تبليغاتX
همين جوري

مرتضوی: هنوز شکنجه نکرده ایم که بفهمید شکنجه یعنی چه!

خبرنامه امیرکبیر: سعید مرتضوی، دادستان کل استان تهران، صبح امروز یکشنبه ۲۸ مردادماه ۸۶، طی تماس تلفنی با خانواده احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی، سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر، ایشان را به دفتر خود دعوت کرد.

پس از حضور سه خانواده در دفتر مرتضوی، وی با لحنی عصبانی و تحکم آمیز به ایشان گفت: بارها به شما هشدار دادیم که جایی صحبت نکنید، مصاحبه نکنید، اخبار آن داخل (بند ۲۰۹) را بیرون انتشار ندهید، با کسی ملاقات نکنید، اما شما باز کار خودتان را کردید. حالا هم دوباره بچه هایتان را منتقل کرده ام به انفرادی و تا رویه تان را عوض نکنید از ملاقات و تماس تلفنی هم خبری نیست.

مرتضوی در پاسخ به اعتراض خانواده ها که به او متذکر شدند که فرزندان ما گناهی ندارند و تحت شکنجه از آن ها اعتراف گرفته شده، گفت: چه کسی گفته آن ها شکنجه شده اند؟ من باید تشخیص بدهم که شکنجه شدند، که می گویم شکنجه نشده اند. ما هنوز شکنجه نکرده ایم که بفهمید شکنجه یعنی چه! تحت فشار هم اعتراف نکرده اند. نشریات موهن کار همین سه نفر بوده و تا ندامتنامه ننویسند از آزادی هم خبری نیست.

مرتضوی در پاسخ به سوال خانواده ها که پرسیدند «پس دستور قوه قضاییه چه می شود؟!» گفت: دستور قوه قضاییه به من مربوط است نه به شما. از این به بعد هم حق دیدار با هیچ کس را ندارید. نه مقام سیاسی و نه مقامات مسئول. فقط باید رویه تان را عوض کنید تا دوباره اجازه ملاقات و تماس تلفنی بدهم. فرزندانتان هم باید ندامتنامه بنویسند تا آزاد شوند، همین!

در پی این اقدام سعید مرتضوی خانواده این سه دانشجوی شکنجه شده دانشگاه امیرکبیر که به امید دریافت خبر آزادی فرزندانشان به دفتر دادستانی مراجعه کرده بودند با چشمانی اشکبار دفتر مرتضوی را ترک کردند. به نظر می رسد احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری، سه دانشجوی شکنجه شده دانشگاه امیرکبیر، قربانی نزاع های دو جناح تندرو و متعدل داخل قوه قضاییه شده اند.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 18:55 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سانسور سخنان سرکرده حزب الله برای جلوگيری از خشم مردم لبنان

به گزارش سایت حکومتی عصر ایران، یک روزنامه اسرائیلی نوشت تلویزیون جمهوری اسلامی برای جلوگیری از برانگیختن حساسیت لبنانیها، بخش هایی از سخنان حسن نصرالله، سرکرده تروریستهای حزب الله لبنان را حذف کرده است.

روزنامه "یدیعوت آحارنوت" نوشت بخش هایی از مصاحبه حسن نصرالله با تلویزیون جمهوری اسلامی برای جلوگیری از خشم و غضب لبنانیها سانسور شده است.

به نوشته این روزنامه، سرکرده حزب الله لبنان در این مصاحبه گفته بود حاضریم قطعه قطعه شویم تا جمهوری اسلامی عزیز بماند. من یک سرباز کوچک امام خامنه ای هستم. جوانان حزب الله به نمایندگی از امام خمینی می جنگند.

یدیعوت آحارنوت نوشت نصر الله در این مصاحبه تایید می کند که وی خدمتگزار (مزدور) خامنه ای است و نیروهای تحت امر او تابستان گذشته برای جمهوری اسلامی می جنگیدند.

از سوی دیگر مخالفان نصرالله در داخل لبنان از مدت ها پیش بر وفاداری وی به رژیم تهران تاکید کرده اند و اینکه لبنان، اولویت اول او محسوب نمی شود.

ولید جنبلاط رهبر دروزیهای لبنان روز گذشته در مصاحبه با رادیو مونت کارلو گفت نصرالله در لبنان از منافع جمهوری اسلامی دفاع می کند.

****

گزارش مشروح سایت فارسی وزارت امور خارجه اسرائیل در همین رابطه
https://hamdami.com/MFAFA

جمهوری اسلامی ایران سخنان نصرالله را در مورد سرسپردگی نسبت به رژیم سانسور کرد


مقایسه بین متن اصلی مصاحبه گزارشگر تلویزیون دولتی ایران با شیخ حسن نصرالله به زبان عربی از تلویزیون المنار در بیروت ، با آن چه که در ایران پخش شد نشان می دهد که حکومت ایران حتی سخنان فردی را که عامل دست آن رژیم است مورد سانسور قرار داد تا به منافع سیاسی آن در رابطه با کشورهای دیگر آسیبی وارد نشود.

نصرالله در این مصاحبه تلویزیونی، که به مناسبت سالگرد "پیروزی" حزب الله بر اسرائیل در جنگ سال گذشته انجام شد، مراتب سپاس خود را از آیت الله علی خامنه ای و محمود احمدی نژاد و "همه خواهران و برادران در ایران" به لحنی بسیار گرم بیان داشت که این سخنان نشان آشکار نقش مستقیم حکومت ایران در جنگ سال گذشته لبنان بود. نصرالله در این بخش از سخنان خود صریحا اعتراف کرد که یک عامل و دست نشانده حکومت ایران است و دستورات تهران را اجرا می کند.

بیژن نوباوه گزارشگر تلویزیون دولتی ایران که این مصاحبه را انجام داد، به سانسور بخشی از سخنان نصرالله اعتراف کرد و گفت: دبیرکل حزب الله در این بخش از سخنان خود گفت: ما حاضریم پاره پاره شویم و هزاران تکه گردیم تا ایران عزیز بماند. زیرا اگر ایران عزیز بماند ما هم عزیزخواهیم ماند. من سرباز حقیر امام خمینی هستم. جوانان حزب الله به نام امام خمینی جنگیدند و از امام حسین یاری جستند و تبرکات خود را بر مردم ایران نثار کردند.

علت آن که تلویزیون دولتی ایران این سخنان را سانسور کرد آن بود که نصرالله در آن صریحا اعتراف می کند که یک عامل و دست نشانده حکومت ایران است که نه به خاطر عظمت وطن خویش لبنان، بلکه در راه حکومت ایران عمل می کند. نصرالله با این سخنان عملا اعتراف می کند که این جنگ، جنگ ملت لبنان نبود، بلکه جنگ رژیم ایران بود و او دستورات ایران را در لبنان اجرا می کند و اقداماتش برای تامین منافع حکومت ایران است.

البته این نخستین بار نیست که سران حزب الله لبنان اعتراف می کنند که از حکومت ایران دستور می گیرند. شیخ نعیم قاسم که از یاران نزدیک نصرالله محسوب می شود نیز پیشتر گفته بود همه عملیات حزب الله علیه اسرائیل با دستور و اجازه ای که از پیش از جانب ایران صادر می شود انجام می گیرد.

نصرالله در سخنان خود در روزهائی که جنگ آغاز گردید، و حتی در ماههای پس از آن و در سخنرانی به مناسبت نخستین سال جنگ ادعا کرد که او یک میهن پرست لبنانی است و هرگز منافع لبنان را فدای دیگران نکرده است. او بارها در برابر اتهامات دائر براین که یک عامل و دست نشانده یک حکومت خارجی است، گفته بود: حتی برای یک بار نشان دهید که ما برای دیگران و علیه لبنان اقدام کرده ایم.

در این میان رسانه های همگانی حکومت ایران نسبت به تهدیدهای اخیر نصرالله علیه اسرائیل که گفته بود امکان غافلگیر کننده عظیمی علیه اسرائیل در اختیار دارد همچنان به سکوت ادامه می دهند.

نصرالله در آخرین سخنرانی خود به مناسبت "سالگرد پیروزی" که از مخفیگاه ایراد کرد، ولی در میدان بزرگ بیروت با حضور صدها هزار نفر نمایش داده شد، گفت: اگر اسرائیل دوباره در صدد حمله به ما برآید، امکان بسیار بسیار غافلگیر کننده عظیمی در اختیار داریم که به کار خواهیم برد.

تحلیلگران نظامی می گویند که این سخنان به مفهوم آن نیست که حزب الله موشکهای جدیدی از ایران دریافت کرده که سراسر اسرائیل را در تیررس خود دارد. زیرا چنین مطلبی را او پیشتر نیز اعلام داشته بود و آن "سورپریز بزرگ" نمی تواند این موشکها باشد.

برخی روزنامه های عربی حدس زدند که ممکن است ایران اخیرا بمبهای شیمیائی و میکربی در اختیار حزب الله قرار داده باشد و منظور نصرالله چنین بمبهائی بوده است.

حکومت ایران گرچه خود در دوران جنگ با عراق به داشتن این گونه سلاحهای ممنوعه اعتراف کرد، ولی هرگز آن را در میدان جنگ به کار نیانداخت و آیت الله خمینی نیز بارها گفت این گونه سلاحها در اسلام حرام است.

اگر حزب الله واقعا به چنین سلاحهای کشتار همگانی مجهز شده باشد و اگر روزی در صدد استفاده از آن برآید، نه تنها ادامه موجودیت خود را با خطر جدی روبرو خواهد ساخت، بلکه حکومت ایران را نیز در موقعیت بسیار دشواری قرار خواهد داد.

در سالگرد جنگ، حزب الله لبنان یک بازی کامپیوتری به بازار فرستاد که در ایران طراحی و تولید شده و هدف از آن مغزشوئی نوجوانان و کودکان لبنانی است. در این بازی، افراد حزب الله سربازان اسرائیلی را می ربایند و تانکهای اسرائیلی را هدف راکت قرار می دهند و در جنگ پیروز می شوند.

حزب الله لبنان، به دستور حکومت ایران، از همه امکانات تبلیغاتی برای کشاندن مردم لبنان (و به ویژه شیعیان آن کشور) به جنگ فاجعه آمیز علیه اسرائیل بهره کشی می کند که نتیجه آن ممکن است مصیبت بار باشد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 18:53 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گزارش تصویری از جزیره مصنوعی کارگزاران رژیم در خوزستان

بهشت مصنوعی مسئولان استان خوزستان!

و این هم بهشت مردم محروم خوزستان در رژیم اسلامی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 18:52 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ملامحمد عمر فرمانده طالبان در نخستين پيام رسمي به مردم افغانستان؛
عليه اشغالگران متحد شويد
گروه بين الملل؛ ملامحمد عمر رهبر طالبان در پيامي که به مناسبت هشتادوهشتمين سالگرد استقلال افغانستان از انگليس صادر کرد از مردم افغانستان خواست تا در کنار طالبان به مبارزه با اشغالگران کشورشان بپردازند. در اين پيام که نسخه يي از دست خط و امضاي ملا عمر هم به ضميمه آن به خبرگزاري ها ارسال شده، آمده است؛«دشمنان دين اسلام و استقلال افغانستان به بهانه برقراري دموکراسي و آزادي به کشورمان حمله کردند و حال قصد دارند در بحران به وجود آمده که خودشان عامل اصلي ايجاد آن بودند از آب گل آلود ماهي بگيرند. آنها مي خواهند بيشترين سوء استفاده ها را از وضعيت نابسامان افغانستان داشته باشند.سهل انگاري و بي توجهي کافي است. بايد بيدار شده و هوشيار باشيم. بايد اختلافات نژادي، مذهبي و فکري خود را کنار گذاشته و در برابر دشمن مشترک خود متحد و يکپارچه شويم. اين اطمينان را دارم که نظاميان طالبان قادرند پنجاه هزار نيروي نظامي امريکا و ناتو که در افغانستان مستقر هستند را با شکست روبه رو کنند.»اين نخستين باري است که ملامحمد عمر رهبر طالبان پيام خود را بدون واسطه به طور مستقيم ارسال مي کند. پيش از اين اکثر پيام هاي رهبر طالبان توسط احمد متوکل وزير خارجه طالبان و يا سخنگوي اين گروه قرائت مي شد. البته اين بار نسخه يي از دست خط و امضاي رهبر طالبان در اختيار الجزيره قرار گرفته است.

کارنامه سياسي

ملامحمد عمر در سال 1959 در نوده در نزديکي شهر قندهار به دنيا آمد. ملاعمر که از نژاد پشتون و عضو قبيله هوتک است قبل از به دنيا آمدن خود پدرش را از دست داد و مسووليت نگهداري خانواده اش بر دوش او افتاد. ملاعمر در دوران جواني خود با اسامه بن لادن آشنا شد. اين دو در جريان اشغال افغانستان توسط ارتش شوروي طي سال هاي 1979 تا 1989 در کنار هم با اشغالگران جنگيدند. ملاعمر که در آن سال ها عضو حرکت انقلاب اسلامي افغانستان بود پس از خروج نيروهاي شوروي از افغانستان و پايان اشغال کشورشان به مبارزه با حکومت نجيب الله پرداخت. طي سال هاي مبارزه جراحت هاي زيادي به ملاعمر وارد شد که مهم ترين آن از بين رفتن چشم راستش در جريان يک انفجار بود.از سال 92 ملاعمر به تحصيل در حوزه ها و مدارس اسلامي در شهر مرزي کويته پاکستان پرداخت و توانست در روستايي در نزديکي قندهار در جنوب افغانستان به عنوان ملا و روحاني مورد توجه ساکنان قرار گيرد.پس از سقوط حکومت کمونيستي نجيب الله در سال 92 افغانستان درگير جنگ داخلي شد و گروه ها و نژادهاي مختلف براي کنترل و رهبري افغانستان با هم به مبارزه پرداختند. ملاعمر هم بيکار ننشست و رهبري گروهي به نام طالبان (طلبه ها) را در دست گرفت. اعضاي اين گروه هم طلبه هاي مدارس اسلامي و حوزه هاي داخل افغانستان و کمپ هاي مهاجران افغان در نزديکي مرز پاکستان بودند.در اوايل سال 94 ملاعمر که آن زمان رهبري 30 مرد مسلح را بر عهده داشت، توانست دو دختر را که توسط ماموران محلي به گروگان گرفته شده و مورد تجاوز قرار گرفته بودند آزاد کند. گروه طالبان طي سال 94 رشد قابل ملاحظه يي داشت و توانست اعضاي بسياري را از مدارس اسلامي جذب خود کند. در نوامبر سال 94 جنبش ملاعمر توانست کنترل ولايت قندهار را در اختيار بگيرد و يک سال بعد هم ولايت هرات را تصرف کرد.

در آوريل 96 هواداران ملاعمر و اعضاي طالبان لقب «اميرالمومنين» را براي رهبر خود برگزيدند. هنوز سال 96 به پايان نرسيده بود که ملاعمر و پيروانش توانستند کابل پايتخت افغانستان را به اشغال خود

در آورند.

حکمراني

حکومتي که پس از آن و تا سال 2001 ملاعمر رهبري آن را برعهده داشت قوانين بسيار شديد مذهبي را در سراسر خاک افغانستان به اجرا گذاشته بود و بيشترين محدوديت ها را هم براي زنان ايجاد مي کرد.طبق قوانين شريعت طالبان که تمام اعضاي آن سني و پشتون بودند زنان تنها اجازه داشتند در رشته هاي پرستاري فعاليت کنند آن هم در صورتي که بيماران آنها زن باشند. زنان حق نداشتند تحصيلات عاليه داشته باشند. آنها در صورتي مي توانستند از خانه خارج شوند که تمام اعضاي بدن آنها کاملاً پوشيده باشد.ملاعمر در اکتبر 97 نام کشورش را به «امارات اسلامي افغانستان» تغيير داد. او همچنين قندهار را به عنوان محل اقامت خود برگزيد و طي حکومت 5 ساله طالبان بر افغانستان تنها دو بار به کابل پايتخت قديمي و پرسابقه افغانستان سفر کرد.پس از حمله امريکا و ناتو به افغانستان و سقوط طالبان ملاعمر رهبري طالبان را به صورت پنهاني ادامه داد. طي شش سالي که از سقوط طالبان و ورود نيروهاي ائتلاف به افغانستان مي گذرد شايعات و خبرهاي مختلفي در مورد ملاعمر و زندگي اش منتشر شده است.برخي اخبار حاکي از آن است که او در جريان يکي از حملات امريکا به پايگاه هاي طالبان در مرز ميان پاکستان و افغانستان يک دست و يک پايش را از دست داده است. گفته مي شود او در مناطق پشتون افغانستان و يا پاکستان زندگي مي کند و دولت امريکا نيز مبلغ ده ميليون دلار جايزه براي هر فردي که اطلاعات قابل استنادي از رهبر طالبان داشته باشد در نظر گرفته است. روزنامه هاي پاکستاني در جريان درگيري هاي ميان پشتون هاي ولايت وزيرستان و دولت پاکستان از دخالت ملاعمر براي پايان دادن به اين بحران خبر دادند. آخرين خبري هم که از رهبر چهل و هشت ساله طالبان منتشر شده توسط محمد حنيف سخنگوي طالبان که در ژانويه امسال دستگير شد به مطبوعات و رسانه هاي جهان راه پيدا کرد. حنيف در بازجويي هاي خود گفت که رهبر طالبان تحت محافظت ماموران امنيت داخلي پاکستان در شهر کويته به سر مي برد. نکته جالب اين بود که اين نکته را يک سال قبل حامد کرزي رئيس جمهور افغانستان نيز عنوان کرده بود که با تکذيب طالبان و دولتمردان پاکستاني روبه رو شده بود. ملاعمر رابطه بسيار نزديکي هم با اسامه بن لادن رهبر القاعده داشت. بن لادن زماني که طالبان حکومت افغانستان را برعهده داشتند آنها را از نظر مالي و اقتصادي تامين مي کرد. اين دو البته در زندگي خانوادگي نيز روابط نزديکي با هم دارند. ملاعمر يکي از دختران بن لادن را به عنوان همسر خود برگزيده و در مقابل بن لادن هم يکي از دختران ملاعمر را به عنوان همسر چهارم خود انتخاب کرده است. البته طالبان اين اخبار را هميشه تکذيب کرده اند.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 12:32 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نشریه ی شماره ی27 سازمان آزادی زن (پیوست به فرمت پی دی اف)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:43 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه بیست و هفتم امرداد 1386 خورشیدی

هجدهم ماه اوت سال 2007میلادی 

چهارم ماه ایلول سال 5767 عبری

 

 

  فهرست برنامه امروز:

 

برنامه امروز با بخش مشروح خبرها آغاز شد که شامل 38 دقیقه، و دربرگیرنده مهمترین و آخرین خبرهای اسراییل وایران بود. سرخطی از گزارشهای مهم ما را درادامه می خوانید. برای شنیدن مشروح گزارشها به صدای برنامه مراجعه کنید.

تفسیر سیاسی هفته به مدت 15 دقیقه با عنوان "سپاه پاسداران، غول نظامی، سیاسی و اقتصاد ایران" به احتمالات مربوط به قرارگرفتن نام سپاه درفهرست سازمانهای حامی تروریسم اختصاص یافت. متن کامل تفسیر را در ادامه می خوانید.

دقایق پایانی از وقت یک ساعته برنامه امروز به یک بخش خلاصه خبرها اختصاص یافت.

 

  فشرده شماری از مهمترین خبرهای امروز

گزارشهای خبری امروز رادیو اسراییل درباره این موضوعها بود:

·        بررسی اعطای کمک از سوی اسراییل به کشور زلزله زده پرو در امریکای لاتین

·        آخرین جزئیات مربوط به عواقب زلزله پرو

·        ناخرسندی یک مقام ارشد فلسطینی از "نبود مذاکرات جدی با اسراییل برسر موضوعهای اساسی مورد اختلاف"

·        وضع غزه درپی کاهش شدید تولید برق

·        آخرین اخبار از عواقب درگیریهای شبانه روز اخیر میان نیروهای ارتش اسراییل با تروریستها درکرانه باختری وغزه

·        اعلام آمادگی دولت اسراییل برای بخشودگی 120 نفر دیگر از فعالان مسلح فلسطینی

·        قطع آخرین ارتباطات دولت فلسطینی با نیروهای حماس

·        آخرین وضعیت دراردوگاه نهرالبارد درشمال لبنان وادامه درگیریهای ارتش لبنان با تروریستهای "فتح الاسلام"

·        گزارش مشروح ساقط کردن یک فروند هلیکوپتر سپاه پاسداران درارتفاعات "حاج ابراهیم" در پیرانشهرهنگام عملیات علیه نیروهای کرد مسل وکشته شدن 6 عضو سپاه و واکنشهای متضاد رسانه های ایران به آن و نیز واکنش یک مقام سازمان "پژاک" به این اقدام

·        جزئیات ماجرای ربوده شدن یک فروند هواپیمای مسافربری کشور ترکیه از قبرس به آنتالیای ترکیه ودرخواست هواپیماربایان القاعده برای بردن هواپیما به ایران یا سوریه و واکنش شورای عالی امنیت ملی ایران به این امر

·        حالت هرج ومرج درشب گذشته درمنطقه آبدانان دراستان ایلام درپی پرواز یک جسم نورانی ناشناس به مدت 20 دقیقه و هراس مردم

·        ادامه واکنشهای بشدت خشمگینانه فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی وسایر سخنگویان ونمایندگان مجلس به احتمال افزوده شدن نام سپاه به فهرست گروههای تروریستی، ازجمله واکنش رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران، سرلشگر بسیجی حسن فیروز آبادی که "ای امریکای جنایتکار یک حماقت دیگر می کنی" ونیز هشدار شدید او دراین فرصت به مخالفان دولت احمدی نژاد که "هر کس که با دکتر محبوب همراهی نکند ضد رهبری است"!

·        ارزیابی مقامات امریکا درمورد فلج شدن فعالیتهای قرارگاه خاتم الانبیا سپاه پاسداران

·        ارزیابی دیپلماتها درسازمان ملل درمورد احتمال صدور قطعنامه سوم علیه رژیم ایران دریک ماه آینده وارتباط آن با سپاه

·        بررسی این احتمال ازسوی اتحادیه اروپا که دادن ویزای سفر به اروپا برای ایرانیان بسیار دشوارتر از امروز شود

·        سفر پنجشنبه آینده احمدی نژاد به جمهوری آذربایجان بلافاصله پس از سفر وزیر امور استراتژیک اسراییل به آن کشور

·        ادامه تندگوئیهای احمدی نژاد علیه اسراییل واینکه امروز اسراییل را "پرچم شیطان" خواند

·        واکنشهای گسترده مردم ایران به سیاستهای ضد اسراییلی جمهوری اسلامی و حمایتهای دولت تهران از تروریستهای منطقه (واکنشها برگرفته ازروزنامه های امروز تهران)

·        قیمت خودرو درایران بازهم افزایش می یابد

·        بهای بلیطهای هوائی تا 30 درصد هم افزایش یافت

·        دستگیری قاچاقچیان آفریقائی درایران که بین ایران و دوبی پرواز می کرده ومرتب انواع مواد مخدر را می بلعیده اند!!

·        تایید گسترش روی آوردن مردم ایران به مسیحیت

·        گزارشهای مشروحی درباره گسترش هراس بازاریان عمده تهران از تهدیدهای نهادهای جمهوری اسلامی در پی آتش سوزی عظیم چند روز پیش در"سه راه امین حضور" و مطالب امروز روزنامه های تهران دراین باره

·        حمله نیروهای انتظامی درشهر تبریز به خانه ای که جشن عروسی درآن برگزار می شد ودستگیری شماری از نوازندگان یک گروه مشهور "عاشقها" وبازداشت خواننده مشهور آن

 

تفسیر سیاسی هفته

نوشته: منشه امیر

 

سپاه پاسداران، غول نظامی، سیاسی و اقتصادی ایران

 

دولت آمریکا، همانگونه که در مورد عراق در دوران صدام حسین نشان داد، در پرونده سازی برای یک رژیم و یک حکومت، بسیار با شکیبائی و گام به گام عمل می کند- و با اعلام این خبر که واشنگتن قصد دارد سپاه پاسداران حکومت را در لیست تشکلات تروریستی قرار دهد، ایالات متحده مرحله دیگری را برای تکمیل پرونده جرائم رژیم ایران پشت سر می گذارد و روز تعیین سرنوشت نزدیک می شود.

این نخستین بار است که دولت آمریکا نیروهای مسلح یک کشور خارجی را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار می دهد و چنین اقدامی از نظر حقوق بین المللی مفهوم گسترده ای دارد و می تواند بهانه ای نیز برای آغاز یک درگیری مسلحانه باشد.

تروریست خواندن سپاه پاسداران، به مفهوم آن است که فرمانده کل آن (یعنی شخص آیت الله سید علی حسینی خامنه ای) نیز یک تروریست است و از آنجا که آیت الله خامنه ای در صدر جمهوری اسلامی ایران قرار دارد، پس خود رژیم نیز تروریست محسوب می شود- و باید با همین عنوان با آن برخورد کرد.

یک حکومت تروریستی را باید سرکوب کرد و هر گونه سرکوبی، جنبه اقدام نظامی خواهد داشت که ممکن است به جنگ بیانجامد- و این دقیقا همان چیزی است که فرماندهان سپاه پاسداران از مدتها پیش مشتاق رخ دادن آن بوده اند.

فرمانده کل سپاه، سرلشگر پاسدار یحیی رحیم صفوی در واکنش روز پنچشنبه خود نسبت به این تصمیم احتمالی ایالات متحده، با لحن تهدیدآمیزی می گوید: ما به هیچ وجه در مقابل فشارهای آمریکا ساکت نمی نشینیم و از اهرم های فشاری که علیه آنها داریم استفاده خواهیم کرد.

سرلشگر پاسدار رحیم صفوی با این سخنان، عملا تائید می کند که سپاه پاسداران یک نیروی نظامی داخلی ایران نیست که برای حفاظت از مرزهای کشور و دفع تجاوز دشمنان خارجی برپا شده، بلکه تشکلی است که اهرمهای فشار بسیار (در خارج از ایران) در اختیار دارد.

فرمانده کل سپاه، در ادامه سخنان خود عملا اتهامات ایالات متحده را در مورد فتنه انگیزیهای سپاه در عراق، از طریق واحدهای موسوم به سپاه قدس، مورد تائید قرار می دهد و در سخنرانی خود در اصفهان می گوید: ما درک می کنیم که چرا آمریکا از دست سپاه عصبانی است- و می گوید: آنها در ماههای اخیر ضربات زیادی را از سپاه پاسداران متحمل شده اند.

بدین سان، فرمانده کل سپاه از چهره واقعی نیروی زیر فرماندهی خود نقاب را بر می دارد و تائید می کند که این نیروهای مسلح نه تنها در داخل ایران وظیفه سرکوب مردم و حفظ موجودیت رژیم را بعهده دارند، بلکه در افغانستان و عراق و لبنان و نواحی فلسطینی نشین نیز حضور دارند و توطئه می کنند و ترور را دامن می زنند و بر ناآرامیها می افزایند. شاید هدف اصلی همه این تلاشها نیز آن است که آمریکا در باتلاق عراق گرفتار بماند و فرصت نکند سروقت رژیم ایران بیاید.

این تهدید صریح را روز گذشته نیز از زبان امام جمعه موقت تهران حجت الاسلام احمد خاتمی شنیدیم که گفت: آنها بدانند که اگر بخواهند در این عرصه (یعنی تحریم سپاه پاسداران) هم دیوانگی کنند، باتلاقی برای آنها پیدا خواهد شد که رفتن به داخل، با آنهاست، ولی بیرون آمدنش با آنها نیست!

تهدید مشابهی را که یک روز پیش از آن از زبان فرمانده کل سپاه پاسداران شنیدیم که گفت: آمریکا در آینده ضربات سنگین تری از سپاه خواهد خورد و ما به هیچ وجه در مقابل فشارهای آمریکا ساکت نمی نشینیم.

یحیی رحیم صفوی با این سخنان عملا تائید می کند که آن پنج نفر مامورانی که در اربیل عراق بازداشت شدند (و هنوز در زندان به سر می برند) دیپلمات نبودند، بلکه ماموران نیروی قدس سپاه پاسداران بودند- همین گونه، آن دو نفری که در بغداد بازداشت شدند و آن دهها نفری که در نقاط دیگر عراق به دام افتاده اند و آمریکا هنوز صدای آن را درنیاورده است.

سخنان فرمانده کل سپاه پاسداران، در واقع اعتراف به این اتهامات است که سپاه در عراق بعنوان بازوی آشوبگر رژیم، به شیعیان یاری می رساند که سنی بکشند، به سنی ها کمک می کند شیعه بکشند  و به هر دو جناح پول و اسلحه می دهد که سربازان آمریکائی را به قتل برسانند. همین شیوه را سپاه پاسداران در افغانستان نیز اعمال می کند و آمریکائیان و نیروهای ناتو از جزئیات آن به خوبی آگاهی دارند.

در واقع سپاه پاسداران، تنها یک نیروی نظامی نیست، بلکه یک ابرقدرت سیاسی و یک غول اقتصادی در ایران محسوب می شود. یک کشور در کشور، و یک حکومت در حکومت است- و این واقعیت اهمیت تروریست خواندن آن از جانب ایالات متحده و تحریم جهانی آن را آشکارتر می سازد.

در نخستین ماههای آغاز ریاست جمهوری حجت الاسلام محمد خاتمی، سپاه پاسداران صریحا اعلام کرد که خود را مالک و حافظ رژیم ایران می داند و در هرزمینه ای دخالت خواهد کرد تا از لرزان شدن پایه های حکومت جلوگیری کند.

در همان روزها بود که یحیی رحیم صفوی در یک سخنرانی پس از توقیف روزنامه سلام گفت: ما دهانها را می بندیم، زبان ها را می بریم و صدای اعتراض را در گلو خفه می کنیم.

یعنی، سپاه پاسداران پیش از آنکه یک قدرت نظامی برای نگهبانی از رژیم در برابر تعرضات خارجی باشد، در واقع یک قدرت سیاسی داخلی است که می خواهد بر همه امور کلیدی کشور مسلط شود.

پس از آنکه سپاه در دوران هشت ساله ریاست جمهوری محمد خاتمی اهمیت خود را برای رژیم آشکار ساخت، قدرت سیاسی بیش و بیشتری به دست آورد و به چنان غولی مبدل شد که توانست محمود احمدی نژاد را همانند شعبده بازان از کلاه انتخابات بیرون آورد و حتی او را بر قالیباف (که او نیز از افراد سپاه بود و بخت بسیار بیشتر برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری داشت) پیروز گرداند.

امروز از نظر سیاسی، سپاه پاسداران بزرگترین حزب رژیم است که نه فقط احمدی نژاد را به قدرت رساند، بلکه بسیاری از مهره های خود را وارد مجلس کرد و پستهای مهم وزارتی و دولتی به آنان سپرد- و حتی شخص آیت الله خامنه ای نیز ناچار است قدرت آن را در نظر بگیرد- و سپاه را در تصمیمات خود سهیم سازد.

از نظر نظامی، سپاه برتری مطلقی بر ارتش ملی ایران یافته و بیشترین بودجه ها را به خود اختصاص داده است. امروز همه صنایع نظامی ایران در دست سپاه متمرکز است. همه بودجه های تولید موشک و راکت و خمپاره، به سپاه اختصاص یافته و مسلما پروژه عظیم تولید بمب اتمی نیز،  که بودجه های نجومی می طلبد، در انحصار سپاه است.

و اما از نظر اقتصادی، سپاه پاسداران بزرگترین غول مالی ایران و یکی از ثروتمندترین بنیادهای بازرگانی جهان است. سپاه اکنون پرسودترین رشته های بازرگانی و اقتصادی و مالی رژیم را در اختیار خود دارد و هر چه زمان می گذرد، بر قدرت اقتصادی خویش می افزاید و بر رشته های پر سود بیشتری در ایران چنگ می اندازد.

بسباری از رشته های وارداتی و صادراتی ایران در انحصار سپاه است. سپاه نه تنها از طریق بنادر رسمی ایران آزادانه کالای بازرگانی وارد و خارج می کند، بلکه در کرانه های جنوبی ایران و سواحل دریای خزر نیز بنادر خصوصی برپا ساخته که هیچ نظارتی بر آن نیست.

به یاد داریم چگونه سپاه پاسداران دو سال پیش فرودگاه بین المللی خمینی را یک روز پیش از آنکه رسما گشایش یابد، همانند جبهه جنگ دشمن، به اشغال درآورد و موجب شد که قرارداد مدیریت فرودگاه از یک شرکت ترک به فرماندهان سپاه پاسداران انتقال یابد- رشته ای که نه فقط درآمدهای کلان دارد، بلکه دست سپاه پاسداران را در واردات و صادرات کالاهای قاچاق بسیار بازتر می گذارد.

در کدام کشوری یک نیروی نظامی چنین قدرت سیاسی و اقتصادی دارد؟

سپاه پاسداران قرار داد بهره برداری از فاز 15 و 16 حوزه گازی پارس جنوبی را که بزرگترین ذخیره گاز ایران محسوب می شود، به ارزش بیش از دو میلیارد دلار در انحصار خود درآورده است و پروژه احداث خط لوله گاز به پاکستان را با هزینه ای بیش از یک میلیارد و 300 میلیون دلار در انحصار خود گرفته است.

در واقع، دولت هشت ساله حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی بود که برای برخورداری از حمایت سپاه پاسداران، به آن اجازه داد در نقش یک مقاطعه کار اعظم، همه شرکت های مقاطعه کاری خصوصی ایران را لگد مال کند و همه پروژه های بزرگ و پردرآمد اقتصادی کشور را به خود اختصاص دهد.

سپاه پاسداران در داخل ایران، وظیفه سرکوب مردم را به عهده دارد و به صورت یک کارتل اقتصادی پرقدرت و بی رحم عمل می کند و در خارج از ایران با گروههای ترور از حزب الله و حماس و جهاد اسلامی تا القاعدة و طالبان و فدائیان صدام حسین نرد دوستی می بازد و عملا روند قدرت را در ایران به دست دارد.

اعلام تحریم اقتصادی از جانب ایالات متحده علیه چنین بنیادی، حتی اگر دولت های اروپائی حاضر نشوند به آن دست یاری بدهند، مفهوم عمیق نظامی، سیاسی و اقتصادی دارد و یک گام دیگر در راه رویاروئی سرنوشت ساز ایالات متحده با حکومت اسلامی ایران است.

اورشلیم: 18ر 8ر2008

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 16:52 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حمله راکتی گروه های مقاومت به مواضع دشمن صهیونیستی

2007/08/19, 03:34:52 ب.ظGo to full article
گردان های احمد ابو الریش و گروهان های عمرو ابو سته مسئولیت شلیک یک راکت از نوع "عمرو 2" و شلیک دو گلوله خمپاره به پایگاه نظامی کیزوویم را بر عهده گرفتند.

شهادت 32 فلسطینی و زخمی شدن 113 نفر دیگر در ماه گذشته میلادی

2007/08/19, 03:35:03 ب.ظGo to full article
تازه ترین گزارش ها درباره آمار حملات و تجاوزات نظامیان صهیونیست به فلسطینیان در ماه گذشته میلادی نشان می دهد که در این ماه نیروهای صهیونیستی بیش از 2214 مورد حمله، بازداشت، ترور، تخریب اراضی و غیره مرتکب شده اند.

سالیانه 6 هزار جوان صهیونیست به خاطر مشکلات روانی خدمت سربازی را انجام نمی دهند

2007/08/19, 03:34:13 ب.ظGo to full article
بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی ارتش رژیم صهیونیستی، سالیانه 5 تا 6 هزار نفر به خاطر مشکلات روانی خدمت سربازی را انجام نمی دهند. این میزان، یازده درصد کل افراد مشمول است.

گزارش دانشگاه بن گوریون: "اسرائیل" برای بستن مرزهای خود با مصر برنامه ریزی می کند

2007/08/19, 03:34:13 ب.ظGo to full article
بر اساس گزارش دانشگاه صهیونیستی بن گوریون، ارتش "اسرائیل" در حال آماده کردن طرحی برای بستن مرزهای خود با مصر در طی پنج سال آینده است.

اختصاص ده ها میلیون دلار برای تشویق مهاجرت به اراضی اشغالی

2007/08/19, 03:34:13 ب.ظGo to full article
وزارت جذب مهاجران رژیم صهیونیستی، 100 میلیون شیکل ( معادل 24 میلیون دلار) برای تشویق صهیونیست ها به مهاجرت به فلسطین اشغالی اختصاص داده است.

هاآرتص: جمعیت شهرک نشینان یهود در کرانه باختری امسال افزایش یافته است

2007/08/19, 03:34:13 ب.ظGo to full article
جدیدترین گزارش های آماری وزارت کشور رژیم صهیونیستی نشان می دهد که جمعیت شهرک نشینان یهود در کرانه باختری در سال 2007 افزایش چشمگیری داشته است.

تازه ترین نظرسنجی: نتانیاهو نخست وزیر آینده رژیم صهیونیستی خواهد بود

2007/08/19, 03:34:13 ب.ظGo to full article
جدیدترین نظرسنجی در رژیم صهیونیستی نشان می دهد که بنیامین نتانیاهو نامزد حزب لیکود در رقابت بر سر تصاحب پست نخست وزیری از ایهود اولمرت پیشی خواهد گرفت.

کارشناسان نظامی صهیونیست استفاده از "تکنولوژی ضد موشک" را بی فایده دانستند

2007/08/19, 03:34:13 ب.ظGo to full article
کارشناسان نظامی رژیم صهیونیستی دل بستن ایهود باراک به تکنولوژی ضد موشک اقدامی را اشتباه خواندند.

سفیر "اسرائیل" در برلین: وجهه رژیم صهیونیستی در آلمان مخدوش است

2007/08/19, 03:34:13 ب.ظGo to full article
"شیمون اشتاین" سفیر رژیم صهیونیستی در برلین اندکی قبل از پایان مدت فعالیتش، اقرار کرد که وجهه این رژیم در آلمان مخدوش و بد است.

اکثریت صهیونیست ها معتقدند که جنگ با حزب الله دیگر به مسئله ای قطعی مبدل شده است

2007/08/19, 03:34:13 ب.ظGo to full article
روزنامه تایمز در شماره دیروز چهارشنبه (15/8/2007) خود نوشت: بیشتر صهیونیست ها معتقدند که جنگ با حزب الله به مسئله ای قطعی مبدل شده است و امکان دارد که سوریه نیز در این جنگ شرکت داشته باشد.

سازمان ملل: رژیم صهیونیستی در خنثی سازی بمب های خوشه ای همکاری نمی کند

2007/08/19, 03:34:13 ب.ظGo to full article
عدم همکاری رژیم صهیونیستی در روند خنثی سازی بمب های خوشه ای با انتقاد شدید سازمان ملل همراه شد. رژیم مذکور از اعطای نقشه جایگاه هایی که در حمله به آنها از بمب خوشه ای استفاده کرده است، امتناع می ورزد.

بار دیگر سران تل آویو پریشان خاطر شدند

2007/08/19, 03:34:13 ب.ظGo to full article
تهدیدات اخیر سید حسن نصر الله دبیر كل حزب الله لبنان درباره اقدامات غیر منتظره و حملات موشكی مبارزان حزب الله به قلب "اسرائيل" در صورت تجاوز مجدد رژیم صهیونیستی به لبنان سران تل آویو را پریشان خاطر کرد.

روزانه ده ژاپنی به دین اسلام می گروند

2007/08/19, 03:34:12 ب.ظGo to full article
دکتر زکریا زیاد، استاد دانشگاه توکیو، رئیس جامعه مسلمانان ژاپن و رئیس اتحادیه دانش آموزان و دانشجویان مسلمان این کشور اعلام کرد: بر اساس آمارهای موجود، روزانه ده ژاپنی به دین اسلام می گروند.

اخوان المسلمین مصر جاسوسی برای اسراییل را محکوم کرد

2007/08/19, 03:34:12 ب.ظGo to full article
یکی از اعضای فراکسیون گروه " اخوان المسلمین" در پارلمان مصر پدیده افزایش پدیده جاسوسی در کشورش، برای اسراییل را به شدت محکوم کرد.

حزب الله، رژیم صهیونیستی را از حمله مجدد به لبنان منع کرد

2007/08/19, 03:34:12 ب.ظGo to full article
معاون رئیس شورای سیاسی حزب الله لبنان تاکید کرد:سید حسن نصرالله در سخنان اخیر خود با طرح معادله های تازه به منظور ایجاد توازن در قدرت بازدارنده ، رژیم صهیونیستی را از هرگونه حمله جدید به لبنان یا منطقه منع می کند.

عبدالله گل رسما كاندیداتوری‌اش در انتخابات ریاست جمهوری تركیه را اعلام كرد

2007/08/19, 03:34:12 ب.ظGo to full article
وزیر خارجه تركیه امروز (سه‌شنبه) با اعلام رسمی كاندیداتوری‌اش در انتخابات ریاست جمهوری تركیه، به دنبال جلب حمایت مخالفان خود برآمد.

اخوان المسلمین: حاکمان مصر مانع رشد احزاب هستند

2007/08/19, 03:34:12 ب.ظGo to full article
یکی از اعضای فراکسیون اخوان المسلمین درمجلس خلق مصر، حزب حاکم این کشور را مانع احیای حیات سیاسی و فعالیت احزاب دانست.

رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران: فاسدترین انسان ها پرچم اصلاح را در جهان در دست گرفته اند

2007/08/19, 03:34:12 ب.ظGo to full article
حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار مسئولان جمهوری اسلامی و سفرای کشورهای اسلامی در تهران اظهار داشتند: امروز فاسدترین انسان‌ها پرچم اصلاح جهان را در دست گرفته‌اند و قدرت شیطانی و مستکبر امریکا که درصدد تحمیل حکومت مطلقه خود بر همه جوامع بشری است، اسلام را به تروریسم و ارتجاع متهم می‌کند در حالی‌که خود منشا ظلم به ملت‌های مسلمان و مبدأ ترور و فساد و جنگ و خونریزی است.

سوء قصد علیه مسجدی در میلان و زنگ خطر وزارت كشور ایتالیا

2007/08/19, 03:34:12 ب.ظGo to full article
دو عدد كوكتل مولوتف دقایقی پس از نیمه‌شب گذشته به ‌حیاط مسجد"الفبا" واقع در جنوب غربی شهر میلان واقع در شمال ایتالیا پرتاب شد.

اقدامات ضد اسلامی در كشورهای غربی شدت گرفته است

2007/08/19, 03:34:12 ب.ظGo to full article
تعدادی از كشورهای اروپایی طی روزهای گذشته شاهد اقدامات نژادپرستانه‌ی غربی‌ها علیه دین اسلام و مسلمانان بوده‌اند.

یک شخصیت مسلمان معاون رئیس جمهوری هند شد

2007/08/19, 03:34:12 ب.ظGo to full article
"محمد حامد انصاری" یكی از شخصیت‌های برجسته سیاسی مسلمان هند و سفیر پیشین این كشور در سازمان ملل با رای نمایندگان پارلمان هند به عنوان معاون رئیس جمهوری هند برگزیده شد.

چالش بر سر تعیین نماینده جدید سازمان ملل در عراق

2007/08/19, 03:33:44 ب.ظGo to full article
انتخاب نماینده دبیرکل سازمان ملل در عراق پس از تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت به یکی از موضوع های مورد مناقشه درسازمان ملل متحد درامده است.

كمیساریای پناهندگان سازمان ملل: آلمان كنوانسیون ژنو را نقض می‌كند

2007/08/19, 03:33:44 ب.ظGo to full article
كمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل اعلام كرد: دولت آلمان كنوانسیون ژنو و قوانین حقوقی اروپا را در مورد رعایت حقوق پناهندگان ، آشكارا نقض می كند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 15:44 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
2007/08/19, 01:12:41 ب.ظ

ادعاي يك روزنامه كويتي: ورود غيرقانوني ايرانيان به ...

2007/08/19, 01:18:47 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
ايراني‌ها پس از ورود به مرزهاي شرقي در منطقه «الصبيه» كه مركز اصلي توليد انرژي برق كويت است، به لطف كم‌توجهي و عدم حضور نيروهاي پليس كويت به داخل كشور مي‌آيند و نكته مهمتر اينكه با علم به اين موضوع خطر حضور نيروهاي تروريستي در كويت بسيار زياد است.

هلاكت صدها شتر در سعودي با بيماري مرموز

2007/08/19, 01:18:47 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
شاه عربستان قول داده است به افرادي كه شترهايشان را بر اثر اين بيماري از دست داده‌اند، غرامت پرداخت شود.

وزير‌ي هامانه: استعفا ندادم، جابه‌جا شدم

2007/08/19, 01:18:47 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
سرپرست جديد از بهترين دوستان من هستند

بي‌اهميتي به نوجوانان ورزشكار در مشهد

2007/08/19, 01:18:47 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

آتش‌افروزي تازه اشرار در چابهار

2007/08/19, 01:18:47 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
به گفته منابع محلي، بامداد امروز، اشرار در مسير روستاي سنگان به مرز پاكستان، دو نفتكش، سه دستگاه تريلر، يك كاميون و دو خودرو سواري را به آتش كشيدند و چند دستگاه سواري را نيز به همراه رانندگانشان ربوده‌اند.

نورهاي فلورسنت براي جنين مضر است

2007/08/19, 01:18:47 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

هزينه‌هاي ميلياردي براي اعاده حيثيت از مونوريل

2007/08/19, 01:18:47 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
اختصاص سهميه ارزي براي پروژه معلق‌شده مونوريل و وارد كردن تعدادي از واگن‌هاي دست دوم از مالزي، در حالي صورت گرفت كه سهميه ارزي براي خريد واگن‌هاي مترو تهران كه هم‌اكنون روزانه 5 / 1 ميليون مسافر را جابه‌جا مي‌كند و با ازدحام شديد شهروندان روبه‌رو شده، از آغاز دولت نهم تاكنون پرداخت نشده و نیز دیگر تعهدات دولت در تبصره ۱۳ درباره تجهیز ناوگان حمل و نقل درون شهری محقق نشده است.

تاريبو وست به تيم فوتبال پيکان پيوست

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

ماتراتزي بالاخره اعتراف كرد

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

وزراي تازه صنايع و نفت از مجلس مي‌آيند؟!

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
وي در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران ،از كوهكن به عنوان فرد پيشنهادي رئيس جمهور براي وزارت صنايع و معادن از دانشيار رييس كميسيون انرژي و همچنين نادران عضو اين كميسيون به عنوان افراد پيشنهادي احتمالي براي وزارت نفت نام برد و گفت: رييس جمهور قصد دارد با معرفي اين نمايندگان خيلي سريع از مجلس راي اعتماد وزرا را بگيرد.

نقشه محسن و بهزاد

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
ديدني‌هاي روز

پرو باز هم با 9/5 ريشتر لرزيد

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

پخش برنامه‌های BBC در روسيه ممنوع شد

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

ربوده شدن زن آلمانی در کابل

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

تصاوير نخستين المپياد ورزشي ايرانيان

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

دبير فدراسيون كوهنوردي استعفا كرد

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

تصاوير نخستين المپياد ورزشي ايرانيان

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

فوتبال دليل جذب ايراني‌هاست!

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
گزارشی درباره‌ي حضور پرتعداد بازيكنان ايراني در ليگ امارات

ديدار آزادشدگان تحكيم وحدت با هادي خامنه‌اي

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
خامنه‌اي گفت: فرزندان شما عضوي از جريان عظيمي هستند كه به نام جريان اصلاحات با انديشه‌اي متفاوت با برخي انديشه‌هاي حاكم { تلاش مي‌كنند} و برخي از مشكلات، بهايي است كه بايد بپردازيم و مي‌پردازيم. سهم اين عزيزان زندان است،‌ سهم عده‌اي ديگر محروميت‌ها

ترميناتور 4 در عسلويه، نابودي رونق در قطب صنعت ايران

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
منطقه‌‏اي که در خيابان‌هاي آن ترافيک بود، اکنون پرنده پر نمي‌زند؛ جايي که گاهي کارگر براي کار پيدا نمي‌شد، اکنون ‏چيزي به عنوان کار وجود ندارد و همه پروژه‌ها خوابيده‌اند و همه از اينجا رفته‌اند، ولي جالب است کسي حتي ‏به فکر برداشت‌هاي سنگين قطر از حوزه مشترک بين ايران و قطر نيست.

هويت ربايندگان هواپيماي تركيه مشخص شد

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
يكي از ربايندگان "محمد رضت اوزلو" نام دارد كه تبعه تركيه است و ديگري داراي گذرنامه سوريه بود كه به احتمال قوي فلسطيني‌الاصل است.

حمايت صريح آيت‌الله مهدوي‌كني از فراگيرتر شدن ...

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
وي درباره اين‌كه برخي از گروه‌هاي اصولگرا مي‌گويند كه جبهه متحد اصولگرايان بايد از جامعيت بيشتري برخوردار باشد نيز گفت: حق با آن‌هاست، بايد جامعيت اين جبهه بيشتر شود و در اين جبهه تنگ نظري وجودنداشته باشد.

انتشار خاطرات، كاسبي تازه بلر

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
بلر وكيل آمريكايي را كه به عنوان دلال كتاب خاطرات بيل كلينتون فعاليت مي‌كرده به عنوان واسطه‌ معامله‌ چند ميليون دلاري چاپ كتاب خاطرات‌اش استخدام كرد.

لژيونر ايراني در آلمان ناپديد شد

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
تيم فوتبال شارجه در پايان اردوي سه هفته اي تداركاتي و پس از انجام چهار بازي دوستانه روز جمعه به امارات بازگشت اما چهار ساعت پيش از پرواز شجاعي بدون اطلاع مسئولان باشگاه همراه با لوازم شخصي و گذرنامه خودش اردوي تيم را ترك كرد.

كناره‌گيري يكي از فعالان مبارزه با مفاسد اقتصادي از ...

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
وي اقدام به تأسيس مؤسسه حسابرسي «مفيد راهبر» كرد كه حسابرسي مؤسسات وابسته به دفتر رهبر انقلاب را بر عهده دارد و از عناصر معتمد رهبر انقلاب در سلامت و مبارزه جدي با مفاسد اقتصادي به شمار رفته و پيگيري‌هاي متعددي را براي تحقق فرمان مبارزه با مفاسد رهبر انقلاب در شش سال گذشته انجام داده بود.

هشدار يک نماينده درباره پايان‌نامه‌هاي تقلبي

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
متاسفانه اين آسيبي که پايان‌نامه‌هاي پزشکي را تهديد مي‌کند، بيشتر در پايان‌نامه رشته پزشکي عمومي و رشته‌هاي علوم پايه خود را بروز مي‌دهد؛ چراکه در رشته‌ها و مقاطع تخصصي و فوق تخصصي اين مشکل کمتر وجود دارد زيرا هم‌اکنون اعتبار مقالات منتشره از پايان‌نامه مدنظر قرار دارد.

‌شهرام ناظری‌ در لوس‌آنجلس

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

فحاشي تازه تروريست‌ها به «بازتاب»

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
در پي انتشار فهرستي از جنايات تروريست‌هاي سلفي که طي يک و نيم ساله ده‌ها تن از مردم بيگناه شيعه و سني و بلوچ و سيستاني را به خاک و خون کشيدند، رسانه تروريست‌ها که به لطف مسئولان فيلترينگ قابل دستيابي است، همنوا با برخي انقلابي‌نماها موجي از ناسزاها را نثار بازتاب کرد.

توقيف 3ماهه خودروهاي مزاحم كاروانهاي عروس

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
رئيس پليس مبارزه با مفاسد اجتماعي تهران با اشاره به انتقال 12 هزار زن بدحجاب به مقر پليس تهران از ابتداي طرح گفت: فقط پرونده 150 نفر به مرجع قضايي ارسال شده است.

اهانت بي‌سابقه مقامات و روزنامه‌هاي دولت به ...

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
يكي از ديگر روزنامه‌هاي حامي دولت، در يادداشت اهانت‌آميزي نوشت: هر كس جاي شما بود فرافكني مي‌كرد؛ بهترين دفاع، حمله است. به جاي آن‌كه سر و ساماني به وضعيت ويرانه‌اي كه امروز نام ويرانه را هم به زحمت مي‌توان بر آن نهاد بپردازيد، درخصوص تغيير وزرا اظهارنظر مي‌كنيد. بحث، بايد عوض شود. بار اولتان نيست.

احسان حدادي در مكان سوم بهترين های دنيا

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
در اين رده‌بندي كه حدادي در بهترين رده‌ي تاريخ ورزشي‌اش قرار گرفته، با 1251 امتياز در مكان سوم دنيا قرار دارد. احسان حدادي پيش از اين در مكان چهارم قرار داشت.

شناسايي مناطق يادماني آذربايجان غربي

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

نخستين پارك مخصوص جانبازان در تهران

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

تاريبو وست مدافع اينترميلان در تهران

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

مهدوی‌کيا و ايناموتو ستون‌هاي تيم

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
در حاشيه تازه واردهای اينتراخت فرانکفورت

راگبي ايران در پاكستان شگفتي آفريد

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

سخنگوی کاخ‌سفيد استعفا کرد

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

كروبي و بازخواني حج خونين پس از ۱۹سال

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
وی در مورد تحلیل و عملکرد سعودی ها در ماجرای جمعه خونین مکه گفت:عربستان مسلما می خواست چنان حادثه ای پیش بیاید، ولی می خواست که جلوی این حرکت را از اصل بگیرد، چون سعودی ها احساس کرده بودند که از این حرکت استقبال شده است،در اولین مراسم برائت از مشرکین، فقط ایرانی ها بودند، اما در سالهای بعد و به خصوص همین سال 1366 مردم خود مکه و ملیت های دیگر مسلمان به مراسم می آمدند

پرواز بمب‌افکن‌هاي استراتژيک روس پس از 15سال

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
رئيس‌جمهور روسيه اعلام کرد، به دليل تهديدهاي خارجي عليه اين کشور، مسکو عمليات گشت‌زني بمب‌افکن‌هاي استراتژيک در طول مرزهايش را پس از 15 سال از سر خواهد گرفت.

پيشنهاد نامزد رياست‌جمهوري آمريكا براي رابطه با ...

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
ادواردز نوشته است: ما بايد به جاي تقابل و تهديد به اقدام نظامي، روند و همكاري مفيدي را با طرف خود پديد آورده، تلاش كنيم احمدي‌نژاد را از نيروهاي ميانه‌‌رو در اين كشور جدا كنيم و در عين حال تحركات اقتصادي را براي فشار بر دولت احمدي‌نژاد جدي‌تر كنيم، براي همين، نياز به رابطه مستقيم با ايران داريم كه نه هديه است و نه امتياز.

تخريب وزراي بركنارشده به وسيله حاميان دولت و تركيدن ...

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
اقدامات حاميان دولت در تخريب وزراي صنايع و نفت در حالي صورت گرفت كه بخش خبري 20:30 نيز كه توسط عناصر مرتبط كميته تبليغاتي حاميان دولت اداره مي‌شود، به طور وقيحانه و غيرحرفه‌اي با قرائت گزينشي استعفاي طهماسبي القا كرد كه علت اصلي استعفا، پافشاري بر گراني كالاهاي وزارت صنايع بوده است!

هواپيماربايي مشكوك براي تشديد بحران امنيتي ايران

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
يک هواپيما در مسير قبرس به ترکيه (آنتاليا) ربوده شد و اين هواپيما اکنون در فرودگاه آنتاليا در باند فرودگاه قرار دارد و دو هواپيمارباي اين هواپيما درخواست پرواز به سوي سوريه يا ايران کرده‌اند. يك مسافر زن گفت: آنها به مهمانداران اجازه داه‌اند به مسافران آب بدهند و مسافر ديگري خبر داد كه آنها در هواپيما اعلام كرده‌اند، ما مسلمانيم و ما قصد آسيب به شما را نداريم.

اينترپل حکم جلب دختر صدام را صادركرد

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
رغد صدام حسین که در سال 2003 در پی حمله تحت رهبری آمریکا به عراق از اين كشور گریخت، به تروریسم و سایر جرایم متهم است.

سفر احمدی‌نژاد به جمهوری آذربايجان؟

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

احتمال تصويب قطعنامه سوم تحريم ايران در سپتامبر

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
پنج ماه بعد از تصويب دومين قطعنامه تحريم ايران، سه عضو از پنج عضو ثابت شورای امنيت – کشورهای آمريکا، فرانسه و بريتانيا – خواهان تصويب قطعنامه تازه با هدف افزايش فشارها بر جمهوری اسلامی هستند.اما چين و روسيه در زمينه تحريم ايران، «با احتياط» برخورد می کنند.

آشوبي:قطبي و استيلي هماهنگ هستند

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

ميثاقيان:اين راه آهن واقعی بود

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article

ارشاد:۴۰درصد جهتگيري منفي مطبوعات عليه دولت

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌هاي وزارت ارشاد اقدام به تحليل محتوي روزنامه‌هاي سراسري بهار 1386 توسط جعفر نجفي‌چهر كرده است كه بر اساس نتايج حاصل از آن، دولت و مسئولان اجرايي با‌ 8/41 درصد از بيش‌ترين جهت‌گيري منفي روزنامه‌ها برخوردار بوده‌اند.

آغازی خوب برای ليگ برتر فوتبال

2007/08/18, 10:01:40 ب.ظ | info@baztab.comGo to full article
سرانجام پس از چند ماه تعطیلی فصل جدید لیگ برتر فوتبال ایران آغاز شد تا این بار 18 تیم جدال خود را برای کسب عنوان قهرمانی آغاز کنند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 15:31 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
2007/08/19, 07:26:16 ق.ظ

هشدار جهاني در مورد محيط زيست ايران

2007/08/19, 07:26:47 ق.ظGo to full article
حميد احدي در حالي که فاجعه زيست محيطي بختگان نواحي فارس و جنوب غربي کشور را در خطر انداخته و مراجع بين المللي نگران تکرار فاجعه هائي شده اند که در سال هاي آخر اتحاد جماهير شوروي بر سر جمهوري هاي اسيائي آورد و از جمله باعث انهدام کامل دومين درياچه جهان شد، گزارش تازه اي از نابودي محيط زيست قشم و چابهار، ابعاد تازه اي به نگراني ها داده است. ahadi.jpg حميد احدي در حالي که فاجعه زيست محيطي بختگان نواحي فارس و جنوب غربي کشور را در خطر انداخته و مراجع بين المللي نگران تکرار فاجعه هائي شده اند که در سال هاي آخر اتحاد جماهير شوروي بر سر جمهوري هاي اسيائي آورد و از جمله باعث انهدام کامل دومين درياچه جهان شد، گزارش تازه اي از نابودي محيط زيست قشم و چابهار، ابعاد تازه اي به نگراني ها داده است. روزنامه حيات نو در آخرين شماره خود نوشته در حالي كه اخيرا بحران‌هاي زيست‌محيطي در كشور رو به افزايش گذاشته و به نظرمي‌رسد عنان كار از دست سازمان حفاظت از محيط زيست خارج شده و توان اجرايي خود را از كف داده و دست روي دست گذاشته تا شايد مشكلا‌ت به خودي خود حل شوند. کارشناسان جهاني معتقدند بي توجهي که در سي سال گذشته به علت جنگ و محروميت ها و تحريم ها به مساله محيط زيست ابراز شده و همين طور ناهماهنگي بين سازمان هاي دولتي، ايران را که در سال هاي قبل از انقلاب از بسياري جهات در راس کشورهاي حافظ محيط زيست قرار داده بود اينک به انتهاي فهرستي رانده که کشورهاي منطقه را از جهت مراقبت از محيط زيست خود نشان مي دهد. مطابق گزارش اين روزنامه آلودگي گسترده خليج فارس که در آخرين برآوردها چهارصد هزار دلار زيان وارد کرده ، مرگ هزاران فلا‌مينگو در درياچه بختگان، بحران تالا‌ب انزلي و خطراتي که منطقه حفاظت شده گلستان را تهديد مي کند، نمونه هايي از اخباري هستند که نهادهاي بين المللي را متوجه ايران کرده اند، و همزمان، با هشدار سازمان حفاظت از محيط زيست، يك بحران ديگر در حال وقوع است که به جزيره قشم و طرح گسترش پالايشگاه ها مربوط مي شود: شركت نفت قصد دارد يك پايانه صادرات و واردات منابع نفت در جزيره قشم احداث كند كه شامل گسترش پالا‌يشگاه در بندرعباس و افزايش ظرفيت آن از 267 به 320 هزار بشكه در روز و سپس به 480 هزار بشكه در روز، احداث پالا‌يشگاهي جديدي با ظرفيت 360 هزار بشكه و ميعانات گازي، و تاسيسات صادرات و واردات نفتي و فرآيندهاي نفتي در جنوب و شمال جزيره خواهد شد. سازمان محيط زيست، گزارش ارزيابي زيست‌محيطي ارائه شده در ارتباط با اطن پروژه را ناقص و غيرقابل قبول مي‌داند و احداث اين تاسيسات را در جزيره قشم برابر با وارد آمدن صدمات جبران‌ناپذيري به محيط‌زيست اين منطقه ارزيابي مي‌كند. آلودگي جنوب نگراني هاي مربوط به آلو دگي هاي جنوب کشور در زماني شدت مي گيرد که با ورود سپاه پاسداران به صنايع نفتي که در سال گذشته شدت گرفت و در حقيقت تدارکي است براي مقابله با تحريم هاي شوراي امنيت، احتمال آن که سازمان هاي مراقب محيط زيست بتوانند بر طرح ها و فعاليت هاي اين گروه اثر يگذارند کم و کم تر مي شود. چنان که تاکنون نيز تمام هشدارهاي اين سازمان ها در مورد اسکله هاي سپاه و فعاليت هاي ديگر آن نهاد بي توجه مانده است. در ارتباط با برنامه در دست اجراي دولت در جزيره قشم، مهندس صديقي، قائم مقام معاونت دريايي سازمان محيط زيست به حيات نو گفته است: سازمان حفاظت محيط ‌زيست شش ماه پيش که با خبر شد وزارت نفت قصد دارد منطقه آزاد قشم را به قطب پالا‌يش نفت، گاز و پتروشيمي و همچنين سوخت‌رساني به كشتي‌هاي عبوري تبديل كند، اعلام داشت که چنين طرحي دوازده سال قبل هم ارائه شده بود که با توجه به دلايل ارائه شده متوقف ماند. کارشناسان سازمان محيط زيست نظر دادند که وجود پالا‌يشگاه هشتم در آن منطقه، از گسترش بگذرند چرا که جنگل‌هاي حرا و صخره‌هاي مرجاني، زيستگاه حساسي به شمار مي‌آيد. با احداث پالا‌يشگاه جديد، علا‌وه بر وارد آمدن خسارت‌هاي زيست‌محيطي، اكوتوريسم و طبيعت گردي خاص اين منطقه نيز دچار بحران مي‌شود. اما بنا به گفته ها با تائيد رييس دولت هشدار حافظان محيط زيست ناديده گرفته شد و وزارت نفت در گزارش ارزيابي خود از منطقه، هشدارها را به دولت منعکس نکرد. چنين شد که يکي از مديران سازمان محيط زيست از ناتواني سازمان گفت و اعلام داشت فعالا‌ن محيط زيست،NGO ها وساكنان بومي‌اين منطقه بايد دست به کار شوند. اين که گفته مي شود اين پروژه ها به ايجاد اشتغال مي انجامد تنها استدلال است؛ و وقتي سازمان برنامه را تعطيل مي کنند ممکن است سازمان حفاظت محيط زيست هم غيرلازم شمرده شود. مهندس صديقي گفته است بحران ديگري كه در اين منطقه وجود دارد اين است كه به دنبال اجراي پروژه توسعه بندر چابهار سه تا چهار هكتار از زيستگاه هاي مرجاني در بستر دريا بايد خشك شود؛ در حالي كه در اين منطقه تنوع زيستي در حد بالا‌يي است و به دليل اين تنوع، شايد ذخيره‌گاه ژنتيكي و بانك ژني مرجاني باشد كه همين امر حساسيت بالا‌يي را ايجاد مي‌كند. بختگان خشکيد در واکنش هاي جداگانه، مريم پاپي و ندا گنجي دو روزنامه نگار که مسائل محيط زيست را پي گيري مي کنند با افشاي اتفاقاتي که در شمال و جنوب کشور بر سر محيط زيست آمده زنگ هائي را به صدا درآورده اند که نهادهاي بين المللي به شنيدن آن اعزام نماينده هاي ويژه و جلب توجه بين المللي را در دستور قرار داده اند. به نوشته مريم پاپي روز چهارشنبه مردم و دوستداران حفاظت از محيط زيست نيمه‌شب از خواب بيدار شدند تا قبل از گرم شدن هوا پا به پاي جوجه فلا‌مينگوهاي درياچه بختگان، مسير 60-50 كيلومتري تا تالا‌ب حاشيه بختگان (درياچه طشك) را طي كنند. اگرچه آنها، تعداد زيادي از گونه‌هاي مختلف پرنده را نجات دادند ولي هزاران فلا‌مينگو تلف شده و يا هنوز در نمكزارها سرگردانند. دليل مرگ موجودات زنده درياچه بختگان هنوز در منطقه باقي ‌است و علا‌وه بر بقيه زيست ‌بوم ‌اين درياچه، تالا‌ب‌هاي ديگر استان را نيز تهديد مي‌كند. بختگان ‌اين روزها خشكيده ‌است. اين درياچه كم‌نظير يك بار ديگر هم، 35 سال پيش‌به‌طور كامل خشك شد. حتي هشدار پژوهشگران خارجي نسبت به خشك شدن اين درياچه و درخواست كمك آنها از يونسكو هم جدي گرفته نشد تا امروز بختگان دوباره خشك شود و مسوولا‌ن حفاظت محيط زيست و سازمان آب بر سر دليل ‌اين فاجعه زيست‌محيطي اختلا‌ف پيدا كنند. سد 50 ساله درودزن چندان در معرض اتهام نيست. در عوض، سدهاي ملا‌صدرا و سيوند – كه در جمهوري اسلامي روي سرشاخه‌هاي رودخانه كر ‌در بالا‌دست ‌اين درياچه قرار دارند و در سال‌هاي اخير احداث و آبگيري شده ‌اند - به نظر مي‌رسد خشكي بختگان را باعث آمده اند. بر اساس گزارشي كه‌ ايرنا منتشر كرده‌، اداره كل حفاظت محيط زيست چندي پيش گزارشي مبني بر تبديل بخش قابل توجهي از اين پناهگاه با ارزش حيات وحش به نمك‌زار و تلف شدن نزديك به 2 هزار قطعه جوجه فلا‌مينگو در ضلع شرقي ‌اين درياچه و سرگرداني حدود 2 هزار و‌ 500 ‌قطعه جوجه فلا‌مينگو در نمك‌زارهاي ‌اين درياچه منتشر كرده‌ بود. حميدرضا ظهرابي معاون محيط زيست طبيعي استان فارس درباره پيامدهاي ناشي از كمبود آب گفته است: پيامدهاي اقتصادي و اجتماعي ‌اين بحران به افت سفره‌هاي زيرزميني منطقه، شور شدن سفره‌هاي آب شيرين و نابودي كشاورزي در حاشيه‌ اين تالا‌ب منتهي خواهد شد. در همين ارتباط، هاينس لوفلر، استاد دانشگاه و پژوهشگر اتريشي كه پس از تمركز پژوهش‌هاي دانشگاهي خود بر درياچه بختگان، سال‌ها تلا‌ش كرد تا مقدمات سفري 4ماهه براي ديدن‌ اين درياچه را فراهم كند نيز، در برخورد با آن با شرايط نامساعد زيست‌محيطي در محوطه ‌اين درياچه مواجه شد. سال گذشته، پروفسور لوفلر وضعيت پيراموني ‌اين درياچه را تأسف‌بار خواند و تاكيد كرد: با توجه به آنكه سطح آب‌ اين درياچه به سرعت در حال كم‌ شدن است، بايد برنامه‌ريزي شود كه بخشي از آب مصرفي زمين‌هاي كشاورزي اطراف، به درياچه برسد. درخواست كمك‌ اين پژوهشگر از سازمان آموزشي، علمي، فرهنگي ملل متحد (يونسكو) براي نجات ‌اين درياچه طبيعي استثنايي به جايي نرسيد. همچنان ‌كه اشارات رجب‌زاده، رئيس سازمان محيط زيست استان فارس بر اصل پنجاهم قانون اساسي که تأكيد دارد اجراي طرح‌ها و برنامه‌هاي پيش‌بيني شده توسعه بايد در راستاي حفظ و توسعه محيط زيست باشد هم به نتيجه نرسيد و اظهارات دكتر دلا‌ور، معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان محيط ‌زيست نيز از طرح موضوع فراتر نرفت. مسوولا‌ن سازمان حفاظت محيط زيست هيچگاه براي رفع عواملي كه درياچه بختگان را در معرض نابودي قرار داده‌است، به‌طور جدي وارد عمل نشدند. ناهماهنگي ها گفتني است که ماجراي فاجعه هاي زيست محيطي حاصل ناهماهنگي بين سازمان هاست که کارشناسان نگرانند با فعاليت ها و تصميم هاي دولت احمدي نژاد شدت گيرد. گرچه در سال هاي گذشته هم بي توجهي و فساد باعث شد که بسياري از تصميم هاي نبايد گرفته شود، اما تصويري که در مقابل قرار دارد واقعا نگران کننده است . سپردن تصميم گيري براي احداث کارخانه ها به استان هائي که معمولا نگراني هائي مانند محيط زيست در آن ها کم است، خبر از فاجعه هائي مي دهد که مي تواند نسل هاي اينده کشور را تهديد کنند. آب هائي که در اثر ساخت پالايشگاه هاي بي مجوز و بدون رعايت اصول الوده مي شود ود و پنج درصد منابع كشاورزي آب‌هاي زيرزميني است. آن هم در مناطقي که کم آبي مشخصه آن است. روابط عمومي سازمان آب منطقه‌اي استان فارس در پاسخ به مسوولا‌ن محيط زيست ‌اين استان درباره‌ احداث سد در بالا‌دست درياچه بختگان و خشك شدن‌ اين درياچه بر اثر احداث سد، گزارشي منتشر كرده ‌است. سازمان آب منطقه‌اي استان فارس سد درودزن را كه در سال 1354 به به بهره‌برداري رسيده، در خشك شدن بختگان دخيل نمي‌داند و درباره سد ملا‌صدرا نيز توضيح مي‌دهد: توسعه كشاورزي از جمله اهداف احداث ‌اين سد نبوده است بلكه پس از توليد برق، آب استفاده شده در نيروگاه‌اين سد به مسير قبلي رودخانه بازمي‌گردد. تنها سد سيوند باقي مي‌ماند كه سازمان آب فارس از ‌اين سد همچنان دفاع مي‌كند: اين سد حجم ناچيزي آب كنترل‌شده دارد و در فصول گرم سال آب ‌اين منطقه به قدري اندك است كه آب حتي به بندهاي سنتي كشاورزي منطقه نيز نمي‌رسد از ‌اين رو نمي‌توان سهمي از آب آن را براي درياچه بختگان تصور كرد. از آن سو در حالي که از مدت ها پيش کارشناسان توجه داده اند که ايجاد پالايشگاه پتروشيمي گلستان بزرگ يکي از مناطق حفاظت شده اي را که از جمله افتخارات ايران در عرصه بين المللي است در معرض مخاطره جدي قرار مي دهد، هفته گذشته واعظ جوادي معاون رييس جمهور و رييس سازمان حافظت محيط زيست در بازديدي از منطقه ميهمان پالايشگاهي شد که هنوز مجوزش صادر نشده است. دکترآخال کارشناس برجسته محيط زيست و اشناي منطقه که بزرگ ترين کتاب دانشگاهي را در شناخت نمونه هاي گياهي ايران تهيه کرده است، در نامه اي غمنامه مانند به معاون رييس جمهور به وي توجه داد که اگر ندانسته پا در در تبليغاتي گذاشته که بايد منتهي به تاسيس اين پالايشگاه ها شود، خود را بدنام تاريخ خواهد کرد. در نامه دکتر آخال از دردي سخن رفته است که مداوائي ندارد. هزاران گونه گياهي و محيط مخصوصي که در جهان يگانه است دارد تهديد مي شود. پالايشگاه پتروشيمي گلستان سي و اندي سال است که در دستورست و چند شرکت خارجي هم براي سرمايه گذاري در آن اعلام آمادگي کرده اند.

"قانون اساسي" در مسير کاغذ پار گي؟

2007/08/19, 07:26:16 ق.ظGo to full article
يکصد و يک سال از آن سالي که سرزمين مان ايران نيز به جرگه "قانون" داران پيوست مي گذرد. سده اي که سرنوشتي حزن انگيز را براي اين دفترچه هاي نه چندان قطور رقم زده است. از قانون مشروطه گرفته تا قانون اساسي کنوني ايران، همه همواره سرنوشت هاي تکاندهنده اي را شاهد بوده اند. تجربه هايي که همواره از دو سو حاکمان و محکومان آنچنان بلايي را بر سرش آوردند که سرآخر ارزش آنچه بايد مورد احترام همه مي بود به کاغذ پاره هايي تبديل شد براي تاريخ نويسان و تاريخ خوانان. يکصد و يک سال از آن سالي که سرزمين مان ايران نيز به جرگه "قانون" داران پيوست مي گذرد. سده اي که سرنوشتي حزن انگيز را براي اين دفترچه هاي نه چندان قطور رقم زده است. از قانون مشروطه گرفته تا قانون اساسي کنوني ايران، همه همواره سرنوشت هاي تکاندهنده اي را شاهد بوده اند. تجربه هايي که همواره از دو سو حاکمان و محکومان آنچنان بلايي را بر سرش آوردند که سرآخر ارزش آنچه بايد مورد احترام همه مي بود به کاغذ پاره هايي تبديل شد براي تاريخ نويسان و تاريخ خوانان. آنچه براي صاحب اين قلم همواره حائز اهميت و دغدغه بوده همين تاريخ معاصر ما ايرانيان بوده است که از وراي همين دغدغه سال هاست که در جستجو و کندوکاو درآن بسر مي برم. آنچه وادارم کرد تا اين چند کلمه را بنويسم نکته اي بود که مدتي است درگيرم کرده است. "سرنوشت قانون در سرزمين مان". با تورق در صفحات تاريخ و نشستن پاي سخن دوران ديده ها، تصوير معوجي از سرنوشت قانون در ايران در ذهنم نقش بسته است که با تطبيق آن بر سال هاي اخير و نوشته ها و گفته ها ، مسيري مشترک در راهي تکراري را شاهد هستيم. از زماني که اولين قانون اساسي با تلاش هاي بسيار به ثمر نشست و سلاطين اين سرزمين به "مشروطه " تن دادند، با هر فراز فرودي تن قانون در اين سرزمين لرزيد و حقيقت و واقعيت آن در تبادل ميان اين دو، گاه کم فروغ و گاه پر فروغ شد. پس از قاجار و در دوران پهلوي نيز اين مدار بر همان سبک و سياق چرخيد و "قانون" و عدالتخانه همچنان يک آرزو باقي ماند. سلاطين و شاهنشاهان در ايران اين موهبت را گرامي ندانستند. طمع قدرت مطلق اراده "مشروط" را نمي پذيرفت و درست در بزنگاه هاي تاريخي هربار به فکر اجرا و التزام به آن مي افتادند که دير بود و کاغذ پاره اي شده بود براي ويترين ها. سرنوشت بي اعتنايي حاکمان به "قانون" چه اساسي و چه مشروطه اش يک فرجام را هميشه درپي داشته و آن تسلسل و تکراري دوباره و البته تجربه اي دوباره. و چه درست است اين ادعا که ما ايرانيان بجاي خواندن تاريخ و عبرت آموزي از آن، دوست داريم تاريخ را تجربه کنيم. از همان زمان که مهندس بازرگان در دادگاه نظامي خود خطاب به محمد رضا شاه پهلوي گفت که ما آخرين گروهي هستيم که با شما از زبان قانون سخن مي گوييم ، شاه ايران هرگز تصور نمي کرد که روزي بايد دوباره دست به دامان همان ها شود که در دوران قدرت هر کدام را کناري نهاده بود؛ و در واپسين روزهاي سلطنت در تلاش بود تا شايد همان ها را که روزگاري کنار نهاده بود راضي کند تا به همان "قانوني" که سال ها مبارزان براي تحقق و اجرايش تلاش کرده بودند تمسک بجويد. او بسيار دير پذيرفته بود که شاه "مشروطه" است و اين دير فهميدن، هم او را کنار نهاد و هم همان قانوني را که بسيار دير بدان تمسک جسته بود. همانگونه که پدرش نيز نتوانست پاسدار خوبي براي آن قانون باشد. اين روزها و در کشاکش چالش هاي دورني ايران کنوني چندي است که به اين سرنوشت تلخ قانون در ايران مي انديشم و صد البته "قانون اساسي" جمهوري اسلامي. قانون اساسي ايران در اين سال ها آنقدر با نگاه هاي تفريطي و افراطي به بازي گرفته شده است که شايد دير يا زود سرنوشت "قانون مشروطه" را دوباره تکرار شده بيابيم. در اين مسير همچون گذشته حاکمان را شايد بتوان مسبب کاغذپاره شدن "قانون" در اين مملکت دانست. آيا براي جلوگيري از تکرار مکرر تاريخ خيلي دير نشده است؟ بسياري معتقدند دير است، اما آيا اين استنتاج ، استنتاج درستي است؟

مذاكره ايران و آمريكا؛ رويايي تعبير نشده

2007/08/19, 07:26:16 ق.ظGo to full article
مذاكره و برقراري روابط عادي ميان ايران و آمريكا همواره يكي از دغدغه ها و دلمشغولي هاي هاشمي رفسنجاني بوده است، و هرچه كه زمان مي گذرد و رئيس مجمع تشخيص نظام در صحنه ي سياسي ايران بيشتر به حاشيه رانده مي شود، عدم تحقق اين روياي تعبيرنشده، احتمالا او را بيشتر آزرده خاطر مي سازد. مذاكره و برقراري روابط عادي ميان ايران و آمريكا همواره يكي از دغدغه ها و دلمشغولي هاي هاشمي رفسنجاني بوده است، و هرچه كه زمان مي گذرد و رئيس مجمع تشخيص نظام در صحنه ي سياسي ايران بيشتر به حاشيه رانده مي شود، عدم تحقق اين روياي تعبيرنشده، احتمالا او را بيشتر آزرده خاطر مي سازد. هاشمي رفسنجاني پس از انقلاب در هرجايگاهي كه بوده- در مناصب مختلف قدرت و هم نشيني با رهبران كشور، داشتن مسئوليت در دوران جنگ و دمخور بودن با نظاميان و رزمندگان و گفت و گوي مستقيم تر با مردم در منابر نماز جمعه- اين دغدغه را بروز داده و احتمالا در خواب هم اين دلمشغولي رهايش نساخته است. چه آن زمان كه نيت قلبي او براي آغاز گفت و گوي تهران- واشنگتن، به قلم وزيرش، عطا الله مهاجراني در روزنامه اطلاعات بيان شد و يا از طريق جريان خاصي در وزارت خارجه و دفترنمايندگي ايران در سازمان ملل، به وسيله ي لابي گران سياسي، دانشگاهي و نفتي - دورازهياهوي شعارها، تبليغات سياسي و جنگ رواني دو طرف- جنبه ي اجرائي و معاملاتي گرفت، و چه اكنون كه مستقيما از جانب خود او از تريبون نماز جمعه مطرح مي شود- و ديگر حتي در آن نه تنها پيش شرط بازگرداندن دارائي هاي ايران در آمريكا وجود ندارد و طرف را به نيز به كنار گذاردن "پيش شرط" ترغيب مي كند، به خوبي مي توان آرزوي فزاينده ي تحقق اين رويا را در سال هاي باقيمانده ي عمر استنباط كرد. اما مسئله اين است كه اگرچه "گفت و گوي رودرروي بدون پيش شرط" در ربع قرن گذشته به صورت يك "تابو" درآمده است، اما هيچ فرد و جناحي در ايران يافت نمي شود كه به آساني حاضر باشد اين "برگ برنده" در جلب و جذب افكار عمومي را به رقيب يا رقبايش واگذار كند. هاشمي رفسنجاني نيز نمي تواند استثنايي باشد بر اين قاعده، و حتي در دوران اصلاحات نيز نبود. او هم حتما در سال هاي پيش رو دل خوش كرده است به در دست داشتن اين برگ برنده و باقي گذاردن نامي نيك، نه تنها در تاريخ ايران، بلكه حتي در رويدادهاي مهم جهان. برگ برنده اي كه مي تواند يكي از پيامدهاي زمين زدن به موقع اش دريافت جايزه صلح نوبل باشد؛ و ايران و باني آن را براي كسب مجدد اين جايزه طي يك دهه، باز مدت ها در صدر اخبار جهان قرار دهد. وجود چنين رويكرد انحصارگرايانه اي در ميان مهره هاي شطرنج سياسي ايران، اما يك استثنا داشت؛ دوران اصلاحات و رياست جمهور وقت. سيد محمد خاتمي كه رياست خود را در صحنه ي بين المللي با گامي حساب شده چون مصاحبه با كريستين امانپور، خبرنگار ايراني تبار شبكه ي امريكايي "سي.ان.ان" با هدف "كوتاه كردن ديوار بي اعتمادي ميان ايران و آمريكا" شروع كرد، به دليل روش ها و منش هاي نيكو- اما متاسفانه مسئله ساز در صحنه ي سياسي ايران- ماراتن آغاز شده را در همان گام هاي اول وانهاد و با دستاني خالي و جسمي و جاني خسته، در برابر ميليون هاي چشم ، از ميدان خارج شد. بيم و هراس خاتمي از اقدام ها و واكنش هاي منفي جريان ضد اصلاحات و فضاسازي هاي رسانه اي باند اقتدارگرا كه خود را به شكل هاي گوناگون از جمله حمله به اتوبوس جهانگردان آمريكايي در تهران نشان مي داد، و ترس از پيامدهاي ناخواسته ي سرپيچي از حكم حكومتي نانوشته ي رهبري، كه جلوه اش در دستور ملاقات نكردن و عدم گفت و گوي مستقيم با كلينتون و حتي قرار نگرفتن در كادر عكس يادگاري جمعي سران كشورها در سازمان ملل، در كنار رئيس جمهور آمريكا، مشهود بود، چيزي نبود كه از ديد افكار عمومي داخلي و خارجي مخفي بماند. اين تلاش گامي بود تاريخي در جهت تامين هرچه بيشتر منافع ملي، حتي به بهاي شنيدن حرفي تند يا نقدي شديد از جانب مقام هاي مافوق، كه مي توانست پيامد كوتاه مدتش شكست برنامه هاي جريان ضد اصلاحات باشد و عدم روي كار آمدن حزب پادگاني و نامزد انتخاباتي آنان، احمدي ن‍ژاد، و نتيجه ي بلند مدتش، در صحنه ي داخلي نيفتادن ايران در ورطه ي سقوط سياسي، اجتماعي و اقتصادي، و در صحنه ي بين المللي و منطقه اي، بالا نگرفتن تنش ها، تشديد خصومت ها و بازگشت فضاي منفي عليه ايران و محاصره ي روز افزون آن توسط جامعه ي بين المللي به سركردگي آمريكا، فارغ از خطر بروز جنگ و مخاصمه ي نظامي بي حاصل كه چشم اندازش هر روز در افق مشهودتر مي شود. اين گام تاريخي را اكثريت اصلاح طلب مجلس ششم و رئيس آن نيز نتوانستند بردارند. آقاي كروبي اگرچه راضي شد در زمان حضور در آمريكا، در موزه ي متروپليتن نيويورك خود را در مواجه با برخي از نمايندگان كنگره قرار دهد و با آنان به مبادله ي كلام بپردازد- در عرف بين المللي و از ديد ناظران سياسي، ملاقاتي نيمه رسمي - اما وقتي فشار جناح مقابل و لابد واكنش منفي رهبري را در مقابل اقدام خويش ديد، نه خود گام هاي بعدي را برداشت و نه اجازه داد كه يكي از مردمي ترين مجالس ايران در اين اقدام سرنوشت ساز پيش قدم شود. اصلاح طلبان پيشرو مجلس ششم نيز چون اكثر ماموريت هاي مهم اين چنيني ، به نمايندگي از مردم، هيچگاه نتوانستند از زير بختك عدم اعتماد به نفس و انجام كارهاي خطير و خطرپذير، بيرون بيايند و دست پيش آمده از جانب نمايندگان كنگره آمريكا، چون سناتور جوزف بايدن را كه حاضر بودند با همتايان خود در ايران و هر جاي دنيا ملاقات كنند، در دست گرفته و به گرمي بفشارند و نقطه ي عطفي در روابط تهران- واشنگتن بگشايند. آن روزها و آن فرصت ها گذشته و افسوس خوردن براي آن اکنون كاري ست خبط و بيهوده، الا اينكه تجاربش ره توشه اي باشد براي حل مشكلات و معضلات روزهاي سخت آينده و در راه پر فراز و نشيب پيش رو. دو سال پس از به سرانجام رسيدن تلاش هايي در عمل بي سرانجام، براي حل مشكلات و معضلات كشور، از طريق يك دست كردن قدرت؛ حاكميتي در دست يك فرد، رهبر، و ديگران، در هر سطح، عناصري بي اختيار و جان نثار و بله بله قربان گو، اكنون كمتر تحليلگر سياسي مستقلي را، در داخل و خارج، مي توان يافت كه اميد داشته باشد به حل مشكل ديرينه ي گشوده شدن روابط ايران و آمريكا- عليرغم ديدارها و گفت و گو هاي مقطعي کنوني. به نظر مي رسد كه در اين بن بست سياسي- آن هم در شرايطي كه در هر دو سو، تهران و واشنگتن، كارزار سياسي مبارزه و رقابت براي تغيير بالاترين مقام اجرايي در حال شدت گرفتن است- نه تنها ضرورت دارد اصلاح طلبان در صحنه ي داخلي و انتخابات هاي پيش رو رسيدن به "ائتلاف گسترده" را در برنامه كار خود قرار دهند، بلكه در صحنه ي بين المللي نيز آنان چاره اي جز اين ندارند كه فكر در دست گرفتن انحصاري "برگ برنده" را وانهند. آنچه كه بيش از هرچيز ضروري به نظر مي رسد اين است كه اين جمع گوناگون، ولي پرتوان و پرشمار و مورد حمايت قاطبه ي ملت، "بازتعريفي" از خود و نقش خويش داشته باشد و اين حقيقت كتمان ناپذير را بپذيرد كه اقتدارگرايان در عمل آنها را از صحنه ي سياست ايران كنار گذارده اند، و تا جايي كه توان دارند حاضر نيستند "قاچي هر چند کوچك"، از "كيك قدرت" به آنها تعارف کنند. يكي از معاني باز تعريف نقش خويش در صحنه ي شطرنج سياسي ايران مي تواند بريدن ناف خود از حاكميت كنوني و تعريف دقيق"اپوزيسيون" از خود باشد، كه پيامدش چيزي نخواهد بود جز تلاش براي تشكيل رسمي و علني "حكومت سايه"، با برنامه ها و كادرهاي مشخص، از جمله در زمينه ي سياست خارجي. زماني كه آقاي هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه ي هفته گذشته تهران "مذاكره بدون پيش شرط" را "بهترين راه حل مسايل" معرفي و تاكيد كرد كه "آمريكايي‌ها بايد راه درست را انتخاب كنند و مذاكره بهترين راه است... ايران همواره آمادگي مذاكره دارد و آمريكايي‌ها بايد پيش شرط هاي تحقيرآميز و غيرقابل قبول را پس بگيرند"، همان گونه كه پيش بيني مي شد اين سخنان دقايقي بعد مورد توجه افكار عمومي داخلي و خارجي قرار گرفت. اما چون پشتوانه اجرايي نداشت زود تب تندش به عرق نشست و زير انبوهي از اخبار مدفون گرديد. علت آن اين بود كه هم در داخل و هم در خارج، كمتر كسي بود كه باور كند رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، "حرف نظام" را مي زند و "مصلحت نظام" را مي گويد و همچون گذشته مي تواند در مقام "شخص دوم يا سوم" كشور و يكي از "استوانه هاي نظام" در اين امر خطير و مهم "نقش رسمي" ايفا كند. واكنش دقيق و حرف درست را همان روزهاي اول يكي از مقام هاي آمريكايي زد. او در مصاحبه با يكي از شبكه هاي خبري بين المللي چنين مضموني را بكار برد: "آقاي هاشمي رفسنجاني در صحنه ي تصميم گيري رسمي ايران ديگر جايگاهي ندارد و اين نوع مذاكرات بايد در سطوح رسمي و دولتي انجام شود. اما هاشمي مي تواند سردمدار مذاكره ميان مقام هاي غير رسمي باشد، طلايه دار گفت و گو با نمايندگان كنگره." با توجه به چيدمان جديد صفحه ي شطرنج قدرت در ايران، و انتظارهايي اين چنين از جانب نمايندگان ملت آمريكا و حتي اروپائي ها، ضرورت دارد جبهه ي جديد "ضد استبداد" و "ائتلاف گسترده اصلاح طلبان" - در كنار بازي مهم انتخاباتي - بازي سياست خارجي را بسيار جدي تر از اين آغاز كند. مثلث "خاتمي- كروبي- هاشمي" و هر يک از آنان به تنهايي، اگر بخواهند مي توانند در فضاي مثبتي كه در داخل و خارج شكل گرفته است، آغازگر "گفت و گو هاي دوجانبه ي مستقيم ايران و آمريكا" در سطوح مختلف ـ در هر يک از پايتخت هاي دو کشور و يا پايتخت كشوري ثالت- باشند. سيد محمد خاتمي در ارتباط با ديگر کشورها، سطوحي از اين كارها را در برنامه خود داشته و دارد، اما هاشمي اگرچه در مقام حرف پركار است و در ديدارهاي رسمي پر خبر، ليكن نقش مستقل جديد خويش را هيچگاه نيازموده است. آيا در چنين شرايطي پرتنش و دغدغه افزا، ورود به اين صحنه به "مصلحت نظام" نيست؟ اين "فرصت"ي جديد است كه نبايد چون بسياري از فرصت هاي گذشته، آن را سوزاند.

چرا سكوت بهتر است؟

2007/08/19, 07:26:16 ق.ظGo to full article
چرا سكوت بهتر است؟ احمد زيدآبادي ما يعني مجموعه كساني كه نام خود را اصلاح طلب گذاشته‌ايم، در كجاي بازي سياسي در ايران قرار داريم؟ آيا تا كنون توانسته‌ايم مانع توقيف نشريه‌اي شويم يا نشريه‌اي را از توقيف در آوريم؟ آيا توانسته‌ايم مانع بازداشت فردي شويم و يا او را از زندان در آوريم؟ آيا مي‌توانيم مانع بدرفتاري با متهمان در زندان شويم و اگر كسي بدرفتاري كرد مي‌توانيم آن را به پاي ميز عدالت بكشانيم؟ ما يعني مجموعه كساني كه نام خود را اصلاح طلب گذاشته‌ايم، در كجاي بازي سياسي در ايران قرار داريم؟ آيا تا كنون توانسته‌ايم مانع توقيف نشريه‌اي شويم يا نشريه‌اي را از توقيف در آوريم؟ آيا توانسته‌ايم مانع بازداشت فردي شويم و يا او را از زندان در آوريم؟ آيا مي‌توانيم مانع بدرفتاري با متهمان در زندان شويم و اگر كسي بدرفتاري كرد مي‌توانيم آن را به پاي ميز عدالت بكشانيم؟ تا آنجا كه من به ياد دارم فقط يك بار آقاي كروبي توانست آقاي لقمانيان نماينده مردم همدان در مجلس ششم را از زندان بيرون بكشد و اين ماجرا ديگر تكرار نشده است. مورد آقاي لقمانيان قاعدتا نمي تواند موثر بودن ما را توجيه كند چرا كه گفته‌اند النادر كالمعدوم! با اين حساب، ما اصلاح طلبان به چه كاري مشغوليم؟ خب البته موارد نقض حقوق بشر و نحوه عملكرد نهادهاي حاكم را با زبان و قلم خود نقد مي‌كنيم و برخي نيز براي ورود به نهادهاي تصميم‌گيري، وارد فعاليت هاي انتخاباتي مي‌شويم. آيا اين فعاليت‌ها، كمكي به بهبود اوضاع كرده و يا مي‌كند؟ من در اين باره بسيار ترديد دارم. اگر بخواهم با زباني گزنده سخن بگويم، بايد اعتراف كنم كه ما اصلاح طلبان بيش از هشت سال است كه مانند اسب عصاري دور خود مي‌چرخيم و واژه‌ها و عباراتي را مدام تكرار مي‌كنيم. مخاطبان ما هم عموما كساني هستند كه خود از آگاهي لازم در مورد آنچه در جريان است و آنچه بايد در جريان باشد، برخوردارند و به نظرم نمي‌رسد نوشته‌ها و گفته‌هاي ما كمك شاياني به آنها كند. در عين حال، ما به دليل محدوديت‌هاي ساختاري امكان گسترش مخاطبان خود را نداريم و عملا حرف و سخن ما – اگر هم گاهي تازگي داشته باشد – از دايره مشتريان دائم ما فراتر نمي‌رود و همه گير نمي‌شود. در اين ميان اما در حالي كه ما به گفتن و نوشتن خويش دلخوشيم، نظام سياسي دو بهره اصلي از رفتار ما مي‌برد. بهره نخست آن، اين است كه با معرفي كردن ما به عنوان دشمني كه مي‌خواهد باورهاي سياسي و اعتقادي حاكم را نابود كند، حاميان ساده دلش را فريب مي‌دهد، و آنها را در حال بسيج نگه مي‌دارد و از توجه به ناكامي‌هاي دولت براي حل مشكلات جامعه منحرفشان مي‌كند. هر گاه هم كه اين حاميان ساده دل بر اثر فشارهاي عيني وارده بر مردم اطراف خود زبان به پرسش و انتقاد مي‌گشايند، نظام سياسي ريشه تمام مشكلات و دليل حل نشدن آنها را به همين گفته‌ها و نوشته‌هاي ما نسبت مي‌دهد و خود را از معرض فشار نيروهاي خود در امان مي‌دارد و يا به عبارتي فشار آنها را به سمت ما منحرف مي‌كند. بهره دوم اما، استفاده‌اي است كه نظام سياسي در مقابل منتقدان بين‌المللي خود از رفتار ما مي‌كند. هر گاه نهادهاي حقوق بشري از عملكرد دولت ايران انتقاد مي‌كنند، حكومت با استناد به همين حرف‌هايي كه ما مي‌زنيم، وضع آزادي بيان در ايران را بسيار بهتر از كشورهاي همسايه معرفي مي‌كند. البته شايد وضع آزادي بيان در ايران از برخي از كشورهاي همسايه اندكي بهتر باشد، اما مشكل ما اين است كه براي نقد و بيان، هيچ حاشيه امنيتي وجود ندارد و عموم منتقدان با پذيرش انواع خطرها و دستكم تحمل بار عظيمي از اضطراب و ناامني به بيان محدود آراء و نظرات خود مبادرت مي‌كنند. اگر حاشيه‌اي امن هر چند باريك، براي آزادي بيان و يا هر اقدام مسالمت جويانه ديگري وجود داشت، مي‌توانست خود گامي به پيش باشد، اما همه مي‌دانيم كه هيچ حاشيه امني وجود ندارد و هيچكس با هر نوع ادبياتي و در هر زمينه‌اي نمي‌تواند مطمئن باشد كه ناگهان سر از بازداشت و زندان در نخواهد آورد. حال من اين سوال را مطرح مي‌كنم كه آيا بيان يك سلسله مسائل تكراري براي مخاطباني محدود و ثابت آن هم به بهاي به جان خريدن ناامني رواني دائمي براي خود و خانواده، در حالي كه طرف مقابل از آن، دو بهره عمده مي‌برد به صلاح ماست؟ به گمانم با يك حساب سرانگشتي مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه ما با اصرار بر اين روش، عملا به صورت نيرويي در دست رقيب در آمده‌ايم و شايد بتوان گفت كه برخي از محافل آنها ما را به بازي گرفته اند! بنابراين آيا بهتر نيست كه ما اعلام كنيم كه در چنين شرايطي تا تاريخ معيني حاضر به انجام هيچ نوع عمل سياسي نيستيم و سكوت مي‌كنيم؟ اين مساله از يك جهت ديگر نيز داراي اهميت است. دولت آقاي احمدي نژاد به علت تحريم‌هاي رو به گسترش خارجي و تصميم‌‌هاي غير كارشناسي‌اش، در حال اثبات ناكارامدي كامل خود به سخت باورترين نيروهاي نظام است. طبيعي است كه محافلي در داخل اين دولت علاقمندند تا اين ناكارامدي را به حساب منتقدان بنويسند و در صورت ضرورت آنها را قرباني برملا شدن ضعف‌هاي بنيادي دولت كنند. با اين حساب، در حالي كه واقعيت در حال زبان گشودن است، ما چه اصراري داريم كه به جاي واقعيت سخن بگوييم و خود را سيبل نيروهاي افراطي نظام كنيم؟ ما مي‌توانيم از حوزه سياست قهر كنيم و مادامي كه نظام سياسي خود را به ايجاد حاشيه‌اي امن – هر چند محدود – براي فعاليت هاي مسالمت آميز و قانوني نيازمند نديده است، به آن فضا باز نگرديم. به هر حال، جمهوري اسلامي بايد براي شهروندان ايراني روشن كند كه مي‌خواهد يك حكومت كاملا بسته باشد يا حكومتي با پذيرش حداقلي از تنوع و تكثر. اگر مورد اول است كه هيچ! خود مي‌داند و زندگي در اين دنياي رو به تغيير و تلاطم، اما اگر دومي است، حاشيه‌اي امنيتي تعريف شده و قانونمندي را مي‌طلبد تا هر فعالي هر آن خود را در معرض بازداشت ناگهاني احساس نكند. در واقع نياز ما به فعاليت، كمتر از نياز نظام به فعاليت ما نيست! اين حرف را شگفت مي‌يابيد، اما باور كنيد كه قهر ما از حوزه قدرت آنرا به اثبات خواهد رساند.

سوسيال دموكراسي اسلامي

2007/08/19, 07:26:16 ق.ظGo to full article
نيما نويسنده وبلاگ "ساز مخالف" آخرين پست ارسالي اش را به سخنان يک استاد دانشگاه و داراي دکترا در رشته شيمي اختصاص داده است که در اردوي دانشجويي انجمن اسلامي دانشگاه تهران در اردبيل بيان شده است: وبگرد هر ايراني، يک فيلترشکن! نيما نويسنده وبلاگ "ساز مخالف" آخرين پست ارسالي اش را به سخنان يک استاد دانشگاه و داراي دکترا در رشته شيمي اختصاص داده است که در اردوي دانشجويي انجمن اسلامي دانشگاه تهران در اردبيل بيان شده است: خيلي عجيب نيست اگر خبر دار شويد در روزهائي که دانشجويان زندان هستند و اخبار شکنجه آنها همه جا را گرفته، اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه تهران براي اردو به شهر خوش آب و هواي اردبيل سفر کرده اند. انجمن دانشگاه تهران در دوران ما نماد تشکل دانشجوئي چسبيده به قدرت و هماهنگ با حکومت بود و در تمام سالهاي اخير همان طور باقي مانده است. زمان ما، دانشگاه تهران اصلي ترين کانال ارتباط با وزارت اطلاعات و مديران دولتي بود و هميشه از اين ارتباط براي سهم خواهي درون تشکيلات استفاده ميکرد. بيشتر بچه هاي فعال اين انجمن بعد از تمام شدن درسشان، مسئوليتي دولتي مي گرفتند ... در دوران خاتمي هم تقريبا همه مديران دانشگاه تهران و علوم پزشکي از فعالين انجمن دانشگاه در دهه 60 بودند. يادم است در سالهاي 80 تا 82 که تحکيم وحدت بيشترين فشارها را تحمل ميکرد و بچه هاي شوراي مرکزي را مدام بازداشت ميکردند، برخي بچه هاي دانشگاه تهران همراه با يکي دو دانشگاه ديگر مثل بهشتي و تربيت مدرس سرگرم برگزاري بخش دانشجوئي کنفرانس انتفاضه بودند و دو سه سالي حقوقهاي نسبتا بالا از مجلس که دبيرخانه کنفرانس در آنجا مستقر بود مي گرفتند. همه اين حرفها را زدم تا بگويم براي من عجيب نيست اگر در چنين شرايطي، حضرات در اردبيل دنبال احياي سوسيال‌دموكراسي اسلامي در جنبش دانشجوئي باشند. http://mokhaalef.blogfa.com ديدم نمي توانم جواب پس بدهم! "زيتون" مي نويسد که براي داوري در باره بهترين وبلاگ ها که ظاهرا از سوي دويچه وله برگزار مي شود، دعوت شده بوده به آلمان. اما قيدش را زده و ترجيح داده از داوري انصراف بدهد.خودش اينطور مي نويسد: براي داوري بهترين وبلاگ‌ها دعوت شدم. اما هر چه فکر کردم موقع برگشتن در فرودگاه بايد جواب قوم يأجوج مأجوج رو چي بدم، ديدم نمي‌شه. بنابراين، در کمال تأسف و تأثر آلمان پر‍! بايد تشکر کنم از دعوت کنندگان. برام باعث افتخار بود که برم. اما همون‌طور که بهشون گفتم، بهتره يکي که ساکن ايران نيست بره. http://z8un.blogfa.com تست خودشناسي سياسي "کالاتاکسي" عنوان وبلاگ و چرک نويس هاي يک طرفدار اقتصاد بازار است که يک تست اقتصادي اينترنتي را معرفي کرده که چنانچه به پرسش هايش پاسخ دهيد؛ جاي شما را روي محور مختصات سياسي نشان مي دهد. اين که چپ ايد يا راست. اين که ليبرال ايد يا دولتي فکر مي کنيد. به اين ترتيب اگر مي خواهيد ديدگاه سياسي خود را تست بزنيد، بد نيست به اين نشاني سر بزنيد: http://alhosseini.wordpress.com هر ايراني، يک فيلترشکن! "مجازات گر" عنوان وبلاگي ست که نويسنده اش مي گويد معتقد است که هر کس بايد براي خودش يک فيلتر شکن اختصاصي داشته باشد که آدرس اش را فقط خودش بداند و بس! براي همين روش آساني براي ساختن آنتي فيلتر آموزش داده که به امتحان اش مي ارزد. براي فراگيري روش پيشنهادي او به اين نشاني برويد: http://punish.wordpress.com/2007/08/14/anty-proxy_create شرط لازم براي کاشتن گل زنبق اين پست از "دل نوشته ها و بگردي هاي آناهيتا دانشور" هم خواندني بود: امروز داشتم اساسنامه سازمان غير دولتي "کانون عالي گسترش فضاي سبز و حفظ محيط زيست ايران" را مي خواندم . نکته اي که از همه جالبتر بود شرايط عضو شدن در اين کانون شگفت انگيز است. ماده نهم اساسنامه، عضو را کسي مي داند "که علاقمند به گسترش فضاي سبز باشد و يا به نحوي درجهت توسعه محيط زيست کشور فعاليت دارد ". اما اين فرد علاقمند به طبيعت، قبل از هر چيز طبق ماده چهارم اساسنامه کانون بايد "التزام خود را به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران " اعلام کند . به عبارتي ديگر طبق اساسنامه اين کانون اگر کسي بخواهد به قصد انجام خدمت به محيط زيست کشورش (مثلا از طريق کشت داوطلبانه مقداري گل زنبق در پارک محله شان يا نشاندن چند نهال زيتون در اطراف شهرشان يا ساختن سرپناهي براي گنجشک هاي خيس و گرسنه در فصل زمستان) عضو داوطلبانه اين تشکيلات غير دولتي شود، ابتدا مي بايست التزام خود را به تمام اصول قانون اساسي جمهوري اسلامي (و قاعدتا از اصول سياسي آن بگير تا اصول مذهبي و عقيدتي اش) اعلام کند . اين فرد سپس مي تواند به اين کانون پيوسته و گلهاي زنبق اش را هر کجا که خواست به عنوان عضو کانون بکارد و يا براي گنجشکها لانه بسازد و يا دانه بريزد. http://anahitad.wordpress.com اخلاق رسانه اي نويسنده وبلاگ "فهم" در آخرين پست ارسالي اش به موضوع اخلاق رسانه اي پرداخته و به برخي بي اخلاقي ها در تلويزيون ايران و توسط مجريان اش اشاره کرده و عاقبت چنين مي نويسد: کارهاي بي اخلاقي در صدا و سيما فتّ و فراوان وجود دارد. از مسخره کردن، توهين کردن، سانسور خبري، تحريف خبري، غلو آميز خواندن خبر، ساختن برنامه‌هاي هجو و … . حتي چيدن خبرها هم بعضا مقاصدي غير اخلاقي را نشان مي‌دهد. مثلا در خبري مي‌آورند که آمريکا تصميم دارد سالها در عراق بماند، بلافاصله خبر بعد اينست که گاوهايي در مزرعه‌اي در فلان شهر مانده‌اند و براي بيرون راندن آنها، مردم به زور متوسل شده اند! يا خبرهاي مربوط به يک ميمون را قبل و يا بعد از خبر پخش مواضع فلان مقام غربي مطرح مي‌کنند. اينها احتمالا چيزهايي واقعي ايجاد نمي‌کند، و مردم حتي متوجه نمي‌شوند که خبر چه بوده، اما از آنچه که احتمالا تاثيرگذار است، يک بي اخلاقي رخ داده است که توسط آنها جنبه‌ي رسمي يافته است. http://fahm.wordpress.com شورش، روايتي زنانه از انقلاب ايران نويسنده وبلاگ "امشاسبندان" در باره آخرين کتاب مهرانگيز کار مي نويسد: «شورش، روايتي زنانه از انقلاب ايران» آخرين کتاب مهرانگيز کار با فضايي که تلفيق رمان و وقايع مستند است، مثل همه آثار قبلي خانم کار خواندني و معتبر است. به نظرم مهرانگيز کار، نثري بسيار پاکيزه، خلاق و جذاب دارد. کتاب از آبادان دهه سي و توصيف فضاي سنتي مردسالار و فضاي شاد دبيرستان دخترانه اي که مدير ان زن جوان پيشرو، مدرن و برابري خواهي است که سعي دارد با ظرافت پوسته سخت سنت مردسالارانه را ترک اندازد شروع مي شود و با دربدري مادري در پي اعدام دختر جوانش در تهران سال هزار و سيصد و شصت و يک پايان مي يابد. در اين کتاب مي توان مطالب بسيار مهمي درباره جنگ عليه زنانگي و زن ستيزي که در پي انقلاب سال پنجاه و هفت زنان را هدف قرار داد خواند و اسناد مهمي از بيانيه ها، اطلاعيه ها و بخش نامه هاي در راستاي تحديد و حذف زنان از عرصه اجتماع در سال هاي اول انقلاب را خواند. «شورش، روايتي زنانه از انقلاب ايران» را نشر باران سوئد منتشر کرده است و متاسفانه براي تهيه آن در ايران راهي نداريد جز اينکه از کسي در خارج از ايران خواهش کنيد کتاب را برايتان تهيه و ارسال کند! http://www.farnaaz.info دولت ملک خصوصي کسي نيست اين هم بخشي از آخرين پست ارسالي توسط محمدآقازاده، روزنامه نگاري که روزگاري، عهده دار انتشار ستون پرخواننده "آينه" در روزنامه دولتي ايران بود: هيچکس نيست که فرياد بزند دولت ملک خصوصي کسي نيست که هر چه خواست با آن بکند.صنعت و کشاورزي در زير بار تصميمات غير مترقبه بزودي راهي بخش هاي مراقبت هاي ويژه هاي خواهند شد.شايد در آن روز از پزشکان حاذق هم کاري بر نيايد.سيل در خواست بازنشستگي در سازمانها فضايي فراهم مي کند که امکان انتقال تجربه از دست برود .اگردولت همه نخبگان رايکجا حذف مي کند.وظيفه اين نخبگان است که به ياري دولت بشتابند و تا زمان از دست نرفته نظام اجرايي را وادارند دايره حلقه بسته خوديها را بشکنند و فاميل بازي را کنار بگذارند و کشورراهمانگونه اداره کند که عقل سليم مي طلبد.بايد به دولتمردان يادآوري کرد مهرورزي با قوم و خويش ها و سپردن مسئوليت ها به آنها نه عادلانه است و نه عقلاني.جناح محافظه کاربهترين کاري که مي تواند بکند آنست همه نيرو و توانش را به کاربگيرد تا زمامداري را آنهم با حداقل هايش در نظام اجرايي نهادينه سازد.اگراين حناح از دولت سهمي ندارد.در شکست اش بايد تاواني بدهد که با هيج محاسبه اي قابل پرداخت نيست.دراين ميان جناح چپ و همه روشنفکران مستقل بايد ديوار سکوت را بشکنند و دولتي را سر عقل بياورند که مدام عليه خود و کشور بحران مي آفريند وبه ان افتخار هم مي کند. http://www.aghazadeh.blogfa.com درون انتقادي بي رحمانه، مدام و منسجم "رفرم خواهي انتقادي سازمان يافته" عنوان نوشته اي از مهدي محسني نويسنده وبلاگ "جمهور" و پيشنهادي ست که او براي خروج از بن بست اصلاح طلبي به دست مي دهد: هميشه ميان تئوري پردازي تا عملگرايي رفرم خواهانه فاصله ي بسياري وجود داشته است. اين شکاف گرچه امري طبيعي مي نمايد اما در شرايطي اصلاح طلبي موفق خواهد بود که اين فاصله به حداقل خود برسد. درهمين حال بسياري اين پرسش را بي پاسخ گذاشته اند که چگونه مي توان اين فاصله را کم کرد و آيا با توجه به ساختار سياسي موجود امکان تبديل نمودن آرمانهاي اصلاحي به برنامه ي عملياتي وجود دارد؟ پاسخ اين پرسش گرچه مثبت است اما همچنان با چالش ديگري روبرو مي شويم. چرا اراده اي براي تغيير ساختار ناکارآمد موجود بروز نيافته و يا در اين جهت حرکت و برنامه ريزي مشخصي صورت نگرفته است؟ شايد پاسخ اين سئوال را اينگونه بايد ارائه نمود که هنوز بخشي از رفرم خواهان -عناصر مسوول و صاحب نفوذ- همچنان در واهمه و ترس از شرايطي بسر مي برند که ممکن است در اصلاحات حداکثري منافع آنان نيز به خطر بيفتد. گرچه به واقع در پي رفرم پايدار که منجر به استقرار دموکراسي بر پايه ي اراده ي اکثريت و احترام به حقوق اقليت گردد، منافع ملي و جناح هاي متنوع سياسي ملتزم به قواعد جاري تامين خواهد شد. شرايطي که حتي بازنده عرصه ي رقابتهاي دموکراتيک انتخاباتي مي تواند خود را براي ديدباني رقباي در قدرت آماده کند و در انتظار فرصتي براي حضور دوباره در حاکميت باشد. بدون ترس از حذف فيزيکي و يا فکري. به هر حال اين باور در بخشي از فعالان سياسي و اجتماعي همچنان نيرومند است که اصلاحات بهترين و کم هزينه ترين گزينه ي موجود مي باشد. حتي اگر مدعيان رفرم خواهي چه سنتي و چه پيشرو؛ متحان خود را خوب پس نداده و فاقد اراده ي لازم براي تغييرات بنيادي باشند. پس چگونه مي تون پارادوکس موجود را حل نمود؟ پاسخ شايد حضور مستمر و هوشمندانه درعرصه ي انتخابات، هر چند همراه با گزينه هاي محدود و کم اثر، باشد. اما مهمتر از آن در پيش گرفتن روند انتقادي در درون جبهه ي اصلاحات است. به عبارت ديگر درون انتقادي بي رحمانه، مدام و منسجم تا بتواند محل اثر واقع گردد. http://jomhour.org

شريعتي باري ديگر

2007/08/19, 07:26:16 ق.ظGo to full article
يکي از برگذار کنندگان سمينار چند روزه بزرگداشت علي شريعتي در حسينيه ارشاد گفت: "مهم‌‏ترين مساله و هدف اين سمينار آن بود كه پوسته و چهره شريعتي به عنوان مصلح اجتماعي و متفكر اسلامي شكسته شود. ما مي‌‏خواستيم نشان دهيم كه شريعتي داراي چهره‌‏هاي متكثري همچون اديب، خطيب، عارف و ... است" (به نقل از وب سايت شريعتي). يکي از برگذار کنندگان سمينار چند روزه بزرگداشت علي شريعتي در حسينيه ارشاد گفت: "مهم‌‏ترين مساله و هدف اين سمينار آن بود كه پوسته و چهره شريعتي به عنوان مصلح اجتماعي و متفكر اسلامي شكسته شود. ما مي‌‏خواستيم نشان دهيم كه شريعتي داراي چهره‌‏هاي متكثري همچون اديب، خطيب، عارف و ... است" (به نقل از وب سايت شريعتي). بازسازي چهره‌ها شيوه‌اي‌ست که برگذار کنندگان اين سمينار شايد از خود شريعتي آموخته باشند. همچون کاري را شريعتي در مورد "ابوذر غفاري" از ياران نخستين پيامبر صورت داده بود. او که در پي کشف اسوه‌هايي براي نسل بي‌تحرک خود مي‌گشت، ترجيح مي‌داد که بازسازي شخصيت‌هايي از تاريخ ديني آغاز نمايد. شايد اين مبداء حرکتي باشد تا نسلش را تشويق به تلاش و کوشش جهت فاصله گرفتن از رسوبات ارتجاعي کند. اين امر البته بدون نقد نهاد قدرت و مذهب امکان نداشت. شريعتي در تحليلش، بين نهاد سلطنت و نهاد روحانيت امتزاج بسيار عميقي مي‌ديد. در فرازي از نوشته‌هايش آمده است:«پيوند... روحانيت و سلطنت، که در شيعه 400 سال دوام داشت و در سنت 1400 سال و در مذهب هميشه...» (م آ 27 ص 250 ). وي لااقل از عصر صفويه به اينسو سلطنت و روحانيت مسلح به مسلک تشيع صفوي را دو پايه ناسيوناليسمي مي‌دانست که ساخته و پرداخته اين دو نهاد و برآيند منافع آنها بود. از اينجهت اين وضعيت را شبيه به دوران ساساني برآورد مي‌کرد. در چنين فضاي بسته‌اي تشخيص شريعتي اين بود که در منابع فرهنگي مردم سراغ چهره‌اي عصيانگري برود تا به اين نسل پژمرده درس عصيان بر عليه وضعيت ارتجاعي موجود(=فرهنگ "سلطنت ـ روحانيت") بياموزد. او همچون باستانشناسي ماهر تنديس در هم شکسته «ابوذر» را بازسازي کرد و البته آن تکه‌هاي مفقود را نيز متناسب با شاکله کلي تنديس به جا مانده ابوذر بازساخت. اما چرا ابوذر؟ چون: ـ ويژگي فقيهانه نداشت و جزء فقهاي کبار نبود. ـ از دسته حديث پراکنان نبود. ـ از جنس امامان نبود. چون طبق آموزه‌هاي حوزوي امامان از جنس مردم نبودند در نتيجه نمي‌توانستند بعنوان الگو و اسوه رفتاري مورد اقتدا قرار گيرند. امامان در فرهنگ حوزوي در هيئت خدايچه‌هايي در کنار خداي بزرگ ظاهر مي‌شدند؛ درست برسان امشاسپندان دوازده گانه که نقش دستياري "اهور مزدا" را بر عهده داشتند. ـ شناخته شده‌ترين کسي است که در درون جامعه مسلمان اوليه، لواي مبارزه با ستمکاري خليفه مسلمين را بر افراشت. ـ از و با مردم بود. بدين ترتيب مي‌توانست الگويي براي جامعه مذهبي ما در زمينه اعتراض براي عدالت اجتماعي باشد. در اين بازسازي اما شريعتي تا جاييکه مقدور و ميسور بود خود را به اسناد تاريخي مقيد ساخت و در اين کار بر خلاف نظر ماشاءاله آجوداني، "باد در آستين سنت" نينداخت. با اين مقدمات، نگراني اين است که چهره‌اي «حي و حاضر» همچون شريعتي که گفته‌ها و نوشته‌هايش در دسترس است چرا بايد شکسته شود و در جهت چه مصالحي بايد بازسازي گردد؟ البته مصاحبه خانم بدرالسادات مفيدي با محسن کديور اين نگراني را موجه مي‌کند. وي از کديور مي‌پرسد: آيا اکنون که انديشه‌هاي سروش به نيازهاي دانشجويان پاسخ نمي‌دهد، زمان آن فرا نرسيده است که دوباره انديشه شريعتي را در مقابله با جريان رو به رشد "چپ گرا" فعال کنيم(نقل به مضمون از روزنامه شرق 10 تير 86). جهت اطلاع بايد گفت که شريعتي هيچ دشمني‌يي از نوع دشمني خط امامي‌ها با مارکسيست‌ها نداشت. وي معتقد بيک "رقابت فکري"در شرايطي برابر با اين جريان بود. تعبير او در اين رابطه اين است: "رقابت دو طبيب بر سر[درمان] يک بيماري"(نک.م آ 23) وي اعتقاد داشت که از اين رقيب مي‌توان آموخت.حتي اصرار داشت که اسلام را در ضلع سوم مثلثِ "مارکسيسم، اگزيستانسياليزم " بايد شناخت. در همين راستا بايد گفت که ساختار پارادايم شريعتي به گمان برخي سه وجهي است به شرح ذيل: الف ـ گرايشات وجود شناسانه (ontological). تمامي بحث‌هاي توحيد شناسانه و آنچه مربوط به عرفان شريعتي مي‌شود در اين سمت جاي مي‌گيرد. گفتني است که نگاه توحيدي او به هستي بطور کلي در تعارض با نگاه "هرمي" حوزويان به هستي مي‌باشد. واژه "هرم هستي" در جهانشناسي و کلام حوزويان مبين جهانبيني مدّرج آنهاست. دراين نردبان سلسله مراتبي وجود، روحانيت خود را واسطه فيوضات خالق با عوام الناس مي‌داند.در هستي شناسي حوزويان، برابري انسانها اصولاً مبناي آنتولوژيک ندارد. بدين جهت، شريعتي تعريف روحانيت حکومتي از توحيد را به باد تمسخر مي‌گرفت آنجا که مي‌گفتند:"خدا يکي است و دو نيست". ب ـ سوسياليسم با تعريف خودش. پ ـ آزادي و اصول دموکراتيک. بنابراين از انديشه شريعتي نمي‌توان ابزاري براي سرکوب ساير انديشه‌ها ساخت. با توجه به آنچه گفته آمد اگر هدف سمينار مقابله با تهاجماتي است که در اين چند دهه به اين انديشه و خطوط برجسته آن گرديده، آنوقت توجه به نکات زير ضروريست: *ـ برخي از نظريه‌پردازان تاريخ براين باورند که "مفاهيم" ريشه در گذشته داشته ولي دست به سوي آينده دراز مي‌کنند. آنها معتقدند که تغيير مفهومي هميشه مرتبط است با تغيير اجتماعي و سياسي، و در زمانهاي بحران، مرتبط است با برخورد منافع، طبقات، گروها و افراد بر سر معناي مفاهيم(نک. "نظريه‌ها در باره جبّاريت" نوشته راجر بوشه). با اين توضيح لازم بود برگذار کنندگان سمينار ـ اگر امکان و قصد روشنگري دارند ـ پيشاپيش مواضع خود را در چالش"بر سر معناي گفتمان شريعتي" به اطلاع عموم برسانند تا شائبه بدلسازي بوجود نيايد. در غير اينصورت کندوکاو ما در تاريخ بدل به بازتابِ"اغراض" خودمان نسبت به گذشته خواهد شد. و ازينرو گزارش تاريخي تبديل به مشتي دوز و کلک مي‌شود که آنرا به حساب "مردگان" انجام مي‌دهيم. بعبارتي ما با شبيه سازي گذشته با حال، گذشته را از محتوا تهي وفقير مي‌سازيم. * ـ انسان موضوع اصلي گفتگوهاي شريعتي حتي هنگامي است که او به امر مذهب مي‌پردازد. اومانيسم وي بر دو پايه اساسي بنا شده است: الف ـ"عصيان حتي در مقابل خداوند" . ب ـ جانشيني خدا در طبيعت. در اين نگاه اصالت با انسان است و نه مذهب. در نگاه رايج، ايمان را با مذهب که يک سلسله الگوهاي ثابت رفتاري است همسان مي‌انگارند. در صورتيکه به قول امام صادق:"الايمان افضل من اسلام" . ايمان هم به تعبير اقبال لاهوري يک تفسير معنوي از جهان است نه شکلهاي لايتغيرّ و فرماسيونها ثابت. از نظر شريعتي انسان تنها موجودي است که وجودش مقدم بر ماهيتش است. اين حکم در هم شکننده تمام احکام و چارچوبهاي از پيش تعيين شده مي‌باشد که پذيرش آن پيامدهاي بسياري کلاني را در بر دارد. بنابراين مرکز توجه شريعتي بصورت بنيادين پرداختن به "انسان" مي‌باشد. وي را با اطمينان مي‌توان يک «راديکال اومانيست» البته با تعريف خودش از اومانيسم دانست. از اين ايستار است که شريعتي به ساير گرايشات فکري و مذهبي نقد مي‌زند. انديشه شريعتي داراي کليدواژه‌هايي است که تماميت آنها تنها در ارتباط با بُردار مياني اين انديشه قابل فهم است. در واقع در تمام ايده‌هاي شريعتي، يک خط فکري مهم قابل پيگيري است که حول آن، مقوله‌هاي مختلف شکل مي‌گيرد. براي فهم اين تفاوتهاي در ظاهر متناقض و گفته‌هاي پارادوکسال بايد آنها را به آن بُردار کلي ارجاع داد. بنابراين، ايده‌هاي او را نمي‌توان تنها به يک بُعد تقليل داد. در واقع رهايي و پويائي انسان، آئين شريعتي است.جوهره فکري او را در اين بند مي‌توان چکيده کرد:«شدن هميشگي انسان و رَستن او از هر زنداني». در اومانيسم شريعتي چون انسان تکساحتي و فيکس نيست به همين دليل گفتمان شريعتي نيز چند بُعدي است. درک يک انديشه ذوالوجه با نگاهي"چارينه" و روشي فروکاهشي ناممکن است. بهرحال اگر شکستن و تکه پاره کردن چهره شريعتي ممکن باشد اما اين عمل به هيچوجه مفيد و سازنده نيست. چون هر سيمايي در تماميتش کامل است. وي در ترسيم "سيماي محمد" و مقايسه آن با ساير تيپ‌ها، شيوه چهره نگاري را تا حدودي نشان داده است. * ـ لزوم ديرينه شناسايي انديشه شريعتي توسط نسل مخاطب. براي اين منظور لازم است نسل حضور، مسائل مبتلابه عصر شريعتي و فضاي گفتاري اورا به نسل حاضر فارغ از مصلحت انديشي‌هاي سياسي منتقل کنند. اگر بازسازي يي ضرورت داشته باشد در همين شناخت زمينه اجتماعي (Context)گفتمان شريعتي است.چه در اين صورت است که به فهم شريعتي نزديک مي‌شويم. اشتراکات لفظي بخشي از گفتمان وي با سوء استفاده‌هاي لفظي بعد از انقلاب، اين سوء فهم را بوجود آورده که گويا ميان آنها اشتراک معنا هم وجود دارد. با معاني يي که پس از انقلاب بر کلماتي نظير "امت"، "امامت"،"حزب الله" و... حمل شد ، بسادگي مي‌توان کاربُرد هر کدام از اين واژه‌ها را در نوشتارهاي شريعتي دليلي بر محکوميت وي دانست!!! مثلا در مبحث امت و امامت، شريعتي با استفاده از روشي "وبري" سعي در روشن کردن يک مسئله تاريخي در تاريخ مسلمانان را دارد. در همانجا هم براي تأييد نظريه خود از کنفرانس باندوگ بعنوان مثال شاهد مي‌آورد. ولي بعد از انقلاب با استناد به همين گفته‌ها، وي متهم به تئوري ساختن براي "نظام ولايت فقيه" شد. حال آنکه مطهري نظريه پرداز همين نظام، شريعتي را متهم به نظريه پردازي براي "حزب رستاخيز" مي‌کند. مبحث ولايت فقيه مبحثي است که قبل از بحث «امت و امامت» مطرح شده بود و اگر شريعتي تمايلي به اينگونه مباحث داشت حتما در نوشته‌هايش منعکس مي‌کرد. در صورتيکه برعکس، وي با هر نوع حکومت از جانب روحانيون مخالف بود. يعني براي اين وجه مخالفت در نوشته‌هاي او مستند وجود دارد ولي براي شق "ولايت فقيه" چيزي يافت نمي‌شود. امت و امامت يک تفسير از تاريخ است ، حال آنکه ولايت فقيه از يک نظر فقهي تجاوز نمي‌کند. اگر عده‌اي از گفته‌هاي شريعتي در باره "دموکراسي هدايت شده" راه به "ولايت فقيه" مي‌برند بايد به سه نکته توجه داشته باشند : اول ـ ولي فقيه مشروعيت خود را از "شريعت" و "شرع مقدس"مي گيرد که بنابر تعريف «مجموعه احکامي است که از آسمان فرود آمده» . براين اساس ولايت فقيه ريشه در آسمان دارد. درصورتيکه رهبري انقلابي با انواع مختلفش زميني است. اتفاقاً اختلاف نيروهايي که در پيروزي انقلاب نقش داشتند با پيروان خميني در همين نکته اساسي خلاصه مي‌شد. اين نيروها خميني را همچون يک رهبر سياسي مي‌ديدند که مي‌بايست به ساير نيروها و حقوقشان احترام بگذرد و نقش آنان را ناديده نگيرد. به زعم آنها انقلاب برآيند همسوئي تمامي نيروهاي شرکت کننده در آن بود. ولي پيروان "امام" و روحانيون پيرامونش بر جنبه الهي پيروزي در انقلاب و حق "الهي ـ اسلامي" خميني به عنوان ولي فقيه تأکيد مي‌ورزيدند. در واقع از اين موضع خواستار مرگ براي تمامي مخالفان "ولايت فقيه" مي‌شدند. پس عبور از اهداف انقلاب و رهبري متعهد به اين اهداف يکي از چرخش‌هاي ضد انقلابي(آماج اساسي جنش) بود که تحت لواي "اصل ولايت فقيه" صورت گرفت. بنابراين بي مورد نبايد ايندو را شبيه هم گرفت. اگر انتقادي بر "اصل رهبري انقلابي" وارد است بايد برپايه مباني جامعه شناسانه صورت گيرد نه با همکاسه کردن آن با مقوله‌اي بکلي متنافر. گفتني است که خميني تا آستانه پيروزي از واژه "انقلاب" استفاده نمي‌کرد. علاوه براين دو فرد نقش آفرين در "شوراي انقلاب" يعني مطهري و بهشتي، به شهادت همصنفانشان تا سال 57 اعتقادي به کار سياسي از نوع مبارزه با رژيم شاه نداشتند. چگونه است که اين دست از افراد به يکباره متولي انقلاب مي‌شوند؟ با تعريف "وبر" سه نوع مشروعيت براي قدرت وجود دارد:الف ـ سنتي(پادشاهان و...) ب ـ کاريزماتيک(رهبران انقلابات و...) پ ـ دموکراتيک. اما متأسفانه پيروان خميني نه به مشروعيت دموکراتيک تمکين مي‌کردند و نه به مشرعيت انقلابي. بلکه در عوض با تکيه بر پايگاه "سنتي ـ مذهبي" روي به سرکوب ديگر نيروها آوردند. دوم ـ امامت به روايت حوزوي مبحثي کلامي و متافيزيکي با پارادايم خاص "مدرسي" است که از دسترس بشر عادي بدور است. اما گفتمان شريعتي در باب "امامت" بحثي است جامعه شناسانه و تحليلي، و متعلق به پارادايم علوم اجتماعي که اساساً با روايت حوزوي از يک جنس نيست. سوم ـ مبحث ولايت فقيه نزد خميني هم سرگذشتي دارد. وي تا قبل از تبعيد به عراق، به شهادت منتظري، باوري به آن در اين عصر نداشت. او در دوران تبعيد تلاش مي‌کرد خود را با حرکت نيروي‌هاي مترقي و دانشگاهي هماهنگ کند. هرچند وي در ايران عنايتي به سياسيون مسلماني نظير مهندس بازرگان نداشت و حتي به توصيه علامه طباطبائي در باره بازرگان هم به سختي توجه کرد؛ ولي در عراق توجه خاصي نسبت به مکتوبات مرحوم بازرگان مبذول مي‌داشت. به گواهي برخي از نزديکان خميني، او توصيه ترجمه يکي از کتابهاي بازرگان را به عربي به فردي از روحانيون در لبنان کرد. گويا اين کتاب همان کتاب "عشق و پرستش" باشد. بازرگان در آن سالها در زندان قزل قلعه کتاب ديگري بنام " اسلام مکتب مبارز و مولد" نوشت. که در آن به گونه‌اي پاسخ رقباي مارکسيست را مي‌داد که مدعي بودند اسلام همچون ساير اديان افيون تودههاست و بکار مبارزه نمي‌آيد.بازرگان در صفحه 8 همين کتاب مي‌گويد:«تازه وقتي هم که مي‌خواهيم رسم و روش مبارزه (مبارزه اجتماعي و ايدئولوژيک) را ياد بگيريم سر در کتابهاي و نشريات و سوابق کمونيست‌ها مي‌کنيم. در مکتب آنها مي‌خواهيم تعليمات فکري و حزبي و تشکيلاتي و جنگي بياموزيم. مثل اينکه غير از ماترياليست‌ها و توده ايها هيچ دسته ديگري در دنيا مبارزه فکري(ايدئولوژيک) نکرده اند».خلاصه وي در اين نوشته بر اين نکته پاي مي‌فشرد که هيچ مکتب و آئيني بدون مبارزه کارش از پيش نرفته است، حتي مسيح هم که آنقدر از محبت سخن مي‌گفت وقتي دينش جهانگير شد که مسيحيان به قوه قهريه متوسل شدند. بنظر مي‌رسد درسهاي خميني در نجف براي طلاب محدودش يک سلسله گفتار فقهي در تأييد نظر بازرگان مي‌باشد که ادعا کرده بود اسلام مکتب مبارزه است.در واقع اُس و اساس اين منبرها دعوت دينداران و حوزويان به مبارزه و شرکت در امور اجتماعي و سياسي بود. اين سلسله درسها بعداً توسط جلال الدين فارسي جمع آوري و با نام "حکومت اسلامي" منتشر شد. اين کتاب برخلاف ادعاهاي بعدي اصلا در حد طرح يک مانيفست حکومتي نبود. شاهد اين مدعا طرح پيش نويس قانون اساسي و پذيرش آن از جانب شخص خميني است که در آن هيچ اشاره‌اي به اصل " ولايت فقيه" نشده بود. اصولا مبحث ولايت فقيه هيچگاه در ذهن خميني شکل نهائي بخود نگرفت و هر از چندي براساس "مصلحت نظام"(=حفظ قدرت) در آن دست مي‌بُرد و هر بار هم قيد "الهي" را به آن اطلاق مي‌کرد. بعد از کنار گذاشتن منتظري از منصب قائمقامي ، خميني شرط "مرجعيت" را براي ولايت داشتن حذف کرد و فقط به درجه اجتهاد اکتفا کرد تا بستر را براي حکومت افراد مورد نظرش فراهم کند. و زماني نيز هم جواز تعطيلي اصل بنيادين اديان ابراهيمي يعني "توحيد" را در جهت مصلحت نظام صادر مي‌کرد. در واقع هنوز هم برساخته ولايت فقيه از تناقضات نابود کننده دروني خود رهايي نيافته است و تنها چيزي که از آن به بهترين وجه فهم مي‌شود عبارت است از :"استبداد مطلقه فقيه". مختصر آشنايي با ادبيات شريعتي، ستيز وي را با "استبداد ديني" که چيزي جز استبداد متوليان دين نيست، آشکار مي‌سازد. از منظر شريعتي آنچه که مقبول است آن وجه ستم ستيزي دين در حوزه سياست است. وي دينداران را به نپذيرفتن استبداد از هر نوعش دعوت مي‌کرد و از متوليان و شريعتمداراني که تحت لواي جدايي"دين ازسياست" جامه عافيت به تن کرده و از مسئوليت انساني مبارزه با ستم شاهانه شانه خالي مي‌کردند انتقادهاي گزنده مي‌کرد. اين بهيچوجه به معناي دعوت از روحانيت به حکومت کردن نبود. چون بدترين نوع حکومتها را "حکومت مذهبي روحانيون" مي‌دانست. در اينجا لازمست گفته شود که شريعتي هيچ طرح منسجم، دقيق، مستقل، انديشيده شده و مبسوطي اندر باب حکومت ارائه نداده است. آنچه در اين زمينه از وي بجا مانده، يکسري جهت گيريهاي کلي، حرفهاي پراکنده و به زعم خودش قابل جرح و تعديل ، و چون وچراست. آنچه شريعتي در مورد"دموکراسي هدايت شده" گزارش داده است، بمفهوم مدلي موقتي و نه "الهي" براي جوامع تازه رسته از قيد استعمار مي‌باشد که مي‌توانست در مراحلي براي ديگر کشورهاي مشابه آموزنده باشد. بنابراين مقايسه آن با "نظام مقدس ولايت مطلقه فقيه"!!! مقايسه‌اي مع الفارق است. در اينجا لازم است به سخن"وُلين" نظريه پرداز عرصه تاريخ توجه شود که مي‌گويد تجربه سياسي يک عصر هرگز دقيقاً همچون تجربه نسل ديگر نيست، و نظريه‌هاي سياسي در وهله نخست و بيش از هر چيز متوجه مسائل زمان خود هستند. *ـ چالش سروش با روش شريعتي تحت عنوان "ايدئولوژيک کردن دين" را در ظاهر بايد ذيل چالش «فلسفه» با «جامعه شناسي» جاي داد. اما سروش از منظري کلامي و "فلسفه مدرسي" که نماد وطني آن "مرتضي مطهري" است به مصاف جامعه شناس ايراني مي‌رود. وي جدالي را که در قبل از انقلاب بين مطهري و شريعتي به نفع آخري تمام شده بود از نو آغاز کرد و در بستر و زمينه‌اي (Context) ديگر، مسئوليت تمامي شکست‌هاي روحانيت و کلام فقهي متعلق به آنها را در حوزه اجتماعي و سياسي(= حکومت)بر گردن جامعه شناسي نوبنياد شريعتي انداخت. در اين راستا سروش از دست آورد تمامي نقدهاي مارکسيستي و غير مارکسيستي در دمونيزه و شيطاني کردن واژه "ايدئولوژي" سود بُرد. کار شريعتي با استفاده از متدهاي جامعه شناسانه در مقطع پيش از انقلاب، عقل فقهي حاکم بر "حوزه" را به نقد کشيد. اين روند در صورت عدم گسست مي‌رفت تا حاکميت و اتورينه صنف "روحاني" را در گستره دين و جامعه به چالش بکشد. اما حوادث بعد از انقلاب، مرگ شريعتي و نقدهاي کلامي سروش از يکسو موجب به محاق رفتن روش کار شريعتي شد. و از سوي ديگر نقد نيمه کاره سروش منجر به برون رفت از بحران فکري و اجتماعي موجود نگرديد. سروش در واقع و شايد بخاطر مصالحي، نه الزامات يک نقد فلسفي به "دين موجود" را مي‌پذيرد نه تبحري در نقد جامعه شناسانه دين دارد؛ هر چند ، چند سالي است که حملات گزنده‌اي به حوزويان آغازيده است. بعبارتي همان نقدي را که وي به ذهنيتِ ديني خاتمي دارد به روش کار خود او هم وارد است، آنجا که مي‌گويد خاتمي از تذبذب فکري رنج مي‌برد. سروش عليرغم استعانت از نقدهاي جامعه شناسانه به مقوله «ايدئولوژي»، همچنان برپايه مفاهيم کلامي که خواستگاهي حوزوي دارد به نقد شريعتي پرداخت. کار او در سطحي بالاتر شبيه به چالش ناصر مکارم شيرازي در دهه چهل با تئوري تکامل داروين است. يعني بکار گرفتن گفتمان عهد کهن براي نقد گفتمان عصرنو. اما اين زبان در عمل قاصر است همانطور که مولانا گفت:"قاصر از معني نو حرف کهن". اگر نزد جامعه شناسان نقد مقوله ايدئولوژي در چارچوب مجموعه علوم اجتماعي بکار گرفته مي‌شود، هدف از آن تنقيح هرچه بيشتر آن"مفهوم" است و نه چيزي همچون "رديه نويسي" حوزوي که هيچ کمکي به توليد دانش نمي‌کند(نک. ايدئولوژي و يتوپي،مانهايم). از آنجا که نقد سروش نه برپايه روشها جامعه شناسانه بود و نه در کادر روش شناسي علوم اجتماعي جاي داشت، و حتي نه يک نقد ناب فلسفي بود، در نتيجه نه تنها نتوانست آنچنان که بايد کارساز باشد، بلکه بر فضاي سردرگمي موجود هم افزود. بطور کلي اين نقد ممزوجي از "کلام" و تزييناتي رتوريک از حوزه علوم اجتماعي است. به سخني ديگر نقد وي از شريعتي، نقديست "سياسي[بمفهوم وطني] ـ کلامي". از منظر جامعه شناسانه اتفاقاً مي‌توان ادعا کرد که پروژه شريعتي که همان نقد "دين موجود" در ايران است، پروژه ايست ناتمام که جامعه استحمارزده ما بيش از پيش نيازمند پيگيري آنست. اکنون که آن «مثلثِ شوم» يکضلعي شده و به تعبير برخي از سياسيون ايران تبديل به "خرطوم فيل" گشته که در تمام عرصه‌ها حضوري نفس گير پيدا کرده است؛ پروژه نقد"دين موجود" در سپهر تئوريک و پراتيک، امري حياتي تر از گذشته مي‌باشد. البته نقد سازنده و دورانساز مي‌تواند مفيد واقع شود نه گفتارهاي سرگرم کننده ، تزييني و فخر فروشي‌هاي عُلمايي. لازم به گفتن نيست که اين امر هم مستلزم خطر کردن است. جان او آتش فروز و شعله خوار / جان ما افسرده از اين هردو کار *ـ بعضاً ادعا مي‌شود که شريعتي و مخاطبينش همديگر را درک نمي‌کردند و "هرکسي از ظن خود " يار ديگري شده بود. طبق اين ادعا شريعتي مخالف تحولات بنيادي(=انقلاب) بود ولي مخاطبينش از هر گفته او "قوموا"(1) استنباط مي‌کردند. اما شواهد نشان مي‌دهد که بر عکس قرآن که از دست مخاطبينش مي‌نالد و مي‌گويد:"و قال الرسول ياربّ إنّ قومي اتخذوا هذا القرآن مهجورا"(و پيامبر گفت پروردگارا قومم اين خواندني را در نمي‌يابند. سوره فرقان آيه 30)، جايي در آثار شريعتي مکتوب نيست که نسلي که دل وجان به سخن وي داده اند آدمهاي کودن و نفهمي هستند. بلکه او ظرافتِ فهم و دقت اين نسل غير قالبي را که به قوالب و قوافي تمکين نکرده اند مي‌ستايد و از هوشياري آنها ذوق زده مي‌شود. باري، زبان حال شريعتي در باره مخاطبينش بيانگر بيت زير نبود: معرفت نيست در اين قوم خدايا مددي / تابرم گوهر خود را به خريدار دگر اتفاقاً آن نسل به درستي دو بُعد مهم زور ستيزي(استبداد) و تزوير ستيزي(=روحانيت) انديشه اورا درک کرده بودند. شريعتي برخلاف قول قائلون، مخالف انقلاب نبود بلکه در استراتژي‌هاي قيام در آن عصر چون و چرا مي‌کرد و براي باروري پراتيک اجتماعي کار تئوريک مي‌کرد. شريعتي هم از قرآن آموزه پيوند ارگانيکِ "ايمان و عمل" را آموخته بود، و هم از تجربه روشنفکري فرانسه به راهکار توأمان "پراتيک ـ تئوريک" دست يافته بود. او "آرمان" را چون ستاره‌اي درخشان در آسمان "تجربه" مي‌خواست. تجربه کردن را بسترساز آگاهي مي‌دانست. او مخاطبين خود را به آزمودن و "نماندن" فرا مي‌خواند و واضح است که هر کنشي درصدي از خطر کردن بهمراه دارد. *ـ فهم انديشه‌هاي اجتماعي بگونه‌اي انتزاعي نه تنها در مورد انديشه شريعتي بلکه در مورد هر متفکري با متدهاي دانش جامعه شناسي سازگار نيست.براين مبنا شريعتي را بايد در ميانه ميدان چالشهايش فهميد. کساني که شريعتي را فارغ از عرصه مبارزه و درگيريهاي اجتماعي مي‌خواهند و يا مي‌جويند راهي جز تجزيه شخصيت "واحد" او در پيش رو ندارند. با اين شيوه مي‌شود از اجزاء او سخن گفت و بسيار هم گفت و به تجليل از همين جسد تکه پاره پرداخت بدون اينکه به دغدغه‌هاي انساني وي اشاره‌اي کرد و از "چه بايدکردهايش"سخني به ميان آورد. نزد شريعتي"سياست تجليل" از يک انديشه به قصد تخريب آن، پليد ترين شيوه تاريخي تزويرگران است. تا کنون چند رويکرد کلي نسبت به انديشه شريعتي بوجود آمده است: رويکرد تخريب، رويکرد تحريف، رويکرد تقليل و اخيراً رويکرد تجليل. اما رويکرد وي به مسائل چگونه بود؟ به نظر نگارنده اين سطور آنرا رويهمرفته رويکردي:"تحقيقي، تکميلي، تجربي" مي‌توان ناميد. براين اساس شريعتي ميانه خوشي با دگماتيسم نداشت و تقريباً از متدهاي مختلف براي بررسي موضوعات سود مي‌بُرد بدون اينکه از آنها "بُت" به سازد. بکلامي ديگر وي صاحب نگاهي متحول و ديناميک بود. او انديشه را در قالب ساختارهاي زباني محبوس نمي‌نمود و "واژه"ها را عقيم نمي‌کرد و يا از آنها نسق نمي‌کشيد. شريعتي از جمله كساني است كه همچون گئورگ زيمل جامعه شناس آلماني به سختي در يك قالب نظام‌مند و منسجم كار كرده و اين امر، نشان دهنده تأثير‌پذيري وي از افراد مختلف در حوزه‌هاي مختلف است و به‌تبع آن اشخاص ديگري هم در حوزه‌هاي متمايز ديگري از او تأثير پذيرفته‌اند. *ـ پيام توحيدي پيامبر با يک شعار اصلي آغاز شد که همان فراز مشهور"قولوا لا اله الله تفلحوا" است. جنبش ضد «کنز» ابوذر نيز متکي بر يک آيه از شش هزار و اندي آيه قرآن بود. چون هر دوراني نيازهاي اساسي خود را دارد و معمولا گفته مي‌شود جنبشهايي شانس پيروزي بيشتري را دارند که شعار آنها مخرج مشترک خواست عموم باشد. براين مبنا در تاريخ جنبش‌ها، برخي از آنها را "تک شعاري" برآورد مي‌کنند. در اين عصر هرچند معضلات جامعه ما بسيار است و تلاشي همه جانبه لازم است تا وضعيت موجود متحول شود؛ اما آنچه که بيش از همه آزار دهنده و جانکاه است، فرهنگ و انديشه «ولايت مآبي» است که يکي از موانع بزرگ در راه رسيدن به جامعه‌اي دموکراتيک مي‌باشد. در اين مسير نقدهاي شريعتي از نهاد "روحانيت" و ارائه تز «اسلام منهاي روحانيت» مي‌تواند در عرصه اجتماعي ، فرهنگي و سياسي آموزنده و راهگشا باشد. البته اشاراتي در تأييد برخي از روحانيون آن عصر در آثار مکتوب شريعتي پيدا مي‌شود ولي خط کلي و آنچه که از آن مي‌توان به عنوان قاعده فکري شريعتي نامبرد، مخالفت با نهاد روحانيت و الغاي چنين نهادي است. گفتني است که اگر شريعتي تأييدي کرده است منظور او بيشتر حمايت از "جامعه‌اي علمي" که مي‌تواند در حوزه فکر ديني کار تحقيقي و علمي داشته باشد بوده است و نه بيشتر. مهندس بازرگان مي‌گويد:دکتر شريعتي وقتي حرف از اسلام منهاي روحانيت مي‌زند مرتکب ذنب لايغفري مي‌شود که همه روحانيت را عليه خود بر مي‌انگيزاند. و چون به اعتقاد و بنا به مصالح آقايان " اسلام مساوي است با روحانيت " يکي از افاضل معروف و از معاودين عراق حکم " اَعدي عدوّ اسلام " (= دشمن ترين دشمن اسلام)را درباره او صادر مي‌نمايد.[مقدمه کتاب شخصيت و انديشه دکتر علي شريعتي- به کوشش جعفر سعيدي] يادآوري اين نکته شايد ضروري باشد که تا هنگامي که در صحنه تضادهاي اجتماعي ايران جابجايي اساسي رخ نداده باشد که گفتمان مربوط به چالشهاي عهد شريعتي را منسوخ کند، نقدهاي وي همچنان مطرح باقي خواهند ماند. از ديدگاه اصلاح طلبان حکومتي،ايده‌هاي شريعتي مربوط به دوران "تأسيس" است در نتيجه درخور و مناسب عصر "استقرار" نظام اسلامي نيستند.اما واقعيتهاي هر روزه زندگي اجتماعي نشان مي‌دهند که اين مدعا لنگري در واقعيتِ اجتماعي ندارد. استقرار در جهان امروز با ضريب ِدموکراسي تعريف مي‌شود.در جوامع دموکراتيک که دغدغه «stability=استقرار» دارند تلاش مي‌شود که درجه اين ضريب را افزايش دهند. با اين تفصيل آيا مي‌توان گفت جامعه ما به استقرار دست يافته است؟ اگر "استقرار " را به "استعباد" تعبير نکنيم، پاسخ منفي خواهد بود. البته بايد از حساسيتهاي مخالفان شريعتي آموخت که تيزي پيام او در چه جنبه‌هايي بارزتر است. خميني در آستانه اولين روزهاي پيروز انقلاب به دو جنبه انديشه شريعتي حساسيتي خاص نشان داد:الف ـ تز اسلام منهاي روحانيت، که در اين رابطه گفت اين شعاري استعماري است. ب ـ دفاع بي چون و چرا از سمبل تشيع حاکم ، علامه مجلسي. *ـ شايد بشود گفت که براي عبور از "عصر نازائي ملي" و ورود به دوران "تمدن سازي"هنوز پروژه شريعتي از ظرفيتهاي بالائي بخوردار است. پروژه او بلحاظ ملي به همه انرژيهاي متراکم در همه دوره‌هاي تاريخي اين ملت اشاره دارد. "هويتِ ملي" در انديشه‌هاي شريعتي نژاد پرستانه نيست وبا تحقير "غير" شکل نمي‌گيرد. اين هويت سيمايي انساني دارد و از اين دريچه به جهان مي‌نگرد و مشتاق شناختن، آموختن و حرمت نگاهداشتن است. *ـ موضع روشنفکرانه شريعتي به تفصيل در نوشته‌هايش موجود است. وي تعريف خاص خود را از روشنفکر و مسئوليتهاي آن دارد. بحث حول اين مفهوم در جامعه کنوني ايران از زواياي مختلف مطرح است و هر جرياني تعريف خود را از آن ارائه مي‌دهد. اما شريعتي صرفنظر از قضاوتهاي ارزشي، از ايستار "انسان خودآگاه" و نه "انسان آکادميک" به توضيح وظايف و مسئوليتهاي روشنفکر مي‌پردازد. او روشنفکر را در چالش با نهادهاي متنوع قدرت مي‌بيند و اورا در مسند "قدرت" نمي‌خواهد. چون به تعبير شريعتي روشنفکران بدترين حکومتگرانند. براين مبنا شريعتي بر زانوي هيچ قدرتي نه نشست و توجيه گر هيچ قدرتمندي نبود. بعبارتي شرح حال او مصداق اين سخن سعديست:"نه خداوند رعيت نه غلام شهريارم". منبع: ايران امروز

پرچم شیطان

2007/08/19, 07:26:16 ق.ظGo to full article
بی شعور! بی شعور خودتی! توئی! می گم خودتی! بابای تو سپور شهرداری یه! عوضش ما ماشین پیکان جوانان داریم، بابای خودت چی که کفشش پاره اس! بابای من صد تا کفش داره، تازه عموی منم خارجه! عوضش عموی تو کچله، ولی عموی من شیرینی فروشی داره! عموی من اصلا کچل نیست، کلاهش اون جوری یه! عموت کچله! عموی تو صهیونیسته! عوضش داداش تو تروریسته، تازه زندونش هم کردن! باشه که عموی من زندونی یه، از صهیونیست که بهتره!.... po_nabavi_01.jpg بی شعور! بی شعور خودتی! توئی! می گم خودتی! بابای تو سپور شهرداری یه! عوضش ما ماشین پیکان جوانان داریم، بابای خودت چی که کفشش پاره اس! بابای من صد تا کفش داره، تازه عموی منم خارجه! عوضش عموی تو کچله، ولی عموی من شیرینی فروشی داره! عموی من اصلا کچل نیست، کلاهش اون جوری یه! عموت کچله! عموی تو صهیونیسته! عوضش داداش تو تروریسته، تازه زندونش هم کردن! باشه که عموی من زندونی یه، از صهیونیست که بهتره!.... به این بازی های بچه ها دقت کردید؟ احمدی نژاد گفت: « اسرائیل پرچم شیطان است.» آمریکا هم گفت: ایران در ترورهای عراق نقش دارد. احمدی نژاد هم گفت: « ریشه تفرقه در جهان اسلام خارجی است.» آگاهان سایر موارد خارجی را در ایران و جهان اسلام توضیح دادند: - ریشه افزایش قیمت مسکن خارجی است. - مطبوعات و رسانه های ایران با پول خارجی ها حمایت می شود. - ریشه مخالفت زنان ایران با حقوق خانواده به استکبار هلند مربوط است. - علت راه نیفتادن نیروگاه بوشهر به روسیه مربوط است. - علت تجاوز برخی لات های شهرضا ماهواره های استکباری ترک تبار آمریکایی است. - علت مشکلات و محدودیت های علمی و تحقیقاتی ما استکبار جهانی است. - دشمنان دولت خاتمی و هاشمی و بنی صدر و بازرگان و شاه و مصدق و رضا شاه و قاجار را اداره می کردند. نتیجه گیری: ما مردم بوق هستیم. افتخارات تروریستی من که زبانم مو درآورد بس که گفتم. بالاخره یک سال دیگر یا من شرمنده اخلاق اسلامی شما هستم، یا شما شرمنده اخلاق مزخرف من. واقعا این آقایان عزیز فکر می کنند قضیه شوخی است و این آمریکایی ها دارند گل کوچک یا فوتبال سالنی بازی می کنند، آخرش هم یا ما می بریم که نوشابه مفتی آنها را می خوریم، یا می بازیم که برای شان کانادا می خریم کوفت شان بشود. واقعا فکر می کنند بازی بازی است، حالا خوب است سمت راست مان یک حکومت کله خر مثل طالبان آب شد و رفت توی غار یا زیر زمین و اثری از آثارش نماند و سمت چپ مان هم یک صدام حسین با آن همه مجسمه و اهن و تلپ را از توی سوراخ موش کشیدند بیرون. و نکته اینکه هر دوتاشان وقت داشتند که قضیه را آرام جمع و جور کنند، چنانکه بشار اسد، شب اگر خواب مرحوم ابوی را نبیند یا صبح اگر احمدی نژاد به او تلفن نزند، بالاخره یکی به میخ یکی به نعل خودش را وسط این بمب و خمپاره یک جوری به خانه می رساند که زنده بماند. اما این دوستان ما اصلا انگار نه انگار. به دنبال احتمال اعلام اسامی رهبران کشور در قطعنامه بعدی ماه سپتامبر شورای امنیت سازمان ملل که توسط فرانسه پیشنهاد داده شده و هنوز کسی به سفارت مذکور کاری نداشته، و به دنبال احتمال اعلام نام سپاه پاسداران به عنوان یک گروه تروریست، حجت الاسلام سید احمد خاتمی امام جمعه پهناور تهران، گفت: « این افتخار است که آمریکا سپاه را تروریست بخواند.» آگاهان توضیح دادند که البته افتخار دارد، ولی یک دردسرهایی هم دارد که ناجور است. فقط همین مان مانده که پلیس در تمام دنیا بریزد در سفارتخانه های ایران و ماموران سفارتخانه ها را به عنوان اعضای سپاه ببرند مسافرت غیر علمی. ظاهرا قرار است سفرا و کارداران مرتبط با سپاه که در چند سفارتخانه چنین افرادی نیستند، به ایران برگردند. البته، دیروز در سقوط یک فروند هلیکوپتر سپاه، شش نفر از نیروهای نظامی کشته شدند. آگاهان پیشنهاد کردند که سپاه یکی از این دو کار را بکند، یا بگذارند که آمریکا پاسداران را دستگیر کند، یا با هلیکوپتر پرواز کنند. چون اگر همینطور پیش برود و این قطعنامه تا سه ماه دیگر تصویب نشود، دیگر کسی برای دستگیر شدن باقی نمی ماند. حرف از سه ماه بعد شد، این وزیر نفت سابق هم چه دل خوشی دارد، گفت: « اگر فکری به حال انرژی نکنیم، تا 15 سال آینده با فاجعه روبه رو خواهیم شد.» آگاهان گفتند: حالا کو تا 15 سال آینده؟ یکی از آگاهان مسائل نفتی اعلام کرد که در حال حاضر به دلیل بی برنامه گی در مورد رسیدگی به منابع نفتی « نفت ایران به دلیل عدم تزریق به موقع گاز در برخی میادین نفتی مدفون شد.» فعلا که وزیر نفت رفته خانه شان، از وزیر صنایع هم خبری نیست، قرار است شیبانی، رئیس کل بانک مرکزی هم تا دو سه روز دیگر به دلیل اشتباهات احمدی نژاد در سیاست خارجی برکنار شود. چه شجاعتی! چه قدرتی! موسی قربانی نژاد، یکی از شخصیت های مصرف کننده و يا تولید کننده دستمال در مجلس گفت: « ترمیم کابینه کار شجاعانه ای بود.» آگاهان سایر کارهای شجاعانه دولت در ماههای گذشته را به این شرح اعلام کردند: اول: حضور رئیس جمهور و دعوت همه جهان به اسلام کار بسیار شجاعانه ای بود که باعث شد رابطه ما با 40 درصد جهان به هم بریزد. دوم: اعلام موضع رئیس جمهور در مورد هولوکاست یک اقدام شجاعانه دیگر بود که تا به حال ده میلیارد دلاری خرج مان شده است. سوم: سفرهای شهرستانی رئیس جمهور یکی از شجاعانه ترین کارهای دولت احمدی نژاد بود که باعث شده که ملت ایران به این شجاعت پی برده و فعلا هشتاد درصد وعده های استانی عمل نشده و مردم از شجاعت رئیس جمهور که با وجود عمل نکردن به وعده هایش باز هم وعده می دهد، دهان شان چنان باز مانده که فک شان جر خورده است. چهارم: یکی از شجاعانه ترین اقدامات دولت این بود که با وجود اینکه بانک مرکزی اعلام کرد که نرخ تورم 17 درصد است، دولت اعلام کرد نرخ تورم 13 درصد است و با وجود اینکه مردم گوجه فرنگی را می خریدند 3200 تومان، رئیس جمهور اعلام کرد گوجه فرنگی 1500 تومان است و تا کنون هیچ رئیس جمهوری در جهان تا این حد شجاعت نداشت که وسط مردمک چشم مردم نگاه کند و حقیقت را بگوید. پنجم: چند شجاعت بزرگ دیگر دولت یکی در اقلید بود که رئیس جمهور با شجاعت تمام موضع گرفت و در یک هفته 45 نفر زخمی و کشته شدند، یکی در ماجرای سوخت بود که 13 پمپ بنزین آتش گرفت و تعدادی اعدام شدند و اصولا رئیس جمهور شجاعی داریم. ششم: همین که کسی رئیس جمهور باشد و حرفی را زده باشد که همه مردم شنیده باشند و بعد بگوید که من چنین حرفی نزدم، واقعا اقدام شجاعانه ای است. همه مخالفان رئیس جمهور همین طوری خوب است، دست نزنید. بگذارید بازی به همین شکل ادامه پیدا کند. فعلا دولت مورد انتقاد همه دوستان و دشمنان قرار گرفته و یواش یواش افتاده به خودزنی. فکر می کنم اگر اوضاع چنین برود که دارد می رود، رئیس جمهور کلیه وزرا را مرخص کند، سرپرستی همه وزارتخانه ها را خودش عهده دار شود، 36 تا شورای تصمیم گیری را یکی پس از دیگری منحل کند. سخنگوی دولت را هم بفرستند لای دست شمسی پهلوون که با هم کشتی بگیرند. خودش می ماند و علی و حوضش. از یک طرف مجلس خبرگان باید تشکیل شود برای تعیین جانشین مرحوم مشکینی که تا اطلاع ثانوی خبری نیست و از ترس ریاست هاشمی اجتماع بیش از دو نفر از خبرگان توی یک اتاق ممنوع است. خاتمی هم دارد پرونده دار می شود و بعید نیست که همین روزها بفرستندش انفرادی و یک دفعه دیدی بعد از سه ماه بیرون آمد و اعتراف کرد که مصباح یزدی است. آیت الله شاهرودی هم توپخانه را رو به دولت گرفته و شلیک می کند و یکی از همین روزهاست که قاضی مرتضوی با حکم معاون هنری احمدی نژاد، شاهرودی را دستگیر و بریا بازجویی به روزنامه کیهان ببرد. هاشمی رفسنجانی هم که زیر آتش خمپاره کیهان است. دعوا با احمدی نژاد به سطوح بالا کشیده شده و خاتمی و هاشمی و شاهرودی هر سه آمده اند وسط دعوا. بعد از انتقاد شدید اللحن هاشمی شاهرودی از دولت احمدی نژاد، معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهوربی خیالی طی کرد و گفت: « انتقاد آیت الله شاهرودی، پیش از آنکه بر دولت نهم وارد باشد، ناشی از روندهای دولت های قبلی است.» یعنی که منظور ما نیستیم، اما بامزه این که روزنامه « نان به نرخ روز خور» سیاست روز، در یک حمله بی سابقه به رئیس قوه قضائیه که به دلیل انتقاد وی از دولت صورت گرفته است، قوه قضائیه را بدتر از ویرانه خواند و اعلام فرافکنی رئیس قوه قضائیه را کرد. از طرف دیگر جلد چهارم خاطرات هاشمی منتشر شد که در آن « نظر مخالف آیت الله خمینی نسبت به دائمی بودن رهبری » گفته شده و نظر موافق آیت الله خمینی در مورد حذف شعار « مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی» در سال 1364 اعلام شد. از آن طرف سایت احمدی نژاد خواستار برخورد با هاشمی رفسنجانی شد. خاتمی هم که تکلیفش معلوم است، وقتی شاهرودی و هاشمی را به توپ می بندند، لابد خاتمی را هم می اندازند ته چاه. البته خاتمی گفت: « من از اسلامی دفاع می کنم که برای آزادی احترام قائل است.» آگاهان گفتند، ما این بنده خدا را خیلی وقت است ندیدیم، انشاء الله تشریف بیاورند، چشم. خاتمی این وسط یک پشت چشم هم نازک کرد و یک قهر مخفی لایتی کرد و گفت: « عطای قدرت را به لقایش بخشیدم تا قدرتمندان احساس نکنند که مزاحم آنها هستم.» منتهی وسط کار دوباره همان بازی بازی های قدیمی صادر شده و اعلام شد: « به انقلاب و اسلام پشت نخواهم کرد.» آگاهان از آقای خاتمی خواستند با این وضع خطرناک اصلا به انقلاب و اسلام پشت نکند که اینها رحم و مروت سرشان نمی شود. مرتضی حاجی هم وعده سرانتخابات صادر کرد و گفت: « ملت، پاسخ مخالفان خاتمی را می دهد.»

صندلی مصدق

2007/08/19, 07:26:16 ق.ظGo to full article
car_2007_18augb.jpg

اعلان جنگ غيرمستقيم به ايران

2007/08/19, 07:26:16 ق.ظGo to full article
اميدمعماريان "گنجاندن نام سپاه درليست سازمان هاي تروريستي اعلان جنگ غيرمستقيم آمريکاعليه ايران است." صادق زيبا کلام استاد علوم سياسي دانشگاه تهران، ضمن اعلام اين مطلب درگفت وگو با روز از دليل عدم استقبال مقامات تهران و واشنگتن ازپيشنهاد شاخه زيتون هاشمي رفسنجاني براي مذاکره با آمريکا وهمچنين تبعات اقدام نظامي عليه ايران سخن گفته است. گفت وگو با اين تحليلگرسياسي را درزيرمي خوانيد. zibakalam.jpg اميدمعماريان "گنجاندن نام سپاه درليست سازمان هاي تروريستي اعلان جنگ غيرمستقيم آمريکاعليه ايران است." صادق زيبا کلام استاد علوم سياسي دانشگاه تهران، ضمن اعلام اين مطلب درگفت وگو با روز از دليل عدم استقبال مقامات تهران و واشنگتن ازپيشنهاد شاخه زيتون هاشمي رفسنجاني براي مذاکره با آمريکا وهمچنين تبعات اقدام نظامي عليه ايران سخن گفته است. گفت وگو با اين تحليلگرسياسي را درزيرمي خوانيد. طي دوسال گذشته پرونده ايران از آژانس به شوراي امنيت رفته، دو قطعنامه عليه کشورصادرشده، محدوديت هاي اقتصادي افزايش يافته و تلاش مي شود تا ايران ازدوستان سنتي خود دورشود. از طرف ديگر به نظر مي رسد اينک فشار بر روي ايران از "مساله هسته اي" به موضوع "جنگ عليه تروريسم" تغيير جهت يافته تا آمريکا توانايي مانوربيشتري براي عمل داشته باشد. با اين تحليل موافقيد؟ به هرحال به نظر مي رسد آمريکا به جز پرونده هسته اي درجبهه ها وخاکريزهاي ديگر هم ايران را مورد چالش قرارمي دهد. اما سئوال اين است که اگر دربرنامه هسته اي به توافقي با غرب برسيم آيا اين فشارها کاهش پيدا خواهد کرد يانه؟ به عبارت ديگر آيا قراردادن سپاه پاسداران درليست سازمان هاي تروريستي صرفا فشاري براي انعطاف نشان دادن ايران دربحث هسته اي است يا اينکه حتي اگرما دربحث هسته اي انعطاف نشان بدهيم اين فشار همچنان ادامه پيدا خواهد کرد؟ من معتقدم همه اينها به خاطر مسائل هسته اي است واگرما درخصوص پرونده هسته اي بتوانيم با غرب به يک توافق هايي برسيم اين فشارها کاهش پيدا خواهد کرد. اين فرضيه شما بر چه شاهدي استواراست؟ من معتقدم اگر ما درخصوص پرونده هسته اي به توافقي برسيم به تدريج شاهد کاهش فشارها درقسمت هاي ديگر هم خواهيم بود. اين ادعاها قبلا هم مطرح شده، اما به نظر من مساله اساسي وبنيادي همان مساله هسته اي است. اگردراين زمينه توافقي صورت گيرد ، درخصوص موضوع عراق هم به توافقاتي با آمريکايي ها خواهيم رسيد و از بار سنگين ديگر مسائل، مانند گذاشتن نام سپاه در ليست سازمان هاي تروريستي، کاسته خواهد شد. اما ظاهرا مذاکراتي هم که درعراق صورت گرفته ، خيلي نتوانسته اميدواري ايجاد کند و يخي را ترک بدهد. اين است که اگرملاک مذاکرات عراق باشد، اين مذاکرات کمکي به ايراني ها وآمريکايي ها درجهت کاهش نمي کند.. بنابراين آمريکايي ها همچنان به فشارهاي خود عليه ايران ادامه خواهند داد. به مجرد اينکه گزارش جديد بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي، بعد ازبازديد ازتاسيسات اصفهان واراک وسايرمناطق ايران ارائه شود، آمريکايي هاي سعي خواهند کرد قطعنامه سوم را عليه ايران تصويب کنند. طي روزهاي گذشته تحليلي بوده است مبني براينکه اقدام آمريکا براي اعلام نام سپاه دربين سازمان هاي تروريستي اقدامي تند وتحريک آميز است واساسا نوع وماهيت اين کاربا مجموعه اقداماتي که آمريکا عليه ايران انجام داده، متفاوت است. يعني به نظر مي رسد بخش نئوکان دستگاه بوش عملا يک گام جدي درجهت جامه عمل پوشاندن به دستورکاري که دنبال مي کند برداشته است. آيا مي توان چنين تصميمي را نتيجه اين دانست که طرفداران مذاکره درواشنگتن، پس از بي حاصل بودن مذاکرات دائمي ايران باغرب، تضعيف شده اند؟* آنچه مسلم است وجود دوجريان مختلف درحاکميت آمريکاست. يکي جناحي که خواهان برخورد راديکال وتند با ايران است وجناحي که معتقد است از طريق مذاکره و مصالحه شايد بشود با ايران به يک نتيجه گيري رسيد وبه علاوه مطمئن نيست که برخورد راديکال و تند با ايران، آمريکا را به اهداف خودش برساند. چرا که هرنوع برخورد تند باايران - حداقل درکوتاه مدت- باعث وخيم شدن بحران درمنطقه خواهد شد وجريان هاي راديکال درايران دست بالا را پيدا مي کنند و قدرت شان از آن چيزي که امروز هست بيشتر مي شود. مجموعه اينها هم درحقيقت نه به نفع ثبات درمنطقه است نه به نفع پيشبرد دموکراسي درمنطقه . بنابراين سياست رويارويي جدي با ايران سياستي نيست که مورد اجماع همه مقامات عالي رتبه آمريکايي وساير کشورهاي غربي باشد. با اين وجود اگر نام سپاه درليست سازمان هاي تروريستي گذاشته شود، آمريکا همان رفتاري را با آن خواهد کرد که الان با گروه هايي مانند القاعده ويا حماس مي کند. حال با توجه به اينکه سپاه بخشي از نيروهاي نظامي رسمي کشوراست، چنين اقدامي بسيارتحريک آميز خواهد بود ... من معتقدم اين نوع سياست و تاکتيک اگر عملي شود درحقيقت به معناي اعلان جنگ غيرمستقيم به جمهوري اسلامي ايران ازسوي آمريکا خواهد بود. البته ممکن است جريان ها ومراکز قدرتي هم درآمريکا باشند که بخواهند اگر سپاه را عراق وافغانستان ديدند با آن برخورد بکنند. مقاله هاي نيويورک تايمز وواشنگتن پست زماني منتشر شد که هفته پيش ازآن آقاي هاشمي رفسنجاني درنماز جمعه تهران پيشنهاد مذاکره درهمه سطوح را مطرح کرده بود... متاسفانه نه درداخل کشورونه درواشنگتن استقبالي ازشاخه زيتون آقاي هاشمي نشد. استدلال آقاي هاشمي هم اين است که بالاخره شترسواري دولا دولا نمي شود. اگر قراراست با آمريکايي ها مذاکره بکنيم، اسمش مذاکره است. مذاکره، مذاکره است. اينکه ما حالا بگوييم داريم درخصوص بحث عراق يا بحث هسته اي يا همکاري هايمان درفلسطين مذاکره مي کنيم، اينها ديگر مهم نيست. آنچه درزمان اصول گرايان اتفاق افتاد اين بود که براي نخستين بار بعد ازپيروزي انقلاب اسلامي ما با آمريکايي ها نشستيم و مستقيم، صريح وعلني مذاکره کرديم. آقاي هاشمي مي گويد حالا که اين تابوشکسته شده، خوب بنشينيد درمورد ساير مسائل فيمابين هم با آمريکا مذاکره کنيد وايران ومنطقه را ازاين حالت بحران وتنشي که وجود دارد خارج کنيد. اين پيشنهاد، برخلاف پيشنهاد سال 2003 که توسط ديپلمات هاي ايران به صورت محرمانه با ديپلمات هاي آمريکايي مطرح شده بود، بي پرده مطرح شد. چرامورد استقبال واقع نشد؟ من فکر مي کنم دليلش اين است که اگر آمريکايي ها به اين پيشنهاد جواب مثبت مي دادند اين از سوي ايراني ها به عقب نشيني تلقي مي شد؛ اگر هم دولت ايران توافقي نشان مي داد از آن برداشت نرمش وعقب نشيني درمقابل آمريکا مي شد. بنابراين هم آمريکايي ها وهم اصول گراها براي اينکه نشان بدهند جا نزده اند واهل عقب نشيني نيستند، سعي کردند پيشنهاد آقاي رفسنجاني راناديده بگيرند. آمريکايي ها چرا بايد فکر کنند دارند عقب نشيني مي کنند با توجه به اينکه پينشهاد را طرف ايراني مطرح کرده است؟ چون آمريکايي ها اعتقاد ندارند که آقاي هاشمي رفسنجاني درحال حاضر ازقدرت، اقتدار ونفوذ کافي برخوردار باشد. به نظر آنها اگر او شاخه زيتون به دستش بگيرد به معناي اين خواهد بود که رهبري نظام به صورت کلي اين شاخه زيتون را دردست دارد. يعني امکان دارد که آقاي هاشمي پيشنهاد گفت وگوبا آمريکا درهمه سطوح را مطرح کند بدون اينکه هيچ هماهنگي صورت گرفته باشد؟ دقيقا، بله. من معتقدم که هيچ هماهنگي با بخش هاي ديگر ومراکز ديگر قدرت صورت نگرفته بود واين نظر شخص آقاي هاشمي رفسنجاني بود وبيشتر يک دعوت و پيشنهاد بود تا اعلام يک سياست رسمي از جانب ايران. چطور امکان دارد که درچنين سطحي ايشان حرفي را به صورت شخصي بزند؟ به نظر من ايشان مي تواند به عنوان يکي ازمسئولين بلندپايه نظام نظرش را بگويد. چنانکه درآمريکا هم درخصوص برخورد با ايران نظرات مختلفي وجود دارد. معتقدم پيشنهاد آقاي هاشمي را نبايد موضع رسمي نظام تلقي کرد. به هرحال مي خواستند به اصول گرايان بگويند شما که با گفت وگو و مذاکره با آمريکا مخالف بوديد، حالا که داريد اين مذاکره را انجام مي دهيد، چه اشکالي دارد که جدا ازعراق راجع به مشکلات ومسائل ديگري که بين دوکشور است هم با همديگر صحبت کنيد. آيا مي توان اينگونه برداشت کرد که بي توجهي حتي به چنين پيشنهادي حاکي ازآن است که تصميم گيران درواشنگتن، تصميم خود را گرفته اند و تقديم شاخه زيتون هم آنهارااز برنامه اي که درپيش دارند منصرف نمي کند؟ نه، من به اين معتقد نيستم. چيزي که مي خواهم بگويم اين است که به هرحال آمريکايي ها انتظار بيش ازاين را دارند. انتظارشان اين است که ببينند پشت حرف آقاي هاشمي موافقت رهبر يا يک اعلام موضع جديد قطعي ازسوي ايران است يا نه. آينده نشان خواهد داد که اين موضوع يک اظهارنظرشخصي بوده يا يک سياست کلي نظام. تا الان که به نظر مي رسد پيشنهاد آقاي هاشمي اعلام يک سياست جديد ازسوي ايران نيست وبيشتر نظرات خود وي است. حالا ممکن است درآينده افراد ديگري هم به اين نظر بپيوندند وازآن پشتيباني کنند مانند مجلس ودولت ونهايتا آنچه آقاي هاشمي گفته بدل به سياست رسمي دولت ايران شود. مقامات ايراني هم ظاهرا ازکنارپيشنهاد آقاي هاشمي گذشته اند؟ آنها منتظر هستند ببينند واکنش آمريکايي هاچيست. واکنش آمريکايي ها تا به حال مثبت نبوده وايراني ها نگران اين هستند که اگر گام هاي ديگري هم جلو بيايند و واکنش آمريکا مثبت نباشد آن وقت اين به عنوان نقطه ضعف ايران تلقي بشود. البته برخي ازمسئولان آمريکايي گفته اند بايد اين پيشنهاد را جدي گرفت اما رسما واکنشي نشان نداده اند. درخصوص احتمال گنجاندن نام سپاه درليست سازمان هاي تروريستي، مقامات ايراني هم سکوت کرده اند. اينکه واکنشي نشان نداده اند طبيعي است. خوب چه بگويند؟ بگويند ما ازاين مساله استقبال مي کنيم؟ چون قدرمسلم اين است که به دنبال بحران نيستيم واز چنين وضعيتي استقبال نمي کنيم. درعين حال مخالفت هم نکردند چون مخالفتشان معني ندارد چرا که اين سياستي است که دولت آمريکا درپيش گرفته. ولي من معتقدم مي توانستند واکنش ديگري نشان بدهند وآن اينکه درمجامع بين المللي روي اين مساله کارمي کردند که آمريکا درحالي که دارد درعراق مذاکره مي کند، نمي خواهد جدي بنشيند ومذاکره کند؛ در حالي که ما مي خواهيم مذاکره کنيم وشاخه زيتون دردست داريم.

وزارت اطلاعات: قاضي را عصباني نکنيد

2007/08/19, 07:26:16 ق.ظGo to full article
ابراهيم شريف درپي افشاي رفتارهاي غيرقانوني و خشن تيم بازجوي دانشجويان پلي تکنيک توسط خانواده ها و خود دانشجويان، وزارت اطلاعات با احضار آنان تهديد کرد که "قاضي پرونده را عصباني نکنيد". خبرنامه اينترنتي دانشگاه اميرکبير ديروز با انتشار اين مطلب از احتمال اعمال فشار بيشتر بر بازداشت شدگان در پي افشاگري هاي اخير خبر داد. ابراهيم شريف درپي افشاي رفتارهاي غيرقانوني و خشن تيم بازجوي دانشجويان پلي تکنيک توسط خانواده ها و خود دانشجويان، وزارت اطلاعات با احضار آنان تهديد کرد که "قاضي پرونده را عصباني نکنيد". خبرنامه اينترنتي دانشگاه اميرکبير ديروز با انتشار اين مطلب از احتمال اعمال فشار بيشتر بر بازداشت شدگان در پي افشاگري هاي اخير خبر داد. در خبر اين منبع آمده است : "پس از انتشار نامه خانواده ها، تيم بازجويي با احضار اين سه خانواده به دفتر پيگيري هاي وزارت اطلاعات از ايشان خواستند لحن خود را در نامه ها و مصاحبه هايشان تغيير دهند و با انتشار نامه هاي خود در رسانه ها قاضي پرونده را عصباني نکنند. تيم بازجويي همچنين از خانواده سه دانشجويي که همچنان در بند به سر مي برند خواستند، از اين پس چنانچه خواستند نامه اي خطاب به مقامات بنويسند به اين تيم تحويل دهند تا آن ها به دست مقامات برسانند." قطع تماس تلفني بازداشت شدگان اين گزارش همچنين ادامه مي دهد:"تيم شکنجه گر دانشجويان، خانواده منصوري، قصابان و توکلي را تهديد کرده اند اگر دست از افشاگري برندارند، قاضي پرونده عصباني شده و قرار بازداشت فرزندانشان را تمديد کرده و تماس هاي ايشان را قطع مي کند." در همين ارتباط و در پي نامه هفته پيش اين سه دانشجوي در بند مبني بر تحت فشار بودن در زندان که از سوي رسانه ها نيز منتشر شد تماس تلفني برخي از اين افراد با خانواده ها قطع شده است. بنابر گزارش وب سايت اميرکبير ،احمد قصابان که قرار بود طبق برنامه هر هفته روز پنج شنبه با خانواده خود تماس بگيرد، اين هفته با خانواده خود تماس نگرفت. گفتني است بر اساس خبرهاي منتشر شده پس از آنکه احمد قصابان حاضر به انجام اعترافات تلويزيوني مقابل دوربين نشد" از طرف تيم بازجويي تهديد شد که به شرايط سلول انفرادي باز خواهد گشت و بار ديگر تحت شکنجه قرار مي گيرد. عدم تماس تلفني احمد قصابان در هفته جاري بر نگراني ها نسبت به وضعيت دانشجويان بازداشت شده به شدت افزوده است." نامه به سه نهاد غير دولتي داخلي در چنين شرايطي ديروز جمعي از دانشجويان آزاد شده دانشگاه اميرکبير از سه سازمان غيردولتي کميسيون حقوق بشر اسلامي، انجمن دفاع از حقوق زندانيان و کانون مدافعان حقوق بشر خواستند به اعمال شکنجه هاي غيرانساني در مورد دانشجويان بازداشت شده رسيدگي کنند. به گزارش خبرنامه اميرکبير اين دانشجويان با ارسال نامه هاي جداگانه اي به اين سه نهاد غيردولتي با تاييد آنچه در نامه خانواده سه دانشجوي بازداشتي آمده، جزئيات بيشتري از شکنجه هاي اعمال شده در مورد دانشجويان را ذکر کردند. در نامه دانشجويان مزبور خطاب به عمادالدين باقي، رئيس انجمن دفاع از حقوق زندانيان، شيرين عبادي، دبير کانون مدافعان حقوق بشر و ضيائي فر دبير کميسيون حقوق بشر اسلامي، آمده است: "اينجانبان در طول مدت بازداشت در بند ۲۰۹ زندان اوين مورد انواع و اقسام آزار و اذيت ها و شکنجه هاي غير انساني قرار گرفتيم تا به دروغ به کار ناکرده اعتراف کنيم." ۵ دانشجوي دانشگاه اميرکبير در ادامه به شرح جزئيات فشارهاي وارده بر آن ها در طول مدت بازداشت پرداخته و در پايان آورده اند: "کليه موارد فوق نقض بارز و آشکار قانون حقوق شهروندي و ديگر قوانين قضايي و جزائي جمهوري اسلامي در خصوص حقوق متهم بوده و مصداق بارز زير پا گذاشتن اصول مسلم انساني است. ما دانشجويان از جنابعالي درخواست مي کنيم نسبت به رسيدگي به اين مسئله اقدام نموده و تلاش لازم را جهت آزادي ۳ دانشجوي دانشگاه اميرکبير، آقايان احسان منصوري، احمد قصابان و مجيد توکلي که همچنان در بند هستند و مورد لطمات و صدمات فراوان روحي و جسمي قرار گرفته اند مبذول فرماييد." يادآور مي شود در پي توزيع ۴ نشريه "جعلي و موهن" در ارديبهشت ماه سال جاري در دانشگاه اميرکبير، ۸ تن از دانشجويان اين دانشگاه بازداشت شدند. پس از گذشت دو ماه از بازداشت اين دانشجويان، در حالي که رسانه هاي وابسته به نهادهاي امنيتي خبر از اعتراف اين دانشجويان مبني بر دست داشتن در تهيه و توزيع نشريات موهن مي دادند، اخبار نگران کننده اي در مورد شکنجه اين دانشجويان به گوش رسيد. پس از اولين ملاقات خانواده دانشجويان بازداشت شده با فرزندانشان مشخص شد، ۸ دانشجوي دانشگاه اميرکبير در بند ۲۰۹ زندان اوين تحت شديدترين فشارها و شکنجه ها قرار گرفته اند. اوايل مردادماه ۵ تن از اين افراد به قيد وثيقه آزاد شدند. هم زمان با آزادي مجيد شيخ پور، عباس حکيم زاده، علي صابري، پويان محموديان و مقداد خليل پور، خانواده سه دانشجوي ديگر، احمد قصابان، مجيد توکلي و احسان منصوري با ارسال نامه سرگشاده اي خطاب به رئيس قوه قضاييه، اقدام به افشاگري در خصوص شکنجه هاي غير انساني اعمال شده بر دانشجويان نمودند. روزه سراسري در دانشگاه ها از سوي ديگر روز جمعه و در يکصدمين روز از بازداشت دانشجويان اميرکبير و در اولين روز از ماه شعبان، جمعي از اعضاي انجمن هاي اسلامي دانشگاه هاي سراسر کشور در اعتراض به فشارهاي وارد بر دانشجويان، بازداشت ها، شکنجه دانشجويان در بند و… در چهار شهر کشور اقدام به برگزاري روزه سياسي کردند. اين برنامه ها که در دانشگاه هاي مشهد، شيراز ، شاهرود و ايلام برگزار شد مورد استقبال زيادي قرار گرفت. در همين زمينه بيانيه اي هم از سوي دانشگاه هاي سراسر کشور صادر شد که در بخشي از آن آمده است:" ما دانشجويان سراسر کشور اعتراض وايستادگي در مقابل اينهمه ظلم و تجاوز را وظيفه ي خود مي دانيم و معتقديم که اعمال فشار ،زندان،شکنجه و زير پا گذاشتن حقوق انساني هر منتقدي به معناي زير پا گذاشتن حقوق تمام ملت ايران و محروم کردن جامعه از موهبت نقد و زمينه سازي براي استبداد مطلق و پايمال کردن تمامي ارزش هاي انساني اين مردم شريف است." امضا کنندگان نامه در بخش ديگري بيانيه خود آورده اند:" عليرغم رد قاطعانه ي اتهامات از سوي مدير مسئولان اين نشريات و شواهدي که دال بر بي گناهي آنان وجود دارد ما شاهد بازداشت و برخورد غير قانون با اين دانشجويان بوديم اين در حاليست که طبق اصل ۳۲ قانون اساسي« در صورت بازداشت موضوع اتهام بايد با ذکر دلائل بلافصله و کتباً به متهم ابلاغ و تفهيم گردد و حداکثر مدت ۲۴ ساعت پرونده مقدماتي به مراجع صالحه قضايي ارسال و مقدمات محاکمه فراهم مي شود» اما نه تنها چنين روندي طي نشد بلکه اکنون قريب به ۱۰۰ رور است که اين دانشجويان به طرز غير قانوني در بازداشت به سر مي برند و از حداقل حقوق قانوني يک متهم بي بهره اند." در بند ديگري از اين بيانيه آمده است: "در حالي که اصل ۳۸ قانون اساسي صريحاً عنوان مي دارد که «هرگونه شکنجه براي گرفتن اقرار و يا کسب اطلاع ممنوع است و اجبار شخص به شهادت ،اقرار يا سوگند مجاز نيست و چنين شهادت ، اقرار وسوگند فاقد ارزش و اعتبار است و متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي شود » اماخبرهاي واصله از بند ۲۰۹ اوين و اظهارات خانواده هاي ايشان حاکي از آن است که تحت شديد ترين شکنجه هاي جسمي ، روحي و حتي جنسي قرار گرفته اند. ما دانشجويان نه تنها خواهان پايان دادن به اين گونه اقدامات خلاف قانون و غير انساني ستيم بلکه طبق اصل مذکورخواستار مجازات کساني هستيم که اين اعمال خلاف قانون ، از قبيل : ضرب و شتم ، ايستادن همزمان ۷ نفر بر روي اعضاي مختلف بدن آنان ، مجبور نمودن آنان به ايستادن هاي طولاني مدت « حتي تا ۴۸ ساعت» ، توهين به آنان و خانواده هاشان ، آزار جنسي دانشجويان ، چشم بند زدن و رو به ديوار قرار دادن آنان ، گرسنه نگه داشتن آنان به مدت ۲۸ ساعت ، بازجويي هاي طولاني مدت حتي تا مدت ۲۸ ساعت و…" بيست و سه انجمن اسلامي امضا کننده اين بيانيه در پايان خاطر نشان کرده اند: "برخورد هاي قهري ، حذفي و فشار هاي غير قانوني تنها محدود به جنبش دانشجويي نشد ؛ دفتر حزب قانوني و رسمي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحکيم وحدت ) مورد يورش و تهاجم قرار گرفت وچند تن ازاعضاي اين سازمان بازداشت و به مدت يک ماه « تنبه » شدند . هنوز داغ توقيف روزنامه هم ميهن و فيلتر شدن خبرگزاري ايلنا کهنه نشده بود که تاريک انديشان حضور شرق را نيز برنتافتند تا فقط اين دانشجويان نباشند که از خان مهرورزي عدالت گستران طرفي برده باشند.ما دانشجويان ضمن استقبال از آزادي اعضاي دفتر تحکيم وحدت و سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي نه تنها بر ضرورت آزادي هر چه سريع تر دگر ياران دبستانيمان تاکيد مي کنيم بلکه خواهان مجازات متخلفين و متعرضين به حقوق قانوني وانساني دانشجويان مي باشيم."

حبس هاي بيشتر، انفرادي طولاني تر

2007/08/19, 07:26:16 ق.ظGo to full article
ناناز اويسي در حالي که هنوز خبرها حاکي از شکنجه دانشجويان در بند 209 زندان اوين است، از گوشه و کنار کشور خبرهاي ديگري مبني بر افزايش فشار بر زندانيان سياسي و صدور حکم هاي جديد براي فعالان سياسي، مدني و مدافعان حقوق کارگري به گوش مي رسد. ناناز اويسي در حالي که هنوز خبرها حاکي از شکنجه دانشجويان در بند 209 زندان اوين است، از گوشه و کنار کشور خبرهاي ديگري مبني بر افزايش فشار بر زندانيان سياسي و صدور حکم هاي جديد براي فعالان سياسي، مدني و مدافعان حقوق کارگري به گوش مي رسد. در تهران، دکتر کيوان انصاري دانشجوي دکترا و استاد دانشگاه صنعتي اميرکبير که در زندان اوين به سر مي برد، از حق ملاقات حضوري با خانواده خود محروم شده است. وي چند روز پيش در اعتراض به اجبار به ملاقات خانواده خود در کابينه اي شيشه اي، از حضور در جايگاه ملاقات خودداري کرده بود. وي به همراه پويا (ابوالفضل) جهاندار و سعيد (خيرالله) درخشندي در تابستان سال گذشته به اتهام تشکيل گروههاي غيرقانوني، آموزش براي تسخير صدا و سيما و داشتن ايميل محرمانه و اتهاماتي ديگر بازداشت و پس از ماه ها بازجويي و تحمل سلول انفرادي در بند 209 اطلاعات به حبس هايي از 3 تا 5 سال محکوم شدند. دادگاه تجديد نظر هنوز به پرونده اين سه فعال دانشجويي سابق رسيدگي نکرده است. خبري ديگري از زن اوين حاکي از آن است که تعدادي از دستگير شدگان در برابر منزل منصور اسانلو همچنان در زندان به سر مي برند. طاهر صادقي يکي از فعالان کارگري هم اکنون در سلول انفرادي بند 240 زندان اوين و ابراهيم مددي، سيد داوود رضوي، يعقوب سليمي، ابراهيم نوروزي گوهري، همايون جابري اعضاي سنديکاي شرکت واحد به همراه فاطمه حاجي لو در بند 209 اطلاعات به سر مي برند. تعدادي از اين افراد از جمله طاهر صادقي از زمان بازداشت خود تماسي با خانواده نداشته اند. براي اين افراد قرار بازداشت موقت 10 روزه صادر شده بود، اما با گذشت بيش از 10 روز همچنان در زندان انفرادي به سر مي برند. در اقدامي ديگر از طرف وزارت اطلاعات، روز چهارشنبه گذشته ، حشمت الله طبرزدي دبير جبهه دمکراتيک ايران به اين نهاد امنيتي اطلاعاتي احضار و به دليل فعاليت هاي خود در مدت مرخصي از زندان مورد بازخواست و بازجويي قرار گرفت. يکي از نزديکان طبرزدي در اين باره به روز گفت: "در اين بازجويي دو نفر از وزارت اطلاعات حضور داشتند و به آقاي طبرزدي گفتند چرا وبلاگي به نام پيام دانشجو راه اندازي کرده؟ چرا از دانشجويان امير کبير حمايت کرده؟ و چرا در مورد سوله کهريزک که عده اي در آنجا شکنجه شده اند افشاگري کرده؟" به گفته وي: " به طبرزدي گفته شده است که در صورت فعاليت سياسي بايد به زندان بازگردد." از طرف ديگر، يک زنداني آزاد شده از اوين، خبر داد : "سعيد متين پور روزنامه نگار و مدافع حقوق بشر، در بند 209 اوين تحت فشار قرار دارد." وي افزود: " متين پور پس از دستگيري در روز 4 ارديبهشت 1386 در شهر زنجان و انتقال به بند 209 زندان اوين تحت شکنجه هاي روحي و جسمي بوده و در اثر تحليل قواي جسماني چندين بار بي هوش شده است." از بازداشت اين مدافع حقوق بشر بيش از 80 روز مي گذرد اما وي همچنان در سلول انفرادي نگهداري مي شود و از حق ملاقات با وکيل و خانواده اش محروم است. همچنين با گذشت بيش از يک ماه از بازداشت محمد صديق کبودوند، فعال حقوق بشر و روزنامه نگار، ماموران وزارت اطلاعات همچنان بر تداوم بازداشت او اصرار دارند. وي که هفته گذشته براي اولين بار به مدت کوتاهي امکان ملاقات با خانواده اش را پيدا کرد، گفت: " ٨ روز را در اعتصاب غذا به سر بردم ودر اين مدت ۴ روز با مشکل حاد گوارشي مواجه شدم." به گفته خانواده کبودوند، او گفته است که وضعيت بهداشتي نامناسب و آلوده سلول موجب حاد تر شدن بيماري ريوي اش شده است. وي متهم است به اقدام عليه امنيت ملي از طريق سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، تبليغ گسترده عليه نظام از طريق انتشار خبر و گزارش، مخالفت با قانون اساسي از طريق بيانيه ها، اطلاعيه ها و گفتگوهاي متعدد، مخالفت با شريعت اسلام از طريق صدور بيانيه و گفتگو عليه مجازاتهاي اسلامي (اعدام و سنگسار )، حمايت از زندانيان گروهاي سياسي. بر اساس گفته خانواده کبودوند، او تحت فشار روحي و رواني شديد قرار گرفته تا فعاليت هاي خود و سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان را انکار و اين سازمان را منحل کند. بازجويان اطلاعات در بند 209 به او گفته اند در غير اين صورت با حکم سنگيني روبرو خواهد شد. سنندج در سنندج، شعبه اول دادگاه انقلاب اين شهر ، دو فعال کارگري به نام هاي شيث اماني و صديق کريمي را به 2 سال و شش ماه حبس محکوم کرد .خسرو کرد پور روزنامه نگار در کردستان به روز گفت: " دادگاه انقلاب اتهام شيث اماني رئيس هيأت مديره و صديق کريمي عضو هيأت مديره اتحاديه سراسري کارگران اخراجي و بيکار را اقدام عليه امنيت ملي از طريق شرکت در تجمع غيرقانوني به مناسبت روز جهاني کارگر و فعاليت تبليغي عليه نظام عنوان کرده است." بر اساس حکم ابلاغ شده 6 ماه از حبس شيث اماني و يک سال از حبس صديق کريمي قابل تبديل به جزاي نقدي است . اين دو در جريان برگزاري مراسم اول ماه مه ( روز جهاني کارگر) در سنندج دستگير و مدتي را در بازداشت بسر بردند . آذربايجان مهندس ابراهيم رشيدي ( ساوالان)، شاعر، نويسنده و روزنامه نگار آذربايجاني که در تاريخ 15 ارديبهشت 86 از سوي دادگاه انقلاب اروميه و با اتهام " اخلال در نظم عمومي" محاکمه شده بود به حکم قاضي اين دادگاه به تحمل 5 ماه حبس تعزيري محکوم شد. ابراهيم ساوالان اهل شهرستان خياو (مشکين شهر) و فارغ التحصيل رشته مهندسي مکانيک دانشگاه اروميه است. او طي سالهاي اخير بارها در جريان فعاليتهاي فرهنگي در جهت احقاق حقوق اهالي آذربايجان از سوي نيروهاي اطلاعاتي بازداشت شده و با اتهاماتي نظير انجام تبليغات عليه نظام، ايجاد اخلال در نظم عمومي به تحمل زندان محکوم شده است. رشيدي از سال 79 بارها دستگير شده و مدتي را نيز در بازداشتگاه انفرادي اداره اطلاعات اروميه و اردبيل سپري کرده است. وي در روز 11 فروردين 85 در شهرستان اهر از سوي نيروهاي اطلاعاتي دستگير شد و مدت 30 روز را در زندان انفرادي سپري کرد. در اين مدت سازمان عفو بين الملل با صدور 2 بيانبه خواستار آزادي بدون قيد وشرط و محاکمه عادلانه وي و محرم کامراني از سوي دادگاه صالحه شده بود. همچنين در تبريز، محمد جراحي، از اعضاء فعال سنديکاي کارگران نقاش و تزئينات ساختماني و کميته پيگيري ايجاد تشکل هاي آزاد کارگري شهر بازداشت شده است. از سوي ديگر، مسعود سلطاني از فعالان شهرستان گرمي که از دو ماه پيش در بازداشت اداره اطلاعات اردبيل به سر مي برد، به بند ۷ زندان اردبيل منتقل شده است. بر اساس گزارشات رسيده از زندان اردبيل، سلطاني که ممنوع الملاقات نيز شده است در شرايط نامناسب جسمي و روحي بسر مي برد. خانواده وي با وجود تلاشهاي بسيار تاکنون موفق به ملاقات با وي نشده اند و اداره اطلاعات از تحويل وي به دستگاه قضايي جهت صدور حکم خودداري مي کند. در خصوص بازداشت فعالان سياسي در آذربايجان، عليرضا جوانبخت سخنگوي کميته دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان به روز گفت: " در حال حاضر عده زيادي از جمله جليل غني لو، بهروز صفري، کريم پذير، ولي صيامي، امير فراهاني، ابراهيم معيني، حسين فروهيده(خطيبي)، ايرج ناجي، ائلياز يئکنلي، مهدي (ائلمان) نوري(دانشجو)، امير عباس بنايي کاظمي، هادي حميدي شفيق(دانشجو)، ائلياز يکتلي(روزنامه نگار)، انصار قاراداغلي، علي(سليمان) شباني، عباس لساني، حسين رستمي، مير ستار محمدي و مسعود سلطاني در زندانهاي زنجان، اروميه، تيريز، نقده (سولدوز)، اردبيل، خوي و تهران زنداني هستند. دست کم ۵۰ نفر ديگر نيز بدون اينکه هويت شان معلوم باشد در بازداشتهاي مخفي و غير رسمي شهرهاي آذربايجان در شرايط سختي به سر مي برند که به احتمال زياد تعدادي از آنها در خوي و نقده با اتهامات سنگيني نظير جاسوسي روبرو هستند.

بانك قرض‌‌الحسنه در بن‌بست

2007/08/19, 07:26:16 ق.ظGo to full article
اميرحسين لطيفي تلاش احمدي نژاد براي ايجاد بانك بزرگ قرض الحسنه و انتقال صندوق‌هاي قرض الحسنه سراسر كشور به زير نظر دولت كه از نگاه كارشناسان يك اعلام جنگ جدي به جريان راست سنتي ارزيابي شده بود، در اولين گام و در مرحله تدوين آيين نامه با مقاومت اين صندوق‌ها روبه رو شد و به بن‌بست رسيد. اميرحسين لطيفي تلاش احمدي نژاد براي ايجاد بانك بزرگ قرض الحسنه و انتقال صندوق‌هاي قرض الحسنه سراسر كشور به زير نظر دولت كه از نگاه كارشناسان يك اعلام جنگ جدي به جريان راست سنتي ارزيابي شده بود، در اولين گام و در مرحله تدوين آيين نامه با مقاومت اين صندوق‌ها روبه رو شد و به بن‌بست رسيد. روز گذشته خبرگزاري فارس از قول يك منبع آگاه كه نامش فاش نشد، اعلام كرد: "بررسي آيين‌نامه اجرايي بانك قرض‌الحسنه در شوراي پول و اعتبار متوقف شد." اين منبع بدون نام، با اشاره به تدوين آيين نامه "ساماندهي و نظارت بر صندوق‌هاي قرض‌الحسنه" از سوي بانك مركزي و بررسي آن در شوراي پول و اعتبار كه رياست آن برعهده احمدي نژاد است، از اعتراض صندوق‌هاي قرض الحسنه به اين آيين نامه خبر داد. ايراد صاحبان اين صندوق‌ها از قول اين منبع اينگونه بيان شد: "اجرايي كردن اين آيين نامه "نزول" را در بانك قرض‌الحسنه وارد مي‌سازد." تصميم دولت براي تشكيل بانك قرض الحسنه و انتقال همه صندوق‌هاي موجود به زيرمجحموعه آن هفته پيش در حالي اعلام شد كه احمدي نژاد در دومين حكم خود در خصوص تغيير نظام بانكي كشور، با تشكيل شورايي به نام "شورای بازنگری در قوانین نظام بانکی کشور" يكي از جهت‌گیری‌های راهبردی اين شورا را "تأمین نیازهای ضروری مردم به صورت قرض‌الحسنه و ترویج فرهنگ مترقی قرض‌الحسنه در مراودات معمولی و جاری مردم" ذكر كرده بود. از اين رو كارشناسان اقتصادي، تشكيل بانك قرض الحسنه را در راستاي تلاش روزافزون دولت نهم براي ايفاي نقش حمايتي و تبديل شدن به "يك كميته امداد بزرگ‌تر" ارزيابي كرده بودند. اما از زاويه سياسي، اين تصميم داراي بار سياسي قابل توجهي نيز بود. چرا كه بانك قرض الحسنه مورد نظر احمدي نژاد و مشاوران او در واقع قرار است در حوزه‌اي وارد شود كه پيش از اين منزل بي‌شريك جناح راست سنتي بوده است. "سازمان اقتصاد اسلامي" نام تشكيلاتي است كه پيش از اين ساماندهي و نظارت بر صندوق‌هاي قرض الحسنه را برعهده داشت. مديريت اين سازمان گسترده و ثروتمند از ابتداي تشكيل تا امروز در انحصار راست سنتي بوده است و همكاري‌هاي گسترده اقتصادي و حمايتي با بنياد مستضعفان و كميته امداد تنا بخشي از فعاليت‌هاي سازمان اقتصاد اسلامي است. در محافل سياسي از سازمان اقتصاد اسلامي به عنوان پشتوانه مالي جناح راست سنتي و به طور مشخص "حزب موتلفه اسلامي" نام برده مي‌شود. اكنون تلاش احمدي نژاد براي جايگزيني سازمان اقتصاد اسلامي توسط بانك قرض الحسنه، معنايي جز دخالت در حوزه خصوصي جناح راست ندارد و از اين روست كه حتي خبرگزاري فارس هم پاي منبع آگاه را به ميان مي‌كشد تا مقاومت قرض الحسنه ها در برابر فزون‌خواهي دولت نهم را آشكار كند. اين مقام آگاه تصريح مي‌كند: "بررسي آيين‌نامه اجرايي بانك قرض‌الحسنه در شوراي پول و اعتبار متوقف شد و قرار شد آيين نامه‌اي توسط صندوقهاي قرض‌الحسنه تهيه و به پرويز داوودي معاون اول رئيس جمهور تقديم شود." فارس در ادامه مي‌نويسد به گفته وي اين آيين نامه توسط سازمان اقتصاد اسلامي تهيه شده و قرار است هفته جاري به داوودي ارائه شود. بر اساس اين گزارش، بانك قرض‌الحسنه قرار است در نيمه ماه شعبان و با حضور احمدي نژاد افتتاح شود. اما هنوز مشخص نيست در اين فرصت ده روزه باقي مانده، آيا راست سنتي مي‌تواند جاي پاي خود را در اين "بانك قرض الحسنه" محكم كند يا آنكه احمدي نژاد بالاخره خواهد توانست يكي از امكان‌هاي مهم اقتصادي را كه تاكنون در اختيار موتلفه و راست سنتي بوده از آنها بگيرد.

بازداشت مسعود مزروعي در اصفهان

2007/08/19, 07:26:16 ق.ظGo to full article
محبوبه نيك نهاد در حالي كه فعالان سياسي خارج از حاكميت در ايران پس از سخنان وزير كشور دولت نهم در خصوص شمارش مكانيزه آرا به شدت نگران سلامت انتخابات مجلس هشتم هستند، رسانه‌ها از گسترش محدوديت‌ها و افزايش فشار بر اصلاح طلبان و جريانات منتقد خبر مي‌دهند. در همين راستا سايت خبري نوروز روز گذشته از دستگيري "مسعود مزروعي" يكي از فعالان ستاد انتخاباتي اصلاح طلبان در شهر اصفهان خبر داد. محبوبه نيك نهاد در حالي كه فعالان سياسي خارج از حاكميت در ايران پس از سخنان وزير كشور دولت نهم در خصوص شمارش مكانيزه آرا به شدت نگران سلامت انتخابات مجلس هشتم هستند، رسانه‌ها از گسترش محدوديت‌ها و افزايش فشار بر اصلاح طلبان و جريانات منتقد خبر مي‌دهند. در همين راستا سايت خبري نوروز روز گذشته از دستگيري "مسعود مزروعي" يكي از فعالان ستاد انتخاباتي اصلاح طلبان در شهر اصفهان خبر داد. برخورد با يک عضو ستاد انتخاباتي رقيب در شرايطي صورت مي گيرد که ناظران سياسي تعطيلي روزنامه‌هاي شرق و هم‌ميهن و خبرگزاري ايلنا توسط جناح حاکم را با هدف محدود ساختن عرصه براي تحركات انتخاباتي اصلاح طلبان ارزيابي كرده بودند. اين سه رسانه‌ها مهم منتقد دولت، همگي در تابستان جاري از صحنه اطلاع رساني كشور حذف شده‌اند. به دنبال تعطيلي اين سه رسانه، بسياري از فعالان سياسي منتقد اعلام كردند كه صحنه را براي يك رقابت برابر مناسب نمي‌دانند و دولت احمدي نژاد را به سوء استفاده از قدرت خود براي يكجانبه ساختن صحنه رقابت هاي انتخاباتي متهم كردند. به اعتقاد اين دسته از تحليل‌گران، هواداران دولت كه با به دست گرفتن همزمان دولت، مجلس، قوه قضاييه و ديگر نهادهاي بانفوذ و ايجاد حاكميت يكدست در ايران نتوانسته‌اند مطالبات اقشار مختلف جامعه را برآورده كنند، نگران آن هستند كه اگر انتخابات مجلس به شكلي ولو نسبتا آزاد برگزار شود، جريان دولتي در شهرهاي مختلف با شكست سختي مواجه شود. تحليل‌هاي مختلفي كه اين روزها از زبان تئوريسين‌هاي اصولگرايان در خصوص نگراني از چالش گراني، ناكامي سفرهاي استاني، كاهش محبوبيت احمدي نژاد و بحران ناشي از سهميه‌بندي بنزين شنيده مي‌شود، نشان مي‌دهد كه رهبران اين جناح تا چه حد از احتمال پيروزي جرياني غير از جريان حامي دولت در انتخابات بعدي مجلس نگران هستند و اين نگراني را نيز به صراحت ابراز مي‌كنند. در اين شرايط، ايجاد محدوديت براي فعالان ستادهاي انتخاباتي يكي ديگر از برنامه‌هاي جريان هوادار آقاي احمدي نژاد براي برخورد با جريان رقيب است كه ديروز سايت خبري نوروز يك نمونه از آن را فاش كرده است. بر اساس گزارش اين سايت مسعود مزروعي حدود يك ماه است كه بازداشت شده است. خانواده اين فعالان سياسي نيز با اظهار بي‌اطلاعي كامل از وضعيت فرزندشان اعلام كرده‌اند كه اطلاع دقيقي از دليل بازداشت و اتهام‌هاي اين فعال اصلاح‌طلب ندارند و پيگيري‌هاي آنان نيز تاکنون به نتيجه نرسيده است. خبر بازداشت اين فعال سياسي در حالي پس از يك ماه منتشر شده است كه در ماههاي اخير بازداشت‌هاي ديگري هم در حوزه فعاليت‌هاي مدني، دانشجويي و مطبوعاتي انجام شده است كه در بسياري از آنها مانند مورد مورد اخير، نهاد بازداشت كننده و علت بازداشت، تا مدت‌ها اعلام نشد.

رسواي زمانه منم....

2007/08/19, 07:26:16 ق.ظGo to full article
مريم کاشاني در گوشه اي از تهران، در خلوت و شايد بي خبري، هنرمندي چشم بر جهان فروبست که پيش از رفتن، سال ها پيش از آن، خود خوانده بود:رفتم، رفتم، گريزانم از ديدارت رفتم، رفتم....رفتم....رفتم elahe.jpg مريم کاشاني در گوشه اي از تهران، در خلوت و شايد بي خبري، هنرمندي چشم بر جهان فروبست که پيش از رفتن، سال ها پيش از آن، خود خوانده بود:رفتم، رفتم، گريزانم از ديدارت رفتم، رفتم....رفتم....رفتم زني با صدايي آسماني، با ترانه هايي که تا صدا هست و موسيقي هست و تا خاطره هست، با ماست: الهه. هم او که خواند: از خون جوانان وطن لاله دميده؛ هم او که از عاشقان"رسواي زمانه" گفت: شمع و پروانه منم،رسواي زمانه منم، بيگانه منم.... وهم او که از"زمانه ما"ناليد: چرا در زمانه ما، رنگ مهر و وفا، عشق و صدق و صفا نيست، خدايا، خدايا، اي رقم زن ما، تا به کي ناروايي... و صداي اين زن، که بهار غلامحسيني، نام داشت و شهره به "الهه"، از وي چنان پيشي گرفت، که حتي امروز چه بسيار که ترانه هايش را زمزمه مي کنند، بي آنکه نامش بدانند: مکن هرگز ياد مرا، برو پيشم ديگر ميا، مبر نامم بهر خدا.... اين"صدا" که از آن مهم ترين خوانندگان تاريخ موسيقي ايران بود، سه روز پيش در بيمارستاني در تهران، و به دنبال سرطاني که سال ها خوره جان شده بود،خاموشي گرفت. خاموشي گرفت؟ نه. صاحب اين صدا رفته است، اما صدايي که برنامه "گل ها" بدان صد گل شد، خاموشي پذير نيست. الهه، زندگيش نيز چون صدايش پرآوازه بود.او از شاگردان عبدالله دوامي، استاد بزرگ رديف موسيقي ايران و غلامحسين بنان، خواننده "الهه ناز" بود. در اوان بيست سالگي صدايش مورد توجه داوود پيرنيا، تهيه کننده برنامه گلها در راديو ايران قرار گرفت. هم او بود که از مهندس همايون خرم، آهنگساز برجسته ايران خواست آهنگي براي صداي الهه بسازد. حاصل "رسواي زمانه" بود: رسواي زمانه منم، ديوانه منم.... و او همچنان خواند و خواند: کعبه دل ها، فريب، يک شاخه گل، رقص شکوفه ها، دل ديوونه، تجديد عهد... و بسياري ترانه هاي ديگر، يکي بعد از ديگري، برگي افزودند بر کارنامه"صدا"؛ صدايي که "دل بشکسته را به خانه کعبه" مي برد و هربار"قصه دل" از سر مي گرفت"رنجش افزون مي شد". از به يادماندني ترين ترانه هاي خانم الهه، ترانه "از خون جوانان وطن لاله دميده"، ساخته و سروده عارف قزويني بود که استاد روح الله خالقي آن را تنظيم کرد. بعد از انقلاب اسلامي و با توقف پخش برنامه گلها و ممنوعيت خوانندگي، الهه به خارج مهاجرت کرد وبه آمريکا رفت: کاليفرنيا، جايي که ايرانيان بسياري در آن گرد آمده بودند. جايي که "صدا" را قدر نشناخت. دوران، براي همه "ديگر" شده بود. و در اين عصر بي وفايي و تنهايي، الهه کنسرتي داد که برگزار کننده اش سازمان مجاهدين خلق بود؛ او خود اما گفت "هيچ اطلاعي از اينکه هدف کنسرت تبليغ سازمان مجاهدين خلق است" نداشته. و اين در پاسخ همه آناني بود که صداي او را نيز مانند "مرضيه" صدايي"ملي" مي خواستند نه سياسي. الهه، پاسخ را داد: "تمام گروههاي اپوزيسيون به جاي اينکه به کمک من بيايند فقط من را بيشتر و بيشتر به طرف مجاهدين هل دادند، اين بود نتيجه فشارها و انتقادات و حملات بيرحمانه اي که به من مي کردند، من ديگر هيچ پناهگاهي نداشتم، در چنين وضعيتي، مجاهدين پروژه اي از نشان دادن محبت و احترام و غيره نسبت به من آغاز کردند، در اين فاز، من واقعاً به چنين محبتهايي نيازمند شده بودم، در آن زمان اگرچه من متوجه مي شدم که اينها دروغ است ولي نيازي وچيزي در رفتار و گفتارشان بود که جلبم مي کرد و از طرف ديگر بشدت علاقه مند شده بودم که بيشتر در مورد آنها بدانم، من از طرف آنها دعوت شدم که به عنوان خواننده به آنها بپيوندم و البته فکر مي کردم که آنها جنگجوياني براي آزادي اند". هنرمند اما دير يا زود، به امن جاي هنر برگشت؛ هر چند اين بار تنها نبود. سرطان بر جانش خيمه زده بود.و سه ماه پيش صدايش و "دل بشکسته اش" به خانه برد. همان جا که امروز آرامگاه ابدي اوست: ايران. به احترام اين"صدا" بر مي خيزيم که "رقصد سنبل، خندد مينا، قمري نالان، بلبل گويا."
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 15:11 توسط بنیامین ماشا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

استاندار سابق تهران: زيرساخت‌هاي فعلي كشور پاسخگوي برگزاري انتخابات جامع مكانيزه نيست

2007/08/19, 02:22:12 ب.ظ | editorGo to full article
استاندار سابق تهران گفت: زيرساخت‌هاي فعلي كشور ما نمي‌تواند پاسخگوي برگزاري يك انتخابات جامع مكانيزه باشد و توصيه مي‌كنم اين طرح در انتخابات بعدي يعني انتخابات رياست جمهوري كه در آن تعداد كانديداها محدود است، اجرا شود. علي‌اكبر رحماني در گفت‌وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران اظهار كرد: دوستان به ياد دارند كه اولين بحث‌هاي برگزاري انتخابات مكانيزه را من در سال 1366 مطرح كردم و اقداماتي هم براي صورت جلسات مجلس در تهران صورت گرفت و اين در مدت چهارده سالي بود كه در سازمان ثبت احوال طرح بانك اطلاعات كشور را به عنوان يك زير ساخت، كارت شناسايي ملي و نيز كد ملي را ارايه كردم. وي افزود: براي برگزاري يك انتخابات مكانيزه بايد از راحتترين انتخابات يعني انتخابات رياست جمهوري آغاز كرد كه تعداد كانديداها محدود است و نكته‌ مهمتر اين كه بايد زير ساخت‌هاي لازم را داشته باشيم كه اولين آن بانك اطلاعاتي و كد ملي و دوم زير ساختي است كه با آن بتوان شبكه پستي كشور را فعال كرد و سوم اين‌كه برخلاف كشورهاي اروپايي كه شهرداري‌ها فراگير هستند در كشور ما نظام آموزش و پرورش فراگير را تقويت كنيم. رحماني ادامه داد: بايد انتخابات مكانيزه را يك طرح جامع ببينيم؛ اتفاقاتي كه ماقبل انتخابات رخ مي‌دهد، اتفاقاتي كه در روز انتخابات رخ مي‌دهد و اتفاقاتي كه از شمارش تا اعلام نتايج صورت مي‌گيرد را بايد در نظر داشته باشيم و با اين تفاسير در مجموع مي‌توان گفت كه طرح انتخابات مكانيزه با وجود اين اشكالات مي‌توان پيش برد. استاندار سابق تهران با بيان اين‌كه " مطالعات و تحقيقاتي در زمينه نظام انتخاباتي چهل كشور دنيا داشته‌ام" خاطرنشان كرد: پس از مطالعات فراوان به اين نتيجه رسيده‌ام كه زير ساخت‌هاي ما در حال حاضر پاسخگوي برگزاري طرح جامع انتخابات مكانيزه نيست