سایت حکومتی جهان: شنیده می شود که خبرنگاران قصد دارند در اعتراض به تبرئه هشت متهم سقوط هواپیمای C130، قلم های خود را برزمین بگذارند. روز گذشته سازمان قضایی نیروهای مسلح هشت متهم پرونده سقوط C130 را از اتهامات وارده تبرئه و آن را به پرداخت دیه محکوم کرد .
خبرنگاران فعال در عرصه خبر، از جمله روزنامه ها، خبرگزاری ها و سایت های فعال خبری روز دوشنبه را برای اعلام اعتراض خود به آنچه رای غیرمنصفانه خوانده شده، در نظر گرفته اند. اگر چنین شود، نخستین بار خواهد بود که خبرنگاران دست به چنین اعتصابی می زنند.
در تاریخ پانزدهم آذرماه سال 84 یک فروند هواپیمای سی 130 متعلق به نیروی هوایی ارتش حامل خبرنگاران مطبوعات و تصویربرداران صداو سیما دقایقی پس از پرواز به علت نقص فنی نامعلوم در شهرک توحید (نزدیکی فرودگاه مهرآباد تهران) سقوط کرده و تمامی سرنشینان آن جان باختند.
به اطلاع کلیه دوستان میرساند که بعلت تهدید های مکررعوامل رژیم جمهوری اسلامی و موانعی که سر راه ما ایجاد نموده اند مراسم یاد بود زنده یاد اکبر محمدی از روز جمعه دوازدهم مرداد ماه علیرغم در خواست ما به روز چهارشنبه دهم مرداد ماه تغییر یافته است
نا گفته نماند که رژیم تهدید کرده که چنانچه ما از دستور آنها سرپیچی کنیم آنها کلیه راه های منتهی به مراسم را خواهند بست و از ورود کلیه افراد به مراسم جلو گیری خواهند نمود و مانع برگزاری مراسم خواهند شد.
آنانکه به جای حل مسـأله صورت مسأله را پاک میکنند چه گمان کرده اند.
سال گذشته در چنین روزهایی زندابانان رژیم جمهوری اسلامی فرزند آزادیخواه ما، اکبر محمدی را در زندان اوین بطرز مشکوکی بقتل رسانده و در این باره هیچ یک از مراجع قانونی جمهوری اسلامی تا کنون حاضر به پاسخ گویی به سؤالات ما نشده اند.
اگر چه جسم زنده یاد اکبر محمدی از نزد ما برفت اما روح پایداری، استقامت و آزادیخواهی او همواره در دل میلیون ها ایرانی جوان و آزاده سرشاراست.
ما مقاوم تر از گذشته میرویم تا یاد و راه او را گرامی بداریم لذا بدین منظوربه اطلاع کلیه هم میهنان عزیز میرساند که مراسم بزرگداشت اولین سالگرد زنده یاد اکبر محمدی در ایران توسط خانواده محمدی در شهر آمل برگزار میشود
شرکت شما در این مراسم قدردانی از همه آنانی است که جان فدای رهایی ملت خویش از قید استبداد کرده اند.
زمان: ساعت 3 الی 6
روز: چهار شنبه ، دهم مرداد ماه
مکان: شهرستان آمل- خیابان امام رضا- جاده قدیم آمل به بابل- سرپیچ- روستای چنگ میان
تلفن تماس:
3398 326 0121-
به نوشته نشریه اشپیگل، ایالات متحده مخالف هرگونه همکاری اقتصادی آلمان با جمهوری اسلامی است و بانکهای آلمانی به دلیل فشارهای واشنگتن درصدد قطع فعالیتهای خود با رژیم تهران هستند.
یک مقام آلمانی گفت برلین درخواست دولت آمریکا را مبنی بر قطع همکاری اقتصادی با رژیم تهران مورد بررسی قرار داده است.
اشپیگل نوشت دویچه بانک آلمان از چند روز پیش روابط تجاری و مالی خود با مشتریان ایرانی (عوامل رژیم) را قطع کرده و قطع این معاملات بخاطر مصالح برتر این بانک بوده است.
یک منبع مطلع گفت در درجه اول معاملاتی که با یورو انجام می گیرد، متوقف خواهد شد.
یکی از مقامات دویچه بانک آلمان گفت بنا به برخی دلایل سیاسی از ارائه هرگونه خدمات به مشتریان ایرانی معذوریم.
در ماههای گذشته چند بانک آلمانی دیگر از جمله 'کامرزبانک' آلمان که دومین بانک بازرگانی مهم در اروپا است، معاملات خود را با رژیم تهران قطع کردند. يک بانک بزرگ آلمانی با نام 'كامرزينک' نیز مبادلات تجاری خود را با رژیم تهران از ماه ژانويه گذشته متوقف كرده است.
به نوشته اشپیگل، شرکتهای بزرگی چون 'زیمنس' یا شرکتهای شیمیايی آلمان و چندین موسسه صنعتی بزرگ این کشور که داد و ستدهای کلانی با رژیم تهران دارند، ناگزیر شده اند که معاملات خود را با این رژیم به حداقل رسانده و در نظر دارند محدودیتهای جدیدتری را نیز اعمال کنند.
اشپيگل نوشت وزارت خزانه داری آمريكا در واردآوردن فشار شديد به موسسات مالی آلمان برای توقف فعاليتها و همكاری با رژیم تهران موفق بوده است.
به نوشته این نشریه، استوارت ليوی، معاون وزير خزانه داری آمريكا در زمينه مبارزه با تروريسم و اطلاعات مالی اخيرا خود شخصا با مسئولان بانكهای آلمانی و ديگر شركتها ديدار كرده است. در این دیدارها دو طرف به این نتیجه رسیده اند که بایستی معاملات خود را با رژیم تهران قطع کنند.
اشپيگل نوشت دويچه بانک، بزرگترين بانک آلمان پس از اينكه در فهرست موسسات مالی دارای ارتباط با حکومتهای یاغی قرار داده شد، با كاهش مبادلات خود با رژیم تهران موافقت كرد.
به نوشته اين نشریه آلمانی، نام شركتهای 'زيمنس' و 'باسف' نيز در فهرست يادشده آمده بود اما پس از اعتراض نامشان از پايگاه اينترنتی كميته اسناد مالی و بورس حذف شد.
همزمان روزنامه گاردين چاپ انگلستان نوشت دولت آمريكا ماههاست برای قطع روابط تجاری شركتها و بانكهای خارجی با رژيم تهران تلاش می كند، اما اين اقدام با بررسی لايحه ای در كنگره آمریکا شتابی جدی به خود گرفته چرا كه بر اساس اين لايحه هرگونه سرمايه گذاری خارجی در ايران باید به صفر برسد.
گاردين نوشت شورای امنيت سازمان ملل تحريمهايی را عليه رژيم تهران وضع كرده اما از نظر آمريكا اين تحريمها محدود است و بايد گسترش يابد. هم اكنون تصویب قطعنامه جدید برای اعمال دور سوم تحريمها در حال بررسی است.
سخنگوی وزارت امور خارجه آمریكا در این باره گفت روشن است كه ادامه مقابله جویی رژیم تهران با جامعه بین المللی به تصویب یک قطعنامه دیگر از سوی شورای امنیت منجر خواهد شد.
شان مک كورمک گفت پیش بینی من این است كه شورای امنیت طی ماه آینده یا در سپتامبر این اقدام را انجام خواهد داد.
خبرگزاری موکریان:
بیانیه کانون نویسندگان کرد در رابطه با برخوردهای اخیر با اعضاء این کانون
در پی بازداشت چند تن از اعضاء کانون نویسندگان کرد در روزها وماههای اخیر، این کانون طی بیانیه ای ضمن درخواست آزادی این افراد ، تصویر ذهنی نهادهای امنیتی را به بازنگری در شیوه اندیشیدن و گفتگو بر سر حقـوق نویسندگان ، روشن اندیشان و روزنامه نگاران دعوت نموده است.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است :
بیانیه ی کانون نویسندگان کرد
درباره تداوم بازداشت و تهدید اعضای کانون
دفاع خاص گرایانه از نویسندگان، نخبگان، روشن اندیشـان و روزنامه نگاران با این فرض آغاز می شود که در کـل، عضویت ها و تعلق ها علاوه بر اهمیت عقـلایی ، اهمیت اخـلاقی نیز دارند و به همین خاطر تعهد های عضویت در این گروهها از سایر تعهـدات، متفاوت و متمایز است و به همین خاطر ما این تعهد ها را می پذیریم و خود را عضوی در نظر می گیریم که به گروه خود، به جامعه، به اهل قلم و نخبگان احساس تعهـد و وفــاداری می کند .
تعهـد ما، احساس ما و اندیشیدن ما متضمن همان خاص گرایی عقـلایی – اخـلاقی است و از این رو ما می توانیم و باید از خود، از نویسندگان، از یاران قلم، از نویسندگان و از نخبگان در قبال همه اتهاماتی که خواستهای عقـلایی را در قالب پرونده سازی های مصلحت اندیش سیاسی و غیرعقـلایی شده در عرصه قلم به وادی بازداشت و اسارت و محکومیت – چه زندان های بلندمدت و چه سپردن به جوخه های مرگ محکوم نموده است – قلماً و قدماً – به مقاومت و دفاع برخیزیم .
اکنون که کانون نویسندگان کرد پس از بازداشت آقایان "محمدصدیق کبودوند" ، "منصور تیفوری" و سرانجام "آکو کردنسب" به عنوان اعضای کانون در هفته ها و روزهای اخیر و در کنار آن ، تهدیدات پی در پی سایر اعضا، درحال پرداخت بیشترین هزینه ها در دوران کنونی است بار دیگر ضمن درخواست آزادی "محمدصدیق کبودوند" و "آکو کردنسب" و نیز لغو احکام اعدام آقایان "عدنان حسن پور" و "هیوا بوتیمار" دگرباره و چندین باره تصویر ذهنی نهادهای امنیتی را به بازنگری در شیوه اندیشیدن و پذیرش قواعد بازی عقـلانیت ، گفتگو و چانه زنی بر سر حقـوق نویسندگان ، روشن اندیشان و روزنامه نگاران فرا می خوانیم و یاران قلم در سراسر جهان را به هم پیمانی با آرمان های مشترک فرامی خوانیم.
کانون نویسندگان کرد
4/5/86
http://www.nnkurd.blogfa.com
همه چیز با یک تذکر محترمانه آغاز میشود، لیکن همواره پیامدی تلخ در انتظار است: گشتهای پلیس در خیابانهای تهران خود را به زنان رهگذر نزدیک میکنند، زنانی که مانتوی آنها "کوتاه" یا "خیلی تنگ" است و با این کار بهزعم ماموران، از مقررات حجاب اسلامی تخطی کردهاند. آنها میگویند: «عزیزم، روز بخیر. ما باید صحبت کوتاهی باهم داشته باشیم.» و بعد: «عزیزم، مانتوی شما مشکل دارد. لطفاْ دیگر چنین مانتویی نپوشید... مطابق مقررات مانتو باید بلند و گشاد باشد.»
از هنگام انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، زنان در ایران باید موهای خود را با روسری و بدن خودرا با مانتوهای گشاد و بلند بپوشانند. از آوریل امسال ماموران پلیس اقدامهای خود علیه تخطی از این مقررات را شدت بخشیدهاند. برخی زنان تهرانی با یک اخطاریه از مخمصه رهایی مییابند، اما برخی دیگر برای ادامهی ارشاد باید سوار مینیبوسهایی با شیشههای تاریک پلیس ارشاد شوند.
همین امروز در میدان ونک – در شمال تهران – یک زن جوان بهخاطر مانتوی سفیدش و شال کوچکی که موهای بلندش را نپوشانده بود، توجه پلیس ارشاد را جلب کرد. از او خواسته شد فوراً سوار مینیبوس شود. زنی دیگر نیز پیش از او در مینیبوس نشسته است. صدای گریهشان را قبل از بستهشدن در مینیبوس میشد شنید. اینان –بهزعم پلیس، زنان بدحجاب – به "مرکز مبارزه با مفاسد اجتماعی" انتقال داده میشوند. اگر پلیس "تخلف" را سنگین تشخیص دهد، به دادگاه کشیده خواهند شد.
اگر "متخلف" دختری کم سن وسال باشد به پدر و مادرش اطلاع داده و از آنها خواسته میشود با یک مانتوی گشاد و روسری بزرگ برای تحویل گرفتن دخترشان مراجعه نمایند. والدین هنگام تحویل فرزندان خود باید تعهد کتبی دهند که دخترشان از آن پس لباس مناسب به تن خواهد کرد.
یک پلیس ارشاد که خود را در چادری سیاه پوشانده است، میگوید: «ما میخواهیم سخنان ما روی مردم اندکی اثر داشته باشد.» این زن پلیس که مایل نیست خود را معرفی کند، میگوید: «روش ما گفتوگو و ارشاد است. ما خشونت بهکار نمیبریم. نه باتوم و نه گاز اشکآور. در مواقع حاد آنها را سوار اتوبوس میکنیم.» یک همکار دیگر این پلیس میگوید: «ما فقظ وظیفهی خود را انجام میدهیم. کار ما براساس آموزههای دینی ماست.»
مقررات سختگیرانهای که در خیابانهای تهران اعمال میشود در ظاهرامر اثرگذار بهنظر میرسد. دختر جوانی در مقام عذرخواهی بر صورتاش میزند وقتی پلیس به او تذکر میدهد شلوارش خیلی کوتاه و جورابش زیاده از حد نازک است! دختر جوان میگوید: «من جوراب اضافی پوشیدهام، خیلی متاسفم اگر زیاد نازک است، بلافاصله آن را عوض خواهم کرد، معدرت میخواهم. حال میتوانم بروم؟»
رهگذر شاهدی بهشدت عصبانی است و دارد بدوبیراه میگوید: «خجالت بکشید! نگاه کنید ببینید چه به پا کردهاید! مسائل دیگری هست که پلیس باید به آن برسد. بیایید فکری بهحال ترافیک شهر بهکنید!»
در ایران مردان نیز مدتهاست زیر کنترل مقررات پوشش لباس قرار دارند. گرایشهای متداول در غرب در مورد آرایش مو ، آرایش صورت، برداشتن زیر ابرو و ریمل کشیدن برای مردان بهشدت ممنوع است. یک زن مسن، که خود را در زیر چادرش بهشدت پوشانده میگوید: جوانهای ما ابداً آرامش ندارند. آنها میترسند پا به بیرون بگذارند و گرفتار پلیس شوند.»
منبع: خبرگزاری فرانسه (م)
بیست وهشتم ژوئیه سال 2007میلادی
سیزدهم ماه آو سال 5767 عبری
فهرست برنامه امروز:
یک بولتن مشروح خبری، شامل گزارشهای جامعی درباره اسرائیل، امور اعراب و فلسطینیان و رویدادهای ایران، عراق و دیگر کشورها، آغازگر برنامه یک ساعته امشب ما بود که فشرده ای از مهمترین خبرهای آن را در ادامه این صفحه می توانید مطالعه کنید.
پس از بولتن خبری که 34 دقیقه ادامه داشت، تفسیر سیاسی هفته پخش شد که متن آن نیز در این صفحه در اختیار شما قرار دارد.
فشرده مهمترین گزارشهای روز:
* دو روز پس از دیدار تاریخی وزیران خارجه مصر و اردن از اورشلیم، وزیر خارجه مصر گفت: اکنون فرصتی مناسب به منظور پیشبرد روند صلح به وجود آمده است که همه طرفها باید از آن بهره گیرند. او گفت: اتحادیه عرب اکنون در انتظار پاسخ عملی اسرائیل است.
* نخست وزیر جدید بریتانیا آقای گوردون براون شخصیتی را مامور پیشبرد صلح در خاورمیانه ساخته است. این مامور که آقای مایکل ویلیامز نام دارد، پیشتر گزارشگر تلویزیون بی بی سی بوده است.
* آقای محمود عباس دیدار رسمی خود از سوریه را فردا آغاز می کند. خالد مشعل گفته است که مصممانه خواهان از سرگیری همکاری با او میباشد. ولی رهبر فلسطینیها این آمادگی را رد می کند.
* خالد مشعل گفت: فکر نمی کند آزادی سرباز ربوده شده اسرائیلی گیلعاد شلیط بزودی آزاد شود. وی ادعا کرد که یک سازمان بنیادگرای دیگر در ربودن این سرباز دخالت داشته است.
* هزاران فلسطینی، اکثرا از خانواده های افراد طرفدار جنبش فتح که پس از تسلط حماس برغزه به مصر گریختند، همچنان در انتظار بازگشت به نوار غزه هستند. ولی بعلت عملیات مسلحانه حماس، گذرگاه مرزی مصر با غزه همچنان بسته است.
* در شبانه روز اخیر سه فروند راکت دیگر از نوع قسام از داخل نوار غزه به سوی خاک اسرائیل شلیک شده که به احتمال قوی خسارتی به دنبال نیاورده است. یک مقام نظامی اسرائیل گفت: عملیات نظامی علیه این موشک پرانی حماس، اجتناب ناپذیر می نماید.
* وزیر خارجه فرانسه که به بیروت سفر کرده، امروز با افراد برجسته حزب الله دیدار می کند. روزنامه الدیار احتمال داد که آقای کوشنر درباره سرنوشت دو سرباز ربوده شده اسرائیلی نیز با افراد حزب الله گفتگو کند. او پیشتر با نخست وزیر لبنان و وزیر خارجه آن کشور نیز به گفتگو نشسته است.
* در شمال لبنان نبرد بین ارتش لبنان و تروریستهای فتح الاسلام ادامه دارد که در آن دو سرباز دیگر لبنانی کشته شدند و تعداد تلفات از صد نفر فراتر رفت.
* افراد طالبان در افغانستان به سوی یک هواپیمای نظامی آمریکائی موشک دوش پرتاب از نوع سام-7 شلیک کردند که گفته می شود از جانب حکومت ایران در اختیار آنها نهاده شده بود.
* سخنگویان نظامی در بغداد گفتند: چهار تروریست وابسته به حکومت ایران در نزدیکی شهر بعقوبه بازداشت شده اند که در امر انتقال بمب و سلاح و سربازان آموزش دیده از ایران به عراق نقش داشته اند.
* به رغم مذاکرات سه شنبه گذشته نمایندگان ایران و ایالات متحده پیرامون امنیت عراق، مقامات آمریکائی با شدت بیشتری حکومت ایران را به عملیات تروریستی در عراق متهم می کنند.
* ایران قصد دارد دهها فروند هواپیماهای شکاری-بمب افکن و همچنین 20 فروند تانکر سوخت رسان از روسیه خریداری کند که میلیاردها دلار هزینه آن است. اگر این معامله انجام شود، نیروهای مسلح ایران قادر به انجام حملات هوائی دوربرد خواهند بود.
* یک کمپانی اسلحه سازی آمریکائی تائید کرد که مشغول نصب بمبهای هدایت شونده از طریق ماهواره به روی هواپیماهای بمب افکن آمریکاست که قادر است تاسیسات نطنز را به آسانی منهدم کند.
* پرزیدنت بوش از کنگره خواهد خواست با فروش 20 میلیارد دلار جنگ افزار جدید به عربستان سعودی و دیگر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس موافقت کند. رسانه های اسرائیلی نوشتند دولت اورشلیم با این گونه معاملات در گذشته مخالفت می کرده است. ولی رادیو اسرائیل خبر داد که این بار نمیتوان مخالفت کرد، زیرا هدف از این تسلیحات، رویاروئی با مقاصد تهاجمی حکومت ایران است.
* ناوگروه اینترپرایز امروز با عبور از تنگه سوئز، به سوی خلیج فارس در حرکت است. این ناو هواپیمابر توسط چندین کشتی و از جمله ناوهای اتمی همراهی می شود. یک ناو هواپیمابر فرانسوی نیز قرار است به این گروه بپیوندد.
* روزنامه واشینگتن پست نوشت: دولت پرزیدنت بوش بر آن است که یک کمربند حائل متشکل از کشورهای میانه رو همسایه ایران علیه آن رژیم برپا سازد تا بتوان تهدیدهای ناشی از ایران را خنثی کرد. این روزنامه نوشت: ایالات متحده خود را برای یک جنگ سرد طولانی علیه حکومت ایران آماده می سازد.
* آیت الله خامنه ای در سخنرانی به مناسبت زادروز حضرت علی، دوباره اسرائیل و ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی را مورد حمله قرار داد و آمریکا را بزرگترین دشمن ملت ایران نامید. او این کشورها را "صاحبان زر و زور" نامید که با مردم ایران سر ناسازگاری دارند.
تفسیر سیاسی هفته
نوشته: منشه امیر
جنگهای دینی، دنیا را سخت تهدید می کند
آیا خاورمیانه و جهان در آستانه یک جنگ دینی، و یا حتی چند جنگ دینی قرار دارد؟
از یک سو پاپ اعظم آنانی را که اسلام را وسیله ای برای اجرای هدفهای سیاسی ستیزجویانه قرار داده اند و خونریزی و آدمکشی در منطقه و جهان را تشویق می کنند، مورد انتقاد شدید قرار می دهد و همزمان، رهبران مذهبی شیعه و سنی علیه یکدیگر بیانیه و فتوا صادر می کنند و ریختن خون یکدیگر را مباح می دانند.
بی تردید اگر افرادی پیدا نمی شدند که تعالیم الهی را در راه توجیه و تائید عملیات تروریستی به کار گیرند، چنین خطری دنیا را تهدید نمی کرد- و اگر همچنان به ابعاد خطر افزوده شود، تنها پروردگار یکتا می داند که چقدر خون ریخته خواهد شد.
صفحات تاریخ را ورق بزنید: همیشه نزاعهای دینی، خونین تر و فجیع تر از جنگهائی بوده که بر سر امور مادی و به هدف جهانگشائی آغاز گردیده است.
دوران جنگهای صلیبی را به یاد آورید.
جنگهای مذهبی در اروپا را بین فرقه های مختلف مسیحی مرور کنید.
جنگهای جزیرةالعرب را پس از ظهور اسلام ورق بزنید.
حمله عرب به ایران و دیگر کشورهای منطقه را زیر شعار گسترش دین راستین در نظر بگیرید.
تا روزی که اختلاف جنبه ملی یا سیاسی یا مادی و اقتصادی دارد، امید به برطرف کردن آن بسیار است. ولی از لحظه ای که بر این اختلاف نظر لباس دینی و عقیدتی می پوشانند، حل آن بسیار دشوارتر می شود- که یک نمونه آن نزاع فلسطینیان با اسرائیل است.
وزیر خارجه اسرائیل، خانم تسیپی لیونی، در یکی از سخنان اخیر خود گفت: اینکه جمهوری اسلامی ایران می کوشد به نزاع سیاسی بین فلسطینی ها و اسرائیلیان رنگ دینی بزند، مشکل دوچندان می شود و امید به برطرف کردن آن ضعیف تر می گردد.
سخنان پاپ اعظم بندیکت شانزدهم رهبر کاتولیک های جهان را که علیه ستیزجویان اسلامی بیان کرده بود (که از جانب آنان به توهین مستقیم به پیامبر اسلام حضرت محمد تعبیر گردید)، به یاد دارید. درست است که او اعلام داشت که قصدش توهین به اسلام و رسول الله نبوده، بلکه می خواسته تروریست ها و حکومت های تروریست پرور را نکوهش کند. ولی پیامدهای منفی آن هنوز در روابط بین ادیان به خوبی احساس می شود.
در مصاحبه ای هم که در این هفته در نشریه آلمانی "زود دویچه تسایتونگ" انتشار یافت، مشاور و دستیار پاپ اعظم، مونسنیور گئورگ گانشوین دوباره از ستیزجویان اسلامی سخن گفت و آنان را متهم ساخت که می کوشند بر اروپا مسلط شوند و مردم آن قاره را نیز مسلمان کنند.
مونسنیور گانشوین گفت: با روند اسلامی کردن اروپا، مسیحیت در این قاره خود را در معرض خطر احساس می کند.
این نگرانی دربار واتیکان، در مورد کشورهای نوخاسته آفریقائی نیز بیان شده است. اکنون چند دهه است که سرزمین های آفریقائی استقلال یافته می کوشند هویت ملی و مذهبی خود را شکل دهند و از ساختار قبیله ای و عشیره ای خارج شوند.
این واقعیت فرصت خوبی برای ادیان تبلیغی جهان، به ویژه اسلام، مسیحیت و دین بهاءالله به وجود آورده است که سخت با هم در رقابت هستند و هر یک می کوشد پیش از آنکه دیر شود، بر دیگری پیشی بگیرد و شمار بیشتری از بی دینان یا بت پرستان سیاهپوست را به سوی آئین خویش بکشاند.
ولی رقابت، تنها بین اسلام و مسیحیت نیست. بلکه همزمان، دو مذهب شیعه و سنی در قاره سیاه و بسیاری دیگر از نقاط جهان با یکدیگر در کشاکش هستند.
از یک سو، مبلغین مذهبی شیعه که از جانب جمهوری اسلامی ایران به آفریقا و خاوردور فرستاده می شوند- و از سوی دیگر مبلغین اهل تسنن، به ویژه گروههای وهابی که از بودجه های کلان عربستان سعودی برخوردار هستند.
این رقابت را به صورت خونین آن، در عراق و افغانستان و پاکستان و لبنان نیز مشاهده می کنیم. از هنگامی که حکومت شیعه ایران تلاشهای تبلیغاتی دینی خود را در منطقه و جهان آغاز کرده، درگیری بین شیعه و سنی در پاکستان خونین تر و وحشیانه تر شده است. حتی بین سنی وسنی نیز این درگیری و خونریزی ادامه دارد که نمونه آن کشتار در اردوگاه پناهندگان فلسطینی در نهرالبارد لبنان است که بیش از صد انسان در آن کشته شدند- و یا جنایاتی که در مسجد سرخ در اسلام آباد پاکستان روی داد که آنهم دهها انسان را قربانی کرد.
بخش عمده ای از عملیات تروریستی و آدمکشی در عراق امروز نیز، در نزاع بین شیعه و سنی ریشه دارد که یکی از نمادهای آن، منفجر کردن اماکن مقدس شیعه به دست اهل تسنن، و متقابلا حمله شیعیان به مساجد و اماکن سنی ها بوده است.
حکومت ایران ماه گذشته از فتوای گروهی از روحانیون ارشد وهابی در عربستان سعودی خبر داد که اعلام داشته اند ویران کردن عتبات عالیات، یعنی اماکن مقدس شیعه در نجف و کربلا و کاظمین و سامرا و بغداد، نه تنها امری مباح، بلکه یک واجب دینی است.
انتشار این خبر خشم روحانیون شیعه و طلاب مدارس دینی قم را برانگیخت، که متقابلا تهدید کردند که به قتل مؤمنین وهابی و رهبران دینی آنها دست خواهند زد.
حتی سخنان ایاذ مدنی وزیر فرهنگ و اطلاع رسانی عربستان سعودی و محمد نائف معاون وزیر کشور عربستان سعودی در نادرست خواندن این گزارش و این فتوا، نتوانسته است آتش خشم شیعیان را فرو نشاند.
آیت الله خمینی در کتاب کشف الاسرار، برانداختن خاندان سعودی در عربستان را یک وظیفه دینی دانسته بود و در کتاب توضیح المسائل نوشته بود: مسلمانانی که 12 امام شیعیان را نمی پذیرند و به آنان توهین روا می دارند، نجس هستند و باید طرد شوند.
آیت الله احمد جنتی نیز چندی پیش گفته بود آنانی که مسلمان نیستند و شیعه نیستند، حیوانات فساد کننده به روی کره زمین محسوب می شوند.
این گونه برداشتهای مذهبی، جای هیچ آشتی و تفاهم و همکاری باقی نمی گذارد و ممکن است به حمام خون بیانجامد.
با آنکه دین یهود بهیچوجه یک دین تبلیغی نیست و هرگز تلاش نشده و نمی شود که دیگران به این باور دینی بگروند، (گرچه درهای این دین به روی آنانی که باور می آورند بسته نیست)، بخش عمده ای از خصومت جمهوری اسلامی ایران با اسرائیل و تهدید به نابودی این کشور، در این واقعیت ها ریشه دارد که رژیم ایران یهودیان را نجس می پندارد، خاک تاریخی اسرائیل را متعلق به اسلام می داند که به اشغال کافران درآمده، و مهمتر از همه آنکه، از دیدگاه روحانیون حکومتی در ایران، دین یهود بخشی از مسیحیت محسوب می شود و همزمان، اسرائیل خط مقدم دنیای مسیحیت در قلب جهان اسلام است و باید نابود شود.
این دیدگاه را شخص محمود احمدی نژاد با صراحت کامل بیان کرد- در روزی که گفت: اسرائیل باید از نقشه جغرافیا حذف شود، در همان حال افزوده گفت: نابودی اسرائیل تنها نخستین مرحله در رویاروئی جهان اسلام با فرهنگ غرب است- همان فرهنگی که در مسیحیت ریشه دارد و در واقع نبرد اسلام با فرهنگ غرب، به مفهوم نبرد اسلام با دین حضرت مسیح است. به ویژه آنکه در مسیحیت فرقه هائی وجود دارند که خود را به دین یهود مدیون می دانند و پشتیبانی از اسرائیل را واجب دینی تلقی می کنند و به طور فزاینده ای به حمایت از این کشور در برابر ستیزجویان اسلامی برمی خیزند.
برخی از تحلیل گران از عملیات گروههای بنیادگرای اسلامی در حمله به آثار تمدن غرب، از قبیل برجهای دوقلو نیویورک، متروی لندن و غیره چنین برداشت می کنند که برخی رهبران دینی اسلامی، هنگامی که می بینند آنها چگونه از قافله پیشرفت علمی و تکنولوژی و بالا بردن سطح زندگی مردم و تامین رفاه آنان بازمانده اند- و غرب، بعکس، این چنین موفق بوده و هست، خشم و حسادت آنان تحریک می شود و درصدد ویران کردن این آثار تمدن برمی آیند که وسیله آن، عملیات تخریبی و آدمکشی و ترور کور است.
آیا این برداشت واقعیت دارد؟
آیا یک مسلمان، هنگامی که می بیند خود نمی تواند ایجاد کند، مال دیگران را هم ویران می سازد و چون خود، در چارچوب باورهای دینی و ساختار اجتماعی و فرهنگی خویش نمی تواند به پیشبرد و تعالی برسد، پس می خواهد از ترقی و رفاه دیگران هم جلوگیری کند؟
آیا ما به جای آن پیش رویم و تفاهم و همکاری بین مردمان گسترش یابد، یک هزار و چهار صد سال عقب گرد کرده ایم؟
حل این معضل خطرناک یک راهکار دارد و آن اینکه همگان به باور دینی یکدیگر احترام گذارند و ادیان، در عین رقابت با یکدیگر برای جلب باورمندان بیشتر، با یکدیگر همکاری و مدارا کنند.
انسانها به دنیا آمده اند که زیست کنند و دوستی بیافرینند- و نه آنکه به جان هم بیافتند و جوی خون به راه اندازند!
این را، همه رهبران راستین دینی باید بپذیرند و ترویج کنند.
اورشلیم: 28ر 7ر2007
در دوران سي ساله ي حاكميت جمهوري اسلامي، حتي در اوج دوران هشت ساله ي جنگ تحميلي، كمتر زماني چون ماه هاي اخير سرداران و فرماندهان نظامي تا اين اندازه فضاي رسانه اي كشور را اشغال كرده، بر مارش نظامي كوبيده و طبل تهديد و سنج ارعاب را براي اقشار مختلف مردم به صدا درآورده اند. گمان نكنم آن زمان كه در جريان انتخابات رياست جمهوري از "حزب پادگاني" سخن به ميان آمد، حتي بدبين ترين افراد نيز تصورچنين روزهايي را به عنوان پيامد حذف حساب شده اصلاح طلبان و زمينه سازي براي حضور علني و غيرعلني نيروهاي نظامي و انتظامي در قواي سه گانه، و صحنه ي سياسي و اجتماعي كشور داشتند. هشدارها و تهديدهاي گوناگون ماه هاي اخير اكنون پس از مقام هاي دولتي، دامنه اش به فرماندهان و رده هاي بالاي نظامي رسيده است.آخرين مورد اظهارات سردار احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي است كه در دو سطح مختلف قابل تامل و تعمق است. يكم: برنامه ريزي براي گسترش دامنه ي برخوردها از روزنامه نگاران و مديران مطبوعات و همچنين انديشمندان و اساتيد دانشگاه و كارشناسان به عنوان طرف مصاحبه يا يادداشت نويس رسانه هاي مكتوب يا سايت هاي خبري، به "مراجع، مدرسين حوزه هاي علميه و طلاب صاحب فكر". دوم: فاش شدن نيات واقعي و پشت پرده ي بخشي از "طرح مفاسد اجتماعي"، در جهت كسب اهداف و منافع سياسي و اجتماعي. به عنوان ادامه ي فاز اجرا شده در سال هاي پاياني رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني، توسط باند سعيد امامي به منظور برخورد با به اصطلاح "لومپن ها"؛ به عنوان گروه و جريان صاحب نقش در "ناآرامي هاي شهري". با توجه به سخنان اخير فرماندهان نيروي انتظامي دامنه ي اين فاز و فازهاي فاش نشده ي ديگر نيز مي تواند طرحي براي تاثير گذاري در نتيجه ي انتخابات هاي پيش رو باشد و شرايط بحراني احتمالي آينده. در سخنان اخير كه همان روز و همان مكان، چهارشنبه در همايش"پليس، جامعه و امنيت اجتماعي"، با واكنش آقاي آوائي "رئيس كل دادگستري استان تهران" مواجه شد، خط و نشان هاي جديدي براي اقشارجديدتري كشيده شد: "پس از برخورد با سازمان دهندگان فساد، فاسدان و هنجارشکنان و متظاهران به فساد، نيروي انتظامي اعلام مي کند که در ادامه پيگيري هاي خود در ايجاد امنيت، اقدامات آنها که فساد را تئوريزه کرده و به نام مقتضيات زمانه، اشاعه فساد مي دهند را تحت نظر دارد و با آنها برخورد مي کند". در تشريح "فاز جديد طرح ارتقاي امنيت اجتماعي"، سردار احمدي مقدم با توجه به برنامه رئيس قوه قضائيه و مصوبه مجلس ششم در مورد حقوق شهروندي تاكيد كرده است: " با آنها که تحت عنوان حقوق شهروندي از رفتارهايي که شهوات جوانان را تحريک مي کند به نام حريم خصوصي و حقوقي شهروندي دفاع مي کنند، تئوريزه هاي فسادانگيز را در جامعه اشاعه مي دهند و با سوء استفاده از فضاي کشور قصد دارند اختلاف افکني کنند و با راه اندازي جنگ رواني اقدامات امنيتي را تحقير کنند، برخورد مي شود." "مقتضيات زمانه" در كنار "مصلحت نظام" به عنوان نمود "احكام ثانويه" از آن گروه از اصطلاحات فقهي است كه از همان سال هاي اول انقلاب در برابر مخالفت خواني هاي روحانيت سنتي و محافظه كاران در جهت گردش بهتر و سريعتر امور كشور مطرح گرديد. توجه ويژه به شرايط مكان و زمان عمدتا از جانب مراجع پيشرو، فقها و مدرسين حوزه هاي علميه كه عنايت ويژه به اسلام امروزي دارند، و جريان روشنفكري ديني كاربرد دارد و معمولا جريان قشري گرا و سنتي از همان ابتدا در مقابل آن ايستاده اند. زماني كه فرمانده نيروي انتظامي به "آنها كه فساد را تئوريزه كرده و به نام مقتضيات زمانه، اشاعه فساد مي دهند"، اشاره مي كند، به خوبي مي توان تشخيص داد كه مخاطب او كدام گروه هاي سياسي هستند و جريان هان مذهبي. اين عبارتي است كه جريان "ضد اصلاحات" در دوران زمامداري سيد محمد خاتمي عليه طرح ها و برنامه هاي رئيس جمهور وقت، نمايندگان مجلس ششم و طيف وسيعي از اصلاح طلبان به كار مي برد. اكنون كه قدرت در اختيار اقتدارگرايان تحت حمايت باند نظامي- انتظامي- امنيتي قرار گرفته است و اصلاح طلبان در حاشيه قرار گرفته اند و منبرها و تريبون هاي عمومي از آنها گرفته شده، رسانه هاي رسمي شان به جز اندك روزنامه ها و نشريات كم تيراژ، تحت فشار و سانسور و خودسانسوري، همه توقيف و تعطيل شده اند، طرح چنين مباحثي به روشني در واكنش به اظهارنظرهاي خاص، سخنراني ها و نوشته هاي كم شمار اين جريان، با چاشني تهديد است. روزنامه اعتماد، روز پنجشنبه، از سر اتفاق در صفحه ي اول خود، در ستون كناري "هشدار فرمانده نيروي انتظامي"، گفت و گويي داشت با حجت الاسلام فاضل ميبدي عضو "مجمع مدرسين و محققين" و از "روحانيون نوگراي حوزه ي علميه قم" با عنوان "فقه و مسائل روز جامعه". طبيعي است كه وي به عنوان يكي روحانيون اصلاح طلب از نگاه ديني و شرعي به نقد رفتار اين جريان در حوزه هايي چون سنگسار و طرح امنيت اجتماعي بپردازد و به اصطلاح سردار "فساد" را "تئوريزه" كند. بي ترديد، وقتي رئيس كل دادگستري تهران از نگاه "شرع و قانون" لب به اعتراض عليه برخي از رفتار و برنامه هاي نيروي انتظامي مي گشايد، از نظر سرداراين خود نيز جرم نابخشوده اي است كه وي مرتكب شده است. طرفه آنكه نيروي انتظامي و فرماندهان آن از نظر قانوني جايگاهي مادون مسئولان قضايي و دادگستري دارند و در عمل جايگاهشان تنها "ضابط قوه قضائيه " است، اما با سخناني كه مطرح مي شود و اقدام هايي كه صورت مي گيرد، اكنون روشن شده است كه اين گروه خود را بسيار فراتر از مقام هاي مافوق خويش و برنامه هاي مقام هاي عاليرتبه ي اين قوه تعريف كرده و در حال تحميل خواسته ها و نقشه هايشان هستند. رئيس کل دادگستري استان تهران در اين همايش با لحني منتقدانه كه بيانگر شكاف هاي موجود در سطوح بالاي كشور در زمينه ي اجراي اين طرح است، گفت: "کار پيش رو، سخت، سنگين و ظريف است. هيچ نيازي نداريم در راستاي رسيدن به موفقيت، از چيزي بيش از شرع و قانون استفاده کنيم و اين موضوع نه به صلاح دستگاه قضايي، نه نيروي انتظامي و نه حتي به صلاح کشور است." او هشدار داد: " در شرايط استثنايي، نبايد استنباط مان را به نام شرع و قانون در جامعه اعمال کنيم، چرا که بايد بپذيريم قلم و قدرت قانون در اين حد است و نيازي نداريم به حدودي متوسل شويم که لغزش را به ما تحميل و اقدامات خوب امنيتي را مخدوش کرده و از بين ببرد." در شرايطي كه دامنه ي جو سازي، طومار نويسي و پرونده سازي براي اصلاح طلبان گسترش يافته و در آستانه ي انتخابات حتي تا مرحله ي طرح ضرورت "خلع لباس سيد محمد خاتمي" پيش رفته است، بايد بررسي شود كه هدف و نيت واقعي چنين هشدارها و تهديدهايي چيست؟ چون ظاهرا فرماندهان نظامي در برنامه هاي خود دو سطح عملياتي "آشكار" و "پنهان" را تعريف كرده اند. سخنان اخيرسردار احمدي مقدم پرده از روي يكي از سطوح پنهان نگراني هاي اقتدارگرايان برداشت و آن چيزي نيست جز بيم و هراس از افزايش نارضايتي هاي عمومي در مقابل ناكارامدي و ضعف مديريتي و اجرايي حاكميت و دولت احمدي نژاد، و نگراني نسبت به واكنش هاي كور در شرايط حساس و بحراني، در كه در دوران اصلاحات به حداقل خود رسيده بود. با توجه به نوع و ماهيت اين برنامه ها و اظهارات، به نظر مي رسد كه گويا اجراي "طرح مفاسد اجتماعي" چيزي نيست جز يك " عمليات آماده سازي و مانور انتظامي براي سركوب نارضايتي هاي اجتماعي:" اگر طرح جمع آوري اراذل و اوباش نبود، آن وقت مي ديديد که بعد از قضيه سهميه بندي بنزين چگونه اين افراد در گروه هاي غارتگر، امنيت جامعه را به دستور شبکه هاي ناامن کننده کشور را بر هم مي زدند." چنانچه گفته شد، اين طرح چيزي نمي تواند باشد جز نسخه ي به روز شده برنامه خاصي كه باند سعيد امامي يكي از اركان اجرايي آن در سال هاي پاياني رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني بود. در آن زمان در پي اعتراض ها و ناآرامي هاي خشونت آميز شهرهايي مختلف، ازجمله مشهد، كرج، اسلام شهر، گروهي گويا به اين نتيجه رسيدند كه در اين ماجراها كه به بستن راه ها و تخريب و آتش زدن اماكن عمومي دولتي مي انجامد، "لومپن ها" يا با اصطلاح جديد همين گروه "اراذل و اوباش"، مي تواند نقش مهمي ايفا كند و لذا بايد به "روش خاص" از صحنه ي روزگار حذف شود. طرحي كه بسياري از زواياي مختلف "روش ها و شيوه هاي اجرايي خاص" آن هنوز كه هنوز است، در پرده ي ابهام باقي مانده است. سخنان اخير سردار احمدي مقدم، در آستانه ي برگزاري انتخابات مجلس هشتم، اين حسن را داشته است كه بتوان فهميد، همچون "طرح مفاسد اجتماعي"، بخش هاي فاش نشده اي نيز در حوزه اي سياسي وجود دارد كه لابد زواياي پنهان "براندازي نرم" و "انقلاب هاي مخملي يا رنگين" از ديد اقتدارگرايان است. در شرايطي كه پروژه ي برخورد با گروه ها، شخصيت ها و فعالان سياسي، روزنامه نگاران و دگرانديشان، كنشگران حوزه ي اجتماعي و فعالان جنبش زنان و دانشجويي و اساتيد دانشگاه از مدت ها قبل كليد خورده است، اكنون بايد ديد قرعه به نام كدام گروه ديگر خورده است، كه گويا نام رمز آنان "تئوريسين هاي مفاسد اجتماعي" است و هدف آن "روحانيون مبارز و مدرسان و طلاب حوزه هاي علميه و مراكز تحصيلي مذهبي". در اين جريان، سطح برخورد هم مي تواند متنوع باشد از مراجع شناخته شده گرفته تا مدرسين و طلاب ديني. نوك پيكان اكنون سيد محمد خاتمي را نشانه گرفته است، اگر هوشياري نباشيم و واكنش به موقع نشان داده نشود، اين رشته مي تواند سر دراز داشته باشد.
مژده مژده، به همه دوستداران علي لاريجاني که نگران حال او بودند و فکر مي کردند مشاراليه در يک جنگل دورافتاده گم شده يا خداي ناکرده در اثر برخورد شئي سخت به سرش دچار آلزايمر شده و احتمالا ديگر نمي داند که علي لاريجاني است و در يک شهرستان دورافتاده شاگرد مغازه شده است، مژده مي دهيم که شخص مذکور سالم و سرحال پيدا شد. علي لاريجاني در ملاقات با خبرنگاراني که مدتي طولاني بود وي را نديده بودند، گفت: «ايران به همه سووالات آژانس پاسخ مي دهد.» با گفتن اين جمله آگاهان احتمال دادند که در مدتي که شخص مذکور مفقودالاثر شده بود، مشغول حفظ کردن سووالاتي بود که احتمالا آژانس ممکن است از ايران بکند. علي لاريجاني که مدتها از دوروبر ميز مذاکره رد نشده است، گفت: «چرا از ميز مذاکره فرار مي کنيد؟» وي که قبلا گفته بود تحريم ها هيچ اثري بر ملت ايران ندارد، گفت: « تشديد احتمالي تحريم ها دشمني را زياد مي کند.» وي توضيح نداد که زيادتر از اين مقدار دشمني چه خواهد شد. معاون وزارت خزانه داري آمريکا گفت: « تحريم مالي عليه ايران موثر بوده است.» عربستان مشکوک مي زند به نظرم عربستان مشکوک مي زند، شديد! بعد از اينکه بعضي از مفتي هاي عربستان اعلام کردند که بايد حرم حضرت علي و حضرت زينب و حضرت ابوالفضل در عراق و سوريه تخريب شود و در ايران هم مطابق معمول گروهي مقابل سفارت عربستان سعودي اجتماع کردند و اتفاق خاصي طبيعتا نيفتاد، آمريکا ضمن اينکه از رفتار عربستان در قبال عراق انتقاد کرد، براي اينکه نشان دهد اين انتقادات چقدر جدي است، بلافاصله 20 ميليارد دلار اسلحه به اين کشور فروخت. من که فکر نمي کنم عربستان بخواهد از اين اسلحه ها در مقابل اردن يا مصر يا انگليس استفاده کند، فقط مانده است که جنگ ايران با عربستان اتفاق بيفتد، دعواي شيعه و سني که داريم، دعواي فارس و عرب هم به آن اضافه مي شود، مي ماند يک خرج فولمينات جيوه با دو تا بسته خرج سي 4 که منطقه را به ارتفاع دو کيلومتر به آسمان ببرد. از طرفي گفته شد که مقامات عربستان سعودي با اسرائيلي ها هم ديدار کردند و رئيس جمهور پاکستان هم به عربستان رفت. اين خبرهاي احمقانه اي را که گفتم ناشنيده بگيريد و فقط به اين خبر دقت کنيد که آقاي محمد رضا شيباني، سفير ايران در لبنان اعلام کرد براي ميانجيگري ميان دمشق و رياض تلاش مي کند. آگاهان توضيح دادند که يک کسي بايد اختلاف تهران را با رياض حل کند. يک گروه ديگر از آگاهان توضيح دادند که اصولا رياض با دمشق مشکل دارد، چون دمشق دوست صميمي تهران است و دمشق هم با رياض مشکل دارد، چون رياض با ايران رابطه بدي دارد، به نظر مي رسد که اگر ايران تلاش کند، موفق مي شود که رابطه رياض را با عربستان خوب کند، بعد دوتايي بيفتند به جان ايران. صفار! برو از همه دور شو! گاهي اوقات آدم فکر مي کند کسي که مثلا سي سال است کار فرهنگي کرده است، حتي فرض کنيد که آبدارچي روزنامه بوده، حتما بايد يک اطلاعات اوليه اي از روزنامه نگاري و رسانه و فرهنگ و اين جور چيزها داشته باشد، معلوم نيست در تمام اين سالهايي که صفار هرندي به نوعي با کاغذ و قلم سروکار داشته است، چکار مي کرده؟ صفار هرندي، که ضمنا وزير ارشاد و مسوول کلي و اصلي فرهنگ ايران زمين است، گفت: « دنياي غرب تحليل هاي خود را به نام خبر به ما تحويل مي دهد.» آگاهان مواردي از اين فاجعه خونبار را مورد اشاره قرار دادند و گفتند: مثلا زماني که رسانه هاي غربي( که همه شان يکي هستند و اسم شان هم غرب است) خبر دادند که « صدام اعدام شد.» در حقيقت داشتند تحليلي ارائه مي دادند که براساس اين تحليل معلوم مي شد که آمريکا قصد دارد سالها در عراق بماند و از آن طريق با اسلام گرايي در اروپا مبارزه کند. يا مثلا وقتي غرب خبر داد که «پاپ درگذشت» در حقيقت تحليلش اين بود که اسلام گرايي در غرب در حال توسعه است. آگاهان نظرات صفار هرندي را يک نقطه عطف بزرگ در تاريخ رسانه دانسته و از شدت هيجان مردند. صفار هرندي همچنين اعلام کرد: «ما در توقيف هم ميهن و ايلنا دخالت نداشتيم.» يکي از خبرنگاران پرسيد: منظورتان اين است که شما با توقيف هم ميهن و ايلنا مخالف بوديد؟ صفار هرندي پاسخ داد: «نه، اصلا، فقط من دير سرکار رفتم، قبل از اينکه من بتوانم دستور توقيف آنها را بدهم، قوه قضائيه اين کار را کرد، حيف شد، از دست مان رفت. صفار هرندي همچنين در سفر اصفهان خود، گفت: « کسي جلوي فعاليت رسانه ها را نگرفته است.» يکي از خبرنگاران گفت: آيا اين موضوع شامل قوه قضائيه هم مي شود؟ صفار هرندي گفت: نه، ولي قوه قضائيه که کسي نيست، آنها از خودمان هستند، غريبه نيستند. وزير ارشاد همچنين به اردبيل سفر کرد و ضمن بازديد از جاده اردبيل آستارا، افتتاح اولين سد آبي خاکي هوايي نمين، ديدار از توليدکنندگان اولين سيم ظرفشويي کامپيوتري اسلامي و افتتاح بزرگترين ميني بوسي که از اتوبوس کوچکتر است توسط يک نابغه اردبيلي از ديدار با خبرنگاران اردبيل خودداري کرد. وي گفت: به من ربطي ندارد، انشاء الله وزير راه با خبرنگاران اردبيلي ملاقات مي کند. صفار هرندي همچنين با بيان يک جمله کوتاه فلسفه وجودي احزاب را در جهان توصيف کرد و گفت: « در غرب بعد از آنکه پاي مردم از کليسا بريده شد، به دنبال نهادهايي رفتند و کلوپها و احزاب ايجاد شد.» آگاهان موارد زير را توضيح دادند: اول: کشورهايي مثل فرانسه، آلمان، بلژيک، سوئيس، اتريش، آمريکا، انگليس و اصولا اروپا و آمريکا و استراليا که هنوز کليساهاي شان پر رفت و آمد هستند و در همه زندگي مردم نفوذ دارند، جزو غرب محسوب نمي شوند و اگر هم محسوب شوند، در هيچ کدام از اين کشورها حزب وجود ندارد. دوم: در کشورهايي مثل شوروي سابق و تمام اروپاي شرقي، ليبي، سوريه، عراق، يمن، ترکيه، افغانستان، پاکستان، هند و غيره که احزاب و يا حزب اصلي همه قدرت را در دست دارد، همه جزو غرب محسوب مي شوند، اگرچه ظاهرا در شرق هستند، ضمنا در اين کشورها کليسا هم وجود ندارد. سوم: اصولا براي اينکه آدم درباره غرب نظر بدهد، هيچ لزومي ندارد که حتي يک بار هم غرب را ديده باشد، همين که چيزي درباره غرب نخوانده باشد، کافي است. جنتي جنتي تو لايق بهشتي! روز جمعه هفته گذشته آيت الله جنتي معروف به استاد جيغ نماز جمعه خواند و براي اينکه رسالت خود را در فراري دادن مردم از شيعه و حضرت علي( ع) کامل کند، ضمن تقدير از اعدام 16 نفر از اراذل و اوباش اعلام کرد که « اگر حضرت علي بود، بيش از اين ها اعدام مي کرد.» وي پرده از حقيقت مهمي جر داد و در حالي که پرده مذکور را با دندان و قيچي تکه تکه مي کرد، گفت: « در انتخابات ترکيه حقيقتي آشکار شد که مردم مسلمان در همه جاي دنيا اگر آزاد باشند و بتوانند نظر خود را بگويند اسلام را به هر دين ديگري ترجيح مي دهند.» آگاهان از اين اظهارات چنين نتيجه گرفتند: اول: انتخابات در حکومت لائيک ترکيه آزاد است و در اين حکومت لائيک مردم مي توانند به اسلام گرايان راي بدهند. دوم: علت اين که انتخابات در ايران آزاد نيست، اين است که چون حکومت لائيک نيست، اگر انتخابات آزاد باشد، ممکن است مردم به يک رئيس جمهور لائيک راي بدهند. سوم: اصولا اگر در سوئد و دانمارک و فرانسه و انگليس و سوئيس و آلمان و اسرائيل هم که تعداد مسلمانان کمتر از 10 درصد کل جمعيت است، اگر انتخابات آزاد بشود، مسيحيان و يهوديان حتما اسلام را به همه اديان ديگر ترجيح مي دهند. چهارم: در کشورهايي مثل عربستان و و مصر و افغانستان و پاکستان و امارات و کويت و غيره که مردم اسلام را به هر دين ديگري ترجيح داده اند، علت اصلي برگزاري انتخابات آزاد است. پنجم: آدم هر چيزي دهنش آمد مي تواند بگويد، لزومي ندارد منطقي هم باشد. اي عدالت! اي برابري! اي مساوات! اين دکتر داوودي معاون اول رئيس جمهور هم موجود جالبي است، تا وقتي دهانش را باز نکرده به نظر مي رسد آدم معقولي است و احتمال دارد حرف هاي درستي بزند. وي در حالي که دولت دهها شبکه تلويزيوني مفت و مجاني در اختيار دارد که هر روز در حال تکريم و توصيف و توجيه و چيزهاي ديگر او هستند، گفت: « عزتي که در اين دولت وجود دارد، در هيچ يک از دولت هاي قبلي نبوده است...» به نظر شما دولتي که عزت دارد يعني چي؟ داوودي گفت: « منتقدان ما را به عدالت متهم مي کنند.» وي مي خواست بازهم از خودش تعريف کند که وقت تمام شد و اتوبوس رفت. خاتمي! پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزي نگو! خاتمي خيلي چيزهاي مهم مي گويد که گاهي اوقات کسي دقيقا متوجه آن نمي شود. مثلا همين نکته که خيلي مهم است. خاتمي گفت: « نظام جمهوري اسلامي متعلق به همه است.» يکي از حاضرين پرسيد مثلا متعلق به کيست؟ خاتمي گفت: همه، همه مردم. همان حاضرين پرسيد: خب، مثلا کي؟ مي شه اسم؟ خاتمي گفت: مثلا متعلق است به همه زنان، همه معلمان، همه دانشجويان، همه کارگران.... خاتمي در همين حال ديگر بقيه جمله را فراموش کرد بگويد. از جمعيت پرسيد: ديگه کي رو گرفتن؟ حروم خوري خوشمزه اس بانک طلا هم به عنوان يکي ديگر از معجزات دولت احمدي نژاد تشکيل شد و وي با گذاشتن يک سکه بهار آزادي در اين بانک اولين حساب بانک طلا را براي خودش افتتاح کرد و براي هشدار به همه کساني که پول در بانک دارند و احتمال دارد که از همين امشب همه بانک ها منفجر شود و پول مردم به باد برود، گفت: « من در پي اصلاح نظام بانکي هستم.» به دنبال اين هشدار آژير خطر کليه بانک ها به صدا درآمد. همچنين يکي از کارشناسان بانک طلا علت تشکيل اين بانک را توضيح داد و گفت: چون نگه داشتن طلا حرام است و نبايد مسلمان طلا نگه دارد، ما براي اينکه فعل حرام صورت نگيرد، طلاي مردم را در بانک نگه مي داريم، منتهي براي اينکه حرام ديگري صورت بگيرد، به آنها بهره مي دهيم که خداوند به عنوان رباکار آنها را مجازات کند، نه به عنوان کسي که کنز مي کند. شرمنده، ببخشيد، غلط کردم در طول يک هفته که من در يکي از نوشته هايم يک جمله از فرزاد حسني تعريف کرده بودم و گفته بودم که من نمي شناسمش، ولي کارش خوب است، دهها اي ميل دريافت کردم که براي من نوشته بودند تو وقتي نمي شناسي چرا نظر مي دهي؟ و کلي اظهار نظر کرده بودند که چه و چه و چه. با شرمندگي و ضمن اعلام برائت و غلط کردم و ببخشيد، واقعا عذر مي خواهم، آدم که مجبور نيست در مورد چيزي که نمي داند نظر بدهد.
مي دانم سال هاست در اين مملکت نوشتن از حقايقي چون خورشيد عيان، "تشويش اذهان" و "اقدام به سياه نمايي" تعبير مي شود و به راحتي آب خوردن احکامي را در پي دارد که کمترين شان زندان است و محروميت هاي پنهان و آشکار. مدت هاست که در اين سرزمين کوروش تاريخ پر از صفحات سياه است که يادآوري شان عرق شرم را بر پيشاني انسان هايي که غم ملک و ملت دارند مي نشاند. مدت هاست که با نام مصلحت قربانيان به قربانگاه برده مي شوند و ما همه عادت کرده ايم تنها اين بخش از مذهب مان را احيا کنيم که بر جسدها روضه بخوانيم و ناله سر دهيم. مدت ها است در اين مرز و بوم هر نسلي تاوان نسل هاي ديگري را مي دهد که برايش از پيش ساخته اند يا ويران کرده اند. و ما چون چغدان محکوم به نشستن بر ويراني هايي هستيم که برايمان برجا گذاشته اند. از کجا بايد گفت که هر چه مي خوانيم درد و رنج ملتي است که حاکمانش در خيال خود برايشان بهشت ساخته اند. لابد هرچه برخلاف ميل اينان است عاري از حقيقت است. رئيس دولتش که با هزار اما و اگر به کرسي رسانده شده است و در عوام فريبي بي رقيب مانده به راحتي آب خوردن در رسانه ملي جوانان در بند را "ميکروب" مي نامد و حتي اگر ادعاي مسلماني هم دارد فکر روز قيامت خود را هم نمي کند. چشمان بسياري در اين سرزمين بجاي آنکه بازتر شده باشد درحال کور شدن است. همه چيز را آنگونه که خود مي خواهند مي بينند و اين خيال را حقيقت انکار ناپذير مي پندارند. و هر که غير از آن بيانديشد را ضد حقيقت و محکوم به نابودي مي داند. ديوارهاي انسانيت مدت هاست در اين مرز و بوم نه تنها ترک خورده، که فرو ريخته است. و از آن دين رحمان و رحيم، خون و شمشير بجا مانده است. براستي به کجا چنين شتابان؟ خطابم همه آناني است که به هر نوعي در حکومت نقشي دارند. خطابم به مقامات عالي نظام است. خطابم به رئيس قوه قضائيه است که اين روزها مي دانم در گرداب بدي گرفتارش کرده اند. خطابم به مقامات و تئوريسين هاي نهاد امنيتي است. آيا مي دانيد چه مي کنيد؟ در آن زندان ها چه داريد بر سر جوانان اين خاک مي آوريد؟ حتما باز هم خواهيد گفت همه ادعاها دروغ است و جو سازي. اما حداقل صاحب اين قلم که تجربه مشابه اي داشته ام باور مي کنم که در آن چهارديواري ريا و تزوير و ستم هر چيزي ممکن است. نه تنها من که صفحات تاريخ بهترين شاهدان ان است و در آينده نيز پنهان نگاه داشته شده ها نيز عيان خواهد شد.چه تا وجدان هاي بيدار هستند حقيقتي پشت ابر نخواهند ماند. بر مظلوميت علي (ع) بايد گريست که حاکمان مدعي پيروي اش اقتدار علي را تنها در شمشيرش يافته اند.بر حال روحانيون حاشيه نشين بايد گريست که با سکوت خود به مذهبي که پيروش هستند مدتهاست پشت کرده اند. بر همه نيروهاي سياسي بايد خورده گرفت که با سکوت خود همراه ظلم شده اند. آيت الله شاهرودي! چون مي دانم شما در دل دغدغه حکومت و عدالت علي را داريد خطابم با شماست. يک بار هم که شده مصلحت را بکناري نهيد و همانگونه که بارها تاکيد کرده ايد از شب اول قبر بترسيد و در پيشگاه خداوند سربلند باشيد نه در پيشگاه قدرتمداران. "به همان زندان صعب العبور (بند 209) برويد و اگر واقعا مي خواهيد خداوند از شما راضي باشد پاي سخن دربندان بنشينيد و رسما تضمين بدهيد و حقيقت را بشنويد. من مي دانم اگر بدانيد ذره اي از مسير عدالت و تقوا زيرمجموعه تان خارج شده اند حق را خواهيد ستاند. که اگر غير اين باشد واي بر شما و همه آناني که اسلام و شيعه را در ذهن ها به خون کشيده اند. جاي دوري نيست و در اختيار شما نيز است. مي دانم که مي دانيد وقتي توهم و سياست به قضا و دادرسي وارد شود اولين قرباني آن عدالت واقعي است نه آن عدالتي که بر پرده ها و شعارهاي اين و آن گوش فلک را کر کرده است. فراموش نکنيد کساني که هر روز با بهانه اي سرکوب و زندان برده مي شوند آموختگان و پرورش يافته گان همين انقلاب و همين نظام هستند. ايا نبايد اين پرسش را از خود بکنيد که چه کرده ايد که با آن همه آرمان و اعتقادات امروزيان در مسير شما نيستند." در اين حکومت نه کسي مي تواند انقلاب مخملي و آبي و قرمز صورت دهد و نه کسي مي تواند امنيتي گورستاني مهيا سازد. و اين رهروان راه دوم هستند که مسير راه اول را هموار مي کنند....
اميد معماريان o.memarian@roozonline.com خبرنامه اميرکبير ديووز به نقل از يک منبع جزئيات تکان دهنده اي را از شرح شکنجه دانشجويان بازداشت شده دانشگاه اميرکبير جهت اعتراف گيری از آنها فاش کرد. به نوشته اين خبرنامه، بازجويان، حتي دانشجويان را به پشت روی زمين خوابانده و به شيوه های مختلف مانند بطری نوشابه، تخم مرغ داغ و... مورد تهديد قرار داده اند. در اثر آزار و اذيت دانشجويان توسط تيم بازجويی و برخی از نگهبان های بند ۲۰۹ زندان اوين چند نفر دانشجويان در طول مدت بازداشت دست به خودکشی (ناموفق) زده اند.
دکتر عبدالکريم لاهيجي، رييس جامعه حقوق بشر ايران و نايب رييس فدراسيون بين المللي حقوق بشر درگفت وگويي با روز با ابراز نگراني ازوضعيت دانشجويان زنداني شده گفته است که باتوجه به سوابق چنين پرونده هايي و بسته بودن فضاي داخلي کشور، امکان رسيدگي به موارد نقض حقوق بشرتوسط افراد و سازمان هاي داخل کشوروجود ندارد. اين گفت وگو را درزير مي خوانيد: با توجه به خبرهاي نگران کننده اي که طي روزهاي گذشته از وضعيت دانشجويان زنداني شده درزندان اوين منتشر مي شود، آيا بايد نتيجه گيري کرد که پديده شکنجه در زندان هاي ايران رو به گسترش است؟ ييگيري موضوع شکنجه و بدرفتاري با زندانيان درجمهوري اسلامي موضوعي است که اززمان روي کار آمدن حکومت مطرح بوده. چون متاسفانه کم افرادي بوده اند که از زندان هاي جمهوري اسلامي بيرون آمده باشند و صحبت از شکنجه نکرده باشند. درمورد پرونده هايي مانند زهرا کاظمي هم مي بينيم که شکنجه منتهي به مرگ مي شود؛ پرونده اي که مسئول مستقيم آن سعيد مرتضوي دادستان تهران است. زهرا کاظمي به هنگام دستگري شديدا مضروب مي شود که اينها درپرنده پزشکي قانوني او مسلم است ولي به جاي اينکه همان موقع وي را به بيمارستان منتقل کنند، تا ساعت دو صبح درداخل سلول هاي زندان اوين سعيد مرتضوي ومعاونش ازوي بازجويي مي کنند. سپس، او را که مضروب شده بوده ازهر نوع درماني محروم کرده و بالاخره وقتي به حالت اغما افتاده بود وي را به بيمارستان مي برند. ما به عنوان مدافعان حقوق بشر درپرونده هاي مختلف که از طرف زندانيان ويا خانواده هاي آنها مطلع شده ايم بارها وبارها شکايت کرده ايم. هنگامي که گزارشگران مختلف به ايران رفته اند، يا گزارشگرمخصوص بازداشت هاي خودسرانه نيز، تعدادي اززنداني ها درمورد بدرفتاري هايي که با آنها انجام شده، صحبت کرده اند. متاسفانه سالي نبوده که قعطنامه اي ازطرف کميسيون سابق حقوق بشر ومجمع عمومي سازمان ملل صادرشده باشد و درمورد بدرفتاري با زندانيان درايران صحبتي نشده باشد. به نظر شما چگونه است که آقاي شاهرودي دائما از اجراي قانون حقوق شهروندي صحبت مي کنند واز سوي ديگر اخباري ازرفتارهاي بسيارنگران کننده با زندانيان- واين مورد اخير دانشجويان دستگير شده - به بيرون از زندان درز پيدا مي کند؟ ببينيد، ما درجمهوري اسلامي با اين پديده مواجه نيستيم که اين دستگاه ها ازهم مستقل باشند. يعني يکي وزارت اطلاعات و مقامات انتظامي باشد و ديگري قوه قضاييه مستقلي که از فجايع و مظالم آن سازمان وگروه ديگر بشود به آن شکايت کرد. کافي است توجه کنيد، الان وزيراطلاعات کسي است که سالها وسالها درمقام حاکم شرع، رييس دادگاه انقلاب و ريس دادگاه ويژه روحانيت، بدترين، شنيع ترين وشديد ترين احکام را از اعدام وحبس هاي سنگين صادر کرده است. يا مثلا دادستان کل کشور، يعني سومين مقام عالي رتبه قضاييه، وزير سابق اطلاعات است. اقاي دري نجف آبادي، کسي است که درپرونده قتل هاي زنجيره اي توسط متهمان اصلي اين پرونده گفته شد که برخي احکام شرعي را صادر کرده است. اين تداخلي که بين نيروي انتظامي، نيروهاي امنيتي وقوه قضاييه وجود دارد متاسفانه وضعيتي به وجود آورده که درداخل هيچ مرجع وملجاي براي شکايت و تظلم وجود ندارد، و يا سازمان هاي حقوق بشر درداخل و خارج کشور هيچ راهي ندارند جزمقامات بين المللي و شوراي حقوق بشر سازمان ملل. براي مثال همان طور که مي دانيد خانم عبادي درپرونده خانم هاله اسفندياري مجبورشد به مراجع بين المللي شکايت کند به دليل اينکه جاي ديگري نيست که بتوان شکايت کرد. درمورد اين پرونده دانشجويان هم متاسفانه اگر حمايت سازمان هاي حقوق بشربين المللي نباشد مطمئن باشيد درداخل کشور هيچ مرجعي براي رسيدگي به اين قضيه وجود ندارد. تظاهري هم که به اجراي قانون حقوق شهروندي توسط آقاي شاهرودي صورت مي گيرد همان تظاهري است که معمولا مسئولان حکومتي انجام مي دهند که ايران را مهد آزادي وآزادي قلم واين جور مسائل مي دانند و ازطرف ديگر کار را به جايي مي برند که مي گويند همين چند روزنامه اي که زير سانسور فعاليت مي کنند درحال کودتاي خزنده هستند. با توجه به سابقه فعاليت هاي بين المللي شما درزمينه حقوق بشر، آيا سابقه داشته است که ازطريق پيگيري سازمان هاي مرتبط، دولت هاي ناقض حقوق بشر ملزم به اجراي قوانين، ميثاق ها و عهدنامه اي که آن را درسطح جهاني پذيرفته اند، وادار کنند؟ مسلما! ازجمله نمونه هاي پيگيري بين المللي دراين زمينه مي توان به قتل رفيق حريري وپيگيري هاي بعد ازآن اشاره کرد. ما ديديم درمورد ترورنخست وزيرپيشين لبنان، شوراي امنيت به جايي رسيد که دادگاه ويژه تشکيل دهد، آن هم با توجه به همه کارشکني هايي که دولت و رييس جمهوري لبنان و دولت سوريه انجام داده اند. ولي همچنان اين موضوع درمرکز توجه مجامع بين المللي بوده است. الان حتي دادگاه درشرف تشکيل است. بنابراين چه بهتر اينکه دولت ها از طريق گفت وگو و تفاهم و مذاکره به اين برسند که به قوانين بين المللي تسليم بشوند ودرغير اين صورت چاره اي نيست جز اينکه به دنبال ضمانت اجرايي براي الزام ومتعهد کردن دولت ها به اين قوانين ومقررات باشيم. ما همواره ازروزي که پرونده انرژي اتمي مطرح شده است به مخاطبمان خودمان، مانند سازمان ملل ويا اتحاديه اروپا گفته ايم که مساله ايران نبايد فقط محدود به موضوع انرژي اتمي بشود، بايد جامعه بين المللي نسبت به وضعيت دموکراسي وحقوق بشر درايران توجه داشته باشد و بايد اين موضوعات از طريق مجامع مختلف پيگيري شود. سازماني که شما رياست آن را به عهده داريد آيا برنامه خاصي براي پيگيري اتفاقات اخيرندارد؟ فداراسيون بين المللي حقوق بشر جزو سازمان هايي است که در شوراي حقوق بشر نقش مشاور دارد. ما به کميسيون حقوق بشر سازمان ملل دراين زمينه ها شکايت کرديم. يکي ازمواردي که در ميزگردهاي بين دولت ايران واتحاديه اروپا مطرح بود همين موضوع شکنجه و سنگسار بود - چون گفته شد آقاي شاهرودي دستورعدم اجرايش را داده اند. ما بارها و بارها گفته ايم که سنگسارازموارد شکنجه است، منتها ازموارد شکنجه منتهي به مرگ است. آخرين موضوعي که به عنوان پرونده آن را دنبال کرديم موضوع زهرا کاظمي است. يا پرونده هاي ايرانيان با تابعيت مضاعف. درهمين پرونده اگر شما به مصاحبه اي که فرداي پخش برنامه تلويزيوني مشاهده کرده باشيد شوهر خانم اسفندياري، آقاي شائول بخاش مي گويد هرگز همسرش با لغاتي که درمصاحبه صحبت مي کرد آشنايي نداشته است. بنابراين مشخص است زير فشار وتهديد اورا راضي کرده اند که متني را حفظ کند و يا از رو بخواند واين ازموارد مشخص شکنجه رواني است و درگذشته ما اين موضوع را بارها و بارها مطرح کرديم و حالا متاسفانه دانشجويان هم درحال حاضر زير چنين شکنجه هاو فشارهايي هستند. مطمئن باشيد براي آنها هم خواب هايي ديده اند ومي خواهند که چنين برنامه هايي اعتراف گرفتن را براي آنها ترتيب بدهند وآنها را حاضر کنند که به چنين برنامه هايي تسليم کنند.
شيرين کريمي با توجه به وضعيت نامعلوم امير يعقوبعلي و بهاره هدايت، دو عضو کمپين يک ميليون امضاء، "کميته مادران کمپين يک ميليون امضاء" با ارسال نامه اي به رئيس قوه قضائيه ضمن اعتراض به بازداشت اين دو نفر، از وي پرسيده اند:به کدامين جرم يا عمل مجرمانه و خلاف قانون، فرزندان ما را به بند کشيده اند؟ در اين نامه که در سايت تغيير برابري درج شده، مي خوانيم: مدت 10 ماه است که ما مادران در کنار فرزندان مان براي ارتقاء فرهنگ عمومي و تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان به صورت دسته جمعي و با رعايت موازين قانوني، تلاش مي کنيم تا با جمع آوري يک ميليون امضا و تقديم به مجلس شوراي اسلامي گامي در برقراري عدالت در کشور عزيزمان برداريم تا جامعه اي سالم و خانواده هاي پايدار داشته باشيم که اين حرکت نه خلاف مباني اسلامي و نه مغاير با تعهدات دولت و نه مخالف قانون اساسي است." ولي متاسفانه نيرو هاي انتظامي و امنيتي، فرزندان ما را دستگير و زنداني مي کنند در حالي که مي گويند ما با کمپين و خواسته هاي شما مساله اي نداريم. در همين راستا امير يعقوبعلي دانشجوي 20 ساله و سال سوم دانشگاه علامه که روز هاي جواني اش را صرف برابري خواهي و عدالت مي کند، در روز 20 تيرماه 86 در پارک انديشه هنگام صحبت با يکي از شهروندان در مورد قوانين تبعيض آميز، دستگير و به زندان اوين منتقل کرده اند و تاکنون حتي اجازه يک تلفن و يا يک ملاقات را هم نداشته است. همينطوربهاره هدايت يکي ديگر از اعضاء فعال کمپين يک ميليون امضا به خاطر يک تحصن کوچک دانشجويي از 18 تير ماه تاکنون در زندان اوين است. آقاي شاهرودي ما فرزندان مان را با خون دل بزرگ کرده و روح عدالت خواهي را که خود براي دستيابي به آن در انقلاب شرکت کرده بوديم ذره ذره به کالبد آنان دميديم تا آرمان هاي انسان دوستانه و برابري خواهانه و عدالت طلبانه زنده بماند و در جامعه اي که در هاي دنياي فساد بر آنان گشوده است و جنابعالي بيش از هر کس بر آن واقفيد فرزندان مان را پاک و با ايمان و متعهد پرورش داده ايم به طوري که ضمن تلاش براي برقراري عدالت و حد اقل براي استقرار عدالت جنسيتي، آنان در معتبرترين دانشگاههاي کشور مشغول تحصيل مي باشند. سوال ما از آن مقام اينست که به کدامين جرم يا عمل مجرمانه و خلاف قانون، فرزندان ما را به بند کشيده اند ؟ و آيا بي خبري مادر از فرزند به مدت بيش از دو هفته پس از پيگيري ها و درخواست هاي مکرر، انساني، اخلاقي و اسلامي است؟ آيا چنين حرکت هاي مدني و مسالمت آميز و صلح طلبانه چه خطري براي کشور دارد که اين چنين به خشونت کشيده مي شود. جناب آقاي شاهرودي ما به چنين فرزندان برومندي افتخار مي کنيم و از جنابعالي که در بالاترين مسند قضاوت کشور تکيه زده ايد مصرانه انتظار داريم دستور فرمائيد فرزندان ما را هر چه سريعتر آزاد کنند. نامه مادران کمپين يک ميليون امضا در شرايطي منتشر شده که مسئولين زندان اوين به مادر وي گفته اند "تا پايان تحقيقات وضعيت وي مشخص نمي شود". او تنها دوم مرداد تماس کوتاهي با خانه داشته اما درباره اينکه کجاست و يا چه وضعيتي دارد، هيچ توضيحي نداده است. براي امير يعقوبعلي / وبلاگ آن زن
فريبا صراف آمريکا در حال يک معامله تسليحاتي بيست ميليارد دلاري با عربستان سعودي است. رهبر جمهوري اسلامي خبراز آن مي دهد که "ستمگران و صاحبان زر و زور با جمهوري اسلامي، سرناسازگاري و ستيزه گذاشته اند."محمود احمدي نژادمي گويد: "آنها اگر بتوانند ضربه بزنند، دريغ نميكنند".... کوندوليزارايس وعلي لاريجاني هم حرف هاي تند و تيزي زده اند. همان فضايي که واشنگتن پست آن را چنين تصوير کرده:جنگ سرد. پايان اين جنگ چيست؟ در روزهايي که غربي ها در حال تکميل متن سومين قطعنامه شوراي امنيت عليه ايران هستند، يکي از مقامات وزارت دفاع آمريکا اين خبر را که "ايالات متحده قرار است براي مقابله با آنچه خطر ايران در خاورميانه مي داند، معامله تسليحاتي گسترده اي با عربستان سعودي انجام دهد" تاييد کرد. به گفته مسئولان وزارت دفاع آمريکا "معامله گسترده نظامي ايالات متحده در برابر خطر احتمالي ايران، تنها عربستان سعودي را در بر نمي گيرد و قرار است به امارات متحده عربي نيز سلاحهاي جديد فروخته شود و کمکهاي نظامي و اقتصادي بيشتري در اختيار مصر گذاشته شود". موضوع اين معامله تسليحاتي هم به نوشته بي بي سي "از جمله محورهاي سفر وزيران دفاع و خارجه آمريکا به عربستان سعودي است که قرار است در چند روز آينده انجام گيرد". در اين سفر، به نوشته واشنگتن پست، قرار است کاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا و رابرت گيتس وزير دفاع اين کشور از رژيم هاي سني عرب که گفته مي شود از جنبش هاي تحت رهبري ايران شيعه در هراسند، بخواهند " يا از عراق بعنوان مانعي در برابر ايران حمايت کنند و يا تحت نفوذ روزافزون رژيم ايران باقي بمانند". به همين دليل است که برخي از کارشناسان بين المللي معتقدند اجتناب آمريکا از بالا بردن سطح گفتگوها با ايران را بايد در جاي ديگر جست و جو کرد. در همين ارتباط شان مک کورمک، سخنگوي وزارت خارجه رسما اعلام کرده است که "واشنگتن در مرحله کنوني ارتقا سطح گفتگوهاي دو کشور را عملي نمي بيند." آمريکايي ها همزمان سنگين ترين اتهامات را هم متوجه جمهوري اسلامي ايران کرده اند. فرمانده عملياتي ارتش آمريکا در عراق اعلام کرده است که "حملات شورشيان به منطقه امنيتي موسوم به کمربند سبز در بغداد ظرف سه ماه گذشته از دقت چشمگيري برخوردار شده."ز او اين "دقت" را به آنچه "آموزش شورشيان در ايران خوانده" نسبت داده است.کمربند سبز بخشي از مرکز شهر عراق است که دفاتر و اقامتگاههاي مقامات عراقي و همچنين محل سکونت کارکنان و نظاميان خارجي در آن قرار دارد و باشديد امنيتي از آن حفاظت مي شود.با اين حال به ادعاي آمريکايي ها، "آموزش شورشيان در ايران" باعث شده اين کمربند ضربه پذير شود. بر همين اساس است که کوندوليزا رايس با اشاره به اينکه ايران "در جنوب عراق، از شورشياني که حضور نظامي ما را تهديد مي کنند حمايت کرده و آنها را تسليح مي کند" از خطرناک شدن "فزاينده" ايران سخن گفته است. او همچنين در گفتگو با شبکه سي ان ان ايران را متهم به حمايت از " تروريسم در سراسر جهان از جمله حزب الله لبنان و عناصر بسيار راديکال حماس در نوار غزه" کرد و به اين ترتيب اين زمينه را فراهم آورد که بار ديگرعلت "امکان استفاده از زور عليه ايران" رادر برابر افکار عمومي آمريکا قرار دهد. در چنين شرايطي است که آيت الله سيد علي خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي از "ستمگران و صاحبان زر و زور"ي سخن مي گويد كه "با تبليغات مزورانه خود و به اسم دموكراسي و آزادي و حقوق بشر، به بشريت ظلم مي كنند" و سرناسازگاري و ستيزه با جمهوري اسلامي راگذاشته اند. سخني که محمود احمدي نژاد نيز آن را تکرار مي کند: "كشورهاي اروپايي و آمريكا پس از پيروزي انقلاب اسلامي، حساب خودشان را از ايران جدا كردند." همين دانسته هاست که موجب مي شود رهبر جمهوري اسلامي از لزوم "پايداري مردم و مسوولان در اين مسير" سخن بگويد و آن را "تنها راه تحقق آرمانها و آرزوهاي بزرگ ملت ايران" به شمار آورد.و آقاي احمدي نژاد هم از "دور جديد ديپلماسي جمهوري اسلامي در سطوح منطقه اي و بين المللي در 3 تا 4 ماه آينده" خبر دهد و علي لاريجاني هم دنبال "سوراخ هاي دموكراسي ليبرال" براي حل مسائل بگردد. شرايطي پيچيده که واشنگتن پست از آن به عنوان جنگ سرد ديگري ياد و به قلم رابين رايت آن را چنين باز خواني مي کند: "پس از سه دهه تنش شديد، ايران و آمريکا هم اکنون درگير يک جنگ سرد تمام عيار شده اند. در سال 1946 يعني زماني که اولين جنگ سرد بوقوع پيوست، وينستون چرچيل از يک پرده آهنين که به تقسيم اروپا منجر شد، سخن مي گفت. پس از گذشت نيم قرن، دومين جنگ سرد در حالي اتفاق مي افتد که دولت بوش تلاش مي کند با کشيدن پرده اي سبز، خاورميانه را به دوستان و دشمنان ايران تقسيم کند. رويارويي جديد ميان ايران و آمريکا پايدارترين ميراث ناآرامي هاي عراق است و نتيجه اين امر قطعا ً آينده خاورميانه را رقم خواهد زد". اتحاد جماهير شوروي با "کمربند سبز"به جايي رسيد که امروز؛ "پرده سبز" در انبان خود چه چيزي براي ايران دارد؟
سينا پايمرد، پسر 19 ساله اي كه روز دوشنبه 25 تيرماه براي دومين بار تا پايه چوبه دار رفت، با اهداي 80 ميليون تومان از طرف شخصي خيرخواه و واريز شدن 150 ميليون تومان مقرر به حساب اعلام شده، منتظر اعلام رضايت شكات است. نسرين ستوده وكيل سينا با اعلام اين خبر، به روز گفت : "طبق صورت جلسه اي كه در تاريخ 29 شهريور 1385، تنظيم شده و به امضاي اولياء دم رسيده بود، ايشان اعلام كرده بودند كه در ازاي دريافت 150 ميليون تومان پول، از قصاص صرف نظر خواهند كرد." خانواده پايمرد توانستند 70 ميليون تومان از اين قرار را تامين كنند و در فرصت دوباره اي كه مراجع قضايي به اين خانواده دادند و رسانه ها اين مشكل را پيگيري كردند، شخص خيري به نام دكتر رسول تقي گنجي،كل مبلغ 80 ميليون تومان را يكجا براي رهايي سينا پايمرد بخشيد. ستوده در اين باره مي گويد: "در تاريخ 2 مرداد86 به اتفاق نماينده آقاي دكتر گنجي به شعبه اجراي احكام دادسراي امور جنايي تهران مراجعه كرديم و كل مبلغ باقي مانده ، به اين ذفتر ارائه شد." وي با اشاره به اين كه اين پول كه توسط يك فرد پرداخت شده ، مستوجب قدرداني است و اميدواريم كه اولياء دم نيز به تعهدشان مبني بر صرف نظر از قصاص پايبند باشند، مي افزايد: "انتظار عمومي اين است كه اتخاذ تصميم درباره حيات و مرگ ديگران، بويژه كودكان،به تصميمات شخصي واگذار نشود و از آنجا كه طبق ماده 3 كنوانسيون حقوق كودك، در كليه تصميمات قضايي، منافع كودك اولويت دارد، منتظر تصميم شايسته دستگاه قضايي در جهت منتفي شدن اجراي قصاص براي موكلم هستيم." وكيل سينا همچنين خبر از واريز شدن كمكهاي مردمي تا زير دو ميليون تومان داده و گفت: "از آنجا كه اين كمكها به صورت فردي واريز شده، و نيز سينا بعد از آزادي نيازمند گذراندن مراحل بازپروري جسمي و روحي است، به خانواده پايمرد تحويل مي شود." وي علي رغم انتشار برخي شايعات، دريافت وجه از برخي ارگانهاي بين المللي براي كمك به رهايي سينا را نادرست دانست.
بهروز عطاردي مصباح يزدي خواستار تشکيل نظام آموزشي جديدي در کشور شد و گفت: "بايد نظام نويني را بر اساس باورها و ارزش هاي بسيجي بنا كرده و نسل جديدي را بر مبناي آن بپرورانيم تا جامعه ما مهياي ظهور حضرت ولي عصر شود." وي افزود: "آنهايي که ضد اسلام هستند زير نقطه صفر قرار دارند و به اندازهاي که از نظام اسلامي فاصله گرفتهايم، بايد برگرديم." تغيير نظام آموزشي و سياسي به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي و خبرگزاري دانشجويان محمد تقي مصباح يزدي گفت: "نظام آموزشي ايران بر مبناي فلسفهاي غير اسلامي ايجاد شده و بايد متحول شود". وي صبح شنبه در مراسم آغاز دومين دوره اجراي طرح معرفت ويژه اعضاي هيات علمي دانشگاههاي علوم پزشكي كشور در هتل پارس مشهد افزود: "اين نظام آموزشي نه تنها بر مبناي فلسفه غير اسلامي بلكه ضد اسلامي شكل گرفته است." رئيس موسسه آموزشي امام خميني قم تاکيد کرد: "اگر قرار است تحولي در آموزش و پرورش ايجاد شود تب آن آموزش عالي را هم فرا خواهد گرفت زيرا تربيتشوندگان در اين مقاطع بايد در كشور فرهنگسازي و مديريت كنند." وي ايدهآل خود را آن دانست كه نظام آموزشي از همان آغاز به گونهاي باشد كه در كنار رشد مباحث تحقيقاتي و علمي، نظرات نسبت به هستي شناسي و انسان شناسي تغيير و رشد يابد و بر اين اساس نظام حقوقي، جزايي، سياسي و حكومت اسلامي شكل گيرد. مصباح يزدي خواستار تجدد نظر در نظام ارزشي حاکم بر ايران شد و گفت: "بايد هستي انسان و دستگاه ارزشي او و چگونگي تعيين اين نظام ارزشي را شناخته و به خوبي دريابيم و بر مبناي اين خوب و بدهاي ارزشي، اخلاقي، نظام سياسي و حكومتي تبيين شود." وي افزود: "بايد به همان نسبت كه از نظام اسلامي فاصله گرفتيم امروز اين فاصله را كم كرده و برگرديم... بايد نظام نويني را بر اساس باورها و ارزشهاي بسيجي بنا كرده و نسل جديدي را بر مبناي آن بپرورانيم تا جامعه ما مهياي ظهور حضرت ولي عصرشود." مصباح يزدي ازادي، صلح و دموکراسي را بهانه نظام سلطه نام داد و گفت: "آنها خونبارترين و ظالمانهترين جنگها را به بهانه دموکراسي، صلح و آزادي به راه مياندازند." وي افزود: "آزادي براي نظام سلطه به معني حفظ منافع تامين منابع است و پذيرفتهاند که براي تحقق آن ميتوان ميليونها انسان بيگناه را کشت." رهبري هم خواستار تغيير نظام آموزشي اين درحالي است که چندي پيش آيت الله خامنه اي رهبري جمهوري اسلامي در ديدار با وزير و معاونان و کارمندان وزارت آموزش و پرورش نظام آموزش و پرورش خواستار تغيير نظام آموزشي کشور شده بود. وي با تاكيد بر اين كه پايههاي نظام آموزش و پرورش در سالهاي پيش از انقلاب اسلامي براساس مباني غيرديني و مغاير با هويت ملي شكل گرفته بود، خاطرنشان كرده بود: "آموزش و پرورش در آن دوره، ضد دين، ترجمهاي و مبتني بر باورهاي غربي، تقليدي و غيرمنطبق با نيازهاي اساسي كشور بود." آيت الله خامنهاي با اشاره به اقدامات بسيار خوبي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در آموزش و پرورش انجام گرفته است، تاكيد كردند: "با وجود همه كارهاي ارزشمندي كه برپايه مباني اسلامي و ملي انجام شده، نظام آموزش و پرورش متحول نشده و پايه و اساس همان نظام قديمي باقي است." به هدف نزديک شده ايم حجت الاسلام ناصر سقاي بي ريا از همفکران مصباح يزدي که در دولت پست مشاور رئيس جمهوري در امور روحانيت را بر عهده دارد در سفر به نيشابور گفت: "امروز جاده باز شده و ارزشها را احياء کرديم و کشتي انقلاب را که بعضي افراد از مسير اصلي خويش به سوي قدرتهاي شرق و غرب منحرف کرده بودند با حمايت رهبري از دولت به مسير ارزشهاي صدر انقلاب باز گرداند". وي افزود: "خدمت احمدي نژاد اين بود که انقلاب را به مسير خود باز گرداند و گرنه غرب با يک پروسه که گذار اسلام به مدرنيته بود و مي خواست گفتمان ديني را از بين برده و ما را به بيراهه بکشاند." ناصربي ريا روي کار آمدن دولت نهم را حاصل "ايستادگي رهبر" معرفي کرد و گفتک "در زمان دوم خرداد و حاکميت دوم خرداد افراد اسم اسلام و اسلامي بودن را سخت مي بردند و محيط را طوري به وجود آوردند که کانديداهاي رياست جمهوري اسمي از اسلام در تبليغاتشان استفاده نکرده و اگر ايستادگي مقام معظم رهبري و هوشياري ملت نبود معلوم نبود امروز وضع ما چگونه بود." مشاور احمدي نژاد مدعي شد "دنيا امروز شيفته حرکات و شعارهاي احمدي نژاد هستند و او به هر کشور مسلمان و غير مسلمان سفر مي کند همانند سفرهاي استاني از ايشان استقبال کرده و براي وي شعار مي دهند و آرزوي داشتن چنين مسئولي را در کشور خود دارند." مقدمه ظهور در همايشي ديگر که با عنوان "دولت اسلامي و انقلاب سوم" در تبريز برگزار شد حجت الاسلام علي ثقفي، رئيس مرکز تحقيقات کشوري اسوه از عزم دولت نهم براي تحقق دولت اسلامي سخن گفت. وي تحقق اهداف اسلامي را داراي مراحل متعدد دانست و اظهار داشت: "انقلاب، تدوين قانون اساسي، تشکيل دولت، کشورسازي و تمدن سازي جهاني اين مراحل را تشکيل مي دهند که تمدن سازي اسلامي، مقدمه اي بر ظهور حضرت حجت است." وي که از حاميان احمدي نژاد در انتخابات است "دولت اسلامي را مرحله سوم فرآيند تحقق اهداف اسلامي" عنوان کرد و گفت: "تلاش براي دولت اسلامي از روز اول پيروزي انقلاب شروع شد اما فراز و نشيب هايي وجود داشت که دولت نهم با قرار دادن اين مهم به عنوان هدف خود، با جديت در اين راه قدم گذاشت." خبرگزاري رسا که اظهارات حجت الاسلام علي ثقفي را انتشار داد از قول وي تاکيد کرد "اين مراحل يکي پس از ديگري بايد طي شود و در اين راه بايستي حد نصابي از مسئولان اسلامي داشته باشيم تا زمينه براي اسلامي شدن دولت بيشتر شود." جريان نو ظهور؟ اظهارات مصباح يزدي و نزديکانش در خصوص شکل دهي مجدد حکومت اسلامي در دو سال اخير بارها با واکنش تند نزديکان به بنيانگذار جمهوري اسلامي مواجه شده است. در انتخابات مجلس خبرگان رهبري نيز مصباح يزدي و نزديکان وي تلاش وسيعي براي ورود و در اختيار گرفتن مجلس خبرگان که وضيفه اصلي آن تعيين رهبر است به خرج دادند. به دنبال شکست اين تلاشها روزنامه جمهوري اسلامي چهارشنبه 29 آذر طي سرمقاله اي نوشت: "در داخل كشور يك جريان نوظهور اما پراشتها براي تسخير مجلس خبرگان رهبري و پياده كردن اهدافي كه تشريح آنها فرصت ديگري را ميطلبد خيز برداشته بود اما خوشبختانه ناكام ماند." اين روزنامه اين جريان را "تهديدي براي رهبري نظام" ناميد و نوشت "اين جريان از يكطرف به دليل برخورداري از تفكر افراطي في نفسه خطرناك است و از طرف ديگر در انتخابات مجلس خبرگان رهبري اگر به پيروزي مي رسيد تهديدي براي رهبري انقلاب و نظام محسوب مي شد. راي هوشيارانه مردم و البته حضور بموقع و هوشمندانه بزرگان روحانيت اصيل در عقب رانده شدن اين جريان بسيار موثر بود." اين روزنامه که از سوي نزديکان رهبر جمهوري اسلامي اداره مي شود در ادامه آورد "حتي كساني كه فقط از ظواهر مطلعند ميتوانند به اهميت نقش رهبري پي ببرند اما نقش تدابيري كه خود ظاهر نبودند ولي تاثير اساسي را در سامان يافتن اين امر مهم برجاي گذاشتند بسيار گسترده بود". روزنامه جمهوري اسلامي در توصيف "تهديد کنندگان رهبر" نوشت "با مشاهده افرادي با ريش و تسبيح و قيافه اي بظاهر عابد و زاهد نبايد تصور شود كه اينان قصد و غرضي ندارند و دلشان براي مثلا ارزش ها سوخته است و اگر ايرادي ميگيرند از سر دلسوزي است. اين يك تصور ساده لوحانه است. اينان حتي اگر خود اهل غرض و مرض نباشند حداقل اينست كه آلت فعل ديگراني هستند كه با اصل انقلاب و نظام دشمني دارند." اين روزنامه در پايان فاش کرد "ابراز اعتقاد به ولايت فقيه ـ آنهم از نوع تنوريش ـ نيز دروغ است" و افزود "اينها معتقد به ولايت بر فقيه هستند."
سولماز شريف سازمان ميراث فرهنگي متولي حفظ و حراست از آثار تاريخي و باستاني ايران است و در واقع در راستاي همين هدف نيز تاسيس شده است. اما اين سازمان، اخيرا در اقدامي مستقيم عليه جاذبه هاي باز مانده از زمان هاي دور، سوراخ کردن غار "چال نخجير" را، از سر گرفت و براي دومين بار، سازمان محيط زيست استان مرکزي مجبور به جلوگيري از اقدام آن شد. بار اول روز 27 تيرماه بود که سازمان ميراث فرهنگي، بدون انجام کار کارشناسي، اقدام به سوراخ کردن اين غار براي ايجاد مسير خروجي کرد که اين عمل توسط سازمان محيط زيست استان متوقف شد. غار 70 ميليون ساله آبي - خاكي چالنخجير در شکار گاهي به همين نام در 8 كيلومتري شمال و شمال شرقي شهرستان دليجان ( حدفاصل نراق ـ دليجان ) در دامنه كوه واقع شده و به گفته کارشناسان به دوران سوم زمين شناسي يعني دوره مزوزوئيک تعلق دارد و داراي تزيينات طبيعي کريستال ها، اشکال مختلف سنگ ها و اسفنج هاي بلورين است. اين غار در سال 1368 شناسايي و گروه هاي كوه نوردي تا عمق 2000 متري آن پيش روي كردهاند. اخيراُ نيز غار نوردان موفق شدهاند با شناسايي دو مسير انحرافي به انتهاي اصلي غار دست يابند. ارتفاع اين غار گاهي از 20 متر تجاوز ميکند. گفته ميشود که در انتهاي اين غار استخر آبي وجود دارد و تالارهاي بزرگي نيز در کنار اين استخر مشاهده شده است. اين غار به همراه كاروانسراي «دودهك» كه متعلق به دوره صفوي است، سد 15 خرداد و امكانات حاشيه آن، طبيعت ييلاقي و در عين حال كويري اطراف دليجان از جاذبه هاي تاريخي و طبيعي اين شهرستان استان مركزي محسوب ميشود. غار با داشتن 5 کيلومتر مسير خاكي با ديوارهها و سقفهاي آهكي بسيار زيبا و درياچهاي كه در عمق 50 متري از كف غار قرار دارد، يکي از زيباترين غارهاي جهان با جاذبه بسيار در جذب جهانگردان و ايرانگردان به شمار ميرود. در گفت و گوي محمدباقر صدوق، رئيس سازمان حفاظت محيط زيست استان مرکزي با خبرگزاري ميراث فرهنگي مي توان دلايل سازمان ميراث فرهنگي براي از سر گيري تخريب اين غار که بسياري آن را قانع کننده نمي دانند، خواند:" بچه هاي سازمان محيط زيست صبح روز سوم مردادماه، از عمليات تخريب غار چال نخجير توسط سازمان ميراث فرهنگي با خبر شدند و براي متوقف کردن عمليات به آن مكان رفتند که با پيمانکار و کارگران آنجا درگيري فيزيکي هم پيدا کردند." وي، درباره پيگيري براي متوقف کردن هميشگي اين عمليات، گفت: "امروز با استانداري استان مذاکره کرديم. استانداري هم اين کار را خلاف قانون تشخيص داده که قرار بر اين شد تا کار تخريب متوقف شود. به دادگاه هم شکايت کرده ايم که قاضي دستور توقف عمليات تخريب را داد. حکم جلب پيمانکار اين عمليات را هم گرفته ايم." صدوق درباره دليل کار غيرکارشناسي و اصرار سازمان ميراث فرهنگي براي تخريب اين غار گفت: "با پيمانکار براي سوراخ کردن غار قرارداد بسته اند و در صورت فسخ قرارداد جريمه مي شوند. از ابتدا غير کارشناسي برخورد کرده اند و حالا تاوانش را مي پردازند." بنابر همين وي درباره عکس العمل سازمان ميراث فرهنگي در برابر توقف عمليات گفت:"به من نامه نوشته اند که چرا جلوي پيمانکار را گرفته اي و به ما خسارت زده اي؟، مي خواهند يک اثر تاريخي و منحصربه فرد را تخريب کنند و جلويشان را که مي گيريم ناراحت مي شوند. در نامه نوشته اند که اين همه در کشور کارهاي اشتباه صورت مي گيرد حالا چرا جلوي آنها را مي گيرم. من به هيچ کس کاري ندارم و تنها وظيفه خودم را انجام مي دهم." اين حرکت سازمان ميراث فرهنگي در شرايطي است که در سالهاي گذشته بين مردم نراق و دليجان بر سر نامگذاري اين غار، اختلاف به وجود آمده بود که حتي اين درگيريها منجر به ارسال طوماري از طرف مردم نراق به رئيس مجلس شوراي اسلامي در سال 85 گرديد که در اعتراض به بيانات نماينده دليجان در مجلس و در خصوص مالکيت مردم دليجان بر غار تاريخي چاه نخجير صورت گرفت. همچنين تصميم اخير سازمان ميراث فرهنگي از سوي ديگري نيز باعث تعجب کارشناسان اين امر شد و آن تغيير ناگهاني نوع نگاه سازمان به غار 70 ميليون ساله ايران است چرا که سازمان ميراث فرهنگي استان مرکزي که زير مجموعه سازمان ميراث فرهنگي کل کشور است، در سالهاي 83 و 84 در دو نوبت بودجه اي را براي بهينه سازي چاه نخجير تصويب کرد اما امروز براي جلوگيري از پرداخت هزينه دست به تخريب آن زده است. در سال 83، "مجتبي صادقي" معاون اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري استان مركزي اعلام کرد: «براي بهره برداري از داخل غار، مسيري در حدود 5 كيلومتر پله گذاري و نورپردازي شده است که گردشگران از جاذبه هاي منحصر به فرد غار در امنيت كامل ديدن كنند. 7 ميليارد ريال هزينه اين پروژه توسط سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تامين شده است." وي افزود: "همچنين براي ايجاد تسهيلات و امكانات استاندارد سايت بيروني طرح زيبايي در حال آماده سازي است كه با تامين اعتبار از طرف سازمان براي ارتقاي كيفيت خدمات و امكانات ارايه شده در اين منطقه گردش پذير به اجرا در خواهد آمد." که البته بهرهبرداري و بازديد نزديک از درياچه به دليل تغييرات دائمي سطح آب اين درياچه هنوز امكان پذير نشده است. همچنين در سال 84 اعلام شد،مرحله اول طرح آماده سازي امكانات گردشگري غار چالنخجير دليجان با تخصيص 20 ميليارد ريال تا فروردين ماه 85 ، همزمان با سفر هيات دولت به استان مركزي به بهره برداري ميرسد. استاندار استان مركزي ضمن اعلام اين خبر ، غار چالنخجير را تابلويي نادر از غارهاي آهكي با تزيينات منحصر به فرد كه ميتواند به يكي از قطبهاي جذب گردشگر تبديل شود خواند و افزود:"با توجه به پايان گرفتن مطالعات طرح جامع اين غار ، آمادهسازي امكانات گردشگري آن ضروري است." وي از طرح ساخت يك شهرك ويلايي يكصد واحدي ، هتل ، رستوران ، پيست اسبدواني و اسكيت ،شهربازي ،قايقراني در درياچه داخل غار و فشاي سبز در محدوده غار چالنخجير خبر داد كه تكميل آن نياز به 20 ميليون اعتبار دارد. بر همين اساس اينک مي بايست منتظر اجراي طرحهاي وعده داده شده مي بود اما به ناگاه خبر از تصميم سازمان بر تخريب غار مي رسد.غاري که حتي پتانسيل جذب نيروهاي بين المللي در راستاي کمک براي بهينه سازي را دارد و حتي همين روش مي تواند،باري از دوش سازمانها نيز بردارد و صدالبته اين مکان باستاني را امن و امان قرار دهد! در همان سال 83، يک گروه از ايرانيان مقيم ايتاليا و آمريکا ،براي بررسي سرمايه گذاري روي غار 70 ميليون ساله چال نخجير به ايران آمدند. هرچند اطلاعات مربوط به اين موضوع، در اختيار مسئولين رسيدگي به امور واگذاري محوطه ها و آثار تاريخي قرار نگرفت. واگذاري فعاليت هاي مختلف بخش دولتي از جمله مديريت محوطه ها و آثار تاريخي - فرهنگي به بخش خصوصي، طبق ماده 88 قانون تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت، انجام مي شود. در همين راستا، "سيد محمد حسيني" مديرکل ميراث فرهنگي و گردشگري استان مرکزي، در مورد اقدامات صورت گرفته براي جلب همکاري بخش خصوصي براي اداره اين غار به ميراث خبر گفت: «طبق آخرين جلسه اي که با حضور نمايندگان يک گروه از ايرانيان مقيم ايتاليا و آمريکا و معاون عمراني استانداري برگزار شده، مقرر شد تا اطلاعات کاملي از شرايط جغرافيايي، اقليمي و تاريخي اين غار در اختيار گروه متقاضي قرار گيرد. آنها نيز ظرف 15 روز برنامه موردنظر خود را براي سرمايه گذاري در اين غار به همراه ميزان سرمايه گذاري در اين محوطه اعلام کنند." در صورت تاييد اين برنامه و ميزان مشارکت مالي شرکت اخير توسط شوراي فني سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري شرايط اداره کل ميراث فرهنگي و گردشگري استان مرکزي براي واگذاري مديريت غار به اين گروه و مدت واگذاري تعيين مي شود. مدير کل اداره ميراث فرهنگي و گردشگري استان مرکزي، درخصوص شرايط واگذاري يک محوطه به بخش خصوصي، گفت: "اولين مساله گرفتن تعهدي سنگين به منظور تضمين سلامت آن اثر است. به عنوان مثال مديريت غاري در لبنان به بخش خصوصي واگذار شد با اين شرط که در صورت وارد آمدن خسارت به آن، بخش خصوصي بدون داشتن هيچ ادعايي، منطقه را ترک کند. بدين ترتيب سرمايه گذاري انجام شده توسط آنها براي گروه هاي بعد باقي مي ماند. از آنجا که بخش خصوصي نسبت به بازدهي سرمايه خود حساسيت به خرج مي دهد، لذا دقت لازم براي وارد نشدن خسارت به غار را نيز مدنظر قرار مي دهد. نکته ديگر بازديد ماهانه و مرتب از منطقه است. ضمنا گروه مستقر در محوطه موظف به احداث سازه ها و تاسيساتي براي توسعه گردشگري منطقه مطابق با نظرات کارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است." به گفته حسيني، از آنجا که سازمان به عنوان يک نهاد دولتي قصد تصدي گري ندارد، کليه امور مالي و اداري اين محوطه با نظارت اداره کل ميراث فرهنگي و گردشگري استان مرکزي به بخش خصوصي واگذار مي شود. در مورد درآمدهاي حاصل از ورود گردشگر به منطقه نيز تنها شرط اداره ميراث فرهنگي هزينه کردن آن براي توسعه امکانات منطقه است. پيش از اين مسئولين اداره کل ميراث فرهنگي و گردشگري استان مرکزي قصد داشتند واگذاري مديريت اين غار 70 ميليون ساله را به مزايده بگذارند. در صورتي که مذاکره با گروه ايرانيان مقيم ايتاليا و آمريکا به نتيجه مطلوب برسد، مديريت اين غار براي مدت محدودي به اين گروه واگذار مي شود. اين اقدام، پس از تصويب صلاحيت گروه مزبور و تاييد برنامه اداره کل ميراث فرهنگي و گردشگري استان مرکزي در خصوص واگذاري مديريت غار از سوي ستاد اجرايي ماده 88 انجام خواهد گرفت.
مازيار رادمنش در هفته گذشته فرزاد حسني مجري برنامه کوله پشتي سردار رادان فرمانده پليس تهران را به برنامه اش دعوت کرد تا به با وي به گفتگو درباره مرحله جديد طرح امنيت اجتماعي بپردازد. در اين برنامه فرزاد حسني از رادان پرسيد که آيا تصاوير لگد خوردن زني توسط نيروهاي انتظامي را ديده است؟ سردار رادان تقريبا دچار لکنت شد و سکوت کرد. اين موضوع بسرعت تبديل به يکي از مهم ترين خبرهاي روز شد و بلافاصله نهادهاي مختلف و سازمان هاي اداري و صدا و سيما با برخورد فرزاد حسني مخالفت کردند. يک روز بعد قاضي سعيد مرتضوي در کوله پشتي فرزاد حسني ظاهر شد و در مورد اعدام اراذل و اوباش سخن گفت. اين برنامه تصاوير برخي از کساني را که قرار بود اعدام شوند، لحظه اي قبل از اعدام نشان داد، در حالي که مجريان تلويزيوني با تندي با کساني که قرار بود اعدام شود، برخورد مي کردند. فرزاد حسني کيست؟ فرزاد حسني در 21 شهريور 1356 در خاني آباد تهران به دنيا آمد. نام مادرش شکوه السادات است. خانواده اش مذهبي اند. و پدر، مادر، پدربزرگ و مادر بزرگش تهراني اصيل هستند. برادرانش فرشاد و فرهاد است. هيچ کدام از اعضاي خانواده اش خانواده اش در زمينه هاي فرهنگي و هنري فعاليت نداشتند. او در مورد دوران کودکي اش مي گويد: "من بچه خاني آبادم، کوچه قندي، از يک خانواده کاملا مذهبي، بخصوص مادرم که به شدت مذهبي بود. من در دل فرهنگ آن حوزه و آن دوران بزرگ شدم. بزرگترين عشقم حضرت امام بود. و وقتي کودک بودم، براي ساکت کردن من عکس هاي امام را به من مي دادند، الآن هم آرشيو کاملي از عکس هاي امام را دارم." او در 11 تا 12 سالگي شاگرد اول مدرسه شد. مي گويد: "به همين مناسبت پدرم براي من دوره کامل سيماي نور را خريد. و يکي از اقوامم در کودکي برايم يک عبا خريد تا بتوانم حرکات امام را انجام دهم." فرزاد حسني با وجود اينکه يک سال قبل از انقلاب به دنيا آمده است، اما خودش را متعلق به نسل انقلاب مي داند و مي گويد: "من با درس هاي قرآن قرائتي بزرگ شدم، مساله من دعاي کميل آقاي دستغيب بود (آيت الله دستغيب وقتي فرزاد حسني کشته شد، چهار سال داشت.)، مساله نوجواني من شهادت آيت الله قدوسي بود (در آن زمان وي 4 ساله بود). فرزاد حسني که بعدا تبديل به يک ترانه سرا شد، در خانواده اي رشد کرد که موسيقي در آن وجود نداشت، براساس گفته خودش اولين کاست موسيقي که وارد خانواده آنان شد، موسيقي « نهانخانه دل» بيژن بيژني و موسيقي بعدي « شور عشق» عليرضا افتخاري بود." آشنايي با فرهنگ و هنر از کودکي فرزاد حسني از کودکي يک روزنامه خوان حرفه اي بوده است. او مي گويد: "من از بچگي روزنامه خوان حرفه اي بودم." او در مصاحبه با نشريه گل آقا گفته است: "اولين مجله اي که خريدم در سال 1362 کيهان بچه ها بود و در سال 1365 اطلاعات هفتگي. آن زمان خانه ما در اميرآباد بود و من يک بار که به روزنامه فروشي رفته بودم، شماره سوم هفته نامه گل آقا را ديدم و آن را خريدم و از آن پس هميشه گل آقا را مي خريدم و از اول تا آخر آن را مي خواندم." او در مورد صابري مي گويد: "مرحوم صابري را خيلي دوست داشتم و طنزشان را يک طنز شريف و فاخر مي دانم." او همچنين معتقد است که اولين آشنايي اش با موسيقي و شعر و ترانه با نوارهاي قصه کودکان بوده است. "من با صداي اشعار قصه هاي کودکان بزرگ شده ام؛ قصه هايي مانند عليمردان خان، جن پينه دوز، گربه هاي اشرافي، سيندرلا." فرزاد حسني در کنار روزنامه خواني در دوران نوجواني شروع به خواندن زبان عربي در وقت اضافي اش کرد. او مي گويد: "در تابستان به کلاس عربي مي رفتم و جامع المقدمات را کامل خوانده ام و به زبان عربي هميشه عشق مي ورزيدم." تحصيلات با معدلي بالاتر از هجده از ديبرستان امام صادق فارغ التحصيل شد و ليسانس مکانيک خودش را از دانشگاه خواجه نصير گرفت. او فارغ التحصيل کلاسهاي بازيگري امين تارخ است. در کلاسهاي کارگرداني سمندريان نيز شرکت کرد. و به پيشنهاد امين تارخ براي کار مجري گري به صدا و سيما رفت. مي گويد: "تست دادم، متن خيلي سختي بود، اما چون حافظه خوبي دارم، خواندم و قبول شدم." او يک مجري موفق تلويزيوني است مجريان تلويزيوني معمولا جزو کساني هستند که به دليل ديده شدن توسط ميليونها بيننده بسرعت محبوبيت پيدا مي کنند، در ايران پس از انقلاب مجرياني مانند حسين پاکدل، شهرياري، خانم پوريامين، جواد آتش افروز، حانم خامنه اي، هرمز شجاعي مهر، حسيني، احمدزاده، رشيدپور و فرزاد حسني هرکدام شيوه اي را وارد کار تلويزيوني کرده اند، که هر کدام از آنها با توجه به زمان خود تا حدي اهميت داشته است. فرزاد حسني از سن 19 سالگي يعني از سال 1375 کارش را در صدا و سيما شروع کرد. اولين بار در برنامه اي به نام "عيد آن سال" حضور تلويزيوني او ديده شد. در برنامه هاي راديويي و تلويزيوني فرزاد حسني به عنوان شاعر، نويسنده، مجري، بازيگر، کارگردان راديويي و تلويزيوني و ترانه سرا به فعاليت پرداخته است. او به عنوان ترانه سرا، ترانه هاي آلبوم آخر "رضا صادقي" را سروده است و همچنين سراينده ترانه هاي تيتراژ "کمکم کن" و "کوله پشتي" و "روز رفتن" است. از نيم رخ تا کوله پشتي فرزاد حسني به عنوان مجري تلويزيوني از اجراي آخرين مجموعه هاي "نيم رخ" که برنامه اي مخصوص نوجوانان بود، آغاز کرد و با برنامه "فوق العاده" شيوه اي تازه براي اجراي تلويزيوني را بوجود آورد. بعدا در اجراي مجموعه اول و دوم "کوله پشتي" نوعي هاردتاک ايراني را وارد تلويزيون کرد. او در برنامه هاي قبلي اش با ميهمانان برنامه به چالش برمي خاست و همين توجه افکار عمومي را به او جلب کرد، اما در مجموعه هاي بعدي اين چالش بتدريج کمرنگ شد. و برنامه هايش از برنامه اي ميهمان محور تبديل به برنامه مجري محور شد. او گفته است "حاشيه سازي نه، اما جنجالي بودن را دوست دارم." برنامه هايي مانند گفتگو با "هاشمي رفسنجاني"، "صفار هرندي" و "سردار رادان" تبديل به برنامه هاي جنجالي او شدند. او در يکي از برنامه هاي سال گذشته خود، پس از ستايش مردانگي و شهامت خسرو گلسرخي به عنوان يک قهرمان مارکسيست لنينيست دهه پنجاه بخشي از دفاعيه دادگاه او را که سالها از تلويزيون جمهوري اسلامي پخش نشده بود، نمايش داد. گفته شده است که اگر مجموعه کساني که فرزاد حسني را دوست دارند، با کساني که از او متنفرند، جمع ببنديم به تعداد بينندگان تلويزيون مي رسد. طرفدارانش معتقدند او "حضور ذهني عالي، حافظه اي خوب، حاضرجوابي، تسلط به بازي با صورت در حالي که گفتارش با حالت صورتش کاملا متناقض است، تحرک بسيار بالاي جلوي دوربين، تسلط بر استفاده از احاديث و وروايات و همزمان با آن تسلط بر استفاده از اشعار و ترانه ها را دارد. او با ظاهر جواني امروزي که با زير ابروي برداشته، و رفتاري شبيه به همجنس خواهان در همه جاي دنيا، در حالي که تلاش مي کند لباسش کاملا متناسب با تعريف الگوهاي حکومت از جوان مناسب باشد، چهره اش با گفته هايش متناقض مي نمايد، او با همان حالت مي تواند همچون يک واعظ و مداح روايتي را به روايتي ديگر وصل کند و از آن نتيجه اخلاقي بگيرد. اما مخالفانش او را بچه پررويي رياکار مي دانند که « آدم ها را نابود مي کند.» و تملق اهل قدرت را مي گويد، حرف هايي را مي زند که در حوزه دانش و آگاهي او نيست. مخالفانش معتقدند او رياکاري است که براي افزايش محبوبيت تلويزيون و خودش هرگونه که لازم باشد دروغ مي گويد و بازي مي کند. و گاهي گاف هايي مي دهد که بسيار عجيب است. او در توصيف و تمجيد زني که موفق به پرورش گوسفندان زيادي شده بود، گفت: "مثلا اگر من فرزاد حسني را به اين خانم تحويل بدهند، ايشان تعداد زيادي فرزاد حسني تحويل مي دهد." فعاليت در حوزه نمايش و سينما فرزاد حسني که دوره بازيگري و کارگرداني را در مدرسه سمندريان و تارخ ديده بود، در کارهاي مختلف تلويزيوني و سينما و نمايش حضور يافت. در سريال هاي "مسافري از هند" و "کمکم کن" بازي کرد حضور يافت. او در پانتوميم سيروس شاملو بازي کرد و آخرين کار نمايشي اش بازي در نمايش "يلدا" به کارگرداني حسين پارسايي است. فرزاد حسني گفته است: "من توانايي کار در عرصه هاي گوناگون فرهنگي و هنري را دارم و احتياجي نمي بينم بر روي يک کار متمرکز شوم." او که معتقد است دروغگويي و ريا بسيار ناراحتش مي کند، علل موفقيت « کوله پشتي» را چنين مي داند: "لطف مردم، همکاري همه دست اندرکاران، توجه به نيازهاي مردم و انعکاس چيزهايي که مورد علاقه مردم است." روحيات و خصوصيات فردي فرزاد حسني در مصاحبه با همشهري و چلچراغ ديدگاه روحيات خودش را وصف کرده است. او در مورد خودش مي گويد: "معيار بنده در شناخت هر موضوع، نگاه امام است و تا ابدالدهر هم ان شاء الله همين طور خواهد ماند." وي مي گويد: "بنده مبلغ دين خدا هستم و دين خدا را مي خواهم با اجرايم در تلويزيون تبليغ کنم." او در پاسخ به کساني که وي را رياکار مي دانند مي گويد: "من تا به حال، هر آن چه که در برنامه هايم گفته ام، همه اش را اعتقاد داشتم." او در مصاحبه با نشريه همشهري مي گويد: "من احساسم اين است که بايد به شهدا جواب بدهم، وقتي يک مادر شهيد مي بينم، مي ترسم. من سه بار بگويم امام، دفعه سوم گريه ام مي گيرد. و من همين هستم که هستم. هر کي مي خواهد خوشش بيايد يا هرکسي بدش بيايد." او در مورد برنامه هاي تلويزيوني و راديويي اش مي گويد: "در تمام برنامه هاي من بايد مذهب و دفاع مقدس وجود داشته باشد، اين اعتقاد شخصي من است، اين مساله اگر مقبول روساي سازمان است که چه بهتر، ولي اگر نيست، به من ربطي ندارد." او نمازخوان، مقيد و خوش قول است و مي گويد که براي رفت و آمد از تاکسي و اتوبوس استفاده مي کند. فرزاد حسني مي گويد: "احاديث را مي خوانم و به آنها فکر مي کنم، در سه سال برنامه کوله پشتي، 95 درصد موضوعاتم را از احاديث انتخاب کردم." او در توصيفي دقيق تر مي گويد: "من حرف هايي از همينگوي و کانت را قبول دارم که با احاديث سازگار باشد، نه برعکس".
سارا مقدم پرونده پنج تن از فعالان جنبش زنان ايران پايان شهريور ماه امسال و در شعبه 21 تجديد نظر استان تهران رسيدگي مي شود. شادي صدر وکيل شهلا انتصاري با بيان اين خبر درباره پرونده موکلش گفت: براي خبرگيري از جريان پرونده موكلم به دادسرا مراجعه کردم و با خبر شدم که پرونده خانم انتصاري به شعبه 21 دادگاه تجديد نظر مستقر در دادگاه انقلاب ارجاع شده است. شهلا انتصاري يکي از پنج زني بود که در روز 13 اسفند سال 85 دادگاهشان برگزار و اتهام آنها اجتماع و تباني به قصد ارتکاب جرم اقدام عليه امنيت ملي در تجمع 22 خرداد سال 1385عنوان شد. ديگر متهمان اين پرونده فريبا داودي مهاجر پروين اردلان، نوشين احمدي خراساني و سوسن طهماسبي بودند که از ايشان، داوودي مهاجر به چهار سال چهار سال حبس محکوم شد که سه سال آن تعليق پنج ساله بود، احمدي خراساني ، اردلان و انتصاري دوسال و نيم حبس تعليقي و شش ماه تعزيري (زندان) و طهماسبي به يک سال و نيم حبس تعليقي و شش ماه حبس تعزيري محکوم شدند. وکلاي اين پنج زن فعال در جنبش زنان، پس از دفاع از موکلانشان درخواست تجديد نظر در حکم صادر شده در شعبه ششم دادگاه انقلاب را در فرصت قانوني ارائه کردند. در روز دادگاه اين پنج زن، گروهي از فعالان جنبش زنان براي همدلي با آنها، ايشان را تا مقابل دادگاه انقلاب همراهي کردند و در حالي که در فضاي عمومي بيرون دادگاه منتظر بودند، پيش از شروع دادگاه بازداشت شدند. پنج زني که با اتهام تباني به قصد ارتکاب جرم عليه امنيت ملي دادگاهي شدند، از جمله کنشگران حقوق زنان هستند که در روز 22 خرداد 1385و با استناد به اصل 27 قانون اساسي که تجمع افراد را به شرطي که مسلحانه نباشد مجاز دانسته، در ميدان هفت تير تهران، تجمع مسالمت جويانه اي را برگزار کردند. اين تجمع با دخالت نيروهاي انتظامي، به خشونت کشيده شد و پس از برخي از شرکت کنندگان اين تجمع با اتهامهايي نظير اخلال در نظم عمومي، اقدام عليه امنيت ملي از طريق ايجاد هياهو و اجتماع و تباني به قصد ارتکاب جرم دادگاهي شدند.
مجيد توكلي دانشجوي دانشگاه اميركبير و از مديران مسول نشريات جعل شده دانشجويي دانشگاه اميركبير كه در اعتراض به ادامه بازداشت خود و اعمال شكنجه هاي قرون وسطايي بازجويان وزارت اطلاعات دست به اعتصاب غذا زده است در پي گذشت ۱۵ روز از اعتصاب غذاي خود و ادامه فشارهاي ناجوانمردانه وزارت اطلاعات براي اخذ اعترافات تلويزيوني دروغين دچار ضعف شديد جسماني شده و وضعيت سلامتي وي به حد بحراني رسيده است.خبرها حاكي از آن است كه به رغم وضعيت خطرناك سلامتي مجيد توكلي وي همچنان در بند ۲۰۹ اوين و تحت فشار براي تن دادن به مصاحبه قرار دارد و مسولين بند ۲۰۹ و بازجويان وزارت اطلاعات از انتقال وي به بهداري زندان اوين براي بررسي وضعيت سلامت و انجام عمليات درماني خودداري مي كنند. گفتني است سال پيش در چنين روزهايي بي توجهي وزارت اطلاعات و مسولان زندان به اعتصاب غذاي اكبر محمدي و وضعيت وخيم سلامت وي منجر به فوت او در زندان در اثر اعتصاب غذا شد كه اين مورد بيش از پيش به نگراني در خصوص سلامتي توكلي و رقم خوردن يك فاجعه انساني ديگر مي افزايد.
علاوه بر مجيد توكلي كه ۱۵ روز است در اعتصاب غذا به سر مي برد احمد قصابان،احسان منصوري و كيوان انصاري ديگر زندانيان سياسي پلي تكنيك نيز در اعتراض به روند نامشخص و ناعادلانه پرونده شان و اعمال شكنجه شديد در حين بازجويي به مدت يك هفته است در اعتصاب غذا به سر مي برند.
روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) در واکنش به اخبار منتشر شده در خصوص شرح شکنجه های دانشجویان بازداشت شده بیانیه ای صادر کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است:
بالاخره پس از هفته ها انتظار و زانوی صبر در بغل گرفتن، راز سر به مهر و قصه پر غصه شرح شکنجه های غیر انسانی و قرون وسطایی که ظالمانه در حق مظلوم ترین فرزندان این دیار رفته است، فاش شد و چشم روزگار بر ناجوانمردی که بر ایشان رفته فاش گريست و دل خويش و بيگانه بر آنان پاک بسوخت. از ملاقات نخستین خانواده دانشجویان با فرزندانشان بود که مشخص شد نه تنها پیش بینی هایی که از ابتدا و در پی اظهارات کینه توزانه قاضی حداد در ابتدای بازداشت دانشجویان و ابراز اطمینانش مبنی بر گناهکار بودن دانشجویان بازداشت شده، می شد کاملا صحیح بوده که شدت عمل و جسارت و وقاحت تیم بازجویی پرونده بیش از آن بوده که تصور می شده است. خانواده ۸ دانشجوی بازداشت شده پس از هفته های بی خبری و چشم انتظاری، یک به یک امیداوارانه به ملاقات جگرگوشگان خویش می رفتند، اما دل شکسته، مغموم و نگران بازمی گشتند و آرزو می کردند که ای کاش هیچ گاه فرزندان خود را در آن حال و روز نمی دیدند.
خانواده ۸ دانشجوی بازداشت شده پلی تکنیک انتظار داشتند با توجه به وضعیت وخیم فرزندانشان و وعده و وعیدهای مقامات مسئول کلیه این افراد هر چه سریعتر از بند رهایی یابند. به همین منظور از همگان خواستند تا شرح شقاوت و قصه قساوت شکنجه گران بند ۲۰۹ اوین را به وقتی دیرتر و زمانی دیگر موکول نمایند. انجمن اسلامی امیرکبیر نیز بنا به درخواست خانواده ها زبان در کام کشید و از بیان شکوه هایی که از نهفتن و نگفتن آن دیگ سینه می زد جوش، خودداری نمود. اما پس از آزادی ۵ دانشجوی دربند، مشخص شد که آزادی ایشان از سر ناچاری و در پی افزایش فشارها از هر سو بوده است و گویا قرار است بار شوم سناریوی مضحکی که توسط تیم امنیتی سرپرست این پرونده طراحی و توسط عملگان ایشان در دانشگاه امیرکبیر به اجرا درآمده بر دوش احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی، سه دانشجوی در بند انداخته شود. این چنین بود که خانواده این سه دانشجو چاره ای جز افشای رنج و تلخکامی خود ندیدند.
دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از همان روزی که تصمیم گرفتند دلیرانه مقابل تمامیت خواهی مدیریت بی خرد این دانشگاه، علیرضا رهایی، که بی شرمانه از ابتدا نقش عمله گوش به فرمان نیروهای امنیتی را در دانشگاه بازی می کند، بایستند، می دانستند که دریای حق خواهی و آزادیخواهی موجی خون فشان دارد. من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم / که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم. از همان روز که دانشجویان پلی تکنیک با فریادهای بی امان «مرگ بر دیکتاتور» خود، شوی تبلیغاتی نماد تمامیت خواهی حاکمیت اقتدارگرا را به سند وضاحتش بدل کردند، منتظر فرا رسیدن زمان انتقام جویی او و اعوان و انصارش بودند، چرا که در همان روز احمدی نژاد وعده داد که «تمام دانشجویان، خصوصا آن ها که بر علیه او شعار می دهند را مورد مهرورزی قرار خواهد داد».
و اکنون پس از گذشت یک سال از رویارویی جدی دولت نهم با دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، مشت خالی و انبان تهی مدعیان مهرورزی در مقابل دانشجویان بیش از پیش عیان شده است. یک سال است که از سرکوب دانشجویان به هر حیله و شیوه می گذرد و همچنان این پلی تکنیک و دانشجویانش هستند که استوار و سرافراز نقشه های شوم استبداد را نقش بر آب می کنند. پس از گذشت یک سال از ناکارآمدی ماشین سرکوب، تمام خلاقیت و ابتکار تیم امنیتی کنترل کننده دانشگاه ها، تیم مدیریتی گوش به فرمان ایشان در دانشگاه امیرکبیر و عملگان چکمه پوش ایشان در این خلاصه می شود که با جعل چند نشریه دانشجویی و درج مقالاتی موهن و بی سر و ته در آن ها و نسبت دادن آن به دانشجویان، ماشین سرکوب را شدیدتر و قویتر از گذشته به کار اندازند. این سناریو از آغاز محکوم به شکست بود، اما تصور می شود تیم امنیتی طراح سناریو قصد دارد به هر حیله ای پروژه سوخته خویش را به پیش برد. در همین راستاست که ۵ نفر از دانشجویان را آزاد می کند و پس از آزادی ۵ نفر و در غیاب ایشان، مشغول گرفتن اعترافات تلویزیونی از ۳ نفر باقی مانده می شود و برای انجام این کار آن چنان عجله ای دارد که قرار وثیقه سنگین ۸۰ میلیونی دانشجویانی که موفق به تهیه آن نشده اند را به یکباره بدل به قرار کفالت می نماید، تا کار خود را هر چه سریعتر آغاز کند.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر اقدامات غیرانسانی و شکنجه دانشجویان بازداشت شده را به شدت محکوم می نماید و خواستار برکناری و محاکمه تیم امنیتی و قضایی سرپرست پرونده دانشجویان است. انجمن اسلامی امیرکبیر از مقامات مسئول می خواهد که هر چه سریعتر دیگر دانشجویان شکنجه شده را آزاد نموده و از ایشان و خانواده هایشان عذرخواهی نمایند.
روابط عمومی انجمن اسلامی امیرکبیر اعلام می نماید که اخبار رسیده از داخل بند ۲۰۹ زندان اوین علیرغم اظهارات روزهای گذشته چند تن از مسئولین بسیار نگران کننده است. شرح شکنجه دانشجویان امیرکبیر از آن چه تاکنون اعلام شده فراتر بوده و نکات اعلام نشده فراوانی وجود دارد که در زمان مناسبی به اطلاع عموم خواهد رسید. علاوه بر شکنجه های روحی و جسمی که در این مدت طولانی بر دانشجویان رفته، اکنون بیش از دو هفته از اعتصاب غذای مجید توکلی و دکتر کیوان انصاری و بیش از یک هفته از اعتصاب غذای احمد قصابان و احسان منصوری می گذرد. به گفته خانواده مجید توکلی، وی در اثر اعتصاب غذا به شدت ضعیف شده و در وضعیت نگران کننده ای به سر می برد. همچنین اخبار رسیده حکایت از آن دارد که سه دانشجوی پلی تکنیک هم اکنون جهت اعتراف دروغ مقابل دوربین در خصوص عملی که مرتکب نشده اند، شدیدا تحت فشار قرار دارند و طبق تهدید صریح تیم بازجویی هر لحظه امکان بازگرداندن ایشان به سلول انفرادی و از سرگیری شکنجه های غیرانسانی گذشته وجود دارد.
علاوه بر این با توجه به سابقه تیم امنیتی طراح سناریو جعل نشریات دانشجویی پلی تکنیک در شکنجه و انجام رفتارهای غیرانسانی با دانشجویان بازداشت شده این دانشگاه، انجام رفتاری مشابه با ۶ عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم، خانم بهاره هدایت و آقایان محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، علی وفقی و حنیف یزدانی و همچنین بازداشت شدگان عضو سازمان ادوار خصوصا آقای عبدالله مومنی هیچ بعید نیست. طبق آن چه بر دانشجویان امیرکبیر رفته است، دانشجویان بازداشت شده در مقابل دانشگاه امیرکبیر و در دفتر سازمان ادوار این روزها بایستی اوقات سخت و طاقت فرسایی را زیر شکنجه های غیرانسانی بگذارنند. انجمن اسلامی امیرکبیر ضمن محکوم نمودن این گونه برخوردها با دانشجویان خواستار آزادی بی قید و شرط و هر چه سریعتر ۱۸ نفری است که در ارتباط با مسایل دانشگاه در بازداشت به سر می برند.
انجمن اسلامی امیرکبیر همچنین ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت ۴ دانشجویی که در بند ۲۰۹ دست به اعتصاب غذا زده اند، در خصوص وضعیت سلامت ایشان، خصوصا آقای مجید توکلی، به مقامات مسئول هشدار داده، خواستار رسیدگی هر چه سریعتر به وضعیت دانشجویان در بندی است که به منظور رسیدن به حقوق حقه خود دست به اعتصاب غذا زده اند.
روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی امیرکبیر(پلی تکنیک تهران)
۷ مردادماه ۱۳۸۶
خبرنامه اميرکبير ديروز به نقل از يک منبع جزئيات تکان دهنده اي را از شرح شکنجه دانشجويان بازداشت شده دانشگاه اميرکبير جهت اعتراف گيری از آنها فاش کرد. به نوشته اين خبرنامه، بازجويان، حتي دانشجويان را به پشت روی زمين خوابانده و به شيوه های مختلف مانند بطری نوشابه، تخم مرغ داغ و… مورد تهديد قرار داده اند. در اثر آزار و اذيت دانشجويان توسط تيم بازجويی و برخی از نگهبان های بند ۲۰۹ زندان اوين چند نفر دانشجويان در طول مدت بازداشت دست به خودکشی (ناموفق) زده اند.
دکتر عبدالکريم لاهيجي، رييس جامعه حقوق بشر ايران و نايب رييس فدراسيون بين المللي حقوق بشر درگفت وگويي با روز با ابراز نگراني ازوضعيت دانشجويان زنداني شده گفته است که باتوجه به سوابق چنين پرونده هايي و بسته بودن فضاي داخلي کشور، امکان رسيدگي به موارد نقض حقوق بشرتوسط افراد و سازمان هاي داخل کشوروجود ندارد. اين گفت وگو را درزير مي خوانيد:
با توجه به خبرهاي نگران کننده اي که طي روزهاي گذشته از وضعيت دانشجويان زنداني شده درزندان اوين منتشر مي شود، آيا بايد نتيجه گيري کرد که پديده شکنجه در زندان هاي ايران رو به گسترش است؟
ييگيري موضوع شکنجه و بدرفتاري با زندانيان درجمهوري اسلامي موضوعي است که اززمان روي کار آمدن حکومت مطرح بوده. چون متاسفانه کم افرادي بوده اند که از زندان هاي جمهوري اسلامي بيرون آمده باشند و صحبت از شکنجه نکرده باشند. درمورد پرونده هايي مانند زهرا کاظمي هم مي بينيم که شکنجه منتهي به مرگ مي شود؛ پرونده اي که مسئول مستقيم آن سعيد مرتضوي دادستان تهران است. زهرا کاظمي به هنگام دستگري شديدا مضروب مي شود که اينها درپرنده پزشکي قانوني او مسلم است ولي به جاي اينکه همان موقع وي را به بيمارستان منتقل کنند، تا ساعت دو صبح درداخل سلول هاي زندان اوين سعيد مرتضوي ومعاونش ازوي بازجويي مي کنند. سپس، او را که مضروب شده بوده ازهر نوع درماني محروم کرده و بالاخره وقتي به حالت اغما افتاده بود وي را به بيمارستان مي برند.
ما به عنوان مدافعان حقوق بشر درپرونده هاي مختلف که از طرف زندانيان ويا خانواده هاي آنها مطلع شده ايم بارها وبارها شکايت کرده ايم. هنگامي که گزارشگران مختلف به ايران رفته اند، يا گزارشگرمخصوص بازداشت هاي خودسرانه نيز، تعدادي اززنداني ها درمورد بدرفتاري هايي که با آنها انجام شده، صحبت کرده اند. متاسفانه سالي نبوده که قعطنامه اي ازطرف کميسيون سابق حقوق بشر ومجمع عمومي سازمان ملل صادرشده باشد و درمورد بدرفتاري با زندانيان درايران صحبتي نشده باشد.
به نظر شما چگونه است که آقاي شاهرودي دائما از اجراي قانون حقوق شهروندي صحبت مي کنند واز سوي ديگر اخباري ازرفتارهاي بسيارنگران کننده با زندانيان- واين مورد اخير دانشجويان دستگير شده - به بيرون از زندان درز پيدا مي کند؟
ببينيد، ما درجمهوري اسلامي با اين پديده مواجه نيستيم که اين دستگاه ها ازهم مستقل باشند. يعني يکي وزارت اطلاعات و مقامات انتظامي باشد و ديگري قوه قضاييه مستقلي که از فجايع و مظالم آن سازمان وگروه ديگر بشود به آن شکايت کرد. کافي است توجه کنيد، الان وزيراطلاعات کسي است که سالها وسالها درمقام حاکم شرع، رييس دادگاه انقلاب و ريس دادگاه ويژه روحانيت، بدترين، شنيع ترين وشديد ترين احکام را از اعدام وحبس هاي سنگين صادر کرده است. يا مثلا دادستان کل کشور، يعني سومين مقام عالي رتبه قضاييه، وزير سابق اطلاعات است. اقاي دري نجف آبادي، کسي است که درپرونده قتل هاي زنجيره اي توسط متهمان اصلي اين پرونده گفته شد که برخي احکام شرعي را صادر کرده است. اين تداخلي که بين نيروي انتظامي، نيروهاي امنيتي وقوه قضاييه وجود دارد متاسفانه وضعيتي به وجود آورده که درداخل هيچ مرجع وملجاي براي شکايت و تظلم وجود ندارد، و يا سازمان هاي حقوق بشر درداخل و خارج کشور هيچ راهي ندارند جزمقامات بين المللي و شوراي حقوق بشر سازمان ملل.
براي مثال همان طور که مي دانيد خانم عبادي درپرونده خانم هاله اسفندياري مجبورشد به مراجع بين المللي شکايت کند به دليل اينکه جاي ديگري نيست که بتوان شکايت کرد. درمورد اين پرونده دانشجويان هم متاسفانه اگر حمايت سازمان هاي حقوق بشربين المللي نباشد مطمئن باشيد درداخل کشور هيچ مرجعي براي رسيدگي به اين قضيه وجود ندارد. تظاهري هم که به اجراي قانون حقوق شهروندي توسط آقاي شاهرودي صورت مي گيرد همان تظاهري است که معمولا مسئولان حکومتي انجام مي دهند که ايران را مهد آزادي وآزادي قلم واين جور مسائل مي دانند و ازطرف ديگر کار را به جايي مي برند که مي گويند همين چند روزنامه اي که زير سانسور فعاليت مي کنند درحال کودتاي خزنده هستند.
با توجه به سابقه فعاليت هاي بين المللي شما درزمينه حقوق بشر، آيا سابقه داشته است که ازطريق پيگيري سازمان هاي مرتبط، دولت هاي ناقض حقوق بشر ملزم به اجراي قوانين، ميثاق ها و عهدنامه اي که آن را درسطح جهاني پذيرفته اند، وادار کنند؟
مسلما! ازجمله نمونه هاي پيگيري بين المللي دراين زمينه مي توان به قتل رفيق حريري وپيگيري هاي بعد ازآن اشاره کرد. ما ديديم درمورد ترورنخست وزيرپيشين لبنان، شوراي امنيت به جايي رسيد که دادگاه ويژه تشکيل دهد، آن هم با توجه به همه کارشکني هايي که دولت و رييس جمهوري لبنان و دولت سوريه انجام داده اند. ولي همچنان اين موضوع درمرکز توجه مجامع بين المللي بوده است. الان حتي دادگاه درشرف تشکيل است. بنابراين چه بهتر اينکه دولت ها از طريق گفت وگو و تفاهم و مذاکره به اين برسند که به قوانين بين المللي تسليم بشوند ودرغير اين صورت چاره اي نيست جز اينکه به دنبال ضمانت اجرايي براي الزام ومتعهد کردن دولت ها به اين قوانين ومقررات باشيم.
ما همواره ازروزي که پرونده انرژي اتمي مطرح شده است به مخاطبمان خودمان، مانند سازمان ملل ويا اتحاديه اروپا گفته ايم که مساله ايران نبايد فقط محدود به موضوع انرژي اتمي بشود، بايد جامعه بين المللي نسبت به وضعيت دموکراسي وحقوق بشر درايران توجه داشته باشد و بايد اين موضوعات از طريق مجامع مختلف پيگيري شود.
سازماني که شما رياست آن را به عهده داريد آيا برنامه خاصي براي پيگيري اتفاقات اخيرندارد؟
فداراسيون بين المللي حقوق بشر جزو سازمان هايي است که در شوراي حقوق بشر نقش مشاور دارد. ما به کميسيون حقوق بشر سازمان ملل دراين زمينه ها شکايت کرديم. يکي ازمواردي که در ميزگردهاي بين دولت ايران واتحاديه اروپا مطرح بود همين موضوع شکنجه و سنگسار بود - چون گفته شد آقاي شاهرودي دستورعدم اجرايش را داده اند. ما بارها و بارها گفته ايم که سنگسارازموارد شکنجه است، منتها ازموارد شکنجه منتهي به مرگ است. آخرين موضوعي که به عنوان پرونده آن را دنبال کرديم موضوع زهرا کاظمي است. يا پرونده هاي ايرانيان با تابعيت مضاعف. درهمين پرونده اگر شما به مصاحبه اي که فرداي پخش برنامه تلويزيوني مشاهده کرده باشيد شوهر خانم اسفندياري، آقاي شائول بخاش مي گويد هرگز همسرش با لغاتي که درمصاحبه صحبت مي کرد آشنايي نداشته است. بنابراين مشخص است زير فشار وتهديد اورا راضي کرده اند که متني را حفظ کند و يا از رو بخواند واين ازموارد مشخص شکنجه رواني است و درگذشته ما اين موضوع را بارها و بارها مطرح کرديم و حالا متاسفانه دانشجويان هم درحال حاضر زير چنين شکنجه هاو فشارهايي هستند. مطمئن باشيد براي آنها هم خواب هايي ديده اند ومي خواهند که چنين برنامه هايي اعتراف گرفتن را براي آنها ترتيب بدهند وآنها را حاضر کنند که به چنين برنامه هايي تسليم کنند.
امید معماریان
روزآنلاین
یک منبع آگاه جزئیات بیشتری از شرح شکنجه دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر جهت اعتراف گیری از ایشان فاش کرد. گفته می شود برخی از این موارد ابتدا در رنجنامه والدین احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری ذکر شده بود که بنا به ملاحظاتی در نهایت از این نامه حذف شد.
شنیده ها حاکی از آن است که دانشجویان بازداشت شده مورد انواع و اقسام آزارهای جنسی قرار گرفته اند. بازجوهای وزارت اطلاعات در طول مدت بازجویی، دانشجویان را به شیوه های مختلف مورد اذیت و آزارهای جنسی قرار می دادند. به عنوان نمونه دانشجویان را به پشت روی زمین می خواباندند و لباس هایشان را از تنشان خارج کرده و به شیوه های مختلف مانند بطری نوشابه، تخم مرغ داغ و… آن ها را مورد تهدید قرار می دادند. شدت ضرب و شتم و شکنجه های روحی روانی دانشجویان به حدی بوده که صدای گریه و ناله های ایشان از اتاق های بازجویی و سلول های انفرادی به گوش دوستانشان که در اتاق های بازجویی یا سلول های مجاور قرار داشتند می رسیده است. در اثر آزار و اذیت دانشجویان توسط تیم بازجویی و برخی از نگهبان های بند ۲۰۹ زندان اوین چند نفر دانشجویان در طول مدت بازداشت دست به خودکشی زده اند که آثار این عمل هنوز روی بدن آن ها قرار دارد.
گفتنی است دانشجویان بازداشت شده به صورت مداوم از برخی از اعضای بسیج دانشگاه امیرکبیر و کارکنان اداره کل فرهنگی به عنوان عامل اجرایی جعل نشریات دانشجویی و علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، به عنوان مسئول این قضیه نام می بردند که به محض نام بردن از دکتر رهایی و اعضای بسیج به شدت از سوی بازجویان مورد اذیت و آزار قرار می گرفتند.
گزارش ها حکایت از آن دارد که دانشجویان بازداشت شده در عین حال که توسط یک تیم ۷ نفره در نیمه های شب بازجویی می شدند و طول زمان بازجویی گاها به بیش از ۱۲ ساعت می رسیده، در تمام طول این مدت اجازه صرف غذا یا نوشیدن آب نداشتند. مگر در مواردی که دانشجویان زیر شکنجه های طاقت فرسا بیهوش می شدند که بازجوها به کمک بهیاران بند ۲۰۹ اوین در حدی که دانشجویان دوباره به هوش بیایند به ایشان آب می دادند. همچنین در طول مدت بازجویی به دانشجویان اجازه رفتن به دستشویی نیز داده نمی شده به حدی که این دانشجویان در چند مورد کنترل خود را از دست داده و به همین خاطر به شدت از سوی بازجویان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. شدت ضرب و شتم دانشجویان به حدی بوده که گاه لباس های دانشجویان در حین بازجویی پاره می شده است.
همچنین این منبع آگاه به خبرنگار خبرنامه امیرکبیر گفت بازجوها در عین این که دانشجویان را مجبور به انجام طاقت فرسا مانند خم شدن و گرفتن مچ پاها می کردند، چند نفری روی کمر دانشجو سوار می شدند. همچنین در مواردی که دانشجویان در اثر ایستادن های طولانی مدت کنترل خود را از دست داده و به روی زمین سقوط می کردند، بازجوها با گرفتن موها و بلند کردن ایشان، آن ها را مجبور می کردند دوباره سر پا بایستند. از جمله آزارهای روحی روانی دانشجویان این بوده که در مواردی ایشان را به بند اعضای گروه تروریستی القاعده منتقل نموده اند.
تیم بازجویی تلاش زیادی جهت گرفتن اعتراف دروغ مبنی بر انتشار نشریات جعلی توسط دانشجویان بازداشت شده و همچنین ارتباط دادن این غائله با احزاب اصلاح طلبی مانند حزب کارگزاران و سازمان مجاهدین انقلاب داشته اند. علاوه بر این بازجویان تلاش وافری جهت ارتباط دادن غائله نشریات جعلی با انقلاب های مخلمین داشته اند.
با توجه به وضعيت نامعلوم امير يعقوبعلي و بهاره هدايت، دو عضو کمپين يک ميليون امضاء، “کميته مادران کمپين يک ميليون امضاء” با ارسال نامه اي به رئيس قوه قضائيه ضمن اعتراض به بازداشت اين دو نفر، از وي پرسيده اند:به کدامين جرم يا عمل مجرمانه و خلاف قانون، فرزندان ما را به بند کشيده اند؟
در اين نامه که در سايت تغيير برابري درج شده، مي خوانيم:
مدت ۱۰ ماه است که ما مادران در کنار فرزندان مان براي ارتقاء فرهنگ عمومي و تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان به صورت دسته جمعي و با رعايت موازين قانوني، تلاش مي کنيم تا با جمع آوري يک ميليون امضا و تقديم به مجلس شوراي اسلامي گامي در برقراري عدالت در کشور عزيزمان برداريم تا جامعه اي سالم و خانواده هاي پايدار داشته باشيم که اين حرکت نه خلاف مباني اسلامي و نه مغاير با تعهدات دولت و نه مخالف قانون اساسي است.”
ولي متاسفانه نيرو هاي انتظامي و امنيتي، فرزندان ما را دستگير و زنداني مي کنند در حالي که مي گويند ما با کمپين و خواسته هاي شما مساله اي نداريم.
در همين راستا امير يعقوبعلي دانشجوي ۲۰ ساله و سال سوم دانشگاه علامه که روز هاي جواني اش را صرف برابري خواهي و عدالت مي کند، در روز ۲۰ تيرماه ۸۶ در پارک انديشه هنگام صحبت با يکي از شهروندان در مورد قوانين تبعيض آميز، دستگير و به زندان اوين منتقل کرده اند و تاکنون حتي اجازه يک تلفن و يا يک ملاقات را هم نداشته است. همينطوربهاره هدايت يکي ديگر از اعضاء فعال کمپين يک ميليون امضا به خاطر يک تحصن کوچک دانشجويي از ۱۸ تير ماه تاکنون در زندان اوين است.
آقاي شاهرودي ما فرزندان مان را با خون دل بزرگ کرده و روح عدالت خواهي را که خود براي دستيابي به آن در انقلاب شرکت کرده بوديم ذره ذره به کالبد آنان دميديم تا آرمان هاي انسان دوستانه و برابري خواهانه و عدالت طلبانه زنده بماند و در جامعه اي که در هاي دنياي فساد بر آنان گشوده است و جنابعالي بيش از هر کس بر آن واقفيد فرزندان مان را پاک و با ايمان و متعهد پرورش داده ايم به طوري که ضمن تلاش براي برقراري عدالت و حد اقل براي استقرار عدالت جنسيتي، آنان در معتبرترين دانشگاههاي کشور مشغول تحصيل مي باشند.
سوال ما از آن مقام اينست که به کدامين جرم يا عمل مجرمانه و خلاف قانون، فرزندان ما را به بند کشيده اند ؟ و آيا بي خبري مادر از فرزند به مدت بيش از دو هفته پس از پيگيري ها و درخواست هاي مکرر، انساني، اخلاقي و اسلامي است؟
آيا چنين حرکت هاي مدني و مسالمت آميز و صلح طلبانه چه خطري براي کشور دارد که اين چنين به خشونت کشيده مي شود.
جناب آقاي شاهرودي ما به چنين فرزندان برومندي افتخار مي کنيم و از جنابعالي که در بالاترين مسند قضاوت کشور تکيه زده ايد مصرانه انتظار داريم دستور فرمائيد فرزندان ما را هر چه سريعتر آزاد کنند.
نامه مادران کمپين يک ميليون امضا در شرايطي منتشر شده که مسئولين زندان اوين به مادر وي گفته اند “تا پايان تحقيقات وضعيت وي مشخص نمي شود”. او تنها دوم مرداد تماس کوتاهي با خانه داشته اما درباره اينکه کجاست و يا چه وضعيتي دارد، هيچ توضيحي نداده است.
زاهدی، وزیر علوم، ضمن بیان مطالبی که حکایت از هراس دولت از اعتراضات دانشجویان به خصوص در آستانه ۱۸ تیر هر سال دارد، اظهار داشت: در این دو سال هیچ کس آمدن و رفتن ۱۸ تیر را احساس نکرد در حالی که پیش از این در سالگرد ۱۸ تیر استرس فراوانی داشتیم. فکر نکنید که این به راحتی به دست آمد! این برنامه ریزی هایی بود که در معاونت فرهنگی انجام دادیم که البته در مورد برنامه ریزی ها و چگونگی انجام آن نمی توانم چیزی بگویم.
وزیر علوم با صحه گذاردن بر برخورد حذفی معاونت فرهنگی این وزارتخانه با تشکل های دانشجویی منتقد و همچنین درگیری شدید این معاونت با این قضیه، اضافه کرد: ساماندهي تشکلهاي دانشجويي بخصوص قسمت سياسي کار سنگين، فشرده و استرس زا بوده که معاونت فرهنگي در اين زمينه بسيار موفق عمل کرده است!
پس از پخش فیلم «به اسم دموکراسی» در سیمای جمهوری اسلامی اولین اهداف سناریوی جدید نیروهای امنیتی مشخص شد. رئیس نهاد رهبری در دانشگاه ها در نهمين همايش بسيج اساتيد کشور، طی اظهارات عجیبی گفت: براندازي نرم جز در دانشگاهها در جاي ديگري شكل نميگيرد و سر منشا شرک مدرن دانشگاه ها بودند به طوري که خدا را نفي ميکردند و انسان را شريک خدا قرار ميدادند. براندازي نرم يا اومانيسم از دانشگاهها شروع شد و مبارزه با آن نيز بايستي در دانشگاهها صورت گيرد.
محمدیان یکی از وظایف اصلی اساتید بسیجی را مقابله با افراطی گری ها در دانشگاه ها دانست و تصریح کرد: امروز شاهد شکل گیری افراطی گری های در دانشگاه ها هستیم که بسیج باید آن را به سمت اعتدال پیش ببرد.
حجت الاسلام محمدیان در ادامه سخنان خود به لزوم تغییر در متون درسی در راستای اسلامی کردن دانشگاه ها، اشاره کرد و افزود: چرا اساتيد ما كه اساتيد بسيار بزرگي هستند حتي در زمينه حذف دروس اضافي كه نتيجه اي جز اتلاف وقت براي دانشجويان ندارند، تلاش نمي كنند؟ عده اي بايد جسارت كنند و در آموزش عالي كشور بازبيني انجام دهند؛ چرا كه دروس، وحي منزل نيستند پس شما بايستي كنكاش كنيد و سرفصلهاي جديد ايجاد نماييد.
رئیس نهاد رهبری در دانشگاه ها با اشاره به ايجاد رشتههاي جديد در دانشگاهها گفت: رشتههايي همچون مطالعات زنان، جوانان و حقوق بشر كاملا با تفكر فمينيستي مطابق هستند. ايجاد چنين رشتههايي باعث مي شود كه با پول جمهوري اسلامي مطالبي كه آمريكا ميخواهد بيان شود، را بيان كنيم.
معاون فرهنگي وزير علوم:شرايط كشور همانند اول انقلاب است
خرمشاد، معاون فرهنگی وزیر علوم، در جمع اساتید بسیجی دانشگاه ها تمایل دولت را برای مشابه سازی شرایط حال حاضر کشور و دانشگاه ها با شرایط دهه ۶۰ و شروع پروژه انقلاب فرهنگی دوم، ابراز کرد و با اشاره به بحث «برخورد نرم» گفت: شرایط فعلی کشور همانند اوایل انقلاب است. در آن زمان سه گروه اسلام گرا، لیبرال و مارکسیت وجود داشتند که در حال حاضر نیز در فضای دانشجویی ما شاهد تفکرات «چه گواریستی» و چپ جدید هستیم و وارد فضای برخورد نرم شده ایم. چرا که این گروه ها در حال به چالش کشیدن اسلام گراها در نشریاتشان هستند که این برخورد نرم مقابله نرم را می طلبد.
لازم به ذکر است چند ماه پیش خرمشاد دانشجویان حامی تفکر چپ را، نیروهایی «قابل اعتنا» در دانشگاه ها ذکر کرده بود.
مراسم بزرگداشت میلاد حضرت علی (ع) امام عدالت و روز پدر ، صبح روز شنبه در منزل عبدالله مومنی سخنگوی بازداشت شده سازمان ادوار تحکیم برگزار گردید. آقای مومنی تنها بازداشت شده روز ۱۸ تیر است که صاحب فرزند می باشد به همین جهت فعالان سیاسی و دانشجویی و همچنین خانواده های سایر دانشجویان بازداشت شده در ماههای اخیر با حضور در منزل وی، با خانواده و فرزندان ایشان دیدار کردند. این مراسم به دعوت کمیته پیگیری آزادی ۱۹ فعال دانشجویی دربند که متشکل از گروهها و احزاب سیاسی است برگزار شد.
این برنامه با استقبال گسترده شخصیتها و نمایندگان گروههای تحولخواه همراه بود؛ دکتر محمد ملکی، دکتر هاشم آغاجری، دکتر بابک احمدی، دکتر ابراهیم یزدی، دکتر حبیب الله پیمان، دکتر محسن کدیور, عبداله نوری، عباس عبدی، حسن یوسفی اشکوری، حسین انصاری راد، تقی رحمانی، عیسی سحرخیز، کیوان صمیمی، محمد بسته نگار، محمد جواد نکوروح، شاه حسینی، کورش زعیم، علیرضا رجایی به همراه فعالان جنبش زنان و اعضای ارشد سازمان ادوار تحکیم وحدت و دانشجویان عضو شورای عمومی و تهران دفتر تحکیم وحدت از جمله گروههای شرکت کننده در این مراسم بودند.
دکتر محسن کدیور: بازداشت شدگان اخیر مایه افتخار ما هستند
دکتر کدیور با اشاره به نقش مهم خانواده یک زندانی سیاسی گفت: در پشت یک زندانی سیاسی موفق یک خانواده قوی ایستاده است و در شرایط حاضر وظیفه همه ما تقویت روحیه خانواده ها است چرا که اگر خانواده ها ماند کوه بایستند و هیچ مشکلی را در دیدارها به بازداشت شدگان بروز نداده آنها را تشویق به مقاموت کنند، فرد بادزاشت شده به شکل بهتری امکان تحمل فشارها را خواهد داشت. کدیور امام علی را امام عدالت، حقانیت و آزادی دانست و گفت عبدالله مومنی حقانیت و ایثارگری خود را اثبات کرده است و او و تمامی دانشجویان بازداشتی مایه افتخار ما هستند حتی اگر آنها را به اعترافات ساختگی مجبور سازند
بابک احمدی: حاکمان ما از ملت خود می ترسند
دکتر بابک احمدی با اشاره به فشارها و تهدیدهایی که در این روزها بر دانشجویان، زنان و معلمان وارد می شود گفت: ما امروز اینجا گردهم آمدیم تا در این روزهای سخت به خانواده بازداشت شدگان بگوییم که تنها نیستند. احمدی با اشاره به آشنایی نزدیک خود با عبدالله مومنی گفت: عبدالله جوانی ، فکر و عمل خود را در اختیار آرمانش یعنی دموکراسی و حقوق بشر نهاده است.
این نویسنده و روشنفکر تصریح کرد: امروز جمهوری اسلامی جمهوری وحشت است چرا که حاکمان ما از ملت خود می ترسند و می خواهند در دل مردم وحشت ایجاد کنند. آنها از ما می ترسند و به حق هم از ما می ترسند و به همین دلیل به روشهای استالینی همچون اعترافگیری و هتک حرمت و فشار روی می آورند در حالیکه این رویه ها جواب نخواهد داد.
احمدی گفت: ایستادن در برابر اهریمن استبداد و ارتجاع و شجاعت در برابر تلاش حاکمان برای مرعوب کردن ما وظیه ماست، وظیفه ملتی که ۱۰۰ سال است برای آزادی و دموکراسی حرکت می کند.
دکتر ملکی: اعترافات اجباری بی اساس و غیرقابل استناد است
دکتر ملکی نیز در این نشست با اشاره به روند تکراری اعترافگیری از زندانیان سیاسی و یادآوری مسائلی در دهه ۶۰ گفت: حتی در همان دهه ۶۰ نیز این دست اعتبارات بی اعتبار بود و مردم آنها را باور نمی کردند.
خدیجه مقدم فعال جنبش زنان: به هیچ وجه از حقوق فرزندانمان نخواهیم گذشت
خدیجه مقدم فعال جنبش زنان نیز با اشاره به فشارهای فراوان وارده بر خانواده بازداشت شدگان گفت: متاسفانه خواهر بهاره هدایت دانشجوی بازداشت شده در هفته گذشته جنین ۹ ماهه خود را سقط کرد و خانواده هدایت اکنون علاوه بر نگرانی بهاره مشغول پرستاری از خواهر دیگر او نیز هستند.
این فعال جنبش زنان ادامه داد: ما مادران فرزندانمان را در سالهای پس از انقلاب با خون جگر بزرگ کرده ایم و خوشحالیم همانگونه که خود در دوران شاه برای آزادی و برابری مبارزه می کردیم، این روح در فرزندانمان نیز زنده نگاه داشته شده و به انها افتخار می کنیم.
مقدم در عین حال گفت: ما به هیچ وجه از حقوق فرزندانمان نخواهیم گذشت و در برابر تضییع حقوق انسانی آنها سکوت نخواهیم کرد مقدم همچنین نسبت به وضعیت امیر یعقوب علی دانشجوی بازداشت شده دانشگاه علامه و فعال کمپین ۱ میلیون امضا ابراز نگرانی کرد.
کورش زعیم: حاکمانی که خود را مقتدرترین دولتها می دانند از دانشجویان در هراسند
مهندس کورش زعیم عضو هیئت اجرایی جبهه ملی ایران نیز با ابلاغ سلام مهندس عباس امیرانتظام که به دلیل بیماری موفق به حضور در این برنامه نگردیده بود گفت: باید به مومنی و دانشجویان بازداشتی تبریک گفت چرا که حاکمانی که خود را مقتدرترین دولتها می دانند از ایشان هراس دارند. حاکمانی که از تحصن ۶ دانشجو در هراس است از حرکت زنان معلمان و کارگران در وحشت است مانند مشک هزار سوراخی است که نمی تواند وضعیت خود را حفظ کند. زعیم ادامه داد: متاسفانه دولت فعلی در سرازیری یک سرسره قرار گرفته و هیجان ناشی از لغزش در این سرسره قدرت تصمیم گیری و عملکرد معقولانه را از ایشان سلب کرده است .
ابراهیم یزدی: با زندانی کردن فعالان دانشجویی می خواهند ما را بترسانند
دکتر ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت ازادی ایران گفت: تمامی فعالان دموکراسی و آزادی خواه باید امتحان پس بدهند چراکه دموکراسی نه در کلاسهای درس بلکه در کشمکشها آموخته می شود. یزدی تصریح کرد تمامی کشورهایی که دموکراسی و آزادی نسبی دارند هزینه آن را پرداخته اند.
یزدی گفت: بسیاری از حاکمان فعلی ما در دوران شاه به زندان رفتند و شکنجه شدند و در آن امتحان سربلند بودند اما بعد از انقلاب داغی کرسی قدرت آنها را مجذوب ساخت و از آرمانها منحرف شدند. یزدی گفت: کسانی که دانشجویان را به زندان می اندازند می خواهند ما را بترسانند در حالیکه بازداشت بچه ها کمترین شک و دودلی در میان دوستانشان و ما ایجاد نکرده است
یزدی گفت: اگر اعترافاتی از این جوانان منتشر شود همه می دانند که یک قران ارزشی نخواهد داشت.
یزدی گفت: نظام ما از درون احساس خطر می کند و این تزلزل و احساس خطر آنها را به چنین واکنشهایی بر می انگیزد.
عباس عبدی: عبدالله مومنی یک جوانمرد سیاسی است
عباس عبدی نیز در این برنامه با اشاره به ولادت امام علی و تبریک این روز به خانواده مومنی گفت: مدتی پیش در مطلبی نوشته بودم که خط بندیهای مرسوم سیاسی در کشور ما زیاد معنا ندارد و عیار تفاوت فعالان سیاسی ما مرد و نامرد بودن آنهاست. عبدی با اشاره به آشنایی نزدیکش به عبدالله مومنی گفت: مومنی در میان فعالان سیاسی این دوران به دلیل موضعگیریها و رفتار سیاسی اش در زمره جوانمردان قرار می گیرد.
تقی رحمانی: می خواهند با اعترافگیری اجباری دانشجویان را از ما جدا کنند
تقی رحمانی در این برنامه گفت: آنهایی که بر اعترافگیری اجباری تاکید می کنند، می خواهند دانشجویان بازداشت شده را از ما جدا کنند .
رحمانی با تاکید بر مظلومیت دانشجویان بازداشتی گفت: آنها در سخت ترین شرایط و با شدیدترین فشارها در تحکیم حضور داشتند و با دوری از قدرت و احزاب سیاسی و ضمن حفظ تمامی انتقادات خود بر گروههای سیاسی در حال پیدا کردن خود بودند و در این میان عبدالله مومنی پیشقراولی برای معقول ساختن داشجویان بود . این دانشجویان تحکیم را نجات دادند و حفظ کردند.
یوسفی اشکوری: آقایان اسم دموکراسی بر شما است، رسم دموکراسی را رعایت کنید
حسن یوسفی اشکوری در این برنامه ضمن یادآوری خاطراتی از ۴ سال زندان خود در زندان اوین و بازداشتگاه ۵۹ سپاه گفت: زمستان خواهد گذشت و دوستان ما آزاد خواهند شد و به فعالیت های خود ادامه خواهند داد. اشکوری در خصوص مومنی گفت: در ستالهای زندان از طریق رادیوهای خارجی و بعضی روزنامه ها شاهد موضعگیری های مومنی به عنوان دبیر تحکیم بودم و او را فردی راسخ و صادق دیدم.
اشکوری با اشاره به پخش برنامه به اسم دموکراسی گفت: متاسفانه این برنامه ها همواره اثر عکس دارد چرا که حاکمان ما خود اسم دموکراسی را یدک می کشند اما رسم آن را رعایت نمی کنند. اشکوری گفت: مرحوم امام خمینی می گفت دموکراسی در جمهوری اسلامی فراتر از همه دموکراسیها خواهد بود. ما نیز از مسئولین جمهوری اسلامی می خواهیم همین دموکراسی که وعده داده اند را رعایت کنند.
رضا شریفی: امیدواریم بازداشت شدگان هرچه سریعتر آزاد شوند
رضا شریفی مسئول شاخه جوانان جبهه مشارکت نیز در این نشست با تجلیل از خانواده مومنی گفت:خانواده مومنی یک فرزند را در راه استقلال ایران از دست داده است و فرزند دیگر آنها به دلیل تلاش در راه آزادی ایران به زندان افتاده است. و ما امیدواریم ایشان و همه بازداشت شدگان بزودی آزاد شوند.
برادر عبدالله مومنی: گناه برادرم صداقت و بی ریایی در فعالیت سیاسی و دفاع از آرمانهایش است
برادر عبدالله مومنی در این مراسم با خوشامد گویی به حاضران گفت: نظام ما می تواند با بالا بردن صبر و مدارا از این دست برخوردها خودداری کند و این کار سختی نیست در حالیکه اجبار افراد به اینکه یکسان بیاندیشند کار بسیار مشکلی است .
مهدی امینی زاده : گناه سازمان ادوار تحکیم بی اعتنایی و زیرپاگذاشتن مرزهای خودی و غیرخودی است
مهدی امینی زاده معاون دبیرکل سازمان ادوار تحکیم در مراسم بزرگداشت روز پدر در منزل عبدالله مومنی با بیان این مطلب گفت: سازمان دانش اموختگان ایران همواره تلاش داشته است با کنارگذاشتن مرزهای غلط خودی و غیرخودی که در نظام جمهوری اسلامی میان نیروهای سیاسی برقرار شده است با تمامی گروههایی که اشتراک نظر دارد ارتباط داشته باشد و این جرم اصلی ما چه در دوران عضویت در دفتر تحکیم وحدت در نسالهای گذشته و چه در حال حاضر است و به همین دلیل با آن صورت زشت به دفتر ادوار که محلی برای دور هم جمع شدن نیروهای دموکراسی خواه و آزادیخواه بود حمله می کنند و گلوله شلیک می کنند.
امینی زاده گفت: دوستان ما در شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با تحصن آرام خود در برابر دانشگاه پلی تکنیک فریاد آزادی سر دادند و امروز که تمامی اعضای شورای مرکزی تحکیم در زندان هستند، دانشجویان بازهم خود را سازماندهی کرده و با تشکیل کمیته های مختلف پیگیر وضعیت دوستان خود هستند
امینی زاده ادامه داد: حاکمیت می خواهد به بهانه حضور برخی دوستان ما در خارج از کشور فعالیتهای دانشجویان را به آمریکا وصل کرده و با فعالان دانشجویی برخورد کند اما همین حضور یکپارچه ما در این مراسمها نشان می دهد که این تلاش کاملا بی ثمر است. ما در سازمان ادوار تحکیم علیرغم تمامی برخوردهای انجام شده اعلام می کنیم که بدون رادیکالیزه شدن در شعارها ، خود را یک سازمان قانونی می دانیم و برخوردهای انجام گرفته برخورد با یک سازمان قانونی و مجوز دار بوده است.
امینی زاده گفت: سیاستهای حاکمیت مبنی بر تلاش برای ایجاد وضعیتی است که منتقدین یا راه خروج از کشور را پیش گیرند و یا به دامان حاکمیت بازگردند اما ما علیرغم تمامی هزینه ها با اعتقاد به فعالیت سیاسی مسالمت آمیز و رفتار مدنی بر این سیاست خط بطلان کشیده ایم.
انتقاد شدید هاشم آغاجری نسبت به رفتارهای حاکمیت: سیاستهای تهاجمی اقایان، کار دست این مملکت خواهد داد
دکتر هاشم آغاجری استاد دانشگاه در سخنانی در منزل عبدالله مومنی سخنگوی بازداشت شده سازمان ادوار تحکیم و در جمع فعالان تحولخواه بشدت نسبت به رفتارهای حاکمیت انتقاد کرد:
آغاجری گفت: عبدالله مومنی نماینده ای از دانشجویان بازداشت شده است و ما با تجلیل از تمامی این دانشجویان متاسفیم که در کشور ایران فرزندان ایران را به جرم حق خواهی و آزادیخواهی به زندان می افکنند و خانواده های این دانشجویان باید به داشتن چنین فرزندانی افتخار کنند.
عضو شورای مرکزی مجاهدین انقلاب گفت: آقایانی که در جعل اتهام و اتهام سازی ید طولایی دارند هنوز و بعد از گذشت ۲۰ روز از بازداشت های ۱۸ تیر دوم ، اتهامات این افراد را اعلام نکرده اند و این نشان می دهد که پرونده دانشجویان پرونده پاکی است.
آغاجری گفت: دوستان ما را نه به دلیل قانون شکنی بلکه بر اساس یک تحلیل بازداشت کرده اند و تحلیلشان همان چیزی است که در برنامه به اسم دموکراسی دیده اید. آقایان با صد زبان اعلام می کنند که ضعیف هستند چه ضعفی بالاتر که ۶ دانشجوی مظلوم را که به آرامی تحصن کرده اند را بازداشت کرده اند.
آغاجری با اشاره به بازداشت منصور اسانلو و گرامیداشت یاد وی گفت: من احساس شرم و پوچی می کنم که در این کشور یک فعال کارگری را در دولتی که مدعی رفاه است به جرم تلاش برای استیفای حقوق کارگران می دزدند و بعد از چند روز می گویند که اسانلو در اوین است. اگر با دموکراسی و آزادی مشکلی دارید کارگران ما نان می خواهند آنها چه جرمی مرتکب شده اند.
آغاجری ادامه داد: زنان ما را به دلیل برابری خواهی و مخالفت با تبعیض زندانی می کنند و حکم سنگسار اجرا می کنند آیا اگر پیامبر خدا دوباره مبعوث می شد در حال حاضر سنگسار را اجرا میکرد؟
آغاجری گفت: اگر این رفتارها نشانه ضعف نیست پس نشانه چیست؟ اگر در دهه ۶۰ مدعی بودید که با صدها هزار چریک مسلح مخفی در خانه های تیمی رودررو هستید امروز که دیگر طرف شما ۴ دانشجو و ۴ معلم و زن و کارگر که فعالیت علنی می کنند هستند.
آغاجری با تاکید بر ترس حاکمان گفت: هر کسی که بیشتر بترسد خطرناکتر می شود و اگر احساس کند که از هر سو به او حمله می کنند حتی ممکن است دست بر ماشه بفشارد .
آغاجری با اشاره به پخش برنامه به اسم دموکراسی گفت: اگر به صد زبان می گویید که از انقلاب مخملی در هراسید رسما استبداد و غیردموکراتیک بودن خود را اعلام می کنید چرا که این گونه اتفاقات در کشورهایی با نظامهای بسته و غیردموکراتیک می افتد اما شما مدعی هستید که مردمی ترین نظام دنیا هستید و امت حزب الله همه پشتیبان شما هستند.
آغاجری گفت: من دعا می کنم که اگر روزی انقلابی در این کشور اتفاق افتاد آرام و مخملی باشد اما با این رویه آقایان باید منتظر یک انقلاب کلنگی بود چرا که جامعه ما را کینه و نفرت پرکرده است .
آغاجری ادامه داد: من خود را لحظه ای بجای تحلیلگران حاکمان قرار دادم و سعی کردم با اندازه همان عقل آنها-البته اگر عقلی در کار باشد- برخوردهای ۱۸ تیر را تحلیل کنم اما با هیچ منطقی نتوانستم ان را توجیه کنم نه منطق قانون، نه دین نه حتی قدرت.
آغاجری گفت: تنها منطقی که این رفتارها را توجیه می کند همان استراتژی تهاجمی و یا سیاست طلبکارانه در برابر دشمن است حال یک روز این دشمن آمریکا است و روزی دیگر عبدالله مومنی و دانشجویان تحکیمی و یک روز زنان و روز دیگر معلمان.
آغاجری با هشدار نسبت به این رفتارها گفت: آقایان بدانید که این سیاست طلبکارانه، کار دست این مملکت خواهد داد و تحلیلگرانی مانند حسین شریعتمداری که مدعی بحرین شده است کشور را به سمت نابودی خواهند برد. طراحان این سیاست یک روز مانند حسین شریعتمداری فرمان ماشین را بیرون می اندازند و یک روز مانند اقای احمدی نژاد ترمز را بیرون می اندازند.
آغاجری گفت: مدیرمسئول روزنامه ای ،با همان توجیه استراتژی تهاجمی مدعی بحرین می شود و اعراب بر ضد ایران تحریک می شوند و دشمن اصلی خود را نه اسراییل بلکه ایران می بینند و آنوقت وزیر خارجه جمهوری اسلامی لابد در ادامه همین سیاست تهاجمی برای دلجویی به بحرین میرود. آغاجری گفت: این تفکر در نهایت خیال امپراتوری اسلامی را در سر دارد و اگر این تفکر روزی به بمب اتم برسد فاتحه این منطقه از جهان خوانده است.
این استاد دانشگاه در پایان تصریح کرد: عده ای از وجود دانشجو هم هراس دارند اما دانشجویان ما ۱۸ تیر دوم را ایجاد کردند و علیرغم آنکه عده ای می خواهند خاطره ۱۸ تیر را از میان ببرند این بازداشتها در تاریخ جنبش دانشجویی ایران ثبت و ماندگار شد.
مادر احسان منصوری دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر در سخنانی که حاضران را بشدت متاثر ساخت گفت: فرزندان ما قربانی یک برنامه از پیش تعیین شده هستند آنها هرچه بر بی گناهی خود اصرار کردند و اتهامات دروغین را انکار کردند کسی توجهی نکرد و می خواهند آنها را گناهکار معرفی کنند.
وی ادامه داد: متاسفانه دانشگاه محل تحصیل فرزندم با نهادهای امنیتی همکاری نزدیکی داشت و حتی برای بازداشت آنها همکاری می کرد.
مادر احسان منصوری ادامه داد: بچه مرا به بدترین شکل ممکن و با کتک و تیراندازی و با اعلام اینکه او دزد و سارق است دستگیر کردند و او را چنان مضروب کردند که خودش به من گفت: آنقدر مرا زدند که سرم بر بدنم لق می خورد و دستان دستبند خورده ام از لگد انها کبود بود و تمامی این موارد در بهداری زندان اوین موجود است.
خانم منصوری ادامه داد: ما بعد از اولین دیدار با فرزندانمان اصلا خوشحال نبودیم چرا که آن وضعیت بچه ها را دیدیم اما سکوت کردیم چرا که فرزندانمان را تهدید کرده بودند اگر چیزی بگویید دوباره شکنجه و انفرادی را آغاز می کنیم. ما به تمامی مقامات متوسل شدیم به آقای شاهرودی نامه نوشتیم اما هیچ کس هیچ جوابی به ما نداد و می گفتند به خانه برگردید و دعا کنید!
خانم منصوری گفت: حال که ۵ تن دانشجو آزاد شده اند و بچه های ما را رها نکردند ما ساکت نمی نشینیم و تمامی موارد شکنجه و آزار را در نامه سرگشاده به آقای شاهرودی نوشتیم و از ایشان می خواهیم که یک گروه ویژه بازپرسی به ۲۰۹ بفرستد و عملکرد آنهایی که بچه های ما را به این روز انداخته اند را بررسی کند. منصوری در پایان گفت: اعترافات مضحکی که به زور آن رفتار غیر انسانی از فرزندانمان ما گرفته اند هیچ ارزشی ندارد و انتشار آن نیز مضحک است.
سخنان عضو هیأت رییسه ی شورای تهران تحکیم
در منزل عبدالله مؤمنی
صادق شجاعی، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی و عضو هیأت رییسه ی شورای تهران دفتر تحکیم، روز شنبه در منزل عبدالله مؤمنی، سخنگوی سازمان ادوار تحکیم، طی دیداری که به مناسبت سیزدهم رجب با حضور چهره های سیاسی و فعالان دانشجویی برگزار شد، به نمایندگی از شورای عمومی تحکیم این سخنان را ایراد کرد:
امروز تولد تندیس همیشه پر شکوه عدالت، علی (ع) است. امروز تولد مردی است که در برابر منتقد و مخالفانش رواداری پیشه می ساخت ولی به خاطر ستم بر دختری یهودی آن چنان خشم می گرفت که چهاررکن هفت اقلیم خدا را بر می آشوبید. مردی که دشمنی دشمنانش را پیش از آن که سلاح در دست گیرند تاب می آورد اما با این همه صبوری و شکیبایی، ظلم را برنمی تابید.
امروز مردی دیده به جهان گشود که همه ی عدل و انصاف بود. مردی که پدری را به ظلم زندانی نکرد و مادری را چشم به راه فرزند بی گناه نگذاشت. در کشوری که مردمانش دل به محبت چنین مردی دارند و در هر فرصتی نامش را زیور لبهایشان می کنند و رؤسای حکومت و خصوصاً دستگاه قضایی اش مدعای عدالت به شیوه ی علی (ع) دارند، فرزندان عبدالله حق دارند بپرسند که اگر نام علی را به هر زبان و در هر جایگاه خرج می کنند، چرا بدن پدرمان لکه های کبودی دارد؟ چرا هر روز خبری از شکنجه های عهد جاهلیت و وحشیانه بر پدرمان و دیگر هم بندانش از دیوارهای اوین به بیرون درز می کند؟ چگونه و با چه جسارتی دستگاه قضاوتی که الگویش را علی می خواند، روز روشن دانشجویان بازداشتی را به دروغ غیر دانشجو می خواند؟ (و همین حرف را وزیر علومی هم تکرار می کند که خود به زور مدرک سازی و جعل افتخارات قلابی توانسته از مجلس رای اعتماد بگیرد و اکنون به جای دفاع از دانشجویان مظلوم، در پرونده سازی علیه آنان همکاری می کند.) بر کدام مبنای شرعی و قانونی، زندانیان را برای گفتن و نوشتن چیزی خلاف اعتقادشان و اعتراف به کارهای نکرده تحت فشار قرار می دهند؟
کودکان عبدالله حق دارند بپرسند مگر پدرمان و دیگر هم زنجیرانش چه کرده اند که باید در سلول های انفرادی اوین باشند؟ کدام سخن عبدالله علنی نبوده یا کدام موضع تحکیم مخفی بوده است؟
از کودکی آموخته ایم و با جانمان عجین شده: داد علی و بیداد معاویه، صداقت علی و نیرنگ معاویه، مظلومیت علی و شقاوت معاویه، راه دوری نیست، کافی است بشنویم از سلول انفرادی، شکنجه، فشار برای اعتراف گیری و از سخنگوی قوه ی قضاییه، از قاضی تحقیق و از وزیر علوم، تا قضاوت کنیم در کدام عصر زندگی می کنیم؟
فرزندان عبدالله اما دل داغدارشان روشن است، که از مولایشان علی بیاد دارند: "پندارنده یی می پندارد که دنیا اشتری است زانو بسته که رام بنی امیه است و سود خود را به آنان می دهد یا چشمه یی زلال که صافش را به کام آنان می ریزد و هرگز تازیانه و شمشیرشان از سر این امت برداشته نشود. این پنداری دروغ است. انگشتی عسل است که بر دهان آنها نهاده شده. اندکی کامشان را شیرین سازد و سپس تمامش را تف کنند".
با توجه به وضعيت نامعلوم امير يعقوبعلي و بهاره هدايت، دو عضو کمپين يک ميليون امضاء، “کميته مادران کمپين يک ميليون امضاء” با ارسال نامه اي به رئيس قوه قضائيه ضمن اعتراض به بازداشت اين دو نفر، از وي پرسيده اند:به کدامين جرم يا عمل مجرمانه و خلاف قانون، فرزندان ما را به بند کشيده اند؟
در اين نامه که در سايت تغيير برابري درج شده، مي خوانيم:
مدت ۱۰ ماه است که ما مادران در کنار فرزندان مان براي ارتقاء فرهنگ عمومي و تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان به صورت دسته جمعي و با رعايت موازين قانوني، تلاش مي کنيم تا با جمع آوري يک ميليون امضا و تقديم به مجلس شوراي اسلامي گامي در برقراري عدالت در کشور عزيزمان برداريم تا جامعه اي سالم و خانواده هاي پايدار داشته باشيم که اين حرکت نه خلاف مباني اسلامي و نه مغاير با تعهدات دولت و نه مخالف قانون اساسي است.”
ولي متاسفانه نيرو هاي انتظامي و امنيتي، فرزندان ما را دستگير و زنداني مي کنند در حالي که مي گويند ما با کمپين و خواسته هاي شما مساله اي نداريم.
در همين راستا امير يعقوبعلي دانشجوي ۲۰ ساله و سال سوم دانشگاه علامه که روز هاي جواني اش را صرف برابري خواهي و عدالت مي کند، در روز ۲۰ تيرماه ۸۶ در پارک انديشه هنگام صحبت با يکي از شهروندان در مورد قوانين تبعيض آميز، دستگير و به زندان اوين منتقل کرده اند و تاکنون حتي اجازه يک تلفن و يا يک ملاقات را هم نداشته است. همينطوربهاره هدايت يکي ديگر از اعضاء فعال کمپين يک ميليون امضا به خاطر يک تحصن کوچک دانشجويي از ۱۸ تير ماه تاکنون در زندان اوين است.
آقاي شاهرودي ما فرزندان مان را با خون دل بزرگ کرده و روح عدالت خواهي را که خود براي دستيابي به آن در انقلاب شرکت کرده بوديم ذره ذره به کالبد آنان دميديم تا آرمان هاي انسان دوستانه و برابري خواهانه و عدالت طلبانه زنده بماند و در جامعه اي که در هاي دنياي فساد بر آنان گشوده است و جنابعالي بيش از هر کس بر آن واقفيد فرزندان مان را پاک و با ايمان و متعهد پرورش داده ايم به طوري که ضمن تلاش براي برقراري عدالت و
حد اقل براي استقرار عدالت جنسيتي، آنان در معتبرترين دانشگاههاي کشور مشغول تحصيل مي باشند. سوال ما از آن مقام اينست که به کدامين جرم يا عمل مجرمانه و خلاف قانون، فرزندان ما را به بند کشيده اند ؟ و آيا بي خبري مادر از فرزند به مدت بيش از دو هفته پس از پيگيري ها و درخواست هاي مکرر، انساني، اخلاقي و اسلامي است؟
آيا چنين حرکت هاي مدني و مسالمت آميز و صلح طلبانه چه خطري براي کشور دارد که اين چنين به خشونت کشيده مي شود.
جناب آقاي شاهرودي ما به چنين فرزندان برومندي افتخار مي کنيم و از جنابعالي که در بالاترين مسند قضاوت کشور تکيه زده ايد مصرانه انتظار داريم دستور فرمائيد فرزندان ما را هر چه سريعتر آزاد کنند. نامه مادران کمپين يک ميليون امضا در شرايطي منتشر شده که مسئولين زندان اوين به مادر وي گفته اند “تا پايان تحقيقات وضعيت وي مشخص نمي شود”. او تنها دوم مرداد تماس کوتاهي با خانه داشته اما درباره اينکه کجاست و يا چه وضعيتي دارد، هيچ توضيحي نداده است.
در روزهای گذشته، اعتصاباتی درمنطقه آزاد عسلويه درجنوب ايران، روی داده است. اين اعتصابات، از جمله در شرکت «گاما» و شرکت «پارس حساس» بوقوع پيوسته اند.
اين اعتصابات، از جمله توسط ۶۰۰ کارگر در شرکت «گاما» و از سوی ۱۲۰ کارگر در شرکت «پارس حساس» بوقوع پيوسته اند.
جوانمير مرادی، عضو هيات موسس اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران، در مورد اين اعتصابات به راديو فردا می گويد:«در روز ۲۶ تيرماه، حدود ۶۰۰ نفر از کارگران شرکت گاما، زير مجموعه شرکت «او يک» در پالايشگاه گاز فاز نه و ده عسلويه، در اعتراض به پرداخت نشدن سه ماه از دستمزد شان دست به اعتصاب زدند.»
اين فعال کارگری افزود:«در روز اول اعتصاب، مديريت شرکت به اعتصاب کارگران هيچ توجهی نکرد. پس از آن، در روز دوم اعتصاب، ۱۰۰ نفر از کارگران و به نمايندگی از سوی همه کارگران اعتصابی در مقابل دفتر شرکت «او يک» تجمع کردند و از مديريت آن شرکت خواستند تا شرکت گاما را مجبور به پرداخت دستمزدشان بکند.»
آقای مرادی افزود:« با دخالت شرکت «او يک» ، کارگران از شرکت گاما تعهد گرفتند تا روز يکشنبه، ۳۱ تير ماه، يک ماه از دستمزد معوقه شان را پرداخت کند و بدين ترتيب کارگران شرکت گاما روز يکشنبه موفق به دريافت يک ماه از دستمزدهای معوقه خود شدند.»
اين عضو هيات موسس اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران همچنين با اشاره به اينکه مديريت شرکت گاما، کارگرانی را که نقش عمده ای در به راه انداختن اعتصاب داشتند، تهديد به اخراج کرده بود، افزود:« تنها يک روز پس از پرداخت يک ماه از دستمزدهای معوقه کارگران، مديريت اين شرکت تهديد خود را مبنی بر اخراج کارگرانی که در اعتصاب نقش عمده تری داشتند، عملی کرد و تاکنون حدود ۴۰ نفر از آنان از کار اخراج شده اند.»
وی همچنين در مورد اعتصاب کارگران در شرکت پارس حساس گفت:« روز سوم مرداد ماه، ۱۲۰ نفر از کارگران اين شرکت، که از پيمانکاران شرکت «تی آی جی دی»، فعال در پالايشگاه گاز فازهای شش، هفت و هشت عسلويه است، در اعتراض به پرداخت نشدن سه ماه از دستمزدشان دست به اعتصاب زدند.»
جوانمير مرادی افزود:« به دنبال اين اعتصاب، نماينده شرکت به جمع کارگران اعتصابی آمد و آنان را تهديد به اخراج کرد. کارگران نيز در مقابل اعلام کردند که از اخراج هراسی ندارند و آماده اند تا دسته جمعی تسويه حساب کنند.»
او اضافه کرد:«به دنبال اين برخورد متحدانه کارگران، يکی ديگر از مسئولين شرکت به جمع کارگران اعتصابی آمد و اعلام کرد تا قبل از ظهر دستمزدهای کارگران به حساب شان واريز خواهد شد و بدين ترتيب، کارگران با موفقيت به اعتصاب خود پايان دادند.»
کار در جهنمی به نام عسلويه
اين فعال کارگری درپاسخ به اين پرسش که آيا اعتصابات کارگری خودانگيخته يا سازماندهی شده است، گفت:«شرايط کارگران در ايران و اعتراض شان را نمی توان به طور کامل خودانگيخته يا سازمان يافته دانست. بنابراين تعريف کلاسيکی را نمی توان از اين اعتراض ها و اعتصابات ارائه کرد.»
وی افزود:«منطقه عسلويه به طور مرتب شاهد اعتراض ها و اعتصابات کارگری است و در اين ارتباط می توان به اعتصاب ۱۵۰۰ نفری کارگران شرکت رامشير اشاره کرد. اعتصابی که به خاطر پرداخت نشدن دستمزد هفت ماهه کارگران انجام شده بود.»
آقای مرادی در پاسخ به اين پرسش که وضعيت کاری و زندگی کارگران شاغل درمنطقه عسلويه چگونه است، گفت:«بين ۷۰ تا ۱۰۰ هزار کارگر در چند پروژه بزرگ در منطقه عسلويه مشغول کار هستند. اما از لحاظ شرايط کار کارگران در اين منطقه که از آن به عنوان بهشت سرمايه نام می برند، بايد گفت آنان در جهنمی مشغول کارند، که کسی نمی تواند تصور آن را بکند.»
اين عضو هيات موسس اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران گفت که خوابگاه های کارگری واقعا شرايط وحشتناکی دارند و نمی توان نام آنها را خوابگاه گذاشت.» او افزود:«در هر اتاق کوچک، بين ۱۰ تا ۱۲ کارگر زندگی می کنند که از امکانات بهداشتی برخوردار نيستند. »
درهمين ارتباط، روز نامه کيهان در تير ماه سال ۱۳۸۳ درخبری کوتاه نوشت:«تعدادی از کارگران يک شرکت در عسلويه پس از خوردن شام، مسموم شدند.»
اين روزنامه به نقل ازيک مقام نيروی انتظامی افزود:«حدود ۴۵۰ نفر از کارگران شرکت هيوندا به پيمانکاری شرکت جی ای اف در پارس جنوبی مسموم شدند.»
جوانمير مرادی در خصوص ايمنی محيط کار کارگران گفت:«گر چه برای کارگرانی که شاغل می شوند، کلاس های ايمنی کار برگزار می شود، اما در عمل، امکاناتی در اين زمينه وجود ندارد و کارفرمايان هيچ تعهدی نسبت به آنان ندارند و اگر هم کارگری درجريان کار دچار سانحه شوند، مقصر شناخته می شود.»
اين فعال کارگری تاکيد کرد:« کارگران در عسلويه به شرايطی که کارفرما می خواهد، نيروی کار خود را می فروشند و دردناک اينجاست که بسياری از کارگران حق درخواست مرخصی ندارند و در صورتی که به مرخصی بروند، که اين حق آنها است، از سوی کارفرمايان اخراج می شوند.»
مشکلات ديگر کارگران
مشکلاتی که آقای مرادی دراين گفت و گو به آنها اشاره کرد، تنها به عرصه دستمزد و شرايط نامناسب کاری ختم نمی شود.
پيش از اين، گزارش های بسياری از سوی رسانه ها يايرانی انتشار يافته است که گويای وجود مشکلات زيادی در اين منطقه هستند.
از جمله، به گزارش خبرگزاری ايسنا، عبدالله حاجيانی، مشاور عالی مدير عامل منطقه آزاد عسلويه، سال گذشته با اعلام اين که اعتياد مهمترين معضل و چالش اساسی منطقه است، نسبت به روند شيوع آسيب های اجتماعی عسلويه، به دليل غفلت های صورت گرفته، هشدار داد.
وی گفت:«هم اکنون سالانه تعدادی از کارگران جان خود را بر اثر مصرف مواد مخدر دارای ناخالصی از دست مي دهند و جسد آنها در کنار تلمبه خانه ها پيدا مي شود.»
مشاور عالی مدير عامل منطقه آزاد عسلويه با اشاره به ساير آسيب های موجود در منطقه گفت:« گروه هايی از زنان در قالب تکديگری از کشورهای اطراف از جمله پاکستان و سيستان و بلوچستان به منطقه مي آيند؛ ولی در اصل، اين افراد به توزيع مواد مخدر و ناهنجاری های ديگر اجتماعی و غيراخلاقی اقدام مي کنند.»
او همچنين به آلودگی هوای منطقه عسلويه اشاره کرد و گفت:« هم اکنون دراين منطقه، پنج فاز عمليات استخراج نفت و گاز مشغول به فعاليت هستند که هر فاز دارای چهار شعله روشن و تعدادی اگزوزهای خاموش است و اين شرايط موجب شده است آلودگی هوای منطقه عسلويه به مراتب بيشتر از تهران باشد. چنانچه بعضی از شب ها، حتی نيمه های شب به علت احساس خفگی شديد، تحمل وضعيت دشوار مي شود.»
پیمان عارف دانشجوی ممنوع التحصیل کارشناسی ارشد دانشگاه تهران گفت: " با وجود شکایت انفصال از خدمت عمید زنجانی( رئیس دانشگاه تهران) که 2 ماه پیش تسلیم دیوان عدالت اداری گردید و نیز معاون قضایی دیوان ابتدا از رسیدگی به این شکایت استقبال نمودند و قاضی شعبه، پرونده را جهت توشیع به مقام بالاتر خود ارجاع داد که این به معنای موافقت قاضی شعبه 2 دیوان با تقاضای انفصال بود، اما نهایتا آیت الله رازینی از رسیدگی به پرونده خودداری می ورزد."
این درحالی است که حسب آیین دادرسی دیوان عدالت اداری، تقاضای انفصال از خدمت فقط در صورتی به ریاست دیوان ارجاع می شود که قاضی بدوی با آن موافقت کرده و رأی به انفصال صادر کرده باشد و آن گاه رأی انفصال جهت تأیید نهایی به ریاست دیوان ارجاع می گردد.
این فعال دانشجویی اضافه کرد :" چند هفته پیش جهت رسیدگی به موضوع به دفتر عمید زنجانی مراجعه نمودم که متأسفانه با هتاکی و فحاشی رئیس دفتر وی مواجه شدم."
وی در پایان خواستار رسیدگی هر چه سریعتر ریاست محترم دیوان عدالت و تأیید رأی قاضی بدوی حسب آیین دادرسی دیوان در مدت مقرر 2 ماه گردید.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
میر علی حسینی (پاریس) - دولت فرانسه با احضار کاردار سفارت جمهوری اسلامی ايران به وزارت امور خارجه، به اجرای حکم اعدام در ايران اعتراض کرد.
وزارت امور خارجه فرانسه همچنين طی يک بيانه مطبوعاتی که روز پنج شنبه منتشر شد، به اعدام همزمان ۱۲ نفر درايران اعتراض کرد.
بنا به آمارهای رسمی، ايران از نظر تعداد اجرای احکام اعدام، بعد از چين در جهان رتبه دوم را دارد و از جمله کشورهای انگشت شماری است که اين مجازات، به وفور در آن اجرا می شود.
در بيانيه وزارت امور خارجه فرانسه آمده است: « فرانسه مانند سايرکشورهای اروپايی با قانون حکم اعدام در هر شرايطی و هرمکانی مخالف است و اعدام ۱۲ تن از شهروندان ايرانی در ۲۲ ژوئيه برابر با سی و يکم تيرماه را محکوم می کند.»
در حال حاضر اجرای مجازات اعدام در تمامی کشورهای عضو اتحاديه اروپا ممنوع است و اين کشورها، اعدام را از ميان مجازات های خود، به کلی حذف کرده اند.
در ادامه بيانيه وزارت امور خارجه فرانسه آمده است: «فرانسه با نگرانی ويژه ای اطلاع حاصل کرد که يک مقام رسمی دولت ايران در دهم ژوئيه، ۱۹ تيرماه گفته است که يکی از جرائم اين محکومين، تمايلات همجنسگرايانه آنان بوده است.»
درادامه اين بيانيه، وزارت امور خارجه فرانسه به اجرای حکم سنگسار نيز اعتراض کرده است: «اين احکام و اين اعدام ها، به سنگسار مردی به جرم زنا در پنجم ژوئيه، چهاردهم تيرماه اضافه می شود، که می تواند پيش درآمد اعدام های ديگری در آينده باشد.»
همزمان به درخواست راما ياده، نايب وزير و مسئول بخش حقوق بشر وزارت امور خارجه فرانسه، کاردار سفارت ايران درپاريس، بامداد پنجشنبه به وزارت امور خارجه فرانسه احضارشد و مقامات مسئول اين وزارتخانه، مراتب انچه «نگرانی شديد خود را در اين مورد» خوانده اند، به وی ابلاغ و مخالفت خود را با اجرای قانون اعدام درهرشرايطی اعلام کرده اند.
در اين ديدار همچنين فرانسه با يادآوری اينکه متعهد شده است همواره درالغای قانون اعدام در جهان بکوشد، از دولت ايران خواستند که درآينده هيچ گونه حکم اعدام و سنگساری را اجرا نکند.
فرانسه همچنين اعلام کرد که از «تصميم قبلی ايران برای اجرا نکردن حکم سنگسار» حمايت می کند.
مقام های ايرانی هيچ گاه موضع گيری رسمی برای اجرا نکردن حکم سنگسار نداشته اند، اما همواره بنا به برخی گزارش ها از تهران، برخی مقام های ميانه روی بانفوذ با اجرای اين حکم در ايران مخالفند و تلاش می کنند تا جلوی اجرای آن را بگيرند.
سخنگوی وزارت امورخارجه فرانسه در جمع خبرنگاران، در پاسخ به اين سوال که آيا در گفت و گو با کاردار سفارت ايران، درمورد کسی که گفته می شود به دليل همجنسگرايی، اعدام شده است، صحبت کرده است يا نه؟ گفت: «تمام حکم های اعدام انجام شده در روزهای اخير مورد گفت و گو قرار گرفتند.»
وی افزود: «هدف از احضار کاردار سفارت ايران، تأکيد فرانسه برمخالفت با هرگونه اعدامی درايران بوده است.»
وی با يادآوری اينکه اعدام در اتحاديه اروپا لغو شده است، گفت: «اتحاديه اروپا و همه اعضای آن درجهت الغای حکم قانون اعدام متعهد شده اند و درهرفرصتی، به کشورهايی مانند ايران که هنوز حکم اعدام در آنها اجرا می شود، مخالفت خود را گوشزد می کنند.»
بهاره هدایت، محمد هاشمی،علی وفقی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، مجتبی بیات ، حنیف یزدانی و عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران به همراه 7 نفر دیگر که اسامی آنها نیز در اختیار عفو بین الملل قرار دارد در 9 جولای همزمان با هشتمین سالگرد اعتراضات دانشجویی ایران در جولای سال 99 میلادی که به شدت توسط پلیس سرکوب شد، بازداشت شده اند. 8 فرد ذکر شده در بند 209 زندان اوین که توسط وزارت اطلاعات ایران اداره می شود در سلول انفرادی نگهداری می شوند. 7 زندانی دیگر هم در اوین نگهداری شده و ممکن است در زندان انفرادی باشند. عفو بین الملل این افراد را زندانیان سیاسی و عقیدتی تلقی می کند.
در ادامه این بیایه آمده است: بهاره هدایت مسئول کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت بهمراه 5 عضو دیگر شورای مرکزی اتحادیه دانشجویی دفتر تحکیم وحدت آقایان: محمد هاشمی،علی وفقی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، ، حنیف یزدانی در جریان یک تحصن اعتراضی نسبت به بازداشت دانشجویان دانشگاه امیرکبیر تهران بازداشت شده اند.
همچنین 10 نفر دیگر در دفتر سازمان دانش اموختگان ایران دستگیر شده اند که در میان انان نام عبدالله مومنی سخنگوی این سازمان دیده می شود. بازداشت شدگان از ضرب و شتم خود در هنگام بازداشت خبر داده اندو مطابق گزارشها پلیس در جریان این بازداشت از شلیک هوایی استفاده کرده است. پلیس همچنین کامپیوترها و اسناد موجود در دفتر این سازمان را ضبط کرده است. یک کارمند دفتر سازمان دانش اموختگان 5 روز بعد از این حمله آزاد شده است.
تعدادی از بازداشت شدگان موفق به تماس تلفنی با خانواده های خود شده اند اما هیچکدام موفق به دیدار وکیل و یا خانواده خود نشده اند. منزل برخی از بازداشت شدگان نیز تفتیش شده است. در جریان تفتیش منزل عبدالله مومنی ماموران وی را با دستهای بسته و در حالیکه آثار ضرب و شتم بر بدنش هویدا بوده است به منزل آورده اند. آقای مومنی گفته است او برای اعتراف گیری به شدت زیر فشار و تهدید قرار دارد.
یک سخنگوی قضایی نگهداری افراد ذکر شده در زندان اوین را تایید کرده و اتهاماتشان را اقدام علیه امنیت ملی و تجمع غیرقانونی اعلام کرده است.
در ادامه این بیانیه آمده است: سازمان دانش اموختگان ایران یک سازمان مجوز دار و رسمی است که عضویت در آن برای فارغ التحصیلان دانشگاههای ایران آزاد می باشد این سازمان در جهت پیشبرد دموکراسی و حقوق بشر در ایران می کوشد. علی اکبر موسوی خوئینی دبیرکل این سازمان که در جریان تجمع ارام 22 ژوئن سال گذشته بازداشت شده و 4 ماه در زندان 209 بازداشت بوده است، از شکنجه و ضرب و شتم خود در این زندان خبر داده بود.
بهاره هدایت فعال جنبش زنان که یکبار دیگر نیز در تجمع 22 ژوئن بازداشت شده بود،به 2 سال زندان تعلیقی در جلسه دادگاهی بدون حضور وکیل محکوم شده و هم اکنون احتمال اجرای این حکم وی وجود دارد. در10 اوریل وزیر اطلاعات ایران در سخنانی جنبش زنان و جنبش دانشجویی را متهم به تلاش برای اجرای اهداف دشمن بر ضد دولت ایران متهم کرد.
در پایان این بیانیه خواسته های زیر مطرح شده است:
آزادی بی قید و شرط بازداشت شدگان 18 تیر به دلیل آنکه این افراد زندانیان سیاسی و عقیدتی بوده که به دلیل ابراز حقوق طبیعی خود بازداشت شده اند.
ابراز نگرانی نسبت به گزارشهای منتشره در خصوص ضرب و شتم این افراد و درخواست از ماموران برای رسیدگی به این گزارشات و برخورد با عوامل ضرب و شتم دانشجویان
درخواست از ماموران برای ضمانت نسبت به عدم آزار و شکنجه این بازداشت شدگان درخواست برای مهیا شدن امکان ملاقات این افراد با خانواده و وکلا و استفاده از امکانات پزشکی
این نامه برای مقام رهبری، رییس جمهور، رییس مجلس، وزیر اطلاعات و رییس قوه قضاییه ایران ارسال شده است.
(واشنگتن دی سی، ۲۷ ژوئيه ۲۰۰۷) -
سازمان ديده بان حقوق بشر امروز با انتشار بيانيه ای گفت که دولت ايران بايد فورا نوزده فعال اجتماعی و دانشجوی زندانی را که درماه های می و ژوئن با انگيزه های ظاهرا سياسی دستگير کرده، آزاد کند. سازمان ديده بان حقوق بشر نگرانی خود را از اينکه مقامات ايرانی با آزار واذيت افراد ياد شده را وادار به اعترافات اجباری کنند، ابرازنگرانی کرده است.
دربيست وچهارم ماه ژوئيه، خانواده های زندانيان مجيدتوکلی، احمدقصابان واحسان منصوری نامه سرگشاده ای را برای آيت الله شاهرودی رييس قوه قضاييه درخصوص وضعيت آزار و اذيت فيزيکی وروانی فرزندان خود دربند ۲۰۹ زندان اوين، تهران ارسال کردند. اين بخش امنيتی زندان اوين است که سازمان ديده بان حقوق بشر موارد بسياری ازآزار واذيت زندانيان ازجمله شکنجه به منظور اخذ اعترافات اجباری را مستند کرده است.
بعدازملاقات با فرزندان خود، خانواده های زندانيان اظهارداشتند که مقامات رسمی آنها را وادار به بازجويی های ۲۴ ساعته، بی خوابی وبه اينکه خانواده هايشان صدمه خواهند ديد، تهديد کرده اند.خانواده ها همچنين گفتند که زندانيان به سلول زندانيان خطرناک فرستاده شده اند، با کابل و مشت مورد ضرب وشتم قرارگرفته اند و مجبورشده اند که برای مدت زمان زيادی بايستند.
جواستورک، معاون بخش خاورميانه وشمال آفريقای سازمان ديده بان حقوق بشر دراين زمينه گفت: " گزارش هايی که نشان می دهد مقامات ايرانی دانشجويان را موردضرب وشتم قرارداده و تهديد کرده اند برای اينکه اعترافات اجباری به دست بياورند با سوابقی که ما در موارد گذشته جمع آوری کرده ايم کاملا همسان است. دولت بايد فورا نوزده دانشجو وفعال اجتماعی دستگير شده را آزاد کند.
سه تن از دانشجويان ياد شده در زمره ۸ دانشجويی بودند که وزارت اطلاعات آنها را به جرم "توهين به مقام رهبری"، " تشويش اذهان عمومی"، و "انتشار مطالب موهن وتحريک آميز" در ماه می دستگير کرد. دانشجويان اعلام کردند که مطالب يادشده ساختگی است وآنها هيچ نقشی در توليد اين مطالب نداشته اند. درتاريخ ۱۸ ماه ژوئيه پنج تن از دانشجويان ياد شده با توديع وثيقه آزاد شدند.
شش دانشجوی ديگر درتاريخ نهم ژوئيه درجريان يک تجمع مسالمت آميز دراعتراض به دستگيری ها درخارج از درب اصلی دانشگاه اميرکبير دستگير شدند. آنها برای يادبود تظاهرات گسترده ماه ژوئيه ۱۹۹۹ دردانشگاه دست به تحصن زده بودند که دولت به صورت خشونت آميزی آن را سرکوب کرده بود. براساس گزارش ها از فعالان اجتماعی، پليس و مامورين امنيتی لباس شخصی شش تن از دانشجويان ياد شده را دستگير کردند و آنها را به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل کردند.
بعداز آن درهمان روز، درساعت يازدهم ونيم صبح، ماموران لباس شخصی وارد دفتر تحکيم وحدت و سازمان دانش آموختگان شدند. آنها قبل ازاينکه به زور وارد دفتر آنها شوند تيرهوايی شليک کردند و ده تن ازدانشجويان وفعالان اجتماعی را دستگير کردند. نيروی انتظامی سپس دفترياد شده را پلمپ کرد.
دفتر تحکيم وحدت و سازمان دانش آموختگان ، به صورت قانونی براساس ماده ده قانون احزاب سياسی دروزارت کشور ثبت شده است. براساس قوانين ايران، برای بستن قانونی سازمان های ثبت شده، اخطار کتبی ويا دستوردادگاه لازم است.
درتاريخ دهم ژوئيه، عليرضا جمشيدی سخنگوی رسمی قوه قضاييه ايران، دستگيری های ياد شده را تاييد کرد. او اينکه هيچ يک ازافراد ياد شده دانشجو هستند را تکذيب کرد. و گفت که اتهاماتی که عليه اين افراد اقامه شده است "مسائل امنيتی" ازجمله "تجمعات غيرقانونی" و "توطئه برای اقدامات غيرقانونی" بوده است.
از زمان دستگيری های نهم ژوئيه، نيروهای امنيتی به خانه های هفت تن از زندانی های ياد شده يورش برده و متعلقات شخصی آنها را توقيف کردند.
درروزهجدهم ژوئيه، ماموران امنيتی، خانه عبدالله مومنی را جستجو کرده واو را به صورت دست بسته به خانه آوردند. براساس گفته های کسانی که خانواده های مومنی را پس از جستجوی ياد شده ملاقات کردند، درصورت وبدن مومنی علائم آشکارضرب وشتم ديده می شود و به نظر می رسيد وزن زيادی را طی نه روزی که در بازداشت بوده از دست داده است. ماموران امنيتی براساس گزارشها جستجوهای خانگی ديگری را به روشهای مشابه انجام داده اند.
براساس منابع درايران که درتماس با خانواده مومنی بوده اند، مقامات امنيتی تلاش کرده اند که او را اعتراف درخصوص کارهايی که انجام نداده است وادار کنند. موضوعاتی مانند اتصال با نيروهای خارج ازکشور که برای راه اندازی "انقلاب نرم" فعاليت می کنند.
قانون حقوق بشربين المللی، از زندانيان دربرابربدرفتاری ازجمله "اعترافات اجباری" حمايت می کند. کنوانسيون بين المللی حقوق سياسی ومدنی، که ايران يکی ازاعضای آن است، ازحقوق هر فرد برای اينکه مجبورنشود برعليه خودش شهادت بدهد ويا خودش را مجرم بنامد، دفاع می کند."
ديده بان حقوق بشر همچنين نگران وضعيت سلامتی اميريعقوب علی، دانشجوی نوزده ساله وازهواداران کمپين يک ميليون امضاء است که هدفش کاهش قوانين تبغيض آميز عليه زنان است.
شب هنگام يازدهم ژوئيه، يعقوب علی در پارک انديشه تهران واقع درخيابان شريعتی درحال جمع آوری امضا بود. ماموران امنيتی پس ازدستگيری وی دردفتر امنيت پارک، او را به قرارگاه ۱۰۴ پليس در ميدان نيلوفرانتقال دادند. ، جايی که او شب را آنجا سپری کرد. صبح روزبعد، ماموران او را به دادگاه انقلاب درخيابان معلم انتقال دادند، جايی که قاضی سبحانی دستور داد که او تا پايان يافتن تحقيقات پرونده اش همچنان دربازداشت باقی بماند. مادر وخواهر او طی اين مدت قادرنبودند که درخصوص وی اطلاعاتی را از قرارگاه نيروی انتظامی ويا دادگاه در روز يازدهم ژوئيه کسب نمايند. به محض بازگشت به دادگاه درروز دوازهم ژوئيه، قاضی سبحانی به آنها اطلاع داد که آنها دستور داده اند که يعقوب علی به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل شود.
فعالان اجتماعی درايران به ديده بان حقوق بشر گفتند که مقامات به خصوص درباره هواداران کمپين برای حقوق زنان حالت کينه توزانه دارند. يک شاهد درباره تجمع هشتم ماه مارس سال ۲۰۰۶ درپارک دانشجوی تهران به ديده بان حقوق بشر گفت که نيروهای امنيتی ونيروی انتظامی برای متفرق کردن جمعيت با باتوم به زنان حمله کردند، آنها به شدت مردانی که درصحنه حاضر بودند را مورد ضرب وشتم قراردادند.
اسامی دانشجويانی که درتاريخ نهم ژوئيه درجلوی درب اصلی دانشگاه اميرکبيردستگيرشدند عبارت است از:
۱- بهاره هدايت
۲- محمدهاشمی
۳- علی نيکونسبتی
۴- مهدی عربشاهی
۵- حنيف وقفی
۶- علی وقفی
اسامی دانشجويان وفعالان اجتماعی که درتاريخ نهم ژوئيه دردفترانجمن فارغ التحصيلان دستگير شده اند عبارتند از:
۱- عبدالله مومنی
۲- بهرام فياضی
۳- مرتضی اصلاح چی
۴- مجتبی بيات
۵- حبيت حاجی حيدری
۶- مسعود حبيبی
۷- سعيد حسينی نيا
۸- آرش خاندل
۹- اشکان غيثوندی
۱۰- عزت الله قلندری
۱۱- محمد حسين مهرزاد
فعالان اجتماعی که درتماس با خانواده های افراد ياد شده بوده اند درگفت وگو با ديده بان حقوق بشر تاييد کردند که حداقل هشت تن از زندانيان دستگير شده درتاريخ نهم ژوئيه درزندان انفرادی نگهداری می شوند:
۱- بهاره هدايت
2- مجتبی بيات
۳- عبدالله مومنی
۴- علی نيکونسبتی
۵- حنيف يزدانی
۶- علی وقفی
۷- مهدی عربشاهی
۸- محمدهاشمی
| یکی از مقامات وزارت دفاع آمریکا گزارشهایی را تأیید کرده که بر اساس آنها، ایالات متحده قرار است برای مقابله با آنچه خطر ایران در خاورمیانه می داند، معامله تسلیحاتی گسترده ای با عربستان سعودی انجام دهد و سلاحهای تازه ای به امارات متحده عربی بفروشد.گزارشهای مربوط به این معامله تسلیحاتی چند ماه پیش در روزنامه های آمریکایی نیویورک تایمز و بستون گلوب چاپ شده بود اما دیشب یکی از مقامات وزارت دفاع آمریکا در این مورد ! با شماری از خبرنگاران گفتگو کرده و اعلام کرده که موضوع این معامله تسلیحاتی از جمله محورهای سفر وزیران دفاع و خارجه آمریکا به عربستان سعودی است که قرار است در چند روز آینده انجام گیرد.به گفته این مقام وزارت دفاع ایالات متحده که خواسته است نامش فاش نشود، آمریکا قصد دارد ظرف ده سال آینده به میزان بیست میلیارد دلار تسلیحات و تجهیزات نظامی به عربستان سعودی بفروشد.معاملات تسلیحاتی عمده در آمریکا باید با تأیید کنگره انجام شود و آن گونه که این مقام وزارت دفاع گفته، از آنجا که مذاکرات دولت با کنگره در این زمینه بتازگی آغاز شده، قرار نیست موضوع معامله! تسلیحاتی بیست میلیارد دلاری در سف! ر را��رت گیتس، وزیردفاع آمریکا به عربستان سعودی اعلام شود. | ||
| دور دوم گفتگوهای ایران و آمریکا پیرامون اوضاع امنیتی عراق سه شنبه گذشته برگزار شد. شان مک کورمک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، دیدگاه های کشورش در مورد این گفتگوها را در مصاحبه ای با بی بی سی تشریح کرده است.آن نشست با حضور حسن کاظمی قمی و رایان کراکر سفرای ایران و آمریکا در بغداد در ساختمان دفتر کار نوری المالکی، نخست وزیر عراق، برگزار شد.آمریکا ایران را متهم به ایجاد ناآرامی و بی ثباتی در عراق کرده و ایران هم اشغال عراق توسط! آمریکا را عامل نا امنی های این کشور دانسته است. بنابه گزارش ها دو طرف در این دیدار اتهامات قبلی علیه یکدیگر را تکرار کرده اند و رایان کراکر پس از آن صریحا گفت که علیرغم طرح مساله دخالت ایران در عراق در قالب کمک به شبه نظامیان در نشست اول، ظاهرا این کمک ها به شورشیان افزایش یافته است. ایران چنین اتهامی را رد می کند. | ||
| یک بانک ایرانی حساب پس انداز قرض الحسنه طلا ایجاد کرده است و دارندگان سکه های طلا می توانند، سکه هایشان را در این بانک به امانت بگذارند و بانک هم سکه ها را در اختیار متقاضیان سکه قرار می دهد.در مراسم افتتاح حساب قرض الحسنه طلا در بانک رفاه، محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران و تعدادی از مقامات دولتی حضور داشتند.محمود احمدی نژاد در مراسم افتتاح قرض الحسنه پس اندازه سکه در بانک رفاه، گفته است: "چرخش سکه های طلا و استفاده از سرمایه های ر�! �کد خانواده ها در افزایش تولید و شکوفایی اقتصاد موثر است."داود دانش جعفری وزیر اقتصاد نیز گفته است که پس اندازهای مردم باید در مسیر اقتصاد مولد قرار بگیرد. | ||
| اگر همه چیز طبیعی پیش می رفت ، امروز، شنبه ششم مرداد، باید چهارمین روز نمایش فیلم سنتوری در سینماهای ایران بود .نوبت نمایش عمومی این فیلم از روز چهارشنبه گذشته آغاز می شد و تهیه کننده و پخش کننده فیلم همه مجوز های لازم را برای تبلیغات و نمایش عمومی این فیلم از نهاد های مربوطه در وزارت ارشاد دریافت کرده بودند . این روزها در مجله های سینمایی و بیلبوردهای خیابانی ، تصویرهایی از بهرام رادان و گل شیفته فراهانی دیده �! �ی شود که بیننده را دعوت به دیدن فیلم سنتوری در سینماها می کنند ، اما این فیلم با تصمیم وزارت ارشاد اسلامی از جدول نمایش فیلم های سینمایی حذف شده است .عدم صدور مجوز نمایش برای فیلم در سینمای ایران امری بی سابقه نیست و می توان فهرستی بلند از فیلم هایی تهیه کرد که امکان نمایش عمومی نیافته اند ، اما توقیف فیلم مجوز دار بسیار کم سابقه است . | ||
| هزاران نفر از مردم بوسنی در مراسم تشییع جنازه ۱۴۷ مسلمانی که در جنگ داخلی بوسنی توسط نیروهای صرب کشته شدند، شرکت کردند.بقایای اجساد این افراد در یک گور دسته جمعی در حوالی شهر پریه دور، کشف شد و با آزمایش هویت این افراد شناسایی شد.برخی از این افراد پیش از کشته شدن، مورد شکنجه قرار گرفته و برخی نیز در بازداشت گاه ها از گرسنگی جان باختند.تصاویر تلویزیونی از زندانیان به شدت لاغر که در سال ۱۹۹۲ از یکی از این بازداشت گاه ها پخش شد�! � باعث شگفتی و حیرت جهانیان شد. | ||
| برنارد کوشنه، وزیر امور خارجه فرانسه هشدار داد که اگر گروه های سیاسی لبنان نتوانند به بن بست سیاسی ماه های اخیر پایان دهند، این کشور با خطر بروز جنگ داخلی جدید مواجه می شود.آقای کوشنه گفت که گفتگو میان گروه های رقیب لبنانی برای جلوگیری از بروز خشونت ها لازم است.پیش از این وزیر امور خارجه فرانسه از گروه های رقیب سیاسی لبنان خواسته بود تا به گفتگوی صادق و آشکار برای حل اختلافات فیمابین بپردازند.آقای کوشنه که در بیروت، پایتخت ل�! �نان به سر می برد با فواد سنیوره، نخست وزیر و نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان به صورت جداگانه ملاقات کرده است. نبیه بری، رئیس جنبش امل از متحدان حزب الله لبنان به شمار می رود. | ||
| یک اتحادیه فلسطینی، که نماینده کارمندان بخش دولتی است، می گوید جنبش حماس که ماه گذشته کنترل نوار غزه را به دست گرفت، حقوق های عقب افتاده بیش از ده هزار کارمند دولت و اعضای نیروهای امنیتی وفادار به حماس را پرداخت می کند. در پرداخت حقوق کارمندان، که دولت جدید فلسطینیان که ماه گذشته توسط محمود عباس رئیس حکومت خودگردان فلسطینیان و رهبر جناح فتح، تشکیل شد، دستور آن را داده بود، کارمندان دولت مستقر در غزه که اکثر آنان توسط دولت س�! �بق به رهبری حماس استخدام شده بودند، منظور نگردیده بودند.جنبش حماس از شناسایی دولت جدید فلسطینی خودداری کرده و آنرا مغایر قانون اساسی و غیرقانونی می خواند.حماس در انتخابات سال پیش به پیروزی رسید اما دولت منتخب حماس با تحریم های بین المللی روبرو شد و درگیری های حماس با فتح باعث شد تا محمود عباس، دولت اسماعیل هنیه را منحل اعلام کند. | ||
| محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی، قول داده است کسانی را که در گزارشی رسمی مسئول سقوط ماه گذشته باریکه غزه و افتادن کنترل آن به دست حماس شناخته شده اند، مجازات کند.کمیته ای که درباره فروپاشی ناگهانی تشکیلات امنیتی فتح در غزه در ماه ژوئن در پی یک هفته نبرد با نیروهای حماس، تحقیق می کرد در حدود 60 مقام و مامور امنیتی فتح را مقصر شناخته است.این گزارش 200 صفحه ای خواستار طرح اتهاماتی علیه این افراد می شود.آقای عباس پس ! از انتشار گزارش گفت: "همه کسانی که در انجام وظایف خود کوتاهی کردند، تنبیه خواهند شد و کسانی که شهامت نشان دادند، مورد تقدیر قرار خواهند گرفت." | ||
| در اسلام آباد، پایتخت پاکستان، تدابیر امنیتی گسترده ای به اجرا درآمده و مقام های این شهر تحقیق درباره بمب گذاری انتحاری در بیرون مسجد سرخ را آغاز کرده اند. در جریان این انفجار که روز گذشته، جمعه 27 ژوئیه، رخ داد، دست کم سیزده نفر کشته شدند.یکی از سخنگویان وزارت کشور پاکستان گفت تحقیقات دقیقی در این مورد انجام خواهد شد. وی افزود معتقد است تظاهراتی که پیش از این بمب گذاری برگزار شده بود و نیز نا آرامی های تازه در مسجد، با این انفج! ار ارتباط دارند. | ||
| کاخ سفید از اقدام کنگره آمریکا در تصویب لایحه تازه ضد تروریسم استقبال کرده است. با این لایحه، امکان اجرای بسیاری از توصیه های امنیتی که کارشناسان پس از واقعه یازدهم سپتامبر ارائه کردند، فراهم می شود. اسکات استانزل، از سخنگویان کاخ سفید گفت جورج بوش، رییس جمهوری آمریکا لایحه ضد تروریسم را که پیشتر توسط کنگره این کشور به تصویب رسیده، تایید خواهد کرد. این لایحه بخش بزرگتری از بودجه امنیتی را به شهرهایی تخصیص می دهد که در معرض �! �طر حمله تروریستی بیشتری قرار دارند.براساس این مصوبه دولت ملزم است بازرسی دقیق کلیه محموله ها در هواپیماهای مسافربری و کشتی های باربری (کانتینری) را ظرف پنج سال آغاز کند. | ||
| پلیس استرالیا می گوید یک پزشک هندی که اتهامات مرتبط با اعمال تروریستی او پس گرفته شده بود می تواند از استرالیا خارج شده و به بنگلور، زادگاهش بازگردد. روز جمعه، 27 ژوئیه، دادستان اعلام کرد که از تعقیب پرونده علیه محمد حنیف، پزشک 27 ساله هندی، که به ظن ارتباط با بمب گذاری های لندن بازداشت شده بود، به دلیل خدشه دار بودن مدارک موجود در این پرونده، صرفنظر کرده است.در پی اظهارات دادستان استرالیا، دکتر حنیف روز گذشته ا! ز زندان آزاد شد.دامین باگ، مدیر دفتر دادستانی عمومی استرالیا، گفته است که با مطالعه پرونده متوجه وجود اشتباهی در آن شده است. | ||
| در گذشته به ندرت پیش می آمد که خارجی ها در افغانستان طعمه آدم ربایی شوند.اما از حدود چهار سال پیش، که طالبان یک مهندس ترک را در جنوب افغانستان ربودند، این رویه تغییر کرده است.بعد از آن ماجرا گاه و بی گاه خبرهایی از ربوده شدن خارجیان در افغانستان منتشر می شود، و در ماههای اخیر این روند افزایش بی سابقه ای داشته است.امدادرسانان خارجی و روزنامه نگاران، و نیز افغانهایی که با سازمان های بین الملیی کار می کردند، هدف اصلی آدم ربایی ها �! �ودند. | ||
| مقام های افغانستان می گویند مذاکره برای آزادی بیش از بیست شهروند کره جنوبی را که ده روز پیش توسط شورشیان طالبان در ولایت غزنی ربوده شدند، از سرگرفته اند.گروگان گیران خواستار آزادی تعدادی از زندانیان طالبان هستند. قرار است امروز نماینده ای از کره جنوبی با حامد کرزی، رییس جمهوری افغانستان دیدار کند و در همان حال، مقام های افغانستان و بزرگان محلی در حال مذاکره با طالبان هستند. مقام های افغان گفته اند اگر این مذا! کرات به نتیجه نرسد، به نیروی نظامی متوسل خواهند شد. | ||
| در دو رویارویی جداگانه نیروهای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) با شورشیان طالبان 3 سرباز ناتو و یک پلیس افغان کشته شده اند. مقامات ناتو گفته اند دو سرباز ناتو و یک پلیس افغان در نتیجه درگیری روز جمعه (27 ژوییه) در ولایت کوهستانی نورستان و در نزدیکی نواحی مرز پاکستان کشته شدند.در خبرنامه ای که از سوی پایگاه نظامی ناتو در بگرام منتشر شده آمده است که در این درگیری 13 سرباز آمریکایی تحت رهبری ناتو زخمی شده اند. در همین حال مق�! �مات افغان و ناتو می گویند 20 شورشی طالبان نیز در رویداد روز جمعه کشته و زخمی شده اند. مقامات ناتو گفته اند که یکی از سربازهایشان در نبردهای ولایت جنوبی هلمند کشته شده است. | ||
| همایون حمید زاده، سخنگوی رییس جمهور افغانستان، اظهارات رییس مجلس نمایندگان این کشور را در مورد کنار رفتن وزیر خارجه افغانستان رد کرده است.در نخستین اجلاس مجلس نمایندگان افغانستان پس از تعطیلات تابستانی که امروز (28 ژوییه) برگزار شد یونس قانونی، رییس ولسی جرگه، گفت که رییس جمهور کرزی در مورد برکناری رنگین دادفر اسپنتا، وزیر خارجه افغانستان، موافقت کرده است.وزیر خارجه و اکبر اکبر، وزیر امور مهاجران افغانستان، به دن�! �ال اخراج اجباری پناهجویان افغان از ایران از سوی مجلس نمایندگان این کشور استیضاح و سپس سلب صلاحیت شدند.این موضوع کشیدگی هایی را میان دو قوه ای اجراییه و مقننه در افغانستان برانگیخت و موضوع سلب صلاحیت وزیر خارجه به استره محکمه (دادگاه عالی) افغانستان ارجاع شد. | ||
| دانشمندان بریتانیایی می گویند یک انگشت شصت پای مصنوعی که در یک مومیایی مصری کشف شده، ممکن است اولین نمونه استفاده انسان ازیک عضو مصنوعی بدن باشد.تیمی از دانشگاه منچستر که در این باره تحقیق می کند امیدوار است بتواند ثابت کند این شصت پای مصنوعی که از چوب و چرم ساخته شده به راه رفتن شخص کمک می کرده است.این دانشمندان در حال آزمایش مشابه این شصت پای مصنوعی، بر روی داوطلبانی هستند که انگشت شصت پای خود را از دست داده اند.اگر ای�! � آزمایشات نتیجه بخش باشد در آنصورت می توان گفت تاریخ اولین مورد استفاده بشر از یک عضو مصنوعی از 300 سال قبل از میلاد، که در پی کشف یک پای مصنوعی متعلق به آن تاریخ بود، قدیمی تر است. | ||
| یک هیات تحقیق که توسط آژانس فضایی آمریکا، ناسا، ایجاد شده بود دریافته است که برخی فضانوردان حداقل در دو مورد علیرغم بالا بودن میزان الکل در بدنشان اجازه پرواز یافتند.این هیات با هدف بررسی وضعیت بهداشتی و روانی خدمه ناسا پس از بازداشت لیسا نوواک، فضانورد، به اتهام تلاش برای آدم ربایی و ضرب و شتم، تشکیل شد.این هیات دریافت که فضانوردان مست اجازه پرواز یافتند درحالی که همکارانشان نسبت به این موضوع ابراز نگرانی کرد! ه بودند.این هیات همچنین شواهد استفاده شدید از الکل در فاصله 12 ساعتی ماقبل پرواز را یافت درحالی که طبق آیین نامه ناسا چنین کاری مطلقا ممنوع است. | ||
| تیم ملی بسکتبال ایران در اولین دیدار خود در مسابقات جام ملتهای آسیا تیم فیلیپین را شکست داد.این مسابقات که در شهر توکوشیما ژاپن برگزار می شود، انتخابی مسابقات المپیک پکن است.تیم ایران در مرحله گروهی این مسابقات با تیمهای فیلیپین، چین و اردن همگروه است و روز یکشنبه در دومین بازی خود به دیدار اردن می رود.تیم ایران در نخستین دیدار خود برابرتیم فیلیپین به میدان رفت و در پایان با نتیجه 75 بر 69 به برتری رسید. | ||
| تیم ملی هندبال نوجوانان ایران در دومین دیدار خود در مسابقات قهرمانی نوجوانان جهان که در بحرین برگزار می شود، برابر تیم الجزایر به پیروزی رسید.در این مسابقات که با حضور شانزده تیم در بحرین برگزار می شود تیم ایران در گروه دوم با تیمهای آرژانتین، الجزایر و کرواسی همگروه است.تیم ایران در دومین دیدار خود در این گروه موفق شد تیم نوجوانان الجزایر را با نتیجه 31 بر 28 شکست دهد.تیم ایران در اولین دیدار خود در برار تیم آرژانتین �! �ا نتیجه 225 بر 29 شکست خورده بود. تیم ایران نیمه اول این بازی را با نتیجه 19 بر 15 به سود خود تمام کرده بود. | ||
| شنیده های روز شنبه بیست و هشتم ژوئیه (ششم مردادماه) از این قرار است که:گفته می شود محمد بنا، سرمربی سابق تیم ملی کشتی فرنگی ایران، به زودی هدایت تیم ملی سوئد را برعهده خواهد گرفت. این مربی که موفق شده بود کشتی فرنگی ایران را متحول کند به خاطر اختلاف با محمدرضا یزدانی خرم، رئیس جدید فدراسیون کشتی ایران، از تیم ملی کناره گیری کرد و پس از آن با پیشنهادهای چشمگیری از کشورهای اسکاندیناوی روبه رو شد که در نهایت سوئد را انتخاب کرد.به گزارش سایت رسمی باشگاه پرس! پولیس، مدیر برنامه های الونگ الونگ، مدافع کامرونی این باشگاه، اعلام کرد این بازیکن فصل آینده را هم درپرسپولیس توپ خواهد زد. همچنین بازیکنان پرتغالی و ترکیه ای که در تمرینات این تیم شرکت کرده بودند مورد پسند حمید استیلی، مربی موقت تیم، قرار نگرفتند و به کشورهای خود بازگشتند.گفته می شود حسین کعبی در تیم جدید خود لسترسیتی هم شماره ۱۳ را خواهد پوشید. همچنین او گفته اگر قلعه نویی مربی تیم ملی بماند دیگر در تیم ملی بازی نخواهد کرد |
سه اتهام اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشور، اخلال در نظم عمومي و تمرد در مقابل پليس، به خانمها شادي صدر و محبوبه عباسقليزاده تفهيم شد. به تبع تفهيم اين اتهامات مسلما 31 نفر ديگر از دستگيرشدگان روز 13 اسفند سال 1385 در مقابل دادگاه انقلاب مشابه همين وضعيت را خواهند داشت.
از بازجوييهاي به عمل آمده نكاتي قابل برداشت و تامل است؛ نخست اينكه گويا همه دستگيرشدگان متفقالقولند كه اين تجمع، پيشبيني نشده بوده و افراد حاضر در مقابل دادگاه انقلاب قصد شركت در جلسه محاكمهاي را داشتهاند كه دوستانشان در روز 22 خرداد سال 1385 دستگير شده بودند و يا خواستهاند به صورت مسالمتآميز مراتب اعتراض خود را نسبت به دستگيري و محاكمه دوستانشان اعلام كنند و گمان نميكردند تعدادشان به حدود 33 نفر برسد.
اين ادعا قابل درك و منطقي است و با شواهد و قرائن مطابقت دارد چرا كه اولا - اگر قصد عدهاي، اجتماع در محلي به قصد ارتكاب جرم عليه امنيت كشور باشد در وهله اول لازم است وسايل ارتكاب جرم را تهيه و تداركات لازم پيشبيني شود در اين صورت دادن فراخوان تحريكآميز براي برگزاري اجتماع ضروري است. در روز 13 اسفندماه سال گذشته 5 نفر در دادگاه انقلاب محاكمه شدند. اگر هر كدام از آنها 6 نفر از دوستان خود را مطلع كرده باشند تعدادشان به 30 نفر ميرسد و به حتم اگر فراخواني داده ميشد تعداد حاضران به مراتب بيش از افراد دستگيرشده، ميگرديد. در اين صورت اگر اجتماعي تشكيل ميشد ميتوانستيم در صورت مخالف بودن با قانون، عنوان <تجمع غيرقانوني> را به آن منتسب كنيم. ثانيا - افرادي كه دستگير شدند هيچكدام وسيلهاي كه حكايت از قصد مجرمانه نمايد در دست نداشتند به عنوان مثال عليالاصول در تجمعات غيرقانوني پلاكاردهايي كه در آن نوشتههايي درج شده باشد را ميتوان مشاهده كرد؛ مضافا اينكه اجتماع غيرقانوني با شعارهايي در جهت اعتراض و آلات و ادوات جرم توام ميگردد كه در مورد دستگيرشدگان 13 اسفند مصداق ندارد. آنها هيچگونه اخلالي در نظم و امنيت عمومي ايجاد نكرده و حضورشان در مقابل دادگاه انقلاب آرام و بدون سروصدا بوده است و در مقابل ماموران نيروي انتظامي نيز بدون هيچگونه برخورد ناشايستي تمكين و خود را تسليم نمودهاند. ثالثا - افراد دستگيرشده همگي جوان بوده و به هيچ حزب و گروه غيرقانوني وابسته نبودهاند و اگر ميتوانستند در جلسه دادگاه به عنوان تماشاچي شركت كنند و اين امكان به آنها داده ميشد هيچگونه اتفاقي رخ نميداد، مضافا اينكه دستگيري آنها هم لزومي نداشت و مطمئنا در پايان جلسه رسيدگي به پرونده دوستانشان، متفرق و پراكنده ميشدند.
دوم اينكه، همه دستگيرشدگان اعلام نمودهاند قصد بر هم زدن امنيت كشور را نداشتهاند. در اين خصوص لازم به ذكر است كه براي اثبات مجرميت شخصي لازم است سه عنصر (مادي، معنوي و قانوني) جمع باشد؛ از لحاظ حقوقي به اين موارد عناصر تشكيلدهنده جرم ميگويند، اگر در انتساب اتهامي يكي از اين عناصر مفقود باشد جرمي واقع نشده است. آنچه در بخش نخست آمد نشان از آن دارد كه اتهام تفهيم شده به دستگيرشدگان فاقد عنصر مادي جرم است و نميتوان صرف جمع شدن عدهاي را در مقابل مكاني، به عنوان عنصر مادي جرم قلمداد كرد؛ براي تحقق عنصر مادي جرم لازم است وسائل ارتكاب جرم از جمله تهيه سلاح، فراهم نمودن آلات و ادوات جرم و يا اوراقي براي تحريك مردم تهيه ميگرديد.
اما در بحث عنصر معنوي كه مهمترين عامل تشكيلدهنده جرم است ميبايست دستگيرشدگان سوءنيت مجرمانه يعني عمد در بر هم زدن امنيت كشور را داشته باشند. قصد تمامي دستگيرشدگان اين بود كه بتوانند در دادگاه شركت كنند و در نهايت به گونهاي از دستگيري دوستانشان در روز 22 خرداد اعلام نارضايتي نمايند. تا آنجايي كه از موكلان و افراد دستگيرشده اطلاع دارم هيچكدام قصد مجرمانه نداشتهاند.
در هر حال حتي اگر بخواهيم عنوان تجمع را به آنها نسبت دهيم، اين اختيار را قانون به همه افراد داده است تا با در نظر گرفتن و رعايت شرايطي، مراتب اعتراض خود را نسبت به يك امر خاصي كه هدف آشوبطلبانه و براندازانه نداشته باشد با تجمع و راهپيمايي اعلام كنند؛ در اين مورد اصل 27 قانون اساسي صراحتا مقررميدارد: <تشكيل اجتماعات و راهپيماييها، بدون حمل سلاح، به شرط آنكه مخل مباني اسلام نباشد آزاد است.>
به هر تقدير براي تمامي دستگيرشدگان، پروندهاي در معاونت امنيت دادسراي انقلاب تشكيل شد و با قرارهاي تامين كيفري آزاد هستند و اين انتظار ميرود تا با در نظر گرفتن جميع جهات و اينكه در اصل و واقعيت هيچكدام از آنها قصد بر هم زدن امنيت كشور و اخلال در نظم عمومي را نداشتهاند برائت آنها اعلام شود چراكه به ذهن هم نميگنجد كه سي نفر زن بدون داشتن هيچگونه امكاناتي بتوانند امنيت كشور را بر هم بزنند و نسبت به نظم عمومي اخلال ايجاد كنند.
*محمد مصطفايي، وكيل پايه يك دادگستري
منبع: روزنا
خبر نامه وب سایت رادیو فردا
فیلتر شکن امروز رادیو فردا:
anbarabad.com
If the text below is unreadable
Please change your browser encoding to Unicode (UTF-8), by selecting view then encoding in your browser
نه کنسرت در نه شهر جهان با شرکت بیش از یکصد خواننده با نام «زمین زنده - Live Earth» در هفتم ژوئیه برگزار می شود تا مردم را از خطر گرمایش زمین آگاه کند.
ال گور، معاون رییس جمهوری سابق آمریکا و از برگزار کنندگان اصلی مجموعه کنسرت های «زمین زنده» در این زمینه گفت: «نخستین کنسرت در استرالیا برگزار می شود و با نهمین کنسرت در ریودوژانیرو در برزیل کنسرت های زمین زنده پایان می گیرد.»
وی با اشاره به تغییرات جوی افزود که شرایط در سطح جهان اضطراری است.
پیش از این مجوعه کنسرت های «LIve 8» و کنسرت گروهی «Live Aid»، با اهداف بشردوستانه و برای مبارزه با فقر به موفقیت های غیرقابل پیش بینی دست یافته اند و به نظر می رسد که برگزارکنندگان مجموعه کنسرت های «زمین زنده» یا «Live Eart»، با الهام گرفتن از دو کنسرت قبلی برنامه ریزی شده اند.
از «LIve 8» و «Live Aid» به عنوان «ابرکنسرت های تاریخی» یاد می شود که توانستند نظر بسیاری از مردم جهان را به موضوع مبارزه با فقر جلب کنند و بسیاری از ستاره های مطرح جریان اصلی موسیقی روز جهان نیز در آنها به روی صحنه رفتند.
در نه کنسرت اخیر نیز ستاره های محبوبی چون لینکین پارک، مدونا، سنوپ داگ، پلیس و جنسیس به روی صحنه خواهند رفت.
به گزارش خبرگزاری رویترز، برگزارکنندگان امیدوارند که حدود دو میلیارد نفر در سراسر جهان از طریق تلویزیون و اینترنت این کنسرت ها را تماشا کنند و پیام «زمین زنده» را برای کاهش گرمایش زمین دریافت کنند.
ال گور نیز گفت که امیدوار است تماشاگران رهبران خود را تحت فشار قرار دهند تا با امضای معاهده جدیدی تا سال ۲۰۰۹ موجب کاهش آلودگی که موجب گرمایش زمین شود.
وی ابراز امیدواری کرد تا سال ۲۰۵۰ که این آلودگی تا حدود ۵۰ درصد کاهش یابد.
اما در عین حال باب گلداف از ستارگان راک بریتانیا که کنسرت های «Live Aid» و «LIve 8» هر دو از ایده های او بودند و با پیگیری های او برگزار شدند، در مورد تاثیر کنسرت «زمین زنده» چندان خوشبین نیست.
وی گفت که دنیا در حال حاضر در مورد خطر گرمایش زمین اگاهی کافی دارد و کنسرت «زمین زنده» فاقد «هدف نهایی» است.
شهرهای سیدنی، توکیو، شانگهای، هامبورگ، لندن، نیویورک، واشنگتن و ریو دو ژانیرو میزبانان مجموعه کنسرت های اخیر خواهند بود.
به گزارش خبرگزاری فرانسه شهر واشینگتن آخرین شهری بود که برای برگزاری کنسرت اعلام شد.
در حال حاضر کنسرت سیدنی و توکیو آغاز شده است و در ساعات پیش رو، کنسرت های اروپا نیز آغاز خواهند شد.
با اعلام تاخير در تکميل نيروگاه اتمی بوشهر توسط روسيه، حسن روحانی سرپرست سابق هيئت مذاکره کننده هسته ای روز پنج شنبه ۲۶ ژوئيه گفت مشکل روسيه در ارتباط با ساخت نيروگاه هسته ای بوشهر، يک مشکل سياسی است نه اقتصادی.
آقای روحانی گفت: «روسيه ابتدا قرار بود در سال ۲۰۰۵ نيروگاه بوشهر را راهاندازی کند، بعد از آن در ديداری که با آقای پوتين داشتم او به من قول داد که اين نيروگاه را تا سال ۲۰۰۶ تحويل دهد؛روسها بعدها اعلام کردند که اين کار را تا سال ۲۰۰۷انجام میدهند و اخيرا شنيدهايم که سال ۲۰۰۸ اين کار را انجام میدهند.»
آقای روحانی دليل تاخير در ساخت نيروگاه بوشهر را بيشتر مشکلات سياسی دانست تا مشکلات فنی و مالی و گفت: «:شايد اگر پرونده هستهای ايران از آژانس بيرون نمیآمد آنها (روس ها) به عهد خود وفا میکردند اما امروز شرايط سياسی کمی تفاوت کرده است.
تاخير در تکميل نيروگاه بوشهر
سرگيی کيسلياک، معاون وزير امور خارجه روسيه روز پنج شنبه ۲۶ ژوئيه گفت کار تکميل نيروگاه بوشهر به سال آينده ميلادی موکول شده است.
آقای کيسلياک که از باکو ديدار می کرد گفت دلايل اقتصادی باعث تاخير در کار نيروگاه بوشهر شده است، اما افزود روسيه خود را به تکميل نيروگاه بوشهر و رساندن آن به مرحله بهره برداری و ظريفيت کامل موظف می داند.
او افزود روسيه به تعهدات خود برای راه اندازی اين نيروگاه به طور کامل پايبند است اما جمهوری اسلامی به تعهدات مالی خود عمل نکرده است.
اين در حالی است که جمهوری اسلامی می گويد اقساط خود را به موقع پرداخت کرده و روسيه، زير فشارهای سياسی، تکميل نيروگاه هسته يی بوشهر را به تعويق می اندازد.
روز چهارشنبه ۲۵ ژوئيه نيز پيمانکار روسی که در کار ساخت نيروگاه بوشهر است، اعلام کرد که قادر به تکميل ساخت نيروگاه اتمی بوشهر تا سپتامبرآينده نخواهد بود و واقع بينانه ترين تاريخ برای راه اندازی کارآن نيروگاه، پائيز سال ۲۰۰۸ ميلادی (بيش از يکسال ديگر) است.
مسئولان شرکت شرکت اتم استروی اکسپرت روسيه Atomstroiexport بارها اعلام کرده اند که تاخير تهران در پرداخت بدهی، ممکن است به پروژه ساخت نيروگاه هسته ای بوشهر «به گونه برگشت ناپذيری» آسيب برساند.
ايران ادعای روسيه مبنی بر پرداخت نکردن هزينه ساخت نيروگاه اتمی بوشهر توسط تهران را رد کرده است و می گويد از ۱۰ اکتبر ۲۰۰۶ تا ۱۴ مارس ۲۰۰۷ بيش از ۷۵ ميليون دلار و پنج ميليارد و ۶۰۰ ميليون تومان به شرکت روسی پيمانکار نيروگاه اتمی بوشهر پرداخت کرده است.
ارزش قرارداد نيروگاه اتمی بوشهر به يک ميليارد دلار بالغ می شود.
تاثير فشارها بر ايران و زمان تکمیل نيروگاه بوشهر
از زمانی که ايران به علت پافشاری بر برنامه هسته ای خود، زير فشار آمريکا و غرب برای تعليق فعاليت های هسته ای خود قرار گرفته است، راه اندازی نيروگاه بوشهر نيز به يک مساله حساس سياسی تبديل شده است.
با وجود آنکه تحريم های شورای امنيت که در بيست و سوم ماه دسامبر سال گذشته ميلادی تصويب شد، شامل نيروگاه اتمی بوشهر نمی شود، اما به گفته کارشناسان تشديد تحريم ها، بر زمان تکميل نيروگاه بوشهر تاثير منفی داشته است.
خط لوله يی که گاز طبيعی دريای خزر را از راه ترکيه به يونان و سپس به ايتاليا خواهد رساند، ۱۵ روز ديگر رسما آغاز به کار خواهد کرد.
اين انتقال گاز طبيعی از بزرگترين دريای بسته يا درياچه جهانی، در حالی انجام خواهد شد که جمهوری اسلامی با چهارکشور واقع در کرانه های دريای مازندران، برسر نظام حقوقی آن همچنان اختلاف دارد.
بازار تشنه نفت و گاز اروپا روز به روز بيش از پيش می کوشد تا از ميزان اتکا خود به منابع روس بکاهد.
ترکيه، حلقه اصلی در اين زنجيره کوشش اروپا، بدون آن که خود قطره يی نفت و گاز طبيعی مايع داشته باشد، بيشترين سود را از تشنگی اين بازار می برد.
يکی از منابع اصلی برای رفع عطش های سوختی اروپا ميدان گاز «شاه دنيز» در جمهوری آذربايجان است.
خط لوله گاز؛ «خط امید»
خط لوله يی که قرار است گاز اين ميدان را از راه ترکيه به يونان، وسپس به ايتاليا ببرد، «خط اميد» ناميده شده است.
به زودی، ديگر کشورهای کرانه دريای مازندران، البته بجز ايران و روسيه، از همين «خط اميد» و خط لوله های موازی آن که در آينده ساخته خواهد شد، بهره خواهند گرفت تا نفت و گاز خود را به اروپا برسانند. اما در اين ميان، ايران، زير فشار تحريم ها و مجازات های بين المللی، و محروم از امکان بهره برداری از «خط اميد»، سرش باصطلاح «کلاه رفته است.»
سر و صداهای گاه گوشخراش درباره فعاليت های هسته يی جمهوری اسلامی چنان اوجی گرفته است که، در حال حاضر، کوچکترين صدايی را، اگر اصلاً صدايی وجود داشته باشد، درباره غيبت ايران در بازارهای بين المللی گاز طبيعی، و نيازهای سنگين ناشی از آن، يکسره پنهان می کند.
از سوی ديگر، به نظر می رسد که سکوت درباره منافع از دست رفته ايران در دريای مازندران، خود خواسته نيست؛ ابلاغی است.
شايد از همين رو، در ايران امروز، بگو مگو بر سر اين که مثلا دريای مازندران را بايد فقط و فقط دريای مازندران ناميد، و از کاربرد نام «خزر» برای اين بزرگترين دريای بسته يا درياچه جهان بايد پرهيز کرد، بر بحث و جدل درباره علل «بی کلاه ماندن سر» ايران در بهره برداری از منابع دريای مازندران مرجح بنظر می رسد.
بی توجهی به از دست رفتن حقوق ايران
به گفته شماری از تحليلگران، يکی از دلايل بی توجهی به از دست رفتن حقوق ايران در دريای مازندران شايد اين باشد که دولت محمود احمدی نژاد نياز های مالی خود را با فروش نفت به راحتی برآورده می کند.
افزايش بهای نفت که روز پنج شنبه، چهارم مرداد ماه به بشکه يی نزديک به هفتاد و هفت دلار رسيد، احتمال پرداختن به ديگر منابع ثروتزای ايران را کم رنگ تر ساخته است.
همين تحليلگران می گويند دولت محمود احمدی نژاد به ويژه از اين موهبت برخوردار است که کارگران صنايع نفت در ايران، بر خلاف همکاران خود در بيشتر کشور های صادر کننده نفت، از افزايش بهای نفت در بازارهای جهانی سهمی نخواسته اند.
دولت محمود احمدی نژاد با اعتصاب های کمرشکن کارگران صنايع نفت در نيجريه روبرو نيست. اعتصاب هايی که تا سهمی از افزايش بهای نفت به کارگران نيجريه يی پرداخت نشد و شرايط کاری و شغلی آن ها بهبود نيافت، پايان نيافت.
برخلاف تبلیغات، ایران «اورانيوم خيز» نیست
تحليلگران نفتی می افزايند: از سوی ديگر، تبليغ اين نظر بی پايه و اساس که منابع اورانيوم، بر خلاف منابع سوخت های فسيلی مانند نفت و گار، پايان ناپذيرند، و در نتيجه دستيابی به فن آوری های ويژه غنی سازی اورانيوم کليه نيازهای سوختی ايران را برآورده خواهد کرد، پرونده «گاز» و «گاز طبيعی» ايران را در پستوی فراموشی پنهان کرده است.
در حالی که نه تنها اورانيوم نيز همانند نفت و گاز ميزان محدودی دارد و موجودی آن روزی به پايان می رسد، که آخرين برآوردهای بين المللی نشان می دهد که ايران کشوری باصطلاح «اورانيوم خيز» نيست.
به گفته نماينده آمريکا در آژانس بين المللی انرژی اتمی، موجودی اورانيوم در ايران برای نياز های فقط يا نيروگاه هسته يی به مدت هفت سال کافی است. در نتيجه، اگر در آينده، نيروگاه های هسته يی ديگری برای ايران ساخته شود، حکومت تهران برای تامين نيازهای سوختی آن ها بايد به کانون جهانی فروش اورانيوم که زمامدار اصلی آن کانادا است روی آورد.
منتقدان دولت محمود احمدی نژاد معتقدند که دليل اصلی سر و صدای بسيار درباره انرژی هسته يی در ايران، سرپوش گذاشتن بر مشکلات داخلی، از جمله ناتوانی آن دولت در راهيابی به بازار پر سود گاز و گاز طبيعی است.
به گفته همين منتقدان، دولت آقای احمدی نژاد حتی در پی گيری طرح بسيار قديمی احداث خط لوله يی که گاز طبيعی ايران را قرار است از راه پاکستان به هند برساند، ناکام بوده است.
يکی از منتقدان ياد شده، پا را از اين هم فراتر گذاشته و تن در دادن دولت آقای احمدی نژاد به فروش گاز طبيعی ايران به قيمتی بسيار نازل به هند را «از قرارداد ترکمن چای هم خفت بار تر» خوانده است.
يک روزنامه آمريکايی روز جمعه به نقل از يک مقام دولتی نوشت که آمريکا، از شيوه برخورد عربستان سعودی با مساله عراق ناراضی است و این کشور، عربستان را متهم می کند که برای شکست دولت عراق تلاش می کند.
روزنامه نيويورک تايمز به نقل از يک مقام آمريکايی که نامش فاش نشده گزارش داد که آمريکا معتقد است، عربستان برای تضعيف دولت شيعه عراق تلاش می کند و در جلوگيری از پيوستن برخی مسلمانان تندرو به شورشيان عراقی نيز ناموفق عمل کرده است.
به نوشته اين روزنامه، مقام های سعودی، نوری المالکی، نخست وزير شيعه عراق را «مامور دولت ايران» می دانند و برای شکست کابينه او تلاش می کنند.
نيويورک تايمز نوشته است، این مقام ارشد آمريکايی گفته است دولت آمريکا به شواهدی دست پیدا کرده است که نشان می دهند عربستان سعودی به مخالفان آقای المالکی پول می دهد.
اما اين شخص که منبع اطلاعاتی گزارشگر نيويورک تايمز بوده، اينکه آيا عربستان اين پولها را به شورشيان نيز می دهد يا نه، تاييد نکرده است.
وی با اين حال گفته است: «در اينکه از ميان مخالفان چه کسی شورشی است و چه کسی شورشی نيست، اختلاف نطر وجود دارد.»
پيش از اين مقام های دولت جرج بوش اعلام کرده بودند که هر ماه، به طور متوسط بين ۶۰ تا ۸۰ شبه نظامی خارجی وارد عراق می شوند که نيمی از آنها از عربستان سعودی خود را به خاک عراق می رسانند.
برخی مقام های دولت آمريکا پيش از اين از دولت عربستان به دليل آنچه «اقدامات ناکافی برای جلوگيری از ورود شورشيان به عراق» توصيف می کنند، انتقاد کرده اند.
جرج بوش و نزديکانش در کاخ سفيد، همواره بر سر مسايل عراق، از انتقاد رسمی و علنی از کشوری که متحد قديمی ايالات متحده آمريکا در خاورميانه محسوب می شود، خودداری کرده اند و در عوض، بارها از ايران و سوريه انتقاد کرده اند.
در انتقادهايی که آمريکا از ايران و سوريه مطرح کرده است، موضوع حمايت مالی و نظامی از شورشيان چندين بار تکرار شده است.
اما آن گونه که نيويورک تايمز به نقل از منبع خود نوشته است، دولت آمريکا اخيرا پيام های روشنی برای دولتمردان سعودی فرستاده است تا نارضايتی خود را از وضع موجود به اطلاع آنها برساند.
روابط ديرپای عربستان و آمريکا، از زمان حمله آمريکا به عراق، با ناملايماتی همراه شده است. در ماه مارس نيز ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی، حضور آمريکا در عراق را «اشغال نامشروع نيروی خارجی» توصيف کرد و در نگاه ناظران، ضربه ای جدی به اين روابط وارد ساخت.
تنش های اخير ميان دو کشور در بحران اعراب و اسراييل، با تلاش آمريکا برای اينکه عربستان از ايده های ديپلماتيک آمريکا حمايت کند، تا اندازه ای افزايش يافته است.
روزنامه نيويورک تايمز نيز در گزارش خود، سفر ماه ژانويه زلمای خليلی زاد به عنوان سفير آمريکا در عراق به رياض را نمونه ای از تنش های دو کشور توصيف کرده است، چرا که در اين سفر، مقام های سعودی با ارائه آنچه «اسنادی معتبر» می خواندند، تلاش کردند که ثابت کنند، نوری المالکی شخص قابل اعتمادی نيست.
اين روزنامه نوشته است که در يکی از اين «اسناد»، ادعا شده که آقای المالکی، «مامور ايران» است و در يک «سند» ديگر نيز آمده که آقای المالکی در جريان مناقشه افزايش نيروهای آمريکايی در عراق، از مقتدا صدر خواسته است که به اعتراض ملايم خود ادامه دهد.
نيويورک تايمز می نويسند: «با اينکه مقام های آمريکايی به ملک عبدالله و ديگر مقام های سعودی اعلام کرده اند که اين مدارک جعلی هستند، اما سعودی ها کماکان به گمانه زنی های خود ادامه می دهند.»
مهلت جديد گروه طالبان برای آزادی ۲۲ گروگان کره جنوبی، ظهر روز جمعه، ۲۷ ژوييه، به پايان رسيد و هنوز خبری از توافق برای آزادی یا مرگ احتمالی آنها منتشر نشده است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، شبه نظاميان طالبان تا ظهر روز جمعه، به دولت افغانستان مهلت داده بودند تا هشت تن از اعضای زندانی آن گروه را در قبال آزادی گروگان های اهل کره جنوبی، که هفته پيش توسط نيروهای طالبان ربوده شده بودند، آزاد کند.
آنان همچنين از دولت کره جنوبی خواسته اند تا ۲۰۰ نيروی نظامی خود را از افغانستان خارج کند. در اين مورد، سئول گفته است که اين نيروها بر اساس تاريخ از پيش تعيين شده در پايان سال ۲۰۰۷ ميلادی از افغانستان خارج خواهند شد.
گروه طالبان تا کنون يک نفر از این گروگان ها را به قتل رسانده است. این گروه اعلام کرد به دليل بی نتيجه ماندن مذاکرات با دولت افغانستان و مقام های کره جنوبی، اين گروگان به قتل رسیده است.
هويت اين گروگان کشته شده، بائه هيونگ کيو، ۴۲ ساله، اعلام شده است. جسد او در حالی پيدا شد که جای ۱۰ گلوله در سر، سينه و شکم وی مشاهده می شد.
بائه هيونگ کيو، سرپرست گروهی از مبلغان مسیحی بود. اعضای اين گروه در شرايطی به گروگان گرفته شدند که در حال سفر در شاهراه کابل – قندهار بودند.
تقاضای نماينده گروگان ها
در اين حال، يکی از زنان کره ای به گروگان گرفته شده روز پنجشنبه، ۲۶ ژوييه، در مصاحبه ای تلفنی با شبکه تلويزيونی سی. بی. اس آمريکا، برای آزادی خود و ساير گروگان ها تقاضای کمک کرد.
«يو سيون جو» در اين مصاحبه گفت: «ما در موقعيت دشواری به سر می بريم. همگی مريض شده ايم. خواهش می کنم به ما کمک کنيد.»
اين گروگان کره ای از سئول و جامعه بين المللی تقاضا کرد که با انجام توافق با طالبان، موجبات آزادی آنان را فراهم آورند.
در اين ميان، پيش از پايان مهلت جديد طالبان، عليشاه احمدزای، رييس پليس ولايت غزنی، منطقه ای که ۲۳ تبعه کره جنوبی به گروگان گرفته شدند، به خبرگزاری فرانسه گفت: «مذاکرات برای آزادی اتباع کره جنوبی ادامه دارد. ما به نتيجه مثبت اين مذاکرات خوش بين هستيم.»
وی افزود: «هدف ما يافتن راه هايی است که چگونه گروگان ها را بدون مصالحه بر سر قوانين و مقررات مان درچنين مواردی، آزاد کنيم.»
اشاره رييس پليس ولايت غزنی به تعهد حامد کرزی، رييس جمهوری افغانستان بود که پس از آزادی پنج زندانی طالبان در ازای يک گزارشگر ايتاليايی در ماه مارس، از مقام های افغان خواست از انجام چنین معامله هایی خودداری کنند.
يوسف احمدی، سخنگوی گروه طالبان، به خبرگزاری فرانسه گفت: « اين گروه دو روز پيش، ۲۵ ژوييه، در پايان مهلتی که آن را مهلت نهايی خوانده بود، در پی درخواست دولت افغانستان با دادن مهلتی ديگر موافقت کرد.»
در مقابل، وحيد الله مجددی، رييس هيات دولت افغانستان برای آزادی گروگان های کره ای با تاييد مهلت جديد طالبان گفت که اين هيات تمام تلاش خود را برای تامين امنيت و آزادی گروگان ها به کار خواهد گرفت.
بازار نقل و انتقال فوتباليست های ايرانی در ليگ امارات، موسوم به ليگ اتصالات گرم تر از سال های گذشته شده است.
دوازده بازيکن ايرانی در ليگ ۲۰۰۸- ۲۰۰۷ توپ خواهند زد که بيشترشان مهاجمان و هافبک های ليگ برتر ايران، ليگ خليج فارس، هستند. اين بازيکنان پس از درخشش در داخل کشور مورد توجه اماراتی ها قرار می گيرند.
چهار قرارداد جديد و هشت تمديد قراداد برای فوتباليست های ايرانی، باعث شده است که بيشترين بازيکنان خارجی ليگ اتصالات را ايرانيان و برزيلی ها تشکيل دهند.
ليگ فوتبال امارات به دليل حمايت گسترده شرکت مخابرات، يا اتصالات دبی از ليگ، به اين نام خوانده می شود.
البته بيشتر بازيکنان و باشگاه های اين ليگ تمايلی برای اعلام رقم دقيق مبلغ قرارداد ندارند و فقط بعضی از آنها حاضر به اعلام دقيق رقم قراردادشان هستند. مثلا جواد کاظميان می گويد يک ميليون دلار از باشگاه الشباب پول گرفته است و عنايتی هم با گفتن رقم ۹۰۰هزار دلار خودش را از شر ما راحت می کند.
علی سامره قرارداد خود با الشعب شارجه را تمديد کرده است و جواد کاظميان و ايمان مبعلی همچنان در الشباب دبی بازی خواهند کرد.
مسعود شجاعی اين فصل را همچنان در الشارجه توپ می زند و عنايتی و خطيبی هم در امارات راس الخيمه خواهند ماند.
سياوش اکبرپور، کيوان ساجدی مهدی رجب زاده، ميثم بائو، مهرداد اولادی و مهرزاد معدنچی نيز بازيکنانی هستند که امسال برای اولين بار در ليگ امارات بازی خواهند کرد.
اکبرپور با الظفره ابوظبی، ساجدی با بنی ياس، بائو و معدنچی با الشعب شارجه و اولادی با الشباب دبی قرارداد بسته اند.
فرهاد مجيدی بازيکن آزاد است و به علت توهين به يک بازيکن سياه پوست مورد خشم تماشاچيان و مسئولان فوتبال امارات قرار گرفته و ممکن است ديگر نتواند در ليگ اين کشور بازی کند.
پيشرفت حرفه ای يا فقط درآمد بيشتر؟
شش تيم از مجموع دوازده تيم حاضر در اين ليگ تمام قرارداهايشان را بسته اند و شش تيم ديگر به دنبال بازيکن هستند تا به اصطلاح تيم هايشان را ببندند.
از همين رو، امکان حضور بيشتر بازيکنان ايرانی در اين ليگ هم وجود دارد. اما سوال اين است که آيا واقعا ليگ فوتبال امارات باعث پيشرفت بازيکنان ايرانی می شود يا اينکه فقط در کسب درآمد به آنها کمک می کند؟
جواد کاظميان در پاسخ به همين پرسش، به راديو فردا می گويد:«امکانات ليگ امارات به مراتب بهتر از ليگ کشور خودمان است و همه چيز اينجا برای بازيکنان خارجی مهيا می شود. البته در ايران هم هوای بازيکنان خارجی را دارند ولی برای فوتباليست های داخلی ارج و قرب زيادی قايل نمی شوند. مثلا من در شارجه هم خانه و هم ماشينم را از باشگاه گرفته ام و زياد هم به فکر جواب پس دادن به مطبوعات و تلويزيون نيستم و سعی می کنم خوب تمرين کنم تا بتوانم قراردادهای بهتری بگيرم. در يک کلام همه چيز در اينجا بستگی به خود بازيکن دارد.»
وی می گويد:«اما متاسفانه در ايران حاشيه های فوتبال خيلی زياد است و اگر کسی نتواند از آن فرار کند دچار سرنوشت مجاهد خذيراوی و ميثم بائو می شود و ممکن است سال ها از فوتبال دور بماند. اما اينجا از اين مسائل خبری نيست و ما فقط به فکر خوب بازی کردن و خوب زندگی کردن هستيم.»
علی سامره آقای گل سال گذشته ليگ اتصالات که همراه با اندرسون برزيلی به اين مقام دست يافت، به راديو فردا می گويد: «ليگ امارات شمشير دولبه است. يا باعث پيشرفت بازيکن و يا باعث تعطيلی او برای هميشه می شود.»
او معتقد است که علی کريمی و جواد نکونام از نمونه های موفق اين ليگ هستند که توانستند با پشتکار و درخشش در امارات به ليگ های معتبر اروپايی راه بيابند.
علی کريمی سه سال متوالی در الاهلی دبی و جواد نکونام يک سال برای الشارجه بازی کردند، اما اسماعيل القبار مفسر تلوزيون ورزشی دبی علاوه بر تاييد نظر علی سامره می گويد:«حال فرهاد مجيدی را هم می توان ديد که شش سال عمر و جوانی اش را برای تيم الوصل گذاشت و فقط توانست مقداری پول پس انداز کند تا با آن به زندگی اش ادامه دهد و در واقع از نظر ورزشی پرونده موفقی به دست نياورد. فصل گذشته فقط سه گل زد و به نظر می رسد که ديگر تاريخ مصرفش تمام شده است.»
به هر حال، چند سالی است که ليگ امارات، به محل ثابتی برای بهترين بازيکنان فوتبال ايران بدل شده است.
تقريبا همه ستاره های بزرگ ايرانی در پنج سال اخير دست کم يک فصل در اين ليگ بازی کرده اند:
خداداد عزيزی سال ۲۰۰۲، علی دائی ۲۰۰۳، علی کريمی ۳سال پياپی با الاهلی دبی و فرهاد مجيدی رکورد دار در اين زمينه با ۶ فصل حضور متوالی در تيم النصر.
مثلث های زهردار ايرانی
اما در قوانين ليگ امسال امارات تغييراتی هم روی داد که به نفع بازيکنان خارجی است چرا که از اين به بعد هر تيم به جای دو بازيکن خارجی می تواند از سه بازيکن خارجی استفاده کند.
البته اين قانون به جذاب شدن مسابقات ليگ اتصالات برای تماشاچيان ايرانی حاضر در امارات هم کمک می کند.
مثلا تيم الشباب دبی يک مثلث قوی ايرانی را با حضور ايمان مبعلی، مهرداد اولادی و جواد کاظميان تشکيل داده است و از طرف ديگر، تيم امارات راس الخيمه با مثلث رضا عنايتی، رسول خطيبی و مهدی رجب زاده پا به ليگ امسال خواهد گذاشت.
همچنين اگر حضور مهرزاد معدنچی در تيم الشعب شارجه قطعی شود، اين تيم هم يک مثلث تهاجمی قوی با حضور وی و علی سامره و ميثم بائو خواهد داشت.
چنين اتفاقی می تواند حضور تماشاچيان ايرانی را هم در باشگاه های هميشه کم و بیِش خالی امارات در پی داشته باشته باشد.
درسرزمين های فلسطينی، محمود عباس، رهبر تشکيلات خودگردان و دولت جديد، برنامه سياسی جديد خود را ارائه کردند و متعهد شدند که دربرگزاری انتخابات جديد پارلمانی، امکان ندهند که سازمان حماس دوباره اکثريت کرسی ها را به دست آورد.
در آستانه سفر وزيران امور خارجه و دفاع ايالات متحده به خاورميانه، که يکی از اهداف آن، ادامه تلاش ها برای پيشبرد گفت و گوهای سياسی اسراييلی ها وفلسطينی ها اعلام شده، دولت فلسطينی به نخست وزيری سلام فياض، برنامه کاری خود را منشتر کرد.
در اين برنامه برای نخستين بار درطول موجوديت سازمان آزاديبخش فلسطين، «لزوم مقاومت مسلحانه» در برابر اسراييل از اساسنامه دولت حذف شده است.
مقامات دولت اسراييل، روز جمعه به اين طرح واکنش به گفته ناظران «محتاطانه ای» نشان دادند وگفتند، «بايد درصحنه عمل اين برنامه را سنجيد.»
سازمان حماس با بيان نارضايتی از برنامه تازه، عدم قرارگرفتن «مقاومت مسلحانه» عليه اسراييل را «امری مذموم وغير قابل تحمل» توصيف کرد.
عطا طاها از سخنگوی حماس همچنين اعلام کرد که محمود عباس دربرنامه خود برای جلوگيری از ورود مجدد نيروهای حماس به دوره بعدی پارلمانی، موفق نخواهد شد.
حماس برنامه محمود عباس برای برگزاری انتخابات زود هنگام پارلمانی را رد کرده ومعتقد است که دوره کنونی که ازيک سال ونيم عمر دارد، کماکان پارلمان قانونی است و بايد به کار خود ادامه دهد.
برخی گزارش ها حاکی است، درپی عزل اسماعيل هنيه ازسوی محمود عباس، پارلمان عملا فلج شده است و به جای آن، شورای مرکزی سازمان آزاديبخش فلسطين تصميمات مهم مورد نظر محمود عباس را تصويب کرده است.
محمود عباس پنجشنبه شب اعلام کرد که با برقراری قوانين و محدوديتهايی، نخواهد گذاشت که حماس بار ديگر اکثريت کرسی های پارلمان را دراختيار بگيرد.
محمود عباس درعين حال تاکيد کرد که نمی تواند هنوز موعدی برای انتخابات تعيين کند و نيز از پاسخ به اين سوال که آيا خود را نامزد دوره بعدی رياست جمهوری فلسطين خواهد کرد يا نه، خودداری کرد.
وی ديروز تاکيد کرد که مروان برغوثی می تواند جانشينی شايسته برای وی باشد، و گفت، درخواست برای آزادی برغوثی را درديدار بعدی خود با نخست وزيراسراييل مطرح خواهد کرد.
مروان برغوثی، يکی ازدستياران مهم ياسرعرفات بود که اسراييل او را به اتهام طرح ريزی يک رشته عمليات انتحاری و مسلحانه، به ۵ بار حبس ابد محکوم کرد.
آزادی مروان برغوثی از جمله موضوعاتی است که در ميان سياستمدارن اسراييلی نيز هودارانی دارد.
اين گروه از سياستمداران اسراييلی و سازمان آزاديبخش فلسطين معتقدند که آزادی برغوثی به تقويت ميانه روهای فلسطينی دربرابر سازمان حماس کمک خواهد کرد.
ناظران فلسطينی می گويند، خروج محمد ذحلان که سابقه ای طولانی در امور امنيتی دارد، ازصحنه قدرت تشکلات خودگردان فلسطينی نيز به موقعيت محمود عباس لطمه زده است.
استعفای ذحلان، ضربه تازه به عباس
محمد ذحلان که پرقدرت ترين مرد امنيتی درکنار محمود عباس محسوب می شد، پنجشنبه با تقديم درخواست کناره گيری خود به محمود عباس، دليل اين امر را بيماری خويش توصيف کرد.
اين درحالی است که حماس و بخشی ازافکار عمومی فلسطينی، محمد ذحلان را به بی کفايتی و فساد گسترده متهم می کردند.
گروهی ازنيروهای جنبش فتح نيز خواهان برکناری وی شده وشخص او را عامل موفقيت حماس درتسلط بر غزه می دانستند.
انتشارگزارشهای فزاينده مربوط به دست داشتن محمد ذحلان در فساد مالی نيز موجب شد که هفته گذشته دولت سلام فياض اموال وحسا بهای بانکی آقای ذحلان را مصادره کند وآن را بخشی از «اموال ملی فلسطين» اعلام کند.
همزمان، کميسيون تحقيق داخلی فلسطينی ها که برای بررسی رويدادهای خونين دو ماه پيش درغزه ازسوی محمود عباس برپا شده بود، روز جمعه گزارش نهايی خود را به رهبر تشکيلات خودگردان ارائه کرد.
محمود عباس هنگام گرفتن اين گزارش متعهد شد که همه توصيه ها وپيشنهادات اين کميسيون تحقيق را «مو به مو» به مرحله اجرا بگذارد.
اين کميسيون بررسی کرده بود که چرا حماس به «کودتا» درغزه دست زد و توانست نيروهای جنبش فتح را از قدرت در اين بخش ازسرزمينهای فلسطينی کنار زند.
«مرگ تور دو فرانس»عنوان صفحه نخست شماره روز پنجشنبه ۲۶ ژوييه روزنامه فرانسوی ليبراسيون بود در بالای عکسی ضد نور و به مانند يک روح از يک دوچرخه سوار در حال مسابقه چاپ شده بود.
در همين حال روزنامه فرانس سوآر صفحه نخست خود را به يک اطلاعيه ترحيم اختصاص داده و مرگ « تور » را در روز ۲۵ ژوييه ۲۰۰۷ در اورتز و در سن ۱۰۴ سالگی در پی يک بيماری طولانی، آگهی کرده بود.
اين روشن ترين و در همين حال، سخت ترين حکم در مورد مسابقه ای است که اين هفته متحمل يک مجموعه جنجال های دوپينگ و در چهارشنبه شب منجر به اخراج ميخاييل راسموسن، پيشتاز اين مسابقه ها شد.
در پی آزمايش های مثبت استفاده از مواد نيروزا در اوايل هفته در مورد آنهايی که پيش از شروع دوچرخه سواری دور فرانسه اميدهای قهرمانی بودند، يعنی الکساندر وينوکوروف از قزاقستان و کريستيان موره نی از ايتاليا، جنجال راسموسن ضربه مرگبار و کوبنده ای بر« تور دو فرانس »، به عنوان سرگل زندگی فرانسوی در هر ماه ژوييه، از سال ۱۹۰۳ تاکنون بود.
مسابقه های امسال در سايه جنجال ناشی از جواب مثبت آزمايش دوپينگ فلويد لنديس آمريکايی، برنده غير واقعی سال ۲۰۰۶ آغاز شد.
او در جريان مسابقه ها از هورمون« تستوسترون» استفاده کرده بود. با وجود گذشت يک سال، آژانس ضد دوپينگ آمريکا پس از بازپرسی از لنديس، هنوز تصميم گيری نکرده است.
به اين ترتيب، مسابقه های امسال بدون يک مدافع عنوان قهرمانی شروع شد و با يک جنگ شديد برای بازيابی اعتبار آن به عنوان يک مسابقه ورزشی قانونی ادامه يافت.
آن گونه که بعضی روزنامه ها و مفسران در روز ۲۶ ژوييه اشاره کردند، اين جنگی بود برای « تور»ی که در آستانه سقوط قرار داشت.
ديويد ميلار اسکاتلندی، که دو سال محروميت ناشی از دوپينگ را سپری کرد تا بتواند در اين دوره يکی از رکابزنان باشد، در روز ۲۶ ژوييه، که راسموسن اخراج شده بود، پنجم شد.
او حالا يکی از پيشتازان مراحل کلی « تور» است. يکی از کسانی که برگزار کنندگان آنان را عاری از دوپينگ می پندارند. اما او يک واقعگرا است و می داند که تاريخ به اين پندار پاسخ خواهد داد.
او در پايان مسابقه پنجشنبه ياد شده گفت: «جالب اين است که در فرانسه از نظر تاريخی آنان هرگز باور ندارند که اين ورزش آلوده نيست. آنان هميشه بر اين تصورند که اگر شما برنده« تور» شديد، بايست دوپينگ کرده باشيد. اين يک فرهنگ فرانسوی در اين مسابقه ها است.»
اما پرسش اين است که آيا اين فرهنگ پا برجا می ماند؟ پاسخ خيلی به اين سوال مثبت است، زيرا اين تور، « تور دو فرانس » نام دارد و از ۱۹۰۳ تا کنون تداوم داشته است.
تور دو فرانس، مسابقه ای است که مردم از آن حمايت می کنند و اين حمايت، به خاطر دوچرخه سوارانی مانند وينوکوروف يا راسموسن و يا لنس آرمسترانگ نيست.
تور دو فرانس را ستارگان نساخته اند، اين« تور» بوده است که ستارگان را ساخته است؛ پس اکنون مساله اين است که چگونه بايد آن را مداوا کرد؟
نمايش خشونت از فرستنده های تلويزيونی جمهوری اسلامی به قصد نمايش فيلم مستندی که «مصاحبه با محکومين به اعدام، چند لحظه پيش از به دار کشيدن آنها» توصيف شده، از تکان دهنده ترين رخدادهای تاريخ رسانه های تصويری است.
فيلم با نمايش محکومانی که به اتهام «شرارت، قاچاق مواد مخدر، آدم ربايی و تجاوز» به چوبه دار سپرده خواهند شد و با نمايش رفتار خشن پرسشگر دو بعد خشونت را با واسطه رسانه ای فراگير، موثر و همگانی چون تلويزيون به جامعه منتقل می کند.
متخصصان تربيتی، روان شناسان و کارشناسان رسانه ها در جهان بر آنند که نمايش عمومی و همگانی قتل، اعدام، شلاق زدن، شکنجه و رفتارهای خشنی از اين دست، به ويژه در موقعيتی که جامعه با بحران های اقتصادی، روان شناختی، اجتماعی و سياسی رو به رو است، خشونت را در روان شناسی لايه های آسيب پذير جامعه به پديده ای عادی، مرسوم و بهنجار بدل می کند.
برای انتشار نظرات خود در مخالفت یا موافقت با حکم اعدام، اینجا کلیک کنید.
ترويج مستقيم و غير مستقم خشونت در رسانه پربيننده و موثری چون تلويزيون از مهم ترين دغدغه های کارشناسی است.
تلويزيون فراگيرترين، همگانی ترين و عمومی ترين رسانه جهان است و در کشورهايی با نرخ بالای بی سوادی چون ايران، تاثيراتی ديرپا و گاه ماندگار بر جامعه بر جای می نهد.
در اغلب کشورهای پيشرفته جهان، بر مبنای قوانين و مقررات دقيق و جدی، نمايش برهنه و روشن فضا، رفتار و موقعيت های خشن چون قتل، اعدام، شکنجه و.. نه فقط در فيلم های داستانی، که حتی در برنامه های خبری، گزارشی، آموزشی و مستند، در ساعت هايی که کودکان، نوجوانان ، جوانان و ديگر لايه های آسيب پذير جامعه امکان ديدن برنامه های تلويزيون را دارند، ممنوع است.
در اغلب کشورها شيوه ها و تکنيک های گوناگونی برای تلطيف اين گونه صحنه های ابداع و به کار گرفته می شود.
مجازات های بدوی به قصد عبرت
در سه دهه گذشته جامعه ايرانی تجربه های تلخی چون سنگسار، شلاق زدن، قطع اعضای بدن و اعدام در ملاء عام را تجربه کرده است.
محکومانی در پيش چشم مردمان، در ميدان ها و خيابان های پر رفت و آمد، با چرثقيل به دار کشيده شدند و زنان و مردانی در ملاء عام شلاق خوردند يا سنگسار شدند چرا که مسئولان جمهوری اسلامی گمان می برند که مجازات های بدوی چون اعدام، سنگسار، شلاق و قطع اعضای بدن در ملاء عام «بزهکاران بالقوه را می ترساند» و «مايه عبرت ديگران» می شود.
ظاهرا نمايش تلويزيونی اخير نيز همين هدف را دنبال می کند.
در دهه ۶۰ ، کانال يک تلويزيون جمهوری اسلامی برنامه ای مشابه برنامه اخير را پخش کرد.
در همين دهه صدها زندانی سياسی در ايران اعدام شدند. خاطرات زندانيان آن روزگار و گزارش های مستند منابع بين المللی حکايت از آن دارد که برخی محکومان به اعدام با شکنجه های جسمی و روحی وادار می شدند تا لحظه هايی پيش از مرگ در حسينه اوين از عقايد و کردارهای سياسی خود توبه کنند.
اين اقدام نيز با «عبرت دادن به ديگران» توجيه می شد.
نرخ بالای اعدام زندانيان سياسی و بزهکاران جنايی در سه دهه اخير و افزايش نرخ جرم و جنايت در همين سه دهه در ايران نشان می دهد که اعدام نه فقط اقدامی ضد انسانی است بلکه هيچ تاثيری در کاهش جرم و جنايت و خشونت ندارد.
مقايسه نرخ بالای جرم و جنايت در نقاطی که مجازات اعدام وجود دارد با کشورهايی که مجازات اعدام را لغو کرده اند، تاکيد پررنگی است بر همين نکته.
اعدام از تلخ ترين واقعيت های جامعه ما است. تلخ تر از آن، شکنجه جسمی و روانی انسانی است که تا چند لحظه ديگر چوبه دار را بر گردن خود حس می کند.
اما نمايش تلويزيونی اعدام يا شکنجه روانی اعدامی پيش از مرگ ، به دستاويز «مصاحبه برای عبرت ديگران»، نه فقط تلخ و دردناک است که خشونت را در جامعه ترويج می کند.
کارشناسان حضور برخی لايه های جامعه را در مراسمی چون اعدام، سنگسار، شلاق زدن و قطع اعضای بدن چون نموداری جدی از آسيب های روانی، فرهنگی و اجتماعی جامعه ارزيابی می کنن،د اما خشونت مصاحبه کننده با محکوم به اعدام و پخش برنامه ای از اين دست از تلويزيون از مرزهای آسيب شناسی بر می گذرد.
پيام محکومان
در نخستين پلان فيلمی که پخش شد، دوربين ، در محل اعدام دسته جمعی يا در سالن کناری آن، محکومان به اعدام را چند لحظه پيش از به دار کشيده شدن، با دست های از پشت بسته شده نشان می دهد.
مردی که قرار است نقش خبرنگار تلويزيون را بازی کند، با لحن و جمله بندی بازجويان اتاق تمشيت از محکومانی که هراس مرگ بر چهره، چشمان و صدايشان رنگی از وحشت پاشيده است می پرسد :«فکر می کنی اعدام می تواند تو را پاک کند؟»
دوربين تصوير درشت، کلوزاپ، سر به زير يکی از محکومان را نشان می دهد که به جرم قاچاق مواد مخدر به اعدام محکوم شده است.
محکوم که از مبحث پيچيده و کارشناسی «نقش اعدام در پاک کردن انسان ها» بی خبر است، پاسخ می دهد:«نمی دانم»
از ديگری می پرسد: «فکر می کنی انتهای نادانی و غفلت ها چی باشد ؟»
- «همين»
پرسشگر که فکر می کند تماشاگران برنامه مراد از واژه «همين» را در چنين موقعيتی نمی فهمند، با اصرار محکوم را برای پاسخ دلخواه خود تحت فشار می گذارد:«همين چيه؟»
- «چوبه اعدام»
پرسشگر از کسی که او را قاتل، شرور، قاچاقچی و.. خطاب کرده است، درست چند دقيقه پيش از اعدام، می خواهد که برای تماشاگران برنامه «پيام» بفرستد:«صحبت تو با کسانی که راه تو را ادامه می دهند چيست؟»
- «دنبال اين کارها نروند ... هر چه ببرند روزی بايد پس بدهند»
از پيرمردی که می گويد «من اين کاره نبودم» نيز می خواهد که برای امثال خود «پيام» بفرستد: «برای کسانی که مثل شما يک غفلت می کنند، يک اشتباه می کنند چه صحبتی داريد؟»
از محکوم ديگری می پرسد :«چقدر مواد از تو گرفتند؟»
- «مواد به نام ..»
پرسشگر با تمسخر می گويد:«ده نگو ....چقدر گرفتند؟»
از ديگری می پرسد: «آخر و عاقبت قاچاق مواد چيه ؟ »
- «هيچی»
-«هيچی چی يعنی چه؟» و اعدامی را تهديد می کند: «اين جا خيلی چيزها هست...قشنگ توضيح بده»
فيلمی که در آن، کسی محکومان دسته بسته و راهی مرگ را تمسخر و تهديد می کند، نمايش انسان های دست بسته ای که به سوی مرگ می روند، جز ترويج ترس و وحشت و خشونت چه «پيامی» را به کودکان، نوجوانان، جوانان و خانواده ها منتقل می کند؟
با تجديد چاپ کتاب های کلاه کلمنتيس و خدای عقرب در هفته گذشته، دو ترجمه ناياب احمد ميرعلائی در دسترس علاقه مندان قرار گرفت.
ترجمه های احمد ميرعلائی نه فقط به دليل کيفيت والای کار که علاوه بر اين، به دليل انتخاب هوشيارانه ای که پاسخ گويی به پرسش ها و نيازهای زمانه را هدف می گيرد، در ادب فارسی کم نظير است.
ميرعلائی برخی از بزرگ ترين شاعران و نويسندگان جهان از جمله خورخه لوئيس بورخس را با ترجمه ويرانه های مدور در سال ۴۹، اوکتاويو پاز را با ترجمه منظومه سنگ و آفتاب در سال ۵۲ ، ويليام گولدينگ را با ترجمه خدای عقرب در سال ۵۵، گراهام گرين را با ترجمه کنسول افتخاری در سال ۵۶ و ميلان کوندرا و نايپول را با ترجمه کلاه کلمنتيس و هند، تمدن مجروح در سال ۶۲ به فارسی زبانان معرفی کرد.
کلاه کلمنتيس که منتقدان از آن، چون يکی از بهترين آثار کوندرا و تمثيل گويای يادگاری سمجع از حقيقتی انکار شده ياد می کنند، روايتی است خلاقانه از تلاش نظام های توتاليتر برای گژديسه کردن و جعل تاريخ و تسلط بر حافظه جمعی.
خدای عقرب که جايزه ادبی نوبل را برای ويليام گولدينگ به ارمغان آورد، پيدايی قدرت های ماورالطبيعی و بهره گيری قدرت های زمينی از ترس ها و خرافه های توده را در قالب داستانی رمزی و زيبا تصوير می کند.
احمد ميرعلائی در سال ۱۳۲۱ در اصفهان چشم به جهان گشود و در دهه ۴۰ به عنوان يکی از بهترين مترجمان ايران تثبيت شد.
ميرعلائی سال ها سردبيری نشريات معتبری چون آيندگان ادبی،جنگ اصفهان، کتاب امروز و فرهنگ و زندگی را بر عهده داشت، از فعالان کانون نويسندگان ايران بود و در گردآوری امضاء برای متن معروف به «ما نويسنده ايم»، که با امضای ۱۳۴ نويسنده در اعتراض به سانسور منتشر شد، نقشی کارساز داشت.
دوم آبان ۱۳۷۴ جسد ميرعلائی را که به مرگی مشکوک درگذشته بود در خيابان های اصفهان يافتند.
آشنايان با پرونده سرکوب نويسندگان ايرانی، ميرعلائی را يکی از نخستين قربانيان قتل های معروف به زنجيره ای می دانند.
تذکره الشعرای دولتشاه سمرقندی
تذکره الشعرای دولتشاه سمرقندی از آثار قرن نهم هجری، که در هفته گذشته با تصحيح و مقدمه دکتر فاطمه علاقمند منتشر شد، از نادر متون ادب کلاسيک فارسی است که علاوه بر بيوگرافی و نمونه آثار شاعران تصويرهايی زنده از زندگی اجتماعی و سياسی زمانه نيز به دست می دهد.
دولتشاه سمرقندی با نگاهی بازتر از اسلاف تذکره نويس خود، به تاثير رخ دادهای تاريخی و اجتماعی بر آثار ادبی نيز عنايت داشت و از اين منظر بر تذکره نويسان پس از خود اثر نهاد.
مصصح کتاب با مقايسه انتقادی ۱۵ نسخه قديمی متنی منقح و پاکيزه به دست داده است.
سرودهای مانی ، شعر ايرانی پيش از اسلام
از شعر ايران به دوران پيش از اسلام، جز آنچه در اوستا و به ويژه در قديمی ترين فصل آن گات ها يا گاث ها ضبط شده است، آثار چندانی در دست نيست.
در کتاب سرودهای روشنايی، که درهفته گذشته منتشر شد، مجموعه ای از شعرها و سروده های مانوی به دوران ساسانيان گردآوری، ترجمه و تفسير شده است.
سرودهای روشنايی را دکتر ابوالقاسم اسماعيل پور در دو فصل تاليف کرده است. فصل اول کتاب پژوهشی است درباره شعر ايران به دوران باستان و ميانه و فصل دوم آثاری چون مهرنامک، زبور و سرودنامه سغدی منسوب به مانی را در بر می گيرد.
ابلوموف، روايت زوال
رمان ناياب ابلوموف اثر ايوان گنجارف پس از سه دهه تجديد چاپ شد.
اصطلاح معروف ابلوموفيزم به معنای وادادگی، تنبلی و بی ارادگی فردی و اجتماعی، چون عارضه زوال لايه های در حال انقراض جامعه، از رمان معروف گنجارف به جامعه شناسی و سياست راه يافت.
رمان ابلوموف از درخشان ترين آثار ادبيات روسيه در قرن نوزدهم به شمار می رود و زندگی اشراف زاده ای به همين نام را با هنرمندی تصوير می کند.
ابلوموف را نخستين بار سروش حبيبی در دهه ۵۰ به فارسی روان ترجمه و منتشر کرد.
در ادامه روند خلع سلاح اتمی کره شمالی، دومين گروه از بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی، روز جمعه از وين، پايتخت اتريش وارد پکن شدند.
قرار است اين تيم شش نفره بامداد روز شنبه پکن را به مقصد پيونگ يانگ، پايتخت کره شمالی، ترک کند تا بر
مراحل اجرابی پيمان خلع سلاح اتمی آن کشور نظارت داشته باشد.
ريزارد زاروکی، که رياست تيم بازرسان را بر عهده دارد، گفت که هيات همراه وی روز شنبه وارد کره شمالی می شوند تا فعاليت هايی را که آژانس بين المللی انرژی اتمی و دولت کره شمالی در باره آن به توافق رسيده اند، به مرحله اجرا در آورند.
اعزام تيم جديد بازرسان به پيونگ يانگ، کره شمالی را يک گام ديگر به سوی خلع سلاح اتمی نزديکتر می کند.
در چهاردهم ماه جاری ميلادی، اولين گروه از نمايندگان آژانس، متشکل از ده کارشناس امور هسته ای وارد پيونگ يانگ شدند تا بر روند بسته شدن نيروگاه های هسته ای آن کشور نظارت داشته باشند.
گزارش ها حاکی است اين دو گروه از بازرسان آژانس تا پايان ماه جاری ميلادی به طور مشترک از نيروگاه های هسته ای کره شمالی بازديد می کنند و پس از آن گروه اول پيونگ يانگ را ترک خواهد کرد.
بر اساس اظهارات منابع آگاه، بازرسان آژانس در اين سفر آن سری از نيروگاه های کره شمالی را که از چرخه فعاليت خارج شده اند، مهر وموم کرده و دوربين هايی را در اين نيروگاه ها نصب خواهند کرد.
کره شمالی در سال ۲۰۰۲ ميلادی بازرسان آژانس را اخراج کرد و کمی پس از آن از پيمان منع گسترش سلاح های هسته ای خارج شد.
اين کشور در سال گذشته ميلادی اولين آزمايش هسته ای خود را انجام داد که با واکنش شديد جامعه جهانی و تحريم های شورای امنيت سازمان ملل متحد رو به رو شد.
پيونگ يانگ در زير فشار تحريم و در ادامه گفت و گوهای شش جانبه، در سيزدهم فوريه سال جاری پذيرفت در قبال دريافت انرژی و تضمين های امنيتی به برنامه های هسته ای خود پايان دهد.
اگر کره شمالی به تعهدات خود در پيمان خلع سلاح اتمی عمل کند، علاوه بر دريافت يک ميليون تن نفت و تضمين های امنيتی، روابط ديپلماتيک پيونگ يانگ با جهان خارج به حالت عادی بازخواهد گشت و اين کشور از انزوای جهانی خارج خواهد شد.
پس از درخشش های مت ديمون، بازيگر هاليوود و برنده جايزه اسکار در ايفای نقش های متفاوت، در «پياده رو شهرت هاليوود»، ستاره ای به نام او جاودانه شد.
ستاره اين بازيگر ۳۶ ساله شماره ۲۳۴۳ را بر خود دارد.
ديمون که به همراه مادر و همسرش در اين مراسم حضور داشت، به ياد روزهای آغاز فعاليت های سينمايی خود در عرصه های بازيگری و فيلمنامه نويسی افتاد.
در آن زمان او با بن افلک، بازيگر سينما، همسر جنيفر لوپز، خواننده معروف و دوست دوران کودکی ديمون در نزديکی بلوار هاليوود و «پياده رو شهرت هاليوود»، در آپارتمانی زندگی می کردند.
آن ها اين پياده رو را اغلب می ديدند و به آن خيره می شدند. ديمون گفت: «هميشه آرزو داشتم و در رويای خود می ديدم که چنين اتفاقی خواهد افتاد.»
وی ادامه داد: «بايد بگويم که در زندگی ام تجارب بسياری اندوخته ام که در جای خود مهم و بزرگ بودند. اين بار نيز يکی از آن لحظات برای من است. بايد اين را باور کنم که شش ماه ديگر نيمه شبی از اين پيادرو بگذرم و ببينم يک نفر بر روی ستاره و نام من مکث کرده است و آن را نگاه می کند.»
با اين ستاره، مت ديمون جزو ۲۳ هنرمند از عرصه های هنری فيلم، تلويزيون، موسيقی، تئاتر و راديو شد که امسال در «پياده رو شهرت هاليوود» ستاره ای به نام خود ثبت کرده اند.
در ميان هنرمندانی که امسال اين ستاره را از آن خود کرده اند می توان به جامی فوکس (هنرپيشه)، ماريا کری (خواننده)، ميشل فايفر (هنرپيشه)، رابرت آلتمن (کارگردان فقيد)، باربارا والتر (مجری تلويزيون)، فارست ويتاکر (بازيگر)، تيم مک گريو (خواننده کانتری موزيک) اشاره کرد.
مت ديمون متولد ۸ اکتبر ۱۹۷۰ در کمبريج ماساچوست است. او به همراه بن افلک در سال ۱۹۹۸ جايزه اسکار و جايزه گلدن گلوب بهترين فيلمنامه را برای فيلم «ويل هانتينگ خوب» برنده شدند.
در اين فيلم هر دوی آن ها با رابين ويليامز و استلان اسکار سگارد هم بازی بودند. مت ديمون به خاطر ايفای نقش نابغه رياضی در اين فيلم نامزد دريافت اسکار بازيگری نيز شد. او برای همين فيلم برنده جايزه خرس نقرهای جشنواره فيلم برلين برای نويسندگی و بازيگری شد.
آغاز بازيگری او در سال ۱۹۸۸ با فيلم کمدی «پيتزای مرموز» بود که در آن جوليا رابرتز بازی می کرد.
او در فيلم ها و سريال های تلويزيونی نيز شرکت داشته است. بعدها با فيلم های «نجات سرباز رايان» (۱۹۹۸) ساخته استيون اسپيلبرگ، «آقای ريپلی بااستعداد» (۱۹۹۹)، ساخته آنتونی مينگلا، و سه گانه «يازده يار اوشن» (۲۰۰۷، ۲۰۰۴، ۲۰۰۱) ساخته استيون سودنبرگ به شهرت جهانی دست يافت.
آخرين فيلم او «اولتيماتوم بورن»، ساخته پل گرين گراس است که چهارم اوت در سينماهای آمريکا به نمايش درخواهد آمددر حالی که قرار است اتحاديه های کارگری، اقداماتی بين المللی را برای آزادی منصور اسانلو و محمود صالحی، دو فعال کارگر زندانی انجام دهند، فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل هشدار داد که هر اقدامی عليه آقای اسانلو و اعضای سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران با واکنش جهانی مواجه خواهد شد.
در همين حال، فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، روز جمعه ۲۷ ژوييه، اعلام کرد که اتحاديه های کارگری در سراسر جهان در نظر دارند روز نهم اوت، ۱۸ مرداد، برای آزادی منصور اسانلو اقدامات گسترده ای را انجام دهند.
رييس هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه روز ۱۹ تير درنزديکی منزل خود توسط چهار نفر از ماموران امنيتی بازداشت شد و از آن هنگام در زندان اوين نگهداری می شود.
بولتن خبری فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، با اشاره به اينکه روز نهم اوت، ۱۸ مرداد، به مناسبت سالگرد آزادی رييس هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از زندان و پس از اقدام بين المللی اتحاديه های کارگری در جهان، انتخاب شده است، نوشت: قرار است در اين روز، تجمعی درمقابل سفارت جمهوری اسلامی ايران در لندن برگزار شود و درجريان آن، قطعنامه ای برای آزادی منصور اسانلو صادر خواهد شد.
همچنين اعضای ساير اتحاديه های کارگری در خارج از بريتانيا، به برگزاری تظاهراتی در مقابل سفارتخانه ها و کنسولگری های جمهوری اسلامی ايران در کشورهای خود فراخوانده شده اند.
اين بولتن خبری همچنين اطلاع داده است که پروانه اسانلو، همسر منصور اسانلو، همراه با يکی از وکلای مدافع اين فعال کارگر زندانی روز چهارشنبه، ۲۵ ژوييه، در ديدار با قاضی پرونده او، خواستار دريافت اجازه ملاقات با آقای اسانلو شده است، اما قاضی مربوط با اين خواسته مخالفت کرده است.
در عين حال، اعضای دفتر اين قاضی به همسر آقای اسانلو گفته اند که او به اتهام اقدام عليه امنيت ملی بازداشت شده است.
بر اساس اين گزارش، در همان روز، خواهر آقای اسانلو و يکی از اعضای سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به زندان اوين مراجعه کرده اند تا داروهايی را که اين فعال کارگری استفاده می کرده است تحويل دهند، اما مقام های زندان از قبول اين داروها خودداری کرده اند.
منصور اسانلو سابقه بيماری های چشم و قلب دارد و پيش از بازداشت در دو هفته قبل، بايد تحت عمل جراحی اضطراری چشم قرار می گرفت.
دراين ارتباط، پروانه اسانلو درگفت و گو با راديو فردا، با اشاره به اينکه از حدود دو هفته پيش تاکنون از همسرش اطلاعی ندارد، از احتمال سلامتی و نيز اعمال فشار بر اين فعال کارگر زندانی ابراز نگرانی کرده بود.
در همين حال، به نوشته بولتن خبری فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، ديويد کاکرافت، دبيرکل فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، گفت:«پس از سال ها تهديد، وضعيت سلامتی منصور اسانلو، آنگونه که بايد باشد، نيست.»
وی افزود:« به همين دليل، ما بر ضرورت آزادی هر چه سريع تر او بيشتر تاکيد می کنيم و اعلام روز اقدام بين المللی از سوی ما و کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری يکی از راه های دستيابی به اين هدف به شمار می رود.»
آقای کاکرافت همچنين از رفتار خشونت آميز در قبال آقای اسانلو ابراز تاسف کرد و گفت که هر اقدامی عليه او و اعضای سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران با واکنش جهانی مواجه خواهد شد.
۱۸ مرداد، روز اقدام بين المللی برای آزادی اسانلو و صالحی
دو اتحاديه بزرگ کارگری درجهان با اعلام روز ۱۸ مرداد به عنوان روزهمبستگی بين المللی، از ده ها ميليون عضو خود خواستند برای آزادی منصور اسانلو، رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، و محمود صالحی، فعال کارگر زندانی اقدام کنند.
در نامه مشترکی که توسط گای رايدر، دبير کل کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری، آی تی يو سی، و ديويد کاکرافت، دبير کل فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، آی تی اف، امضا شده، خطاب به سنديکاها و اتحاديه های عضو اين دو سازمان بين المللی آمده است: «ما از شما می خواهيم که در تاريخ ۱۸ مرداد ماه ۱۳۸۶ برای دو زندانی مشهور اتحاديه کارگری در ايران، منصور اسانلو و محمود صالحی، به روز اقدام بين المللی بپيونديد. ما می دانيم که فصل تابستان بويژه در نيمکره شمالی، برای روز اقدام همبستگی بين المللی زمان مناسبی نيست. اما معتقديم که برای اين دو مورد ويژه ، اگر خواستار آزادی اين دو همکار زندانی ما در موعر مقرر هستيم، يک اقدام جدی و فوری ضروری است.»
بر اساس اين نامه، آی تی يو سی و آی تی اف اخيرا نامه اعتراضی مشترکی در ۲۰ تير ماه به دولت ايران نوشتند و به کميته آزادی تجمع سازمان بين المللی کار، آی ال او، نيز اطلاعات جديد خود را ارائه کردند. به علاوه، آی تی اف، تومار الکترونيکی « منصور اسانلو را آزاد کنيد » به راه انداخت.
اين گزارش حاکی ا ست که تاکنون بسياری از اتحاديه های عضو اين دو سازمان بزرگ بين المللی کارگری، به ويژه در خاورميانه، نامه های اعتراضی خود را ارسال کرده اند. همچنين تعدادی از اتحاديه ها اقدامات اعتراضی درمقابل سفارت های ايران برگزار کرده اند.
در نامه مشترک گای رايدر و ديويد کاکرافت همچنين به وضعيت محمود صالحی، عضو کميته هماهنگی برای سازماندهی کارگران، که به اتهام تلاش برای برگزاری روز جهانی کارگر در شهر سقز بازداشت شد و اکنون در زندان سنندج به سر می برد، اشاره شده است.
دراين نامه با شرح اين موضوع که جان محمود صالحی به دليل بيماری کليوی و اقدام نکردن مقام های جمهوری اسلامی ايران به مداوای او در خطر فوری قرار دارد، آمده است: «آقای صالحی عضوهيئت موسس انجمن کارگران خبازان سقز و کميته هماهنگی برای سازماندهی کارگران است. فعاليت های ايشان همواره آزار و اذيت های مقامات را به دنبال داشته و به رغم وضعيت نامناسب سلامتی ، ايشان در سنندج در استان کردستان که از سقز و خانواده به دور است، زندانی است. بسياری از اتحاديه های وابسته به درخواست آی تی يو سی در تاريخ ۲۰ تيرماه برای اقدام اعتراضی واکنش نشان داده اند. اکنون ما از شما می خواهيم که برای اعمال فشار قدم پيش بگذاريد، چرا که شواهد مستندی وجود دارد که زندگی محمود صالحی بخاطر مراقبت های نامناسب پزشکی در زندان در خطر است.»
کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری و فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل سپس ابراز اميدواری کرده اند که اسانلو و صالحی قبل از ۱۸ مرداد و به خاطر فشارهای مستمری که بر مقامات ايران تا آن تاريخ وارد خواهد شد، آزاد شوند.
در حالی که آمريکا خواستار اعمال تحريم های بيشتر سازمان ملل عليه ايران است، منوچهر متکی، وزير امور خارجه جمهوری اسلامی در گفت و گو با راديوی ملی آمريکا، ان.پی.آر، گفت که تحريم های بيشتر ايالات متحده و جامعه جهانی، ايران را به عقب نشينی از برنامه هسته ای خود وا نخواهد داشت و تحريم های بيشتر موثر نخواهند بود.
در اين باره راديو فردا با بهمن آقايی ديبا، کارشناس حقوق بين الملل در واشينگتن گفت و گو کرده است.
آيا تحريم های آمريکا و جامعه جهانی بر ايران تا کنون موثر واقع شده اند؟
اين حرف جديدی نيست که مقامات جمهوری اسلامی ايران بيان می کنند که تحريم های بين المللی بر ايران موثر نيست، ولی واقعيت اين است که تحريم ها در زمينه های متعددی موثر واقع شده اند و ايران به دليل اين تحريم ها تحت فشار زيادی است .
تحريم ها دو جنبه دارند يا در واقع دو گروه هستند. يکی تحريم هايی که از سوی شورای امنيت سازمان ملل متحد در حال حاضر مطرح است و ديگری تحريم هايی هستند که خود آمريکا به صورت يک جانبه بر ايران اعمال می کند و گاه بر کشورهايی که روابط نزديکی با آنها دارد مثل کشورهای اروپايی و ژاپن، فشار می آورد تا اين تحريم ها را رعايت کنند.
هر دوی اين تحريم ها به ويژه در زمينه ايجاد محدوديت های مالی و بر فعاليت شرکت های ايرانی که دست اندرکار مسايل مربوط به تجهيزات موشکی، اتمی و نظامی ايران هستند، کاملا اثر گذاشته است.
تاثير تحريم ها به طور مشخص در چه زمينه هايی بوده است؟
به عنوان مثال در زمينه فعاليت های بانک های ايران در سطح بين المللی، شاهد هستيم که اين بانک ها نمی توانند معاملات خود را انجام دهند. از نظر معاملات صنايع عمده ايران به ويژه شرکت هايی که با صنايع و شرکت های دولتی ايران در ارتباط هستند، مشکلاتی در سطح بين المللی برايشان پيش آمده است.
به نظر می رسد آمريکايی ها به قدری از اين فشارها راضی هستند و احساس می کنند که اين تحريم ها اثر گذار هستند که قصد دارند همين برنامه را در حال حاضر برای وادار کردن ايران به پذيرش خواست های بين المللی در زمينه برنامه هسته ای اين کشور دنبال کنند.
قطعنامه سوم سازمان ملل متحد عليه ايران که بحث آن هنوز ادامه دارد خواستار آن شده که ايران غنی سازی اورانيوم را به حالت تعليق درآورد، با توجه به گفته های اخير محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری و منوچهر متکی، وزير امور خارجه مبنی بر اينکه جمهوری اسلامی از برنامه هسته ای خود عقب نشينی نخواهد کرد، فکر می کنيد امکان متوقف شدن غنی سازی اورانيوم ايران وجود داشته باشد؟
نه به هيچ وجه. جمهوری اسلامی ايران برنامه استراتژيک و کلی برای پيگيری برنامه اتمی خود دارد. اين موضوع هيچ ربطی به تاکتيک ها و روش های مذاکره و به تاخير انداختن موضوع و نحوه رفتار با کشورهای درگير در اين موضوع ندارد.
برنامه استراتژيک و کلی جمهوری اسلامی ايران برای حرکت به سوی دستيابی به چرخه (سوخت) اتمی، بدون شک تحت تاثير هيچ کدام از اين تحولات تاکتيکی و کوتاه مدت قرار نخواهد گرفت و با توجه به اينکه اين موضوع در زمينه های مختلفی در حال بيشتر روشن شدن است و در واقع آمريکا و کشورهای غربی اين اطمينان را حاصل می کنند که ايران به هيچ وجه برنامه هسته ای خود را کنار نخواهند گذاشت، خود را برای تصويب قطعنامه جديدی در سازمان ملل آماده می کنند.
آیت الله احمد جنتی دبير شورای نگهبان، در خطبه های نماز جمعه، از تصميم دستگاه قضايی به اعدام ۱۶ تن که محکوم به جرم و جنايت هايی از جمله آدم ربايی و تجاوز بودند، ستايش کرد.
آقای جنتی در خطبههای دوم نماز جمعه تهران، با اشاره به طرح امنيت اجتماعی گفت: «اعدام عدهای اراذل و اوباش از بهترين کارهای انتظامی، سياسی و فرهنگی بود، اگر علی (ع) بود بيش از اينها را اعدام میکرد، چرا که آن مردی نبود که با افرادی که امنيت جامعه را بر هم میزنند سازشکار باشد.»
او گفت يکی از هدف های حکومت اسلامی، حفظ امنيت اسلامی است و افزود بدون امنيت، حکومت به هدف خود نمی رسد.
خطيب جمعه تهران در دفاع از ادامه اعدام ها گفت: «دوستان قضايی و نيروی انتظامی بدانيد که همه مردم پشتيبان شما هستند.»
طرح «مقابله با ارازل و اوباش»
نيروی انتظامی جمهوری اسلامی از اواخر ارديبهشت ماه گذشته طرحی را با افرادی که از آن به عنوان «مقابله با ارذل و اوباش» نام برده است به مرحه اجرا درآورد.
در اين عمليات که با سر و صدای زيادی در رسانه های گروهی روبرو شد، گروه هايی از ماموران يگان ويژه که در تصاوير انتشار يافته لباس های سياه و نقاب هايی بر چهره داشتند به مناطق جنوبی و فقير نشين پايتخت هجوم برده و ده ها تن را که به گفته احمدرضا رادان، فرمانده نيروی انتظامی تهران، از«اراذل و اوباش اين محلات» بودند، بازداشت کردند.
افراد دستگير شده توسط ماموران با «آفتابه هايی بر گردن» در محلات چرخانده می شدند. در برخی تصاوير منتشره از اين عمليات، بر روی سر بازداشت شده ها نيز گونی کشيده شده بود.
اعتراض های داخلی و جهانی به اعدام ها
شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل، در اطلاعيه ای، ضمن انتقاد از اعدام ها گفت نگران است که در ميان اعدام شدگان، افرادی نيز بوده باشند که در ارتباط با آتش زدن پمپ بنزين ها بازداشت شده اند.
سازمان های حقوق بشری در ايران ضمن انتقاد شديد از جمهوری اسلامی به خاطر تعداد زياد اعدام ها در کشور، از مقام های قضايی جمهوری اسلامی خواسته اند که اين روند را متوقف کنند.
سازمان های دفاع از حقوق بشر در سراسر جهان نيز اعدام های اخير ايران را محکوم کرده اند.
وزارت امورخارجه ی فرانسه در بيانيه ای، اظهار داشت « فرانسه مانند سايرکشورهای اروپايی با قانون حکم اعدام درهرشرايطی و هرمکانی مخالف است و اعدام ۱۶ تن از شهروندان ايرانی در ۲۲ ژوئيه را محکوم می کند.»
به درخواست خانم «راما ياده»، نايب وزير و مسئول بخش حقوق بشر وزارت امورخارجه فرانسه، کاردار سفارت جمهوری اسلامی درپاريس، بامداد پنجشنبه به وزارت امورخارجه ی فرانسه احضارشد.
مقام های مسئول اين وزارتخانه، مراتب نگرانی شديد خود را در مورد اعدام ها، به کاردار سفارت ابلاغ و از جمله بر تعهدات فرانسه درالغای جهانی قانون اعدام را تاکيد کردند.
افزايش مجازات اعدام در ايران
سازمان عفو بين الملل چندی پيش اعلام کرد که به رغم کاهش مجازات اعدام در سراسر جهان، آمار اجرای اين مجازات در ايران در سال ۲۰۰۶، نسبت به سال قبل از آن، افزايش يافته است.
بر اساس گزارش اين سازمان، تعداد افرادی که درسال ۲۰۰۶ اعدام شده اند هفتاد درصد درمقايسه با سال ۲۰۰۵ افزايش داشته است.
بنا بر آخرين آماری که اين سازمان منتشر کرده، در سال ۲۰۰۶ ميلادی ، ۱۷۷ نفر در ايران اعدام شدند در حالی که اين آمار برای سال ۲۰۰۵ ميلادی، ۹۴ تن گزارش شده بود.
سازمان عفو بين الملل معتقد است که تعداد واقعی افراد اعدام شده بيش ازاين است، اما به علت «عدم پاسخگويی و نبود شفافيت قوه قضاييه»، رقم اصلی اعدام ها نامشخص باقی می مانند. ايران همچنان بيش از هرکشوری درجهان، نوجوانان را اعدام می کند.
ارتش ايالات متحده آمريکا، روز جمعه ۲۷ ژوييه، اعلام کرد که نيروهای ويژه آمريکايی و عراقی پس از آنکه يکی از رهبران شبه نظاميان شيعه عراق را در شهر کربلا بازداشت کردند، هدف تيراندازی سنگين قرار گرفتند.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، در پی اين درگيری، نيروهای آمريکايی و عراقی خواستار پشتيبانی هوايی شدند، که در نتيجه، ۱۷ شبه نظامی به قتل رسيدند.
در اين ارتباط، مقام های محلی عراقی گفته اند که در جريان اين درگيری، چهار شبه نظامی و پنج غيرنظامی کشته و ۲۳ غيرنظامی زخمی شدند.
به گفته آنان، چهار يا پنج واحد مسکونی نيز در اين درگيری آسيب ديده اند.
در اين ميان، گر چه در بيانيه ارتش آمريکا، به هويت فرد بازداشتی اشاره نشده است، اما يک مامور پليس گفته است که نام او «رزاق العردهی» است.
ارتش آمريکا در بيانيه خود تنها گفته که فرد بازداشتی فرمانده يک هسته ترور ارتش مهدی، جيش المهدی، وابسته به مقتدی صدر، بوده است.
اين فرمانده وابسته به ارتش مهدی، جيش المهدی، متهم به انجام بمب گذاری و حملات خمپاره ای به نيروهای آمريکايی و ترور دو مقام عراقی شده بود.
در همين حال، مقام هايی که نخواستند نامشان فاش شود، به آسوشيتدپرس گفتند که سه ساعت پس از آنکه اجساد کشته شدگان در محل درگيری به بيمارستان انتقال يافت، درگيری ديگری روی داد.
آنها گفته ند که دراين درگيری، شبه نظاميان به يک واحد مشترک ارتش و پليس عراق تيراندازی کردند. اما تلفاتی گزارش نشده است.
ترديد نسبت به ميزان کنترل ارتش مهدی توسط مقتدی صدر
مقام های آمريکايی و عراقی گفته اند که از ميزان کنترل ارتش مهدی، جيش المهدی، توسط مقتدی صدر، روحانی تندرو شيعه و ضدآمريکايی، اطمينان ندارند. اين واحد شبه نظامی د رسال ۲۰۰۳ ميلادی و پس از سرنگونی صدام حسين، ديکتاتور عراق، تاسيس شد.
ترديد مقام های آمريکايی و عراقی پس از آن افزايش يافت که مقتدی صدر در سال گذشته ميلادی، شخصا و آشکارا از گروه های منحرف که از ارتش مهدی، جيش المهدی، به عنوان پوششی برای قتل، باج گيری و قاچاق استفاده می کنند، یاد کرد.
درهمين حال، شيخ عبدالمهدی الکربلايی، نماينده آيت الله علی سيستانی، از مراجع بلندپايه شيعيان، از دولت عراق خواست تا برای مبارزه با القاعده دراستان دياله عراق، از نيروی عشاير و تمام نژادها و مذاهب استفاده کند.
پيش از اين، نيروهای آمريکايی و عراقی همکاری هايی را با گروه های شورشی سنی و رهبران عشاير مخالف القاعده درعراق، برای مبارزه با اين گروه تروريستی داشته اند.
بازداشت چهار قاچاقچی سلاح و جنگجو از ايران به عراق
ارتش آمريکا در بيانيه ای ديگر اعلام کرد که نيروهای اين کشور، چهار شبه نظامی را درارتباط با شبکه قاچاق سلاح و جنگجو از ايران به عراق بازداشت کرده اند. درعمليات منجر به بازداشت اين عده، مواد منفجره و بمب های کنترل از راه دور نيز کشف شد. تاکنون صدها تن از نيروهای آمريکايی توسط اين بمب ها کشته شده اند.
نيروهای ارتش آمريکا روز جمعه ۲۷ ژوئيه، ۴ تن را در ارتباط با آنچه فعاليت شبکه های قاچاق اسلحه از ايران به عراق توصيف شده، بازداشت کردند.
اين چهار مظنون، در جريان حمله نيروهای آمريکايی به روستای قِصّرين در ۱۵ کيلومتری شمال بعقوبه در استان دياله (استان مرزی با ايران) بازداشت شده اند.
بر پايه بيانيه ارتش آمريکا، عملیات نيروهای آمريکايی، فردی را هدف قرار داده بود که گمان می رود رهبر ارشد شبکه قاچاق اسلحه باشد. با اين حال مشخص نيست که آيا اين فرد در ميان بازداشت شدگان است يا نه.
افراد بازداشت شده مظنون به دخالت داشتن در قاچاق اسلحه و افراد شبه نظامی، از ايران به عراق هستند.
از جمله سلاح های قاچاق، از مواد منفجره ای نام برده می شود که در ساختن بمب های کنار جاده ای به کار می رود و تا کنون صدها تن از افراد ارتش آمريکا در عراق بر اثر انفجار آن، جان خود را از دست داده اند.
سرگرد مارک يانگ، يک سخنگوی ارتش آمريکا گفته است که نيروهای ائتلاف، پيگير و بی امان به تعقيب تروريست هايی که اين مواد و مواد منفجره ديگر را به داخل عراق می آورند، ادامه می دهند.
او افزود «تاثير ايران در عراق، مانعی در راه صلح و ثبات عراق است.»
«بمب های کنار جاده ای»
بمب های کنار جاده ای که ارتش آمريکا از آن به عنوان «وسايل دست ساز انفجاری» نام می برد از مدت ها پيش يکی از سلاح های کشتار نيروهای آمريکايی در عراق به شمار می رود. اين مواد منفجره توانايی نفوذ در زره پوش های نظامی را دارد هر چند ارتش آمريکا می گويد که بدنه اين زره پوش ها را ايمن تر کرده است.
به گفته برخی از فرماندهان ارتش آمريکا، ابزارهايی که برای حفاظت از زره پوش ها استفاده می شود در مواقعی کارايی ندارد ضمن اينکه شورشيان همچنين از شيوه پنهان کردن اين مواد در زير خاک استفاده می کنند تا از چشم دستگاه های کشف مواد منفجره دور بماند.
مقام های آمريکايی، جمهوری اسلامی را متهم می کنند که به خشونت ها در عراق دامن می زنند.
تهران اين ادعا را رد می کند و می گويد برای برقراری ثبات در عراق تلاش می کند.
مذاکره هيئت های نمايندگی آمريکا و ايران درباره عراق
رايان کروکر رييس هيئت نمايندگی آمريکا در مذاکرات با ايران، پس از پايان ديدار اين هفته ميان هيئت های دو کشور گفت: «ما مانند گذشته، نگرانی خود را نسبت به فعاليت ايرانی ها در راستای حمايت از عناصر خشن شبه نظامی، چه از طريق آموزش و چه از طريق مسلح کردن اين عناصر ابراز کرديم.» او افزود ما افرادی را در بازداشت خود داريم که که از دخالت جمهوری اسلامی سخن گفته اند.
حسن کاظمی قمی رييس هيئت مذاکره کننده ايرانی نيز پس از اين مذاکرات گفت: «در اين جلسه برخی از اشتباهات نيروهای خارجی مستقر در عراق و مشکلات ناشی از اشغال عراق به آنها گوشزد شد که مورد پذيرش طرف آمريکايی قرار گرفت.»
هم سفير ايران و هم سفير آمريکا پس از پايان مذاکرات، از تشکيل کميسيون فرعی امنيتی که در سطح کارشناسی يا فنی، مسايل مربوط به امنيت، از جمله مساله شبه نظاميان، القاعده يا امنيت مرزی را بررسی کند، سخن گفتند.
به دنبال حمايت محمود احمدی نژاد از طرح های ضربتی نيروی انتظامی در مبارزه با بدحجابی و افزايش محدوديت های اجتماعی، فرمانده نيروی انتظامی از تشکيل «پليس امنيت اجتماعی» و پليس امنيت اخلاقی» خبر داد.
وی با اشاره به طرح های مختلفی که نيروی انتظامی از ابتدای سال جاری به اجرا گذاشته، در بيان دلايل تشکيل پليس امنيت اجتماعی و پليس امنيت اخلاقی از «رفع مشکل ساختارهای موقت در پليس برای اجرای اينگونه طرح ها ، ساختار پليس امنيت اجتماعی و در زيرمجموعه آن پليس اخلاقی» سخن گفت.
تشکيل پليس امنيت اجتماعی
اسماعيل احمدی مقدم طی اظهاراتی که از سوی واحد مرکزی خبر انتشار يافت تشکيل پليس امنيت اخلاقی را بر آمده از«مطالعات علمی نيروی انتظامی» معرفی کرد و گفت «ما با سرعت در حال تامين نيروی انسانی و تجهيزات مورد نياز نيروی انتظامی در پليس استان تهران هستيم و اين نيرو با قدرت به وظايف خود در طرح امنيت اجتماعی و اخلاقی عمل می کند».
فرمانده نيروی انتظامی که در جمع فرماندهان نيروی اين نيرو در تالار نژاد فلاح شهرستان کرج سخن می گفت، يکی ديگر از اهداف «تاسيس پليس امنيت اخلاقی در نيروی انتظامی را« مقابله با تهديدهای مستمر دشمنان در زمينه براندازی سياسی از طريق فروپاشی فرهنگی» عنوان کرد و افزود«همين مسئله دشمنان انقلاب را بسيار نگران کرده است».
وی در توجيه «طرح مبارزه بدحجابی مردان» نيز گفت «هدف اين طرح حذف نمادهای گروههای انحرافی و شيطانی غرب است» و افزود «اين نمادها تنها نشان مد نيست بلکه حاوی نمادهای سياسی است.»
نيروی انتظامی نيروی امنيتی است
احمدی مقدم از ورود نيروی انتظامی به مبارزه با منتقدان دولت نيز خبر داد و افزود «افرادی که با چاپ يا انتشار مطالبی زمينه ساز اختلاف ميان دستگاههای دولتی و مردم هستند هدف چهارم طرح ارتقای امنيت اجتماعی اند».
وی در تشريح هدف جديد نيروی انتظامی در طرح امنيت اجتماعی گفت « در ادامه اجرای طرح ارتقای امنيت اجتماعی علاوه بر سه گروه سازمان دهندگان مفاسد، فاسدان و هنجارشکنان و گروه متظاهران به فساد با افرادی که سعی می کنند عملکرد مسئولان را زيرسوال ببرند يا صحبت های آنان را تحريف کنند برخورد خواهيم کرد.»
وی گفت «نيروی انتظامی به مبارزه با منتقدان دولت نيز خبر داد و با شناسايی و زيرنظر داشتن اين افراد و خطوط اتصالی آنان با دشمنان انقلاب ، آنها را مهار خواهد کرد».
خبرگزاری دانشجويان ايران ايسنا نيز به نقل از فرمانده نيروی انتظامی اين نيرو را «نيرویی امنيتی» نام داد و از تجليل آقای احمدی مقدم نسبت به پخش اعترافات تلويزيونی هاله اسفندياری، کيان تاجبخش و رامين جهانبگو در برنامه ای با عنوان «به اسم دموکراسی» خبر داد.
بنا بر اين گزارش فرمانده انتظامی با اشاره به پخش برنامه «به اسم دموکراسی» در رسانه ملی گفت «با پخش اين برنامه، مردم با ابعاد براندازی نرم بيشتر آشنا شدند؛ اما واقعيت آن است که اين موضوع تنها از طرف خارجیها دنبال نمیشود،بلکه امتداد ابعاد آن را بايد در داخل نيز جستوجو کرد.»
وی افزود «زير سؤال بردن اقدامات امنيتی و انتظامی، تئوريهپردازی، تضعيف روحيه نيروی انتظامی و دستگاه قضايی و ناکارآمد نشان دادن اقدامات آنها از شقوقی است که نيروی انتظامی آن را بیارتباط با ابعاد براندازی نرم نمیداند و به عنوان يک دستگاه امنيتی متوجه اين اقدامات بوده است».
اسماعيل احمدی مقدم انتقاد از طرح امنيت اجتماعی و مبارزه با بدحجابی را«اقدامات سازمان يافته اين گروهها در قالب حمله به امنيت اخلاقی، اجتماعی، اختلافافکنی» خواند و هشدار داد«اين افراد فکر نکنند که میتوانند از فضای آزاد کشور استفاده کنند و به اقدامات خود ادامه دهند.»
وی در عين حال ارتباط طرح امنيت اجتماعی با طرح های دولت خبر داد و از جمله ارتباط «طرح جمع آوری اراذل» با «سهميه بندی بنزين» را تائيد کرد. احمدی مقدم در اين مورد گفت «اگر طرح جمعآوری اراذل و اوباش نبود، آنوقت میديديد که بعد از قضيه سهميهبندی بنزين چگونه اين افراد در گروههای غارتگر، امنيت جامعه را به دستور شبکههای ناامن کننده کشور بر هم میزدند.»
«ريشه اين افراد بايد از جامعه کنده شود»
رييس جمهوری اسلامی ۲ روز پيش در يک برنامه تلويزيونی، از طرح امنيت اجتماعی نيروی انتظامی حمايت کرد.
وی ۲ سال قبل با شعار برقراری عدالت و رفع فقر در انتخابات شرکت کرد و در برنامه تلويزيونی «گفتگوی ويژه خبری» اخبار مربوط به ايجاد محدوديت های اجتماعی در صورت پيروزيش را تکذيب کرد.
آقای احمدی نژاد با گذشت دو سال از رياست جمهوری در همان برنامه ضمن استقبال از عملياتی شدن طرح ارتقای امنيت اجتماعی گفت « اين طرح به معنای تامين امنيت اجتماعی، يک چيز ضروری است.»
رييس جمهوری اسلامی هدف طرح هايی چون «مبارزه با بدحجابی»،يدطرح جمع آوری اراذل» و ديگر طرح های ضربتی نيروی انتظامی در ماههای اخير را که تحت عنوان»يطرح امنيت اجتماعی اجرا می شود را « برخورد با اراذل واوباش» برشمرد و گفت « ريشه اين افراد بايد از جامعه کنده شود».
غلامعلی حداد عادل رييس مجلس شورای اسلامی و متحد آقای احمدی نژاد نيز چهارشنبه گذشته گفت «طرح ارتقاء امنيت اجتماعی تا ريشه کنی رفتارهای ضد امنيتی بايد ادامه يابد».
به گفته ناظران جناح حاکم بر ايران، در حال حاضر به دليل شکست شعارهای رفع فقر و گسترش عدالت می کوشند تا با ايجاد فضای امنيتی و پليسی در کشور اعتراضات عمومی را سرکوب کنند.
طی يک سال گذشته اعتراضات گسترده معلمان و کارگران به شدت سرکوب شد و ده ها دانشجو و فعال اجتماعی بازداشت شدند.
از ابتدای سال جاری نيز هزاران زن و مرد جوان به دليل نوع پوشش خود دستگير شده يا تذکر دريافت کردند و اعتراضات مردم در قبال سهميه بندی بنزين نيز به شدت سرکوب شد.
سازمان ديدبان حقوق بشر روز جمعه ۲۷ ژونيه با انتشار بيانيه ای از دولت ايران خواست که «بی درنگ» فعالان اجتماعی و دانشجويی زندانی را آزاد کند.
در این بیانیه آمده است: «دولت ايران بايد فورا ۱۹ فعال اجتماعی و دانشجوی زندانی را که درماه های مه و ژوئن بازداشت کرده، آزاد کند.»
اين سازمان بين المللی مدافع حقوق بشر همچنين نگرانی خود را از اينکه مقامات ايرانی «با آزار واذيت دانشجویان زندانی را وادار به اعترافات اجباری» کنند، ابراز کرده است.
در بخشی از بيانيه ديدبان حقوق بشر، از نامه سرگشاده خانواده های دانشجويان زندانی به آيت الله شاهرودی رييس قوه قضاييه ياد شده که در آن اين خانواده ها، از آزار و اذيت فيزيکی وروانی فرزندان خود دربند ۲۰۹ زندان اوين تهران شکايت کرده اند.
فعالان اجتماعی به ديدبان حقوق بشرگفته اند که دست کم هشت تن از زندانيان دستگير شده در ۱۸ تير ماه، با اسامی بهاره هدايت، مجتبی بيات، عبدالله مومنی، علی نيکونسبتی، حنيف يزدانی، علی وقفی، مهدی عربشاهی و محمد هاشمی درزندان انفرادی به سر می برند.
در اين بيانيه به نقل از اظهارات خانواده های زندانيان درباره آنچه «شکنجه های وارده به زندانيان» خوانده اند، «بی خوابی دادن» به دانشجویان زندانی، از جمله آزارهایی خوانده شده که اخیرا بازداشت شدگان با آن دست به گریبان هستند.
در این بیانیه همچنین «فرستادن زندانيان به سلول زندانيان خطرناک، ضرب و شتم آنها، و سر پا نگه داشتن اين افراد به مدت طولانی» موارد دیگری از آزار زندانیان خوانده شده که به نقل از خانواده های آنها، جزئیاتش در رسانه ها منتشر شده است.
به گزارش وب سایت این سازمان، جواستورک، معاون بخش خاورميانه و شمال آفريقای سازمان ديدبان حقوق بشر که خواستار آزادی فوری دانشجويان شده است، از همخوانی گزارش های دريافت شده درباره آزار و شکنجه دانشجويان، و موارد مشابه در گذشته ياد کرده است.
سازمان ديدبان حقوق بشر در بيانه خود همچنين به حمايت قانون حقوق بشر جهانی از زندانيان اشاره کرده است و آمده است: «کنوانسيون بين المللی حقوق سياسی ومدنی، که ايران يکی ازاعضای آن است، ازحقوق هر فرد برای اينکه مجبورنشود برعليه خودش شهادت بدهد و يا خود را مجرم بنامد، دفاع می کند.»
اين سازمان جهانی نگرانی خود را از وضعيت سلامتی دانشجويانی ديدبان حقوق بشر همچنين از وضعيت سلامتی دانشجويانی که در رابطه با کمپين يک ميليون امضا بازداشت شده اند، ابراز نگرانی کرده است.
نيکلاس برنز معاون وزارت امور خارجه آمريکا روز جمعه ۲۷ ژوئيه گفت توافق هسته ای ميان هند و آمريکا، پيام مهمی به «رژيم های ياغی هسته ای از جمله ايران» می فرستد و آن پيام اين است که اگر در مورد منع گسترش تسليحات هسته ای رفتار مسئولانه ای داشته باشيد و به قواعد عمل کنيد، تنبيهی متوجه شما نخواهد بود و حتی ميتوانيد در بازرگانی هسته ای جهانی مشارکت داشته باشيد.
آقای برنز گفت برخلاف کره شمالی، هند به گسترش تسليحات هسته ای دامن نزده است. برخلاف ايران، هند همه مقررات پادمان های آژانس بين المللی انرژی اتمی را رعايت کرده، و بر خلاف ايران هند تعهدات هسته ای خود را نقض نکرده و به اين تعهدات عمل کرده است.
ايران اما، به گفته آقای برنز، مهمترين تعهدات بين المللی خود را در اين زمينه نقض کرده است.
«توافق تاریخی هند و پاکستان»
ايالات متحده آمريکا و هند، روز جمعه، در بيانيه يی اعلام کردند که مذاکرات دو کشور درباره همکاری و توافق هسته ای، با موفقيت تکميل شده است.
در اين بيانيه، از توافق هسته ای ميان دو کشور به عنوان سنگ بنای تاريخی در روابط واشينگتن و دهلی نو ياد شده است.
دو کشور ازماه ها پيش بر سر زمان اجرای توافقنامه همکاری اتمی، که برای اولين بار پس از ۳۰ سال، به هند اجازه دسترسی به راکتورها و سوخت اتمی آمريکا را می دهد، و به جای آن بخش مهمی از تاسيسات هسته ای هند به روی بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی باز می شود، بحث و مذاکره کرده اند.
نيکلاس برنز معاون وزارت امور خارجه آمريکا در گفت و گو با خبرنگاران همچنين گفت که توافق کنونی ميان هند و آمریکا، باعث تقويت رژيم منع گسترش تسليحات هسته ای خواهد شد.
در اين زمينه که چگونه توافق هسته ای ميان هند و آمريکا می تواند به تقويت پيمان منع گسترش تسليحات هسته ای بينجامد، آقای برنز به باز شدن بيشتر راکتورهای هسته ای هند به روی بازرسی های آژانس بين المللی انرژی اتمی اشاره کرد و گفت همين موضوع، باعث تقويت پيمان منع گسترش تسليحات هسته ای می شود.
توافق هسته ای میان دو کشور، «تقویت اِن پی تی»
آقای برنز همچنين گفت اين کار پيامی به کشورهايی مانند ايران می فرستد که اگر به پرسش های آژانس پاسخ ندهيد، اگر درباره فعاليت های هسته ای تاسيسات غنی سازی نطنز شفاف نباشيد، هيچ شانسی وجود ندارد که جامعه جهانی همان مزايايی را که حاضر است به هند بدهد، به شما نيز بدهد.
آقای برنز افزود: «بنابراين، اين مساله، يک درس بنيادی برای رژيم منع گسترش تسليحات هسته ای دارد.»
نيکلاس برنز در بخش ديگری از سخنان خود گفت ايران به مدت ۱۸ سال در مورد برنامه هسته ای خود، پنهانکاری کرد.
او افزود: «اگر به گزارش ۲۴ ماه مه محمد البرادعی مدير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی به شورای امنيت سازمان ملل متحد نگاهی بيندازيد، خواهيد ديد که آنها (ايران) به پرسش های عمده درباره فعاليت های هسته ای در نطنز، راکتور آب سنگين اراک پاسخ نداده اند.
جرج بوش، رييس جمهوری آمريکا از امضای توافقنامه با هند، به منزله يک «موفقيت بزرگ در عرصه سياست خارجی» حمايت کرده است.
برخلاف ايران، هند عضو پيمان منع گسترش تسليحات هسته ای نيست.
با تعیین مهلت جديد از سوی طالبان برای به قتل رساندن ۲۲ گروگان اهل کره جنوبی، ميانجيگران افغان برای انجام مذاکرات بيشتر با اين گروه جهت آزادی اين گروگان ها تلاش می کنند.
به گزارش خبرگزاری رويترز، منير منگال، معاون وزير کشور افغانستان، گفت: «ما به حل اين ماجرا از طريق مذاکره اعتقاد داريم و اگر مذاکرات شکست بخورد، ما به راه های ديگر نيز متوسل خواهيم شد.»
او سپس به اين پرسش که آيا منظورش از راه های ديگر، توسل به زور است، پاسخ مثبت داد.
آقای منگال همچنين خبر داد که در هيات مذاکره کننده دولت افغانستان، روحانيون نيز حضور دارند و افزود: «ما می کوشيم که گروگان ها بدون قيد و شرط آزاد شوند.»
همچنين وحيدالله مجددی، سرپرست هيات مذاکره کننده با طالبان، با اعلام از سرگيری مذاکرات در روز شنبه، ۲۸ ژوييه، به خبرگزاری آسوشيتدپرس گفت که نسبت به گفت و گوها با طالبان خوش بين است.
البته او اشاره کرد که تاکنون پيشرفتی درمذاکرات به دست نيامده است.
درخواست های طالبان و قتل يکی از گروگان ها
شبه نظاميان طالبان تا ظهر روز جمعه، به دولت افغانستان مهلت داده بودند تا هشت تن از اعضای زندانی آن گروه را در قبال آزادی گروگان های کره ای که ۱۰ روز پيش توسط نيروهای طالبان ربوده شده بودند، آزاد کند.
آنها همچنين از دولت کره جنوبی خواستند تا ۲۰۰ نيروی نظامی خود را از افغانستان خارج کند. در اين مورد، سئول گفته است که اين نيروها بر اساس تاريخ از پيش تعيين شده در پايان سال ۲۰۰۷ ميلادی از افغانستان خارج خواهند شد.
گروه طالبان تا کنون يک نفر از اين گروگان ها را به قتل رسانده است. اين گروه اعلام کرد به دليل بی نتيجه ماندن مذاکرات با دولت افغانستان و مقام های کره جنوبی، اين گروگان به قتل رسيده است.
هويت اين گروگان کشته شده، بائه هيونگ کيو، ۴۲ ساله، اعلام شده است. جسد او در حالی پيدا شد که جای ۱۰ گلوله در سر، سينه و شکم وی مشاهده می شد.
بائه هيونگ کيو، سرپرست گروهی از مبلغان مسيحی بود. اعضای اين گروه در شرايطی به گروگان گرفته شدند که در حال سفر در شاهراه کابل – قندهار بودند.
تقاضای نماينده گروگان ها
در اين حال، يکی از زنان کره ای به گروگان گرفته شده روز پنجشنبه، ۲۶ ژوييه، در مصاحبه ای تلفنی با شبکه تلويزيونی سی. بی. اس آمريکا، برای آزادی خود و ساير گروگان ها تقاضای کمک کرد.
«يو سيون جو» در اين مصاحبه گفت: «ما در موقعيت دشواری به سر می بريم. همگی مريض شده ايم. خواهش می کنم به ما کمک کنيد.»
اين گروگان کره ای از سئول و جامعه بين المللی تقاضا کرد که با انجام توافق با طالبان، موجبات آزادی آنان را فراهم آورند.
دولت فرانسه با احضار کاردار سفارت جمهوری اسلامی ايران به وزارت امور خارجه، به اجرای حکم اعدام در ايران اعتراض کرد.
وزارت امور خارجه فرانسه همچنين طی يک بيانه مطبوعاتی که روز پنج شنبه منتشر شد، به اعدام همزمان ۱۲ نفر درايران اعتراض کرد.
بنا به آمارهای رسمی، ايران از نظر تعداد اجرای احکام اعدام، بعد از چين در جهان رتبه دوم را دارد و از جمله کشورهای انگشت شماری است که اين مجازات، به وفور در آن اجرا می شود.
برای انتشار نظرات خود در مخالفت یا موافقت با حکم اعدام، اینجا کلیک کنید.
در بيانيه وزارت امور خارجه فرانسه آمده است: « فرانسه مانند سايرکشورهای اروپايی با قانون حکم اعدام در هر شرايطی و هرمکانی مخالف است و اعدام ۱۲ تن از شهروندان ايرانی در ۲۲ ژوئيه برابر با سی و يکم تيرماه را محکوم می کند.»
در حال حاضر اجرای مجازات اعدام در تمامی کشورهای عضو اتحاديه اروپا ممنوع است و اين کشورها، اعدام را از ميان مجازات های خود، به کلی حذف کرده اند.
در ادامه بيانيه وزارت امور خارجه فرانسه آمده است: «فرانسه با نگرانی ويژه ای اطلاع حاصل کرد که يک مقام رسمی دولت ايران در دهم ژوئيه، ۱۹ تيرماه گفته است که يکی از جرائم اين محکومين، تمايلات همجنسگرايانه آنان بوده است.»
درادامه اين بيانيه، وزارت امور خارجه فرانسه به اجرای حکم سنگسار نيز اعتراض کرده است: «اين احکام و اين اعدام ها، به سنگسار مردی به جرم زنا در پنجم ژوئيه، چهاردهم تيرماه اضافه می شود، که می تواند پيش درآمد اعدام های ديگری در آينده باشد.»
همزمان به درخواست راما ياده، نايب وزير و مسئول بخش حقوق بشر وزارت امور خارجه فرانسه، کاردار سفارت ايران درپاريس، بامداد پنجشنبه به وزارت امور خارجه فرانسه احضارشد و مقامات مسئول اين وزارتخانه، مراتب انچه «نگرانی شديد خود را در اين مورد» خوانده اند، به وی ابلاغ و مخالفت خود را با اجرای قانون اعدام درهرشرايطی اعلام کرده اند.
در اين ديدار همچنين فرانسه با يادآوری اينکه متعهد شده است همواره درالغای قانون اعدام در جهان بکوشد، از دولت ايران خواستند که درآينده هيچ گونه حکم اعدام و سنگساری را اجرا نکند.
فرانسه همچنين اعلام کرد که از «تصميم قبلی ايران برای اجرا نکردن حکم سنگسار» حمايت می کند.
مقام های ايرانی هيچ گاه موضع گيری رسمی برای اجرا نکردن حکم سنگسار نداشته اند، اما همواره بنا به برخی گزارش ها از تهران، برخی مقام های ميانه روی بانفوذ با اجرای اين حکم در ايران مخالفند و تلاش می کنند تا جلوی اجرای آن را بگيرند.
سخنگوی وزارت امورخارجه فرانسه در جمع خبرنگاران، در پاسخ به اين سوال که آيا در گفت و گو با کاردار سفارت ايران، درمورد کسی که گفته می شود به دليل همجنسگرايی، اعدام شده است، صحبت کرده است يا نه؟ گفت: «تمام حکم های اعدام انجام شده در روزهای اخير مورد گفت و گو قرار گرفتند.»
وی افزود: «هدف از احضار کاردار سفارت ايران، تأکيد فرانسه برمخالفت با هرگونه اعدامی درايران بوده است.»
وی با يادآوری اينکه اعدام در اتحاديه اروپا لغو شده است، گفت: «اتحاديه اروپا و همه اعضای آن درجهت الغای حکم قانون اعدام متعهد شده اند و درهرفرصتی، به کشورهايی مانند ايران که هنوز حکم اعدام در آنها اجرا می شود، مخالفت خود را گوشزد می کنند.»
دولت آمريکا مقادير زيادی اسلحه به ارزش ۲۰ ميليارد دلار برای مقابله با آنچه «خطر ايران» خوانده است، در يک دهه آينده، به عربستان سعودی می فروشد.
به گفته مقامات آمریکایی هفته آینده رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا، به همراه کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه این کشور، به عربستان سعودی می روند تا با مقامات این کشور در مورد فروش اسلحه گفت و گو کنند.
دانا پرینو، سخنگوی کاخ سفید روز جمعه در این مورد گفت که واشینگتن و ریاض در مورد مسایل امنیتی همکاری نزدیکی با یکدیگر دارند.
یکی از مقامات ارشد دفاعی آمریکا گفت: «عربستان سعودی نقش مهمی برای مقابله با خطر هسته ای ایران ایفا می کند.»
نیویورک تایمز در ماه آوریل امسال گزارش داد که فروش اسلحه به عربستان سعودی به دلیل حساسیت اسراییل در این مورد به تعویق افتاده است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه مقام رسمی آمریکایی که نخواست هویتش فاش شود، گفت که بحث و مذاکره درباره این که چه اسلحه هایی به عربستان سعودی فروخته شود، در کنگره آمریکا آغاز شده است.
کنگره آمریکا اختیارات لازم را برای منع فروش اسلحه به کشورهای دیگر دارا است ولی کاخ سفید امیدوار اسست که کنگره در این زمینه با دولت همکاری کند.
پنتاگون تاکنون هیچ گونه اطلاعات یا جزییاتی که چه اسلحه هایی به عریستان سعودی فروخته می شود، ارایه نداده است.
برخی از مقامات آمریکایی به خبرگزاری فرانسه گفتند که سلاح های پیشرفته ای مانند «جی دی ای ام»-JDAM - به این کشور فروخته خواهد شد. «جی دی ای ام» کیت ارزان قیمتی است که می تواند به بمب ها جهت داده و آنها را برای رسیدن به هدف کمک کند.
آمریکا همچنین در نظر دارد اسلحه های جدیدی به دو متحد دیگر ایالات متحده در منطقه یعنی امارات متحده عربی و مصر بفروشد.
«عربستان برای شکست المالکی تلاش می کند»
در همین حال يک روزنامه آمريکايی روز جمعه به نقل از يک مقام دولتی نوشت که آمريکا، از شيوه برخورد عربستان سعودی با مساله عراق ناراضی است و این کشور، عربستان را متهم می کند که برای شکست دولت عراق تلاش می کند.
روزنامه نيويورک تايمز به نقل از يک مقام آمريکايی که نامش فاش نشده گزارش داد که آمريکا معتقد است، عربستان برای تضعيف دولت شيعه عراق تلاش می کند و در جلوگيری از پيوستن برخی مسلمانان تندرو به شورشيان عراقی نيز ناموفق عمل کرده است.
به نوشته اين روزنامه، مقام های سعودی، نوری المالکی، نخست وزير شيعه عراق را «مامور دولت ايران» می دانند و برای شکست کابينه او تلاش می کنند.
نيويورک تايمز نوشته است، این مقام ارشد آمريکايی گفته است دولت آمريکا به شواهدی دست پیدا کرده است که نشان می دهند عربستان سعودی به مخالفان آقای المالکی پول می دهد.
محمود عباس، رهبر تشکيلات خودگردان فلسطينی، برای ديدار با رییس جمهوری روسيه و ساير بلندپايگان آن کشور، به مسکو می رود. اين نخستين بار پس از تسلط سازمان حماس بر نوارغزه است که محمود عباس با بلندپايگان روسيه گفت و گو می کند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، درحالی که روسيه برای گسترش نقش خود در چارچوب کميسيون ۴ جانبه صلح خاورميانه تلاش می کند، رخدادهای ماه های اخير درسرزمين های فلسطينی، بر دامنه اختلافات ميان محمود عباس و جنبش فتح با دولت مسکو برسر ديدگاه روسيه درقبال حماس، افزوده است.
محمود عباس که شامگاه يکشنبه به مسکو خواهد رسيد، با ولاديميرپوتين، رييس جمهوری آن کشور و شمار ديگری ازمقامات ارشد روس گفتگو خواهد کرد.
روسيه اندکی پس از پيروزی غافلگيرکننده سازمان حماس در انتخابات يک سال و نيم پيش در سرزمين های فلسطينی، پذيرای هياتی ازسران حماس شد.
درآن هنگام، روسيه يکی ازنخستين اعضای جامعه جهانی بود که مقام های حماس را پذيرفت و به گفت و گو با اسماعيل هنيه و ديگر سران حماس پرداخت.
خالد مشعل، رييس دفترسياسی حماس نيز دريک سال و نيم اخير، دو بار به روسيه سفرکرده است.
الکسی مالاشنکوAlexei Malashenko ، يک تحليلگر روس به خبرگزاری فرانسه گفت که محمود عباس به مسکو می رود تا از پوتين بخواهد که روابط روسيه و حماس را به پايان برساند.
اين تحليلگر روس به خبرگزاری فرانسه گفت محمود عباس می خواهد به پوتين نشان دهد که تنها رهبر واقعی دربين فلسطينی ها شخص او است.
مالاشنکو که با موسسه کارنگی Carnegie در روسيه کارمی کند، معتقد است که از ديدگاه محمود عباس، موضع روسيه درقبال حماس، «عجيب» و غير قابل توجيه است.
اين در حالی است که خالد مشعل، روز پنجشنبه با سرگی لاوروف وزير امور خارجه روسيه تلفنی گفت و گو کرده است.
روسيه اعلام کرده که بايد درها را برای مذاکره با حماس بازگذاشت، ولی به گفته ناظران، احتمال اينکه روسيه بتواند در گشايش گره های روند صلح خاورميانه نقش اصلی را ايفا کند، اندک است.
درعين حال، ييوگينی ستانووسکی Yevgeny Stanovsly رييس موسسه پژوهش های خاورميانه درمسکو نيز بخت زيادی برای موفقيت تلاش هائی که ازسوی سايرعوامل بين المللی به هدف برقراری صلح اسراييل وفلسطينی ها به عمل می آيد، قائل نيست و به خبرگزاری فرانسه گفت «زمان برای تحقق اين رويا که کشور فلسطين درآينده نزديک برپا می شود، زود است. زيرا تسلط اسلامگرايان برغزه می تواند آرايش سياسی درتمامی خاورميانه را دستخوش تغييرات اساسی کند.»
سفر محمود عباس به مسکو درحالی انجام می شود که وی جمعه برای سازماندهی مجدد فتح که اين جنبش را قادر به بيرون راندن حماس ازقدرت درغزه کند، سوگند خورد.
محمود عباس همچنين اعلام کرد که انتخابات پارلمانی بر اساس قوانين جديدی برگزار خواهد شد که به حماس امکان ندهد دوباره به قدرت سياسی برسد.
ديدار رهبر تشکيلات خودگردان فلسطينی ازروسيه و تلاش او برای دور کردن مسکو ازمناسبات با حماس، با ادامه کوشش های آمريکا و کميسيون چهار جانبه صلح خاورميانه برای کمک به جنبش فتح همزمان شده است.
وزير امور خارجه آمريکا در روزهای آينده برای پيشبرد برنامه های سياسی جرج بوش درقبال فلسطينی ها به خاورميانه خواهد رفت.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، تونی بلر، نخست وزيرپيشين بريتانيا نيز که هفته گذشته نخستين دور از ماموريت خود را در مقام نماينده ويژه صلح خاورميانه انجام داد، روز جمعه، ديپلمات های ۲۱ کشور و ده نهاد و موسسه بين المللی را درجريان نتايج مذاکرات خود با مقامات اسراييلی وفلسطينی قرارداد.
کنگره آمریکا با اکثریتی قاطع لایحه ضد تروریسم را به تصویب رساند تا تدابیر امنیتی شدیدتری برای کنترل محموله کشتی ها و هواپیماها به اجرا گذاشته شود.
این لایحه بخش مهمی از بودجه امنیتی را به ایالاتی تخصیص می دهد که در معرض خطر حمله تروریستی بیشتری قرار دارند.
براساس لایحه «ضد تروریسم» دولت ملزم است تا پنج سال آینده بتواند محموله های کشتی های باربری را که از بندر خارجی به سوی آمریکا می آیند کنترل کند تا مطمئن شود که این محموله ها حاوی مواد هسته ای نیست.
دولت باید این امر را در مورد محموله هواپیماها نیز تا سه سال آینده به اجرا بگذارد.
به گزارش آسوشیتدپرس، این لایحه در راستای پیشنهادات «کمیسیون مستقل ۱۱ سپتامبر» در مورد چگونگی ایجاد امنیت بیشتر در آمریکا به تصویب رسیده است.
این کمیسیون در سال 2004، ۴۱ مورد توصیه برای بالا بردن سطح امنیت ملی در آمریکا ارائه داد. «لی همیلتون» از نمایندگان سابق حزب دمکرات کنگره و از اعضای ارشد این کمیسیون گفت با تصویب این لایحه ۸۰ درصد توصیه های ما عملی خواهد شد و امریا جای امن تری می شود.
مجلس نمایندگان امریکا با ۳۷۰ رای موافق در مقابل ۴۰ رای مخالف روز جمعه ۲۷ ژوئیه این لایحه را به تصویب رساند.
سنای این کشور نیز روز پنجشنبه با ۸۵ رای موافق در مقابل ۸ رای مخالف موافقت خود را با این لایحه اعلام کرده بود.
«اسکات استانزل» یکی از سخنگویان کاخ سفید گفت که جرج بوش، رییس جمهوری آمریکا، این لایحه را امضا خواهد کرد.
به گزارش روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز، نمایندگان هر دو حزب جمهوریخواه و دمکرات تصویب این لایحه را پیروزی برای خود دانستند.
«استنی هویر» رهبر اکثریت دمکرات در مجلس نمایندگان گفت «با تصویب این لایحه مردم آمریکا از ایمنی بیشتری برخوردار خواهند بود.»
یکی از موارد مهم این لایحه این است که بودجه امنیتی بیشتری در اختیار ایالاتی قرار خواهد گرفت که خطر بیشتری در مورد حملات تروریستی آنها را تهدید می کند.
مقامات رسمی ایالات پر جمعیت مانند نیویورک پیشتر اعتراض کرده بودند که در توزیع بودجه امنیتی تفاوتی بین ایالات پر جمعیت و کم جمعیت وجود ندارد.
کارشناسان مبارزه با تروریسم معتقدند که جامعه جهانی به آرامی در حال نابود کردن گردش مالی منابع مادی گروه های تروريستی است.
به عقيده این کارشناسان اگر منابع و امکان گردش پولی گروه های تروريستی از بين برود، فعاليت های آن ها را نيز راحت تر می توان متوقف کرد.
تروريست ها برای مسلح شدن، برای برنامه ريزی و اجرای حمله های مرگبار، برای آموزش داوطلبان، برای مسافرت و برای آن که يک حمله تروريستی از لحظه اول تا آخر عملی شود به پول نیاز دارند.
تروريست ها بدون دسترسی به منابع مالی نمی توانند دست به انجام عمليات بزنند.
منابعی که در کشورهای مختلف تامين می شود از کشوری به کشوری ديگری می رود و چندين بار جا به جا می شود تا بالاخره به دست کسانی می رسد، که قدم های بعدی را بر می دارند؛ بمب می سازند و خود را منفجر می کنند.
نکته در اين جاست، که در بسياری از موارد اين ثروت مرگبار از راه های قانونی تامين و جا به جا می شود.
کارشناسان مسائل امنيتی سال هاست معتقدند، که برای جلوگيری از حمله های تروريستی بايد ريشه منابع مادی آن را سوزاند.
«پتر رومانيوک» ، استاديار رشته تحقيقات جنايی در کالج «جان جی» در نيويورک و تنی چند از ديگر کارشناسان مسائل جنايی در هفته گذشته در لندن در کنفرانسی شرکت کردند که هدف آن يافتن راهی برای مبارزه با دسترسی تروريست ها به منابع مادی بود.
اين کنفرانس با همکاری وزارت کشور بريتانيا برپا شد.
«پيتر رومانيوک» در گفت و گویی با گفت و گوی راديو اروپای آزاد/ راديو آزادی می گويد: «به موفقيت های بسيار مهمی دست يافته ايم. ولی هنوز چالش های بسيار مهمی بر سر راه وجود دارد و هنوز همه تلاش ها برای بستن منابع مالی تروريست ها با موفقيت رو به رو نشده اند.»
وی می افزاید که « ما در آينده با اين پرسش رو به روييم، که آيا مخارج ناشی از پول شويی و تامين منابع مالی برای تروريست ها از سود ناشی از آن کمتر خواهد شد يا بيشتر.»
«پيتر رومانيوک» بر اين نکته تاکيد می کند، که تامين منابع مالی تروريست ها رابطه مستقيم با سازمان های اجتماعی دارد که در واقع توسط خود گروه های تروريستی راه اندازی نمی شوند.
«اندريو هيند»، مسئول ارشد هيات نظارت بر خيريه ها در بريتانيا می گويد «گروه بسيار کوچکی از خيريه های اسلامی منابع مالی در اختيار تروريست ها گذاشته اند.»
آقای «هيند» می گويد: « ما صد و نود هزار سازمان خيريه ثبت شده در انگليس و ولز داريم. ما نسبت به کار صد و بيست خيريه از آن ها مشکوکيم. به وضعيت چهل تای آن ها رسيدگی شده و ما می توانيم از قدرت خود استفاده کنيم تا حساب بانکی آن ها را ببنديم. حساب هفت تای آن ها به دليل همکاری با گروه های تروريستی مسدود شده است.»
در سال ۲۰۰۵ ميلادی دست کم ۴۰۰ مليون دلار از طريق سازمان های غير دولتی ثبت شده و به شکل غير رسمی به افغانستان وارد شده است. اين روش انتقال پول روش مرسومی در خاورميانه و آسيا است و گروهی از کارشناسان معتقدند، در برخی موارد گروه های تروريستی از همين روش برای انتقال پول استفاده می کنند.
فعالیت سازمان ملل
سازمان ملل اخيرا راهنمايی را به شکل يک معاهده اجباری برای سازمان های مالی و دولت ها تهيه کرده است.
«ريچارد بارت»، مسئول هماهنگی در گروه بررسی فعاليت های القاعده و طالبان در سازمان ملل که از ديگر شرکت کنندگان در کنفرانس لندن بود می گويد: « سازمان ملل در مورد کنش های مالی گروه های تروريستی بسيار فعال است. البته ما از قبل در اين مورد فعاليت می کرديم. معاهده بين المللی سازمان های مالی و دولت ها در سال ۱۹۹۹ يه تصويب رسيد.»
«ريچارد بارت» می گويد، شورای امنيت بعد از حمله های تروريستی يازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ به برج های تجارت جهانی در نيويورک، معاهده قطعی را برای مبارزه با منابع مالی گروه های تروريستی تصويب کرد.
سازمان ملل ليستی از گروه ها، خيريه ها و حتی افراد مستقل که مظنون به ايجاد منابع مالی برای گروه های تروريستی هستند تهيه کرده است.
«ريچارد بارت» می افزاید که يکی از دلايل موفقيت گروهی که وی مسئول هماهنگی فعاليت های آن را در سازمان ملل بر عهده دارد، اين است که آن ها از سال ۱۹۹۸ و پس از حمله های تروريستی در آفريقا فعاليت خود را به شکل جدی آغاز کردند.
در روزهای گذشته، اعتصاباتی درمنطقه آزاد عسلويه درجنوب ايران، روی داده است. اين اعتصابات، از جمله در شرکت «گاما» و شرکت «پارس حساس» بوقوع پيوسته اند.
اين اعتصابات، از جمله توسط ۶۰۰ کارگر در شرکت «گاما» و از سوی ۱۲۰ کارگر در شرکت «پارس حساس» بوقوع پيوسته اند.
جوانمير مرادی، عضو هيات موسس اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران، در مورد اين اعتصابات به راديو فردا می گويد:«در روز ۲۶ تيرماه، حدود ۶۰۰ نفر از کارگران شرکت گاما، زير مجموعه شرکت «او يک» در پالايشگاه گاز فاز نه و ده عسلويه، در اعتراض به پرداخت نشدن سه ماه از دستمزد شان دست به اعتصاب زدند.»
اين فعال کارگری افزود:«در روز اول اعتصاب، مديريت شرکت به اعتصاب کارگران هيچ توجهی نکرد. پس از آن، در روز دوم اعتصاب، ۱۰۰ نفر از کارگران و به نمايندگی از سوی همه کارگران اعتصابی در مقابل دفتر شرکت «او يک» تجمع کردند و از مديريت آن شرکت خواستند تا شرکت گاما را مجبور به پرداخت دستمزدشان بکند.»
آقای مرادی افزود:« با دخالت شرکت «او يک» ، کارگران از شرکت گاما تعهد گرفتند تا روز يکشنبه، ۳۱ تير ماه، يک ماه از دستمزد معوقه شان را پرداخت کند و بدين ترتيب کارگران شرکت گاما روز يکشنبه موفق به دريافت يک ماه از دستمزدهای معوقه خود شدند.»
اين عضو هيات موسس اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران همچنين با اشاره به اينکه مديريت شرکت گاما، کارگرانی را که نقش عمده ای در به راه انداختن اعتصاب داشتند، تهديد به اخراج کرده بود، افزود:« تنها يک روز پس از پرداخت يک ماه از دستمزدهای معوقه کارگران، مديريت اين شرکت تهديد خود را مبنی بر اخراج کارگرانی که در اعتصاب نقش عمده تری داشتند، عملی کرد و تاکنون حدود ۴۰ نفر از آنان از کار اخراج شده اند.»
وی همچنين در مورد اعتصاب کارگران در شرکت پارس حساس گفت:« روز سوم مرداد ماه، ۱۲۰ نفر از کارگران اين شرکت، که از پيمانکاران شرکت «تی آی جی دی»، فعال در پالايشگاه گاز فازهای شش، هفت و هشت عسلويه است، در اعتراض به پرداخت نشدن سه ماه از دستمزدشان دست به اعتصاب زدند.»
جوانمير مرادی افزود:« به دنبال اين اعتصاب، نماينده شرکت به جمع کارگران اعتصابی آمد و آنان را تهديد به اخراج کرد. کارگران نيز در مقابل اعلام کردند که از اخراج هراسی ندارند و آماده اند تا دسته جمعی تسويه حساب کنند.»
او اضافه کرد:«به دنبال اين برخورد متحدانه کارگران، يکی ديگر از مسئولين شرکت به جمع کارگران اعتصابی آمد و اعلام کرد تا قبل از ظهر دستمزدهای کارگران به حساب شان واريز خواهد شد و بدين ترتيب، کارگران با موفقيت به اعتصاب خود پايان دادند.»
کار در جهنمی به نام عسلويه
اين فعال کارگری درپاسخ به اين پرسش که آيا اعتصابات کارگری خودانگيخته يا سازماندهی شده است، گفت:«شرايط کارگران در ايران و اعتراض شان را نمی توان به طور کامل خودانگيخته يا سازمان يافته دانست. بنابراين تعريف کلاسيکی را نمی توان از اين اعتراض ها و اعتصابات ارائه کرد.»
وی افزود:«منطقه عسلويه به طور مرتب شاهد اعتراض ها و اعتصابات کارگری است و در اين ارتباط می توان به اعتصاب ۱۵۰۰ نفری کارگران شرکت رامشير اشاره کرد. اعتصابی که به خاطر پرداخت نشدن دستمزد هفت ماهه کارگران انجام شده بود.»
آقای مرادی در پاسخ به اين پرسش که وضعيت کاری و زندگی کارگران شاغل درمنطقه عسلويه چگونه است، گفت:«بين ۷۰ تا ۱۰۰ هزار کارگر در چند پروژه بزرگ در منطقه عسلويه مشغول کار هستند. اما از لحاظ شرايط کار کارگران در اين منطقه که از آن به عنوان بهشت سرمايه نام می برند، بايد گفت آنان در جهنمی مشغول کارند، که کسی نمی تواند تصور آن را بکند.»
اين عضو هيات موسس اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران گفت که خوابگاه های کارگری واقعا شرايط وحشتناکی دارند و نمی توان نام آنها را خوابگاه گذاشت.»
او افزود:«در هر اتاق کوچک، بين ۱۰ تا ۱۲ کارگر زندگی می کنند که از امکانات بهداشتی برخوردار نيستند.»
درهمين ارتباط، روز نامه کيهان در تير ماه سال ۱۳۸۳ درخبری کوتاه نوشت:«تعدادی از کارگران يک شرکت در عسلويه پس از خوردن شام، مسموم شدند.»
اين روزنامه به نقل ازيک مقام نيروی انتظامی افزود:«حدود ۴۵۰ نفر از کارگران شرکت هيوندا به پيمانکاری شرکت جی ای اف در پارس جنوبی مسموم شدند.»
جوانمير مرادی در خصوص ايمنی محيط کار کارگران گفت:«گر چه برای کارگرانی که شاغل می شوند، کلاس های ايمنی کار برگزار می شود، اما در عمل، امکاناتی در اين زمينه وجود ندارد و کارفرمايان هيچ تعهدی نسبت به آنان ندارند و اگر هم کارگری درجريان کار دچار سانحه شوند، مقصر شناخته می شود.»
اين فعال کارگری تاکيد کرد:« کارگران در عسلويه به شرايطی که کارفرما می خواهد، نيروی کار خود را می فروشند و دردناک اينجاست که بسياری از کارگران حق درخواست مرخصی ندارند و در صورتی که به مرخصی بروند، که اين حق آنها است، از سوی کارفرمايان اخراج می شوند.»
مشکلات ديگر کارگران
مشکلاتی که آقای مرادی دراين گفت و گو به آنها اشاره کرد، تنها به عرصه دستمزد و شرايط نامناسب کاری ختم نمی شود.
پيش از اين، گزارش های بسياری از سوی رسانه ها يايرانی انتشار يافته است که گويای وجود مشکلات زيادی در اين منطقه هستند.
از جمله، به گزارش خبرگزاری ايسنا، عبدالله حاجيانی، مشاور عالی مدير عامل منطقه آزاد عسلويه، سال گذشته با اعلام اين که اعتياد مهمترين معضل و چالش اساسی منطقه است، نسبت به روند شيوع آسيب های اجتماعی عسلويه، به دليل غفلت های صورت گرفته، هشدار داد.
وی گفت:«هم اکنون سالانه تعدادی از کارگران جان خود را بر اثر مصرف مواد مخدر دارای ناخالصی از دست مي دهند و جسد آنها در کنار تلمبه خانه ها پيدا مي شود.»
مشاور عالی مدير عامل منطقه آزاد عسلويه با اشاره به ساير آسيب های موجود در منطقه گفت:« گروه هايی از زنان در قالب تکديگری از کشورهای اطراف از جمله پاکستان و سيستان و بلوچستان به منطقه مي آيند؛ ولی در اصل، اين افراد به توزيع مواد مخدر و ناهنجاری های ديگر اجتماعی و غيراخلاقی اقدام مي کنند.»
او همچنين به آلودگی هوای منطقه عسلويه اشاره کرد و گفت:« هم اکنون دراين منطقه، پنج فاز عمليات استخراج نفت و گاز مشغول به فعاليت هستند که هر فاز دارای چهار شعله روشن و تعدادی اگزوزهای خاموش است و اين شرايط موجب شده است آلودگی هوای منطقه عسلويه به مراتب بيشتر از تهران باشد. چنانچه بعضی از شب ها، حتی نيمه های شب به علت احساس خفگی شديد، تحمل وضعيت دشوار مي شود.»
اشپيگل آنلاين روز شنبه ۲۸ ژوئيه خبر داد که دویچه بانک، بزرگترين بانک خصوصی آلمان و يکی از بزرگترين بانک های اروپا، به مناسبات تجاری خود با ایران پايان می دهد.
دويچه بانک به مشتری های خود در ايران اطلاع داده که فعاليت های بازرگانی با ايران به دلايل سياسی قطع می شود.
سخنگوی دويچه بانک اعلام کرده است که اين تصميم، فقط شامل ايرانيان ساکن ايران می شود و ايرانيان مقيم خارج از کشور همچنان می توانند با اين بانک رابطه مالی داشته باشند.
به گفته اين سخنگو، در مقايسه با هشت ميليون مشتری خصوصی دويچه بانک، اين تصميم، بر تعداد اندکی تاثير خواهد گذاشت.
سخنگوی دویچه بانک دليل اين اقدام را «هزينه سنگين اداری انجام معاملات با ايران» اعلام کرد که به گفته از «مشکلات سياسی» ناشی شده است.
با وجود موفقيت آمريکا در اين زمينه، به نوشته اشپيگل، تلاش آمريکا برای اعمال سقف جديدی برای صادرات آلمان به ايران، با مخالفت هايی از سوی دولت آلمان رو به رو شده و آلمان خود را بيشتر به اعمال تحريم های سازمان ملل متحد پايبند می داند.
کاهش يا قطع معامله بانک های بزرگ جهان با ايران
بانک های بين المللی بسياری در ماه های اخير، به علت نگرانی از بسته شدن شعبه های آنها در خاک آمريکا، از معامله با ايران دست کشيده اند.
«کومرزبانک - Commerzbank» آلمان، از ماه فوريه سال جاری ميلادی، انجام هرگونه معاملات دلاری با ايران را ممنوع کرد. مقامات رسمی اين بانک گفتند که اين تصميم را تحت فشارهای آمريکا، گرفته اند.
بانک های بريتنزبارکليزپ، HSBC، سوشيت جنرال SAT و کرديت ليون فرانسه، کرديت سوسيس گروپ، UBS AG و ABN Amro هلند، از جمله بانک هایی هستند که از بخشی یا همه معاملات خود با ایران دست کشیده اند.
به گفته کارشناسان اقتصادی، اين اقدام بانک ها، شرايط را به ويژه برای تجار ايرانی که برای انجام معاملات خود نياز به اعتبارنامه بانکی و وام دارند دشوار کرده است.
«تحريم ها عليه ايران، موثر بوده است»
استوارت ليوی معاون وزارت خزانه داری آمريکا در امور تروريسم و اطلاعات ملی روز پنجشنبه ۲۶ ژوئيه گفت ارزيابی نتايج تحريم های مالی شرکت های ايرانی در ارتباط با برنامه هسته ای ایران نشان می دهد که اين تحريم ها موثر واقع شده اند.
وزارت خزانه داری آمريکا در سال جاری ميلادی بيش از دوازده شرکت و کمپانی ايرانی را که در رابطه با برنامه هسته ای ایران فعاليت می کنند، تحريم کرده است.
آمريکا تاکنون بانک های دولتی سپه و صادرات را تحريم کرده است و به گفته معاون وزارت خزانه داری، اين اقدام با هدف قطع شبکه مالی برنامه موشکی جمهوری اسلامی ايران صورت گرفته است.
يکی از بانک های ايرانی که مورد تحريم واقع شده بانک سپه است. کارشناسان وزارت خزانه داری آمريکا می گويند علت تحريم بانک سپه اين است که اين بانک، عمليات اعتباری معامله موشکی ايران و يک شرکت چينی را در سال ۲۰۰۵انجام داده است.
بانک صادرات، يکی از بانک های مشمول تحريم های آمريکا، بانکی دولتی است که بيش از سه هزار و چهارصد شعبه در سراسر ايران دارد.
قانون تحريم های جديد که در ژوئن سال ۲۰۰۵، خرداد ۱۳۸۴، به امضای جرج بوش، رييس جمهوری آمريکا رسيده، اين اختيار را به کاخ سفيد می دهد تا از امکانات حقوقی برای توقف برنامه هسته ای ايران استفاده کند.
وی با اشاره به طرح های مختلفی که نيروی انتظامی از ابتدای سال جاری به اجرا گذاشته، در بيان دلايل تشکيل پليس امنيت اجتماعی و پليس امنيت اخلاقی از «رفع مشکل ساختارهای موقت در پليس برای اجرای اينگونه طرح ها ، ساختار پليس امنيت اجتماعی و در زيرمجموعه آن پليس اخلاقی» سخن گفت.
تشکيل پليس امنيت اجتماعی
اسماعيل احمدی مقدم طی اظهاراتی که از سوی واحد مرکزی خبر انتشار يافت تشکيل پليس امنيت اخلاقی را بر آمده از«مطالعات علمی نيروی انتظامی» معرفی کرد و گفت «ما با سرعت در حال تامين نيروی انسانی و تجهيزات مورد نياز نيروی انتظامی در پليس استان تهران هستيم و اين نيرو با قدرت به وظايف خود در طرح امنيت اجتماعی و اخلاقی عمل می کند».
فرمانده نيروی انتظامی که در جمع فرماندهان نيروی اين نيرو در تالار نژاد فلاح شهرستان کرج سخن می گفت، يکی ديگر از اهداف «تاسيس پليس امنيت اخلاقی در نيروی انتظامی را« مقابله با تهديدهای مستمر دشمنان در زمينه براندازی سياسی از طريق فروپاشی فرهنگی» عنوان کرد و افزود«همين مسئله دشمنان انقلاب را بسيار نگران کرده است».
وی در توجيه «طرح مبارزه بدحجابی مردان» نيز گفت «هدف اين طرح حذف نمادهای گروههای انحرافی و شيطانی غرب است» و افزود «اين نمادها تنها نشان مد نيست بلکه حاوی نمادهای سياسی است.»
نيروی انتظامی نيروی امنيتی است
احمدی مقدم از ورود نيروی انتظامی به مبارزه با منتقدان دولت نيز خبر داد و افزود «افرادی که با چاپ يا انتشار مطالبی زمينه ساز اختلاف ميان دستگاههای دولتی و مردم هستند هدف چهارم طرح ارتقای امنيت اجتماعی اند».
وی در تشريح هدف جديد نيروی انتظامی در طرح امنيت اجتماعی گفت « در ادامه اجرای طرح ارتقای امنيت اجتماعی علاوه بر سه گروه سازمان دهندگان مفاسد، فاسدان و هنجارشکنان و گروه متظاهران به فساد با افرادی که سعی می کنند عملکرد مسئولان را زيرسوال ببرند يا صحبت های آنان را تحريف کنند برخورد خواهيم کرد.»
وی گفت «نيروی انتظامی به مبارزه با منتقدان دولت نيز خبر داد و با شناسايی و زيرنظر داشتن اين افراد و خطوط اتصالی آنان با دشمنان انقلاب ، آنها را مهار خواهد کرد».
خبرگزاری دانشجويان ايران ايسنا نيز به نقل از فرمانده نيروی انتظامی اين نيرو را «نيرویی امنيتی» نام داد و از تجليل آقای احمدی مقدم نسبت به پخش اعترافات تلويزيونی هاله اسفندياری، کيان تاجبخش و رامين جهانبگو در برنامه ای با عنوان «به اسم دموکراسی» خبر داد.
بنا بر اين گزارش فرمانده انتظامی با اشاره به پخش برنامه «به اسم دموکراسی» در رسانه ملی گفت «با پخش اين برنامه، مردم با ابعاد براندازی نرم بيشتر آشنا شدند؛ اما واقعيت آن است که اين موضوع تنها از طرف خارجیها دنبال نمیشود،بلکه امتداد ابعاد آن را بايد در داخل نيز جستوجو کرد.»
وی افزود «زير سؤال بردن اقدامات امنيتی و انتظامی، تئوريهپردازی، تضعيف روحيه نيروی انتظامی و دستگاه قضايی و ناکارآمد نشان دادن اقدامات آنها از شقوقی است که نيروی انتظامی آن را بیارتباط با ابعاد براندازی نرم نمیداند و به عنوان يک دستگاه امنيتی متوجه اين اقدامات بوده است».
اسماعيل احمدی مقدم انتقاد از طرح امنيت اجتماعی و مبارزه با بدحجابی را«اقدامات سازمان يافته اين گروهها در قالب حمله به امنيت اخلاقی، اجتماعی، اختلافافکنی» خواند و هشدار داد«اين افراد فکر نکنند که میتوانند از فضای آزاد کشور استفاده کنند و به اقدامات خود ادامه دهند.»
وی در عين حال ارتباط طرح امنيت اجتماعی با طرح های دولت خبر داد و از جمله ارتباط «طرح جمع آوری اراذل» با «سهميه بندی بنزين» را تائيد کرد. احمدی مقدم در اين مورد گفت «اگر طرح جمعآوری اراذل و اوباش نبود، آنوقت میديديد که بعد از قضيه سهميهبندی بنزين چگونه اين افراد در گروههای غارتگر، امنيت جامعه را به دستور شبکههای ناامن کننده کشور بر هم میزدند.»
«ريشه اين افراد بايد از جامعه کنده شود»
رييس جمهوری اسلامی ۲ روز پيش در يک برنامه تلويزيونی، از طرح امنيت اجتماعی نيروی انتظامی حمايت کرد.
وی ۲ سال قبل با شعار برقراری عدالت و رفع فقر در انتخابات شرکت کرد و در برنامه تلويزيونی «گفتگوی ويژه خبری» اخبار مربوط به ايجاد محدوديت های اجتماعی در صورت پيروزيش را تکذيب کرد.
آقای احمدی نژاد با گذشت دو سال از رياست جمهوری در همان برنامه ضمن استقبال از عملياتی شدن طرح ارتقای امنيت اجتماعی گفت « اين طرح به معنای تامين امنيت اجتماعی، يک چيز ضروری است.»
رييس جمهوری اسلامی هدف طرح هايی چون «مبارزه با بدحجابی»،يدطرح جمع آوری اراذل» و ديگر طرح های ضربتی نيروی انتظامی در ماههای اخير را که تحت عنوان»يطرح امنيت اجتماعی اجرا می شود را « برخورد با اراذل واوباش» برشمرد و گفت « ريشه اين افراد بايد از جامعه کنده شود».
غلامعلی حداد عادل رييس مجلس شورای اسلامی و متحد آقای احمدی نژاد نيز چهارشنبه گذشته گفت «طرح ارتقاء امنيت اجتماعی تا ريشه کنی رفتارهای ضد امنيتی بايد ادامه يابد».
به گفته ناظران جناح حاکم بر ايران، در حال حاضر به دليل شکست شعارهای رفع فقر و گسترش عدالت می کوشند تا با ايجاد فضای امنيتی و پليسی در کشور اعتراضات عمومی را سرکوب کنند.
طی يک سال گذشته اعتراضات گسترده معلمان و کارگران به شدت سرکوب شد و ده ها دانشجو و فعال اجتماعی بازداشت شدند.
از ابتدای سال جاری نيز هزاران زن و مرد جوان به دليل نوع پوشش خود دستگير شده يا تذکر دريافت کردند و اعتراضات مردم در قبال سهميه بندی بنزين نيز به شدت سرکوب شد.
دوم مردادماه به نام شاعری سکه خورده است که شعر پس از نيما را به ميان مردم برد؛؛ احمد شاملو، تحسين شده ترين شاعر معاصر ايران.
هفت سال پيش، در بامداد روز دوم مردادماه، آن گونه که خود چند صباحی پيش از آن در شعرش گفته بود، از آستانه دری بی کوبه که زندگی ست، در گذشت.
آنک در کوتاه بی کوبه در برابر و
آنک اشارت دربان منتظر! ــ
دالان تنگی را که درنوشته ام
به وداع
فراپشت می نگرم
فرصت کوتاه بود و سفر جان کاه بود
اما يگانه بود و هيچ کم نداشت.
به جان منت پذيرم و حق گزارم!
(چنين گفت بامداد خسته.)
اما راز ماندگاری شاملو چيست؟ و چرا در ترسيم تاريخ شعر ايران، اغلب قريب به يقين منتقدان و نويسندگان تاريخ شعر پارسی، پس از حافظ از او نام می برند؟
دکتر ضيا موحد، شاعر، منتقد و زبانشناس ساکن تهران، در مصاحبه ای با راديو فردا، می گويد که از نگاه منتقدان شعر، «کسی نمی داند که چيز يک يک شعر خوب را به شعری خوب بدل می کند.»
وی می گويد: «آن سحری که در کار شاملو هست، قابل تعريف نيست. اين همان کار دشواری است که اگر ممکن بود، نقد شعر ديگر مشکلی نمی داشت. اين همان جوهره صدا است که اگر کسی آن را داشته باشد، صدايش بر ديگران برتری پيدا می کند. شاملو هم جوهره ای داشت و به دليل همين جوهره، در گستره ای که کار کرد، چه شعرهای فولکلور، چه شعرهای عاشقانه و چه بعضا شعرهای سياسی، اثری که ارائه کرد در اوج جوهره شعر بود.»
بوده اند کسانی که مهمترين دليل ماندگاری شاملو را در محبوبيتی که شعرهای اجتماعی و حماسی اش در ميان نسل پس از کودتای بيست و هشت مرداد بر انگيخت می دانند .
اما دکتر موحد اين دليل را رد می کند و می گويد: «ما تعداد کسانی که درباره سياست، اجتماع و درد مردم شعر گفتند، نه تنها کم نداشتيم، بلکه زياد هم داشتيم، اما از ديگر سو کسانی که شعر ناب بگويند کم داشتيم. اما چرا ديگران آن مقامی که شاملو پيدا کرد، پيدا نکردند؟ در واقع شعرهای درجه يک شاملو را نمی توان در ميان اشعار سياسی او پيدا کرد.»
اين منتقد تاکيد می کند که به اعتقاد او «وجه هنری» آثار احمد شاملو، بيش از هر چيز ديگر در اوج گيری وی در ادبيات فارسی نقش داشته است.
.
گذشته از اين شاملو از جمله شاعرانی است که در زمانه حياتش نيز نسل هايی از شاعران را زير تاثير زبان و بيانش برد .
اسماعيل خويی، شاعری که با شاملو اوقات بسيار گذرانده است، در مصاحبه ای به راديو فردا می گويد علت اين تاثير گذاری را در زبان و جهان بينی شاملو می داند.
او می گويد: «علت اين تاثير گذاری شاملو در دو چيز است. نخست گستردگی جهان نگری شاملو، دوم زبان، زيبايی، رسايی، نو بودن و دور بودن زبان شعری او از ابتذال بوده است.»
آقای خويی در تشريح آنچه «وجه تاثير گذار جهان نگری شاملو» توصيف می کند، می گويد: «شاملو، در آرزوی آزادی، آبادی و شادی برای همه مردمان جهان بود و چنين است که تمام گرايش گوناگون در طيف های گوناگون انسان گرا، او را از آن خود می بايند و در انديشه خود او را باز می يابند.»
اين شاعر سرشناس دومين دليلی که بر می شمرد، يعنی «زبان شاملو» و چگونگی تاثير گذاری آن را نيز چنين شرح می دهد: «موضوع زبان احمد شاملو، بسيار با اهميت تر است. زبان شاملو، زبانی است که از يک سو از بهترين های کهن، درس گرفته است و از سوی ديگر از بهترين های نو. و بدين گونه زبانی پديد آورده است که از يک سو، اصيل است، به اين معنا که در سنت ادب پارسی ريشه دارد و از سوی ديگر، بسيار بسيار امروزين است. و از آنجا که گهر اين زبان، زبانی است دور از ابتذال، به اين زودی ها نيز رنگ و انگ کهنه ای نخواهد گرفت.»
شاملو شعر را متاثر از نيما آغاز کرد اما راهی نو گشود که سرنوشت وزن و عروض را در شعر پارسی برای هميشه دستخوش تحول ساخت.
سيمين بهبهانی، شاعر بلندآوازه در اين زمينه چنين می گويد: «شاملو، وزن مالوف عروضی را از شعر خود بيرون راند. ولی اين به آن معنا نيست که شعر شاملو، فاقد موسيقی بود، بلکه شعر شاملو موسيقی خاص خود را دارد. اگر بخواهيم تشبيه کنيم، وزن شعر شاملو، موسيقی بدون ضربی، شبيه به آواز است. شعری هست که موسيقی به شکل بسيار قابل توجهی، روان در لا به لای سطرها، جاری است.»
خانم بهبهانی در تشريح چگونگی شکل گرفتن اين «وزن موسيقايی» در اشعار شاملو می گويد: «اين از آنجا ناشی می شود که شاملو کلمات را، دانه دانه انتخاب می کند و آنها را چنان در کنار يکديگر می چيند که هم نوايی موسيقايی شعر شاملو، شکل می گيرد.»
با اين همه شاملو فقط شاعر ۱۸ مجموعه شعر نبود. ترجمه ۳۳ رمان و شعر و نمايشنامه به فارسی، تصحيح سه ديوان از متون کهن، چند دهه تاليف فرهنگنامه چند ده جلدی «کتاب کوچه»، تاليف ده اثر برای کودکان و بالاخره سردبيری دستکم سيزده هفته نامه و ماهنامه، از او تصوير متفاوتی می سازد .
مسعود بهنود که با شاملو تجربه همکاری را در حرفه روزنامه نگاری دارد، از اين وجه شاملو می گويد: «شاملو سوای شاعری، يک روزنامه نگار بود و روزنامه نگاری، کار بود که به آن عشق می ورزيد و آن را خيلی خوب می دانست و فقط روزنامه نگار ادبی نبود. روزنامه نگاری ع