بیست و هفتم ماه ژوئن سال 2007میلادی
یازدهم ماه تموز سال 5767 عبری
یادآوری: پخش برنامه ما از کانال IBA ARABIC TV قطع شده است
شنوندگان باید از این پس برنامه ما را از طریق کانال GBTS1 بشنوند.
فهرست برنامه امروز:
در مجموعه خبری امشب رادیو اسرائیل که حدود 40 دقیقه ادامه داشت، شنوندگان را از مشروح اغتشاشات خونین شب گذشته و امروز در تهران و شهرهای بزرگ دیگر ایران، همراه با دیگر خبرهای ایران، اسرائیل و فلسطینیان آگاه ساختیم .
دو برنامه هفتگی نیز پخش شد:
در نیمساعت دوم: بخش دیگری از سلسله گفتارهای تاریخی آقای نور محمد عسگری
در نیمساعت پایانی: پس از دومین بولتن خبری، گزارش آقای محمود سرابی درباره ورزش در ایران و جهان.
فشرده مهمترین خبرهای امروز رادیو اسرائیل
برای شنیدن صدای کامل گزارشها به "برنامه روز" مراجعه کنید.
این اخبار، تولیدی اتاق خبر بخش فارسی رادیو اسرائیل است.
* ادامه تعرضات تروریستی به جنوب اسرائیل، امروز واکنش ارتش را به همراه داشت و نیروهای اسرائیلی به منظور عقب راندن تروریستها از جدار امنیتی نزدیک به خاک کشور وارد نوار غزه شدند و با افراد مسلح فلسطینی درگیر گردیدند.
* فلسطینی های عضو تشکل تروریستی جهاد اسلامی (گروه ساخته و پرداخته حکومت ایران) امروز به حملات راکتی و شلیک خمپاره به سوی مناطق جنوبی اسرائیل و از جمله شهر سدورت ادامه دادند. این خرابکاری آنها آسیب یا زیانی به بار نیآورد، ولی واکنش نظامی اسرائیل را به دنبال داشت.
* نیروهای اسرائیلی به منظور عقب راندن تروریستها از جدار امنیتی نزدیک به خاک کشور امروز وارد نوار غزه شدند و با افراد مسلح درگیر گردیدند.
* فلسطینی ها خبر دادند در عملیات ارتش اسرائیل دست کم 12 نفر و از جمله دو تن از فعالان جهاد اسلامی و چند شهر عادی و یک کودک 12 ساله کشته شده اند.
* رئیس پیشین موساد (سرویس امنیت خارجی اسرائیل) عملیات نظامی اسرائیل را در نوار غزه موجه دانست. مقامات اسرائیلی تلفات غیرنظامی فلسطینیان را نادرست می دانند و می گویند: حتی اگر واقعیت داشته باشد، آنها در میان افراد مسلح قرار داشته اند.
* نخست وزیر اسرائیل در تماس تلفنی با نخست وزیر مستعفی بریتانیا، آقای تونی بلیر به او اطمینان داد، در پست جدید وی بعنوان نماینده صلح بین المللی در خاورمیانه با او به همکاری خواهد پرداخت. آقای بلیر امروز استعفای خود را به ملکه الیزابت تقدیم کرد.
* رئیس جمهوری مصر در مصاحبه با یک روزنامه اسرائیلی اعلام داشت: پیش از تسلط حماس بر نوار غزه، قرار بود سرباز ربوه شده اسرائیلی در قبال رها سازی 400 تا 500 زندانی فلسطینی آزاد شود. ولی تردید خالد مشعل و تسلط حماس بر نوار غزه این معامله را منتفی کرد.
* آقای سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه امروز در پی دیدار با آقای اهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل به رام الله رفت و در زمینه تحولات در مناطق فلسطینی و پیشبرد صلح، با آقای محمود عباس، گفتگو نشست.
* در دیدار بین نخست وزیر اسرائیل و وزیر خارجه روسیه، آقای اولمرت به میهمان خود گفت: رهبر فلسطینی ها و دولت جدید او را شریک صلح خود میداند و حاضر به گفتگو با آنهاست.
* آقای اولمرت نگرانی اسرائیل را از ادامه تجهیز حزب الله لبنان و فعالیتهای خشونت بار حماس ابراز داشت و خواهان کمک روسیه برای آزادی سه سرباز ربوده شده اسرائیلی گردید.
* وزیر خارجه روسیه شب گذشته در دیدار با خانم تسیپی لیونی وزیر خارجه اسرائیل از دوپاره شدن مناطق فلسطینی ابراز ناخرسندی کرد و آن را مساله ساز دانست.
* آقای لاوروف در مورد فروش سلاحهای پیشرفته روسی به سوریه ادعا کرد که این اقدام توازن نظامی را در خاورمیانه برهم نخواهد زد.
* رهبر فلسطینی ها طی فرمانی حمل اسلحه غیرمجاز در کرانه باختری رود اردن را ممنوع اعلام کرد. ولی تشکل های فلسطینی گفتند: در موقعیت فعلی قصد ندارند سلاح خود را زمین بگذراند.
* در کشوری که به روی دریائی از نفت و گاز خفته و رئیس جمهوری آن می خواهد بمب اتم بسازد، و ادعا می کند که رهبران همه کشورهای جهان دست تمنا به سوی او دراز کرده اند که بیاید و کشور آنها را هم اداره کند، از نیمه شب دیشب با اعلام آغاز جیره بندی بنزین اغتشاشات خونینی در بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک ایران روی داد و مردم خشمناک در تهران، مازندران، اصفهان، تبریز، خوی و چندین شهر دیگر جایگاههای فروش بنزین را به آتش کشیدند و به شعبات بانکها و ادارات دولتی حمله بردند و شیشه های اتومبیلها را خرد کردند.
* از مجموعه گزارشهائی که از تهران و دیگر شهرهای ایران رسیده چنین برمیآید که اوضاع در اکثر شهرهای بزرگ و کوچک ایران بشدت بحرانی است و مقامات انتظامی بیم دارند که خیزش های مردمی امشب با آغاز تاریکی از سر گرفته شود.
* در تهران و بسیاری دیگر از شهرهای ایران شمار زیادی از افراد نیروی انتظامی و بسیج در خیابانها، و به ویژه در اطراف جایگاههای فروش بنزین می کوشند از هر گونه تحرک خشونت آمیز جلوگیری کنند- ولی آگاهان در تهران می گویند خشم مردم آنقدر شدید است که در صورت از سرگیری تظاهرات و حمله به جایگاههای فروش بنزین، ماموران دولتی بهیچوجه نخواهند توانست جلوی آن را بگیرند.
* مقامات حکومت که در ساعات گذشته بشدت تلاش می کردند جریان به آتش کشیده شدن جایگاهها را تکذیب کنند و یا آن را کم اهمیت بدانند، در ساعات اخیر اعتراف کردند که دهها جایگاه بنزین در تهران و دیگر شهرها به آتش کشیده شده و اوضاع در اکثر شهرهای ایران بحرانی است و بیم از سرگیری اغتشاشات میرود.
* در چند گزارش گفته شده که در جریان درگیریهای خونین شب گذشته، سه تن از اهالی تهران کشته شده و شمار نامعلومی زخمی گردیده اند. ولی مقامات رسمی هنوز نسبت به این خبر واکنشی نشان نداده اند.
* در یک گزارش دیگر گفته شده که برخی اهالی تهران علاوه بر اینکه جایگاههای فروش بنزین را از روی خشم به آتش کشیده اند، چند شعبه بانک و مؤسسات دولتی نیز هدف حمله قرار گرفته و آسیب دیده است.
* در تهران افراد خشمگین می گفتند: احمدی نژاد که وعده داده بود درآمد نفت را به سر سفره مردم ایران بیآورد، اکنون حتی بنزین را از آنان دریغ می کند. وزیر نفت آقای کاظم وزیری هامانه ادعا کرد که دولت نخواهد گذاشت مردم در تهیه بنزین با مشکل روبرو شوند.
* ساعاتی پیش از آنکه شورش مردم علیه جیره بندی بنزین آغاز شود چند نماینده مجلس یک طرح سه فوریتی تسلیم کردند که خواهان توقف فوری سهمیه بندی شده است. ولی نائب رئیس مجلس آقای محمد رضا باهنر حاضر به دریافت این طرح نشد و ادعا کرد که به صورت درستی تنظیم نگردیده است و احتیاج به تصحیح دارد. جلسه امروز مجلس بسیار متشنج بود.
* از تهران خبر رسید که بدنبال جیره بندی بنزین، موج عظیم تورم اقتصاد ایران را تهدید می کند. در تهران و بسیاری دیگر از شهرهای ایران، از نخستین ساعات بامداد امروز تاکسی ها نرخ کرایه را به نحو چشمگیری افزایش دادند و در همان حال خبر رسید که این اقدام موجب افزایش نرخ شمار زیادی از مایحتاج عمومی نیز شده است.
* در گزارشها آمده بود که بازاریان قصد دارند در اعتراض به جیره بندی بنزین بازار را تعطیل کنند- ولی نائب رئیس شورای اصناف آقای قاسم فراهانی با نادرست خواندن این خبر گفت: بازار به دلیل سهمیه بندی بنزین تعطیل نخواهد شد.
* کارگزاران بورس نیز امروز از جیره بندی بنزین ابراز نگرانی کردند و گفتند این امر بر شاخص های بازار بورس تاثیر بسیار منفی به جای خواهد گذاشت. همزمان خبر رسید که قرار است بهای گاز سوختی نیز افزایش یابد و همچنین بهای سیمان در روزهای اخیر 25 درصد افزایش یافته است.
* سازمان عفو بین الملل (امنستی اینترنشنال) از حکومت ایران خواستار شد از ادامه اعدام کودکان و نوجوانان نابالغ خودداری ورزد و این گونه جنایات را متوقف کند.
* در بیانیه امنستی اینترنشنال آمده است: زمان آن فرا رسیده که مقامات ایرانی یک بار برای همیشه به این اقدام شرم آور خود پایان دهند و خود را با دیگر کشورهائی همآهنگ کنند که از مدتها پیش شنیع بودن اعدام کودکان را پذیرفته اند.
در حال حاضر۷۱ کودک و نوجوان به دلیل ارتکاب جرمهای مختلف در ایران محکوم به اعدام شدهاند. بر اساس این گزارش در سال گذشته ایران بیشترین تعداد اعدام افراد زیر ۱۸سال را به خود اختصاص داده است. از سال ۱۹۹۰ تا کنون ۲۴ مورد حکم اعدام برای کودکان در ایران صادرگردید که یازده مورد آن سریعاً به اجرا گذاشته شد و سیزده تن از محکومان پس ازاینکه به ۱۸ سالگی رسیدند، اعدام شدند.
اعدام سعید قنبرزهی، نوجوان ۱۷ ساله ایرانی تنها یکی از نمونه های بیشماراین اقدام حکومت ایران بوده است. به گزارش خبرگزاری آلمان، کیت ویلینگهام (Kate Willingham)، یکی ازفعالان عفوبین الملل و نویسندگان این گزارش، دراین باره میگوید:« سعید درماه می امسال دستگیرشد. ما متوجه شدیم که دلیل این دستگیری، ظاهراً نقش خانوادهی وی در انفجاریک اتوبوس دراستان بلوچستان، درماه فوریه بوده است. این موضوع واقعاً باعث نگرانی ما شد، چرا که این فاصلهی زمانی برای یک دادرسی قانونی و عادلانه کافی نیست.»
عفو بینالملل دراین گزارش از ایران خواسته است، قوانین خود را به گونهای تغییر دهد که حکم اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال حذف شود.
مالکوم اسمارت (Malcom Smart ) مدیربخش خاورمیانهی سازمان عفو بینالملل نیزدراین رابطه میگوید: «ایران عملاً آخرین کشوری است که درآن کودکان برای مجازات اعدام میشوند.»
عمادالدین باقی، وکیل وفعال حقوق بشر، معتقد است که نهادهای حقوق بشرمستقل درایران وجود ندارند و به همین دلیل نمیتوان برروی تصمیم گیری وقدرت دولت تأثیرداشت؛ ازهمین رومحدودهی اقدامات فعالان حقوق بشردر ایران تنها به آگاهی دادن ویا منتشر نمودن مقاله ختم میشود.
اگرچه پس از انقلاب اسلامی ۵۷ و نیز در آغاز دولت محمود احمدینژاد به مردم وعده داده شد، پول نفت را به سر سفرهی مستضعفان ببرند، ولی به گفتهی بسیاری کارشناسان این شعاری عوامپسندانه برای جذب تودههای مردم با انگیزههای گروهی و سیاسی بوده است. واقعیت این است که تمامی دولتهای پس از انقلاب با معضل بهای نازل و غیرواقعی بنزین دست به گریبان بودهاند وغیراقتصادی بودن بهای نازل بنزین مورد تأیید کارشناسان دولتی و غیردولتی بوده است.
یارانه سرسامآور انرژی
میزان عرضهی انرژی در ایران سالانه حدود ۶۰ میلیارد دلار است که از این رقم ۴۵ میلیارد دلار آن را دولت بصورت یارانه میپردازد. بعبارت دیگر، دولت در ازای عرضهی ۶۰ میلیارد دلار تنها ۱۵ میلیارد عایدش میشود. این امر بدانجا انجامیده است که مصرف سرانهی بنزین نازل برای هر خودرو در ایران به روزی ۱۲ لیتر برسد که از نظر کارشناسان یک میزان انفجاری است. نه میزان مصرف بنزین در ایران با کشورهای همجواری مانند روسیه قابل قیاس است و نه بهایی که یک ایرانی باید برای آن میپردازد. در روسیهای که خود تولیدکنندهی بنزین است، بهای بنزین ۹ برابر بهای بنزین سوخت در ایران است. بهای هر لیتر سوخت در ترکیه تقریبا برابر است با بهای بنزین در کشورهای اروپای غربی.
به نظر میآید طرح سهمیهبندی که هماکنون به اجرا درآمده، طرحی بوده است اجتناب ناپذیر. به گفتهی کارشناسان، اگر دولت جمهوری اسلامی به همین روال ادامه میداد، میبایستی در سال جاری حدود ده میلیارد دلار دیگر سوخت وارد کشور میکرد. از سوی دیگر مشکلاتی چون معضل زیست- محیطی نیز وجود دارد که مثلا کلانشهری چون تهران بیش از این گنجایش گازهای آلایندهی ناشی از سوخت بنزین را ندارد. عامل مهم دیگر را باید در این دید که کشورهایی که بشدت بدنبال تشدید تحریمها علیه ایران هستند، میتوانند از معضل بنزین در جمهوری اسلامی سود جسته و با فلج کردن راهکار فلج ساختن اقتصاد جمهوری اسلامی را پیش ببرند.
پیش از این مجلس شورای اسلامی پیشنهاد داده بود که بنزین بصورت آزاد و تکنرخی و بدون سهمیهبندی باشد، اما بهای آن به ۱۵۰ تا ۱۶۰ تومان در هر لیتر افزایش یابد. این امر میتوانست طبق برآوردها مصرف سوخت را به روزی یکصد میلیون لیتر کاهش دهد. از نظر اقتصاددانان این پیشنهادی بوده است کارشناسانه، ولی دولت محمود احمدینژاد این پیشنهاد رد کرده و لایجه را به مجلس بازمیگرداند.
معضلی نه تنها اقتصادی
به باور دکتر بیژن بیدآباد، استاد و پژوهشگر در رشتهی اقتصاد، معضل بنزین را نباید تنها یک معضل اقتصادی دانست و میافزاید:
«مسئلهی اساسی بنزین پیش از اینکه یک مسئلهی اقتصادی باشد، یک مسئلهی مربوط به گروههای فشار هست که این گروههای فشار به تشکیلاتی مانند شبکههای نزدیک به وزارت نفت و سازمانهای امنیتی متصل هستند. تفاوت قیمت بنزین در ایران و کشورهای همجوار بسیار زیاد است و بهای بنزین در ایران بسیار ارزان است و در نتیجه این مسئله شرایطی خاصی را در جهت قاچاق بنزین به خارج از کشور ایجاد میکند. تلاشهای دولت نیز برای کنترل بنزین در این راستا است تا از صدور قاچاق بنزین به خارج از کشور جلوگیری شود.»
از نظر دکتر بیدآباد طرح دولت ناقض منافع شبکههای قاچاقی است که در محافل امنیتی دست دارند و ای بسا که بنزین ارزان قاچاق شده را، بار دیگر با بهایی گزاف وارد کشور سازند. وی در مورد عاملان برخی آتشسوزیها میگوید:
«آنچه که از جریانات میتوان استنباط کرد، به نظر نمیآید که مردم اقداماتی در تخریب یا آتشسوزی پمپ بنزینها کرده باشند، بلکه
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: آتشسوزی در پمپ بنزینی در تهران، ظاهراَ در اعتراض به سهمیهبندی بنزینعاملان اساسی را باید در گروههایی گشت که به منافع ایشان از این بابت ضربه میخورد. و منافع افرادی که از اجرای طرح سهمیهبندی آسیب میبینند، گروههایی هستند که به انحای مختلف از قاچاق سوخت به خارج از کشور سود میبرند. همین طور مسئلهی هماهنگ بودن آتشسوزی پمپ بنزینها میتواند در این راستا تحلیل شود. مردم ایران بهرحال در سه دههی گذشته نشان دادهاند که تحملپذیریشان در مورد افزایش قیمت و سهمیهبندی بسیار بالا بوده و ما بررسی سه دههی گذشته را از لحاظ توزیع کوپن یا توزیع سهمیههای متفاوت در نظر میگیریم، بویژه در زمان جنگ، این موضوع نشان از بالا بودن درجهی تحمل ایرانیان نسبت به سهمیهبندی، مسائل اقتصادی و همچنین در صف قرار گرفتن دارد. در نتیجه این موضوع نمیتواند بعنوان عامل تشنج تلقی شود.»
این کارشناس امور اقتصاد بطور کلی با طرح دولت موافق است با این تفاوت که از نظر وی باید سهمیهبندی را بتدریج حذف کرد و بر بهای بنزین افزود، زیرا که رایانهی دولت بار سنگینی است بر دوش اقتصاد کشور. وی میافزاید:
«البته بهای بنزین را افزایش دادن سیاستی اصولی هست، ولی در شرایط فعلی تحولات شدید قیمتی همواره به گروهها و اقشار کمدرآمد آسیب میزند. سیاستهایی را که در این شرایط میتوان اتخاذ کرد، این است که در یک حد پایینی که میزان مصرف متعارف اقشار کمدرآمد هست، بنزین بصورت کوپنی یا بصورت سهمیهای توزیع شود، ولی هر کس که بالاتر از آن حد خواست با قیمتی در حد قیمت متعارف کشورهای همسایه به او فروخته شود. این موضوع تنها اشکالی که دارد از لحاظ تخلفات در مورد سهمیهها هست که کارتهای جعلی سهمیه ممکن است درست شود یا شیوههای اختلاس و تبانی در توزیع یا خرید و فروش سهمیهها را در بازار پیش آورد، ولی بهرحال میتواند برای مدتی استفاده شود، تا دوران گذار بگذرد و مردم با قیمتهای بالاتر بنزین خو بگیرند و به آهستگی سهمیهها کمتر شود و نهایتا از بین برود.»
طبق برآوردها تعداد کل خودروها در ایران حدود هشت میلیون دستگاه است و میزان بنزین عرضه شده از سوی دولت، سوخت ضرور برای این تعداد خودرو را تأمین نمیکند. پرسش اینجاست که مابقی سوخت ضرور برای این میزان خودرو چگونه تأمین میشود. از آنجا که بخشی از واردات بنزین به کشور بصورت غیرقانونی توسط گروههای قاچاق و بطور سازمانیافته صورت میگیرد، یک دلیل مخالفت با افزایش بهای بنزین از سوی همین محافل است، زیرا که نمیخواهند درآمدهای کلان و غیرقانونی ایشان آسیب ببیند. تکنرخی شدن بهای بنزین به معنای ایجاد مشکل برای گروههای سازمانیافتهی قاچاق بنزین است.
مشکلی به نام قاچاق
بنا به ارزیابی کارشناسان، ده تا ۱۵ میلیون لیتر سوختی که از طریق قاچاق تأمین میشود، یک درآمد یا رانت غیرقانونی حدود ۵ تا ۷ میلیون دلار ایجاد میکند. بخشی از این سوخت نیز بدلیل نگهداریهای غیرکارشناسانه به هدر میرود. بهرحال از آنجا که دولت نمیخواهد بهای سوخت را بالا ببرد، مجبور بوده است که راه حل سهمیهبندی با کارتهای هوشمند را پیش گیرد. در کشوری که نظام مدیریت و دستگاههای مرتبط بسیار فرسودهاند و دولت هنوز نتوانسته است حتا در نظام بانکی کارت هوشمند را بکار گیرد و مردم را به چنین فنآوری عادت دهد، چگونه میخواهد کارت هوشمند را برای مصرف بنزین بکار ببندد.
از سوی دیگر به مصرفکنندگان این امکان داده شده که سهمیهی ۴ ماه آیندهی خود را پیشاپیش مثلا در عرض دو هفته دریافت کنند. بر این اساس میتوان حدود دو تا سه ماه دیگر در انتظار بحران واقعی بنزین بود، آنگاه که مصرفکننده سهمیهی روزانه ۳ و نیم لیتر بنزین خود را طی چند هفته پیشخور کرده است. دولت حتا پیشبینی نیز نکرده است که در صورتی که مصرفکننده به سوختی بیش از سهمیهی خود نیازمند باشد، چگونه میتواند نیاز خود را با نرخی بالاتر تهیه کند. بنابراین در صورتی که این طرح بدون اصلاحاتی ادامه یابد، حدود دو ماه دیگر باید شاهد بحرانی دیگر بود.
مشکل کمبود بنزین نیست
از نظر کارشناسان اقتصادی، معضل بنزین در ایران معضل کمبود بنزین نیست، بلکه زیادبود مصرف است. در ایران حدود ۴۵ میلیون لیتر بنزین در روز تولید میشود و اگر سوخت بطور عقلانی توزیع و مصرف شود، همین میزان برای سوخت ایران کافیاست، زیرا میتوان انتظار داشت که با گران شدن سوخت، الگوی مصرف از وسیلهی نقلیه تغییر خواهد کرد و مردم نیز بیشتر به وسائط نقلیهی عمومی و یا خودروهای با مصرف کمتر روی خواهند آورد.
آقای دکتر بیدآبادی در مورد اینکه از نظر وی راهکار کنونی میتواند ادامهی سهمیهبندی با افزایش بهای بنزین باشد میگوید:
«علت بسیاری از عوارضی که در اقتصاد ایران پیش آمده این است که دولتها مایل نبودند در دوران تصدی خودشان قیمتها را به سمت قیمتهای طبیعی نزدیک کنند. چون این موضوع از لحاظ سیاسی برایشان تنش زا میبوده است و بعنوان یک قلم منفی در کارنامهی آنها تلقی میشده و در نتیجه با افزایش قیمتها مقاومت میکنند و این را احاله میدهند به دولت بعد و دولت بعد معمولا در یک شرایطی قرار میگیرد که این شرایط قیمتهای پایینی بوده که از دولتهای قبل بصورت قیمتهای دولتی تحویل دولتهای بعدی شده است. این معضلی است که بهرحال راهحلهای ویژهای را باید برای آن اتخاذ کرد.
از نگاه کارشناس امور اقتصادی روزنامهی اعتماد، آقای پناه فرهاد بهمن، در ضرورت سهمیهبندی و ساماندهی به مصرف بنزین شکی نیست، ولی آنچه که مشکلزا شده است، شیوهی اجرای آن است. آقای فرهاد بهمن میگوید:
«در اینکه الگوی مصرف سوخت در ایران هیچ تبعیتی از استانداردهای بینالمللی و استانداردهای پذیرفتهشدهی منطقی ندارد، هیچ شکی نیست. اما متأسفانه ما بجای فراهم کردن پیششرطها و پیشنیازها برای ساماندهی این مسئله میخواهیم به طور ناگهانی از پلهی اول به پلهی آخر برسیم. در شرایطی این طرح سهمیهبندی بنزین به اجرا گذاشته شده است که ما همچنان تبصره ۱۳ که مربوط است به بحث (...) به بحث ناوگان حمل و نقل شهری، بحثهای مرتبط با استاندارهای محیط زیستی، در حالیکه به هیچیک از اینها بر اساس تبصرهی ۱۳ عمل نشده، آخرین ساعات دیشب طرح سهمیهبندی بنزین کلید نهاییاش میخورد و سهمیهبندی اعلام میشود و از لحظهی اعلام این خبر تا همین الان ما شاهد بحرانهای اجتماعی هستیم که نمود خشم مردم را در قالب آتش زدن پمپبنزینها، بانکها و سدمعبرهای طولانی میبینیم که تا صبح امروز تهران درگیر آن بوده است و همچنان هست، و این اولین پیامد این تصمیم غیرکارشناسی و عجولانه بوده است.»
داود خدابخش (رادیو دویچه وله)
شائول بخاش ، استاد تاریخ دانشگاه جورج میسون در آمریکا، و همسر هاله اسفندیاری دیروز نوشت، بازداشت و بازجوبی همسرش از «یک الگوی شوم آشنا» تبعیت میکند که طبق آن نخست، شخصی را دستگیر میکنند، سپس برای توجیه این دستگیری بی دلیل، به زندانی اتهامات بی اساس وارد میکنند؛ اتهاماتی نظیر به خطر انداختن امنیت ملی.
آنگاه برای حفظ آبروی خود در صحنه بین المللی، به تدریج روی خوش نشان میدهند اما مدعی میشوند که از طریق اعترافات متهمان، «شبکه ها» یی از افراد «خرابکار» را کشف کرده اند.
شائول بخاش از نمونه رامین جهانبگلو نام میبرد که پس از سپری کردن چهار ماه در زندان اوین، از او به زور اعترافات کاذب اخذ شد که طی آن جهانبگلو «اقرار» کرد که نهادهای آمریکایی از او بهره برداری کرده اند. این «اعترافات» تنها مدرکی بود که مقامات توانستند در دفاع از ادعاها و اعمال خود ارائه کنند.
شائول بخاش اظهار نگرانی میکند که مقامات امنیتی ایران قصد دارند از همسر او نیز چنین اعترافاتی بیرون بکشند.
او همچنین مینویسد: «طی سالها، بسیاری از روشنفکران، نویسندگان، و استادان دانشگاه در ایران به جرم «جاسوسی» و «به خطر انداختن امنیت ملی» محاکمه و به زندانهای دراز مدت محکوم شده و در معرض رفتار خشن در زندان قرار گرفته اند. در یک مورد بسیار دهشتناک در سال ۲۰۰۳، عکاسِ خبرنگار ایرانی ـ کانادائی زهرا کاظمی زیر بازجویی در زندان اوین کشته شد.»
آقای شائول بخاش به مقامات ایرانی توصیه میکند به جای تلاش در اخذ «اعترافات» بی اساس، از نمونه آزاد کردن ملوانان بریتانیایی پیروی کنند و مانند آنها، همسر او را نیز به همراه دیگر زندانیان بی گناه از جمله کیان تاجبخش و علی شاکری، آزاد سازند.
عبدی کلانتری، گزارشگر دویچه وله در نیویورک
آسوشیتدپرس به نقل از یک سخنگوی وزارت محیط زیست آلمان مینویسد که سازمان مجاهدین یکی از موضوعات مورد بحث در نشست وزیران محیط زیست اتحادیهی اروپاست.
اینکه شورای وزیران محیط زیست به این مسئله میپردازد، نامأنوس است، اما در اتحادیهی اروپا شوراها در انتخاب موضوعات مورد بحث در نشستهای خود آزادند.
سازمان مجاهدین نخستین بار در سال ۲۰۰۲ به لیست گروههای تروریستی این اتحادیه افزوده شد.
در دسامبر ۲۰۰۶ این سازمان به دیوان عالی اروپا شکایت برد. به گزارش آسوشیتد پرس، رأی دادگاه حاکی از آن بود که سازمان مجاهدین به اندازهی کافی از پشتیبانی حقوقی برخوردار نبوده است.
پس از رأی دادگاه اروپایی نیز این سازمان در لیست ترور اتحادیهی اروپا باقی ماند. این امر اعتراض پارلمانهای ایتالیا و دانمارک را برانگیخت. اواسط ماه ژوئن سال جاری، کمیسیونی از پارلمان آلمان نیز به این موضوع پرداخت.
فولکر بک (Volker Beck) از حزب سبزهای آلمان و بورکهارد مولر زونکزن (Burkhardt Müller-Sönksen) از حزب دموکراتهای آزاد این کشور تصمیم اتحادیهی اروپا برای قراردادن مجاهدین در لیست ترور را عملی نادرست میدانند.
فراکسیون دموکرات مسیحیهای پارلمان آلمان اعلام کرد که باید در مورد پروندهی مجاهدین مشورت بیشتری صورت گیرد. حزب سوسیالدموکرات نیزاین "جریان" را نگرانکننده خواند.
یکی از مسئولان بخش رسانهای وزارت امور خارجهی آلمان در گفتوگو با دویچه وله گفت، شورای وزیران محیط زیست اتحادیه در نشست امروز (۷ تیر) خود به لیست تروریستی اتحادیه، از جمله سازمان مجاهدین میپردازد، اما به نظر میرسد که این شورا لیست فعلی را تأیید کند و در نتیجه سازمان مجاهدین همچنان یک سازمان تروریستی به شمار آید.
لیست سازمانهای تروریستی هر شش ماه یک بار مورد بررسی قرار میگیرد.
مردم مانند قحطي زدگان به پمپ بنزينها هجوم بردهاند و از شدت خشم آنها را به آتش ميكشند، در همان حال، مساله اصلي عدهاي اين است كه چرا آقاي خاتمي با زنان «اجنبيه» در ايتاليا دست داده، نيروي انتظامي در خيابانها برخورد با زنان بد حجاب را از سرگرفته و آقاي احمدي نژاد نيز ظهور قريبالوقوع امام غايب را با اطمينان تمام بشارت ميدهد. اين است سرنوشت كشوري كه محتوي از آن رخت بربسته و شكلگرايي و ظاهر پرستي جاي آن نشسته است. گيرم كه آقاي خاتمي با زنان خارجي دست داده باشد، گيرم كه گيس دختري از روسرياش بيرون بيفتد، آيا عرش خدا از اين مسائل به لرزه ميافتد يا از سرنوشت شومي كه براي اين مردم در حال رقم خوردن است؟ چقدر نوشتيم كه ناديده گرفتن حقوق شهروندان، نه فقط شهروند مسئول كه شهروند رام هم توليد نميكند. چقدر هشدار داديم كه برخورد با احزاب و سازمانهاي غير دولتي، توده مطيع نميآفريند، بلكه سر بزنگاه سيل به راه مياندازد. چقدر تاكيد كرديم كه پيله كردن به ظواهر شرعي، جمعيت را به نظم و قانون متعهد نميكند. چقدر اخطار كرديم كه دامن زدن به شعارهاي عوام پسند به منظور از ميدان به در كردن رقيب، دود ميشود و به چشم خودتان ميرود. چقدر فرياد زديم كه با سياستهاي غلط اين كشور را در معرض فشار و تهاجم بيگانگان قرار ندهيد كه ....... اما مگر گوش شنوايي يافت ميشود. روزي نوشته بودم، بگذار ما سكوت كنيم تا واقعيت خود به سخن آيد. اينك واقعيت در حال زبان گشودن است. واقعيت ميگويد بسياري از اين مردم طاقت تحمل سهميه بندي بنزين را ندارند، زيرا به همه چيز و به هم كس بياعتمادند. پس چگونه آنها را به تحمل «هزينههاي سنگين» در مواجهه با تحريمهاي جهاني فرا ميخوانيد، تحريمهايي كه رو به گسترش است و به تدريج دامن مردم را ميگيرد؟ چرا تا اين اندازه نسبت به هشدار در باره خطراتي كه در كمين همه ما نشسته است، حساس و بيطاقتيد و نخستين راه حلتان براي مشكلات، پاك كردن صورت مساله است؟ گيرم كه كسي از مشكلات سخني نگويد، گيرم كسي در اين باره هشدار ندهد، گيرم مطبوعات تحت فشارهاي گوناگون تن به خودسانسوري دهند، اما آيا همه اينها، كمترين نقشي را در حل مشكل و يا حتي به تعويق انداختن آن بازي ميكنند؟ مشكلات مانند آشغال روي فرش هستند كه با راندن آنها به زير فرش، هر چند كه از ديده پنهان ميشوند، اما محو نميشوند و پس از مدتي بوي گندشان چنان مشمئز كننده ميشود كه به ناچار بايد به وجود آنها اعتراف كرد، اما چنين اعترافي ديرهنگام است و پرهزينه. مشكلي را كه در روز اول ميتوان با اندكي خردورزي و دور انديشي حل كرد، در روز آخر همه عقلاي عالم هم از حل آن عاجز ميمانند. خدا رحمت كند مرحوم دكتر حسين عظيمي را كه مثال جالبي در باره رشد تصاعدي بحرانهاي اجتماعي مطرح ميكرد. به گفته آن مرحوم، اگر فرض بگيريم كه يك جلبك در صورت دو برابر شدن در روز، بتواند سطح يك استخر را در طول صد روز به طور كامل بپوشاند تازه در روز نود و هشتم، فقط يك چهارم سطح استخر را پوشانده است. مسلما يك فرد كوته بين، از اينكه رشد جلبك در طول نود و هشت روز فقط يك چهارم استخر را پوشانده، خاطر خود را مكدر نميكند و با خوش خيالي، زمان را به سود خود ميبيند. اما يك فرد تيز بين با توجه به رشد تصاعدي جلبك به وحشت ميافتد، زيرا ميداند كه جلبك روز بعد نصف استخر و روز بعد از آن تمام استخر را خواهد پوشاند! به ضرس قاطع ميتوان گفت كه برخي از مهمترين معضلات اجتماعي و اقتصادي در ايران شبيه همان جلبكي است كه مرحوم عظيمي از آن سخن گفته است، اما ظاهرا تا اين جلبك سطح تمام استخر را فرانگيرد، عدهاي به وجود آن اعتراف نخواهند كرد. من اميدوارم كه مسئولان كشور ما با تجربه سهميه بندي بنزين، به اين نكته پي برده باشند كه با جامعهاي با مشكلات پيچيده و تلنبار شده روبرويند، مشكلاتي كه عمدتا آنها خود به دليل مسدود كردن راه اصلاحات واقعي، مسبب پيچيده شدن و تلبنار شدن آنهايند، اما گذر از اين مشكلات تنها از راه يك آشتي ملي بر اساس حقوق برابر همه شهروندان ايراني و مشاركت همگان در امور سياسي و اقتصادي امكانپذير است، نه از راه كتمان مشكلات و يا ايجاد حساسيت نسبت به ظواهر و شكلها و يا اطمينان به ظهور قريبالوقوعي كه هيچكس مجاز به پيشگويي آن نيست.
اصلا فکرش را می کردید که در عرض چهار ساعت مملکت چنان برود هوا که از هیچ کس هیچ کاری برنیاید؟ کلی از دیروز دارم به این موضوع فکر می کنم که این انبار باروت آماده اشتعال، چقدر خطرناک است. در بررسی خبرهای مختلفی که به ما می گوید که در عرض 4 ساعت 13 پمپ بنزین آتش گرفته، 3 فروشگاه شهروند به غارت رفته، یک بانک مورد حمله قرار گرفته و موضوع بنزین به مهم ترین خبر کشور تبدیل شده و از امروز ترافیک تهران شدیدا خلوت شده است، گرفتن چند نتیجه گیری اخلاقی ضروری است. اول: به نظر می رسد مردم عزیز ایران ما دست به اعتراض شان خوب است، منتهی به جای اینکه به دولتی که اقدام حساب نشده ای کرده اعتراض کنند، اموال خودشان را نابود می کنند و همدیگر را کتک می زنند. دوم: مردم ایران می توانند براحتی بخاطر چیزی که اثری در زندگی شان ندارد، مثلا همین افزایش قیمت بنزین و سهمیه بندی آن که چندان هم زندگی مردم را زیر و رو نمی کند، یا مثلا حرکت سریع تر در خیابان و جاده و یا رفتار حساب نشده مالی، زندان بروند و کتک بخورند و حتی کشته شوند، ولی برای چیزهایی که اثر مهمی در زندگی شان دارد، حاضر نیستند هزینه بپردازند. در حقیقت من فکر می کنم مردم ایران هزینه را وقتی می پردازند که به زور از آنها گرفته شود. سوم: اصولا در ایران کسانی که اعتراض می کنند با کسانی که فکر می کنند دارند اعتراض می کنند فرق اساسی دارند، معمولا کسانی که فکر می کنند دارند اعتراض می کنند، کار خاصی نمی کنند، فقط در مورد اعتراض حرف می زنند یا فکر می کنند، اما کسانی که اعتراض می کنند در مورد اعتراضی که می کنند فکر نمی کنند، یک دفعه به خودشان می آیند و می بینند اعتراض کرده اند. چهارم: پلیس در ایران فقط برای مقابله با کسانی وارد عمل می شود که فکر می کنند و به فکر کردن آنها می گویند اقدام علیه امنیت ملی، اما علیه کسانی که واقعا اقدام علیه امنیت ملی می کنند، کاری ندارند. پنجم: دیروز گروهی از نمایندگان مجلس که خودشان با قید دو هزار فوریت طرح بنزین بازی را تصویب کردند، تصمیم داشتند با قید سه فوریت طرحی را که 150 میلیارد پول برای آن مصرف شده و بخاطر آن کلی کار انجام شده، لغو کنند و اصرار عجیبی هم داشتند که بسرعت این کار انجام بگیرد. ششم: پلیس از ساعتها قبل در جریان بود که احتمالا ملت یک فتنه حسابی راه می اندازند، به همین دلیل از بعد از ظهر اقدام وسیع خودش را برای مبارزه با بدحجابی آغاز کرد. هفتم: اصولا اپوزیسیون باید به پوزیسیون بیاید، تقریبا همه آنچه از دیشب ملت انجام دادند کمابیش شبیه حرف ها و رفتارهای احمدی نژاد بود. و نمونه مشخص این که یک معترض در محل پمپ بنزین که شما در ده متری اش با سیگار رد بشوید خطرناک است، کبریت کشید تا آنجا را آتش بزند، و اولین اتفاقی هم که برایش افتاد این بود که خودش سریعا آتش گرفت. این دقیقا کاری است که احمدی نژاد دارد با ایران و دولت و خودش می کند. هشتم: من تا به حال فکر می کردم برای حفظ مملکت باید برای تغییر دولت و حکومت باید تلاش کرد، از چند ساعت قبل به این نتیجه رسیدم که باید بروم ایران و وارد نیروی انتظامی بشوم تا جلوی ملت دیوانه را که واکنشی از دولت دیوانه است، بگیرم. البته احتمالا اگر وارد نیروی انتظامی می شدم، حتما من هم می رفتم برای مبارزه با بدحجابی... نهم: در ایران بعید است که تا ده سال دیگر یک دولت دموکراتیک و قدرتمند و با ثبات روی کار بیاید، اما اصلا بعید نیست که تا یک هفته دیگر یک انقلاب تصادفی رخ بدهد که دودمان همه مان را برباد بدهد. دهم: فاجعه پنج تیر را هیچ وقت از یاد نبریم، یک دولت که فکر کردن را تعطیل کرده، با حمایت یک مجلس که بدون کارشناسی تصمیم می گیرد، در عرض یک روز کاری می کنند که ملت عصبی خودشان را آتش بزنند و در همان موقع پلیس برای حفظ امنیت اخلاقی با بدحجابی مبارزه می کند. چشمم آب نمی خورد که اتفاقی چیزی... یازده و اهم اخبار: درست در زمانی که همه چیز در حال به هم ریختن است، با یکی از آشنایان که انسان معتقد و مومنی هم هست، تلفنی حرف می زنم، می گوید که در شهر خبر خاصی نیست. یک لینک از نمایشگاه گروهی تعدادی از خانمهای عکاس و نقاش را هم می فرستد که کلی عکس های بامزه و جالب در آن است. تهران، همین است! هر کسی کار خودش را می کند، مثل عبور از تونل وحشت که اسکلتی جلوی آدم ظاهر می شود و همه فریاد می زنند و بعد همه با هم می خندند، همین جوری است.
اين جمله را مخالفان نظام جمهوري اسلامي يا رقباي آقاي محمود احمدي نژاد بر زبان جاري نساخته اند. اين جمله از سوي اپوزيسيون داخلي وخارجي منتشر نشده است. اين جمله در سايت هاي خبري داخل به نقل از سيد کرامت الله ملک حسيني نماينده ولي فقيه در کهگيلويه و بوير احمد چاپ شده است. وي با انتقاد از تشديد تورم در دولت نهم خطاب به رئيس جمهور و مسوولان کشوري و استاني گفته است: "رحم کنيد به بندگان خدا و جلوي گراني را بگيريد." نماينده ولي فقيه افزوده است: "بنده به رئيس جمهور علاقمندم. اما نمي دانم چرا قبول نمي کند که تورم در کشور وجود دارد و اکنون رو به افزايش است." سيد کرامت ملک حسيني از افزايش روزانه تورم و نگراني اقشار آسيب پذير زير خط فقر در ايران خبر داده و گفته است: اگر صاحب انرژي هسته اي هم بشويم که شده ايم، ولي گراني و تورم وجود داشته باشد، وضعيت نگران کننده خواهد بود. از زماني که به مرز خودکفايي گندم رسيديم نان گرانتر شد و اين رنجاندن مردم است. در شيراز برخي مردم براي گرفتن پاي مرغ به قصابي ها مراجعه مي کنند، گيرشان نمي آيد، برخي ديگر هم گوشت بوقلمون مي خورند." اين سخنان از زبان نماينده ولي فقيه در کهگيلويه و بوير احمد جاري شده که ضمناً عضو مجلس خبرگان هم هست. يعني کسي که وصله جانبداري از انقلاب نرم يا انقلاب سخت به قبايش نمي چسبد. اين سخنان را دوم خردادي ها و ملي گراها و کمونيست ها هم بر زبان نياورده اند. اين سخن يک دوستدار محمود احمدي نژاد رئيس جمهور مبتکر "سهام عدالت" است که به گونه اي فضاي اقتصادي کشور و سوءمديريت در مجموعه دولت را تصوير کرده که به خوبي مي توان فهيمد: طوفان در راه است! اين طوفان را سيد کرامت الله ملک حسيني به زبان عاميانه و ساده گزارش داده و 57 کارشناس اقتصاد در نامه اي سرگشاده به رئيس جمهور به زبان علمي از طوفاني که در راه است سخن گفته اند و از رئيس جمهور خواسته اند آن را جدي بگيرد. اما رئيس جمهور تاکنون از مشاهده نشانه هاي طوفاني که در راه است سرباز زده است. وي هر آن کس را که از روشني روز و تاريکي شب سخن مي گويد دشمن خارجي يا همکار بيگانگان مي نامد و شايد دارد به مرحله اي از بي نيازي از مشاوره مي رسد که سخنان نماينده فقيه را نيز ناشي از ترفندهاي دشمن خارجي و داخلي تلقي مي کند. آيا دولت مسووليت پذير و پاسخگو است؟ جا دارد رئيس جمهور و تمام نهادهاي زير مجموعه او، اولاً به طوفاني که در راه است ايمان بياورند و ثانياً نامه سرگشاده 57 کارشناس اقتصاد را به دقت بخوانند. شايد باور کنند که طوفان را نمي شود با لاف زدن و گزافه گويي مهار کرد. اما آنچه احتياج به نظرات کارشناسي و عملي ندارد اين است که آدم گرسنه، کساني که پاي مرغ هم گيرشان نمي آيد، سرانجام پس از شکيبايي هاي بسيار، نمي گذارند آب خوش از گلوي دوستداران بوقلمون پايين برود. سياست هاي اقتصادي در حال حاضر با دوستداران بوقلمون، خود را هماهنگ کرده است. غافل است که گرسنه ها دارند چهارچشمي اين اقتصاد بيمار و مديرانش را مي پايند. کار به جايي رسيده که علاقه مندان آقاي محمود احمدي نژاد دارند به او اخطار مي دهند و از طوفان با خبرش مي کنند. اما کجاست گوش شنوا؟ به راستي، عدالت در مکتب کساني که خود را اصولگرا معرفي مي کنند چه تعريفي دارد و چگونه منافع ملي را تأمين مي کند؟
تهران خلوت خلوت شده است. ديروز مي شد فاصله ميدان آزادي تا تهرانپارس را 20 دقيقه اي طي كرد و اين يعني ركورد شكني. ديروز تهران خلوت بود و بدون ترافيك. شهري شبيه يك "ابرپاركينگ". اولين شب سهميه بندي خشونت آميز و پر ضد و خورد بود. در جاي جاي تهران درگيري بين مردم و مردم و مامورين و مردم رخ داد. تعداد زيادي پمپ بنزين به آتش كشيده شدند. همچنين چندين بانك، فروشگاه بزرگ، اداره و... در تهران و ديگر شهرستانها از جمله اصفهان، مشهد، شيراز و... تخريب شدند. در مورد اينكه دقيقا چه تعداد از پمپ بنزين ها و ديگر ساختمانهاي دولتي و خصوصي مورد آسيب واقع شده اند آمارهاي ضد و نقيض و متفاوتي ارايه شده است. برخي اعلام كرده اند تنها در تهران بيش از 40 پمپ بنزين به آتش كشيده شده؛امااين مساله مورد تائيد قرار نگرفته و ارگان هاي رسمي از جمله آتش نشاني و نيروي انتظامي هم اعلام بي خبري مي كنند. کار آمريکا بود ديروز عصر سردار احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي طي فكسي كه از واحد اطلاع رساني اين نيرو ارسال شد اعلام كرد: "هيچ ارگاني براي سهميه بندي بنزين به ما اطلاع نداده و ما از اين مساله خبر نداشتيم". چنين واكنش هايي از سوي برخي از مسوولين آتش نشاني و اورژانس نيز ديده شد. سردار احمدي اين خبر را در پاسخ به انتقاد از حجم تخريب ها در غيبت نيروهاي انتظامي عنوان كرد. نيروي انتظامي که پس از اين مساله وارد جريان شد، در بسياري از موارددر مواجهه با مردم خشمگين ترجيح داد نظاره گر باشد. برخوردي که البته امروز جبران شد؛ حالا ديگر مامورين در همه پمپ هاي بنزين مستقر شده اند. همزمان معاون امنيت دادسراي عمومي وانقلاب تهران گفت که پرونده دستگيرشدگان دربرخي پمپ بنزين ها دادسراي ويژه امنيت رسيدگي مي شود. قاضي حسن حداد با تاييد دستگيري هاي صورت گرفته سه شنبه شب تاکيد کرد: "دستگيريها از طريق پليس امنيت تهران صورت گرفته و رسيدگي به پروندهي اين افراد در دادسراي ويژه امنيت صورت ميگيرد." همزمان، علي نمازي، داديار ويژه امنيت تهران تعداد دستگير شدگان تهران را 80 نفر و محل نگهداري آنها را زندان اوين عنوان کرد. اما در حالي که حتي اخبار منتشر شده در سايت هاي محافظه کار حکايت از آتش سوزي گسترده در پمپ بنزين ها دارند، غلامعلي حداد عادل ديروز مدعي شد: "خوشبختانه از 2700 پمپ بنزين تنها يك مورد آن به آتش كشيده شده است". رئيس مجلس افزود: "روا نميدانم كسي بگويد كه اين اشخاص به متن ملت تعلق داشتهاند زيرا سهميهبندي هيچ مشكلي را براي مردم ايجاد نكرده است." وي سپس اين ناآرامي ها را به دشمنان نظام مرتبط ساخت: "اين ملت دشمناني دارند كه پول خرج ميكنند و عدهاي معدود فريب آنها را ميخورند." "تمدن"، يكي ديگر از نمايندگان مجلس نيز اين تخريب ها را كار اراذل و اوباش خواند و افزود: "عوامل اين تخريب از دريافت كنندگان دلارهاي آمريكايي هستند". اخبار ناآرامي ها اخبار غير رسمي حكايت دارد علاوه بر آتش زدن حدود 40 پمپ بنزين، به حدود يكصد ساختمان عمومي هم آسيب جدي وارد شده است. پمپ بنزين بزرگراه آيت الله سعيدي، ميدان فتح، حكيميه، خيابان دماوند تقاطع سبلان، خيابان دماوند تقاطع خاقاني، بزرگراه نيايش، ميدان آزادي، ابتداي خيابان خوش و آزادي، بزرگراه رسالت، ميدان رسالت، سه راه فلاح، اسلامشهر و.... از جمله پمپ هاي آتش گرفته است. در اين ميان 4 شعبه از چند بانك خصوصي هم كه نزديك پمپ بنزين ها قرار داشتند به آتش کشيده شدند. همچنين معترضين به فروشگاه شهروند خيابان حكيميه حمله كرده و پس از شكستن در اجناس داخل آن را با خود برده اند. چند درگيري نيز در پمپ بنزين هاي عباس آباد، شريعتي و تهران پارس رخ داده است. از سوي ديگر به علت جلوگيري از انتشار سريع اخبار مربوط به درگيري ها و آتش سوزي ها به درخواست وزارت اطلاعات، شوراي تامين و شوراي امنيت ملي از وزارت ارتباطات، سرويس پيام هاي كوتاه) (SMS تلفن همراه از ابتداي بامداد 6 تير متوقف شده است. اخباري تاييد نشده نيز در مورد كشته شدن چند نفر در درگيري هاي پريشب شنيده مي شود اما "علي نمازي" داديار ويژه امنيت تهران بدون اشاره به درگيري هاي منجر به فوت اعلام كرده است: "80 نفر كه اموال عمومي و خصوصي را تخريب مي كردند بازداشت شده اند". طرحي كه سرقت شد از ابتداي صبح ديروز در مجلس شوراي اسلامي درگيري هاي وسيعي بين نمايندگان رخ داد. اين درگيري هاي لفظي به دليل تلفن هايي بود كه به نمايندگان مي شد و مردم مراتب ناراحتي خود را اعلام مي كردند. از اين رو طرحي سه فوريتي براي ارائه در مجلس از سوي چند نماينده تنظيم شد تا براي مدتي سهميه بندي را متوقف كنند. اما اين طرح در زمان دست به دست شدن بين نمايندگان مفقود شد. اما پس از مدتي معلوم شد طرح نزد توكلي، نماينده تهران است. طراحان قصد داشتند اين طرح را با قيد سه فوريت مطرح كنند كه ناگهان گم شد. با پايان گرفتن وقت جلسه علني مجلس ايرج نديمي نماينده جناح اقليت در تذكري خواستار مطرح شدن طرح سه فوريتي توقف اجراي سهميهبندي بنزين شد. به گزارش خبرگزاري فارس، وقتي نديمي در تذكري گفت: "بايد مذاكرات مجلس قطع شود، تا اين طرح بررسي شود" باهنر رئيس جلسه علني مجلس در پاسخ به وي اظهار داشت که طرح سه فوريتي مزبور "ماده واحده ندارد" و "داراي خط خوردگيهاي زيادي است" و بايد اصلاح شود تا بعدا قابل طرح باشد. تجمع رانندگان آژانس در خبري جداگانه، ايسنا باانتشار گزارشي از تجمع صاحبان موسسات اتومبيل کرايه درمقابل اتحاديه اين صنف از اينکه رانندگان آژانس اعلام کرده اند که تا روشن شدن تکليف بنزين سهميه اي خود کارنمي کنند، خبرداده است. سهميه اي که براي رانندگان آژانس درنظر گرفته شده، پانزده ليتر است. رانندگان آژانس ها مي گويند با توجه به کارشبانه روزي آنها، عملا اين ميزان بنزين کفاف کارآنها را نمي دهد. با توجه به اينکه با اعلام نزخ بنزين آزاد، رانندگان مسافربرشخصي وآژانس ها مجبور خواهند بود که مابقي بنزين مصرفي خود را به قيمت آزاد تهيه کنند، ازهم اکنون مي توان افزايش چمشگيري را دربهاي کرايه اين خودروها انتظار داشت. رانندگان آژانس به خبرنگارايسنا گفته اند: "بنزيني كه در كارتهاي ما موجود است سهميه شخصي ما بوده و در واقع سهميه اضافهاي براي ما پرداخت نشده است چون كانالي وجود نداشته كه اين سهميهها را به مشخصات رانندگان واقعي آژانس واريز كند و به دليل اينكه از سوي وزارت نفت هيچ هماهنگي با اتحاديه به عمل نيامده است رانندگان واقعي آژانس عملا بي سهميه ماندهاند." هشدار به رسانه ها در نهايت، از آنجا كه سهميه بندي بنزين واكنش ها و تبعات متفاوتي به دنبال داشته و حجم تخريب ها و ضايعات انساني بسيار زياد بوده، از سوي شوراي امنيت ملي به تمام رسانه ها اعلام شده از انعكاس تخريب ها خودداري كنند. در اين بخشنامه به رسانه ها دستور داده شده از درج هر خبري مبني بر تخريب، كشته شدن افراد و آتش سوزي در اين زمينه پرهيز نمايند. در همين زمينه عصر ديروز خبرگزاري دانشجويان ايران به شدت تحت فشار قرار گرفت تا برخي اخبار را از روي سايت خود حذف كند. اين سايت خبري به نسبت اغلب آتش سوزي ها و تخريب ها را گزارش كرده بود. در اين حال شنيده مي شود كه اجراي طرح سهميه بندي بنزين در تبريز هنوز اجرايي نشده است. علت اين اقدام جلوگيري از هر گونه واكنش نابهنگام مردم استانهاي آذري اعلام شده است. طرح اجراي كارت هوشمند سوخت نيز در تبريز بطور كامل اجرا نمي شود. هرچند سهميه بندي بنزين تعداد اتومبيل ها را در سطح خيابان كاهش داده است اما هنوز پمپ بنزين ها بسيار شلوغ است. در برخي موارد صف طويل اتومبيل ها براي خريد بنزين به چند كيلو متر مي رسد. اين صف شب گذشته در تمام پمپ بنزين هاي تهران ديده شده است.
سهيل آصفي soheil.asefi@gmail.com روبرت بگلريان، عضو کميسيون اقتصاد مجلس اسلامي، در گفتگو با "روز" طرح سهميه بندي بنزين در کشور را که با واکنش هاي مختلفي از سوي مردم و کارشناسان مواجه شده است، "آزمون و خطايي" عنوان مي کند که ممکن است يک سال طول بکشد. وي از ضرورت روشن شدن مساله "بنزين مازاد بر مصرف" براي مردم، از سوي دولت مي گويد.
آقاي بگلريان، طرح سهميه بندي بنزين بالاخره توسط دولت احمدي نژاد اجرا شد و واکنش هاي مردم هم از روزهاي گذشته همچنان ادامه دارد. کميسيون اقتصاد با توجه به جلسه غير علني مجلس که آقاي باهنر اجازه بحث طرح سه فوريتي برخي نمايندگان در مورد توقف سهميه بندي بنزين را نداد، چه چشم اندازي را مي بيند؟ طرح سه فوريتي برخي نمايندگان مجلس به دلايل فني که از حيث قانون نويسي اشکالاتي داشت از سوي آقاي باهنر اجازه طرح پيدا نکرد. اين موضوعي است که طبعا براي همه نمايندگان اهميت دارد. به هر حال ديدگاهها در مجلس متفاوت است. کساني هستند که از همان اول به رويکرد سهميه بندي به اين شکل انتقاد داشتند و معتقد بودند همان 150 تومان مناسب تر است. اگر چه ديدگاههاي ديگري هم وجود دارد ولي اکثريت مجلس هنوز به جمع بندي نرسيده تا اجماع نظري ايجاد کند که حاصلي داشته باشد و با عزم جدي پيگيري شود. گمان مي کنيد اجراي طرح سهميه بندي به اين شکل که بخش عمده آن به نهادهاي انتظامي و امنيتي سپرده شده است، اساسا چقدر کارشناسي است؟ در اين خصوص من اطلاعي ندارم اما مي توان گفت در مجلس نظريات مختلفي بود واين اقدام گام نخستي محسوب مي شود که دولت و تصميم گيرندگان، افکار عمومي و کارشناسان نسبت به مساله سوخت، جدي تر برخورد کنند. تعامل و تضارب آرايي که پديد آمد، فارغ از کشاکش هاي طبعا اداري و بوروکراتيک و قدرت سياسي در جمع بندي به اينجا رسيده است. چرا طرح بنزين با قيمت 150 تومان عملي نشد؟ به اعتقاد من، ما مي توانستيم خيلي سهل الوصول تر حتي با همان 150 تومان آغاز کنيم، اما از آنجا که بحث حل مساله بنزين نياز به يک بسته کلي در زمينه سياست هاي ترافيکي و توسعه حمل و نقل عمومي و مسائل شهري و در کنار آن رها کردن قيمت و حذف سوبسيد ها را دارد، برنامه ريزان هنوز به اين بسته لازم نرسيده اند. اگر چنين بسته تصميم گيري وجود داشت مي شد مردم را توجيه کرد که مثلا در يک فرايند پنج ساله با اين رشد شرايط و وسايل حمل و نقل عمومي، در انتهاي سال پنجم شاهد قيمت بنزين بدون وجود هيچ يارانه اي باشند. اما تضارب آرا به نتيجه اي رسيده است که مي بينيد. بسياري از کارشناسان سياسي و اقتصادي، مساله بنزين را در شرايط فعلي پاشنه آشيل جمهوري اسلامي خصوصا دولت احمدي نژاد عنوان مي کنند. سياست دولت در مورد بحث مازاد بر سهميه بندي چه مي تواند باشد؟ نکته اصلي در اين مرحله سياست دولت نسبت به اين مساله است. ما نمي توانيم فقط بحث مطلق سهميه بندي در اقتصاد را داشته باشيم. به هر حال دولت مجبور خواهد شد مصارف بعدي مردم را تامين کند و بحث بنزين آزاد مطرح است. چطوري؟ حالا اينجا يا با بودجه بيشتر و متمم، اين مازاد را وارد و با قيمت صد تومان به مردم عرضه مي کند يا بحث بنزين آزاد مطرح مي شود. اتفاقا من فکر مي کنم اگر اين شوکي که با اعلام سهيمه بندي به اين صورت به مردم وارد آمده است بگذرد، اين مساله براي دولت فرصتي است تا وضع بنزين مازاد مصرف را براي مردم روشن کند و با اعلام قيمت آزاد بنزين تازه ما گام ديگري به جلو براي شفاف کردن قيمت برداريم. يعني طرح سهميه بندي موقتي است؟ گمان مي کنم. اگر به اين صورت پيش برويم، شايد بتوان گفت ما سهميه بندي را فقط براي همين امسال خواهيم داشت. به نظر کميسيون اقتصاد، اجرايي شدن طرح سهميه بندي بنزين چقدر بر قيمت کالاهاي مصرفي مردم تاثيرگذار است؟ به هر حال به دليل حساسيت زا بودن بحث بنزين بي اثر نخواهد بود. به ويژه اثر رواني آن براي مردمي که به نوعي در بخش هايي از زندگي خود از بنزين استفاده زيادي مي کردند. سهميه بندي بنزين هم بر روي مشاغل مردم و هم قيمت کالاهاي مصرفي مردم اثر خواهد گذاشت. اما اينکه اثرش چه ميزان خواهد بود بحث اقتصادسنجي جدي است که بايد ديد مدل هايي که ساخته شده به چه جايي رسيده است. گمان مي کنيد بحث تحريم هايي که در مورد انرژي در کنگره امريکا مطرح است، تا چه حد تاثير گذار باشد؟ حساسيت موضوع و نوع رويکردي که ايران با دنياي غرب و اروپا و به طور غير مستقيم با امريکايي ها داشته است، اگر در اين مقطع حساسيت بيشتري از سوي غرب بر روي مساله بنزين وجود داشته باشد روند مذاکرات را خدشه دار مي کند و من آن را براي ملت ايران و دست اندرکاران مساله هسته اي صلاح نمي دانم. سپاسگزارم
مردی درای میل به برنامه فارسی بی بی سی نوشته است "يک روز گذشت. دارد جا می افتد. اولش کمی صدا بود اما تمام شد" گزارش های دیگر هم نشان می دهد که نمايندگان هم از حرارت افتاده اند. لحظات اول وقتی برخي مسوولان شهر را از پنجره اپارتمان های برج های بلند شمالی دیدند که در چندين جایش اتش بلند بود، فکر کردند آتش به جانشان افتاد و از سر ندانم کاری احمدی نژاد همه چیز از دست رفت، اما بعدا آرام شدند. نمايندگان مجلس که اين روزها به هر مناسبت طرحی می دهند و خیلی نگران انتخاباتی هستند که پیش روست و در انتهای زمستان قرار است برگزار شود، صبح با غضب هم خود را صبح به مجلس رساندند و اولين کسی که گفت دو فوریتی، عده ای فریاد زدند سه فوریتی، چرا وقت را تلف می کنید. اما هنوز زمزمه سه فوریتی در گوش ها نپیچیده بود که خبر دادند جلسه غیرعلنی خواهد بود برای رسيدگی، و آقای وزير کشور برای دادن گزارش خدمت نمايندگان مجلس شرفیاب می شود. شرحي از جلسه غير علني یکی از گزارشگران روز، بر اساس شنيده هایش از دو نماينده مجلس که نخواستند نامشان افشا شود اين گزارش را از جلسه صبح مجلس فراهم کرده است (به نوشته وی نقل قول ها نقل به مضمون است و عین گفته ها نیست): "به جای اين که بگویند بروید در تالار پورمحمدی می اید نظرات آقا را ابلاغ کند گفتند و در تابلو نوشتند ساعت 9.30 گزارش وزيران نفت و کشور حضور نمايندگان محترم درباره وضعیت بنزين و تقاضای راهنمائی از مجلس. پور محمدی که آمد، ابتدا گزارشی داد درباره اين که پیشرفت و تصحيح گرفتاری هايی که از قديم باقی مانده و هزينه می خواهد. بايد یا حسین گفت و رفت زير بار. ما به خیالمان بود که ممکن است با اين ماهواره ها و رادیوها مردم چند ساعتی در خیابان ها بمانند و کلي افراد کشته شوند تا شهر آرام شود، اما به شما مژده بدهم که تا به حال تنها گزارش سه تا رسیده که یکی هم از اوباش با سابقه است که خودش خودش را آتش زده است! صبح بعد از نماز صبح که اوضاع شهر را به عرض رساندیم فرمودند برایتان دعا کرده بودم. پورمحمدی در سخنرانی احساساتی خود به نمايندگان گفت شما همین روزهاست که برای انتخابات به میان مردم می روید، البته که الان هم از آن ها با خبرید اما وقتی هفته آینده رفتید خواهید دید که مردم با بسته تبلیغاتی که تدارکش دیده شده در جریان هستند، می دانند که وقتی گنگره آمریکا دارد تصميم به جلوگیری از واردات بنزين می گیرد چاره ای جز اين نبود که به آن ها نشان بدهیم که ماجرا حل شده است. اما برای اطلاعتان عرض می شود که ما از سهميه بندی فعلا فقط تبلیغاتش را لازم داریم که نشان بدهیم اوضاع مهار شده . مطمئن باشید سخت نمی گیريم و هر وقت لازم شد می آيیم و از شما خواهش می کنیم که به ما دلار بدهید که بخریم و نگذاریم قیمت ها بالا برود. دو سه نفری از نمايندگان که هنوز هیجان زده شب قبل بودند، با اصرار حدادعادل که از آن ها می خواستند کوتاه سخن بگویند کلماتی گفتند و نگرانی خود را نشان دادند و عملا گفتند چنين تصميماتي موقع انتخابات خوب نیست چطور رای بگیریم از مردم و رقبا سوء استفاده میکنند. پورمحمدی هم با اطمنیانی که می توانست معنای ديگری هم داشته باشد از جمله اطمینان قلبی بدهد به نمايندگان جناح راست گفت ما که از شما نگران تریم هی گفتید تند باشید سهیمه بندی کنید دیدید که کمی هم شما را عصبانی کردیم ولی تا خیالمان راحت نشد شروع نکردیم. همین امروز صبح کسی که مجاز به بردن نام مبارکشان نیستم پیام دادند که دیدید نگرانی نداشت و از گرفتاری نجات پیدا کردید، انشالله بقیه مشکلات هم به همين منوال حل می شود و از اين استادان دانشگاه که سیاست های دولت را نقد کرده اند آن هائی که ریگی به کفششان نیست، خودشان برمی گردند و تائید خواهند کرد. چنین بود که صدای الله اکبرها بلند شد و خیلی ها که اول صبح عصبانی بودند به جمع خیال راحت ها پیوستند. اما چند نفری هم خیالشان راحت نبود مثل یکی از از اعضای كميسيون برنامه و بودجه که می گفت مجلس هفتم به جاي پرداختن به طرحها و لوايح با اهميت، وقتش را صرف مسائل كم اهميت، بيارزش و بيخاصيت كرده است. غلامحسين مظفري با تاكيد بر اينكه در حوزه اقتصاد اتفاقات بدي افتاده است، خطاب به نمايندگان پرسيد: چرا برخي نمايندگان از سوال شدن از رييسجمهور وحشت دارند؟ مگر رييسجمهور دائما از عوامل پشت پرده سخن به ميان نميآورد، چرا اين اسامي را لااقل در جلسات غيرعلني و غيررسمي با نمايندگان در ميان نميگذارد؟ چرا نمايندگان نبايد از ماهيت واقعي اين پدرسوختههايي كه مردم را بيچاره كرده و مملكت را به قهقرا بردهاند با خبر باشند؟ لطيفه ها ديروز مجلس آرام شد، اما دستور پريشب شورای عالی امنیت ملی به مطبوعات و خبرگزاری ها جالب توجه بود که هیچ خبری از آتش سوزی و درگیری با پلیس قابل چاپ نیست. اما در همان زمان در ام اس اس ها، هزاران لطیفه می چرخید که یکی اش این بود: "می گویند تا چند دقیقه دیگر احمدی نژاد از تلویزیون پیامی می دهد. گوش کنید حتما خیلی مهم است. می خواهد بگوید دولت به فکر همه هست و کسانی که با طرح سهیمه بندی بدون وسیله مانده اند سوار همان هفده میلیون [...] شوند که به من رای دادند." بازار شایعه که راه افتاد یعنی که خواب های دور تعبیر نشده و به قول "روز" دولت دوای تلخ را خورد و مردم هم قورت دادند و حالا بايد منتظر ماند که عاقبت این طرح و بازار سیاهی که هم امروز شروع شده و در میدان انقلاب با صدای بلند اعلام وجود می کرد به کجا می رسد.
شيرين کريمي حقوقدانان شرکت کننده در کنفرانس حقوق بين الملل از پيشنهاد کميته بين المللي نجات پاسارگاد مبني بر اينکه "ابود سازي عمدي ميراث هاي تاريخي و فرهنگي به عنوان جنايت عليه بشريت شناخته شود" حمايت کردند و آن را يک ضرورت دانستند. به گزارش خبرنگار روز از تهران کنفرانس حقوق بين الملل تهران در ساعت 17 روز سوم تيرماه 1386، به ابتکار کانون انديشه و سخن، با حضور شماري ازحقوقدانان برجسته کشور ودانشجويان حقوق و علوم سياسي و صاحبنظران به منظور بررسي پيشنهادهاي کورش زعيم براي اصلاحات در منشور سازمان ملل، شرايط عضويت شوراي حقوق بشر واساسنامه ديوان کيفري بين المللي تشکيل شد. دکتر محمد علي دادخواه دراين کنفرانس گفت: "نمايندگان کشورها در يونسکو گماشتگان دولت ها هستند. آن ها هم بايد توسط مردم برگزيده شوند." دکتر هرميداس باوند، دکتر شريف، دکتر زرنشان، و دکتر ناظري هم در اين جلسه بر ضرورت تدوين پيشنهاد "پاسخگو کردن يونسکو در مقابل خواست و اراده ملت ها" تاکيد کردند. دراين کنفرانس همچنين پيشنهادهاي زير که براي دبيرکل سازمان ملل و رييس ديوان کيفري بين المللي فرستاده شده اند مورد بررسي قرار گرفتند. 1- پيشنهاد اصلاح شرايط عضويت و حق راي در شوراي امنيت (آبان 84) 2- پيشنهاد اصلاح شرايط عضويت و راي در شوراي حقوق بشر (دي 85) 3- پيشنهاد متمم در قانون جنايات عليه بشريت ديوان کيفري بين المللي (خرداد 86) در اين جلسه ابتدا پيشنهاد اصلاح شرايط نمايندگي کشورها مطرح شد و پس از بحث و تبادل نظر روي متن پيشنهاد اصلي کورش زعيم، در بند 3 پيشنهادي، "نمايندگي کشورها" با پيشنهاد دکتر محمد شريف به "هيئت نمايندگي دائمي کشورها" در سازمان ملل تغيير يافت. با پيشنهاد دکتر شهرام زرنشان، يادداشت ذيل پيشنهاد مبني بر ضرورت اصلاح بندهاي ماده 2 منشور براي هماهنگي با پيشنهاد تغيير ساختار افزوده شد. متن نهايي پيشنهاد به شکل زير تصويب شد: "پيشنهاد مي كنيم كه مقررات مربوط به شرايط نمايندگي دائمي كشورها در سازمان ملل اينگونه اصلاح شود كه كشورها موظف باشند هيئت نمايندگي خود در سازمان ملل متحد را با راي همگاني شهروندان در يك انتخابات آزاد و سراسري برگزينند. نمايندگي يك ملت در سازمان ملل متحد بايستي يك مسئوليت بسيار مهم انگاشته شود. ازديدگاه ما، اين نمايندگي در آينده "مهمترين مسئوليت" در هركشور تلقي خواهد شد. بنابراين، پيشنهاد مي كنيم كه ماده 9 از فصل چهار منشور سازمان ملل متحد با افزودن بندهاي 3 و 4، به شرح زير اصلاح شود: بند 1. (بند موجود)مجمع عمومي شامل همه اعضاي سازمان ملل متحد است. بند 2. (بند موجود) هر عضو مي تواند تا حداكثر پنج نماينده در مجمع عمومي داشته باشد. بند 3. ]پيشنهادي[ هيئت نمايندگان دائمي هرعضو در مجمع عمومي بايستي بوسيله راي همگاني در كشور عضو به اين سمت برگزيده شده باشند. هر كشورعضو داراي تنها يك راي خواهد بود. بند 4. پيشنهادي[ انتخاب نمايندگان كشورها در سازمان ملل بايستي منطبق با مقررات و در چارچوپ تعيين شده توسط سازمان ملل انجام شود. حق نظارت يا سرپرستي انتخاب نمايندگان براي سازمان ملل محفوظ است. در بخش دوم اين کنفرانس، پيشنهاد اصلاحات در شرايط عضويت شوراي حقوق بشر مطرح و مورد تبادل نظر قرار گرفت. ديدگاه کلي حقوقدانان در مورد شوراي حقوق بشر اين بود که ترکيب کنوني شورا به هيچوجه کارآيي ندارد و با روند جهاني شدن و نزديک شدن ملت ها به يکديگر همساز نيست. بنابراين، پيشنهاد کورش زعيم به سازمان ملل امري ضروري بوده است. پيشنهادهايي براي تکميل و اصلاح متن اصلي پيشنهاد شد که به تصويب همگان رسيد. دکتر شهرام زرنشان با تاييد دکتر داود هرميداس باوند پيشنهاد کردکه بجاي "امضاي" اعلاميه حقوق بشر بگوييم "پذيرش اعلاميه ها و ميثاق هاي چهارگانه". دکتر باوند تذکر دادند که بند سه پيشنهاد در مورد حق عضويت در شوراي امنيت بهتر است حذف شود. دکتر محمد علي دادخواه پيشنهاد کرد از آنجا که شوراي حقوق بشر مسئوليتي بسيار مهم دارد، نمايندگان کشورها در آن بايد با راي آزاد مردم انتخاب شوند. دکتر ناظري پيشنهاد کرد که اين پيشنهاد در متن اصلي گنجانده شود. پيشنهاد وي مورد تاييد همه حاضران قرار گرفت و مقرر شد، اين مورد به متن اصلي افزوده شود. در بخش سوم کنفرانس، پيشنهاد کورش زعيم براي افزودن يک متمم به اساسنامه ديوان کيفري بين المللي براي شناختن عمل نابودسازي عمدي ميراث هاي تاريخي و فرهنگي به عنوان جنايت عليه بشريت، مطرح شد. اين پيشنهاد مورد تاييد و حمايت همه حقوقدانان قرار گرفت. دکتر باوند آن را يک ابتکار بي نظير اعلام کرد. دکتر شريف با توجه دادن به کنوانسيون هاي 1949 و 1977 ژنو، گفت مفاد آن کنوانسيون ها با وجود اينکه به ضرورت حفظ ميراث فرهنگي اشاره مي کنند، ولي چارچوب و ضمانت اجرايي براي آنها تعيين نمي شود. پيمان عارف يادآوري کرد که اين کنوانسيون ها کوشش براي حفظ ميراث فرهنگي در زمان جنگ را مطرح مي کند، و مربوط به زمان صلح نمي شود. دکتر باوند ضرورت درگير کردن يونسکو را خاطرنشان کرد. در اين جلسه همچنين نامه شکوه ميرزادگي به نمايندگي از سوي کميته نجات پاسارگاد خوانده شد و مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.
مارک ولفنزبرگر مردم تهران پس از تحميل سهميه بندي بنزين توسط دولت در خيابان هاي اين شهر شورش کردند. کاظم وزيري هامانه وزير نفت در تلويزيون دولتي ايران گفت: رانندگان مجازند 100 ليتر بنزين در ماه مصرف کنند. قانونگذاران مجلس نيز اوايل ماه جاري اعلام کردند رانندگان احتمالا روزانه 5 يا 6 ليتر بنزين، يا به عبارتي 50 درصد بيش از سهميه درنظر گرفته شده براي آنها، دريافت خواهند کرد. ناصر رئيسي فر سرپرست اتحاديه پمپ بنزين استان تهران به خبرگزاري مهر گفت: "در پي اين اطلاعيه، دست کم 5 پمپ بنزين در تهران به آتش کشيده شده و خسارت ديده اند." اگرچه ايران دارنده دومين ذخائر انبوه انرژي جهان است، اما بيش از 40 درصد بنزين مصرفي خود را از خارج وارد مي کند. در حاليکه همچنان تقاضاي بنزين به قوت خود باقي است، اما عرضه آن به دليل هدررفتن و کمبود تأسيسات پالايشگاهي محدود مي شود. به گزارش خبرگزاري کارگر، نمايندگان مجلس امروز وزيري هامانه را به مجلس فراخواندند تا به "سوالاتي در خصوص سهميه بندي بنزين پاسخ دهد." بيش از يک سال است که ايران تلاش مي کند بنزين را جيره بندي کند و آخرين اخبار منتشر شده حاکي از اين بود که اين طرح از 23 ژوئيه آغاز خواهد شد. سخنگوي وزارت نفت در يک مصاحبه تلفني اظهار داشت طرح جيره بندي بنزين براي مدت چهار ماه تنظيم شده است و احتمالا ً پس از اين مدت تمديد خواهد شد. وزيري هامانه نيز در مصاحبه تلويزيوني گفت: به موجب اين طرح رانندگان مجازند سهميه بنزين روزانه خود را به مدت چهار ماه از پيش خريداري کنند. شنا خبرگزاري وزارت نفت نيز در وبت سايت خود اعلام کرد: مجلس هنوز بايد تصميم بگيرد که آيا رانندگان مجازند بيش از سهميه مقرر خود خريداري کنند. حجت الله غنيمي فرد مدير اجرايي شرکت ملي نفت ايران در امور بين المللي خاطر نشان کرد ايران دومين توليدکننده بزرگ نفت اپک حدودا 52 سنت آمريکا براي واردات يک ليتر بنزين هزينه مي کند. به گزارش صندوق بين المللي پول، مصرف داخلي بنزين در طول پنج سال گذشته به طور ميانگين 10 درصد در سال افزايش داشته است. سيد محسن يحيوي معاون هيئت رئيسه انرژي در مجلس نوامبر سال گذشته اعلام کرده بود که اگر مصرف با همين سرعت افزايش داشته باشد، ايران تا سال 2019 نفتي براي صادرات نخواهد داشت. وابستگي به واردات، ايران را در برابر تحريم هاي اقتصادي سازمان ملل آسيب پذير مي کند. احتمال مي رود در صورت ممانعت ايران از تعليق غني سازي اورانيوم، اين تحريم ها در ماههاي آتي افزايش يابند. شوراي امنيت سازمان ملل از ماه دسامبر واگذاري فناوري هسته اي و سفر بين المللي برخي از مقامات ايراني را محدود کرده است. تهران با داشتن 14 ميليون نفر سکنه يکي از پرجمعيت ترين شهرهاي جهان است. اين تعداد براي حمل و نقل و تردد به خودرو نياز دارند. ناوگان حمل و نقل عمومي نيز در مقايسه با ساير شهرهاي مهم ايران چندان پيشرفته نيست و تنها دو خط مترو در شهر فعال هستند. به گفته مقامات وزارت نفت ايران، سهميه بندي بنزين احتمالا ً قاچاق سوخت را مشکل تر خواهد کرد. قاچاقچيان از بهاي بازار براي صادرات بنزين به کشورهاي همسايه افغانستان، پاکستان، عراق و ترکيه سوء استفاده کرده و سالانه يک ميليارد دلار سوبسيد غيرقانوني از دولت گرفته اند. روزنامه سرمايه در 22 ماه مه گزارش داد احتمال مي رود طرح سهميه بندي بنزين بازار موازي را ايجاد کند. کارت هاي هوشمندي که براي ثبت ميزان بنزين خريداري شده استفاده مي شوند، هم اکنون در بازار سياه به فروش مي رسند. منبع: بلومبرگ، 27 ژوئن، 2007
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره۲۸2-۲۰۰۷
تاریخ: ۶/4/1385
بنا برگزارشات رسیده از زندان اوین، مهدی قیاسی نژاد " رئیس مرکز تحقیقات انرژی اتمی" که در سال 84 توسط عوامل وزارت اطلاعات بازداشت شده بود، چندی پیش به اندرزگاه 8 این زندان انتقال یافت.
وی که به مدت بیش از یکسال در بند 209 وزرت اطلاعات نگهداری شده ، از سوی شعبه 13 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی سادات به تحمل 8 سال حبس تعزیری محکوم شده است.
گفتنی است اتهام نامبرده " جاسوس هسته ای" عنوان گشته است.
http://komitegozareshgar.blogfa.com
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره۲۸1-۲۰۰۷
تاریخ: ۲/۴/1385
بنا بر اطلاعات رسیده پس از دستگیریهای گسترده در آذربایجان، فشار بر زندانیان سیاسی در زندان ارومیه افزایش یافته است. به گفته منابع خبری طی یک ماه گذشته حدود 100 زندانی سیاسی به جمع سایر زندانیان نگهداری شده در زندان ارومیه افزوده شده و حراست زندان با اعمال فشارهای غیر قانونی بر زندانیان سیاسی شرایط نامناسبی را برای آنان رقم زده است.
طبق اطلاعات دریافتی مسئولان با انتقال زندانیان خطرناک و قاچاقچیهای دارای احکام سنگین به بند 12 زندان ارومیه( بند زندانیان سیاسی) بطور روزمره زندانیان را تحت فشار قرار میدهند.
درحالی که بنا برماده 10 آیین نامه اجرایی سازمان زندانها، "متهمان مجاز به خرید و استفاده از نشریات،کتب و مجلات و روزنامهها و نیز استفاده از وسایل ارتباط جمعی به طور تمام وقت میباشند"، زندانیان در این زندان از هرگونه امکان تماس و یا اطلاع از دنیای خارج محروماند. مسئولان زندان درشرایطی اقدام به جمع آوری رادیو و روزنامه از این بند مینمایند که در سایر بندهای زندان ارومیه، محدودیتی برای استفاده از آنها وجود ندارد.
در طی روزهای گذشته "اسد امیری" زندانی سیاسی که گفته میشود در سامان دهی اعتصاب غذای سراسری در زندان نقش داشته است، به مکان نامعلومی انتقال یافت و تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت وی در دست نیست.
گفتنی است زندانیان سیاسی در زندان ارومیه عموما دارای احکام سنگین حبس و یا اعدام میباشند که اسامی برخی از آنان که پیش تر نیز انتشار یافته بود به شرح زیر است:
۱-سعید کنگر- محکومیت اعدام با یک درجه تخفیف حبس ابد – عضو سازمان مجاهدین تاریخ دستگیری 10/6/79
2- عثمان مصطفی پور – نام پدر حسین –محکوم به 25 سال عضو حزب دمکرات کردستان تاریخ دستگیری 12/3/70
3- محمد نظری – نام پدر حمدالله –حکم اعدام با یک درجه تخفیف ابد ازحزب دمکرات کردستان- تاریخ دستگیری سال ۷۰
4- خالد استاد قادری – نام پدر شریف محکومیت 20 سال عضو حزب دمکرات کردستان تاریخ دستگیری 20/ 8/84
5- محسن باپیری- محکومیت 3 سال عضو انجمن پادشاهی – تاریخ دستگیری 84
6- خالد فریدونی –نام پدر رسول- حکم اعدام با یک درجه تخفیف ابد- ازحزب دمکرات کردستان- تاریخ دستگیری 25/6/79
7- عمر تقی پور – نام پدر رسول- حکم اعدام با یک درجه تخفیف ابد – ازحزب دمکرات کردستان- تاریخ دستگیری ۱۰/۶/۷۹
8- عزیز محمد جانی –نام پدر رحمت الله – محکوم به 20 سال با یک درجه تخفیف 15 سال- ازحزب دمکرات کردستان تاریخ دستگیری سال 70
9- اسد امینی – نام پدر ایرج – محکومیت 3 سال ازحزب کومله – تاریخ دستگیری سال 84
10- فرهاد میرزائی – اسم پدر عبدالله – محکومیت 9 سال از القا عده
11- امیر شریفی- یکسال و شش ماه – دانشجو – القاعده
12- سعید کریمی- نام پدر رستم –محکومیت شش سال – ازاعضای سازمان مجاهدین – متهم به جاسوسی سیا –تاریخ دستگیری سال 84
13- کریم معروف – نام پدر معروف- تابعیت عراقی – محکوم به اعدام با یک درجه تخفیف ابد- متهم به جاسوسی
14- حمزه بنی شجاع- نام پدر حمزه- محکوم به اعدام با یک درجه تخفیف ابد- ازسازمان مجاهدین تاریخ دستگیری سال 80
15- ابراهیم خرمدین –نام پدر عبدالکریم –محکوم به 23 سال ازحزب دمکرات کردستان –تاریخ دستگیری سال 69
16- حسن محمودی –نام پدر ابراهیم محکوم به اعدام با یک دو درجه تخفیف 13 سال- ازگروه همبستگی انقلابیون –تاریخ دستگیری سال 78
17- عزیز صادقی –نام پدرحسن – محکومیت ابد ازحزب دمکرات کردستان
18- سید طاهر عبدالله پور- محکوم به اعدام با یک درجه تخفیف ابد- ازحزب دمکرات کردستان
19- مهدی باهله- نام پدر یدالله محکومیت اعدام با یک درجه تخفیف ابد- عضو کومله تاریخ دستگیری سال 84
20- وهاب خیری- محکومیت سه سال – ازحزب دمکرات کردستان تاریخ دستگیری سال 84
21- جعفرملائکه –نام پدررسول- محکومیت هفت سال ازحزب دمکرات کردستان تاریخ دستگیری سال 79
22-ایوب حقیقی- نام پدررحمان-محکومیت شش سال – هوادارحزب دمکرات کردستان
23- رضا آب زری – از گروه پژاک – تاریخ دستگیری سال 85- موقعیت بلاتکلیف
24- انور خضری- نام پدر خضر –محکومیت 10 سال –تاریخ بازدداشت سال 83
25-ایوب هزور- ازحزب دمکرات کردستان محکومیت شش سال : وی محکومیت خود را طی نموده است لاکن درهفتمین سال اسارت بسر می برد وتاکنون آز آزادی وی خبری نیست
26- سید کریم حسینی ازحزب دمکرات – ازمدت آزادی وی گذشته است لاکن هنوز دراسا رت بسرمیبرد.
24- مظفر نصرالدین ( هویت عراقی) محکومیت شش ساله خود را طی کرده و وارد هفتمین سال اسارت شده وآزاد نشده است.
27- حمید عبدی از سازمان پ- ک – ک – با یک سال حکم محکومیت
28- بشیر عبد الله از کشور سوریه- یک هفته است که وارد اعتصاب غذا گشته است و توسط اطلاعات به مکان نا معلومی انتقال یافته است.
29- جواد عباسی –دبیر تاریخ – ایشان بخاطر تظاهرات درارومیه بازدداشت شده وبدون اطلاع هم بندان وخانواده اززندان خارج شده واطلاعی ازوی نیست.
30- بخش علی – نام پدر محمدی- صوفی ای علی الله – محکومیت اعدام همراه با پنج سال حبس – تاریخ دستگیری سال 83
31--سهند محمدی- صوفی ای علی الله- اعدام همراه با پنج سال حبس -
32- مهدی قاسم زاده – صوفی ای علی الله - نام پدر قباد –اعدام خمراه با پنج سال حبس
33- اباعبدالله – صوفی ای علی الله - نام پدرباقرزاده- اعدام همراه با پنج سال حبس
34- سیروس آقائیان – صوفی ای علی الله - نام پدر قباد – اعدام همراه با پنج سال حبس
http://komitegozareshgar.blogfa.com
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره۲۸۰-۲۰۰۷
تاریخ: ۱/۴/1385
حسین بابایی آرانی دانشجوی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف و مدیر مسئول نشریه دانشجویی آفتابکاران از سوی کمیته انضباطی به 1 ترم تعلیق از تحصیل بدون احتساب سنوات محکوم شد.
نشریه آفتابکاران در پی موج برخورد با نشریات دانشجویی در 26 اردیبهشت ماه به اتهام دعوت به اغتشاش و مضامین توهین آمیز توقیف و لغو مجوز شد.
حسین بابایی که در تاریخ 1 خرداد ماه به کمیته انضباطی احضار شده بود، میگوید که در حکم صادره، تاریخ تشکیل جلسه و صدور حکم درج نشده و همچنین مهلت 20 روزه قانونی برای دفاع به او داده نشده است.
صدورحکم تعلیق از تحصیل برای این فعال دانشجویی درحالی صورت میگیرد که در طی هفتههای گذشته، بسیاری دیگر از فعالان دانشجویی در سایر دانشگاهها نیز با احکام سنگین محرومیت و یا تعلیق از تحصیل مواجه شدهاند.
http://komitegozareshgar.blogfa.com
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره۲79-۲۰۰۷
تاریخ: 27/3/1385
با گذشت قریب به یک ماه از بازداشت دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و ادعای دادگاه انقلاب مبنی بر پایان یافتن تحقیقات، 8 دانشجوی این دانشگاه همچنان در بازداشت به سر میبرند.
در اواسط اردیبهشت ماه و در پی چاپ مطالبی در 4 نشریه دانشجویی نزدیک به انجمن اسلامی منتخب دانشجویان در این دانشگاه، نیروهای منتسب به بسیج دانشجویی با اعتراض به آنچه توهین به مقدسات مینامیدند، خواهان برخورد با عاملین چاپ و انتشار این مطالب شدند. مدیران مسئول نشریات مذکور نیز بلافاصله پس از اطلاع از انتشاراین مطالب،هر گونه دخالت در این مساله را رد کرده و ان را پروژه ای برای برخورد با انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک نامیدند.
با این حال وعلیرغم اظهارات دانشجویان و درخواست آنها مبنی بر برخورد با عوامل جعل لوگوی نشریات انجمن اسلامی، معاون امنیت دادستان تهران و وزارت اطلاعات به فاصله چند روز از انتشار این نشریات برخورد با فعالین دانشجویی در دانشگاه امیر کبیر را آغاز نمودند که در پی آن تاکنون 8 تن ازاعضای انجمن اسلامی منتخب این دانشگاه به نامهایاحمد قصابان ( مدیر مسئول نشریه سحر) ، مقداد خلیل پور (مدیر مسئول نشریه آتیه ) ، مجید شیخ پور ( مدیر مسئول نشریه سر خط) ، مجید توکلی ، پویان محمودیان ( مدیر مسئول نشریه ریوار)، احسان منصوری ، عباس حکیم زاده و علی صابری بازداشت و به بند 209 زندان اوین انتقال یافتهاند. این بازداشتها در شرایطی صورت میگیرد که دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات، اساساّ صلاحیت رسیدگی به تخلفات نشریات دانشجویی را نداشته، و این مساله می بایست از سوی کمیته ناظر بر نشریات پیگیری شود.
اما نکته حائز اهمیت و نگران کننده در جریان بازداشت این 8 نفر، اظهارات قاضی پرونده بوده که پیش از آنکه جرمی ثابت شود، رأی بر محکومیت دانشجویان داده است.
مطابق ماده 10 اعلامیه جهانی حقوق بشر و مطابق با قانون، اتهامات هر فرد می بایست از سوی دادگاه صالح و بی طرف رسیدگی شود، حال آنکه در پرونده دانشجویان پلی تکنیک، قاضی پرونده( حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد) نه تنها اصل بیطرفی را رعایت نکرده بلکه با اظهاراتش مبنی بر عناد دانشجویان مذکور با نظام جمهوری اسلامی، عملکرد مغرضانه خود را در رسیدگی به این پرونده به طور آشکار نشان داده است. حداد که پیش از این نیز ریاست شعبه 26 دادگاه انقلاب را عهده دار بوده، همچنین با بی توجهی به اصل سی و هفت قانون اساسی، اصل برائت متهم را نیز نادیده گرفته است. در حالی که مطابق با این ماده" هر فرد با هر اتهامی که بازداشت گردد، شاکی و یا دادستان می بایست با ارائه دلیل، مجرم بودن وی را ثابت نماید" طبق این اصل هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمیشود و متهم نیازی به اثبات بیگناهی خود ندارد .
طبق بند 3 ماده 14 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که جمهوری اسلامی نیزآن را پذیرفته، داشتن وکیل در کلیه مراحل تحقیقات ازحقوق اولیه متهم محسوب میشود. حال آنکه متهمان در بند امنیتی 209 نه تنها حق تماس با وکیل را ندارند بلکه از حق ارتباط با خانواده خود نیز محروم هستند.
این در شرایطی است که مطابق با « آیین نامه اجرایی نحوه اداره بازداشتگاههای امنیتی » که تاریخ 30/8/1385 به تأیید و تصویب ریاست قوه قضائیه رسید، متهمان میتوانند در مدت بازداشت موقت خود با وکیل مدافع، بستگان درجه اول و سایر افراد مورد درخواست خود به طور حضوری و آزادانه ملاقات نمایند.
اما در بازداشتگاه 209 که تحت نظر وزارت اطلاعات اداره میشود نه تنها موارد مذکور رعایت نمی شود، بلکه سایر موارد مندرج در قانون احترام به آزادیهای مشروع که در1 مارس 2005 به تصویب رسید نیز نادیده گرفته می شود.
از جمله این موارد میتوان به بستن چشم و سایر اعضا، تحقیر و استخفاف فرد در حین بازجویی،اعمال شکنجه های جسمی و روانی، پرسش در مورد مسائل شخصی و خصوصی فرد در جهت تحت فشار گذاردن وی، نگهداری در سلول انفرادی، بلاتکلیف گذاردن متهم به مدت طولانی، عدم دسترسی به هوای آزاد و .. اشاره کرد. چنانکه اخبار، حاکی از ضرب و شتم و نگهداری دانشجویان بازداشت شده در سلولهای انفرادی است و گزارشهای رسیده از تحت فشار قرار دادن آنان جهت پذیرش اتهامات وارده حکایت دارد.
بند 3 ماده 9 میثاق مقرر میدارد « شخص بازداشت شده، باید بدون تاخیر غیر منطقی محاکمه و یا آزاد شود و چنانچه دادگاه به دلایلی تشکیل نشود فرد بازداشت شده حق دارد با تامین قرار مناسب آزاد شود» همچنین فرد بازداشت شده پس از دستگیری حق دارد بیدرنگ اعضای خانواده خویش را از دستگیری و بازداشت و محل بازداشت یا زندان خود آگاه سازد، در حالی که خانواده های دانشجویان بازداشت شده در پی مراجعات مکرر خود به دادگاه انقلاب با پاسخ غیرشفاف مسئولان مواجه شدهاند.
ماموران در حین بازداشت احسان منصوری اقدام به ضرب و شتم وی نموده اند که منجر به شکستگی کتف وی شده است؛ عباس حکیم زاده دیگر دانشجوی بازداشتی دارای شرایط حاد جسمانی است و به گفته پزشکان معالج هرگونه ضربه و یا نگهداری طولانی مدت وی در یک مکان کوچک، منجر به وخیمترشدن وضعیت سلامتی او خواهد شد. این در حالی است که در طی روزهای گذشته منابع خبری در زندان از انتقال فردی به نام " عباس" از بند 209 به بیمارستان طالقانی خبر داده اند. مسئولان بهداری اعلام کردهاند که وی در حین انتقال به زندان خود را از ماشین به بیرون پرتاب کرده است.
در طی هفته های گذشته همچنین 40 تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از سوی کمیته های انضباطی احکامی چون محرومیت از تحصیل، منع ورود به دانشگاه و محرومیت از تسهیلات رفاهی دریافت کردهاند.
با توجه به موارد گفته شده و روند غیرقانونی پیگیری پرونده این دانشجویان از سوی معاون دادستان تهران، که پیش از این نیز درصدور احکام سنگین علیه دانشجویان و فعالان سیاسی نقش پررنگی را ایفا نموده، کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر نگرانی عمیق خود را نسبت به اعمال رفتار غیر قانونی در مورد دانشجویان بازداشت شده در بند 209 وزرت اطلاعات اعلام داشته، و هشدار می دهد در صورت عدم توجه جدی نهادهای حقوق بشری نسبت به دور جدید بازداشت و سرکوب فعالان دانشجویی، در روزهای آینده شاهد برخوردهای گسترده تری با سایر فعالان جامعه مدنی خواهیم بود.