سایت حکومتی جهان: شنیده می شود که خبرنگاران قصد دارند در اعتراض به تبرئه هشت متهم سقوط هواپیمای C130، قلم های خود را برزمین بگذارند. روز گذشته سازمان قضایی نیروهای مسلح هشت متهم پرونده سقوط C130 را از اتهامات وارده تبرئه و آن را به پرداخت دیه محکوم کرد .
خبرنگاران فعال در عرصه خبر، از جمله روزنامه ها، خبرگزاری ها و سایت های فعال خبری روز دوشنبه را برای اعلام اعتراض خود به آنچه رای غیرمنصفانه خوانده شده، در نظر گرفته اند. اگر چنین شود، نخستین بار خواهد بود که خبرنگاران دست به چنین اعتصابی می زنند.
در تاریخ پانزدهم آذرماه سال 84 یک فروند هواپیمای سی 130 متعلق به نیروی هوایی ارتش حامل خبرنگاران مطبوعات و تصویربرداران صداو سیما دقایقی پس از پرواز به علت نقص فنی نامعلوم در شهرک توحید (نزدیکی فرودگاه مهرآباد تهران) سقوط کرده و تمامی سرنشینان آن جان باختند.
به اطلاع کلیه دوستان میرساند که بعلت تهدید های مکررعوامل رژیم جمهوری اسلامی و موانعی که سر راه ما ایجاد نموده اند مراسم یاد بود زنده یاد اکبر محمدی از روز جمعه دوازدهم مرداد ماه علیرغم در خواست ما به روز چهارشنبه دهم مرداد ماه تغییر یافته است
نا گفته نماند که رژیم تهدید کرده که چنانچه ما از دستور آنها سرپیچی کنیم آنها کلیه راه های منتهی به مراسم را خواهند بست و از ورود کلیه افراد به مراسم جلو گیری خواهند نمود و مانع برگزاری مراسم خواهند شد.
آنانکه به جای حل مسـأله صورت مسأله را پاک میکنند چه گمان کرده اند.
سال گذشته در چنین روزهایی زندابانان رژیم جمهوری اسلامی فرزند آزادیخواه ما، اکبر محمدی را در زندان اوین بطرز مشکوکی بقتل رسانده و در این باره هیچ یک از مراجع قانونی جمهوری اسلامی تا کنون حاضر به پاسخ گویی به سؤالات ما نشده اند.
اگر چه جسم زنده یاد اکبر محمدی از نزد ما برفت اما روح پایداری، استقامت و آزادیخواهی او همواره در دل میلیون ها ایرانی جوان و آزاده سرشاراست.
ما مقاوم تر از گذشته میرویم تا یاد و راه او را گرامی بداریم لذا بدین منظوربه اطلاع کلیه هم میهنان عزیز میرساند که مراسم بزرگداشت اولین سالگرد زنده یاد اکبر محمدی در ایران توسط خانواده محمدی در شهر آمل برگزار میشود
شرکت شما در این مراسم قدردانی از همه آنانی است که جان فدای رهایی ملت خویش از قید استبداد کرده اند.
زمان: ساعت 3 الی 6
روز: چهار شنبه ، دهم مرداد ماه
مکان: شهرستان آمل- خیابان امام رضا- جاده قدیم آمل به بابل- سرپیچ- روستای چنگ میان
تلفن تماس:
3398 326 0121-
به نوشته نشریه اشپیگل، ایالات متحده مخالف هرگونه همکاری اقتصادی آلمان با جمهوری اسلامی است و بانکهای آلمانی به دلیل فشارهای واشنگتن درصدد قطع فعالیتهای خود با رژیم تهران هستند.
یک مقام آلمانی گفت برلین درخواست دولت آمریکا را مبنی بر قطع همکاری اقتصادی با رژیم تهران مورد بررسی قرار داده است.
اشپیگل نوشت دویچه بانک آلمان از چند روز پیش روابط تجاری و مالی خود با مشتریان ایرانی (عوامل رژیم) را قطع کرده و قطع این معاملات بخاطر مصالح برتر این بانک بوده است.
یک منبع مطلع گفت در درجه اول معاملاتی که با یورو انجام می گیرد، متوقف خواهد شد.
یکی از مقامات دویچه بانک آلمان گفت بنا به برخی دلایل سیاسی از ارائه هرگونه خدمات به مشتریان ایرانی معذوریم.
در ماههای گذشته چند بانک آلمانی دیگر از جمله 'کامرزبانک' آلمان که دومین بانک بازرگانی مهم در اروپا است، معاملات خود را با رژیم تهران قطع کردند. يک بانک بزرگ آلمانی با نام 'كامرزينک' نیز مبادلات تجاری خود را با رژیم تهران از ماه ژانويه گذشته متوقف كرده است.
به نوشته اشپیگل، شرکتهای بزرگی چون 'زیمنس' یا شرکتهای شیمیايی آلمان و چندین موسسه صنعتی بزرگ این کشور که داد و ستدهای کلانی با رژیم تهران دارند، ناگزیر شده اند که معاملات خود را با این رژیم به حداقل رسانده و در نظر دارند محدودیتهای جدیدتری را نیز اعمال کنند.
اشپيگل نوشت وزارت خزانه داری آمريكا در واردآوردن فشار شديد به موسسات مالی آلمان برای توقف فعاليتها و همكاری با رژیم تهران موفق بوده است.
به نوشته این نشریه، استوارت ليوی، معاون وزير خزانه داری آمريكا در زمينه مبارزه با تروريسم و اطلاعات مالی اخيرا خود شخصا با مسئولان بانكهای آلمانی و ديگر شركتها ديدار كرده است. در این دیدارها دو طرف به این نتیجه رسیده اند که بایستی معاملات خود را با رژیم تهران قطع کنند.
اشپيگل نوشت دويچه بانک، بزرگترين بانک آلمان پس از اينكه در فهرست موسسات مالی دارای ارتباط با حکومتهای یاغی قرار داده شد، با كاهش مبادلات خود با رژیم تهران موافقت كرد.
به نوشته اين نشریه آلمانی، نام شركتهای 'زيمنس' و 'باسف' نيز در فهرست يادشده آمده بود اما پس از اعتراض نامشان از پايگاه اينترنتی كميته اسناد مالی و بورس حذف شد.
همزمان روزنامه گاردين چاپ انگلستان نوشت دولت آمريكا ماههاست برای قطع روابط تجاری شركتها و بانكهای خارجی با رژيم تهران تلاش می كند، اما اين اقدام با بررسی لايحه ای در كنگره آمریکا شتابی جدی به خود گرفته چرا كه بر اساس اين لايحه هرگونه سرمايه گذاری خارجی در ايران باید به صفر برسد.
گاردين نوشت شورای امنيت سازمان ملل تحريمهايی را عليه رژيم تهران وضع كرده اما از نظر آمريكا اين تحريمها محدود است و بايد گسترش يابد. هم اكنون تصویب قطعنامه جدید برای اعمال دور سوم تحريمها در حال بررسی است.
سخنگوی وزارت امور خارجه آمریكا در این باره گفت روشن است كه ادامه مقابله جویی رژیم تهران با جامعه بین المللی به تصویب یک قطعنامه دیگر از سوی شورای امنیت منجر خواهد شد.
شان مک كورمک گفت پیش بینی من این است كه شورای امنیت طی ماه آینده یا در سپتامبر این اقدام را انجام خواهد داد.
خبرگزاری موکریان:
بیانیه کانون نویسندگان کرد در رابطه با برخوردهای اخیر با اعضاء این کانون
در پی بازداشت چند تن از اعضاء کانون نویسندگان کرد در روزها وماههای اخیر، این کانون طی بیانیه ای ضمن درخواست آزادی این افراد ، تصویر ذهنی نهادهای امنیتی را به بازنگری در شیوه اندیشیدن و گفتگو بر سر حقـوق نویسندگان ، روشن اندیشان و روزنامه نگاران دعوت نموده است.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است :
بیانیه ی کانون نویسندگان کرد
درباره تداوم بازداشت و تهدید اعضای کانون
دفاع خاص گرایانه از نویسندگان، نخبگان، روشن اندیشـان و روزنامه نگاران با این فرض آغاز می شود که در کـل، عضویت ها و تعلق ها علاوه بر اهمیت عقـلایی ، اهمیت اخـلاقی نیز دارند و به همین خاطر تعهد های عضویت در این گروهها از سایر تعهـدات، متفاوت و متمایز است و به همین خاطر ما این تعهد ها را می پذیریم و خود را عضوی در نظر می گیریم که به گروه خود، به جامعه، به اهل قلم و نخبگان احساس تعهـد و وفــاداری می کند .
تعهـد ما، احساس ما و اندیشیدن ما متضمن همان خاص گرایی عقـلایی – اخـلاقی است و از این رو ما می توانیم و باید از خود، از نویسندگان، از یاران قلم، از نویسندگان و از نخبگان در قبال همه اتهاماتی که خواستهای عقـلایی را در قالب پرونده سازی های مصلحت اندیش سیاسی و غیرعقـلایی شده در عرصه قلم به وادی بازداشت و اسارت و محکومیت – چه زندان های بلندمدت و چه سپردن به جوخه های مرگ محکوم نموده است – قلماً و قدماً – به مقاومت و دفاع برخیزیم .
اکنون که کانون نویسندگان کرد پس از بازداشت آقایان "محمدصدیق کبودوند" ، "منصور تیفوری" و سرانجام "آکو کردنسب" به عنوان اعضای کانون در هفته ها و روزهای اخیر و در کنار آن ، تهدیدات پی در پی سایر اعضا، درحال پرداخت بیشترین هزینه ها در دوران کنونی است بار دیگر ضمن درخواست آزادی "محمدصدیق کبودوند" و "آکو کردنسب" و نیز لغو احکام اعدام آقایان "عدنان حسن پور" و "هیوا بوتیمار" دگرباره و چندین باره تصویر ذهنی نهادهای امنیتی را به بازنگری در شیوه اندیشیدن و پذیرش قواعد بازی عقـلانیت ، گفتگو و چانه زنی بر سر حقـوق نویسندگان ، روشن اندیشان و روزنامه نگاران فرا می خوانیم و یاران قلم در سراسر جهان را به هم پیمانی با آرمان های مشترک فرامی خوانیم.
کانون نویسندگان کرد
4/5/86
http://www.nnkurd.blogfa.com
همه چیز با یک تذکر محترمانه آغاز میشود، لیکن همواره پیامدی تلخ در انتظار است: گشتهای پلیس در خیابانهای تهران خود را به زنان رهگذر نزدیک میکنند، زنانی که مانتوی آنها "کوتاه" یا "خیلی تنگ" است و با این کار بهزعم ماموران، از مقررات حجاب اسلامی تخطی کردهاند. آنها میگویند: «عزیزم، روز بخیر. ما باید صحبت کوتاهی باهم داشته باشیم.» و بعد: «عزیزم، مانتوی شما مشکل دارد. لطفاْ دیگر چنین مانتویی نپوشید... مطابق مقررات مانتو باید بلند و گشاد باشد.»
از هنگام انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، زنان در ایران باید موهای خود را با روسری و بدن خودرا با مانتوهای گشاد و بلند بپوشانند. از آوریل امسال ماموران پلیس اقدامهای خود علیه تخطی از این مقررات را شدت بخشیدهاند. برخی زنان تهرانی با یک اخطاریه از مخمصه رهایی مییابند، اما برخی دیگر برای ادامهی ارشاد باید سوار مینیبوسهایی با شیشههای تاریک پلیس ارشاد شوند.
همین امروز در میدان ونک – در شمال تهران – یک زن جوان بهخاطر مانتوی سفیدش و شال کوچکی که موهای بلندش را نپوشانده بود، توجه پلیس ارشاد را جلب کرد. از او خواسته شد فوراً سوار مینیبوس شود. زنی دیگر نیز پیش از او در مینیبوس نشسته است. صدای گریهشان را قبل از بستهشدن در مینیبوس میشد شنید. اینان –بهزعم پلیس، زنان بدحجاب – به "مرکز مبارزه با مفاسد اجتماعی" انتقال داده میشوند. اگر پلیس "تخلف" را سنگین تشخیص دهد، به دادگاه کشیده خواهند شد.
اگر "متخلف" دختری کم سن وسال باشد به پدر و مادرش اطلاع داده و از آنها خواسته میشود با یک مانتوی گشاد و روسری بزرگ برای تحویل گرفتن دخترشان مراجعه نمایند. والدین هنگام تحویل فرزندان خود باید تعهد کتبی دهند که دخترشان از آن پس لباس مناسب به تن خواهد کرد.
یک پلیس ارشاد که خود را در چادری سیاه پوشانده است، میگوید: «ما میخواهیم سخنان ما روی مردم اندکی اثر داشته باشد.» این زن پلیس که مایل نیست خود را معرفی کند، میگوید: «روش ما گفتوگو و ارشاد است. ما خشونت بهکار نمیبریم. نه باتوم و نه گاز اشکآور. در مواقع حاد آنها را سوار اتوبوس میکنیم.» یک همکار دیگر این پلیس میگوید: «ما فقظ وظیفهی خود را انجام میدهیم. کار ما براساس آموزههای دینی ماست.»
مقررات سختگیرانهای که در خیابانهای تهران اعمال میشود در ظاهرامر اثرگذار بهنظر میرسد. دختر جوانی در مقام عذرخواهی بر صورتاش میزند وقتی پلیس به او تذکر میدهد شلوارش خیلی کوتاه و جورابش زیاده از حد نازک است! دختر جوان میگوید: «من جوراب اضافی پوشیدهام، خیلی متاسفم اگر زیاد نازک است، بلافاصله آن را عوض خواهم کرد، معدرت میخواهم. حال میتوانم بروم؟»
رهگذر شاهدی بهشدت عصبانی است و دارد بدوبیراه میگوید: «خجالت بکشید! نگاه کنید ببینید چه به پا کردهاید! مسائل دیگری هست که پلیس باید به آن برسد. بیایید فکری بهحال ترافیک شهر بهکنید!»
در ایران مردان نیز مدتهاست زیر کنترل مقررات پوشش لباس قرار دارند. گرایشهای متداول در غرب در مورد آرایش مو ، آرایش صورت، برداشتن زیر ابرو و ریمل کشیدن برای مردان بهشدت ممنوع است. یک زن مسن، که خود را در زیر چادرش بهشدت پوشانده میگوید: جوانهای ما ابداً آرامش ندارند. آنها میترسند پا به بیرون بگذارند و گرفتار پلیس شوند.»
منبع: خبرگزاری فرانسه (م)
بیست وهشتم ژوئیه سال 2007میلادی
سیزدهم ماه آو سال 5767 عبری
فهرست برنامه امروز:
یک بولتن مشروح خبری، شامل گزارشهای جامعی درباره اسرائیل، امور اعراب و فلسطینیان و رویدادهای ایران، عراق و دیگر کشورها، آغازگر برنامه یک ساعته امشب ما بود که فشرده ای از مهمترین خبرهای آن را در ادامه این صفحه می توانید مطالعه کنید.
پس از بولتن خبری که 34 دقیقه ادامه داشت، تفسیر سیاسی هفته پخش شد که متن آن نیز در این صفحه در اختیار شما قرار دارد.
فشرده مهمترین گزارشهای روز:
* دو روز پس از دیدار تاریخی وزیران خارجه مصر و اردن از اورشلیم، وزیر خارجه مصر گفت: اکنون فرصتی مناسب به منظور پیشبرد روند صلح به وجود آمده است که همه طرفها باید از آن بهره گیرند. او گفت: اتحادیه عرب اکنون در انتظار پاسخ عملی اسرائیل است.
* نخست وزیر جدید بریتانیا آقای گوردون براون شخصیتی را مامور پیشبرد صلح در خاورمیانه ساخته است. این مامور که آقای مایکل ویلیامز نام دارد، پیشتر گزارشگر تلویزیون بی بی سی بوده است.
* آقای محمود عباس دیدار رسمی خود از سوریه را فردا آغاز می کند. خالد مشعل گفته است که مصممانه خواهان از سرگیری همکاری با او میباشد. ولی رهبر فلسطینیها این آمادگی را رد می کند.
* خالد مشعل گفت: فکر نمی کند آزادی سرباز ربوده شده اسرائیلی گیلعاد شلیط بزودی آزاد شود. وی ادعا کرد که یک سازمان بنیادگرای دیگر در ربودن این سرباز دخالت داشته است.
* هزاران فلسطینی، اکثرا از خانواده های افراد طرفدار جنبش فتح که پس از تسلط حماس برغزه به مصر گریختند، همچنان در انتظار بازگشت به نوار غزه هستند. ولی بعلت عملیات مسلحانه حماس، گذرگاه مرزی مصر با غزه همچنان بسته است.
* در شبانه روز اخیر سه فروند راکت دیگر از نوع قسام از داخل نوار غزه به سوی خاک اسرائیل شلیک شده که به احتمال قوی خسارتی به دنبال نیاورده است. یک مقام نظامی اسرائیل گفت: عملیات نظامی علیه این موشک پرانی حماس، اجتناب ناپذیر می نماید.
* وزیر خارجه فرانسه که به بیروت سفر کرده، امروز با افراد برجسته حزب الله دیدار می کند. روزنامه الدیار احتمال داد که آقای کوشنر درباره سرنوشت دو سرباز ربوده شده اسرائیلی نیز با افراد حزب الله گفتگو کند. او پیشتر با نخست وزیر لبنان و وزیر خارجه آن کشور نیز به گفتگو نشسته است.
* در شمال لبنان نبرد بین ارتش لبنان و تروریستهای فتح الاسلام ادامه دارد که در آن دو سرباز دیگر لبنانی کشته شدند و تعداد تلفات از صد نفر فراتر رفت.
* افراد طالبان در افغانستان به سوی یک هواپیمای نظامی آمریکائی موشک دوش پرتاب از نوع سام-7 شلیک کردند که گفته می شود از جانب حکومت ایران در اختیار آنها نهاده شده بود.
* سخنگویان نظامی در بغداد گفتند: چهار تروریست وابسته به حکومت ایران در نزدیکی شهر بعقوبه بازداشت شده اند که در امر انتقال بمب و سلاح و سربازان آموزش دیده از ایران به عراق نقش داشته اند.
* به رغم مذاکرات سه شنبه گذشته نمایندگان ایران و ایالات متحده پیرامون امنیت عراق، مقامات آمریکائی با شدت بیشتری حکومت ایران را به عملیات تروریستی در عراق متهم می کنند.
* ایران قصد دارد دهها فروند هواپیماهای شکاری-بمب افکن و همچنین 20 فروند تانکر سوخت رسان از روسیه خریداری کند که میلیاردها دلار هزینه آن است. اگر این معامله انجام شود، نیروهای مسلح ایران قادر به انجام حملات هوائی دوربرد خواهند بود.
* یک کمپانی اسلحه سازی آمریکائی تائید کرد که مشغول نصب بمبهای هدایت شونده از طریق ماهواره به روی هواپیماهای بمب افکن آمریکاست که قادر است تاسیسات نطنز را به آسانی منهدم کند.
* پرزیدنت بوش از کنگره خواهد خواست با فروش 20 میلیارد دلار جنگ افزار جدید به عربستان سعودی و دیگر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس موافقت کند. رسانه های اسرائیلی نوشتند دولت اورشلیم با این گونه معاملات در گذشته مخالفت می کرده است. ولی رادیو اسرائیل خبر داد که این بار نمیتوان مخالفت کرد، زیرا هدف از این تسلیحات، رویاروئی با مقاصد تهاجمی حکومت ایران است.
* ناوگروه اینترپرایز امروز با عبور از تنگه سوئز، به سوی خلیج فارس در حرکت است. این ناو هواپیمابر توسط چندین کشتی و از جمله ناوهای اتمی همراهی می شود. یک ناو هواپیمابر فرانسوی نیز قرار است به این گروه بپیوندد.
* روزنامه واشینگتن پست نوشت: دولت پرزیدنت بوش بر آن است که یک کمربند حائل متشکل از کشورهای میانه رو همسایه ایران علیه آن رژیم برپا سازد تا بتوان تهدیدهای ناشی از ایران را خنثی کرد. این روزنامه نوشت: ایالات متحده خود را برای یک جنگ سرد طولانی علیه حکومت ایران آماده می سازد.
* آیت الله خامنه ای در سخنرانی به مناسبت زادروز حضرت علی، دوباره اسرائیل و ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی را مورد حمله قرار داد و آمریکا را بزرگترین دشمن ملت ایران نامید. او این کشورها را "صاحبان زر و زور" نامید که با مردم ایران سر ناسازگاری دارند.
تفسیر سیاسی هفته
نوشته: منشه امیر
جنگهای دینی، دنیا را سخت تهدید می کند
آیا خاورمیانه و جهان در آستانه یک جنگ دینی، و یا حتی چند جنگ دینی قرار دارد؟
از یک سو پاپ اعظم آنانی را که اسلام را وسیله ای برای اجرای هدفهای سیاسی ستیزجویانه قرار داده اند و خونریزی و آدمکشی در منطقه و جهان را تشویق می کنند، مورد انتقاد شدید قرار می دهد و همزمان، رهبران مذهبی شیعه و سنی علیه یکدیگر بیانیه و فتوا صادر می کنند و ریختن خون یکدیگر را مباح می دانند.
بی تردید اگر افرادی پیدا نمی شدند که تعالیم الهی را در راه توجیه و تائید عملیات تروریستی به کار گیرند، چنین خطری دنیا را تهدید نمی کرد- و اگر همچنان به ابعاد خطر افزوده شود، تنها پروردگار یکتا می داند که چقدر خون ریخته خواهد شد.
صفحات تاریخ را ورق بزنید: همیشه نزاعهای دینی، خونین تر و فجیع تر از جنگهائی بوده که بر سر امور مادی و به هدف جهانگشائی آغاز گردیده است.
دوران جنگهای صلیبی را به یاد آورید.
جنگهای مذهبی در اروپا را بین فرقه های مختلف مسیحی مرور کنید.
جنگهای جزیرةالعرب را پس از ظهور اسلام ورق بزنید.
حمله عرب به ایران و دیگر کشورهای منطقه را زیر شعار گسترش دین راستین در نظر بگیرید.
تا روزی که اختلاف جنبه ملی یا سیاسی یا مادی و اقتصادی دارد، امید به برطرف کردن آن بسیار است. ولی از لحظه ای که بر این اختلاف نظر لباس دینی و عقیدتی می پوشانند، حل آن بسیار دشوارتر می شود- که یک نمونه آن نزاع فلسطینیان با اسرائیل است.
وزیر خارجه اسرائیل، خانم تسیپی لیونی، در یکی از سخنان اخیر خود گفت: اینکه جمهوری اسلامی ایران می کوشد به نزاع سیاسی بین فلسطینی ها و اسرائیلیان رنگ دینی بزند، مشکل دوچندان می شود و امید به برطرف کردن آن ضعیف تر می گردد.
سخنان پاپ اعظم بندیکت شانزدهم رهبر کاتولیک های جهان را که علیه ستیزجویان اسلامی بیان کرده بود (که از جانب آنان به توهین مستقیم به پیامبر اسلام حضرت محمد تعبیر گردید)، به یاد دارید. درست است که او اعلام داشت که قصدش توهین به اسلام و رسول الله نبوده، بلکه می خواسته تروریست ها و حکومت های تروریست پرور را نکوهش کند. ولی پیامدهای منفی آن هنوز در روابط بین ادیان به خوبی احساس می شود.
در مصاحبه ای هم که در این هفته در نشریه آلمانی "زود دویچه تسایتونگ" انتشار یافت، مشاور و دستیار پاپ اعظم، مونسنیور گئورگ گانشوین دوباره از ستیزجویان اسلامی سخن گفت و آنان را متهم ساخت که می کوشند بر اروپا مسلط شوند و مردم آن قاره را نیز مسلمان کنند.
مونسنیور گانشوین گفت: با روند اسلامی کردن اروپا، مسیحیت در این قاره خود را در معرض خطر احساس می کند.
این نگرانی دربار واتیکان، در مورد کشورهای نوخاسته آفریقائی نیز بیان شده است. اکنون چند دهه است که سرزمین های آفریقائی استقلال یافته می کوشند هویت ملی و مذهبی خود را شکل دهند و از ساختار قبیله ای و عشیره ای خارج شوند.
این واقعیت فرصت خوبی برای ادیان تبلیغی جهان، به ویژه اسلام، مسیحیت و دین بهاءالله به وجود آورده است که سخت با هم در رقابت هستند و هر یک می کوشد پیش از آنکه دیر شود، بر دیگری پیشی بگیرد و شمار بیشتری از بی دینان یا بت پرستان سیاهپوست را به سوی آئین خویش بکشاند.
ولی رقابت، تنها بین اسلام و مسیحیت نیست. بلکه همزمان، دو مذهب شیعه و سنی در قاره سیاه و بسیاری دیگر از نقاط جهان با یکدیگر در کشاکش هستند.
از یک سو، مبلغین مذهبی شیعه که از جانب جمهوری اسلامی ایران به آفریقا و خاوردور فرستاده می شوند- و از سوی دیگر مبلغین اهل تسنن، به ویژه گروههای وهابی که از بودجه های کلان عربستان سعودی برخوردار هستند.
این رقابت را به صورت خونین آن، در عراق و افغانستان و پاکستان و لبنان نیز مشاهده می کنیم. از هنگامی که حکومت شیعه ایران تلاشهای تبلیغاتی دینی خود را در منطقه و جهان آغاز کرده، درگیری بین شیعه و سنی در پاکستان خونین تر و وحشیانه تر شده است. حتی بین سنی وسنی نیز این درگیری و خونریزی ادامه دارد که نمونه آن کشتار در اردوگاه پناهندگان فلسطینی در نهرالبارد لبنان است که بیش از صد انسان در آن کشته شدند- و یا جنایاتی که در مسجد سرخ در اسلام آباد پاکستان روی داد که آنهم دهها انسان را قربانی کرد.
بخش عمده ای از عملیات تروریستی و آدمکشی در عراق امروز نیز، در نزاع بین شیعه و سنی ریشه دارد که یکی از نمادهای آن، منفجر کردن اماکن مقدس شیعه به دست اهل تسنن، و متقابلا حمله شیعیان به مساجد و اماکن سنی ها بوده است.
حکومت ایران ماه گذشته از فتوای گروهی از روحانیون ارشد وهابی در عربستان سعودی خبر داد که اعلام داشته اند ویران کردن عتبات عالیات، یعنی اماکن مقدس شیعه در نجف و کربلا و کاظمین و سامرا و بغداد، نه تنها امری مباح، بلکه یک واجب دینی است.
انتشار این خبر خشم روحانیون شیعه و طلاب مدارس دینی قم را برانگیخت، که متقابلا تهدید کردند که به قتل مؤمنین وهابی و رهبران دینی آنها دست خواهند زد.
حتی سخنان ایاذ مدنی وزیر فرهنگ و اطلاع رسانی عربستان سعودی و محمد نائف معاون وزیر کشور عربستان سعودی در نادرست خواندن این گزارش و این فتوا، نتوانسته است آتش خشم شیعیان را فرو نشاند.
آیت الله خمینی در کتاب کشف الاسرار، برانداختن خاندان سعودی در عربستان را یک وظیفه دینی دانسته بود و در کتاب توضیح المسائل نوشته بود: مسلمانانی که 12 امام شیعیان را نمی پذیرند و به آنان توهین روا می دارند، نجس هستند و باید طرد شوند.
آیت الله احمد جنتی نیز چندی پیش گفته بود آنانی که مسلمان نیستند و شیعه نیستند، حیوانات فساد کننده به روی کره زمین محسوب می شوند.
این گونه برداشتهای مذهبی، جای هیچ آشتی و تفاهم و همکاری باقی نمی گذارد و ممکن است به حمام خون بیانجامد.
با آنکه دین یهود بهیچوجه یک دین تبلیغی نیست و هرگز تلاش نشده و نمی شود که دیگران به این باور دینی بگروند، (گرچه درهای این دین به روی آنانی که باور می آورند بسته نیست)، بخش عمده ای از خصومت جمهوری اسلامی ایران با اسرائیل و تهدید به نابودی این کشور، در این واقعیت ها ریشه دارد که رژیم ایران یهودیان را نجس می پندارد، خاک تاریخی اسرائیل را متعلق به اسلام می داند که به اشغال کافران درآمده، و مهمتر از همه آنکه، از دیدگاه روحانیون حکومتی در ایران، دین یهود بخشی از مسیحیت محسوب می شود و همزمان، اسرائیل خط مقدم دنیای مسیحیت در قلب جهان اسلام است و باید نابود شود.
این دیدگاه را شخص محمود احمدی نژاد با صراحت کامل بیان کرد- در روزی که گفت: اسرائیل باید از نقشه جغرافیا حذف شود، در همان حال افزوده گفت: نابودی اسرائیل تنها نخستین مرحله در رویاروئی جهان اسلام با فرهنگ غرب است- همان فرهنگی که در مسیحیت ریشه دارد و در واقع نبرد اسلام با فرهنگ غرب، به مفهوم نبرد اسلام با دین حضرت مسیح است. به ویژه آنکه در مسیحیت فرقه هائی وجود دارند که خود را به دین یهود مدیون می دانند و پشتیبانی از اسرائیل را واجب دینی تلقی می کنند و به طور فزاینده ای به حمایت از این کشور در برابر ستیزجویان اسلامی برمی خیزند.
برخی از تحلیل گران از عملیات گروههای بنیادگرای اسلامی در حمله به آثار تمدن غرب، از قبیل برجهای دوقلو نیویورک، متروی لندن و غیره چنین برداشت می کنند که برخی رهبران دینی اسلامی، هنگامی که می بینند آنها چگونه از قافله پیشرفت علمی و تکنولوژی و بالا بردن سطح زندگی مردم و تامین رفاه آنان بازمانده اند- و غرب، بعکس، این چنین موفق بوده و هست، خشم و حسادت آنان تحریک می شود و درصدد ویران کردن این آثار تمدن برمی آیند که وسیله آن، عملیات تخریبی و آدمکشی و ترور کور است.
آیا این برداشت واقعیت دارد؟
آیا یک مسلمان، هنگامی که می بیند خود نمی تواند ایجاد کند، مال دیگران را هم ویران می سازد و چون خود، در چارچوب باورهای دینی و ساختار اجتماعی و فرهنگی خویش نمی تواند به پیشبرد و تعالی برسد، پس می خواهد از ترقی و رفاه دیگران هم جلوگیری کند؟
آیا ما به جای آن پیش رویم و تفاهم و همکاری بین مردمان گسترش یابد، یک هزار و چهار صد سال عقب گرد کرده ایم؟
حل این معضل خطرناک یک راهکار دارد و آن اینکه همگان به باور دینی یکدیگر احترام گذارند و ادیان، در عین رقابت با یکدیگر برای جلب باورمندان بیشتر، با یکدیگر همکاری و مدارا کنند.
انسانها به دنیا آمده اند که زیست کنند و دوستی بیافرینند- و نه آنکه به جان هم بیافتند و جوی خون به راه اندازند!
این را، همه رهبران راستین دینی باید بپذیرند و ترویج کنند.
اورشلیم: 28ر 7ر2007
در دوران سي ساله ي حاكميت جمهوري اسلامي، حتي در اوج دوران هشت ساله ي جنگ تحميلي، كمتر زماني چون ماه هاي اخير سرداران و فرماندهان نظامي تا اين اندازه فضاي رسانه اي كشور را اشغال كرده، بر مارش نظامي كوبيده و طبل تهديد و سنج ارعاب را براي اقشار مختلف مردم به صدا درآورده اند. گمان نكنم آن زمان كه در جريان انتخابات رياست جمهوري از "حزب پادگاني" سخن به ميان آمد، حتي بدبين ترين افراد نيز تصورچنين روزهايي را به عنوان پيامد حذف حساب شده اصلاح طلبان و زمينه سازي براي حضور علني و غيرعلني نيروهاي نظامي و انتظامي در قواي سه گانه، و صحنه ي سياسي و اجتماعي كشور داشتند. هشدارها و تهديدهاي گوناگون ماه هاي اخير اكنون پس از مقام هاي دولتي، دامنه اش به فرماندهان و رده هاي بالاي نظامي رسيده است.آخرين مورد اظهارات سردار احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي است كه در دو سطح مختلف قابل تامل و تعمق است. يكم: برنامه ريزي براي گسترش دامنه ي برخوردها از روزنامه نگاران و مديران مطبوعات و همچنين انديشمندان و اساتيد دانشگاه و كارشناسان به عنوان طرف مصاحبه يا يادداشت نويس رسانه هاي مكتوب يا سايت هاي خبري، به "مراجع، مدرسين حوزه هاي علميه و طلاب صاحب فكر". دوم: فاش شدن نيات واقعي و پشت پرده ي بخشي از "طرح مفاسد اجتماعي"، در جهت كسب اهداف و منافع سياسي و اجتماعي. به عنوان ادامه ي فاز اجرا شده در سال هاي پاياني رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني، توسط باند سعيد امامي به منظور برخورد با به اصطلاح "لومپن ها"؛ به عنوان گروه و جريان صاحب نقش در "ناآرامي هاي شهري". با توجه به سخنان اخير فرماندهان نيروي انتظامي دامنه ي اين فاز و فازهاي فاش نشده ي ديگر نيز مي تواند طرحي براي تاثير گذاري در نتيجه ي انتخابات هاي پيش رو باشد و شرايط بحراني احتمالي آينده. در سخنان اخير كه همان روز و همان مكان، چهارشنبه در همايش"پليس، جامعه و امنيت اجتماعي"، با واكنش آقاي آوائي "رئيس كل دادگستري استان تهران" مواجه شد، خط و نشان هاي جديدي براي اقشارجديدتري كشيده شد: "پس از برخورد با سازمان دهندگان فساد، فاسدان و هنجارشکنان و متظاهران به فساد، نيروي انتظامي اعلام مي کند که در ادامه پيگيري هاي خود در ايجاد امنيت، اقدامات آنها که فساد را تئوريزه کرده و به نام مقتضيات زمانه، اشاعه فساد مي دهند را تحت نظر دارد و با آنها برخورد مي کند". در تشريح "فاز جديد طرح ارتقاي امنيت اجتماعي"، سردار احمدي مقدم با توجه به برنامه رئيس قوه قضائيه و مصوبه مجلس ششم در مورد حقوق شهروندي تاكيد كرده است: " با آنها که تحت عنوان حقوق شهروندي از رفتارهايي که شهوات جوانان را تحريک مي کند به نام حريم خصوصي و حقوقي شهروندي دفاع مي کنند، تئوريزه هاي فسادانگيز را در جامعه اشاعه مي دهند و با سوء استفاده از فضاي کشور قصد دارند اختلاف افکني کنند و با راه اندازي جنگ رواني اقدامات امنيتي را تحقير کنند، برخورد مي شود." "مقتضيات زمانه" در كنار "مصلحت نظام" به عنوان نمود "احكام ثانويه" از آن گروه از اصطلاحات فقهي است كه از همان سال هاي اول انقلاب در برابر مخالفت خواني هاي روحانيت سنتي و محافظه كاران در جهت گردش بهتر و سريعتر امور كشور مطرح گرديد. توجه ويژه به شرايط مكان و زمان عمدتا از جانب مراجع پيشرو، فقها و مدرسين حوزه هاي علميه كه عنايت ويژه به اسلام امروزي دارند، و جريان روشنفكري ديني كاربرد دارد و معمولا جريان قشري گرا و سنتي از همان ابتدا در مقابل آن ايستاده اند. زماني كه فرمانده نيروي انتظامي به "آنها كه فساد را تئوريزه كرده و به نام مقتضيات زمانه، اشاعه فساد مي دهند"، اشاره مي كند، به خوبي مي توان تشخيص داد كه مخاطب او كدام گروه هاي سياسي هستند و جريان هان مذهبي. اين عبارتي است كه جريان "ضد اصلاحات" در دوران زمامداري سيد محمد خاتمي عليه طرح ها و برنامه هاي رئيس جمهور وقت، نمايندگان مجلس ششم و طيف وسيعي از اصلاح طلبان به كار مي برد. اكنون كه قدرت در اختيار اقتدارگرايان تحت حمايت باند نظامي- انتظامي- امنيتي قرار گرفته است و اصلاح طلبان در حاشيه قرار گرفته اند و منبرها و تريبون هاي عمومي از آنها گرفته شده، رسانه هاي رسمي شان به جز اندك روزنامه ها و نشريات كم تيراژ، تحت فشار و سانسور و خودسانسوري، همه توقيف و تعطيل شده اند، طرح چنين مباحثي به روشني در واكنش به اظهارنظرهاي خاص، سخنراني ها و نوشته هاي كم شمار اين جريان، با چاشني تهديد است. روزنامه اعتماد، روز پنجشنبه، از سر اتفاق در صفحه ي اول خود، در ستون كناري "هشدار فرمانده نيروي انتظامي"، گفت و گويي داشت با حجت الاسلام فاضل ميبدي عضو "مجمع مدرسين و محققين" و از "روحانيون نوگراي حوزه ي علميه قم" با عنوان "فقه و مسائل روز جامعه". طبيعي است كه وي به عنوان يكي روحانيون اصلاح طلب از نگاه ديني و شرعي به نقد رفتار اين جريان در حوزه هايي چون سنگسار و طرح امنيت اجتماعي بپردازد و به اصطلاح سردار "فساد" را "تئوريزه" كند. بي ترديد، وقتي رئيس كل دادگستري تهران از نگاه "شرع و قانون" لب به اعتراض عليه برخي از رفتار و برنامه هاي نيروي انتظامي مي گشايد، از نظر سرداراين خود نيز جرم نابخشوده اي است كه وي مرتكب شده است. طرفه آنكه نيروي انتظامي و فرماندهان آن از نظر قانوني جايگاهي مادون مسئولان قضايي و دادگستري دارند و در عمل جايگاهشان تنها "ضابط قوه قضائيه " است، اما با سخناني كه مطرح مي شود و اقدام هايي كه صورت مي گيرد، اكنون روشن شده است كه اين گروه خود را بسيار فراتر از مقام هاي مافوق خويش و برنامه هاي مقام هاي عاليرتبه ي اين قوه تعريف كرده و در حال تحميل خواسته ها و نقشه هايشان هستند. رئيس کل دادگستري استان تهران در اين همايش با لحني منتقدانه كه بيانگر شكاف هاي موجود در سطوح بالاي كشور در زمينه ي اجراي اين طرح است، گفت: "کار پيش رو، سخت، سنگين و ظريف است. هيچ نيازي نداريم در راستاي رسيدن به موفقيت، از چيزي بيش از شرع و قانون استفاده کنيم و اين موضوع نه به صلاح دستگاه قضايي، نه نيروي انتظامي و نه حتي به صلاح کشور است." او هشدار داد: " در شرايط استثنايي، نبايد استنباط مان را به نام شرع و قانون در جامعه اعمال کنيم، چرا که بايد بپذيريم قلم و قدرت قانون در اين حد است و نيازي نداريم به حدودي متوسل شويم که لغزش را به ما تحميل و اقدامات خوب امنيتي را مخدوش کرده و از بين ببرد." در شرايطي كه دامنه ي جو سازي، طومار نويسي و پرونده سازي براي اصلاح طلبان گسترش يافته و در آستانه ي انتخابات حتي تا مرحله ي طرح ضرورت "خلع لباس سيد محمد خاتمي" پيش رفته است، بايد بررسي شود كه هدف و نيت واقعي چنين هشدارها و تهديدهايي چيست؟ چون ظاهرا فرماندهان نظامي در برنامه هاي خود دو سطح عملياتي "آشكار" و "پنهان" را تعريف كرده اند. سخنان اخيرسردار احمدي مقدم پرده از روي يكي از سطوح پنهان نگراني هاي اقتدارگرايان برداشت و آن چيزي نيست جز بيم و هراس از افزايش نارضايتي هاي عمومي در مقابل ناكارامدي و ضعف مديريتي و اجرايي حاكميت و دولت احمدي نژاد، و نگراني نسبت به واكنش هاي كور در شرايط حساس و بحراني، در كه در دوران اصلاحات به حداقل خود رسيده بود. با توجه به نوع و ماهيت اين برنامه ها و اظهارات، به نظر مي رسد كه گويا اجراي "طرح مفاسد اجتماعي" چيزي نيست جز يك " عمليات آماده سازي و مانور انتظامي براي سركوب نارضايتي هاي اجتماعي:" اگر طرح جمع آوري اراذل و اوباش نبود، آن وقت مي ديديد که بعد از قضيه سهميه بندي بنزين چگونه اين افراد در گروه هاي غارتگر، امنيت جامعه را به دستور شبکه هاي ناامن کننده کشور را بر هم مي زدند." چنانچه گفته شد، اين طرح چيزي نمي تواند باشد جز نسخه ي به روز شده برنامه خاصي كه باند سعيد امامي يكي از اركان اجرايي آن در سال هاي پاياني رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني بود. در آن زمان در پي اعتراض ها و ناآرامي هاي خشونت آميز شهرهايي مختلف، ازجمله مشهد، كرج، اسلام شهر، گروهي گويا به اين نتيجه رسيدند كه در اين ماجراها كه به بستن راه ها و تخريب و آتش زدن اماكن عمومي دولتي مي انجامد، "لومپن ها" يا با اصطلاح جديد همين گروه "اراذل و اوباش"، مي تواند نقش مهمي ايفا كند و لذا بايد به "روش خاص" از صحنه ي روزگار حذف شود. طرحي كه بسياري از زواياي مختلف "روش ها و شيوه هاي اجرايي خاص" آن هنوز كه هنوز است، در پرده ي ابهام باقي مانده است. سخنان اخير سردار احمدي مقدم، در آستانه ي برگزاري انتخابات مجلس هشتم، اين حسن را داشته است كه بتوان فهميد، همچون "طرح مفاسد اجتماعي"، بخش هاي فاش نشده اي نيز در حوزه اي سياسي وجود دارد كه لابد زواياي پنهان "براندازي نرم" و "انقلاب هاي مخملي يا رنگين" از ديد اقتدارگرايان است. در شرايطي كه پروژه ي برخورد با گروه ها، شخصيت ها و فعالان سياسي، روزنامه نگاران و دگرانديشان، كنشگران حوزه ي اجتماعي و فعالان جنبش زنان و دانشجويي و اساتيد دانشگاه از مدت ها قبل كليد خورده است، اكنون بايد ديد قرعه به نام كدام گروه ديگر خورده است، كه گويا نام رمز آنان "تئوريسين هاي مفاسد اجتماعي" است و هدف آن "روحانيون مبارز و مدرسان و طلاب حوزه هاي علميه و مراكز تحصيلي مذهبي". در اين جريان، سطح برخورد هم مي تواند متنوع باشد از مراجع شناخته شده گرفته تا مدرسين و طلاب ديني. نوك پيكان اكنون سيد محمد خاتمي را نشانه گرفته است، اگر هوشياري نباشيم و واكنش به موقع نشان داده نشود، اين رشته مي تواند سر دراز داشته باشد.
مژده مژده، به همه دوستداران علي لاريجاني که نگران حال او بودند و فکر مي کردند مشاراليه در يک جنگل دورافتاده گم شده يا خداي ناکرده در اثر برخورد شئي سخت به سرش دچار آلزايمر شده و احتمالا ديگر نمي داند که علي لاريجاني است و در يک شهرستان دورافتاده شاگرد مغازه شده است، مژده مي دهيم که شخص مذکور سالم و سرحال پيدا شد. علي لاريجاني در ملاقات با خبرنگاراني که مدتي طولاني بود وي را نديده بودند، گفت: «ايران به همه سووالات آژانس پاسخ مي دهد.» با گفتن اين جمله آگاهان احتمال دادند که در مدتي که شخص مذکور مفقودالاثر شده بود، مشغول حفظ کردن سووالاتي بود که احتمالا آژانس ممکن است از ايران بکند. علي لاريجاني که مدتها از دوروبر ميز مذاکره رد نشده است، گفت: «چرا از ميز مذاکره فرار مي کنيد؟» وي که قبلا گفته بود تحريم ها هيچ اثري بر ملت ايران ندارد، گفت: « تشديد احتمالي تحريم ها دشمني را زياد مي کند.» وي توضيح نداد که زيادتر از اين مقدار دشمني چه خواهد شد. معاون وزارت خزانه داري آمريکا گفت: « تحريم مالي عليه ايران موثر بوده است.» عربستان مشکوک مي زند به نظرم عربستان مشکوک مي زند، شديد! بعد از اينکه بعضي از مفتي هاي عربستان اعلام کردند که بايد حرم حضرت علي و حضرت زينب و حضرت ابوالفضل در عراق و سوريه تخريب شود و در ايران هم مطابق معمول گروهي مقابل سفارت عربستان سعودي اجتماع کردند و اتفاق خاصي طبيعتا نيفتاد، آمريکا ضمن اينکه از رفتار عربستان در قبال عراق انتقاد کرد، براي اينکه نشان دهد اين انتقادات چقدر جدي است، بلافاصله 20 ميليارد دلار اسلحه به اين کشور فروخت. من که فکر نمي کنم عربستان بخواهد از اين اسلحه ها در مقابل اردن يا مصر يا انگليس استفاده کند، فقط مانده است که جنگ ايران با عربستان اتفاق بيفتد، دعواي شيعه و سني که داريم، دعواي فارس و عرب هم به آن اضافه مي شود، مي ماند يک خرج فولمينات جيوه با دو تا بسته خرج سي 4 که منطقه را به ارتفاع دو کيلومتر به آسمان ببرد. از طرفي گفته شد که مقامات عربستان سعودي با اسرائيلي ها هم ديدار کردند و رئيس جمهور پاکستان هم به عربستان رفت. اين خبرهاي احمقانه اي را که گفتم ناشنيده بگيريد و فقط به اين خبر دقت کنيد که آقاي محمد رضا شيباني، سفير ايران در لبنان اعلام کرد براي ميانجيگري ميان دمشق و رياض تلاش مي کند. آگاهان توضيح دادند که يک کسي بايد اختلاف تهران را با رياض حل کند. يک گروه ديگر از آگاهان توضيح دادند که اصولا رياض با دمشق مشکل دارد، چون دمشق دوست صميمي تهران است و دمشق هم با رياض مشکل دارد، چون رياض با ايران رابطه بدي دارد، به نظر مي رسد که اگر ايران تلاش کند، موفق مي شود که رابطه رياض را با عربستان خوب کند، بعد دوتايي بيفتند به جان ايران. صفار! برو از همه دور شو! گاهي اوقات آدم فکر مي کند کسي که مثلا سي سال است کار فرهنگي کرده است، حتي فرض کنيد که آبدارچي روزنامه بوده، حتما بايد يک اطلاعات اوليه اي از روزنامه نگاري و رسانه و فرهنگ و اين جور چيزها داشته باشد، معلوم نيست در تمام اين سالهايي که صفار هرندي به نوعي با کاغذ و قلم سروکار داشته است، چکار مي کرده؟ صفار هرندي، که ضمنا وزير ارشاد و مسوول کلي و اصلي فرهنگ ايران زمين است، گفت: « دنياي غرب تحليل هاي خود را به نام خبر به ما تحويل مي دهد.» آگاهان مواردي از اين فاجعه خونبار را مورد اشاره قرار دادند و گفتند: مثلا زماني که رسانه هاي غربي( که همه شان يکي هستند و اسم شان هم غرب است) خبر دادند که « صدام اعدام شد.» در حقيقت داشتند تحليلي ارائه مي دادند که براساس اين تحليل معلوم مي شد که آمريکا قصد دارد سالها در عراق بماند و از آن طريق با اسلام گرايي در اروپا مبارزه کند. يا مثلا وقتي غرب خبر داد که «پاپ درگذشت» در حقيقت تحليلش اين بود که اسلام گرايي در غرب در حال توسعه است. آگاهان نظرات صفار هرندي را يک نقطه عطف بزرگ در تاريخ رسانه دانسته و از شدت هيجان مردند. صفار هرندي همچنين اعلام کرد: «ما در توقيف هم ميهن و ايلنا دخالت نداشتيم.» يکي از خبرنگاران پرسيد: منظورتان اين است که شما با توقيف هم ميهن و ايلنا مخالف بوديد؟ صفار هرندي پاسخ داد: «نه، اصلا، فقط من دير سرکار رفتم، قبل از اينکه من بتوانم دستور توقيف آنها را بدهم، قوه قضائيه اين کار را کرد، حيف شد، از دست مان رفت. صفار هرندي همچنين در سفر اصفهان خود، گفت: « کسي جلوي فعاليت رسانه ها را نگرفته است.» يکي از خبرنگاران گفت: آيا اين موضوع شامل قوه قضائيه هم مي شود؟ صفار هرندي گفت: نه، ولي قوه قضائيه که کسي نيست، آنها از خودمان هستند، غريبه نيستند. وزير ارشاد همچنين به اردبيل سفر کرد و ضمن بازديد از جاده اردبيل آستارا، افتتاح اولين سد آبي خاکي هوايي نمين، ديدار از توليدکنندگان اولين سيم ظرفشويي کامپيوتري اسلامي و افتتاح بزرگترين ميني بوسي که از اتوبوس کوچکتر است توسط يک نابغه اردبيلي از ديدار با خبرنگاران اردبيل خودداري کرد. وي گفت: به من ربطي ندارد، انشاء الله وزير راه با خبرنگاران اردبيلي ملاقات مي کند. صفار هرندي همچنين با بيان يک جمله کوتاه فلسفه وجودي احزاب را در جهان توصيف کرد و گفت: « در غرب بعد از آنکه پاي مردم از کليسا بريده شد، به دنبال نهادهايي رفتند و کلوپها و احزاب ايجاد شد.» آگاهان موارد زير را توضيح دادند: اول: کشورهايي مثل فرانسه، آلمان، بلژيک، سوئيس، اتريش، آمريکا، انگليس و اصولا اروپا و آمريکا و استراليا که هنوز کليساهاي شان پر رفت و آمد هستند و در همه زندگي مردم نفوذ دارند، جزو غرب محسوب نمي شوند و اگر هم محسوب شوند، در هيچ کدام از اين کشورها حزب وجود ندارد. دوم: در کشورهايي مثل شوروي سابق و تمام اروپاي شرقي، ليبي، سوريه، عراق، يمن، ترکيه، افغانستان، پاکستان، هند و غيره که احزاب و يا حزب اصلي همه قدرت را در دست دارد، همه جزو غرب محسوب مي شوند، اگرچه ظاهرا در شرق هستند، ضمنا در اين کشورها کليسا هم وجود ندارد. سوم: اصولا براي اينکه آدم درباره غرب نظر بدهد، هيچ لزومي ندارد که حتي يک بار هم غرب را ديده باشد، همين که چيزي درباره غرب نخوانده باشد، کافي است. جنتي جنتي تو لايق بهشتي! روز جمعه هفته گذشته آيت الله جنتي معروف به استاد جيغ نماز جمعه خواند و براي اينکه رسالت خود را در فراري دادن مردم از شيعه و حضرت علي( ع) کامل کند، ضمن تقدير از اعدام 16 نفر از اراذل و اوباش اعلام کرد که « اگر حضرت علي بود، بيش از اين ها اعدام مي کرد.» وي پرده از حقيقت مهمي جر داد و در حالي که پرده مذکور را با دندان و قيچي تکه تکه مي کرد، گفت: « در انتخابات ترکيه حقيقتي آشکار شد که مردم مسلمان در همه جاي دنيا اگر آزاد باشند و بتوانند نظر خود را بگويند اسلام را به هر دين ديگري ترجيح مي دهند.» آگاهان از اين اظهارات چنين نتيجه گرفتند: اول: انتخابات در حکومت لائيک ترکيه آزاد است و در اين حکومت لائيک مردم مي توانند به اسلام گرايان راي بدهند. دوم: علت اين که انتخابات در ايران آزاد نيست، اين است که چون حکومت لائيک نيست، اگر انتخابات آزاد باشد، ممکن است مردم به يک رئيس جمهور لائيک راي بدهند. سوم: اصولا اگر در سوئد و دانمارک و فرانسه و انگليس و سوئيس و آلمان و اسرائيل هم که تعداد مسلمانان کمتر از 10 درصد کل جمعيت است، اگر انتخابات آزاد بشود، مسيحيان و يهوديان حتما اسلام را به همه اديان ديگر ترجيح مي دهند. چهارم: در کشورهايي مثل عربستان و و مصر و افغانستان و پاکستان و امارات و کويت و غيره که مردم اسلام را به هر دين ديگري ترجيح داده اند، علت اصلي برگزاري انتخابات آزاد است. پنجم: آدم هر چيزي دهنش آمد مي تواند بگويد، لزومي ندارد منطقي هم باشد. اي عدالت! اي برابري! اي مساوات! اين دکتر داوودي معاون اول رئيس جمهور هم موجود جالبي است، تا وقتي دهانش را باز نکرده به نظر مي رسد آدم معقولي است و احتمال دارد حرف هاي درستي بزند. وي در حالي که دولت دهها شبکه تلويزيوني مفت و مجاني در اختيار دارد که هر روز در حال تکريم و توصيف و توجيه و چيزهاي ديگر او هستند، گفت: « عزتي که در اين دولت وجود دارد، در هيچ يک از دولت هاي قبلي نبوده است...» به نظر شما دولتي که عزت دارد يعني چي؟ داوودي گفت: « منتقدان ما را به عدالت متهم مي کنند.» وي مي خواست بازهم از خودش تعريف کند که وقت تمام شد و اتوبوس رفت. خاتمي! پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزي نگو! خاتمي خيلي چيزهاي مهم مي گويد که گاهي اوقات کسي دقيقا متوجه آن نمي شود. مثلا همين نکته که خيلي مهم است. خاتمي گفت: « نظام جمهوري اسلامي متعلق به همه است.» يکي از حاضرين پرسيد مثلا متعلق به کيست؟ خاتمي گفت: همه، همه مردم. همان حاضرين پرسيد: خب، مثلا کي؟ مي شه اسم؟ خاتمي گفت: مثلا متعلق است به همه زنان، همه معلمان، همه دانشجويان، همه کارگران.... خاتمي در همين حال ديگر بقيه جمله را فراموش کرد بگويد. از جمعيت پرسيد: ديگه کي رو گرفتن؟ حروم خوري خوشمزه اس بانک طلا هم به عنوان يکي ديگر از معجزات دولت احمدي نژاد تشکيل شد و وي با گذاشتن يک سکه بهار آزادي در اين بانک اولين حساب بانک طلا را براي خودش افتتاح کرد و براي هشدار به همه کساني که پول در بانک دارند و احتمال دارد که از همين امشب همه بانک ها منفجر شود و پول مردم به باد برود، گفت: « من در پي اصلاح نظام بانکي هستم.» به دنبال اين هشدار آژير خطر کليه بانک ها به صدا درآمد. همچنين يکي از کارشناسان بانک طلا علت تشکيل اين بانک را توضيح داد و گفت: چون نگه داشتن طلا حرام است و نبايد مسلمان طلا نگه دارد، ما براي اينکه فعل حرام صورت نگيرد، طلاي مردم را در بانک نگه مي داريم، منتهي براي اينکه حرام ديگري صورت بگيرد، به آنها بهره مي دهيم که خداوند به عنوان رباکار آنها را مجازات کند، نه به عنوان کسي که کنز مي کند. شرمنده، ببخشيد، غلط کردم در طول يک هفته که من در يکي از نوشته هايم يک جمله از فرزاد حسني تعريف کرده بودم و گفته بودم که من نمي شناسمش، ولي کارش خوب است، دهها اي ميل دريافت کردم که براي من نوشته بودند تو وقتي نمي شناسي چرا نظر مي دهي؟ و کلي اظهار نظر کرده بودند که چه و چه و چه. با شرمندگي و ضمن اعلام برائت و غلط کردم و ببخشيد، واقعا عذر مي خواهم، آدم که مجبور نيست در مورد چيزي که نمي داند نظر بدهد.
مي دانم سال هاست در اين مملکت نوشتن از حقايقي چون خورشيد عيان، "تشويش اذهان" و "اقدام به سياه نمايي" تعبير مي شود و به راحتي آب خوردن احکامي را در پي دارد که کمترين شان زندان است و محروميت هاي پنهان و آشکار. مدت هاست که در اين سرزمين کوروش تاريخ پر از صفحات سياه است که يادآوري شان عرق شرم را بر پيشاني انسان هايي که غم ملک و ملت دارند مي نشاند. مدت هاست که با نام مصلحت قربانيان به قربانگاه برده مي شوند و ما همه عادت کرده ايم تنها اين بخش از مذهب مان را احيا کنيم که بر جسدها روضه بخوانيم و ناله سر دهيم. مدت ها است در اين مرز و بوم هر نسلي تاوان نسل هاي ديگري را مي دهد که برايش از پيش ساخته اند يا ويران کرده اند. و ما چون چغدان محکوم به نشستن بر ويراني هايي هستيم که برايمان برجا گذاشته اند. از کجا بايد گفت که هر چه مي خوانيم درد و رنج ملتي است که حاکمانش در خيال خود برايشان بهشت ساخته اند. لابد هرچه برخلاف ميل اينان است عاري از حقيقت است. رئيس دولتش که با هزار اما و اگر به کرسي رسانده شده است و در عوام فريبي بي رقيب مانده به راحتي آب خوردن در رسانه ملي جوانان در بند را "ميکروب" مي نامد و حتي اگر ادعاي مسلماني هم دارد فکر روز قيامت خود را هم نمي کند. چشمان بسياري در اين سرزمين بجاي آنکه بازتر شده باشد درحال کور شدن است. همه چيز را آنگونه که خود مي خواهند مي بينند و اين خيال را حقيقت انکار ناپذير مي پندارند. و هر که غير از آن بيانديشد را ضد حقيقت و محکوم به نابودي مي داند. ديوارهاي انسانيت مدت هاست در اين مرز و بوم نه تنها ترک خورده، که فرو ريخته است. و از آن دين رحمان و رحيم، خون و شمشير بجا مانده است. براستي به کجا چنين شتابان؟ خطابم همه آناني است که به هر نوعي در حکومت نقشي دارند. خطابم به مقامات عالي نظام است. خطابم به رئيس قوه قضائيه است که اين روزها مي دانم در گرداب بدي گرفتارش کرده اند. خطابم به مقامات و تئوريسين هاي نهاد امنيتي است. آيا مي دانيد چه مي کنيد؟ در آن زندان ها چه داريد بر سر جوانان اين خاک مي آوريد؟ حتما باز هم خواهيد گفت همه ادعاها دروغ است و جو سازي. اما حداقل صاحب اين قلم که تجربه مشابه اي داشته ام باور مي کنم که در آن چهارديواري ريا و تزوير و ستم هر چيزي ممکن است. نه تنها من که صفحات تاريخ بهترين شاهدان ان است و در آينده نيز پنهان نگاه داشته شده ها نيز عيان خواهد شد.چه تا وجدان هاي بيدار هستند حقيقتي پشت ابر نخواهند ماند. بر مظلوميت علي (ع) بايد گريست که حاکمان مدعي پيروي اش اقتدار علي را تنها در شمشيرش يافته اند.بر حال روحانيون حاشيه نشين بايد گريست که با سکوت خود به مذهبي که پيروش هستند مدتهاست پشت کرده اند. بر همه نيروهاي سياسي بايد خورده گرفت که با سکوت خود همراه ظلم شده اند. آيت الله شاهرودي! چون مي دانم شما در دل دغدغه حکومت و عدالت علي را داريد خطابم با شماست. يک بار هم که شده مصلحت را بکناري نهيد و همانگونه که بارها تاکيد کرده ايد از شب اول قبر بترسيد و در پيشگاه خداوند سربلند باشيد نه در پيشگاه