال داشت به نخست وزیری رسید. وی یک دوره دیگر نیز درسال 1993 دوباره به این مقام دست یافت. در سال 1999 خانم بوتو و شوهرش آقای آصف علی زردری به پنج سال زندان به اتهام سوءاستفاده مالی محکوم شدند. ولی خانم بوتو که در خارج بسر می برد زندانی نشد. سال گذشته خانم بوتو همراه با رقیب سیاسی خود نواز شریف برای دموکراسی در کشورش به تلاش دگربار پرداخت و تنها سه ماه پیش، پس از هشت سال تبعید به میهن برگشت. وی در روز بازگشت به هنگام سوارشدن به اتومبیلی که به فرودگاه آمده بود از سوی یک تروریست بمب گذار هدف قرار گرفت که در جریان این توطئه 139 نفر طرفدارانش کشته شدند ولی به او درآن روزآسیب وارد نیامد.
بانو بوتو تنها همین بامداد امروز با رئیس جمهوری افغانستان پرزیدنت حامد کارزای دیدارکرد و گفت، تروریستهای اسلامی افراطی هردوکشورپاکستان وافغانستان را تهدید می کنند.
موعد تشییع جنازه بانو بوتو هنوز تعیین نشده است.
* نخست وزیر اسرائیل امروز برای دومین بار از زمان برگزاری کنفرانس صلح آناپولیس در اورشلیم با رهبر فلسطینی ها دیدار کرد. طرفین کوشیدند بر اختلافات و دشواریهائی که در زمینه گفتگو بر سر اصول صلح نهائی بروز کرده است، پل بزنند.
* تروریست ها امروز به حملات راکتی و خمپاره ای به سوی جنوب اسرائیل ادامه دادند. سربازان اسرائیلی در شهرهای "جنین" و "شخم" دو تن از سران جهاد اسلامی گروه ساخته و پرداخته حکومت دینی ایران را دستگیر کردند. یکی از دو فرد دستگیر شده استاد دانشگاه "النجاح" است.
* مقامات اسرائیلی امروز گزارشی را تکذیب کردند که در آن آمده بود دولت اورشلیم با آزادی 200 زندانی حماس در قبال تحویل سرباز ربوده شده گیلعاد شلیط موافقت کرده است.
* به گزارش منابع عربی، در سفر روز گذشته وزیر دفاع اسرائیل به مصر، مقامات دولت قاهره آمادگی خود را برای میانجیگری صلح بین اسرائیل و سوریه اعلام داشتند و طرحی را در این زمینه ارائه دادند. به موجب این طرح: اسرائیل ظرف 15 سال بلندیهای گولان را تخلیه می کند و در پایان آن منطقه به نیروهای سوری واگذار خواهد شد.
* در پی تائید خبر فروش سیستم های موشک ضد هوائی روسیه از مدل اس-300 از سوی روسیه به جمهوری اسلامی ایران، آمریکا از این امر ابراز نگرانی کرد. پرزیدنت جورج بوش، علیرغم گذراندن تعطیلات کریسمس و سال نو، به این خبر واکنش نشان داد و گفت فروش چنین سیستم های جنگ افزاری به ایران و برخی کشورهای دیگر موجب دغدغه خاطر است.
* خبرگزاری روسی "نووستی" اعلام کرد، گروهی از کارشناسان نظامی وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایران اخیرا در روسیه بوده و یک دوره تعلیماتی را برای استفاده از مجموعه پدافند موشکی "تور –ام- یک" که از سوی روسیه به ایران صادر شده بود، گذراندند. به گزارش "نووستی" هیات ایرانی طی چند ماه در پایگاه نظامی در منطقه اسمالنسک روسیه بسر برده و کار و بهره برداری از ایستگاه راداری مجموعۀ "تورم-ام-یک" را سپری کرده است.
* وزیر خارجه اسرائیل خانم تسیپی لیونی سه هفته دیگر به روسیه سفر خواهد کرد. وی ازمقامات روس خواهد خواست از کمک بیشتر به برنامه های هسته ای حکومت اسلامی خودداری کنند. به تلاشهای پیشین دولت اسرائیل در این زمینه ناکام مانده بود.
* رئیس جمهوری اسرائیل پرزیدنت پرس که از سوی مردم اسرائیل و رسانه های این کشور به عنوان مرد سال 2007 انتخاب شده، امروز در مصاحبه ای گفت: تهدیدات هسته ای از جانب ایران همچنان کشور اسرائیل را بشدت تهدید می کند.
* پس از چند روز واکنش های شدید دولت و رسانه های جمهوری اسلامی ایران در مورد سخنان نسبت داده شده به پرزیدنت جلال طالبانی در قبال قرارداد مرزی 1975 الجزایر میان ایران و عراق، مقامات رسمی عراق امروز اعلام کردند، پرزیدنت طالبانی این توافق را معتبر و حفظ شده می داند و تنها نکاتی را درباره برخی بندهای توافق که مربوط به وضعیت کردهای عراق است، مطرح کرده است.
* جامعه یهودیان آرژانتین از اقدام دیه گو مارادونا مبنی بر نزدیک شدن به جمهوری اسلامی ایران و ابراز آمادگی او برای ملاقات با محمود احمدی نژاد ابراز ناخرسندی کرد. جامعه یهودیان آرژانتین در بیانیه ای یادآور شد که رژیم جمهوری اسلامی ایران آمر و سلسله عملیات تروریستی مرگبار سال های 1992 و 1994 در بوئنوس آیرس بود- که طی آن سفارتخانۀ اسرائیل در آرژانتین، و سپس ساختمان مرکز هم یاری یهودیان آرژانتین منفجر شد و بیش از یکصد انسان کشته و صدها نفر دیگر زخمی شدند.
* دادستان کل آرژانتین، یک بار دیگر تاکید کرد که رژیم ایران نه تنها طراح و دستور دهندۀ بمب گزاری تروریستی در مرکز همیاری یهودیان آرژانتین بود، بلکه انفجار دو سال قبل از آن در سفارتخانه اسرائیل را توطئه چینی کرد.
* جمهوری اسلامی ایران در جریان سفر آقای پرویز داوودی (معاون اول رئیس جمهوری) به طرابلس غرب اعلام کرد، یازده سند همکاری میان ایران و لیبی توسط وی و نخست وزیر لیبی به امضا رسیده است.
* در حالیکه محمود احمدی نژاد دیروز قویا از مجلس خواسته بود از او در جریان لایحه بودجۀ سال آینده خورشیدی حمایت کند و مانع تراشی ننماید، مجلس شورای اسلامی امروز لایحۀ تبصره های بودجه را رد کرد. آقای حداد عادل (رئیس مجلس) دیروز گفته بود بهتر است احمدی نژاد لایحه را سر وقت بیآورد. احمدی نژاد دیروز گفته بود امیدوارست مجلس همگامی نشان دهد. آقای احمد توکلی (رئیس مرکز پژوهشهای مجلس) امروز ابراز عقیده کرد که گره جدید میان مجلس و دولت را می توان گشود.
* حجت الاسلام محمد خاتمی (رئیس جمهوری پیشین) که به فعالیت های گسترده سیاسی به منظور حمایت از یاران جناح اصلاح طلب خود در آستانۀ انتخابات مجلس شورای اسلامی بازگشته، امروز در ادامه سفرهای استانی خود، در شهر کرمان با گروههای بزرگی از مردم دیدار کرد، و از جمله گفت: "حکومت باید زیر نظارت مردم و نهادهای متکی به مردم باشد". قبل از سفر استانی حجت الاسلام محمد خاتمی به کرمان، نیروهای بسیجی و افراطیون، بیلبوردهای تبلیغاتی خوش آمد به وی را شکسته و پوسترها و پارچه پلاکاردهائی را که برای استقبال آویزان شده بود، مورد حمله قرار دادند.
* قطع گستردۀ گاز در سردترین نقاط شمال غرب ایران ادامه دارد. از آنجا که قطع گاز بیشتر در نقاط کردنشین و سنی نشین صورت گرفته، خبرنگاران مستقل از منطقه می گویند کردهای سنی آنرا تبعیض نسبت به خود تلقی می کنند.
* به دنبال درخواست دانشجویان برابری طلب و آزادیخواه در ایران از ایرانیان خارج برای دست زدن به تظاهرات به هدف آگاه کردن افکار عمومی جهان و جلب توجه رسانه های بین المللی و دولتهای خارجی نسبت به وضعیت دانشجویان دستگیر شدۀ هفته های اخیر در ایران، گروههائی از ایرانیان در اروپا اعلام کردند، فردا (جمعه – بیست و هشتم دسامبر) دست به سلسله تجمعاتی در شهرهای مختلف اروپائی خواهند زد.
بی نظير بوتو، يکی از رهبران اپوزسيون پاکستان، ساعتی پيش بر اثر يک انفجاری انتحاری در شهر راولپندی کشته شد.
رحمان ملک، از مقام های حزب مردم پاکستان که بی نظير بوتو رهبری آن را به عهده داشت اين خبر را تاييد کرد و گفت: «او شهيد شده است.»
بی نظير بوتو ۵۴ سال سن داشت و بيش از دو دهه در عرصه سياست داخلی پاکستان فعاليت کرده بود. او نخستين زنی بود که در پاکستان به مقام نخست وزيری رسيده بود.
او در سال ۱۹۸۸ ميلادی برای نخستين بار برای تصدی مقام نخست وزيری سوگند ياد کرد بود که در فاصله ۲۰ ماه از قدرت برکنار شد، اما در سال ۱۹۹۳ ميلادی بار ديگر در انتخابات پيروز شد و تا سال ۱۹۹۶ ميلادی رياست دولت پاکستان را به عهده داشت.
خانم بوتو از سال ۱۹۹۸ ميلادی در تبعيدی خود خواسته در دبی به سر می برد و در روز ۱۸ اکتبر سال ۲۰۰۷ ميلادی به پاکستان بازگشته بود.
او به محض ورود به کشور نيز با دو سوءقصد رو به رو شد، اما جان سالم به در برده بود.
مرگ بوتو؛ «پیش از انفجار به او شلیک شده بود»
بی نظير بوتو، رهبر اپوزيسيون پاکستان و نخست وزير سابق اين کشور در پی شليک گلوله و بمبگذاری انتحاری کشته شد.
رحمان ملک، يکی از مقامات حزب خانم بوتو - حزب مردم پاکستان - با تائيد اين خبر گفت: «او شهيد شده است.»
خانم بوتو که ۵۴ ساله بود، در يک راهپيمايی تبلیغاتی در راولپندی با شليک گلوله مورد حمله قرار گرفت و پس از آن ضارب خود را منفجر کرد.
اين راهپيمايی با حضور هزاران نفر از هواداران خانم بوتو برپا شده بود و یک برنامه تبلیغاتی حزب مردم برای انتخابات پارلمانی هشتم ژانويه بود.
زندگینامه بی نظیر بوتو، نخست وزیر سابق پاکستان
واسيف علی خان، يک عضو حزب بوتو در بيمارستان راولپندی گفت که مرگ خانم بوتو در ساعت ۶ و شانزده دقيقه به وقت محلی، رخ داده است.
تلويزيون آری-وان پاکستان اعلام کرد که پیش از انفجار انتحاری به سر بی نظیر بوتو شليک شده است.
پليس پاکستان گفت که يک بمبگذار انتحاری هنگامی که بوتو در حال ترک راهپيمايی خيابانی بوده، پيش از انفجار، در يک پارک به سوی او شليک کرده است.
محمد شهيد، مامور پليس گفت: «اين مرد ابتدا به سوی ماشين بوتو شليک کرد و وقتی بوتو در خون غوطه ور شد، خودش را منفجر کرد.»
پليس گفت در اين انفجار ۱۶ نفر کشته شده اند، اما به نظر می رسد تعداد کشته ها بیش از این باشد.
يک شاهد عينی به خبرگزاری رويترز گفته است که اجساد بدون سر را در محل حادثه ديده است.
طرفداران بوتو در بيرون بيمارستان، فرياد« سگ، مشرف، سگ» را سر داده اند، به اين معنی که آنها ژنرال مشرف را در اين اتفاق دخيل می دادند.
نواز شریف، نخست وزیر سابق پاکستان و هم پیمان بوتو، به سرعت خودش را به بیمارستان رساند و در آنجا بوتو را خواهر خود نامید.
آقای شریف به هواداران بوتو گفت که تنها نیستند و او در کنار آنهاست برای «گرفتن انتقام».
به نظر می رسد مرگ بوتو، تبعات بسیار زیادی را به همراه خواهد داشت و اوضاع سیاسی پیچیده پاکستان را پیچیده تر خواهد کرد.
بی نظير بوتو بيش از دو دهه در عرصه سياست داخلی پاکستان فعاليت کرده بود. او نخستين زنی بود که در پاکستان به مقام نخست وزيری رسید.
يک بمبگذار انتحاری روز هجدهم اکتبر، در پی سوء قصد به جان بوتو، زمانی که وی پس از هشت سال از تبعيدخودخواسته بازمی گشت،، حدود ۱۵۰ نفر را کشت
.
وی در سال ۱۹۸۸ ميلادی برای نخستين بار برای تصدی مقام نخست وزيری سوگند ياد کرد بود که در فاصله ۲۰ ماه از قدرت برکنار شد، اما در سال ۱۹۹۳ ميلادی بار ديگر در انتخابات پيروز شد و تا سال ۱۹۹۶ ميلادی رياست دولت پاکستان را به عهده داشت.
خانم بوتو از سال ۱۹۹۸ ميلادی در تبعيدی خود خواسته در دبی به سر می برد و در روز ۱۸ اکتبر سال ۲۰۰۷ ميلادی به پاکستان بازگشته بود.
مرگ بوتو درست در چند کیلومتری جایی اتفاق افتاد که بیست و هشت سال پیش، پدرش به دار آویخته شده بود.
فهرست حوادث خشونت بار پاکستان در سال ۲۰۰۷
بی نظیر بوتو، نخست وزیر پیشین پاکستان و يکی از رهبران مخالف این کشور، روز پنج شنبه در حمله ای انتحاری کشته شد. حمله روز پنج شنبه یکی از بدترین حملات انتحاری طی سال جاری میلادی بود. در زیر فهرستی از این حملات می آید:
۱۴ ژوییه ۲۰۰۷: حمله انتحاری با خودرو در ایالت وزیرستان شمالی که به کشته شدن ۲۴ نظامی پاکستان انجامید و ۲۹ نفر را زخمی کرد.
۱۵ ژوییه: در جریان انفجاری در دره سوات واقع در ایالت سرحد شمال غربی، ۱۶ سرنشین یک اتوبوس، که بیشترشان وابسته به نیروهای نظامی پاکستان بودند، کشته شدند. در حمله انتحاری جداگانه ای در همین روز، ۲۹ نفر از نیروهای تازه پیوسته به پلیس پاکستان در ایالت سرحد شمال غربی کشته شدند.
۱۷ ژوییه: در مقابل ساختمان دیوان عالی در اسلام آباد، و هنگامی که قرار بود افتخار محمد چوهدری، رییس برکنارشده این دیوان، برای سخنرانی حضور یابد، انفجار انتحاری ۱۶ نفر را از پای درآورد.
۱۹ ژوییه: سه انفجار انتحاری جداگانه در سه شهر به کشته شدن ۵۲ نفر منجر شد.
۲۷ ژوییه: انفجار انتحاری در رستورانی در نزدیکی مسجد «لال» در اسلام آباد باعث مرگ ۱۳ تن شد. اغلب قربانیان از نیروهای پلیس بودند.
۴ سپتامبر: دو انفجار انتحاری در راولپندی به کشته شدن ۲۵ نفر انجامید.
۱۱ سپتامبر: انفجار انتحاری ۱۶ تن را در دره اسماعیل خان، در شمال غربی پاکستان، از پای درآورد.
۱۳ سپتامبر: پانزده سرباز در جریان بمبگذاری انتحاری در پادگانی در نزدیکی اسلام آباد کشته شدند.
۱۹ اکتبر: در جریان بازگشت بی نظیر بوتو به کراچی پس از هشت سال تبعید، بر اثر انفجاری که احتمال می رود انتحاری بوده باشد، ۱۳۹ نفر کشته شدند. این انفجار یکی از خونین ترین حوادث خشونت بار در تاریخ پاکستان قلمداد شد.
۲۵ اکتبر: بر اثر انفجاری در دره سوات، که احتمالا انتحاری بود، ۲۱ نفر کشته شدند. ۱۷ نفر از قربانیان سرباز بودند.
۲۴ نوامبر: در مراسم استقبال از نواز شریف، انفجار انتحاری دو خودرو در راولپندی ۱۵ نفر را از پای درآورد.
۱۷ دسامبر: ده تن از نیروهای نظامی پاکستان در بمبگذاری انتحاری در پادگانی در کوهات، در شمال غربی پاکستان، کشته شدند.
۲۱ دسامبر: در جریان نماز عید قربان در مصلایی در شمال غرب پاکستان انفجاری انتحاری باعث مرگ ۴۱ نفر شد.
و امروز، ۲۷ دسامبر: در يک راهپيمايی تبلیغاتی در راولپندی بی نظیر بوتو با شليک گلوله مورد حمله قرار گرفت و کشته شد. پس از آن، شخص بمبگذار خود را منفجر کرد و دست کم ۱۶ تن را از پای درآورد.
بوتو؛ زندگی پرتلاطم یک سیاستمدار زن
بی نظير بوتو، نخست وزير سابق پاکستان و از مخالفان سياسی پرويز مشرف، رييس جمهوری اين کشور عصر روز پنج شنبه، ۲۷ دسامبر، در يک حادثه انفجاری کشته شد. گزارش ها حاکي است که پيش از اين انفجار، به گردن و سينه او شليک شده بود.
بی نظير بوتو در ۲۱ ژوئن سال ۱۹۵۳، در خانواده ای ثروتمند و زميندار بدنيا آمد. پدر او، ذوالفقار علی بوتو، حزب مردم پاکستان را پايه گذاری کرد و سپس رييس جمهوری و نخست وزير اين کشور در سال های ۱۹۷۱ تا ۱۹۹۷ شد. مادر او نيز «بيگم نصرت بوتو» از کردهای ايرانی تبار بود.
بوتو پس از فارغ التحصيلی از دانشگاه های هاروارد و آکسفورد در رشته سياست در سال ۱۹۷۷ و مدت کوتاهی قبل از اينکه نظاميان پدرش را از قدرت خلع کنند، به پاکستان بازگشت. وی پس از اعدام پدرش در سال ۱۹۷۹ توسط ژنرال ضياء الحق، حاکم نظامی پاکستان رهبری حزب مردم را عهده دار شد.
زنی سد شکن
بی نظير بوتو در سال ۱۹۸۸ برای بار اول به عنوان نخست وزير پاکستان انتخاب شد و نخستين زنی لقب گرفت که پس از پايان استعمار در شبه قاره هند به نخست وزيری يک کشور مسلمان انتخاب می شد.
اما وی در سال ۱۹۹۰ و به اتهام فساد مالی توسط غلام اسحاق خان، رييس جمهوری اين کشور از مقام خود برکنار شد.
خانم بوتو بار ديگر در سال ۱۹۹۳ به مقام نخست وزيری رسيد و جانشين نواز شريف شد. آقای شريف پس از چالش با رييس جمهوری مجبور به کناره گيری از قدرت شده بود.
خانم بوتو در دور دوم نخست وزيری اش موفقيتی نداشت و بار ديگر در سال ۱۹۹۶ به اتهام فساد اقتصادی از سوی فاروق لغاری، رييس جمهوری وقت از مقام خود کنار گذاشته شد.
در دور دوم نخست وزيری بی نظير بوتو بود که گروه طالبان با حمايت سازمان اطلاعاتی پاکستان توانست در افغانستان قدرت بگيرد و در سپتامبر سال ۱۹۹۶ کابل را به تصرف خود درآورد.
وی به طالبان به عنوان گروهی می نگريست که قادر است تا ثبات و امنيت را در افغانستان به ارمغان آورد و راه پاکستان را برای دسترسی به بازارهای آسيای ميانه هموار سازد.
برخی از تحليلگران گفته اند که دولت خانم بوتو برای طالبان پول و اسلحه ارسال می کرد و حتی گروه کوچکی از نظاميان پاکستانی را برای حمايت از آنها به افغانستان گسيل کرده بود.
وی در ماه های اخير مخالفت خود را با اقدامات اين گروه و حملات تروريستی آنها اعلام کرده بود.
اتهاماتی دنباله دار و بازگشت
در سال ۱۹۹۹ بی نظير بوتو همراه با شوهرش به اتهام فساد اقتصادی به پنج سال زندان و پرداخت هشت ميليون و ۶۰۰ هزار دلار جريمه محکوم شد. بعدا يک دادگاه عالی اين کشور این حکم را ملغی کرد.
خانم بوتو که شوهرش را به عنوان وزير امور سرمايه گذاری در کابينه خود طی سال های ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۶ انتخاب کرده بود، در زمان حکم دادگاه در خارج از پاکستان به سر می برد و ترجيح داد که به کشورش باز نگردد.
وی و نواز شريف در سال ۲۰۰۶ ائتلافی برای اعاده دمکراسی در پاکستان تشکيل دادند، ولی اين دو رقيب بر سر استراتژی چگونگی برخورد با پرويز مشرف، حاکم نظامی پاکستان توافق نداشتند.
در حالی که خانم بوتو معتقد بود بهتر است با آقای مشرف مذاکره کرد ولی نواز شريف مخالف توافق با حاکم نظامی پاکستان بود.
خانم بوتو در اکتبر سال ۲۰۰۷ پس از هشت سال تبعيد خودخواسته و گرفتن تضمين مبنی بر عدم تعقيب به خاطر اتهامات سابق به پاکستان بازگشت. ولی هنگامی که در مسير فرودگاه تا منزل اش در حال عبور از خيابان های کراچی بود يک انفجار انتحاری سبب شد تا خودروی حامل او مورد حمله قرار گيرد و ۱۳۹ نفر از هواداران و تيم محافظتی اش کشته شوند.
در ۲۶ دسامبر، وی در مبارزات خود برای انتخابات پارلمانی ماه ژانويه پاکستان قول داد تا برای احقاق حقوق کارگران تلاش کند.
... و يک روز بعد در جريان يک عمليات انتحاری هدف گلوله يک بمبگذار قرار گرفت و با مرگ خود به حيات سياسی يکی از پر سر و صدا ترين زنان سياستمدار در شبه قاره هند پايان داد.
۴۰ یهودی ایرانی مخفیانه به اسراییل مهاجرت کردند
۴۰ مهاجر یهودی ایرانی که برنامه عزیمت آنها به طور مخفیانه تنظیم شده بود شامگاه سه شنبه در میان استقبال مقام های اسراییلی وارد فرودگاه بن گوریون تل آویو شدند.
به گزارش منابع خبری، این بزرگترین مهاجرت دسته جمعی یهودیان ایرانی به اسراییل محسوب می شود.
برخی از اعضای خانواده های این چهل نفر، که پیش از این به اسراییل رفته بودند، در سالن انتظار فرودگاه تل آویو با فریادهای شادی به استقبال آنها رفتند.
مراسم استقبال از تازه واردان مهاجر از سوی خبرنگاران و دوربین های تلویزیونی به طور وسیعی پوشش داده شد و شبکه دو تلویزیون اسراییل نیز مشروح خبر اول سه شنبه شب خود را به همین موضوع اختصاص داد ولی چهره مسافران در تصاویر تلویزیونی محو شده بود تا خطری متوجه بستگانشان در ایران نشود.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، «به علت حساسیت زیادی که این مهاجرت داشته است، تمامی جزییات و مسیر این سفر، که از طریق کشوری ثالث انجام شد، محرمانه ماند.»
دو نفر از مهاجران ایرانی به این خبرگزاری گفتند که از حضور در اسراییل بسیار خوشحالند. یوسف، ۱۶ ساله، گفت: «احساس خیلی خوبی دارم. همین الان خانواده ام را دیدم. نمی توانم احساسم را به زبان بیاورم.»
میکائیل نیز که ۱۵ سال دارد گفته است: «به عنوان یک یهودی روزهای سختی را در جمهوری اسلامی تحمل کرده ام. حتی اجازه نداشتم در خیابان، عرقچین (یهودیان) را بر سر بگذارم.»
برخی از مسافران نیز گفته اند که «در ایران احساس امنیت می کرده اند.»
یک خانواده پنج نفره یهودیان ایرانی نیز از دیدن پدر بزرگ و مادر بزرگ شان، که شش سال پیش از ایران به اسراییل رفته بودند، بسیار خوشحال بودند.
کمک نقدی به مهاجران یهودی
مهاجرت این گروه چهل نفره را سازمانی یهودی - مسیحی به نام «دوستی بین المللی مسیحیان و یهودیان» برنامه ریزی و اجرا کرده است.
گزارش ها حاکیست که این سازمان در بدو ورود مبلغ ۱۰هزار دلار در اختیار هر یک از مسافران قرار داد تا بتوانند زندگی خود را در اسراییل آغاز کنند.
یهل اکستاین، مؤسس این سازمان یهودی - مسیحی، گفته است که «وضع یهودیان، به ویژه در دوره محمود احمدی نژاد که به حذف اسراییل از نقشه جهان باور دارد، نگران کننده است.»
وی افزود:«علی رغم گزارش اخیر سازمان ملی برآوردهای اطلاعاتی آمریکا که می گوید جمهوری اسلامی در سال ۲۰۰۳ برنامه تولید سلاح های هسته ای را متوقف کرده است اسراییل باور دارد که جمهوری اسلامی هنوز می کوشد تا، علاوه بر موشک های دوربردی که در اختیار دارد، به بمب اتم نیز دست یابد.»
اکستاین همچنین گفته است: «به باور او وضع یهودیانی که امروز در جمهوری اسلامی زندگی می کنند به وضع یهودیان در آلمان دهه ۳۰ شباهت دارد.»
اما به گفته برخی دیگر از کارشناسان و تعدادی از یهودیانی که در ماه های اخیر از ایران به اسراییل مهاجرت کرده اند، یهودیان در جمهوری اسلامی اکنون در وضعیت نسبتا خوبی به سر می برند.
میشائل جانکلوویتز، سخنگوی آژانس یهود، گفته است: در سال جاری میلادی حدود ۲۰۰ یهودی ایرانی به اسراییل مهاجرت کرده اند که بیشترین شمار مهاجرت یهودیان ایرانی پس از انقلاب اسلامی محسوب می شود و مهاجرت این گروه چهل نفره نیز بزرگترین آن است.
طبق اصل ۱۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی، کلیمیان «در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می کنند.
بر اساس اصل ۶۴ این قانون، کلیمیان یک نماینده نیز در مجلس شورای اسلامی دارند.
اما علی رغم تصریح قانون، یهودیان در جمهوری اسلامی با دشواری هایی نیز رو به رو بوده اند.
از جمله، در سال ۲۰۰۰ مقام های جمهوری اسلامی ۱۰ یهودی را بازداشت و آنها را به «جاسوسی برای اسراییل» متهم کردند.
دادگاه ابتدا آنها را به چهار تا سیزده سال زندان محکوم کرد اما بعد بدنبال فشارهای جهانی آنها را آزاد کرد.
مئیر جاودانفر، کارشناس اسراییلی که خانواده اش در هه ۱۹۸۰ به اسراییل مهاجرت کرده است، می گوید: «یهودیان در ایران معمولا در انجام مناسک مذهبی خود آزادند اما با وجود این، نسبت به حملات شدیداللحن رسانه های ایرانی به اسراییل نگرانند و آن را دامن زدن به یهودی ستیزی می دانند.»
لاریجانی در قاهره با مقام های مصری دیدار کرد
علی لاريجانی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی ایران و نماينده وی در شورای عالی امنيت ملی که در مصر به سر می برد، برای برقراری روابط ديپلماتيک بين دو کشور که از زمان انقلاب اسلامی تاکنون قطع شده، با مقامات مصری و رهبران مذهبی ديدار و گفت و گو کرده است.
جمهوری اسلامی ايران بعد از امضای قرارداد صلح بين مصر و اسرائيل در سال ۱۹۷۹ و همچنين پناه دادن مصر به محمدرضا شاه پهلوی، روابط ديپلماتيک خود را با اين کشور قطع کرد.
روابط ايران ومصر، با حمايت مصر از عراق طی جنگ هشت ساله ايران و عراق، وخامت بيشتری گرفت و پس از پايان جنگ، روابط ديپلماتيک دو کشور بسيار محدود بود.
ديدار آقای لاريجانی از مصر، نقطه عطفی در روابط ديپلماتيک دو کشور محسوب می شود. وی با هدف «بازديد از مراکز فرهنگی و دانشگاهی مصر و ديدار با تنی چند از مقامات و انديشمندان مصری»، از روز دوشنبه در قاهره به سر می برد.
به تازگی حسين دادار، قائم مقام وزير امور خارجه مصر از تهران ديدن کرده بود و همتای او، عباس عراقچی هم در ماه سپتامبر به قاهره سفر کرده بود.
آقای لاريجانی طی اين سفر با عمر موسی، رييس اتحاديه عرب و احمد ابو الغيط، وزير امور خارجه مصر ديدار و گفت و گو کرده است.
وی در گفت و با خبرنگاران در قاهره گفت: «تا اينجا بر روی لبه مثبت حرکت کرده ايم. گفت و گوها و مذاکرات ادامه دارد، ولی نبايد شتاب به خرج دهيم.»
پيش از ملاقات آقای لاريجانی با وزير امورخارجه مصر، آقای ابو الغيط، گفته بود که آنها «شرايط» موجود بين روابط ايران و مصر را بررسی خواهند کرد و اضافه کرده بود که هر دو طرف درباره جنبه های روابط دو جانبه، منطقه ای و امنيتی، هنوز بحث دارند.
وزير امور خارجه مصر گفته بود که روابط ديپلماتيک دو کشور تنها زمانی برقرار خواهد شد که ايران تصویر بزرگ خالد اسلامبولی را از دیواری در تهران پايين بياورد و نام خيابان را به افتخار رييس جمهوری اين کشور، به «انور سادات» تغيير دهد.
خالد اسلامبولی يکی از افسران اسلامگرای ارتش مصر بود که در سال ۱۹۸۱میلادی در يک رژه نظامی، انور سادات، رييس جمهوری وقت مصر را به قتل رساند و خيلی زود اعدام شد.
جمهوری اسلامی ایران نام يکی از خيابان های مهم تهران را به نام این افسر ارتش اختصاص داده بود که اين امر همواره مورد مناقشه دو کشور بوده است.
آقای لاریجانی طی اين سفر چهار روزه که پنج شنبه خاتمه می يابد، با عمر سليمان، وزير اطلاعات مصر نيز ديدار و گفت و گو کرده است.
بنا به گزارش خبرگزاری ايرنا، خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، هر دو طرف در اين ديدار بر «لزوم روابط ديپلماتيک، فرهنگی و امنيتی بيشتر در اين برهه حساس در منطقه» تاکيد کرده اند.
آقای لاريجانی همچنين با شيخ محمد سيد تنتاوی و ديگر مقامات دانشگاه الازهر که بزرگ ترين مرکز مطالعات اسلامی سنی محسوب می شود، ديدارداشته است.
در ماه می، آقای احمدی نزاد طی يک سخنرانی پيشنهاد از سرگیری روابط کامل ديپلماتيک میان دو کشور را مطرح کرد و گفت که ايران حاضر است سفارتخانه اش را در قاهره بازگشايی کند، به محض اين که مصر با بازگشايی سفارتخانه کشورش در تهران موافقت کند.
رييس جمهوری ايران روز چهارشنبه همين پيشنهاد را در گفت و گو با شکبه انگلیسی زبان دولت جمهوری اسلامی - پرس تی وی - تکرار کرد وگفت: «اگر مصر آمادگی اش را اعلام کند، همين امروز سفارتمان را در قاهره بازگشايی می کنيم.»
اما آقای احمدی نژاد اضافه کرد که هنوز مواردی برای برقراری روابط ديپلماتيک باقی مانده است.
مصر يکی از متحدان اصلی آمريکا در خاورمیانه محسوب می شود و دهه ها است که اسرائیل را به رسمیت شناخته و با آن کشور رابطه دارد.
-----------------------------------------------------------------------------
گرمایش زمین؛ هشداری که در سال ۲۰۰۷ جدی شد
سال ۲۰۰۷ سالی بود که مسئله تغییرات جوی و گرم شدن کره زمین غیر قابل چشم پوشی بود. دانشمندان و متخصصین محیط زیست، سالیان سال است که هشدار داده اند جو زمین به طور نگران کننده ای در حال گرم شدن است. با این حال شک گرایان متقاعد نمی شدند.
اما امسال مدارک بدست آمده از تحقیقات علمی به وضوح ثابت کرد که بشر موجب گرم شدن جو کره زمین شده است، و این مسئله می تواند عواقب فاجعه باری را بدنبال داشته باشد.
چهار گزارش انتشار یافته توسط هیئت نمایندگان بین المللی تغییرات جوی سازمان ملل متحد یا« IPCC »، ثابت کرد که گازهای گلخانه ای نظیر کربن دی اکسید، موجب ایجاد خطراتی بی شمار برای انسان ها، گیاهان و حیوانات می شوند.
برندا اکورزل، کارشناس امور آب و هوایی در «اتحادیه دانشمندان نگران» سال ۲۰۰۷ را «سالی تاریخی» نامید.
زیرا به گفته او، «در این سال نخستین بار بود که IPCC با اشاره به میانگین دمای هوا، آب اقیانوس ها، آب شدن گسترده کوه های یخی قطب و بالا آمدن آب دریاها اقرار کرد که در گرم شدن کره زمین تردید کمی وجود دارد. همچنین نخستین بار بود که دانشمندان به طور مشخص فعالیت های بشر را مسئول این پدیده ها دانستند.»
دکتر سوزان سولومون، از نویسندگان این گزارش گفت:«ما می توانیم با اطمینان بگوییم که فعالیت های بشر اساسا موجب گرم شدن جو زمین شده است.»
برندا اکورزل می گوید: زمانی که IPCC در این رابطه از واژه «اطمینان» استفاده می کند مفهوم آن این است که آنها بیش از ۹۰ درصد به این موضوع اطمینان دارند.
وی می گوید: این یک بیانیه بسیار قوی از سوی دانشمندان جهان است، که به اتفاق به این نتیجه رسیده اند که اساسا فعالیت های بشر نظیر استفاده از اتومبیل، سوخت فسیلی برای دستیابی به انرژی و الکتریسیته، قطع درختان جنگلی و دیگر اقدامات از این قبیل، که از اواسط قرن بیستم به بعد انجام شده است به طور عمده باعث گرم شدن کره زمین شده است.»
هیئت نمایندگان بین المللی تغییرات جوی سازمان ملل متحد پیش بینی می کند که اگر دفع گازهای گلخانه ای به طور قابل توجهی کاهش پیدا نکند، آنگاه چنین اتفاق هایی رخ خواهد داد:
- دمای هوای زمین احتمالا به طور متوسط چهار درجه سلسیوس افزایش پیدا خواهد کرد.
- سطح آب دریاها احتمالا به میزان ۴۳ سانتی متر افزایش پیدا خواهد کرد.
- در منطقه قطب شمال، کوه های یخ تابستانی تا سال ۲۰۵۰ کاملا از بین خواهند رفت و موج های گرم و طوفان های گرمسیری بیشتر و شدیدتر خواهد شد.
پیامد این پیشگویی ها به کمبود آب آشامیدنی و خشکسالی های بیشتر منجر خواهد شد که به نوبه خود تاثیرات عظیمی بر تولیدات مواد غذایی و مرگ و میر ناشی از کمبود خوراک، طوفان، سیل و موج های گرم خواهد گذاشت.
با توجه به این تغییرات طبیعی انتظار می رود برخی از گیاهان و حیواناتی که فرصت تطبیق یافتن با این تغییرات را ندارند نیز منقرض شوند.
آلودگی هوای شهرها در سراسر جهان موجب بیماری های بیشتر قلبی و ایجاد سیل ها و خیزاب های گرم شده و میزان ابتلاء به بیماری های آبخیز، نظیر مالاریا افزایش پیدا خواهد کرد.
اکورزل می گوید: «ما خیلی نگران تاثیر این تغییرات بر سلامتی بشر هستیم زیرا انتظار بروز خیزاب های گرم بسیار بالاست. ما اخیرا در سال ۲۰۰۳ با یکی ازاین پدیده ها در اروپا روبرو شدیم که موجب بیماری و مرگ بسیاری از مردم شد. پیشبینی ها حاکی از آن است که جمع شدن گازهای گلخانه ای در جو زمین موجب افزایش شدید دمای کره زمین خواهد شد.»
علائم تغییرات جوی
دیدن علائم ناشی از تغییرات آب و هوای زمین امر دشواری نیست. گاه به نظر می رسد که کره زمین با تحولات جوی، خود علنا می خواهد به مردم هشدار دهد.
دیدن خرس های قطبی که برای نجات جان خود در آب های قطب شمال، که زمانی کوه های یخ بودند دست و پا می زنند و کوه های عظیم یخ که در حال متلاشی شدن هستند، تعداد آتش سوزی های جنگلی که ماه ها خشکسالی بدنبال دارند و طوفان های دریایی و سیلاب های عظیمی که موجب تخریب شهرها و روستاها می گردند، همگی نشانه های بارز گرم شدن کره زمین هستند.
علیرغم این علائم هشدارآمیز، پیشرفت ها چندان چشمگیر نبوده است.
قرارداد کیوتو در سال ۱۹۹۷ ده ها کشور را ملزم به کاهش تولید گازهای گلخانه ای کرد. اما امسال سازمان جهانی هواشناسی وابسته به سازمان ملل متحد، گزارش داد که میزان بالارفتن دی اکسید کربن در جو، ۳۵ درصد شدیدتر از حد انتظار بوده است.
این مسئله در رابطه با اکسیدهای دارای نیتروژن نیز صدق می کند. این دو گاز به همراه متان بزرگترین عوامل گرم شدن جو زمین هستند.
اکورزل متذکر می شود که پدرها و اجداد ما در طول زندگی خود آن قدر گازهای خطرناک تولید کرده اند که دست کم ۲۰ درصد آن، تا ۸۰۰ سال دیگر در جو زمین باقی خواهد ماند.
وی می گوید: ما قبلا کره زمین را به گونه ای تخریب کرده ایم که فرزندانمان نخواهند توانست بر روی همان زمینی زندگی کنند که ما بر آن زندگی می کنیم.
اما همچنین می گوید زمان آن فرارسیده است که این خرابی ها را جبران کنیم.
به گفته وی، «ما دنیایی کاملا متفاوت را به نسل های آینده خود واگذار خواهیم کرد. ما می توانیم مسیر این حرکت را تغییر دهیم و تلاش کنیم تا روند گرم شدن کره زمین را کاهش دهیم، زیراهنوز در وهله ابتدایی آن قرار داریم. اگربه همین وضع ادامه دهیم تا آخر این قرن کره زمین شکل دیگری خواهد داشت.»
جایزه صلح نوبل برای فعالان زیست محیطی
سال ۲۰۰۷ همچنین سالی بود که هیئت اهداء کننده جایزه نوبل برای شدت این بحران اهمیت ویژه ای قائل شده و جایزه سالانه صلح نوبل را به ال گور، سیاستمدار و فعال زیست محیطی، اهدا کرد.
ال گور که سخنگوی سازمان اتحاد برای حفاظت از آب و هواست، درموقع دریافت این جایزه، بحران جوی را «امر فوق العاده جهانی» نامید.
وی گفت: «تغییرات جوی، خطرناک ترین چالشی است که بشر تاکنون با آن مواجه بوده است، اما در عین حال بزرگترین فرصت برای ایجاد تغییراتی است که ما در هر حال باید از پیش انجام می دادیم. این فرصتی است برای آنکه هوشیاری جهانی را نسبت به چالش های پیش رو بالا ببریم.»
بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد در ضرورت برخورد با این مشکلات با ال گور موافق است.
وی گفته است: « پر واضح است که جامعه بین المللی عموما، و مشخصا با کمک کمیته اهداء کننده گان جایزه نوبل، ضرورت و اهمییت برخورد با پدیده گرم شدن زمین را به رسمیت شناخته است. این به آن معناست که ما در جهان به مرحله ای رسیده ایم، که باید برای انجام اقدامات لازم دست به کار شویم.»
خطرات عمده برای کره زمین
عمده ترین خطراتی که هم اینک کره زمین را تهدید می کنند، شامل آب شدن کوه های یخ، آلودگی ناشی از هواپیماها و اتوموبیل ها و استفاده از سوخت زغال سنگ برای انرژی است.
دانشمندان از مسئولین صنایع و کارخانجات خواسته اند تا به سوخت های کم مصرف و قابل تجدید، نظیر انرژی باد و آفتاب متوسل شوند.
اما همان گونه که هنری جکوبی، دستیار مدیر «برنامه مشترک علم و سیاست تغییرات جهانی» در موسسه تکنولوژی ماساچوست می گوید، این به خواسته عموم مردم بستگی خواهد داشت و رهبری دولت ها یکی از بزرگترین موانع مداخله صنایع خصوصی و مردم دراین پیشگیری هاست.
انتخابات اخیر استرالیا در رهبری دولت آن کشورتغییراتی ایجاد کرد و کوین راد، نخست وزیر جدید بر خلاف جان هوارد، نخست وزیر سابق بلافاصله قوانین مندرج در قرارداد کیوتو پیرامون کاهش تولید دی اکسید کربن را به اجراء درآورد.
هم اینک ایالات متحده آمریکا و چین با مخالفت در امضاء این قرارداد، به عنوان بزرگترین کشورهای آلوده کننده جهان به شمار می آیند.
جکوبی می گوید: اگر ایالات متحده آمریکا، که خود به تنهایی یک چهارم گازهای گلخانه ای جهان را تولید می کند، در قطع این گازها از خود علاقه و رهبری صحیحی نشان می داد، این اقدام می توانست مسیر گرم شدن زمین را کاملا تغییر دهد.
وی ادامه می دهد: با اینکه علائم گرم شدن کره زمین در همه جا به چشم می خورد، اما در ایالات متحده آمریکا درک و آگاهی عموم مردم نسبت به این مسئله آن طور که باید گسترده نیست.
وی می گوید: «برای رسیدن به چنین آگاهی، به یک رهبری سیاسی نیاز است و ما چنین رهبری را از جانب دولت آمریکا نداشته ایم. دولت که تحت انقیاد بخش هایی از حوزه های انتخاباتی خود است، درانجام اقدامات لازم، بویژه در زمینه تحقیقات و توسعه دریغ کرده و همچنان به روش خود ادامه می دهد. من فکر می کنم مخالفت دولت بوش یکی از مشکلات اصلی دستیابی به این توافق در عرصه جهانی است.»
در پاسخ به این پرسش، که چه امری ممکن است موجب شود عموم مردم به حقیقت خطراتی که نسل های آینده را تهدید می کند پی ببرند و آیا انقراض نسل خرس های قطبی یا ناپدید شدن بخش های از کشورهایی چون بنگلادش در زیر آب دریا ممکن است سرانجام مردم را بفکر بیندازد، می گوید: « متاسفانه باید بگویم بله، زیرا اینها علائم ترسناکی هستند.»
وی می افزاید: «من فکر می کنم برخورد با چنین صحنه هایی سرانجام دید و نگرش مردم را تغییر خواهد داد. اما مشکل اینجاست زمانی که مردم با چنین علائم بارزی روبرو شوند، آنگاه میزان گازهای گلخانه ای در آسمان آنقدر بالاست که دیگر نمی توان آنها را از بین برد.»
اعتراض به مارادونا برای درخواست دیدار با احمدی نژاد
خانواده قربانيان بمبگذاری در مرکز يهوديان در بوینس آيرس در سال ۱۹۹۴، به ديه گو مارادونا، فوتباليست سابق اين کشور به خاطر تصمیم ديدار با رييس جمهوری ايران، اعتراض کردند.
جمهوری اسلامی ایران متهم است که در جریان بمب گذاری مرکز یهودیان بوینس آیرس، شبه نظامی های تندرو بمبگذار را حمايت کرده است. ايران اين ادعا را شديدا رد می کند.
خانواده ۸۵ کشته بمبگذاری در مرکز يهوديان تلاش بسيار زيادی کرده اند تا عاملان اين بمبگذاری که گفته می شود سران امنيتی جمهوری اسلامی بوده اند، به دادگاه احضار شوند.
يکی از اعضای گروه کمک به قربانبان اين حادثه گفت: «به نظر من مارادونا اشتباه می کند، او بايد با ما ديدار کند.»
طبق اعلام رسانه های آرژانتين، مارادونا در ديدار با کاردار سفارت ايران در بوینس آیرس گفته است: «من تاکنون با چاوز، رييس جمهوری ونزوئلا و فيدل کاسترو، رهبر کوبا ديدار کرده ام و حالا می خواهم با رييس جمهوری شما ديدار کنم.»
ونزوئلا، کوبا و ايران کشورهايی هستند که ائتلافی عليه آمريکا تشکيل داده اند و اشاره مارادونا به اين سه کشور، حاکی از تمايلات ضد بوش اين بازيگر سابق فوتبال است.
مارادونای ۴۷ ساله، يکی از منتقدان صريح سياست های رياست جمهوری کنونی آمریکا محسوب می شود.
وی قصد دارد صورت هوگو چاوز، رييس جمهوری ونزوئلا را که يکی از دشمنان آمريکا محسوب می شود، بر روی بدن خود تتو کند.
مارادو.نا در سال ۲۰۰۵ میلادی در کنار چاوز و کاسترو، نقشی کليدی در نشست ملت های آمريکای لاتين در «ماردل پلاتا» آرژانتين ايفا کرد که در آن به شدت با پيمان تجارت آزاد آمريکا مخالفت شد.
مارادونا به تازگی در ديدار با محسن بهاروند، کاردار سفارت ايران در آرژانتین، پيراهن خود را به مردم ايران تقديم کرده بود که طبق اعلام، اين پيراهن در موزه هدايای وزارت امور خارجه نگهداری خواهد شد. مارادونا گفته بود:«من از صمیم قلب با مردم ايران هستم .»
مارادونا در سال ۱۹۸۶، تيم فوتبال آرژانتين را قهرمان جام جهانی فوتبال کرد و به يکی از شناخته ترين چهره های فوتبال جهان تبديل شد.
وی پس از کناره گيری از فوتبال، به هدايت تيم های فوتبال پرداخت و سال گذشته نايب رييس شورای فوتبال باشگاه «بوکا جونيورز» شد و اخيرا به نوعی از فوتبال سالنی به نام «شوبال» تمايل نشان داده است.
به گمان برخی از کارشناسان اظهار تمايل او برای سفر به ايران، می تواند حکايت از تمايل او برای مربی گيری تيم فوتبال ايران نیز باشد
.
اتهام عليه مقامات بلندپايه ايرانی
«رودلفو کانی کبا کورال» قاضی آرژانتينی، جمهوری اسلامی ايران را به مشارکت در بمب گذاری مرکز يهوديان معروف به «آميا»، متهم کرده و برای شماری از مقام های ايران از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، حکم بازداشت بين المللی صادر کرده است.
سال گذشته، کاردار سفارت ايران در آرژانتين با حضور در برابر اين قاضی، از روند تحقيقات اين دادگاه انتقاد کرده بود.
محسن بهاروند که همان کارداری است که با مارادونا ديدار کرده، با تاکيد بر اين که ايران مطلقأ هيچ نقشی در بمب گذاری «مرکز آميا» نداشته ، گفته بود: «راهی که شما انتخاب کرده ايد اشتباه است».
کاردار سفارت ايران ادعا کرده بود مقام های آرژانتينی ناتوان از ارايه مدارک جديدی برای صدور حکم جلب مقام های ايرانی بوده و دوباره به همان اسناد گذشته استناد کرده اند.
آقای بهاروند دو تن از شهود دادگاه را «تروريست» و وابسته به اپوزيسيون مسلح ایران، سازمان مجاهدين خلق، خوانده و گفته بود ديگر شهود نيز به هنگام انفجار در آرژانتين حضور نداشته اند.
خانواده های قربانيان انفجار «مرکز آميا» در دادگاه حاضر و ازپشت شيشه شاهد اظهارات کاردار ايران بودند.
اين نخستين باربود که محسن بهاروند، بلندپايه ترين ديپلمات جمهوری اسلامی در آرژانتين - که کارداری سفارت تهران در بوينس آيرس را نيز بر عهده دارد - به پرسش های قاضی کورال پاسخ می داد.
آقای بهاروند چندی پيش اعلام کرده بود که مدارک و شواهدی دال بر بی گناهی ايران در بمب گذاری در «آميا» مرکز خيريه يهوديان در بوينس آيرس در اختيار ايران است.
در اين بمب گذاری که سیزده سال پيش روی داد ، هشتاد و پنج تن کشته و سيصد تن مجروح شدند.
قاضی کورال هجدهم آبان ماه سال گذشته ، شماری از مقام های جمهوری اسلامی را متهم به مشارکت در اين بمب گذاری کرد و برای آن ها از جمله برای اکبر هاشمی رفسنجانی، علی فلاحيان و علی اکبر ولايتی که در آن هنگام به ترتيب رييس جمهوری ، وزير اطلاعات و وزير امور خارجه ايران بودند ، حکم جلب بين الملی صادر کرد.
جمهوری اسلامی ایران نيز در واکنش به اين اقدام ، برای قاضی کورال و ديگر مسئولان رسيدگی به اين پرونده، حکم بازداشت صادر کرد.
به گفته وکلای مدافع خانواده قربانيان اين حادثه ، حزب الله لبنان با پشتيبانی جمهوری اسلامی ايران اين بمب گذاری را سازمان داده است.
--------------------------------------------------------------------------
دفتر طالبانی: قرارداد الجزایر همچنان معتبر است
دفتر جلال طالبانی، رییس جمهوری عراق، با صدور بیانیه ای، قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را که میان ایران و عراق امضا شده «همچنان معتبر» خوانده است.
در بیانیه دفتر آقای طالبانی، که در سایت اینترنتی ریاست جمهوری عراق منتشر شده، آمده است: «اين قرارداد همچنان اعتبار دارد و براساس قوانين و معاهده های بين المللی لغو نشده است».
متن کامل بیانیه دفتر جلال طالبانی
روز سه شنبه، روزنامه عرب زبان «الحیات» چاپ لندن، به نقل از جلال طالبانی نوشت که دولت کنونی عراق قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را قبول ندارد.
این اظهارت که بازتاب گسترده ای در رسانه های فارسی زبان یافت، با واکنش تند و منفی مقام های ایران رو به رو شد.
در عین حال در بیانیه دفتر ریاست جمهوری عراق آمده، تاکید شده است: «برخی ملاحظات در مورد قرارداد الجزایر وجود دارد که می تواند از طریق گفتگو و رسیدن به توافق با ایران حل شود».
در این گزارش هیچ اشاره ای به جزئیات «ملاحظات» مورد نظر جلال طالبانی نشده است.
در این بیانیه تصریح شده است که آقای طالبانی در مصاحبه اش با روزنامه «الحیات» گفته بوده: «زمانیکه قرارداد الجزایر میان پادشاه ایران و صدام حسین امضا شد ، همه احزاب مخالف صدام حسین با آن مخالف بودند چرا که معتقد بودند که امضای آن به بقای رژیم صدام حسین کمک می کند».
قراداد ۱۹۷۵ الجزایر پیمان نامه ای است که در آن مرزهای مورد مناقشه دو کشور تعیین شده است و بر اساس قوانین بین المللی، یکی از طرفین نمی تواند به تنهایی آن را فسخ کند.
در آستانه جنگ ایران و عراق، صدام حسین رییس جمهوری وقت عراق، با پاره کردن این قرارداد در برابر دوربین تلویزیون دولتی، به شکلی نمادین آن را یکجانبه ملغی کرد و جنگی که هشت سال به طول انجامید، میان دو کشور آغاز شد.
به گفته برخی ناظران، اقدام صدام حسین از جمله دلایلی است که هرگونه اظهارنظری علیه قرارداد الجزایر با حساسیت بسیار بالایی در ایران مواجه می شود.
----------------------------------------------------------------------
ايران تغيير در «معاهده الجزاير» را مردود دانست
مقامات جمهوری اسلامی ايران روز سه شنبه هرگونه تغيير در معاهده الجزاير بين ايران و عراق را مردود دانسته و اين قرارداد را «غير قابل» تغيير خواندند.
محمد علی حسينی، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران در واکنش به اظهارات رييس جمهوری عراق که معاهده الجزاير را «لغو شده» اعلام کرده بود، گفت: «از ديدگاه حقوق بينالملل، معاهدات ناظر بر وضعيت مرزهای کشورها (معاهدات مرزی) موجد حقوق و تعهدات عينی برای دولت ها بوده و دارای ماهيت ابدی و لايتغير می باشد و مقولاتی نظير جنگ، جانشينی دولت ها و تغيير بنيادين اوضاع و احوال نيز نمی تواند خدشه ای بر اعتبار آن ها وارد سازد.»
آقای حسينی افزوده است: «روابط ايران و عراق از سال ۱۹۷۵ بر عهدنامه مربوط به مرز دولتی و حسن همجواری مورخ ۲۳ خرداد ۱۳۵۴ برابر با ۳ ژوئن ۱۹۷۵ و موافقتنامهها و پروتکلهای ضميمه آن استوار بوده است.»
اين مقام جمهوری اسلامی ايران می گويد که «با توجه به اصل متقن فوق، هرگونه اظهار نظر در خصوص لغو معاهده ۱۹۷۵ الجزاير فاقد وجاهت حقوقی است.»
حسن کاظمی قمی، سفير جمهوری اسلامی ايران در عراق نيز اظهارات آقای طالبانی را رد کرده و ديدگاهی مشابه وزارت امور خارجه مبنی بر «لايتغيير بودن معاهده الجزاير» ابراز کرده است.
علاء الدين بروجردی، رييس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس نيز گفته است: « انتظار نمايندگان مجلس شورای اسلامی اين است که خبر نسبت داده شده به جلال طالبانی توسط وی تکذيب شود.»
جلال طالبانی، رييس جمهوری عراق در اظهاراتی که روزنامه فرا منطقه ای عرب زبان «الحيات» روز دوشنبه به نقل از وی منتشر و در پايگاه اينترنتی خود قرار داده است، گفت که «قرارداد ۱۹۷۵ الجزاير ميان صدام حسين، رييس جمهوری سابق عراق و شاه ايران امضاء شده است و نه ميان دولت های ايران و عراق.»
وی افزوده که «ما خواهان روابط حسنه با ايران هستيم ولی قرارداد الجزاير را نمی پذيريم.»
آقای طالبانی می گويد: « اين توافقنامه پيش از اين، از طرف گروه های مخالف عراقی که در حال حاضر در راس قدرت هستند، رد شده بود.»
ايران و عراق در دهه ۱۹۷۰ و بدنبال بروز اختلافات شديد ميان دو کشور بر سر کشتيرانی در آبراه اروند رود با ميانجيگری و نظارت هواری بومدين، رييس جمهوری وقت الجزاير، مذاکراتی برای حل اختلافات خود انجام دادند.
اين مذاکرات سرانجام با امضاء معاهده الجزاير در سال ۱۹۷۵ و تعيين خط تالوگ برای تقسيم رودخانه مرزی اروند رود به نتيجه رسيد.
لزوم رعايت معاهده الجزاير
سخنگوی وزارت امور خارجه ايران در بيانيه ای که در واکنش به سخنان آقای طالبانی در اختيار خبرگزاری های ايران قرار داده است، گفته که دولت جمهوری اسلامی بعد از پيروزی انقلاب اسلامی «با توجه به وفای به عهد، به اين عهدنامه احترام گذاشته و مفاد آن را دقيقا رعايت کرده است.»
محمد علی حسينی افزوده است: « جمهوی اسلامی ايران نه تنها در هيچ مقطعی اعتبار معاهدات ۱۹۷۵ را زير سوال نبرده، بلکه طی يادداشت های عديده ای که در سازمان ملل متحد نيز به ثبت رسانده است بر معتبر و نافذ بودن معاهدات مزبور تاکيد داشته و دارد.»
به گفته اين مقام ايرانی، «رعايت اصول مسلم حقوق بين المللی در زمان انعقاد عهدنامه مرز دولتی و حسن همجواری (مورخ ۱۳ ژوئن ۱۹۷۵) قويا مورد نظر دولتين ايران و عراق بوده و اين منظور در ماده ۵ عهدنامه صريحا مورد تاکيد قرار گرفته است که طرفين تایید مینمايند که خط مرزی زمينی و رودخانه ای آنان لايتغير، دائمی و قطعی می باشد.»
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی از رييس جمهوری عراق خواسته است که «بر اساس اصول و موازين حقوق بينالملل ناظر بر التزام و پايبندی به تعهدات دو جانبه فيمابين دولتها و نيز اصل حسن همجواری و همچنين ماده هشت قانون اساسی آن کشور» به تعهدات بغداد پايبند باشد.
ادامه اختلافات تاریخی؟
به رغم امضای معاهده الجزاير ميان تهران و بغداد در سال ۱۹۷۵، صدام حسين، رييس جمهوری عراق پنج سال بعد و پس از سرنگونی رژيم شاه در ايران به صورت يک طرفه اين قرارداد را لغو و آن را مقابل دوربين های تلويزيونی پاره کرد.
به فاصله کمی از اين اقدام، ارتش عراق به ايران حمله کرد و دو کشور به مدت هشت سال درگير جنگی فرسايشی شدند.
با تصويب قطعنامه ۵۹۸ در شورای امنيت، سازمان ملل متحد از دو کشور خواست تا پشت مرزهای بين المللی مندرج در معاهده سال ۱۹۷۵ الجزاير عقب نشینی کنند.
با وجود پذيرش قطعنامه سازمان ملل از سوی دو کشور، مسائل مرزی ميان ايران و عراق بويژه در آبراه اروند روند و لايروبی آن برای عبور کشتی ها به دليل حمله عراق به کويت و جنگ اول خليج فارس به جايی نرسيد و لاينحل باقی ماند.
در ماه اوت سال جاری فرماندهان مرزی ايران و عراق پس از ۲۷ سال در تهران با يکديگر ملاقات کردند و درباره « ساماندهی مرزهای دو کشور، نصب ميله های مرزی و جلوگيری از قاچاق و نا امنی در مرزها، بويژه در اروندرود» به گفت وگو پرداختند.
بر اساس گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، قاسم رضايی، فرمانده مرزبانی جمهوری اسلامی گفته بود که حل و فصل اختلافات مرزی ميان دو کشور بر اساس معاهده سال ۱۹۷۵ صورت خواهد گرفت.
--------------------------------------------------------------------------
شهرک سازی اسراییل، محور مذاکره عباس - المرت
اهود اولمرت، نخست وزير اسراييل و محمود عباس، رهبر تشکيلات خودگردان فلسطينی برای حل مناقشه سرزمينی ميان طرفين که گفت وگو های صلح را دچار تلاطم کرده است روز پنج شنبه با يکديگر ديدار می کنند.
اين ملاقات، نخستين ديدار رهبران اسراييلی و فلسطينی پس از از سرگيری گفت وگوهای صلح ميان طرفين در اوايل ماه جاری است که پس از هفت سال سردی روابط آغاز شد.
گفت و گوهای دو رهبر دو هفته پيش از سفر جرج بوش، رييس جمهوری آمريکا به منطقه صورت می گيرد که برای نخستين بار ظرف هفت سال دوران رياست جمهوری خود به اسراييل و سرزمين های فلسطينی می رود.
فلسطينيان اعلام کرده اند که شرط پيشرفت گفت وگوها با اسراييل، توقف برنامه ساخت ۳۰۷ ساختمان در شهرک یهودی نشین«هار هما»، در اطراف اورشليم شرقی است. برنامه ساخت اين واحدهای مسکونی بلافاصله پس از نشست آناپوليس اعلام شد.
اين در حالی است که اسراييل می گويد، برنامه ساختمان سازی در اين منطقه تعهد اين کشور برای عدم گسترش شهرک های يهودی نشين در کرانه باختری را نقص نمی کند، چرا که اين پروژه در نزديکی اورشليم شرقی قرار است اجرا شود.
منطقه اورشليم شرقی در سال ۱۹۶۷ و در جريان جنگ ميان اعراب و اسراييل به تصرف اسراییل درآمد.
جامعه جهانی ضميمه شدن اين بخش از اورشليم (بيت المقدس) به خاک اسراييل را به رسميت نشناخته و فلسطينيان نيز گفته اند که با تشکيل دولت مستقل فلسطين، اين بخش از شهر، پايتخت دولت جديد خواهد شد.
قرار است که در مذاکرات اهود اولمرت و محمود عباس اين موضوع مورد بحث قرار گيرد.
صائب عريقات، مذاکره کننده فلسطينی گفته است که موضوع شهرک سازی در دستور کار اصلی دو رهبر قرار دارد.
وی اظهار داشت: «ما می خواهيم سال ۲۰۰۹ سال صلح باشد و اين( گسترش شهرک سازی) اعتبار روند صلح را خدشه دار می کند.»
فلسطينيان خواستار آن هستند که اسراييل تمام پروژه های گسترش شهرک سازی را در مناطق اشغالی کرانه باختری و اورشليم شرقی متوقف کند، چرا که این بخش ها از نظر قوانین بین المللی خاک اسراییل محسوب نمی شوند و سال ها است که در اشغال اسراییل قرار دارند.
رهبران اسراييل و فلسطينی پس از کنفرانس آناپوليس که ماه نوامبر به ميزبانی آمريکا برگزار شد توافق کردند مذاکرات رسمی خود را بر سر موضوعات مناقشه برانگيز و هموار کردن راه تشکيل دولت مستقل فلسطين تا پايان سال ۲۰۰۸، از سر گيرند.
برنامه گسترش شهرک سازی
اوايل هفته جاری اسراييل اعلام کرد که اين کشور در صدد است در سال ۲۰۰۸، بيش از ۷۴۰ آپارتمان در منطقه مورد منازعه اورشليم شرقی و کرانه باختری رود اردن احداث کند.
وزارت مسکن اسراييل بودجه ای را برای سال آينده ميلادی پيشنهاد کرده است که بر اساس آن ۳۰۷ واحد مسکونی در منطقه «هار هما» در اورشليم شرقی ساخته خواهد شد.
گزارش ديگری حاکی است که ۲۴۰ واحد ديگر قرار است در «ماله آدوميم» خارج از اورشليم و در يکی از بزرگترين شهرک های یهودی در کرانه باختری ساخته شود.
گسترش شهرک سازی در «هار هما» يکی از معدود انتقادات ايالات متحده را از اسراييل به دنبال داشته است.
کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا در اين زمينه گفته که ساختمان سازی در سرزمین های اشغال شده، «کمکی به اعتماد سازی» در مسير مذاکرات صلح نخواهد کرد
-----------------------------------------------------------------------------
کانادا: ایران منبع تامین سلاح شورشیان افغانستان است
پيتر مک کی، وزير دفاع کانادا روز سه شنبه گفت: ايران منبع تامین سلاح برای شورشیان در افغانستان است که عليه نيروهای بين المللی ائتلاف استفاده می شود.
آقای مک کی گفت:«ما از ايرانيان خواستيم که اين مشکل را حل کنند، برای اينکه قطع منبع سلاح هايی که از يک کشور ديگر عليه نيروهای کانادايی و ديگران استفاده می شود، بسيار مشکل است.»
کشورهای غربی همواره ايران را به ارسال سلاح و کمک های ديگر به نيروهای خرابکار در افغانستان و عراق متهم می کنند اما ايران اين اتهامات را رد می کند.
حامد کرزای، رييس جمهوری افغانستان نیز پیشتر گفته بود که دولت او شواهدی برای تایید ادعای ارسال پول و اسلحه از سوی جمهوری اسلامی ایران برای طالبان ندارد.
آقای مک کی می گوید: «کانادا به اين موضوع که مواد منفجره مورد استفاده توسط نيروهای طالبان از سوی ايران تامين می شود، توجه ويژه نشان خواهد داد.»
مقامات نظامی ناتو در افغانستان می گویند که ۷۳ سرباز کشته شده در افغانستان از سال ۲۰۰۲ تاکنون، بیشتر بواسطه اين انفجارها جان خود را از دست داده اند.
وزیر دفاع کانادا به همراه ژنرال ريک هيلر، فرمانده نيروهای نظامی این کشور در افغانستان، به صورت غير منتظره ای به قندهار سفر کرد و تعطيلات کريسمس را با ۲۵۰۰ نيروی کانادايی در افغانستان جشن گرفت.
راديو کانادا گزارش داده است که مدت کوتاهی پس از مصاحبه مطبوعاتی وزير دفاع این کشور در قندهار، دو راکت به سمت مراکز نظامی کانادايی شليک شد، اما تلفات و خسارتی در بر نداشت.
روز ششم نوامبر گذشته نیز در پی ديدار پیتر مک کی از افغانستان، دو راکت به سمت نيروهای کانادايی شليک شده بود.
روابط کانادا با جمهوری اسلامی ايران از زمان قتل زهرا کاظمی، روزنامه نگار ايرانی- کانادايی که توسط ماموران امنيتی در تهران به دلیل عکاسی از زندان اوين بازداشت شده بود و در زندان جان خود را از دست داد، بسيار متشنج شده است.
در ادامه تنش های دیپلماتیک میان دو کشور، کانادا در ماه دسامبر اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران سفير اتاوا را از تهران اخراج کرده است.
گفت و گوی سازمان ملل با مقامات افغان
در همین حال، روز چهارشنبه سازمان ملل اعلام کرد که با مقامات افغانی درباره«سوء تفاهم» پيش آمده درباره اخراج دو مقام سازمان ملل و اتحاديه اروپا گفت و گو می کند.
دولت افغانستان با معرفی دو مقام اتحاديه اروپا و سازمان ملل به عنوان «شخصيت نامطلوب» و به اتهام اقدام عليه امنيت ملی از آنها خواسته است اين کشور را ترک کنند.
مقام های افغانستان اين دو نفر را که يک بريتانيايی و يک ايرلندی اند، متهم کرده اند که با «تجاوز از حدود اختيارات خود و بدون اطلاع دولت افغانستان» با شورشيان طالبان ملاقات کرده اند.
مشاور ارشد سازمان ملل در امور افغانستان، بنا به دستور دولت اين کشور بايد ظرف ۴۸ ساعت خاک افغانستان را ترک کند.
اليم صديق، سخنگوی سازمان ملل گفت:« اميدواريم که وی هرچه زودتر بتواند برگردد و مسئوليت مهم اش در برقراری ثبات و آرامش در افغانستان را ادامه دهد.»
سخنگوی سازمان ملل اضافه کرد که اين سوء تفاهم بعد از ماجرای ديدار اين ديپلمات از موسی قلعه که پس از ده ماه از کنترل طالبان آزاد شد، اتفاق افتاده، در حالی که قصد او از اين ديدار تلاش برای ايجاد «ثبات» بيشتر در منطقه بوده است.
آقای صديق هر گونه مذاکره بين اين ديپلمات سازمان ملل و رهبران طالبان را به شدت رد کرد و افزود:«ما با طالبان حرف نمی زنيم، همين و تمام.»
وی اعلام کرد که سازمان ملل در پی ديدار با وزرای افغانی برای حل اين معضل است.
اتحاديه اروپا هنوز درباره اخراج مقام وابسته به خود که مليت ايرلندی دارد و چندين سال در افغانستان زندگی کرده، واکنشی نشان نداده است.
----------------------------------------------------------------------------
بانک مرکزی و تلاش تازه برای استقلال در سياستگذاری اقتصادی
شواهد گوناگون از تلاش بانک مرکزی جمهوری اسلامی برای افزايش نقش خود در سياستگذاری اقتصادی ايران خبر می دهد.
رامين پاشايی فام، معاون اقتصادی بانک مرکزی در گفت و گويی با خبرگزاری فارس، که روز چهارشنبه، پنجم ديماه، انتشار يافت، بر مسئوليت اين نهاد در حفظ انضباط پولی در کشور به منظور مبارزه با تورم تاکيد کرد و افزود: بانک مرکزی برای مبارزه با افزايش نقدينگی، که به گفته او عامل عمده بالا گرفتن تب تورمی است، برنامه جدی دارد.
آقای پاشايی فام می گويد: تب قيمت ها از رشد نقدينگی، فشار تقاضا، فشار عرضه، تورم وارداتی و انتظارات تورمی منشا می گيرد.
با اين حال، از ديدگاه او، کنترل نقدينگی در مهار تورم بسيار مهم است و اين وظيفه بر عهده بانک مرکزی است که مسئول انضباط پولی است.
از سوی ديگر به گزارش روابط عمومی بانک مرکزی جمهوری اسلامی، شورای پول و اعتبار کشور در نشست روز شنبه، اول دی ماه، خود بر ضرورت تهيه و تدوين يک سلسله سياست های پولی و مالی به منظور کنترل نقدينگی و تورم، تاکيد کرد.
تاکيد بر نقش نقدينگی در بر انگيختن تب تورمی، انتقادی آشکار از سياست دولت نهم است که سخنگويانش بار ها رابطه ميان نقدينگی و تورم را، در شرايط ايران، انکار کرده اند.
حجم نقدينگی، که به زبان ساده پول و شبه پول را در بر می گيرد، از ۶۰ هزار ميليارد تومان در پايان سال ۱۳۸۳ به صدور ۴۵ هزار ميليارد تومان رسيده که عامل اصلی آن بار بسيار سنگين هزينه های دولتی، تزريق بی محابای دلارهای نفتی در شريان های اقتصادی کشور، کسری بودجه و روش های مورد استفاده برای جبران آن است.
چنين پيدا است که بانک مرکزی جمهوری اسلامی سياست انبساطی محمود احمدی نژاد را عامل اصلی اوج گيری تورم در کشور می داند و تلاش می کند که رييس جمهوری اسلامی را به در پيش گرفتن يک سياست انقباضی تشويق کند.
تمرکز نهادهای اقتصادی در ریاست جمهوری
طی دو سال و پنج ماه دوران زمامداری اش، محمود احمدی نژاد سکان های اصلی مديريت اقتصادی کشور را در نهاد رياست جمهوری متمرکز کرد.
از سه قطب اصلی سياستگذاری اقتصادی در ايران، سازمان مديريت و برنامه ريزی منحل شد و وزارت امور اقتصادی و دارايی، همچون بانک مرکزی جمهوری اسلامی، به سکوت و انفعال کشانده شدند.
ابراهيم شيبانی، رييس سابق بانک مرکزی، با سياست های پولی و بانکی محمود احمدی نژاد به ويژه در عرصه کاهش فرمايشی نرخ بهره مخالف بود، ولی از رويارويی آشکار با رييس جمهوری خود داری می کرد و سر انجام شهريور ماه گذشته از مقام خود استعفا داد و يا وادار به کناره گيری شد.
جانشين او در راس بانک مرکزی، طهماسب مظاهری، با توجه به دگرگونی های چند ماه گذشته در صحنه سياست و اقتصاد ايران، بر انتقادات تلويحی خود از سياست انبساطی محمود احمدی نژاد افزوده است.
در مجموع می توان گفت که دو عامل عمده، دامنه مانور بانک مرکزی را در قبال دولت نهم بيشتر کرده است :
عامل نخست تضعيف مواضع رييس جمهوری اسلامی به دنبال شکست آشکار سياست اقتصادی او به ويژه در عرصه مهار قيمت ها است.
عامل دوم، شکل گيری يک جبهه وسيع کارشناسی و سياسی عليه جهت گيری های اقتصادی دولت نهم است، جبهه ای که علاوه بر گرايش های معروف به اصلاح طلب و بخش مهمی از اقتصاددانان و کارشناسان مستقل، شماری از شاخص ترين چهره های اقتصادی جناح معروف به اصولگرای جمهوری اسلامی را نيز در بر می گيرد.
يکی از اين چهره ها، محمد خوشچهره، عضو کميسيون اقتصادی مجلس است که روز سه شنبه، چهارم ديماه، در گفت وگويی با خبرگزاری ايسنا، تورم لجام گسيخته را به سيلی تشبيه کرد «که به راه افتاده و در حال تخريب اماکن، مزارع، خانه ها و کارخانجات است.»
به نظر می رسد بانک مرکزی جمهوری اسلامی قصد دارد، به منظور مقابله با تورم، در سياست تعيين فرمايشی نرخ بهره، که به امر محمود احمدی نژاد اتخاذ شده بود، تجديد نظر کند.
عرصه ديگری که در آن بانک مرکزی استقلال بيشتری از خود نشان می دهد، مقابله با طرح معروف به «بنگاه های زود بازده» است که از سوی دولت نهم به اجرا گذاشته شده است.
بر پايه اين طرح، بانک های دولتی به منظور ايجاد بنگاه های کوچک و دارای قابليت ايجاد سريع فرصت های شغلی، به چند صد هزار پروژه تسهيلات بانکی اعطا کردند، بی آنکه قابليت های اجرايی و اقتصادی اين طرح ها به گونه ای جدی مورد بررسی قرار گرفته باشد.
طرح بنگاه های زود بازده به هدف اصلی خود در زمينه ايجاد فرصت های شغلی نرسيد، ولی در عوض هزاران «بيکار بدهکار» به وجود آورد و، در همان حال، حجم نقدينگی را به گونه ای چشمگير بالا برد.
چنين پيدا است که طهماسب مظاهری، رييس کل بانک مرکزی، پرداخت تسهيلات بانکی در چهارچوب طرح «بنگاه های زود بازده» را به گونه ای محسوس کاهش داده، تا جايی که اعتراض محمد جهرمی، وزير کار و امور اجتماعی و مهم ترين نظريه پرداز اين طرح را، بر انگيخته است.
مجموعه اين رويداد ها نشان می دهد که بانک مرکزی قصد دارد در مبارزه با تورم نقش مهم تری را بر عهده بگيرد.
بر اساس قانون پولی و بانکی کشور، مصوب تيرماه ۱۳۵۱، وظيفه اول بانک مرکزی «حفظ ارزش داخلی و خارجی پول ملی کشور است.»
با اين همه فعال تر شدن بانک مرکزی در عرصه سياستگذاری اقتصادی، خطر افزايش تنش ميان اين نهاد و دولت را در بر دارد.
آيا طهماسب مظاهری حاضر خواهد شد به درگيری آشکار با محمود احمدی نژاد تن در دهد؟ رويدادهای آينده پاسخ اين سوال را آشکار خواهد کرد.
------------------------------------------------------------------------------------
محسنی اژه ای شنود مکالمه مقامات را «بلوف» خواند
به رغم درخواست ایران از آمریکا برای توضیح درباره شنود مکالمات مقامات ایرانی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ادعای واشینگتن در این زمینه را «یک بلوف» خواند.
روزنامه نیویورک تایمز در شماره ششم دسامبر، از مسئولان سازمان های اطلاعاتی آمریکا نقل کرده بود که سازمان ملی برآوردهای اطلاعاتی آمریکا (NIE) گزارش اخیر خود درباره فعالیت های حساس هسته ای در ایران را، بر پایه اطلاعاتی گرد آوری کرده است که از جلسات مسئولان بلندپایه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی شنود کرده است.
به گزارش خبرگزاری های داخلی ایران، غلامحسین اژه ای، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی روز چهارشنبه در حاشیه نشست هیأت وزیران در پاسخ به پرسش خبرنگاران، این گفته را که مبنای گزارش اخیر NIE شنود مکالمه های مقام های بلندپایه ایرانی بوده است «یک بلوف» خواند.
آقای اژه ای به خبرنگاران گفت: «این موضوع تنها یک بلوف است و شما روی آن حساب نکنید.»
وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی گفت: «اين كه آمريكايی ها دست به هر كار خلافی بزنند، شكی نيست اما اين ادعا يک بلوف است.»
این اظهارات در حالی صورت می گیرد که پیش از این، وزير امور خارجه ایران با ارسال نامه ای به سفارت سویيس در تهران (به عنوان حافظ منافع آمريکا در ايران) از واشینگتن درباره آنچه «جاسوسی هسته ای در ايران» خواند، توضیح خواسته بود.
حدود سه هفته پیش، آقای متکی در نشست بررسی روند پرونده هسته ای ايران در دانشگاه امير کبير گفته بود: «روزی که گزارش منتشر شد، وزارت خارجه طی يادداشتی به سفارت سویيس اعتراض کرد و از اين سفارتخانه خواست به ايران توضيح دهد مسئله جاسوسی که صورت گرفته چيست.»
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران درپاسخ به سؤالی در باره اينکه نهادهای اطلاعاتی آمريکا چطور به اطلاعات هسته ای ايران دسترسی پيدا کرده اند گفته بود: «در اين گزارش گفته شده آنها از طريق ماهواره های جاسوسی و اقدامات جاسوسی به اين اطلاعات دسترسی پيدا کرده اند.»
آقای متکی در آن نشست همچنین گفته بود: سازمان های اطلاعاتی آمریکا سعی دارند «با کسانی که از لحاظ فنی به نوعی با بحث هسته ای مرتبط هستند» ارتباط برقرار کنند.
سازمان ملی برآوردهای اطلاعاتی آمريکا روز سوم دسامبر سال جاری در آخرين گزارش خود تصريح کرده بود: «جمهوری اسلامی ايران تا سال ۲۰۰۳ ميلادی در تلاش بوده تا سلاح هسته ای توليد کند، اما اين تلاش ها را همان زمان متوقف کرده است.»
اين سازمان گزارش تازه خود را بر اساس رشته اطلاعاتی که از ۱۶ سازمان امنيتی آمريکا تنظيم کرده است.
در این گزارش اشاره شده است که «طی دوسال اخير احتمالا درباره اهداف برنامه هسته ای ايران بزرگنمايی شده باشد»، ولی در عین حال می افزايد: ايران در سال ۲۰۱۵ قادر خواهد بود که بمب اتمی توليد کند.
---------------------------------------------------------------------------------
جنگ سرد؛ اصطلاحی که در سال ۲۰۰۷ بازگشت
سال ۲۰۰۷ شاهد بازگشت جسته گريخته اصطلاحی بود که در دهه گذشته رفته رفته جايگاهش از ادبيات سياسی، به کتاب های تاريخ پيوسته بود: جنگ سرد.
در اين سال ولاديمير پوتين، رئيس جمهوری روسيه، ايالات متحده آمريکا را با آلمان نازی مقايسه کرد. همچنين دولت مسکو در همين سال تهديد کرد موشک های خود را به سوی اروپا نشانه خواهد گرفت، همزمان روسيه از يک قرداد مهم بين المللی کنترل اسلحه عقب نشينی کرد، ساخت گشت های بمب افکن استراتژيک را دوباره از سر گرفت و البته غرب نيز به نوبه خود از رگبار انتقادهای اجتماعی و حقوق بشری گرفته، تا سياسی بر ضد مسکو دريغ نکرد.
اکنون به رغم بازی های لفظی سياسی، به نظر می رسد باقی مانده روابط ظاهری استراتژيک روسيه با غرب نيز راهی زباله دان تاريخ شده باشد.
به گفته تحليلگران سياسی تمامی نشانه ها، ازعقب نشينی اخير روسيه در پيمان نيروهای متعارف اروپا گرفته تا بن بست ميان مسکو و واشينگتن بر سر موشک های دفاعی، يا اتهامات غرب دررابطه با اعمال قدرت روسيه نسبت به کشورهای همسايه اش، همگی حاکی از افت سطح و کيفيت روابط روسيه با غرب، پس از دوران اتحاد جماهير شوروی سابق و به ويژه در سال ۲۰۰۷ ميلادی است.
ادوارد لوکاس، معاون دبير حوزه بين الملل هفته نامه بريتانيايی اکونوميست، و نويسنده کتاب «جنگ سرد:چگونه کرملين هم روسيه و هم غرب را تهديد می کند»، معقتد است که اين سير نزولی ادامه خواهد يافت.
وی می گويد: «من فکر می کنم سال ۲۰۰۷ سردترين سال روابط ميان روسيه و غرب از سال ۱۹۹۱، يا احتمالا شايد از روزهای وجود اتحادجماهير شوروی سابق تاکنون بوده است. نه تنها تحولات اين سال نشانگر يک پس رفت جديد در روابط بود، بلکه مسير حرکت اين تنزل نيز بسيار بديمن به نظر می رسد.»
لوکاس روابط ناشی از اختلافات ميان روسيه و ديگر کشورهای غربی را، به ويژه در رابطه با کشورهای وفادار به شوروی سابق يعنی گرجستان و اوکراين، به عنوان نوعی «جنگ سرد» اگرچه با «قدرتی ضعيف» تلقی می کند.
شماری از ناظران تحولات کرملين البته نسبت به استفاده از واژه هايی همچون جنگ سرد که بار تاريخی دارند ابراز بی ميلی می کنند.
هرچند در اين ميان آنچه انکارناپذير به نظر می رسد، چالش روابط غرب و شرق است. اما ريشه اين چالش را در کجا بايد جست و جو کرد؟
ناظران می گويند که بخش از شکاف مسکو با غرب به اين دليل است که روسيه با داشتن ثروت کلان انرژی خود به مراتب قوی ترازگذشته شده و می خواهد زورآزمايی کند.
بخشی از اين زورآزمايی شايد بازتاب آن چيزی باشد که به زعم مقامات کرملين و گروهی ديگر از روس ها، فروپاشی «تحقيرآميز» کشورآنها در دهه ۹۰ ميلادی تعبير شده است.
اما فئودور لوکيانوف، سردبير نشريه «راشا اين گلوبال افيرز» بخش عمده ای از آن را نشات گرفته از تصميم آگاهانه رهبری فعلی مسکو می داند؛ تصميمی مبنی بر اين که کرملين نمی خواهد از معيارهای غربی دموکراسی، حقوق بشر و امثال آن طرفداری کند.
او می گويد: «روسيه احساس کرد که نياز ندارد با غرب يکپارچه شود و مهمتر ازهمه اينکه، غرب به انجام چنين اتحادی تمايل نشان نمی داد. اين بدان معناست که ما بايد موضع مستقل خود را قوی تر کنيم و هرآنچه که از آن پس رخ داد، ادامه همان مسير است.»
اين گرايش نزولی، سالها است که آشکار شده است. دولت مسکو از دخالت غرب در انقلاب «گل سرخ (رز)» گرجستان و انقلاب «نارنجی» اوکراين خشمگين شد.
بسياری از نخبگان وابسته به کرملين در روسيه بيم از آن داشتند که مبادا انقلاب های دموکراتيکی مشابه آن انقلاب ها، در داخل کشورخودشان بروز کند و همين امر موجب عقبگرد آنها در آزادی های دموکراتيک شد و به اين ترتيب روابط آن ها با غرب نيز رو به زوال گذاشت.
زمانی که روسيه به استفاده از منابع نفت و گاز خود برای فشار آوردن به اوکراين و ديگر کشورهای طرفدارغرب متوسل شد، درگيری خفيفی برسر کنترل خط مسير منابع انرژی اروپا پديد آمد.
همچنين قتل مخوف دو منتقد کرملين طی حدود يک سال گذشته، يکی ترور آنا پوليتکووسکايا روزنامه نگار در مسکو و ديگری قتل توسط مسموميت آلکساندر ليتويننکو، يک مقام امنيتی پيشين، که آن نيز در نوامبر همان سال در لندن رخ داد، به بدترشدن اين روابط دامن زد.
اما به گفته لوکيانوف سال ۲۰۰۷ نقطه عطف بود. او می افزايد: ـ«اين نخستين تغييراساسی بود که نه فقط درزمان رهبری پوتين، بلکه در تمام مدت استقلال روسيه، پس از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی سابق به وجود آمد.»
نقطه اصلی اين تحول رسما در فوريه ۲۰۰۷ با سخنرانی ولاديمير پوتين در يک کنفرانس امنيتی درمونيخ به ثبت رسيد. در اين سخنرانی آقای پوتين ايالات متحده آمريکا را به تلاش برای اعمال خواسته های خود بر ديگر کشورها و ايجاد جهانی «تک قطبی» متهم کرد.
کوتاه مدتی پس از آن، در ماه مارس همان سال پوتين گفت روسيه درنظر دارد مشارکت خود در قرارداد سال۱۹۹۰ نيروهای متعارف در اروپا را خاتمه دهد و با تصويب قانونی برای اجرای اين وعده، در سی ام نوامبر، به آن تهديد نيز جامه عمل پوشاند.
دراين سال همچنين يک سلسله اختلافات ميان روسيه با گرجستان که تلاش می کند به ناتو و اتحاديه اروپا بپيوندد، بروز کرد. اين اختلافات برسر مناطق جدايی خواه طرفدار مسکو، يعنی آبخازيا و اوستيای جنوبی آشکار شد.
استيون پيفر کارشناس پيشين امور روسيه در وزارت خارجه آمريکا می گويد مشکل اصلی در اين ميان، مشکل محوريت داشتن در معادلات جهانی است.
آقای پيفر می گويد: «يکی از مشکلات اساسی در روابط مسکو و غرب، به ويژه ايالات متحده آمريکا، اين است که مسکو آرزودارد همان قدرتی را به دست آورد، که به عنوان محور سياست های بين المللی در دوران جنگ سرد از آن برخورداربود و اکنون ميزان بالای توجهات بين المللی به مشکلات عراق، افغانستان و ايران مانع چنين امکانی شده است.»
وی اما به اين نکته اشاره می کند که دوران جنگ سرد، در چند شاخص رقابتی عمده ميان غرب و شرق تعريف می شد: «رقابت های نظامی، امنيتی، اقتصادی، سياسی و ايدئولوژيک.» و اينکه تعاريف ديپلماتيک امروز با آن دوران فاصله قابل توجهی دارد.
اما آيا اين فاصله در سال های پيش رو کم تر خواهد شد؟ آيا اصطلاح جنگ سرد در ادبيات سياسی جهان احيا می شود؟ اين ها پرسش هايی اند که دست کم بحث بر سر آن ها از هم اکنون در محافل سياسی به صورت جدی آغاز شده است.
---------------------------------------------------------------------------
روسيه: ادامه غنی سازی در ايران «غير ضروری» است
سرگئی لاوروف، وزير امور خارجه روسيه روز چهارشنبه گفت که محموله سوخت هسته ای روسيه برای نيروگاه بوشهر، پيگيری برنامه غنی سازی اورانيوم توسط ايران را غير ضروری می کند.
وزير امور خارجه روسيه که با روزنامه «ورميا نووستی» چاپ مسکو گفت و گو کرده است، اظهار داشت: ما اعتقاد داريم ايران از نظر اقتصادی نيازی به ادامه غنی سازی اورانيوم ندارد.
روسيه در ماه جاری نخستين محموله ۸۰ تنی از سوخت هسته ای را برای استفاده در نيروگاه اتمی بوشهر به ايران تحويل داد. مهندسان روسی بر اساس قراردادی يک ميليارد دلاری مشغول ساخت نيروگاه بوشهر هستند.
جرج بوش، رييس جمهوری ايالات متحده پيشتر گفت که تحويل اين محموله سوخت به ايران می تواند به تلاش های بين المللی برای ترغيب ايران به متوقف ساختن غنی سازی اورانيوم کمک کند.
اما يکی از مقامات ارشد جمهوری اسلامی گفت اين محموله هيچ ارتباطی با تصميم اين کشور درباره برنامه هسته ای ندارد.
ترغيب ايران به توقف برنامه اتمی اش
سرگئی لاوروف می گويد:«ما تلاش می کنيم ايران را به متوقف کردن برنامه هسته ای اش ترغيب کنيم. توقف اين برنامه ها می تواند بلافاصله به گفت و گوهای مستقيم شش کشور قدرتمند جهان از جمله آمريکا (با ايران) بينجامد.»
به گفته اين مقام روسی، «چنين مذاکراتی می تواند به هر گونه ترديد درباره اينکه ايران با ادامه دادن برنامه هسته ای خود اهداف پنهانی را دنبال می کند، پايان دهد.»
آقای لاوروف همچنين به روزنامه ورميا نووستی گفته است:« موافقت ايران با اين پيشنهاد به نفع همه است.»
وی همچنين اظهار داشت: هر گونه پيشنهاد برای «تغيير رژيم در ايران» خارج از دستور مذاکرات برای راستی آزمايی برنامه هسته ای اين کشور است.
سرگئی لاوروف گفت که شش کشور قدرتمند جهان، شامل بريتانيا، چين، فرانسه، آلمان، روسيه و آمريکا درباره تلاش برای تغيير رژيم جمهوری اسلامی صحبتی نکرده اند.
وی افزود:« اگر در انجام اهداف اعلام شده، شريک آمريکايی ما به تغيير رژيم تمايل داشته باشد و ديگر طرف ها را به اين کار ترغيب کند، اين مساله مانع همکاری است چرا که اين کار تغيير ديپلماسی است و روسيه با آن مخالفت خواهد کرد.»
به گفته وزير خارجه روسيه، ايران به خوبی آگاه است که در صورتی که اين کشور از توافقات صورت گرفته بر سر ساخت نيروگاه بوشهر تحت نظارت آژانس بين المللی انرژی اتمی منحرف شود، روسيه همکاری با ايران را متوقف خواهد کرد.
به رغم آنکه سوخت نيروگاه بوشهر به ايران تحويل شده است، ولی شرکت روسی اتم استروی اکسپورت پنج شنبه هفته گذشته اعلام کرد که اين نيروگاه تا پايان سال ۲۰۰۸ ميلادی راه اندازی نخواهد شد.
بر اساس قرارداد سال ۲۰۰۶ ميان ايران و روسيه، شش ماه پس از ارسال سوخت هسته ای فاز نخست اين نيروگاه بايد راه اندازی شود.
برخی کشورهای غربی می گويند نيروگاه بوشهر که نخستين نيروگاه اتمی ايران خواهد بود، به تهران اين امکان را می دهد تا به مواد و تکنولوژی مورد نياز يک برنامه ساخت بمب هسته ای دست يابد. اما ايران اتهام تلاش برای دستيابی به بمب اتمی را تکذيب کرده است.
شورای امنيت سازمان ملل تاکنون به دليل سرباز زدن تهران از متوقف کردن غنی سازی اورانيوم، دو قطعنامه عليه اين کشور صادر کرده است.
گروه ۵ + ۱ از ماه ها پيش رايزنی های خود را برای تهيه پيش نويس قطعنامه سوم تحريم دنبال کرده است ولی اين گفت وگو ها به دليل مخالفت چين و روسيه، شرکای اصلی تجاری جمهوری اسلامی ايران، با موفقيت همراه نبوده است.
نمايندگان سياسی اين کشورها قرار است در هفته های آينده مذاکرات را برای تهيه پيش نويس قطعنامه سوم تحريم ادامه دهند ولی هنوز مشخص نيست که آيا با وجود ادامه غنی سازی اورانيوم در ايران، روسيه و چين همچنان به مخالفت خود با قطعنامه جديد ادامه خواهند داد يا خير.
-------------------------------------------------------------------------------
ایران و مالزی قرارداد ۱۶ میلیارد دلاری امضا کردند
جمهوری اسلامی ایران روز چهارشنبه برای توسعه میدان های گازی فردوسی و گلشن در خلیج فارس روز چهارشنبه قراردادی شانزده میلیارد دلاری با یک شرکت مالزیایی امضا کرد.
شش ميليارد دلار از این قرارداد به توسعه بخش بالادستی و توليد گاز از اين دو ميدان، و بيش از ۱۰ ميليارد دلار آن به توليد در بخش پايين دستی مربوط می شود.
ميدان های گازی گلشن و فردوسی در جنوب شرق بوشهر واقع هستند و حجم گاز آنها بین ۵۱ تا ۶۹ تريليون فوت مكعب برآورد شده است.
این قرارداد میان شرکت نفت و گاز پارس و شرکت (SKS) زیر مجموعه بنیاد البخاری مالزی امضاء شد.
جمهوری اسلامی ایران که با مشکلات بین المللی برای جذب سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت و گاز خود روبرو است در ماه های اخیر برای جذب سرمایه گذاران به کشورهای شرق آسیا روی آورده است.
روز نهم دسامبر سال جاری نیز، ايران و شرکت چينی «ساينوپک»، قراردادی دو ميليارد دلاری برای توسعه ميدان نفتی يادآوران که در جنوب غربی استان خوزستان واقع است، امضا کردند.
بر اساس اين قرارداد، توسعه فاز اول ميدان يادآوران برای توليد ٨٥ هزار بشکه و فاز دوم برای توليد ١٠٠هزار بشکه (در مجموع ١٨٥هزار بشکه نفت در روز) به شرکت چينی واگذار شد.
قرارداد ۱۶ میلیارد دلاری مالزی با ایران در حالی امضا می شود که اغلب کشورهای جهان، بر اساس قطعنامه های شورای امنیت و تحت فشار آمریکا معاملات اقتصادی با جمهوری اسلامی را محدود کرده اند.
قدرت های جهان تاکنون با صدور دو قطعنامه از ايران خواسته اند که برنامه غنی سازی اورانيوم خود را متوقف کند؛ چرا که اين بخش از برنامه هسته ای ايران می تواند برای ساخت سلاح هسته ای نيز به کار رود.
ايران اين خواسته را رد کرده است و می گويد که غنی سازی اورانيوم را با هدف تأمين سوخت نيروگاه های خود که در آینده ساخته می شود ادامه می دهد.
بهره برداری ۲۵ ساله
طبق قراردادی که روز چهارشنبه در تهران امضاء شد از مجموع بیست ميليون تن گاز مایعی که پس از توسعه این میدان ها تولید خواهد شد، ۱۰ ميليون تن آن به شركت مالزيايی و ۱۰ ميليون تن ديگر آن به شركت ملی نفت ايران داده شود.
همچنین بر اساس این قرارداد، که علی وكيلی، مديرعامل شركت نفت و گاز پارس، و سيدمختار البخاری، ریيس بنياد البخاری مالزی، آن را امضا کردند، بهره برداری از واحدهای تولید گاز مایع، برای مدت ۲۵ سال به شرکت مالزیایی واگذار شده است.
آمريکا خواستار تشديد تحريم ها عليه ايران است ولی چين و روسيه تمايلی به چنين کاری نشان نداده اند.
واشینگتن از منتقدین اصلی قراردادهای نفت و گاز میان شرکت های نفتی بین المللی با جمهوری اسلامی ایران است و طی سال های اخير کوشيده است با حمايت از تشديد تحريم های اقتصادی علیه تهران مانع سرمایه گذاری در صنعت نفت و گاز ایران شود.
علاوه بر تحریم هایی که شورای امنیت در دو قطعنامه خود تصویب کرده است، ایالات متحده نیز تحریم های اقتصادی جداگانه ای بر شرکت ها و نهادهای ایرانی، و همچنین شرکت های بین المللی که با جمهوری اسلامی همکاری اقتصادی دارند، اعمال کرده است.
کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا، دو ماه پیش ضمن اعلام تحریم هایی تازه علیه ایران، گفته بود: «اين تحريم های تنبيهی به دليل حمايت ايران از سازمان های تروريستی در عراق و خاورميانه، صادرات موشکی و فعاليت های هسته ای اين کشور اتخاذ شده است.»
جمهوری اسلامی ایران در واکنش به اعمال تحریم های تازه علیه نهادهای ایرانی، آن را «رويکردهای فرافکنانه» خواند.
----------------------------------------------------------------------------------
«نگرانی شدید از وخامت وضع سلامتی عمادالدین باقی در زندان »
خانواده عمادالدين باقی، نويسنده، پژوهشگر، روزنامه نگار و رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان، روز چهارشنبه پنجم دی ماه از وخامت اوضاع جسمی وی در زندان اوین خبر داده اند.
به گفته خانواده آقای باقی، وی در تماسی تلفنی با خانه به همسر و فرزندانش اطلاع داده که «در وضعيت جسمی نامناسبی به سر می برد» و به همين دليل تماس تلفنی آقای باقی با همسرش ناتمام مانده است.
عمادالدين باقی پس از تحمل سه سال زندان، در چهار سال گذشته، ۲۳ بار به دادگاه احضار يا محاکمه شده است که آخرين جلسه آن روز يکشنبه ۲۲ مهر ماه ۱۳۸۶ بود و در همان روز به اتهام آنچه «ادامه فعاليت های خود در خصوص توهين به مقامات و تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت ملی» خوانده شده، بازداشت شد.
خانواده آقای باقی از صبح روز چهارشنبه به مقابل زندان اوين رفته اند تا بتوانند با وی ملاقات کنند.
محمد قوچانی، روزنامه نگار و داماد آقای باقی در گفت و گو با راديو فردا در اين باره می گويد: «چهارشنبه، امروز وکيل آقای باقی قرار ملاقات با وی داشته است، طبق قرار به زندان مراجعه کرده و تا محل سالن ملاقات هم می رود اما در آنجا به او اعلام می شود که آقای باقی در حال بازجويی است و نمی تواند با وکيلش ملاقات کند. همزمان آقای باقی به منزل خود تلفن می کند و به همسرش، فاطمه کمالی احمد سرايی می گويد که به وکيل مدافع او بگويد به زندان بازگردد.»
داماد عمادالدين باقی در ادامه درباره آنچه وی در تماس تلفنی با همسرش گفته می گويد:«آقای باقی به همسرش می گويد که حالش بسيار بد است و حتی نمی تواند به صحبت کردن ادامه دهد و حتی تعبيری به کار می برد که همسر و خانواده آقای باقی به شدت نگران می شود.»
اين روزنامه نگار در ادامه می گويد:«تعبيری که آقای باقی به کار برده است، اين بوده که اگر رسيدگی جزيی که در زندان اوين وجود دارد نبود، او از دست رفته بود.»
بعد از اين تماس تلفنی، وکيل مدافع و همسر آقای باقی به زندان اوين مراجعه می کنند ولی موفق به ديدار با او نمی شوند.
محمد قوچانی در ادامه می افزايد:« هيچ کس نتوانسته است هيچ تماسی با آقای باقی بگيرد. همسر و وکيل آقای باقی با قاضی و مقامات زندان اوين ديدار کرده اند و برخی از مقامات هم سعی کرده اند از مقامات قضايی وقت بگيرند که آقای باقی بتواند حتی تماسی تلفنی با خانواده اش داشته باشد و آنها را از وضعيت خود آگاه کند.»
محمد قوچانی، روزنامه نگار و داماد عمادالدين باقی در ادامه می گويد به هنگام تماس تلفنی، فردی همراه آقای باقی بوده که تاکيد کرده خانواده اش به زندان مراجعه کنند.
او می افزايد:« وی فردی نيست که خانواده اش را نگران کند و تماس وی و تاکيد فردی که احتمالا بازجو بوده و به هنگام تماس تلفنی همراه آقای باقی بوده است، مبنی بر اينکه خانواده او حتما به زندان مراجعه کنند، نشان می دهد که وضعيت آقای باقی مناسب نيست.»
اين عضو خانواده عمادالدين باقی با ابراز نگرانی از وضعيت پدر همسرش می گويد:«ما کسی را متهم نمی کنيم فقط نگران هستيم و نمی خواهيم مشکلی برای نظام و کشور بوجود بيايد، ما فقط می خواهيم از حال آقای باقی خبردار شويم.»
با اين حال محمد قوچانی می گويد مقامات زندان و قضايی پاسخی به خانواده عمادالدين باقی نداده اند:«هيچ جوابی به ما نمی دهند، ما هم به زندان اوين مراجعه کرديم، هم به دادگاه انقلاب رفتيم، وکيل آقای باقی با مسوولين دادگاه ديدار کرده و علی رغم اينکه برخی از مقامات تلاش کرده اند که تماس تلفنی محدودی برقرار شود تا خانواده آقای باقی از حال وی مطلع شوند، چنين اجازه ای به ما داده نشده است.»
وی با اشاره به وضعيت وخيم جسمی آقای باقی به گفته خودش در تماس تلفنی با منزل می گويد:«حتی ما بعيد نمی دانيم که آقای باقی در يکی از بيمارستان های تهران بستری باشد. ما فقط می خواهيم واقعيت را بدانيم و با او عيادت کنيم و از سلامتی آقای باقی مطلع شويم.»
اين روزنامه نگار و عضو خانواده عمادالدين باقی می گويد: «ما تا زمانی که از سلامت آقای باقی مطلع نشويم در مقابل زندان اوين می مانيم. تا زمانی که آقای باقی با منزل تماس نگيرد يا به ما وقت ملاقات ندهند، راضی نخواهيم شد.»
در همين حال پيش از تماس تلفنی عمادالدين باقی با منزل، خانواده وی با انتشار نامه ای ضمن ارائه گزارشی از وضعيت اين زندانی سياسی تاکيد کرده بودند که وی در بازداشتگاه امنيتی نگهداری می شود.
در اين نامه آمده است:« ۴۷ روز از بازداشت عمادالدين باقی می گذرد بدون آنکه کسی درباره وضعيت او در زندان اوين پاسخگو باشد يا متناسب با وظايف قانونی قوه قضاييه در شرايط زندان او تغييری ايجاد شود.»
خانواده عمادالدين باقی، روزنامه نگار و رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان، در ادامه اين نامه نوشته اند:« قرار گرفتن عمادالدين باقی در بازداشتگاه بدون آنکه قرار بازداشتی وجود داشته باشد خلاف موارد مصرح آيين دادرسی کيفری است و طبق قانون مجازات اسلامی، مستلزم کيفر برای متخلفين از قانون است که در مواد ۵۷۰ و ۵۷۲ قانون مجازات اسلامی قيد شده است.»
به گفته صالح نيکبخت، وکيل عمادالدين باقی، آقای باقی به دليل محکوميت يک ساله ای که در سال ۱۳۸۲ از طرف شعبه شش دادگاه انقلاب صادر شده بود، زندانی شده است. به گفته او اين محکوميت ابتدا تعليقی بوده و سپس تعزيری شده بود.
تحليلگران سياسی دستگيری آقای باقی را بيشتر با «فعاليت های اخير وی در انجمن دفاع از حقوق زندانيان و اعتراضات اخير وی نسبت به شيوه صدور و اجرای برخی از احکام قضايی» مرتبط می دانند.
سازمان ديده بان حقوق بشر، سازمان گزارشگران بدون مرز و برنامه نظارت بر حمايت مدافعان حقوق بشر در اواخر مهر ماه در سه اطلاعيه جداگانه از سرکوب مدافعان حقوق بشر در ايران انتقاد کرده و نسبت به بازداشت آقای باقی اعتراض کرده اند.
ماه گذشته عمادالدين باقی در ملاقات با خانواده خود گفت که از روز يکشنبه سيزدهم آبان ماه در زندان تحت بازجويی است و از آنجا که مرحله قانونی بازجويی های وی به پايان رسيده، ديگر حاضر به پاسخگويی به چنين بازجويی هايی نيست.
آقای باقی از آذرماه تا کنون ممنوع الملاقات شده است.
عمادالدين باقی، فعاليت های مطبوعاتی خود را از سال ۱۳۶۲ با روزنامه های کيهان و اطلاعات آغاز کرد.
او از سال ۱۳۷۰ به مدت هشت سال با روزنامه های سلام، همشهری و فصلنامه ضميمه کار کرد.
اوج کار وی با روزنامه های توس و جامعه بود. وی همچنين در روزنامه های نشاط و عصر آزادگان به عنوان عضو شورای سياست گذاری فعاليت می کرد.
عمادالدين پيش از اين و در سال ۱۳۷۹ همزمان با تعطيلی گسترده نشريات در ايران، يک بار ديگر دستگير و زندانی شده بود.
بيشتر اتهام ها و شکايت هايی که در دادگاه عليه او مطرح شده است، مربوط به پژوهش هايی است که وی درباره قتل های فعالان سياسی و نويسندگان دگر انديش معروف به «قتل های زنجيره ای پاييز ۱۳۷۷» انجام داده بود.
وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صدا و سيما، نيروی انتظامی، علی فلاحيان، وزير اسبق اطلاعات، مصطفی پورمحمدی، قائم مقام وزير وقت اطلاعات، سلطانی يکی ديگر از معاونان علی فلاحيان، مدير کل ازلاعات قم در زمان فلاحيان، فيروز اصلانی، وکيل روزنامه کيهان و محتشمی، مدير مسوول «يالثارات» نشريه انصار حزب الله و مدعی العموم جزو شاکيان عمادالدين باقی بوده اند.
----------------------------------------------------------------------------
بم؛ انتظاری چهار ساله برای بازسازی
چهار سال از زمين لرزه در شهر بم می گذرد. اين زمين لرزه در ساعت پنج و ۲۶ دقيقه بامداد پنجم دی ماه روی داد، زمانی که اکثر ساکنان بم خواب بودند و اين، يکی از عوامل تشديد تلفات جانی زمين لرزه به حساب می آيد.
آمار رسمی تلفات زلزله بم بيش از ۲۵ هزار نفر، و مجروحان، ۵۰ هزار نفر اعلام شد. در این زلزله بيش از ۱۰۰ هزار نفر نيز بيخانمان شدند و در اين ميان، ارگ بم با قدمتی بيش از دو هزار سال نيز ويران شد.
دکتر شان کگ، يکی از پزشکان بريتانيايی بود که ۷۲ ساعت پس از زمين لرزه وارد شهر بم شد. وی درباره مشاهدات خود پيشتر گفته بود: «بيشتر شهر با خاک يکسان شده بود. تنها شمار کمی از ساختمان ها سر پا بودند و بقيه خراب شده بودند يا در وضعی خطرناک قرار داشتند.»
دکتر کگ مساله اصلی را آن دانست که به دليل نوع مصالحی که در ساختمان ها به کار رفته بود، هنگام ويرانی آنها باعث خفگی کسانی شد که زير آوار مانده بودند.
وی افزوده بود:«به همين دليل، اکثر کسانی که زير آوار مانده بودند، يک يا دو روز پس از زمين لرزه، جان خود را از دست دادند.»
اکنون، چهار سال پس از اين زمين لرزه ويرانگر ، بم تا چه اندازه بازسازی شده است؟
با گذشت چهار سال از زمين لرزه در شهر بم، مسئولان دولتی با ارائه آمارهای فراوان، از پيشرفت روند بازسازی در اين شهر خبر داده اند و می دهند.
در همين ارتباط، پرويز فتاح، وزير نيرو، روز ۲۸ آذر ماه سال جاری گفته بود که «رهبر و رييس جمهوری اسلامی ايران به بازسازی بم توجه ويژه ای دارند.»
عزيزالله مهدويان، معاون بازسازی بنياد مسکن انقلاب اسلامی، نيز در روز اول دی ماه سال جاری گفته بود:«تاکنون ۲۷ هزار خانه در بم بازسازی شده است.»
به گفته وی، تاکنون بيش از شش هزار ميليارد ريال تسهيلات و ۶۰۰ ميليارد ريال کمک بلاعوض برای بازسازی واحدهای مسکونی بم اختصاص يافته است.
شعله خالقی، که به مدت دو سال در بازسازی شهر بم مشارکت داشته است، به راديو فردا گفت:«پس از زمين لرزه، همه دست به دست هم دادند تا دوباره شهر بم را بسازند. البته اشتباهاتی وجود داشت که مانع از آن شد همانگونه که همگان می خواستند، شهر بم بازسازی شود.»
افراد ديگری که در روند بازسازی چهار ساله اين شهر مشارکت داشته اند، نیز تاييد می کنند که بازسازی بم به کندی پیش می رود.
از جمله، خديجه مقدم، نماينده کميته هماهنگی ۴۴ تشکل مستقل زنان، که در حال احداث يک فرهنگسرا برای زنان شهر بم است، به راديو فردا گفت:«شهر بم، شهر اسکلت های فلزی نام گرفته است، زيرا به شکل خرابه است و ساختمان های کمی در شهر ساخته شده اند.»
مارتينا کوتيلووا، روزنامه نگار از جمهوری چک، که پس از زمين لرزه بم برای تهيه گزارش به اين شهر رفت و پس از آن نيز به مدت يک سال برای کمک به انجام چند پروژه بازسازی توسط يک سازمان غير دولتی آن کشور در اين شهر باقی ماند، به راديو فردا گفت:«در سال جاری که دوباره به بم رفتم، شاهد يک بم جديد بودم. در اين شهر جديد، ساختمان های دولتی به همراه مدارس، بيمارستان ها و يک استاديوم ساخته شده اند. البته بايد خاطر نشان کنم که اين موضوع توسط سازمان های غيردولتی خارجی و ايرانی تحقق يافته است.»
او اضافه کرد:«اما خانه های مردم به طور کامل بازسازی يا احداث نشده اند و اکثر مردم در کانکس يا خانه های موقت زندگی می کنند. دليل آن هم اين است که مردم پول زيادی برای بازسازی و احداث خانه های خود ندارند. بنابراين، روند بازسازی در بم به آهستگی پيش می رود.»
اينها در حاليست که محمد رئوفی نژاد، استاندار کرمان، سال گذشته اعلام کرده بود که بازسازی شهر بم تا پايان سال ۱۳۸۵ به پايان می رسد و اگر هم درصد کمی از آن باقی بماند، در دو ماه نخست سال ۱۳۸۶، اين کار تمام خواهد شد.
اما اکنون به گفته شهردار بم برای آسفالت کوچه های اين شهر به ۱۰۰ ميليارد ريال اعتبار و به گفته مدير آب و فاضلاب بم، برای تعويض لوله های آب آشاميدنی اين شهر به ۱۳۵ ميليارد ريال اعتبار نياز است.
خانم خالقی که کتابی به نام «آوار در آوار» را د رمورد زمين لرزه بم نوشته است، درباره احساس مردم از روند کند بازسازی اين شهر گفت:« مردم خسته شده اند و به قول معروف، آب از سرشان گذشته است و از اينکه دنبال ساخت و ساز خانه ها يخود و کارهای ديگر خسته شده اند. چهار سال انتظار، آدمی را خسته می کند.»
به گزارش رسانه های ايران، ديدگاه مردم بم نسبت به اقدامات دولت در بازسازی اين شهر منفی است و حتی چند مرتبه، خبر و گزارش تظاهرات و درگيری آنان با ماموران امنيتی و انتظامی منتشر شد.
خانم کوتيلووا با تاييد اين موضوع گفت:«مردم از عدم رسيدگی دولت بسيار عصبانی هستند. آنها بسياری از کمک ها را از سازمان های غيردولتی خارجی و ايرانی دريافت کرده اند. مردم می گويند که دولت به آنها برای بازسازی يا احداث خانه هايشان، به اندازه کافی کمک نکرده است.»
در همين حال، خانم مقدم گفت که «فعاليت تشکل های غيردولتی زنان نه تنها با مشکلی از سوی مقام های دولتی در بم مواجه نشده است که آنها به اين تشکل ها و احداث فرهنگسرای زنان کمک کرده اند و می کنند».
درهمین حال او اشاره کرد که «تسهيلات داده شده به مردم اندک است و دولت بايد بيشتر از اين ميزان به آنان کمک کند، به ويژه که با افزايش قيمت نفت، امکان اختصاص بخشی از اين درآمد سرشار به بازسازی بم وجود دارد».
خانم مقدم تاخير در بازسازی شهر بم را موجب شرمساری دانست.
به گفته رسانه ها و افراد شرکت کننده در بازسازی شهر بم، زمين لرزه چهار سال پيش، پيامدهای خاص خود را به همراه داشته است. مهاجرت بسياری از مردم بم از اين شهر و جايگزين شدن آنان توسط کارگران تبعه افغانستان و پاکستان و در عين حال، گسترش اعتياد، از اين پيامدها بوده اند.
همچنين افسردگی شمار وسيعی از مردم، به گفته خانم کوتيلووا، يکی ديگر از اين پيامدها به شمار می رود.
«روسيه سیستم دفاع موشکی پيشرفته به ايران می دهد»
وزير دفاع ايران روز چهارشنبه پنجم دی ماه گفته است: «روسيه سیستم دفاع موشکی بسيار پيشرفته اس ۳۰۰ را در اختیار» این کشور قرار می دهد.
مصطفی محمد نجار، وزير دفاع ايران، افزود:«اين سیستم دفاع موشکی، مطابق قراردادی که قبلا ميان دو کشور امضاء شده، به ايران تحويل داده می شود».
آقای نجار درباره تعداد و زمان تحويل موشک های «اس ۳۰۰» توضيحی نداده است. ايران، در صورت دریافت موشک های «اس ۳۰۰» ، نخستين کشور در حاشيه خليج فارس خواهد بود که چنين موشک هايی را در اختيار خواهد داشت.
آمريکا، اسرائيل و اتحاديه اروپا از آغاز همکاری های موشکی روسيه با ايران از این قرارداد ها انتقاد کرده اند. واشینگتن از جامعه بین المللی به ویژه روسیه خواسته بود به منظور اجرای قطعنامه های شورای امنیت و وارد آوردن فشار بر ايران، فروش سلاح به تهران را متوقف کنند.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، سیستم دفاع موشکی «اس ۳۰۰» قابليت هدف قرار دادن هواپيماها، موشک های کروز و موشک های باليستيک در فاصله ۹۰ مايلی و در ارتفاع ۹۰ هزار فوتی را دارد.
مقام های نظامی روسيه مدعی هستند که سیستم دفاع موشکی «اس ۳۰۰» پيشرفته تر از سيستم موشکی پاتريوت ساخت آمريکا است.
آقای نجار با مقایسه این سیستم دفاع موشکی با «تور-ام یک» گفت: «سيستم دفاع موشکی اس ۳۰۰ قادر است هدف را در ارتفاعی بالا تر از سيستم های « تور ام يک» Tor-M1 هدف قرار دهد».
در پی انعقاد قرار داد موشک های «تور-ام یک» در دسامبر سال ۲۰۰۵، آمریکا و اسرائیل ضمن ابراز نگرانی از قرار داد تسلیحاتی میان روسیه و ایران اعلام کرده بودند ایران می تواند با استفاده از این موشک ها به کشورهای همسایه خود حمله» کند. وزیر دفاع ایران در واکنش به این اظهارات گفته بود ایران «هرگز به کشورهای همسایه حمله نخواهد کرد».
مقام های روسيه تاکنون واکنش رسمی به اظهارات وزير دفاع ايران درباره خرید موشک های «اس ۳۰۰» نشان نداده اند، اما يک منبع نظامی روسيه به خبرگزاری روسی اينترفاکس گفته است«اين قرار داد چند سال پيش ميان دوطرف به امضاء رسيده و احتمالا تعدادی از اين موشک ها به ايران تحويل داده شده است».
پيشتر شايعاتی درباره فروش سيستم دفاع موشکی اس ۳۰۰ به ايران مطرح بود ولی تاکنون مقام روسيه فروش «اس ۳۰۰» به ايران را تکذيب کرده اند.
بر اساس قرارداد ۷۰۰ ميليون دلاری بين ايران و روسيه، مسکو سال گذشته يک سامانه دفاع موشکی موسوم به «تور- ام يک» را در اختيار جمهوری اسلامی گذاشت و اکنون کارشناسانی را برای نظارت بر فرايند آموزش به تهران اعزام کرده است.
اعزام اين کارشناسان پس از برگزاری چهارمين کميته همکاری های دفاعی مشترک ميان دو تهران و مسکو صورت می گيرد که ۱۹ دسامبر در تهران برگزار شد.
محمدنجار در باره چهارمين کميسيون مشترک نظامی دفاعی ايران و روسيه در تهران نيز گفت: «نظارت بر آموزش سیستم موشکی ( تور ام يک ) ، راه های گسترش مناسبات دفاعی دو کشور در حوزه های جديد و آخرين وضعيت اجرای توافقات قبلی از مهمترين موضوعات اين کميسيون بودکه با حضور ميخائيل ديميتريف، مدير سرويس فدرال همکاری های نظامی و فنی ايران و روسيه و جانشين وزير دفاع ايران بررسی شد».
درهمین حال، خبرگزاری روسی ايتارتاس پیشتر گزارش داده بود که ميخاييل ديميتريف، رييس سرويس فدرال همکاری های نظامی و فنی روسيه، گفته است: «تامين رادار و سیستم دفاع هوايی اولويت همکاری های نظامی تهران ـ مسکو است».
انتقادها از روسيه
موشک های سری تور- ام يک تنها در روسيه توليد می شوند و مدل هايی که به گفته وزير دفاع روسيه به ايران ارسال شده اند، برای ساقط کردن اهداف هوايی تا ارتفاع شش هزار متری، کاربرد دارند.
برد موشک های اين سيستم بين ۱۲ تا ۱۴ کيلومتر برآورد می شود.
جمهوری اسلامی ايران بهمن ماه سال گذشته اعلام کرد که آتشبار موشکی تور ام- يک را با موفقيت آزمايش کرده است.
فرمانده نيروی هوايی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از آزمايش اين آتشبار موشکی اظهار داشت: «سپاه در چارچوب افزايش توان نظامی جمهوری اسلامی، و در راستای استراتژی بازدارنده در پاسخ به تهاجم بيگانگان، آتشبارهای موشکی جديدی به استعداد نظامی خود افزوده است.»
فروش سلاح های پيشرفته از جمله سيستم جديد دفاع موشکی انتقاد کشورهای آمريکا و اسراييل را بر انگيخته است.
تام کيسی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا سال گذشته و در واکنش به فروش سيستم جديد دفاعی روسيه به ايران گفته بود: « فروش چنين تسليحاتی به کشوری که از تروريسم دفاع می کند جايز نيست.»
مقامات روسيه بارها انتقادات ايالات متحده آمريکا را ناديده گرفته اند و گفته اند که قصد دارند موشک ها و هواپيماهای پيشرفته را به ايران بفروشند.
---------------------------------------------------------------------------
«عمادالدین باقی از زندان به بيمارستان منتقل شد»
عمادالدين باقی، روزنامه نگار و رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان، به دلیل آنچه نا مساعد بودن «حال عمومی» خوانده شده، از زندان اوین به بیمارستانی در تهران منتقل شده است.
مدیرکل زندان های استان تهران گفت :«حال عمومی عمادالدین باقی مساعد نبود و وی به يکی از بيمارستانهای تهران منتقل شده است».
به گزارش خبرگزاری ایسنا، سهراب سليمانی، مدیرکل زندان های استان تهران، روز چهارشنبه با اشاره به انتقال آقای باقی به بیمارستانی در تهران، افزود:«عمادالدین باقی امشب به زندان باز می گردد».
خانواده عمادالدين باقی روز چهارشنبه پنجم دی ماه از وخامت اوضاع جسمی وی در زندان اوین خبر داده بودند.
در همین حال برخی خبر های تایید نشده حاکی از آن است که آقای باقی «زیر دوش حمام در زندان دچار حمله قلبی» شده و هم اکنون «در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان قمر بنی هاشم» بستری است و «حال وی رو به بهبود است».
عمادالدين باقی پس از تحمل سه سال زندان، در چهار سال گذشته، ۲۳ بار به دادگاه احضار يا محاکمه شده است که آخرين جلسه آن روز يکشنبه ۲۲ مهر ماه ۱۳۸۶ بود و در همان روز به اتهام آنچه «ادامه فعاليت های خود در خصوص توهين به مقامات و تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت ملی» خوانده شده، بازداشت شد.
تماس تلفنی نا تمام
به گفته خانواده آقای باقی، وی در تماسی تلفنی با خانه به همسر و فرزندانش اطلاع داده که «در وضعيت جسمی نامناسبی به سر می برد» و به همين دليل تماس تلفنی آقای باقی با همسرش ناتمام مانده است.
خانواده آقای باقی از صبح روز چهارشنبه به مقابل زندان اوين رفته بودند تا بتوانند با وی ملاقات کنند.
محمد قوچانی، روزنامه نگار و داماد آقای باقی در گفت و گو با راديو فردا در اين باره می گوید: «چهارشنبه، امروز وکيل آقای باقی قرار ملاقات با وی داشته است، طبق قرار به زندان مراجعه کرده و تا محل سالن ملاقات هم می رود اما در آنجا به او اعلام می شود که آقای باقی در حال بازجويی است و نمی تواند با وکيلش ملاقات کند. همزمان آقای باقی به منزل خود تلفن می کند و به همسرش، فاطمه کمالی احمد سرايی می گويد که به وکيل مدافع او بگويد به زندان بازگردد.»
داماد عمادالدين باقی در ادامه درباره آنچه وی در تماس تلفنی با همسرش گفته می گويد:«آقای باقی به همسرش می گويد که حالش بسيار بد است و حتی نمی تواند به صحبت کردن ادامه دهد و حتی تعبيری به کار می برد که همسر و خانواده آقای باقی به شدت نگران می شود.»
اين روزنامه نگار در ادامه می گوید:«تعبيری که آقای باقی به کار برده است، اين بوده که اگر رسيدگی جزيی که در زندان اوين وجود دارد نبود، او از دست رفته بود.»
بعد از اين تماس تلفنی، وکيل مدافع و همسر آقای باقی به زندان اوين مراجعه می کنند ولی موفق به ديدار با او نمی شوند.
محمد قوچانی در ادامه می افزايد:« هيچ کس نتوانسته است هيچ تماسی با آقای باقی بگيرد. همسر و وکيل آقای باقی با قاضی و مقامات زندان اوين ديدار کرده اند و برخی از مقامات هم سعی کرده اند از مقامات قضايی وقت بگيرند که آقای باقی بتواند حتی تماسی تلفنی با خانواده اش داشته باشد و آنها را از وضعيت خود آگاه کند.»
محمد قوچانی، روزنامه نگار و داماد عمادالدين باقی در ادامه گفته بود به هنگام تماس تلفنی، فردی همراه آقای باقی بوده که تاکيد کرده خانواده اش به زندان مراجعه کنند.
او اضافه کرده بود:« وی فردی نيست که خانواده اش را نگران کند و تماس وی و تاکيد فردی که احتمالا بازجو بوده و به هنگام تماس تلفنی همراه آقای باقی بوده است، مبنی بر اينکه خانواده او حتما به زندان مراجعه کنند، نشان می دهد که وضعيت آقای باقی مناسب نيست.»
اين عضو خانواده عمادالدين باقی با ابراز نگرانی از وضعيت پدر همسرش گفته بود:«ما کسی را متهم نمی کنيم فقط نگران هستيم و نمی خواهيم مشکلی برای نظام و کشور بوجود بيايد، ما فقط می خواهيم از حال آقای باقی خبردار شويم.»
با اين حال محمد قوچانی گفته بود: مقامات زندان و قضايی پاسخی به خانواده عمادالدين باقی نداده اند:«هيچ جوابی به ما نمی دهند، ما هم به زندان اوين مراجعه کرديم، هم به دادگاه انقلاب رفتيم، وکيل آقای باقی با مسوولين دادگاه ديدار کرده و علی رغم اينکه برخی از مقامات تلاش کرده اند که تماس تلفنی محدودی برقرار شود تا خانواده آقای باقی از حال وی مطلع شوند، چنين اجازه ای به ما داده نشده است.»
وی با اشاره به وضعيت وخيم جسمی آقای باقی به گفته خودش در تماس تلفنی با منزل گفته بود:«حتی ما بعيد نمی دانيم که آقای باقی در يکی از بيمارستان های تهران بستری باشد. ما فقط می خواهيم واقعيت را بدانيم و با او عيادت کنيم و از سلامتی آقای باقی مطلع شويم.»
در همين حال پيش از تماس تلفنی عمادالدين باقی با منزل، خانواده وی با انتشار نامه ای ضمن ارائه گزارشی از وضعيت اين زندانی سياسی تاکيد کرده بودند که وی در بازداشتگاه امنيتی نگهداری می شود.
در اين نامه آمده است:« ۴۷ روز از بازداشت عمادالدين باقی می گذرد بدون آنکه کسی درباره وضعيت او در زندان اوين پاسخگو باشد يا متناسب با وظايف قانونی قوه قضاييه در شرايط زندان او تغييری ايجاد شود.»
خانواده عمادالدين باقی، روزنامه نگار و رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان، در ادامه اين نامه نوشته اند:« قرار گرفتن عمادالدين باقی در بازداشتگاه بدون آنکه قرار بازداشتی وجود داشته باشد خلاف موارد مصرح آيين دادرسی کيفری است و طبق قانون مجازات اسلامی، مستلزم کيفر برای متخلفين از قانون است که در مواد ۵۷۰ و ۵۷۲ قانون مجازات اسلامی قيد شده است.»
به گفته صالح نيکبخت، وکيل عمادالدين باقی، آقای باقی به دليل محکوميت يک ساله ای که در سال ۱۳۸۲ از طرف شعبه شش دادگاه انقلاب صادر شده بود، زندانی شده است. به گفته او اين محکوميت ابتدا تعليقی بوده و سپس تعزيری شده بود.
تحليلگران سياسی دستگيری آقای باقی را بيشتر با «فعاليت های اخير وی در انجمن دفاع از حقوق زندانيان و اعتراضات اخير وی نسبت به شيوه صدور و اجرای برخی از احکام قضايی» مرتبط می دانند.
سازمان ديده بان حقوق بشر، سازمان گزارشگران بدون مرز و برنامه نظارت بر حمايت مدافعان حقوق بشر در اواخر مهر ماه در سه اطلاعيه جداگانه از سرکوب مدافعان حقوق بشر در ايران انتقاد کرده و نسبت به بازداشت آقای باقی اعتراض کرده اند.
ماه گذشته عمادالدين باقی در ملاقات با خانواده خود گفت که از روز يکشنبه سيزدهم آبان ماه در زندان تحت بازجويی است و از آنجا که مرحله قانونی بازجويی های وی به پايان رسيده، ديگر حاضر به پاسخگويی به چنين بازجويی هايی نيست.
آقای باقی از آذرماه تا کنون ممنوع الملاقات شده است.
عمادالدين باقی، فعاليت های مطبوعاتی خود را از سال ۱۳۶۲ با روزنامه های کيهان و اطلاعات آغاز کرد.
او از سال ۱۳۷۰ به مدت هشت سال با روزنامه های سلام، همشهری و فصلنامه ضميمه کار کرد.
اوج کار وی با روزنامه های توس و جامعه بود. وی همچنين در روزنامه های نشاط و عصر آزادگان به عنوان عضو شورای سياست گذاری فعاليت می کرد.
عمادالدين پيش از اين و در سال ۱۳۷۹ همزمان با تعطيلی گسترده نشريات در ايران، يک بار ديگر دستگير و زندانی شده بود.
بيشتر اتهام ها و شکايت هايی که در دادگاه عليه او مطرح شده است، مربوط به پژوهش هايی است که وی درباره قتل های فعالان سياسی و نويسندگان دگر انديش معروف به «قتل های زنجيره ای پاييز ۱۳۷۷» انجام داده بود.
وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صدا و سيما، نيروی انتظامی، علی فلاحيان، وزير اسبق اطلاعات، مصطفی پورمحمدی، قائم مقام وزير وقت اطلاعات، سلطانی يکی ديگر از معاونان علی فلاحيان، مدير کل ازلاعات قم در زمان فلاحيان، فيروز اصلانی، وکيل روزنامه کيهان و محتشمی، مدير مسوول «يالثارات» نشريه انصار حزب الله و مدعی العموم جزو شاکيان عمادالدين باقی بوده اند.
-------------------------------------------------------------------------------
امنیت در عراق؛ اختلافات در آمریکا بر سر نقش ایران
روزنامه آمریکایی وال استریت جورنال در شماره روز چهارشنبه، ۲۶ دسامبر، با انتشار گزارشی از بروز اختلاف میان پنتاگون و وزارت امور خارجه بر سر نقش ایران در برقراری امنیت در عراق خبر داده است.
این روزنامه می نویسد: مقامات پنتاگون و وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا که مدتها بر سر اداره جنگ عراق و بازسازی آن کشور با یکدیگر اختلاف داشته اند، اکنون با مجادله ای جدید روبرو شده اند.
اختلاف جدید آنها درباره ایران و میزان اعتبار بخشیدن به دولت آن کشور، به خاطر بهبود وضعیت امنیتی اخیر در عراق است.
این اختلاف نشانگر حس بلاتکلیفی دولت آمریکا، در رابطه با چگونگی تفسیر کاهش قابل توجه در تعداد حملات ستیزه جویانه در عراق است. زیرا بخش عمده این حملات توسط بمب های کنارجاده ای انجام می شود که به گفته مقامات آمریکایی ساخت ایران هستند و این حملات طی ماه های اخیر بیش از پنجاه درصد کاهش یافته است. میزان تلفات سربازان آمریکایی نیز متعاقبا کمتر شده است.
دوست یا دشمن؟
- موضوع بحث: عدم توافق مقامات پنتاگون و وزارت امور خارجه آمریکا در رابطه با اینکه تا چه اندازه باید به دولت ایران به خاطر پیشرفت های امنیتی درعراق اعتبار ببخشند.
- استدلال ها: مقامات وزارت امور خارجه آمریکا معتقدند که ایران جریان ورود سلاح به داخل عراق را مسدود کرده است. از سوی دیگر مقامات وزارت دفاع آمریکا می گویند هنوز برای ابراز اطمینان نسبت به این مسئله بسیار زود است.
- مسئله اصلی: دولت آمریکا در حال سنجیدن این مسئله است، که آیا باید زمینه گفت و گوهای گسترده با دولت ایران را فراهم کند یا نه. گروه بزرگی از مقامات ارشد وزارت امور خارجه آمریکا می گویند که دولت ایران برای مسدود ساختن جریان ورود اسلحه به داخل عراق و برای فشار وارد آوردن به بزرگترین گروه های ستیزه جوی شیعی آن کشور، ازجمله جیش المهدی وابسته به مقتدی صدر گام هایی برداشته است.
برخی از این مقامات می گویند: دولت آمریکا باید درواکنش به این اقدام دولت ایران، مذاکرات دیپلماتیک وسیع تری را با آن کشور آغاز کند.
درعین حال رابرت گیتس، وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا و چندین تن از دستیاران ارشد او در پنتاگون می گویند: هنوز برای این نتیجه گیری، که دولت ایران برای انجام تغییر رویه در عراق یک تصمیم استراتژیک گرفته است خیلی زود است.
بسیاری از مقامات ارتش آمریکا معتقدند که علیرغم کاهش تعداد حملات ستیزه جویانه علیه نیروهای آمریکا در عراق، جریان ورود اسلحه به داخل خاک آن کشور همچنان ادامه دارد و شورشیان شیعی در حال انبار کردن این سلاح ها برای استفاده های آتی هستند.
روزنامه وال استریت جورنال به نقل از یک مقام ارشد ارتش آمریکا درعراق می نویسد: «ما شاهد علائم بارزی در زمینه کاهش استفاده از مواد منفجره جی.ای.ام ( ساخت ایران) درعراق هستیم. اما دیدن علائم روشن در رابطه با اینکه آیا این کاهش به این خاطر است که ایران موج ورود این اسباب بازی ها را بسته است یا نه، دشوار است.»
اختلافات و آینده سیاست ها در قبال ایران
اختلاف میان مقامات پنتاگون و وزارت امور خارجه در سیاست های آینده دولت آمریکا علیه ایران نقش قابل توجهی را خواهد داشت.
شماری از مقامات وزارت امور خارجه آمریکا، با استدلال به اینکه کمک ایران برای ایجاد امنیت در عراق، اساس بهبود روابط سرد میان ایران و آمریکا خواهد بود، بر ایجاد یک رابطه دیپلماتیک با ایران اصرار می ورزند.
اما مقامات پنتاگون در مغایرت با این تفکر خط مشی محتاطانه تری را نسبت به ایران توصیه می کنند، و چنین استدلال می کنند که دولت آمریکا باید پیش از آغاز یک مذاکرات گسترده با ایران، مدارک روشن تری بدست آورد که ثابت می کند دولت ایران حقیقتا تصمیم نهایی خود را برای همکاری با آمریکا در ایجاد یک ثبات دائمی در عراق گرفته است.
ولی نصر، کارشناس مسائل ایران در شورای روابط خارجی، که سازمانی پژوهشی بی طرف در شهر نیویورک است به وال استریت جورنال می گوید: آمریکا و ایران اکنون به اندازه کافی از منافع مشترک برخوردارند تا بتوانند مذاکرات مستقیم ارزنده ای را با یکدیگر انجام دهند.
به گفته آقای نصر، دوران پس از جنگ عراق مدتهاست که برای ایران وضعیت دشواری بوجود آورده است. رهبران ایرانی زمانی با توجه به حضور نیروهای ۱۵۰ هزار نفری آمریکا در عراق احساس می کردند که باید با کمک به شورشیان شیعی در داخل عراق از یک حمله نظامی آمریکا به ایران جلو گیری کنند.
اما ولی نصر همچنین می گوید: با توجه به رابطه خوب مقامات دولت ایران با شیعیان عراق، که از سال ۲۰۰۳ تاکنون در مسند قدرت قرار دارند، رهبران ایرانی نیز متقاعد شده اند که آنها باید برای جلوگیری از فروپاشی کامل عراق گام هایی بردارند، به دولت مرکزی عراق کمک کنند و شورشیان رقیب شیعی را از نبرد بر سر پول و قدرت بازدارند.
تفاوت دیدگاه ها
وال استریت جورنال می نویسد: تفاوت میان پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا بر سر ایران در روزهای اخیر به وضوح احساس می شود.
آقای گیتس روز جمعه به خبرنگاران گفت: «تاکنون» شاهد مدارک متقاعد کننده ای نبوده است که ثابت کند ایران جریان ورود اسلحه به خاک عراق را مسدود کرده است.
در گزارش جدید مشابهی که از سوی پنتاگون در رابطه با عراق منتشر شده ، آمده است که «در کمک های غیر قانونی آموزشی و مالی دولت ایران به ستیزه جویان شیعی عراقی کاهش قابل شناسایی صورت نگرفته است.»
مقامات وزارت امور خارجه آمریکا از سوی دیگر رویه بسیار متفاوتی را در این باره در پیش گرفته اند.
به نوشته این روزنامه آمریکایی، رایان کروکر سفیر ایالات متحده در عراق روز یکشنبه به خبرنگاران در بغداد گفت: «علائمی بدست آمده است که نشان می دهد دولت ایران از نفوذ خود برای کاهش خشونت های شورشیان افراطی شیعی استفاده می کند.»
این اظهار نظر از سوی دیوید ساترفیلد، یک مقام ارشد وزارت امور خارجه آمریکا در عراق نیز منعکس شد.
تحسین و تمجید مقامات وزارت امور خارجه آمریکا از اقدامات اخیر دولت ایران در حالی ابراز می شود که دولت بوش تلاش می کند سیاست های خود در قبال ایران را، پس ارزیابی های اخیر سازمان های اطلاعاتی این کشور درباره کم خطر پنداشتن برنامه اتمی ایران را، بار دیگر مورد سنجش قرار دهد.
وال استریت جورنال می نویسد: شماری از مقامات آمریکایی به طور خصوصی تصدیق کرده اند که ارزیابی های اخیر سازمان برآوردهای اطلاعاتی آمریکا موجب خراب شدن تلاش های دولت آمریکا برای اعمال تحریم های اقتصادی علیه دولت جمهوری اسلامی ایران شده است.
اما این اعتقاد نیز از سوی برخی از اعضای کابینه بوش وجود دارد که برآوردهای این سازمان می تواند دری را به روی مذاکرات مفید در ارتباط با برنامه اتمی ایران و فعالیت های آن کشور در عراق باز کند.
به نوشته این روزنامه، کاندوالیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا لحن تند و تیز خود نسبت به ایران را پس از انتشار گزارش سازمان های اطلاعاتی این کشور، به طور قابل ملاحظه ای ملایم کرده است.
خانم رایس هفته گذشته، در یک کنفرانس مطبوعاتی جدید اظهار داشت:«آمریکا دارای دشمنان دائمی نیست» و افزود: «در صورتی که ایران فعالیت های غنی سازی اورانیوم خود را متوقف سازد، آماده دیدار با همتای ایرانی خود در هر کجای دنیا خواهد بود.»
روزنامه وال استریت جورنال در پایان می نویسد: شمار رو به رشدی از تحلیلگران سیاسی معقتدند که دولت آمریکا به خاطر ارزیابی های منتشر شده از سوی سازمان برآوردهای اطلاعاتی، نباید تعلیق برنامه اتمی ایران را شرط اصلی مذاکرات گسترده تر تلقی کند.
چند تن از مقامات پیشین دولت آمریکا می گویند: اگر وزارت امور خارجه آمریکا نهایتا با انجام مذاکرات با دولت ایران بدون تعلیق برنامه اتمی آن کشور موافقت کند، تعجب نخواهند کرد. زیرا مقامات کاخ سفید قبلا نیز سیاست های مشابه ای را نسبت به کره شمالی و سوریه به پیش گرفته اند.
---------------------------------------------------------------------------
ابراز نگرانی آمریکا از فروش تسلیحات موشکی به ایران
آمريکا و اسراييل در واکنش به اظهارات روز چهارشنبه وزير دفاع ايران، از اينکه روسيه به ايران سيستم موشکی «اس ۳۰۰» بفروشد، ابراز نگرانی کردند.
به گزارش خبرگزاری رويترز، اسکات استزل، از سخنگويان کاخ سفيد گفت: «ما نگرانی فزاينده ای از چشم انداز فروش تسليحاتی از اين دست به ايران و برخی کشورهای نگران کننده ديگر داريم.»
مصطفی محمد نجار، وزير دفاع جمهوری اسلامی ايران روز چهارشنبه گفته بود که روسيه، «سيستم دفاع موشکی بسيار پيشرفته اس ۳۰۰» را در اختيار تهران قرار می دهد.
به گفته آقای نجار، اين سيستم دفاع موشکی، مطابق قراردادی که قبلا ميان دو کشور امضا شده، به ايران تحويل داده خواهد شد.
اين خبر هنوز از سوی مسکو تاييد نشده است. اما روسيه در سال جاری ميلادی در يک معامله ۷۰۰ ميليون دلاری، سيستم دفاع موشکی «تور – ام يک Tor-M1» را به ايران فروخت که با ابراز نارضايتی واشينگتن همراه شد.
همزمان يک مقام اسرائيلی اعلام کرد که تزيپی لیونی، وزير امور خارجه اين کشور در ماه آينده ميلادی به مسکو خواهد رفت تا درباره معامله تسليحاتی تازه اين کشور با ايران، با مقام های کرملين مذاکره کند.
خبرگزاری فرانسه به نقل از مقامی عالی رتبه که نامش فاش نشده است گزارش داد که سفر خانم لیونی در اوايل ماه ژانويه، و به دعوت همتای روس وی انجام خواهد شد.
بنا به اين گزارش، وزير امور خارجه اسرائيل در سفر به مسکو همچنين «نگرانی تل آويو از ارسال اورانيوم غنی شده به ايران» را تشريح خواهد کرد.
روسيه بر اساس قراردادی که با ايران امضاء کرده، موظف است به مدت ده سال سوخت نيروگاه هسته ای بوشهر را تامين کند و به همين دليل نيز مسکو نخستين محموله اورانيوم غنی شده را به ايران ارسال کرده است.
به نوشته خبرگزاری فرانسه، اسرائيل معتقد است که فروش سيستم دفاع موشکی «اس ۳۰۰»، تهران را تشويق می کند تا برنامه هسته ای خود را دنبال کند.
منابع اسرائيلی تاکنون بارها «حمله هوايی به تاسيسات هسته ای ايران» را به عنوان يکی از گزينه های موجود برای توقف برنامه هسته ای ايران اعلام کرده اند و در سال جاری به فروش سيستم دفاع موشکی «تور ام يک» به ایران نيز اعتراض کردند.
اسرائيل، ايران را متهم می کند که با هدف ساخت بمب هسته ای، برنامه هسته ای خود را دنبال می کند. ايران اين اتهام را رد کرده و آخرين گزارش ۱۶ سازمان جاسوسی و اطلاعاتی آمريکا نيز حاکی است که ايران در حال حاضر، برنامه ای برای ساخت بمب هسته ای ندارد.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، سيستم دفاع موشکی «اس ۳۰۰» قابليت هدف قرار دادن هواپيماها، موشک های کروز و موشک های باليستيک در فاصله ۹۰ مايلی و در ارتفاع ۹۰ هزار فوتی را دارد.
مقام های نظامی روسيه مدعی هستند که سيستم دفاع موشکی «اس ۳۰۰» پيشرفته تر از سيستم موشکی پاتريوت ساخت آمريکا است.
روز چهارشنبه نيز وزير دفاع ایران با مقايسه اين سيستم دفاع موشکی با «تور- ام يک» گفته بود: « سيستم دفاع موشکی اس ۳۰۰ قادر است هدف را در ارتفاعی بالا تر از سيستم های تور ام يک هدف قرار دهد.»
--------------------------------------------------------------------------------
اقتصاد جهان در سال ۲۰۰۷؛ سال رشد و جابجايی قدرت
سال رو به پايان ۲۰۰۷ ميلادی، در مجموع، در رده سال های پر برکت اقتصاد جهانی به ثبت خواهد رسيد.
البته آمار نهايی شاخص های کلان اين سال طی يکی دو ماه آينده انتشار خواهد يافت. ولی از هم اکنون می توان گفت که ميانگين رشد جهانی در ۲۰۰۷، به احتمال فراوان پيرامون پنج درصد نوسان کرده است.
بر پايه آماری که از سوی منابع مختلف اقتصادی انتشار يافته، گويا حدود ۱۲۰ کشور جهان، در هفتمين سال هزاره سوم ميلادی، رشد بالای چهار درصد را تجربه کردند.
رويداد اميد بخش، پويايی نسبتا چشمگير در بخش بسيار بزرگی از دنيای در حال توسعه است. حتی در آفريقا، نرخ رشد اقتصادی برای چندمين بار متوالی بيشتر از نرخ رشد جمعيت بود، پديده ای که از بهبود نسبی سطح زندگی مردمان قاره سياه خبر می دهد.
همچنين تحولات دوازده ماه گذشته نشان داد که قدرت های نوظهور اقتصادی به ويژه چين، هند و برزيل، به تدريج به لوکوموتيو اقتصاد جهانی بدل می شوند.
افزايش قدرت خريد در اين کشورها، و توانايی روز افزون آنها در صدور کالا و سرمايه گذاری بين المللی ، فصل تازه ای در فرايند جهانی شدن اقتصاد گشوده است.
دشواری های بزرگ اقتصادی در سال ۲۰۰۷، عمدتا در بطن نيرومند ترين اقتصادهای جهان، يعنی آمريکا و اروپای غربی شکل گرفت.
بحران مسکن و وام های مرتبط با آن در آمريکا و تکان بسيار شديد ناشی از اين بحران، به ويژه برای بانک ها، نگرانی گسترده ای را در نظام مالی جهانی به وجود آورد که پيامد های آن به احتمال قريب به يقين در سال های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ محسوس تر خواهد بود.
علاوه بر بلند آوازه ترين بانک های آمريکا، شماری از بانک های مهم اروپا نيز از لرزه های اين بحران در امان نماندند.
به علاوه کند شدن آهنگ فعاليت اقتصادی در ايالات متحده همراه با نااميد شدن اقتصاد های بزرگ اروپا از دستيابی به رشد مناسب، راه را بر طرح سناريو های نااميد کننده برای کشور های ثروتمند در يکی دو سال آينده، گشوده است.
کاهش ارزش دلار، افزایش قیمت نفت
سه رويداد مهم ديگر بر فراز و نشيب های اقتصاد جهانی در سال ۲۰۰۷ ميلادی تاثير گذاشتند: تداوم کاهش ارزش دلار آمريکا در برابر ديگر ارز های مهم جهان، اوج گيری بهای نفت تا مرز بشکه ای ۱۰۰ دلار و افزايش شديد بهای شماری از کالاهای کشاورزی.
سقوط باز هم بيشتر دلار در سال ۲۰۰۷ به ايالات متحده آمريکا امکان داد صادرات خود را به بازارهای گوناگون جهان افزايش داده و واردات خود را کاهش دهد. در عوض، منطقه پولی اروپا از قدرت گرفتن يورو زيان ديد، زيرا واردات اين منطقه بيشتر شد و، در عوض، صادراتش کاهش يافت.
در آخرين ماه های سال ۲۰۰۷ بهای نفت بين هر بشکه ۹۰ تا ۱۰۰ دلار نوسان می کرد. تب طلای سياه و امکان اوج گيری باز هم بيشتر آن، طبعا چشم انداز فشارهای تورمی را هم برای اقتصاد های صنعتی و هم برای اقتصاد های در حال توسعه مطرح می کند.
افزايش شديد و نامنتظره بهای کالاهای کشاورزی نيز طی چند ماه گذشته در فهرست خبر های داغ رسانه های اقتصادی جهان جای گرفت.
شمار زيادی از کارشناسان مسايل کشاورزی از «شوک» تازه ناشی از اين افزايش به ويژه برای کشور های فقير وارد کننده غله، گوشت و لبنيات سخن می گويند، اما ابعاد واقعی اين پديده همچنان ناشناخته است.
در مجموع تحول اقتصاد جهانی در سال ۲۰۰۷ با يک تناقض مهم همراه بود: رشد چشمگير دنيای در حال توسعه به ويژه قدرت های نوظهور از يکسو و، از سوی ديگر، پيدايش و يا تشديد گرايش های کم و بيش خطر زا.
به رغم اين تناقض، در يک نکته ترديد نمی توان داشت و آن تداوم جا به جايی قدرت در صحنه اقتصاد جهانی است.
سال ۲۰۰۷ ميلادی يکبار ديگر نشان داد که شماری از کشورهای سابق جهان سوم به سرعت در عرصه های بازرگانی، صنعتی و مالی پيش می روند و اقتصاد جهانی را بيش از بيش به سوی چند قطبی شدن پيش می برند.
خانواده لوینسون با دست خالی از ایران باز می گردند
همسر مامور سابق اف بی آی که برای پیدا کردن وی، به ايران سفر کرده بود، اعلام کرد نتوانسته دريابد که بر سر همسرش چه آمده است.
همسر رابرت لوينسون می گوید که این کارمند سابق اف بی آی که ده سال پيش بازنشسته شده بود، برای تحقيق درباره قاچاق سیگار برای يک موکل خصوصی - احتمالا يک شرکت دخانیات - از دوبی وارد جزیره کيش شده بود و پس از اقامت کوتاه در اين جزيره ناپديد شده است.
آقای لوينسون در آخرين تماس با خانواده اش در تاريخ هشتم مارس، پيش از سوار شدن به هواپيما از دوبی به سمت کيش، به آنها گفته است که بيشتر چمدان هايش را در هتل دوبی باقی گذاشته و طی ۲۴ ساعت بازخواهد گشت.
زمانی که او پس از گذشت دو روز از سالروز تولدش در ۵۹ سالگی، با خانواده اش تماسی نگرفت، آنها به اين نتيجه رسيدند که اتفاقی برایش افتاده است.
همسر او، کريستين لوينسون، به همراه پسرشان و خواهرش پس از مدت ها بی خبری، به اميد يافتن او خواستار ويزای ايران شدند و دولت ايران که می گوید از سرنوشت رابرت لوينسون خبری ندارد با تقاضای ويزای آنها به دلايل «انسان دوستانه» موافقت کرد.
پس از سفر چهار روزه اين خانواده به ايران، آنها روز شنبه اعلام کردند که نشانی از او نيافته اند.
کريستين لوينسون در گفت و گو با خبرنگاران در تهران گفت: «سفر ما تقريبا تمام شده است و معجزه ای که منتظرش بوديم اتفاق نيفتاد.»
وی اضافه کرد: «ما هنوز نمي دانيم رابرت کجاست و کابوسی که در آن قرار داشتيم، کماکان ادامه دارد.»
خانم لوينسون که در ايران روسری سياه بر سر کرده بود، به خبرنگاران گفت که آنها با مقامات وزارت امور خارجه ديدار کرده اند.
همسر فرد ناپديد شده اعلام کرد که آنها از کيش هم بازديد کرده اند و افزود: «ما سعی کرديم ردپای او را پيدا کنيم. از مسئولان فرودگاه و کارمندان هتلی که او در آن اقامت داشت، هم پرس و جو کرديم.»
خانم لوينسون گفت که باور دارد شوهرش هنوز در ايران است، چرا که خروج او از هيچ فرودگاهی در ايران ثبت نشده است.
غلامحسين الهام سخنگوی دولت در کنفرانس خبری همين روز گفت: «ما هيچ اطلاعی درباره ايشان نداريم و هيچ اطلاعی ناپديد شدن ايشان را تائيد نمی کند. با اين حال از هر اطلاعاتی در اين زمينه به دست بیاید استقبال می کنيم.»
در سفر چهار روزه خانواده لوينسون به ايران، مقامات سفارتخانه سوئيس که حافظ منافع آمريکا در ايران هستند، آنها را همراهی می کردند.
مقامات آمريکايی اعلام کرده بودند بر اين باورند که آقای لوينسون در ايران است، با اين حال در ماه اوت، وزارت امور خارجه آمريکا از خانواده لوينسون خواست که نسبت به سفر به ايران، جايی که پيشتر چهار شهروند آمريکايی بازداشت شده بودند، تجديد نظر کند.
وی پيش از اين سفر، در آستانه سفر محمود احمدی نژاد به آمريکا برای شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل، در نامه ای به رييس جمهوری ايران خواسته بود که در پيدا شدن همسرش، به او کمک کند .
سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا هم از دولت ايران خواسته بود که طی اين سفر، به خانواده آقای لوينسون کمک کنند.
تام کيسی اضافه کرده بود: «ما باز از ايران می خواهيم تمام اطلاعات مربوط به اين پرونده را در اختيار خانواده لوينسون و سفارت سوئيس در ايران قرار دهد.»
دولت ايران از طريق سفارت سوئيس در تهران که حافظ منافع آمريکا در ايران است، به مقامات آمريکايی اطلاع داده بود که تحقيقاتی را در اين زمينه انجام داده اند اما نمی دانند که بر سر آقای لوينسون چه آمده است.
اما سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا گفت که ايران هيچ جزئياتی را درباره اين تحقيق در اختيار آنها قرار نداده است.
اظهارات آمريکايی فراری
جزئيات علت سفر آقای لوينسون به ايران هنوز مشخص نيست.
اما خانم لوينسون پيشتر گفته بود همسر وی با داوود صلاح الدين، آمريکايی فراری که به اتهام کشتن علی اکبر طباطبايی، وابسته مطبوعاتی پيشين ايران در واشينگتن، در سال ۱۹۸۰ تحت تعقيب قرار دارد و هم اکنون در ايران زندگی می کند، ملاقات کرده است.
به گفته خانم لوينسون، داوود صلاح الدين به وی گفته است که در روز ۸ مارس، با رابرت لوينسون در هتل «مريم» کيش ملاقات کرده، اما ماموران پليس ايران، وی را برای ساعاتی بازداشت کرده و از او درباره مدارکش سوالاتی پرسيده اند.
صلاح الدين همچنين گفته است که پس از آنکه ماموران پش از چند ساعت او را آزاد کردند، به هتل بازگشته، اما اثری از آقای لوينسون مشاهده نکرده است.
--------------------------------------------------------------------------------------
اسراییل شهرک های یهودی را در اورشلیم توسعه می دهد
اسراييل اعلام کرد که اين کشور در صدد است تا در سال ۲۰۰۸، بیش از ۷۴۰ آپارتمان در منطقه مورد منازعه اورشليم شرقی و کرانه باختری رود اردن احداث کند.
وزارت مسکن اسراييل بودجه ای را برای سال آينده ميلادی پيشنهاد کرده است که بر اساس آن ۵۰۰ واحد مسکونی در منطقه «هار هما» در اورشليم شرقی ساخته خواهد شد.
پيشتر در اوايل ماه جاری ميلادی، اعلام شد که ۳۰۰ واحد در اين منطقه احداث می شود. اعلام اين خبر به نگرانی ها در زمينه به خطر افتادن مذاکرات صلح ميان اسراييلی ها و فلسطينی ها پس از هفت سال دامن زده است.
گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس حاکيست که ۲۴۰ واحد ديگر قرار است در «ماله آدوميم» خارج از اورشليم و در يکی از بزرگترين شهرک های بهودی در کرانه باختری ساخته شود.
رافی ايتان، وزير دولت اسراييل در امور اروشليم به راديو ارتش اين کشور گفته است که اسراييل هرگز قول نداده است تا ساختمان سازی را در درون حاشيه شهر اورشليم متوقف کند. بخش اورشليم شرقی در جريان جنگ سال ۱۹۶۷ ميان اعراب و اسراييل ضميمه خاک اين کشور شد.
جامعه جهانی هرگز اين اقدام را به رسميت نشناخته است ولی انتظار می رود این بخش که دارای ۱۸۰ هزار سکنه است تا دستيابی به توافق نهايی ميان فلسطينی ها و اسراييل در اختيار اين کشور باقی بماند.
راقائل ايتان می گويد: « هارهما يک بخش زنده و متصل به اورشليم است و ما به هيچ کسی قول نداده ايم که در اينجا ساختمان سازی نخواهيم کرد چرا که آن در درون بخش شهری اورشليم قرار دارد.»
به گفته وی، « بخش ماله آدوميم نيز بخش پيوسته ای از اورشليم با وجود هرگونه معاهده صلحی خواهد بود.»
فلسطينی ها اسراييل را متهم می کنند که قصد دارد تا با گسترش شهرک سازی در بخش های مختلف اورشليم ارتباط قسمت های عرب نشين را با يکديگر قطع کند.
قرار است در صورت تشکيل دولت فلسطين، اروشليم شرقی يا به گفته فلسطينی ها « بيت المقدس» به عنوان پايتخت اين کشور اعلام شود.
اعلام اوايل ماه جاری مبنی بر ساختمان سازی در «هار هما» يکی از معدود انتقادات ايالات متحده را از اسراييل بدنبال داشت.
کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا در اين زمينه گفته که ساختمان سازی، « کمکی به اعتماد سازی» در مسیر مذاکرات صلح نخواهد کرد.
ماله آدوميم از جمله شهرک هايی است که اسراييل انتظار دارد تا هر معاهده صلحی با فلسطينی ها آن را بدست آورد. فلسطينی ها نيز اعلام آمادگی کرده اند تا در ازاء معاوضه زمين با اسراييلی ها برای حفظ شهرک های يهودی نشين به توافقی دست يابند.
برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ازبکستان
مردم ازبکستان روز یکشنبه، ۲۳ دسامبر، در انتخاباتی که انتظار می رود در آن بار دیگر اسلام کریمف به مقام ریاست جمهوری برسد، به پای صندوق های رای رفتند.
گزارش های رسیده حاکیست که انتخابات ازبکستان به شدت تحت کنترل قرار دارد و با توجه به سیطره دولت اسلام کریمف بر تمام روندهای سیاسی این کشور، وی خواهد توانست بار دیگر زمامداری خود را در مقام ریاست جمهوری تمديد کند.
رقبای آقای کریمف سه نفر هستند که شناخته شده نیستند و گفته می شود که حاميان سياست های رییس جمهوری محسوب می شوند. منتقدان رژيم ازبکستان این کاندیداها را «عروسک هايی می دانند که برای ايجاد توهم رقابت در انتخابات به کار گرفته شده اند.»
تقريبا نيمی از جمعيت بخش آسيای مرکزی شوروی سابق در ازبکستان زندگی می کنند و وضعيت سياسی اين کشور به خاطر منابع غنی انرژی، برای روسيه، چين و آمريکا بسيار با اهميت است.
طی ۱۸ سال زمامداری کريمف، وی مخالفان سياسی خود را به زندان و تبعيد محکوم کرده و به دلیل نقض حقوق بشر از جمله «شکنجه و دادگاه های نمايشی» مورد انتقاد شديد قرار گرفته است.
همچنين توهين های کريمف به مسلمينی که خارج از عرف رايج به عبادت مشغولند، باعث رشد اسلام گرايی راديکال در منطقه هم مرز با افغانستان شده و به تنش های موجود در منطقه بر سر افراط گرایی دامن زده است.
آقای کريمف از زمانی که غرب از او به خاطر سرکوب خونين شورش در شهر انديجان در سال ۲۰۰۵ انتقاد کرد، خصومت زيادی را با کشورهای غربی پيشه کرد و به محض اين انتقادها، دستور داد پايگاه هوايی آمريکا در اين کشور تعطیل شود.
گروه های فعال حقوق بشر گفته اند که در شورش های اين شهر در سال ۲۰۰۵، نيروهای مسلح اين کشور، حدود ۷۰۰ نفر مردم اغلب غير مسلح را به قتل رساندند.
دولت ازبکستان در راستای مقابله با خبر رسانی آزاد درباره اين کشور، دفاتر چندين آژانس خبری غربی را نیز تعطيل کرده است.
آقای کريمف که ماه آينده هفتاد ساله می شود، در سال ۱۹۸۹به رياست حزب کمونيست و جمهوری ازبکستان در داخل اتحاد جماهير شوروی رسيد.
بعد از فروپاشی شوروی، وی دو بار در سال های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۹ انتخابات رياست جمهوری را برد و رياست جمهوری او دو بار توسط پارلمان و همه پرسی تمديد شد، اما هيچ کدام از انتخابات از نظر ناظران بين المللی، «آزاد» نبوده است.
به هنگام همه پرسی روز يکشنبه پليس های سبز پوش اين کشور همه جا در خيابان های شهر تاشکند، مرکز اين جمهوری، به گشت زنی مشغول بوده اند.
فعالان حقوق بشر گفته اند که دولت رای دهندگان را مجبور می کند که به آقای کريمف رای دهند. مخالفان به شکل بی نتیجه بر غير قانونی بودن تمديد دوران رياست جمهوری وی اصرار دارند.
ماه گذشته، آقای کريمف در سخنرانی خود برای تصدی مجدد پست رياست جمهوری، گفت: مطمئن است که ازبک ها خواهان ادامه سياست های او برای «صلح، پيشرفت و بالا بردن سطح زندگی» هستند.
------------------------------------------------------------------------------------
ایران احداث ۱۹ نيروگاه اتمی را به مناقصه می گذارد
جمهوری اسلامی ايران می گويد که قصد دارد تا در آینده ای نزدیک قرارداد احداث ۱۹ نيروگاه جدید برق هسته ای را به مناقصه جهانی بگذارد.
کاظم جلالی، مخبر کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی به خبرنگاران گفته است که ظرفيت توليد برق هر يک از اين نيروگاه ها هزار مگاوات است.
بر اساس گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، و به گفته نماينده شاهرود، «اين اقدام در راستای مصوبه مجلس شورا اسلامی در خصوص توليد ۲۰ هزار مگاوات برق هسته ای مورد نياز کشور صورت می گيرد.»
آقای جلالی به جزئیات بیشتری درباره این مناقصه ها اشاره ای نکرده است.
ساخت نيروگاه هسته ای جديد از جمله برنامه هايی است که جمهوری اسلامی می گويد برای تامين نيازهای روز افزون خود به انرژی برق در صدد احداث آنها است.
در حال حاضر نيروگاه بوشهر تنها راکتور هسته ای ايران است که به رغم آغاز ساختمان آن از ۳۰ سال پيش تاکنون، هنوز به مرحله بهره بردای نرسيده است.
روسيه که قرار است ساختمان اين نيروگاه هزار مگاواتی را تکميل کند اعلام کرده که راه اندازی نيروگاه بوشهر تا پايان سال ۲۰۰۸ ميلادی امکان پذير نخواهد بود.
مسکو هفته گذشته نخستين محموله سوخت نيروگاه بوشهر را به ايران ارسال کرد و گفته است که زمان بندی دقيق تکميل ساختمان اين واحد توليد برق را اواخر ماه دسامبر اعلام خواهد کرد.
مناقصه های بدون سرمايه گذار
فراخوان تازه جمهوری اسلامی ايران در حالی اعلام می شود که هنوز نتايج مناقصه قبلی برای احداث دو نيروگاه هسته ای جديد در بوشهر اعلام نشده است.
تهران فروردين ماه سال جاری از برگزاری يک مناقصه بين المللی برای ساخت دو نيروگاه جديد هسته ای خبر داد ولی با وجود گذشت هشت ماه از اين فراخوان هنوز مشخص نيست که آيا کشوری برای مشارکت در اين طرح های اعلام آمادگی کرده است يا نه.
احمد فياض بخش، معاون سازمان انرژی اتمی و مدير عامل شرکت توليد و توسعه انرژی اتمی ايران، همان زمان گفته بود: « در ارتباط های غير رسمی از سوی شرکت های مختلف دنيا ابراز تمايل جدی شده است اما اين که کشورهای مختلف با اين مسئله به طور رسمی چگونه برخورد خواهند کرد تا پايان ۱۰ اوت بايد منتظر باشيم.»
خواست ايران برای مشارکت ديگر کشورها در ساخت نيروگاه های جديد هسته ای در حالی مطرح می شود که شورای امنيت سازمان ملل متحد تاکنون دو قطعنامه تحريمی عليه برنامه اتمی جمهوری اسلامی وضع کرده است و تحريم های آمريکا نيز فضای سرمايه گذاری را برای شرکت های خارجی در ايران دشوارتر کرده است.
جامعه جهانی از تهران خواسته است تا روند غنی سازی اورانيوم را که کاربرد دوگانه نظامی و غير نظامی دارد به حال تعليق درآورد و به سوخت ارسالی از سوی روسيه و تضمين ده ساله آن اکتفاء کند.
هفته گذشته، غلامرضا آقا زاده، رييس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی گفته بود که اين کشور در صدد ساخت يک نيروگاه جديد در دارخوين در استان خوزستان است و به همين دليل سوخت آن بايد از مجتمع غنی سازی اورانيوم در نطنز تامين شود.
معاون امور بين الملل سازمان انرژی اتمی تهران نيز گفته است که چون جمهوری اسلامی قصد ساخت نيروگاه و رآکتور را دارد، بايد از فناوری هسته ای و غنی سازی اورانيوم نيز برخوردار باشد.
محمد سعيدی، می گويد تا هشت سال آينده، جمهوری اسلامی خود جزء کشورهای سازنده نيروگاه و راکتورهای اتمی خواهد بود.
کشورهای غربی برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ايران را گامی برای دستيابی به فناوری توليد ساخت سلاح هسته ای ارزيابی می کنند ولی تهران اين ادعا را رد کرده و هدف از اين برنامه را «مصارف صلح آميز و توليد برق» عنوان کرده است.
-------------------------------------------------------------------------------
۵۲ ميليارد دلار درآمد نفتی ایران تا پایان ماه نوامبر
يک مقام وزارت نفت جمهوری اسلامی اعلام کرد که ميزان درآمد ايران از محل فروش نفت در ۱۱ ماهه اول سال ۲۰۰۷ ميلادی به ۵۲ ميليارد دلار رسيده است.
حجت الله غنيمی فرد، معاون امور بین المللی شرکت ملی نفت ایران در مصاحبه ای که نشريات چاپ تهران آن را منتشر کرده اند گفته است: با توجه به اينکه صادرات نفت خام در ماه ها و فصل های مختلف کم و زياد می شود، ايران به طور متوسط روزانه دو ميليون و چهار صد هزار بشکه نفت خام صادر کرده است.
ايران به عنوان چهارمين صادر کننده نفت جهان در سال های اخير به دليل افزايش قيمت اين ماده خام شاهد رشد چشمگيری در درآمدهای خود بوده است و انتظار می رود که در پايان سال ۱۳۸۶ خورشيدی اين درآمدها به رقمی بالغ بر ۷۰ ميليارد دلار بالغ شود.
ميزان درآمد نفتی ايران در سال ۱۳۸۵ به رقمی بالغ بر ۶۰ ميليارد دلار رسيد که نسبت به سال قبل از آن ۱۱ درصد رشد نشان می داد.
در حال حاضر هر بشکه نفت خام سبک ايران در بازارهای جهانی با قيمت ۸۶ دلار معامله می شود که يک دلار پايين تر از سبد نفتی اوپک است.
بر اساس آمارهای رسمی، قيمت نفت خام پس از ژانويه سال ۲۰۰۷ حدود ۵۰ درصد افزايش داشته و تنها در مهرماه گذشته ۱۸ درصد رشد داشته است.
آقای غنيمی فرد می گويد که ۶۰ درصد نفت خام ايران به سمت شرق کانال سوئز، ۳۲ درصد به سمت اروپا و حدود هشت درصد نيز به سمت آفريقا صادر می شود.
اين مقام وزارت نفت ايران افزود: گاهی بخشی از نفت خام به صورت تک محموله به مجموعه بازارهای آمريکای لاتين صادر می شود که در اين زمان ها تک محموله های صادراتی به اروپا کم می شود.
به رغم افزايش درآمدهای نفتی ايران، محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران هفته گذشته گفت که افزايش قيمت نفت و کاهش ارزش دلار عامل رشد تورم و گرانی در کشور بوده است.
رييس جمهوری اسلامی ايران از هفته گذشته که گزارش اقتصادی خود را درباره علل گرانی ها در کشور ارائه کرده است با انتقادات فزاينده ای از سوی منتقدان اقتصادی و نمايندگان مجلس روبرو شده است. اين منتقدان، آقای احمدی نژاد را به «فقدان بهره گيری صحيح از درآمدهای کلان نفتی» و «افزايش نقدينگی» متهم می کنند که سبب افزايش واردات و بالا رفتن تورم در ايران شده است.
------------------------------------------------------------------------------------
«کاهش خشونت در عراق به دلیل کنترل شیعیان توسط ایران»
يک ديپلمات ارشد آمريکا گفت: کنترل شيعیان عراق از سوی ايران باعث شده است که در ماه های اخير، بمبگذاری های جاده ای کاهش چشمگيری داشته باشد.
ديويد ساترفيلد، مشاور ارشد وزير امور خارجه آمريکا در امورعراق به واشينگتن پست گفت: رهبران ايران در عالی ترين سطوح مجبور شده اند که جلوی نظامیان شيعی را که مورد حمايت آنها هستند، بگيرند.
به گفته اين ديپلمات، به رغم اين که ارسال سلاح از ايران ممکن است متوقف نشده باشد، اما کاهش حملات، «سندی برای تصميم ايران» است.
آقای ساترفيلد با اعلام اين که تمام قرائن از چنين نتيجه گيری ای حکايت می کند، از ارائه اسناد دقيق خودداری کرد، اما گفت:«ما مطمئنيم که استراتژی ای که نیروی قدس تعقيب می کند، بر اساس تصمیم دولتمردان ايرانی در بالاترين سطوح صورت می گيرد.»
آمریکا بارها ایران را به کمک های مالی و آموزشی به شیعیان نظامی در عراق متهم کرده، اما تهران همواره این اتهام را رد کرده است.
يک مقام آمريکايی که نامش فاش نشده، گفت: اظهار نظر دیوید ساترفيلد عموما با اعتماد به تحليل های اطلاعاتی درباره عراق صورت گرفته است.
وی افزود:«ايران مسلما تمايل دارد که تاثير و نفوذ خود بر شبه نظامیان در عراق را حفظ کند.»
اين مقام آمريکایی اظهار داشت: فارغ از ميزان تاثيرگذاری در عراق، ايران «چرخشی سازنده در تاکتیک هایش» در پیش گرفته که بر اساس آن خشونت شبه نظامیان، در بين عراقی ها و به خصوص شيعيان نارضایتی پديد می آورد.
رايان کروکر، سفير آمريکا در عراق گفت که تصميم ايران در اين زمينه، «يک شروع خوب» برای دور چهارم مذاکرات آمريکا با مقامات ايران در بغداد است.
برنامه از پيش تعيين شده برای انجام اين مذاکرات، به تازگی به تاخير افتاد، اما سفير آمريکا در عراق گفت که دو طرف طی دو هفته آينده به مذاکره با یکدیگر خواهند پرداخت.
گزارش پنتاگون
اظهرات این مقام آمریکایی چند روز پس از آن صورت می گیرد که پنتاگون در گزارشی اعلام کرد که ايران همچنان به ارسال سلاح و کمک به شبه نظامیان شيعه عراقی ادامه می دهد.
در آخرين گزارش پنتاگون که روز سه شنبه منتشر شد اشاره شده بود که «تهران گروه های شبه نظامی شيعه را که به نيروهای ائتلاف و عراقی حمله می کنند، حمايت می کند و اين مانع بزرگی برای برقراری امنيت در عراق است.»
بر اساس گزارش پنتاگون، «نيروی قدس وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مهمات زيادی را برای گروه های شيعه در عراق تدارک ديده است.»
در این گزارش آمده است که محمود احمدی نژاد در ماه سپتامبر گذشته به نخست وزير عراق قول داده بود که از ارسال سلاح برای شبه نظاميان در عراق جلوگيری خواهد کرد و مانع از کمک به آنها خواهد شد.
بنابر گزارش های منتشره، تعداد حملات در عراق در ماه نوامبر به نسبت ماه مارس، ۶۲ درصد کاهش يافته است.
این گزارش ها می افزاید: شمار حملات شامل بمبگذاری در اتوموبيل ها از نيمه اکتبر به طور متوسط ۶۰۰ مورد در هفته است.
در حالی که شمار چنين حملاتی در ماه ژوئن ۱۶۰۰ مورد در هفته و در ماه سپتامبر ۹۰۰ مورد بوده است .
۲۰۰ ميليون دلار برای مقابله با حملات موشکی به اسراییل
کابينه امنيتی اسراييل روز يکشنبه ۲۰۰ ميليون دلار برای توسعه يک سيستم دفاعی پيشرفته جهت مقابله با شلیک موشک از لبنان و نوار غزه تصويب کرد.
يک سخنگوی وزارت دفاع اسراييل به به خبرگزاری فرانسه گفته است که قرار است اين بودجه ظرف پنج سال صرف توسعه و توليد اين سيستم دفاع موشکی شود.
اهود باراک، وزير دفاع اسراييل گفته است که سيستم موشکی ياد شده که با نام « گنبد آهنين» معرفی شده، طی ۳۰ ماه مورد بهره برداری قرار می گيرد.
وی در پارلمان اين کشور گفت: من اميدوارم که نخستين سيستم ها در نزديکی شهر «سدروت» بکار گرفته شود.
اين شهر که در جنوب اسراييل قرار دارد در ماه های اخير هدف حملات موشک های قسام شلیک شده از سوی شبه نظاميان گروه های تندوری حماس و جهاد اسلامی بوده است که از نوار غزه پرتاب می شود.
وزارت دفاع اسراييل در ماه فوريه نخستين مجموعه از اين سيستم را به شرکت اسلحه سازی رافائل اين کشور سفارش داد. پروژه «گنبد آهنين» بخشی از سيستم دفاع چند لايه اسراييل است که هدف آن محافظت از اين کشور در برابر موشک های با برد کوتاه و راکت های پرتابی از نوار غزه و لبنان است.
در اين سيستم همچنين تجهيزاتی برای مقابله با موشک های دوربرد ايران و سوريه نيز پيش بينی شده است.
ارتش اسراييل تاکنون موفقيت های کمی برای پايان بخشيدن به حملات راکتی از نوار غزه داشته است. اين حملات از زمان انتفاضه فلسطينی ها در سال ۲۰۰۰ حدود ۱۲ کشته برجای گذاشته است.
روز يکشنبه يک راکت پرتابی از نوار غزه به کارخانه ای در شهر اشکلون اصابت کرد که ۱۲ هزار نفر جمعيت دارد. اين حمله تلفاتی در بر نداشت ولی خساراتی جزئی بر جای گذاشت.
-------------------------------------------------------------------------------
طرح امنیت اجتماعی و مقابله با فیلم های «سانسور نشده»
پليس تهران از آغاز مرحله چهارم طرح امنيت اجتماعی خبر داده است و بنابر گزارش رسانه های ايران، در اين مرحله از طرح امنيت اجتماعی «سی دی» و «دی وی دی» های «غيرمجاز» جمع آوری می شود.
» اولتیماتوم بورن» يکی از فيلم های پرفروش هاليودی است که داستان آن حول يک جاسوس سابق می گردد که هويت خود را فراموش کرده و برای دانستن آنکه کيست و از کجا آمده، حوادث جالبی را تجربه می کند.
اين فيلم که اوايل مرداد ماه در آمريکا اکران شده، همانند ده ها فيلم ديگر در کوتاه ترين مدت از پيشخوان سی دی فروشی های تهران سر در آورد و مشتريان می توانستند با پرداخت ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان آن را بخرند و تماشا کنند.
گسترش روز افزون اين فيلم ها که همگی هم سانسور نشده هستند، سبب شده تا نيروی انتظامی مرحله جديد طرح امنيت اجتماعی را به جمع آوری آنها اختصاص دهد.
به گزارش رسانه های ايران، روز شنبه ماموران پليس در تهران، ۱۰۵ هزار سی دی و دی وی دی ضبط و ۶۰ نفر را بازداشت کرده اند.
پيام اسدی که خود مدتی در اين حرفه فعاليت کرده، درباره دليل استقبال مردم از اين نوع فيلم ها به راديو فردا می گويد: «فيلم های روز دنيا در سينماهای کشورمان نمايش داده نمی شوند، اگر هم فيلمی نشان داده می شود، تغييرات زيادی در آن صورت گرفته است. بدين ترتيب که سکانس ها، ديالوگ ها يا حتی روابط ميان شخصيت ها جابجا می شوند. برای همين مردم بدنبال فيلم هايی هستند که کامل به دستشان رسيده باشد و در آن تغييری صورت نگرفته باشد.»
به گفته احمدرضا رادان، رييس پليس استان تهران، «جمع آوری فيلم های ايرانی که در سينماهای کشور در حال اکران هستند نيز يکی ديگر از اهداف دور جديد طرح امنيت اجتماعی است.»
گسترش اين نوع فيلم ها و زيان های اقتصادی ناشی از آن برای سينمای ايران، چندی پيش اعتراضات گسترده ای را از سوی جامعه سينماگران به دنبال داشت .
برخی کارشناسان می گويند: در پی اين اعتراضات و برخورد ماموران پليس، تعداد فيلم های ايرانی در بازار به شدت کاهش يافته است، ولی پيام معتقد است که فروشندگان همچنان به صورت مخفيانه به کار خود ادامه می دهند.
آقای اسدی در اين باره می گويد: «فيلم ها صرفا از روی پيشخوان جمع شده اند. اگر به سی دی فروشی های ميدان انقلاب مراجعه کنيد، می بينيد آنها ديگر اين فيلم های روز سينمای ايران را علنی عرضه نمی کنند، ولی وقتی از آنها سراغ اين نوع فيلم ها را می گيريد، ليست طولانی را به شما نشان می دهند.»
اين روزها فيلم های سانسور نشده خارجی، آهنگ هايی که از وزارت ارشاد مجوز انتشار ندارند و حتی فيلم هايی که در ايران «غيراخلاقی» خوانده می شوند، به صورت انبوه در همه جا يافت می شود و مقابله پايدار با آن کار دشواری به نظر می رسد.
پيام اسدی معتقد است: «قبلا هم ديديم که چند روزی با سی دی فروشان برخوردی می شود ولی بعد همه چيز فراموش می شود و همان افراد چند هفته ديگر در همان جای سابق به کار خود ادامه می دهند.»
از سوی ديگر بسياری از فروشندگان سی دی و دی وی دی های غير مجاز به صورت ناشناس در شبکه اينترنت کالاهای خود را به فروش می رسانند که به گفته پيام، مقابله با آنها کاری «غيرممکن» است.
---------------------------------------------------------------------------------------
روسیه دفاع هوایی ایران را «تقویت» می کند
روسیه می گوید که تامين سامانه دفاع هوايی اولويت همکاری های نظامی با تهران است و همزمان کارشناسانی را برای راه اندازی راه اندازی سیستم دفاع هوايی تور- ام يک به ایران فرستاده است.
بر اساس قرارداد ۷۰۰ ميليون دلاری بين ايران و روسيه، مسکو سال گذشته يک سامانه دفاع موشکی موسوم به «تور- ام يک» را در اختيار جمهوری اسلامی گذاشت و اکنون کارشناسانی را برای نظارت بر فرايند آموزش به تهران اعزام کرده است.
اعزام اين کارشناسان پس از برگزاری چهارمين کميته همکاری های دفاعی مشترک ميان دو تهران و مسکو صورت می گيرد که ۱۹ دسامبر در تهران برگزار شد.
خبرگزاری روسی ايتارتاس گزارش داده که ميخاييل ديميتريف، رييس سرويس فدرال همکاری های نظامی و فنی روسيه، گفته است: تامين رادار و سامانه دفاع هوايی اولويت همکاری های نظامی تهران ـ مسکو است.
وی افزود: سامانه دفاعی تور- ام يک شامل موشک های کوتاه برد زمين به هواست.
به گفته اين مقام نظامی روسيه، «موشک های دفاع هوايی تور- ام يک نبايد کسی را به هراس افکنده و سامانه ای معمولی در دفاعی کوتاه برد به شمار می رود.»
آقای ديميتريف گفت: «همکاری با ايران تحت قواعد مشخص و به صورت روشن انجام می گيرد. تمامی قوانين بين المللی رعايت می شوند و همکاری ما کاملا شفاف است.»
روسيه و ايران در ابتدای سال ۱۳۸۶ تاييد کردند که تحويل سيستم های پدافند هوايی پيشرفته ساخت روسيه در اطراف تاسيسات اتمی حساس جمهوری اسلامی ايران به پايان رسيد.
اين سيستم در اطراف تاسيسات نطنز، اصفهان و نيروگاه هسته ای بوشهر نصب شد.
انتقادها از روسيه
موشک های سری تور- ام يک تنها در روسيه توليد می شوند و مدل هايی که به گفته وزير دفاع روسيه به ايران ارسال شده اند، برای ساقط کردن اهداف هوايی تا ارتفاع شش هزار متری، کاربرد دارند.
برد موشک های اين سيستم بين ۱۲ تا ۱۴ کيلومتر برآورد می شود.
جمهوری اسلامی ايران بهمن ماه سال گذشته اعلام کرد که آتشبار موشکی تور ام- يک را با موفقيت آزمايش کرده است.
فرمانده نيروی هوايی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از آزمايش اين آتشبار موشکی اظهار داشت: «سپاه در چارچوب افزايش توان نظامی جمهوری اسلامی، و در راستای استراتژی بازدارنده در پاسخ به تهاجم بيگانگان، آتشبارهای موشکی جديدی به استعداد نظامی خود افزوده است.»
فروش سلاح های پيشرفته از جمله سيستم جديد دفاع موشکی انتقاد کشورهای آمريکا و اسراييل را بر انگيخته است.
تام کيسی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا سال گذشته و در واکنش به فروش سيستم جديد دفاعی روسيه به ايران گفته بود: « فروش چنين تسليحاتی به کشوری که از تروريسم دفاع می کند جايز نيست.»
مقامات روسيه بارها انتقادات ايالات متحده آمريکا را ناديده گرفته اند و گفته اند که قصد دارند موشک ها و هواپيماهای پيشرفته را به ايران بفروشند.
قدرت نظامی سيستم تور- ام يک
يک کارشناس موشکی درباره تاثير اين سيستم بر توان نظامی ايران به راديو فردا گفته است: « اين موشک ها دو نوع هستند. يکی نوع که بايد به طور دائم در يک محل مستقر باشد که برد بسيار زيادی دارد و مسافت زيادی را در هوا طی می کند. از اين نوع بيشتر برای دفاع از شهرها يا پايگاه های بزرگ هوايی استفاده می شود.»
داگ ريچارد سون، کارشناس موشکی در مرکز اطلاعاتی جينزمی افزايد: « نوع ديگر موشک های تور يعنی آنها که روسيه به ايران فروخته، بسيار کوچک تر است و روی خودرويی که شکل تانک يا کاميون پشت باز است نصب می شود. اين نوع را می توان به سرعت نقل مکان داد و به سرعت پرتاب کرد. اما برد اين موشک ها به مراتب کوتاه تر است و فقط می تواند هدفی را با فاصله حداکثر پنج الی شش کيلومتر مورد اصابت قرار دهد.»
آقای ريچارد سون معتقد است: «حتی اگر آن طور که گفته می شود روسيه بر اساس قرارداد سال ۲۰۰۵ با ايران ۲۹ فروند از اين موشک ها را نيز به ايران فروخته باشد، اين مقدار تاثير چندانی در افزايش نيروی نظامی ايران نخواهد داشت.»
-----------------------------------------------------------------------------------
انتخابات ازبکستان «غیر دموکراتیک» اعلام شد
ناظران «سازمان امنيت و همکاری اروپا»، با انتقاد از روند برگزاری انتخابات ریاست جمهوری روز یکشنبه ازبکستان این رای گیری را «غیر دموکراتیک» خواندند.
انتخابات رياست جمهوری ازبکستان در حالی برگزار شد که اسلام کريمف، رييس جمهوری فعلی اين کشور با سه رقيب کمتر شناخته شده که گفته می شود حاميان او هستند، رقابت می کرد.
ناظران «سازمان امنيت و همکاری اروپا» که بر اين انتخابات نظارت می کردند، آن را «زير خط استاندارد انتخابات دموکراتيک» ناميدند.
اين سازمان در بيانيه ای اعلام کرد:«انتخابات رياست جمهوری ازبکستان به تاريخ ۲۳ دسامبر ۲۰۰۷، به شدت کنترل شده و بدون هيچ فضایی برای حضور مخالفان بود و به طور عمومی به الزامات انتخابات دموکراتيک اين سازمان دست پيدا نکرد.»
فعالان حقوق بشر و سياستمداران مخالف دولت هم به اين انتخابات اعتراض کردند.
نیاگارا خیدویاتوا، رهبر حزبی غیر دولتی گفت که اين انتخابات امکان هيچ نوع انتخابی را به مردم نمی داد و خواستار مداخله کشورهای غربی شد.
سه ديگر نامزد کمتر شناخته شده اين انتخابات، عبارت بودند از ديلوروم تاشموخامدووا، از حزب عدالت، اصل الدين رستم اف، از حزب دموکراتيک مردم و آکمال سعيداف، يک نماينده مجلس بودند که بختی برای پيروزی در انتخابات ندارند.
انتخابات به شدت کنترل شده
مردم ازبکستان روز يکشنبه، ۲۳ دسامبر به پای صندوق های رای رفتند و با توجه به سيطره دولت اسلام کريمف بر تمام روندهای سياسی اين کشور، وی خواهد توانست بار ديگر زمامداری خود را در مقام رياست جمهوری تمديد کند.
طی ۱۸ سال زمامداری کريمف، وی مخالفان سياسی خود را به زندان و تبعيد محکوم کرده و به دليل نقض حقوق بشر از جمله «شکنجه و دادگاه های نمايشی» مورد انتقاد شديد قرار گرفته است.
آقای کريمف از زمانی که غرب از او به خاطر سرکوب خونين شورش در شهر انديجان در سال ۲۰۰۵ انتقاد کرد، خصومت زيادی را با کشورهای غربی پيشه کرد و به محض اين انتقادها، دستور داد پايگاه هوايی آمريکا در اين کشور تعطيل شود.
گروه های فعال حقوق بشر گفته اند که در شورش های اين شهر در سال ۲۰۰۵، نيروهای مسلح اين کشور، حدود ۷۰۰ نفر مردم اغلب غير مسلح را به قتل رساندند.
آقای کريمف که ماه آينده هفتاد ساله می شود، در سال ۱۹۸۹به رياست حزب کمونيست و جمهوری ازبکستان در داخل اتحاد جماهير شوروی رسيد.
بعد از فروپاشی شوروی، وی دو بار در سال های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۹ انتخابات رياست جمهوری را برد و رياست جمهوری او دو بار توسط پارلمان و همه پرسی تمديد شد، اما هيچ کدام از انتخابات از نظر ناظران بين المللی، «آزاد» نبوده است
----------------------------------------------------------------------------------
نوجوان محکوم به مرگ از زندان آزاد شد
نوجوانی ايرانی که به جرم کشتن يک دلال موادمخدر در سن شانزده سالگی در آستانه اعدام قرار داشت، با تامین ديه و پرداخت آن به خانوده مقتول آزاد شد.
سينا پايمرد که يک بار در پای چوبه دار رضايت اوليای دم را برای بخشیدن او و پذيرش ديه جلب کرده بود، به دليل عدم توانايی خانواده اش در مهيا کردن ۱۵۰ ميليون تومان برای پرداخت ديه، شهریور ماه گذشته بار دیگر در آستانه اعدام قرار گرفت.
اما به گفته نسرین ستوده، وکیل سینا پایمرد، سرانجام يک نيکوکار با پرداخت حدود نيمی از مبلغ ديه که خانواده آقای پایمرد از تامین کامل آن عاجز بودند، باعث نجات وی شد و وی يکشنبه شب از زندان آزاد شد.
خانم ستوده به رادیو فردا گفت: دادگاه حکم کرده بود که پس از پرداخت ديه، سینا پایمرد بايد سه سال و نيم در زندان بماند که روز یکشنبه مدت محکومیت وی به پایان رسید و پس از پرداخت دیه، او آزاد شد.
این وکیل دادگستری درباره مبلغ بالای دیه اظهار داشت: «متاسفانه بر اساس قوانین ایران خانوده مقتول می توانند هر رقمی را که خواستند به عنوان دیه طلب کنند و در این مورد ۱۵۰ ميليون تومان خون بهاء درخواست شد.»
وی افزود: پرونده های دیگری هستند که خانواده های مقتول برای انصراف از قصاص ارقام بالاتری را درخواست می کنند که این وضعیت بویژه در خصوص نوجوانان باید تغییر کند.
سينا پايمرد که حالا ۱۹ ساله است، در سن ۱۶ سالگی به اتهام کشتن يک دلال مواد مخدر دستگير شد و سال گذشته که به سن هجده سالگی رسيده بود به پای چوبه دار برده شده بود.
گزارش ها حاکیست که این محکوم به عنوان آخرین درخواست به نواختن نی پرداخت و این عمل او باعث انصراف خانواده مقتول از تقاضای اعدام او و پذیرش دیه شده بود.
بدنبال انصراف خانوده مقتول از اجرای حکم اعدام سینا پایمرد، خانواده او دو ماه فرصت یافتند تا دیه وی را پرداخت کنند ولی پدر آقای پایمرد تنها توانست نیمی از این مبلغ را تامین کند.
نسرین ستوده می گوید: به رغم اینکه اعدام این نوجوان ده ماه به تاخیر افتاد ولی امکانی برای تامین کامل وثیقه فراهم نشد و سینا پایمرد بار دیگر در آستانه اعدام قرار گرفت.
وی افزود: با تعلیق اجرای حکم از سوی رییس قوه قضاییه و بدنبال آن تامین مابقی پول از سوی فردی خیر که ظرف ۲۴ ساعت صورت گرفت این نوجوان از اعدام نجات یافت.
ايران در صدر اعدام کنندگان کودکان
جمهوری اسلامی ايران از سوی مجامع حقوق بشری به دليل اعدام نوجوانان مورد انتقادات شديدی قرار گرفته است.
سازمان عفو بين الملل اوايل تيرماه با انتشار بيانيه ای از دستگاه قضايی و مقامات سياسی ايران خواست تا با توقف سريع حکم اعدام کودکان، قانون مجازات اين کشور را که حکم به اعدام آنها می دهد، اصلاح کند.
اين سازمان، در تازه ترين گزارش خود با عنوان « ايران، آخرين اعدام کننده کودکان» می گويد که در حال حاضر، دست کم ۷۱ کودک در زندان های ايران در انتظار اجرای حکم اعدام هستند.
بر پايه اين گزارش، از سال ۱۹۹۰، ايران بالاترين آمار را در اعدام کودکان در جهان به خود اختصاص داده است.
براساس اين گزارش، از ۲۴ کودکی که از سال ۱۹۹۰ اعدام شده اند، ۱۱ نفر از آنها به هنگام اجرای حکم زير ۱۸ سال بوده اند و باقی محکومين برای رسيدن به سن ۱۸ سال در زندان نگهداری می شدند و يا اينکه بعد از رسيدن به سن ۱۸ سالگی محاکمه شده و بعد اعدام شده اند.
ديده بان حقوق بشر با اشاره به دو پيمان جهانی کنوانسيون حقوق کودک و ميثاق جهانی حقوق سياسی و شهروندی که صدور و اجرای حکم اعدام برای مجرمين زير ۱۸ سال را ممنوع می کند و ایران هم این پیمان ها را امضا کرده است، بارها به ایران هشدار داده است.
------------------------------------------------------------------------------------
بغداد امروز و کريسمس، زير گوش القاعده
به گزارش نشريه اينترنتی بريتانيايی تلگراف، عراقی های مسيحی که از خانه های خود در محله سنی نشين «الدوره» بغداد گريخته بودند، اکنون پس از دوسال بار ديگر برای برگذاری مراسم عيد کريسمس به خانه هايشان بازگشته اند.
اين محله شديدا تحت نفوذ سنی مذهب های تندرو است و سازمان تروريستی القاعده، آن را «مرکز خلافت» خود می نامد.
در عين حال در قلب محله «الدوره» در بغداد، گروه کوچک مسيحی که ازپيشينه تاريخی طولانی برخوردارند زندگی می کنند و همين موضوع موجب شده تا پيش از «مرکز خلافت القاعده»، اين محله لقب «واتيکان عراق» را از آن خود کند.
تلگراف می نويسد که مسيحيان در محله «الدوره»، شديدا از سوی مردان مسلح وابسته به القاعده با آزار و اذيت رو به رو بودند و عوامل القاعده درمنطقه تلاش می کردند تا قوانينی «طالبانی» را بر آنها تحميل کنند.
بر اساس گزارش نشريه تلگراف، کليساها با بمبگذاريهای پياپی آسيب می ديدند، زنان به خاطر نداشتن حجاب اسلامی تهديد می شدند و خانواده ها مجبور بودند برای حفظ جان خود در مقابل آدم ربايان، ماهيانه پولی را تحت عنوان «پول محافظت» به مساجد محلی بپردازند.
اکنون در نتيجه آنچه نشريه تلگراف آن را «موج موفقيت آميز فعاليت های نيروهای آمريکايی» توصيف کرده است، شورشيان القاعده در محله «الدوره» ريشه کن شده اند، و صدها خانواده مسيحی که ازآنجا فرارکرده بودند بار ديگر به خانه های خود بازمی گردند.
آنها در روز کريسمس، برای برگزاری مراسم ويژه خود در کلسيای آسيب ديده سنت مری که بخشی از صليب آن دراثر شليک گلوله های تروريست ها ازبين رفته است، جمع می شوند.
يوناديم شامون کشيش ۴۵ ساله کليسا، ديوارهای ساختمان را که براثر شليک گلوله سوراخ شده است، با لامپ های تزيينی ساده آراسته است.
وی به می گويد: «ما دوسال پيش کلسيا را به خاطر مشکلات و آشفتگی ها تعطيل کرديم. اما با انتشار اين خبر که مسلمانان محله از بازگشت ما استقبال خواهند کرد، بار ديگر به خانه های خود بازگشتيم. ما به خاطر اين موضوع ازخداوند سپاسگذاريم و اميدواريم بتوانيم بار ديگر مانند برادر درکنار يکديگرزندگی کنيم.»
محله «الدوره» با چشم انداز به رودخانه دجله در حاشيه جنوبی بغداد، مکان زندگی چهارهزار تن از کلدانی های کاتوليک و آسوری های ارتدوکس بوده است که هردو گروه در مجموع يک ميليون پيرو درعراق دارند.
اما روابط ميان مسيحيان محله «الدوره» با همسايگان مسلمانشان دراواخر سال ۲۰۰۴، يعنی زمانی که متعصبين هوادار القاعده، به منظور مقابله با تهاجم آمريکا به نيروهای سنی محله پيوستند، رو به زوال گذاشت.
طولی نکشيد که محله «الدوره» به يکی از بدنام ترين پناهگاه های ستيزه جويان القاعده مبدل شد و دولت عراق نيز آن منطقه را به عنوان بخشی از يک ايالت جديد سنی نشين عراق معرفی کرد.
از آن پس مسيحيان منطقه هدف آسانی برای گروه های شورشی بدل شدند. عوامل وابسته به القاعده مسيحيان را می ربودند و آنها را شرکای آمريکا در «جنگ صليبی» می خواندند.
به نوشته نشريه تلگراف، نيمی ازمردمان جامعه مسيحيان «الدوره»، تا اواسط آن سال منطقه را ترک گفته بودند. اين بخشی از مهاجرت گسترده صدها هزار مسيحی دربغداد بود که به سوريه نقل مکان کردند. آنهايی که در «الدوره» باقی ماندند، مجبور بودند برای حفظ جان خود ماهانه پانزده هزار دينارعراقی برابر با شش يورو، به مساجد سنی محله بپردازند.
اين گزارش می افزايد که نه ماه پس از آغاز عمليات مشترک نيروهای آمريکايی و عراقی برای بيرون راندن القاعده از بغداد، سنی های محله به مخالفت با نفوذ القاعده ترغيب شده اند.
به گزارش تلگراف، هفته گذشته شيخ سمير الجبوری، يک روحانی محلی سنی، برای تضمين امنيت جان مسيحيان به ديداريوناديم شامون، کشيش محله رفت.
آقای شامون به تلگراف می گويد: «او همچنين به ما گفته است که ما ديگر لازم نيست برای امنيت جان خود پولی بپردازيم. او به ما گفت که نيروهای القاعده او را به دريافت اين پول مجبور کرده بودند، اما او تا آخر عمر درراه جبران اين مسئله فعاليت خواهد کرد.»
کرک لادک، يک سخنگوی ارتش آمريکا ازبخش شماره يک سربازان پياده نظام، بازگشت خانواده های مسيحی به محله را تاييد کرده و گفته است: «از همه مهم تر اين است که رهبران قومی مسلمان به روشنی از همسايگان مسيحی خود حمايت می کنند.»
به گزارش تلگراف، رابرت گيتس، وزير دفاع ايالات متحده آمريکا می گويد ارتش آمريکا به خاطر موفقيت هايی که از موج بزرگ عمليات خود درمنطقه به دست آورده است ، قاعدتا بايد بتواند تا اواسط سال آينده بيست هزار تن از نيروهای يکصدو پنجاه و هشت هزار نفره خود را از عراق خارج سازد.
درحالی که صدها مسيحی به خانه های خود بازگشته اند، بسياری از شيعيانی که از منطقه گريخته اند، هنوز از بازگشت به خانه های خود می هراسند. آنها احتمالا همچنان نسبت به صداقت و خلوص شيخ الجبوری که قبلا به وضوح درجهت فعاليت برای القاعده ازخود علاقه نشان داده است، ترديد دارند.
مسيحيان حدود دو هزار سال است که درمکانی که امروز عراق ناميده می شود زندگی کرده اند. اکثر آنها کلدانی های کاتوليک هستند که وابسته به رم نيستند، اما اعتبار پاپ را به رسميت می شناسند.
تا سال گذشته رهبران مسيحيان عراقی ادعا می کردند که حدود پانصد هزار مسيحی از عراق مهاجرت کرده اند.
-------------------------------------------------------------------------------
تویوتا از جنرال موتورز «سبقت» می گیرد
شرکت خودروسازی تويوتا اعلام کرده است قصد دارد در سال ۲۰۰۸ تعداد نه ميليون و ۸۵۰ هزار دستگاه خودرو به فروش برساند که در صورت دستيابی به اين رقم در مقام اول خودروسازی جهان قرار خواهد گرفت.
مسئولان شرکت تويوتا روز سه شنبه اعلام کردند برای سال ۲۰۰۸ برنامه ريزی کرده اند که با افزايشی پنج درصدی نسبت به سال جاری، نه ميليون و ۹۵۰ هزار خودرو در کارخانه های خود در سراسر جهان توليد کرده و با فروش آنها جايگزين شرکت جنرال موتورز، در رتبه اول خودروسازی جهان شوند.
در نشست مسئولان تويوتا، که در هتلی در شهر ناگويای ژاپن در نزديکی محل اين شرکت برگزار شد، همچنين اعلام شد که شرکت رقيب (جنرال موتورز) در سال جاری نه ميليون و ۳۰۰ هزار دستگاه خودرو به فروش رسانده است و تويوتا مصمم است ميزان توليد و فروش خود را افزايش دهد.
مسئولان جنرال موتورز هنوز شمار خودروهای توليدی سال بعد را مشخص نکرده اند. اين کارخانه خودروسازی، که ۷۶ سال سابقه دارد، کوشش بسياری کرده است تا با فروش خارجی همچنان مقام نخست را در فروش جهانی خودرو برای خود نگاه دارد.
طی چند سال اخير، تويوتا با توليد خودروهايی محبوب، نظير سواری های کامری، کورولا و خودرو دوگانه سوز پريوس توانسته است به رشدی چشمگير در فروش خود دست يابد.
گزارش ها حاکيست که با بالا رفتن قيمت بنزين در جهان، تقاضا برای خودروهای شرکت تويوتا که کوچک و کم مصرفند، بسيار بالا رفته است.
تويوتا در حال حاضر در بسياری از بازارهای بزرگ جهان از ايالات متحده گرفته تا بازارهايی جديد مانند چين، آمريکای جنوبی، روسيه و هند حضوری فعال دارد.
رکورد شکنی
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، رکورد بالاترين فروش جهانی در حال حاضر در اختيار شرکت آمريکايی جنرال موتورز است که موفق شد در سال ۱۹۷۸ تعداد نه ميليون و ۵۵۰ هزار دستگاه خودرو به فروش برساند. جنرال موتورز در سال ۲۰۰۶ تعداد نه ميليون و يکصد هزار دستگاه خودرو فروخته بود.
اين گزارش می افزايد: اگر تويوتا بتواند به هدفی که اعلام کرده است دست يابد، رکورد فروش جهانی را خواهد شکست و بالاترين ميزان فروش را به خود اختصاص خواهد داد.
کاتسواکی واتانابه، رييس شرکت تويوتا، در نشست روز سه شنبه گفت که کليد توسعه، «ايجاد توازن ميان کميت و کيفيت» است.
آقای واتانابه همچنين گفت: «ما هميشه گفته ايم که توسعه کمی نمی تواند بدون افزايش سطح کيفيت روی دهد. زمان هايی می رسد که ما بايد چيزهايی را تغيير دهيم؛ اما در همان حال بايد چيزهايی را هم ثابت نگاه داريم و عوض نکنيم.»
طی نه ماه نخست سال جاری ميلادی، شرکت تويوتا هفت ميليون و پنجاه هزار دستگاه و شرکت جنرال موتورز هفت ميليون و ۶۰ هزار دستگاه خودرو به فروش رساندند.
شرکت تويوتا همچنين پيش از اين اعلام کرده بود که قصد دارد در سال ۲۰۰۹ تعداد ۱۰ميليون و ۴۰۰ هزار خودرو به فروش برساند.
-------------------------------------------------------------------------------------
مريخ در انتظار يک شهاب سنگ عظيم
روزنامه بريتانيايی تايمز گزارش داده است که براساس محاسبات ستاره شناسان، کره مريخ ممکن است در آخر ماه آينده درخطر برخورد با يک شهاب آسمانی قرار گيرد.
اين سنگ آسمانی که جديدا کشف شده، 2007 WD5 نام گذاری شده است.
احتمال اصابت اين شهاب سرگردان با کره مريخ در روز سی ام ژانويه ۲۰۰۸ يک در هفتاد و پنج است.
درحالی که احتمال يک ضربه شديد پايين به نظر می رسد، اما شانس وارد آمدن اين ضربه از زمان آغاز تشخيص اين شیء تا کنون، به يک در ۳۵۰ رسيده است.
چنانچه 2007 WD5 با قطر يکصد متری خود در روز سی ام ژانويه با کره مريخ اصابت کند، موجب ايجاد انفجاری معادل با چندين مگاتون تی ان تی خواهد شد.
استيو چلسی يک ستاره شناس از برنامه اشيای نزديک زمين درلابراتوار ناسا واقع درپاسادنای کاليفورنيا به روزنامه تاميز گفته است: «اين احتمالات بسيار غير معمولند. ما زمانی که مسير شهاب های خطرناک را دنبال می کنيم، دائما با احتمالات بسيار طولانی کارمی کنيم. ما می دانيم که اين جسم آسمانی از کنار کره مريخ می گذرد و به احتمال زياد آن را رد می کند، اما احتمال اصابت نيز وجود دارد.»
تايمز می نويسد، اگر اين شهاب به کره مريخ برخورد کند، ستاره شناسان فرصتی پيدا خواهند کرد تا تاثيرات آن را مورد مطالعه و بررسی قرار دهند.
اندازه اين جشم آسمانی تقريبا مشابه اندازه شهابی است که در سال ۱۹۰۸ ميلادی با تونگوسکا در سيبری اصابت کرد و تقريبا هشتاد ميليون درخت را در مساحت هشتصد و ده مايل مربع از جا کند.
اگر شهاب تونگوسکا به يک شهر اصابت کرده بود، آن را کاملا نابود می ساخت.
با اين حال تاثير آن درمقايسه با شهابی که شصت و پنج ميليون سال پيش با چيکسولوب در مکزيک به زمين خورد و موجب تحولات ناگهانی و عمده در سراسر جهان، ازجمله موجب از بين رفتن احتمالی دايناسورها گرديد، بسيار کوچک است.
شهاب آسمانی جديد صد برابر کوچکتر از آن سنگ آسمانی است که ده کيلومتر قطر داشت.
برخورد احتمالی شهاب جديد با کره مريخ می تواند به سختی ازطريق بزرگترين رصدخانه های جهان مشاهده شود.
اما تاثيرات آن توسط کاوشگران مريخی سازمان های فضاشناسی اروپايی که درمدار اين کره سرخ رنگ می چرخند ثبت خواهد شد.
البته اين اصابت توسط تلسکوپهای خانگی و يا با چشم قابل مشاهده نخواهد بود.
اين شهاب احتمالا با نقطه ای درنزديکی دايره استوايی مريخی و درنزديکی نقطه ای که کاوشگر مريخ نورد آپورچونيتی متعلق به ناسا از سال ۲۰۰۴ درسير اکتشافی بوده است، اصابت خواهد کرد.
با اين حال کاوشگرمريخ نورد آپورچونيتی که در مداری خارج از حوزه اصابتی شهاب قرار دارد، از اين اصابت درامان خواهد ماند.
به گزارش تايمز، احتمال مشاهده چنين برخوردی توسط تلسکوپ های زمينی بالاتر از تلسکوپ های معمولی است، زيرا فاصله کره مريخ با زمين درحال حاضر بسيار کم است.
مريخ در روز سه شنبه تنها پنجاه و پنج ميليون مايل با کره زمين فاصله داشت، که چنين فاصله نزديکی بار ديگر در سال ۲۰۱۶ ايجاد خواهد شد. درحال حاضر کره مريخ پس از کره ماه، روشن ترين جسم فضايی قابل مشاهده در تاريکی شب است.
----------------------------------------------------------------------------
واکنش قوه قضاييه به درخواست علنی بودن دادگاه موسويان
سخنگوی قوه قضاييه جمهوری اسلامی ايران می گويد تصميم گيری درباره علنی بودن يا نبودن دادگاه حسين موسويان با قاضی پرونده است.
آقای جمشيدی اين سخنان را در واکنش به اظهارات غلامحسين الهام، سخنگوی دولت محمود احمدی نژاد بيان کرد که خواهان برگزاری علنی دادگاه شده است.
سخنگوی قوه قضاييه جمهوری اسلامی روز سه شنبه به خبرنگاران در تهران گفت: «اگر پرونده به دادگاه برسد، قاضی درباره علنی بودن آن تصميم می گيرد و بنده و سخنگوی دولت نمی توانيم تعيين تکليف کنيم که دادگاه علنی باشد يا نباشد.»
عليرضا جمشيدی در مورد آخرين وضعيت پرونده حسين موسويان گفت که «پرونده مجددا به بازپرسی ارجاع شده و هنوز در مراحل بازپرسی است.»
قاضی پرونده حسين موسويان، آذرماه سال جاری حکم به رفع دو اتهام جاسوسی و نگهداری اسناد محرمانه از وی و صدور قرار منع تعقيب در مورد اتهام تبليغ عليه نظام، داده بود.
اما پس از مخالفت محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی و محسنی اژه ای، وزير اطلاعات، با اين حکم، سعيد مرتضوی، دادستان تهران، روز ششم آذرماه، حکم قاضی را مغاير با «موازين قانونی» خواند و با نقض حکم، پرونده را برای رسيدگی مجدد به دادگاه ديگری ارجاع کرد.
دادستان تهران همچنين در نامه ای خطاب به وزارت اطلاعات افشای هرگونه اطلاعاتی درباره پرونده حسين موسويان را تا زمان رسيدگی نهايی و «قطعيت دادنامه» ممنوع اعلام کرد.
وزير اطلاعات جمهوری اسلامی گفته بود که در صورت اجازه دادگاه اين وزارتخانه مفاد مذاکرات آقای موسويان با طرف های خارجی درباره برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ايران را منتشر خواهد کرد.
پيش از اين اظهارات، محمود احمدی نژاد خواستار انتشار متن مذاکرات آقای موسويان با ديپلمات های غربی درباره برنامه اتمی ايران شده بود.
وی گفته است که دولت او کماکان بر اين نکته پافشاری دارد که «اطلاعاتی به بيگانگان» داده شده است.
حسين موسويان از ديپلمات های نزديک به اکبر هاشمی رفسنجانی است که سال ها در سمت های کليدی در وزارت امور خارجه ايران حضور داشته و از آغاز مناقشه هسته ای تا زمان قدرت گرفتن احمدی نژاد، در تيم مذاکرات هسته ای به سرپرستی حسن روحانی حضور داشته است.
هر چند که آقای موسويان با اتهاماتی سنگين از قبيل جاسوسی رو به رو بود، اما از زمان آزادی پس از بازداشت کوتاه مدت تا امروز، حمايت سياستمداران با نفوذی چون اکبر هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی را از دست نداده است.
تحليگران مسايل سياسی ايران می گويند « پرونده» آقای موسويان به موضوعی برای رويارويی های سياسی ميان طرفداران محمود احمدی نژاد و اکبر هاشمی رفسنجانی، رييس مجمع تشخيص مصلحت و خبرگان رهبری، در آستانه انتخابات مجلس نهم بدل شده است.
----------------------------------------------------------------------------
اقتصاد در دولت نهم؛ نقل مباحث روز سیاستمداران
عوامل گوناگون، از شکست دولت نهم در مقابله با بيکاری و تورم گرفته تا نزديک شدن انتخابات مجلس هشتم، اقتصاد را به موضوع اصلی کشمکش ميان جناح های گوناگون در ايران بدل کرده است.
اقتصاد و دغدغه های آن همواره به عنوان يک پديده مهم در صحنه سياست جمهوری اسلامی ايران حضور داشته، ولی طی دو سال و پنج ماه دوران زمامداری محمود احمدی نژاد، نقش اين پديده در رقابت ميان جناح های گوناگون نظام و ترسيم رابطه قدرت ميان آنها، هرگز تا اين اندازه تعيين کننده نبوده است.
دستکم سه عامل، طی چند هفته گذشته، اقتصاد را به صحنه اصلی کشمکش ميان جناح حاکم اصولگرا و جناح اصلاح طلب رقيب، بدل کرده است:
عامل نخست، گزارش هفته گذشته محمود احمدی نژاد رييس جمهوری ايران است که شکست سهمگين دولت خود را در رويارويی با مهم ترين چالش های اقتصادی ايران دستکم به طور ضمنی پذيرفت، آن هم در شرايطی که کشور با برخورداری از طلايی ترين دوران بازار نفت، بر راحت ترين بالش دلار های حاصل از صدور طلای سياه تکيه داشته و دارد.
رييس دولت نهم در حالی به پايان دو سال و نيم نخست دوران رياست جمهوری خود نزديک می شود که با هزينه کردن ۱۵۰ ميليارد دلار، نام خود را به عنوان رکورد دار مصرف رانت نفتی در تاريخ اقتصاد معاصر ايران به ثبت رسانده است. برای رها شدن از اعتياد به چنين حجمی از دلار نفتی، کشور به سال ها رياضت کشی و تحمل شوک های سخت درمانی نياز دارد.
با فروپاشی عمدی مهم ترين کانون های کارشناسی به ويژه سازمان مديريت و برنامه ريزی، دولت نهم بد ترين شکل «آماتوريسم» را بر مديريت اقتصادی کشور تحميل کرد.
بافت تکنوکراسی جمهوری اسلامی، مديران با تجربه خود را از دست داد و شمار زيادی از سکان های رهبری اقتصاد ايران بار ديگر به مديران تازه کاری سپرده شد که جز عضويت در حلقه نزديکان محمود احمدی نژاد توشه ای نداشتند.
با دور ريختن تجربه های گذشته و روی آوردن دوباره به سياست «آزمون و خطا»، بخش بزرگی از در آمد های ارزی ايران در شريان های اقتصادی کشور تزريق شد که حاصل طبيعی و قابل پيش بينی آن دو برابر شدن نقدينگی و تب شديد قيمت ها است.
دومين عامل طرح موضوع اقتصاد در عرصه رقابت های سياست داخلی ايران، نزديک شدن انتخابات هشتمين دوره قانونگزاری جمهوری اسلامی ايران است.
برای جناح اصلاح طلب، کارنامه اقتصادی دولت نهم يک مائده آسمانی است، به ويژه از آن رو که نمايندگان جناح اکثريت مجلس کنونی در حصول به چنين کارنامه ای سهيم اند و طبعا موقعيت آنها در حوزه های انتخاباتی شان نبايد چندان درخشان باشد.
انگشت گذاشتن بر اشتباهات بزرگ دولت نهم و مجلس هفتم در تمشيت اقتصاد ايران، آسان ترين راه برای بسيج رای دهندگان و تشويق آنها به حمايت از نامزد های وابسته به جناح اصلاح طلب است.
با تاکيد بر دغدغه های اقتصادی، تاثير گذاری بر آسيب پذير ترين قشر های اجتماعی و در همان حال، بسيج طبقات متوسط، محافل دانشگاهی و نيز بدنه کارشناسی کشور، اصلاح طلبان می توانند، بدون نزديک شدن به خطوط قرمز در نظام اسلامی ايران، تنور انتخابات را به سود خود داغ کنند.
و سر انجام عامل سوم، دور شدن خطر درگيری مستقيم نظامی ميان ايران و ايالات متحده آمريکا است.
فروکش کردن نسبی تنش های خارجی، ميدان را برای جلوه گری مسايل داخلی باز تر می کند، به ويژه مسايل اقتصادی که به دليل تاثير گذاری سريع شان بر زندگی روزمره مردم، به ابزاری بسيار کارا در رقابت های سياسی بدل می شوند.
حضور نيرومند اقتصاد در صحنه سياست ايران دستکم تا انتخابات آتی مجلس ادامه خواهد يافت، مگر آن که رييس جمهوری ايران بتواند به منظور تحت الشعاع قرار دادن آن، تم تازه ای را بر فهرست هالوکاست، آزادی فلسطين و غنی سازی اورانيوم بيفزايد.
---------------------------------------------------------------------------
۱۵دی؛ آغاز ثبت نام از نامزدهای نمايندگی مجلس
ثبت نام از نامزدهای نمايندگی هشتمين دوره مجلس از روز شنبه، پانزدهم دی، آغاز می شود و این در حالی است که ابراز نگرانی از چگونگی برگزاری انتخابات همچنان ادامه دارد.
ثبت نام نامزدها، بر اساس اعلام ستاد انتخابات کل کشور تا روز بیست و یکم دی ماه ادامه خواهد داشت.
به گزارش خبرگزاری های داخلی ایران، عليرضا افشار، ریيس ستاد انتخابات کل کشور، با اعلام اين مطلب گفته است که این ستاد از پانزدهم آذر فعاليت خود را آغاز كرده و تاكنون طی شش هفته در شش منطقه كشور كارگاه هایی آموزشی برای مديران كل، فرمانداران و مجريان انتخابات برگزار کرده است.
انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی روز ۲۴ اسفند سال جاری برگزار می شود.
به گفته ستاد انتخابات کل کشور، در این دوره از انتخابات ۴۳ ميليون و ۷۰۰ هزار نفر واجد شرايط رأی دادن هستند.
شرط نامزدی در انتخابات مجلس هشتم، داشتن مدرک کارشناسی ارشد، یا مدرک كارشناسی همراه با پنج سال سابقه فعاليت كارشناسی اعلام شده است.
طبق گفته سردار افشار، ثبت نام از نامزدها در مرحله اول اينترنتی انجام می شود.
انتخابات میان دوره ای مجلس خبرگان و شوراهای شهر نیز همزمان در روز ۲۴ اسفند برگزار می شود.
شمارش دستی یا رایانه ای؟
به رغم اینکه ده روز دیگر مراحل اجرایی انتخابات وارد مرحله تازه ای می شود ولی هنوز چگونگی شمارش آرای انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی نامعلوم است.
پیش از این، وزارت کشور جمهوری اسلامی پیشنهاد کرده بود که آرای این دوره از انتخابات به صورت رایانه ای شمارش شود ولی شورای نگهبان با اقدام مخالفت کرده است.
ریيس ستاد انتخابات كشور گفته است که شمارش رايانه ای برگه های رأی پس از موافقت شورای نگهبان در تهران و شهرهای بزرگ قطعی خواهد شد.
از سوی دیگر، رییس ستاد انتخابات خبر داده است برای شمارش رایانه ای آرا، رأی دهندگان باید علاوه بر شناسنامه، کارت ملی خود را نیز ارائه کنند.
تردیدها نسبت به انتخابات آزاد
بسیاری از گروه های سیاسی مستقل و حتی اطلاح طلبان حکومتی نسبت به چگونگی برگزاری انتخاباتی « سالم و آزاد» توسط دولت محمود احمدی نژاد ابراز نگرانی کرده و درباره رد صلاحیت ها هشدار داده اند.
گروهی از صاحب نظران معتقدند که قانون انتخابات در ایران، با «ایرادهایی اساسی» رو به رو است.
این گروه از منتقدان جمهوری اسلامی می گویند که روش تعیین صلاحیت نامزدهای انتخابات در شورای نگهبان، قانون تعیین اعضای شورای نگهبان، شرایط تعیین شده برای نامزدی و همچنین برپایی انتخابات بدون حضور ناظران مستقل، از جمله موضوعاتی هستند که برپایی انتخابات «سالم و آزاد» را در ایران، غیرممکن کرده اند.
از جمله شرایط مناقشه برانگیز برای نامزدی در انتخابات مجلس در ایران «ابراز وفاداری به اصل ولایت فقیه و التزام عملی به نظام جمهوری اسلامی» است که موجب می شود تا هیچ یک از سیاستمداران منتقد و مخالف آیت الله خامنه ای و نظام جمهوری اسلامی، هیچ گاه نتوانند در انتخابات نامزد شوند.
گروه های اصلاح طلب جمهوری اسلامی نیز نسبت به آنچه که «حذف بی رحمانه نيروها» در اين انتخابات ناميده اند، هشدار داده اند.
«اصل بر برائت نیست»
به رغم انتقادات از قانون انتخابات جمهوری اسلامی ایران، اجرای همین قانون نیز همواره با مناقشاتی همراه است.
احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، پیشتر، گفته بود که در بررسی صلاحیت واجدان شرایط برای انتخابات مجلس «اصل بر برائت» نیست.
برخی حقوقدانان در ایران از این اظهار نظر دبیر شورای نگهبان ابراز نگرانی کرده اند. بر اساس اصل ۳۷ قانون اساسی «اصل بر برائت است و هيچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود، مگر اينکه جرم او در دادگاه صالح ثابت شود.»
در همين زمينه، سازمان مجاهدين انقلاب، يکی از گروه های اصلی اصلاح طلب، پيشتر، در بيانيه ای تصریح کرده بود: «حاکمان کنونی ايران برای برگزاری هدايت شده انتخابات مجلس هشتم با نتايج از قبل تضمين شده، تصميمات خطرناکی گرفته اند.»
برخی آمارها حکایت از آن دارد که در جریان انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی در چهار سال پیش، بیش از دو هزار نفر که بیشتر آنها به اصلاح طلبان نزدیک بودند، توسط شورای نگهبان «رد صلاحیت» شدند.
تحلیگران معتقدند که در شرایط حاضر شورای نگبهان با ورود چهره های منتقد دولت مخالفت خواهد کرد اما مشخص نیست که گستردگی دایره حذف نیروهای مخالف به چه میزان خواهد بود.
---------------------------------------------------------------------------------
اخراج دو مقام اتحاديه اروپا و سازمان ملل از افغانستان
دولت افغانستان با معرفی دو مقام اتحاديه اروپا و سازمان ملل به عنوان «شخصيت نامطلوب» و به اتهام اقدما علیه امنیت ملی از آنها خواسته است اين کشور را ترک کنند.
مقام های افغانستان اين دو نفر را که يک بريتانيايی و يک ايرلندی اند، متهم کرده اند که با «تجاوز از حدود اختيارات خود و بدون اطلاع دولت افغانستان» با شورشيان طالبان ملاقات کرده اند.
خبرگزاری ها از اين دو نفر پيشتر به عنوان شهروندان بريتانيا نام برده بودند.
همايون همايون زاده، سخنگوی حامد کرزی گفته است که از اين دو نفر خواسته شده، کشور را ترک کنند و دو همکار افغان آنها در بازداشتند.
نمايندگی سازمان ملل در افغانستان می گويد: «اين سازمان دقيقا نمی داند که ادعاهای مطرح شده عليه اين دو نفر، بر چه اساسی است.»
گفته می شود که اين دو مقام پنج روز پيش دستگير شدند.
دولت افغانستان اغلب از دستگيری خارجيانی خبر می دهد که تابعيت پاکستانی دارند و در بمبگذاری اين کشور دست دارند. اين از معدود مواردی است که اين کشور از بازداشت اتباع اروپايی خبر می دهد.
در ژوئن گذشته «جک ايدما» که آمريکايی است پس از گذراندن تقريبا سه سال حبس در افغانستان از اين کشور اخراج شد. وی متهم شده بود که يک زندان خصوصی را اداره می کرد و افغان ها را ربوده و آنها را شکنجه می کرد.
اين تبعه آمريکا به ده سال زندان محکوم شد ولی بعد محکوميت او به پنج سال کاهش يافت. وی پس از سه سال زندان عفو و از حبس آزاد شد.
اين سرباز سابق گفته بود که در هماهنگی با وزارت دفاع آمريکا و مقامات افغان عليه تروريسم فعاليت می کرده است اما دو کشور اين ادعا را رد کردند.
در دسامبر سال ۲۰۰۶ نيز يک دستيار فرمانده بريتانيايی نيروهای ناتو در افغانستان به اتهام انتقال اطلاعات به « دشمن» که گفته می شود ايران بوده است، دستگير شد.
دانيل جيمز، ۴۴ ساله، که متولد ايران است اتهامات منتسب به خود را رد کرده است. قرار است که دادگاه وی در ماه فوريه تشکيل شود.
بريتانيا از مهمترين کشورهايی است که از زمان سقوط حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱ نيرو به افغانستان اعزام کرده است و با شبه نظاميان اين گروه در جنگ به سر می برد.
-----------------------------------------------------------------------------
پيشنهاد تغيير قانون اساسی به نفع ولی فقيه
مرتضی نبوی از اعضای محافظه کار مجمع تشخيص مصلحت نظام، خواستار انجام تغييراتی در قانون اساسی برای افزايش اختيارات آيت الله خامنه ای به عنوان ولی فقيه و رهبر جمهوری اسلامی شد.
در اين پيشنهاد، اگر چه مستقيما به کاهش اختيارات رييس جمهوری و رييس مجلس اشاره ای نشده اما تاکيد شده که نهادی برای تصميمات اقتصادی، تحت نظر ولی فقيه و مشابه شورای عالی امنيت ملی تاسيس شود تا از اين پس سياستگزاری امور اقتصادی کشور نيز در کنار ساير موارد در اختيار رهبر جمهوری اسلامی قرار گيرد.
اين پيشنهاد در حالی مطرح می شود که در سال های گذشته جناح راست با پيشنهادهای مبنی بر انجام تغييراتی در قانون اساسی با اين احتمال که از قدرت ولی فقيه می کاست، به شدت مخالفت کرده است؛ مخالفتی که از همين زاويه بار ديگر در لا به لای سخنان مرتضی نبوی نيز ديده می شد.
تغيير قانون اساسی
مرتضی نبوی همزمان با عضويت در تشخيص مصلحت نظام، مدير مسئولی روزنامه تندروی رسالت را نيز بر عهده دارد، روز دوشنبه طی سخنانی که در«جامعه انجمنهای اسلامی اصناف و بازار» پيشنهاد کرد که با تغيير قانون اساسی بر اختيارات ولی فقيه اضافه شود و دستکم دو نهاد تصميم گيرنده در حوزه اقتصادی و فرهنگی نيز تحت نظر ولی فقيه تشکيل شود.
وی گفـت: «لازم است که در مورد مسائل اقتصادی و توسعه، يک شورای عالی وجود داشته باشد تا هرکس در مورد مسائل اقتصادی ساز خود را نزند».
نبوی با اشاره به اينکه «شورای عالی انقلاب فرهنگی نيز در قانون اساسی ما نيست» گفت: «به نظر می رسد گنجاندن شورای عالی انقلاب فرهنگی و يک شورای عالی برای مسائل اقتصادی در قانون اساسی لازم باشد».
وی زمان فعلی را زمانی مناسب برای انجام اين تغييرات برشمرد و گفت: ««به نظر می آيد زمان آن فرا رسيده که برخی نهادهايی که خلاء آنها در قانون اساسی احساس می شود را ايجاد کرد».
مرتضی نبوی که از سياستمداران با نفوذ محافظه کاران خوانده می شود، در حالی پيشنهاد تغيير قانون اساسی به منظور افزايش اختيارات ولی فيقه را ارائه کرده که خود و همفکرانش در دوره اصلاحات از مخالفان تغيير در قانون اساسی و به ويژه محدود کردن قدرت ولی فقيه يا محدود کردن نهادهای منصوب وی همچون شورای نگهبان بودند.
وی در اظهارات روز گذشته خود نيز بر اين نکته تاکيد کرد که «نميتوان همه موارد قانون اساسی را تغيير داد»، اظهار نظری که جاده تغيير قانون اساسی را فقط به سوی افزايش اختيارات ولی فقيه هموار می کند.
طی دو سال اخير اين دومين باری است که پيشنهاد تغيير قالنون اساسی در جهت افزايش اختيارات ولی فقيه از سوی محافظه کاران که به «اصولگرايان» تغيير نام داده اند، مطرح می شود.
در ۱۹ مرداد ۸۴ چند هفته پس از دستيابی جناح راست به کنترل هر سه قوه نيز قدرت الله ايمانی نماينده خرمآباد با اشاره به اين که «همگرايی و هم انديشی خوبی در بين قوای سه گانه در اين زمينه به وجود آمده» از تهيه طرح بازنگری در قانون اساسی خبر داده بود.
وی همان روز طی گفتگويی با سايت اينترنتی مجلس شورای اسلامی گفته بود: «طرح بازنگری در قانون اساسی به زودی تهيه و با ذکر مصاديق به محضر مقام معظم رهبری ارسال خواهد شد».
اظهارات اين نماينده مجلس در مورد بازنگری در قانون اساسی در همان روزها با واکنش گسترده سياسيون نزديک به جريان اصلاحات مواجه شد.
علی تاجرنيا يکی از نمايندگان مجلس ششم در اين خصوص اعلام کرد که جناح راست چند سال پيش نيز قصد داشته در صورت يکدست شدن حاکميت «ساختار حکومتی را از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی تغيير دهد که البته بعد از شکل گيری دوم خرداد مسکوت ماند».
برخی ديگر از اصلاح طلبان نيز اعلام کردند که «هدف جناح محافظه کار از طرح تغيير قانون اساسی در اين مقطع حذف جمهوريت نظام و تحقق حکومت اسلامی است».
بازنگری اول؛ افزايش قدرت ولی فقيه
آخرين تغيير در قانون اساسی جمهوری اسلامی در واپسين سال زندگی آيت الله خمينی و به دستور وی انجام شد.
در آن سال به دستور آقای خمينی «مجلس بازنگری قانون اساسی» تشکيل شد تا مسئله جانشينی وی با انجام تغييراتی حل شود.
از جمله اين تغييرات افزودن ولايت «مطلقه» و حذف بخشی از شروط مربوط به رهبر آينده جمهوری اسلامی و از جمله اين نکته موکد در اصل پنج قانون اساسی قبلی بود که «اکثريت مردم او را به رهبری شناخته و پذيرفته باشند».
دو نهاد «شورای عالی امنيت ملی» و «مجمع تشخيص مصلحت نظام» که هر دو نهادهايی تحت نظر ولی فقيه به شمار می روند و اولی سياستگزاری امنيتی و دومی سياستگزاری های کلان و رفع معضلات نظام را بر عهده دارند در جريان «بازنگری قانون اساسی» به آن اضافه شدند.
«تعيين سياست های کلی نظام جمهوری اسلامی ايران پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام»، «نظارت بر حسن اجرای سياست های کلی نظام»، «فرمان همه پرسی»، و «حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نيست، از طريق مجمع تشخيص مصلحت نظام»، «حل اختلاف و تنظيم روابط قوای سه گانه» از جمله اختياراتی بود که در هميان«بازنگری در قانون اساسی» به ولی فقيه يا همان رهبر جمهوری اسلامی سپرده شد.
در جريان همين بازنگری بود که اصل ۱۷۷ نيز به عنوان اصلی جديد به قانون اساسی جمهوری اسلامی افزوده شد؛ اصلی که شرايط و چگونگی بازنگری های بعدی در قانون اساسی را تعيين کرده و در عين حال اصول غير قابل تغيير اين قانون را نيز مشخص کرده است.
براساس اصل ۱۷۷ برای بازنگری در قانون اساسی «در موارد ضروری»، «مقام رهبری پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام طی حکمی خطاب به رييس جمهور موارد اصلاح يا تتميم قانون اساسی را به شورای بازنگری قانون اساسی پيشنهاد می کند.»
شورای احتمالی بازنگری قانون اساسی براساس اصل ۱۷۷ مرکب است از ۱۲عضو شورای نگهبان، روسای قوای سه گانه، اعضای ثابت مجمع تشخيص مصلحت نظام، پنج نفر از اعضای مجلس خبرگان، ده نفر به انتخاب رهبر، سه نفر از هيات وزيران، سه نفر از قوه قضائيه، ده نفر از نمايندگان مجلس شورای اسلامی وسه نفر از دانشگاهيان.
به بيان ساده تر، اکثريت اعضای اين شورا، به شکل مستقيم يا غير مستقيم، خود منصوبان رهبر هستند.
در اين اصل از قانون اساسی آمده است: «مصوبات شورای بازنگری ابتدا بايد به تائيد و امضای رهبر جمهوری اسلامی و پس از آن بايد از طريق مراجعه به آرای عمومی به تصويب اکثريت مطلق شرکت کنندگان در همه پرسی برسد».
تغيير به سوی حکومت فردی؟
قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل ۱۷۷ که در جريان بازنگری سال ۱۳۶۷ به اين قانون افزوده شد، در خصوص تعيين چگونگی بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی تاکيد کرده که برخی از اصول قانون اساسی غير قابل تغيير هستند.
«اسلامی بودن نظام»، «ابتنای کليه قوانين ومقررات براساس موازين اسلامی»، «پايه های ايمانی و اهداف جمهوری اسلامی»، «جمهوری بودن حکومت»، «ولايت مطلقه فقيه»، و «اداره امور کشور با اتکا به آرا عمومی»، «دين و مذهب رسمی ايران» براين اساس از اصول «غير قابل تغيير قانون اساسی جمهوری اسلامی» اعلام شده اند.
با وجود تعبيه چنين اصلی برای بازنگری قانون، رهبر فعلی جمهوری اسلامی از قريب به ۲ دهه پيش تاکنون هرگز موافتی با بازنگری در قانون اساسی را صادر نکرده است.
ح