تبليغاتX
همين جوري

اسراييل، برنامه هسته ای ۴۴ ساله و خريد موشک های مدرن

میترا فرهمند (اسراییل)

به رغم درخواست گروه های مدافع محيط زيست برای تعطيل شدن تاسيسات هسته ای اسراييل، يک مقام ارشد برنامه هسته ای اسراييل اعلام کرد، فعاليت تاسياست هسته ای «ديمونا» در جنوب اسراييل ادامه خواهد يافت.

الحنان (الی) ايبروموف، درمصاحبه ای با شبکه خبری دوم تلويزيون اسراييل گفت: «به رغم آنکه تاسيسات هسته ای ديمونا ۴۴ سال است فعاليت می کند، تدابير امنيتی برای ادامه کار آن به عمل آمده و خطر نشت هسته ای از اين تاسيسات نمی رود.»

بنا به گزارش های منابع غربی، اسراييل دراين تاسيسات بمب هسته ای توليد می کند و تاکنون نيز بيش از ۲۰۰ کلاهک هسته ای که در اين تاسيسات توليد شده اند را در زرادخانه های خود انبار کرده است.

شيمون پرز، ریيس جمهوری اسراييل که بنيانگزار اين تاسيسات بوده، می گويد، اسراييل از حس مسووليت برخورداراست و هيچ کشوری را نيز تاکنون به کاربرد توانايی هسته ای نظامی، تهديد نکرده است.

اما گروه های مدافع محيط زيست می گويند که خطر نشت مواد مرگبار هسته ای، منطقه ای که اين تاسيسات در آن قرار دارد را با خطر وقوع يک فاجعه بزرگ رو به رو کرده است.

خريد موشک های مدرن

همزمان وب سايت روزنامه يديعوت آخرونوت گزارش داده است که اسراييل برای تقويت توان دفاعی خود در برابر خطراتی که ازناحيه موشک های دوربرد «حکومتهای متخاصم»، اسراييل را تهديد می کند، موشک های مدرن تری خريداری خواهد کرد.

بنا براين گزارش، اسراييل درنظر دارد موشکهای جديد «پاتريوت» از سری «P.A.C ۳» را که ازسوی کارخانجات صنايع نظامی و هوايی امريکايی «لاکهيد مارتين» ساخته می شود، خريداری کند که قدرت رهگيری آن درتعقيب موشک های زمين به زمين که از سوی گروه های مخالف اسراييل شليک شود، بهتر از موشک های پيشين به کار رفته در سيستم های «پاتريوت» است. 

اسراييل درنظر دارد موشکهای جديد «پاتريوت» از سری «P.A.C ۳» را که ازسوی کارخانجات صنايع نظامی و هوايی امريکايی «لاکهيد مارتين» ساخته می شود، خريداری کند که قدرت رهگيری آن درتعقيب موشک های زمين به زمين که از سوی گروه های مخالف اسراييل شليک شود، بهتر از موشک های پيشين به کار رفته در سيستم های «پاتريوت» است. 

اين موشک های جديد می توانند موشک های شليک شده از هواپيما و نيز موشک های هدايت شونده کروز را نيز هدف قرار دهند.

همچنين به گفته کارشناسان نظامی، ۱۶ فروند ازاين نوع موشکهای جديد را می توان همزمان با هم از يک سيستم «پاتريوت» شليک کرد.

نخستين بار که پشت جبهه اسراييل هدف موشکهای ميان برد يک کشور قرارگرفت، درزمان جنگ سال ۱۹۹۱ و حمله نيروهای بين المللی به عراق به دليل اشغال کويت از سوی صدام حسين بود.

در آن زمان، به دستور صدام ۳۹ فروند موشک ميان برد از غرب عراق، شهرهای مرکز اسراييل را هدف قرار دادند.

گروه حزب الله نيز درجنگ ۳۳ روزه سال گذشته بيش از ۴ هزار فروند راکت و موشک کوتاه برد به سوی اسراييل شليک کرد.

اما سيستم های آمريکائی «پاتريوت» و سيستم اسراييلی «آرو» برای مقابله با موشک های دوربرد و باليستيک طراحی و ساخته شده اند.

مقامات اسراييل می گويند، درصورت وقوع يک جنگ با سوريه، ممکن است ارتش سوريه، از موشک های ميان برد خود استفاده کند.

حسن نصرالله نيز اخيرا اسراييل را به کاربرد موشک های ميان برد برای هدف قراردادن سراسر اين کشور، تهديد کرد.

درعين حال، اسراييل از افزايش قدرت موشک های دوربرد جمهوری اسلامی ايران نيز ابرازنگرانی کرده است. به گزارش رسانه های اسراييل، توانمندی سپاه پاسداران ايران درکاربرد موشک های شهاب – ۳ پس از به کارگيری يک سيستم جديد کنترل از راه دور، به ميزان زيادی افزايش يافته است.

بنا براين گزارش، ايران اکنون می تواند، شمار زيادی از موشک های شهاب - ۳ را همزمان شليک کند و پس از شليک نيز جهت رهگيری آنها را دنبال کند.

رسانه های اسراييل و خبرگزاری آسوشيتد پرس نوشته اند، ارزيابی ناظران نظامی اين است که ايران اين سيستم جديد را با کمک چين و کره شمالی به دست آورده است.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 18:42 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

«شمال شهر» يک سرزمين (گزارش خبرنگار اعزامی راديو فردا به رام الله)

میترا فرهمند (اسراییل)

کلوبی مجلل و گران، رستورانی زيبا و تزيين شده که درکنارغذاهای عربی در منوی آن خوراک های شناخته شده غربی نيز سرو می شود، وخانه های ويلائی با پشت بام های سفالی قرمزرنگ...

اين جملات، توصيف بخشی از اروپای مدرن و مرفه يا مناطق ثروتمند نشين کشورهای عربی خاورميانه نيست، اينجا رام الله است. شهری که اکنون ۱۴ سال است مقر رسمی تشکيلات خودگردان فلسطينی محسوب می شود.

اما آنچه که دربالا تصوير شده، همه رام الله نيست. رام الله، در کناره غربی رود اردن، مناطق فقيرنشين بسياری نيز دارد؛ با فلسطينی هايی که با تنگدستی روزگار را می گذرانند.

محمود درويش، شاعر مشهور فلسطينی اخيرا به کنايه گفته بود: «ما فلسطينی ها درآرزوی يک کشور مستقل فلسطين بوديم. اما با حوادث خونينی که دوماه پيش درغزه رخ داد، غزه به کشوری برای حماس تبديل گرديده و کرانه باختری به کشوری برای جنبش فتح مبدل شده است.»

پايتختی بدون کشور!

رام الله از ديرباز برای بسياری ازفلسطينی ها رويايی مجذوب کننده بوده است و کم نيستند دختران فلسطينی که آرزو دارند با مردی از اهالی رام الله ازدواج کنند.

برخی از ايرانيان اسراييل هم، رام الله را با مقياس های ايرانی چنين توصيف می کنند: «اين شهر، شمال تهران سرزمين های فلسطينی است!»

اما آنچه اين شهر را برای فلسطينی ها، شاخص ساخته؛ تنها زندگی نسبتا آرام و مرفه نيست، روشنفکران، شاعران و نويسندگان فلسطينی بسياری نيز در رام الله زندگی می کنند.

محمود درويش هنگامی که پس از سال ها زندگی درلبنان و ساير کشورهای عربی به سرزمين های فلسطينی بازگشت، رام الله را برای اقامت خود برگزيد.

ياسرعرفات نيز هنگامی که برای نخستين بار پس از امضای پيمان های صلح اوسلو ميان سازمان آزاديبخش فلسطين با دولت وقت اسراييل درزمان حيات اسحاق رابين، به سرزمين های فلسطينی بازگشت، تنها مدتی بسيار کوتاه درغزه بود. عرفات نيز رام الله رابرای زندگی خود انتخاب کرد.

سيزدهم سپتامبر ۲۰۰۷، درست ۱۴ سال از امضای پيمان های صلح اوسلو می گذرد. با نزديک شدن به اين سالروز، و درحالی که طبق توافق صلح اوسلو قراربود، کشور فلسطين تا سال ۱۹۹۸ برپا شده باشد، اين رويا همچنان دور به نظر می آيد.

دو پادشاه در يک اقليم

 اين روزها، موضوع داغ صحبت ها درکوی و برزن های رام الله، ميزان قدرت محمود عباس (ابومازن) درحفظ تسلط بر کرانه باختری، پس از افتادن نوارغزه به دست نيروهای مسلح سازمان حماس است.

در ميان ساکنين رام الله نيز کم نيستند کسانی که با محمود عباس موافقند و چون او رخدادهای دوماه پيش غزه را «کودتای خونين و از قبل برنامه ريزی شده حماس» توصيف می کنند.با اين حال بسياری از مردم می گويند، نمی دانند تا چه هنگام اين جدائی ميان غزه با کرانه باختری می تواند ادامه داشته باشد.

برخی از ساکنان رام الله می گويند، بسياری ازمقامات فلسطينی، برای خود درکشورهای عربی يا اروپای مدرن، خانه و املاک گران قيمت خريده اند و اکثر فرزندان آنها در غرب اروپا تحصيل می کنند و زندگی و تحصيل در غرب را بر زندگی همراه با تنش درسرزمين های فلسطينی ترجيح می دهند.

برخی از ساکنان رام الله می گويند، بسياری ازمقامات فلسطينی، برای خود درکشورهای عربی يا اروپای مدرن، خانه و املاک گران قيمت خريده اند و اکثر فرزندان آنها در غرب اروپا تحصيل می کنند و زندگی و تحصيل در غرب را بر زندگی همراه با تنش درسرزمين های فلسطينی ترجيح می دهند.

دراين وضعيت که غزه و کرانه باختری به دو مملکت جدا تبديل شده اند و ياد آور ضرب المثل ايرانی «دو پادشاه در يک اقليم» هستند، و درحالی که حتی درماجرای خاموشی اخير برق غزه نيز هريک از دو سازمان فتح و حماس، ديگری را به تحميل رنج به مردم غزه متهم می کرد، محمود عباس برای برگزاری انتخابات زود هنگام پارلمانی عزم خود را جزم نشان می دهد.
 
برای اينکه نيازی به رای موافق پارلمان منحل شده فلسطينی نباشد، او اخيرا شورای مرکزی سازمان آزاديبخش فلسطين را به نشستی اضطراری در رام الله فراخواند.

محمود عباس به اين مخاطره دست زد که رياست خود بر تشکيلات خودگردان فلسطينی را نيز به چالش بکشد. او قول داده که همزمان با انتخابات زودرس پارلمانی، برای انتخاب رييس تشکيلات خودگردان فلسطتينی نيز انتخابات تکرار شود، درحالی که دوره قانونی رياست او هنوز به پايان نرسيده است.

يک نظرسنجی که اخيرا به عمل آمده نشان می دهد، اسماعيل هنيه رهبر حماس درغزه ممکن است به چالشی جدی بر سر راه محمود عباس مبدل شود و اگر نامزد رياست تشکيلات خودگردان فلسطتينی شود، هيچ بعيد نيست که اين مقام را ازآن خود کند؛ درحالی که محمود عباس اورا به خاطر «کودتای خونين» غزه از نخست وزيری اخراج کرده است.

هنگامی که دفتر شبکه تلويزيونی عرب زبان دولت امريکا، «الحره»، شخصيت های فلسطينی را اخيرا به شرکت دريک ميزگرد دعوت کرد، حتی با ايما واشاره  نيز از احتمال آشتی فتح وحماس سخنی نرفت.

دفتر شبکه «الحره» درطبقه دوم ساختمانی دررام الله قراردارد که طبقه اول آن، يک رستوران است.

«الحره» ماموريت دارد که  اهميت رعيات حقوق بشر و نظام سياسی دموکراتيک را در ۲۲ کشور عرب زبان به گوش مردم برساند.

حماس خبرنگاران شبکه رسمی تلويزيونی فلسطينی را از رفتن به غزه منع کرده است. برخی از مردم دررام الله با ماهواره، پنهانی برنامه تلويزيونی شبکه غير رسمی حماس را که به نام «الاقصی» از غزه پخش می شود، نگاه می کنند تا بدانند، «حماس چه می گويد و وضع به کجا می انجامد.»

حماس دوربين های تلويزيونی خبرنگاران عربی را نيز که اخيرا از يک تظاهرات نيروهای فتح درغزه فيلمبرداری کردند، توقيف کرده است.

«پناهنده به رام الله»

شمار اندکی از مردم غزه که پس از تسلط حماس براين منطقه، با درخواست دولت فلسطينی ها از سوی اسراييل اجازه يافتند به کرانه باختری بروند و اکثرا از مقامات ارشد جنبش فتح يا خانواده های آنها هستند، می گويند، حماس نشان داده که قدرت اداره غزه را ندارد و همين ماجرای خاموشی گسترده برق غزه هنگامی به پايان رسيد که حماس به اتحاديه اروپا تعهد داد که از پول های کلان اتحاديه برای نهادهای وابسته به حماس سو استفاده نکند.

برخی از مردم دررام الله با ماهواره، پنهانی برنامه تلويزيونی شبکه غير رسمی حماس را که به نام «الاقصی» از غزه پخش می شود، نگاه می کنند تا بدانند، «حماس چه می گويد و وضع به کجا می انجامد.»

يکی از همين اهالی غزه که خود را «پناهنده به رام الله» معرفی می کند، به راديو فردا می گويد:  «نيروهای فتح و طرفداران آنها که پس از تسلط حماس برغزه شوکه شده بودند، کم کم تحرکاتی از خود نشان می دهند. هنگامی که درعمليات نظامی ارتش اسراييل درتعقيب شبه نظاميان راکت انداز فلسطينی، در هفته سوم ماه اوت دو کودک فلسطينی کشته شدند، جنبش فتح برای خود چادر جداگانه سوگواران را با پرچم های زردرنگ اين جنبش برپا کرد و حماس نيز با پرچم های سبز سعودی خود، چادر ديگری برای سوگواران درست کرده بود.»

دريک روزبسيار داغ اواخر ماه اوت، دريک قهوه خانه معمولی دررام الله، مردان بسياری اوقات خود را با ورق بازی، يا شرط بندی برسر بازی با مهره ها می گذرانند و درحالی که قليان می کشند، هرازگاهی سر خود را بالا کرده و به صفحه تلويزيونی خيره می شوند که با بازويی آهنی به ديوار قهوه خانه نصب شده و اخبار ملاقات قريب الوقوع ديگری ميان اهود اولمرت، نخست وزيراسراييل، با محمود عباس را می شنوند.

گوينده ياد آوری می کند که هفته گذشته نيز شيمون پرز رييس جمهوری اسراييل که از معماران اصلی صلح با فلسطينی ها بوده، ديدارهايی با سلام فياض، نخست وزير فلسطينی داشته، و نيز ذکر می کند که پرز قراراست به زودی با محمود عباس هم ديدار آشکاری داشته باشد.

شيمون پرز تنها رهبر اسراييلی است که از تلاش های صلح اوليه زنده مانده است. او که همين روزها ۸۴ ساله شد، دوماه پيش به مقام رياست جمهوری اسراييل رسيد.

اسحاق رابين را که همراه با پرز و عرفات امضا کننده پيمان صلح اوسلو بود، دو سال پس از آن رخداد تاريخی، به دست يک دانشجوی يهودی افراطی ترور شد.

ياسرعرفات نيز دراوائل قرن درپاريس درگذشت. همين چند روز پيش برخی از فلسطينی ها دوباره مدعی شدند که اسراييل با تزريق ويروس ايدز، موجب مرگ عرفات شد.

بسام ابوشريف، يار و همراه زندگی عرفات اخيرا گفت، ژاک شيراک تنها کسی است که می داند چرا عرفات مرد، وخواهان اعلام راز مرگ عرفات شد.

بانوی اول بی وفا

عرفات هنگامی که با سوها طويل، دختر جوان مسيحی منشی خود ازدواج کرد، سوها را که به زندگی تجملی همراه با مادر مشهورش، ريمونده طويل درپاريس عادت کرده بود، به رام الله آورد.

عرفات هنگامی که با سوها طويل، دختر جوان مسيحی منشی خود ازدواج کرد، سوها را که به زندگی تجملی همراه با مادر مشهورش، ريمونده طويل درپاريس عادت کرده بود، به رام الله آورد.

اما سوها تحمل زندگی دائميرا  در رام الله نداشت وهمراه با ذهبه، دختری  که از ازدواجش با ياسرعرفات به دنيا آورده بود، به پاريس بازگشت و به خاطر همين سفرهای طولانی به پاريس نيز بارها مورد انتقاد فلسطينی ها قرار می گرفت.

سوها پس از مرگ عرفات نيز هيچگاه به رام الله که عرفات درآن به خاک سپرده شد، بازنگشته است.

اما آنچه بيش از هر چيز اين روزها نام سوها عرفات را به ياد فلسطينی های رام الله آورده است، خبرهايی است که درباره او در روزنامه های جهان عرب منتشر شده است. مطبوعات عرب نوشته اند، رييس جمهوری تونس اخيرا سوها عرفات را از خاک اين کشور اخراج کرده است.

سوها در سال های اخير با برادر همسر رييس جمهوری تونس زندگی می کرد. اما به نوشته مطبوعات عربی، دليل اخراج سوها از تونس، «معاملات بازرگانی غير قانونی» است که ممکن است دامنگير دولت تونس شود.

در رام الله کسی به سوها عرفات توجه ندارد. او هنگامی نيز که همسر عرفات بود، مورد توجه عامه فلسطينی ها نبود.

اين روزها با سالروز درگذشت ياسرعرفات هم مقارن است. اما اختلاف های داخلی ميان فتح و حماس که توش و توان بسياری از فلسطينی ها را گرفته، موجب شده که کمتر کسی برای سالروز مرگ عرفات برنامه ای قابل توجه برپا کند.

مقبره او هرچند در محوطه داخلی مقر رسمی تشکيلات فلسطينی قراردارد، اما نسبتا سوت و کور است. عکس ها وپوسترهای عرفات نيز که سال ها پشت ويترين های مغازه ها در رام الله قرار داشت، ديگر به ندرت ديده می شود.

MTV يا الاقصی؟

به زودی مسابقه «انتخاب بهترين خواننده دنيای عرب» و «فستيوال هنری جرش در اردن» علاقمندی نشان برپا می شوند. جوانان «شمال رام الله» گويی از شنيدن سال ها اخبار نزاع و درگيری خشته شده اند بيشتر می خواهند که اندامی چشم نواز داشته باشند و به «زندگی عادی» خود برسند!

درهمان قهوه خانه در رام الله، باز درحالی که صدای بازی مردان با مهره  طنين افکن است، صدای گوينده تلويزيون بلند است که می گويد، خانم کاندوليزا رايس نيز به زودی برای پيشبرد صلح به اسراييل و رام الله می رود، واضافه می کند که تونی بلر هم دوباره به نمايندگی از سوی کميسيون ۴ جانبه صلح خاورميانه به منطقه خواهد رفت.

مردی فلسطينی با ردای سفيدی که آلوده به لکه های رنگارنگ است ونشان فقر اوست، بدون آنکه سخنی بگويد، باشنيدن اين خبرها از تلويزيون، با بی حوصلگی دست خود را به گونه ای تکان می دهد که گويی ديگر به هيچ مناسبت ديپلماتيکی اميد ندارد و نگاهش را به دوردست می سپارد که درافق آن يک آبادی يهودی نشين مرفه نيز ديده می شود.

درحالی که غروب رسيده، و از بلندگوی مسجد محل، اذان نماز بلند است، درکلوب ورزشی مجللی که تازه درشمال شهر رام الله گشايش يافته، جوانان دختر وپسر خانواده های مرفه فلسطينی بر روی دستگاه های ورزشی می دوند و بر روی صفحات تلويزيونی کوچکی کرو به روی هريک از اين دستگاه های ورزشی نصب شده، «ام تی وی – MTV» و ديگر شبکه های موسيقی را تماشا می کنند.

به زودی مسابقه «انتخاب بهترين خواننده دنيای عرب» و «فستيوال هنری جرش در اردن» علاقمندی نشان برپا می شوند. جوانان «شمال رام الله» گويی از شنيدن سال ها اخبار نزاع و درگيری خشته شده اند بيشتر می خواهند که اندامی چشم نواز داشته باشند و به «زندگی عادی» خود برسند!

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 17:50 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

«اخراج ۱۲۸دانشجوی بهایی از دانشگاه های ایران»

جامعه بین المللی بهایی در بیانیه ای می گوید: به نامه محرمانه ای دست پیدا کرده که نشان می دهد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران سال گذشته دستور اخراج دانشجویان بهایی از دانشگاه را صادر کرده است.

به گفته جامعه بین المللی بهایی، نیمی از دانشجویانی که در پاییز سال گذشته در دانشگاه های ایران ثبت نام کردند به طور تدریجی در طول سال تحصیلی ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۶ از دانشگاه ها اخراج شدند.

این سازمان تعداد دانشجویان بهایی اخراج شده از دانشگاه های ایران را تنها در سال تحصیلی ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۶، حدود ۱۲۸نفر بر شمرده است.

به گفته جامعه بین المللی بهایی، «این نامه که مهر محرمانه بر آن خورده، توسط اصغر زارعی، مدیر کل حراست مرکزی وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری ایران امضاء شده است.»

این گزارش می افزاید: این نامه برای ۸۱ دانشگاه ایران ارسال شده است و اگر چه تاریخ دقیق این نامه مشخص نیست ، ولی محتوا و متن آن خوانا است.

دربخشی از این نامه که رونوشت آن در وب سایت «جامعه بین الملل بهایی»منتشر شده، آمده است: « اشخاص بهایی چنانچه در حین ورود به دانشگاه و یا حین تحصیل مشخص شود که بهایی هستند، می بایست از دانشگاه اخراج شوند.»

جمهوری اسلامی ایران هنوز در ارتباط با این نامه واکنشی نشان نداده و هیچ منبع مستقلی نیز این خبر را تایید نکرده است.

دیان علایی، نماینده جامعه بین الملل بهایی ایران در سازمان ملل متحد در گفت و گو با رادیو فردا به پرسش های ما درباره این نامه پاسخ می دهد.

در بیانیه ای که منتشر کردید، اشاره شده که جامعه بهایی به نامه محرمانه ای دست پیدا کرده که سیاست ایران را مبنی بر جلوگیری از تحصیل دانشجویان بهایی بیان می کند، شما چطور به این نامه محرمانه دست پیدا کردید؟

دیان علایی: خوب ، اگر نامه محرمانه است یعنی یک نفر این را به جامعه بهایی داده و ما توانستیم از این نامه استفاده کنیم.

یک نفر از مسوولان دانشگاه این نامه را به شما داده است؟

این را نمی توانم بگویم، چون ممکن است برای این فرد مشکل ایجاد شود، ولی همانطور که روی وب سایت ما هم می بینید این نامه دارای امضاء است.

شما در بیانیه خود اشاره کردید که اجازه تحصیل به جوانان بهایی داده نمی شود و در سال گذشته هم از حدود ۲۰۰ نفر از بهاییانی که وارد دانشگاه شدند ۱۲۸ نفربه محض شناسایی اخراج شدند. در حالی که در جامعه بهایی ایران افراد تحصیل کرده وجود دارد، آیا این دانشجویانی که اخراج شدند صرفا به خاطر مذهب خود اخراج شدند؟

تا دو سال پیش در فرم کنکور، ستونی برای اعلام مذهب فرد وجود داشت، بنابراین بهاییان نمی توانستند امتحان کنکور دهند.

وقتی دو سال پیش سازمان سنجش، فرم کنکور را عوض کرد، پس از ۲۵ سال ۲۰۰ نفر از جوانان بهایی هم برای اولین بار توانستند وارد کنکور دانشگاه شوند که از میان این ۲۰۰ نفر، ۱۲۸ نفر به طور تدریجی از دانشگاه اخراج شدند.

این افراد نه کار سیاسی می کردند و نه تبلیغ دین و فقط به خاطر آشکار شدن دین شان از تحصیل محروم شدند.

آیا می دانید که این افراد چگونه شناسایی شدند؟

آنها را احضار کردند و از آنها پرسیدند که بهایی هستند و آیا حاضر هستید که به اسلام تغییر دین دهید. در غیر این صورت اخراج خواهند شد. اتفاقا در این نامه محرمانه هم که به دست ما رسیده است این دستور برای ۸۱ دانشگاه در ایران هم ارسال شده است.

استنباط من از صحبت شما این است که بهاییانی که در ایران تحصیل کردند، دین خود را انکار کرده اند؟

من شخصا خبری ندارم که که کسی بهایی باشد و بتواند در ایران وارد دانشگاه شود. البته جامعه بهایی سعی کرده است به جوانان بهایی که در طول سال های گذشته امکان تحصیلات دانشگاهی ندارند از طریق آموزش از راه دور کمک کند.

سازمان ملل متحد در این مورد خاص چه اقداماتی برای کمک به جوانان بهایی انجام می دهد؟

ما در جامعه بین المللی بهایی به عنوان یک سازمان غیر دولتی در سازمان ملل متحد به تمام بخش های حقوق بشر سازمان ملل به ویژه گزارشگر ویژه سازمان ملل برای آزادی ادیان این موضوع را اطلاع دادیم؛ مخصوصا به سازمان یونسکو که آن هم برای آزادی تحصیلات کار می کند.

شما فکر می کنید مسایل و مشکلات جامعه بهایی ایران تنها به محدودیت هایی که حکومت ایجاد کرده محدود می شود یا بهایی ها در درون جامعه ایران هم مشکلات خاص خود را دارند؟

مسئله ایران این است که دولت روشی دارد که اجازه نمی دهد بهاییان مثل دیگر شهروندان ایرانی، بدون در نظر گرفتن دین و اعتقادشان زندگی معمولی داشته باشند. الان مسئله بهاییان در ایران این است که آنها امکانات برابری با سایر شهروندان ندارند.

شما اعتقاد دارید که اگر مسئله بهایی ها با حکومت حل شود، در جامعه هم مشکلات آنها خود به خود حل خواهد شد؟

قوانین جهانی حقوق بشر می گوید که دولت باید از تمام شهروندان خود مخصوصا وقتی آنها با تبعیض نژادی یا دینی مواجه می شوند، دفاع کند. بنابراین اگر روش دولت ایران مطابق قوانین بین المللی باشد، در صورتی که افراد متعصبی هم در جامعه باشند دولت می بایست از حقوق اقلیت های مذهبی دفاع کند.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 17:22 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

رادار اسراییلی برای شهرهای ایران: خاطرات یک مهندس

میترا فرهمند (اسراییل)

شايد بتوان اسراييل را اين روزها، اصلی ترين کشور مخالف با برنامه های هسته ای و نظامی ايران خواند. مقام های تل آويو، به اظهارات «خصمانه» مقام های تهران اشاره می کنند و برنامه هسته ای ايران را چون «تهديدی برای موجوديت کشور اسراييل» ارزيابی می کنند.

اما روزگاری برخی استراتژيست های همين کشور معتقد بودند که اسراييل نه تنها بايد به برنامه های نظامی ایران، چراغ سبز نشان دهد، بلکه چه بسا بايد به ايران برای پيشبرد چنين برنامه هایی کمک کند.

والبته ايران آن زمان و ايران اين روزها، تفاوت هايی جدی دارند که برای اسراييل، مهم ترينش، رويکرد نظام سياسی حاکم در برخورد با کشور اسراييل است.

شايد به همين دليل است که اسراييلی هايی که زمانی به ايران می آمدند تا به توان نظامی ارتش شاهنشاهی بيافزايند، اين روزها با نگرانی بسيار خبرهای پيشرفت های نظامی و هسته ای ايران را دنبال می کنند.

موتی بلوخ، يک از همين اسراييلی ها است که اکنون ۷۳ سال دارد و از پايه گذاران برخی از تاسيسات زيربنايی و راداری در ايران، در دوران حکومت محمد رضا شاه پهلوی بوده است.

آقای بلوخ، اخيرا در گزارشی مشروح که در روزنامه اسراييلی معاريو منتشر شده است، خاطرات را خود از دوران همکاری های نزديک ميان اسراييل با ايران در پيش از انقلاب، بازگو کرده است.

«بی تفاوت به برنامه هسته ای ايران»
 
موتی بلوخ بيان خاطرات خود را با نشان دادن آلبوم های متعدد عکس هايی که از سفرهايش به ايران داشته، همراه می کند.
 
اين عکس ها از شمال تا جنوب و شرق و غرب ايران را در بر می گيرد.

برخی از عکس ها او را در کنار ايرانيانی که در طرح های مشترک با اسراييلی ها سهيم بوده اند نشان می دهد و شماری از عکس ها نيز از روند پيشرفت برخی از تاسيسات زيربنايی است که او و همکاران اسراييلی و ايرانی اش در آن نقش داشته اند.

موتی بلوخ به معاريو گفته است، در سال های اخير که نام ايران و طرح های هسته ای آن کشور پيوسته در رسانه های گروهی اسراييل و دنيا مطرح می شود، وی با حسرت به ياد گذشته همکاری ها می افتد اما اين دغدغه نيز او را رها نمی کند که وی از همان آغاز می دانست تاسيسات زيربنايی  و چترهای راداری که اسراييلی ها برای ايران در بوشهر برپا می کردند، «تاسيساتی صرفا ساده برای بهره گيری مسالمت جويانه از انرژی هسته ای نبود.

موتی بلوخ به معاريو گفته است، در سال های اخير که نام ايران و طرح های هسته ای آن کشور پيوسته در رسانه های گروهی اسراييل و دنيا مطرح می شود، وی با حسرت به ياد گذشته همکاری ها می افتد اما اين دغدغه نيز او را رها نمی کند که وی از همان آغاز می دانست تاسيسات زيربنايی  و چترهای راداری که اسراييلی ها برای ايران در بوشهر برپا می کردند، «تاسيساتی صرفا ساده برای بهره گيری مسالمت جويانه از انرژی هسته ای نبود و از همان ابتدای کار، او اطمينان داشت که اين پروژه می تواند دردسر آفرين شود.»
 
او می گويد که از هنگامی که اين پروژه ها در نخستين گام های خود بود، «معلوم بود که ايرانی ها انديشه های بلندپروازانه دارند و در آخرين سال هايی که اسراييلی ها در ايران بودند، آلمانی ها نيز دراين پروژه سهم بسيار مهمتری را به خود اختصاص دادند.»

اين مهندس اسراييلی به معاريو گفته است: «از گفت وگوهايم با آلمانی ها به اين نتيجه رسيدم که آنها نيز به نيات واقعی دولت وقت ايران مظنون هستند اما هنگامی که اين امر را با مقامات اسراييلی در ميان گذاشتم، آنها توجه خاصی نکردند.»
 
موتی بلوخ می گويد: «اسراييل در توجه دقيق به اين مساله حساس کوتاهی نشان داد در حالی که موساد اسراييل نيز با مقامات وقت دولت ايران در ارتباط بود و اگر می خواست، می توانست آگاهی های دقيق تری کسب کند.»

نصب رادارهای نظامی

 موتی بلوخ درسال ۱۹۶۸ هنگامی که ۳۳ سال داشت، از طرف شرکت های متعدد اسراييلی که در آن ايام با ايران همکاری نزديکی داشتند، برای برپايی سيستم های ارتباطی و راداری به ايران دعوت شد.
 
او به معاريو گفته است: «در دعوت از من برای کار در ايران، بنيامين بلومبرگ سهمی داشت.»

 بلومبرگ در آن سال ها از نيروهای اطلاعاتی اسراييل  بود که در پروژه ساخت رآکتور هسته ای ديمونای اسراييل نقش داشت و از سوی شيمون پرز (رييس جمهوری کنونی اسراييل) به مقام مديرکلی وزارت دفاع نيز رسيده بود.
 
بلوخ می گويد:  «از سفری به صحرای سينای تازه به تل آويو بازگشته بودم که همسرم (که ديگر در قيد حيات نيست) گفت، بنيامين بلومبرگ تلفنی گفته است می خواهد قبل از سفر به ايران با او ملاقات کنی. بلومبرگ از من خواست در طول کار و اقامتم در ايران به گردآوری اطلاعات نيز بپردازم. در آن سال ها، اسراييل تشنه کسب آگاهی هايی درباره ايران بود و از من خواستند چشم خود را به خوبی بگشايم.» 

  • «از سفری به صحرای سينای تازه به تل آويو بازگشته بودم که همسرم (که ديگر در قيد حيات نيست) گفت، بنيامين بلومبرگ تلفنی گفته است می خواهد قبل از سفر به ايران با او ملاقات کنی. بلومبرگ از من خواست در طول کار و اقامتم در ايران به گردآوری اطلاعات نيز بپردازم. در آن سال ها، اسراييل تشنه کسب آگاهی هايی درباره ايران بود و از من خواستند چشم خود را به خوبی بگشايم.»

موتی بلوخ

سه روز بعد او با گذرنامه اسراييلی و در حالی که کارت عضويت در يک شرکت ايرانی به او داده شده بود، وارد فرودگاه مهرآباد تهران شد.
 
او و ۱۵ اسراييلی ديگر همراه با ۷۵۰ عضو آن شرکت ايرانی به برپايی تاسيسات راداری برای دفاع هوايی در تمامی سرزمين ايران مشغول شدند.

بلوخ می گويد: «در ۱۴ نقطه اين تاسيسات را برپا کرديم که ايرانی ها در مکالمات عاميانه بين خود به آن غول های راداری لقب داده بودند.»

او می افزايد: «اين تجهيزات از نزديکی مرز ايران با پاکستان، بندرعباس، بوشهر، شيراز، اصفهان و تا تهران را دربر می گرفت.»

از تل آويو تا قم

بلوخ که به زبان های عبری، انگليسی و فرانسه تسلط داشت، می گويد ناچار شد بسيار زود فارسی را نيز بياموزد تا بتواند مستقيما با کارکنان و به ويژه کارگران ارتباط برقرار کند.
 
او به خاطر می آورد که حتی برای استخدام کارگر عادی به شهر مذهبی قم سفر کرده است.
 
بلوخ اضافه می کند: «الان باورکردنی نيست که حضور يک اسراييلی را در قم تصور کنيد. اما روزی برای استخدام شمار زيادی کارگر، با سر کارگری به نام علی، به قم رفتم و از درون يک قهوه خانه، با چند سر کارگر محلی صحبت کرديم. همان روز برای استخدام ۱۶۰ کارگر قمی به توافق رسيديم. اين کارگرها درست همان روز از يک طرح ديگر اخراج شده بودند. به ايرانی ها گفتم همين ها را می خواهم. زيرا در کار برپايی دکل های برق تجربه ای اندوخته بودند.»

موتی بلوخ می گويد: «در آن ايام همه چيز بسيار عادی بود. ما با مهندس ها و کارکنان ايرانی مشورت می کرديم. همراه با آنها آزادانه سفر می کرديم. همه چيز را با هم در ميان می گذاشتيم. آمريکايی ها تجهيزات را می آوردند. ما دانش و تکنولوژی را ارائه می کرديم و پول از ايرانی ها بود. هيچ چيز غير عادی جلوه نمی کرد. اما در هر پروژه ای که اسراييلی ها سهمی داشتند، نقش آنها بسيار برجسته بود. آنها حرف اول را در تکنولوژی می زدند. مانند طرح های کمپانی عظيم سولل بونه يا کور آسيا و نيز طرح هايی که بازرگان مشهور اسراييلی و سرهنگ دوره احتياط، يعکوو نيمرودی در آنها نقش داشت.»
 
وی می افزايد: «نيمرودی با بسياری از سران نظام ايران در ارتباط بسيار نزديک بود. او را می پرستيدند. با وجود اين، هنوز ايرانی ها بسياری از امور را از ما پنهان می کردند و گاه تا لحظه آخر نمی دانستيم که فلان تجهيزات راداری بايد در کدام کوه نصب شود و ما نيز اصراری نداشتيم که از همه امور آنان سر در آوريم. کاری را که به ما محول می کردند به بهترين نحو انجام می داديم و نمی خواستيم با کنجکاوی های بيهوده آنها را ناراحت کنيم.»

او می گويد: «اين شيوه کار ما موجب شد که به راستی سهمی بزرگ در برپايی سيستم های نظامی و دفاعی ايران داشته باشيم. ما صرفا رساننده تکنولوژی به آنها بوديم.»

تلاش برای افزايش قدرت نظامی ايران

بلوخ به خاطر می آورد هنگامی که در پايان اولين پروژه خود در تهران بود، الحنان ييشای، مدير کل وقت صنايع هوايی اسراييل همراه با پينی داگان به تهران رسيدند و با رفتن به منزل او از وی خواستند، يک تکنولوژی جديد را که در اسراييل طراحی و ساخته شده بود، به ايرانی ها بفروشند.

اين تکنولوژی تازه کاربردهايی دفاعی – امنيتی داشت. 

موتی توماخ می گوید که در طرح های آمريکايی ها برای فروش جنگنده های اف - ۱۴ که نياز به تاسيسات لازم در ايران داشت، «وی و اسراييلی ها سهمی گرفتند.»

بلوخ می گويد: «توانستم مقامات ايران را متقاعد کنم، و يک پروژه ۵۰ کيلومتری را به اجرا گذاشتيم و نيز نيروی هوايی و دريايی ايران بعدها طرح ديگری را برای کارگذاری اين سيستم در يک جزيره نفتی از ما خواستند.»

وی می افزايد که در طرح های آمريکايی ها برای فروش جنگنده های اف - ۱۴ که نياز به تاسيسات لازم در ايران داشت، «وی و اسراييلی ها سهمی گرفتند.»
 
او می گويد که از مجوز لازم برای تردد آزادانه بين پايگاه های نظامی ايران برخوردار بوده و بی هيچ مانعی برای سرکشی به پيشرفت طرح ها به اين پايگاه ها می رفته است.

او کارت ويژه تردد خود را که از سوی مقامات وقت ايران در اختيارش قرارگرفته بود، به عنوان يادگاری حفظ کرده و آن را به روزنامه معاريو نشان می دهد.

بلوخ می گويد: «در آن سال ها ما انديشه های زيادی برای طراحی و توليد سيستم های مهم داشتيم اما کشور اسراييل پول آن را نداشت در حالی که ايران سرشار از پول بود.»

او مدعی است که بسياری از خريدهای ايران از اسراييل هنوز در انبارهای فرودگاه مانده است.

وی برای ژنرال طوفانيان که مسوول خريدهای ارتش ايران بود و با اسراييلی ها ارتباطی بسيار نزديک برقرار کرده بود، نقش مهمی در «گرم شدن چشمگير» مناسبات اسراييل با ايران در سال های دهه هفتاد ميلادی قائل است.

ژنرال طوفانيان به اسراييل نيز سفر کرده و با عزر وايزمن، وزير دفاع وقت اسراييل و فرمانده اسبق نيروی هوايی اسراييل، ديدارکرده بود. وايزمن بعدها به مقام رياست جمهوری اسراييل رسيد و چند سال پيش درگذشت.

«جزيره ثبات يا آتش زير خاکستر»

بلوخ به معاريو گفته است: «در سال های دهه هفتاد بسياری فکر می کردند که حکومت محمد رضا شاه پهلوی درايران بسيار باثبات است. اما من که مرتب با مردم کوچه و بازار ايران نيز سر و کار داشتم و به همه جای ايران سفر می کردم و اوقات خود را تنها در رستوران ها وکلوب های مجلل شمال تهران نمی گذراندم، می دانستم که آتشی زير خاکستر در حال شعله ورشدن است.»

بلوخ می گويد که آخرين بار که ايران را ديد، هنوز چهار سال پيش از انقلاب ايران بوده «اما همواره فکر می کرد که آن جزيره ثبات با آنچه که در زير بستر می جوشد، تفاوت بسيار دارد.»

وی می گويد: «هر چند در شمال مرفه تهران زندگی می کردم اما در مناسبت هايی مانند تاسوعا و عاشورا می شد قدرت مذهبی را ديد. روزی که يک پروژه با ديرکرد روبه رو شده بود، به کارگران گفتم بايد شتاب کنيم، پادشاه شما قراراست برای بازديد بيآيد. آنها گفتند: تنها پادشاه ما خداست.»
 
بلوخ می گويد که آخرين بار که ايران را ديد، هنوز چهار سال پيش از انقلاب ايران بوده «اما همواره فکر می کرد که آن جزيره ثبات با آنچه که در زير بستر می جوشد، تفاوت بسيار دارد.»
 
 اسراييل اميدوار بود که بتواند مناسبات خود را حتی بعد از روی کارآمدن حکومت جديد ايران حفظ کند و هنوز به موج عظيم مخالفت اين نظام با اسراييل پی نبرده بود. ولی مسوولان حکومت انقلابی در همان نخستين روزها از آخرين اسراييلی ها نيز خواستند که ايران را ترک کنند و از آن روز، هيچ گاه به کشور اسراييل و اسراييلی ها احترام نگذاشتند.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 17:20 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Today, August 29, 2007, 4:30:00 PM

خبرهای نیمروزی ۷ شهریور

Today, August 29, 2007, 4:30:00 PMGo to full article
[[photow01]] سرخط آخرین خبرها در نیمروز چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۶
۲۹ اوت ۲۰۰۷
منبع: خبرگزاری فرانسه بغداد، عراق: سفير ايران در بغداد صبح امروز خبر داد اعضای یک هيأت ايرانی که نیروهای آمریکایی روز گذشته آنان را بازداشت کرده بودند آزاد شده‌اند. به گزارش ایرنا،‌ حسن كاظمی قمی، سفیر ایران در عراق، گفت: «هيأت ايرانی ساعت ۷ بامداد امروز از سوی نظاميان آمريكا تحويل دفتر نخست‌وزيری عراق شد». ايرنا افراد آزادشده را «اعضای هيأت ايرانی اعزامی از سوی وزارت نيرو به منظور انجام امور برق‌رسانی و به دعوت وزارت برق عراق» خوانده است. تهران، ایران: محمود احمدی‌نژاد در پیامی به عبدالله گل، برگزیده شدن او را به ریاست جمهوری ترکیه تبریک گفت. به گزارش پايگاه اطلاع‌رسانی رياست جمهوری، در پیام احمدی‌نژاد آمده است: «مايلم تبريكات صميمانه خود، دولت و ملت جمهوری اسلامی ايران را به جناب‌عالی ، دولت و ملت بزرگ تركيه ابلاغ نمايم. يقين دارم در دوران رياست جمهوری جناب‌عالی، دو كشور و دو ملت مسلمان جمهوری اسلامی ايران و جمهوری تركيه شاهد شكوفايی هر چه بيشتر روابط همه‌جانبه خود خواهند بود». دمشق، سوریه: سخنگوی وزارت خارجه‌ی ايران با ابراز تأسف از موضع اخير نيكولا ساركوزی در باره‌ی برنامه‌ی هسته‌ای ايران، گفت: «مواضع ساركوزی مبتنی بر تحليلات و تفكرات نادرست است». به گزارش ایرنا از دمشق، محمدعلی حسینی در گفت‌وگو با روزنامه‌ی الوطن گفت: «متأسفانه برخی مقامات اروپايی مواضع خود را بر اساس ديدگاه‌ها و تصوراتی نادرست پايه‌ريزی می‌كنند». نیکولا ساركوزی، رییس جمهوری فرانسه، دو روز پیش در جمع سفيران فرانسه، بحران ناشی از پرونده‌ی هسته‌ای ايران را مهم‌ترين بحران بين المللی شمرده و گفته بود: «داشتن بمب اتمی از سوی ايران و بمباران اين كشور، هر دو فاجعه‌آميز است». غزنی، افغانستان: طالبان ۳ تن از گروگان‌های کره‌ای را امروز آزاد کرد و از آزادی سایر گروگان‌ها در روزهای آتی خبر داد. این ۳ زن به نیروهای صلیب سرخ تحویل داده شدند. قاری محمد بشیر، فرمانده ارشد طالبان، امروز به خبرنگار فرانس‌پرس گفت ۵ گروگان دیگر نیز امروز آزاد می‌شوند و ترتیب آزادی گروه سوم نیز داده خواهد شد. نماینده‌ی صلیب سرخ جهانی در افغانستان وضع جسمانی ۳ زن آزادشده را خوب توصیف کرد. آزادی گروگان‌های کره‌ای، که بیش از ۶ هفته را در اسارت به سر بردند، در پی کسب توافق در مذاكرات مستقيم طالبان با نمایندگان رسمی كره‌ی جنوبی در روز سه‌شنبه صورت می‌گیرد. خبر تکمیلی: طالبان ۵ گروگان دیگر را آزاد کرد. آزادشدگان شامل ۴ زن و یک مرد هستند. برمل، افغانستان: ظهر امروز بر اثر حمله‌ای انتحاری در شهر برمل، در جنوب شرقی افغانستان، ۶ نفر كشته و ۱۱ تن مجروح شدند. والی پكتيكا گفت: «در اين اقدام تروريستی ۲ سرباز افغان كشته و یک مأمور پليس مجروح شدند. سایر كشته‌شدگان و زخمی‌ها غيرنظامی هستند». لندن، بریتانیا: بی‌نظير بوتو در گفت‌وگو با روزنامه‌ی دیلی‌تلگراف خبر داد پرويز مشرف با كناره‌گيری از مقام فرماندهی ارتش پاکستان موافقت كرده است. بی‌نظير بوتو، نخست‌وزير پیشین پاكستان كه در تبعید در لندن به سر می‌برد، افزود اگرچه موافقت‌نامه‌اش با پرويز مشرف هنوز تكميل نشده، اما موضوع استعفا از مقام فرماندهی ارتش، در اجرای موافقت‌نامه‌ی تقسیم قدرت حل شده است. نواز شريف نيز در گفت‌وگو با روزنامه‌ی فاينشال‌تايمز، که در شماره‌ی امروز آن منتشر شده است، اظهار داشت كه قصد دارد برای در دست گرفتن رهبری مبارزه با هدف سرنگونی مشرف، ظرف دو هفته‌ی آينده به پاكستان بازگردد. توکیو،‌ ژاپن: آنگلا مركل، صدراعظم آلمان، در آغاز سفری سه روزه به ژاپن امروز وارد توكيو شد و نخستين دور گفت‌وگوهای خود را با شينزو آبه، نخست‌وزير ژاپن، آغاز کرد. از آنجا که ژاپن میزبان نشست بعدی سران هشت کشور صنعتی در ژویيه‌ی سال بعد است، محورهای اصلی مذاكره‌ی رهبران دو كشور در اين زمينه و همچنین در زمینه‌ی گرمايش زمین است. لندن، بریتانیا: در پی خودداری لندن از بیرون آوردن نظامیان بریتانیایی از عراق، امروز گروهی با نام «کمیسیون عراق» خواستار به کارگیری استراتژی‌ای مستقل از آمریکا شد. ماه گذشته همين گروه در گزارشی، تاکید کرده بود اهداف حضور نظامیان بریتانیایی در عراق باید بازبینی شوند. چندی پیش گوردون براون، نخست‌وزير، و ديويد ميلی‌بند، وزير خارجه‌ی بریتانیا، تعیین زمان عقب‌نشينی از بصره را به «شرايط» آینده احاله کرده بودند. روز گذشته نیز براون در پاسخ به نامه‌ی رهبر حزب ليبرال دموكرات گفته بود: «مأموریت مهم نظاميان ما در استان بصره هنوز تكميل نشده است». لندن، بریتانیا: هزاران نفر از افسران شاغل در زندان‌های انگلیس و ولز، در اعتراض به شرايط کاری نامناسب و دستمزد پايين، از صبح امروز اعتصاب ۲۴ ساعته‌ای را آغاز کردند. اتحاديه‌ی افسران زندان‌ها تمديد اعتصاب را محتمل دانسته است. رييس این اتحاديه گفت تصميم به اعتصاب امروز پس از شكست مذاكرات و دو سال نااميدی از بهبود وضع كاری عملی شده است. بندرعباس، ایران: خبرگزاری فارس به نقل از فرمانده انتظامی استان هرمزگان خبر داده است يک كشتی خارجی با ۵۰۰ هزار ليتر سوخت قاچاق در خليج فارس توقیف شده است. به گزارش فارس، منصور دشتی، فرمانده انتظامی هرمزگان، امروز گفت: «شب گذشته يک فروند كشتی خارجی كه سوخت قاچاق به مقصد يكی از كشورهای عربی حاشيه‌ی خليج فارس حمل می‌كرد، توسط پرسنل انتظامی استان شناسايی و تمام عوامل و خدمه‌ی آن دستگير شدند».

احمدی‌نژاد: پرونده هسته‌ای خاتمه یافته است

Yesterday, August 28, 2007, 8:22:15 PMGo to full article
رییس جمهوری ایران گفت: «به طور رسمی اعلام می‌كنم كه از نظر ما موضوع پرونده‌ی هسته‌ای ايران خاتمه يافته است». به گزارش ایرنا، محمود احمدی‌نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران، روز سه‌شنبه در کنفرانس مطبوعاتی گفت: «آن كسانی كه تصور می‌كردند با برخورد سياسی و تبعيض‌آلود و با سوء استفاده از حضورشان در مراكز تصميم‌گيری جهانی و با اخم و تشر زدن، می‌توانند ملت ايران را به عقب‌نشينی وادار كنند، امروز همه‌شان متوجه شدند كه مسيرشان اشتباه بوده است». احمدی‌نژاد افزود: «پرونده‌ی ما را از شورای حكام به‌طور غيرقانونی به شورای امنيت فرستادند؛ به آنها گفتيم اين كار را نكنيد، خلاف قانون است. اگر اين كار را بكنيد، يک گام جلو خواهيم رفت. توجه نكردند، تأسيسات نطنز را بازگشايی كرديم». احمدی‌نژاد در ادامه، «راه‌اندازی زنجيره‌ی ۱۶۴‬تايی را در برابر صدور قطعنامه» دانست و گفت: «در جريان گرماگرم تجاوز رژيم صهيونيستی به لبنان مظلوم، در حالي‌كه از صدور قطعنامه‌ی آتش‌بس در جنگ لبنان جلوگيری می‌كردند، عليه ما قطعنامه صادر كردند. گفتيم اين كار را نكنيد؛ انجام دادند و ما وارد عرصه‌ی صنعتی شديم». رییس جمهوری ایران همچنین اظهار داشت همكاری ايران با آژانس بی‌نظير است: «حتا يک عضو در بين بيش از ۱۴۰ ‬عضو آژانس پيدا نمی‌شود که به اندازه‌ی ايران با آژانس همكاری و همراهی داشته باشد». به گزارش خبرگزاری فرانسه، احمدی‌نژاد در پاسخ به خبرنگاری که نظر او را در باره‌ی سخنان اخیر نیکولا سارکوزی، رییس جمهوری فرانسه، پرسید سارکوزی را «بی‌تجربه» خواند و گفت: «ايشان تازه آمده‌اند و می‌خواهند جايی برای خود در دنيا پيدا كنند و متوجه مفهوم حرف‌های خود نيستند». احمدی‌نژاد افزود: «من گمان می‌کنم سخنان او مصرف داخلی دارد. اين‌گونه اظهارات برای ما فاقد ارزش سياسی‌ست كه بخواهيم به آن فكر كنيم». سارکوزی روز دوشنبه گفته بود فرانسه آن‌چه در توان دارد به کار خواهد بست تا مانع دست‌یابی ایران به بمب اتمی شود. احمدی‌نژاد در پاسخ به سؤال خبرنگار شبكه‌ی CBS آمريكا در باره‌ی اجازه‌ی خروج هاله اسفندياری گفت: «البته دستگاه قضايی بايد به اين سؤال پاسخ دهد؛ اما نظر شخصی من اين است كه ايشان منعی برای ارتباط و ديدن خانواده‌ی خود ندارد». در پاسخ به سؤالی ديگر، احمدی‌نژاد در باره‌ی احتمال قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست گروه‌های تروریستی گفت: «البته من چنين ادعايی را از سوی دولت آمريكا رسما نشنيدم. الان در دولت آمريكا اختلاف هست. برخی از دولتمردان آمريكا منطقی هستند و برخی برای رونق كارخانه‌ی اسلحه‌سازی خودشان می‌خواهند در دنيا تنش‌آفرينی كنند. بعيد می‌دانم دولت آمريكا دست به چنين اقدام غيرمنطقی‌ای بزند؛ چرا كه اگر چنين كاری بكند، در دنيا تبديل به يک شوخی می‌شود». خبرنگاری نظر احمدی‌نژاد را در باره‌ی وجود اتهامات بسیار عليه ايران در مورد ناامنی‌های عراق پرسید. وی پاسخ داد: «ناامنی در عراق قبل از همه به ايران ضرر می‌زند. ملت ايران احتياجی به ايجاد ناآرامی در عراق ندارد. ناامنی در عراق فقط به نفع اشغالگران است، تا حضور خود در عراق را توجيه كنند. لذا اسلحه می‌آورند و بين تروريست‌ها توزيع می‌كنند و آنها را تحريك و ناامنی ايجاد می‌كنند». احمدی‌نژاد تصریح کرد: «ما اصراری نداريم آمريكايی‌ها را از باتلاق عراق نجات دهيم».

"آوارگی در عراق رو به افزایش است"

Yesterday, August 28, 2007, 8:21:00 PMGo to full article
آوارگی عراقی‌ها رکورد تازه‌ای در خاورمیانه به جا گذاشت. كميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل امروز، سه‌شنبه، اعلام كرد بر اثر تنش‌های فرقه‌ای، بيش از ۴ ميليون عراقی از خانه‌های خود آواره شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، جنيفر پاگونيس، سخنگوی كميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل، در ژنو به خبرنگاران گفت: «تخمين زده می‌شود كه ۴,۲‬ ميليون عراقی از خانه‌هايشان بيرون رانده شده‌اند. اكنون هر ماه ۶۰ ‬هزار عراقی آواره می‌شوند در حالی‌كه اين رقم در گذشته ۵۰ ‬هزار نفر بود». بيش از ۲ ‬ميليون آواره‌ی عراقی در داخل عراق به سر می‌برند كه نيمی از آنها پس از انفجار فوريه‌ی ۲۰۰۶ ‬در سامرا مجبور به ترک خانه‌هايشان شدند. خانم پاگونیس هشدار داد: «بسياری از آوارگان در اردوگاه‌های موقت، و تحت شرايطی نامناسب به سر می‌برند و به دلايلی امنيتی به امدادگران دسترسی ندارند». در تنش‌های فرقه‌ای بین شیعیان و سنی‌ها، تاکنون ده‌ها هزار تن در عراق کشته شده‌اند. به گفته‌ی پاگونیس، بسياری از مردم «ترجيح مي‌دهند پيش از اين‌كه مجبور به ترک مناطق دارای قوميت‌های تركيبی شوند، خودشان محل زندگی‌شان را ترک كنند». بيش از ۱,۴ ‬ميليون نفر از آوارگان عراقی به سوريه و بين ۵۰۰ ‬تا ۷۵۰ ‬هزار نفر نيز به اردن رفته‌اند. کمیساریای عالی پناهندگان به همراه یونیسف اعلام کرده است برای آموزش ۱۵۵ هزار آواره‌ی عراقی در سال تحصیلی ۸ - ۲۰۰۷ به ۱۲۹ میلیون دلار نیاز است. این مبلغ امکان تحصیل را برای ۱۰۰ هزار آواره در سوریه، ۵۰ هزار نفر در اردن، ۲ هزار نفر در مصر، ۱۵۰۰ نفر در لبنان و ۱۵۰۰ نفر دیگر در سایر کشورهای میزبان فراهم خواهد کرد. ایالات متحده ۳۰ میلیون دلار از این مبلغ را تقبل کرده است. سخنگوی کمیساری عالی پناهندگان همچنين اعلام كرد شمار عراقی‌های متقاضی پناهندگی در اروپا در نيمه‌ی نخست سال جاری به حدود ۲۰ ‬هزار نفر افزايش يافته است.

عبدالله گل رییس جمهوری ترکیه شد

Yesterday, August 28, 2007, 6:52:54 PMGo to full article
پارلمان ترکیه در سومين دور انتخابات رياست جمهوری این کشور، امروز،‌ سه‌شنبه، عبدالله گل را برای هفت سال به مقام ریاست جمهوری برگزید. به گزارش خبرگزاری فرانسه، عبدالله گل، که به‌خاطر گذشته‌ی اسلامگرایانه‌اش بشدت مورد انتقاد جریان‌های سکولار در کشور است، در انتخابات امروز توانست ۳۳۹ رأی را از مجموع ۵۵۰ رأی کسب کند. او در این دور تنها به ۲۷۶ رأی (اکثریت نسبی) نیاز داشت. حزب حاکم عدالت و توسعه ۳۴۱ کرسی از مجموع ۵۵۰ کرسی پارلمان را در اختیار دارد. دو نامزد دیگری که در انتخابات امروز با گل رقابت می‌کردند صباح‌الدين چاكماک اوغلو، نامزد حزب حركت ملی، و تايفون ايچلی، نامزد حزب دموكرات چپ، بودند. چاکماک ۷۰ رأی و ایچلی ۱۳ رأی را به خود اختصاص دادند. روزهای دوشنبه و جمعه‌ی هفته‌ی گذشته در دورهای اول و دوم این انتخابات،‌ هیچ‌یک از نامزدها نتوانست حایز اکثریت مطلق آرا شود و انتخابات به دور سوم کشیده شد. نتیجه‌ی انتخابات امروز پیروزی درخشانی برای حزب عدالت و توسعه و شخص عبدالله گل محسوب می‌شود. نامزدی عبدالله گل ۵۶ ساله، در ماه آوریل با مخالفت جدی نیروهای سکولار روبه‌رو و سپس منتفی شد. مرتبط: ـ عبدالله گل نامزد رياست جمهوری تركيه شد
ـ کناره‌گیری گل از نامزدی ریاست‌جمهوری ترکیه
ـ عبدالله گل در این دور انتخاب نشد
ـ عبدالله گل برای دومین بار رأی نیاورد

۲۷ نفر در کربلا کشته شدند

Yesterday, August 28, 2007, 6:50:03 PMGo to full article
خبرگزاری فرانسه از ادامه‌ی درگیری‌ها در کربلا در روز سه‌شنبه خبر می‌دهد. به گزارش این خبرگزاری، در درگیری‌های امروز مردان مسلح ناشناس با مأموران پلیس عراق، تاکنون ۲۷ نفر کشته و ۱۴۷ نفر مجروح شده‌اند. با آغاز درگیری‌ها،‌ پلیس از برگزاری جشن‌های ویژه‌ی نیمه‌ی شعبان جلوگيری كرد و زایران را از حرم‌های مقدس این شهر تخلیه کرد. در حال حاضر حرم امام حسین و حرم ابوالفضل به روی زايران بسته است. حامد رعد شاكر، رييس پليس كربلا، به خبرگزاری فرانسه گفت: «افراد مسلح به سوی مأموران پليس عراق شلیک کردند که پلیس نیز اقدام به تيراندازی متقابل كرد». خبرنگار ايرنا از كربلا نیز گزارش کرده است نيروهای ارتش و پليس عراق زايران را از خيابان‌های اطراف و منطقه‌ی بين‌الحرمين به نقاط امن كربلا انتقال می‌دهند. به گزارش ایرنا، درگيری ميان دو طرف هنوز ادامه دارد و صدای تيراندازی در بيشتر مناطق شهر كربلا به گوش می‌رسد. ایرنا مردان مسلح را «افراد جيش‌المهدی» خوانده و همچنین اضافه کرده است تاكنون هيچ خبری از وجود زايران ايرانی در ميان كشته‌شدگان و زخمی‌های امروز منتشر نشده‌است. این زدوخوردها از دوشنبه‌شب آغاز شده است. شب گذشته ۴ نفر در این درگیری‌ها کشته و بیش از ۲۰ نفر زخمی شدند.

"گروگان‌های كره‌ای بزودی آزاد می‌شوند"

Yesterday, August 28, 2007, 5:35:22 PMGo to full article
طالبان موافقت کرد ۱۹ گروگان کره‌ای را که در اختیار دارد آزاد کند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، چئون هو سئون، سخنگوی ریاست جمهوری کره جنوبی، امروز تایید کرد نیروهای طالبان پذیرفته‌اند در ازای «خروج نیروهای کره‌ای از افغانستان تا پایان سال و همچنین توقف فعالیت میسیونرها (مبشران مذهبی) در این کشور» ۱۹ گروگان خود را آزاد کنند. ظهر امروز نیز قاری محمد بشير، یکی از مذاكره‌كنندگان گروه طالبان با هيأت كره‌ای، به خبرنگاران اعلام کرد در گفت‌وگوهای دوجانبه، بر سر آزادی گروگان‌ها توافق صورت گرفته است. محمد بشیر گفت: «گروگان‌ها ظرف سه روز آینده از محل‌های مختلف جمع‌آوری و تحویل داده خواهند شد». همچنین قاری يوسف احمدی، سخنگوی طالبان، ضمن خودداری از ارائه‌ی جزیيات، گفت: «مذاكرات ميان طالبان و هيأت كره جنوبي با موفقيت به پايان رسيد.» مذاكرات مستقيم ميان هيأت نمايندگی كره‌ی جنوبی و طالبان صبح امروز، سه‌شنبه، پس از تعلیقی ۲ هفته‌ای از سر گرفته شد. ۲۳ شهروند مسیحی كره‌ی جنوبی در نوزدهم ژویيه به دست شبه‌نظاميان طالبان در افغانستان ربوده شدند. طالبان، در پی محقق نشدن درخواست‌هایش، ۲ تن از گروگان‌ها، يک كشيش ۴۲ ساله و يک معلم ۲۹ ساله، را كشتند.

"مسابقه پورنوگرافیک ممنوع!"

Yesterday, August 28, 2007, 5:31:03 PMGo to full article
در پی اعتراض گسترده‌ی مطبوعات سوئد، مسابقه‌ی یک شرکت آلمانی تولیدکننده‌ی لباس زیر زنان متوقف شد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، شرکت آلمانی اسلوگی، مستقر در سوئد، مسابقه‌ای را با عنوان «کشف زیباترین باسن‌های دنیا» طراحی کرده بود. مطبوعات سوئد با «پورنوگرافیک» خواندن این مسابقه خواستار لغو آن شدند. این شرکت آلمانی امروز با صدور بیانیه‌ای خبر داد مسابقه منتفی شده. در این بیانیه آمده: «افسوس! برخی رسانه‌های سوئد هدف ما برای یافتن زیباترین کفل‌ها را با سوءتفاهم تعبیر کردند. اعتقاد ما این است که این شکایت‌ها بازتاب واقعیت نیستند اما ما به عقیده‌ی دیگران احترام می‌گذاریم». در این مسابقه از مردم دعوت شده بود تا عکس‌هایشان را با لباس زیر به این شرکت ارسال کنند. همچنین قرار بود عکس‌ها در اینترنت نیز منتشر شود.

خبرهای نیمروزی ۶ شهریور

Yesterday, August 28, 2007, 5:30:58 PMGo to full article
[[photow01]] سرخط آخرین خبرها در نیمروز سه‌شنبه ۶ شهریور ۱۳۸۶
۲۸ اوت ۲۰۰۷
منبع: خبرگزاری فرانسه رشت، ایران: رييس قوه‌ی قضاييه‌ی ایران گفت: «عصر حاضر دوران طلايی قوای سه‌گانه در كشور است». به گزارش ایرنا، محمود هاشمی شاهرودی امروز در جمع قضات و كاركنان دادگستری گيلان گفت: «امروز وضع مديريت كشور در كلان، و مديريت‌های بخشی در استان‌ها بسيار خوب، منسجم و مقتدرانه است و همه‌ی دستگاه‌ها و قوای سه‌گانه در شرايط بسيار خوبی به سرمی‌برند». کابل، افغانستان: ستاد فرماندهی نيروهای ناتو در افغانستان امروز اعلام كرد ۳ تن از نیروهایش در عملياتی انتحاری در شرق افغانستان کشته شده‌اند. این ستاد بدون اعلام ملیت قربانیان محل انفجار را روی پلی در حال ساخت اعلام کرد. همچنین ۶ نفر در این انفجار مجروح شدند. آتن، یونان: احزاب مخالف نسبت به ناکارآمدی دولت یونان در مهار آتش‌سوزی جنگل‌های این کشور اعتراض کردند. دولت نیز اعلام کرده است قصد دارد در باره‌ی احتمال عمدی بودن این آتش‌سوزی‌ها، که امروز وارد پنجمین روز خود شد و تاکنون بیش از ۶۰ قربانی گرفته است، تحقیقی را آغاز کند. بسياری از نقاط منطقه‌ی كوهستانی پلوپونز كه بيشترين خسارت را در اين آتش‌سوزی‌ها دیده‌اند، همچنان در آتش می‌سوزند. تاکنون ۲۶ ‬نفر به اتهام ایجاد آتش‌سوزی عمدی بازداشت شده‌اند. تهران، ایران: وزارت خارجه‌ی ایران اعلام کرد روز گذشته کاردار سفارت روسیه در تهران را فراخوانده است و مراتب اعتراض ایران نسبت به «رفتار غيرمعمول مأمورين پليس فرودگاه مسكو با هيأت پارلمانی جمهوری اسلامی ايران» را به وی ابلاغ کرده است. به گزارش ایرنا، روز گذشته دودوف، كاردار سفارت روسيه، در غياب سفير آن كشور، در دیدار با رييس اداره‌ی اول کشورهای مشترک‌المنافع وزارت خارجه‌ی ايران، ضمن ابراز تأسف از مشكل پيش‌آمده اعلام كرد موضوع را در اسرع وقت به اطلاع مقامات كشورش خواهد رساند. سئول، کره جنوبی: طالبان موافقت کرد ۱۹ گروگان کره‌ای را که در اختیار دارد آزاد کند. چئون هو سئون، سخنگوی ریاست جمهوری کره جنوبی امروز تایید کرد نیروهای طالبان پذیرفته‌اند در ازای «خروج نیروهای کره‌ای از افغانستان تا پایان سال و همچنین توقف فعالیت میسیونرها (مبشران مذهبی) در این کشور» ۱۹ گروگان خود را آزاد کنند. ظهر امروز نیز قاری محمد بشير، یکی از مذاكره‌كنندگان گروه طالبان با هيأت كره‌ای به خبرنگاران اعلام کرد در گفت‌وگوهای دوجانبه، بر سر آزادی گروگان‌ها توافق صورت گرفته است. واشنگتن، آمریکا: شرکت یاهو روز گذشته از دادگاهی در آمریکا خواست تا پرونده‌ی شکایت علیه این شرکت را مختومه اعلام کند. پیش از این، يک گروه حقوق بشر از شركت اينترنتی ياهو، برای همدستی با دولت چين در زندانی شدن و شكنجه‌ی افراد شكايت كرده بود. یاهو در درخواست رسمی خود این پرونده را «سیاسی» دانسته و گفته است در كشورهايی كه فعالیت دارد، چاره‌ای جز پيروی از قوانين محلی ندارد: «حقوق مربوط به آزادی بیان در آمریکا، آن‌چنان که ما می‌فهمیم، در چین قانونی نیستند». در شکایت گروه حقوق بشر علیه یاهو، به فردی چینی اشاره شده است که پس از اين‌كه شركت ياهو ای‌ميل و آی‌پی او را در اختیار مقام‌های چینی گذاشت، دستگير و به ۱۰‬ سال زندان محكوم شد. آنکارا، ترکیه: سومين دور انتخاب رياست جمهوری تركيه از ساعاتی پیش در پارلمان این کشور آغاز شد. در اين انتخابات عبدالله گل، نامزد حزب حاكم عدالت و توسعه، صباح‌الدين چاكماک اوغلو، نامزد حزب حركت ملی، و تايفون ايچلی، نامزد حزب دموكرات چپ، رقابت می‌کنند. در روزهای دوشنبه و جمعه‌ی هفته‌ی گذشته در دورهای اول و دوم این انتخابات،‌ هیچ‌یک از نامزدها نتوانست حایز اکثریت مطلق آرا شود و انتخابات به دور سوم کشیده شد. انتظار می‌رود نامزد حزب عدالت و توسعه، که ۳۴۱ کرسی از مجموع ۵۵۰ کرسی پارلمان را در اختیار دارد،‌ در انتخابات امروز به ریاست جمهوری برگزیده شود. یون‌نن، چین: سيل در ایالت يون‌نن، در جنوب غربی چين، تاکنون ۱۴ ‬كشته و ۶ مفقود بر جای گذاشته است. به گفته‌ی مسئولان محلی، جاری شدن سيل به ۶۰۰ ‬كيلومتر راه آسفالت در این ایالت خسارت‌هایی عمده وارد کرده است. درحال‌حاضر بيشتراز يكصد هزار دستگاه خودرو در راههاي ارتباطي اين استان متوقف شده‌اند. تهران، ایران: غلامعلی حداد عادل گفت: «برای مدرسه شدن دوباره‌ی دارالفنون به رييس جمهور نامه نوشته‌ام». به گزارش ایسنا، رييس مجلس شورای اسلامی امروز در مراسم پنجاهمين سالگرد فعاليت شركت چاپ افست، گفت: «مؤسسات باسابقه برای يک كشور سند افتخار محسوب می‌شوند.‌ اما گاهی وقت‌ها اين موضوع را فراموش می‌كنيم؛ به‌طوری كه دارالفنون كه از سال ۱۲۰۸ مدرسه بوده تعطيل و تبديل به يک مؤسسه می‌شود». ایروان، ارمنستان: ماركو گريگوريان، نقاش و مجسمه‌ساز، روز گذشته در ۸۲ سالگی در ارمنستان درگذشت. به گزارش ايسنا، به نقل از ژانت لازاريان، هنوز محل دفن وی در ايران يا ارمنستان مشخص نشده است. گريگوريان سال ۱۳۰۴ در خانواده‌اى ارمنى در روسيه به دنيا‌ آمد و سپس همراه با خانواده‌اش به ایران مهاجرت كرد. گریگوریان نقشی برجسته در آموزش نقاشی پیشرو به هنرمندان ایرانی داشت و از جمله شاگردان او می‌توان به حسين زنده‌رودی و فرامرز پيلارام اشاره کرد.

تیتر روزنامه‌های صبح تهران

Yesterday, August 28, 2007, 3:30:00 PMGo to full article
[[photow01]] ابتکار: ● کارت سوخت ۱۲۰۰ ليتری برای نمايندگان
● توضيح سران اعتمادملی درباره بلوای اخير سخنان کروبی؛ هر وقت دلشان خواست کافه را به هم می‌ريزند!
● حماسه واليبال
● اختلاف بر سر اجرای خطوط سريع‌السير اتوبوسرانی ابرار: ● حداد عادل: ميان مردم و نمايندگان تفاوت وجود دارد
● عضو کمیسیون اقتصادی: ۸۰ درصد مردم از وضع بنزین ناراضی هستند
● بادامچيان: افراطى‌گرى‌ها بسيارى از فرصت‌هاى پيشرفت را دردولت قبل از بين برد
● تذكر ۷ نماينده به وزير آموزش و پرورش اعتماد: ● پسران واليبال بر بام دنيا
● ۱۲۰۰ ليتر بنزين برای هر نماينده
● انتقاد عسگراولادی از عملکرد حاميان دولت
● حسن روحانی: پول نفت خطرناک است اعتماد ملی: ● نمايندگان مجلس ۱۲۰۰ ليتر سهميه بنزين گرفتند
● مهدی كروبی: ما اصلا‌ح‌طلبان اختلا‌فی نداريم
● مقام معظم رهبری: سند چشم‌انداز ۲۰ ساله را جدی بگيريد
● پاسخ دانشگاه تهران به گزارش «خانه‌نشينی اساتيد» ایران: ● اختصاص ۱۰۰ لیتر بنزین سفر
● پیام تبریک رهبر معظم انقلاب به قهرمانان والیبال
● حداد عادل: پیشرفت در کشور شتا بیشتری گرفته است
● مرگ مرموز مدیرعامل یک شرکت ایرانی در امارات جام جم: ● (عکس روز) بخواهیم تا بیاید
● تجلیل از قرائتی به پاس ۲۸ سال تلاش قرآنی
● والیبالیست‌های جوان! دست مریزاد
● برخورد با شرکتهای غیرقانونی توزیع‌کننده گاز اشک‌آور جمهوری اسلامی: ● بهره‌برداری از ۶۰۰ طرح گازرسانی در سراسر کشور
● حداد عادل: بودجه‌نویسی باید دگرگون شود
● حجم زیاد و محتوای ضعیف، بلای کتب درسی
● (عکس روز) ایران اسلامی به مناسبت جشن‌های نیمه شعبان غرق در نور و شادی است حیات نو: ● سهمیه نمایندگان ۲۰۰ لیتر افزایش یافت
● تيم ملى نوجوانان قهرمان جام جهانى واليبال شد؛ پرش از روى ديوار چين‌
● آرايش نيروها در صحنه سياسى ترکيه؛ پارادوکس ترکی
● سيد‌هادى خامنه‌اى: ديدار و گفت‌وگوى احزاب با يکديگر ضرورى است‌ دنیای اقتصاد: ● اولين مزايده بين‌المللی در بورس
● تيم واليبال نوجوانان ايران بر سكوی اول جهان ايستاد
● سفارش‌های مهم مقام معظم رهبری به دولت نهم
● دادستان كل آمريكا هم رفت؛ يک استعفای ديگر در تيم جورج بوش رسالت: ● تيم ملى نوجوانان ايران قهرمان جهان شد
● حبیب‌الله عسکراولادی: جمهوريت نبايد کم‌رنگ شود
● افتتاح خط توليد نورد سرد مجتمع فولاد گيلان
● موافقت رئيس جمهور با استعفاى رئيس کل بانک مرکزی سرمایه: ● رییس مجلس خبر داد؛ تغییر روش بودجه‌نویسی
● نوجوانان والیبال ایران اسپک قهرمانی جهان زدند
● ارایه گزارش مکتوب عملکرد دو ساله دولت به مجلس
● محمد خاتمی: دادن حق یکطرفه ازدواج مجدد به مردان جفا به زنان است کیهان: ● رهبر معظم انقلاب: دولت در قول و عمل عدالتخواه است
● آیت‌الله هاشمی شاهرودی: میزان تلاش و جدیت دولت خدمتگزار بی‌نظیر است
● خاتمی: دوم خرداد را تندروها به شکست کشاندند
● والیبال ایران بر بام جهان ایستاد همبستگی: ● ۲۰۰ ليتر بنزين اضافی برای نمايندگان
● والیبال ایران بر بام جهان ایستاد
● عبدالله گل در کاخ چنکایا
● نقدناپذیری دولت خطرناک است

دومین روز تجمع معلمان در برابر مجلس

Monday, August 27, 2007, 9:09:59 PMGo to full article
به گزارش خبرگزاری فارس، جمعی از معلمان حق التدریسی برای دومین روز پیاپی مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند. شمار این معلمان که همگی زن هستند به بیش از ۵۰ نفر می رسد و اعتراض آنان به برگزاری مجدد آزمون استخدامی است. آن‌ها تأکید دارند که به رغم دادن چندین آزمون، برگزاری آزمون مجدد آموزش و پرورش برای استخدام آنها "بی‌معنا" است. بیش از ۴۰ هزار معلم حق التدریسی در ایران وجود دارد که وزارت آموزش و پرورش قصد دارد تنها پنج هزار معلم حق التدریسی را استخدام کند. معلمان تجمع‌کننده که بیشتر از شهرهای اصفهان و شیراز هستند و پلاکاردها و پارچه‌نوشته‌هایی در دست دارند این اقدام را به معنای "نادیده گرفتن حقوق خود" می‌دانند. ایشان خواستار ملاقات با رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس و رئیس مجلس شورای اسلامی شده‌اند.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 15:11 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Yesterday, August 28, 2007, 11:40:04 PM

اخراج بشیریه، دهن کجی به آکادمی

Yesterday, August 28, 2007, 11:40:04 PMGo to full article
بیشک اخراج چهار تن از اساتید برجسته دانشگاه های پایتخت، آن هم در نزدیکی سال تحصیلی جدید بار دیگر نشانگر آنست که استقلال آکادمی در سرزمین ما، افسانه ای بیش نمی تواند باشد. به نظر می رسد تفکری که سال گذشته دانشجویان را با ستاره دار کردن از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم می نمود، امسال با ممنوع التدریس کردن و اخراج اساتید دگر اندیش و مستقل، تداوم حضورش را به رخ طرفداران آکادمی آزاد و دانشگاهیان کشور می کشد. اما آنچه بسیار تاسف بر انگیز است، تنها اخراج چند استاد دگر اندیش از دانشگاه نیست بلکه از دست دادن چهره ای است بسیار بزرگ و تاثیر گذار در علوم سیاسی ایران آن هم در برهوتی که این رشته در آن سیر می کند. دکتر بشیریه نه فقط به علت تاثیرات اساسی او در تحولات دوم خرداد و جریان اصلاحات، که به خاطر تالیفات و ترجمه های بسیار با ارزشش چهره ای یگانه در فضای آکادمیک کشور و به خصوص دانشگاه تهران است. اگر چه سالها بود که دانشجویان مقطع کارشناسی از تدریس این استاد محروم مانده بودند اما صرف حضور و رفت و آمد او در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران تسلایی بود بر آنانکه از تحولات نزولی که در هیات علمی دانشکده های علوم انسانی پایتخت در جریان بود، چندان دلخوش نبودند. افزایش حضور بی مقداران بی لیاقتی که امروز در قامت استاد دانشگاه ، قرار است تا دانشجویان رشته های حیاتی چون علوم سیاسی ، حقوق ، اقتصاد و ... را پرورش دهند، اگرچه معضلی نه مختص به امروز است، اما قدرت گرفتن و جان گرفتن مجدد جریانات مخالف آکادمی آزاد و استقلال دانشگاه ها از قدرت، پس از منزوی شدنشان در سالهای نخستین اصلاحات، امروز بیش از هر چیزی دردناک و تاسف بر انگیز است. جالب تر بهانه های مسوولین وابسته به قدرت دانشگاه هاست که بر پست ریاست تکیه زده اند. اگر اخراج اساتیدی گرانقدر چون دکتر عراقی، دکتر درودیان، دکتر ساعی و ... به بهانه جوانگرایی بود و عمید زنجانی تنها رییس غیر دانشگاهی تاریخ دانشگاه تهران، این بازنشستگیها را شامل اساتید ممتاز دانشگاه نمی دانست، هنوز بر ما روشن نبود که منظور او از اساتید ممتاز دانشگاه چه بوده است. همان نور چشمیهای که اگرچه به هیچ روی صلاحیت حضور در دانشگاه در قامت استاد را ندارند، اما هر روز بر تعداد واحد های تدریسشان افزوده می گردد و گاه و بیگاه در صدا و سیمای جمهوری اسلامی خود نمایی می کنند. این ها اساتید ممتاز مورد نظر برادران بوده اند. اگر دکتر بشیریه که به بهانه واهی غیبت غیر موجه اخراج می گردد، ممتاز نیست پس چه کس جرات آن را دارد که خود را استاد ممتاز بداند؟ اگر دکتر محسن کدیور استادی صاحب فکر و با ارزش نیست، پس چه کس و چگونه چنین ادعایی را دارد؟ راستی کدام یک از اساتید موجود در دانشگاه های کشور ( در رشته علوم انسانی ) به اندازه دکتر بشیریه تالیف و ترجمه به جامعه دانشگاهی کشور ارائه داده اند؟! اگر آن روز دانشجویان دانشکده حقوق، نسبت به بازنشستگی اساتید اعتراض کردند و متعاقبش چنان اتفاقات تلخی در دانشگاه رخ داد، شاید چنین روزی را می دیدند که معدود بازماندگان شایسته تدریس در دانشکده حقوق و علوم سیاسی هم یک یک اخراج و بازنشسته شوند تا عرصه برای واعظان و کتابسازان، برای مبلغان و چاپلوسان بازتر شود. دلیلی دیگر نیز برای اخراج بزرگانی چون بشیریه، کزازی و ... از دانشگاه وجود دارد و آن توصیه ایست که رییس جمهور محترم در جمع دانشجویان بسیجی به طرفدارانش کرد و آن فریاد کردن بر سر دولت به خاطر حضور استاد سکولار و لیبرال در دانشگاه بود. اگر چه حتی گروه های طرفدار رییس جمهور نیز نه جرات آن را در خود می دیدند و نه آنقدر خود را بی شرم می دانستند که به بزرگانی چون دکتر بشیریه درشت گویی کنند. اما بهر حال هست کلوخ انداز بی مقداری که کوچکی اش مجال تاب آوردن بزرگان را در عرصه از او دریغ کند. تفکری که استقلال دانشگاه را بر نمی تابد، اینگونه می پندارد که با وابسته کردن و ضعیف کردن نهاد دانشگاه، بیش از هر زمانی امکان نقد قدرت را در جامعه ضعیف می کند و اینگونه است که بزرگان علم باید به کناری بنشینند و حقیران در دانشگاه سالاری کنند، تا دانشجویی که برای نقد کردن دانشجو شده، در حد آلت دستی کم مایه باقی بماند و دانشگاهی که برای ترویج عقلانیت تاسیس شده، بیش از پیش سفله پرور و مکتبخانه ای برای توجیه ظلم و جور و استبداد باشد. ------------------------- برگرفته از: ادوار نیوز

اصلاح‌طلبان ایرانی و پیامدهای «مقایسه‌ی جهانی»

Monday, August 27, 2007, 8:35:58 PMGo to full article
در روزهای اخیر دو تن از فعالان جناح اصلاح‌طلب به مقایسه‌ی وضعیت سیاسی ایران با دو كشور همسایه پرداخته‌اند. محمدعلی ابطحی در وبلاگ شخصی خود و مصطفی تاج‌زاده در یک سخنرانی به توصیف وضعیت سیاسی و تحولات اخیر پاكستان و تركیه، و مقایسه‌ی آن با شرایط سیاسی ایران در حال حاضر پرداخته و نتیجه گرفته‌اند كه مقام‌های حكومتی در ایران نباید به لحاظ تحمل آزادی مخالف از كشورهای همسایه جا بمانند. این دو فعال سیاسی باب بحثی را باز كرده‌اند كه پیش از این هم مطرح بود، اما در شرایط فعلی معنای سیاسی خاصی می‌تواند از آن استنباط شود. آنها رفتار صاحبان قدرت با منتقدان، گرایش بخشی از جریان‌های سیاسی به اصلاحات و نحوه‌ی مواجهه‌ی حاكمیت با آنها را در ایران با موارد مشابه در كشورهای دیگر منطقه مقایسه كرده‌اند و بدین ترتیب نه تنها به شكلی مستقیم به مقایسه‌ی جمهوری اسلامی ایران با حكومت‌های سكولار تركیه و نظامی پاكستان پرداخته‌اند، بلكه تلویحا ایران را از این دو همسایه‌ی غربی و شرقی عقب‌تر توصیف كرده‌اند. ابطحی با اشاره به تسامح حكومت سكولار تركیه و ارتش این كشور با اسلامگرایان و رواداری حاكم نظامی پاكستان با مخالفان، این تجربه‌ها را برای «دولتمردانی که نگران آزادی در ایران هستند» مفید دانسته و «بستن فضای سیاسی، برخورد با دانشجویان، کارگران، زنان، اینترنت، جوانان، و فعالان سیاسی» را دارای خطر بیشتری برای امنیت کشور ارزیابی كرده است. بیان تاج‌زاده از این هم صریح‌تر است. او به صراحت حكومت سكولار تركیه را با حكومت مذهبی ایران مقایسه كرده و سپس پرسیده است: «آیا ظرفیت روحانیون تشیع برای برگزاری انتخابات آزاد و سالم از نظامیان سكولار تركیه كمتر است یا نه؟ این سوال مهمی است كه مردم و روحانیون ایران باید به آن پاسخ دهند». یک دوگانگی سابقه‌دار در واقع از روزی كه جریان حامی نامزد پیروز انتخابات دوم خرداد به جست‌وجوی هویت سیاسی خود در مفهوم «اصلاح‌طلبی» پرداخت، در باره‌ی خاستگاه تاریخی و معنایی اصلاح‌طلبی و ضرورت آن در شرایط امروز، بین دو طیف از اصلاح‌طلبان اختلاف نظر وجود داشت؛ كه این اختلاف گاهی تا سرحد كشمكش‌های جدی پیش می‌رفت. برخی تلاش می‌كردند تبار تاریخی جریان اصلاحی را به جریان خط امام در دهه‌ی شصت برسانند و بدین ترتیب اصلاحات را در امتداد انقلاب بدانند، یا آن‌كه حداكثر جنبش كنونی اصلاحات را در صدد احیای مشروطه و برای تكمیل آن تجربه‌ی تاریخی توصیف كنند تا هم ریشه‌ای كهن‌تر و هم عرصه‌ای گسترده‌تر برای جولان فعالان این جنبش فراهم كرده باشند. اما در سمت دیگر این كشمكش، كسانی بودند كه اصلاحات را ناشی از اراده‌ی نسل جدید جامعه برای تحول اجتماعی، تلاش برای احیای ارزش‌های جهان امروز در اداره‌ی كشور و ضرورتی برای عقب نماندن از دنیای امروز تلقی می‌كردند. این تلقی از اصلاحات همواره از سوی اصلاح‌طلبان خط امامی با اتهام بی‌هویتی و از سوی حكومت با اتهام وابستگی به خارج مواجه می‌شد. اما از سوی دیگر، صاحبان تلقی مدرن از اصلاحات نیز معتقد بودند اصلاحات از نوع انقلابی و خط امامی در واقع چیزی جز پوستین وارونه‌ای برای اندیشه‌ها و روش‌های موجود در حاكمیت نیست و آن‌چه جامعه‌ی جوان و مدرن امروز از اصلاحات می‌فهمد، به معنای جا نماندن از دنیا، پیوستن به روند توسعه‌ی جهانی، دموكراتیک‌تر شدن حكومت به همان معنایی كه در كشورهای دیگر هست و نیز مراعات حقوق بشر است. گروه اول اصلاحات را در اصالت، سابقه و ریشه‌دار بودن، و گروه دوم آن را در مدرن شدن، ارزش‌های جدید و «مقایسه‌ی جهانی» جست‌وجو می‌كردند. ما و آنها اما سابقه‌ی مقایسه‌ی ایران با كشورهای اطراف، و فراتر از آن جهان پیشرفته، بیشتر از یک دهه‌ی اخیر و ماجرای اصلاحات است. در واقع عمر مقایسه‌های فراملی ایرانیان به روزهایی برمی‌گردد كه پادشاهان ایرانی در سفر به اروپا وضع «ممالک مترقی» را مشاهده كردند، یا نخبگان ایرانی كه برای تحصیل به كشورهای دیگر رفتند و شرایط جوامع دیگر را از نزدیک دیدند و به مقایسه‌ای پرداختند كه بسرعت احساس عقب‌ماندگی را در آنها ایجاد كرد. این مقایسه‌ها و تبعات آن در صد ساله‌ی اخیر منشأ بحث‌های نظری بسیاری در باره‌ی توسعه و عقب‌ماندگی ایران شده است و در میان نخبگان ایران طیفی گسترده را، از غرب‌باوران ترقی‌خواه دیروز و توسعه‌گرایان امروز تا كسانی كه دیروز علیه غرب‌زدگی به پا خاستند و در دهه‌های اخیر در جست‌وجوی خودكفایی و همه‌چیز ملی بوده‌اند، پدید آورده است. امروز دیگر كمتر خبری از مقایسه‌های فراتر از محدوده‌ی ایران در ساحت نظری و به شكل قدیمی و سنتی هست. اما در عین حال همین مقایسه و تبعات آن، با شكل جدیدی از بیان، دیده می‌شود. این نوع بیان البته خاستگاهی بیشتر اقتصادی و سابقه‌ای دست‌كم دو دهه‌ای دارد و ترجیع‌بند آن این است كه: «مگر ما چه كم داریم كه...؟» و طرفه اینجا بود كه این نوع نگاه از دل جامعه‌ی عبور كرده از انقلابی بیرون آمده كه رهبران آن و پیروان ایشان قصد اصلاح دنیا را داشتند. الگوهای غیرایرانی از سال‌های میانه‌ی دهه‌ی ۶۰ كه هزاران جوان ایرانی به امید كار و درآمد بیشتر به «خارج»، یعنی كشورهای دیگر در خاورمیانه و آسیا خصوصا ژاپن سفر كردند، یا صدها هزار خانواده‌ی ایرانی تعاریف و توصیفات نزدیكان از مشاهدات‌شان در رفت‌وآمدها به دیگر كشورها را شنیدند، این احساس مقایسه‌ی «ما با دیگران» در ذهن و بیان‌شان زنده شد؛ بیانی كه بیش از ده سال بعد در شعار انتخاباتی غلامعلی حداد عادل، رییس كنونی مجلس بازتاب یافت: «ما به دنبال ژاپن اسلامی هستیم». ژاپن، یا كشور دیگری نظیر مالزی كه علاوه بر روند رو به توسعه، به‌لحاظ دینی هم با ایران شباهت داشت، از همان زمان الگویی ذهنی برای ایرانیانی شدند كه خود را در دوران مدرن مغبون یافته بودند و هر روز كه می‌گذشت بیشتر احساس می‌كردند كه «دیگران رفته‌اند و ما جا مانده‌ایم». چه بسا این نگاه سرشار از حسرت و احساس خسران نسبت به دیگران، بازتابی هم در الگوی مصرف عمومی داشته باشد كه مردم هنوز هم كالای «خارجی» را بر كالای وطنی ترجیح می‌دهند. یا واكنشی از نوع خودشیفتگی ملی را ایجاد كرده باشد؛ كه نمونه‌های آن را در خروجی دستگاه تبلیغات رسمی بارها دیده‌ایم و دست بر قضا دولت فعلی به شدت علاقه‌مند است به آن دامن بزند. به هر روی، هرچند «ارزش‌های انقلاب و دفاع مقدس» هیچ‌گاه میل عمیق بخشی از جوانان ایران به مهاجرت را برنتافت، و هرچند زنی كه در روز تولد حضرت فاطمه زهرا در مصاحبه با رادیوی جمهوری اسلامی «اوشین» (هنرپیشه‌ی رنج‌كشیده‌ی ژاپنی در سریالی كه در آن سال‌ها از تلویزیون ایران پخش می‌شد) را الگوی خود در زندگی معرفی كرد به ارتداد محكوم شد و هرچند رهبران سیاسی كشور بارها از از این‌كه در دومین و سومین دهه پس از انقلاب اسلامی، جوانان ایرانی به لحاظ اخلاقی، رفتاری و هنجاری بیش از ارزش‌های اسلامی و حتی ایرانی به دنبال ارزش‌های غربی هستند گلایه كردند، اما هیچ‌یک از اینها و اتفاقاتی مانند اینها باعث نشد كه دوگانه‌ی «ما - دیگران» از ذهن ایرانیان پاک شود. دوگانه‌ای كه در صورت مثبت خود به شكل میل به پیشرفت و جبران عقب‌ماندگی‌ها و در صورت منفی خود به شكل نوعی خودشیفتگی ملی و ستیزه‌جویی ذهنی با جهان غرب بروز می‌یافت؛ خودشیفتگی‌ای كه اگرچه این روزها از زبان محمود احمدی‌نژاد شنیده می‌شود، اما مبتلایان بسیاری در جامعه‌ی رأی‌دهندگان به او نیز دارد. با این حال این مقایسه‌ها و تبعات آنها تقریبا به طور كامل در حوزه‌ی ارزش‌ها و نگرش‌های شخصی یا حداكثر در ابعاد اقتصادی و اجتماعی حوزه‌ی عمومی محدود ماند و سال‌ها طول كشید تا در عرصه‌ی سیاسی نیز بازتاب یابد. مقایسه‌ی سیاسی ایران با همسایگان كاری كه تاج‌زاده و ابطحی كرده‌اند كمی خطرناک به نظر می‌رسد؛ خطرناک نه به لحاظ امنیتی و سیاسی، بلكه به لحاظ مبانی نظری. آنها معیارها را فراتر از محدوده‌ی مرزهای ملی برده‌اند و پرسیده‌اند: اكنون كجا هستیم؟ سوالی كه شهروندان طبقه‌ی متوسط تهرانی در مقایسه‌ی وضعیت اقتصادی خود با دیگر كشورهای خاورمیانه می‌پرسند، سخنان ساده‌ای كه زنان ایرانی در مقایسه‌ی وضعیت پوشش خود با زنان مالزی مطرح می‌كنند، آن‌چه اعراب حاشیه‌ی خلیج فارس از مقایسه‌ی وضعیت رفاهی خود با اعراب آن‌سوی خلیج فارس نتیجه می‌گیرند و نگاهی كه آذری‌زبانان ایران به وضعیت همزبانان خود در تركیه و آذربایجان دارند، اكنون از زبان این دو فعال سیاسی اصلاح‌طلب از قواره‌ی قومی، محلی و منطقه‌ای فراتر رفته و گسترده‌ای ملی یافته است. تاج‌زاده می‌گوید: «در منطقه‌ی خاورمیانه، كشورهایی هستند كه در آنها انتخابات آزاد و سالم برگزار می شود اما ارتش بیگانه آنها را اشغال كرده است. كشورهایی هم داریم كه در آن انتخابات فرمایشی است... در مقابل مدلی نیز داریم مانند تركیه كه بدون آنكه اشغال شده باشد، دارای انتخابات آزاد است». و ابطحی نیز تكمیل می‌كند: «این ظرفیت‌ها در همسایگان ما، در ترکیه و پاکستان که مسلمان‌اند وسابقه‌ی تاریخی زیادی هم ندارند وجود دارد، به خصوص در پاکستان که مردم خشونت‌طلب و افراطی فراوانی دارد... مردم ایران در طول تاریخ ظرفیت پذیرش تسامح و رواداری را بیشتر از مردم ترکیه و پاکستان داشته‌اند». تبعات سیاسی شدن مقایسه تا وقتی كه یک جوان تحصیل‌كرده‌ی ایرانی از بیكاری گله می‌كند و وضعیت اشتغال در كشورهای نظیر را الگو قرار می‌دهد یا یک بازرگان به جای جزیره‌ی كیش كه بعد از گذشت سه دهه همه‌ی پتانسیل‌های اقتصادی خود را به دوبی هدیه كرده، به این شهر در آن‌سوی آب‌های نیلگون خلیج فارس سفر می‌كند، حاكمان ایران چندان نگران نمی‌شوند. اما وقتی كه این مقایسه به حوزه‌ی سیاسی می‌رسد و مستقیما به سراغ منازعات عرصه‌ی قدرت می‌رود و می‌خواهد آن را به چالش بكشد، وضعیت فرق می‌كند. خصوصا به این لحاظ كه تبعاتی به دنبال این مقایسه‌ها می‌آید كه آنها دیگر واقعا برای حكومت خوشایند نیست. مسایلی مانند ارتباط‌گیری‌های جهانی از سوی فعالان مدنی داخلی یا حضور همراه با تعامل كارشناسان و استادان دانشگاه در محافل بین‌المللی را می‌توان از جمله پیامدهای نگاه جهانی و فراملی دانست كه حكومت ایران با بدبینی نسبت به آنها می‌نگرد. علاوه بر روش‌ها و بعضا منابع مالی، ارتباطی و آموزشی، حتی ارزش‌هایی كه صاحبان این ارتباط‌های فراتر از مرزها حامل آنها هستند نیز به لحاظ سیاسی حساسیت‌برانگیز است. چرا كه آنها حامل و بلكه مبلغ نگرش‌های مقایسه‌ای هستند كه پیگیری آن در زمینه‌هایی از جمله حقوق بشر و دموكراسی، حوزه‌های سیاسی را با چالش مواجه می‌كند. اگر مقایسه‌هایی فراملی، منطقه‌ای و جهانی از نوعی كه در بیان ابطحی و تاج‌زاده مطرح شده گامی فراتر بگذارد، بسرعت به نقطه‌ای می‌رسد كه چرخش‌ها و جهش‌های سیاسی آشكار و در عین حال جدی‌ای را موجب می‌شود؛ جهش‌هایی كه سقف خواسته‌های سیاسی را، البته با بیانی كه ظاهرا از محدوده‌ی نظام موجود فراتر نرفته، از چارچوب ساختار فعلی فراتر می‌برند. نمونه‌ی ملموسی از چنین جهشی در سطح مطالبات سیاسی احزاب اصلاح‌طلب، سخنی بود كه به شكل گذرا اما با بیانی واضح در بیانیه‌ی دو ماه قبل «مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی» مطرح شده بود. اعضای این تشكل سیاسی، همگی نمایندگان دوره‌های گذشته مجلس هستند و اكثریت آن نیز در دست اصلاح‌طلبان است. با این حال این گروه در بین طیف‌های درون جبهه‌ی اصلاحات به هیچ‌یک از آنها نزدیک نیست، و از این رو در انتخابات گذشته‌ی ریاست جمهوری نیز از هیچ‌یک از نامزدهای اصلاح‌طلب حمایت نكرده بود. «نظارت بین‌المللی بر انتخابات» موضوعی‌ست كه به طرز بی‌سابقه‌ای در بیانیه‌ی مجمع نمایندگان ادوار مطرح شده بود و فعالان سیاسی بیرون از حاكمیت نیز معتقدند این موضوع با قانون اساسی جمهوری اسلامی و نیز مصالح ملی هیچ مغایرتی ندارد، بلكه می‌تواند به افزایش اعتبار سیاسی ایران و انتخابات آن در جهان نیز منجر شود. البته شاید این موضوع چندان بدیع و غریب هم نباشد، گو این‌كه چندی پیش مصطفی معین، یكی از نامزدهای اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست‌جمهوری، نیز آن را مطرح كرده بود. در هر حال، اكنون یكی از تبعات ابراز تمایل فعالان سیاسی اصلاح‌طلب به مقایسه‌ی شرایط ایران با كشورهایی مثل تركیه و پاكستان، می‌تواند این باشد كه آنها به سمت درخواست ناظر بین‌المللی برای انتخابات در ایران حركت كنند؛ امری كه در صورت تحقق، مشخص نیست با چه واكنشی از سوی حاكمیت و همچنین چه واكنشی از سوی طیف‌های سنتی‌تر اصلاح‌طلب مواجه شود.

تحلیل اشپیگل از درگیری ایران و جندالله

Monday, August 27, 2007, 6:06:36 AMGo to full article
هفته نامه آلمانی اشپیگل در شماره روز دوشنبه، 27 آگوست، با درج مقاله ای تحت عنوان "القاعده بر علیه ملاها" به ارزیابی افزایش نفوذ و فعالیت "گروه شورشی جند الله در استان سیستان و بلوچستان" که با سازمان های تروریستی القاعده و طالبان روابط تنگاتنگی دارد پرداخته و می نویسد: در نظر این گروه ها شیعیان کافر و منقورتر از یهودیان و مسیحیان هستند اشپیگل می نویسد: گروه جندالله توسط جوان 24 ساله ای بنام عبدالمالکی ریگی هدایت می شود که هدف خود را به اصطلاح دفاع از حقوق اقلیت بلوچ اعلام کرده است. گروه جندالله اخیرا عملیات مسلحانه ای بر علیه ماموران انتظامی و مسولین محلی ایران آغاز کرده است؛ اما فعالیت های این سازمان حدود دو هفته پیش و با حمله به یک اتوبوس مسافربری ، گروگان گیری، ربودن21 مسافر و عبور از مرز پاکستان به نقطه اوج خود رسید. این گروگان گیری در نهایت با دخالت ماموران امنیتی پاکستان به پایان رسید و در اثر این عملیات آزادسازی گروگان ها چندین تن کشته و زخمی شدند. . از نظر ایران رهبر این گروه عضو شبکه تروریستی القاعده واز حمایت آن دسته از گروه های سنی در پاکستان برخودار است که با طالبان و القاعده همکاری می کنند. برای ایران جندالله یک باند محلی است که حیات آن از طریق عملیات آدم ربایی و قاچاق مواد مخدر تامین می شود. اشپیگل در ادامه می نویسد: عبدالمالکی ریگی آموزش های اولیه خود را در یکی از مدارس قرآن پاکستان به اتمام رسانده و سپس به افغانستان رفته و در کنار بنیادگرایان افغان مبارزه خود را آغازنموده است. به گفته اشپیگل آن چیزی که اکنون بیش از هر چیز دیگر موجب نگرانی تهران شده، اولتیماتوم مسول بخش القاعده عراق به ایران است. مسول القاعده، فردی که خود را "امیر دولت اسلامی عراق" نامیده، در اوایل ماه جولای طی یک اولتیماتوم "ایرانیان کافر" را تهدید کرد که اگر از حمایت دولت شیعی عراق دست برندارند، بزودی با "جنگی خونین" و تمام عیار مواجه خواهند شد. از این رو، دولت ایران طرح های تازه و فوری برای جلوگیری از تردد آسان اعضای جندالله و کنترل بیشتر مرز پاکستان اندیشیده است.

ستاد انتخابات به رياست يك نظامي؟

Friday, August 24, 2007, 6:04:01 AMGo to full article
معاون سياسي وزير كشور دولت نهم در روزهاي گذشته تغيير كرد و سردار عليرضا افشار جاي مجتبي ثمره هاشمي را در اين سمت گرفت. در طول عمر دو ساله دولت نهم، اين دومين بار است كه در اين پست جابجايي صورت مي‌گيرد. معاون سياسي وزير كشور، از ديد بسياري از ناظران سياسي، بااهميت‌ترين معاون وزير در مجموعه دولت به شمار مي‌رود. حساسيت اين سمت، علاوه بر موقعيت خاص وزارت كشور و وظايف و اختيارات سياسي آن، به ويژه از اين روست كه معمولا معاون سياسي وزير كشور به عنوان رئيس «ستاد مركزي انتخابات كشور» انتخاب مي‌شود و اجراي انتخابات عملا برعهده فردي است كه چنين سمتي را عهده‌دار است. همين اهميت و حساسيت بود كه باعث شد علي جنتي، اولين معاون وزير كشور در دولت احمدي نژاد، سه ماه پيش از آنكه انتخابات شوراها برگزار شود، جاي خود را به مجتبي ثمره هاشمي، مشاور ارشد احمدي نژاد بدهد. در محافل سياسي، ثمره هاشمي به عنوان نزديك‌ترين فرد به محمود احمدي نژاد رئيس‌جمهور شناخته مي‌شود و حضور وي در اين سمت نشان مي‌دهد كه رياست ستاد انتخابات براي دولت نهم چقدر اهميت دارد. علي جنتي كه پيش از ثمره هاشمي به مدت يك سال معاونت سياسي وزارت كشور را برعهده داشت، فرزند احمد جنتي دبير شوراي نگهبان است كه در اين دو ساله يكي از جدي‌ترين حاميان احمدي نژاد بوده است. با اين حال فرزند وي در محافل سياسي به حمايت از هاشمي رفسنجاني، رقيب انتخاباتي احمدي نژاد، مشهور بود و بنا به برخي گزارش‌هاي غيررسمي، پورمحمدي وزير كشور دولت احمدي نژاد براي كنار گذاشتن جنتي به شدت زير فشار بود. او بالاخره در شهريور ماه 85 در برابر فشارها تسليم شد و ثمره هاشمي را كه بيش از هر كسي مورد اعتماد شخص رئيس‌جمهور است، جايگزين وي كرد. او در اين يك سال از سويي دست راست رئيس‌جمهور بود واز سوي ديگر معاون وزير كشور دولت او؛ اما معاوني كه همواره در كابينه در جايي كنار رئيس خود و بلكه در موقعيت بالاتري مي‌نشست. اما در روزهاي گذشته و در حالي كه هنوز يك سال از انتصاب ثمره هاشمي به معاونت سياسي وزارت كشور نگذشته بود، خبري منتشر شد مبني بر اينكه سردار افشار معاون ستاد كل نيروهاي مسلح جانشين وي در اين معاونت مي‌شود. اين خبر ابتدا به صورت غيررسمي در سايت‌هاي اينترنتي منتشر شد و چند روز بعد، پس از آنكه به طور تلويحي از سوي رئيس شوراي اطلاع رساني وزارت كشور تاييد شد، به طور رسمي نيز انتشار يافت. موسي‌پور رئيس شوراي اطلاع رساني وزارت كشور تصريح كرده بود كه اين تغيير به درخواست ثمره هاشمي صورت گرفته است و تلويحا تاييد كرده بود كه وي بيشتر مايل است وقت خود را در رياست‌جمهوري بگذارد. البته اين باعث نشد كه سايت‌هاي خبري در روزهاي اخير از گمانه‌زني در خصوص احتمال انتصاب معرفي به عنوان وزير نفت يا صنايع خودداري كنند. اما به هرحال اكنون سردار عليرضا افشار جايگزين وي در معاونت وزارت كشور شده است. افشار دومين فرد نظامي است كه در جمع معاونان وزير كشور دولت نهم حاضر مي‌شود. پيش از او، سردار ذوالقدر قائم‌مقام قبلي سپاه نيز به عنوان معاون امنيتي و انتظامي وزير كشور در اين وزارتخانه حضور يافته بود. اما برخلاف سمت امنيتي و انتظامي ذوالقدر كه به هرحال تا حدي به سابقه نظامي وي نزديك يا شبيه بود، عنوان «معاون سياسي» براي سردار افشار كه تاكنون صرفا سابقه نظامي‌گري داشته است، قدري غريب است. شايد براي همين است كه از حالا اين بحث در محافل سياسي مطرح شده كه آيا اين فرد داراي سابقه نظامي، رئيس ستاد انتخابات مجلس هشتم خواهد بود؟ بنا به اعلام رسانه‌ها، سوابق عليرضا افشار به اين شرح است: فارغ‌التحصيل دانشكده مهندسي مكانيك دانشگاه صنعتي شريف، از 58 تا 61 عضو شوراي مركزي جهاد سازندگي، از 61 تا 67 جانشين و سپس رئيس ستاد مركزي و سخنگوي سپاه، از 68 تا 76 فرمانده نيروي مقاومت بسيج، از 76 تا 79 رييس دانشگاه امام حسين، از 79 تا 83 معاون فرهنگي ستادكل و رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس و از 83 تا مرداد 85 معاون فرهنگي و امور مجلس (معاون فرهنگي و تبليغات دفاعي فعلي) ستاد كل نيروهاي مسلح. اما او با اين سابقه نظامي، اكنون معاون سياسي وزير كشور شده است. آيا او به زودي توسط مصطفي پورمحمدي به عنوان «رئيس ستاد انتخابات كشور» منصوب خواهد شد؟ اگرچه هيچ الزام قانوني براي اينكه وزير كشور منحصرا معاون سياسي خود را به عنوان رئيس ستاد انتخابات كشور معرفي و منصوب كند، وجود ندارد، اما با توجه به ارتباط مستقيم اين پروژه مهم اجرايي با فعاليت‌هاي حوزه معاونت سياسي، عرف و رويه حاكم در وزارت كشور اين بوده كه ستاد انتخابات را معاون سياسي اداره مي‌كرده است. اما اگر اين بار هم اين اتفاق بيفتد و سردار افشار رئيس ستاد انتخابات كشور شود، نگراني اصلاح طلبان درباره مساله «سلامت انتخابات» كه اين روزها بيشتر و جدي‌تر از گذشته مطرح مي‌شود، صورت عيني‌تري به خود مي‌گيرد. حضور يك سردار سپاه در راس ستاد انتخابات، بي‌شك تصويري تمام‌قد از آنچه كه اصلاح طلبان در سالهاي گذشته نام آن را «كودتاي پارلماني» ناميده‌اند، در معرض ديد همگان خواهد گذاشت. اصلاح طلبان در سالهاي گذشته به صراحت نظاميان و به‌طور مشخص گروهي از فرماندهان سپاه و بسيج را به دخالت در انتخابات به نفع جريان اصولگرا متهم ساخته‌اند. سازمان مجاهدين انقلاب كه از مهمترين احزاب جبهه اصلاحات به شمار مي‌رود، سال گذشته در بيانيه‌اي از دو عنصر «حزب پادگاني» و «لشكر نظارتي» به عنوان ابزارهاي ناعادلانه اصولگرايان براي يكجانبه كردن انتخابات و پيروزي در آن نام برد. «حزب پادگاني» اصطلاحي است كه اصلاح طلبان در خصوص همكاري نيروي مقاومت بسيج با احزاب اصولگرا براي تشكيل يك «سازمان راي مطمئن» به كار بردند. اين سازمان راي، اولين بار در انتخابات دومين دوره شوراي شهر تهران به شكلي نسبتا خودجوش فعال شد و با چند ساعت كار در بعد از ظهر روز انتخابات 9 اسفند 81 توانست با به صندوق آوردن چيزي در حدود شصت تا هشتاد هزار نفر، شوراي دوم شهر تهران را به ليست آبادگران اهدا كند. در انتخابات مجلس هفتم و رياست‌جمهوري نهم اين فعاليت انتخاباتي توسط بسيج شكل رسمي‌تري به خود گرفت و هر عضو بسيج موظف شد ده نفر را به پاي صندوق‌هاي راي بياورد. فرماندهان اين نيروي نظامي ادعا مي‌كردند با اين كار صرفا قصد دارند رقم شركت‌كنندگان در انتخابات را بالا ببرند. اما اصلاح طلبان معتقدند بودند افرادي كه از طريق سازماندهي بسيج پاي صندوق‌هاي راي مي‌آيند، وظيفه دارند به ليست مشخصي راي بدهند. آنها با اين استدلال، همواره سلامت دو انتخابات اخير را زير سوال برده‌اند. گروه‌هاي مهم اصلاح طلب، نه تنها انتخابات مجلس هفتم را «كودتاي پارلماني» ناميدند، بلكه در سايت‌هاي خود نمايندگان اين مجلس را هم تا مدت‌ها «راه‌يافته»، و نه نماينده مردم، مي‌خواندند. اما اين باعث نشد كه فرماندهان بسيج و سپاه از فعاليت در عرصه‌هاي سياسي و انتخاباتي بپرهيزند و بنا به ادعاي اصلاح طلبان، در سالهاي اخير اين فعاليت‌ها به اشكال مختلف ادامه يافته است. نيروهاي نظامي علاوه بر فعاليت در انتخابات، تمايل زيادي نيز به حضور مستقيم در مناصب حكومتي از خود نشان داده‌اند. دهها تن از نمايندگان مجلس هفتم پيش از نمايندگي در سپاه عضويت داشته‌اند و علاوه بر آنها بسياري از دولتمردان كنوني نيز سابقه نظامي داشته و حتي از آن به عنوان يك امتياز مثبت در رسيدن به پست‌هاي بالاتر كمك گرفته‌اند. استعفاي دهها تن از فرماندهان ارشد بسيج و سپاه در هفته‌هاي گذشته كه منطقا نمي‌تواند در مقطع زماني فعلي با هدفي جز شركت در انتخابات صورت گرفته باشد، نمونه‌اي آشكار از تمايل نظاميان به حضور مستقيم در مجلس آينده است. در اين شرايط و با توجه به اين سابقه، حضور احتمالي سردار افشار در جايگاه رياست ستاد مركزي انتخابات كشور از اهميت و حساسيتي دوچندان برخوردار شده است. اگر اين حكم، كه با توجه به برگزاري انتخابات در اسفند ماه بايد حداكثر تا يك ماه ديگر صادر شود، به نام «سردار عليرضا افشار» صادر شود، بي‌شك دولت احمدي نژاد و اصولگرايان حامي آن بايد منتظر انتقادات سختي از سوي جناح اصلاح طلب باشند. مسلما اتهام كودتاي پارلماني بار ديگر مطرح خواهد شد.

ملاقات با تروریست‌ها

Sunday, August 19, 2007, 11:30:30 PMGo to full article
هفته‌نامه‌ی آلمانی اشپیگل در شماره‌ی روز دوشنبه، بیستم اوت، فاش کرده است که بین نمایندگان سازمان امنیت آلمان و افرادی از گروه طالبان ملاقات‌های محرمانه و متعددی در سوییس انجام گرفته است. در حال حاضر در بین دو حزب حاکم آلمان، یعنی حزب سوسیال ـ دموکرات و حزب دموکرات مسیحی، اختلاف شدیدی بر سر چنین گفت‌وگوهایی با تروریست‌ها در جریان است. گفته می‌شود علاوه بر دولت آلمان، آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها نیز از این ملاقات‌ها باخبر بوده‌اند. اشپیگل می‌نویسد: دو تن از اعضای طالبان، با نام جعلی و با هواپیمای سوییس‌ایر، در دوم ژوییه‌ی سال ۲۰۰۵ به زوریخ سفر می‌کنند. آنها در فرودگاه مورد استقبال مأموران امنیتی آلمان قرار می گیرند و از آنجا به هتل هیلتون فرودگاه منتقل می‌شوند. هویت و نام واقعی این افراد یکی از اسرار بسیار محرمانه است؛ زیرا آنها وابسته به سازمانی هستند که با القاعده رابطه‌ای تنگاتنگ دارد. یکی از این دو نفر فردی‌ست معروف به "فرمانده" که در کنار ملاعمر با روس‌ها جنگیده و پای راست خود را از دست داده است. این ملاقات‌ها تا مدت‌ها ادامه می‌یابد و افراد طالبان بارها، و به بهانه‌ی معالجه و بازید از خویشاوندان خود، به سوییس سفر می‌کنند. به گفته‌ی اشپیگل، هدف آلمانی‌ها در این گفت‌وگوها علاوه بر آشنایی بیشتر با طالبان، متقاعد کردن آنها به جدا شدن از سازمان تروریستی القاعده بود. آلمانی‌ها به طالبان پیشنهاد کردند اگر راه خود را از القاعده جدا کنند، دولت آلمان در عوض حاضر است در بازسازی افغانستان و ایجاد پروژه‌های عمرانی، مانند ساخت بیمارستان‌ها و مساجد، فعال‌تر شرکت کند. نمایندگان طالبان اما رغبتی به این نوع پیشنهادها نشان ندادند. خواسته‌ی آنها این بود که طالبان از فهرست گروه‌های تروریستی خارج و به عنوان یک نیروی سیاسی شناخته شود. مدلی که پیش از این در مورد سازمان آزادیبخش فلسطین و شخص یاسر عرفات اجرا شده بود. اشپیگل درادامه می‌نویسد: گفت‌وگو با طالبان با هماهنگی دولت آلمان صورت گرفت. اضافه بر آن، سازمان امنیت آمریکا و بعضی کشورهای اروپایی، مانند فرانسه، هم از این ملاقات‌ها باخبر بودند. اشپیگل یادآوری می‌کند: این اولین بار نیست که سازمان امنیت آلمان (ب.ان.د) با این نوع سازمان‌ها تماس محرمانه برقرار می‌کند. پیش از این، با حزب‌الله و خمرهای سرخ نیز ملاقات‌هایی صورت گرفته بود. علاوه بر آلمان، نیروهای بریتانیایی نیز در سپتامبر ۲۰۰۶ با شورشیان طالبان نشست‌هایی درافغانستان داشته‌اند. حتا خود آمریکایی‌ها هم به طرق مختلف در صدد برقراری رابطه بوده‌اند. با این همه، اشپیگل این سوال را مطرح می‌کند: تا چه اندازه تماس با سازمان‌هایی که در فهرست گروه‌های تروریستی هستند مجاز است؟ موضع رسمی آلمان در این رابطه بسیار صریح است؛ از نظر اصولی مخالف هرگونه تماس با این سازمان‌هاست. این موضع همان موضعی‌ست که سازمان ملل نیز بر اجرای آن تاکید دارد. اختلاف در دولت آلمان به نوشته‌ی اشپیگل، اکنون میان سردمداران حکومت آلمان بر سر گفت‌وگو و نحوه‌ی رفتار با طالبان اختلاف نظر شدیدی وجود دارد. توماس اشتیگ، معاون سخنگوی دولت آلمان و از اعضای حزب سوسیال دموکرات، خواهان مشارکت بخش معتدل و معقول نیروهای طالبان در روند صلح و بازسازی افغانستان است. از طرف دیگر روپرشت پولنز، رییس کمیسیون امور خارجی دولت و از اعضای حزب دموکرات مسیحی، با این نظر مخالف است. به اعتقاد پولنز، مشارکت دادن طالبان می‌تواند موجب نابودی بنیان‌های اخلاقی و فعالیت بین‌المللی آلمان در افغانستان شود. پیش از این، و در ماه آوریل، کورت بک، رییس حزب سوسیال دموکرات، سخن از شرکت دادن "بخش معتدل" طالبان در یک کنفرانس صلح افغانستان کرد. اما این نظر با مخالفت فوری حزب دموکرات مسیحی روبه‌رو شد. اشپیگل در پایان می‌نویسد: گفت‌وگو با اعضای طالبان در اواخر تابستان ۲۰۰۵، و از جانب سازمان امنیت آلمان قطع شد؛ زیرا این افراد نتوانستند ثابت کنند که نماینده‌ی ملاعمر هستند و از طرف وی سخن می‌گویند. بعدها، و زمانی که این گفت‌وگوها به پایان رسید، معلوم شد که این افراد از جمله ۲۰۰ تروریستی هستند که در لیست سیاه آمریکا قرار دارند و تحت تعقیبند. منبع

لیبرال‌های سابق، دوستان امروز

Sunday, August 19, 2007, 10:23:14 PMGo to full article
[[photow01]] حضور نیروهای ملی-مذهبی و نهضت آزادی در کنگره سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی رویداد نادری است که نباید از کنار آن به راحتی گذشت. رابطه‌ی این گروه‌ها پس از انقلاب رابطه‌ی پرفراز و نشیبی بوده است، در آغاز انقلاب، سازمان مجاهدین انقلاب و نیروهای چپ که خود را پیرو خط امام و انقلابی اصیل می‌خواندند، مهم‌ترین مانع پیشرفت انقلاب را نیروهایی لیبرالی چون نهضت آزادی و دیگر نیروهای ملی‌مذهبی می‌دانستند. سرانجام هم دولت موقت را زودتر از آن‌چه که بنا بود، ساقط کردند و سخنگوی دولت را نیز راهی زندانی کردند که بیش از دو دهه گرفتارش بود. گذشت ایام و انزوای سیاسی به تدریج دیدگاه‌های انقلابی را به دیدگاه‌های لیبرالی نزدیک کرد. پس از روی کار آمدن خاتمی به تدریج با همگرا شدن دیدگاه‌ها و اهداف، خصومتها به تدریج رو به کاستی نهاد. اما در انتخابات مجلس ششم، جبهه‌ی مشارکت حزب نزدیک به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی حاضر نشد هیچ از کاندیداهای تأیید صلاحیت شده‌ی طیف ملی-مذهبی را در لیست خود جای دهد. البته تعارفات سیاسی ردو بدل می‌شد و نیروهای ملی-مذهبی پیروزی اصلاح‌طلبان را پیروزی خودشان تلقی می‌کردند. در واقع چندان هم ادعاهای‌شان بی‌راه نبود، بر خلاف انتخابات ریاست جمهوری سال 76 که پیروزی چشمگیر خاتمی انجامید و نیروهای ملی-مذهبی حمایتی رسمی از وی نکرده بودند؛ در دیگر انتخابات از جمله مجلس ششم در جاهایی که کاندیدای اختصاصی نداشتند از اصلاح‌طلبان همه‌جانبه حمایت می‌کردند. از آن طرف مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت هم به رد صلاحیت و فشارها علیه آنان اعتراض می‌کردند. در حقیقت، بر خلاف دهه‌ی نخست انقلاب که مجاهدین انقلاب نیروهای ملی-مذهبی را شایسته برای ورود به حاکمیت نمی‌دانست، پس از اصلاحات از حق مشارکت سیاسی آنان با صراحت دفاع می‌کرد. در مجلس ششم چند تن از نیروهای ملی-مذهبی آرای لازم را در شهرهای مختلف کسب کردند، اما با دخالت شورای نگهبان، آرا تغییر پیدا کرد و نه تنها آنان بلکه برخی دیگر از اصلاح‌طلبان نیز از ورود به مجلس بازماندند. اما نمایندگان راه‌یافته در اقدامی تلافی‌جویانه از تأیید اعتبارنامه‌ی نمایندگانی که با دستکاری شورای نگهبان راه یافته بودند، خودداری کردند. چندین نماینده بدین ترتیب از ورود به مجلس بازماندند و انتخابات در حوزه‌های مختلفی به دور دوم کشیده شد. اما زمانی که این ماجرا به تهران کشیده شد، جایی که علیرضا رجایی، نامزد ملی‌-مذهبی، نه با حمایت احزاب اصلاح‌طلب بلکه با حمایت روزنامه‌های اصلاح‌طلب رأی لازم را کسب کرده بود، داستان تغییر پیدا کرد. شورای نگهبان با حذف برخی صندوق‌ها رجایی را از فهرست خارج کرده بود و با استعفای هاشمی راه برای ورود حداد عادل و محتشمی‌پور هموار شود. با کمال شگفتی قاعده‌ی رد اعتبارنامه یک استثنا پیدا کرد و آن هم بر سر کرسی شخصی که اکنون ریاست مجلس هفتم را بر عهده دارد آن هم به خاطر حضور یکی از دوستان دیرین اصلاح‌طلبان، حجت‌الاسلام محتشمی‌پور، مخالف دیرین ملی‌مذهبی‌ها و نیروهای نهضت آزادی و بانی نخست حذف نهضت آزادی از رقابت‌های سیاسی. موضوع برای اصلاح‌طلبان وسوسه‌انگیز شده بود، اگر قرار بود حداد رد شود، قاعدتاً محتشمی هم باید رد می‌شد، بنابراین، فارغ از همه‌ی شعارهای پرطمطراق دمکراتیک، معامله‌ای صورت گرفت تا هر دو فراکسیون اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران بی‌رییس باقی نماند. محتشمی‌پور هیچ گونه نگرانی از رد اعتبارنامه‌ی خود نداشت، زیرا پیش از آن اعتبارنامه‌اش تأیید شود، اصلاح‌طلبان او را به ریاست فراکسیون خود انتخاب کرده بودند. این معامله برای اصلاح‌طلبان چندان پربرکت نبود. گرچه اکثریت قاطع مجلس ششم را در دست گرفتند، اما این پیروزی به قیمت در افتادن با هاشمی رفسنجانی تمام شده بود. آن‌ها دیگر جز رییس‌جمهوری که هنوز بر دامنه‌ی اختیاراتش چندان واقف نبود، پشتیبان دیگری در حاکمیت نداشتند. شورو شوق پیروزی دوامی نیاورد و 16 مرداد 78 با حکم حکومتی ناقوس مرگ اصلاح‌طلبی زده شد. گرچه حذف علیرضا رجایی تمام امیدها را برای بازگشت ملی‌مذهبی‌ها به حاکمیت نقش بر آب کرد، اما معامله‌ی اصلاح‌طلبان چندان خاطر آنان نیازرد و رابطه‌ی حسنه‌ی رو به رشد آنان کمابیش تداوم پیدا کرد تا این که هم‌دردی آنان در ضایعه‌ی سنگین رد صلاحیت گسترده در انتخابات مجلس هفتم که در حقیقت به حذف اصلاح طلبان انجامید، عمیق‌تر شد و آنان را به هم‌دیگر بسیار نزدیک کرد. برای نخستین بار اصلاح‌طلبان نیز هم‌آواز با نیروهای ملی‌-مذهبی از شرکت در انتخابات امتناع کردند. اما نخستین ائتلاف واقعی میان اصلاح‌طلبان و نیروهای ملی-مذهبی درست یک هفته پیش از نهمین انتخابات ریاست جمهوری در حمایت از دکتر معین در آخرین روزهای رقابت انتخاباتی در جبهه‌ی دموکراسی و حقوق بشر صورت گرفت و جالب آن که در دور دوم این ائتلاف با قاطعیت بیشتری به حمایت از هاشمی رفسنجانی پرداخت. در حقیقت خطر جدی یک‌دست شدن حاکمیت در اختیار اصول‌گرایان شبه‌نظامی نه تنها اصلاح‌طلبان و ملی‌مذهبی‌ها بلکه برخی از روشنفکران سکولار داخل و جمهوری‌خواهان خارج از کشور را نیز بر آن داشت تا اختلافات را کنار بگذارند تا شاید بتوانند از فاجعه جلوگیری کنند. گرچه آن اتحاد دیرهنگام در انتخابات کاری از پیش نبرد، اما میدان سیاست در ایران را به کلی دگرگون کرد. [[photow02]] مهدی کروبی طیف متنوعی از اصلاح‌طلبان را جمع کرد تا معجونی به نام حزب اعتماد ملی را بسازد، خیلی زود هم روزنامه‌ی ارگانش را به راه انداخت و تشکیلات حزبی او اکنون آن‌چنان گسترده شده است که به نظر می‌رسد از حزب ده‌ساله‌ی مشارکت نیز در برخی نقاط فعال‌تر شده است. هاشمی رفسنجانی پس از شوک انتخابات بر ضرورت فعالیت‌های حزبی تأکید می‌کند و نقدهای تندی را در هر فرصتی که به دست می‌آورد نثار دولت مهرورزی می‌کند. احزاب حامی وی، عدالت و توسعه و کارگزاران سازندگی نیز به تدریج حضور خودشان را در صحنه‌ی سیاسی تثبیت می‌کنند. جبهه‌ی مشارکت نیز در رأس خود با ترافیک مدیران دولت اصلاحات روبروست، گرچه زمانی که سکاندار دولت بودند، احساس نیاز به حزب نمی‌کردند و چندان اقبالی به فعالیت سیاسی نشان نمی‌دادند، اما اکنون بر سر مقام‌های حزبی با یکدیگر رقابت می‌کنند. به تدریج صحبت از گسترش تشکیلات و عضوگیری در این حزب به میان آمده است و به نظر می‌رسد که گویا به ناچار باید کم‌کم به شیوه‌ای مدرن فعالیت حزبی را شروع کنند. گرچه اصلاح‌طلبان در نقد عملکرد دولت مهرورزی آن‌چنان که باید و شاید تا کنون فعال نبوده‌اند، اما در مناسبات داخلی این گروه‌ها جنب و جوش زیادی در جریان است. واقعه‌ی کم‌نظیری چون کنار هم نشستن مجاهدین انقلاب اسلامی و نیروهای ملی- مذهبی آن‌هم به دعوت این سازمان یکی از نشانه‌های جدی بودن این گونه تکاپوها و عزم جدی برای بازگشت به قدرت است. گرچه هنوز چشم‌انداز روشنی برای احیای اصلاح‌طلبی دیده نمی‌شود، اما انتخابات شوراها نشان داد که این ائتلاف‌ها چندان هم بی‌خاصیت نیستند. در صورتی که اصلاح‌طلبان بتوانند نیروهای ملی‌-مذهبی را با خود همراه کنند و از سوی دیگر از رویارویی با حامیان هاشمی نیز بپرهیزند. در آن صورت، در مقابل اصول‌گرایانی که محبوبیت‌شان رو به افول است، تنها دو مانع پیش رو دارند یکی سد سنگین نظارت استصوابی و دیگری نیروهای سیاسی تندوریی که مهم‌ترین اقدام سیاسی‌شان همواره تحریم انتخابات بوده است. اما حضور نیروهای دولتی سابق کمی رد صلاحیت را برای شورای نگهبان دشوارتر خواهد کرد. با بسته‌تر شدن حداکثری فضای اجتماعی و سیاسی نیز به نظر می‌رسد که تردیدهایی در عزم برخی از تحریم‌کنندگان به وجود آمده است. زیرا یکی از توجیهات اصلی آنان برای انزوای سیاسی این بود که هر اتفاقی که هم بیفتد، اوضاع از شرایط اسفبار سال‌های آخر تصدی سیدمحمد خاتمی سخت‌تر نمی‌شود. اما تجربه نشان داد که بر خلاف انتظار، در جمهوری اسلامی هیچ‌چیز غیرممکن نیست.

ریزش‌های جدید در صف حامیان دولت

Sunday, August 19, 2007, 9:30:31 PMGo to full article
تحلیل‌گران در محافل سیاسی زنگ خطر جدیدی را برای محمود احمدی‌نژاد و دولت وی به صدا درآورده‌اند. این زنگ خطر مربوط به بحران هسته‌ای در عرصه‌ی خارجی یا بحران اجتماعی ناشی از سهمیه‌بندی بنزین نیست؛ ارتباط مستقیمی هم به گرانی كالاها و افزایش قیمت مسكن ندارد. زنگ خطر بحرانی جدید برای دولت نهم مربوط به عرصه‌ی سیاسی‌ست. در روزهای گذشته دولت احمدی‌نژاد مرحله‌ای جدید از ریزش حامیان یا همراهان اصولگرای خود را تجربه كرد؛ دو عضو كابینه، و به تبع آنها طیفی از نمایندگان حامی در مجلس هفتم به رهبری احمد توكلی، را از دست داد و برای اولین بار با انتقادی صریح از سوی رییس قوه‌ی قضاییه روبه‌رو شد. پیشینه‌ی ریزش اولین بار نیست كه چنین اتفاقی در طول عمر دو ساله‌ی این دولت می‌افتد. پیش از این هم بارها این دولت شاهد ریزش نیروهای نزدیک خود و جدا شدن تعدادی از حامیان، همفكران و نزدیكان اصولگرای خود از صف نیروهای حامی رییس جمهور بوده است. اگرچه این بار كار قدری دشوارتر است: یک نماینده‌ی بانفوذ مجلس به صف مخالفان پیوسته و رییس یک قوه نیز انتقادهای خود را علنی ساخته است. روند ریزش نیروهای سیاسی از دولت احمدی‌نژاد را بخوبی با مرور یادداشت‌های فاطمه رجبی، همسر غلامحسین الهام سخنگوی این دولت، می‌توان رصد كرد. رجبی، كه در محافل سیاسی به عنوان سخنگوی غیررسمی حامیان احمدی‌نژاد شناخته می‌شود، بارها در دو سال گذشته نام خود را با یادداشت‌های تند و بی‌پروا علیه شخصیت‌های مختلف سیاسی به رسانه‌ها كشانده است. سخنگوی غیررسمی تا یک سال پیش، حملات نوشتاری همسر سخنگوی دولت احمدی‌نژاد به هاشمی، خاتمی و كروبی محدود بود. او با ادبیاتی بی‌سابقه و افراطی خواستار برخورد رهبری با هاشمی، محاكمه و خلع لباس خاتمی و حذف سیاسی كروبی می‌شد و لبه‌ی تیز انتقادهای خود را نیز متوجه اصلاح‌طلبان و فعالان سیاسی بین دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا می‌كرد. اما در عین حال، متعرض رؤسای مجلس و قوه‌ی قضاییه و چهره‌های شاخص جریان اصولگرا، هرچند كه منتقد دولت نهم بودند، نمی‌شد. اما در دومین سال دولت احمدی‌نژاد، سخنگوی غیررسمی حامیان این دولت دایره‌ی انتقادهای صریح خود را تا حد زیادی گسترش داد. او بسیاری مقام‌های رسمی نظام، از جمله هاشمی شاهرودی، رییس قوه‌ی قضاییه، حداد عادل، رییس مجلس، ضرغامی، رییس صدا و سیما، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، و محمدجواد لاریجانی، مشاور رییس قوه‌ی قضاییه، را به صراحت و با ذكر نام مورد انتقاد شدید قرار داد و در كنار اینها، نهادهایی مانند صدا و سیما، مجلس، قوه‌ی قضاییه و... را نیز خارج از دایره‌ی اصولگرایی و مانعی برای اهداف دولت احمدی‌نژاد دانست. آستانه‌ی خطرناک همین توصیف كوتاه نشان می‌دهد كه دولت نهم روند تدریجی ریزش نیروهای حامی خود را به‌تدریج طی كرده و اكنون به آستانه‌ی خطرناكی رسیده است. بانیان و حامیان این دولت بخوبی می‌دانند كه در نظام سیاسی ایران كاهش مداوم حمایت‌ها و ریزش شدید حامیان سیاسی، حتا در باره‌ی یک مقام سیاسی، به‌سادگی می‌تواند به جابه‌جایی او منجر شود، چه رسد به یک دولت كه بدون حمایت‌های دست‌كم گروهی از نهادهای مختلف مذهبی، نظامی، اقتصادی و سیاسی امكان تداوم كار ندارد. با این حساب، شرایط به نحوی‌ست كه به اعتقاد برخی از ناظران، اگر حمایت‌های صریح و مداوم رهبری نبود، این دولت برای ادامه‌ی كار با مشكلات جدی مواجه می‌شد. تغییر چهارمین و پنجمین عضو این دولت در طول دو سال نشان می‌هد كه بحران تا درون كابینه نیز امتداد یافته است. به طوری كه اكنون به صراحت از وجود «یک محفل كوچک» از مشاوران و نزدیكان محمود احمدی‌نژاد در درون دولت سخن گفته می‌شود كه قدرت واقعی را در دست دارد و دیگر وزیران و معاونان رییس جمهور عملا اختیار زیادی در حوزه‌های كاری خود ندارند. اظهارات اخیر یک مقام نظامی در حمایت از دولت نیز نشانه‌ی خطرناک دیگری‌ست كه احتمال مستمسک قرار دادن قدرت نظامیان، از جمله سپاه و بسیج، را برای جبران كاهش مشروعیت و ریزش نیروهای حامی دولت پررنگ می‌كند. مرزها مشخص می‌شوند جدال شدید رسانه‌ای بین حامیان و منتقدان دولت، كه به دنبال بركناری دو وزیر كابینه آغاز شد و با انتقاد صریح هاشمی شاهرودی از بركناری وزیران و انتقاد متقابل مشاوران احمدی‌نژاد به اوج رسید، نشانه‌ای آشكار از این موضوع است كه موقعیت دولت به مرز منفصلی در عرصه‌ی سیاسی كشور تبدیل شده و فضایی دوقطبی را پدید آورده است و رفته‌رفته نیروهای سیاسی نیز ناگزیرند نسبت خود را با این مرز منفصل مشخص كرده و به سمت یكی از دو قطب حركت كنند. جدایی گروه حزب الله، اصولگرایان مستقل و طیف احمد توكلی در مجلس از صف حامیان دولت و آشكار شدن انتقادهای مسئولان قوه‌ی قضاییه و رییس آن از رییس جمهور و وزیران وی، و در مقابل، تكرار حمایت‌های صریح باهنر و طیف‌هایی از اصولگرایان از دولت، مسیری جدید در تحولات سیاسی ایران بودند كه بزودی توسط بقیه‌ی بخش‌های اصولگرایان نیز باید طی شود. آنها ناگزیرند پس از این نسبت خود را با دولت، عملكرد آن و تبعات این عملكرد روشن كنند و این موضوع هرچند ضروری اما به خودی خود دردسرساز خواهد بود.
* * *
در طی یک دهه، نیروهای تحول‌خواه در ایران همواره به دنبال كوچک كردن دولت بوده‌اند. آنها بوروكراسی عریض و طویل دولتی را فسادخیز و ناكارآمد دانسته و حتا موفق شده‌اند مقام‌های عالی نظام و جریان‌های اصولگرا را نیز برای دفاع از ضروت چنین تغییری قانع كنند. اما به نظر می‌رسد اكنون دولت نهم با مشكل جدیدی روبه‌رو شده است؛ آنها به وضوح می‌بینند به جای آن‌كه «بوروكراسی» دولت نهم كوچک‌تر شود، «حلقه‌ی حامیان» این دولت هرچه می‌گذرد كوچک‌تر می‌شود.

پرده‌برداری از واقعيت پنهان كابينه احمدی نژاد

Thursday, August 16, 2007, 12:11:08 AMGo to full article
بركناری دو وزير كابينه احمدی نژاد در روزهای گذشته، از سوی ناظران سياسی به يك زلزله در مديريت كلان اين دولت تعبير شد؛ زلزله‌ای كه برخی از واقعيت‌های پنهان را به عرصه عمومی آورده و در معرض ديد همه ناظران قرار داده است. اين پرسش كه علت كناره‌گيری اين دو عضو كابينه - كه در مورد وزير صنايع لفظ «‌استعفا‌» و در مورد وزير نفت تعبير «‌بركناری‌» صحيح‌تر است - دقيقا چه بود، طبعا در بيان موافقان و مخالفان دولت پاسخ‌های متفاوتی مي‌يابد. مشاوران احمدی نژاد كه در اين دو روز به اظهارنظر پرداخته‌اند و نيز تبليغات رسمی صداوسيما كه اين روزها سعی در دفاع تمام‌عيار از دولت نهم دارد، تلويحا علت كناره‌گيري‌ها را ناتوانی اين افراد از برآوردن انتظارات در حوزه مسئوليت خود دانسته‌اند. در طرف مقابل، منتقدان اين كار احمدی نژاد - كه اين بار گستره آنها تا احمد توكلی و بسياری از ديگر نمايندگان اصولگرا هم پيش رفته است - اين تغييرات ناگهانی را نشانه و باعث بي‌ثباتی در مديريت‌ها، اختلافات درونی دولت نهم و مقاومت اين دو وزير در برابر اعمال فشارها از بيرون دانسته‌اند. واقعيت هرچه باشد، بخشی از اين واقعيت بلافاصله پس از انتشار خبر كنار رفتن اين دو عضو كابينه در عرصه سياسی مطرح شد و چيزی نگذشت كه در رسانه‌ها هم بازتاب يافت. اين واقعيت چيزی نبود جز ريزش بخش ديگری از حاميان دولت و پيوستن آنها به صف منتقدان؛ ريزشی كه نشانه‌های واضح آن را در نوشته‌های روزنامه‌های اصولگرا در روز سه‌شنبه، سخنان انتقادی احمد توكلی نماينده شاخص منتسب به اين جريان سياسی و اخبار انتقادی سايت‌های اصولگرا مي‌شد ديد. احمد توكلی روز گذشته به سايت الف كه منتسب به خود اوست، گفت: «‌تا آنجا كه ما اطلاع داریم مدتها بود كه تغییر برخی معاونت ها و نصب افراد خاصی در هر دو وزراتخانه درخواست می شد و آقای دكتر طهماسبی و آقای مهندس وزیری به دلیل نامناسب بودن افراد معرفی شده، مقاومت می كردند و به نظر می رسد علت اصلی تغییر آنها هم همین بوده باشد... بنده قصد اسم آوردن ندارم ولی این دو وزیر پیشین را در نپذیرفتن آن افراد محق می دانم.» روزنامه خراسان نيز – كه پيش از اين حامی سرسخت احمدی نژاد بود – در همين روز نوشت: «افكار عمومي، سياسيون و حتی حوزه كاری مربوط به اين تغييرات بايد در جريان دلايل رفتن‌ها و آمدن‌ها حداقل كليات قضيه باشند چه در غير اين صورت شايعه برای كسی كه رفته يا آن‌كه آمده و از همه مبهم‌تر انگيزه تغييردهنده ايجاد و پخش مي‌شود.» اظهارنظرهايی از اين دست نشان مي‌دهد كه يك اتفاق جديد در صف حاميان دولت رخ داده است. اتفاقی كه شايد بيشتر از آنكه وقوع يك وضعيت جديد باشد، ظهور يك وضعيت موجود اما پيش از اين پنهان است كه اكنون آشكار شده است. دولت سايه، يا دولت در دولت تعبير «‌دولت سايه‌» نامی است كه يك نماينده اقليت مجلس برای اين واقعيت آشكار شده، برگزيده است. شجاع‌پوريان كه تنها نماينده جبهه مشاركت – حزب اكثريت مجلس ششم- در مجلس هفتم است، يك روز پس از كناره‌گيری دو وزير كابينه احمدی نژاد با خبرگزاری آفتاب مصاحبه كرد و تحولات اخير در دولت را به دولت سايه منتسب كرد. در ادبيات سياسی جهان، مفهوم دولت سايه يا «‌كابينه سايه‌» به گروهی از افراد شاخص و صاحبنظر احزاب اپوزيسيون جريانات حاكم گفته مي‌شود كه وقتی در انتخابات شكست مي‌خورند و جريان رقيب دولت را به دست مي‌گيرد، آنها برای وزارتخانه‌های مختلف افرادی را تعيين مي‌كنند تا به رصد، ارزيابی و نقد فعاليت‌های وزير دولت مستقر پردازند. بدين ترتيب دولت سايه همواره در مقابل دولت به نقد عملكردها مي‌پردازد و در هر حوزه‌ای صاحب نظر، تحليل و برنامه مي‌شود تا وقتی حزب منتقد دولت به قدرت بازگشت،‌كارها از نقطه صفر شروع نشود. اما اين مفهوم در ادبيات سياسی ايران تاكنون وجود نداشته و اگر هم صحبتی از دولت سايه شده، اين اصطلاح بيشتر به معنای يك باند قدرتمند مخفی و توطئه‌گر به كار رفته است تا يك جريان شناسنامه‌دار منتقد. اين تقريبا همان مفهومی است كه پيش از اين حميدرضا جلايي‌پور - جامعه شناس اصلاح طلب ايرانی - از آن با عنوان «‌دولت پنهان‌» ياد كرده بود و اكنون شجاع پوريان نماينده اصلاح طلب نيز از آن برای توصيف پشت پرده تحولات دولت استفاده كرده است. اما پشت پرده اين تحولات واقعا چيست؟ شجاع پوريان مي‌گويد: «‌متاسفانه یکی از بدعت‌های غلط و خطرناکی که در دولت نهم اتفاق افتاده، وجود یک دولت سایه است که به عنوان حلقه مشاوران امین و نزدیک ریاست جمهوری ظاهرا در اشکال قانونی بازرسی و نظارت در امور وزارتخانه‌ها دخالت می‌کند. گاهی اخباری که از حلقه نزدیک به رئیس جمهور و مشاوران رئیس‌جمهور که در راس آن‌ها مسئول بازرسی نهاد ریاست جمهوری که برادر رئیس جمهور هم هست و کسان دیگری مانند «صادق محصولی» جسته و گریخته به بیرون درز پیدا می‌کند، حاکی از آن است که در اغلب وزارتخانه‌ها با عناوین و القابی مانند نظارت و بازرسی دخالت می‌کنند و بعضا شنیده می‌شود گاهی عامل برکناری وزرا این است که به توصیه‌های این مجموعه تمکین نمی‌کنند. درباره برکناری وزیر نفت هم چنین حاشیه‌هایی ایجاد شده.» اشاره صريح اين نماينده مجلس به نقش حلقه نزديكان احمدی نژاد در بركناری وزير نفت در حالی صورت گرفته است كه مضمونی شبيه به اين از نامه استعفای طهماسبی وزير صنايع نيز استنباط مي‌شود. وی در اين نامه به صراحت از دخالت ستاد تبصره در امور وزارت صنايع به عنوان يكی از دلايل استعفای خود نام برده است. اين اشاره خصوصا وقتی اهميت مي‌يابد كه توجه كنيم «‌علی اكبر محرابيان‌» رييس اين ستاد اكنون به جای طهماسبی بر صندلی وزارت نشسته است؛ و اهميت آن وقتی بيشتر مي‌شود كه سخنان محرابيان را در جلسه معارفه وی به عنوان سرپرست وزارت صنايع بخوانيم، چه او كه شب گذشته حكم سرپرستی را دريافت كرده در مراسم معارفه خود جزييات برنامه جامع و مفصلی را برای اداره وزارت صنايع اعلام مي‌كند؛ و اين اهميت وقتی مضاعف مي‌شود كه به خبر منتشر شده در برخی رسانه‌ها توجه كنيم كه از نقش روابط فاميلی در رشد سريع وی مي‌نويسند و خبر برخی ديگر از رسانه‌ها كه محرابيان 35 ساله را «‌خواهرزاده احمدی نژاد‌» ذكر مي‌كنند. جالب اينجاست كه پرويز داودی معاون اول رييس‌جمهور در مراسم معارفه محرابيان، نحوه آشنايی وی با احمدی نژاد را به دوره استانداری احمدي‌نژاد در اردبيل مربوط دانسته و گفته است: احمدي‌نژاد در اين استان و در اجرای چند پروژه ساختمانی به توانايي‌های محرابيان پی برده است. اين مدير متولد 1351 با اتكا به تجربه اين پروژه‌های ساختماني، ابتدا به رياست ستاد اجرايی طرح سهميه‌بندی بنزين منصوب شد و اكنون سرپرست وزارت صنايع شده است. برخی از رسانه‌ها احتمال داده‌اند كه محرابيان به زودی توسط احمدی نژاد به عنوان نامزد پست وزارت صنايع و معادن به مجلس معرفی خواهد شد، و سخنان وی در مراسم معارفه درباره برنامه‌هايش برای آينده اين وزارتخانه را نيز نشانه آشكاری از اين احتمال دانسته‌اند.
* * *
در دو سال اخير كه محمود احمدی نژاد در راس دولت قرار گرفته است، كمتر كسی هست كه اخبار غيررسمی و حتی رسمی دولت را پيگيری كرده باشد و نداند كه حلقه محدودی شامل معدود افراد نزديك احمدی نژاد در دولت نهم بيش از يك وزير نقش ايفا مي‌كنند. اينها حلقه نزديكان احمدی نژاد را تشكيل مي‌دهند كه شجاع پوريان نماينده مجلس از جمع آنها به صفت «‌دولت سايه‌» نام مي‌برد و ديگر تحليل‌گران نيز آنها را تنها افراد مورد اعتماد محمود احمدی نژاد و بانفوذتر از وزرا و حتی معاونان رييس‌جمهور مي‌دانند. نام تعدادی ازاين افراد آشناست: «‌مجتبی هاشمی ثمره‌» كه ابتدا مشاور ارشد احمدی نژاد بود و سپس معاونت سياسی وزير كشور را هم از آن خود كرد؛ «‌مسعود زريبافان‌» كه علاوه بر عضويت در دوره دوم شورای شهر تهران به عناون دبير هيات دولت هم مشغول به كار شده بود و با آنكه به خاطر شركت در انتخابات دوره سوم شوراها از اين سمت دولتی استعفا داده بود اما پس از ناكامی در انتخابات هنوز هم بدون اينكه هيچ سمت رسمی در دولت داشته باشد در جلسات آن شركت مي‌كند؛ غلامحسين الهام كه اكنون عدد سمت‌های رسمی او حداقل پنج مورد است؛ «‌علی اكبر جوانفكر‌» مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد، «‌صادق محصولی‌» كه به رغم معرفی از سوی احمدی نژاد برای وزارت نفت نتوانست اعتماد نمايندگان را جلب كند و پس از آن تاكنون مشاور احمدی نژاد است؛ «‌داود احمدی نژاد‌» برادر رييس‌جمهور كه رياست بازرسی ويژه رياست جمهوری را از آن خود كرده است؛ و چند تن ديگر، كه اكنون نام يكی ديگر از آنها نيز مشخص شده است: «‌علی اكبر محرابيان‌» خواهرزاده و نماينده ويژه احمدی نژاد در ستاد تبصره 13 بودجه، سرپرست فعلی وزارت صنايع.

حزب‌‌الله جبهه شمال، حماس جبهه جنوب

Wednesday, August 15, 2007, 8:37:31 PMGo to full article
کنترل نوار غزه از سوی حماس، که روابط نزدیکی با ایران و سوریه دارد، چه تاثیری بر صف‌بندهای منطقه‌ای دارد؟ و چه طرف‌هایی از این تحول احساس خطر می‌کنند؟ یوسف احمد، روزنامه‌نگار فلسطینی مقیم هلند در استودیوی رادیو زمانه به این پرسش‌ها پاسخ داد. بخش نخست این گفتگو بیشتر به تحولات داخلی غزه و کرانه باختری اختصاص داشت و بخش دوم، این تحولات را در پهنه منطقه‌ای کندوکاو می‌کند. آقای احمد، به نظر شما تغییر و تحولاتی که در اسراییل روی داده است، از جمله تغییر وزیر دفاع و انتصاب ایهود باراک، انتقادهای شدیداللحن وزیر امور خارجه علیه ایهود اولمرت و استعفای موشه کاتساف از ریاست جمهوری چه تاثیری بر مناسبات دولت اولمرت با فلسطینی‌ها خواهد داشت؟ یوسف احمد: با توجه به معیارهای اسراییلی، ایهود اولمرت یک سیاستمدار قدرتمند نیست. به ویژه آنکه اولمرت هیچگاه یک ژنرال یا افسر بلندپایه ارتش نبوده است. انتصاب ایهود باراک به وزارت دفاع بیشتر به مسائل منطقه‌ای مربوط است تا درگیری اسراییل با فلسطینی‌ها. لبنان، حزب الله و سوریه از جمله دلایل تغییر وزیر دفاع اسراییل است. من گمان می‌کنم که اسراییلی‌ها بار دیگر در حال طرح‌ریزی جنگ با حزب‌الله یا سوریه هستند. این دلیل اصلی برای سر کار آمدن یک فرد نیرومند به جای وزیر دفاع پیشین است که وی هم ازپیشینه نظامی برخوردار نبود. [[photow03]] البته به هرحال در این میان غزه نیز در تحولات منطقه‌ای نقش خود را ایفا می‌کند. اما آن نقش دقیقا در گستره منطقه چه خواهد بود باید منتظر ماند و دید. بر پایه بسیاری از منابع که من خوانده یا شنیده‌ام، اسراییلی‌ها در حال طرح‌ریزی برنامه‌ای برای منزوی ساختن حزب‌الله و کنترل بیشتر نقطه تماس حزب‌الله با سوریه هستند. حتی چه بسا اسراییلی‌ها بخواهند به سوریه حمله کنند. یا حتی همه این کارها پوششی برای حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران باشد. برخی تحلیگران می‌گویند آنچه که در غزه رخ داد دارای ابعاد منطقه‌ای نیز است. به عقیده این افراد، در خاورمیانه دو پروژه وجود دارد. پروژه آمریکا و پروژه مقاومت. بازیگران پروژه آمریکا شامل مصر، عربستان سعودی و لبنانِ فواد سینیوره، اردن و محمود عباس هستند و در پروژه مقاومت ایران، سوریه، حزب‌الله و اکنون حماس حضور دارند. برپایه این تحلیل برخی معتقدند که سوریه و ایران مشوق حماس برای گرفتن کنترل نوار غزه بودند تا به نوعی از حمله اسراییل به سوریه یا ایران جلوگیری کنند و در صورت وقوع جنگ، جبهه‌ای تازه‌ای با اسراییل بگشایند. هم اکنون با شرایط تازه‌ای که در منطقه به وجود آمده، اگر اسراییل بخواهد به سوریه یا ایران حمله کند، از شمال با حزب‌الله لبنان طرف است و از جنوب با حماس. برای اسراییل مواجهه با این دو جبهه آسان نخواهد بود. پس به نظر شما این بخشی از یک طرح گسترده‌تر است. به نظر من احتمال دارد که چنین طرحی وجود داشته باشد. از این منظر است که مصر می گوید ایران در تحولات غزه نقش دارد و اسراییل هم می‌گوید سوریه در رویدادهای غزه دخیل است. به هر ترتیب با کنترل غزه از سوی حماس نقشه سیاسی و نظامی منطقه نیز دگرگون شد. چراکه برای نخستین‌بار است در جنوب اسراییل جبهه‌ای دیگر گشوده شده است. هم اکنون اسراییل در شمال با تهدید حزب الله لبنان و از جنوب با تهدید حماس روبرو است. این تهدید بسیار نزدیک است و همانند سوریه و ایران نیست. [[photow02]] آیا فکر می کنید انتخاب تونی بلر در پیشبرد روند صلح تاثیری داشته باشد؛ با توجه به اینکه وی کاندیدای مورد نظر جورج بوش رییس جمهوری آمریکا است. از سوی دیگر به نظر می رسد با اینکه بلر یک شخصیت نیرومند سیاسی است در میان مردم خاورمیانه از محبوبیت چندانی برخوردار نباشد. تونی بلر هیچگونه محبوبیتی در خاورمیانه ندارد. وی یکی از آغازکنندگان جنگ علیه عراق بود. از سوی دیگر تونی بلر به عنوان یکی از حامیان سفت و سخت اسراییل شناخته می شود؛ از همین رو است که وی به عنوان نماینده گروه چهار انتخاب شد. به همین دلیل برای فلسطینی‌ها کار کردن با بلر برای فلسطینی‌ها مناسب نیست. مشخص است همانطور که بسیاری از اعراب و فلسطینی‌ها فکر می کنند، بلر در خدمت اسراییل خواهد بود. حماس نیز از پیش ناخرسندی خود را از انتخاب بلر به عنوان نماینده آمریکا، اتخادیه اروپا، سازمان ملل و روسیه ابراز کرده است. اما مقامات فتح به دلایل دیپلماتیک از ذکر چنین انتقادی خودداری کردند. چراکه فاقد هرگونه قدرتی برای نفود در تصمیم گروه چهار هستند. شما درباره حمله احتمالی اسراییل به سوریه صحبت کردید. از سوی دیگر حرف هایی درباره فرستادن پیام محرمانه از سوی اسراییل به دمشق مطرح شد. برخی از روزنامه های اسراییلی هم درباره این پیام محرمانه و خروج احتمالی از بلندی های جولان چیزهایی نوشتند. فکر می کنید پشت پرده اتفاقی در جریان است؟ گفت‌وگویی غیر مستقیم 40 سال است که وجود دارد. از مدت ها پیش تماس‌های محرمانه وجود داشته است. اما هنگامی که موضوع مذاکره واقعی مطرح می شود سرانجام آن مشخص نیست و احتمال اجرای هر سناریویی می رود. نظر شخصی من این است که سوریه از توانایی حمله به اسراییل یا شروع جنگ برخوردار نیست. اما احتمال اینکه اسراییل به سوریه حمله کند بسیار بیشتر است. اسراییلی‌ها از قدرت بیشتر و پشتیبانی آمریکا برخوردارند . به لحاظ سیاسی نیز حمله به سوریه در راستای منافع آمریکا خواهد بود. [[photow04]] ببینید! دست کم هم اکنون در سوریه دولتی بر سر کار است که می توان با آن مذاکره و معامله کرد. اگر دولت کنونی سوریه ساقط شود و بی ثباتی سوریه را فرا بگیرد آیا به نظر شما این در راستای منافع آمریکا خواهد بود؟ با نبود کنترل بر مرزهای سوریه عراق با خطر بزرگی روبروست چراکه افراد و گروه های ضد آمریکایی به سادگی میان دو کشور نقل و انتقال خواهند داشت. به دیگر سخن آیا می‌توان گفت که منافع آمریکا و اسراییل در مورد سوریه در حال حاضر همسوهستند؟ برپایه برخی منابع، آمریکا سال گذشته به اسراییل فشار آورد که به سوریه حمله کند اما چنین رویدادی به وقوع نپیوست. چراکه سوریه به همه اقدامات تحریک‌آمیز اسراییل برای شروع جنگ را بی‌اعتنایی کرد وبه آن پاسخ نداد. جنگ یا ضربه زدن به سوریه در راستای منافع آمریکا در عراق و لبنان است. شاید بتوان گفت انتخاب ایهود باراک به وزارت دفاع اسراییل زمینه سازی برای حمله به سوریه باشد. این روزها شاهد درگیری‌های نهرالبارد در لبنان هستیم . دولت لبنان می‌گوید گروه فتح‌‌الاسلام با القاعده پیوند دارد یا اینکه دست کم از القاعده الهام می‌گیرد. همچنین گفته می‌شود که این گروه فلسطینی هستند. گروه فتح‌الاسلام چه ماهیتی دارد؟ این گروه را از آن جهت فلسطینی می‌گویند که رهبر آن شاکر العبسی، یک فلسطینی است. با این حال اعضای این گروه از ملیت‌های گوناگون تشکیل شده‌اند. اعضای فتح‌الاسلام از بنگلادش، پاکستان، عربستان سعودی، الجزایر و دیگر کشورهای اسلامی هستند. دلیل دیگری که فتح‌الاسلام فلسطینی خوانده می‌شود این است که مقر این گروه در اردوگاه پناهندگان فلسطینی نهرالبارد است. برپایه موافقنامه 1969 فلسطینی‌ها در اردوگاه‌های پناهندگان در لبنان می‌توانند با خود سلاح داشته باشند. از این همین رو در این فضا، بستر مناسبی بر شکل‌گیری و مسلح شدن گروهی مانند فتح‌‌الاسلام از درون اردوگاه پناهندگان فلسطینی پدید آمده است. این موافقتنامه حمل سلاح میان چه کسانی بسته شد و آیا هم اکنون نیز معتبر است؟ این موافقتنامه میان دولت لبنان و جبهه آزادیبخش فلسطین بسته شد و هنوز هم معتبر است. ایدئولوژی فتح‌الاسلام بسیار نزدیک به القاعده است. من واقعا نمی‌دانم این گروه با القاعده پیوند دارد یا تنها از آن الهام می‌گیرد. حزب‌الله لبنان موضعی علیه این گروه اتخاذ کرد. حزب‌الله چنین موضعی اتخاذ نکرد. اما همچنان حزب‌الله لبنان قدرت عمده لبنان است. برپایه یک نظریه توطئه، گفته می‌شود جیش‌الاسلام، که یک گروه سنی‌مذهب است، برای تضعیف گروه شیعه‌مذهب حزب‌الله ایجاد شده است. با این حال من این نظریه را غیر محتمل می‌دانم. حزب‌الله از هر گروه نظامی دیگری در لبنان نیرومندتر و سازمان‌یافته‌تر است. حزب‌الله با جمعیت سنی‌مذهب لبنان و با پناهندگان فلسطینی در لبنان رابطه دوستانه‌ای دارد. گروه جیش‌الاسلام ثمره تحولات سیاسی، جغرافیایی و سیاسی منطقه است. شما با مردم فقیر و ناامید در اردوگاه‌های پناهندگان فلسطینی در لبنان روبرو هستید. [[photow01]] از سوی دیگر ایدئولوژی القاعده هم در دسترس هر کسی است. همچنین جنگ در عراق و افغانستان هم دارید. بنابراین بسترمناسبی برای حیات گروهی مانند فتح‌الاسلام فراهم است. اگر به اردوگاه‌های پناهندگان فلسطینی در لبنان بروید می‌بیند که مردم از فقر و نداری جان به لب شده‌اند. کار و درآمد وجود ندارد. در این شرایط اگر فردی با پول و یک ایدوئولوژی سیاسی بیاید طبیعی است که به آن پاسخ داده می‌شود. همچنین باید توجه داشت جبهه آزادیبخش فلسطین در این اردوگاه‌‌ها از سال‌های بسیار ضعیف‌تر شده است؛ به ویژه پس از پیمان اسلو . چراکه پناهندگان فلسطینی در لبنان می‌بینند که جبهه آزادیبخش فلسطین آنها را رها کرده است. از این رو برخی از افراد به سوی گروه‌های دیگری برای پیگیری آرمان‌های خود و دفاع از حقشان می‌روند. بخش نخست گفتگو: آیا «حماس» به سرنوشت «فتح» دچار می‌شود؟

اعتراف دیرهنگام مشرف

Monday, August 13, 2007, 11:30:00 AMGo to full article
پرویز مشرف، رییس جمهوری پاکستان، روز یک‌شنبه در کابل گفت که شورشیان طالبان در افغانستان از داخل خاک کشور او پشتیبانی می‌شوند. آقای مشرف، که در نشست مشترک قبایل دو سوی مرز کشورش با افغانستان سخن می‌گفت، تاکید کرد که دو کشور باید به طور مشترک با فعالیت‌های تروریستی مبارزه کنند. تاکید رییس جمهوری پاکستان بر مبارزه‌ی مشترک با تروریسم حرف تازه ای نیست؛ اما این نخستین بار است که اسلام‌آباد به طور آشکار می‌پذیرد که طالبان در داخل پاکستان حمایت می‌شوند. مقام‌های افغان در گذشته بارها پاکستان را به بی‌توجهی در برابر عبور شبه نظامیان شورشی از مرز مشترک دو کشور متهم کرده‌اند. [[photow01]] کابل همواره گفته است که گروه‌های اسلامگرای افراطی در مناطق قبایلی پاکستان به طور گسترده از فعالیت شورشیان طالبان، که علیه دولت تحت حمایت غرب در افغانستان و نیروهای خارجی مستقر در خاک این کشور می‌جنگند، حمایت می‌کنند. اما مقام‌های اسلام‌آباد همیشه این اتهام را رد کرده‌اند و دولت حامد کرزی را به ناتوانی در برقراری امنیت و ثبات در کشورش متهم می‌کردند. تغییر لحن مشرف سخنان گذشته‌ی پرویز مشرف که چند بار در گفت‌وگو با رسانه‌های غربی تکرار کرده بود حامد کرزی از آن‌چه در خانه‌ی خودش می‌گذرد بی‌خبر است، خشم افغان‌ها را برانگیخته بود؛ اما لحن ژنرال پاکستانی، این بار در کابل، ملایم‌تر از گذشته بود. او با پذیرش این موضوع که مشکل طالبان فقط مختص به خاک افغانستان نیست، از مبارزه‌ی مشترک با تروریستم و افراط‌گرایی سخن گفت و به مردم افغانستان قول داد که «به عنوان یک مسلمان» تعهد می‌کند که به آن‌چه می‌گوید عمل کند. رییس جمهوری پاکستان پیش‌تر قرار بود در مراسم افتتاحیه‌ی نشست صلح در کابل شرکت کند، اما در آخرین لحظات از تصمیم خود منصرف شد و شوکت عزیز، نخست وزیر دولتش، را به جای خود به کابل فرستاد. جرگه‌ی صلح در کابل زمانی آغاز شد که اسلام آباد، به گفته‌ی مقام‌های پاکستانی، سرگرم بررسی احتمال اعلام وضعیت اضطراری بود. اما مقام‌های آمریکایی با اعلام وضعیت اضطراری در پاکستان، که درگیر افزایش فعالیت اسلام‌گرایان افراطی‌ست، مخالفت کردند. فشار مؤثر آمریکا جرگه‌ی امن مشترک افغانستان و پاکستان طرح جورج بوش، رییس جمهوری آمریکا، در دیدار مشترک با حامد کرزی و پرویز مشرف بوده است و طبیعی‌ست که آمریکا بی‌توجهی مشرف به این جرگه را برنتابد. خبرگزاری‌ها گزارش دادند که کاندولیزا رایس، وزیر خارجه‌ی آمریکا، در ساعت ۲ بامداد پنج‌شنبه ۹ اوت به وقت اسلام‌آباد، با ژنرال مشرف مکالمه‌ی مفصل تلفنی داشته است. گزارشی از محتوای این مکالمه‌ی شب‌هنگام منتشر نشده اما روزنامه‌ی آمریکایی نیویورک تایمز نوشته است این تماس تلفنی بخشی از افزایش فشارها بر ژنرال مشرف بوده است. این روزنامه می‌نویسد: «برخی روزنامه نگاران پاکستانی که روز شنبه (پیش از اعلام حضور شرکت مشرف در جرگه‌ی امن) با او ملاقات کرده‌اند، به روزنامه‌ی نیوز، چاپ اسلام‌آباد، گفته‌اند که ژنرال مشرف مکالمه‌ی خانم رایس را سومین تماس تلفنی او در یک روز خوانده و گفته بود که بیشتر صحبت آن دو در مورد افغانستان و جرگه‌ی امن بوده است». در همان روز شنبه، ژنرال مشرف به طور غیرمنتظره‌ای اعلام کرد که روز یک‌شنبه ۱۲ اوت در نشست پایانی جرگه‌ی امن شرکت می‌کند. [[photow02]] این تماس تلفنی و این تغییر زودهنگام خاطره‌ی اعتراف سال گذشته‌ی پرویز مشرف را در ذهن‌ها زنده می‌کند که گفته بود آمریکا پیش از حمله به طالبان، او را تهدید کرده بود که اگر در این عملیات همکاری نکند آن قدر بمباران خواهد شد تا به عصر حجر بازگردد. برگ برنده برای کرزی مشرف از متحدان بزرگ منطقه‌ای آمریکاست؛ اما این اتحاد و این رابطه‌ی نزدیک، برای آمریکا به آن اندازه اهمیت ندارد که از بی‌توجهی پاکستان به تلاش‌ها برای برقراری صلح در افغانستان و فراهم شدن زمینه برای شکست بزرگ غرب در این کشور چشم بپوشد. جرگه‌ی امن، که با شرکت نزدیک به هفتصد تن از رهبران قبایلی و سیاست‌مداران دو کشور افغانستان و پاکستان همراه بود، با صدور یک قطعنامه، که هنوز تا رسیدن به مرحله‌ی اجرا و دست یافتن به نتایج ملموس فاصله‌ی زیادی دارد، پایان یافت. اما حتا اگر این جرگه در کوتاه مدت تغییری در شرایط به وجود نیاورد، تغییر موضع ناگهانی رهبر پاکستان، شرکت او در جرگه، لحن نرم‌تر از پیش وی و اعتراف ژنرال به وجود حمایت از طالبان در خاک پاکستان، برای حامد کرزی، رییس جمهوری افغانستان، موفقیت بزرگی محسوب می‌شود. در حالی که بسیاری از منتقدان در کابل، با توجه به عدم شرکت مشرف در نشست افتتاحیه و بی‌توجهی عده‌ی زیادی از بزرگان مناطق قبایلی پاکستان به این جرگه، آن را اتلاف وقت و هزینه می‌پنداشتند، اکنون حامد کرزی می‌تواند این برگ برنده را غنیمت شمارد و امیدوار باشد که متحد بزرگ او، جورج بوش، همان‌گونه که اخیراً در کمپ دیوید تاکید کرد، به پیروزی در افغانستان متعهد است.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 15:8 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حکومت طالبان
با نقاب درايران

اين عکس ها مربوط به تنبيه و مقابله های اخير با لات و لوت ها در کرج و قزوين است. يعنی با محصول درخت 30 ساله جمهوری اسلامی. با ميوه نماز جمعه ها، موعظه های تلويزيونی، سرکوب احزاب و بستن مطبوعات و غير سياسی کردن جامعه، پند و اندرز و نصيحت ... و در صدر همه اينها، سقوط هويت و اخلاق، رشد دو روئی و دوگانگی بيرون از خانه و درون خانه و نابودی گذشت و انسانيت در جامعه و گسترش فساد و اعتياد، بيکاری و خيابان خوابی در ايران. فاجعه ای که به وقوع نپيوست مگر با جمع شدن تمام اين خصلت ها در راس حاکميت. از حاکميتی که قاضی القضاتش مرتضوی باشد و دبير شورای نگهبانش يک روده راست در شکمش نباشد و... اين ميوه های کال 16- 17 ساله و آن ميوه های رسيده 20- 30 که چشم هايشان را در کرج بسته و می برند و آن که در قزوين به تخته شلاق بسته شده تعجبی را بر می انگيزد؟ اين تخم خشونت طالبانی که امروز در خيابان ها و محلات می پاشند نيز نتايجش را فردا درو خواهند کرد. همانگونه که نتايج سه دهه ترويج دو روئی و پول پرستی، توجيه قاچاق مواد مخدر زير پوشش کمک به جبهه های اسلام در فلسطين و لبنان و افغانستان فردا درو خواهد شد. چگونه ممکن است آن که دانشجو را در اوين و يا اوين های ديگر در شهرهای ديگر به سلول جانی ها می فرستد تا به او تجاوز کنند و درهمش بشکنند تا اعتراف کند، با مشتی جوان دانشجو آن کند که در رنجنامه خانواده هايشان در همين شماره پيک نت می خوانيد، با شماری زن خواهان برابری حقوق با مردان، با کارگران طرفدار سنديکا، با معلمان، پرستاران و... آن کند که ديگر بر همگان آشکار شده، اينها در حاکميت باشند و نامشان اوباش حکومتی نباشد و همين اوباش مامور سرکوب اوباش شوند و مردم هم تائيدشان کنند و نگويند: اين تقابل دو گروه اوباش است و هر دو اراذل! يکی در حکومت و ديگری در محکوميت! تفاوت فقط همين است.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 13:58 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سپر 2 هزار پوندی

اين همان موشکی است که بمب هوشمند 2 هزار پوندی را قرار است حمل کرده و سپر دفاع هوائی ايران شود. سپاه اعلام کرده که در ايران توليد انبوه آن شروع شده اما روی نمونه ای که عکس های آن را منتشر کرده اند نوشته های لاتين آن وجود دارد و ربطی به توليد داخلی ندارد. ظاهرا بدليل شتابی که درپخش خبر و مقابله تبليغاتی با خطر حمله داشته اند، قبل از توليد انبوه، فعلا توليد خارجی و مونتاژ شده و يا وارداتی اش به ايران را به نمايش گذاشته اند.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 13:54 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا به ایران هشدار داد که به حمایت خود از شبه نظامیانی که علیه سربازان آمریکایی در عراق می جنگند، پایان دهد.آقای بوش طی سخنانی که در جمع کهنه سربازان آمریکایی در رنو در نوادا بیان شد، با تکرار اتهام های آمریکا علیه ایران گفت که "حکومت ایران به آموزش افراطیون در عراق می پردازد و سلاح در اختیار آنها می گذارد."رئیس جمهور آمریکا در سخنان خود، خواهان پایان این نوع حمایت ها از سوی ایران شد.ایران و آمریکا از زمان ! انقلاب 1357 رابطه ای ندارند و بر سر برنامه هسته ای ایران و بحران عراق درگیر تنش هستند.
 
 
 
رئیس جمهور ایران نسبت به بروز خلأ قدرت در منطقه هشدار داده و اعلام کرده که کشورش برای پرکردن این "خلأ" آمادگی دارد.محمود احمدی ‌نژاد، رئیس جمهور ایران که به مناسبت هفته موسوم به دولت در جمع خبرنگاران ایرانی و خارجی حاضر شده بود در سخنان خود در مورد وضعیت عراق گفت: "بصراحت می ‌گویم قدرت سیاسی اشغالگران بسرعت رو به اضمحلال است و بزودی در منطقه شاهد خلأ قدرت بزرگی خواهیم بود". وی افزود: "ما آمادگی داریم با کمک همسای! گان، دوستان منطقه‌ ای و عربستان، ملت عراق و دیگران این خلأ را به نفع امنیت منطقه و به نفع ملتهای منطقه پرکنیم". آقای احمدی نژاد، ارتشهای آمریکا و متحدانش در عراق را به جنایت در این کشور متهم کرد و گفت که این ارتشها در عراق در "گرداب" گیر کرده اند.
 
 
در نشست خبری محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران که به مناسبت هفته دولت برگزار شد، یکی از خبرنگاران نظر او را در مورد اظهارات اخیر نیکولا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه جویا شد که گفته است اگر ایران برنامه اتمی خود را ادامه دهد، احتمال دارد هدف حمله قرار گیرد. آقای احمدی نژاد در پاسخ گفت: "ارزیابی ما این است که ایشان تازه آمده ‌اند و هنوز سرد و گرم را نچشیده ‌اند و متوجه این مفاهیم نیستند، این حرفها برای ما فاقد ارزش سیاس�! � اند که ما حتی نمی‌ خواهیم به آن فکر کنیم".اما وی در ادامه افزود: "البته باید گفت ایشان گفته ‌اند می‌خواهند مسائل را با گفتگو حل کنند و فکر می ‌کنم اصل حرفشان این است".رئیس جمهور فرانسه دو روز پیش که برای اولین بار پس از به قدرت رسیدنش به طور خاص در باره سیاست خارجی کشورش سخنرانی می کرد، جنجال بر سر برنامه اتمی ایران را جدی ترین بحران جاری در سطح جهان خواند و گفت: "ایران مجهز به سلاح اتمی برای من غیرقابل قبول است."
 
 
در نشست خبری محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران که به مناسبت هفته دولت برگزار شد، خبرنگار تلویزیون آمریکایی سی بی ‌اس از او پرسید که آیا هاله اسفندیاری اجازه خواهد یافت به آمریکا بازگردد؟هاله اسفندیاری، پژوهشگر ایرانی مقیم آمریکا یک هفته پیش پس از سه ماه حبس با وثیقه سیصد میلیون تومانی آزاد شده اما پرونده او به اتهام جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی ایران همچنان در دست رسیدگی است.آقای احمدی نژاد در پاسخ به خبرن! گار سی بی اس تأکید کرد که قوه قضائیه باید به این سؤال که آیا هاله اسفندیاری می تواند به آمریکا بازگردد یا نه پاسخ گوید اما نظر شخصی وی این است که هاله اسفندیاری آزاد است به هركجا خواست برود و با خانواده اش دیدار کند.هاله اسفندیاری که تابعیت آمریکایی نیز دارد، در مؤسسه وودرو ویلسون در واشنگتن به فعالیتهای پژوهشی اشتغال دارد.
 
 
چاپ کاریکاتور پیامبر اسلام در یکی از نشریات کشورهای اسکاندیناوی بار دیگر اعتراض برانگیخته است.روزنامه سوئدی نریکه اله هاندا که نشریه ای محلی است، ده روز پیش مجموعه ای از کاریکاتورهای لارش ویلکس، کاریکاتوریست سوئدی را چاپ کرد که در یکی از آنها، پیامبر اسلام به گونه ای به تصویر کشیده شده بود که خشم بسیاری از مسلمانان را برانگیخت.جمعی از مسلمانان ساکن سوئد در اعتراض به چاپ این کاریکاتورها روز شنبه گذشته در مقابل دفتر روز�! �امه نریکس الهاندا در شهر اوره برو سوئد دست به تظاهرات زدند.چاپ این کاریکاتورها اعتراض دولت ایران را نیز برانگیخت و دوشنبه گذشته، سرپرست سفارت سوئد در تهران به وزارت امورخارجه ایران احضار شد.
 
 
اسفندیار رحیم مشائی رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از تصویب بنزین سفر خبر داده و گفته است 100 لیتر بنزین برای سفرهای تابستانی در نظر گرفته شده است.به گفته آقای رحیم مشائی، سهمیه سفر مختص فصل تابستان است و به ازای هر 100 کیلومتر ده لیتر بنزین به مسافران داده می شود.کاهش سفرهای تابستانی مهمترین دلیل طرح سهمیه بنزین سفر است که سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در یک ماه گذشته پیگیر آن بوده است.به گفته آقای مشائی، این طرح به منظور �! �ونق صنعت گردشگری و کمک به اقتصاد ملی و اشتغال صورت گرفته است.
 
 
گزارش های اخیر درباره نیت واشنگتن برای قرار دادن نام سپاه پاسداران ایران در فهرست سازمان های تروریستی و تشدید اتهامات آمریکا علیه ایران در هفته های اخیر دایر بر حمایت تسلیحاتی و آموزشی از برخی گروه های شورشی در عراق، به گمانه زنی های تازه درباره احتمال مقدمه چینی آمریکا برای هدف قرار دادن مواضع سپاه دامن زده است.رسانه های آمريکایی اخيرا از طرح دولت جورج بوش برای قرار دادن نام سپاه پاسداران در فهرست سازمان ها! ی تروريستی وزارت خارجه آمريکا خبر دادند و به دنبال آن یک مقام دولتی در آمریکا - که نخواست نامش فاش شود - در گفتگو با بی بی سی وجود چنین برنامه ای را تایید کرد.هرچند وزارت خارجه آمريکا هنوز اين خبر را رسما اعلام نکرده، اما همزمان، فرماندهان ارتش آمریکا در عراق اتهامات خود علیه جمهوری اسلامی دایر بر ارسال سلاح برای شورشیان عراقی را شدت بخشیده اند.آمریکا به ویژه واحد عملیات خارجی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، موسوم به نیروی قدس، را مسئول دخالت نظامی در عراق می داند.
 
 
ارکستر شصت نفری ازنابروک آلمان به رهبری "هرمان بویمر" ۷ و ۸ شهریور ماه در تالار وحدت و مجتمع فرهنگی آسمان به روی صحنه می ‌رود. این نخستین بار بعد از انقلاب اسلامی است که یک ارکستر بزرگ غربی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای اجرای کنسرت به ایران دعوت می شود. ارکستر ازنابروک که شش نوازنده از ایران نیز آن را همراهی می ‌کنند‍، در این دو شب، سمفونی شماره ۴ برامس، سمفونی شماره ۳ و ۴ بتهوون و کنسرتو"می مینور" اثر "ادوارد الگار" ! را اجرا می ‌کند. میشاییل درایر رییس جشنواره مورگن ‌لند که در آلمان برگزار می‌شود،‌ بانی حضور ارکستر ازنابروک در ایران است. او می‌گوید: "حدود دوسال پیش در سفری که به ایران داشتم، با موسیقی سنتی آشنا شدم و در همان سفر بود که اجرایی از ارکستر سمفونیک تهران به رهبری نادر مشایخی را دیدم و پس از آن ارکستر سمفونیک تهران را به آلمان دعوت کردیم تا کنسرتی را در ازنابروک برگزار کنند که اجرایی مشترک با هم داشتیم."
 
 
عبدلله گل، وزیر امور خارجه ترکیه در سومین دور رای گیری در پارلمان این کشور برای انتخاب رئیس جمهور، با اکثریت آرا به عنوان رئیس جمهور جدید این کشور برگزیده شد.به دنبال انتخاب آقای گل به ریاست جمهوری ترکیه، وی در برابر نمایندگان سوگند یاد کرد. وی طی سخنانی گفت که به دموکراسی و نظام سکولار پایبند است.اتحادیه اروپا از انتخاب عبدالله گل به ریاست جمهوری ترکیه استقبال کرده و آن را قدم مثبتی برای این کشور در راه پیوستن به اتحادیه اروپا �! �انسته است.ژوزه مانوئل باروسو، رئیس کمیسیون اروپا در اطلاعیه ای گفت که عبدالله گل، می تواند جان تازه ای به روند تلاش ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا بدهد.
 
 
کنترل مرکز کربلا به دست پیکارجویان مسلح افتاده است.در حال حاضر بسیاری از هتل های کربلا در حال سوختنند و اجساد کشته شدگان در خیابان ها افتاده است.تیراندازی و زد و خورد در کربلا سبب شده که دولت عراق نیروهای تقویتی به کربلا اعزام دارد.دولت عراق می گوید ساعات آینده برای تحت کنترل درآوردن شهر سرنوشت ساز است.
 
 
گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا، در نامه سرگشاده ای، تعیین جدول زمانی برای خارج کردن نیروهای این کشور از عراق را رد کرده است. آقای براون در این نامه، که متن آن روز سه شنبه، 28 اوت منتشر شده، پیشنهاد سر منگیس کمپبل، رهبر حزب لیبرال دموکرات، در مورد تعیین جدول زمانی خروج واحدهای نظامی بریتانیا از عراق را غیرقابل قبول خوانده و گفته است که نظامیان این کشور دارای تعهدات مشخصی در عراق هستند که باید به آنها عمل کنند.گوردون براون! افزوده است که تعیین جدول زمانی خروج از عراق به تلاش نیروهای بریتانیایی برای عمل به تعهدات آنان آسیب می زند و اعتبار بین المللی بریتانیا را خدشه دار می کند.پیشتر، ژنرال ریچار دانات، رییس ستاد مشترک ارتش بریتانیا نیز زیانبخش بودن تعیین جدول زمانی خروج نظامیان این کشور از عراق را مورد تاکید قرار داده بود.
 
 
کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می گوید وضعیت زندانها در افغانستان نسبت به دو سال گذشته بهبود یافته اما هنوز با استانداردهای بین المللی فاصله زیادی دارد.بررسی های این کمیسیون نشان می دهد که فساد اداری در مواردی سبب شده است که عده ای از زندانیان ماهها پس از آنکه مدت حبس شان تمام شده باز هم در زندان باقی مانده اند.تحقیقات کمیسیون حقوق بشر افغانستان نشان می دهد که وضعیت در زندانهای زنانه به مراتب بدتر از زندانهای مردانه �! �ست و شکنجه هنوز در زندانهای افغانستان دیده می شود. زندانهای امنیت ملی
 
 
سه سرباز نیروهای بین المللی یاری امنیتی (آیساف) در اثر یک حمله انتحاری در شرق افغانستان کشته شدند.آیساف می گوید سربازانش در حال کار بر روی یک پروژه بازسازی پل در ولایت پکتیا بودند که هدف حمله یک بمبگذار انتحاری قرار گرفتند.بر اساس خبرنامه نیروهای تحت امر ناتو، دو سرباز این نیروها و فرد بمبگذار، در دم کشته شدند و سرباز دیگر که زخمی شده بود، در مسیر انتقال به مرکز درمانی آیساف درگذشت.این حمله انتحاری همچنین به زخمی ! شدن شش سرباز دیگر تحت فرمان ناتو انجامیده است.
 
 
دفتر ریاست جمهوری کره جنوبی اعلام کرده است که مذاکره کنندگان طالبان موافقت کرده اند نوزده گروگان باقی مانده کره ای را آزاد کنند.چنون هو سئون سخنگوی ریاست جمهوری کره (کوریای)جنوبی گفت بر اساس توافق به دست آمده، گروگانهای این کشور در صورتی توسط طالبان آزاد خواهند شد که سئول، سربازان خود را از افغانستان، تا پایان سال جاری میلادی خارج کند.کره جنوبی، دوصد سرباز در چارچوب نیروهای ائتلاف تحت فرمان آمریکا در افغ�! �نستان دارد.سئول قبلا اعلام کرده بود که پیش از روی دادن گروگانگیری و مطرح شدن خواسته طالبان، در حال بررسی طرحی برای خروج نیروهای خود از افغانستان بوده است.
 
 
فیلم بلند سینمایی 'چائو بل‌لا' (سلام خوشگله)، به کارگردانی "مانی مسرت آگاه"، کارگردان جوان ایرانی، اخیرا در سینماهای سراسر سوئد به نمایش در آمده است. به گزارش مطبوعات سوئد، از سوم تا ۱۹ اوت، ۴۳ هزارنفر از این فیلم دیدن کردند و استقبال از آن همچنان ادامه دارد.داستان فیلم، سرگذشت جوانی به نام "مصطفی مرادی" است. او ۱۶ ساله است و در شهر کوچکی زندگی می ‌کند. مشخصات ظاهری او در قیاس با دیگر همسن و سالهایش، بسیار ساده است. مدل �! �ویی ساده دارد و پیراهن آستین بلند و شلوار پارچه ‌ای مدل کلاسیک می ‌پوشد. سبیلش را هم هنوز نزده و عینکی با قاب سیاه به چشم می ‌زند. "مانی مسرت آگاه"، کارگردان ۳۱ ساله فیلم که از ۱۳ سالگی در سوئد زندگی می ‌کند، داستان این فیلم را برگرفته از تجربه ‌های دوران نوجوانی خود در سوئد می ‌داند.
 
 
شنیده های روز سه شنبه بیست و هشتم اوت (ششم شهریور ماه) از این قرار است که:به نوشته روزنامه خبرورزشی، در انتخابات فدراسیون فوتبال دو نامزد جدی با هم رقابت خواهند کرد. داریوش مصطفوی، نامزد دولت خواهد بود و مصطفی آجرلو از سوی باشگاهها نامزد خواهد شد. جواد نکونام در گفتگو با روزنامه گل عنوان کرد که تا سه ماه در آلمان خواهد ماند و پای آسیب دیده خود را در این کشور مداوا می کند. نکونام همچنین گفت که درباره پیشنهاد تمدید قراردادش با اوساسونا، پس از مداوای پای! ش جواب می دهد.به نوشته روزنامه پیروزی، کریم باقری بعد از یک هفته مصدومیت، بالاخره بهبود پیدا کرده و وی به بازی چهارشنبه با ابومسلم می رسد و در مقابل، حضور نصرتی در ترکیب پرسپولیس در ابهام است. به نظر می رسد که ترکیب پرسپولیس نسبت به ترکیب مقابل پگاه دچار تغییر شود و باقری جای نصرتی را بگیرد.
 
 
پژوهشگران در آمریکا شواهدی به دست آورده اند که نشان می دهد استاتین ها یعنی داروهای ارزان قیمتی که برای کاهش کلسترول مصرف می شوند، خطر بیماری آلزایمر را نیز می توانند تا 80 درصد کاهش دهند.تحقیقاتی که منجر به این نتیجه گیری شده، از سال 2002 توسط تیمی از متخصصین در دانشگاه بوستون شروع شد.در این تحقیقات، مغز 110 آمریکایی 65 تا 79 ساله، پس از مرگ مورد آزمایشات مختلف قرار گرفت.دکتر گیل لی، سرپرست گزارشی که درباره نتیجه این تحق! یقات در مجله عصب شناسی، Neurology منتشر شده، می گوید این اولین باری بود که مغز کسانی که استاتین مصرف کرده بودند با مغز کسانی که این دارو را مصرف نکرده بودند مقایسه می شد.
 
 
يک گروه حقوق بشر در آمريکا از ياهو به دلیل "همدستی" با دولت چين در شکنجه افراد شکايت کرده است."سازمان جهانی حقوق بشر" می گويد ياهو با ارائه اطلاعات خود به حکومت چين موجب دستگيری نويسندگان و مخالفان در اين کشور شده است.اين سازمان مشخصا به يک نويسنده چينی اشاره می کند که پس از آنکه شرکت ياهو ايميل و آدرس آی پی وی را به مقام های اين کشور داد، او دستگير و به ۱۰ سال زندان محکوم شد.ياهو می گويد که در کشورهايی که فعال است چاره ای جز پيروی ا�! � قوانين محلی ندارد.
 
 
تکیه زدن عبدالله گل به کرسی ریاست جمهوری ترکیه نگرانی هایی را در میان ارتش این کشور و هواداران سکولاریسم ایجاد می کند.گزارش از سارا رینسفورد.
 
 
هفده کشور جهان نفرات و تجهیزات آتش نشانی به یونان فرستاده اند تا با گسترش آتش سوزی های بی سابقه در این کشور مقابله کنند.گفته می شود آغاز آتش سوزی ها عمدی بوده و پلیس عده ای را در این رابطه دستگیر کرده است.گزارش از گرگ باروز.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 13:37 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خبرنامه صدای آمريکا
www.voanews.com/persian

دريافت خبر از طريق موبايل
www.voamobile.com/persian

پراکسی صدای آمريکا
https://salineh.com


پراکسی وب سايت صدای آمريکا با استفاده از تکنولوژی (SSL) امنيت ارتباط را افزايش داده، و در ضمن سرعت دسترسی به اينترنت را برای کاربران بهبود می بخشد. وقتی که پراکسی جديد را لود کرديد، صفحه اخطارکننده ای در مرورگر (براوزر) شما ظاهر خواهد شد که در مورد Certificate وب سايت هشدار می دهد. برای دسترسی به پراکسی لازم است Certificate را قبول کنيد تا بتوانيد به وب سايت رفته و از پراکسی استفاده کنيد. خواهشمند است در مورد عملکرد پراکسی جديد و نحوه دستيابی به آن، نظرات خود را از طريق ايميل به ما اطلاع دهيد.

احمدی نژاد: ما آمادگي داريم با كمك همسايگان خلاء قدرت در عراق را پركنيم
رياست جمهوری اسلامی ايران، محمود احمدی نژاد، امروز طی يک سخنرانی مبسوط در تهران گفت که خلا قدرت در عراق کاملا مشهوداست. وی گفت که دولت وی با کمک کشورهای همسايه آماده است تا اين خلا را پرکند. احمدی نژاد پيدايش اين خلا قدرت را به آنچه که او نزول قدرت سياسی «قدرتهای اشغالگر» خواند نسبت داد. اشاره وی ظاهرا به  ايالات متحده آمريکا بود. وی در مورد اينکه جمهوری اسلامی ايران چگونه می تواند اين خلا را پر کند توضيحی نداد. واشنگتن تهران را متهم کرده است که با فراهم نمودن تسليحات و آموزش به شبه نظاميان شيعه به خشونتهای جاری در عراق دامن می زند. جمهوری اسلامی ضمن رد اين اتهامات گفته است که تمام سعی اش را برای تثبيت اوضاع عراق بکار می برد. آقای احمدی نژاد همچنين گفت که «هيچ احتمالی» به حمله آمريکا به ايران نمی دهد. ايالات متحده آمريکا جمهوری اسلامی ايران را متهم می کند که بدنبال توليد بمب اتم است، اما با اين همه خواهان کاربرد ديلماسی برای پايآن دادن به اين بحران است. جمهوری اسلامی اين ادعا که بدنبال سلاح های اتمی است را رد کرده و می گويد برنامه اتمی اش صرفا اهداف صلحجويانه دارد.

روسيه: جمهوری اسلامی ايران نسبت به همکاری با جامعه بين المللی تشويق شده است
به گفته مقامات ارشد روسی همکاری روسيه با ايران در ساختن رآکتور اتمی عاملی در ترغيب جمهوری اسلامی نسبت به همکاری با جامعه بين المللی است. مقام انرژی اتمی روسيه، نيکلا اسپاسکی، امرو ز (سه شنبه) در مسکو بيان داشت که ساختن تاسيسات اتمی بوشهر توسط روسيه جمهوری اسلامی ايران را به ماندن در چارچوب پيمان عدم توليد و سازمان انرژی اتمی  ترغيب کرده است. تهران بمنظور بررسی و پيداکردن راه حلی برای برطرف نمودن نگرانی های سازمان بين المللی انرژی اتمی گفتگوهايی را با اين سازمان بر سر برنامه های اتمی ايران برگزار می کند. ايالات متحده آمريکا و متحدينش جمهوری اسلامی ايران را به تلاش برای توليد بمب اتم متهم می کنند.  رژيم اسلامی ضمن رد اين اتهامات می گويد هدف برنامه های اتمی اش توليد انرژی است. ايالات متحده آمريکا از روسيه خواسته است که به همکاری های اتمی اش با ايران خاتمه دهد. اما اسپاسکی به نمايندگی از روسيه گفت هيچ مانع بين المللی در راه همکاری روسيه در ساختن تاسيسات بوشهر وجود ندارد. کارساختمان رآکتور بوشهر به دليل اختلاف بين ايران و روسيه بر سر پرداخت هزينه های ساختمان از برنامه پيش بينی شده عقب افتاده است.

ايران اعلام کرد که تکليف سئوال های آژانس اتمی سازمان ملل را روشن کرده است
آژانس بين المللی انرژی اتمی ايران اعلام کرد که تکليف سئوال های آژانس بين المللی انرژی اتمی را در ارتباط با آزمايش های پلوتونيوم که می تواند برای توليد سلاح های اتمی مورد استفاده قرار گيرد، روشن ساخته است. موضوع همکاری ايران در اين زمينه در متن توافق ميان تهران و آژانس بين المللی انرژی اتمی که روز دوشنبه منتشر شد، منعکس گرديده است. در متن اين توافق آمده است که مقامات آژانس بين المللی انرژی اتمی به اين نتيجه رسيدند که اظهارات پيشين ايران درباره مساله پلوتونيوم با يافته های آژانس تطبيق می کند و بنابراين، موضوع مختومه تلقی می شود. متن اين توافق همچنين حاوی فهرستی ازساير مسائل حساسی است که ايران قول داده است آن ها را با آژانس بين المللی انرژی اتمی حل کند. توافق ايران و آژانس بين المللی انرژی اتمی که هفته گذشته اعلام گرديد، مهلتی را نيز برای تهران تعيين کرده است که تکليف سئوالات معوقه را در ارتباط با برنامه اتمی خود روشن سازد. قرار است گزارش آژانس بين المللی انرژی اتمی درباره ايران ماه آينده منتشر شود.

پارلمان ترکيه به رياست جمهوری عبدالله گل رای مثبت داد
عبدالله گلعليرغم بيمی که از جانب منتقدين می رفت مبنی بر اينکه وزير خارجه ترکيه، عبدالله گل، قصد تحت الشعاع قرار دادن سنت سکولار ترکيه را دارد، پارلمان ترکيه وی را به عنوان رئيس جمهوری انتخاب کرد. رای امروز سومين دور رای گيری اين انتخابات بود. در دو دور نخست اين رای گيری ها آقای گل، که از سوی حزب حاکم عدالت و توسعه نامزد شده بود، برای انتخاب شدن به دو سوم آرا نياز داشت، ليکن در دور سوم اکثريت آرای نمايندگان در مجلس ۵۵۰ نفری کفايت می کرد. از اين تعداد آقای گل ۳۳۰ رای آورد. آقای عبدالله گل به عنوان يک مسلمان مومن اولين رئيس جمهوری ترکيه با پيشينه اسلام سياسی است. با اين وصف و با چنين پيشينه ای آقای گل تعهد داده که پاسدار سنت های ريشه دار سکولار  در اين کشور و جدايی مذهب از دولت باشد. فرمانده ارتش ترکيه روز جمعه نسبت به تهديداتی که متوجه اين سنتهاست هشدار داد و متعهد شد که ارتش ترکيه مراقبت از ساختارهای دمکراتيک و سکولار کشور را در اولويت قرار می دهد. ژنرال ياشار بويوکانيتژنرال ياشار بويوکانيت، فرمانده ارتش بغايت سکولار ترکيه، گفت «مراکز شيطانی»  سعی در تحليل بردن سکولاريسم ترکيه دارند. نخست وزير ترکيه، رجب طيب اردوغان، نسبت به دخالت ارتش در سياست هشدار داده بود. همسر عبدالله گل روسری اسلامی بسر می کند. طبق قانون از سه دهه پيش تاکنون پوشيدن حجاب اسلامی در اماکن دولتی  و مدارس ممنوع شده است. نامزدی عبدالله گل برای احراز رياست جمهوری در اوايل سال جاری مسيحی به بحران سياسی ای دامن زد که موجب شد تا هزاران تن از سکولارها در اعتراض به خيابان ها بريزند و  ارتش برای حفظ نظام سکولار تهديد به دخالت کرد.

فروريزش آسمانخراش در باکو موجب قتل يکنفر و گيرافتادن ۲۰ نفر شد
آسمانخراش در دست ساختمانی در پايتخت آذربايجان، باکو، فروريخت و موجب قتل يکنفر و گيرافتادن ۲۰ نفر زير آوار شد. ايستگاه های تلويزيونی تصاوير مربوط به عمليات امدادگران را نشان دادند که در خرابه برجامانده از اين ساختمان بدنبال افرادی می گشتند که در زير آوارگير افتاده اند. مقامات هنوز علت اين فروريزی را مشخص نکرده اند. اين جمهوری نفتخيز که سابقا جزيی از اتحاد جماهير شوروی بود اکنون شاهد رونق بازار ساختمان سازی بوده و آسمانخراش ها يکی پس از ديگری در سراسر پايتخت در حال روئيدن است.

هند قصد خريد ۱۲۶جت جنگنده دارد
يک هواپيمای ميگ ۳۵در مانورهای بين المللی هوايی در بيرون مسکو زير يک هواپيمای ملخ دار در حال پرواز استهند از همه توليد کنندگان جت های جنگنده خواسته تا پيشنهادهايشان را برای فروش ۱۲۶جنگنده ارايه دهند. قرارداد چنين خريدی بالغ بر ده ميليارد دلار برآورد شده است. در وصف چنين معامله گفت شد که يکی از بزرگترين معاملات هواپيماهای جنگنده جهان خواهد بود. بنا بر گفته منابع صنعتی برای اخذ پيشنهادات اوليه به کمپانی های آمريکايی لاکهيد مارتين و بوئينگ، و همچنين به سازندگان هواپيمای ميگ ۳۵ رجوع شده است. مقامات وزارت دفاع هند گفته اند که ۱۸ جنگنده اول در خارج از کشور ساخته شده و به هند پرواز داده خواهند شد. مابقی در خاک هند توليد خواهند شد.

روز سه شنبه خشونت های بيشتری در کربلا بروز کرد
مردم در اطراف لاشه اتومبيلی که بوسيله يک بمبگذار انتحاری منفجر شدجمع شده اند (۶ شهريور۱۳۸۶) بنا بگفته شاهدان، در حالی که صدها هزار تن از شيعيان برای شرکت در مراسم نيمه شعبان در کربلا گرد آمده اند، امروز (سه شنبه) خشونتهايی در اين شهر مقدس روی داد. پيش بينی می شود که بيش از يک ميليون نفردر اين مراسم شرکت کنند. شاهدان عينی گفتند صدای تيراندازی در همه شهر پيچيده بود و زائران به همه سو می دويدند. گزارشی از تلفات هنوز بدست نيامده است. در گذشته افراد مسلح در مراسم ويژه سالروزتولد امام محمد المهدی، دوازدهمين و آخرين امام شيعيان، با تيراندازی وقفه ايجاد می کردند. به همين خاطر مقامات در جشنهای امسال مقررات ايمنی سختی را در سراسر شهر به مورد اجرا گذاشته اند. ديروز گزارش شد که زائران خشمگين براثر اقدامات شديد امنيتی وارد زد و خورد با پليس شده،۵ نفرجان خود را از دست دادند و بيش از ۲۰ نفر ديگرمجروح شدند. در گزارش ديگری بگفته ارتش آمريکا نيروهای آمريکايی و عراقی طی عمليات ممشترکی ۳۳ شبه نظامی را در شمال عراق از پای درآوردند. بيانيه ارتش امروز (سه شنبه) اعلام کرد اين عمليات منجر به بازپسگيری يک کانال آبراه از دست افراد مسلح شد. همچنين سه مخزن اسلحه، مهمات و مواد منفجره نيز بدست نيروهای ائتلاف افتاد. به گفته ارتش نيروهای ائتلاف در جريان عمليات جداگانه ای در مرکز و شمال عراق امروز (سه شنبه) ۹ تروريست را کشته و ۱۱ مظنون ديگر را دستگير کردند. در صحنه سياسی، علی رغم توافق ميان جناح های مختلف عراق در مورد حل مشکلات اصلی کشور و سرعت بخشيدن به تشکيل کنفرانس آشتی ملی، سياستمداران اهل تسنن حاضر نشدند به تحريم دولت ائتلافی آقای المالکی پايان دهند. اين سياستمداران در ضمن ستايش از اين توافق، که روز يکشنبه اعلام شد، گفتند تا زمانی که اصلاحات بمورد اجرا درنيايد آنها به دولت نخواهند پيوست. بزرگترين جناح عرب اهل تسنن در عراق (جبهه توافق ملی) ماه گذشته از دولت عمدتا شيعی عراق، با ذکر عدم پايبندی به تعهداتش، کنار کشيد. خواسته های اين جبهه شامل برخورد با شبه نظاميان شيعه، اجرای اصلاحات در نيروهای امنيتی و اطلاعاتی، و بالاخره اصلاح فرآيند دستگيری هاست.

صدراعظم آلمان با خبرنگاران و محققين چينی ديدار کرد
خانم مرکل پريروز وارد فرودگاه بين المللی پکن شدآنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، در تلاش برای هدايت چين به سمت احترام بيشتر گذاشتن به حقوق بشر با روزنامه نگاران و محققين چينی ديدار کرد. وی امروز (سه شنبه) در جمعی از محققين در پکن حاضر شد و گفت که از اين پس رفتار چين را به دقت زير نظر خواهد داشت و بمناسبت بازی های المپيک سال آينده با شدت بيشتری رويدادهای چين را دنبال خواهد کرد. او گفت مخصوصا وضعيت آزادی بيان و مطبوعات در چين زير ذره بين خواهد بود. پيش از اين جلسه وی با گروهی از خبرنگاران چينی ديداری داشت، منجمله با لی داتونگ ملاقات کرد، که از پست سردبيری بخاطر کينه ورزی مقامات برکنار شده است. کشورهای غربی از چين بخاطر سانسور رسانه ها و آزار خبرنگاران و اقليت ها و گروه های مذهبی انتقاد کرده اند. صدراعظم آلمان همچنين گفت ديروز در گفتگوهايش با رهبران چينی از نگرانی اش نسبت به موضوع حقوق بشر  سخن گفت. خانم مرکل همچنين از پرزيدنت هو جينتائو و نخست وزير ون جيابائو خواست که در امر مبارزه با تغييرات جوی و رعايت حقوق ناشران و کپی رايت بيش از اينها اقدام کنند. صدراعظم آلمان روز يکشنبه وارد چين شد و فردا (چهارشنبه) نيز اين کشور را بقصد ژاپن ترک خواهد کرد.

درصد پناهجويان عراقی روبه افزايش گذاشته است
بگفته سازمان پناهندگان وابسته به سازمان ملل متحد خشونتهای عراق موجب افزايش در صد شهروندانی شده که از خانه هايشان پا به فرار می گذارند. سازمان پناهنگان روز سه شنبه (امروز) اعلام نمود که هر ماه بيش از ۶۰,۰۰۰ عراقی آواره می شوند.  پيشتر اعلام شده بود که آمار عراقی هايی که هر ماه آواره می شوند ۵۰,۰۰۰ نفر است. بگفته اين سازمان تعداد آوارگان به اين دليل افزايش داشته که خدمات اجتماعی کميابتر از گذشته شده است. اين سازمان همچنين می گويد بسياری از ساکنين نواحی مختلط المذهب پيش از آنکه وادار به ترک زادگاهشان شوند فرار را بر قرار ترجيح می دهند. سازمان پناهندگان می گويد اکنون چهار ميليون و ۲۰۰ هزار عراقی از خانه و کاشانه آواره شده اند، و اين رقم شامل بيش از دو ميليون آواره داخلی کشور است. نزديک به يک ميليون و ۴۰۰ هزار نفر از اين تعداد به سوريه فرار کرده اند، درحاليکه اردن مهماندار رقمی حدود نيم ميليون تا ۷۵۰ هزار تن شده است. در گزارش ديگری آمده است که آمريکا اعلام کرده ۳۰ ميليون دلار کمک آموزشی به کودکان پناهنده عراقی در سوريه، لبنان، و مصر از طريق سازمان پناهندگان و همچنين سازمان کودکان وابسته به سازمان ملل متحد پراخت خواهد کرد. معاون وزير امور خارجه آمريکا، اِلِن ساربری، که از يک مدرسه پذيرای کودکان عراقی در اردن ديدن کرده است، امروز (سه شنبه) پرداخت اين هزينه های تحصيلی را اعلام نمود. سازمان کودکان سازمان ملل و سازمان پناهندگان برای فرستادن ۱۵۰ هزار کودک عراقی به مدرسه در مصر، اردن و سوريه درآستانه سال تحصيلی در خواست ۱۲۹ ميليون دلار کرده بودند.

کره شمالی برای از سرگيری روابط ديپلماتيک با آمريکا و ژاپن وارد گفتگو می شود
مقامات کره شمالی با فرستادگان ايالات متحده آمريکا و ژاپن پيرامون از کار انداختن کامل برنامه های اتمی کره شمالی و عادی ساختن روابط در دو نشست ملاقات خواهند کرد. امروز (سه شنبه) از سوی مقامات ژاپنی اعلام شد که فرستادگان اين کشور در روزهای ۱۴ و ۱۵ شهريورماه در مغولستان (اولان باتار) با مقامات کره شمالی ديدار خواهند کرد. انتظار می رود که ژاپن از کره شمالی بخواهد پيرامون ربودن شهروندان ژاپنی در دهه های۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ ميلادی اطلاعات بيشتری ارايه کند. کره شمالی نسبت به ربايش شهروندان ژاپنی اعتراف کرده است، ليکن دو کشور در مورد تعداد گروگانها توافقی ندارند. دو کشور مزبور در بهار گذشته در ويتنام مذاکراتی داشتند ليکن اين گفتگو ها بر سر مسئله گروگانها به بن بست رسيد.   به گفته وزارت امور خارجه آمريکا گروه کاری متشکل از نمايندگان آمريکا و کره شمالی قرار است در روزهای جمعه و شنبه آينده در ژنو ملاقات کرده و پيرامون تعهد کره شمالی نسبت به از کار انداختن تام و تمام برنامه های اتمی اش گفتگو کنند. دوطرف قبلا در ماه مارس گذشته در نيويورک گفتگوهايی در اين زمينه داشتند. اين گروه کاری همچنين علاقه کره شمالی به از سر گيری مناسبات ديپلماتيک با آمريکا، پس از وقفه بيش از پنجاه ساله، را مورد بررسی قرار خواهد داد. اين گفتگوها بخشی از تلاشهايی را تشکيل می دهد که کره شمالی، برای بهبود مناسباتش با پنج کشور مذاکره کننده بر سر فرآيند خلع سلاح اتمی، در پيش گرفته است. در فوريه گذشته کره شمالی با برچيدن برنامه های اتمی اش در قبال دريافت امتيازات سياسی و کمک های سوختی از ژاپن، کره جنوبی، ايالات متحده، چين و روسيه موافقت کرد.

سه سرباز ناتو در انفجار بمب انتحاری در شرق افغانستان کشته شدند
امروز (سه شنبه) يک بمب گذار انتحاری مواد منفجرشونده ای را که به کمرش بسته بود در نزديکی گروهی از سربازان ناتو در شرق افغانستان منفجر کرد که بر اثر آن سه سرباز به قتل رسيدند. بيانيه ناتو در اين زمينه اعلام کرد که شش سرباز ديگر در اين انفجار زخمی شدند. اين گروه از سربازان در زمان انفجار مشغول به کار بر روی يک پروژه پل سازی بودند. بيانيه ناتو مليت سربازان قربانی شده را فاش نساخت. در خبرهای ديگری گفته شد نيروهای افغان و سربازان ائتلاف  تحت رهبری آمريکا بيش از ۱۹ شبه نظامی وابسته به طالبان را در نبردهای جداگانه ای روز دوشنبه در جنوب افغانستان از پای درآوردند. علاوه بر اينها، نيروهای ناتو و سربازان افغان دستکم ۱۲ شبه نظامی ديگر را در ايالت هلمند از بين بردند. تقريبا ۵۰,۰۰۰ سرباز نيروی ناتو و نيروهای ائتلاف به رهبری آمريکا با شبه نظاميان طالبان در جنگ هستند و در پروژه های مختلف به بازسازی افغانستان کمک می رسانند. ۱۷۰۰ تن از اين تعداد نيروی هلند را که در مساعی ناتو شرکت دارد تشکيل می دهند.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 13:37 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

نه! به لايحه حمايت از مردان در خانواده

گفت و گو با دکتر رزا قراچورلو: جز لغو و حذف کامل ازدواج مجدد جايگزيني نمي شناسم!؛ محسن مالجو
http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=341&cid=53

نقدي بر مساله ازدواج زن ايراني با مرد خارجي در لايحه حمايت خانواده؛ هدي عميد
http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=345&cid=53

اخلاق به سبک ايراني؛ مينا جعفري
http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=337&cid=53

ضرورتي از ياد رفته؛ هاجر صباغيان
http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=340&cid=53

مطالب دیگر:

آيا اعدام جايگزين سنگسار مي شود؟!؛ شادي صدر
http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=342&cid=46

ممّد بوقي و هيجان در امجديه؛ پرستو دوکوهکي
http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=338&cid=44

چرا "نه! به لايحه حمايت از مردان در خانواده"؟
http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=328&cid=53

لايحه‌ي "حمايت خانواده" و مناقشاتِ پيشِ رو؛ روزبه ميرچرخچيان
http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=329&cid=53

متن کامل "لايحه حمايت خانواده"
http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=330&cid=53

نگاهي به تاريخ چندهمسري؛ نسرين افضلي
http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=332&cid=53

نقدي سردستي بر لايحه حمايت خانواده؛ شادي صدر
http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=333&cid=53

نه تنها با ازدواج مجدد و صيغه مخالفم بلكه از وجودشان عصباني ام!؛ زهرا سعيد زاده
http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=334&cid=53

فريده غيرت: لايحه حمايت خانواده يک مصيبت است!
http://www.meydaan.org/news.aspx?nid=479

اگه اون بياد،تو بايد بري!؛ زهرا مينويي
http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=335&cid=53

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 13:34 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Today, August 28, 2007, 17 hours ago

مشاور یعنی این

Today, August 28, 2007, 7 hours agoGo to full article
آقای علی‌اکبر جوانفکر مشاور رسانه ای رئیس‌جمهور که باید انصاف داد نسبت به یک سال و نیم پیش که به اين سمت منصوب شد، اينک نشانی روزنامه ها و نام خبرنگاران را بهتر می داند تا زمانی که از گفته هایش پیدا بود که هيچ از اين حرفه نمی داند و به سبب محرمیت بدان مقام منصوب شده، به مناسبت هفته دولت با خبرنگار خبرگزاری مهر سخن ها فرموده که برخی از آن ها خواندنی ترست. po_masoud_01.jpg آقای علی‌اکبر جوانفکر مشاور رسانه ای رئیس‌جمهور که باید انصاف داد نسبت به یک سال و نیم پیش که به اين سمت منصوب شد، اينک نشانی روزنامه ها و نام خبرنگاران را بهتر می داند تا زمانی که از گفته هایش پیدا بود که هيچ از اين حرفه نمی داند و به سبب محرمیت بدان مقام منصوب شده، به مناسبت هفته دولت با خبرنگار خبرگزاری مهر سخن ها فرموده که برخی از آن ها خواندنی ترست. اما ابتدا بايدمان گفت که از جمله معنای همه چیزها که عوض شده یکی هم معنای مشاورست. و این در زمانی که مقامات دولت اعداد رياضی را که در اصالتشان تردید نبود از اصل انداخته اند عجبی نیست. چنان که فرموده اند دولت فعلی 52 برابر دولت های قبلی کار می کند. به قول آن آلمانی اگر می خواست دروغ بگوید می گفت سی هشت برابر. در همه گیتی مشاوران مقامات کسانی هستند که در موضوعی که به آن ها رجوع می شود یا حوزه ای که برایشان تعيين می کنند از همه بااطلاع ترند. مثلا مشاور حقوقی فلان رييس جمهور در دنيا علاوه بر تبحر در امور حقوقی، در مباحثی که مطرح می شود به رييس مشورت های اساسی می دهد. نطق هایش را از نظر عواقب حقوقی بررسی می کند، حتی میهمانان را، ملاقات هایش را و خلاصه همه چیز باید از دریچه چشم وی از دیدگاه حقوقی عبور کند. چرا که وقتی یک نفر آدم با گنجایش محدود انسانی و زمان محدود در بیست و چهار ساعت در روز قرار باشد همه مسائل کشور گل و گشادی مانند آمریکا را حل کند و فرمان بدهد ممکن نیست. مشاوران به وی یاری می رسانند. چنان که یکی شان هفته گذشته مستعفی شد چه حکایتی بود در رسانه ها که بله مغز متفکر جورج بوش رفت. حال به نظر می رسد مشاور در سرزمين ما شده است شغلی برای یک گروه آدم که تخصصشان فحش دادن به گذشتگان است، همه از اول تا آخر، و با عرض معذرت دروغ بافتن، و ندانسته های رييس را واقعيت جا زدن و همان را تکثير و توزيع کردن. تجسم کنید اگر کیسینجر که مشاور ریچارد نیکسون بود قرار میشد دستور از نیکسون بگیرد و فقط مسوول این باشد که مصاحبه کند و به منقدان رییس جمهوری بد و بیراه بگوید. از همین روست که به گمانم این معنای مشاور نیست. اما به ما هم مربوط نیست. رييس جمهور هر کار دلش خواست بکند به ما چه . ما چرا بايد غلط های مشاور را بگیریم و این خطر را بپذیریم که به ضديت کور ، یا به گفته آقای جوانفکر براندازی نرم مبتلا شویم که خدا نیاورد. اما مصداق. از آن جا که ايشان گفته "عملکردها، تصمیمات، اقدامات باید مورد نقد عالمانه قرار گیرد تا سره از ناسره باز شناخته شود و منافع مردم نیز در سایه چنین نقدی تامین خواهد شد"باید قبل از این که دولت از این کرم پشیمان شود و باب نقد عالمانه هم بسته شود دست به کار شد. اول این که در همين جمله که مشاور رسانه ای فرموده دست کم دو غلط هست. یکی این که عملکرد و اقدام مشخص نفرموده اند تفاوتش چیست. دوم این که ایشان گویا نمی داند "بايد"ی وجود ندارد بلکه عملکردها "می توانند" مورد نقد عالمانه قرار گیرند. ولی روح جمله ایشان را ملاک قرار می دهیم و چند سئوال ساده. وقتی رييس وی هر روز ده ها بار "ما اولين ..." "ما بهترین..." "ما در طول تاريخ بیش ترین..." به کار می برد بی آن که درباره شان تحقيق کرده باشد و مشاورانش هم به او کمکی نمی کنند، آیا نشان دادن غلط های این مقایسه ها نقد عالمانه است یا نه. پاسخ ايشان می تواند اين باشد "اگر با دلیل و مدرک صورت گیرد و بی احترامی هم نشود البته که عالمانه است". با همين فرض شروع می کنیم. در گزارش عملکرد دو ساله دولت ادعا شده که رييس جمهور و وزير خارجه اش به "بیش از یکصد کشور اسلامی" مسافرت کرده اند. در حالی که یکصد کشور اسلامی در جهان وجود ندارد. تازه این دو به صد کشور [اعم از مسلمان و غیرمسلمان] هم سفر نکرده اند، چه رسد که اگر سفر می کردند ملت باید می پرسید حاصل این سفرها کجاست وگرنه سفر کردن و از صاحبخانه حرف های مبادا شنیدن که هنر نیست. در گزارش نوشته اند "رييس جمهور تنها رییس دولتی در همه تاريخ است که به همه شهرهای ايران سفر کرده است و با همه مردم ايران دیدار داشته است". اين سخن که مدام تکرار می شود دروغ است. ادعای پوچی است. هیچ کس نمی تواند چنین ادعائی کند که همه ایران را دیده، ایشان همه نهاد ریاست جمهوری را ندیده چطور می تواند چنین ادعائی کند، با همه هفتاد و پنج میلیون مردم ایران هم دیدار کرده از آن حرف هاست. اما اگر انتقاد کنی خواهند گفت در مثل مناقشه نیست [ که در اين جا هست] ادعا می کنند اين که گفته اند همه شهرها مقصود همه استان هاست. این هم که گفته اند مردم سراسر کشور یعنی از هر منطقه با چند تائی ملاقات کرده اند. فرض کنیم که این استدلال با آن تبلیغات برابری دارد. و فرض کنیم تبلیغات چی مجازست به چنین مغالطه ای. ولی باز سئوال وجود دارد. دست کم چند نخست وزير دوره پهلوی دوم در تاريخ ثبت است که ماهی یک بار هیات دولت به استانی بردند. هنوز کسانی مانند نگارنده همین نوشته زنده اند که به عنوان خبرنگار به ياد دارند و می توانند عکس ها و گزارش ها را نشان دهند که دولت هویدا در تابستان ها به مناطق گرم و زمستان ها به مناطق سرد می رفت و هیات دولت را هم می برد و آب اشامیدنی قشم که همین روزها باز دوباره مساله شده است در زمان همین سفرها فراهم شد وقتی که هویدا دستور داد وزیر دارائی اش [جمشید آموزگار] در جزیره بماند و تا آب را فراهم نکرده حق ندارد به تهران بیاید. رييس جمهور، با خوش بينی که در خود سراغ دارم، لابد چنین نیست که بخواهد دروغ بگوید. واقعا باور دارد که چنین است. اما نمی داند. تاریخ نخوانده است. مشاوران باید به او بگویند که حاجعلی رزم آرا نظامی نابغه ای که به دست فدائیان اسلام کشته شد [چون شاه تصور می کرد که می خواهد رضاشاه شود و علیه او کودتا کند]شهر به شهر و کوه به کوه خاک ایران را دیده بود. آن هم نه با پرواز های اختصاصی هواپیمای سابق سلطان برونئی بلکه با جیپ و اسب. آن هم نه برای تبلیغات بلکه برای همه مناطق ایران کتاب های جغرافیای نظامی نوشته که هنوز معتبرست. یا دعوی دیگر رييس جمهور و دولتمردان "آقای احمدی نژاد تنها رییس دولتی است که نامزد حزبی نبوده و در نتیچه به هیچ حزبی بدهکار نیست و حزبی او را کاندیدا نکرد. و فراجناحی است. این ادعا دروغ است و از زبان کسی بیان می شود که تاریخ ایران را نخوانده تا بداند از چه می گوید. در دوران پادشاهی پهلوی که اصلا حزبی وجود نداشت که رییس دولتی انتخاب کند می گذریم. از دکتر مصدق که عضو جبهه ملی بود اما برای این که نشان دهد نخست وزیر آن ها نیست همان روز اول دولت از جبهه استعفا داد و چند تن از مخالفان جبهه ملی را به کابینه برد می گذریم . نمی گوئیم که در بیشتر موارد افراد بعد از رسیدن به دولت حزب درست می کنند که اين را هم آقای احمدی نژاد درست کرد و نادره ای بود که در اولين انتخابات شکست خورد. اما برسیم به تاریخ جمهوری اسلامی، رييس جمهور اول عليرغم میل حزب جمهوری اسلامی که حزب فراگیر شده بود انتخاب شد. در مورد رييس جمهور دوم رهبر جمهوری اسلامی همچنان با نامزد شدن روحانیون موافقت نکرد با حزبی [ به معنای حزب جمهوری اسلامی [ بودن وی هم موافقت نکرد و نوبت به آقای رجائی رسید که حزبی نبود اما نامزد حزب جمهوری اسلامی بود. رهبر فعلی انقلاب اولين و تنها نامزد منتخب رياست جمهوری بود که هم روحانی بود و هم رهبر حزب جمهوری اسلامی. بعد از جنگ هیچ حزبی در کشور وجود نداشت که آقای هاشمی نامزدش باشد. اما می توان گفت دو جناح بودند. هر دو جناح هم در کابینه وی بودند هم ناطق نوری و هم عبدالله نوری، هم میرسلیم و علی لاریجانی و هم محمد خاتمی. در آستانه مجلس پنجم نزدیک بود حزب کارگزاران سازندگی ایجاد شود که رهبر جمهوری اسلامی موافقت نکرد. در انتخابات دوم خرداد به شرح ایضا باز حزبی نبود. جناح اصلی کشور نامزدی داشت که رای نیاورد. آن گروه اندک کارگزاران هم اگر نفاذ سخن داشتند بدان معنا نبود که بتوانند چنان رائی بسازند، همین طور سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی. این هر دو در انتخابات مجلس پنجم به جز چند نفری مانند فایزه هاشمی و عبدالله نوری و دکتر معین کسی را وارد مجلس نکردند. پس آقای خاتمی هم بی حزب و جناح برگزیده شد. پس آشکار می شود تنها دو رييس جمهور قبلی حزبی بودند و حزبی آن ها را نامزد کرد و برایشان رای گرفت. یکی مرحوم رجائی و دیگر مقام رهبری. اما می ماند ادعای عمل به فراجناحی کردن. آقای هاشمی می تواند چنین ادعائی بکند آقای خاتمی هم می تواند بکند چرایش را در مورد هاشمی گفتم و در مورد خاتمی وی از جناح رقیب آقای غفوری فرد را مشاور کرد. از حزب کارگزاران چندین وزیر داشت و وقت رفتن هنوز آقای جهانگیری و مرعشی در کابینه بودند. حالا ایشان که آقای احمدی نژاد باشد بر سر کار آمده هیچ کس به جز دوستان و همفکرانش را قبول ندارد، تا سطح فرمانداران همه را عوض کرده . جناح راست را هم به زحمتی می پذیرد آن وقت ادعای فراجناحی هم می کند.و باز عنوان "اولین " را برای خود ذخیره کرده است. غفلت چقدر. اصولا کار مهم مشاوران این است که اين صفت های "ترين" را از دهان رييس جمهور بیندازند پیش از آن که سوژه قطعی و غیرقابل انفصال جوک ها شود. مثلا وقتی از استقبال مردم از خودش در فلان روستا سرمست می شود و قطار صفت های تفصیلی به راه می افتد، مشاوران بايد اولا توجه دهند که قبل از این ها هم چنین مراسمی و بیش از این جمعیتی برای صاحبان مقام آمده از تهران برپا شده است. از جمله در جمع خصوصی که احتمال تبليغ برای غیر نداشته باشد فيلم دیدار شاه و همسرش را از منطقه طبس زلزله زده یک سال مانده به انقلاب نشانش دهند و در گوشش بگویند اين مردم که از همه چیز محرومند، عادت کرده اند که برای هر صاحب مقام که از مرکز رسید صلواتی بفرستند، گوسفندی بکشند، به حساب خود نگذار. برایشان این عمل هم تماشاست هم احتمال دارد اين ها که کلید درآمد نفت را در دست دارند، مرحمت و کرم نمایند حمامی برای روستا، جاده ای، بیمارستان و پلی هم نصیب مستقبلین بشود. خوش بختانه چون تبلیغات و بزرگ نمائی از دیرباز در اين کشور معمول بوده پس فیلم هایش هست. دیدن این فیلم ها و دانستن این گزارش ها، کمتر فایده ای که دارد این است که آدم چیزهائی نمی گوید که دیگران بخندند و یا در سلامتش شک کنند. اگر کسی بعد از دیدن فیلم سال های قبل از انقلاب خواست بگوید نامسلمان ها، مردم را با اتوبوس جمع کرده اند، مشاور صادق باید در گوش رییس بگوید ما مسلمانان هم همین کار را می کنیم . اگر گفتند کفار را جمع کرده اند ، مشاور باید بهشان نشان دهد که در جمع کسانی که از همسر شاه در طبس استقبال کردند و فیلمشان الان در اینترنت هم هست، برای نمونه یکی هم بی حجاب نبود بلکه همه چادری بودند. مشاور متدین برای اين که حقوق و مزایائی که دريافت می کند حلال باشد در اين موارد دقیق می شود و حتی اگر باعث رنجش رییس شود، برایش توضیح می دهد که رفتن به مرکز يک استان و سخنرانی یک ساعته در استادیومی که بیست هزار نفر مثلا با تعطیل ادارات و دانشکده ها و مدارس در آن گردآوری شده اند، در هیچ قاموسی به معنای ديدار تمام مردم آن استان و بازديد از تمام شهرهای کشور نیست. آن وقت همولایتی ما نامه می نویسد که بابا دروغ چرا . نه رییس و نه معاون و نه وزیر ده سالی است از حوالی ده ما در کجور و ساوجبلاغ عبور نکرده اند. مشاور متدین به رييس توصیه می کند شما که به کلنگ زدن های سال آخر هاشمی رفسنجانی معترض بودی نباید الان خودت موقع کلنک زدن کارخانه پارچه بافی اردبیل بگویی " بزودی ايران بزودی حرف اول را در لباس در جهان می زند" یا "دیگر اجازه نمی دهیم لباس های ایرانی با مارک خارجی فروخته شود؟"مشاور لبخندها را می بیند. مشاور پچ پج ها را می شنود. مشاور کار اصلی اش نیست تملق گفتن مدام. اگر چنین نبود از مشاوران متعدد یکی شان به ایشان می گفت چطور می خواهی نگذاری لباس با مارک خارجی برسد در کشوری که مواظبت و امنیتش چنان است که قاچاقچی ها سه کیلومتر لوله می کشند و گازوئیل از آن می فرستند به کشور همسایه. یعد از دو سال گروگان گیری و شرارت و ساختن چند پایگاه نظامی و اعلام چند باره استقرار ارامش در منطقه شرق کشور ، آخرین بار گروگان گیرها را نه نیروی انتظامی ما که این همه هزینه اش کردیم و این همه امکان تبلغاتش دادیم بلکه پلیس پاکستان دستگیر می کند و دولت معترض است که چرا گروگان گیرها را تحویل ما نمی دهید. تازه سی در صد هم که در گاز تخفیف داده ایم. برای همین کارها لابد. مشاور خوب و متدین در گوش رییس می خواند به دشت آهوی ناگرفته مبخش. بگذار اولين محموله کارخانه اردبیل راهی بازار شود. ببین اصلا می تواند در بازار خودی بفروشد. مثل کارخانه تولید چادر مشکی نمی شود که نتوانست با چین رقابت کند آن هم در محصولی که خریدارش فقط خانم های ايرانی هستند. و ورشکست شد. بعد. اما مشاور رسانه ای آقای احمدی نژاد چنین نمی کند سهل است مدام برای روزنامه نگاران خط و نشان می کشد و حرفه ای را که نمی شناسد مقید می کند. به این تاویل خوانندگان می توانند بقیه گفته های مشاور محترم را هم باور کنند و محک بزنند. از جمله آنجا که می فرمایند "احمدی نژاد در جريان انتخابات حتی یک وعده نداد. مردم با همه وجود او را باور کردند و واقعا به او علاقه مندند." ممکن است مردم به آقای احمدی نژاد علاقه مند باشند. یعنی اکثريتشان. البته باید تا انتخابات صبر کرد. اصلا هم فرض را بر این نگذاشت که با انتصاب سردار افشار قرار شده بسیج کارهای انتخابات را در دست بگیرد. فرمانده بسیج فرمانده انتخابات، بسیج هم برگزار کننده انتخابات. نگوئیم جای شبهه هست. از آن جا که ما لیبرالیم و راهی جز صندوق نمی شناسیم . صندوق را حتی اگر کلیددارش شورای نگهبان و سردار افشار باشند هم به هر روش دیگر ترجیح می دهیم. اما بایدشان گفت صبر کنید تا از صندوق چه به دراید. تا آن زمان به استناد یک در صد [نسبت به کل رای دهندگان] که احمدی نژاد بیش تر از مهدی کروبی در دوره اول آورد، ادعا کنید. می پذیریم که مردم به ایشان علاقه دارند. اما اجازه بدهید با جمله "ایشان حتی یک وعده در انتخابات نداد:" کمی مخالفت کنیم . آخر مگر ممکن است بعد دو سال چنین بلوفی زد یکی از مردم بپرسد ایهاالناس اقای احمدی نژاد وعده نداد. سفره و نفت چی بود. وام ازدواج چی بود. مبارزه با مفاسد اقتصادی چی بود. ساده زیستی. بازگشت به انقلاب و ارزش های آن. مسکن. سیاست خارجی. اگر نمی دانند بدانند ایراد گرفتن از گذشتگان به معنای دادن وعده آن است که برعکس کار می کنیم. وقتی که خانه سازمانی شهردار تهران را در تیزر تبلیغاتی گذاشت آقای شمقدری و بعد خانه ساده آقای احمدی نژاد را با آن مقایسه کرد. یعنی دو تا چیز مختلف را با هم مقایسه کرد، به قصد فریب مردم. آیا وعده نبود. بود و حالا هم مسلمان متدیدن می پرسد چرا اقای الله کرم و شمقدری نشان نمی دهند که رييس جمهورشان الان کجا زندگی می کند و آن را با خانه شخصی آقای خاتمی و یا معین مقایسه نمی کنند. همانند ژست سوار شدن در هواپیمای عمومی و مانند مردم عادی. که دو بار بیشتر اتفاق نیفتاد و جت اختصاصی سلطان برونئی البته که امن تر و راحت تر بود. اما شعار ساده زیستی را هنوز هم می توان ادعا داد. فقط به استناد کاپشن و شلوار چروک. سخن آخر راست بگویم. آقای احمدی نژاد اگر خوب و اگر بد اینک رييس جمهور ايران است. ما ایرانیان اگر مخالف و اگر موافق، به هر حال ناگزیر از پذیرش اين واقعتيم. اکثریت قريب به اتفاق ما هم نه عضو حزب سیاسی هستیم و نه کسی را پشت در نم کرده داریم که تازه شورای نگهبان هم باید تائید کند صلاحیتش را. مایل هم هستیم که در همین دوران انشالله چهارساله کارهای خوبی بشود به نفع مملکت و در انتخابات هم مردم بتوانند ازادانه به هر که می خواهند رای بدهند. اگر در این فاصله بیشتر نوشته ها و گفته های ما مردم علیه آقای احمدی نژادست به طوری که دستگاه مخابرات به زحمت افتاده در جمع کردن اس ام اس ها، وزارت اطلاعات به دردسر دچار شده در گوش کردن به جلسات هر کس هر گروه و خانواده، روزنامه شریفه به ناراحتی دچار شده برای خبرسازی مدام از اتاق خواب و پذیرائی مخالفان دولت، مشاوران رنگ به رنگ اینقدر زخمت خنداندن مردم به خود می دهند. خلاصه دولت مجبور شده روزنامه ها را از ترس نزدیک شدن انتخابات ببندد. حتی آقای ثمره هاشمی هم کفایتش نکند فرمانده بسیج را برای انتخابات مجلس کمک بخواهد، فقط و فقط علتش افاضات رییس و مشاوران ايشان است که مدام به گذشتگان و دیگران بدو بی راه می گویند و ادعاهای عجیب می کنند و دستشان رو می شود. واقعیت این است که گذشتگان حتما هزار اشکال دارند وگرنه همان چند رای اضافی را مردم به اقای احمدی نژاد نمی دادند. این حرف درست است. و حقیقتش این است که ما مردم بدمان نمی اید که نقد اصلاح طلبان کنیم اما شما نمی گذارید. اگر دهان بسته بودید و کار می کردید یک صدم آن که امروز ادعا می کنید. حتی خطاهایتان هم گذشتنی بود. کسی از شما انتظار ندارد هم شاگرد اول و هم دوم و هم سوم باشید و به قول رییس قدرت جهانی باشید و به قدرت منطقه ای هم اکتفا نکنید. همین ماشینی که به دستتان داده شده است را به ارامی برانید ملت برای سال ها قدرشناستان خواهد بود. اما وقتی که مدام ادعا می کنید. مدام منم طاووس علیین شده . و از سر بی اطلاعی بلوف هائی می زنید که هر عاقل می داند درست نیست، همین است. روزنامه ببندید در تاکسی. در تاکسی مامور بگذارید در جمع بچه ها، در اتوبوس، به زبان طنز، به زبان کنایه، به شعر. ملت ایران سواران از اسب پیاده کرده است. شما که چیزی نیستید. آقای جوانفکر در همین آخرین گفتار کشف غریبی هم کرده اند. فرموده اند روزنامه نگاران کجا بود که شهرام جزایری پدید آمد. و نتیجه گرفته اند که روزنامه ها دست در جیب شهرام جزایری داشتند. پاسخ این است که اگر در موقع کشف جرم می فرمائید که از قضا دوستانتان که روزنامه کیهان باشند در آن زمان بودند و به اندازه کافی هم حقیقت گوئی کردند و به اندازه کافی هم نتيجه خوب گرفتند. اما اگر سخن چنان که گفته شده برای متهم ساختن روزنامه نگاران به ضعف و ترس است که پرسیده اید در آن زمان خبرنگاران کجا بودند. باید مثال خروشچف را آورد. دبيرکل حزب کمونیست شوروی در کنگره بیستم لب به انتقاد از ژنرالیسم استالين گشود و در حالی که کس در تالار پولیتبرو نفس نمی کشید تا توانست از آن متوفا بد گفت و گفت تا صدائی آمد. یکی پرسید تو خودت کجا بودی آن موقع. مقصودش این بود که چرا وقتی استالین زنده بود نگفتی. خروشچف از همان پشت تریبون گفت کی بود که این سئوال کرد. صدائی از سالن نیامد. دوباره پرسید چه کسی بود. هیچ کس دستی بلند نکرد. سه باره هم جوابی نگرفت آن گاه گفت همان جائی که الان شما هستی . حالا حکایت ماست. اگر روزنامه نگاری ایران جان داشت در همین دفعه که شما سوار بودید و عید شد و خبر پخش شد که شهرام جزایری فرار کرد، هزار نکته بود که بايد می نوشت. اما نوشته نشد چرا. به همان دلیل که آن زمان نوشتنی نبود. ببینید یک اشتباه کوچک و یا یک اصلاح کوچک چقدر در معنا فرق دارد. در انگلستان بعد از جنگ عراق معمول شد که تونی بلر را کارتونیست ها، سگی می کشیدند و جورج بوش را میمون . کسی هم آن ها را به دادگاه نکشاند که توهین کرده ای. چرا که انگلیسی ها از قضا سگ را هم دوست دارند و هم عزیز می دارند. وقتی موقع رفتن بلر شد یکی از نویسندگان مشهور نوشت تونی سگ بود منتها نه سگ گله، بلکه سگ رهنما بود. یعنی همان سگ ها که برای هدایت کورها تربیت می شوند و آن ها را به منزل می برند. با این گفته بسیار ناسزا ها تصحیح شد. از جمله آشکارمان شد سگ پارس کننده و بدخو و بددهان عیب است ورنه سگ رهنما مثبت هم می تواند بود.

اجتماع مجدد معلمان در مقابل مجلس

Today, August 28, 2007, 17 hours agoGo to full article
پريسا حاتمي همزمان با تجمع تعدادي از معلمان حق التدريسي كه ديروز براي دومين روز پياپي ادامه يافت، كانون صنفي معلمان ايران در نامه‌اي به هاشمي شاهرودي با درخواست ملاقات مستقيم نمايندگان معلمان با وي، خواستار تجديد نظر در برخوردهاي قهرآميز با فرهنگيان و پيگيري تخلفات صورت گرفته در زندان شدند. در همين حال جبهه مشاركت نيز برخوردهاي اخير با معلمان را محكوم كرد و خواستار لغو احكام صادره عليه معلمان شد. hatam1.jpg پريسا حاتمي همزمان با تجمع تعدادي از معلمان حق التدريسي كه ديروز براي دومين روز پياپي ادامه يافت، كانون صنفي معلمان ايران در نامه‌اي به هاشمي شاهرودي با درخواست ملاقات مستقيم نمايندگان معلمان با وي، خواستار تجديد نظر در برخوردهاي قهرآميز با فرهنگيان و پيگيري تخلفات صورت گرفته در زندان شدند. در همين حال جبهه مشاركت نيز برخوردهاي اخير با معلمان را محكوم كرد و خواستار لغو احكام صادره عليه معلمان شد. در تابستان جاري و در حالي كه مدارس تعطيل است، دهها تن از معلمان به علت شركت در تجمعات اعتراضي سال گذشته و بهار امسال، به مجازات‌هايي همچون زندان، تبعيد، انفصال از خدمت و کسر حقوق محكوم شده‌اند. بر اساس گزارش‌ها، اين برخوردها در روزهاي اخير در حال تشديد است. بنا به آمار اعلام شده از سوي تشكل‌هاي صنفي معلمان، براي بيش از 40 تن از معلمان در دستگاه قضايي و حدود 280 تن از معلمان در هيات هاي رسيدگي به تخلفات وزارت آموزش و پرورش پرونده تشكيل شده است و علاوه بر موارد پيش‌گفته، احكامي نظير تبعيد به خارج از تهران، حكم آماده‌ به خدمت كه از سوي وزير آموزش و پرورش صادر شده است، رد صلاحيت معلمان از سوي وزارت كشور براي حضور در انجمن هاي صنفي و همچنين پرونده هاي مفتوح در قوه قضاييه را از جمله مواردي خواند كه در مورد فعالان صنفي معلمان اعمال شده است. حكم آماده به خدمت كه بر اساس آيين نامه تخلفات اداري از سوي وزير صادر مي شود، باعث به تعليق در آمدن وضعيت شغلي معلمان به مدت 3 تا 6 ماه و كسر سه چهارم حقوق آنها مي‌شود و بعد از طي اين مدت ممكن است حكم انفصال از خدمت دائمي صادر شود. اعتراض معلمان حق التدريسي اما به‌رغم برخوردهاي قهري صورت گرفته با تجمعات قبلي معلمان، در دو روز گذشته باز هم گروهي از معلمان حق التدريسي در برابر ساختمان مجلس در ميدان بهارستان تجمع كردند و خواستار ديدار با حدادعادل، رئيس مجلس شدند. اعتراض اين معلمان به اين است كه به‌رغم وجود بيش از 50 هزار معلم حق التدريسي كه هنوز دولت مطالبات آنها را پرداخت نكرده و وضعيت استخدامي ايشان نيز مشخص نيست، وزارت آموزش و پرورش اعلام كرده كه 10 هزار نفر شامل 5 هزار معلم حق التدريس و 5 هزار معلم پرورشي با آزموني كه در روز 27 مهر برگزار خواهد شد، استخدام مي‌شوند. اما در اين آزمون، هيچ امتيازي براي معلمان حق التدريس در نظر گرفته نشده و دولت اعلام كرده كه مي‌خواهد افراد آزاد را استخدام كند. در اعتراض به برگزاري اين آزمون استخدامي بود كه در روزهاي شنبه و يكشنبه اين هفته، گروهي از معلمان حق‌التدريسي در مقابل مجلس تجمع كردند. معلمان تجمع‌ كننده در مقابل مجلس كه همگي زنان حق التدريسي در آموزش و پرورش بودند، نسبت به برگزاري آزمون استخدامي در 27 مهر ماه اعتراض كردند و تاكيد داشتند كه به‌رغم دادن چندين آزمون، برگزاري آزمون مجدد آموزش و پرورش براي استخدام آنها بي‌معنا است. تجمع‌كنندگان با در دست داشتن پلاكاردها و پارچه نوشته‌هايي خواستار استخدام خود در آموزش و پرورش بدون برگزاري آزمون شدند. آنها با سر دادن شعارهايي نظير "استخدام بي‌آزمون حق مسلم ماست" به طرح اعتراض خود در برابر مجلس پرداختند. اين در حالي است كه طرح شعارهايي شبيه به اين در تجمعات قبلي، در پرونده‌هاي معلمان جزو موارد اتهامي ذكر شده است. انتقاد جبهه مشاركت از برخورد با معلمان به دنبال گزارش شاخه فرهنگيان جبهه مشاركت به دفتر سياسي اين حزب در خصوص برخوردهاي امنيتي و قضايي صورت گرفته با معلمان تجمع‌كننده در برابر مجلس، اين حزب در برابر اين برخوردها موضع گرفت و "با ابراز همدردي با همه معلمان به خاطر احکام سنگين قضايي و اداري که عليه برخي فعالان آن صنف صادر شده، مؤکداً خواستار لغو احکام صادر شده از سوي نهادهاي مسؤول" شدند. مصوري‌منش، رئيس شاخه فرهنگيان حزب مشاركت در اين جلسه به نشست هفته گذشته اين شاخه با حضور رؤساي شاخه فرهنگيان در سراسر کشور اشاره کرد و از ابراز نگراني آنان در اين ارتباط خبر داد. وي گزارش داد: "پاره‌اي برخوردهاي انتظامي و اداري با معلماني که پيگير مطالبات صنفي خود بوده‌اند را از جمله آماده به خدمت کردن حدود 40 تن از فرهنگيان و صدور پاره‌اي احکام هيأت‌هاي تخلفات اداري وزارت آموزش و پرورش از جمله تبعيد از محل خدمت به مدت يک تا 7 سال، در زمره برخوردهاي صورت گرفته گزارش شده است و اين روند متأسفانه شدت‌يابنده به نظر مي‌رسد. از سوي ديگر، احکام قضايي که اخيراً براي فعالان مسائل صنفي معلمان صادر شده از جمله حکم 3 سال زندان براي رئيس سازمان معلمان نگراني‌هاي بسياري را در ميان اين صنف برانگيخته است و ظاهراً دادگاه‌هاي ديگري هم در پيش است." پس از ارائه اين گزارش، اعضاي دفتر سياسي جبهه مشاركت تأکيد کردند که مطالبه و پيگيري حقوق صنفي را از حقوق مسلم همه اصناف مي‌دانند و از حاکميت يکپارچه مي‌خواهند که در برابر اعتراضات صنفي به جاي برخوردهاي امنيتي يا اعمال اهرم‌هاي فشار اداري، خويشتن‌داري پيشه کند و حرمت همه اصناف و به ويژه احترام صنف پرارج معلمان کشور را نگه دارد که هر گونه بي‌حرمتي به معلمان، بي‌حرمتي به ساحت علم و دانش و آگاهي‌بخشي است. نامه اعتراضي معلمان به شاهرودي کانون صنفي معلمان ايران، از مهمترين تشكل‌هاي فعال در زمينه مسائل معلمان، نيز روز گذشته با ارسال نامه‌اي به هاشمي شاهرودي، رييس قوه قضاييه، خواستار انجام ملاقات و گفت وگوي مستقيم نمايندگان معلمان با او و تجديد نظر در برخوردهاي قهرآميز با فرهنگيان و اقدامات لازم براي پيگيري تخلفات صورت گرفته در زندان شد. معلمان در اين اعتراض ها، با برپايي تجمعاتي مقابل مجلس، خواستار تحقق خواسته‌هاي خود شامل تسريع در تصويب لايحه نظام پرداخت هماهنگ و آنچه كه رفع تبعيض ناميدند، شدند. به گزارش سايت "کانون صنفي معلمان ايران"، در نامه معلمان به شاهرودي آمده است: "روزي که در هنگام تحويل قوه قضاييه، آن را به ويرانه اي تشبيه نموديد، اين اميد در دل بسياري از دلسوزان ايجاد شد، که به زودي جامعه شاهد تحولات مثبت و گسترده اي براي آبادکردن اين ويرانه خواهد بود. تصور بسياري بر اين بود، که رياست محترم قوه قضاييه علاوه بر ايجاد تغيرات بنيادي و ساختاري، اين قوه را به سوي اهداف واقعي خود هدايت خواهند نمود، وبا تأکيد بر حقوق ملت بويژه حقوق شهروندي، اعتماد جامعه را به سوي خود جلب خواهند کرد. البته گام هاي مهم و مثبتي نيز در اين مسير برداشته شده است، اما به نظر مي رسد که موانع مختلفي نيز بر سر راه بوده و هست که مانع از تحقق بسياري از برنامه ها، اهداف و آرمان هاي رياست محترم اين قوه براي نيل به اهداف پيش بيني شده، گرديده است." اين نامه با اشاره به تذکرات مکرر هاشمي شاهرودي براي اجراي دقيق قوانين حقوق شهروندي مصوب سال ۱۳۸۳ مي افزايد: "متاسفانه، عليرغم تأکيد قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مبني بر استقلال قواي سه گانه بعضاً شاهد هستيم، که دولت ها با استفاده از رانت قدرت، حقوق شهروندي را ناديده مي گيرند و به اين وسيله، حق مظلوم را پايمال و صداي حق طلبانه آنان را خاموش مي نمايند." کانون صنفي معلمان ايران با اشاره به بي‌توجهي مقامات به اصل ۲۷ قانون اساسي که برگزاري تجمعات و راهپيمايي‌ها را بدون حمل سلاح و چنانچه مخل مباني اسلام نباشد، آزاد دانسته است، افزوده‌اند: "مسئولان بدون هيچ عذر موجهي، نه تنها با تقاضاي مکرر ما براي برگزاري تجمعات و راهپيمايي ها به مناسبت هاي مختلف موافقت ننمودند، بلکه حتي از پاسخ منفي مکتوب به اينگونه درخواست ها نيز اجتناب مي نمايند، تا جايي که برگزاري تجمعات قانوني در اماکن مسقف نيز با موانع جدي مواجه شده است." در اين نامه خطاب به هاشمي شاهرودي تصريح شده است که در وضعيت فعلي که از يک سو همه مسئولان عاليرتبه کشور بر نقش ارزنده معلمان درعرصه هاي مختلف تأکيد دارند، وبرظلم واجحاف وتبعيضي که طي سال هاي متمادي درحق آنها رواداشته شده است، اقرارمي نمايند، وازديگرسو، مطالبات بيش از۱۵ سال معلمان پرداخت نمي شود، وعده هاي چندين ساله مبني بر اجراي نظام هماهنگ پرداخت به فراموشي سپرده وازدستور کاردولت ومجلس خارج مي شود، چه بايد کرد؟ آيا وظيفه يک نهاد مدني نيست که به فريضه امر به معروف و نهي ازمنکر عمل نموده و مسئولان را ارشاد نمايد؟ اين نهاد مدني معلمان سپس اين پرسش ها را مطرح کرده است که: "آيا اعتراض آرام، قانوني و هدايت شده، آنهم در مقابل خانه ملت و با حضور نمايندگان ملت نسبت به عدم تحقق يک خواسته مشروع جرم محسوب مي شود، و آيا اعتراض به مسائلي همچون وجود تبعيض و بي عدالتي، عدم پرداخت مطالبات معوقه، افت شديد تحصيلي، مديريت ناکارآمد و... مخل مباني اسلام است؟" اين نامه با انتقاد از برخورد مسئولان انتظامي و امنيتي با تجمع مسالمت آميز معلمان در مقابل مجلس شوراي اسلامي درروز ۲۳ اسفند سال گذشته و بازداشت تعداد زيادي از معلمان مي افزايد: "برخي از اين معلمان، ايام عيد وبرخي، بعد از آن را در زندان سپري کردند. تعداد زيادي از آنها از اسفند تاکنون با احکام سنگيني همچون انفصال ازخدمت، کسر حقوق، بازنشستگي پيش از موعد، تبعيد، اخراج و زندان تعزيري مواجه شده اند و تعداد ديگري نيز احکام جديدي را در شهريور و مهرماه از دادگاه انقلاب اسلامي دريافت خواهند نمود. اينهمه فشار، آن هم به فرهنگيان جامعه، به چه منظوري صورت مي گيرد؟ در حالي كه در طول دوران زندان، بسياري از مواد قانون حقوق شهروندي آشکارا نقض گرديده است." کانون صنفي معلمان ايران در پايان نامه خود، به احکام صادر شده عليه فعالان حقوق معلمان، ازجمله حکم سه سال زندان تعزيري براي عليرضا هاشمي، رييس سازمان معلمان ايران، اعتراض و تقاضا کرد فرصت مناسبي براي ملاقات و گفت گوي مستقيم نمايندگان معلمان با آيت الله هاشمي شاهرودي فراهم آيد و در برخوردهاي قهرآميز با فرهنگيان تجديد نظر و اقدامات لازم براي پيگيري تخلفات صورت گرفته در زندان انجام شود.

برگزاري "برنامه بيعت با امام زمان"

Today, August 28, 2007, 17 hours agoGo to full article
درحالي که برخي اقدامات و ادعاهاي محمود احمدي نژاد و اعضاي دولت وي درخصوص داشتن ارتباط قدسي و يا برنامه هايي براي تعجيل در ظهورامام زمان، طي دوسال گذشته با واکنش هاي مختلفي مواجه بوده است، آيت الله مصباح يزدي در "همايش بين المللي دكترين مهدويت" بر مشروع نبودن حکومت بر مبناي خواست مردم تاکيد کرده و در عين حال، برخي نهادهاي عمومي از برگزاري "مراسم بيعت عمومي با امام زمان (عج)" خبر داده اند. beyat.jpg درحالي که برخي اقدامات و ادعاهاي محمود احمدي نژاد و اعضاي دولت وي درخصوص داشتن ارتباط قدسي و يا برنامه هايي براي تعجيل در ظهورامام زمان، طي دوسال گذشته با واکنش هاي مختلفي مواجه بوده است، آيت الله مصباح يزدي در "همايش بين المللي دكترين مهدويت" بر مشروع نبودن حکومت بر مبناي خواست مردم تاکيد کرده و در عين حال، برخي نهادهاي عمومي از برگزاري "مراسم بيعت عمومي با امام زمان (عج)" خبر داده اند. قراراست چنين مراسمي با عنوان "آفتاب عشق" درميدان امام اصفهان انجام شود. طبق برنامه ريزي هاي انجام شده اين ستاد قراراست 150 هزار نفر ازمردم اصفهان درميدان تاريخي امام حضور به هم برسانند. سيداحمد خاتمي از روحانيون تندرو نيز دراين مراسم سخنراني خواهد کرد. معلوم نيست که بيعت عمومي با امام زمان توسط چه کسي وچگونه انجام خواهد شد، اما اين اولين باراست که يکي ازنهادهاي رسمي در اين سطح گسترده وعده چنين کاري را مي دهد. در عين حال، ديروز سخنان مصباح يزدي رييس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني انتشار يافت که در مراسم اختتاميه سومين همايش بين المللي دكترين مهدويت با اشاره به ضرورت مشروعيت حكومت‌ها تصريح داشت: فقط در حكومت به موعظه نمي‌توان اكتفا كرد و وجود قوه‌هاي قهريه ضروري است. به گفته وي: در مشروعيت حكومت‌هاي دنيوي مردم نقش آفرين هستند، اما در حكومت‌هاي اسلامي اين مسئله متفاوت است و چون قدرت مطلق مخصوص خداوند است، مشروعيت آن از سوي خدا است. حكومت بدون اذن الهي مشروعيت نخواهد داشت، حتي اگر تمام مردم با آن حكومت موافق باشند. مصباح يكي از مشكلات آن حضرت در ادامه كار را رويارويي با نخبگان جامعه دانسته و مي گفت: بنا به گفته امام صادق، امام زمان درزمان ظهورشان با مشكلاتي از ناحيه‌ي نادانان و عالم‌نمايان مواجه مي‌شوند كه بيش از مشكلات پيامبر در دوره‌اي بود كه با جاهلان دوره جاهليت سر و كار داشتند. مشكلاتي كه امام در اين دوره با اين افراد دارند بسيار بيشتر است؛ و اين عالمان از روي عناد نمي‌خواهند كه به ايشان ايمان آورند و در اين صورت آن حضرت با آنها وارد جنگ مي شوند. موعودگرايي دولت احمدي نژاد هنگامي که محمود احمدي نژاد درشهرداري تهران به سر مي برد، صحبت هايي جدي درخصوص احداث بزرگراهي که مسيراحتمالي ظهورامام دوازدهم شيعيان بود، مطرح شده بود که با مخالفت هايي که صورت گرفت عملا درحد همان شايعه وصحبت هاي اوليه باقي ماند. مديريت نامه هاي مردم به امام زمان ازطريق استفاده از پست الکترونيکي براي برقراري با وي نيز ازجمله موضوعاتي بود که طي اين مدت مطرح شده است. موضوع گرايش هاي جديد به سمت بهره برداري ازعلاقه واردات مردم به امام دوازدهم در ايران، طي دوسال گذشته مورد توجه بسياري از خبرنگاران خارجي قراگرفته است. از جمله آخرين مواردي که دراين زمينه مي تواند به آن اشاره کرد گزارش اخير شبکه "سي ان ان" آمريکا از تقويت چنين گرايش هايي درماه هاي اخير است. کريستين امانپور، تهيه کننده ومجري شبکه تلويزيوني "سي ان ان" آمريکا، که ماه ها قبل هنگام اقامت خود در ايران، به قم سفرکرده بود، دراين برنامه در موسسه اي حضور به هم رساند که درآن درخصوص فراهم کردن مقدمات ظهور امام زمام فعاليت هايي انجام مي شد. برنامه کريستين امانپور که درسه قسمت ودرسه بخش اديان "يهودي، اسلامي ومسيحي" با تبليغات فراوان طي روزهاي گذشته با نام "جنگجويان درراه خدا" از اين شبکه پخش شد، گفت وگو با افرادي را در اين موسسه را شامل مي شد که معتقد بودند با سقوط ايدئولوژي ليبرال دموکراسي، زمينه براي ظهور امام زمان فراهم خواهد شد. اين خبرنگار ايراني الاصل آمريکايي سپس گفت که به اين موسسه تلفن هايي مي شود که در آن اززماني که امام زمان احتمالا ظهور پيدا خواهد کرد، سوال مي شود. امانپور نگفت که مسئولين اين موسسه درجواب چنين سوالاتي چه پاسخي مي دهند، اما چنين تصاويري کافي بود که نشان دهد طي سالهاي گذشته، چه نگاهي به مذهب و روايت هاي ديني توسط نهادهاي دولتي ويا نزديک به دولت مورد توجه مي گيرد. تبليغات "موعودگرايانه" منحصربه فعاليت ها واظهارات منحصر به فرد در خصوص امام زمان نمي شود. محمود احمدي نژاد هنگامي که براي اولين بار پس ازرسيدن به کرسي رياست جمهوري به سازمان ملل رفت، از ميخکوب شدن رهبران جهان هنگام سخنراني خود سخن گفت. او درجلسه اي که با آيت الله جوادي آملي داشت به شرح آن لحظات پرداخت واينکه چگونه توسط هاله اي از نور در آن زمان احاطه شده بود. سخنگوي دولت بعدها اساسا وجود چنين فيلمي را منکر شد. فيلمي که ترديدي درصحت آن وجود ندارد. کريستين امانپور با شرح همه ماجرايي که احمدي نژاد از ان سخن گفت، ونمايش کامل فيلم حضور او درمنزل آيت الله جوادي آملي، وصحنه هايي از زمان سخنراني احمدي نژاد درسازمان ملل وصندلي هاي خالي، تصويري را ازرييس جمهوري ايران ارائه داد که دربخش هاي ديگر مستند او درمورد تندروهاي اسلامي درخاورميانه، عملا وي درکنار ديگر افرادي قرارمي گرفت که قرائت هاي راديکالي ازاسلام ارائه مي کردند.

لطفا کروبي را هل بدهيد

Today, August 28, 2007, 17 hours agoGo to full article
بسيار خوشنود شديم، بسيار احساس افتخار و پيروزي مي کنيم. اينکه فوتبال را از دست داديم، خيلي چيز بدي بود، اما اينکه بسکتبال و واليبال را بدست آورديم بسيار نيکوست، و اتفاقا از همين رو نيکوست که تيم ملي نوجوانان ايران قهرمان جهان شده است. po_nabavi_01.jpgسارکوزي و بمب هاي ايراني از نظر من قضيه کاملا جدي است. نشانه خوبي اصلا نيست، اما جدي است. اين که فرانسه به اولترا راست برود و در ميان اين همه کشورهاي قدرتمند اروپاي مرکزي پيش بيفتد که پيام دهنده به ايران بشود، يعني اينکه بايد منتظر قطعنامه سنگين و بدي بود. نيکولا کوچولو، معروف به سارکوزي، چهره اي که روشنفکران فرانسه همان قدر عاشقش هستند که مردم ايران عاشق احمدي، گفت: « ايران اتمي غيرقابل قبول است.» تيتر دوم لوموند اين بود: « ايران بايد انتخاب کند، يا بمب ايراني بسازد يا بمباران شود.» کسي پاسخ اين سووال را مي داند که فرانسه اي که تا سه سال قبل با ايران آن همه نزديک بود، چه شد که به اينجا رسيد؟ فاميل سالاري تاريخي يک مصاحبه با مهدي هاشمي رفسنجاني پرده از رازهاي تاريخ نويسي ايران برداشت. بخشي از مصاحبه بازتاب با مهدي هاشمي را مي خوانيد: « سارا خانم، نوه حاج آقا، جلد بعدي را آماده مي كنند. ما توي اين چيزها سياسي برخورد نمي كنيم. فائزه رفته بود خارج درس بخواند. تازه برگشته و نبوده است كه روي خاطرات كار كند. مطمئن باشيد كه مشكلي نيست. هر كس كه سرش خلوت تر باشد، عهده دار كار يك جلد مي شود. يكسري مسايل توي خاطرات هست كه به آبروي افراد ربط دارد و بنابراين بايد بازبيني توسط افرادي صورت بگيرد كه محرم باشند. فقط به خانواده مي توان اطمينان صددرصد داشت و بنابراين اگر نكته اي در خاطرات حاج آقا باشد كه سري و نظامي است يا به آبروي افراد مربوط مي شود، بهتر است كه از چشم افراد خانواده بگذرد تا افراد بيروني.... محسن به من زنگ زد و گفت تو فرصت كافي داري، بيا خاطرات سال 62 را آماده كن. بالاخره محسن رييس دفتر نشر است... در خاطرات هر سال نامه يا اسناد مهمي كه به خاطرات آن سال مربوط باشد را حاج آقا دارد و مي دهد تا ما منتشر كنيم. تقصير ما چيست. نامه اي بايد چاپ مي شد. البته درست است كه وقتي آقاي هاشمي اين نامه را منتشر مي كند، قضيه بزرگتر مي شود. بگذاريم برويم جلوتر، بعد بحران ها را مي بينيد. دعواهاي خود حاج آقا بعد از اين شروع مي شود. يك بار آقاي عطريانفر آمد و خاطرات را خواست و يك بار هم آقاي لاريجاني آمده بود و خاطرات را خواست كه داديم. مادرم عفت خانم خاطرات حاج آقا را قبل از انتشار يک بار مي خوانند. خاطرات مادرم، بيشتر خانوادگي است. به مسايل سياسي هم حاج خانم از زاويه سياسي گاهي مي پردازند. حاج خانم از اول توي مبارزه بوده است اما علاوه بر ابوي و والده، خاطره نويسي در خانواده هاشمي رفسنجاني به يك سنت تبديل شده است. محسن هم مرتب مي نويسد. البته ما موردي مي نويسيم. من خودم گاهي خاطره مهمي اگر باشد به صورت موردي مي نويسم.» اين گروه فوق العاده خشن بيخود نيست که احمدي نژاد مي گويد ايران امن ترين کشور دنياست و از سرمايه گزاران گردشگري دعوت مي کند در ايران سرمايه گزاري کنند. به چهار دليل بارز امنيتي توجه کنيد: دليل اول: نيروي انتظامي يک لوله سه کيلومتري را کشف کرد که با آن قاچاق گازوئيل در سواحل ماهشهر و هنديجان انجام مي شد. واقعا اگر امنيت وجود نداشت، يک گروه قاچاقچي مي توانست سه کيلومتر لوله زير زمين کار بگذارد؟ دليل دوم: بعد از اينکه ده وسيله نقليه عمومي در بلوچستان ايران مورد آدم ربايي قرار گرفته و سي نفر از مسافران اين وسايل ربوده شدند و با شهامت نيروي انتظامي ايران، يک روز بعد پليس پاکستان، تعدادي از ربايندگان را کشت و تعدادي را دستگير کرد، پليس پاکستان [همان کشوري که بهش سي در صد گاز با تخفيف مي دهيم که گرم شود] اعلام کرد که ربايندگان را تحويل نمي دهد، چون آنان « شهروندان ايراني- پاکستاني هستند.» و « پليس پاکستان براي بازگرداندن ربايندگان از ايران مهلت خواست.» به عبارت ديگر تعدادي شهروند پاکستان در ايران سي نفر انسان بالغ را سرقت کرده و به آن طرف مرز مي برند. به نظر شما اين کشور امنيت ندارد؟ دليل چهارم: يک آقايي به نام حسن کثافت، که مافياي توليد فيلم سکسي روسيه بايد پيش او دوره آموزشي ببيند، يک خانم بدبخت را ربوده و هفت نفري به او تجاوز مي کنند، بعد صحنه هاي تجاوز را بلوتوث در منطقه پخش مي کنند، بعد دستگير مي شوند، و چون امنيت وجود دارد، با وثيقه آزاد مي شوند و باز هم اين کار را مي کنند تا ماموران اين بار ديگر مجبور مي شوند واقعا آنها را بگيرند. لابد با قيمت بالاتر ازادش کنند به هر حال مردم خرج دارند با اين همه گراني. دليل پنجم: ديروز طي يک سرقت مسلحانه، چهار نفر با کلت و کلاشينکف بانک سپه خيابان شريعتي را مورد سرقت مسلحانه قرار دادند و تا ماموران نيروي انتظامي به کوتاه کردن موي پسران دستگير شده پايان بدهند و به محل سرقت بروند، گريختند.( نتيجه گيري اخلاقي: قبل از دزدي موهايتان را کاملا کوتاه کنيد و شلوار فاق کوتاه نپوشيد و کلاشينکف به همراه داشته باشيد.) دليل ششم: يک آقايي به نام علي شاکري، چهارماه قبل وارد ايران شده و به عنوان يک ايراني- آمريکايي تاجر و اصلاح طلب دستگير شده است. و چون ايران امن ترين جاي دنياست، هفته قبل معاون دادستان تهران گفت: نه تنها تصميمي در مورد علي شاکري گرفته نشده، بلکه هنوز زمان خبردادن در مورد اينکه اين شخص دستگير شده يا نه نرسيده است. دادستاني اعلام کرد که چون هيچ دليلي در مورد جاسوسي او در دست نيست و وي به چيزي اعتراف نکرده است، چون ايران امن ترين جاي جهان است، آقاي علي شاکري در همانجا مي ماند که مي ماند. چون آمريکا به خصوص کاليفرنيا و به خصوص لوس آنجلس و به ويژه ايرواين خطرناک است. لطفا کروبي را هل بدهيد من در اثر خواندن مقالات زيدآبادي دارم به اين نتيجه مي رسم که نه تنها بايد سکوت کرد، بلکه بايد از حالا انتخابات مجلس هشتم را تحريم کرد. چون ممکن است دولت تحت فشار بعدا آزادي هايي را بدهد که مجبور شويم در انتخابات شرکت کنيم، اگر اين اتفاق بيفتد مي خواهيم چه کنيم؟ آن وقت مجبوريم يک هفته به انتخابات با عجله انتخابات را تحريم کنيم. به همين دليل فکر مي کنم اين کار را همين حالا بکنيم بهتر است. به نظر من الآن دو اتفاق مهم دارد در داخل و خارج کشور و حکومت و ميان خودي ها و غيرخودي ها و نخودي ها مي افتد، از يک طرف خارج از کشوري ها چون فکر مي کنند احمدي نژاد و دوستانش در انتخابات راي نمي آورند، از حالا تيغ هاي شان را تيز کرده اند براي اصلاح طلبان و هاشمي و کروبي که بعدا قرار است روي کار بيايند و به همين دليل، دليلي نمي بينند که از احمدي نژاد انتقاد کنند. از طرفي نيروهاي داخل هم عملا نمي توانند از دولت احمدي نژاد انتقاد تندوتيزي بکنند، چون در همين فاصله چند ماه به انتخابات مي سوزند و اصلا نمي رسند به آن روزها. از طرفي دولت احمدي نژاد، خودش به اندازه يک ميليون کارگر تبليغاتي دارد براي مخالفانش راي توليد مي کند، به همين دليل آنها در مقابل احمدي نژاد ساکت اند. نمايندگان مجلس هم از ترس اينکه مبادا رد صلاحيت شوند يا از ليست هاي اصولگرايان مانده شوند و از ليست ميانه روها رانده، آنها هم کاري به دولت ندارند. بنا براين اوضاع چنين است که فعلا اصلاح طلبان نشسته اند در سلماني اصلاحات و دارند حسابي سر همديگر را مي تراشند. سيد محمد خاتمي گفت: « با مخالفين نظام مرزبندي شود.» عيسي سحر خيز هم در يک مقاله شيرين به « سياست جارو کردن مخالفان به خارج از کشور» اشاره کرد و گفت: « تو اون ور جوب، ما اين ور جوب، فحش بده، فحش بستون.» مهدي کروبي هم مطابق معمول کف کرده و عصباني ابتدا اعلام کرد« ائتلاف، فقط در زمان قدرت خوب است.» اما احمد زيدآبادي در بي بي سي هشدار داد و گفت که شيخ اصلاحات در حال « فاصله گرفتن از جبهه دوم خرداد» است. البته مهدي کروبي که مصاحبه اش با فارس مثل بمب يا چيز ديگري ترکيده است، سعي کرد چيزهاي ترکيده مذکور را جمع و جور کند و گفت: « هوشيار باشيم، ما اصلاح طلبان اختلافي نداريم. اصلاح طلبان حق دارند که صلاحيت شان براي انتخابات مجلس هشتم تائيد شود.» حسن روحاني هم از فاصله اي دور اعلام کرد: « سلامت انتخابات کافي نيست، احساس سلامت نيز نياز است.» آگاهان پس از برخي مطالعات دقيق به نيابت از اصولگرايان و سوسولگرايان اين سياست ها را به اصلاح طلبان پيشنهاد کردند: 1) کروبي به افشاي خاتمي و هاشمي پرداخته و در مقابل اصلاح طلبان هم پوز کروبي را بزنند تا طرفداران هر سه بروند و غاز بچرانند. 2) عيسي سحرخيز مشکل اپوزيسيون را حل کند و با مشت محکم توي دهان آنها بزند و اپوزيسيون خارج از کشور هم عليه اپوزيسيون داخل کشور بطور جدي انتقاد کنند. 3) به کليه نيروهاي عاقل و بالغ مخالف و منتقد اعلام کنيم که ساکت باشند و تا بعد از انتخابات چيزي نگويند. در عوض مطمئنا همه تندروها که به حرف ما گوش نمي دهند هرچه بخواهند مي گويند. 4) درست برخلاف هميشه که از اول حرف از تحريم مي زنيم و آخرش هم تحريم مي کنيم، اين دفعه و از همين حالا انتخابات مجلس هشتم را تحريم کنيم تا اصولگرايان و راست مخفي ها و راستهاي خفن خيال شان راحت شود و بيخودي براي نابود کردن اصلاح طلبان و نيروهاي ميانه رو وقت صرف نکنند، بعد، وقتي زمان انتخابات شد، توي رودربايستي حرفي که زديم و تحريمي که کرديم انتخابات را تحريم کنيم تا معلوم شود که اين نظام مشروعيت ندارد و جامعه جهاني تکليفش را با اين حکومت نامشروع روشن کند و وقتي خواست اين کار را بکند، ما جلوي جامعه جهاني را بگيريم. 5) موضوع کروبي بسيار مهم است، همان قدر که در انتخابات مجلس ششم اصلاح طلبان زحمت کشيدند تا هاشمي رفسنجاني را از خودشان برانند و طرف را پرت کنند توي بغل محافظه کاران، در اين انتخابات هم ما بايد چنين کاري بکنيم تا کروبي را پرت کنيم توي بغل محافظه کاران. وقتي اين همه آدم داريم، چرا که نه؟ خاتمي، دوستت داريم، معمولا هنوز هم دوستش دارم. هنوز هم فکر مي کنم بهترين است. منتهي خاتمي يک مشکل کوچک دارد، يا در مورد گذشته دور حرف مي زند، يا آينده دور. حال اش زياد خوب نيست. خاتمي در مورد آينده دور گفت: « اميدوارم افراد استخوان دار و دلسوز وارد مجلس شوند.» و در مورد گذشته دور توضيح داد: « برخي توقعات از دولت اصلاحات واقع بينانه نبود.... خيلي ها با اسلام مورد نظر امام مخالف بودند و هستند....هجده تير را بدون گلوله خاموش کرديم.» براي اين عزيز بهبود حال را آرزو مي کنيم. شجاعت و نوآوري و چيزهاي ديگر آيت الله خامنه اي گفت: « شجاعت، نوآوري و تحول گرائي از ويژگي هاي دولت نهم است.» يکي از نمايندگان مجلس نيز گفت: « نوآوري و تحول گرائي از ويژگي هاي ستودني دولت نهم است.» آقاي هاشمي شاهرودي هم گفت: « حجم کار و تلاش دولت واقعا چشمگير و بي نظير است و در هيچ کجاي دنيا مشابه آن را نمي توان پيدا کرد.» آگاهان هرچه تلاش کردند متوجه نشدند که منظور از هيچ جا کجاست. حداد عادل گفت: « منتظر رئيس جمهوري براي ارائه گزارش به مجلس هستيم.» آگاهان توضيح دادند که ظاهرا رئيس جمهور گزارشش را اشتباها براي دفتر رئيس قوه قضائيه و بيت رهبري فرستاده است. عسگراولادي نيز اظهار داشت: « به احمدي نژاد گفتم مراقب باشيد.» و در همين راستاي تحول گرائي و نوآوري دولت نهم، ديروز شهر تهران در ميان 132 شهر بزرگ جهان در رتبه 124 شهرهاي جهان براي زندگي قرار گرفت. اين شجاعت و نوآوري را تبريک مي گوئيم. فرشاد قربانپور آزاد شد روزنامه نگار جوان و خوشفکر فرشاد قربانپور آزاد شد. کلي حال کرديم. به او و خانواده اش تبريک مي گوئيم و براي او آرزوي روزهاي شادي و خوشحالي داريم. ضمنا کلي نوشته جديد در دوم دام گذاشتم، برويد و بخوانيد. www.doomdam.com

ره صد ساله

Today, August 28, 2007, 17 hours agoGo to full article
مهرانگيز کار کمپين يک ميليون امضا يک ساله شد. به خبرهاي اين زندگي يک ساله که نگاه مي کنيم باورمان نمي شود کمپين فقط يک سال عمر کرده و در يک سالگي پير و با تجربه شده است.خبرها حکايت از آن دارد که کمپين، اين کودک يک ساله ره صد ساله رفته است! po_mehrangiz_kar_01.jpg مهرانگيز کار کمپين يک ميليون امضا يک ساله شد. به خبرهاي اين زندگي يک ساله که نگاه مي کنيم باورمان نمي شود کمپين فقط يک سال عمر کرده و در يک سالگي پير و با تجربه شده است.خبرها حکايت از آن دارد که کمپين، اين کودک يک ساله ره صد ساله رفته است! اعضاء کمپين را زنداني، محاکمه و محکوم کرده اند. شگفتا در شرايط همين بگيرو ببندها، افراد "خودي" و کساني از طيف مخالفان کمپين و شايد شاکيان آن، پياپي دارند همان حرف ها را در برابر خبرنگاران بر زبان جاري مي سازند، بي آنکه سخنان شان مصداق جرم قرار گيرد و آنها را مجازات کنند. در اين ماجراي شگفت انگيز نيک پيداست که از نگاه امنيتي و قضايي در ايران "جرم" فاقد تعاريف کلي است. جرم متناسب با مناسباتي که متهم يا مجرم با مراکز و کانون هاي متعدد قدرت سياسي دارد تعريف مي شود. لذا نوشين احمدي خراساني وقتي از رفع تبعيض قانوني از زنان سخن مي گويد مرتکب جرم شناخته مي شود، اما برخي زنان از طيف راست که پس از فعال شدن کمپين با هدف خنثي سازي اثرات اجتماعي کمپين از ضرورت اصلاح قوانين سخن گفته اند، مرتکب جرم شناخته نشده اند. بنابراين يک اصل مهم حقوقي در روابط شهروند و دولت مفقود است. ارتکاب عمل مجرمانه به خودي خود و صرفنظر از خط و ربط هاي مرتکب، قابل پيگرد نيست. بلکه عمل ارتکابي هنگامي جرم شناخته مي شود که مرتکب با کانون هاي متعدد قدرت در ارتباط تنگاتنگ نباشد. بگذريم، يک سال پيش تني چند از فعالان حقوق زنان نشستند و برخاستند و تصميم گرفتند يک کمپين برابري در ايران راه اندازي کنند. اسمش را هم بگذارند کمپين يک ميليون امضا. کمپين بدعت در جوامع اسلامي به شمار نمي آمد. آن را از کمپيني با همين نام و هدف که در يکي از کشورهاي مسلمان فعال شده و به پيروزي رسيده بود، الگوبرداري کرده اند. زنان بنيانگذار کمپين نمي خواستند زير پاي بزرگان حکومتي را خالي کنند و نمي خواستند از حوزه کاري خود فراتر بروند و نمي خواستند طعمه بهانه جويي هاي امنيتي بشوند. زنان بنيانگذار کمپين از سياره مريخ نيامده بودند و خوب مي دانستند دنيا دست کيست و فرصت ها براي عدالت خواهي تا چه اندازه محدود و شکننده است. کمپين بر بستري از آگاهي متولد شد. با همه عاقبت انديشي ها، بودند زخم خورده هايي که از آنچه در حال وقوع بود ابراز نگراني کردند وبه احتياط بيشتر اندرز دادند. گاهي اندرزها به درستي فهميده نشد و واکنش هايي برانگيخت نامتناسب با شخصيت و پيشينه اندرزدهندگان. کمپين از همان آغاز مواجه شد با برخوردهاي امنيتي کساني که سالهاست مبتلا به بيماري پارانوياي سياسي شده اند. از آن وقت که مخالفان دهه اول انقلاب را نابود و تار و مار کردند، همواره دنبال رد پايي از دشمن فرضي گشته اند، حتي در جمع دوستان خود. زيربناي اين نگرش امنيتي گونه اي پيش داوري است که فاقد مباني عقلي است. پيش داوري اين است: مردم ايران در رفراندوم 12 فروردين 1358 با اکثريت نزديک به اتفاق آرا به جمهوري اسلامي "آري" گفته اند. از نگاه مسئولين نابساماني ها، مفهوم رأي آنها اين بوده و هست که مردم ايران پذيرفته اند جمهوري اسلامي بعد از تأسيس هرکار دلش خواست بکند. مفهومش اين است که مردم ايران با طيب خاطر پذيرفته اند از نهادهاي جمهوري اسلامي کتک بخورند، ظلم و بي عدالتي نصيب شان بشود و لام از کام نجنبانند! اين را مي گويند پيش داوري که فاقد مباني عقلي است. در يک مقايسه رفتاري مي شود اين شکل از پيش داوري را به برخورد مردسالاران خشن در زندگي زناشويي تشبيه کرد. مردسالاران عاشق مي دوند و مي دوند تا با هزار ترفند و گاهي فريب "بله" را از عروس بگيرند. در قاموس آنها "بله" به مردسالار حق مطلق مي دهد تا عروس را در تمام عمر زير سلطه خشونت آميز خود لت و کوب کند و در پاسخ به ناله ها و خواسته هايش براي رهايي و طلاق بگويد با لباس سپيد عروسي پا به اين خانه گذاشته اي، فقط با کفن از آن بيرون خواهي رفت. ايرانيان به جمهوري اسلامي در سال 1358 "بله" داده اند. نهادهاي امنيتي عقيده دارند اين "بله" براي به دست آوردن زندگي بهتر، رفاه، امنيت، شادماني، عدالت، برابري و مانند آن نبوده است. اين بله اعلام موافقتي بوده براي تمکين و تحمل خشونت و تجاوز. مردم پيمان بسته اند تا به همه کاستي ها تن بسپارند. عهد کرده اند معترض نشوند. قول داده اند همواره براي قرباني شدن مهيا باشند. بنابراين رفراندوم در جاي "قرارداد اجتماعي" با هدف ايجاد يک دولت پاسخگو پذيرفته نشده و مسئولين نابساماني ها قبول ندارند فيمابين مردم و دولت قراردادي امضا شده با هدف بهبود وضعيت مردم. آنها بکلي فراموش کرده اند که ملت ها با هدف زندگي بدتر، نکبت، فقر، بي عدالتي و نابرابري انقلاب نمي کنند. اگر ملت ها با هدف بهره مندي از رفاه، عدالت، حقوق شهروندي، نظارت بر نهادهاي حکومتي، کنترل فساد و برخورداري از آزادي بيان انقلاب نمي کردند، بعد از انقلاب فرانسه، زندان باستيل مثل زندان اوين بازسازي شده بود و براي مشقت بيشتر زندانيان سياسي به کار مي رفت. همچنين بسيار زندان هاي مخفي و غير قانوني هم در سراسر خاک فرانسه تأسيس مي شد که از کنترل و نظارت نهادهاي مسئول دور مي افتاد. يا مثلا در روسيه بعد از انقلاب هنوز استالين داشت به شيوه هايي که مي دانيم مملکت داري مي کرد. يا در انگلستان بعد از انقلاب هنوز شاه حکومت مي کرد، نه سلطنت و در صورتي که مي خواست تجديد فراش کند و کليسا اجازه نمي داد سرهمسرش را که مزاحم بود گوش تا گوش مي بريد و بر زلف زن ديگر تاج مي نهاد. يا در امريکا بعد از انقلاب هنوز برده داري مرسوم بود و فقط مردان صاحب املاک مزروعي وسيع حق رأ ي داشتند، نه زنان و بردگان. دايره اين بحث ها وسيع است و گوش تندروهاي تصميم گيرنده از اين حرف ها پر است. بازگرديم به امکانات و فرصت هاي نسبي خود براي واگويي غصه ها و شکست ها: زنان ايراني پيش از انقلاب 1357 زندگي ايده آلي نداشتند. بسياري از حقوق انساني آنها بر پايه موادي از قانون مدني در باب نکاح، طلاق، ارث، انحلال نکاح، حضانت، قيمومت و ولايت ناديده گرفته شده بود. پارلمان شان کاره اي نبود. نمايندگان مثل حالا از صافي هاي گزينشي مي گذشتند. اما همين پارلمان هاي گزينشي و مردانه حق رأي زنان را تصويب کردند. حق ورود به پارلمان را براي زنان تصويب کردند. قانون حمايت خانواده را تصويب کردند. به زنان اجازه قاضي شدن دادند. زنان را در مقام وزير در هيأت دولت پذيرفتند. زنان در هيأت هاي سياسي وزارت امور خارجه حضور يافتند و به نمايندگي به ديگر کشورها اعزام شدند. همه اين ها اتفاق افتاد. اما آزادي بيان نبود. اجازه تأسيس احزاب مستقل نبود. اجازه اعتراض در گردهمآيي هاي مسالمت آميز نبود. با اين وصف زنان داشتند در يک نظام غير دموکراتيک رشد مي کردند. اين نظام غير دموکراتيک کاري به کار نوع پوشش آنها نداشت. آزادي هاي اجتماعي مردم را ارج مي نهاد. به حريم خصوصي کساني که با حکومت به صورت علني مخالفت نمي کردند، وارد نمي شد و براي مخالفان هم پرونده هاي زنا و لواط و قوادي و بي بند و باري درست نمي کرد. در قانون مجازات عمومي پيش از انقلاب اين همه مجازات هاي حبس و شلاق نداشتيم. از سنگسار، قطع دست و پا و انگشت هم خبري نبود. اعدام محدود به جرايم خاصي بود و مثلا شرب خمر و مانند آن را شامل نمي شد. مردم با جرايمي مانند محاربه با خدا، فساد روي زمين، مرتد، مهدورالدم و... آشنا نبودند. پس از پايان حکومت رضا شاه، زنان حق و اختيار داشتند تا بي حجاب يا با حجاب در محافل عمومي رفت و آمد کنند. در سالهاي پيش از انقلاب بسيار ديده ايم زنان را با حجاب کامل اسلامي، عينک ايوسن لوران، با دستکش که پشت فرمان اتومبيل ها مي نشستند و با اعتماد به نفس، بي مانع و مزاحم رانندگي مي کردند و جولان مي دادند. اين نمونه هاي تصويري فقط 28 سال است از صفحه روزگار ايرانيان حذف شده است. شگفتا که امروز همين ها تبديل شده است به يک تاريخ فراموش شده. جمهوري اسلامي با تبليغات رسانه اي، خطبه هاي نماز جمعه، بودجه هاي کلان، کتاب هاي درسي، مربيان پرورشي روي همه آنها خاک سرد فراموشي ريخته و رسانه هاي غربي هم با آنکه تصاوير ايران پيش از انقلاب (دست کم در حوزه زندگي اجتماعي زنان) در آرشيوهايشان زنده است، آن تاريخ پر نقش و نگار را دفن کرده اند. آن را مرده پنداشته اند و هنگامي که مي خواهند از دست آوردهاي زنان ايراني سخن بگويند فورا آنها را با زنان عربستان سعودي، کويت و... مقايسه مي کنند و تيتر مي زنند که در ايران زن ها بر خلاف عربستان سعودي رانندگي مي کنند يا بر خلاف برخي کشورها ي مسلمان رأي مي دهند و وارد مجلس مي شوند و... بر پايه تبليغات رندانه همه يادشان رفته است که زنان ايراني يک تاريخ پر حادثه و پر تلاش پشت سر دارند. اين تاريخ از پيش از انقلاب مشروطه شروع شد. زنان درون اندروني هاي قاجار به آن پيوستند. قره العين آن را غنا بخشيد. قمرالملوک وزيري از پشت پرده حادثه آفريد. زنان از چندين دهه پيش از انقلاب وکيل دادگستري شده اند. زنان خوش صدا به فراواني آواز خوانده اند و فضاي کشور را تلطيف کرده اند. حالا ستارگان آواز نيم قرن اخير ايران يکي يکي در سالخوردگي و به علت ابتلا به بيماري به ايران بازمي گردند تا در ايران بميرند. اينها زنان هنرمندي بودند که انقلاب تومارشان را بر باد داد و راهي جز گريز از کشور پيش پايشان نگشود. در آن روزگار کسي را به جرم همجنس گرايي نمي کشتند، به جرم بد حجابي شلاق نمي زدند و به حبس نمي بردند. در آن جامعه که فقط خيالي از آن باقي مانده، زنان و مردان برهنه از خانه خارج نمي شدند. آمار فحشا رو به فزوني نبود. به آمار اعتياد لحظه به لحظه افزوده نمي شد. آمار روابط جنسي نامشروع سير صعودي نمي پيمود. آمار طلاق افزايش نمي يافت. زنان و مردان طي يک تاريخ صد ساله دستآوردهايي داشته اند (غير از دموکراسي به مفهوم دقيق آن). جمهوري اسلامي با همه سرکوب ها نتوانسته بخش هايي از آن دستآوردها را بي اعتبار کند. اگر مقاومت مردم براي حفظ آنها نبود، بعد از 28 سال شلاق زدن و زنداني کردن زن بد حجاب وجود نداشت تا با باطوم و فحش هاي رکيک و حبس و تعزير به جانش بيفتند. همه آنچه در ايران مي گذرد نشان مي دهد ايرانيان از پيشينه اي متفاوت با عربستان سعودي و کويت و...، برخوردارند و مقاومت برخاسته از اين پيشينه است. اينک کار بر زنان ايراني سخت شده است. از طرفي بايد به رسانه هاي غرب بباورانند تا آنها را با زنان عربستان سعودي و کويت و... مقايسه نکنند. از طرف ديگر بايد به دولت متبوع خود بقبولانند قوانيني که به نام اسلام از تصويب گذرانده باعث شده تمام داشته هاي تاريخي آنها نابود بشود. به فرض که اين قوانين اسلامي است، "عصري" نيست. کم نيستند مراجع، فقها و اسلام شناسان ايراني که هم امروز مي گويند قوانين کنوني ايران متناسب است با عصر نزول قرآن در شبه جزيره عربستان. اين قوانين با تحولات اجتماعي امروز ايران و جهان، با پيشينه زنان ايراني و با مصالح ملي تناسبي ندارد. دو راه حل پيش روي زمامداران ايران است. يا بر پايه نظرات فقهايي که اصلاح قوانين موجود را ممکن و لازم مي دانند اقدام کنند يا خواست مردم را براي جدايي دين از حکومت بپذيرند. کمپين يک ميليون امضا فقط مي خواست و مي خواهد ضمن يک حرکت مسالمت آميز، مداوم، آهسته و پيوسته همين نکات را تذکر بدهد. مي خواهد نظرسنجي کند و حاصل نظرسنجي را در اختيار نهادهاي حکومتي بگذارد. مي خواهد بگويد اگر مردم به کاستي هاي قوانين آگاه بشوند خود آن را نسخ مي کنند و بهتر است حکومت پيش دستي کند. افسوس کمپين در يک سالگي با انواع محکوميت ها که بازدارنده است مواجه شده. با مجازات هاي تعليقي، با وثيقه هاي هنگفت، کفالت، ضمانت و در مجموع سرکوب، در مدتي کمتر از يک سال، ده ها رويداد با هدف سرکوب اتفاق افتاد. نهادهاي امنيتي با تعدادي زن که چند ورق کاغذ و يک خودکار و يکي دو سايت فيلتر شده همه دارايي شان بود مثل لشکري که مسلحانه به جنگ شان آمده بود برخورد کردند. حال آنکه مي توانستنند از کمپين براي کسب مشروعيت استفاده کنند. در بهترين حالت مي توانستند نمايندگاني از کمپين را به مذاکره فراخوانند و مذاکرات مجلس را با مطالبات آنان جلا بدهند. افسوس به جاي کار سياسي، ضرب و شتم و فحش هاي رکيک، بازداشت و حبس و محکوميت انتخاب شد. افسوس که کمپين در يک سالگي زير بار سنگين حمله ها و هجوم ها پير شده است. اميد که بتواند با اتکا به مراجع ديني، حوزه هاي روشنفکري سکولار، فقها و مقامات درون حکومتي و شخصيت هاي بين المللي که طي اين يک سال کمپين رابه صورت صريح يا تلويحي حمايت و امضا کرده اند استوار راه را ادامه بدهد. هرچند راه رفتن در اين مسير ناهموار به پرش با مانع مي ماند.

عامل شکست اصلاحات

Today, August 28, 2007, 17 hours agoGo to full article
ns_nikahang_01.jpg نیک آهنگ کوثر n.kosar@roozonline.com car_2007_27augb.jpg

لايحه خانواده، عقب‌گرد در قوانين ايران

Today, August 28, 2007, 17 hours agoGo to full article
«برخي قوانين ايران با فرهنگ جامعه نه تنها انطباق ندارد بلكه چند پله هم عقب‌تر است.» شيرين عبادي، حقوقدان اين را مي‌گويد. او با حضور در اولين نشست مطبوعاتي كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين به نكاتي در قانون اشاره مي‌كند كه نه تنها همگام با برخي ابعاد فرهنگ اجتماع نيست بلكه در مواردي همچنان در حال پس‌رفت است. «برخي قوانين ايران با فرهنگ جامعه نه تنها انطباق ندارد بلكه چند پله هم عقب‌تر است.» شيرين عبادي، حقوقدان اين را مي‌گويد. او با حضور در اولين نشست مطبوعاتي كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين به نكاتي در قانون اشاره مي‌كند كه نه تنها همگام با برخي ابعاد فرهنگ اجتماع نيست بلكه در مواردي همچنان در حال پس‌رفت است. از جملهء اين موارد لايحهء اخيري است كه قوهء قضاييه پيشنهاد داده و دولت آن را تقديم مجلس كرده است. يكي از بندهاي اين لايحه، ازدواج مجدد مردان با كسب اجازه از دادگاه به شرط رعايت عدالت است اما شيرين عبادي اين ماده را نقد مي‌كند:«به لحاظ قانوني دادگاه چگونه مي‌تواند شرط برقراري عدالت را احراز كند در حالي كه هنوز ازدواج مجددي انجام نشده تا ببينيم مرد توانايي برقراري عدالت را دارد يا نه؟»او همچنين جنبهء ديگري از اين ماده را مدنظر قرار مي‌دهد: «آيا محبت و عشق قابل تقسيم است؟ مگر در قرآن براي محدود كردن تعدد زوجات يادآوري نشده كه ازدواج مجدد نكنيد مگر آن‌كه بتوانيد عدالت را برقرار كنيد.»او تصويب اين قانون را يك عقب‌گرد مي‌داند و توصيه مي‌كند: «اين ماده را از دستور جلسه خارج كنيد چراكه هم از جهت حقوقي غلط است و هم با موازين اسلام مغايرت دارد.» او در ادامه با اشاره به اشكالات قانون مجازات اسلامي دربارهء اعدام مي‌‌گويد: «در سال 1304 قانون مجازات عمومي تصويب شد، آن زمان مجازات اعدام زير 18 سال ممنوع بود اما حالا در قانون سال 1386 من موكل 14 سال و 9 ماهه‌‌اي به نام «محمد لطيف» دارم كه حكم اعدامش صادر شده، اما ما تلاش مي‌كنيم.»او به اين اشكالات اشاره مي‌كند و بحث‌هاي حقوقي را كه كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين انجام مي‌دهد، مطرح مي‌كند: «فعاليت‌هاي كمپين فراتر از تصور اوليه‌مان به پيش مي‌رود. مهم‌ترين دستاورد ما آگاه‌سازي است اما در اين تلاش يكساله عده‌اي از تلاشگران محكوم شدند آن هم به جرم اقدام عليه امنيت ملي. اما من نمي‌دانم كدام عمل زني كه دلش نمي‌خواهد هوو داشته باشد، اقدام عليه امنيت ملي محسوب مي‌شود؟»پنجم شهريورماه سال گذشته كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين فعاليت رسمي خود را آغاز كرد. مهم‌ترين هدفش هم تغيير قوانيني همچون طلاق، حضانت، ارث، ديه و شهادت است كه با استناد به فتواهاي برخي مراجع و علما به اين نكته تاكيد كرده كه اين قوانين از جمله قوانيني هستند كه قابل تغييرند.حالا بعد از گذشت يك سال، اولين نشست مطبوعاتي و ارايهء گزارش عملكرد يكساله، اين كمپين، صبح ديروز با حضور فعالان جنبش زنان، شامل مردان و زنان برابري طلب برگزار شد. بابك احمدي، نويسنده يكي از حاضران است كه خطاب به خبرنگاران مي‌گويد: «صراحتا اعلام مي‌كنم كه من يك فمينيست هستم.»به گفتهء او، ماهيت فعاليت كمپين كمك به آيندهء كشور است: «فعاليت كمپين بسيار مسالمت‌آميز و برمبناي اولين اصل حقوق بشر يعني برابري است اما من بارها تاكيد كرده‌ام كه جنبش زنان متعلق به خود زنان است و بايد توسط خود آن‌ها پيگيري شود اما مردان هم مي‌توانند در اين راه كمك كنند.»او كه در آغاز سخنانش از زناني كه براي به دست آوردن برابري و آگاه‌سازي تلاش مي‌كنند، تشكر مي‌كند و در پايان سخنانش هم از مرداني ياد مي‌كند كه در اين يكساله به كمپين پيوسته‌اند و تلاش مي‌كنند.نرگس محمدي، سخنگوي كانون مدافعان حقوق بشر نيز كمپين را يك دغدغهء اجتماعي مي‌داند; اين‌كه هدف اصلي اش برقراري عدالت است. اما ژيلا شريعت‌پناهي، محقق و قرآن‌پژوه، جنبه‌هاي ديگري از فعاليت‌هاي كمپين يك ميليون امضا را در بحث همايش مطرح مي‌كند: «مترجمان قرآن، اكثرا به ريشهء لغات كم‌توجهي مي‌كنند. براي مثال نشوز زنان براي زنان را به معناي نافرماني تلقي مي‌كنند و نشوز براي مردان را بي‌ميلي‌اش نسبت به زن معنا مي‌كنند يا دربارهء واژهء «قوام» كه آن را مسلط و رييس ترجمه كرده‌اند در حالي كه اين واژه در اصل به معناي ستون وسط چادر يا همان تكيه‌گاه است.» او در ادامه از مشكلات موجود در شماري از تفسيرهاي قرآني اشاره مي‌كند و اين‌كه مفسران به احاديث استناد مي‌كنند.شريعت‌پناهي از انتشار جلد دوم كتاب «حقوق زن در خانواده» با همكاري دفتر آيت‌الله صانعي خبر مي‌دهد: «اين كتاب، گامي است در جهت روشن‌سازي مسايل و نابرابري‌هاي حقوقي. اين‌كه در قرآن هيچ گونه تبعيضي ميان زن و مرد قايل نشده و حتي در قرآن از مزاياي مادري و همسري دفاع شده است.» در اسلام انسان بودن مهم است سيمين بهبهاني، بانوي شعر ايران كه در فعاليت يك سالهء كمپين در بيش‌تر مراسم‌اش حضور يافته، اين بار هم با خواندن شعري بر حمايت خود از فعاليت كمپين تاكيد مي‌كند. به گفتهء او، در اسلام انسان بودن مطرح است، بنابراين زنان بايد براي گرفتن حقوق‌شان تا آخرين توان تلاش و ديگران را آماده كنند. كيوان صميمي، مديرمسوول نشريهء توقيف شدهء «نامه» نيز كه ميزبان برگزاري اين نشست مطبوعاتي بود، لازمهء هر حركتي را تقبل پرداخت برخي هزينه‌ها مي‌داند.اما در اين جلسه، نسل سومي‌هاي كمپين هم حضور داشتند; نسل اولي‌ها كساني چون سيمين بهبهاني، نسل دومي‌ها كه كمپيني براي مادران ترتيب داده‌اند و نسل سومي‌ها كه جوانان پرشوري هستند كه در اين يك ساله براي جمع‌آوري امضا و آگاه‌سازي تلاش مي‌كنند از جمله ناهيد كشاورز و سارا لقماني.ناهيد كشاورز از فرآيند فعاليت يك سالهء كمپين مي‌گويد و سارا لقماني به اين نكته اشاره مي‌كند كه خواسته‌محوري به جاي ايدئولوژي‌محوري از مهم‌ترين ويژگي كمپين يك ميليون امضاست.حالا اين كمپين در 20 شهر فعاليت دارد و بيش از 500 عضو فعال آن مشغول پيشبرد اهداف هستند. منبع: سرمايه

وبگرد

Today, August 28, 2007, 17 hours agoGo to full article
خدانگهدار غير رسمي از ميان هفت روز هفته همايون خيري در وبلاگ "آزادنويس" ؛ روز چهارم و ششم اش به تحولات ايران اختصاص داشت: روز چهارم) اين موضوع شکايت از يعقوب يادعلي، يک تجربه‌ي خيلي بزرگي‌ست براي همه‌ي ما. آدم که برنمي‌دارد از تصورات مردم شکايت کند که! خدانگهدار غير رسمي از ميان هفت روز هفته همايون خيري در وبلاگ "آزادنويس" ؛ روز چهارم و ششم اش به تحولات ايران اختصاص داشت: روز چهارم) اين موضوع شکايت از يعقوب يادعلي، يک تجربه‌ي خيلي بزرگي‌ست براي همه‌ي ما. آدم که برنمي‌دارد از تصورات مردم شکايت کند که! حالا البته اين حرف را واقعأ بايد در همين وبلاگستان زد که بابت فيلم 300 چقدر همه به سازنده‌ي فيلم بد و بيراه گفته بودند که چرا به ايراني‌ها توهين کرده در حالي که نه آن سازنده و نه تهيه کننده‌ي فيلم هيچکدام‌شان نگفته بودند فيلم تاريخي ساخته‌اند که بابت تحريف تاريخ مؤاخذه بشوند. درست مثل همين که يک بابايي ادعا کرده که يعقوب يادعلي به قوم لر توهين کرده در کتابش. در حالي که يادعلي فقط يک داستان نوشته که تمام وقايعش توي ذهن او رخ داده بوده. نه حرف تاريخي زده، نه نشاني آدمي را داده که همين ايشان بوده که در موردش نوشته بودم. خوب حالا يعقوب يادعلي از کار و زندگي و نان خوردن افتاده که چي؟ که يک آدمي مثل همين ماها که توي وبلاگستان رگ گردن‌مان کلفت شده بود بابت فيلم 300 ؛ نوشته‌ي يادعلي را توهين تلقي کرده و صاف رفته شکايت کرده از او. روز ششم) عجب حرفي زده جنتي! گفته سفرهاي احمدي نژاد به استان‌ها و نشستن با مردم در گذشته سابقه نداشته و در آينده هم معلوم نيست که چنين شود. اين که در آينده هم معلوم نيست چنين بشود؛ اين جالب است. يعني ايشان هيچ اميدي ندارد که پديده‌ي احمدي نژاد تکرار بشود، در حالي که همه جا داد و فرياد مي‌کنند که دنيا دارد احمدي نژادي مي‌شود. خوب واقعأ به همين مي‌گويند خدانگهدار غير رسمي ديگر! تقاضا از سرگئي برين! نويسنده وبلاگ "حاجي واشنگتن" در آستانه ماه رمضان و با توجه به پديده تازه اي که کمپاني گوگل در جهان مجازي ارائه کرده است؛ از مديران اين کمپاني تقاضاي جالبي دارد: جنابان آقايان سرگئي برين و لري پيج! حالا که گوگل، با کمک ناسا، شعبده جديدي رو از آستينش در آورده و با عرضه Google Sky به کاربران امکان غور و تفحص در کهکشان ها و صور فلکي را داده؛ از حضرات تقاضا دارد با توجه به نزديک شدن ماه مبارک رمضان ترتيبي اتخاذ فرمايند تا آقايان علما بدون نياز به رفتن به پشت بام، به راحتي از پشت کامپيوترشان بتوانند ماه نو را رصد فرمايند تا مومنين و مومنات دچار مشکل همه ساله نشوند. و من الله التوفيق حاجي رمضون و شرکاء حضور نظاميان قابل دفاع نيست نويسنده وبلاگ "جمهور" از تمايل روزافزون نظاميان به حضور در صحنه سياسي نوشت: در چند سال اخير.... تعداد زيادي از مسوولان، مستقيما از مناصب نظامي براي ايفاي وظايف سياسي و حتي مديريت بنگاه هاي اقتصادي انتخاب شده اند. شايد با توجه به درگير بودن کشور در جنگ و شکل گيري نسل تازه اي از سياستمداران که همزمان حضور در سپاه را تجربه مي کردند در دهه اول انقلاب طبيعي مي نمود. اما در شرايط فعلي اين موضوع قابل توجيه نيست. وضعيتي که در تشکيل مجلس هفتم اتفاق افتاد و حضور زيادي از سرداران سپاه و پس از آن انتصاب هاي دولت احمدي نژاد مخصوصا در استانداري ها و مسووليت هاي بعضآ اجتماعي، سياسي به هيچ عنوان قابل دفاع نيست. سياست عرصه مدارا و تعامل است. در اين وادي بايد بخوبي معضلات و مشکلات را رصد کرد و براي آن کم هزينه ترين راه را برگزيد. راهي که متضمن رضايت اکثريت غالب مردم باشد و تامين کننده منافع ملي. آنهايي که مي‌گفتند شينتو با دموکراسي ناسازگار است، در اشتباه بودند پويا ارجمند در وبلاگ "فهم" براي نخستين بار خود را معرفي کند و سپس متن سخنراني مهم جورج بوش رئيس جمهور ايالات متحده در جمع کهنه سربازان امريکا را ترجمه کرده و در اختيار خوانندگان اش قرار مي دهد. بخشي از اين سخنراني چنين مضموني داشته است: برخي ديگر از منتقدان گفتند که آمريکا آرمان‌هاي خود را به ژاپني‌ها تحميل کرده است. براي مثال، معاون نخست‌وزير ژاپن ادعا کرد که "اجازه دادن به زنان ژاپني براي اينکه راي دهند، پيشرفت سياست‌هاي ژاپن را به تعويق انداخت". جالب است که مک‌آتور (ژنرال داگلاس مک‌آرتور از فرماندهان ارشد ارتش آمريکا در طول جنگ جنگ جهاني دوم) در خاطراتش نوشت: "انتقادات بسياري به ما در مورد اعطاي حق راي به زنان وجود دارد. بسياري از آمريکايي، همچنين برخي که کارشناس خوانده مي‌شوند، آشکارا ديدگاهي را بيان مي‌داشتند، که مطرح مي‌کرد زنان ژاپني عميقا در سنت‌هايي که نوکرمآبي شوهرهاي‌شان را در خود دارد غرق هستند، تا اينکه بخواهند به هر درجه‌اي هرچند اندک به استقلال سياسي برسند". سرانجام زنان ژاپني راي دادند و 39 زن توانستند در اولين انتخابات آزاد پارلماني به کرسي‌هاي مجلس تکيه بزنند. امروز وزير دفاع ژاپن، يک زن است. و درست يک ماه پيش، زني براي عضويت در مجلس سنا برگزيده شد. آنهايي که استدلال مطرح مي‌کنند که دموکراسي در ژاپن نتوانسته موفق شود، مي‌گويند دليل آن، آئين و مذهب ملي (شينتو) است. اين آئين، داراي احساسات و تعصبات بسيار شديد است و در امپراتور جاي‌گير شده است. آنهايي که مي‌گفتند شينتو با دموکراسي ناسازگار است، در اشتباه بودند، و خوشبختانه رهبران ژاپن و آمريکا اين را به موقع تشخيص دادند. به جاي اينکه آئين شينتو را منکوب کنند، اولياي امور در آمريکا با ژاپني‌ها در زمينه‌ي بنياد نهادن آزادي مذهبي، براي تمامي کيش و آئين‌ها شروع به کار کردند. به جاي اينکه تخت امپراتوري را براندازند، آمريکايي‌ها و ژاپني‌ها با يکديگر کار کردند، تا جايي براي امپراتور در سيستم سياسي دموکراتيک بيابند. و نتيجه‌ي اين گام‌ها اين بود که هر شهروند ژاپني، از آزادي مذهبي نفع برد و امپراتور بر تخت‌اش باقي ماند و دموکراسي ژاپني نيرومندتر به رشد ادامه داد. چرا که آن (دموکراسي) قسمتي از فرهنگ ژاپني (امپراتور) را در آغوش کشيد. کپي پيست نکن. لينک بده! "حسين نوروزي" نويسنده يک وبلاگ ادبي؛ در معرفي خودش چنين مي نويسد: حسين نوروزي و بانو. به‌همين سادگي. اين‌جا، فقط يک نفر مي‌تواند کامنت بگذارد. باقي، دوستان و دشمناني که مي‌آيند، دعا مي‌کنند، مي‌روند. نوشته‌هاي اين‌جا، مال همين‌جاست. نه دوست دارم کسي نقل قول کند، نه بدزدد. کپي پيست کردن، کار تخم‌حرام‌هاست. حتي با ذکر منبع! دل‌ات خواست، مستقيم لينک‌ بده به فلان مطلب يا کل وبلاگ، نخواست، مهم نيست. فقط يک پُست را دوستي برداشت، و فقط همان يک پُست آزاد است. دزدي نکن! راه برو بخند؛ در نهايت ِ تاريکي، سيگاري آتش بکش؛ همين. بنا به خواسته حسين نوروزي، بيش از اين متن او در اينجا نقل نمي شود. جدابتر از هر رويداد ديگر. حتي از يعقوب يادعلي! نوشته حسين نوروزي، در حقيقت پاسخ به رضا ولي زاده در وبلاگ "ايستگاه" است که در آن، به عنوان مدير گروه تعدادي از وبلاگرهاي ادبي با نام بازنگار؛ به بي اعتنايي نويسندگان اين گروه به دستگيري و محاکمه يعقوب يادعلي نوشته شده است. بخشي از آن را با هم مي خوانيم: حسين نوروزي به عنوان دبير اين گروه؛ پيش از هر چيز درگير خواهر و مادر اين دنيا است و جالب آن که درگيري هاي پايان ناپذيرش با خواهر و مادر دنيا، براي اهالي گروه ادبيات بازنگار، از هر رويداد مهم ديگري جذابتر است که ستون پرببينده هاي اين گروه را مدت هاست به تسخير خود درآورده است. مصطفي خلجي هم به مدد دختري که ترک موتور نشسته و روسري اش را برداشته، توانسته اوج تقاضاها و علايق اهالي اين گروه را به نمايش بگذارد! (در حالي که يعقوب يادعلي بي دليل در زندان است).

واکنش ها به بي اعتنايي دولت به قوه مقننه

Today, August 28, 2007, 17 hours agoGo to full article
حميد احدي در حالي که دولت آشکارا از دادن گزارش عملکرد برنامه چهارم توسعه که مطابق قانون موظف به ارائه سالانه آن به مجلس است طفره مي رود، اين تاخير ديروز با واکنش رييس مجلس که از هواداران جدي او محسوب مي شود مواجه شد. titr.jpg حميد احدي در حالي که دولت آشکارا از دادن گزارش عملکرد برنامه چهارم توسعه که مطابق قانون موظف به ارائه سالانه آن به مجلس است طفره مي رود، اين تاخير ديروز با واکنش رييس مجلس که از هواداران جدي او محسوب مي شود مواجه شد. حميد احدي در حالي که دولت آشکارا از دادن گزارش عملکرد برنامه چهارم توسعه که مطابق قانون موظف به ارائه سالانه آن به مجلس است طفره مي رود، اين تاخير ديروز با واکنش رييس مجلس که از هواداران جدي او محسوب مي شود مواجه شد. کارشناسان معتقدند علت طفره رفتن دولت از اجراي قانون و تهيه گزارش، در حالي که در عمل آشکار گشته که مجلس هفتم نقش نظارتي خود را جدي نمي گيرد و با مسوولان دولتي همراهي مي کند، بدان جهت است که امضا گذاشتن پاي گزارش رسمي عملکرد دولت، عملي دشوار خواهد بود. عملکرد دو ساله دولت نشان مي دهد که مقامات باقي مانده در دولت احمدي نژاد ترجيح مي دهند که با شيوه هاي هيجاني و شعار و بدون اعتنائي به کارشناسي و آمار کشور را اداره کنند و در اين راه دلمشغولي ها و نگراني هاي کارشناسان را نه که به چيزي نمي گيرند بلکه با استفاده از دستگاه تبليغاتي وسيعي که تدارک ديده اند مي کوشند منقدان را حتي در سطح وزيران کابينه و استانداران و همراهان دولت ساکت نگاه دارند. به گفته کارشناسان برکناري هفت مقام ارشد دولتي که در دو سال گذشته [پنج تن آن ها به تندي و زشتي بي سابقه اي] به دنبال تذکرهاي نرمي بوده است که در مورد تصميم هاي شتابزده رييس جمهور بيان کرده اند. در همين ارتباط، وزراي سابق صنايع، نفت و رفاه، رييس سابق سازمان برنامه و مديرعامل سابق سازمان تامين اجتماعي در سخنراني هائي نشان داده اند که از خود محوري ها و بي اعتنائي هاي رييس جمهور به نظرات ديگران آزرده بوده اند. از سوي ديگر بي اطلاع ماندن مقامات بالاتر از تغييراتي که در حوزه مديريتي آن ها رخ مي دهد و همين طور مقاماتي که برکنار مي شوند از جمله مشخصه هاي دولت نهم تلقي شده است. به گفته يک نماينده مجلس، محمود احمدي نژاد گويا چنين روش هائي را ارزش مي داند و قصد دارد همين رفتار را با مجلس و مقامات ديگر نظام هم انجام دهد که اينک با مقاومت هائي روبه رو شده است. در حالي که با خالي کردن همه مديريت هاي محلي و استاني و دولتي از افراد غيرخودي کوشش فراگيري به کار رفته که رفتارهاي عجيب رييس جمهور آشکار نشود، اما گهگاهي هم از جانب نمايندگان جناح اقليت بخش هائي لو رفته که جاي تامل دارد. آخرين آن ها ولي الله شجاع پوريان نماينده فراکسيون اقليت که گفته "رويكرد غالب رئيس دولت نهم در انتخاب كابينه و در زمان معرفي آن به مجلس اين بود كه افراد معرفي شده يا هم وزن يا يك پله پايين‌تر از خودش باشند. اين در حالي بود كه در جريان اصولگرايي شخصيت‌هاي مقتدرتري از نظر مديريت وجود داشت اما احمدي نژاد سراغي از اين افراد نگرفت. شاخصي كه خود احمدي نژاد درباره كابينه مطرح كرده اين است که "اين افراد گمنام و سرباز هستند و به دنبال ژنرال‌ها نيستند." شجاع پوريان از ديده هاي خود در جريان سفر هيات دولت به استان خوزستان گفته تعامل رئيس دولت نهم با همكاران خود يك تعامل تحكم‌آميز و در برخي موارد تحقير‌آميز است: "در جلسه هيات دولت در خوزستان من چيزي را از نزديك ديدم كه برايم باور كردني نبود.در آنجا يكي از اعضاي كابينه نكته‌اي را در گوشي به وزيري كه در كنارش نشسته بود گفت كه اين رفتار با تندي احمدي نژاد روبه‌رو شد، رفتاري كه امروز با يك بچه انجام نمي‌شود اين موارد نشان مي‌دهد كه هيات دولت قائم به فرد است و عقل جمعي در دولت حكمفرما نيست و جايش را خودرايي و خودمحوري گرفته است." لجاجت و پادرمياني ماه گذشته و همزمان با بالاگرفتن اعتراض هائي که به ناشنيده ماندن درخواست هاي مجلس توسط دولت صورت مي گيرد، احمدي نژاد در يک مصاحبه مطبوعاتي ادعا کرد گزارشي که دو ماه قبل به کميسيوني در مجلس داده شده همان است که قانون مي گويد و گزارش ديگري در کار نيست. اين نظر با گلايه شديد نمايندگان فراکسيون هاي اقليت و اکثريت مجلس روه رو شد که آن را توهين به قوه قانونگراري مي دانستند؛ اما محمد رضا باهنر که نقش رابطه دولت نهم و مجلس را ايفا مي کند با پادرمياني فضا را ازاد کرد و به منتقدان قول داد که با دولت موضوع را حل کند. در همين زمان معلوم شد که رييس مجلس بعد از دو بار تذکر به رييس دولت، سرانجام در نامه اي از رهبر جمهوري اسلامي کسب تکليف کرده است. اما همه اين ها نتيجه اي نداد تا هفته گذشته که انشاي فصيحي از سوي اداره رسانه هاي دولت براي مطبوعات فرستاده شد که حتي بعضي از روزنامه هاي هوادار دولت نيز درباره صفات به کار برده شده تمجيدهاي غلوآميز از دولت در گزارش خودش گلايه کردند، اما جالب اين که اين بار دو روز بعد از انتشار آن گزارش، هنگامي که باز خبرنگاري موضوع گزارش عملکرد برنامه چهارم را مطرح کرد جواب شنيد کدام گزارش، گزارش دولت همين است که منتشر شده است. اين در حالي است که قانون براي ارائه گزارش سالانه رييس جمهور مهلتي مشخص تعيين کرده و آن را سالانه دانسته در حالي که مقاله نوشته شده توسط مرکز رسانه هاي رياست جمهوري دو ساله است و ربطي به برنامه چهارم ندارد. از همين رو رييس مجلس حداد عادل در مصاحبه مطبوعاتي ديروز خود در پاسخ به اين پرسش كه "چرا دولت هنوز گزارش نظارتي عملكرد برنامه چهارم را نداده است گفت:"نظرمان را در مورد گزارش نظارتي برنامهء چهارم به دولت گفته‌ايم و خواستار آن هستيم كه رييس‌جمهوري هرچه زودتر در مجلس حضور پيدا كند و گزارش عملكرد دولت را در مورد اجراي برنامهء چهارم توسعه به نمايندگان بدهد." وي تاكيد كرد: "اين نظر صريح مجلس است و همچنان هم اعلام مي‌كنيم كه منتظر هستيم تا رييس‌جمهوري اين گزارش را به مجلس ارايه كند." تذکر ها اين تذکر در زماني رخ داد که بنا به گزارش خبرگزاري مهر حتي رهبر جمهوري اسلامي، در ديدار با هيات دولت، به دولت توصيه کرد که به برخي مسائل بيش تر توجه کند. از جمله مواردي که آيت الله خامنه اي برشمرد جدي‌ گرفتن سند چشم‌انداز 20 ساله اولين اين سفارش‌ها بود. و آن گاه تقويت نگاه كارشناسي، تلاش براي اطلاع‌رساني صحيح و توجه كامل به سياست‌هاي اصل 44 . اين تذکرها و تذکرات مکرر نمايندگان مجلس در زماني لازم دانسته شده که دولت دارد بررسي هاي خود براي تهيه لايحه بودجه سال اينده را انجام مي دهد و در صدد است که با منحل کردن سازمان برنامه کار بودجه نويسي را در دفتر رييس جمهور متمرکز کند و مهم تر اين که از گفته ها مشخص مي شود که گروه تازه قصد دارند بودجه مبهم و مختصري رابه تصويب مجلس برسانند که کلياتي در آن باشد و نمايندگان را از بررسي و نظارت بر جزئيات بازدارد. دزر همين راستا، پيش بيني مي شود دولت مانند دو سال گذشته در آخرين روزها لايحه اي تقديم کند که مجلس زمان کافي براي بررسي اجزاي آن نداشته باشد و همزمان با آن، معاونان وزيران بکوشند در جلسات با دادن وعده هاي بزرگ تر به نمايندگان مجلس راي مثبت آن ها را به دست آورند. امسال با توجه به در پيش بودن انتخابات و علاقه مندي اکثريت نمايندگان مجلس به انتخاب دوباره اين کار به دو سردار سپاه ذوالقدر و افشار سپرده شده که به عنوان قائم مقام و معاون سياسي وزارت کشور امور انتخابات را در دست دارند. به زبان ديگر همان نگراني که عماد افروغ هنگام راي اعتماد مجلس به مصطفي پورمحمدي با اشاره به سابقه امنيتي وي يادآور شد و گفت چنين وزير کشوري کشور را امنيتي مي بيند. بدان نشاني که اينک وزارت کشور علاوه بر وظايف خود وظايف بقيه وزارت خانه ها را هم به عهده گرفته . عماد افروغ از رياست کميسيون فرهنگ برداشته باشد و چنان ازار ديده که اعلام داشته دوره آينده داوطلب نمايندگي مجلس نمي شود. حداد عادل رييس مجلس در مصاحبه ديروز خود گفت احساس مي‌شود يك تحولي در ساختار لايحه بودجه ضرورت دارد در همين راستا نيز دولت وعده داده كه اين تحول را عملي مي‌كند به همين خاطر انتظار مي‌رود بودجه سال 87 به گونه‌اي تقديم مجلس شود تا نمايندگان روي مسايل بنيادين تعقل و تفحص كنند. رييس مجلس که انکار با طرح دولت براي تهيه بودجه کلي موافق مي نمايد به خبرنگاران گفت: "در سال‌هاي گذشته نمايندگان مشكلات حوزهء انتخابيه خود را زمان بودجه‌بندي رفع مي‌كردند و به اين ترتيب جزييات را به كليات بودجه ترجيح مي‌دادند اما ما نبايد به قول معروف هنگامي كه درخت را مي‌بينيم جنگل را فراموش كنيم، بنابراين بهتر است با ايجاد يك تحول، نواقص گذشته در امر بودجه‌بندي را رفع كنيم."

کميسر ارشد حقوق بشر سازمان ملل در راه ايران

Today, August 28, 2007, 17 hours agoGo to full article
روزبه ميرابراهيمي شيرين عبادي برنده ايراني جايزه صلح نوبل در سال 2003 در ديدار با کميته پيگيري وضعيت دانشجويان محروم از تحصيل ضمن حمايت از حق تحصيل اين افراد از سفر قريب الوقوع "لوئيز آربور" کميسر ارشد حقوق بشر سازمان ملل به ايران خبر داد. mireb.jpg روزبه ميرابراهيمي شيرين عبادي برنده ايراني جايزه صلح نوبل در سال 2003 در ديدار با کميته پيگيري وضعيت دانشجويان محروم از تحصيل ضمن حمايت از حق تحصيل اين افراد از سفر قريب الوقوع "لوئيز آربور" کميسر ارشد حقوق بشر سازمان ملل به ايران خبر داد. به گزراش ادوار نيوز وي ديروز و در ملاقات اعضاي کميته تازه تاسيس پيگيري وضعيت دانشجويان ممنوع التحصيل که در دفتر کانون مدافعان حقوق بشر صورت گرفت گفت:" خوشبختانه لوئيز آربور کميسر عالي حقوق بشر برنامه آمدن به ايران دارند که من موارد نقض حقوق بشر و مسايل شما را به ايشان منتقل مي کنم. خيلي عجيب است براي آنها که کساني که حتي تعليق قطعي هم ندارند از ورودشان به داخل دانشگاه شفاها جلوگيري مي شود". اين وکيل دادگستري اضافه کرد که "حق تحصيل از حقوق بنيادين هر انساني است ، بايد از تمام امکانات قانوني در سطح ملي و بين المللي استفاده کنيد تا به حق خود برسيد، در اسلام هم به اين نکته توجه شده است". محمد علي دادخواه عضو ديگر کانون مدافعان حقوق بشر که در اين ديدار حضور داشت نيز گفت:" شما يک سري حقوق مسلم ، فطري و بنيادين داريد که به آنها حقوق بشر مي گويند ، تحصيل از جمله همين حقوق فطري شما است. دانشگاه حق مکتسب است و اين با اينکه غير قانوني به شما اجازه ورود به دانشگاه نمي دهند و جلوي اين حق را گرفتند منافات دارد. اگر قانوني بود کتبي اعلام مي کردند به اين دليل اجازه ورود نمي دهيم اما غير قانونيست که گريز مي کنند. " در اين ديدار چند تن از اعضاي کميته در سخناني به تشريح روند وارد آوردن فشار به دانشجويان و اساتيد و شدت گرفتن اين فشار در دوره رياست جديد دانشگاه علامه ، لغو کانون هاي فرهنگي و سياسي و علمي در دانشگاه ، توقيف شدن مجوز نشريات و ندادن مجوز جديد به افراد متقاضي ، احضار هاي مکرر دانشجويان به کميته انضباطي ، حراستي شدن فضاي دانشگاه ، تحريک دانشجويان به خشونت ،پر داختند. سپس يکي از اعضاي کميته از نقض غيرعادلانه حقوق خود سخن گفت و اينکه "ابلاغ بعد از تاريخ دعوت و تشکيل جلسه به دست فرد رسيده و بدون حضور فرد در مواردي جلسه تشکيل شده و عناوين و اتهاماتي به افراد گفته مي شود که مصاديقش وجود ندارد و يا اتهاماتي که جزء جرايم عمومي است به افراد گفته شده است. احکام حکم محرمانه دارند. روند تفهيم اتهام همراه با توهين و تحقير دانشجويان است . نه حق دفاع به دانشجو داده مي شود و نه تفهيم اتهام رعايت مي شود". در همين زمينه يکي ديگر از اعضاي کميته پيگيري وضعيت دانشجويان محروم از تحصيل به بي سابقه بودن اين قضايا اشاره کرد و گفت: "روند حکم ها 40 برابر شده است. در زمان رياست قبلي دانشگاه علامه ، هيچ حکم سياسي نداشتيم فقط 1 احضار بوده است اما الان براي 27 نفر که احضار شده اند حکم 40 ترم تعليق آمده است و از رييس دانشگاه مي خواهيم توضيح دهند اما ايشان وقت نمي دهند!" لازم به ذکر است دانشجويان تعليق شده از تحصيل دانشگاه علامه که در پي اعتراضات دانشجويي بهار گذشته در اين دانشگاه از تحصيل محروم شده اند با تشکيل اين کميته اي قصد پيگيري وضعيت خود را دارند. اعضاي اين کميته ديروز با صدور بيانيه رسما آغاز بکار خود را اعلام کرد. در بيانيه آغاز بکار اين کميته که در مطلع آن به ماده 26 اعلاميه جهاني حقوق بشر – "هر کس حق دارد از آموزش بهره مند شود" – اشاره شده آمده است: "حق آموزش و تحصيل از جمله حقوق اساسي بشر و در زمره ي مهمترين حقوق شهروندي است که در تمامي اسناد مهم حقوق بشري از اعلاميه ي جهاني گرفته تا ميثاقهاي مربوط به آن،که به تاييد دولت ايران نيز رسيده است از آن ياد شده است". اين بيانيه يادآور مي شود:" قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز به عنوان متني که حدود و ثغور و اختيارات و تکاليف قانوني قواي حکومتي بر اساس آن تعريف مي شود، در بند سوم از اصل سوم خود «آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه، در تمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالي» را از وظايف اصلي دولت جمهوري اسلامي خوانده است. اصل سي ام قانون اساسي نيز به نحو صريحي وظيفه ي دولت در تامين حق آموزش براي همه را متذکر مي شود. مع الاسف تا امروز موارد بسياري بوده است که «حق آموزش» افراد بدون توجه به اصول اوليه ي حقوقي و به طور غير قانوني، نقض و سلب شده است." کميته تازه تاسيس جمعي از ممنوع التحصيل شدگان در ادامه بيانيه خود مي نويسند:" يکي از بارزترين موارد نقض حق آموزش صدور احکام «تعليق از تحصيل» به وسيله ي کميته هاي انضباطي براي دانشجويان است . امروزه کمتر فعال دانشجويي را مي توان يافت که طعم تلخ محروميت از تحصيل را تحت عناوين مختلف سه ستاره، اخراجي يا تعليقي نچشيده باشد. متاسفانه اين احکام محروميت از تحصيل نه مطابق قانون که بر اساس سلايق تنگ سياسي صادر مي شود." بيانيه ضمن سياسي ، غيرقانوني و غير حقوقي دانست احکام صادر شده براي دانشجويان دانشجويان ادامه مي دهد:" دانشجويان دانشگاه علامه در حالي به دلايل عقيدتي و سياسي و صنفي از تحصيل محروم مي شوند که بنا بر نص صريح اصل بيست و سوم قانون اساسي « تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ کس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد» اين در حالي است که دانشجويان محروم از تحصيل هر گز از مدار مسالمت و قانون خارج نشده اند و جز تمکين رييس و کادر مديريت دانشگاه در برابر قانون، خواست ديگري نداشته و ندارند. با اين حال کميته ي انضباطي دانشگاه علامه در يک روند نا عادلانه که حداقل حق دفاع و بديهي ترين اصول دادرسي عادلانه نيز درآن رعايت نشده است اقدام به صدور حکم محروميت از تحصيل براي نزديک به ۳۰ نفر از فعا لين دانشجويي دانشگاه علامه کرده است. " در بيانيه اين کميته با انتقاد از مسئولين دانشگاه آمده است: "متاسفانه مديريت، حراست و دبير و رييس کميته ي انضباطي دانشگاه، نه تنها نقض آشکار قانون را به رويه ي معمول خود تبديل کرده اند، بلکه استناد دانشجويان به قانون اساسي را نيز بر ن