تاکتیکهای مبهم جنبش صلح
شیرین عبادی: حق مردم این است؛ جنگ نمیخواهیم
سه شنبه بیست و نهم آبان ماه سال 1386 خورشیدی
بیستم ماه نوامبر سال 2007 میلادی
دهم ماه کیسلو سال 5768 عبری
فهرست برنامه امروز:
برنامه امروز با بخش مشروح خبری آغاز شد که 46 دقیقه طول کشید و مانند هرروز قسمت چشمگیری ازگزارشهای آن دربرگیرنده مهمترین خبرهای اسرائیل وایران بود. سرخط خبرهای امروز ما را درادامه می خوانید.
پس از بخش مشروح خبری، از آنجا که درآستانه نهمین سالروز قتل داریوش و پروانه فروهر قرارداریم، برنامه ای دراین باره شنیدیم، که درآن بخشهائی از دیدگاههای این دورهبرمخالف سیاسی جمهوری اسلامی را با صدای خود آنان شنیدیم و نیز صدای خانم پرستو فروهر و آقای آرش فروهر، فرزندان این دو مقتول را درباره این جنایت فجیع شنیدیم. آقای آرش شعری از مادر خود را نیز خواند.
دربرنامه این سه شنبه "تریبون آزاد" ابتدا دیدگاههای آقای علی کربلائی را درمورد حاکمیت جمهوری اسلامی ایران شنیدیم. وی از جمله گفت: تخم دیگربه کف آریم و بکاریم زنو زآنکه کشتیم زخجلت نتوان کرد درو.
گزارش آقای محمد فروغی را نیز درباره روزنامه نگاری توام با تحقیر و صدقه، خود سانسوری و اهرم سرکوب و زندان و بیرون راندن از میهن شنیدیم.
فشرده شماری از مهمترین خبرهای امروز:
(این اخبار تولیدی سرویس خبری بخش فارسی رادیو اسراییل است.)
* پیکر یک افسر دوره احتیاط ارتش اسرائیل که چترباز و از ساکنان یک آبادی یهودی نشین در کرانه باختری رود اردن بود امروز در آبادی او به نام "کدومیم" به خاک سپرده شد. این افسر 28 ساله شب گذشته هدف آتشباری تروریست های فلسطینی قرار گرفت و جان باخت. این نخستین قتل اسرائیلیها پس از یک دوره آرامش نسبی است. ارتش اسرائیل احتمال می دهد که نیروهای مسلح جنبش فتح به این اقدام تروریستی دست زده باشند.
* شورای آبادی های اسرائیلی نشین درکرانه باختری، در واکنش نسبت به قتل این شهروند جوان اسراییلی، آن را نتیجه تصمیم دیروز دولت اسرائیل برای آزاد کردن 441 زندانی امنیتی فلسطینی دانست. سازی تروریست های فلسطینی دانست.عضو بلندپایه جناح اوپوزیسیون لیکود، آقای روبن ربیلین در واکنش نسبت به قتل افسر اسرائیلی بدست تروریست ها گفت: آقای اهود اولمرت خود را با رؤیای صلح با فلسطینی ها فریب می دهد.
* رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل امروز با حضور درنشست کمیسیون روابط خارجی و امور امنیتی درپارلمان اسرائیل اعلام داشت: تشکل های ترور فلسطینی قصد دارند مانع از برگزاری همآیش صلح آناپولیس شوند واز این روی، قصد دارند در روزهای آینده خرابکاری علیه شهروندان اسرائیلی را افزایش دهند. ارتش اسرائیل اعلام کرد، نیروهای امنیتی و ارتش بحال آماده باش درآمده اند و شب گذشته سربازان موفق شده اند دو خرابکار را که درصدد رخنه به یک آبادی یهودی نشین بودند، از پای درآورند.
* در آستانه نشست وزیران خارجه کشورهای عضو اتحادیه عرب که پنجشنبه (پس فردا) در قاهره گرد می آیند تا درباره سطح نمایندگی مقامات خود درهمآیش صلح خاورمیانه شرکت کنند، نخست وزیراسرائیل امروز به مصر رفت. اهود اولمرت با پرزیدنت حسنی مبارک در بندر شرم الشیخ دیدار کرد و در زمینه صلح با فلسطینی ها و همآیش هفته آینده درآمریکا با رهبر مصر رایزنی کرد.
* آقای اهود اولمرت در پایان گفتگوهایش با پرزیدنت حسنی مبارک تاکید کرد که هدف از همآیش آناپولیس به جریان درآوردن گفتگوهای صلح جدی بین اسرائیل و فلسطینی ها به منظور پل زدن به همه اختلافات فیمابین است. نخست وزیراسرائیل ابراز امیدواری کرد که درسال 2008 بتوان با فلسطینیها به تفاهم نهائی صلح دست یافت. آقای اولمرت دراشاره ای به عملیات مسلحانه دیشب فلسطینیهای مخالف صلح که به قتل یک افسر جوان دوره ذخیره ارتش اسرائیل منجر شد، از رهبرفلسطینی ها خواست در مبارزه با ترور جدیت نشان دهد.
* رئیس جمهوری مصر در دیدار امروز با آقای اهود اولمرت تاکید کرد که "همآیش آناپولیس نباید ناکام شود" و گفت: "شکست کنفرانس به مفهوم آنست که گفتگو بین اسرائیل و فلسطینی ها به پایان راه خود رسیده است". آقای مبارک گفت، مصر می کوشد جلوی چنین شکستی را خواهد گرفت.
* رهبر فلسطینی ها که شب گذشته با نخست وزیر اسرائیل در اورشلیم دیدار داشت و ظاهرا نتوانست در مورد متن بیانیه مشترکی که باید به همآیش آناپولیس ارائه شود با او به توافق برسد، در تماس تلفنی رئیس جمهوری مصر و وزیر خارجه اردن را در جریان گفتگوهایش با آقای اولمرت قرار داد.
* رئیس هیات فلسطینی مامور مذاکره با اسرائیل، آقای احمد قریع درپی مذاکراتی طولانی که دیشب با وزیرخارجه اسرائیل به عمل آورد، ارزیابی کرد که سرانجام اسرائیل و فلسطینی ها هر کدام بیانیه جداگانه ای را به همآیش آناپولیس ارائه کنند.
* نماینده کمیسیون چهار جانبه صلح خاورمیانه، آقای تونی بلیر دوشنبه با نخست وزیر تشکیلات فلسطینی و وزیر دفاع اسرائیل دیدار کرد و آغاز چند پروژه اقتصادی برای بهبود زندگی فلسطینی ها را اعلام کرد.
* رئیس جمهوری کشور آفریقائی لیبریا، که یک بانو است، درسفر رسمی به اسرائیل، خواهان آموزش نظامی و امنیتی نیروهای کشورش در اسرائیل شد.
* یک هفته پیش از کنفرانس صلح خاورمیانه در آناپولیس آمریکا، مقامات ارشد دو رژیم مخالف صلح جمهوری اسلامی: ایران و سوریه امروز در تهران با یکدیگر دیدار کردند. این دیدارها میان آقای ولید معلم، وزیر خارجه سوریه با محمود احمدی نژاد و شمار دیگری از مقامات ارشد جمهوری اسلامی صورت گرفت. همزمان، رئیس مجلس سوریه در تهران بود و با همتای ایرانی خود گفتگو کرد. محمود احمدی نژاد در دیدار با وزیر خارجه سوریه ادعا کرده و گفت: "آمریکا و اسرائیل در سراشیبی سقوط قرار گرفته اند". احمدی نژاد همچنین با کنفرانس صلح آناپولیس مخالفت کرد و گفت: "این نشست جز ضرر برای فلسطینی ها حاصل دیگری نخواهد داشت".
* امروز، سخنگوی دولت تهران برای برگزاری یک کنفرانس در ایران در مخالفت با همآیش صلح آناپولیس ابراز آمادگی کرد. وی گفت: "آغوش جمهوری اسلامی بروی فلسطینی ها باز است و دعوت از سران گروههای فلسطینی مخالف صلح، در چارچوب سیاست های جمهوری اسلامی صورت گرفته است". آقای غلامحسین الهام گفت: "پیشنهاد برگزاری اجلاس در ایران برای مقابله با همآیش آناپولیس، یک طرح قابل بررسی است" و افزود: "از هر پیشنهادی برای تامین منافع فلسطینی ها و دولتهای عربی مخالف اسرائیل استقبال کرده و می کنیم".
* در آستانه اجلاس شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی، که قرار است پنجشنبه (پس فردا) در وین برای بررسی گزارش آقای البرادعی درباره فعالیت های هسته ای ایران تشکیل نشست دهد و نیز پیشاپیش نشست مقامات ارشد کشورهای دائم عضو شورای امنیت و آلمان، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، آقای خاویر سولانا، خواهان ملاقات فوری با مقامات رژیم ایران شد. آقای سولانا که دیروز در بروکسل سخن می گفت، به رژیم ایران هشدار داد که اگر حاضر به چنین دیداری نیز نباشد، وی در هر حال گزارش خود را آماده خواهد کرد. آقای سولانا یادآور شد که باید تا پایان ماه نوامبر، گزارش خود را درباره طرحهای اتمی ایران به گروه 1+5 ارائه کند.
* همزمان، از سوی وزیر خارجه رژیم ایران امروز نامه ای خطاب به وزیران خارجه دهها کشور جهان منتشر شد. آقای متکی در این نامه مدعی شده است که فعالیت های هسته ایران صلح آمیز است.
* در تهران اعلام شد که آقای سعید جلیلی (دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی حکومت دینی) معاون خود،
آقای جواد وعیدی را به وین فرستاده که قرار است وی فردا (چهارشنبه) با معاون آقای سولانا (آقای کوپر) دیدار کنند. خبرگزاری "فارس" اعلام کرد، هدف از این دیدار، تنظیم برنامه ملاقات میان آقای سعید جلیلی با آقای سولانا است.
* شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی که با تحولات زیادی در یک ماه اخیر، در پی کناره گیری یا برکناری آقای علی لاریجانی روبرو شد، درستی این گزارش را تائید کرد که آقای عبدالرضا رحمانی فضلی، قائم مقام دبیری این شورا نیز دیروز (دوشنبه) از مقام خود استعفا کرده است.
* جمهوری اسلامی ایران تائید کرد که آماده انجام مذاکرات دیگری با ایالات متحده بر سر عراق است. وزیر خارجه حکومت دینی امروز گفت: سوئیس، که حافظ منافع آمریکا در ایران در 27 سال اخیر بوده، پیامی در این رابطه به ایران ارائه کرده است. رئیس جمهوری سوئیس بانو پرزیدنت میشلین کالمی- ری دیروز تائید کرده بود که کشورش برای کاهش بحران میان آمریکا و ایران تلاش می کند. همچنین خانم شیرین عبادی، برنده ایرانی جایزه صلح نوبل دیروز در تهران گفت، کمیسیونی برای جلوگیری از یک تقابل نظامی احتمالی میان ایران با ایالات متحده برپا کرده است.
* با وجود اعلام خبر وصول پیام سوئیس از سوی وزیر خارجه حکومت دینی، سخنگوی دولت تهران، آقای غلامحسین الهام امروز گفت: "هنوز زمان بندی مذاکرات جدید ایران و آمریکا مشخص نیست و برنامه ریزی نهائی صورت نگرفته است".
* برای نخستین بار از زمان دستگیری شماری از ماموران امنیتی رژیم ایران در اربیل عراق، خانواده های آنان دیروز (دوشنبه) با بستگان خود ملاقات کردند. این دیدارها در زندانی در بغداد صورت گرفت.
* ترکیه، علیرغم فشارهای سیاسی سنگین از سوی ایالات متحده، امروز قرارداد بزرگ انرژی با ایران را امضا کرد.
* محکوم شدن سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در اردن هاشمی به اتهام تروریستی و تلاش برای خرید تجهیزات نظامی در دید شب از سوی یک دادگاه انگلیس، خشم شماری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی را برانگیخت. 12 نفر از نمایندگان مجلس در حمایت از آقای تاجیک، سفیر محکوم شده ایران، امروز نامه ای به وزیر خارجه جمهوری اسلامی نوشتند و خواهان اخراج سفیر بریتانیا در تهران و قطع روابط اقتصادی ایران با انگلیس شدند.
* جمهوری اسلامی اعلام کرد، با موافقت دولت آلمان، سفارت ایران در آلمان، کنسولگری در شهر مونیخ را به کنسولگریهای خود افزوده است و این کنسولگری بازگشائی شده است. بیش از یکصد هزار نفر ایرانی در آلمان زندگی می کنند، که این رقم بیشتر از هر کشور اروپائی دیگر است.
* در آستانه نهمین سالروز قتل داریوش و پروانه فروهر (رهبران حزب ملت ایران)، یاران و طرفداران آنها اعلام کردند پنجشنبه (پس فردا) آئینی در اقامتگاه آنان که به قتلگاهشان مبدل شد، برگزار می کنند. خانم پرستو فروهر، به رادیوی آلمان گفت: امیدواراست که بتواند مراسمی را که شایسته باشد، ترتیب دهد- درحالیکه رژیم ایران سه سال است که ازبرگزاری هرگونه آئینی جلوگیری کرده است.
داریوش و پروانه فروهر بدست عوامل تروریستی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و با دستور رهبران نظام اسلامی، به شیوه های فجیع کشته شدند. پرونده قتل هیچگاه آمرین و مجریان اصلی قتل را به محاکمه نکشاند. درباره تلاشهای جمهوری اسلامی برای منحرف کردن پرونده قتل خانم پرستو فروهر گفت، هیچ امیدی به تحقق عدالت ندارد.
* ادامه برخورد خشونت بار نیروهای اطلاعاتی و انتظامی حکومت دینی با دراویش ایران، از سوی حزب "مشارکت" نیز مورد انتقاد قرار گرفت. معاون دبیرکل این حزب، گفت: دستگیری دراویش نشان می دهد که جمهوری اسلامی حتی شیعیان را نیز نمی تواند تحمل کند.
* رژیم ایران امروز سفیر کشور پرتغال در تهران را فرا خواند تا به آنچه که "نقض حقوق بشر در کشورهای اروپائی" نامید به پرتغال اعتراض کند!! پرتغال ریاست نوبتی اتحادیه اروپا را در دست دارد.
* نشستی در تهران از سوی شماری از دانشجویان برای ابراز همبستگی با دانشجویان زندانی برگزار شد. یکی از سخنرانان این نشست، دیروز گفت: "باید در برابر تفکر استبدادی، در سطح جامعه و یا دانشگاه ایستادگی کرد".
* امروز یک تجمع دانشجوئی در پردیس ارم دانشگاه شیراز در اعتراض به احضار تعدادی از دانشجویان به دادسرا برگزارشد. درروزهای اخیر 19 دانشجو درشیرازبه دادگاه انقلاب فراخوانده شده اند.
* جمهوری اسلامی امروز پنج نفر را به اتهام خرید و فروش مواد مخدر اعدام کرد. این اعدامها در شهر بیرجند، در استان خراسان جنوبی صورت گرفت.
* سی و یک جوان در شهرهای دیگر ایران - به غیر از تهران - به اتهام آنچه که رژیم "اوباشگری" می نامد، در ماههای اخیر به اعدام محکوم شده اند. شمار افراد محکوم شده به اعدام درتهران به اتهام مشابه، اعلام نشد. یک مقام ارشد نیروهای انتظامی ایران امروز گفت تا کنون سی و یک نفر، که وی آنها را "اراذل و اوباش" نامید، غیر از تهران بزرگ به اعدام محکوم شده اند. در حالیکه خود او تاکید کرد قریب به اتفاق این افراد جوانان و حتی نوجوانان هستند. پاسدار احمد روزبهانی رئیس "پلیس امنیت اخلاقی" در نیروهای انتظامی که امروز این ارقام را اعلام کرد، گفت 53 درصد از افراد دستگیر شده ماههای اخیر در ایران 17 تا 23 ساله هستند و 15 درصد از بازداشت شدگان نیز نوجوانان 14 تا 17 ساله هستند.
* هزاران نفر از کارگران امروز بر مزار آیت الله خمینی در تهران تظاهرات کردند و از جمهوری اسلامی خواستند به بهبود وضعیت معیشیت آنان اقدام کند و به جای توجه به مسائل فلسطینی ها، روزی رسان کارگر ایرانی باشد. کارگران این تظاهرات را به مناسبت بیست و نهم آبان، سالروز تصویب قانون کار، و در مخالفت با تغییرات یک طرفه در قانون کار در حرم آیت الله خمینی برگزار کردند. کارگران افزون بر تهران، از شهرهای ساوه، کرج، اسلام شهر، کاشان، شاهی (قائم شهر) و شمار دیگری از شهرهای نزدیک به پایتخت به محل آمده بودند.
* کارگران امروز درمزار بنیانگزار رژیم شعار می دادند: "فلسطین را رها کن، فکری به حال ما کن" و نیز می گفتند تعطیلی 500 کارخانه بحرانی، یعنی پنج میلیون گرسنه، و این افتخار نیست". بسیاری از کارگران شرکت کننده در تجمع امروز، از کارخانه هائی بودند که ماهها و گاه حتی تا یکسال و نیم است که حقوقی نگرفته اند. در قطعنامه پایانی تجمع امروز آمده است: "اگر تغییرات زیان بار در قانون کار متوقف نشود، دامنه اقدامات اعتراضی گسترش خواهد یافت و مسؤولیت عواقب آن برعهده کسانی است که هر روز در پی سست کردن امنیت شغلی کارگران ایران هستند".
* گروه بزرگی از مردم ایران، علیرغم افزایش چشم گیر درآمد فروش نفت و گاز ایران در سالهای اخیر، همچنان زیر فقر نسبی و یا خط شدید فقر قرار دارند. یک کارشناس رفاه و امور اجتماعی ایران، دکتر محمد رضا واعظ مهدوی امروز در مصاحبه ای با خبرگزاری حکومتی "مهر" فاش ساخت که هراز دو نفری نیز که درآمد دارند، یک نفر آنها زیر خط فقر نسبی محسوب می شود. وی گفت حدود یک درصد از جمعیت کشور (قریب 700 هزار نفر) نیز زیر خط فقر شدید قرار دارند.
(توجه کاربران و شنوندگان را به تغییراتی که در طول موج فرستنده های رادیو اسرائیل و همچنین ساعت پخش برنامه ما داده شده جلب می کنیم. برای آگاهی از این تغییرات، لطفا روی دگمه "اطلاعات لازم" (دگمه ششم دست راست) دبل کلیک کنید.)
شهرام رفيع زاده در حاليکه کميسيون برنامه و بودجه مجلس شوراي اسلامي روز گذشته کليات طرح خريد بنزين مازاد مردم توسط دولت به قيمت آزاد را به تصويب رساند، ساعتي بعد سخنگوي دولت خريد بنزين از مردم را "شايعه" ناميد.
علي ديربازعضو کميسيون برنامه و بودجه مجلس ديروز به خبرگزاري مهر گفت: "کليات طرح خريد بنزين مازاد مردم توسط دولت به قيمت آزاد در اين کميسيون با اکثريت آرا به تصويب رسيده است". به گفته ديرباز "طرح خريد بنزين مازاد مردم توسط دولت به قيمت آزاد" پس از تصويب در کميسيون برنامه و بودجه براي اجرايي شدن بايد در صحن علني مجلس نيز مورد تصويب ساير نمايندگان قرار گيرد. وي گفت که تکليف اين طرح طي 2 ماه آينده مشخص مي شود و افزود: "خريد بنزين مازاد مردم توسط دولت به قيمت آزاد در اين کميسيون به صورت طرح و تفسيري که دولت درمجلس مطرح کرده بود به تصويب رسيده است". وي تصويب اين طرح را مقدمه اي براي عرضه بنزين آزاد برشمرد و گفت: "با تصويب اين طرح در صحن علني، بنزين آزاد هم عرضه خواهد شد". آن گونه که از توضيحات اين عضو کميسيون برنامه و بودجه مجلس بر مي آيد، در صورت اجرائي شدن اين طرح دولت اقدام به خريد باقي مانده بنزين سهميه بندي مردم در پايان هر دوره از اختصاص سهميه ها خواهد کرد. خبرگزاري مهر در همين خصوص با اشاره به اينکه "هم اکنون در روزهاي پاياني هرماه تقريبا اکثر جايگاههاي عرضه بنزين شاهد ازدحام و صفهاي بسيار طويل هستند که وجود تاکسي ها، وانتها و به عبارتي خودروهاي غيرشخصي در اين صف ها بسيار قابل توجه است" نوشت: "دارندگان خودروهاي عمومي براي استفاده از باقيمانده سهميه بنزين خودروي خود، در تباني با تعدادي رانندگان خودروهاي شخصي وارد جايگاههاي عرضه سوخت مي شوند و علاوه بر پرکردن باک خود، بنزين سهميه خود را با قيمت هاي توافقي در اختيار ديگر رانندگان قرار مي دهند". اين خبرگزاري تلويحا با طرح اينکه "برخي از صاحبان اين خودروها که از سوخت شدن باقي مانده سهميه بنزين ماهانه خود که به مصرف نرسيده نگران هستند پس از پر کردن باک خودروهاي خود اقدام به ريختن بنزين در دبه يا ظرفهاي پلاستيکي مي کنند"، رفع چنين مسائلي را در گرو اجراي مصوبه روز گذشته مجلس براي خريد سهميه بندي بنزين مردم عنوان کرد. از سوي ديگر از شواهد چنين بر مي آيد که دولت براي پيشگيري از عرضه بنزين با قيمت آزاد توسط خود مردم که از محل سهميه خود آنان تامين مي شود قصد دارد از عرضه هرگونه بنزين با قيمت آزاد جلوگيري کند. در همين ارتباط روز سه شنبه يحييزاده، نماينده تفت و ميبد در تذکري به به وزيران كشور و نفت از آنان خواست تا "سهميه سوخت تاكسيهاي غيرفعال در كل كشور را قطع کنند" و براي پوشاندن مشکلات سهميه بندي بنزين "از فعاليت حدود 2500 موسسه تاكسيراني در تهران" که اين عضو مجلس از آنها به عنوان "آژانس هاي غير مجاز" نامبرد، ممانعت به عمل آورند. اما همزمان با انتشار خبر تصويب چنين طرحي در کميسيون برنامه و بودجه مجلس، غلامحسين الهام سخنگوي دولت در پاسخ به خبرنگاراني که از وي پرسيدند: "کميسيون برنامه و بودجه مجلس طرحي دارد که بر اساس آن دولت، بنزين مازاد مردم را به قيمت آزاد ( ليتري600 تومان ) از آنها خريداري کند"، گفت: "اين سئوال نقل شايعه اي بيش نيست، من چنين طرحي را نديده ام و کميسيون هم نمي تواند مصوبه داشته باشد". وي در عين حال چنين اظهار نظر کرد که: "اگر مردم بنزين ذخيره داشته باشند يعني بنزين آنها اضافي است و اين با آنچه که گفته مي شود بنزين کافي موجود نيست مغايرت دارد". تکذيب سخنگوي دولت در حالي صورت مي گيرد که زمستان و بهار گذشته، تا قبل از اجراي ناگهاني سهميه بندي و افزايش قيمت بنزين، با وجود تصويب سهميه بندي بنزين در قانون بودجه سال 86 از سوي مجلس، سخنگوي دولت سهميه بندي بنزين را نيز تکذيب مي کرد. از سوي ديگر کميسيون برنامه و بودجه مجلس در حالي ديروز "کليات طرح خريد بنزين از مردم با قيمت آزاد" را با اکثريت آراء به تصويب رساند که کمتر از 9 ماه پيش مجلس هفتم تبصره 13 قانون بودجه سال 86 را به تصويب رساند که تنها در يک بند از 7 بند آن آمده بود: "دولت موظف است حداكثر از ابتداي خرداد ماه سال 1386، بنزين توليد داخل بعلاوه بنزين وارداتي تا سقف يارانه معادل ارزي بيست و دوهزار و دويست و پنجاه ميليارد (22.250.000.000.000) ريال را به صورت سهميهبندي با اولويت استفاده از كارت هوشمند به قيمت هر ليتر يكهزار (1000) ريال عرضه نمايد". اين تبصره مفاد بلندبالاي ديگري هم داشت که بسياري از آن تاکنون به اجرا در نيامده يا به صورت ناقص به اجرا گذاشته شده است: "دستگاههاي موضوع ماده (160)(همان دستگاه هاي دولتي) قانون برنامه چهارم توسعه مجاز به استفاده از بنزين سهميهبندي با قيمت هر ليتر يكهزار (1000) ريال نميباشند". مورد ديگر تاکيد بر اين بود که: "نحوه و ميزان سهميهبندي و تعيين قيمت مناسب بنزين غيرسهميهبندي بنا به پيشنهاد سازمان مديريت و برنامهريزي كشور و وزارت نفت تا پايان فروردين ماه به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد". با اين حال با وجود اجراي سهميه بندي بنزين، دولت از تعيين قيمت و عرضه بنزين آزاد خودداري کرد چرا که گردانندگان دولتي بنابر ملاحظات سياسي نگران تاثير عرضه بنزين آزاد بر افزايش نرخ تورم و گسترش گراني در کشور هستند. ضمن آنکه مصوبه ديروز کميسيون برنامه و بودجه مجلس نيز نقض مصوبه قبلي مجلس است؛ جالب آنکه به جاي عرضه بنزين آزاد در کنار بنزين سهميه بندي به مردم، حالا قرار است همان چند ليتر بنزين را هم نداده پس بگيرند.
درود بر دوست و همراهمان علي نيکونسبتي که شجاعتش مثال زدني است و روحيه اش شورانگيز. رفيقي که بي باکانه و جسورانه راه ناهموار آزادي را مي پيمايد. در فضاي سرد و ياس آلود آنچنان گرم و پراميد گام مي نهد که هيچ سياه جامه ا ي را ياراي زانو زدنش نيست. بزرگ مردي که با فرياد طنين افکنش سکوت شبهاي بي ستاره آسمان کوير علم و دانش را با نمايان ساختن ستاره داران محروم از تحصيل در هم شکست تا باور کنيم آسمان ايران گرچه پرستاره است ولي زمينش کويري است. او امروز ميهمان 3 دانشجويي است که ميزباني کسي را به ضيافت نشسته اند که در دفاع از بي پناهي آنان ذره اي دريغ نکرد. هرچند که او بي گمان لحظات سختي را مي گذراند اما دل نگران او نيستيم که به استواريش ايمان داريم. و ياد مي کنيم از همراه ديگرمان، علي عزيزي ميراث دار قربانيان پلي تکنيک. او که رسواگر ناعالمان تکيه زده بر کرسي استادي شد. سماجت را دستمايه عمل کرد. تا پلي تکنيک را نماد تسخيرناپذيري دانشگاه کند. و پاس مي داريم يادوخاطره احسان منصوري، احمد قصابان و مجيد توکلي را.سه دانشجوي مظلومي که در دامگه فتنه کينه جويان افتاده اند تا اعتراف به عمل ناکرده کنند. تا ثابت شود روايت ماربه دوشان و جوانان همچنان شاه بيت غزل حزين آزادي در اين مرزوبوم است.ماربه دوشان و کج انديشاني که لباس باغباني بر تن کرده، به جان گل معنويت افتاده، از ساقه بز آن تبري ضمخت ساخته، قلمها شکنند، ديوارها سازند و قلم به دستان را زندان بيفکنند. بيست و پنجمين نشست شوراي عمومي دفتر تحکيم وحدت را در حالي آغاز مي کنيم که همچنان از حق حضور در دانشگاه محروميم. سه سال پيش، با سکوت رييس جمهور اصلاحات ما را از دانشگاه- اين اولين و آخرين خانه مان-بيرون کردند و بدعتي گذاشتند که تا به امروز ادامه دارد. وامداران دانشگاه با ما چنان کردند که شبه نظاميان به قدرت رسيده در سالها بعد، رضايتمندانه آن را ادامه دادند. تا به خيال خام خود دانشگاه را از حضور منتقدان خالي کرده و سکوت پادگاني را بر آن حاکم سازند. آنان که تاديروز در قالب گروههاي فشار، انديشه ورزي را با غائله هاي متعدد بر ما سد مي کردند. امروز رداي مديرت برتن کرده و در مسند قدرت با اعمال زور و حاکميت و استناد به آيين نامه هاي واهي، دانشجويان را از ابتدايي ترين حقوق خود محروم مي کنند. اگر تا ديروز داد ما از دخالت نهادهاي خارج از دانشگاه برآمده بود و حمايت مديران را طلب مي کرديم اکنون خود آنان بر جاي مديريت نشسته جايي براي دادخواهي مان نگذاشته اند. در اثبات ادعاي ما همين بس که امروز نهاد حراست دانشگاه که مي بايست پاسبان حريم دانشگاه باشد، حرمت دانشگاه و دانشجو را شکسته، اقدام به ضرب و شتم آنان مي کند و در جايگاه يک نهاد امنيتي ارعاب و تهديد را سرلوحه رسالت خويش قرار داده است. در اين ميان مديريت دانشگاه به جاي دفاع از کيان دانشگاهيان، در همراهي و حلقه به گوشي آنان کوچکترين روزنه هاي اميد را مي بندد و اصلي تريم مدعي دانشجويان شده است. ده ها تشکل دانشجويي اعم از کانونهاي فرهنگي، شوراهاي صنفي و انجمنهاي اسلامي به دست روساي انتصابي تعطيل و گاه تخريب مي شود. صدها دانشجو با شکايت اينان راهي کميته هاي انضباطي شده و با احکام سنگيم تعليق و محروميت از تحصيل مواجه مي شوند. و دانشجويان مستقل و منتقد بي هيچ توجيهي از ادامه تحصيل بازمي مانند. گويا ادامه تحصيل فقط در صورتي ممکن است که همراه با خاموشي و سکوت باشد و يا امتيازي گشته براي سرسپردگان و مجيزگويان. عرصه سياست و اجتماع حال و روزي بهتر از دانشگاه ندارد. دو سال پيش محمود احمدي نژاد با شعار عدالت محوري و مهرورزي پاي به کاخ رياست جمهوري نهاد. او برآمده از انتخاباتي بود که خودي ترين نيروهاي حاکميت نيز آن را مخدوش دانستند و شکايت به خدابردند. هم او که با بيان اين جمله که مديون هيچ حزب و گروهي نيستم، نگاه خود به احزاب را نمايان کرد. احزاب که در جوامع توسعه يافته يکي از پايه هاي اصلي دموکراسي محسوب مي شوند. ناديده گرفته شدند. قطع يارانه احزاب، ترويج پوپوليسم در قالب شعارها و رفتارهاي عوام گرايانه، محروميت از برگزاري کنگره ها، تجمعات و مراسمها و محدود ساختن گسترش تشکيلات از نمونه هاي اين فشارهاست. در آخرين نمونه دفتر سازمان دانش آموختگان در يورشي مسلحانه پلمپ شد و اعضاي ارشد آن همراه با ما دانشجويان به زندان افکنده شدند.هادي قابل عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت نيز روزهايي را در زندان سپري کرد تا اين همه سرنوشت فعالين سياسي و احزاب در ايران باشد. امروز مطبوعات و رسانه هاي مختلف که سالهاست به دليل فشارهاي بيش از حد و غيرمعمول دچار خود سانسوري شده اند. تحمل نمي شوند. اکنون انگشت شماري نشريه دگرانديش در کشور باقي مانده که آنها نيز هر روز سايه توقيف و تعطيلي و به دنبال آن بيکاري بسياري از اصحاب قلم را بر سر خود احساس مي کنند. توقيف روزنامه هاي شرق و هم ميهن و مجله مدرسه و تعطيلي خبرگزاري ايلنا نمونه هاي بارز اين مدعاست. حال آنکه ويترين روزنامه فروشي ها مملو از نشريات و روزنامه هايي است که همسو با دولت اند. البته که هم اينان لوح تقدير بهترين منتقدان دولت را از دست احمدي نژاد مي گيرند تا نمايشي مذبوحانه از انتقادناپذيري را از خودبرجاي گذارند و اينچنين فهم و شعور يک ملت را به سخره گيرند. بي پناهتر از همه فعالين هويت طلب، کارگران، معلمان، فعالين مدني و زنان، منصور اسانلو، سعيدمتين پور، ياسرگلي، صالح کامراني، دکتر رزاقي و فعالان حقوق بشر از جمله عماد باقي و بسياري از گمناماني که حتي نامشان در هيچ محفلي بر زبان نمي آيد. احمدي نژاد که با شعار آوردن پول نفت بر سر سفره هاي مردم رييس دولت شده بود در اجراي سياستهاي اقتصادي بي تدبيرانه و بدون بهره گيري از معيارهاي علمي، اقتصاد نابسامان را نابسامان تر کرد. به رکود کشاندن بورس اوراق بهادار، انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزي، تورم 17 درصدي، ورشکستگي بانکها و تعطيلي پروژه هاي عمراني افزايش لجام گسيخته نقدينگي و کاهش صادرات غيرنفتي و چندبرابر شدن قيمت مسکن همه مواردي از اين نابساماني اقتصادي است. هرچند که بخت نيز يار دولت بود و نفت به رکوردي بي سابقه رسيد اما به گفته وزير رفاه اين تنها فقر بود که افزايش يافت. در عرصه سياست خارجي نيز عليرغم شعارهايي که از رسانه هاي رسمي تبليغ مي شود، عدم رعايت منافع ملي و نگاه واقع بينانه در ديپلماسي به چشم مي خورد. در اين شرايط که سايه تحريم و حمله نظامي بر کشور گسترده شده است. سياستهاي تنش آفرين مزيد بر علت شده است و منافع ملي را در معرض آسيبي جدي قرار داده است. هرچند بسياري از موارد ياد شده طي نامه هايي از طرف شوراي مرکزي اتحاديه، از رييس دولت مورد پرسش واقع شده بود اما بازداشت دوستانمان تنها پاسخي بود که تاکنون دريافت کرده ايم. همگان نشستند و ديدند مردي که کشور خود را آزادترين کشور دنيا مي خواند اکنون با منتقدان خود چه مي کند، هرچند که احمدي نژاد نمادي است از حاکميت يکدست که اکنون ظهور و بروز يافته است. دوستان!ياران و اعضاي انجمنهاي اسلامي دانشگاههاي سراسر کشور، آنچه رفت نه عامل ياس، که خود دليلي است که اکنون با هم به گفتگو بنشينيم. ما را اينک عزمي راسخ بايد که از کيان وطن چنان که سزاوار فرزندان آزاديخواهش است دفاع کنيم و سرود همبستگي بخوانيم که اين فضاي تاريک و تار نه مقتضاي امروز است که تاريخمان سرشار است از روزهاي سرد.[ متن سخنراني درآغاز نشست سراسري تحکيم] منبع: ادوار نيوز
نوشابه اميري nooshabehamiri@yahoo.com کانون مدافعان حقوق بشر به رياست شيرين عبادي، ديروز از تشکيل کميته موقتي در ايران خبر داد که دو وظيفه براي خود در نظر گرفته است: مقابله با جنگ وبرقراري صلح و حقوق بشر. اين کميته فراخواني داده است براي تشکيل "شوراي ملي صلح". در ارتباط با هدف دو گانه اين شورا ـ که از يکسو به جنگ طلبان خارجي نظر دارد و از سوي ديگربه طالبان جنگ درداخل ـ با نرگس محمدي، سخنگوي اين کانون گفت و گويي کرده ايم که در پي مي آيد.
کميته موقت صلح از کي تشکيل شده و براي خود چه اهدافي را در نظر گرفته است؟ با توجه به اوضاح و شرايط داخلي و بين المللي و قوت گرفتن احتمال وقوع جنگ در ايران، بسياري از محافل سياسي، فکري و مدني در ايران به اين فکر افتادند که چگونه مي شود با وقوع جنگ مقابله و از احتمال روي دادن آن پيشگيري کرد. در اين راستا ما هم در کانون مدافعان حقوق بشر به اين نتيجه رسيديم که با سامان دادن يک حرکت اجتماعي و با روشن کردن افکار عمومي، در واقع در جهت راه اندازي يک جنبش صلح خواهي در ايران گام برداريم. يعني در واقع کميته موقت صلح، نقش هيات موسس را داردکه قرار است شوراي ملي صلح را دعوت به کار کند. درست است؟ بله. اين افراد مجموعه اي هستند از اعضاي کانون مدافعان حقوق بشر، نمايندگان فعالين دانشجويي، زنان، اقشار مختلف و سياسيوني که در کانون گرد هم آمده اند. اين کميته، همان طور که از اسم آن پيداست، صورت موقت دارد و با تشکيل شوراي ملي صلح وظيفه آن به پايان مي رسد. فراخوان مربوط به تشکيل اين شورا ديروز توسط خانم عبادي، رئيس کانون مدافعان حقوق بشر مطرح شد. بر اساس اين فراخوان از همه گروه هاي مدني، فکري، اجتماعي و غيره دعوت شده است که به اين شورا بپيوندند. پيش زمينه اين شورا هم يک نشست ملي صلح است که تا امروز بيش از صد نفر براي شرکت در آن اعلام آمادگي کرده اند. اين نشست، شوراي ملي صلح را انتخاب مي کند و آن را تشکيل مي دهد. اين نشست براي تشکيل احتياج به مجوز دارد؟ نخير؛ اين فراخوان از طرف کانون و رياست آن که برنده جايزه صلح نوبل است، داده شده و جلسات آن در کانون مدافعان حقوق بشر برگزار خواهد شد. نيازي هم به مجوز ندارد. اين کميته براي خود دو وظيفه تعيين کرده: مقابله با جنگ و برقراري صلح و حقوق بشر در کشور. فعاليت در جهت اين اهداف قرار است همزمان انجام شود؟ ببينيد ديروز در نشست مطبوعاتي ما اين بحث مطرح شد که صلح تنها به اين مفهوم نيست که در کشوري که در آن جنگ نيست، صلح وجود دارد. خانم عبادي ديروز در سخنان خود به اين نکته اشاره کرد که اين ابتدايي ترين تعريف صلح است و ما بايد به تعريف جديدي از صلح بپردازيم. حقوق بشري ها معتقدند زماني در کشور صلح وجود دارد که علاوه بر اينکه در کشور جنگ و تهاجم نظامي مطرح نباشد، تک تک افراد آن کشور هم از کرامت انساني برخوردار باشند. از آزادي برخوردار باشند. امنيت اجتماعي داشته باشند. دموکراسي در آن کشور تحقق پيدا کرده باشد. به عبارت ديگر صلح دو پايه اساسي دارد: عدالت اجتماعي و دموکراسي. ما به دنبال تحقق چنين صلحي در کشورمان هستيم. تنها تهاجم نظامي و پيشگيري از آن به معناي برقراري صلح نيست؛ هر چند که اين وضعيت صلح را به طور کلي به خطر مي اندازد؛ ولي شرايط و مولفه هاي ديگري هم هستند که بايد در صلح در نظر گرفته شوند. براي همين شعار ما اين است: جنگ نه، صلح و حقوق بشري آري. به اين ترتيب شما دو مخاطب براي خود در نظر گرفته ايد. يک مخاطب جهاني ـ آمريکا ـ و يک مخاطب داخلي، يعني حاکميت جمهوري اسلامي. رابطه و وظيفه خود را با اين دو مخاطب چگونه تعريف کرده ايد؟ در برابر مخاطب خارجي مي توانيد تظاهرات کنيد؛اما براي اينکه به مخاطب داخلي بگوييد صلح مي خواهيم و حقوق بشر بايد رعايت شود، چه برنامه اي داريد؟ ببينيد هدف اين نشست ملي در درجه اول اين است که به جنگ بپردازد. واقعيت اين است که با قوت گرفتن مسئله جنگ، اين مسئله به اولويت کاري بسياري از گروه هاي سياسي و محافل فکري و حقوق بشري تبديل شده است. الان دغدغه ذهني فعالين سياسي، فرهنگي و اجتماعي در ايران، مسئله جنگ است. ديروز در نشست مطبوعاتي ما از خانم رخشان بني اعتماد، کارگردان و اهل هنر تا خانم سيمين بهبهاني شاعر سرشناس، همه و همه يک جمله را تکرار مي کردند و ان اينکه ما جنگ نمي خواهيم. بنابراين يکي از اهداف اصلي و شعارهاي محوري ما در شرايط کنوني، مقابله با جنگ افروزي است... و وقتي مي گوييد جنگ افروزي، از جنگ افروز هم يک معناي مشخص داريد؟ يعني غرب؟خانم عبادي گفته است: مقابله با همه خطراتي که ايران را تهديد به جنگ مي کند. منظور از همه خطرات چيست؟به مجموعه اي از خطرات توجه داريد؟ بله. توجه داشته باشيد که الان جنگ به عنوان يک گزينه گريزناپذير مطرح نيست؛ اما واقعيت اين است که در دو سوي اين امر، يعني هم در داخل و هم در خارج، گروه هاي تند و افراطي، جنگ را مي طلبند. در واقع طالبان جنگ در دو سو، عمر و بقا و حيات خود را در جنگ مي بينند.... دقيقا. خانم بني اعتماد هم از لزوم "مقابله با عملکردهايي که به وقوع جنگ منجر مي شود" صحبت کرده است. يعني هم عملکرد نئوکان هاي آمريکايي و هم عملکرد جناح افراطي در داخل کشور. به اين ترتيب شما يک مقابله دو طرفه را پيش رو داريد. درست است؟ همين طور است. به همين دليل کار ما در ايران قطعا کار بسيار دشواري خواهد بود. واقعيت اين است که جنبش صلح طلبي درجهان، تقريبا جنبش امني است، ولي آيا اين شرايط در داخل ايران هم فراهم خواهد بود؟ سئوال من هم همين است. براي پيشبرد اين هدف دو سويه، امکان موفقيت را تا چه حد ارزيابي مي کنيد؟ در هر حال اميدوار که هستيم؛ برنامه مشخصي هم که داريم در واقع اين است که با هر دو سوي جنگ طلب، صحبت کنيم. هم با خارجي و بيگانه و نيروي خارجي که جنگ افروزيش مي تواندايران را به بدبختي و ويراني بکشاند؛ و هم با طرف داخلي. يعني بحث اين است که دستيابي به انرژي هسته اي، که هيچکس به عنوان يک حق مسلم با آن مخالف نيست، در شرايطي که يک اجماع جهاني عليه ما وجود دارد، آيا از چنان اولويتي برخوردار است که ما به خاطر آن تمام حق و حقوق خودمان را از دست بدهيم؟ خانم محمدي! آقايان روحاني و موسويان، يعني کساني که از گروه شما به حاکميت نزديک ترند ـ در واقع بخشي از حاکميت هستند ـ به خاطر گفتن همين حرف، هفته گذشته از سوي آقاي احمدي نژاد به عنوان "خائن" معرفي شدند. شما چطور مي خواهيد اين فکر را مطرح کنيد و اين نظر را پيش ببريد؟ اصولا امکان طرح آن راداريد؟ آيا تريبوني داريد که از طريق آن اين پيام را بين توده هاي ميليوني ببريد؟ ما متاسفانه رسانه اي ملي که در اختيار مان باشد، نداريم. يعني ما اصولا توان مقابله با کساني را که در مقابل ما هستند، نداريم. رسانه ملي ما به هيچ وجه در اختيار نمايندگان گروه هاي فکري مختلف و گروه هاي خارج از حکومت نيست؛ در دست دولت و حکومت است. بنابراين در شرايطي که ما چنين رسانه اي نداريم، راديو و تلويزيون جمهوري اسلامي، مبلغ چنين تفکري است و گرايشات داخل دولت را منعکس مي کند. اما از سوي ديگر واقعيت اين است که ما در اينجا به نيروي مردمي اتکا کرده ايم و اميدواريم بتوانيم حرکتي هر چند کوچک، اما گام به گام را به سوي همه گير شدن اين تفکر انجام دهيم. همچنين مي خواهيم با اتکا به نيروهاي مردمي و جنبش هاي صلح طلب جهاني به سمتي برويم که افکار عمومي داخل ايران را هم نسبت به اين قضيه روشن و حساس کنيم.... يعني اميدواريد از يک جمع نخبگان ـ حالا صد نفر يا هزار نفرـ به توده هاي مردم دست بيابيد؟ بله؛ البته مطمئنيم که اين کار به علت نداشتن امکانات، به سختي انجام خواهد شد و شايد هم به دليل همين محدوديت ها نتواند تا آن حد که بايد فراگير شود؛ ولي ما تلاش مان را مي کنيم. ما معتقديم الان وقت کار است؛ چرا که اگر فعاليتي صورت نگيرد، بعد از اينکه ايران از دست برود، هيچ اميدي وجود نخواهد داشت. بنابراين هر چه در توان داريم..... و اين حتما براي وجدان هاي فردي، آرامش به دنبال خواهد داشت. اما امکان دسترسي به وجدان عمومي جامعه تا چه حد ممکن است؟ ببينيد ما درباره تمام محدوديت هايي که وجود دارد ساعت ها در کانون مدافعان حقوق بشر بحث کرده ايم؛ ما از شرايط ايران هم تحليل واقعي داريم، مشکلات را مي شناسيم، اما تمام تلاش مان را هم مي کنيم. اميدمان، صفر نيست. فکر مي کنيم مي توانيم در داخل ايران از وقوع جنگ، پيشگيري کنيم. همان طور که آقاي دکتر يزدي ديروز در نشست مطبوعاتي ما مطرح کردند اميدواريم گروه هاي سياسي، مدني و همه فعالان اجتماعي بتوانند حکومت ايران را مجاب کنند که براي پيشگيري از جنگ، قطعنامه هاي شوراي امنيت را بپذيرد تا جنگ را پشت سر گذاريم. از همه کساني هم که دل در گروي ايران دارند، مي خواهيم در اين حرکت به ما بپيوندند و به آن ياري برسانند.
سارا مقدم مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي در حاشيه نشست مجالس آسيايي در گفتوگويي با خبرنگاران اعلام كرد كه در انتخابات رياست جمهوري آينده كانديدا خواهد شد و حضور يا عدم حضور خاتمي تاثيري در تصميمش نخواهد گذاشت. وي در عين حال در مصاحبهاش تاکيد کرد كه وي و تشكل متبوعش از محمد خاتمي جهت كانديداتوري در انتخابات مجلس هشتم دعوتي نكرده اند. اين اظهار نظر مهدي كروبي در حالي صورت ميگيرد كه پيش از اين سخنگوي اين حزب در هفتههاي گذشته اعلام كرده بود كه خاتمي نفر اول ليست تهران اين تشكل است و روزنامه ارگان رسمي اين حزب نيز اين مساله را تيتر اصلي خود قرار داده بود. تحليلگران مسائل داخلي سخنان اخير مهدي كروبي را به منزله اعلام آمادگي او براي رقابت با اصلاح طلبان نزديک به خاتمي در انتخابات رياست جمهوري دهم دانسته اند. به گفته يكي از كارشناسان دليل اصلي آمادگي کروبي براي رودررويي با دوستان سابقش به انتخابات رياست جمهور دور قبل باز ميگردد كه وي آن زمان در نقش يك كانديدا نسبت به روند شمارش آرا مرحله اول خود اعتراض داشت و نوك پيكان انتقاداتش را به سمت محمد خاتمي و موسوي لاري وزير وقت كشور گرفته بود. پيش از اين مهدي كروبي در چند نوبت در سخنانش نسبت به نقش خاتمي در آن انتخابات اعتراض كرده و حتي در پارهاي مواقع با انتقاد از مديريت خاتمي در دوران رياست جمهورياش وي را يكي از عوامل زمينگير شدن اصلاحات دانسته بود. دبيركل اعتماد ملي تا به آنجا پيش رفته بود كه در يكي از سخنرانيهاي خود با رد کردن نقش خاتمي به عنوان رهبر اصلاحات، خود را رهبر فعلي اصلاحات خوانده بود.
برادر دکترسهراب رزاقي مدير موسسه کنشگران داوطلب که هم اکنون در زندان اوين به سر مي برد، درگفت وگو با روز اعلام کرد وثيقه اي 200 ميليون توماني براي آزادي برادرش تعيين شده است. او ابراز اميدواري کرد که با طي کردن مراحل اداري برادرش آزاد شود. اين گفت وگو را درزير مي خوانيد: طي روزهاي گذشته خبرهايي مبني برآزادي به قيد وثيقه دکتر رزاقي مطرح شده بود. آيا مراحل مربوط به سپردن وثيقه را طي مي کنيد يا هنوز چنين روندي عملي نشده است؟ طي روزهاي گذشته بحث هايي مطرح شده بود ولي امروز(ديروز) وثيقه اش رامشخص کردند. بخشي ازوقت امروز به کارشناسي وثيقه وامور مربوط به آن گذشت ولي به دليل کمبود وقت، ثبت وديگر کارهاي اداري اش انجام نشد. چرا که بعد از ساعت دوبعد ازظهر دفاتر ثبت بازنيستند وتا اين کارها را انجام داديم دفاتر بسته شدند. درنتيجه فردا(امروز)بايد براي ادامه مراحل به دادگاه برويم تا کارثبت انجام شود و بتوانيم ترخيصي شان را بگيريم. آيا توانستيد برادرتان راملاقات کنيد؟ امروز که براي انجام مراحل اداري سپردن وثيقه مراجعه کرده بوديم، ايشان را آورده بودند وتوانستيم چند کلمه اي با هم صحبت کنيم. بيشتراحوال پرسي و گفت وگوي معمولي. قبلا اعلام شده بود وثيقه اوليه تعيين شده خارج ازمقادير متعارفي است که براي چنين پرونده هايي اعلام مي شود... بله، اما وثيقه اي که درنهايت قرارشده است تامين شود، دويست ميليون تومان است. البته صبح مي گفتند يک ميليارد تومان؛ اما بالاخره ظاهرا بچه هاي اطلاعات درنهايت همان مبلغ دويست ميليون تومان را قائل شده بودند. دادگاه مدعي شده بود جرمي که براي وي درنظر گرفته اند ـ اقدام عليه امنيت داخلي وچه وچه ـ وثيقه اش يک ميليارد تومان است. اما با همان دويست ميليون تومان درنهايت موافقت شد. اتهام دقيقا چيست؟ همان اقدام عليه امنيت ملي يا اتهامي متفاوت است؟ اتهامي که به وي زده اند اقدام عليه امنيت داخلي است. اين هم واژه جديدي است ديگر. نظر آقاي رزاقي درمورد وثيقه چه بود؟ به هرحال ما بيشتر ازاين نمي توانستيم تحمل کنيم، به خاطر خانواده و همسرودوفرزندشان. به هرحال ما خود را آماده کرده بوديم هنگامي که وثيقه را مشخص مي کنند براي تامين آن اقدام کنيم. باتوجه به روال چنين پرونده هايي انتظار مي رود که پس ازچندي وثيقه اعلام کنند وبه همين جهت علي رغم اينکه برادرم گفته بودند زيرباروثيقه سنگين نرويم، ما تلاش مي کنيم تا آخروقت اداري فردا (امروز) ترتيبات ترخيص ايشان را فراهم کنيم. به همين جهت او را متقاعد کرديم که روي اين مساله پافشاري نکند تا بتوانيم اين وثيقه را به نحوي تامين کنيم و وي آزاد شود تا ببينيم چه مي شود.
سامان رسول پور s.rasoulpour@gmail.com بيش از 42 روز از بازداشت ياسر گلي، فعال دانشجويي ساکن سنندج مي گذردو در طول اين مدت، خانواده و وکيل مدافع اين دانشجوي ستاره دار، نه فقط يکبار هم اجازه ملاقات با وي را نيافته اند، بلکه در دو هفته اخير ورود خانواده ياسرگلي هم به دادگاه انقلاب ممنوع شده است. مادر ياسرگلي، در گفت و گو با روز از اين روزهاي بي خبري گفته است. تا حال سه بار با مادر ياسر گلي مصاحبه کرده ام. دفعه نخست از چگونگي بازداشت پسرش گفت، بار دوم از بازداشت همسرش و اکنون از ممنوع الورود شدنشان به دادگاه: 42 روز است پسرم را بازداشت کرده اند، نه اجازه ملاقات به ما داده اند و نه اجازه اينکه او با ما تماس بگيرد. دو هفته پيش، همسرم را هم به جرم پي گيري وضعيت پسرش در دادگاه گرفتند. پس از شش روز، همسرم را با وثيقه آزاد کردند اما چند روز پس از آزادي او، دادستان ورود همه اعضاي خانواده ما را به دادگاه انقلاب ممنوع اعلام کرد. دليل ممنوع الورود شدن شان به دادگاه را مي پرسم؟ به غير از دو هفته اخير و روزهاي جمعه، تقريبا هر روز به دادگاه رفته ام و هر بار هم خطاب به مسئولان دادگاه نامه اي نوشته و به آنها داده ام؛ اما يا نامه را به گوشه اي پرت کرده اند يا جلوي چشمانم پاره اش کرده اند. تا اينکه دو هفته قبل عصباني شدند و به همه کارکنان دادگاه و حتي نگهبانان بيرون دادگاه هم دستور دادند مانع از حضور همه اعضاي خانواده ياسر گلي، يعني من و پدر و برادرانش به دادگاه شوند و همين طور هم شد. پس براي خبرگيري از وضع پسرتان چکار مي کنيد؟ چند بار به ستاد خبري رفتيم و من از ماموران امنيتي درخواست کردم تا فقط براي 30 ثانيه هم که شده اجازه دهند پسر بيمارم را ملاقات کنم؛ اما آنها نه تنها قبول نکردند بلکه هنگامي که درخواستم را کتبا هم تحويلشان دادم، گفتند: اگر 100 نامه هم بنويسيد تا زماني که خودمان تشخيص ندهيم، از ملاقات خبري نيست. به گفته ي مادر ياسر گلي، به صالح نيکبخت وکيل مدافع اين فعال دانشجويي هم با اينکه دو بار به دادگاه انقلاب مراجعه کرده، اجازه مطالعه پرونده يا ملاقات با موکلش را نداده اند. آن چيزي که بر نگراني اين خانواده مي افزايد، بيماري قلبي ياسر گلي است و تحت فشار بودن وي در زندان: "مي ترسم بلايي سر پسرم آمده باشد، قلب او در حالت عادي هم اذيتش مي کرد چه برسد به اينکه در سلول انفرادي باشد. آخر اين چه برخوردي است که با يک دانشجو و خانواده اش مي کنند؟طوري رفتار مي کنند که انگار يک تروريست خطرناک را گرفته اند." وقتي مادر اين زنداني جمله آخرش را گفت ياد مصاحبه پارسال ياسر گلي با روز افتادم؛ مصاحبه اي که ياسر گلي در آن از فعاليتهاي انتقادي دانشجويان گفته بود. جملاتي که بيانگر نگرانيش از وضع دانشگاهها بود. او گفته بود: "ميتوان فضاي حاكم بر دانشگاههاي كشور را بسيار سنگين ارزيابي كرد. اين در حالي است كه دانشجويان منتقدان راديكال دولت نهم هستند و حاضر به مصالحه نيستند. اما قطعا طرف مقابل نيز هزينهها را بالا برده تا به محض هرگونه اظهار وجود و انتقاد از سياستهاي رايج از جانب دانشجويان، واكنش لازم را انجام بدهد. با اين وجود دانشجويان از هر موقعيتي براي ابراز نارضايتي خود، كه در حقيقت آينهاي از نارضايتيعمومي از سياستهاي دولت نهم و محدود كردن حقوق مدني شهروندان است، استفاده ميكنند. بسته به ميزان هزينهها هم قطعا بطور سينوسي واكنش دانشجويان متغير است. آن هم به اين علت که ما با يك جنبش همگن و متشكل وسازمان يافته همراه نيستيم، بلكه ساختار اين جنبش به صورتي مسطح و شبكه اي است". حالا اين هزينه به او و خانواده وي نيز تحميل شده است؛ اما اين هزينه براي او و اطرافيانش تا چه اندازه بالا برده شده است؟
آرش سميعي نامه احمدي نژاد به ساركوزي پس از يك هفته هنوز خبرساز است و در حالي كه مقامات رسمي در خصوص محتواي اين نامه اظهارات ضد و نقيضي داشتهاند، يك سايت نزديك به اصولگرايان منتقد دولت از بيخبري مسئولان و كارشناسان وزارت امور خارجه از نگارش و ارسال اين نامه خبر داده است. به گزارش سايت "فرارو" تلاشهاي وزارت امور خارجه دولت احمدي نژاد براي دسترسي به نامه وي به ساركوزي هنوز به نتيجه نرسيده است! اين خبر در حالي منتشر ميشود كه در همه كشورهاي جهان، از جمله ايران در تمام سالهاي قبل و بعد از انقلاب اسلامي تا زمان حاضر، همه روابط و مكاتبات ديپلماتيك از كانال وزارت امور خارجه صورت ميگيرد و دستگاههاي مختلف دولتي بايد ارتباطات خود با كشورهاي ديگر را از طريق اين وزارتخانه برقرار كنند. قابل توجه است كه اصولگرايان در سالهاي اخير بارها ارتباطات علني فعالان مدني و حتي برخي مراودات شفاف مسئولان دولت و مجلس اصلاحات با نهادها يا مسئولان كشورهاي ديگر را كه از كانالهاي رسمي و متعارف نيز انجام ميشد، با برچسب "ارتباط با بيگانگان" متهم و محكوم ميكردند. اما اكنون گزارش سايت اصولگرا نشان ميدهد كه دولت احمدي نژاد ارتباط خود با رئيسجمهور يك كشور بيگانه را از يك كانال غير رسمي صورت داده است. بر اساس اين گزارش، نامه احمدي نژاد به ساركوزي به جاي اينكه توسط كارشناسان ديپلماسي كشور نوشته شود، توسط يكي از نزديكان احمدي نژاد نوشته شده و مسئولان وزارت امور خارجه از محتواي آن كاملا بيخبرند. سايت مذكور نوشته است: "مقامات و كارشناسان اين وزارتخانه اساسا در جريان نگارش و ارسال نامه احمدي نژاد به ساركوزي نبودهاند و با انتشار خبر اين نامه بسياري از ديپلماتها علاقهمند به اطلاع يافتن از محتواي كامل اين نامهاند و سفراي ايران نيز بايد در ملاقاتهاي خود پاسخگوي سوالات خبرنگاران و ديپلماتهاي خارجي در اين رابطه باشند اما وزارت خارجه هنوز نتوانسته است به نامه دست يابد!" اين گزارش همچنين حاكي است نامه احمدي نژاد در تهران به سفير فرانسه تحويل شده است. اين در حالي است كه طبق عرف ديپلماتيك، كه دولت احمدي نژاد تاكنون تقريبا و اكنون كاملا به آن پشت كرده است، چنين نامهاي بايد توسط سفير ايران يا يك فرستاده ويژه به طور مستقيم در فرانسه به ساركوزي تسليم شود. استعفا نشد، دور ميزنيم! موضوع دور زدن وزارت امور خارجه در زمينه نگارش و ارسال نامه به ساركوزي، تاييدي ديگر بر اختلافات حاد احمدي نژاد و نزديكان او با متكي و مديران كنوني وزارت امور خارجه است. اين اختلاف كه پيش از اين هم بارها در رسانهها مطرح شده بود، در حالي بروز كرده است كه منوچهر متكي پس از حضور در وزارت امور خارجه دولت احمدي نژاد، بسياري از مديران و كارشناسان اين وزارتخانه در دولت اصلاحات را كنار گذاشت و آنها را در دستگاه ديپلماسي كشور حاشيهنشين كرد. با اين وجود، در يك سال اخير بارها احتمال عزل يا استعفاي متكي در محافل سياسي مطرح شده است، به طوري كه ماه گذشته و به دنبال استعفاي علي لاريجاني از دبيري شوراي عالي امنيت ملي، موضوع استعفاي متكي (كه در انتخابات رياستجمهوري مسئول ستاد لاريجاني بود) توسط دو نماينده اصولگراي عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم مطرح و تاييد شد. اما پس از طرح اين موضوع در رسانهها و جلسه شبانه احمدي نژاد با متكي كه يكي از نمايندگان آن را فاش كرد، استعفاي وي منتفي شد و كار به جايي رسيد كه نمايندگان مذكور نيز سخنان خود درباره اين استعفا را تكذيب و تهديد به شكايت از خبرنگاران كردند! با اين حال پس از ابقاي متكي در وزارت امور خارجه دولت نهم، باز هم گزارشها نشان ميدهد كه احمدي نژاد و نزديكان او نميتوانند يا مايل نيستند برنامههاي خود در سياست خارجي را از كانال رسمي وزارت امور خارجه منوچهر متكي پيگيري كنند. كنار گذاشتن و حتي بيخبر گذاشتن دستگاه رسمي ديپلماسي كشور در موضوع مهمي همچون نوشتن و فرستادن نامه به رئيسجمهور فرانسه، نشان ميدهد كه اختلاف بين نزديكان احمدي نژاد و بدنه دستگاه ديپلماسي كشور، با همه تحولاتي كه در دو سال اخير در آن صورت گرفته است، هنوز بسيار عميق است. اظهارات ضد و نقيض درباره يك نامه منتشر نشده بيخبري وزارت امور خارجه از نامه احمدي نژاد به ساركوزي در حالي اعلام ميشود كه در روزهاي اخير مسئولان رسمي اظهارات متناقضي در اين باره داشتهاند. اگرچه در ابتدا هيچ خبري درباره اين نامه از سوي ايران اعلام نشد و اولين بار روزنامه لوموند از قول سخنگوي كاخ اليزه از ارسال آن خبر داد، اما پس از آنكه اين خبر در رسانههاي جهان منتشر شد، ابتدا "يك مقام آگاه" و اندكي بعد هاشمي ثمره، مشاور ارشد و دست راست احمدي نژاد، ناچار شدند در گفتوگو با خبرگزاريهاي ايراني اين خبر را تاييد كنند. با اين حال اظهارات بعدي مقامات رسمي در اين خصوص با يكديگر سازگاري نداشت؛ چرا كه اندكي پس از آنكه ايرنا به نقل از احمدي نژاد نوشت كه او در حاشيه اجلاس اوپك در رياض به خبرنگاران گفته است "نامهاش در مورد روابط دوجانبه بوده است و در جايي از آن به مساله هستهاي اشاره نشده است"، حسيني سخنگوي وزارت امور خارجه در تهران به خبرنگاران گفت: "رييسجمهوري در اين نامه بيان كرده كه بهتر است فرانسويها از روند همكاريهاي ايران و آژانس حمايت كنند. در اين نامه تاكيد شده است كه مواضع تند و تهديدها هيچ اثري بر تصميمات جمهوري اسلامي ايران نخواهد داشت و همسويي با سياستهاي آمريكا نيز ناكارآمد است. " تناقض در اظهارات مسئولان ايراني در اين باره باز هم ادامه داشت و به نمايندگان مجلس نيز رسيد. بدين ترتيب در يك روز سه عضو كميسيون امنيت ملي مجلس اصولگرا در اين باره به سه شكال متفاوت اظهارنظر كردند. رشيد جلالي از اين نامه استقبال كرد و آن را "در چارچوب منافع و مصالح ملي ايران" دانست؛ حميدرضا حاج بابايي كه عضو هيئت رئيسه اين مجلس نيز هست، از لحن نامه و "اينكه با الفاظ خاص شخصيت ساركوزي را در نامهاي خدشهدار كنيم" انتقاد كرد و داريوش قنبري، ديگر نماينده عضو اين كميسيون نيز گفت: اين نامه را مايه "خدشه به منافع و امنيت ملي در شرايط حساس، خطرناك و بحراني كنوني" دانست و از بزرگان نظام خواست نظارت خود را بيشتر كنند و "اجازه ندهند تصميمگيريهاي فردي منافع ملي ما را دچار آسيب كند". احمدينژاد پيش از اين هم نامههايي خطاب به جورج بوش، رئيس جمهور آمريكا؛ آنجلا مركل، صدراعظم آلمان؛ رومانو پرودي، نخستوزير ايتاليا؛ ژاك شيراك، رئيسجمهور پيشين فرانسه و پاپ بنديكت شانزدهم، رهبر كاتوليكهاي جهان نوشته بود كه همه آنها تاكنون بيپاسخ ماندهاند و انتظار ميرود نامه اخير او به ساركوزي نيز مانند موارد قبلي با بيتوجهي گيرنده نامه مواجه شود.
آيا تاريخ تکرار مي شود؟ مرحله اول در مورد محمود احمدي نژاد مدت ها است که آغاز شده،او از همان ابتداي رياست جمهوري با اظهار نظرهاي جنجالي و انتقاد بر انگيز خود به سرعت در آثار کاريکاتوريست هاي (البته غير ايراني که ترسي از بند و تعزير ندارند!) مطرح دنيا جا باز کرد اين روند با پا فشاري او بر غني سازي اورانيوم و انکار هولوکاست در يک سال اخير شدت يافت و پس از اظهارات ضد و نقيض اش در دانشگاه کلمبيا درباره وضعيت حقوق بشر در ايران به اوج رسيد. از مروري گذرا بر تعدادي از کارتون هاي مطبوعاتي چاپ شده درباره آقاي رئيس جمهور، به اتفاق نظري درباره سوژه مي رسيم که شايد از زمان صدام حسين بي سابقه باشد. توطئه اي هم در کار نيست. لابي هاي صهيونيستي تعدادي مزدور اسرائيلي و آمريکايي را براي خراب کردن چهره رئيس جمهور اجير نکرده اند. اين بار تنها مايک راميرز آمريکايي افراطي نيست که ايران را چاهک فاضلابي منبع انتشار سوسک تصوير کرده باشد، کاريکاتوريست هاي مستقل نشريات مختلف دنيا با مليت هاي متنوع نگاهي يکسان به رئيس دولت و يگانه هدايتگر سکان سياست بين الملل ايران دارند. از "تورهان سلجوق" ترک تا "ديويد لوين" منصف و بي طرف.
"گري بروکينز"، "ام. اي. کوهن"، "نيت بيلر" و"راينر هشفلد" انکارِ هولوکاست و شعارهاي ضد اسرائيلي احمدي نژاد را با فعاليت هاي هسته اي که بر آن پا مي فشارد جمع کرده و در وجود او هيتلر تازه اي ديده اند که قصد دارد نسل کشي ديگري به راه اندازد و با سلاح اتمي "اسرائيل" را از نقشه جهان حذف کند. متأسفانه ديگران قاعده بازي هاي ما را نمي دانند و سخت است توجيه شان کني که بعضي حرف ها فقط مصرف داخلي دارند و بس. آنها کلامي را که از دهان يک رئيس جمهور بر مي آيد در هوا مي قاپند و نظر رسمي دولت کذايي مي شمارند، تکذيب و تحريف و ساير اشکال ماله کشي ثانويه هم بي فايده است. آثار "پتريک چپت"، "راميرز"، "رابرت اري يل" بر همين جمله تاريخي حذف اسرائيل از عرصه روزگار تأکيد دارند. وقتي جناب رئيس جمهور بي آنکه هيچ دستگاه دروغ سنجي حتي يک پالس نوسان نشان دهد وجود همجنسگرايان را در ايران منکر مي شود طبيعي است که "باب گورل"، "باب انگلهارت"، "بيل دي"، "کريس بريت" و "نيک اندرسن" هم اصرار او را بر صلح آميز بودن فعاليت هاي هسته اي ايران چندان قابل اعتماد ندانند. دروغ و خطر، احساس مشترک تمام کاريکاتوريست هاي مطبوعاتي نسبت به سوژه خود، محمود احمدي نژاد است. از تندروهايي مثل "راميرز" و "بروکينز" تا "پيتر پيسمسترويچ " که در مهربانانه ترين شکل او را در حال بازي با بمب اتمي مي بيند که بر سر انگشت نگه داشته و هر لحظه احتمال سقوط و انفجارش مي رود يا حتي اسطوره کاريکاتور دنيا "ديويد لوين" که پرتره اش از احمدي نژاد سرشار از خشونتي پنهان است. با هيتلر نوظهوري که قصد دستيابي به سلاح هسته اي و محو کشوري را دارد چه بايد کرد؟ متآسفانه مقاله راهگشاي اکبر گنجي درباب تفاوت بنيادين ايران 2007 با آلمان نازي دهه سي و چهل آنقدر خواننده ندارد که از حجم ترس و وحشت جامعه جهاني بکاهد و خطر "جنگ" را به عنوان راه حل نهايي بحران هسته اي ايران فرو نشاند. آنها همان طور که "ديک لاچر " تصوير کرده ايران را به سان خلبان فيلم دکتر استرنج لاو سوار بر بمب اتمي مي بينند که افسار گسيخته به سويشان سقوط مي کند. ترس از جنگ ناگزير را مي توان در کاريکاتور هاي اخير کارتونيست هاي حرفه اي دنيا ديد. در واقع مرحله دوم واکنش آنها آغاز شده است. بوي جنگ مي آيد.
حتي بعضي کاريکاتوريست ها مثل "جان کول"، "جک اوهمن" و "گري واروِل " ديگر تيغ تيز انتقاد را به سمت سازمان ملل گرفته و آن را به خاطر اهمال در برخورد با ايران مقصر اصلي بحران دانسته اند و ديگران هم سرنوشت عراق 2003 را براي ايران 2008 پيش بيني کرده اند. "کوين کالاگر" در نشريه اکونوميست، عموسام را متعجب از صداي طبل جنگ جورج بوش ترسيم کرده: "اين آهنگ را پيشتر کجا شنيده بوديم؟" که اشاره به آهنگ جنگ با عراق و شباهت اوضاع فعلي با پنج سال پيش دارد.
اگر از هشدارنامه اخير روشنفکران جهان نسبت به فاجعه قريب الوقوع نمي ترسيم از واکنش کاريکاتوريست ها بايد بترسيم. آنها بار ديگر بوي جنگ را حس کرده اند.
همزمان با نام گذاري سال جاري توسط مقام رهبري به "سال وحدت"، طي ماه هاي گذشته حجم برخورد با نيروهاي دگرانديش ومنتقدان درسطوح مختلف افزايش چشم گيري پيدا کرده است. ازهمين رو اندک اندک فهميدن اينکه چنين وحدتي به چه معني است و چه کساني قراراست کارگزار برقراري اش باشند پديده ايي مي شودغيرقابل فهم. در خوش بينانه ترين حالت، به نظر مي رسد مقامات دولت محمود احمدي نژاد برداشتشان از آنچه رهبري گفته اند اين است که وحدت يعني اينکه همه را مجبور کنيد مثل "ما" فکر کنند. به اين معني که منتقدان را خاموش، دگرانديشان را زنداني، فعالان حقوق بشر را دربند وفعالان جامعه مدني را تحت فشار قراردهيد تا وحدت "خودي ها" شکل بگيرد وصداي ديگري ازجامعه به گوش نرسد. اين بخشي از تفسيري است که " سال وحدت" رهبري براي جامعه ايراني با روايت "دولت مهرورز" به همراه آورده است. يعني درسالي که قراربوده وحدت نيروهاي سياسي واجتماعي شکل بگيرد ودستگاه هاي دولتي با ايجاد شرايطي متفاوتي زمينه تحمل بيشتر آنها توسط حاکميت را فراهم کنند، با تشديد سختگيري هاي موجود، شرايط روز به روز براي کساني که نگاه متفاوتي نسبت به بخش هايي از قانون و نحوه تصميم گيري هاي خرد وکلان و اداره کشور دارند، دشوارتر مي شود. اين درحالي است که با توجه به مجموعه تهديداتي که ايران طي سالهاي گذشته با آن مواجه بوده وهر روز نيزبر ابعاد وعمق آن افزوده مي شود، وحدت نيروهاي سياسي اجتماعي مي تواند در هدر رفتن نيروهايي که براي مقابله با چنين وضعيتي مي توانند کارايي داشته باشند، موثر باشد. اما برخورد هاي سلبي بخش هايي از دولت همچون وزارت کشور و اطلاعات با نيروهاي جامعه مدني( مانند دستگيري سهراب رزاقي وعمادالدين باقي واين موردآخري مريم حسين خواه) ويا صدور احکام بي منطق وغيرقابل دفاع( مانند صدور حکم سنگساروصدورحکم زندان وشلاق براي دلارام علي)، نگهداشتن دانشجويان براي ماه ها درزندان (مورد سه دانشجوي اميرکبير) ودهها موارد ديگر به نظر مي رسد که تفسير حکومت از "وحدت" با معناي لغت نامه اي ومصطلح آن متفاوت است. هرچه هست نتيجه چنين وارونه انگاري مفاهيم باعث شده است در وضعيتي که کشور بيش از هرزمان ديگري نيازمند اين است که هم چند صدايي از آن به گوش برسد و هم ديدگاه هاي مختلف بتوانند به طرح نظرات خود به به ترسيم دقيق تهديدات بپردازند، تنها يک صدا از ايران خارج شود. صدايي که هيچ پيام خوشي به همراه ندارد و تنها نمايندگي بخشي ازجامعه سياسي ايران را مي کند که به قدرت در اشکال مختلفش دسترسي دارند و از شنيده شدن صداهاي ديگر به شديدترين وجه آن جلوگيري مي کنند. ثمره چنين يکدست سازي فضاي سياسي واجتماعي کشور وبستن منفذهايي که منتقدان سياست هاي دولت مي توانند درآن نفس بکشند اين مي شود که وقتي درجشنواره مطبوعات مي خواهند مطبوعات ناقد را انتخاب کنند، روزنامه کيهان ورسالت (شريعتمداري وانبارلويي) جايزه منتقد سال را دريافت مي کنند. هيچ انتخاب ديگري به اين روشني نمي توانست از ثمره يکدست سازي دولت درجامعه ايراني پرده برداري کند. دراين ميان روزنامه کيهان که سردمدار پرونده سازي ها و دخالت درپرونده هاي امنيتي و انتشار مطالب کذب عليه بسياري از فعالان جامعه مدني وسياسي است، به دليل برخي خرده گيري هايي که نسبت به توزيع غنايم کرده است، مي شود منتقد سال. درواقع وقتي براي دولت مهرورز يا کارگزار ايجاد وحدت ـ دستورالعمل رهبري- کيهان منتقد به حساب مي آيد، آن موقع حساب بقيه که ديگر معلوم است. اين تفسير مختلفي که مقامات حکومتي از واژگان مختلف دارند البته منحصربه "وحدت" نمي شود. مفاهيمي مانند امنيت ملي، موقعيت منطقه اي وملي، آزادي هاي انجمني، حقوق بشر، تورم، آوردن پول نفت سر سفره و مواردي ازاين دست نيز هم وقتي زير دست دولت مهرورز مي رود معني ديگري پيدا مي کنند که با آن چيزي که مردم انتظار دارند، کاملا متفاوت است. آنگونه که اندک اندک زباني که مقامات حکومتي استفاده مي کنند، يا غيرقابل فهم به نظر مي رسد، يا بايد تفسيرهاي عجيب وغريبي از آن کرد. خداعاقبت وآخر ما واين دولت را به خير کند.
انتخابات احمدی نژادی انتخابات موضوع مهمی است. به همین دلیل الهام، سخنگوی دولت، دارای شش شغل و یک همسر مضطرب، گفت: « دولت به دنبال برگزاری انتخاباتی فراگیر، سالم، آزاد، پرنشاط و قانونی است.» آگاهان دلایل زیر را برای صحت گفتار این الهام اعلام کردند. « فراگیر» است، چون یک مقام سابق اطلاعات و دو مقام نظامی و مسوول سابق بسیج معاونان این وزارتخانه هستند و طبیعی است که وقتی یک اطلاعاتی و سه نظامی انتخابات برگزار کنند، انتخابات « فراگیر» خواهد شد. یا به عبارت دیگر دولت « فرا» تر از قبل « گیر» می دهد. « سالم» است، چون انتخابات قبلی که برگزار شد سالم بود. اینقدر سالم بود که وقتی تعدادی صندوق جدید شمردند، از آرای مخالفان دولت کم شد. و طبیعی است دولتی که پارسال انتخاباتی به این سلامت برگزار می کند، امسال هم همان کار قبلی را تکرار می کند. « آزاد» است، مثل چیزهای دیگری که رئیس جمهور گفته است که « آزاد» هستند، مثلا « مطبوعات در ایران آزادی کامل دارند»، « زنان در ایران کاملا آزادند» و « آزادی در ایران بطور کامل و مطلق وجود دارد.» طبیعی است وقتی زنان و مطبوعات آزادند، انتخابات هم آزاد خواهد بود، مثل دانشجویان و زنان و روزنامه نگارانی که در زندان هم آزادی کامل دارند. « پرنشاط» است، چون در دو سال گذشته تمام امکانات « نشاط» در جامعه