خبرهای نیمروزی ۷ شهریور
۲۹ اوت ۲۰۰۷ منبع: خبرگزاری فرانسه بغداد، عراق: سفير ايران در بغداد صبح امروز خبر داد اعضای یک هيأت ايرانی که نیروهای آمریکایی روز گذشته آنان را بازداشت کرده بودند آزاد شدهاند. به گزارش ایرنا، حسن كاظمی قمی، سفیر ایران در عراق، گفت: «هيأت ايرانی ساعت ۷ بامداد امروز از سوی نظاميان آمريكا تحويل دفتر نخستوزيری عراق شد». ايرنا افراد آزادشده را «اعضای هيأت ايرانی اعزامی از سوی وزارت نيرو به منظور انجام امور برقرسانی و به دعوت وزارت برق عراق» خوانده است. تهران، ایران: محمود احمدینژاد در پیامی به عبدالله گل، برگزیده شدن او را به ریاست جمهوری ترکیه تبریک گفت. به گزارش پايگاه اطلاعرسانی رياست جمهوری، در پیام احمدینژاد آمده است: «مايلم تبريكات صميمانه خود، دولت و ملت جمهوری اسلامی ايران را به جنابعالی ، دولت و ملت بزرگ تركيه ابلاغ نمايم. يقين دارم در دوران رياست جمهوری جنابعالی، دو كشور و دو ملت مسلمان جمهوری اسلامی ايران و جمهوری تركيه شاهد شكوفايی هر چه بيشتر روابط همهجانبه خود خواهند بود». دمشق، سوریه: سخنگوی وزارت خارجهی ايران با ابراز تأسف از موضع اخير نيكولا ساركوزی در بارهی برنامهی هستهای ايران، گفت: «مواضع ساركوزی مبتنی بر تحليلات و تفكرات نادرست است». به گزارش ایرنا از دمشق، محمدعلی حسینی در گفتوگو با روزنامهی الوطن گفت: «متأسفانه برخی مقامات اروپايی مواضع خود را بر اساس ديدگاهها و تصوراتی نادرست پايهريزی میكنند». نیکولا ساركوزی، رییس جمهوری فرانسه، دو روز پیش در جمع سفيران فرانسه، بحران ناشی از پروندهی هستهای ايران را مهمترين بحران بين المللی شمرده و گفته بود: «داشتن بمب اتمی از سوی ايران و بمباران اين كشور، هر دو فاجعهآميز است». غزنی، افغانستان: طالبان ۳ تن از گروگانهای کرهای را امروز آزاد کرد و از آزادی سایر گروگانها در روزهای آتی خبر داد. این ۳ زن به نیروهای صلیب سرخ تحویل داده شدند. قاری محمد بشیر، فرمانده ارشد طالبان، امروز به خبرنگار فرانسپرس گفت ۵ گروگان دیگر نیز امروز آزاد میشوند و ترتیب آزادی گروه سوم نیز داده خواهد شد. نمایندهی صلیب سرخ جهانی در افغانستان وضع جسمانی ۳ زن آزادشده را خوب توصیف کرد. آزادی گروگانهای کرهای، که بیش از ۶ هفته را در اسارت به سر بردند، در پی کسب توافق در مذاكرات مستقيم طالبان با نمایندگان رسمی كرهی جنوبی در روز سهشنبه صورت میگیرد. خبر تکمیلی: طالبان ۵ گروگان دیگر را آزاد کرد. آزادشدگان شامل ۴ زن و یک مرد هستند. برمل، افغانستان: ظهر امروز بر اثر حملهای انتحاری در شهر برمل، در جنوب شرقی افغانستان، ۶ نفر كشته و ۱۱ تن مجروح شدند. والی پكتيكا گفت: «در اين اقدام تروريستی ۲ سرباز افغان كشته و یک مأمور پليس مجروح شدند. سایر كشتهشدگان و زخمیها غيرنظامی هستند». لندن، بریتانیا: بینظير بوتو در گفتوگو با روزنامهی دیلیتلگراف خبر داد پرويز مشرف با كنارهگيری از مقام فرماندهی ارتش پاکستان موافقت كرده است. بینظير بوتو، نخستوزير پیشین پاكستان كه در تبعید در لندن به سر میبرد، افزود اگرچه موافقتنامهاش با پرويز مشرف هنوز تكميل نشده، اما موضوع استعفا از مقام فرماندهی ارتش، در اجرای موافقتنامهی تقسیم قدرت حل شده است. نواز شريف نيز در گفتوگو با روزنامهی فاينشالتايمز، که در شمارهی امروز آن منتشر شده است، اظهار داشت كه قصد دارد برای در دست گرفتن رهبری مبارزه با هدف سرنگونی مشرف، ظرف دو هفتهی آينده به پاكستان بازگردد. توکیو، ژاپن: آنگلا مركل، صدراعظم آلمان، در آغاز سفری سه روزه به ژاپن امروز وارد توكيو شد و نخستين دور گفتوگوهای خود را با شينزو آبه، نخستوزير ژاپن، آغاز کرد. از آنجا که ژاپن میزبان نشست بعدی سران هشت کشور صنعتی در ژویيهی سال بعد است، محورهای اصلی مذاكرهی رهبران دو كشور در اين زمينه و همچنین در زمینهی گرمايش زمین است. لندن، بریتانیا: در پی خودداری لندن از بیرون آوردن نظامیان بریتانیایی از عراق، امروز گروهی با نام «کمیسیون عراق» خواستار به کارگیری استراتژیای مستقل از آمریکا شد. ماه گذشته همين گروه در گزارشی، تاکید کرده بود اهداف حضور نظامیان بریتانیایی در عراق باید بازبینی شوند. چندی پیش گوردون براون، نخستوزير، و ديويد ميلیبند، وزير خارجهی بریتانیا، تعیین زمان عقبنشينی از بصره را به «شرايط» آینده احاله کرده بودند. روز گذشته نیز براون در پاسخ به نامهی رهبر حزب ليبرال دموكرات گفته بود: «مأموریت مهم نظاميان ما در استان بصره هنوز تكميل نشده است». لندن، بریتانیا: هزاران نفر از افسران شاغل در زندانهای انگلیس و ولز، در اعتراض به شرايط کاری نامناسب و دستمزد پايين، از صبح امروز اعتصاب ۲۴ ساعتهای را آغاز کردند. اتحاديهی افسران زندانها تمديد اعتصاب را محتمل دانسته است. رييس این اتحاديه گفت تصميم به اعتصاب امروز پس از شكست مذاكرات و دو سال نااميدی از بهبود وضع كاری عملی شده است. بندرعباس، ایران: خبرگزاری فارس به نقل از فرمانده انتظامی استان هرمزگان خبر داده است يک كشتی خارجی با ۵۰۰ هزار ليتر سوخت قاچاق در خليج فارس توقیف شده است. به گزارش فارس، منصور دشتی، فرمانده انتظامی هرمزگان، امروز گفت: «شب گذشته يک فروند كشتی خارجی كه سوخت قاچاق به مقصد يكی از كشورهای عربی حاشيهی خليج فارس حمل میكرد، توسط پرسنل انتظامی استان شناسايی و تمام عوامل و خدمهی آن دستگير شدند».
احمدینژاد: پرونده هستهای خاتمه یافته است
"آوارگی در عراق رو به افزایش است"
عبدالله گل رییس جمهوری ترکیه شد
ـ کنارهگیری گل از نامزدی ریاستجمهوری ترکیه
ـ عبدالله گل در این دور انتخاب نشد
ـ عبدالله گل برای دومین بار رأی نیاورد
۲۷ نفر در کربلا کشته شدند
"گروگانهای كرهای بزودی آزاد میشوند"
"مسابقه پورنوگرافیک ممنوع!"
خبرهای نیمروزی ۶ شهریور
۲۸ اوت ۲۰۰۷ منبع: خبرگزاری فرانسه رشت، ایران: رييس قوهی قضاييهی ایران گفت: «عصر حاضر دوران طلايی قوای سهگانه در كشور است». به گزارش ایرنا، محمود هاشمی شاهرودی امروز در جمع قضات و كاركنان دادگستری گيلان گفت: «امروز وضع مديريت كشور در كلان، و مديريتهای بخشی در استانها بسيار خوب، منسجم و مقتدرانه است و همهی دستگاهها و قوای سهگانه در شرايط بسيار خوبی به سرمیبرند». کابل، افغانستان: ستاد فرماندهی نيروهای ناتو در افغانستان امروز اعلام كرد ۳ تن از نیروهایش در عملياتی انتحاری در شرق افغانستان کشته شدهاند. این ستاد بدون اعلام ملیت قربانیان محل انفجار را روی پلی در حال ساخت اعلام کرد. همچنین ۶ نفر در این انفجار مجروح شدند. آتن، یونان: احزاب مخالف نسبت به ناکارآمدی دولت یونان در مهار آتشسوزی جنگلهای این کشور اعتراض کردند. دولت نیز اعلام کرده است قصد دارد در بارهی احتمال عمدی بودن این آتشسوزیها، که امروز وارد پنجمین روز خود شد و تاکنون بیش از ۶۰ قربانی گرفته است، تحقیقی را آغاز کند. بسياری از نقاط منطقهی كوهستانی پلوپونز كه بيشترين خسارت را در اين آتشسوزیها دیدهاند، همچنان در آتش میسوزند. تاکنون ۲۶ نفر به اتهام ایجاد آتشسوزی عمدی بازداشت شدهاند. تهران، ایران: وزارت خارجهی ایران اعلام کرد روز گذشته کاردار سفارت روسیه در تهران را فراخوانده است و مراتب اعتراض ایران نسبت به «رفتار غيرمعمول مأمورين پليس فرودگاه مسكو با هيأت پارلمانی جمهوری اسلامی ايران» را به وی ابلاغ کرده است. به گزارش ایرنا، روز گذشته دودوف، كاردار سفارت روسيه، در غياب سفير آن كشور، در دیدار با رييس ادارهی اول کشورهای مشترکالمنافع وزارت خارجهی ايران، ضمن ابراز تأسف از مشكل پيشآمده اعلام كرد موضوع را در اسرع وقت به اطلاع مقامات كشورش خواهد رساند. سئول، کره جنوبی: طالبان موافقت کرد ۱۹ گروگان کرهای را که در اختیار دارد آزاد کند. چئون هو سئون، سخنگوی ریاست جمهوری کره جنوبی امروز تایید کرد نیروهای طالبان پذیرفتهاند در ازای «خروج نیروهای کرهای از افغانستان تا پایان سال و همچنین توقف فعالیت میسیونرها (مبشران مذهبی) در این کشور» ۱۹ گروگان خود را آزاد کنند. ظهر امروز نیز قاری محمد بشير، یکی از مذاكرهكنندگان گروه طالبان با هيأت كرهای به خبرنگاران اعلام کرد در گفتوگوهای دوجانبه، بر سر آزادی گروگانها توافق صورت گرفته است. واشنگتن، آمریکا: شرکت یاهو روز گذشته از دادگاهی در آمریکا خواست تا پروندهی شکایت علیه این شرکت را مختومه اعلام کند. پیش از این، يک گروه حقوق بشر از شركت اينترنتی ياهو، برای همدستی با دولت چين در زندانی شدن و شكنجهی افراد شكايت كرده بود. یاهو در درخواست رسمی خود این پرونده را «سیاسی» دانسته و گفته است در كشورهايی كه فعالیت دارد، چارهای جز پيروی از قوانين محلی ندارد: «حقوق مربوط به آزادی بیان در آمریکا، آنچنان که ما میفهمیم، در چین قانونی نیستند». در شکایت گروه حقوق بشر علیه یاهو، به فردی چینی اشاره شده است که پس از اينكه شركت ياهو ایميل و آیپی او را در اختیار مقامهای چینی گذاشت، دستگير و به ۱۰ سال زندان محكوم شد. آنکارا، ترکیه: سومين دور انتخاب رياست جمهوری تركيه از ساعاتی پیش در پارلمان این کشور آغاز شد. در اين انتخابات عبدالله گل، نامزد حزب حاكم عدالت و توسعه، صباحالدين چاكماک اوغلو، نامزد حزب حركت ملی، و تايفون ايچلی، نامزد حزب دموكرات چپ، رقابت میکنند. در روزهای دوشنبه و جمعهی هفتهی گذشته در دورهای اول و دوم این انتخابات، هیچیک از نامزدها نتوانست حایز اکثریت مطلق آرا شود و انتخابات به دور سوم کشیده شد. انتظار میرود نامزد حزب عدالت و توسعه، که ۳۴۱ کرسی از مجموع ۵۵۰ کرسی پارلمان را در اختیار دارد، در انتخابات امروز به ریاست جمهوری برگزیده شود. یوننن، چین: سيل در ایالت يوننن، در جنوب غربی چين، تاکنون ۱۴ كشته و ۶ مفقود بر جای گذاشته است. به گفتهی مسئولان محلی، جاری شدن سيل به ۶۰۰ كيلومتر راه آسفالت در این ایالت خسارتهایی عمده وارد کرده است. درحالحاضر بيشتراز يكصد هزار دستگاه خودرو در راههاي ارتباطي اين استان متوقف شدهاند. تهران، ایران: غلامعلی حداد عادل گفت: «برای مدرسه شدن دوبارهی دارالفنون به رييس جمهور نامه نوشتهام». به گزارش ایسنا، رييس مجلس شورای اسلامی امروز در مراسم پنجاهمين سالگرد فعاليت شركت چاپ افست، گفت: «مؤسسات باسابقه برای يک كشور سند افتخار محسوب میشوند. اما گاهی وقتها اين موضوع را فراموش میكنيم؛ بهطوری كه دارالفنون كه از سال ۱۲۰۸ مدرسه بوده تعطيل و تبديل به يک مؤسسه میشود». ایروان، ارمنستان: ماركو گريگوريان، نقاش و مجسمهساز، روز گذشته در ۸۲ سالگی در ارمنستان درگذشت. به گزارش ايسنا، به نقل از ژانت لازاريان، هنوز محل دفن وی در ايران يا ارمنستان مشخص نشده است. گريگوريان سال ۱۳۰۴ در خانوادهاى ارمنى در روسيه به دنيا آمد و سپس همراه با خانوادهاش به ایران مهاجرت كرد. گریگوریان نقشی برجسته در آموزش نقاشی پیشرو به هنرمندان ایرانی داشت و از جمله شاگردان او میتوان به حسين زندهرودی و فرامرز پيلارام اشاره کرد.
تیتر روزنامههای صبح تهران
● توضيح سران اعتمادملی درباره بلوای اخير سخنان کروبی؛ هر وقت دلشان خواست کافه را به هم میريزند!
● حماسه واليبال
● اختلاف بر سر اجرای خطوط سريعالسير اتوبوسرانی ابرار: ● حداد عادل: ميان مردم و نمايندگان تفاوت وجود دارد
● عضو کمیسیون اقتصادی: ۸۰ درصد مردم از وضع بنزین ناراضی هستند
● بادامچيان: افراطىگرىها بسيارى از فرصتهاى پيشرفت را دردولت قبل از بين برد
● تذكر ۷ نماينده به وزير آموزش و پرورش اعتماد: ● پسران واليبال بر بام دنيا
● ۱۲۰۰ ليتر بنزين برای هر نماينده
● انتقاد عسگراولادی از عملکرد حاميان دولت
● حسن روحانی: پول نفت خطرناک است اعتماد ملی: ● نمايندگان مجلس ۱۲۰۰ ليتر سهميه بنزين گرفتند
● مهدی كروبی: ما اصلاحطلبان اختلافی نداريم
● مقام معظم رهبری: سند چشمانداز ۲۰ ساله را جدی بگيريد
● پاسخ دانشگاه تهران به گزارش «خانهنشينی اساتيد» ایران: ● اختصاص ۱۰۰ لیتر بنزین سفر
● پیام تبریک رهبر معظم انقلاب به قهرمانان والیبال
● حداد عادل: پیشرفت در کشور شتا بیشتری گرفته است
● مرگ مرموز مدیرعامل یک شرکت ایرانی در امارات جام جم: ● (عکس روز) بخواهیم تا بیاید
● تجلیل از قرائتی به پاس ۲۸ سال تلاش قرآنی
● والیبالیستهای جوان! دست مریزاد
● برخورد با شرکتهای غیرقانونی توزیعکننده گاز اشکآور جمهوری اسلامی: ● بهرهبرداری از ۶۰۰ طرح گازرسانی در سراسر کشور
● حداد عادل: بودجهنویسی باید دگرگون شود
● حجم زیاد و محتوای ضعیف، بلای کتب درسی
● (عکس روز) ایران اسلامی به مناسبت جشنهای نیمه شعبان غرق در نور و شادی است حیات نو: ● سهمیه نمایندگان ۲۰۰ لیتر افزایش یافت
● تيم ملى نوجوانان قهرمان جام جهانى واليبال شد؛ پرش از روى ديوار چين
● آرايش نيروها در صحنه سياسى ترکيه؛ پارادوکس ترکی
● سيدهادى خامنهاى: ديدار و گفتوگوى احزاب با يکديگر ضرورى است دنیای اقتصاد: ● اولين مزايده بينالمللی در بورس
● تيم واليبال نوجوانان ايران بر سكوی اول جهان ايستاد
● سفارشهای مهم مقام معظم رهبری به دولت نهم
● دادستان كل آمريكا هم رفت؛ يک استعفای ديگر در تيم جورج بوش رسالت: ● تيم ملى نوجوانان ايران قهرمان جهان شد
● حبیبالله عسکراولادی: جمهوريت نبايد کمرنگ شود
● افتتاح خط توليد نورد سرد مجتمع فولاد گيلان
● موافقت رئيس جمهور با استعفاى رئيس کل بانک مرکزی سرمایه: ● رییس مجلس خبر داد؛ تغییر روش بودجهنویسی
● نوجوانان والیبال ایران اسپک قهرمانی جهان زدند
● ارایه گزارش مکتوب عملکرد دو ساله دولت به مجلس
● محمد خاتمی: دادن حق یکطرفه ازدواج مجدد به مردان جفا به زنان است کیهان: ● رهبر معظم انقلاب: دولت در قول و عمل عدالتخواه است
● آیتالله هاشمی شاهرودی: میزان تلاش و جدیت دولت خدمتگزار بینظیر است
● خاتمی: دوم خرداد را تندروها به شکست کشاندند
● والیبال ایران بر بام جهان ایستاد همبستگی: ● ۲۰۰ ليتر بنزين اضافی برای نمايندگان
● والیبال ایران بر بام جهان ایستاد
● عبدالله گل در کاخ چنکایا
● نقدناپذیری دولت خطرناک است





آقای علیاکبر جوانفکر مشاور رسانه ای رئیسجمهور که باید انصاف داد نسبت به یک سال و نیم پیش که به اين سمت منصوب شد، اينک نشانی روزنامه ها و نام خبرنگاران را بهتر می داند تا زمانی که از گفته هایش پیدا بود که هيچ از اين حرفه نمی داند و به سبب محرمیت بدان مقام منصوب شده، به مناسبت هفته دولت با خبرنگار خبرگزاری مهر سخن ها فرموده که برخی از آن ها خواندنی ترست. اما ابتدا بايدمان گفت که از جمله معنای همه چیزها که عوض شده یکی هم معنای مشاورست. و این در زمانی که مقامات دولت اعداد رياضی را که در اصالتشان تردید نبود از اصل انداخته اند عجبی نیست. چنان که فرموده اند دولت فعلی 52 برابر دولت های قبلی کار می کند. به قول آن آلمانی اگر می خواست دروغ بگوید می گفت سی هشت برابر. در همه گیتی مشاوران مقامات کسانی هستند که در موضوعی که به آن ها رجوع می شود یا حوزه ای که برایشان تعيين می کنند از همه بااطلاع ترند. مثلا مشاور حقوقی فلان رييس جمهور در دنيا علاوه بر تبحر در امور حقوقی، در مباحثی که مطرح می شود به رييس مشورت های اساسی می دهد. نطق هایش را از نظر عواقب حقوقی بررسی می کند، حتی میهمانان را، ملاقات هایش را و خلاصه همه چیز باید از دریچه چشم وی از دیدگاه حقوقی عبور کند. چرا که وقتی یک نفر آدم با گنجایش محدود انسانی و زمان محدود در بیست و چهار ساعت در روز قرار باشد همه مسائل کشور گل و گشادی مانند آمریکا را حل کند و فرمان بدهد ممکن نیست. مشاوران به وی یاری می رسانند. چنان که یکی شان هفته گذشته مستعفی شد چه حکایتی بود در رسانه ها که بله مغز متفکر جورج بوش رفت. حال به نظر می رسد مشاور در سرزمين ما شده است شغلی برای یک گروه آدم که تخصصشان فحش دادن به گذشتگان است، همه از اول تا آخر، و با عرض معذرت دروغ بافتن، و ندانسته های رييس را واقعيت جا زدن و همان را تکثير و توزيع کردن. تجسم کنید اگر کیسینجر که مشاور ریچارد نیکسون بود قرار میشد دستور از نیکسون بگیرد و فقط مسوول این باشد که مصاحبه کند و به منقدان رییس جمهوری بد و بیراه بگوید. از همین روست که به گمانم این معنای مشاور نیست. اما به ما هم مربوط نیست. رييس جمهور هر کار دلش خواست بکند به ما چه . ما چرا بايد غلط های مشاور را بگیریم و این خطر را بپذیریم که به ضديت کور ، یا به گفته آقای جوانفکر براندازی نرم مبتلا شویم که خدا نیاورد. اما مصداق. از آن جا که ايشان گفته "عملکردها، تصمیمات، اقدامات باید مورد نقد عالمانه قرار گیرد تا سره از ناسره باز شناخته شود و منافع مردم نیز در سایه چنین نقدی تامین خواهد شد"باید قبل از این که دولت از این کرم پشیمان شود و باب نقد عالمانه هم بسته شود دست به کار شد. اول این که در همين جمله که مشاور رسانه ای فرموده دست کم دو غلط هست. یکی این که عملکرد و اقدام مشخص نفرموده اند تفاوتش چیست. دوم این که ایشان گویا نمی داند "بايد"ی وجود ندارد بلکه عملکردها "می توانند" مورد نقد عالمانه قرار گیرند. ولی روح جمله ایشان را ملاک قرار می دهیم و چند سئوال ساده. وقتی رييس وی هر روز ده ها بار "ما اولين ..." "ما بهترین..." "ما در طول تاريخ بیش ترین..." به کار می برد بی آن که درباره شان تحقيق کرده باشد و مشاورانش هم به او کمکی نمی کنند، آیا نشان دادن غلط های این مقایسه ها نقد عالمانه است یا نه. پاسخ ايشان می تواند اين باشد "اگر با دلیل و مدرک صورت گیرد و بی احترامی هم نشود البته که عالمانه است". با همين فرض شروع می کنیم. در گزارش عملکرد دو ساله دولت ادعا شده که رييس جمهور و وزير خارجه اش به "بیش از یکصد کشور اسلامی" مسافرت کرده اند. در حالی که یکصد کشور اسلامی در جهان وجود ندارد. تازه این دو به صد کشور [اعم از مسلمان و غیرمسلمان] هم سفر نکرده اند، چه رسد که اگر سفر می کردند ملت باید می پرسید حاصل این سفرها کجاست وگرنه سفر کردن و از صاحبخانه حرف های مبادا شنیدن که هنر نیست. در گزارش نوشته اند "رييس جمهور تنها رییس دولتی در همه تاريخ است که به همه شهرهای ايران سفر کرده است و با همه مردم ايران دیدار داشته است". اين سخن که مدام تکرار می شود دروغ است. ادعای پوچی است. هیچ کس نمی تواند چنین ادعائی کند که همه ایران را دیده، ایشان همه نهاد ریاست جمهوری را ندیده چطور می تواند چنین ادعائی کند، با همه هفتاد و پنج میلیون مردم ایران هم دیدار کرده از آن حرف هاست. اما اگر انتقاد کنی خواهند گفت در مثل مناقشه نیست [ که در اين جا هست] ادعا می کنند اين که گفته اند همه شهرها مقصود همه استان هاست. این هم که گفته اند مردم سراسر کشور یعنی از هر منطقه با چند تائی ملاقات کرده اند. فرض کنیم که این استدلال با آن تبلیغات برابری دارد. و فرض کنیم تبلیغات چی مجازست به چنین مغالطه ای. ولی باز سئوال وجود دارد. دست کم چند نخست وزير دوره پهلوی دوم در تاريخ ثبت است که ماهی یک بار هیات دولت به استانی بردند. هنوز کسانی مانند نگارنده همین نوشته زنده اند که به عنوان خبرنگار به ياد دارند و می توانند عکس ها و گزارش ها را نشان دهند که دولت هویدا در تابستان ها به مناطق گرم و زمستان ها به مناطق سرد می رفت و هیات دولت را هم می برد و آب اشامیدنی قشم که همین روزها باز دوباره مساله شده است در زمان همین سفرها فراهم شد وقتی که هویدا دستور داد وزیر دارائی اش [جمشید آموزگار] در جزیره بماند و تا آب را فراهم نکرده حق ندارد به تهران بیاید. رييس جمهور، با خوش بينی که در خود سراغ دارم، لابد چنین نیست که بخواهد دروغ بگوید. واقعا باور دارد که چنین است. اما نمی داند. تاریخ نخوانده است. مشاوران باید به او بگویند که حاجعلی رزم آرا نظامی نابغه ای که به دست فدائیان اسلام کشته شد [چون شاه تصور می کرد که می خواهد رضاشاه شود و علیه او کودتا کند]شهر به شهر و کوه به کوه خاک ایران را دیده بود. آن هم نه با پرواز های اختصاصی هواپیمای سابق سلطان برونئی بلکه با جیپ و اسب. آن هم نه برای تبلیغات بلکه برای همه مناطق ایران کتاب های جغرافیای نظامی نوشته که هنوز معتبرست. یا دعوی دیگر رييس جمهور و دولتمردان "آقای احمدی نژاد تنها رییس دولتی است که نامزد حزبی نبوده و در نتیچه به هیچ حزبی بدهکار نیست و حزبی او را کاندیدا نکرد. و فراجناحی است. این ادعا دروغ است و از زبان کسی بیان می شود که تاریخ ایران را نخوانده تا بداند از چه می گوید. در دوران پادشاهی پهلوی که اصلا حزبی وجود نداشت که رییس دولتی انتخاب کند می گذریم. از دکتر مصدق که عضو جبهه ملی بود اما برای این که نشان دهد نخست وزیر آن ها نیست همان روز اول دولت از جبهه استعفا داد و چند تن از مخالفان جبهه ملی را به کابینه برد می گذریم . نمی گوئیم که در بیشتر موارد افراد بعد از رسیدن به دولت حزب درست می کنند که اين را هم آقای احمدی نژاد درست کرد و نادره ای بود که در اولين انتخابات شکست خورد. اما برسیم به تاریخ جمهوری اسلامی، رييس جمهور اول عليرغم میل حزب جمهوری اسلامی که حزب فراگیر شده بود انتخاب شد. در مورد رييس جمهور دوم رهبر جمهوری اسلامی همچنان با نامزد شدن روحانیون موافقت نکرد با حزبی [ به معنای حزب جمهوری اسلامی [ بودن وی هم موافقت نکرد و نوبت به آقای رجائی رسید که حزبی نبود اما نامزد حزب جمهوری اسلامی بود. رهبر فعلی انقلاب اولين و تنها نامزد منتخب رياست جمهوری بود که هم روحانی بود و هم رهبر حزب جمهوری اسلامی. بعد از جنگ هیچ حزبی در کشور وجود نداشت که آقای هاشمی نامزدش باشد. اما می توان گفت دو جناح بودند. هر دو جناح هم در کابینه وی بودند هم ناطق نوری و هم عبدالله نوری، هم میرسلیم و علی لاریجانی و هم محمد خاتمی. در آستانه مجلس پنجم نزدیک بود حزب کارگزاران سازندگی ایجاد شود که رهبر جمهوری اسلامی موافقت نکرد. در انتخابات دوم خرداد به شرح ایضا باز حزبی نبود. جناح اصلی کشور نامزدی داشت که رای نیاورد. آن گروه اندک کارگزاران هم اگر نفاذ سخن داشتند بدان معنا نبود که بتوانند چنان رائی بسازند، همین طور سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی. این هر دو در انتخابات مجلس پنجم به جز چند نفری مانند فایزه هاشمی و عبدالله نوری و دکتر معین کسی را وارد مجلس نکردند. پس آقای خاتمی هم بی حزب و جناح برگزیده شد. پس آشکار می شود تنها دو رييس جمهور قبلی حزبی بودند و حزبی آن ها را نامزد کرد و برایشان رای گرفت. یکی مرحوم رجائی و دیگر مقام رهبری. اما می ماند ادعای عمل به فراجناحی کردن. آقای هاشمی می تواند چنین ادعائی بکند آقای خاتمی هم می تواند بکند چرایش را در مورد هاشمی گفتم و در مورد خاتمی وی از جناح رقیب آقای غفوری فرد را مشاور کرد. از حزب کارگزاران چندین وزیر داشت و وقت رفتن هنوز آقای جهانگیری و مرعشی در کابینه بودند. حالا ایشان که آقای احمدی نژاد باشد بر سر کار آمده هیچ کس به جز دوستان و همفکرانش را قبول ندارد، تا سطح فرمانداران همه را عوض کرده . جناح راست را هم به زحمتی می پذیرد آن وقت ادعای فراجناحی هم می کند.و باز عنوان "اولین " را برای خود ذخیره کرده است. غفلت چقدر. اصولا کار مهم مشاوران این است که اين صفت های "ترين" را از دهان رييس جمهور بیندازند پیش از آن که سوژه قطعی و غیرقابل انفصال جوک ها شود. مثلا وقتی از استقبال مردم از خودش در فلان روستا سرمست می شود و قطار صفت های تفصیلی به راه می افتد، مشاوران بايد اولا توجه دهند که قبل از این ها هم چنین مراسمی و بیش از این جمعیتی برای صاحبان مقام آمده از تهران برپا شده است. از جمله در جمع خصوصی که احتمال تبليغ برای غیر نداشته باشد فيلم دیدار شاه و همسرش را از منطقه طبس زلزله زده یک سال مانده به انقلاب نشانش دهند و در گوشش بگویند اين مردم که از همه چیز محرومند، عادت کرده اند که برای هر صاحب مقام که از مرکز رسید صلواتی بفرستند، گوسفندی بکشند، به حساب خود نگذار. برایشان این عمل هم تماشاست هم احتمال دارد اين ها که کلید درآمد نفت را در دست دارند، مرحمت و کرم نمایند حمامی برای روستا، جاده ای، بیمارستان و پلی هم نصیب مستقبلین بشود. خوش بختانه چون تبلیغات و بزرگ نمائی از دیرباز در اين کشور معمول بوده پس فیلم هایش هست. دیدن این فیلم ها و دانستن این گزارش ها، کمتر فایده ای که دارد این است که آدم چیزهائی نمی گوید که دیگران بخندند و یا در سلامتش شک کنند. اگر کسی بعد از دیدن فیلم سال های قبل از انقلاب خواست بگوید نامسلمان ها، مردم را با اتوبوس جمع کرده اند، مشاور صادق باید در گوش رییس بگوید ما مسلمانان هم همین کار را می کنیم . اگر گفتند کفار را جمع کرده اند ، مشاور باید بهشان نشان دهد که در جمع کسانی که از همسر شاه در طبس استقبال کردند و فیلمشان الان در اینترنت هم هست، برای نمونه یکی هم بی حجاب نبود بلکه همه چادری بودند. مشاور متدین برای اين که حقوق و مزایائی که دريافت می کند حلال باشد در اين موارد دقیق می شود و حتی اگر باعث رنجش رییس شود، برایش توضیح می دهد که رفتن به مرکز يک استان و سخنرانی یک ساعته در استادیومی که بیست هزار نفر مثلا با تعطیل ادارات و دانشکده ها و مدارس در آن گردآوری شده اند، در هیچ قاموسی به معنای ديدار تمام مردم آن استان و بازديد از تمام شهرهای کشور نیست. آن وقت همولایتی ما نامه می نویسد که بابا دروغ چرا . نه رییس و نه معاون و نه وزیر ده سالی است از حوالی ده ما در کجور و ساوجبلاغ عبور نکرده اند. مشاور متدین به رييس توصیه می کند شما که به کلنگ زدن های سال آخر هاشمی رفسنجانی معترض بودی نباید الان خودت موقع کلنک زدن کارخانه پارچه بافی اردبیل بگویی " بزودی ايران بزودی حرف اول را در لباس در جهان می زند" یا "دیگر اجازه نمی دهیم لباس های ایرانی با مارک خارجی فروخته شود؟"مشاور لبخندها را می بیند. مشاور پچ پج ها را می شنود. مشاور کار اصلی اش نیست تملق گفتن مدام. اگر چنین نبود از مشاوران متعدد یکی شان به ایشان می گفت چطور می خواهی نگذاری لباس با مارک خارجی برسد در کشوری که مواظبت و امنیتش چنان است که قاچاقچی ها سه کیلومتر لوله می کشند و گازوئیل از آن می فرستند به کشور همسایه. یعد از دو سال گروگان گیری و شرارت و ساختن چند پایگاه نظامی و اعلام چند باره استقرار ارامش در منطقه شرق کشور ، آخرین بار گروگان گیرها را نه نیروی انتظامی ما که این همه هزینه اش کردیم و این همه امکان تبلغاتش دادیم بلکه پلیس پاکستان دستگیر می کند و دولت معترض است که چرا گروگان گیرها را تحویل ما نمی دهید. تازه سی در صد هم که در گاز تخفیف داده ایم. برای همین کارها لابد. مشاور خوب و متدین در گوش رییس می خواند به دشت آهوی ناگرفته مبخش. بگذار اولين محموله کارخانه اردبیل راهی بازار شود. ببین اصلا می تواند در بازار خودی بفروشد. مثل کارخانه تولید چادر مشکی نمی شود که نتوانست با چین رقابت کند آن هم در محصولی که خریدارش فقط خانم های ايرانی هستند. و ورشکست شد. بعد. اما مشاور رسانه ای آقای احمدی نژاد چنین نمی کند سهل است مدام برای روزنامه نگاران خط و نشان می کشد و حرفه ای را که نمی شناسد مقید می کند. به این تاویل خوانندگان می توانند بقیه گفته های مشاور محترم را هم باور کنند و محک بزنند. از جمله آنجا که می فرمایند "احمدی نژاد در جريان انتخابات حتی یک وعده نداد. مردم با همه وجود او را باور کردند و واقعا به او علاقه مندند." ممکن است مردم به آقای احمدی نژاد علاقه مند باشند. یعنی اکثريتشان. البته باید تا انتخابات صبر کرد. اصلا هم فرض را بر این نگذاشت که با انتصاب سردار افشار قرار شده بسیج کارهای انتخابات را در دست بگیرد. فرمانده بسیج فرمانده انتخابات، بسیج هم برگزار کننده انتخابات. نگوئیم جای شبهه هست. از آن جا که ما لیبرالیم و راهی جز صندوق نمی شناسیم . صندوق را حتی اگر کلیددارش شورای نگهبان و سردار افشار باشند هم به هر روش دیگر ترجیح می دهیم. اما بایدشان گفت صبر کنید تا از صندوق چه به دراید. تا آن زمان به استناد یک در صد [نسبت به کل رای دهندگان] که احمدی نژاد بیش تر از مهدی کروبی در دوره اول آورد، ادعا کنید. می پذیریم که مردم به ایشان علاقه دارند. اما اجازه بدهید با جمله "ایشان حتی یک وعده در انتخابات نداد:" کمی مخالفت کنیم . آخر مگر ممکن است بعد دو سال چنین بلوفی زد یکی از مردم بپرسد ایهاالناس اقای احمدی نژاد وعده نداد. سفره و نفت چی بود. وام ازدواج چی بود. مبارزه با مفاسد اقتصادی چی بود. ساده زیستی. بازگشت به انقلاب و ارزش های آن. مسکن. سیاست خارجی. اگر نمی دانند بدانند ایراد گرفتن از گذشتگان به معنای دادن وعده آن است که برعکس کار می کنیم. وقتی که خانه سازمانی شهردار تهران را در تیزر تبلیغاتی گذاشت آقای شمقدری و بعد خانه ساده آقای احمدی نژاد را با آن مقایسه کرد. یعنی دو تا چیز مختلف را با هم مقایسه کرد، به قصد فریب مردم. آیا وعده نبود. بود و حالا هم مسلمان متدیدن می پرسد چرا اقای الله کرم و شمقدری نشان نمی دهند که رييس جمهورشان الان کجا زندگی می کند و آن را با خانه شخصی آقای خاتمی و یا معین مقایسه نمی کنند. همانند ژست سوار شدن در هواپیمای عمومی و مانند مردم عادی. که دو بار بیشتر اتفاق نیفتاد و جت اختصاصی سلطان برونئی البته که امن تر و راحت تر بود. اما شعار ساده زیستی را هنوز هم می توان ادعا داد. فقط به استناد کاپشن و شلوار چروک. سخن آخر راست بگویم. آقای احمدی نژاد اگر خوب و اگر بد اینک رييس جمهور ايران است. ما ایرانیان اگر مخالف و اگر موافق، به هر حال ناگزیر از پذیرش اين واقعتيم. اکثریت قريب به اتفاق ما هم نه عضو حزب سیاسی هستیم و نه کسی را پشت در نم کرده داریم که تازه شورای نگهبان هم باید تائید کند صلاحیتش را. مایل هم هستیم که در همین دوران انشالله چهارساله کارهای خوبی بشود به نفع مملکت و در انتخابات هم مردم بتوانند ازادانه به هر که می خواهند رای بدهند. اگر در این فاصله بیشتر نوشته ها و گفته های ما مردم علیه آقای احمدی نژادست به طوری که دستگاه مخابرات به زحمت افتاده در جمع کردن اس ام اس ها، وزارت اطلاعات به دردسر دچار شده در گوش کردن به جلسات هر کس هر گروه و خانواده، روزنامه شریفه به ناراحتی دچار شده برای خبرسازی مدام از اتاق خواب و پذیرائی مخالفان دولت، مشاوران رنگ به رنگ اینقدر زخمت خنداندن مردم به خود می دهند. خلاصه دولت مجبور شده روزنامه ها را از ترس نزدیک شدن انتخابات ببندد. حتی آقای ثمره هاشمی هم کفایتش نکند فرمانده بسیج را برای انتخابات مجلس کمک بخواهد، فقط و فقط علتش افاضات رییس و مشاوران ايشان است که مدام به گذشتگان و دیگران بدو بی راه می گویند و ادعاهای عجیب می کنند و دستشان رو می شود. واقعیت این است که گذشتگان حتما هزار اشکال دارند وگرنه همان چند رای اضافی را مردم به اقای احمدی نژاد نمی دادند. این حرف درست است. و حقیقتش این است که ما مردم بدمان نمی اید که نقد اصلاح طلبان کنیم اما شما نمی گذارید. اگر دهان بسته بودید و کار می کردید یک صدم آن که امروز ادعا می کنید. حتی خطاهایتان هم گذشتنی بود. کسی از شما انتظار ندارد هم شاگرد اول و هم دوم و هم سوم باشید و به قول رییس قدرت جهانی باشید و به قدرت منطقه ای هم اکتفا نکنید. همین ماشینی که به دستتان داده شده است را به ارامی برانید ملت برای سال ها قدرشناستان خواهد بود. اما وقتی که مدام ادعا می کنید. مدام منم طاووس علیین شده . و از سر بی اطلاعی بلوف هائی می زنید که هر عاقل می داند درست نیست، همین است. روزنامه ببندید در تاکسی. در تاکسی مامور بگذارید در جمع بچه ها، در اتوبوس، به زبان طنز، به زبان کنایه، به شعر. ملت ایران سواران از اسب پیاده کرده است. شما که چیزی نیستید. آقای جوانفکر در همین آخرین گفتار کشف غریبی هم کرده اند. فرموده اند روزنامه نگاران کجا بود که شهرام جزایری پدید آمد. و نتیجه گرفته اند که روزنامه ها دست در جیب شهرام جزایری داشتند. پاسخ این است که اگر در موقع کشف جرم می فرمائید که از قضا دوستانتان که روزنامه کیهان باشند در آن زمان بودند و به اندازه کافی هم حقیقت گوئی کردند و به اندازه کافی هم نتيجه خوب گرفتند. اما اگر سخن چنان که گفته شده برای متهم ساختن روزنامه نگاران به ضعف و ترس است که پرسیده اید در آن زمان خبرنگاران کجا بودند. باید مثال خروشچف را آورد. دبيرکل حزب کمونیست شوروی در کنگره بیستم لب به انتقاد از ژنرالیسم استالين گشود و در حالی که کس در تالار پولیتبرو نفس نمی کشید تا توانست از آن متوفا بد گفت و گفت تا صدائی آمد. یکی پرسید تو خودت کجا بودی آن موقع. مقصودش این بود که چرا وقتی استالین زنده بود نگفتی. خروشچف از همان پشت تریبون گفت کی بود که این سئوال کرد. صدائی از سالن نیامد. دوباره پرسید چه کسی بود. هیچ کس دستی بلند نکرد. سه باره هم جوابی نگرفت آن گاه گفت همان جائی که الان شما هستی . حالا حکایت ماست. اگر روزنامه نگاری ایران جان داشت در همین دفعه که شما سوار بودید و عید شد و خبر پخش شد که شهرام جزایری فرار کرد، هزار نکته بود که بايد می نوشت. اما نوشته نشد چرا. به همان دلیل که آن زمان نوشتنی نبود. ببینید یک اشتباه کوچک و یا یک اصلاح کوچک چقدر در معنا فرق دارد. در انگلستان بعد از جنگ عراق معمول شد که تونی بلر را کارتونیست ها، سگی می کشیدند و جورج بوش را میمون . کسی هم آن ها را به دادگاه نکشاند که توهین کرده ای. چرا که انگلیسی ها از قضا سگ را هم دوست دارند و هم عزیز می دارند. وقتی موقع رفتن بلر شد یکی از نویسندگان مشهور نوشت تونی سگ بود منتها نه سگ گله، بلکه سگ رهنما بود. یعنی همان سگ ها که برای هدایت کورها تربیت می شوند و آن ها را به منزل می برند. با این گفته بسیار ناسزا ها تصحیح شد. از جمله آشکارمان شد سگ پارس کننده و بدخو و بددهان عیب است ورنه سگ رهنما مثبت هم می تواند بود.
پريسا حاتمي همزمان با تجمع تعدادي از معلمان حق التدريسي كه ديروز براي دومين روز پياپي ادامه يافت، كانون صنفي معلمان ايران در نامهاي به هاشمي شاهرودي با درخواست ملاقات مستقيم نمايندگان معلمان با وي، خواستار تجديد نظر در برخوردهاي قهرآميز با فرهنگيان و پيگيري تخلفات صورت گرفته در زندان شدند. در همين حال جبهه مشاركت نيز برخوردهاي اخير با معلمان را محكوم كرد و خواستار لغو احكام صادره عليه معلمان شد. در تابستان جاري و در حالي كه مدارس تعطيل است، دهها تن از معلمان به علت شركت در تجمعات اعتراضي سال گذشته و بهار امسال، به مجازاتهايي همچون زندان، تبعيد، انفصال از خدمت و کسر حقوق محكوم شدهاند. بر اساس گزارشها، اين برخوردها در روزهاي اخير در حال تشديد است. بنا به آمار اعلام شده از سوي تشكلهاي صنفي معلمان، براي بيش از 40 تن از معلمان در دستگاه قضايي و حدود 280 تن از معلمان در هيات هاي رسيدگي به تخلفات وزارت آموزش و پرورش پرونده تشكيل شده است و علاوه بر موارد پيشگفته، احكامي نظير تبعيد به خارج از تهران، حكم آماده به خدمت كه از سوي وزير آموزش و پرورش صادر شده است، رد صلاحيت معلمان از سوي وزارت كشور براي حضور در انجمن هاي صنفي و همچنين پرونده هاي مفتوح در قوه قضاييه را از جمله مواردي خواند كه در مورد فعالان صنفي معلمان اعمال شده است. حكم آماده به خدمت كه بر اساس آيين نامه تخلفات اداري از سوي وزير صادر مي شود، باعث به تعليق در آمدن وضعيت شغلي معلمان به مدت 3 تا 6 ماه و كسر سه چهارم حقوق آنها ميشود و بعد از طي اين مدت ممكن است حكم انفصال از خدمت دائمي صادر شود. اعتراض معلمان حق التدريسي اما بهرغم برخوردهاي قهري صورت گرفته با تجمعات قبلي معلمان، در دو روز گذشته باز هم گروهي از معلمان حق التدريسي در برابر ساختمان مجلس در ميدان بهارستان تجمع كردند و خواستار ديدار با حدادعادل، رئيس مجلس شدند. اعتراض اين معلمان به اين است كه بهرغم وجود بيش از 50 هزار معلم حق التدريسي كه هنوز دولت مطالبات آنها را پرداخت نكرده و وضعيت استخدامي ايشان نيز مشخص نيست، وزارت آموزش و پرورش اعلام كرده كه 10 هزار نفر شامل 5 هزار معلم حق التدريس و 5 هزار معلم پرورشي با آزموني كه در روز 27 مهر برگزار خواهد شد، استخدام ميشوند. اما در اين آزمون، هيچ امتيازي براي معلمان حق التدريس در نظر گرفته نشده و دولت اعلام كرده كه ميخواهد افراد آزاد را استخدام كند. در اعتراض به برگزاري اين آزمون استخدامي بود كه در روزهاي شنبه و يكشنبه اين هفته، گروهي از معلمان حقالتدريسي در مقابل مجلس تجمع كردند. معلمان تجمع كننده در مقابل مجلس كه همگي زنان حق التدريسي در آموزش و پرورش بودند، نسبت به برگزاري آزمون استخدامي در 27 مهر ماه اعتراض كردند و تاكيد داشتند كه بهرغم دادن چندين آزمون، برگزاري آزمون مجدد آموزش و پرورش براي استخدام آنها بيمعنا است. تجمعكنندگان با در دست داشتن پلاكاردها و پارچه نوشتههايي خواستار استخدام خود در آموزش و پرورش بدون برگزاري آزمون شدند. آنها با سر دادن شعارهايي نظير "استخدام بيآزمون حق مسلم ماست" به طرح اعتراض خود در برابر مجلس پرداختند. اين در حالي است كه طرح شعارهايي شبيه به اين در تجمعات قبلي، در پروندههاي معلمان جزو موارد اتهامي ذكر شده است. انتقاد جبهه مشاركت از برخورد با معلمان به دنبال گزارش شاخه فرهنگيان جبهه مشاركت به دفتر سياسي اين حزب در خصوص برخوردهاي امنيتي و قضايي صورت گرفته با معلمان تجمعكننده در برابر مجلس، اين حزب در برابر اين برخوردها موضع گرفت و "با ابراز همدردي با همه معلمان به خاطر احکام سنگين قضايي و اداري که عليه برخي فعالان آن صنف صادر شده، مؤکداً خواستار لغو احکام صادر شده از سوي نهادهاي مسؤول" شدند. مصوريمنش، رئيس شاخه فرهنگيان حزب مشاركت در اين جلسه به نشست هفته گذشته اين شاخه با حضور رؤساي شاخه فرهنگيان در سراسر کشور اشاره کرد و از ابراز نگراني آنان در اين ارتباط خبر داد. وي گزارش داد: "پارهاي برخوردهاي انتظامي و اداري با معلماني که پيگير مطالبات صنفي خود بودهاند را از جمله آماده به خدمت کردن حدود 40 تن از فرهنگيان و صدور پارهاي احکام هيأتهاي تخلفات اداري وزارت آموزش و پرورش از جمله تبعيد از محل خدمت به مدت يک تا 7 سال، در زمره برخوردهاي صورت گرفته گزارش شده است و اين روند متأسفانه شدتيابنده به نظر ميرسد. از سوي ديگر، احکام قضايي که اخيراً براي فعالان مسائل صنفي معلمان صادر شده از جمله حکم 3 سال زندان براي رئيس سازمان معلمان نگرانيهاي بسياري را در ميان اين صنف برانگيخته است و ظاهراً دادگاههاي ديگري هم در پيش است." پس از ارائه اين گزارش، اعضاي دفتر سياسي جبهه مشاركت تأکيد کردند که مطالبه و پيگيري حقوق صنفي را از حقوق مسلم همه اصناف ميدانند و از حاکميت يکپارچه ميخواهند که در برابر اعتراضات صنفي به جاي برخوردهاي امنيتي يا اعمال اهرمهاي فشار اداري، خويشتنداري پيشه کند و حرمت همه اصناف و به ويژه احترام صنف پرارج معلمان کشور را نگه دارد که هر گونه بيحرمتي به معلمان، بيحرمتي به ساحت علم و دانش و آگاهيبخشي است. نامه اعتراضي معلمان به شاهرودي کانون صنفي معلمان ايران، از مهمترين تشكلهاي فعال در زمينه مسائل معلمان، نيز روز گذشته با ارسال نامهاي به هاشمي شاهرودي، رييس قوه قضاييه، خواستار انجام ملاقات و گفت وگوي مستقيم نمايندگان معلمان با او و تجديد نظر در برخوردهاي قهرآميز با فرهنگيان و اقدامات لازم براي پيگيري تخلفات صورت گرفته در زندان شد. معلمان در اين اعتراض ها، با برپايي تجمعاتي مقابل مجلس، خواستار تحقق خواستههاي خود شامل تسريع در تصويب لايحه نظام پرداخت هماهنگ و آنچه كه رفع تبعيض ناميدند، شدند. به گزارش سايت "کانون صنفي معلمان ايران"، در نامه معلمان به شاهرودي آمده است: "روزي که در هنگام تحويل قوه قضاييه، آن را به ويرانه اي تشبيه نموديد، اين اميد در دل بسياري از دلسوزان ايجاد شد، که به زودي جامعه شاهد تحولات مثبت و گسترده اي براي آبادکردن اين ويرانه خواهد بود. تصور بسياري بر اين بود، که رياست محترم قوه قضاييه علاوه بر ايجاد تغيرات بنيادي و ساختاري، اين قوه را به سوي اهداف واقعي خود هدايت خواهند نمود، وبا تأکيد بر حقوق ملت بويژه حقوق شهروندي، اعتماد جامعه را به سوي خود جلب خواهند کرد. البته گام هاي مهم و مثبتي نيز در اين مسير برداشته شده است، اما به نظر مي رسد که موانع مختلفي نيز بر سر راه بوده و هست که مانع از تحقق بسياري از برنامه ها، اهداف و آرمان هاي رياست محترم اين قوه براي نيل به اهداف پيش بيني شده، گرديده است." اين نامه با اشاره به تذکرات مکرر هاشمي شاهرودي براي اجراي دقيق قوانين حقوق شهروندي مصوب سال ۱۳۸۳ مي افزايد: "متاسفانه، عليرغم تأکيد قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مبني بر استقلال قواي سه گانه بعضاً شاهد هستيم، که دولت ها با استفاده از رانت قدرت، حقوق شهروندي را ناديده مي گيرند و به اين وسيله، حق مظلوم را پايمال و صداي حق طلبانه آنان را خاموش مي نمايند." کانون صنفي معلمان ايران با اشاره به بيتوجهي مقامات به اصل ۲۷ قانون اساسي که برگزاري تجمعات و راهپيماييها را بدون حمل سلاح و چنانچه مخل مباني اسلام نباشد، آزاد دانسته است، افزودهاند: "مسئولان بدون هيچ عذر موجهي، نه تنها با تقاضاي مکرر ما براي برگزاري تجمعات و راهپيمايي ها به مناسبت هاي مختلف موافقت ننمودند، بلکه حتي از پاسخ منفي مکتوب به اينگونه درخواست ها نيز اجتناب مي نمايند، تا جايي که برگزاري تجمعات قانوني در اماکن مسقف نيز با موانع جدي مواجه شده است." در اين نامه خطاب به هاشمي شاهرودي تصريح شده است که در وضعيت فعلي که از يک سو همه مسئولان عاليرتبه کشور بر نقش ارزنده معلمان درعرصه هاي مختلف تأکيد دارند، وبرظلم واجحاف وتبعيضي که طي سال هاي متمادي درحق آنها رواداشته شده است، اقرارمي نمايند، وازديگرسو، مطالبات بيش از۱۵ سال معلمان پرداخت نمي شود، وعده هاي چندين ساله مبني بر اجراي نظام هماهنگ پرداخت به فراموشي سپرده وازدستور کاردولت ومجلس خارج مي شود، چه بايد کرد؟ آيا وظيفه يک نهاد مدني نيست که به فريضه امر به معروف و نهي ازمنکر عمل نموده و مسئولان را ارشاد نمايد؟ اين نهاد مدني معلمان سپس اين پرسش ها را مطرح کرده است که: "آيا اعتراض آرام، قانوني و هدايت شده، آنهم در مقابل خانه ملت و با حضور نمايندگان ملت نسبت به عدم تحقق يک خواسته مشروع جرم محسوب مي شود، و آيا اعتراض به مسائلي همچون وجود تبعيض و بي عدالتي، عدم پرداخت مطالبات معوقه، افت شديد تحصيلي، مديريت ناکارآمد و... مخل مباني اسلام است؟" اين نامه با انتقاد از برخورد مسئولان انتظامي و امنيتي با تجمع مسالمت آميز معلمان در مقابل مجلس شوراي اسلامي درروز ۲۳ اسفند سال گذشته و بازداشت تعداد زيادي از معلمان مي افزايد: "برخي از اين معلمان، ايام عيد وبرخي، بعد از آن را در زندان سپري کردند. تعداد زيادي از آنها از اسفند تاکنون با احکام سنگيني همچون انفصال ازخدمت، کسر حقوق، بازنشستگي پيش از موعد، تبعيد، اخراج و زندان تعزيري مواجه شده اند و تعداد ديگري نيز احکام جديدي را در شهريور و مهرماه از دادگاه انقلاب اسلامي دريافت خواهند نمود. اينهمه فشار، آن هم به فرهنگيان جامعه، به چه منظوري صورت مي گيرد؟ در حالي كه در طول دوران زندان، بسياري از مواد قانون حقوق شهروندي آشکارا نقض گرديده است." کانون صنفي معلمان ايران در پايان نامه خود، به احکام صادر شده عليه فعالان حقوق معلمان، ازجمله حکم سه سال زندان تعزيري براي عليرضا هاشمي، رييس سازمان معلمان ايران، اعتراض و تقاضا کرد فرصت مناسبي براي ملاقات و گفت گوي مستقيم نمايندگان معلمان با آيت الله هاشمي شاهرودي فراهم آيد و در برخوردهاي قهرآميز با فرهنگيان تجديد نظر و اقدامات لازم براي پيگيري تخلفات صورت گرفته در زندان انجام شود.
درحالي که برخي اقدامات و ادعاهاي محمود احمدي نژاد و اعضاي دولت وي درخصوص داشتن ارتباط قدسي و يا برنامه هايي براي تعجيل در ظهورامام زمان، طي دوسال گذشته با واکنش هاي مختلفي مواجه بوده است، آيت الله مصباح يزدي در "همايش بين المللي دكترين مهدويت" بر مشروع نبودن حکومت بر مبناي خواست مردم تاکيد کرده و در عين حال، برخي نهادهاي عمومي از برگزاري "مراسم بيعت عمومي با امام زمان (عج)" خبر داده اند. قراراست چنين مراسمي با عنوان "آفتاب عشق" درميدان امام اصفهان انجام شود. طبق برنامه ريزي هاي انجام شده اين ستاد قراراست 150 هزار نفر ازمردم اصفهان درميدان تاريخي امام حضور به هم برسانند. سيداحمد خاتمي از روحانيون تندرو نيز دراين مراسم سخنراني خواهد کرد. معلوم نيست که بيعت عمومي با امام زمان توسط چه کسي وچگونه انجام خواهد شد، اما اين اولين باراست که يکي ازنهادهاي رسمي در اين سطح گسترده وعده چنين کاري را مي دهد. در عين حال، ديروز سخنان مصباح يزدي رييس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني انتشار يافت که در مراسم اختتاميه سومين همايش بين المللي دكترين مهدويت با اشاره به ضرورت مشروعيت حكومتها تصريح داشت: فقط در حكومت به موعظه نميتوان اكتفا كرد و وجود قوههاي قهريه ضروري است. به گفته وي: در مشروعيت حكومتهاي دنيوي مردم نقش آفرين هستند، اما در حكومتهاي اسلامي اين مسئله متفاوت است و چون قدرت مطلق مخصوص خداوند است، مشروعيت آن از سوي خدا است. حكومت بدون اذن الهي مشروعيت نخواهد داشت، حتي اگر تمام مردم با آن حكومت موافق باشند. مصباح يكي از مشكلات آن حضرت در ادامه كار را رويارويي با نخبگان جامعه دانسته و مي گفت: بنا به گفته امام صادق، امام زمان درزمان ظهورشان با مشكلاتي از ناحيهي نادانان و عالمنمايان مواجه ميشوند كه بيش از مشكلات پيامبر در دورهاي بود كه با جاهلان دوره جاهليت سر و كار داشتند. مشكلاتي كه امام در اين دوره با اين افراد دارند بسيار بيشتر است؛ و اين عالمان از روي عناد نميخواهند كه به ايشان ايمان آورند و در اين صورت آن حضرت با آنها وارد جنگ مي شوند. موعودگرايي دولت احمدي نژاد هنگامي که محمود احمدي نژاد درشهرداري تهران به سر مي برد، صحبت هايي جدي درخصوص احداث بزرگراهي که مسيراحتمالي ظهورامام دوازدهم شيعيان بود، مطرح شده بود که با مخالفت هايي که صورت گرفت عملا درحد همان شايعه وصحبت هاي اوليه باقي ماند. مديريت نامه هاي مردم به امام زمان ازطريق استفاده از پست الکترونيکي براي برقراري با وي نيز ازجمله موضوعاتي بود که طي اين مدت مطرح شده است. موضوع گرايش هاي جديد به سمت بهره برداري ازعلاقه واردات مردم به امام دوازدهم در ايران، طي دوسال گذشته مورد توجه بسياري از خبرنگاران خارجي قراگرفته است. از جمله آخرين مواردي که دراين زمينه مي تواند به آن اشاره کرد گزارش اخير شبکه "سي ان ان" آمريکا از تقويت چنين گرايش هايي درماه هاي اخير است. کريستين امانپور، تهيه کننده ومجري شبکه تلويزيوني "سي ان ان" آمريکا، که ماه ها قبل هنگام اقامت خود در ايران، به قم سفرکرده بود، دراين برنامه در موسسه اي حضور به هم رساند که درآن درخصوص فراهم کردن مقدمات ظهور امام زمام فعاليت هايي انجام مي شد. برنامه کريستين امانپور که درسه قسمت ودرسه بخش اديان "يهودي، اسلامي ومسيحي" با تبليغات فراوان طي روزهاي گذشته با نام "جنگجويان درراه خدا" از اين شبکه پخش شد، گفت وگو با افرادي را در اين موسسه را شامل مي شد که معتقد بودند با سقوط ايدئولوژي ليبرال دموکراسي، زمينه براي ظهور امام زمان فراهم خواهد شد. اين خبرنگار ايراني الاصل آمريکايي سپس گفت که به اين موسسه تلفن هايي مي شود که در آن اززماني که امام زمان احتمالا ظهور پيدا خواهد کرد، سوال مي شود. امانپور نگفت که مسئولين اين موسسه درجواب چنين سوالاتي چه پاسخي مي دهند، اما چنين تصاويري کافي بود که نشان دهد طي سالهاي گذشته، چه نگاهي به مذهب و روايت هاي ديني توسط نهادهاي دولتي ويا نزديک به دولت مورد توجه مي گيرد. تبليغات "موعودگرايانه" منحصربه فعاليت ها واظهارات منحصر به فرد در خصوص امام زمان نمي شود. محمود احمدي نژاد هنگامي که براي اولين بار پس ازرسيدن به کرسي رياست جمهوري به سازمان ملل رفت، از ميخکوب شدن رهبران جهان هنگام سخنراني خود سخن گفت. او درجلسه اي که با آيت الله جوادي آملي داشت به شرح آن لحظات پرداخت واينکه چگونه توسط هاله اي از نور در آن زمان احاطه شده بود. سخنگوي دولت بعدها اساسا وجود چنين فيلمي را منکر شد. فيلمي که ترديدي درصحت آن وجود ندارد. کريستين امانپور با شرح همه ماجرايي که احمدي نژاد از ان سخن گفت، ونمايش کامل فيلم حضور او درمنزل آيت الله جوادي آملي، وصحنه هايي از زمان سخنراني احمدي نژاد درسازمان ملل وصندلي هاي خالي، تصويري را ازرييس جمهوري ايران ارائه داد که دربخش هاي ديگر مستند او درمورد تندروهاي اسلامي درخاورميانه، عملا وي درکنار ديگر افرادي قرارمي گرفت که قرائت هاي راديکالي ازاسلام ارائه مي کردند.
سارکوزي و بمب هاي ايراني از نظر من قضيه کاملا جدي است. نشانه خوبي اصلا نيست، اما جدي است. اين که فرانسه به اولترا راست برود و در ميان اين همه کشورهاي قدرتمند اروپاي مرکزي پيش بيفتد که پيام دهنده به ايران بشود، يعني اينکه بايد منتظر قطعنامه سنگين و بدي بود. نيکولا کوچولو، معروف به سارکوزي، چهره اي که روشنفکران فرانسه همان قدر عاشقش هستند که مردم ايران عاشق احمدي، گفت: « ايران اتمي غيرقابل قبول است.» تيتر دوم لوموند اين بود: « ايران بايد انتخاب کند، يا بمب ايراني بسازد يا بمباران شود.» کسي پاسخ اين سووال را مي داند که فرانسه اي که تا سه سال قبل با ايران آن همه نزديک بود، چه شد که به اينجا رسيد؟ فاميل سالاري تاريخي يک مصاحبه با مهدي هاشمي رفسنجاني پرده از رازهاي تاريخ نويسي ايران برداشت. بخشي از مصاحبه بازتاب با مهدي هاشمي را مي خوانيد: « سارا خانم، نوه حاج آقا، جلد بعدي را آماده مي كنند. ما توي اين چيزها سياسي برخورد نمي كنيم. فائزه رفته بود خارج درس بخواند. تازه برگشته و نبوده است كه روي خاطرات كار كند. مطمئن باشيد كه مشكلي نيست. هر كس كه سرش خلوت تر باشد، عهده دار كار يك جلد مي شود. يكسري مسايل توي خاطرات هست كه به آبروي افراد ربط دارد و بنابراين بايد بازبيني توسط افرادي صورت بگيرد كه محرم باشند. فقط به خانواده مي توان اطمينان صددرصد داشت و بنابراين اگر نكته اي در خاطرات حاج آقا باشد كه سري و نظامي است يا به آبروي افراد مربوط مي شود، بهتر است كه از چشم افراد خانواده بگذرد تا افراد بيروني.... محسن به من زنگ زد و گفت تو فرصت كافي داري، بيا خاطرات سال 62 را آماده كن. بالاخره محسن رييس دفتر نشر است... در خاطرات هر سال نامه يا اسناد مهمي كه به خاطرات آن سال مربوط باشد را حاج آقا دارد و مي دهد تا ما منتشر كنيم. تقصير ما چيست. نامه اي بايد چاپ مي شد. البته درست است كه وقتي آقاي هاشمي اين نامه را منتشر مي كند، قضيه بزرگتر مي شود. بگذاريم برويم جلوتر، بعد بحران ها را مي بينيد. دعواهاي خود حاج آقا بعد از اين شروع مي شود. يك بار آقاي عطريانفر آمد و خاطرات را خواست و يك بار هم آقاي لاريجاني آمده بود و خاطرات را خواست كه داديم. مادرم عفت خانم خاطرات حاج آقا را قبل از انتشار يک بار مي خوانند. خاطرات مادرم، بيشتر خانوادگي است. به مسايل سياسي هم حاج خانم از زاويه سياسي گاهي مي پردازند. حاج خانم از اول توي مبارزه بوده است اما علاوه بر ابوي و والده، خاطره نويسي در خانواده هاشمي رفسنجاني به يك سنت تبديل شده است. محسن هم مرتب مي نويسد. البته ما موردي مي نويسيم. من خودم گاهي خاطره مهمي اگر باشد به صورت موردي مي نويسم.» اين گروه فوق العاده خشن بيخود نيست که احمدي نژاد مي گويد ايران امن ترين کشور دنياست و از سرمايه گزاران گردشگري دعوت مي کند در ايران سرمايه گزاري کنند. به چهار دليل بارز امنيتي توجه کنيد: دليل اول: نيروي انتظامي يک لوله سه کيلومتري را کشف کرد که با آن قاچاق گازوئيل در سواحل ماهشهر و هنديجان انجام مي شد. واقعا اگر امنيت وجود نداشت، يک گروه قاچاقچي مي توانست سه کيلومتر لوله زير زمين کار بگذارد؟ دليل دوم: بعد از اينکه ده وسيله نقليه عمومي در بلوچستان ايران مورد آدم ربايي قرار گرفته و سي نفر از مسافران اين وسايل ربوده شدند و با شهامت نيروي انتظامي ايران، يک روز بعد پليس پاکستان، تعدادي از ربايندگان را کشت و تعدادي را دستگير کرد، پليس پاکستان [همان کشوري که بهش سي در صد گاز با تخفيف مي دهيم که گرم شود] اعلام کرد که ربايندگان را تحويل نمي دهد، چون آنان « شهروندان ايراني- پاکستاني هستند.» و « پليس پاکستان براي بازگرداندن ربايندگان از ايران مهلت خواست.» به عبارت ديگر تعدادي شهروند پاکستان در ايران سي نفر انسان بالغ را سرقت کرده و به آن طرف مرز مي برند. به نظر شما اين کشور امنيت ندارد؟ دليل چهارم: يک آقايي به نام حسن کثافت، که مافياي توليد فيلم سکسي روسيه بايد پيش او دوره آموزشي ببيند، يک خانم بدبخت را ربوده و هفت نفري به او تجاوز مي کنند، بعد صحنه هاي تجاوز را بلوتوث در منطقه پخش مي کنند، بعد دستگير مي شوند، و چون امنيت وجود دارد، با وثيقه آزاد مي شوند و باز هم اين کار را مي کنند تا ماموران اين بار ديگر مجبور مي شوند واقعا آنها را بگيرند. لابد با قيمت بالاتر ازادش کنند به هر حال مردم خرج دارند با اين همه گراني. دليل پنجم: ديروز طي يک سرقت مسلحانه، چهار نفر با کلت و کلاشينکف بانک سپه خيابان شريعتي را مورد سرقت مسلحانه قرار دادند و تا ماموران نيروي انتظامي به کوتاه کردن موي پسران دستگير شده پايان بدهند و به محل سرقت بروند، گريختند.( نتيجه گيري اخلاقي: قبل از دزدي موهايتان را کاملا کوتاه کنيد و شلوار فاق کوتاه نپوشيد و کلاشينکف به همراه داشته باشيد.) دليل ششم: يک آقايي به نام علي شاکري، چهارماه قبل وارد ايران شده و به عنوان يک ايراني- آمريکايي تاجر و اصلاح طلب دستگير شده است. و چون ايران امن ترين جاي دنياست، هفته قبل معاون دادستان تهران گفت: نه تنها تصميمي در مورد علي شاکري گرفته نشده، بلکه هنوز زمان خبردادن در مورد اينکه اين شخص دستگير شده يا نه نرسيده است. دادستاني اعلام کرد که چون هيچ دليلي در مورد جاسوسي او در دست نيست و وي به چيزي اعتراف نکرده است، چون ايران امن ترين جاي جهان است، آقاي علي شاکري در همانجا مي ماند که مي ماند. چون آمريکا به خصوص کاليفرنيا و به خصوص لوس آنجلس و به ويژه ايرواين خطرناک است. لطفا کروبي را هل بدهيد من در اثر خواندن مقالات زيدآبادي دارم به اين نتيجه مي رسم که نه تنها بايد سکوت کرد، بلکه بايد از حالا انتخابات مجلس هشتم را تحريم کرد. چون ممکن است دولت تحت فشار بعدا آزادي هايي را بدهد که مجبور شويم در انتخابات شرکت کنيم، اگر اين اتفاق بيفتد مي خواهيم چه کنيم؟ آن وقت مجبوريم يک هفته به انتخابات با عجله انتخابات را تحريم کنيم. به همين دليل فکر مي کنم اين کار را همين حالا بکنيم بهتر است. به نظر من الآن دو اتفاق مهم دارد در داخل و خارج کشور و حکومت و ميان خودي ها و غيرخودي ها و نخودي ها مي افتد، از يک طرف خارج از کشوري ها چون فکر مي کنند احمدي نژاد و دوستانش در انتخابات راي نمي آورند، از حالا تيغ هاي شان را تيز کرده اند براي اصلاح طلبان و هاشمي و کروبي که بعدا قرار است روي کار بيايند و به همين دليل، دليلي نمي بينند که از احمدي نژاد انتقاد کنند. از طرفي نيروهاي داخل هم عملا نمي توانند از دولت احمدي نژاد انتقاد تندوتيزي بکنند، چون در همين فاصله چند ماه به انتخابات مي سوزند و اصلا نمي رسند به آن روزها. از طرفي دولت احمدي نژاد، خودش به اندازه يک ميليون کارگر تبليغاتي دارد براي مخالفانش راي توليد مي کند، به همين دليل آنها در مقابل احمدي نژاد ساکت اند. نمايندگان مجلس هم از ترس اينکه مبادا رد صلاحيت شوند يا از ليست هاي اصولگرايان مانده شوند و از ليست ميانه روها رانده، آنها هم کاري به دولت ندارند. بنا براين اوضاع چنين است که فعلا اصلاح طلبان نشسته اند در سلماني اصلاحات و دارند حسابي سر همديگر را مي تراشند. سيد محمد خاتمي گفت: « با مخالفين نظام مرزبندي شود.» عيسي سحر خيز هم در يک مقاله شيرين به « سياست جارو کردن مخالفان به خارج از کشور» اشاره کرد و گفت: « تو اون ور جوب، ما اين ور جوب، فحش بده، فحش بستون.» مهدي کروبي هم مطابق معمول کف کرده و عصباني ابتدا اعلام کرد« ائتلاف، فقط در زمان قدرت خوب است.» اما احمد زيدآبادي در بي بي سي هشدار داد و گفت که شيخ اصلاحات در حال « فاصله گرفتن از جبهه دوم خرداد» است. البته مهدي کروبي که مصاحبه اش با فارس مثل بمب يا چيز ديگري ترکيده است، سعي کرد چيزهاي ترکيده مذکور را جمع و جور کند و گفت: « هوشيار باشيم، ما اصلاح طلبان اختلافي نداريم. اصلاح طلبان حق دارند که صلاحيت شان براي انتخابات مجلس هشتم تائيد شود.» حسن روحاني هم از فاصله اي دور اعلام کرد: « سلامت انتخابات کافي نيست، احساس سلامت نيز نياز است.» آگاهان پس از برخي مطالعات دقيق به نيابت از اصولگرايان و سوسولگرايان اين سياست ها را به اصلاح طلبان پيشنهاد کردند: 1) کروبي به افشاي خاتمي و هاشمي پرداخته و در مقابل اصلاح طلبان هم پوز کروبي را بزنند تا طرفداران هر سه بروند و غاز بچرانند. 2) عيسي سحرخيز مشکل اپوزيسيون را حل کند و با مشت محکم توي دهان آنها بزند و اپوزيسيون خارج از کشور هم عليه اپوزيسيون داخل کشور بطور جدي انتقاد کنند. 3) به کليه نيروهاي عاقل و بالغ مخالف و منتقد اعلام کنيم که ساکت باشند و تا بعد از انتخابات چيزي نگويند. در عوض مطمئنا همه تندروها که به حرف ما گوش نمي دهند هرچه بخواهند مي گويند. 4) درست برخلاف هميشه که از اول حرف از تحريم مي زنيم و آخرش هم تحريم مي کنيم، اين دفعه و از همين حالا انتخابات مجلس هشتم را تحريم کنيم تا اصولگرايان و راست مخفي ها و راستهاي خفن خيال شان راحت شود و بيخودي براي نابود کردن اصلاح طلبان و نيروهاي ميانه رو وقت صرف نکنند، بعد، وقتي زمان انتخابات شد، توي رودربايستي حرفي که زديم و تحريمي که کرديم انتخابات را تحريم کنيم تا معلوم شود که اين نظام مشروعيت ندارد و جامعه جهاني تکليفش را با اين حکومت نامشروع روشن کند و وقتي خواست اين کار را بکند، ما جلوي جامعه جهاني را بگيريم. 5) موضوع کروبي بسيار مهم است، همان قدر که در انتخابات مجلس ششم اصلاح طلبان زحمت کشيدند تا هاشمي رفسنجاني را از خودشان برانند و طرف را پرت کنند توي بغل محافظه کاران، در اين انتخابات هم ما بايد چنين کاري بکنيم تا کروبي را پرت کنيم توي بغل محافظه کاران. وقتي اين همه آدم داريم، چرا که نه؟ خاتمي، دوستت داريم، معمولا هنوز هم دوستش دارم. هنوز هم فکر مي کنم بهترين است. منتهي خاتمي يک مشکل کوچک دارد، يا در مورد گذشته دور حرف مي زند، يا آينده دور. حال اش زياد خوب نيست. خاتمي در مورد آينده دور گفت: « اميدوارم افراد استخوان دار و دلسوز وارد مجلس شوند.» و در مورد گذشته دور توضيح داد: « برخي توقعات از دولت اصلاحات واقع بينانه نبود.... خيلي ها با اسلام مورد نظر امام مخالف بودند و هستند....هجده تير را بدون گلوله خاموش کرديم.» براي اين عزيز بهبود حال را آرزو مي کنيم. شجاعت و نوآوري و چيزهاي ديگر آيت الله خامنه اي گفت: « شجاعت، نوآوري و تحول گرائي از ويژگي هاي دولت نهم است.» يکي از نمايندگان مجلس نيز گفت: « نوآوري و تحول گرائي از ويژگي هاي ستودني دولت نهم است.» آقاي هاشمي شاهرودي هم گفت: « حجم کار و تلاش دولت واقعا چشمگير و بي نظير است و در هيچ کجاي دنيا مشابه آن را نمي توان پيدا کرد.» آگاهان هرچه تلاش کردند متوجه نشدند که منظور از هيچ جا کجاست. حداد عادل گفت: « منتظر رئيس جمهوري براي ارائه گزارش به مجلس هستيم.» آگاهان توضيح دادند که ظاهرا رئيس جمهور گزارشش را اشتباها براي دفتر رئيس قوه قضائيه و بيت رهبري فرستاده است. عسگراولادي نيز اظهار داشت: « به احمدي نژاد گفتم مراقب باشيد.» و در همين راستاي تحول گرائي و نوآوري دولت نهم، ديروز شهر تهران در ميان 132 شهر بزرگ جهان در رتبه 124 شهرهاي جهان براي زندگي قرار گرفت. اين شجاعت و نوآوري را تبريک مي گوئيم. فرشاد قربانپور آزاد شد روزنامه نگار جوان و خوشفکر فرشاد قربانپور آزاد شد. کلي حال کرديم. به او و خانواده اش تبريک مي گوئيم و براي او آرزوي روزهاي شادي و خوشحالي داريم. ضمنا کلي نوشته جديد در دوم دام گذاشتم، برويد و بخوانيد. www.doomdam.com
مهرانگيز کار کمپين يک ميليون امضا يک ساله شد. به خبرهاي اين زندگي يک ساله که نگاه مي کنيم باورمان نمي شود کمپين فقط يک سال عمر کرده و در يک سالگي پير و با تجربه شده است.خبرها حکايت از آن دارد که کمپين، اين کودک يک ساله ره صد ساله رفته است! اعضاء کمپين را زنداني، محاکمه و محکوم کرده اند. شگفتا در شرايط همين بگيرو ببندها، افراد "خودي" و کساني از طيف مخالفان کمپين و شايد شاکيان آن، پياپي دارند همان حرف ها را در برابر خبرنگاران بر زبان جاري مي سازند، بي آنکه سخنان شان مصداق جرم قرار گيرد و آنها را مجازات کنند. در اين ماجراي شگفت انگيز نيک پيداست که از نگاه امنيتي و قضايي در ايران "جرم" فاقد تعاريف کلي است. جرم متناسب با مناسباتي که متهم يا مجرم با مراکز و کانون هاي متعدد قدرت سياسي دارد تعريف مي شود. لذا نوشين احمدي خراساني وقتي از رفع تبعيض قانوني از زنان سخن مي گويد مرتکب جرم شناخته مي شود، اما برخي زنان از طيف راست که پس از فعال شدن کمپين با هدف خنثي سازي اثرات اجتماعي کمپين از ضرورت اصلاح قوانين سخن گفته اند، مرتکب جرم شناخته نشده اند. بنابراين يک اصل مهم حقوقي در روابط شهروند و دولت مفقود است. ارتکاب عمل مجرمانه به خودي خود و صرفنظر از خط و ربط هاي مرتکب، قابل پيگرد نيست. بلکه عمل ارتکابي هنگامي جرم شناخته مي شود که مرتکب با کانون هاي متعدد قدرت در ارتباط تنگاتنگ نباشد. بگذريم، يک سال پيش تني چند از فعالان حقوق زنان نشستند و برخاستند و تصميم گرفتند يک کمپين برابري در ايران راه اندازي کنند. اسمش را هم بگذارند کمپين يک ميليون امضا. کمپين بدعت در جوامع اسلامي به شمار نمي آمد. آن را از کمپيني با همين نام و هدف که در يکي از کشورهاي مسلمان فعال شده و به پيروزي رسيده بود، الگوبرداري کرده اند. زنان بنيانگذار کمپين نمي خواستند زير پاي بزرگان حکومتي را خالي کنند و نمي خواستند از حوزه کاري خود فراتر بروند و نمي خواستند طعمه بهانه جويي هاي امنيتي بشوند. زنان بنيانگذار کمپين از سياره مريخ نيامده بودند و خوب مي دانستند دنيا دست کيست و فرصت ها براي عدالت خواهي تا چه اندازه محدود و شکننده است. کمپين بر بستري از آگاهي متولد شد. با همه عاقبت انديشي ها، بودند زخم خورده هايي که از آنچه در حال وقوع بود ابراز نگراني کردند وبه احتياط بيشتر اندرز دادند. گاهي اندرزها به درستي فهميده نشد و واکنش هايي برانگيخت نامتناسب با شخصيت و پيشينه اندرزدهندگان. کمپين از همان آغاز مواجه شد با برخوردهاي امنيتي کساني که سالهاست مبتلا به بيماري پارانوياي سياسي شده اند. از آن وقت که مخالفان دهه اول انقلاب را نابود و تار و مار کردند، همواره دنبال رد پايي از دشمن فرضي گشته اند، حتي در جمع دوستان خود. زيربناي اين نگرش امنيتي گونه اي پيش داوري است که فاقد مباني عقلي است. پيش داوري اين است: مردم ايران در رفراندوم 12 فروردين 1358 با اکثريت نزديک به اتفاق آرا به جمهوري اسلامي "آري" گفته اند. از نگاه مسئولين نابساماني ها، مفهوم رأي آنها اين بوده و هست که مردم ايران پذيرفته اند جمهوري اسلامي بعد از تأسيس هرکار دلش خواست بکند. مفهومش اين است که مردم ايران با طيب خاطر پذيرفته اند از نهادهاي جمهوري اسلامي کتک بخورند، ظلم و بي عدالتي نصيب شان بشود و لام از کام نجنبانند! اين را مي گويند پيش داوري که فاقد مباني عقلي است. در يک مقايسه رفتاري مي شود اين شکل از پيش داوري را به برخورد مردسالاران خشن در زندگي زناشويي تشبيه کرد. مردسالاران عاشق مي دوند و مي دوند تا با هزار ترفند و گاهي فريب "بله" را از عروس بگيرند. در قاموس آنها "بله" به مردسالار حق مطلق مي دهد تا عروس را در تمام عمر زير سلطه خشونت آميز خود لت و کوب کند و در پاسخ به ناله ها و خواسته هايش براي رهايي و طلاق بگويد با لباس سپيد عروسي پا به اين خانه گذاشته اي، فقط با کفن از آن بيرون خواهي رفت. ايرانيان به جمهوري اسلامي در سال 1358 "بله" داده اند. نهادهاي امنيتي عقيده دارند اين "بله" براي به دست آوردن زندگي بهتر، رفاه، امنيت، شادماني، عدالت، برابري و مانند آن نبوده است. اين بله اعلام موافقتي بوده براي تمکين و تحمل خشونت و تجاوز. مردم پيمان بسته اند تا به همه کاستي ها تن بسپارند. عهد کرده اند معترض نشوند. قول داده اند همواره براي قرباني شدن مهيا باشند. بنابراين رفراندوم در جاي "قرارداد اجتماعي" با هدف ايجاد يک دولت پاسخگو پذيرفته نشده و مسئولين نابساماني ها قبول ندارند فيمابين مردم و دولت قراردادي امضا شده با هدف بهبود وضعيت مردم. آنها بکلي فراموش کرده اند که ملت ها با هدف زندگي بدتر، نکبت، فقر، بي عدالتي و نابرابري انقلاب نمي کنند. اگر ملت ها با هدف بهره مندي از رفاه، عدالت، حقوق شهروندي، نظارت بر نهادهاي حکومتي، کنترل فساد و برخورداري از آزادي بيان انقلاب نمي کردند، بعد از انقلاب فرانسه، زندان باستيل مثل زندان اوين بازسازي شده بود و براي مشقت بيشتر زندانيان سياسي به کار مي رفت. همچنين بسيار زندان هاي مخفي و غير قانوني هم در سراسر خاک فرانسه تأسيس مي شد که از کنترل و نظارت نهادهاي مسئول دور مي افتاد. يا مثلا در روسيه بعد از انقلاب هنوز استالين داشت به شيوه هايي که مي دانيم مملکت داري مي کرد. يا در انگلستان بعد از انقلاب هنوز شاه حکومت مي کرد، نه سلطنت و در صورتي که مي خواست تجديد فراش کند و کليسا اجازه نمي داد سرهمسرش را که مزاحم بود گوش تا گوش مي بريد و بر زلف زن ديگر تاج مي نهاد. يا در امريکا بعد از انقلاب هنوز برده داري مرسوم بود و فقط مردان صاحب املاک مزروعي وسيع حق رأ ي داشتند، نه زنان و بردگان. دايره اين بحث ها وسيع است و گوش تندروهاي تصميم گيرنده از اين حرف ها پر است. بازگرديم به امکانات و فرصت هاي نسبي خود براي واگويي غصه ها و شکست ها: زنان ايراني پيش از انقلاب 1357 زندگي ايده آلي نداشتند. بسياري از حقوق انساني آنها بر پايه موادي از قانون مدني در باب نکاح، طلاق، ارث، انحلال نکاح، حضانت، قيمومت و ولايت ناديده گرفته شده بود. پارلمان شان کاره اي نبود. نمايندگان مثل حالا از صافي هاي گزينشي مي گذشتند. اما همين پارلمان هاي گزينشي و مردانه حق رأي زنان را تصويب کردند. حق ورود به پارلمان را براي زنان تصويب کردند. قانون حمايت خانواده را تصويب کردند. به زنان اجازه قاضي شدن دادند. زنان را در مقام وزير در هيأت دولت پذيرفتند. زنان در هيأت هاي سياسي وزارت امور خارجه حضور يافتند و به نمايندگي به ديگر کشورها اعزام شدند. همه اين ها اتفاق افتاد. اما آزادي بيان نبود. اجازه تأسيس احزاب مستقل نبود. اجازه اعتراض در گردهمآيي هاي مسالمت آميز نبود. با اين وصف زنان داشتند در يک نظام غير دموکراتيک رشد مي کردند. اين نظام غير دموکراتيک کاري به کار نوع پوشش آنها نداشت. آزادي هاي اجتماعي مردم را ارج مي نهاد. به حريم خصوصي کساني که با حکومت به صورت علني مخالفت نمي کردند، وارد نمي شد و براي مخالفان هم پرونده هاي زنا و لواط و قوادي و بي بند و باري درست نمي کرد. در قانون مجازات عمومي پيش از انقلاب اين همه مجازات هاي حبس و شلاق نداشتيم. از سنگسار، قطع دست و پا و انگشت هم خبري نبود. اعدام محدود به جرايم خاصي بود و مثلا شرب خمر و مانند آن را شامل نمي شد. مردم با جرايمي مانند محاربه با خدا، فساد روي زمين، مرتد، مهدورالدم و... آشنا نبودند. پس از پايان حکومت رضا شاه، زنان حق و اختيار داشتند تا بي حجاب يا با حجاب در محافل عمومي رفت و آمد کنند. در سالهاي پيش از انقلاب بسيار ديده ايم زنان را با حجاب کامل اسلامي، عينک ايوسن لوران، با دستکش که پشت فرمان اتومبيل ها مي نشستند و با اعتماد به نفس، بي مانع و مزاحم رانندگي مي کردند و جولان مي دادند. اين نمونه هاي تصويري فقط 28 سال است از صفحه روزگار ايرانيان حذف شده است. شگفتا که امروز همين ها تبديل شده است به يک تاريخ فراموش شده. جمهوري اسلامي با تبليغات رسانه اي، خطبه هاي نماز جمعه، بودجه هاي کلان، کتاب هاي درسي، مربيان پرورشي روي همه آنها خاک سرد فراموشي ريخته و رسانه هاي غربي هم با آنکه تصاوير ايران پيش از انقلاب (دست کم در حوزه زندگي اجتماعي زنان) در آرشيوهايشان زنده است، آن تاريخ پر نقش و نگار را دفن کرده اند. آن را مرده پنداشته اند و هنگامي که مي خواهند از دست آوردهاي زنان ايراني سخن بگويند فورا آنها را با زنان عربستان سعودي، کويت و... مقايسه مي کنند و تيتر مي زنند که در ايران زن ها بر خلاف عربستان سعودي رانندگي مي کنند يا بر خلاف برخي کشورها ي مسلمان رأي مي دهند و وارد مجلس مي شوند و... بر پايه تبليغات رندانه همه يادشان رفته است که زنان ايراني يک تاريخ پر حادثه و پر تلاش پشت سر دارند. اين تاريخ از پيش از انقلاب مشروطه شروع شد. زنان درون اندروني هاي قاجار به آن پيوستند. قره العين آن را غنا بخشيد. قمرالملوک وزيري از پشت پرده حادثه آفريد. زنان از چندين دهه پيش از انقلاب وکيل دادگستري شده اند. زنان خوش صدا به فراواني آواز خوانده اند و فضاي کشور را تلطيف کرده اند. حالا ستارگان آواز نيم قرن اخير ايران يکي يکي در سالخوردگي و به علت ابتلا به بيماري به ايران بازمي گردند تا در ايران بميرند. اينها زنان هنرمندي بودند که انقلاب تومارشان را بر باد داد و راهي جز گريز از کشور پيش پايشان نگشود. در آن روزگار کسي را به جرم همجنس گرايي نمي کشتند، به جرم بد حجابي شلاق نمي زدند و به حبس نمي بردند. در آن جامعه که فقط خيالي از آن باقي مانده، زنان و مردان برهنه از خانه خارج نمي شدند. آمار فحشا رو به فزوني نبود. به آمار اعتياد لحظه به لحظه افزوده نمي شد. آمار روابط جنسي نامشروع سير صعودي نمي پيمود. آمار طلاق افزايش نمي يافت. زنان و مردان طي يک تاريخ صد ساله دستآوردهايي داشته اند (غير از دموکراسي به مفهوم دقيق آن). جمهوري اسلامي با همه سرکوب ها نتوانسته بخش هايي از آن دستآوردها را بي اعتبار کند. اگر مقاومت مردم براي حفظ آنها نبود، بعد از 28 سال شلاق زدن و زنداني کردن زن بد حجاب وجود نداشت تا با باطوم و فحش هاي رکيک و حبس و تعزير به جانش بيفتند. همه آنچه در ايران مي گذرد نشان مي دهد ايرانيان از پيشينه اي متفاوت با عربستان سعودي و کويت و...، برخوردارند و مقاومت برخاسته از اين پيشينه است. اينک کار بر زنان ايراني سخت شده است. از طرفي بايد به رسانه هاي غرب بباورانند تا آنها را با زنان عربستان سعودي و کويت و... مقايسه نکنند. از طرف ديگر بايد به دولت متبوع خود بقبولانند قوانيني که به نام اسلام از تصويب گذرانده باعث شده تمام داشته هاي تاريخي آنها نابود بشود. به فرض که اين قوانين اسلامي است، "عصري" نيست. کم نيستند مراجع، فقها و اسلام شناسان ايراني که هم امروز مي گويند قوانين کنوني ايران متناسب است با عصر نزول قرآن در شبه جزيره عربستان. اين قوانين با تحولات اجتماعي امروز ايران و جهان، با پيشينه زنان ايراني و با مصالح ملي تناسبي ندارد. دو راه حل پيش روي زمامداران ايران است. يا بر پايه نظرات فقهايي که اصلاح قوانين موجود را ممکن و لازم مي دانند اقدام کنند يا خواست مردم را براي جدايي دين از حکومت بپذيرند. کمپين يک ميليون امضا فقط مي خواست و مي خواهد ضمن يک حرکت مسالمت آميز، مداوم، آهسته و پيوسته همين نکات را تذکر بدهد. مي خواهد نظرسنجي کند و حاصل نظرسنجي را در اختيار نهادهاي حکومتي بگذارد. مي خواهد بگويد اگر مردم به کاستي هاي قوانين آگاه بشوند خود آن را نسخ مي کنند و بهتر است حکومت پيش دستي کند. افسوس کمپين در يک سالگي با انواع محکوميت ها که بازدارنده است مواجه شده. با مجازات هاي تعليقي، با وثيقه هاي هنگفت، کفالت، ضمانت و در مجموع سرکوب، در مدتي کمتر از يک سال، ده ها رويداد با هدف سرکوب اتفاق افتاد. نهادهاي امنيتي با تعدادي زن که چند ورق کاغذ و يک خودکار و يکي دو سايت فيلتر شده همه دارايي شان بود مثل لشکري که مسلحانه به جنگ شان آمده بود برخورد کردند. حال آنکه مي توانستنند از کمپين براي کسب مشروعيت استفاده کنند. در بهترين حالت مي توانستند نمايندگاني از کمپين را به مذاکره فراخوانند و مذاکرات مجلس را با مطالبات آنان جلا بدهند. افسوس به جاي کار سياسي، ضرب و شتم و فحش هاي رکيک، بازداشت و حبس و محکوميت انتخاب شد. افسوس که کمپين در يک سالگي زير بار سنگين حمله ها و هجوم ها پير شده است. اميد که بتواند با اتکا به مراجع ديني، حوزه هاي روشنفکري سکولار، فقها و مقامات درون حکومتي و شخصيت هاي بين المللي که طي اين يک سال کمپين رابه صورت صريح يا تلويحي حمايت و امضا کرده اند استوار راه را ادامه بدهد. هرچند راه رفتن در اين مسير ناهموار به پرش با مانع مي ماند.
نیک آهنگ کوثر n.kosar@roozonline.com
حميد احدي در حالي که دولت آشکارا از دادن گزارش عملکرد برنامه چهارم توسعه که مطابق قانون موظف به ارائه سالانه آن به مجلس است طفره مي رود، اين تاخير ديروز با واکنش رييس مجلس که از هواداران جدي او محسوب مي شود مواجه شد. حميد احدي در حالي که دولت آشکارا از دادن گزارش عملکرد برنامه چهارم توسعه که مطابق قانون موظف به ارائه سالانه آن به مجلس است طفره مي رود، اين تاخير ديروز با واکنش رييس مجلس که از هواداران جدي او محسوب مي شود مواجه شد. کارشناسان معتقدند علت طفره رفتن دولت از اجراي قانون و تهيه گزارش، در حالي که در عمل آشکار گشته که مجلس هفتم نقش نظارتي خود را جدي نمي گيرد و با مسوولان دولتي همراهي مي کند، بدان جهت است که امضا گذاشتن پاي گزارش رسمي عملکرد دولت، عملي دشوار خواهد بود. عملکرد دو ساله دولت نشان مي دهد که مقامات باقي مانده در دولت احمدي نژاد ترجيح مي دهند که با شيوه هاي هيجاني و شعار و بدون اعتنائي به کارشناسي و آمار کشور را اداره کنند و در اين راه دلمشغولي ها و نگراني هاي کارشناسان را نه که به چيزي نمي گيرند بلکه با استفاده از دستگاه تبليغاتي وسيعي که تدارک ديده اند مي کوشند منقدان را حتي در سطح وزيران کابينه و استانداران و همراهان دولت ساکت نگاه دارند. به گفته کارشناسان برکناري هفت مقام ارشد دولتي که در دو سال گذشته [پنج تن آن ها به تندي و زشتي بي سابقه اي] به دنبال تذکرهاي نرمي بوده است که در مورد تصميم هاي شتابزده رييس جمهور بيان کرده اند. در همين ارتباط، وزراي سابق صنايع، نفت و رفاه، رييس سابق سازمان برنامه و مديرعامل سابق سازمان تامين اجتماعي در سخنراني هائي نشان داده اند که از خود محوري ها و بي اعتنائي هاي رييس جمهور به نظرات ديگران آزرده بوده اند. از سوي ديگر بي اطلاع ماندن مقامات بالاتر از تغييراتي که در حوزه مديريتي آن ها رخ مي دهد و همين طور مقاماتي که برکنار مي شوند از جمله مشخصه هاي دولت نهم تلقي شده است. به گفته يک نماينده مجلس، محمود احمدي نژاد گويا چنين روش هائي را ارزش مي داند و قصد دارد همين رفتار را با مجلس و مقامات ديگر نظام هم انجام دهد که اينک با مقاومت هائي روبه رو شده است. در حالي که با خالي کردن همه مديريت هاي محلي و استاني و دولتي از افراد غيرخودي کوشش فراگيري به کار رفته که رفتارهاي عجيب رييس جمهور آشکار نشود، اما گهگاهي هم از جانب نمايندگان جناح اقليت بخش هائي لو رفته که جاي تامل دارد. آخرين آن ها ولي الله شجاع پوريان نماينده فراکسيون اقليت که گفته "رويكرد غالب رئيس دولت نهم در انتخاب كابينه و در زمان معرفي آن به مجلس اين بود كه افراد معرفي شده يا هم وزن يا يك پله پايينتر از خودش باشند. اين در حالي بود كه در جريان اصولگرايي شخصيتهاي مقتدرتري از نظر مديريت وجود داشت اما احمدي نژاد سراغي از اين افراد نگرفت. شاخصي كه خود احمدي نژاد درباره كابينه مطرح كرده اين است که "اين افراد گمنام و سرباز هستند و به دنبال ژنرالها نيستند." شجاع پوريان از ديده هاي خود در جريان سفر هيات دولت به استان خوزستان گفته تعامل رئيس دولت نهم با همكاران خود يك تعامل تحكمآميز و در برخي موارد تحقيرآميز است: "در جلسه هيات دولت در خوزستان من چيزي را از نزديك ديدم كه برايم باور كردني نبود.در آنجا يكي از اعضاي كابينه نكتهاي را در گوشي به وزيري كه در كنارش نشسته بود گفت كه اين رفتار با تندي احمدي نژاد روبهرو شد، رفتاري كه امروز با يك بچه انجام نميشود اين موارد نشان ميدهد كه هيات دولت قائم به فرد است و عقل جمعي در دولت حكمفرما نيست و جايش را خودرايي و خودمحوري گرفته است." لجاجت و پادرمياني ماه گذشته و همزمان با بالاگرفتن اعتراض هائي که به ناشنيده ماندن درخواست هاي مجلس توسط دولت صورت مي گيرد، احمدي نژاد در يک مصاحبه مطبوعاتي ادعا کرد گزارشي که دو ماه قبل به کميسيوني در مجلس داده شده همان است که قانون مي گويد و گزارش ديگري در کار نيست. اين نظر با گلايه شديد نمايندگان فراکسيون هاي اقليت و اکثريت مجلس روه رو شد که آن را توهين به قوه قانونگراري مي دانستند؛ اما محمد رضا باهنر که نقش رابطه دولت نهم و مجلس را ايفا مي کند با پادرمياني فضا را ازاد کرد و به منتقدان قول داد که با دولت موضوع را حل کند. در همين زمان معلوم شد که رييس مجلس بعد از دو بار تذکر به رييس دولت، سرانجام در نامه اي از رهبر جمهوري اسلامي کسب تکليف کرده است. اما همه اين ها نتيجه اي نداد تا هفته گذشته که انشاي فصيحي از سوي اداره رسانه هاي دولت براي مطبوعات فرستاده شد که حتي بعضي از روزنامه هاي هوادار دولت نيز درباره صفات به کار برده شده تمجيدهاي غلوآميز از دولت در گزارش خودش گلايه کردند، اما جالب اين که اين بار دو روز بعد از انتشار آن گزارش، هنگامي که باز خبرنگاري موضوع گزارش عملکرد برنامه چهارم را مطرح کرد جواب شنيد کدام گزارش، گزارش دولت همين است که منتشر شده است. اين در حالي است که قانون براي ارائه گزارش سالانه رييس جمهور مهلتي مشخص تعيين کرده و آن را سالانه دانسته در حالي که مقاله نوشته شده توسط مرکز رسانه هاي رياست جمهوري دو ساله است و ربطي به برنامه چهارم ندارد. از همين رو رييس مجلس حداد عادل در مصاحبه مطبوعاتي ديروز خود در پاسخ به اين پرسش كه "چرا دولت هنوز گزارش نظارتي عملكرد برنامه چهارم را نداده است گفت:"نظرمان را در مورد گزارش نظارتي برنامهء چهارم به دولت گفتهايم و خواستار آن هستيم كه رييسجمهوري هرچه زودتر در مجلس حضور پيدا كند و گزارش عملكرد دولت را در مورد اجراي برنامهء چهارم توسعه به نمايندگان بدهد." وي تاكيد كرد: "اين نظر صريح مجلس است و همچنان هم اعلام ميكنيم كه منتظر هستيم تا رييسجمهوري اين گزارش را به مجلس ارايه كند." تذکر ها اين تذکر در زماني رخ داد که بنا به گزارش خبرگزاري مهر حتي رهبر جمهوري اسلامي، در ديدار با هيات دولت، به دولت توصيه کرد که به برخي مسائل بيش تر توجه کند. از جمله مواردي که آيت الله خامنه اي برشمرد جدي گرفتن سند چشمانداز 20 ساله اولين اين سفارشها بود. و آن گاه تقويت نگاه كارشناسي، تلاش براي اطلاعرساني صحيح و توجه كامل به سياستهاي اصل 44 . اين تذکرها و تذکرات مکرر نمايندگان مجلس در زماني لازم دانسته شده که دولت دارد بررسي هاي خود براي تهيه لايحه بودجه سال اينده را انجام مي دهد و در صدد است که با منحل کردن سازمان برنامه کار بودجه نويسي را در دفتر رييس جمهور متمرکز کند و مهم تر اين که از گفته ها مشخص مي شود که گروه تازه قصد دارند بودجه مبهم و مختصري رابه تصويب مجلس برسانند که کلياتي در آن باشد و نمايندگان را از بررسي و نظارت بر جزئيات بازدارد. دزر همين راستا، پيش بيني مي شود دولت مانند دو سال گذشته در آخرين روزها لايحه اي تقديم کند که مجلس زمان کافي براي بررسي اجزاي آن نداشته باشد و همزمان با آن، معاونان وزيران بکوشند در جلسات با دادن وعده هاي بزرگ تر به نمايندگان مجلس راي مثبت آن ها را به دست آورند. امسال با توجه به در پيش بودن انتخابات و علاقه مندي اکثريت نمايندگان مجلس به انتخاب دوباره اين کار به دو سردار سپاه ذوالقدر و افشار سپرده شده که به عنوان قائم مقام و معاون سياسي وزارت کشور امور انتخابات را در دست دارند. به زبان ديگر همان نگراني که عماد افروغ هنگام راي اعتماد مجلس به مصطفي پورمحمدي با اشاره به سابقه امنيتي وي يادآور شد و گفت چنين وزير کشوري کشور را امنيتي مي بيند. بدان نشاني که اينک وزارت کشور علاوه بر وظايف خود وظايف بقيه وزارت خانه ها را هم به عهده گرفته . عماد افروغ از رياست کميسيون فرهنگ برداشته باشد و چنان ازار ديده که اعلام داشته دوره آينده داوطلب نمايندگي مجلس نمي شود. حداد عادل رييس مجلس در مصاحبه ديروز خود گفت احساس ميشود يك تحولي در ساختار لايحه بودجه ضرورت دارد در همين راستا نيز دولت وعده داده كه اين تحول را عملي ميكند به همين خاطر انتظار ميرود بودجه سال 87 به گونهاي تقديم مجلس شود تا نمايندگان روي مسايل بنيادين تعقل و تفحص كنند. رييس مجلس که انکار با طرح دولت براي تهيه بودجه کلي موافق مي نمايد به خبرنگاران گفت: "در سالهاي گذشته نمايندگان مشكلات حوزهء انتخابيه خود را زمان بودجهبندي رفع ميكردند و به اين ترتيب جزييات را به كليات بودجه ترجيح ميدادند اما ما نبايد به قول معروف هنگامي كه درخت را ميبينيم جنگل را فراموش كنيم، بنابراين بهتر است با ايجاد يك تحول، نواقص گذشته در امر بودجهبندي را رفع كنيم."
روزبه ميرابراهيمي شيرين عبادي برنده ايراني جايزه صلح نوبل در سال 2003 در ديدار با کميته پيگيري وضعيت دانشجويان محروم از تحصيل ضمن حمايت از حق تحصيل اين افراد از سفر قريب الوقوع "لوئيز آربور" کميسر ارشد حقوق بشر سازمان ملل به ايران خبر داد. به گزراش ادوار نيوز وي ديروز و در ملاقات اعضاي کميته تازه تاسيس پيگيري وضعيت دانشجويان ممنوع التحصيل که در دفتر کانون مدافعان حقوق بشر صورت گرفت گفت:" خوشبختانه لوئيز آربور کميسر عالي حقوق بشر برنامه آمدن به ايران دارند که من موارد نقض حقوق بشر و مسايل شما را به ايشان منتقل مي کنم. خيلي عجيب است براي آنها که کساني که حتي تعليق قطعي هم ندارند از ورودشان به داخل دانشگاه شفاها جلوگيري مي شود". اين وکيل دادگستري اضافه کرد که "حق تحصيل از حقوق بنيادين هر انساني است ، بايد از تمام امکانات قانوني در سطح ملي و بين المللي استفاده کنيد تا به حق خود برسيد، در اسلام هم به اين نکته توجه شده است". محمد علي دادخواه عضو ديگر کانون مدافعان حقوق بشر که در اين ديدار حضور داشت نيز گفت:" شما يک سري حقوق مسلم ، فطري و بنيادين داريد که به آنها حقوق بشر مي گويند ، تحصيل از جمله همين حقوق فطري شما است. دانشگاه حق مکتسب است و اين با اينکه غير قانوني به شما اجازه ورود به دانشگاه نمي دهند و جلوي اين حق را گرفتند منافات دارد. اگر قانوني بود کتبي اعلام مي کردند به اين دليل اجازه ورود نمي دهيم اما غير قانونيست که گريز مي کنند. " در اين ديدار چند تن از اعضاي کميته در سخناني به تشريح روند وارد آوردن فشار به دانشجويان و اساتيد و شدت گرفتن اين فشار در دوره رياست جديد دانشگاه علامه ، لغو کانون هاي فرهنگي و سياسي و علمي در دانشگاه ، توقيف شدن مجوز نشريات و ندادن مجوز جديد به افراد متقاضي ، احضار هاي مکرر دانشجويان به کميته انضباطي ، حراستي شدن فضاي دانشگاه ، تحريک دانشجويان به خشونت ،پر داختند. سپس يکي از اعضاي کميته از نقض غيرعادلانه حقوق خود سخن گفت و اينکه "ابلاغ بعد از تاريخ دعوت و تشکيل جلسه به دست فرد رسيده و بدون حضور فرد در مواردي جلسه تشکيل شده و عناوين و اتهاماتي به افراد گفته مي شود که مصاديقش وجود ندارد و يا اتهاماتي که جزء جرايم عمومي است به افراد گفته شده است. احکام حکم محرمانه دارند. روند تفهيم اتهام همراه با توهين و تحقير دانشجويان است . نه حق دفاع به دانشجو داده مي شود و نه تفهيم اتهام رعايت مي شود". در همين زمينه يکي ديگر از اعضاي کميته پيگيري وضعيت دانشجويان محروم از تحصيل به بي سابقه بودن اين قضايا اشاره کرد و گفت: "روند حکم ها 40 برابر شده است. در زمان رياست قبلي دانشگاه علامه ، هيچ حکم سياسي نداشتيم فقط 1 احضار بوده است اما الان براي 27 نفر که احضار شده اند حکم 40 ترم تعليق آمده است و از رييس دانشگاه مي خواهيم توضيح دهند اما ايشان وقت نمي دهند!" لازم به ذکر است دانشجويان تعليق شده از تحصيل دانشگاه علامه که در پي اعتراضات دانشجويي بهار گذشته در اين دانشگاه از تحصيل محروم شده اند با تشکيل اين کميته اي قصد پيگيري وضعيت خود را دارند. اعضاي اين کميته ديروز با صدور بيانيه رسما آغاز بکار خود را اعلام کرد. در بيانيه آغاز بکار اين کميته که در مطلع آن به ماده 26 اعلاميه جهاني حقوق بشر – "هر کس حق دارد از آموزش بهره مند شود" – اشاره شده آمده است: "حق آموزش و تحصيل از جمله حقوق اساسي بشر و در زمره ي مهمترين حقوق شهروندي است که در تمامي اسناد مهم حقوق بشري از اعلاميه ي جهاني گرفته تا ميثاقهاي مربوط به آن،که به تاييد دولت ايران نيز رسيده است از آن ياد شده است". اين بيانيه يادآور مي شود:" قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز به عنوان متني که حدود و ثغور و اختيارات و تکاليف قانوني قواي حکومتي بر اساس آن تعريف مي شود، در بند سوم از اصل سوم خود «آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه، در تمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالي» را از وظايف اصلي دولت جمهوري اسلامي خوانده است. اصل سي ام قانون اساسي نيز به نحو صريحي وظيفه ي دولت در تامين حق آموزش براي همه را متذکر مي شود. مع الاسف تا امروز موارد بسياري بوده است که «حق آموزش» افراد بدون توجه به اصول اوليه ي حقوقي و به طور غير قانوني، نقض و سلب شده است." کميته تازه تاسيس جمعي از ممنوع التحصيل شدگان در ادامه بيانيه خود مي نويسند:" يکي از بارزترين موارد نقض حق آموزش صدور احکام «تعليق از تحصيل» به وسيله ي کميته هاي انضباطي براي دانشجويان است . امروزه کمتر فعال دانشجويي را مي توان يافت که طعم تلخ محروميت از تحصيل را تحت عناوين مختلف سه ستاره، اخراجي يا تعليقي نچشيده باشد. متاسفانه اين احکام محروميت از تحصيل نه مطابق قانون که بر اساس سلايق تنگ سياسي صادر مي شود." بيانيه ضمن سياسي ، غيرقانوني و غير حقوقي دانست احکام صادر شده براي دانشجويان دانشجويان ادامه مي دهد:" دانشجويان دانشگاه علامه در حالي به دلايل عقيدتي و سياسي و صنفي از تحصيل محروم مي شوند که بنا بر نص صريح اصل بيست و سوم قانون اساسي « تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ کس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد» اين در حالي است که دانشجويان محروم از تحصيل هر گز از مدار مسالمت و قانون خارج نشده اند و جز تمکين رييس و کادر مديريت دانشگاه در برابر قانون، خواست ديگري نداشته و ندارند. با اين حال کميته ي انضباطي دانشگاه علامه در يک روند نا عادلانه که حداقل حق دفاع و بديهي ترين اصول دادرسي عادلانه نيز درآن رعايت نشده است اقدام به صدور حکم محروميت از تحصيل براي نزديک به ۳۰ نفر از فعا لين دانشجويي دانشگاه علامه کرده است. " در بيانيه اين کميته با انتقاد از مسئولين دانشگاه آمده است: "متاسفانه مديريت، حراست و دبير و رييس کميته ي انضباطي دانشگاه، نه تنها نقض آشکار قانون را به رويه ي معمول خود تبديل کرده اند، بلکه استناد دانشجويان به قانون اساسي را نيز بر ن