سرپرست جهاد كشاورزي ارزوئيه و صوغان با اعلام اين خبر گفت: امسال بيش از 26 هزار هكتار از مزارع اين مناطق به كشت گندم اختصاص يافتهاست.
محققان آمريكايي اعلام كردهاند از هر 5 كودك آمريكايي يكي از آنها تلويزيون اختصاصي در رختخواب خود دارد.
كتاب شيوه هاي درمان استرس، نوشته مسعود بزرگي از سوي انتشارات سمت منتشر شد.
ايران خودرو با بهره گيري از تكنولوژي هاي پيشرفته در طراحي و توليد محصولات آينده، قابليت حضور در بازار اروپا به خصوص ايتاليا را دارد.
برنامه هاي راديو معارف در روز شنبه 22 ارديبهشت اعلام شد.
شيرين نوابي عضو تيم ملي شطرنج کشورمان گفت: هنوز تصميم قطعي براي عقد قرارداد با يک تيم باشگاهي به منظور شرکت در مسابقات ليگ برتر شطرنج نگرفته ام.
تيم هاي رئال مادريد اسپانيا، پي اس وي آيندهون هلند و بوكاجونيورز آرژانتين بر سر جذب رايموند مانكو بازيكن 16 ساله تيم ملي نوجوانان پرو با هم رقابت مي كنند.
وزارت علوم براي تقويت كادر آموزش خود نيازمند جذب سه هزار عضو هيئت علمي جديد براي دانشگاه هاي وابسته به اين وزارتخانه و دانشگاه پيام نور است.
نمايشگاه گروهي از آثار نقاشي و عکاسي به منظور ارائه تکنيک ها و آثار مدرن در گالري بامداد برگزار مي شود.
وزارت بازرگاني کره جنوبي اعلام کرد: رشد کارآفريني در سال 2005 به دنبال رشد سرمايه گذاري خارجي، افزايش شش درصدي داشته است.
دبير سازمان ليگ بدمينتون گفت: رقابت هاي ليگ بدمينتون باشگاه هاي کشور را امسال در سطح بالايي برگزار مي کنيم و قصد داريم مقدمات حضور چند بازيکن برتر خارجي را در اين رقابت ها فراهم کنيم.
سال گذشته، 719 شركت در دفاتر ثبت اسناد و املاك استان سيستان و بلوچستان به ثبت رسيد.
نظارت بهداشتي اداره کل دامپزشکي آذربايجان غربي در مراکز جمع آوري شير خام، 20 درصد افزايش يافته است.
بانوان گيلاني در نخستين روز از رقابت هاي سنگ نوردي انتخابي تيم ملي کشورمان خوش درخشيدند.
كودكان و نوجوانان ايراني به كتابهاي ارزان قيمت علاقه مندي بيشتري دارند.
نمايشگاه کاريکاتور با اشاره به موضوعات اقتصادي، سياسي و اجتماعي از آثار محسن رفيعي در نگارخانه فرهنگ هاشم آباد برگزار شد.
تبصره 6، يك قانون اجرايي است و فقط در دراز مدت ميتواند به حل معضل مسكن كمك كند.
شبكه راديو گفتگو برنامه هاي روز شنبه، 22 ارديبهشت ماه خود را اعلام كرد.
مديرعامل سازمان توسعه برق ايران اعلام كرد: آخرين واحد بخش گاز نيروگاه شيروان با شبكه سراسري برق كشور آغاز شد.
بورس كالاي كشاورزي طي هفته گذشته، از 15 الي 19 ارديبهشت ماه، شاهد عرضه 355 هزار و 478 تن ذرت، كنجاله، تفاله چغندر قند و جو بود و عرضه تفاله چغندر قند نيز فقط براي اولين بار طي اين هفته صورت گرفت.
کتاب هاي علمي و پژوهشي 10 قلم محصولات صادراتي مزيت دار بخش کشاورزي براي توسعه صادرات اين محصولات از سوي سازمان توسعه تجارت ايران منتشر شد.
کتاب تراز انديشه با عنوان "مجموعه مقالات" از دکتر لطف الله نبوي به همت انتشارات بصيرت به چاپ دوم رسيد.
براي درك و فهم غرب بايد ريشه و تعلق در فرهنگ بومي داشت.
سخنگو ائتلاف ورزش گفت: شوراي حكميت مشكلي از اصولگراها حل نخواهد كرد و اصولگراها بايد بيشتر از پيش انسجام خود را حفظ كنند.
دولت عربستان در نظر دارد به منظورکاهش تورم در اين کشور هزينه هاي خود را تعديل کند.
مجموعه برنامه هاي شبكه 5 سيما، در روز شنبه 22 ارديبهشت اعلام شد.
مدير عامل مركز بيماريهاي خاص كرمان گفت: هزينه درمان بيماران خاص متفاوت است كه 7 تا 8 ميليون تومان از هزينه درمان بيماران توسط دولت تأمين ميشود.
سازمان جهاد كشاورزي فارس، پارسال بيش از سه ميليون و 151 هزار اصله نهال در اختيار باغداران شهرستان هاي استان فارس قرار داده است.
مازاد تجاري تايوان در سال 2006 رشد چشمگيري داشت به نحوي كه موجب كاهش تورم در اين كشور شد.
فرماندار شهرستان فارسان گفت: براي ساخت مجوعه ورزشي شهر بابا حيدر در شهرستان فارسان استان چهار محال و بختياري امسال 7 ميليارد ريال اختصاص يافته است.
مصرف بي رويه و دراز مدت استامينوفن، موجب اختلال در عملکرد کليه ها مي شود.
خوزه مورينيو سرمربي باشگاه چلسي انگليس كه از نحوه تربيت كريستانو رونالدو ستاره باشگاه منچستر انتقاد كرده بود از وي عذر خواهي كرد.
استاندار ايلام گفت: اجراي طرح تعريض خيابانهاي شهر ايلام، براي روانسازي ترافيك در اين شهر ضروري است.
رقابت هاي قهرمان کشوري سريع شطرنج، از ديروز پنجشنبه، 20 ارديبهشت ماه در اصفهان آغاز شده است.
جشن هنري سفر به خاطرات به منظور بزرگداشت فرانس ليزت موسيقيدان مشهور مجاري از 23 آگوست (يکم شهريور) در وايمار آلمان برگزار مي شود.
سرمربي تيم ملي بدمينتون نوجوانان گفت: "نودا" مربي اندونزيايي تيم ملي بدمنيتون زير 19 سال از دانش بالاتري برخوردار است و مي تواند بدمينتون ايران را متحول کند.
دستگاه پيشرفته تست گيربكس به روش تحليل صوتي در شركت ماشين و ابزار تراكتورسازي ايران طراحي و ساخته شده است.
نخستين كارگاه علمي پژوهشي زبان انگليسي دانشگاه هاي سراسر كشور، خرداد امسال در دانشگاه شهركرد برگزار مي شود.
30 درصد مارهاي سمي و غيرسمي شناخته شده کشور در استان چهارمحال و بختياري وجود دارند.
خانمی مسن از آشنایان را برده بودم آرایشگاه مویش را کوتاه کند.
سالن، برعکس همیشه ساکت و سوت و کور بود. خانم وزیری صاحب آرایشگاه که او هم زن مسنی بود و سال?ها بود کارها را به دست شاگردان زبر و زرنگش سپرده بود و خودش فقط مدیریت می??کرد با سنگینی جلو آمد. دستی به موهای خانم همراهم کشید و پرسید چه مدلی می?خواهید؟
معصوم?خانم نیست؟
معصومه بهترین همکار او بود و بیشتر مشتریان در واقع به خاطر او به سالن می?آمدند.
با اخم گفت: نخیر! خانم دیگه اینجا تشریف ندارن!
عجیب بود. همیشه با بهترین لحن و بسیار محبت?آمیز راجع به او حرف می?زد.
خانم همراهم با دودلی گفت: دستت درد نکنه. لطفا برام کوتاه کوتاه بزن. می?خوام دیر بلند شه. اومدن به آرایشگاه برام سخت شده.
خانم وزیری به آهستگی و با تأنی شروع به کار کرد. موهای همراهم رو خیس کرد و با دستانی که متوجه شدم کمی هم می?لرزد شروع به کار کرد.
همراهم که رویش نمی?شد بگوید ای کاش خودت نمی?زدی. باز حرف را به شاگردش کشید.
معصوم?خانم کجا رفته؟ خودش آرایشگاه زده؟
خانم وزیری با بدخلقی گفت: اینا تا میان یه ذره کار یاد بگیرن، بعد از یه مدت یا فکر می?کنن علامه?ی دهرن و می?خوان مستقل شن که بعد از یه مدت بیشترشون هم با سر زمین می?خورن. آخه آرایشگاه باز کردن که الکی نیست، مدیریت می?خواد!
پس آرایشگاه زده!
نه بابا، نذاشتی اون یکی "یا" رو بگم.
گفتم که یا آرایشگاه می?زنن و " یا" شوهر می?کنن و پشت پا می?زنن به اون همه استعداد هنری.
با تأسف ادامه داد: خانم این همه مشتری رو ول کرد و منو دست? تنها گذاشت که بره بشه آرایشگر مخصوص خواهر شوهر، مادر شوهر!
یعنی برای فامیل فقط کار می?کنه؟
نخیر! شوهرش اجازه نمی?ده جز تو خونه جای دیگه کار کنه. دختر مثل دسته?گل منو برداشت برد خونه?ی مادر شوهر برای کارای خونه?شون.
آخه بگو دختر، بد بود دستت تو جیب خودت بود؟ شوهرم می?خواستی بکنی به یکی می?کردی که اینجوری زندونیت نکنه. حیف شد واقعا.
خانم وزیری سر درد دلش باز شده بود. در حال زدن مو همین?طور حرف می?زد:
به خدا خانم، من چهارتا پسر دارم. همه?شون ماشاالله دکتر و مهندس. دوتاشون کانادان و دوتاشون ایران. عروسام هر کدوم برای خودشون یه پا مَردن! مگه پسرام جرأت دارن بهشون بگن بالا چشمتون ابروئه! همه سر کار می? رن. اونایی که کانادان که شش?ماه شش?ماه می?رن مأموریت خارج کشور. مگه پسرای من می?تونن بهشون بگن نرو! نخیر خانم. اینا می?رن هند، کره، فرانسه، انگلیس. قبلش یه هماهنگ می?کنن بعدش دِ برو که رفتیم.
من خودم خانم،? نمی?دونید چقدر مبارزه کردم با چهار تا پسر. هم کارای خونه رو می?کردم که شوهره غر نزنه و هم آرایشگاه می?چرخوندم. گفتم دوست ندارم دستم پیش شوهر دراز کنم. شوهره هزار بامبول درمیاورد که من کارمو ول کنم اما اصلا و ابدا محل نذاشتم.
زن باید جربزه داشته باشه. زن باید مستقل فکر کنه!
زن این دوره که براش راحت?تر از اون?وقتای ماست که با چنگ و دندون کارمونو نگه?داشتیم.
اصلا انتظار نداشتم معصومه این?قدر ضعیف و شوهرذلیل باشه.
باعث شد هم من ضرر کنم و هم خودش. از کجا معلوم دوباره شاگرد نگیرم، تا کار بگیره نره؟
خانم وزیری همینطور می?گفت و می?گفت. و از لازمه?ی استقلال و آزاداندیشی زنان می?گفت و اینکه زن نباید اجازه بده شوهر تو هر کارش دخالت کنه.
موهای همراهم تمام شده بود. قیافه?ا?ش نشان می?داد که چندان راضی نیست. اما چه می?شد کرد؟ معصوم?خانم دیگر نبود که مطابق میلش بزند.
تشکری کرد و رفت سراغ مانتو روسری?اش.
من که تا اون لحظه ساکت مونده بودم و به درددلاش گوش می?کردم به نظرم اومد بهترین فرصته که ازش امضا بگیرم. دفترچه و ورقه?ی یک? میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض? آمیز علیه زنان رو درآوردم و شروع کردم برایش توضیح دادن. خانم مسن همراهم هم آمد. او خودش امضا کرده بود و در تأئید حرف?های من چیزهایی می?گفت.
خانم وزیری گوش داد گوش داد تا اینکه دست دراز کرد دفترچه رو از من گرفت.
سرسری با شک نگاهی به آن انداخت.
امضا می?کنید؟
باید از آقامون اجازه بگیرم!!!
نشنیده گرفتم.
می?خواهید دفترچه رو مطالعه کنید. به شوهرتون هم بدید بخونه. دفعه?ی بعد که اومدم ورقه امضا رو با خودم میارم.
اگه آقامون اجازه نده محاله امضا کنم.
خوب با ایشون هم مشورت کنید.
مشورت نه. اجازه! اگه شوهرم اجازه نده امضا نمی?کنم.
حتی اگه قبول داشه باشید.
حتی اگه قبول داشته باشم!
من این?طور وقت?ها واقعا نمی?فهمم اجازه گرفتن از آقا واقعی?ست یا فقط یک بهانه?ست.
ارتباط کمپین با احزاب سیاسی یا حکومت ، بسیار متاثر از تاثیر این ارتباط بر پیگیری اهداف کمپین است. به بیانی دیگر در صورتی می توان ارتباط کمپین با احزاب رسمی یا حکومت یا هر آنچه که نسبت به کمپین بیرونی تلقی می شود را توصیه نمود که تاثیری مثبت در پیگیری اهداف کمپین داشته باشد و در غیر اینصورت باید از آنان اجتناب نمود.
من معتقدم کمپین دو هدف عمده را دنبال می کند ، اول تجمیع خواست عمومی تغییر ، برای دستیابی به این هدف است که کمپین شیوه ارتقای آگاهی و آموزش چهره به چهره را بر می گزیند . شیوه ای که به مدد آن اعضای کمپین به میان توده ها می روند ، با مردم به گفت و گو می نشینند و در رابطه ای دو سویه نه تنها به توده ها درباره قوانین و اثرات آن می آموزند بلکه خود نیز به درکی بی واسطه از نیازها و خواست های توده ها دست می یابند ، به زبان مشترکی بین خود و توده ها ، زبانی که می تواند پلی باشد میان دو اقلیم اغلب جدای روشنفکران و مردم ، این " کار آموزی " گرانقدر فعالین بالفعل و بالقوه زنان است که در ادامه یک رابطه همدلانه میان داوطلب و هر عضوی از جامعه به کسب امضاء برای تغییر در قوانین ضد زن منجر می شود.
و اینجاست که جمع آوری" امضاء" نشانه " خواست عمومی تغییر " می شود و این تجمیع خواست عمومی تغییر قطعا تاثیر خود را در تغییر بیش و کم قوانین خواهد گذاشت.
تغییر قوانین ضد زن به خودی خود ، هدف کمپین نیست و نباید باشد . تغییر قوانین " نتیجه " جمع آوری یک میلیون امضاء است ، نتیجه ای که کمپین کم و بیش به آن منجر خواهد شد.
تغییر قوانین اگر در ادامه ی آگاهی و خواست اقشار وسیع مردم بدست نیاید ، اگر از مسیر لابی های سیاسی و مصلحت اندیشی های حکومتی حاصل شود بسیار ناپایدار است و به سادگی ممکن است همین مصلحت اندیشی ها و لابی های سیاسی زمانی دیگر چیزی دیگر را اقتضا کند . چیزی که مغایر حقوق زنان باشد.
به یاد بیاوریم قانون حمایت از خانواده که دستاورد تلاش و خواست مردم برای تغییر قوانین نبود پس از پیروزی اانقلاب حتی پیش از تصویب قانون اساسی لغو شد بی آنکه اعتراضات وسیع مردمی را برانگیزد و یا شاهدیم که چگونه پس از سرنگونی صدام قوانین ضد زن جای قوانین مترقی تر را گرفته اند.
از سویی دیگر فعالین زنان اصولا نمی توانند به تغییر قوانین ضد زن جز گامی بسیار ضروری اما کوچک بنگرند . حتی پس از برابری قانونی مسیری طولانی تا دستیابی به برابری زن و مرد باقیست ،مسیری که تنها در همبستگی با دیگر جنبشهای اجتماعی طی خواهد شد, مسیری که پیمودن صحیح آن به شیوه عمل ما در کمپین به شدت وابسته است و اینجاست که دومین هدف کمپین رخ می نماید و آن بستر سازی برای بالندگی جنبش زنان است.
کمپین به عنوان بزرگترین فرایندی که در درون جنبش زنان ایران شکل گرفته و به جامعه عرضه شده است ، در مدتی کوتاه توانست فعالین زنان در کل کشور را در ارتباطی ارگانیک با یکدیگر قرار دهد و فرصتی باشد برای طرح بحث های ضروری جنبش زنان و نقد و اصلاح جنبش در کلیتی به هم پیوسته ، که حتی اگر در بخش های مختلف آن اختلاف نظر های اساسی نیز وجود داشته باشد ( که دارد ) اما اکنون دیگر از هم بی خبر نیستند و کمپین فرصتی است برای طرح صریح تر آرا و نظرات طیف های مختلف جنبش زنان و آشکار تر شدن صف بندی های فکری جنبش ، و طبعا پویا تر شدن آن.
کمپین وسیله ای شده است برای به هم پیوستن محفل های کوچک فعالان زنان به یکدیگر و قطعا از دل این ارتباط ارگانیک و فضایی که در پرتو کمپین برای طرح بحث های ضروری جنبش فراهم آمده است ، جنبش گامی بلند به پیش بر خواهد داشت.
اینجاست که به نظر من ایجاد و حفظ این ارتباط ارگانیک ، و این فضایی که برای طرح بحث ها و نقد ها فراهم آمده است ، دومین هدف کمپین است که به لحاظ تاثیری که در کل مسیر جنبش زنان خواهد داشت بسیار مهم و با ارزش است.
حال اگر ما برای کمپین این دو هدف را قائل باشیم ( تجمیع خواست عمومی تغییر و بستر سازی برای بالندگی جنبش زنان ) ارتباط با احزاب سیاسی رسمی و یا حکومت چه تاثیری در دستیابی کمپین به این دو هدف خواهد داشت ؟
به نظر می رسد هرگونه نزدیکی با حکومت یا احزاب سیاسی رسمی در راه دستیابی به این دو هدف موانع جدی ایجاد می کند.
در جامعه ای با ساختار سیاسی بسته و جامعه مدنی ضعیفی چون ایران ، که احزاب واقعی ای که واسط میان مردم و حکومت باشند وجود ندارد ، در چنین جوامعی که احزاب بیشتر به باندهای سیاسی شبیه اند تا حزبی سیاسی با سازمان و ساختار روشن و آشکار ، نگاه ابزاری احزاب به جنبش های اجتماعی و هر حرکت مستقلی بسیار شدید است.
یکی از بزرگترین مثال ها در این مورد نگاه ابزاری اصلاح طلبان به جنبش دانشجویی است ، به یاد داریم که در دوره اصلاحات مادام که جنبش دانشجویی همچون پیاده نظام اصلاحات عمل می کرد ، بسیار مورد تقدیر بود اما زمانی که به نقد اصلاح طلبان پرداخت ، بزرگان اصلاحات ناگهان به یاد آوردند که دانشجویان بسیار جوانند و کم مطالعه و باید به مطالعه بپردازند و آنها را چه به سیاست!
این نگاه ابزاری که خطر مداوم سوء استفاده از جنبش های اجتماعی را در پی دارد به همراه نبود رسانه های آزاد و یا ساز و کارهایی که بتوان در سطحی وسیع و علنی به آسیب شناسی جنبش های اجتماعی و احزاب سیاسی پرداخت بیش از پیش نزدیکی به احزاب سیاسی را خطرناک می سازد و به شکلی اولی تر هر گونه خوش بینی در نزدیکی کمپین به احزاب را منتفی می سازد.
ممکن است لابی های سیاسی با احزاب یا حکومت دستیابی به تغییر قوانین را تسهیل کند ، اما این قوانین تغییر یافته اگر بر اثر تجمیع خواست عمومی تغییر نباشد ، چندان قابل اتکا نیستند . در واقع نزدیکی به احزاب سیاسی رسمی یا حکومت و وسوسه تغییر احیانا سریعتر یا سهلتر قوانین ، به سادگی ، نگاه به توده ها در کمپین را تضعیف ساخته و در حاشیه قرار میدهد.
از سوی دیگر این ارتباط در شرایطی که جامعه مدنی در ایران هنوز بسیار آسیب پذیر و ضعیف است ، به قبضه کردن کمپین منجر خواهد شد و طبیعتا وقتی کمپین به بهانه تغییر قوانین ،دستاویزی در چانه زنی های سیاسی احزاب شود ، دیگر از این ارتباط نوپای ارگانیک فعالان زنان و یا طرح بحث های تئوریک و نقد و نظرها در فضایی که کمپین ایجاد می کند خبری نخواهد بود.
با این اوصاف به نظر می رسد هرگونه نزدیکی به حاکمیت یا احزاب رسمی در خوشبینانه ترین حالت به تضعیف کمپین در پیگیری اهداف خود و در واقع بینانه ترین حالت به عقیم شدن حرکتی که می تواند آثار و نتایج پر ارزشی داشته باشد بینجامد.
* متن سخنرانی نگارنده در "سومین نشست عمومی کمپین یک میلیون امضا"
فعالان حقوق مدنی زنان در ایران از تابستان گذشته دو کمپین در دفاع از حقوق زنان به راه انداخته?اند که با استقبال زیادی مواجه شده است. این دو کمپین یکی "یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض?آمیز علیه زنان" و دیگری لغو مجازات سنگسار از قوانین کیفری ایران است.
در اطلاعیه?ی شخصیت?های سیاسی و دانشگاهی آلمانی گفته می?شود:
� این دو کمپین از سوی فعالان حقوق زنان پیش برده می?شود و هدف?های آن حقوق بشر و برابری زنان و مردان است.�
در اطلاعیه شخصیت?های آلمانی آمده است:
�بخاطر موفقیت این دو کمپین و حمایت گسترده مردم از آنها، این حرکت اکنون هدف حمله?ی دستگاه حکومتی ایران قرار گرفته است. دهها نفر از زنان به اتهام "اخلال در امنیت ملی" بازداشت شده?اند. با این اقدام می?خواهند از یک سو فعالان حقوق زنان را بترسانند و از سوی دیگر این دو کمپین را غیرقانونی و کاری مجرمانه جلوه?گر سازند.�
در ماه مارس گذشته، در یک گردهمایی در برابر دادگاه انقلاب، به خاطر همبستگی با گروهی از زنانی که در دادگاه محاکمه می شدند، بیش از ۳۰ تن از زنان بازداشت شدند. شماری از آنها را بدون هیچ دلیلی تا ۱۷ روز در بازداشت انفرادی نگه داشتند و سپس در برابر وثیقه آزاد کردند. برای تعدادی از آنها پرونده قضایی باز کرده?اند.
شخصیت?های آلمانی در اطلاعیه مطبوعاتی خود نوشته?اند:
� دو تن از فعالان مشهور حقوق زنان، پروین اردلان و نوشین احمدی خراسانی هر یک به سه سال حبس محکوم شدند. در روزها و هفته?های آینده، تعقیب قضایی در انتظار دیگر فعالان حقوق زنان نیز هست. این زنان کاری نکرده و گناهی مرتکب نشده?اند ، جز آنکه از حقوق زنان در ایران دفاع کرده?اند.�
در ادامه?ی اطلاعیه امده است:
�سرنوشت محکوم?شدگان به?روشنی نشان می?دهد که در ایران حقوق زنان در کانون مبارزه برای حقوق بشر، دموکراسی و برقراری دولت حقوقی قرار دارد. درست به همین خاطر این کمپین?ها برای حکام اسلامی در ایران بسیار خطرناک شده است. ما نگران زنان محکوم به حبس و تحت پیگرد هستیم. از این رو ما ساکت نمی?نشینیم.�
این اطلاعیه را ۳۷ تن از شخصیت?های سیاسی و دانشگاهی آلمان، از جمله خانم کلودیا روت، رهبر حزب سبزهای آلمان، فولکر بک، رئیس فراکسیون حزب سبزها در پارلمان آلمان، یوتا ابلینگ، شهردار شهر فرانکفورت امضا کرده?اند.
لینک مطلب:
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,2482815,00.html?maca=per-rss-per-all-1491-rdf
تغییر برای برابری : صبح امروز19 اردیبهشت محمود پیغمبرزاده، پدر زینب به همراه وکیل او به دادگاه انقلاب، معاونت امنیت مراجعه کردند. نسیم غنوی وکیل او را راه ندادند اما به پدرزینب اجازه ورود دادند. دوستان زینب هم برای گذاشتن وثیقه به دادگاه آمدند.
بعد از حدود 5 ساعت در حالی که وکیل و دوستان زینب منتظر بودند، پدر زینب پریشان و عصبانی از دادگاه خارج شد:� اول که رفتم با رئیس دفتر قاضی صحبت کردم ایشان گفت من با قاضی صحبت می کنم. اما بعد برخورد خوبی نداشتند. گفتند" چرا وقتی زنگ می زنیم نمی آیید؟ می دانید معنی کفالت یعنی چه ؟ یعنی وقتی زنگ زدیم گفتیم او را بیاورید باید بیاورید" من هم گفتم خب ما که چیزی نگفتیم گفتیم احضاریه بفرستید حالا هم اگر اشتباهی بوده ببخشید. اما قبول نکردند و گفتند:" هرچه ما می گوییم می روید رسانه ای اش می کنید." من گفتم لااقل بگذارید داروهایش را ببرم ، برایش پول ببرم و ملاقاتش کنم .بازهم قبول نکردند�.
از پدر زینب درباره وثیقه می پرسیم می گوید :� اصلا از وثیقه حرفی نزدند. فقط گفتند بروید و حتی اجازه ملاقات هم ندادند. کلی هم داد و بیداد کردند. آنها گفتند" پرونده اولش را هم دوباره به جریان انداختیم."من واقعا نگران دخترم هستم اصلا جواب نمی دهند که چه کار می خواهند بکنند. آیا واقعا درخواست احضاریه کتبی جرم است؟ �
نسیم غنوی وکیل زینب هم می گوید :� کارشان کاملا غیرقانونی است. اگر قرار وثیقه صادر شده خب به اجرا بگذارند. اگر قرار بازداشت صادر شده بگویند به چه علت بوده است. اگر زینب هم گفته که در صورت احضار کتبی به دادگاه می رود کار غیر قانونی انجام نداده است.�
تماس زینب با خانواده
صبح امروز پیش از رفتن آنها به دادگاه، زینب پیغمبر زاده در تماسی تلفنی به خانواده اش اطلاع داد که در بند 3عمومی زنان زندان اوین (جوانان، سلول یِک ) است. او درباره دلیل انتقالش به زندان گفت:� سوال های مختلفی ازمن می کردند که ربطی به پرونده ام نداشت. به من گفتند چرا اخبار کذب می نویسی، ومن هم گفتم دروغ نمی نویسم. ازمن پرسیدند وبلاگ دارم که من هم گفتم بله به نام تجربه های زنانه. رئیس دفتر قاضی هم رو به قاضی گفت بفرستیمش زندان تا تجربه های زنانه پیدا کند! بعد به من گفتند قرار کفالتت را به وثیقه تبدیل کردیم و پرسیدند وثیقه داری گفتم نه ولی باید بپرسم اما بعد مرا به زندان منتقل کردند.�
زینب در سلول یک (طبقه بالا ) بسرمی برد و هم سلولی هایش 20 نفر هستند که برخی شان سیگارو کراک استفاده می کنند و برای زینب با توجه به بیماری قلبی اش وضعیت مناسبی نیست. او گفت فروشگاه هم تعطیل است و از خانواده اش خواست که برایش لباس و پول ببرند.
خبر تکمیلی:
زینیب پیغمبرزاده صبح امروز (پنجشنبه 20 اردیبهشت) در تماس تلفنی با خانواده اش اعلام کرده که او را به بهداری بردند اما علی رغم بیماری قلبی که دارد، از دادن داروهایش خودداری کردند.
وثیقه زینب پیغمبرزاده را نپذیرفتند
تغییر برای برابری: با توجه به اینکه زینب پیغمبرزاده دیروز، در تماس با پدرش اعلام کرده بود که قرار وثیقه 20 میلیونی برای او صادر کرده اند و به دلیل نداشتن وثیقه، او را به اوین منتقل می کنند؛ صبح امروز، 18 اردیبهشت، محمود پیغمبرزاده، پدر زینب به همراه وکیل او، نسیم غنوی، و برخی از دوستان وی به دادگاه مراجعه کردند و قصد تودیع وثیقه را داشتند. اما همانطور که خانم غنوی می گوید معاونت امنیت اجازه این کار را نداد و حتی به وکیل زینب و پدر او اجازه ورود به دادگاه را ندادند. به خانم غنوی گفته اند به متهم اطلاع داده اند چه قراری صادر شده و با این توجیه هیچ اطلاعی به وکیل زینب ندادند.
محمود پیغمبرزاده می گوید اگر قرار وثیقه صادر شده، اکنون وثیقه آماده است پس چرا همچنان جوابی به ما نمی دهند. به وی گفته اند که هیچ اطلاعی از زینب نمی دهند و به او متذکر شده اند که چرا زمانی که تلفنی از شما خواستیم که زینب را به دادگاه بیاورید، این کار را نکردید.
پیش از این با تماس تلفنی با پدر زینب، تهدید کرده بودند که اگر زینب را به دادگاه نیاورد، او را دستگیر خواهند کرد. با توجه به اینکه احضاریه تلفنی غیر قانونی است و به لحاظ قانونی باید احضاریه به صورت کتبی فرستاده شود، پدر زینب گفته بود که در صورت فرستادن احضاریه کتبی زینب به دادگاه خواهد آمد و زینب هم در پی دریافت احضاریه کتبی، دیروز صبح به دادگاه مراجعه کرده بود که با دستگیری مواجه شد.
پس از تماس کوتاهی که زینب پیغمبرزاده دیروز با پدر خود داشته و اطلاع داده که در حال انتقال او به اوین هستند، تا کنون هیچ اطلاعی از وی در دست نیست و با توجه به اینکه از دیروز هیچ تماسی نداشته پیش بینی می شود هم اکنون در بند 209 اوین باشد.
خبر تكميلي: زينب پيغمبر زاده در تماس تلفني كه صبح امروز (سه شنبه) از زندان اوين گرفته است، اعلام كرد كه در بند 3 (بند عمومي- اتاق توجوانان) به سر مي برد.
اخبار مرتبط:
زينب ييغمبرزاده زنداني شد / سایت روز آنلاین
زينب پيغمبرزاده، فعال جنبش زنان، بازداشت شد / گویا
زینب پیغمبرزاده بازداشت شد
تغییر برای برابری : زینب پیغمبرزاده فعال جنبش زنان، از اعضای کمپین یک میلیون امضا و از بازداشت شدگان 13 اسفند جلوی دادگاه انقلاب صبح امروز 17 اردیبهشت در پی دریافت احضاریه مربوط به پرونده 13 اسفند به شعبه امنیت دادگاه مراجعه کرد. اما چند ساعت بعد پس از ورود به دادگاه در تماس تلفنی کوتاهی با پدرش اطلاع داد که در حال انتقال به زندان اوین است. پدرش می گوید:� زینب خیلی کوتاه گفت "از من 20 میلیون تومان وثیقه خواستند و گفتم نمی توانم بپردازم. گفتند پس بازداشت می شوی.� پدرزینب اضافه می کند: �من خودم مستاجر هستم و امکان پرداخت وثیقه را ندارم.�
زینب پیغمبرزاده دانشجو و عضو کمیسیون زنان دفتر تحکیم است . او پیش ترهنگام جمع آوری امضا در مترو تهران -کرج بازداشت شد و 5 روز در بازداشتگاه وزرا بود.
در پی بازداشت 33 فعال جنبش زنان در 13 اسفند در برابر دادگاه انقلاب، که زینب هم درمیان آنان بود بیشتر بازداشت شدگان به قید کفالت آزاد شدند. طی یک ماه اخیر کلیه بازداشت شدگان به دادگاه احضار و تفهیم اتهام شده اند. اما نکته تعجب برانگیز اینکه از زینب پیغمبرزاده که جزو آخرین نفرات احضار شده به دادگاه بود به رغم داشتن کفالت، ضمانت 20 میلیونی خواسته شده است.علاو ه بر این احضاریه او که تاریخ صدور آن مربوط به فروردین ماه بود در روز 15 اردیبهشت ماه به وی ابلاغ شده بود.
سال ۱۳۸۵ با همه تنش?ها و ناملايماتي که با خود داشت در عين حال سالي پرشور و انرژي بخش برايمان بود. سالي که نرخ رشد جنبش زنان تصاعدي بالا رفت و انفجار جنبش را نويد داد. سالي که در ۲۲ خردادش نيروهاي بسياري از جنبش دانشجويي و جنبش سنديکايي، جنبش زنان را حمايت کردند، کتک خوردند، زنداني شدند و اکنون بسياريشان از اعضاي فعال جنبش زنان هستند. سالي که کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز متولد شد و نه تنها بر فعاليت ما، که بر زندگي همه ما تاثير گذاشت.
براي ما فعالان اجتماعي که سياست?هاي خياباني را امري فرهنگي و تاثير گذار بر ذهن?ها وچشم?ها مي? دانيم، سال گذشته نيز خالي از پيامد و بي توشه از تجربه در اين عرصه نبود. در واقع فعاليت?هاي جمعي ما با ديگر اقشار و جنبش?ها - و نه الزاما گروه?هاي زنان - از حيطه يک گروه يا دو گروه فرا روي کرد و در گستره?اي به پهناي کمپين يک ميليون امضا، فضاي سرد و وهم آلود پيرامونمان را سبز و رنگين کرد.
سياست?هاي خياباني غالب بر فعاليت?هاي جنبش زنان
سه اقدام جمعي و گسترش يابنده طي يک سال اخير (بزرگداشت ۸ مارس ۱۳۸۴ در پارک دانشجو، تجمع مسالمت آميز ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ در ميدان هفت تير، و آغاز بکار کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز)، نه تنها شناخت و درک ما را از جامعه مردسالار با ساختارهاي متصلبش ملموس تر و عميق تر کرد، و شيوه?هاي مبارزاتي مان را همگام با نظرياتي که از دل اين مبارزه پردامنه خلق مي? شوند براي کسب حقوق برابر ارتقا داد، بلکه هريک از اين وقايع بر نگاه، روش و عملکرد مان نسبت به سياست?هاي خياباني، سازماندهي و هزينه پردازي و نحوه همکاري با گروه?ها پر تاثير بود.
طي چند سال اخير به ويژه از زمان شکل گيري جمع �همانديشي زنان� که با انتخاب شيرين عبادي به عنوان برنده نوبل صلح محمل و سببي براي گرد آمدن گروه?ها و فعالان جنبش زنان شد، در بين فعالان و گروه?هاي جنبش زنان که به کارجمعي و کاربست سياست?هاي خياباني براي تاثير گذاري بر فرهنگ عمومي جامعه معتقد بودند دو گرايش قوي وجود داشت، يک گرايش که از منظر نگرش، نگاه خوش بينانه?اي به کار با همه گروه?ها نداشت گاه به دنبال يافتن گروه?هاي همفکر و نه به الزام هم روش بود. گرايش ديگر که از منظر روش در پي گسترش دامنه فعاليت با گروه?هاي ديگر به ويژه در فعاليت?هاي اعتراضي مسالمت آميز براي تاثير گذاري بر فرهنگ عمومي جامعه بود. به قطع شرايط سياسي و اجتماعي حاکم نيز در تعديل يا تقويت هريک از اين دو گرايش سهيم بود. به عنوان مثال تجمع اعتراض آميز ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ که در فرصتي مناسب يعني فاصله جابه جايي دو دولت از دل هم انديشي فعالان جنبش زنان در آمد و اوج همگرايي و ائتلاف جنبش زنان در مطالبات حداکثري يعني تغيير قانون اساسي را به نمايش گذاشت، به تقويت هر دو گرايش کمک کرد، به ما آموخت که براي فعاليت?هاي مسالمت آميز مدني، کار با ديگر گروه?ها، همگرايي در مطالبه و در روش، جنبش زنان را توانمند و قدرت?مند مي? کند.
آموختيم که با تاکيد بر اشتراکاتمان مي? توانيم سياست?هاي خياباني در فعاليت?هاي جمعي را پيش ببريم. و همين زمينه?هاي فکري و عملي بود که تجربه جمعي بزرگداشت ۸ مارس۱۳۸۴ را مي?سرکرد.
۸ مارس ۱۳۸۴: تداوم همگرايي در جنبش زنان
جدا از جمع هم انديشي زنان، از ۸ مارس ۱۳۸۳ نيز جمع ديگري متشکل از افراد فعال در جنبش زنان شکل گرفت تا همگام با زنان سراسر دنيا در تهيه چهل تکه همبستگي زنان، خواسته?هاي تدوين شده منشور جهاني زنان را مطالبه کنند، همين حرکت جمع ديگري را به نام �هواداران حرکت جهاني زنان� به وجود آورد. ائتلاف بزرگ ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ نقطه پرشي شد براي ائتلاف?هاي بزرگ تر يعني حول جمع هم انديشي زنان و جمع هواداران حرکت جهاني در پارک دانشجو.
پس از به قدرت رسيدن دولت محافظه کار، با آنکه شرايط بر زنان سخت تر از گذشته شده?بود، گروه?هاي زنان مصمم بودند که به رغم ترس و واهمه از فضاي نظامي?گر گسترش?يابنده، روز جهاني زن را در عرصه عمومي و در برابر نگاه مردمان گرامي بدارند. تجربه ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ هم که تجربه پيروز بخشي براي جنبش زنان بود مي?ل به تکرار اين تجربه و قدرت نمايي جنبش زنان براي کسب مطالبات جنبش را بيشتر کرده?بود، به عبارت ديگر شجاع?تر شده?بوديم. هم جمع حرکت?هاي جهاني زنان در تکاپوي برگزاري تجمع بود و پيش تر تجربياتي در سازماندهي تجمعاتي کوچک در روزهاي جهاني فقر و خشونت عليه زنان داشت و هم فعالان جمع هم انديشي زنان که تجربه ۲۲ خرداد را از سر گذرانده?بودند. برخي به برگزاري برنامه?هاي مشترک و برخي به برگزاري برنامه?هاي مجزا اصرار داشتند نتيجه آنکه تصميم بر برگزاري برنامه?اي مشترک از سوي دو جمع هم انديشي و هواداران حرکت جهاني زنان در پارک دانشجو گرفته شد و با ائتلاف اين دو جمع، دو روز پيش از برگزاري اين گردهمايي، فراخوان آن در سايت?ها منتشرشد.
اتخاذ تصميم در شرايط پرفشار و اعلام فراخوان گردهمايي ۸ مارس ازسوي دو جمع هم انديشي و هواداران حرکت جهاني زنان، هم ايجاد امنيت کرد و هم بي پيامد نبود. از يک سو همه گروه?هاي ثبت شده و ثبت نشده در دل جمع?هاي بزرگ جاي مي? گرفتند، و بدين ترتيب هزينه پردازي ديگر بر دوش گروه?هاي ثبت شده قرار نمي? گرفت (بعد از ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ برخي از فعالان گروه?هايي که نامشان در فراخوان تجمع ۲۲ خرداد در برابر دانشگاه تهران ذکر شده بود، از جمله برخي از اعضاي مرکز فرهنگي زنان به دادگاه احضار شده بودند)، از سوي ديگر به هرکدام ازاين دو جمع، هويتي سازماني مي? بخشيد و خطر متولي گري در اين جمع?ها را گوشزد مي? کرد، به هرحال تصميمي خردمندانه براي کاهش هزينه?ها در گراميداشت روزجهاني زن بود.
با ائتلاف اين دو جمع گرچه گردهمايي ۸ مارس برگزار شد، اما ناهماهنگي کميته برگزار کننده تجمع از يکسو و خشونت بي حد پليس در ضرب وشتم زنان و مردان که در صدد ممانعت از برگزاري گردهمايي بود، و حتي سيمين بهبهاني بانوي جنبش زنان را در امان نگذاشت و روز جهاني زن را به روز کتک زدن زنان توسط پليس تبديل کرد.
تجربه ۸ مارس بر اتخاذ تصميم در اعتراضات مسالمت آميز بعدي نيز تاثير گذار شد. اعمال خشونت بي حدو اندازه در برابر يک حق قانوني يعني گردهمايي مسالمت?آميز حاوي يک پيام و يک نشانه بود، يک پيام براي فعالان جنبش زنان مبني بر اين که ديگر تجمعات زنان را تحمل نمي? کنيم، و يک نشانه از اينکه موقعيت زنان در جامعه مردسالار ما از �ضعيفه� به �شهروند بي حقوق� ارتقا پيدا کرده است. اين پيام و نشانه هم فعال کننده و هم بازدارنده بود و بر حرکت?هاي اعتراضي بعدي و واگرايي بين گروه?ها تاثير گذاشت.
اين تجربه اما راهگشاي تجربه ديگري براي فعالان جنبش زنان شد. با برخي از زنان شرکت?کننده در تجمع ۸ مارس با وکالت شيرين عبادي به دليل ضرب و شتم پليس از نيروي انتظامي شکايت کرديم. گرچه اين شکايت راه به جايي نبرد اما تجربه آغازيني براي زنان بود که نه در مقام �خوانده� که در مقام �خواهان� وارد پروسه?هاي قانوني براي شکايت از حافظان امنيت شده و مسئولان را به رعايت حقوق شهروندي زنان وابدارند. البته اختلاف نظر دراين مورد نيز از منظر نگرش (شکايت?کردن يا نکردن) و روش (نحوه شکايت و انتخاب وکيل) اختلافات موجود را بيشتر کرد.
تجمع هفت تير: واگرايي در جنبش زنان و همگرايي جنبش?ها
با آنکه تجمع اعتراضي ۲۲ خرداد نقطه همگرايي گروه?ها و فعالان جنبش زنان بود و در ۸ مارس هم اين همگرايي تاحدودي حفظ شد، اما به تدريج اختلاف?ها هم درنگرش و هم در روش پديدار شد. بروز اختلاف نظر، حتي پيش از ۸ مارس ۱۳۸۴، در دو مقطع يکي بر سر سازماندهي هم انديشي و سپس در روش مطالبه?خواهي در نهايت به خروج برخي از فعالان جنبش زنان از جمع هم انديشي آن هم در آستانه تجمع اعتراضي ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ منجر شد.
آزمون و خطاي جنبشي
۲۲ خرداد از دل هم?انديشي در آمده بود، فورومي که امکان گفتگو و طرح ونظر را فراهم مي??کرد، ورود و خروج به آن آزاد بود و در نهايت مي? توانست به ائتلافي جمعي از گروه?ها و فعالان جنبش زنان براي حرکتي جمعي چون ۲۲ خرداد ختم شود، فروکش کند و ائتلافي ديگر را به پشتوانه بحث ونظر جمعي در حوزه?اي ديگرشکل دهد. اما پس از ۲۲ خرداد، حس متولي گري در بسياري?مان چنان قوي شده?بود که برخي ترجيح دادند براي جمع هم?انديشي حتي ساختار تعيين کنند، مدل سازي کنند، قوانين برايش بگذارند، ورود و خروج افراد را کنترل کنند، از هژموني افراد يا گروه?ها بکاهند، حتي به بهاي حذف نسل جوان?مان از تصميم گيري?ها، يعني به جاي پذيرش انتقاد منتقدان جوان?مان به حذف آنان اقدام کنند خطري که هميشه جنبش?ها را تهديد مي??کند و حرکت?ها را از حوزه جنبشي?اش به متولي?گري و سازماني شدن و در واقع ضدجنبشي شدن سوق مي??دهد.
علاوه بر اين، حضور جوانان را به رغم آنکه همواره بار اصلي کار را بردوش مي? کشيدند، هنوز باور نداشتيم، ۲۲ خرداد همان قدر که نسل?هاي قديم تر را انرژي بخشيده بود، نسل جوان?مان را هم گرچه با تعداد اندک علاقه?مند و فعال در اين حوزه ساخته بود. بدين ترتيب برخي از جوان?هايمان در هم?انديشي، با نقد به روش حذفي قديمي?ترها،حق خودشان را مطالبه کردند، و به حق هم درست مي? گفتند گرچه برخي تاب نياوردند. آن موقع دريافتيم که در اقدامات جمعي، مرزهاي خطا چقدر باريک و اخلاق فمينيستي چقدرشکننده است. به هر حال زماني که امکان بحث متوقف مي??شود براي کاهش تنش?ها لازم است که طرفين اختلاف از جمع فاصله بگيرند تا تماميت جمع به خطر نيافتد. هرچند اختلاف نظرها ضربه خود را بر جنبش زنان نيز وارد کرد.
مقطع دوم در بهار ۱۳۸۵ و به ويژه براي همفکري در تدارک برگزاري برنامه?اي در ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ اتفاق افتاد. زيرا هم?انديشي ما زنان در جلسات هم?انديشي بود که ۲۲ خرداد سال قبل را پديد آورده بود و به?قاعده طرح اين موضوع نخست در جمع هم?انديشي ضروري بود.
اما با توجه به شرايط بسته?تري که با دولت مهرورزي پديد آمده بود و با توجه به سابقه خشونت?آميز ۸ مارس در پارك دانشجو، رسيدن به اتفاق نظر بسيار دشوار شده?بود. مطالبه تغيير قانون اساسي (مانند ۲۲ خرداد ۱۳۸۴) به?عنوان يک مطالبه حداکثري خطرناک بود، علاوه بر اين قوانين مدني عيني و ملموس تر بودند. بنابراين پيشنهاد برخي از ما برگزاري تجمع با تمرکز بر قوانين مدني يعني مطالبات حداقلي بود. اما توافق ممکن نشد. زيرا مطالبات?مان مشترک اما روش?هايمان متفاوت بود.
در واقع اختلاف بر سر �روش� مطالبه?خواهي بود: برخي صدور بيانيه را کافي مي? دانستند، برخي بر بزرگ?داشت مراسمي در فضاي سربسته تاکيد داشتند، ما هم که طيفي از اين جمع بوديم به برگزاري تجمع مسالمت?آميز و خياباني نظر داشتيم. بيشترين نگراني مخالفان ازهزينه پردازي بود. مخالفان معتقد بودند که روش خياباني و مسالمت?آميز ما �انقلابي� است وبا سرکوب مواجه مي??شود و در نتيجه اگر فعاليت زنان را به?طور كلي از بين نبرند حداقل بسيار محدود مي? کنند، ولي ما براين باور بوديم که همه جنبش?ها براي پيشبرد اهدافشان بايد ظرفيت هزينه پردازي?شان را بالا ببرند و فرصت?ها را از دست ندهند، به طور مثال اگر ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ فرصتي بود براي ما که در فضاي خاص انتخاباتي که فشار برمردم کمتر است، صداي اعتراض?مان را به قوانين تبعيض?آميز بلند کنيم. اينک روز ۲۲ خرداد ۸۵ نيز فرصتي دست داده تا به رسم گرامي?داشت آن روز، اعتراض به قوانين را در تاريخ خود ثبت و ماندگار سازيم، و مطالبه?خواهي را پي?گير باشيم و گرنه تقليل يک تجمع اعتراضي گسترده به انتشار يک اطلاعيه يا فراخوان، آن هم در اولين سالگرد اين واقعه تاريخي، به معني مرگ اين روز تاريخي است. مگر روز جهاني زن نيز با همين فشارها و هزينه?پردازي?ها ثبت و پذيرفته نشد؟ کدام جنبش را سراغ داريد که خواسته?هايش پشت درهاي بسته و بدون پرداخت هزينه محقق شده باشد؟
بدين ترتيب اکثريت جمع هم?انديشي که اکنون هويتي سازماني و البته غيررسمي يافته بود به خواسته?ي برگزاري تجمع صلح?آميز، راي مثبت نداد. چنين بود كه گروه?ها و فعالان هم?فکر و هم روش در دوطيف عمده قرار گرفتند و آنان که مدافع تجمع خياباني بودند و اندک تر، عزم خود را براي برگزاري تجمع جزم کردند.
اين تجربه نشان داد که براي اقدام به عمل در عرصه اعتراضات مسالمت?آميز مدني، علاوه بر اشتراک در روش، درک موقعيت مشترک و آمادگي براي هزينه?پردازي در جنبش زنان هم ضروري است، وگرنه اين خطر که منافع جنبش را فداي مصالح خود کنيم هم?واره تهديدي جدي خواهد ماند. اين تجربه، بركات ديگري هم داشت كه مهم?ترين آن، همب?ستگي كم?سابقه?ي فعالان جنبش سنديکايي شرکت واحد با جنبش زنان بود. فعالان جنبش سنديکايي از ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ حامي جنبش زنان بودند، همان?ها بودند که با اتوبوس?هاي خود حلقه اول تجمع را روبه روي دانشگاه بردند و هزينه?ي آن را هم پرداختند، همسران همان فعالان سنديکايي نيز با وجودي که شوهرانشان در زندان بودند در تجمع ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ فعالانه شرکت کردند و حتي دستگير هم شدند.
به هرحال، در کنار اختلافات موجود در جمع هم?انديشي که منجر به تشکيل دو طيف موافق و مخالف درمورد تجمعات مسالمت آميز شد، جمع هواداران حرکت جهاني زنان نيز با برگزاري تجمع صلح?آميز موافق نبود. اين بار مشكل بر سر مطالبات بود. آنان مطالبات حقوقي را مطالباتي �ليبرالي� دانستند، حال آنکه طرح مطالبات و روش مطالبه آنها در بستري اجتماعي رخ مي??دهند و نه در دنيايي انتزاعي، و مفاهيم در همين بستر و متناسب با شرايط و موقعيت?ها است که معني مي??شوند. خواسته?اي که ممکن است در شرايطي ليبرالي باشد در موقعيتي ديگر راديکالي معني مي? شود، در شرايطي که بسياري از حقوق اوليه ما چون حق ازدواج، طلاق، منع چند همسري... ناديده گرفته مي? شود، تجمع اعتراضي براي نقض همين مطالبات ليبرالي به مراتب اقدامي راديکال تلقي مي??شود.
جدا از اين مسئله حتي اگر اين مطالبات هم ليبرالي باشد و ليبرال بودن هم نکوهيده و ناپسند، بايد اين مطالبات را به کنار بگذاريم و براي متهم نشدن به ليبرال بودن خود را منزه کرده و آلوده اين مفاهيم نسازيم؟ و بي عملي را بر عمل برتري بخشيم؟ در هر حال مانند جمع همانديشي زنان، اين جمع نيز در کليت خود و با نام هواداران حرکت جهاني زنان، به تجمع اعتراضي در ميدان هفت تير پاسخ منفي داد.
اين تجربه هم آموزه?هاي زيادي برايمان داشت، اگر جمع همانديشي زنان و يا هواداران جهاني زنان آغازي براي نشست?هاي جمعي ما و آشنايي ما با يکديگر بود اکنون به بلوغي رسيده بوديم که بايد حول مطالبات مشترکمان به دنبال گروه?هاي هم روش برويم و اصراري براي کار با يکديگر نداشته باشيم، چون به همان نسبت مانع ازفعاليت يکديگر مي? شويم. اما در مواقع ضروري يا هم پوشاني فعاليت?هايمان بر يکديگر حامي يک ديگر باشيم و در مشترکات ائتلاف کنيم. يعني تز �همه با هم� تنها در صورتي کارآمد خواهد بود که اختلافات ما حداقلي باشد.
مشروعيت فردي و اقبال جمعي
به هر حال، در نهايت جمعي از فعالان دو جمع موافق برگزاري تجمع شديم، در موقعيتي حساس قرار داشتيم، اگر پيش از اين مي? انديشيديم که افراد تحت لواي گروه?هاي خود امنيت بيشتري دارند اينک بيشترمان منفرد بوديم و شناخته شده در جنبش زنان، و علاوه براين اگر به طور فردي و نه گروهي وارد عمل مي? شديم هزينه گروه?ها را کاهش مي? داديم و فزون بر آن اگر پيشتر هويت جمعي مان را از گروه خود مي? گرفتيم و گروه براي ما مشروعيت يا حتي ممنوعيت ايجاد مي? کرد، اين بار در پروسه عمل و بر اساس انتخاب?هاي فردي مان شرکت کرده بوديم، درواقع اين حرکت فراروي ما را از چارچوب?هاي گروهي حتي به رغم موافقت گروه مي?سر کرد، مشروعيت فردي و آمادگي براي هزينه پردازي سبب شد که بيشتر حاميان حرکت نيز فعالان جنبش دانشجويي، فعالان جنبش سنديکايي، حقوقدانان، روزنامه نگاران، وبلاگ نويسان، فعالان مستقل اجتماعي، نويسندگان، فعالان حقوق بشري ...باشند، حرکتي کاملا مستقل، و آگاه به پيامدها، و آماده?ي هزينه پردازي ــ و نه شهيد سازي از خود ــ که با نام بيش از دوهزار نفر زير فراخوان، مشروعيت آن تاييد و تثبيت شد. تجمع مسالمت آميز ميدان هفت تير به رغم صدمات ناشي از کتک زدن?ها، به رغم دستگيري و بازجويي?ها تجربه هزينه پردازي در جنبش زنان را چون ساير جنبش?ها عينيت بخشيد و به رغم تلاش زياد براي تخريب اين حرکت، دوستان و ياران بسياري را در اوج واگرايي جنبش زنان براي مطالبات حداقلي، به جمع جنبش زنان افزود، همراهاني که چندي بعد از اعضاي ثابت کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز شدند.
در واقع تجمع ميدان هفت تير نشان داد که تجمع کنندگان پيام ۸ مارس را فراموش نکرده اند، اما آگاهانه به ميدان آمده اند. آمده اند تا هم خودشان و هم مطالباتشان ديده شوند، و در عين حال آمده اند تا جنبش?ها را به حمايت فرا بخوانند. تجمع هفت تير آغازي بود براي همگرايي جنبش?هاي زنان، دانشجويان و سنديکاها با يکديگر براي مطالبات عدالتخواهانه در يک تجربه جمعي ناب. تجربه?اي دشوار و پردلهره اما با نتايجي دراز دامنه و تاثيرگذار.
کمپين يک ميليون امضا: حضور حداکثري براي مطالبات حداقلي
کار کردن در فضايي کم تحمل نيازمند جستجوي استراتژي?هاي گوناگون و خلق روش?هاي نو و متفاوت براي تداوم کار است و همين امر موجب مي? شود که در موقعيت?هاي گوناگون راهکارها و وروش?هاي گوناگون را به کار بگيريم.
گرچه تجمع مسالمت آميز ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ در اعتراض به قوانين زن ستيز متاسفانه به خشونت، دستگيري و بازجويي و دادگاه کشيده شد، اما ثمره?اي شيرين داشت. تجربه فعالان زن مراکش به ما ياد داد که مبارزه وخواسته مان براي تغيير را محدود به يک روز و دو روز نکنيم، چه حتي در ۲۲ خرداد فرصتي براي طرح مطالباتمان نيافتيم، ازاين رو مصمم شديم با آگاهي رساني پيوسته، خواسته?هايمان را عموميت بخشيم و علاوه بر اين سياستي خياباني را در حداقلي ترين، اما عمومي ترين شکل آن جستجو کنيم. يعني از روش کوتاه نياييم اما شکل آن را تغيير دهيم.
اين بار جمعي ديگر حول خواسته?اي مشترک شکل گرفت تا مطالبات حقوقي خود را در پروسه?اي جمعي در مقطعي دوساله و جغرافيايي نامحدود پيش ببرد. در واقع اگر قبلا کار جمعي را تنها در يک گروه يا يک جمع تجربه کرده بوديم، از ۲۲ خرداد ۱۳۸۵، با هويت جنبشي مان در هريک از جنبش?هاي اجتماعي، هويت جمعي مان را در ميدان هفت تير عينيت بخشيديم.
در ادامه اين روند به بررسي نقاط قوت و ضعف و چرايي حمايت يا عدم حمايت تجمع ۲۲ خرداد پرداختيم در نهايت با کمپين يک ميليون امضا اعضاي شبکه?اي سيال و غيرمتمرکز در کمپين شديم و به قدرت جمعي مان ايمان آورديم. اکنون کمپين يک ميليون امضا، نقطه تلاقي دو گرايش موجود در جنبش زنان هم شده است. امکاني که هم در روش و هم در مطالبه، تکثر و تنوع را در خود جاي مي? دهد و در عين حال اختلافات روشي و نگرشي را به حداقل مي? رساند. علاوه بر اين، برخلاف ديگر جمع?هاي پيشين، بدنه اصلي آن را نسل جوان تشکيل مي? دهد، نسلي که شور دگرگوني و ساختن دارد، و با کسب تجربه آزاد و رها که خواسته ذاتي اين نسل است، کار جمعي را در حوزه?هاي گوناگون در کمپين تجربه مي? کند و سرمايه اجتماعي عظيمي را بر جنبش زنان مي? افزايد.
افراد نيز نه به عنوان نمايندگان يک ان جي او بلکه به مثابه اعضاي اين شبکه سيال اين امکان را مي? يابند که در کمپين حضوري حداکثري براي مطالبات حداقلي يعني تغيير قوانين تبعيض آميز داشته باشند. مي? توانند هم با دلبستگي و توان فردي و هم با دانش جمعي شان در اين کارزار حضور داشته باشند. تجربه چندين ماهه (از شهريور ۱۳۸۵ تا کنون) نشان داد که در اين کارزار مدني به دليل نامتمرکز بودن ساختار، هر فرد ديگر نه نگران هزينه پردازي براي گروه است، نه نيازمند جلب مشارکت گروه است و نه عضويت فرد در گروه، منعي برايش ايجاد مي? کند. براي پرداخت هزينه هم واهمه?اي ندارد. اين کمپين بسيار گسترده و بزرگ است و به همان نسبت هم بار هزينه پردازي اش بر يک جا، يک فرد و يا يک گروه سنگيني نمي? کند. با دستگيري يا فشار بر فرد يا افراد نيز حرکت متوقف نمي? شود، چون اگر در جايي حركت?ش را مانع شوند درجاي ديگري جريان مي??يابد. به دليل روش �چهره به چهره� و ورودش به خانه?ها، حتي خانواده?ها را آماده هزينه پردازي کرده است، هرچند خواسته و روش مطالبه اش کاملا مدني است.
بدين ترتيب از نيم سال دوم ۱۳۸۵، کمپين يک ميليون امضا فعالان جنبش زنان را در حيطه?اي وسيع تر درگير کار جمعي کرد و به نوعي ما را به بلوغ جنبشي رساند. اگر شش ماهه اول سال ۱۳۸۵ روزهاي نااميدي و فشار و سرخوردگيمان از فضاي بسته سياسي و اجتماعي و همچنين منتقدان تخريب کننده بود، شش ماهه دوم سال را به يمن کارزار بزرگمان با شور ونشاط و اميد گذرانديم. اکنون اين کارزار افراد و گروه?ها را در ميدان?هاي مغناطيسي بي متولي و متکثر حول يک بيانيه گرد مي? آورد و فعال مي? کند. در حال حاضر جدا از حمايت?هاي جهاني زنان، نزديک به ۱۰۰ هزار نفر از مردم، چهره?هاي هنري، فرهنگي و اجتماعي و سياسي و گروه?هاي گوناگون فارغ از تفکر ايدئولوژيک، اين بيانيه را امضا کرده اند.
کارزاري که با فعالان جنبش زنان و دانشجويي آغاز شد، اکنون با جذب افراد از قشرها و طبقات گوناگون، يا به عبارت ديگر فعالان کمپيني، گسترش مي? يابد و علاوه بر اين جمع?هاي گوناگون زنان را نيز حول خود متشکل مي? کند. هم?چنين اعلام حمايت جمع هم?انديشي زنان و جمعي از زنان اصلاح طلب از اين حرکت نشان از آن دارد که اين شبکه?ي سيال، جمع?هاي زنان از طيف?هاي گوناگون را به تدريج جذب اين جنبش مي? کند، کارزاري فارغ از تفکر و ساختارايدئولوژيک، که درون آن افراد و گروه?ها ايدئولوژي مستقل خود را دارند.
*این مطلب در شماره 5 نامه زن. خبرنامه داخلی مرکز فرهنگی زنان منتشر شده است
منبع زنستان http://herlandmag.info/issue22/07,04,05,10,13,20/
بارها پيش آمده هنگامی كه در محافل دوستانه يا خانوادگی بحث از حقوق بشر ـ با تأكيد بر حقوق زنان ـ به ميان آورده و با اشاره به قوانين تبعيض?آميز و عرف?های نادرست در اين زمينه از لزوم تلاش در جهت تغيير آنان سخن گفته?ام، از سوی مخاطبان ـ اكثراً مردها و بعضاً زنان ـ مورد پرسش قرار گرفته?ام كه قصدم از مطرح كردن اين بحث?ها چيست؟ چه هدفی را از همراهی با جنبش? زنان دنبال می?كنم و نهايتاً از تغيير اين قوانين و عرف?های به اصطلاح غلط چه سودی نصيب من به عنوان يك مرد خواهد گشت؟!
شوربختانه برخی از مردم با برداشتی تنگ?نظرانه از آن?چه در پيرامون?شان می?گذرد چنين تصور می?كنند كه هر آن?چه مستقيماً به ايشان ربط ندارد و ظاهراً بر زندگی فردی?شان تأثيری نمی?گذارد از شمول مشكلات جامعه خارج است و با اين استدلال كه فلان موضوع يا مسئله به لحاظ جنسيتی، مليتی، مذهبی، طبقاتی و ... شامل حال ما نمی?گردد از زير بار مسئوليت پرداختن به مشكل و تلاش در جهت رفع آن و يا حتی فكر كردن در اين باره شانه خالی می?كنند و با تأكيد بر جنسيت يا تعلقات ملی و دينی و يا جايگاه طبقاتی خود سعی در تنيدن پيله?ای به دور خويش دارند تا به واسطه??ی آن خود را از جامعه جدا كرده و از زير بار مسئوليتی كه انسانيت بر دوش?شان نهاده فرار كنند.
چه خوش گفت حضرت سعدی و چه زيبا بر سردر سازمان ملل اين سخن شيخ اجل نقش بست كه: بنی آدم اعضای يكديگرند / كه در آفرينش ز يك پيكرند / چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار / تو كز محنت ديگران بی غمی / نشايد كه نامت نهند آدمی
انسان خردمند با نگاهی ژرف به محيط پيرامونش و دركی عميق از موضوعات پيش?آمده در زندگي اش در خواهد يافت كه تأثيرگزاری و تأثيرپذيری او بر و از محيط جامعه به گونه?ای آشكار است و انعكاس ناكامی?ها و كام?يابی?های ديگر افراد جامعه در زندگی وی چنان نمودی خواهد داشت كه نگاه تيزتر و توجه بيشتر او را در مواجه با وضعيت موجود و رويدادهای? پيش?آمده طلب می?كند. حال آن?كه در اين ميان تنها كسانی توانايی مشاهده و درك اين واقعيت را ندارند كه گستردگی افق ديدشان به درازای نوك بينی?شان محدود می?شود.
مسئله??ی عرف?های نادرست جامعه و قوانين تبعيض?آميز حاكم كه در قبال زنان اعمال می?گردد نيز از آن دسته مشكلاتی است كه هر چند به ظاهر مختص زنان است و تنها در مورد آنان به كار گرفته می?شود اما در واقع تأثير مخرب خود را بر كل جامعه كه نيمی از اندامان آن مردها هستند خواهد گذاشت. و شدت اين تأثير به حدی است كه نمی?توانيم به آن بی?توجه باشيم و به راحتی از كنار آن عبور كنيم.
حال اگر به عنوان يك مرد به اين نكته?ی مهم نيز توجه داشته باشيم كه آن زنی كه از او سخن می?گوئيم نه يك بيگانه كه فردی?ست كه در تمامی دوران زندگی?مان در مقام مادر، همسر، فرزند و يا حتی يك دوست همواره در كنارمان قرار دارد و با ايشان هم?زيستی تنگاتنگی را خواهيم داشت شايد عمق فاجعه را بيشتر درك كنيم و نسبت به مشكلات وی حساس?تر گرديم و در راه از ميان برداشتن آنان همراه با زنان گام?های بلندتر و مستحكم?تری را برداريم.
گذشته از اين، اصل مهم در اين?جا همان جامعه است كه رشد و پويندگی اش در گرو حضور شهروندانی آگاه و مديرانی تواناست كه آن نيز مگر در سايه??ی برابری شهروندان و شايسته?سالاری مديران امكان?پذير نخواهد بود و در كشوری كه بر طبق قوانين و عرف?های غلط آن نه تنها نيمی از مردم از حضور مؤثر در جامعه و رسيدن به پست?های كلان در مديريت محروم هستند كه تأثير آن قوانين و عرف?ها بر زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی زنان و مشكلاتی كه از اين طريق برای آنان به وجود خواهد آمد مانعی جدی در راه رسيدن به جامعه?ی مدنی خواهد بود.
از اين روست كه سخن گفتن از حقوق زنان از سوی من مرد نه از سر دلسورزی و نه به نشانه?ی ترحم نسبت به وی و همراهيم با جنبش زنان نه به تعبير برخی كوته?فكر ـ كه همكاری و روابط دوستانه و اخلاق?مدارانه?ی دو جنس بشر در قالب يك تشكيلات يا جنبش اجتماعی در مخيله??ی كوچكشان نمی?گنجد ـ به منظور ... ؟؟؟ !!! كه برای استفاده از تمامی توانايی?ها و استعدادهای موجود برای ساختن جامعه???ی مدنی با شهروندانی برابر و آگاه و مديرانی شايسته و توانا است.
آری من در پی احقاق حقوق زنان، منافع خويش را به عنوان يك انسان می?جويم.
پی?نوشت...
اشاره?ای كه در اين نوشتار كوتاه به جنسيت، مليت، مذهب و ... شد نه از سر انكار و تقبيح آنان كه تعلق، وابستگی و باور به اين موارد طبيعی و پذيرفتنی?ست. اما مسئله زمانی شكل غلط به خود می?گيرد كه اين موارد يا سبب ايجاد حصار بين فرد با جامعه و يا در شكل فاجعه?بارتری باعث ايجاد توهم برتری در يك شخص، يك ملت، پيروان يك آئين و يا وابستگان به يك طبقه?ی خاص از جامعه گردد.
كرماشان ـ ارديبهشت?ماه 1386
یادم می یاد شبی رو که با پدرم نشسته بودیم وداشتیم یکی از شبکه های خبری، که خانم شهلا شفیق و مهرانگیز کار دعوت شده بودند تا از �کمپین یک میلیون امضا� صحبت کنند رو می دیدیم. تماشا کردن اون برنامه جالب همانا و تصمیم قاطعانه ی من برای جمع کردن امضا و البته تشویق و امیدواری پدرم هم همانا!
یکی،دو تا و...، با هر امضایی که می گرفتم علاقه و اشتیاقم به این کار بیشتر می شد و احساس می کردم عرق ملی داره در وجودم فوران می کنه، تا اینکه خبر دار شدیم که: ای دل غافل، کجای کاریم که امضا جمع کردن به منظور بهبود بخشیدن به زندگی فردی و اجتماعی همین ملت، شده اقدام علیه امنیت ملی!!!! عجب پارادکس غریبی!
و دقیقاٌ از همین جا بود که مراقب خودت باش گفتنای پدر و مادر و دوست و فامیل و نصیحت های دلسوزانشون برای بی خیال کردن من شروع شد! ولی زهی خیال باطل، تازه راه افتاده بودم!
حالا دیگه یه موقع هایی یواشکی تو وقت های بیکاری دانشگاه، راهی پارک های مختلف می شم، چند ساعتی رو با مردم می گذرونم، پای درد دلشون می شینم و از دیدن دونه دونه امضاهایی که با آگاهی دادن و متقاعد کردن مردم همین شهر جمع می کنم، لذت می برم و با هر روزی که شب می شه، احساس دین منم به بچه ها، دانشجو ها، خانم ها و آقایون ورزشکار تو پارک، به دخترکای 12-13 ساله ی روستا ها، به هم وطنای عزیزم در خارج از کشور و حتی به مردی که با گفتن:" بدبختانه 3 تا دختر دارم" خیلی ناراحتم کرد بیشتر می شه و هر مراقب خودت باش گفتنی و نه به منزله ی کم کردن فعالیتم، که به امیدوارانه و با قاطعیت بیشتر گام برداشتن در این مسیر می دونم، چرا که کمپین و اعضاش بهم فهموندن همه ی ایرانی ها، خود من هستند پس باید خیلی مراقب خودم باشم!
تقدیم به فعالان کمپین یک میلیون امضا / یکی از حامیان این حرکت
تغییر برای برابری
من یک نفر،
تو یک نفر،
ما، یک میلیون؟
خیر، نیمی از ایران.
من خشمگین،
تو معترض،
ما، مصمم؟
آری، به تغییر وضع موجود.
من و کبودی?های دردناک خواهر،
تو و چشمان مرطوب مادر،
ما و دستان لرزان دوست، هموطن
نه! به این سنت و قانون
من، صخره?ای در ره رودی روان
تو، سکون در گردش مادام چرخ گردان
ما، فریاد امروز خاموشان دوران
آری، به لبخند شعاع نور خورشید در ره فردای دخترکان
خبرنامه امیرکبیر: بنا به اخبار رسیده حال عمومی بابک زمانیان در زندان به شدت نامطلوب است. بابک زمانیان دچار ناراحتی قلبی بوده و به نظر می رسد در زندان تحت فشار شدید جسمی و روحی قرار داشته باشد. مسئولین قضایی تا به حال امکان ملاقات برای وی فراهم نیاورده اند. بابک زمانیان روز یکشنبه اول اردیبهشت ۸۶ در حال عبور از مقابل مجتمع قضایی امور اقتصادی توسط نیروی انتظامی بازداشت می شود و پس از مشخص شدن هویتش به زندان اوین منتقل می شود. بابک زمانیان، پیام رسان حماسه ۲۰ آذر، تاوان اعتراضات پرشور دانشجویی ۲۰ آذر پلی تکنیک...
بنا به گزارش دریافتی، فعالین سیاسی در شهر اردبیل، اقشار مردم را به برگزاری تظاهرات ضد حکومتی بمناسبت اولین سالگرد قیام مردم آذربایجان فرا خواندند. این گزارش حاکیست هزاران حلقه سی دی و اطلاعیه با مضمون فراخوان برای اولین سالگرد اعتراضات خرداد ماه مردم آذربایجان از سوی فعالین سیاسی در محله های اردبیل پخش شده است. در این اعلامیه ها از مردم خواسته شده که همزمان با سایر شهرهای آذربایجان به مناسبت گرامیداشت اعتراضات خرداد ۸۵ و یاد قربانیان عصر روز اول خرداد ۸۶ ساعت پنج بعد از ظهر مابین میدان شریعتی و چهارراه امام دست به گردهمايی و تظاهرات...
واحد مرکزی خبر (صدا و سیمای رژیم): "وزير امور خارجه جمهوري اسلامي گفت: مذاكره با آمريكا نياز به ارادهT آماده سازی، دستور كار خاص و كار كارشناسانه دارد. منوچهر متكي در گفتگوي خبري ويژه شبكه دوم سيما با بيان اينكه امريكاييها در نظر داشتند در شرمالشيخ اقدام شكلي و نمايشي انجام دهند افزود: امريكاييها درخواست مذاكره را از طريق واسطه ها مطرح كرده بودند اما مناسبات با آنها پيچ و خم هاي زيادي دارد و مطالب عمده و اساسي زيادي بايد مطرح شود. وي اضافه كرد: موضوع ديگري كه دراين نشست مطرح شد در باره عراق بود كه تنها ديدار...
روزنامه حکومتی ايران: روستاى «كوش كلجك» از توابع بخش جبالبارز جنوبى عنبرآباد در استان كرمان بر اثر آتش سوزى به طور كامل از بين رفت. بخشدار جبالبارز جنوبى عنبرآباد با اعلام اين خبر افزود: اين آتش سوزى به علت نامعلومى رخ داد و پس از ۱۴ ساعت مهار شد. جليل پهلوان نژاد علت طولانى شدن زمان فرونشاندن آتش را وزش باد شديد در منطقه اعلام كرد و گفت: متأسفانه اين آتش سوزى خسارت زيادى به بار آورده است. وى با اشاره به نابودى ۳۰ منزل كپرى در اين آتش سوزى گفت در اين حادثه بيش از ۱۰۰ نفر از اهالى...
خبرگزاری حکومتی ایرنا: مسوول امور شهرستانهاي نهاد نمايندگي ولي فقيه در وزارت جهاد كشاورزي ، همزمان با آغاز برداشت محصول گندم، خواهان پرداخت زكات محصول گندم از سوي كشاورزان شد. حجتالاسلام "محمد باقر لياقتي" روز چهارشنبه در شهركرد در گفت و گو با ايرنا از كشاورزان خواست تا امسال نيز بيش از پيش زكات برداشت محصولات گندم را به عنوان يك وظيفه الهي و ديني و شرعي ادا كنند. وي گفت: انتظار ميرود پرداخت زكات و حق فقرا از سوي كشاورزان همانند سالهاي گذشته به موقع انجام شود. بهگفته وي، حدنصاب برداشت ۸۰۰كيلوگرم گندم و جو از سوي كشاورزان،...
تخريب زيستگاه، حيات تمساح پوزه كوتاه را در ايران تهديد ميكند. به گزارش خبرنگار ايلنا, تمساح پوزهكوتاه ايراني به تازگي از سوي اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت در گروه آسيبپذير جهان قرار گرفته اين در حالي است كه عمدهترين عوامل تهديدكننده اين گونه حيواني، تخريب زيستگاه است. براساس اين گزارش، در گذشته شكار و تجارت غيرقانوني عمدهترين مشكل و عامل تهديد اين گونه بوده، اين در حالي است كه تخريب زيستگاهها, جمعآوري تخم, اثرات فعاليتهاي ماهيگيري و نيز استفاده سنتي و دارويي از اعضاي بدن تمساح از جمله عوامل كمبود اين گونه است. اين گزارش ميافزايد؛ عمده جمعيتهاي وحشي اين...
خبرگزاری ایلنا: حدود يك ماه پيش ديوان محاسبات كشور با ارسال نامهاي رييس بانك مركزي, از وي خواست ليست شركتهاي ضميمه شده تا اطلاع ثانوي از دريافت هرگونه تسهيلات بانكي محروم شوند و به مديران عامل بانكهاي سراسر كشور كتبا ابلاغ شود. در پي ارسال اين نامه تعدادي از نمايندگان مجلس با اعتراض به اين اقدام ناشيانه ديوان محاسبات از رييس مجلس شوراي اسلامي خواستهاند كه سريعا با رفع و رجوع اين اشتباه ، ديوان محاسبات را ملزم كند از اقداماتي كه در حيطه وظيفه و اختيار وي نيست, خودداري كند. اين نمايندگان معتقدند؛ در شرايطي كه قطعنامه 1737 و...
خبرگزاری حکومتی فارس: عضو هيئت علمي دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين از موضوعات و مسائل مطرح شده توسط مسئولين رسمي در روز افتتاحيه كنگره بينالمللي قزوين عصر صفوي انتقاد كرد. ذكرالله محمدي اظهار داشت: ما بايد براي تخصصها احترام قائل شويم و به خود اجازه ندهيم به حوزهاي كه در آن تخصص نداريم، وارد شده و نظراتمان را مطرح كنيم. وي ادامه داد: در مراسم افتتاحيه كنگره بين المللي قزوين عصر صفوي، مسائلي از سوي مسئولين رسمي بيان شد كه كاملاً اشتباه و با اغراق بود و مسئولين در اين مراسم غيرعلمي صحبت كردند. استاد دانشگاه بين المللي امام...
سيد علي كاشفي خانساري سردبير بولتن بيستمين نمايشگاه بين المللي كتاب در گفت و گو با خبرنگار فرهنگ و هنر ايلنا گفت : در روزهاي اخير شايعاتي مبني بر استعفاي محسن پرويز , معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي رئيس نمايشگاه در ميان اقشار جامعه منتشر شده است اما هيچ يك از اين موارد رسما اعلام نشده است. وي اين تغيير و تحولات در حد يك شايعه خواند و ابراز اميدواري كرد كه نمايشگاه بين المللي كتاب تهران در روزهاي پاياني خود بتواند دستاوردهاي خوبي براي فرهنگ و هنر ما داشته باشد ....
سایت نوانديش: يكي از پايگاه هاي اطلاع رساني نزديك به دولت از دستگیری دكتر محمود سریع القلم در جریان پرونده امنیتی موسویان خبر داد. اين خبر تاييد نشده در حالي انتشار يافته كه كه "موسويان" با وثيقه آزاد شده است....
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، یک سازمان مدافع حقوق بشر در آمریکا به نام 'خانه آزادی' که مقر آن در نیویورک است، شماری از حکومتها از جمله رژیم خودکامه جمهوری اسلامی را جزو حکومتهايی دانست که بدترین رفتار را با شهروندان خود دارند. در گزارش این سازمان از هفده حکومت در جهان از جمله رژیمهای سوریه، کره شمالی، بلاروس و زیمبابوه که همگی از حامیان و همدستان جمهوری اسلامی بشمار می روند، یاد شده است. این سازمان مدافع حقوق بشر در گزارش خود نوشت كنترل دولت بر زندگی روزمره مردم اين كشورها فراگير و بسيار گسترده است. در این کشورها از...
به گزارش خبرگزاری حکومتی فارس، نشريه تحقيقات اقتصادي خاورميانه (ميس) نوشت رژیم تهران در نظر دارد از اواسط ماه مه (اول خرداد) نظام سهميهبندي بنزين را به اجرا بگذارد. سهميه روزانه بنزين خودروهاي شخصي و تاكسي را به ترتيب 3 و 10 ليتر و قيمت آزاد را 500 تومان اعلام كرد. ميس افزود: بر اساس اين طرح كه به تصويب مجلس و تاييد شوراي نگهبان رسيده است بنزين به دو گونه عرضه ميشود بدين ترتيب كه تا حد سهميه تعيين شده براي هر خودرو به قيمت 100 تومان در هر ليتر و بيش از آن با قيمت بسيار بالاتر در...
http://www.iranpressnews.com/images/00/zan va police.jpg
خبرگزاري فرانسه در گزارشي از تهران نوشت احمدي نژاد روز يکشنبه به امارات متحده عربي سفر مي کند. وی در اين سفر دو روزه که اولين سفر يک رئيس جمهوری اسلامی به امارات متحده عربي از زمان انقلاب اسلامي در سال 1979 تاکنون به شمار مي رود، پس از سفر ديک چني معاون رئيس جمهوري امريکا که نشان دهنده روابط نزديک امارات با آمريکا دشمن ديرينه جمهوری اسلامی است، وارد ابوظبي خواهد شد. مناسبات ابوظبي با واشنگتن در کل مانع روابط با رژیم تهران که تا حدودي تحت تاثير مناقشه بر سر سه جزيره کوچک اما استراتژيک تنب کوچک و...
مرکز خبر حوزه: اگر زمانى انسان در كره ماه زندگى كند، چگونه بايد وقت نماز را مشخص كند و چگونه رو به قبله نماز بخواند؟ آیت الله صانعی: قبله در كره ماه، همان زمين است، يعنى ساكنين در آنجا رو به زمين كه بايستند، رو به قبله بودن صدق مى كند; امّا نسبت به وقت نماز، تابع زوال شمس و غروب آن در آنجا هستند. آيت الله صافي گلپايگاني: ساخت مدرسه موسيقي نه تنها براي جامعه مفيد نيست، بلكه كار حرامي است حضرت آيت الله صافي گلپايگاني با اشاره به ضرورت برپايي امر به معروف و نهي از منكر در...
نماينده رژیم از اروميه در مجلسهفتم، دونرخي شدن بنزين در كشور را سرآغاز فساد در كشور خواند و گفت: به نظر ميرسد دستهايي در پشت پرده سناريوي سهميهبندي بنزين به كمين ميلياردها تومان غيرشرعي نشستهاند. عابد فتاحي در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا" افزود: ما مجلسيان واقعا منتظر هستيم كه دولت براي بحث بنزين و سهميهبندي آن لايحهاي بياورد. وي افزود: به اعتقاد بنده مجلس دچار اشتباه بزرگي شده است كه بيش از حد در مورد بحث بنزين مداخله ميكند، زيرا اين بحث در حيطه وظايف دولت است. نماينده اروميه اضافه كرد: دولت بايد با لحاظ ميزان بودجه و شرايط كشور...
مزدوری بنام سالارکیا، معاون مرتضوی دادستان جنایتکار رژیم در تهران از دستگیری تعدادی از زنان و دختران بی پناه در تهران که به تن فروشی مشغولند، خبر داده است. خبرگزاری حکومتی فارس: "معاون دادستان تهران از دستگيري تعدادي از زنان خياباني در اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي خبر داد. محمود سالاركيا افزود : در بررسي وضعيت تعدادي از زنان خياباني دستگير شده در اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي ، مشخص شد كه اين افراد غالبا در منازل مجردي زندگي ميكنند و خانوادههاي آنها نيز از حضور فرزندانشان با اين وضعيت بياطلاع هستند. وي گفت: نيروي انتظامي و دادسرا درصدد شناسايي...
خبرگزاری روسی نووستی: "ایران و کره شمالی توافق نمودند با هم در برابر قدرت های غربی بایستند. ایران به کره شمالی وعده داد که در عرصه های گوناگون اقتصادی کمک کند و دو کشور توافق نمودند که با هم در برابر قدرت های استکباری ایستادگی کنند. "پروزیر داوودی" معاون اول رئیس جمهور ایران در دیدار با "کیم هونگ یون" معاون وزیر امور خارجه کره شمالی که جهت انجام دیداری به تهران سفر کرده است، اعلام داشت که تهران مانعی برای توسعه روابط با پیونگ یانگ نمی بیند و آماده ارائه دستاوردهای خود در زمینه های اقتصادی، زیرساخت ها و...
به گزارش خبرگزاری ایسنا، سرلشگر بسیجی فيروزيآبادي رييس ستاد كل نيروهاي مسلح جمهوری اسلامی طي سخناني در تهران با اشاره به حضور نظامی آمریکا در منطقه گفته است به لحاظ نظامي ما بايد تهديد را صد در صد تلقي كنيم. وی گفت در قرارگاه فرماندهي كل قوا جنگهايي را كه در منطقه اتفاق افتاده مورد بررسي قرار ميدهیم و نقاط قوت و ضعف آمريكا را در كشورهاي مورد تهاجم مورد بررسي قرار داده و به نيروهاي فرماندهي جهت طرحريزي براي مقابله ابلاغ مي کنیم. سرلشگر بسیجی فيروزيآبادي گفت همه ما سربازان وليامر مسلمین اين افتخار را داريم كه در كار...
به گزارش یک خبرگزارى حکومتی بنام آریا، یکی از اعضای شوراى مركزى حزب كارگزاران سازندگى (باند رفسنجانی) گفته است نمى توانيم تحمل كنيم كسانى بر ما حكومت كنند كه با سياست هاى غلط و ندانم كارى هايشان نظام را در عرصه بين المللى در معرض خطر قرار دهند. حسين مرعشى در اولين نشست ماهانه اصلاح طلبان فارس در سال 86 افزود ما مدافع اين هستيم كه در كشور قوانين اسلامى حاكم باشد و در مقابل خطراتى كه نظام را از زاويه شكسته شدن راى مردم و حرمت راى مردم تهديد مى كند مى ايستيم. وى گفت اين نظام به راحتى...
ایران به کره شمالی وعده داد که در عرصه های گوناگون اقتصادی کمک کند و دو کشور توافق نمودند که با هم در برابر قدرت های استکباری ایستادگی کنند. "پروزیر داوودی" در دیدار با معاون وزیر امور خارجه کره شمالی اعلام داشت که تهران مانعی برای توسعه روابط با پیونگ یانگ نمی بیند و آماده ارائه دستاوردهای خود در زمینه های اقتصادی، زیرساخت ها و عرصه های فنی برای پیشرفت و شکوفایی کره شمالی است.
وزیر امور خارجه عربستان از سوی کشورهای عربی و از جمله کشورهای حاشیه خلیج فارس در رابطه با وضعیت عراق و توسعه اوضاع پیرامون ایران ابراز نگرانی نمود. سعود الفیصل" اظهار داشت: "تا کنون راه حل مسالمت آمیزی برای پرونده هسته ای ایران پیدا نشده است. احتمال تشدید بحران اجازه نمی دهد که تردیدها و هراس ها جای خود را به یقین و اطمینان به آینده دهند".
دهم ماه مه سال 2007میلادی
بیست و دوم ماه ایار سال 5767 عبری
فهرست برنامه امروز:
برنامه یکساعت و نیمه امروز رادیو اسرائیل به این بخشها و مطالب اختصاص یافت.
- بخش اول مشروح خبری: شامل مهمترین و آخرین خبرهای اسرائیل و ایران، و نیز گزیده ای از چند خبر مهم دیگر نقاط خاورمیانه. سرخطی از گزارشهای خبری ما را در ادامه می خوانید. شنیدن صدای برنامه، جزئیات بیشتری را درباره هر یک از خبرها در اختیار شما قرار میدهد. بخش اول خبری 43 دقیقه طول کشید.
- برنامه هفتگی "ایرانیان در غربت". امروز مصاحبه ای را که با آقای "فرامرز طاهری"، یک ایرانی مقیم تورونتوی کانادا به عمل آورده ایم، پخش کردیم. در این برنامه که 17 دقیقه طول کشید، آقای طاهری درباره زندگی خود و ایرانیان در کانادا توضیحات جالبی داد.
- بخش دوم خبری، که در 5ر11 دقیقه ارائه شد، شامل خلاصه ای از خبرهای اسرائیل وایران.
- برنامه هفتگی "راهی بدیارروشنائی" برای گزارشهای پزشکی وتکنولوژی که این هفته به این موضوعها اختصاص یافت:
· با بوجود آمدن اختلال در سیستم اصلاح دی.ان.ای سلولهای عصبی، بیماری "هانتینگتون" بروز می کند و فرد دچار حرکات غیرارادی و افسردگی روحی می شود.
· دانشمندان فضائی اروپائی اعلام کردند کره جدید کشف شده که دارای شرائط کره زمین است.
· دانشمندان آمریکائی اعلام کردند در حال ابداع نوعی وسیله الکترونیک هستند که اجازه خواهد داد نابینایانی که عصب بینائی شان سالم باشد، قادر به دیدن شوند.
· سردرد علت های بسیار دارد و از جمله از گرسنگی، تشنگی، خشم و اختلال بینائی ناشی می شود.
· بررسی های جدید نشان می دهد شمار زنانی که در اثر سکته قلبی می میرند از مردان بیشتر است. دلیل، دیر مراجعه کردن زنان به اورژانس می باشد.
· اسرائیل بزودی ماهواره جدیدی را روانه فضا خواهد کرد که قادر است در هر شرائط جوی و تاریکی وظایف محوله راانجام دهد.
فشرده مهمترین خبرهای امروز رادیو اسرائیل
برای شنیدن صدای کامل گزارشها به "برنامه روز" مراجعه کنید.
این اخبار، تولیدی اتاق خبر بخش فارسی رادیو اسرائیل است.
* کمیسیون تحقیق اسرائیلی ، به ریاست قاضی "الیاهو وینوگراد" که از سوی نخست وزیر اسرائیل مامور شد نارسائی هاو نواقص، ونیز مسؤولان اشتباهات در جنگ تابستان گذشته اسرائیل لبنان را تعیین کند، امروز متن شهادت های نخست وزیر، وزیر دفاع و رئیس پیشین ستاد کل ارتش را انتشار داد. انتشاراین گزارش، بحران در دولت آقای اولمرت را عمیق تر کرد.
* آقای اهود اولمرت در شهادتهای خود گفته است با این که گزارشی دریافت داشته بود مبنی بر این که نیروهای ارتش اوائل تابستان گذشته، تمرین نظامی کافی نداشته اند ولی رئیس ستاد کل ارتش به او گفته بود "ارتش قوی است و آماده جنگ است و می تواند هر وظیفه ای را بخوبی انجام دهد".
* آقای اولمرت در شهادتها از وزیر دفاع حمایت کرده و گفته است، آقای امیرپرتس را موجب ناکامی در تحقیق هدفهای جنگ نمی داند چرا که ترتیبات جنگ با رئیس ستاد کل ارتش بود و رئیس ستاد بود که تصمیم می گرفت.
* آقای پرتس نیز در شهادتهای خود مسؤولیت جنگ را بر عهده ارتش گذاشته و گفته است ارتش از سوی کادر سیاسی اختیارات کامل داشت و با هیچ محدودیتی روبرو نبود.
* رئیس پیشین ستاد کل ارتش، ژنرال دان خلوتس، در شهادت خود به اعضای کمیسیون تحقیق جنگ، بر طولانی بودن جنگ انگشت نهاده و گفته است کادر سیاسی در جنگ مسؤولیتی را عهده دار نمی شد.
* مقامات سیاسی و اجتماعی اسرائیل در واکنش نسبت به انتشار شهادت های نخست وزیر گفتند، آقای اولمرت کوشیده که همه مسؤولیت ها را بر عهده ارتش بگذارد و لذا او اکنون شایستگی اصلاح لغزش های جنگ را ندارد.
* وزیر خارجه اسرائیل امروز در قاهره با پرزیدنت حسنی مبارک و آقای احمد ابوالغیط وزیرخارجه مصر دیدار کرد و با آنها در زمینه طرح صلح اخیر اتحادیه عرب رایزنی کرد.
* پادشاه اردن هاشمی اعلام داشت اگر در شش ماه آینده تلاش های صلح با فلسطینی ها و اعراب به نتیجه نرسد، به توصیف وی، "دیگر چیزی باقی نخواهد ماند که بتوان درباره آن مذاکره کرد". به گفته ملک عبدالله دوم، اسرائیل تا کنون نتوانسته امنیت را به شهروندان خود عرضه کند ولی طرح صلح اتحادیه عرب چنین امنیتی را به اسرائیلیان خواهد داد.
* صلح ستیزان فلسطینی امروز دست کم سه راکت به سوی شهر جنوبی اسرائیلی سدروت شلیک کردند که یکی از آنها موجب مجروح شدن یک کودک گردید.
* ژنرال شائول موفاز (وزیر دفاع پیشین اسرائیل) در واکنش نسبت به ادامه حملات راکتی فلسطینی ها علیه اسرائیل گفت به دولت اولمرت توصیه می کند سیاست تنبیه و مجازات سر دسته های ترور فلسطینی از سر گرفته شود.
* فلسطینی ها امروز گفتند در آتشباریهای نیروهای اسرائیلی جنین یک مادر باردار فلسطینی ازبین رفته و یک پیرمرد 80 ساله نیز از ناحیه پا زخمی شده است.
* رئیس جمهوری سوریه امروز در سخنانی در پارلمان کشورش اعلام کرد حاضر نیست در مورد آینده بلندیهای گولان با اسرائیل هیچگونه سازش کند.
* نخست وزیر بریتانیا، آقای تونی بلیر که به مدت ده سال قدرت را در این کشور در ید خود داشت، یک ماه و 17 روز دیگر از پست خود کنار می رود. این تاریخ را امروز آقای بلیر در سخنانی در جمع هواداران حزب کارگر بیان کرد. وی گفت بیست و هفتم ژوئن (ششم تیر ماه) از رهبری حزب کارگر و نیز از نخست وزیری کنار می رود.
* انگلستان در ده سال قدرت آقای بلیر به پنجمین اقتصاد بزرگ جهانی مبدل شد، برای ادامه شکوفائی اقتصادی آینده خوبی پیش بینی می شود و بیکاری و تورم بشدت مهار شده است. آقای تونی بلیر، 54 ساله، بیش از هر رهبر دیگری در میان نخست وزیران حزب کارگر، قدرت را در دست داشته است. هم پیمانی کامل او با رئیس جمهوری ایالات متحده در جنگ افغانستان و عراق، به دستآوردهای بزرگ او در انظار عموم لطمه زد.
* دولت خودگردان کردستان عراق اعلام کرد برای مقابله با احتمال حملات از ناحیه تروریست های عضو گروه انصارالاسلام یک هزار نفر از پیشمرگه های کرد عراقی را در نزدیکی مرزهای این منطقه با ایران مستقر کرده است. دولت خودمختار کرد اعلام نمود این نیروها در قالب دو گردان، برای تقویت واحدهای ارتش و پست های مرزی و کمک به گشت زنی فعالیت می کنند. مسؤولیت حمله روز چهارشنبه به نیروهای کرد عراق در اطراف شهر پنجوین را گروهی که با انصارالاسلام متحد است و خود را "گردان القاعدة در کردستان" می نامد، برعهده گرفته است.
* معاون رئیس جمهوری آمریکا، آقای دیک چینی، امروز در پایان سفر دو روزه خود به عراق اعلام داشت تنها خود رهبران عراق می توانند به تروریسم و خشونت پایان بخشند.
* امیرنشین کویت اعلام کرد بین این کشور و سایر امیرنشین های خلیج فارس همآهنگی وجود دارد که اگر ایالات متحده آمریکا تصمیم به حمله نظامی به ایران گرفت، امیرنشین ها آمادگی کامل داشته باشد.
* وزیر خارجه کویت گفت، این کشور آمادگی نظامی خود را برای احتمال درگرفتن جنگ در منطقه، پس از حمله نظامی آمریکا به پایگاههای هسته ای جمهوری اسلامی افزایش داده است، و برای احتمال واکنش جمهوری اسلامی به تهاجم نظامی آمریکا و در خطر قرار دادن منافع کویت آماده شده است.
* دولت کویت به پارلمان این کشور اطلاع داده که آب کافی، محموله های غذائی و سایر تجهیزات مورد نیاز را برای موقعیت اضطراری ووقوع جنگ که ایران درآن درگیرباشد، آماده می کند.
* شبکه خبری میدل ایست نیوزلاین گزارش داد، دولت آمریکا به منظور انجام یک حمله هوائی علیه ایران، بر حضور نظامی خود در جمهوری قرقیزستان در آسیای مرکزی ابعاد گسترده تری داده است.
* دولت های جمهوری چک و آمریکا از امروز مذاکرات خود را برای فراهم آوردن زمینه به منظور استقرار پایگاه رادار وابسته به سپر دفاع موشکی ارتش آمریکا در خاک جمهوری چک آغاز می کنند.
* دیپلماتهای پنج کشور عضو دائم شورای امنیت و آلمان امروز (پنجشنبه) در برلین درباره پیشنهادهای احتمالی برای تعیین مجازاتهای جدید علیه جمهوری اسلامی در چارچوب قطعنامه سوم شورای امنیت رایزنی کردند.
* جمهوری اسلامی ایران هنوز آقای رابرت لوینسون، شهروند آمریکائی و کارمند پیشین اف.بی.آی را در اسارت دارد و او را آزاد نکرده است. این خبر را خانم لوینسون، در مصاحبه ای با نمایندگان خبرگزاریها و رسانه های جهان اعلام کرد.
* با ادامه بازداشت بانو دکتر هاله اسفندیاری در زندان اوین در تهران، سایت های خبری وابسته به بنیادگرایان و طرفداران آقای محمود احمدی نژاد، خانم اسفندیاری را بعنوان فردی به تصویر کشیدند که گویا "سر پل ارتباط اسرائیل با آزادیخواهان ایران بوده است"!
سایت "رجانیوز" از حامیان آقای احمدی نژاد نوشت: "شائول باخاش و زنش، هاله اسفندیاری ماموران ویژه صهیونیسم در ایران بوده اند".
* سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت، بازداشت خانم دکتر هاله اسفندیاری و نیز ممنوع الخروج شدن خانم پرناز عظیما، خبرنگار رادیو فردا، نشانگر طبیعت و چهره واقعی رژیم ایران است.
* در اجرای یک برنامه فرهنگی سامان داده شده از سوی دولت آمریکا، بعدازظهر امروز به وقت واشنگتن خانم رایس وزیر امور خارجه آمریکا از نمایشگاه آثار هنری ایران در مرکز بین المللی مریدین دیدار خواهد کرد.
نمایشگاه "آرمانها و آرزوها، نسل نو ایران بیدار می شود"، در همسوئی با برنامه دولت آمریکا برای گسترش روابط فرهنگی و ورزش میان ملت های ایران و آمریکا برپا شده است.
* خلبان ایرانی-آمریکائی ساکن کالیفرنیا، آقای رضاطبیب به جرم فروش غیرقانونی قطعات هواپیماهای جنگی اف-14 به جمهوری اسلامی، ازسوی یک دادگاه امریکا به دو سال زندان محکوم شد.
* وزیر خارجه جمهوری اسلامی که در ادامه سفرهای خود به اروپای شمالی در دانمارک بسر می برد، به کشور پادشاهی دانمارک تعهد سپرد که دولت ایران خسارات مالی ناشی از حمله سال گذشته حزب اللهی های ایران به سفارتخانه دانمارک در تهران را بپردازد.
* یک روز پس از آزادی آقای حسین موسویان (مقام ارشد در تیم پیشین مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی)، همچنان اتهامات وخیم وارده به وی در کانون مجادلات جناحهای رژیم قرار دارد. از یکسو، مرکز تحقیقات استراتژیک در مجمع تشخیص مصلحت نظام، از آقای موسویان دفاع کرد، و مدعی شد که دستگیری او از سوی وزارت اطلاعات، بخشی از تلاشهای یک جناح برای پیشبرد هدفهای خود بوده است. اما سایت های خبری وابسته به آقای احمدی نژاد همچنان مدعی هستند که آقای موسویان، به جاسوسی هسته ای دست زده، و می گویند وی در بازداشت، به این اتهامات اعتراف کرده، و پوزش خواسته است.
* در آستانه سفر آقای محمود احمدی نژاد به امارات متحده عربی، دولت امارات، 12 غواص ایرانی را که این هفته دستگیر کرده بود، آزاد کرد.
* وضعیت سردرگم و مبهم اجرای طرح سهمیه بندی بنزین، در حالیکه 11 روز بیشتر به اول خرداد (موعد آغاز این طرح) نمانده، همچنان دلمشغولی بسیاری از ایرانیهاست. معلوم نیست که آیا غیر از بنزین یکصد تومانی در هر لیتر برای سهمیه 60 لیتر، شهروندان می توانند هر میزانی که بخواهند بنزین آزاد تهیه کنند و بهای آن به چه میزان خواهد بود!
* افزایش چشم گیر در بهای بنزین، به گفته کارشناسان، بهای بسیاری از کالاها و خدمات را افزایش خواهد داد. برخی از نمایندگان مجلس می گویند، قیمت هر لیتر بنزین باید حدود 400 تومان و حتی 600 تومان باشد. اما ایرانیان می گویند کشوری که دریائی از نفت دارد باید به مردم خود سوبسید بدهد بویژه آنکه اکثر ایرانیان از درآمد سرشار صادرات نفت ایران به خارج بهره مند نمی شوند.
* با نزدیک شدن فصل گرما، قطع جریان آب و برق در شماری از شهرهای تهران، بویژه شهرهای گرمسیری در استان خوزستان آغاز شده است. در دو شهر آبادان و خرمشهر قطع برق در سه روز اخیر پی درپی رخ داده و زندگی مردم را مختل کرده است. این در حالی است که در این هفته گرمای شدیدی در جنوب غرب ایران برقرار بود و درجات گرما در خرمشهر و آبادان از 45 درجه نیز فراتر رفته بود.
اخيرا خواندم دانشجويي که برخورد نورالدين زرين کلک با وي منجر به اخراج اين استاد از دانشگاه شده، هاجر سليمي نمين دختر عباس سليمي نمين روزنامه نگار محافظه کار است. به عهده خود مي دانم براي تو، هاجر سليمي نمين، نامه اي بنويسم و قدري از ريشه هاي تاريخي آنچه در کلاس درس استاد نورالدين زرين کلک اتفاق افتاده و دارد دستمايه هوچي ها مي شود سخن بگويم. ابتدا تأکيد دارم بر اينکه رفتار استاد (چنانچه همانگونه باشد که در خبرها آمده است) قابل نقد است. آقاي زرين کلک حق نداشته به حجاب تو بي احترامي کند. اين رفتار با موازين اخلاقي ناظر بر روابط استاد و دانشجو در تعارض است. نوعي تجاوز به حريم خصوصي و شخصي است که قابل نقد است. اما نقد با هوچي گري سياسي فرق دارد. هوچي ها حق ندارند حجاب يک دانشجوي پاکدل را بهانه کنند و به بهانه آن قيصريه را به آتش بکشند. حجاب تو محترم است. زيرا مؤمنانه آن را انتخاب کرده اي. بي حجابي زناني هم که بر پايه سليقه شخصي آن را انتخاب مي کنند محترم است. احدي حق ندارد زني را به جرم داشتن حجاب يا بي حجابي مورد اهانت قرار دهد. احدي حق ندارد از زني که شيوه زندگي اش مضربه حال کسي نيست سلب حيثيت کند. احدي حق ندارد زني را به اتهام بي حجابي يا با حجابي تحقير کند. اما ضمناً به موهاي سپيد استادت نگاه کن. پيشنيه هنري اش را مطالعه کن. رفتاري که در يک لحظه خشم از او سر زده چه بسا بازتاب 28 سال خون دل خوردن، رنج کشيدن و تحمل توهين و افترا از سوي متظاهرين به انقلابيگري و اسلام خواهي بوده است. اين شکل از رفتارهاي البته غيرقابل دفاع، واکنشي است به رفتار تندرو هايي که سالهاست با پول مردم و امکاناتي که در اختيار گرفته اند، شرف، ناموس و حيثيت روشنفکري، نويسندگان، هنرمندان و اساتيد دانشگاه را لجن مال مي کنند. در اين ماجرا فرصتي پيش آمد تا برايت يک قصه تاريخي نقل کنم. قصد و نيت نصيحت ندارم، بلکه هدف روشنگري را دنبال مي کنم. هاجر خانم، من زن 62 ساله اي هستم که پيش از انقلاب بي حجاب بودم و بعد از انقلاب البته با حجاب شدم. پيش از انقلاب روزنامه نويس بودم، دانشگاه رفته و پروانه وکالت دادگستري گرفته بودم. تندروها يک جرم نابخشودني در کارنامه ام پيدا کرده اند و فهميده اند پا در رکاب سخت کوش انقلاب اسلامي نبوده ام. با اين وصف به آراء مردم احترام مي گذاشتم و دوست داشتم در هر شرايطي ايران بمانم و قيود جديد را بپذيرم. ماندم. مقنعه و مانتو شلوار گشاد و بلند پوشيدم. مقنعه را تا روي دماغم مي کشيدم و همه روزه به دادگستري مي رفتم و به استناد احکام فقهي و قوانين اسلامي از موکلين دفاع مي کردم. ويزاي اقامت دائم آمريکا توي جيبم بود. اما دوست نداشتم از ايران بروم. حضور در سرزمينم، حتي در شرايط سخت جنگ و بحران را ترجيح مي دادم. جنگ ايران و عراق تمام شد. من هم پا به سن گذاشته بودم. ديگر بار در ميانسالي از صفر شروع کردم و به حوزه هاي مطبوعاتي جمهوري اسلامي راه يافتم. من و خانواده ام زندگي بسيار ساده اي داشتيم. همراه با شوهر و دو دخترم که يکي متولد 1354 و يکي متولد 1363 است زندگي مي کرديم. معمولاً آپارتماني در اجاره مان بود و همواره زير بمباران قلمي و کلامي تندروهاي مطبوعاتي به سر مي برديم. زماني که در دهه 70 در يکي از آپارتمان هاي قديمي عباس آباد خيابان پاکستان کوچه هشتم زندگي ساده و خانوادگي را سامان مي دادم، ماهنامه صبح به بهانه "نامه رسيده" تمام تهمت هاي اخلاقي ممکن را بر من روا داشت. ماهنامه صبح را آقاي مهدي نصيري، دوست پدرت منتشر مي کرد. نوشته بودند من خانه فحشا داير کرده ام و در شمال شهر تهران خانه اي مانند قصر خريده ام و در آنجا از مردان خبرنگار خارجي پذيرايي مي کنم. همچنين نوشته بودند براي ديپلمات هاي خارجي وسايل لهو و لعب از جمله زن تدارک مي بينم! و بسياري تهمت هاي و بي حرمتي هاي ديگر. دنبال مطلب را گرفتم سر از کيهان هوايي در آوردم. نامه از کيهان هوايي نقل شده بود که در آن روزگاري به سردبيري پدرت آقاي عباس سليمي نمين منتشر مي شد. روزنامه ها را برداشتم و با خود به نهادي به نام حقوق بشر اسلامي که زير نظر اقاي ضيايي فر ايجاد شده بود بردم. مسوولين ترسيدند با من همکاري کنند و با پدر بزرگوارت و همکارانش شاخ به شاخ بشوند. نامه را برداشتم و توسط يک دوست به آقاي افتخار جهرمي رئيس انتصابي کانون وکلاي دادگستري رساندم و از ايشان که قاعدتاً وظيفه داشت از شئون وکلاي دادگستري جمهوري اسلامي دفاع کند خواستم درباره من به دقت تحقييق کنند و چنانچه پدر شما درست گفته باشد پروانه وکالتم را لغو کنند. توضيح دادم که ادامه اعتبار پروانه وکالت من مي تواند وهن کانون وکلا باشد. با اين اوصاف آقاي افتخارجهرمي جرأت نکرد با پدر بزرگوارت و همکارانشان شاخ به شاخ بشود. گفته بود بهتر است با اين جماعت در نيفتيم. کار را ادامه دادم. رفتم سراغ خانم شهلا شرکت سردبير ماهنامه زنان که در هر شماره آن مقاله اي داشتم. ايشان در حضور من با پدرت تلفني تماس گرفت. از آن طرف گوشي صدا پدر به گوش مي رسيد که مي گفتند ما اين کارها را مي کنيم تا شما زنان محجبه و انقلابي از نيروهاي غير خودي استفاده نکنيد. خانم شرکت در پاسخ گفتند: چه کنيم که نيروي توانمند خودي نداريم! بنابراين، دفتر تهمت، افترا و هتک حيثيت يک مادر زحمتکش، يک وکيل دادگستري جمهوري اسلامي، يک زن پنجاه و چند ساله، و يک روزنامه نويس و نويسنده که در چارچوب قوانين و مجوزهاي کشوري فعاليت مي کرد، توسط پدر شما و همکارانشان گشوده شد. تظاهراتي هم اتفاق نيفتاد. غيرت مردانه اي هم به خروش نيامد. چرا؟ چون در دايره خويشاوندي ها، فرد تندرو شاخصي مانند پدر بزرگوار شما و رفيق و همراهشان مهدي نصيري وجود نداشت. فقط دخترهايم چند شب تا صبح نتوانستند بخوابند. مي ترسيدند عوامل مرتبط با پدرتان بيايند و من را ببرند. نسل شما موظف است نه تنها رفتار اساتيد هنرمند، بلکه عملکرد پدران خود را ريشه يابي و نقد کند. چرا بايد کار انقلاب به اينجا کشيده باشد؟ تو قرباني قلم هتاک پدر و همکارانش هستي. نسل هاي تو نيز چنين اند. شالوده اهانت به زنان توانمند را که در ايران بعد از انقلاب از "حق" سخن گفته اند امثال پدر بزرگوارت پايه ريزي کرده اند. تو قرباني کساني هستي که سرزمين ايران را به سهولت به چنگ آوردند و ظرفيت و استعداد نداشتند تا آن را با حفظ احترام نسبت به مردم براي خود حفظ کنند. به خاطر داشته باش تهمت هاي قلمي و هتاکي و فحاشي نسل اول انقلاب، بسياري دل ها را شکسته، بسياري از بي خانمان کرده و براي مثال دختران من را عمري رنج داده و ترسانده است. مي داني سرانجام آن تهمت هاي قلمي چه بوده است؟ پدر سالمند دخترانم را به استناد همان دروغ هاي شاخدار زير شکنجه بردند. از او عليه خودش، دوستانش، همسرش و ... اقرار گرفتند. اقاريري متناسب با تهمت هايي که پدر شما و همکارانش بر ما روا مي داشتند. تحقيقات قضايي بر پايه آن اراجيف انجام شده است. هاجر خانم عزيز، راستي که دنياي عجيبي است. چرا قرعه به نام تو افتاد؟ چرا تو سوژه رنج نامه من شدي؟ تو که گناهي نکرده اي. اما نام خودت و پدرت مثل نيشتر بر زخم هاي من و دخترانم فرو رفت. جراحات بيرون آمد. از خود بي خود شديم و من به آنها قول دادم برايت بنويسم که خشت کج را معمار کج انديش نهاده است. پدر بزرگوارت و همکاران او چيزي به نام آبرو و حيثيت براي اهل هنر و عمل اين کشور باقي نگذاشته اند. اينک تو را بهانه کرده اند و مي خواهند زير پوشش طرفداري از تو جمع بزرگي از اساتيد فرهيخته دانشگاه و دانشجويان غيور ايراني را تار و مار کنند. اي کاش آنقدر در خود توانايي سراغ داشته باشي که مغلوب شان نشوي. شريک معصيتشان نشوي. همدردي آنها را باور نکن. کساني که به جمع بزرگ ايرانيان درس خوانده رحم نکرده اند، دربند حقوق تو نيستند. مي خواهند از وسط معرکه براي خود کلاه تازه اي بدوزند. تو فقط يک دوست در جهان داري. آن هم هاجر است. به قلب پاک خودت اقتدا کن.
حسین موسویان که جاسوس بود و اقداماتی علیه امنیت ملی انجام داده بود و با یک دیپلمات آمریکایی از بیست سال قبل روابط مشکوک داشت و معلوم نبود چرا دائم خارج می رود و می آید و پرونده مشکوک اقتصادی داشت و هزارتا جرم دیگر، دیروز بعد از شش ساعت « چه کنم چاره کنم، پرونده شو پاره کنم» توسط وزارت اطلاعات و قوه قضائیه و غیره، آزاد شد و به خانه شان رفت. خبرگزاری فارس نوشت: « موسویان از کارهای خود اظهار ندامت و پشیمانی کرده است.» آگاهان گفتند که ظاهرا در همین دوسه روزی که موسویان زندانی بود، به اندازه یک سال به او فشار آمده و دهها ساعت اعتراف کرده و از کارهای زیر ابراز ندامت کرده است: النظافه من الایمان( النجات فی الصدق سابق) اینجانب حسین موسویان از اینکه هشت سال سفیر جمهوری اسلامی بودم ابراز ندامت و پشیمانی می کنم. من در این هشت سال گول خوردم و توسط هاشمی رفسنجانی و ولایتی فریب خوردم. من از این که هشت سال بعد از سفارت مسوول امور بین المللی شورای امنیت ملی بودم، بشدت پشیمانم و قول می دهم دیگر چنین کار اشتباهی نکنم. شاید بهتر بود به جای اینکه وارد شورای امنیت ملی شوم، اقدام علیه امنیت ملی می کردم. من از اینکه با کمال شرمندگی برای مدت چند سال یکی از مسوولین هیات مذاکره ایران بودم، بسیار ابراز ندامت می کنم، واقعیت این است که من گول حسن روحانی را خوردم، وگرنه به جای اینکه عضو هیات مذاکره ایران باشم، می رفتم عضو هیات مذاکره آمریکا می شدم. حسین موسویان از اینکه عضو مرکز مطالعات استراتژیک مجمع شده است، ابراز ندامت و پشیمانی کرد و گفت که من نمی خواستم این کار را بکنم، ولی فریب خاتمی و هاشمی و روحانی را خوردم. این مزدور استکبار جهانی و عنصر نادم و فریب خورده همچنین از اینکه با سیروس ناصری ارتباط داشته و به او گفته است که به ایران نیا، چون ممکن است تو را بگیرند، ابراز ندامت کرد و گفت که دفعه بعد خودم هم پیش او می روم تا در این راستا خدمتی به نظام کرده باشم. نیکلا سارکوزی نژاد این چپولی چیپولی های هموطن هم واقعا نبوغ عجیبی از خودشان در می کنند که هرجوری فکر می کنی معنی آن را نمی توانی بفهمی. یکی از برادرانی که در عنفوان طفولیت دچار چپ زدگی شده، از اصطلاح سارکوزی نژاد برای نیکلا سارکوزی استفاده کرده است. در همین راستا برخی شباهت های اساسی سارکوزی و احمدی نژاد، که جمعا می شود نیکلا سارکوزی نژاد، برای شما شرح می دهیم. اول: با توجه به اینکه سگولن رویال با حزب الله و حماس دیدار کرد و سارکوزی اعلام کرد که دوست آمریکاست، و احمدی نژاد هم با حزب الله دوست است و هم با آمریکا دشمن است، طبیعی است که احمدی نژاد، شبیه سارکوزی است و فقط یک احمق این را نمی فهمد. دوم: سارکوزی از نظر اقتصادی طرفدار راست هاست و چپ ها با او مخالفند، وقتی هم که روی کار آمد تمام راست ها خوشحال شدند و چپ ها ناراحت شدند، احمدی نژاد هم طبیعتا با سرمایه داری مخالف است و تمام رفقایش در جهان چپ ها هستند و همه راست ها هم با او دشمن هستند، طبیعی است که سارکوزی و احمدی نژاد شبیه هم هستند. سوم: مخالفان سارکوزی فقرا و تهیدستان هستند، طرفداران احمدی نژاد هم فقرا و تهدستان بودند، طبیعی است که از این نظر هم به همدیگر شباهت دارند. چهارم: تا یک هفته قبل از انتخابات پیش بینی می شد که سارکوزی 52 درصد رای بیاورد و پیروز شود، در روز انتخابات هم 53 درصد رای آورد و برنده شد. در مورد احمدی نژاد تا یک هفته قبل از انتخابات پیش بینی می شد که 25 درصد رای بیاورد و شکست بخورد، ولی یک دفعه 60 درصد رای آورد و پیروز شد، بنابراین نتیجه می گیریم که انتخاب هر دو اینها غیرمنتظره و با تقلب صورت گرفت. نکته مهم: بعضی چپ های هموطن ما نمی توانند قبول کنند که ماهیت فکرشان در ابعاد جهانی همانی است که احمدی نژاد می گوید، فقط مشکل این است که دوست ندارند شبیه احمدی نژاد باشند، ولی چه می شود کرد، خدا آفریده است. جهت توضیح عرض می شود که منظور ما سوسیال دموکرات ها نیستند و آنها را حیلی دوست داریم، ولی از چپ هایی مثل چاوز و کاسترو که نهایتا همان استالین هستند اصلا خوشمان نمی آید. قالیباف شهردار تهران شد در عرض یک روز هفت هشت مشت محکم توی دهان احمدی نژاد خورد، اولا شهرداری تهران دست قالیباف افتاد و کلاغها خبرآوردند که احمدی نژاد شدیدا با این موضوع مخالف بود. ثانیا موسویان که قرار بود جهت نسق گرفتن و رو کم کنی و حال گیری از هاشمی در اوین یک چندی تروخشک شود، آزاد شد و رفت خانه شان. از طرف دیگر فراکسیون اصولگرایان مستقل بعد از چند ماه قرم قرم بالاخره اسم شب را گفتند و از مانع رد شدند و در یک کنفرانس مطبوعاتی که دیروز تشکیل شد، دلایل جدایی شان را از فراکسیون اکثریت اعلام کردند. در همین روز هم طرح تجمیع انتخابات که مورد حمایت فراکسیون اکثریت بود در شورای نگهبان رد شد و طرح کاهش سن رای دهندگان که توسط دولت برای جلب نظر هم سن و سال های رئیس جمهور به مجلس رفته بود، رای نیاورد. به نظرم می آید که امروز آن روزی بود که پشت احمدی نژاد در کشتی اش با طرف مقابل شکست و فعلا طرف رفته توی خاک و دارد به قول نیکان فتیله پیچ می شود. البته من که خیلی از قالیباف خوشم نمی آمد، ولی هرچه فکر می کنم می بینم یک پدرسوخته قرتی مسلک منظم و اهل معامله، قطعا از یک انقلابی کله خر دیوانه هزار بار بهتر است. به یک نکته دقت کنید که ما تا شش ماه دیگر شدیدا روزهای سخت و تلخ را خواهیم گذراند، اما طرف هم دارد آخرین مقاومتش را می کند، طبیعتا منظورم احمدی نژاد است نه جمهوری اسلامی. معاون حراست و ارتباط با نهادها به دنبال دستگیری یک دانشجوی پلی تکنیک در دو هفته قبل و اعلام دستگیری دو نفر دیگر از دانشجویان پلی تکنیک در روز شنبه گذشته و اعلام دستگیری یک نفر دیگر از دانشجویان همین دانشگاه در روز یکشنبه گذشته و اعلام خبر دستگیری چند نفر دیگر از همین دانشگاه در روز دو شنبه گذشته، دیروز اعلام شد که سه نفر دیگر از دانشجویان پلی تکنیک دستگیر شدند. به نظر می رسد اگر همین روند ادامه پیدا کند احتمالا امتحانات امسال پلی تکنیک باید در اوین برگزار شود. یکی از دانشجویان گفت: فعلا پانزده نفر دیگر باقی موندیم که دستگیر نشدیم که منتظریم که نوبت مون برسه. در همین راستا، مسوول حراست دانشگاه کرمانشاه در مورد معاون متجاوزش که هفته قبل به علت تجاوز به یک دختر دانشجوی این دانشگاه دستگیر شد، با یک توضیح دقیق همه مشکلات را حل کرد و گفت: « ما از یک سال قبل از فساد این فرد مطلع بودیم، ولی بخاطر ارتباط بعضی نهادها نمی توانستیم وی را احضار کنیم.» پا توی کفش شان کردیم احمدی نژاد در جمع فرماندهان بسیج حاضر شد و بعد از مدتها با استقبال گروهی که از او چیزی غیر از برق و آب و ارزانی می خواستند مواجه شد و اعلام کرد که « پیغام می فرستند پا در کفش ما نکنید.» آگاهان و کارشناسان کفش و امور بهداشتی توضیح دادند که این موضوع اصلا به سیاست مربوط نیست، بلکه به بهداشت مربوط است. یکی از آگاهان گفت: شما پای تان را بشوئید، جوراب تان را هر هفته یک بار عوض کنید، گاهی هم امشی بزنید، مشکل بوی پا که حل شد، پای تان را در کفش هرکسی خواستید بکنید.
اخيرا نيروهاي انتظامات دانشگاه ها در مهار اعتراضات دانشجويي بويژه در دانشگاه اميرکبير نقشي پر رنگ داشته اند. اين حضور، مرحله اي جديد در روش هاي سرکوب دانشگاه مستقل را نشان مي دهد که از انتظامات به عنوان ابزاري در برخورد با دانشجويان استفاده مي شود. ممانعت از پخش اعلاميه ها و بيانيه هاي تشکل هاي دانشجويي منتقد، جمع آوري نشريات دانشجويي که از سوي مديريت دانشگاه غيرقانوني اعلام شده اند، درگيري فيزيکي با دانشجويان، تلاش براي بر هم زدن تجمع هاي خود جوش دانشجويي، هماهنگي با نيروهاي بسيج دانشجويي و گروه هاي فشار در برخورد با دانشجويان، تعقيب و مراقبت فعالان دانشجويي، تهديد دانشجويان به ضرب و شتم در بيرون دانشگاه و... جلوه هايي از اين رفتار خشونت آميز است. بخشي مهم از عملکرد فعلي انتظامات که عدول آشکار از رفتار تعريف شده و تاريخي انتظامات دانشگاه ها در برقراري امنيت و حراست از اموال دانشگاه است، به مصوبه اي بر مي گردد که تصويب آن در دوره اول رياست جمهوري خاتمي انجام گرفت. تا پيش ازآن، ماموران انتظامات به عنوان کارمندان رسمي دانشگاه استخدام مي شدند و تا سن بازنشستگي مي توانستند به صورت ثابت به خدمت خود ادامه دهند. در اين دوران آنها ضمن پيدا کردن شناخت مناسب از محيط دانشگاه با دانشجويان و بخصوص فعالان دانشجويي، پيوند هاي دوستانه و انساني نيز پيدا مي کردند. اين پيوند ها نقشي مهم در عدم همکاري موثر آنان در سياست هاي برخورد با دانشجويان داشت. اينجانب خود شاهد بودم که در فضاي قبل از دوم خرداد چگونه برخي از آنان بخشنامه ها و دستور العمل هاي دانشگاه مبني بر کنترل و ممانعت از رفت و آمد برخي از دانشجويان سياسي را زير سبيلي رد مي کردند و مشکلي براي فعاليت هاي مستقل دانشجويي ايجاد نمي کردند. اما در آن دوران مصوب گرديد که به خدمت نيروهاي رسمي انتظامات پايان داده شود و در عوض از شرکت هاي پيمان کاري براي انتظامات دانشگاه استفاده شود. مسئوليت انتخاب پيمان کار ذي صلاح نيز برعهده حراست ها گذاشته شد. در طرح جديد علي رغم تاکيد بر کاهش هزينه هاي اداري در دانشگاه ها، تعداد نيروهاي انتظامات به شکلي محسوس و به نحوي غير طبيعي افزايش يافت. مديريت اين شرکت هاي خدمات نيروي انساني يا خود امنيتي بودند يا از جريانات وابسته به بخش هاي انتصابي حکومت بودند و بعضا افرادي از پرسنل حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران به عنوان مدير انتظامات دانشگاه ها منصوب شدند. بدين ترتيب، عملا هدايت و مديريت انتظامات در اختيار حراست و از کانال آنان در کنترل وزارت اطلاعات قرار گرفت.نيروهاي جديد انتظامات، کارمندان شرکت هاي پيمان کاري شدند که به صورت ادواري و چرخشي در دانشگاه هاي مختلف حضور مي يافتند و به طور ثابت در دانشگاه خاصي نبودند. اين تغيير الگوي فعاليت با مقاومت نيروهاي رسمي انتظامات به کندي جلو رفت و به مرور نقش انتظامات در برخورد هاي انقباضي و محدود گرايانه در دانشگاه ها افزايش يافت و حال به برخورد فيزيکي و ضرب و شتم دانشجويان گسترش يافته است. شکل جديد فعاليت نيروهاي انتظامات در دانشگاه ها را مي توان احياي نقش گارد در زمان رژيم گذشته قلمداد کرد. در اين وظايف جديد تلاش مي شود تا انتظامات با کمک نيروهاي بسيج دانشجويي و گروه هاي فشار و شبه نظامي در بيرون دانشگاه از طريق برخورد هاي فيزيکي، تعقيب و مراقبت و اذيت و آزار با نافرماني هاي مدني دانشجويان از فرامين مغاير با حقوق بشر نمايندگان حاکميت در دانشگاه ها مقابله کنند. انتظامات همچنين، بستر قانوني دخالت نيروهاي بسيج دانشجويي در برخورد با دانشجويان را فراهم مي کند. اما ورود انتظامات به صحنه درگيري فيزيکي و اعمال خشونت در داخل دانشگاه ها از پاره اي جهات، ناتواني و شکست سياست سرکوب جنبش دانشجويي دولت احمدي نژاد را نشان مي دهد که به لحاظ سياسي و امنيتي نتوانستند دانشگاه ها را در محدوده هاي مورد نظر کنترل کنند و تک صدايي مورد نظر را حاکم کنند. به نظر مي رسد ترفند هاي مختلف ستاد سرکوب دانشگاه مستقل کارساز نيفتاده است و حال به برخورد هاي فيزيکي و خشونت در دانشگاه ها اميد بسته اند تا بدينترتيب توازن قوا در دانشگاه ها را به نفع خود تغيير دهند. اما هوشياري دانشجويان و کار بست روش هاي مدني در مقاومت و فعاليت، اين ترفند را هم حنثي خواهد ساخت و به صحنه گردانان مديريت پليسي و امنيتي در دانشگاه ها خواهد فهماند که خواست آزادي انديشه و بيان را با زور، تزوير و سرکوب نمي توان از بين برد و محمد باقر خرمشاد به عنوان معرکه گردان اين برخورد هاي زشت و خارج از شئونات دانشگاه نيز همان راه بن بستي را خواهد رفت که سلف وي، شجاعي فرد معاون پارلماني هاشمي گلپايگاني وزير علوم وقت در دوره دوم رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني پيمود. اگر برخورد فيزيکي انتظامات و حضور پليسي کارگشا بود که نيروهاي گارد مي توانستند جنبش دانشجويي را در زمان شاه سرکوب کنند. تنها شايد تکرار تجربه انقلاب فرهنگي بتواند براي مدتي چراغ انتقاد در دانشگاه را خاموش گرداند، اما شرايط کشور اجازه چنين کاري را به حاکمان نمي دهد و دير يا زود کفگير دور جديد سياست هاي سرکوب نيز به ته ديگ خواهد خورد.
دانشجویان فهیم پلی تکنیک:
همان طور که مستحضرید انتخابات آزاد انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک طبق برنامه از پیش تعیین شده در روزهای دوشنبه و سه شنبه ۱۷ و ۱۸ اردبیهشت ماه ۸۶ برگزار گردید. نتایج اولیه این انتخابات که از شمارش آرای ۵ صندوق، به دست آمده به شرح زیر است:
تعداد کل آراء ماخوذه ۱۹۲۶ رای بوده که ۱۱۲ رای آن جزء آرای باطله محسوب شده است. از این میان، اسامی منتخبین دوره جدید شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر و تعداد آرای ایشان به شرح اعلام می گردد:
اعضای اصلی:
۱- احمد قصابان ۱۳۶۲ رای
۲- مجید توکلی ۱۱۸۸ رای
۳- آرمان صداقتی ۱۰۶۸ رای
۴- نریمان مصطفوی ۹۲۴ رای
۵- مجید شیخ پور ۹۱۴ رای
۶- سجاد ویس مرادی ۸۴۸ رای
۷- مهیار عبدالصمدی ۵۷۶ رای
اعضای علی البدل:
۸- علی اصغر سپهری ۵۴۵ رای
۹- مجتبی کلانتری ۴۶۰ رای
نتایج فوق الذکر، نتیجه اولیه انتخابات بوده و در صورت اعتراض کاندیداها، قابل تجدیدنظرخواهی است. نتایج قطعی انتخابات متعاقبا در روزهای آینده اعلام می گردد.
حداد معاون امنيت دادستان تهران در خصوص آخرين وضعيت دانشجویان بازداشت شده گفت: هنوز قرار مجرميت اين افراد صادر نشده است و تحقيقات ادامه دارد. در اين ارتباط پنج نفر دستگير شده بودند كه چهار نفر از آنها مدير مسئول اين نشريات بودند. دو نفر از دستگيرشدگان با صدور قرار وثيقه آزاد شدند.
حداد تصريح كرد: تا زماني كه نفرات اصلي اين اقدام موهن مشخص نشوند تحقيقات و پيگيريها ادامه خواهد داشت. علاوه بر پنج نفر دستگير شده چند نفر ديگر نيز در اين ارتباط شناسايي شدند كه احتمالاً به زودي دستگير شوند.
وي در خصوص قبول اين اقدام موهن از سوي افراد دستگير شده گفت: به لحاظ خباثت و عنادي كه در اين نشريات نسبت به اسلام و مقدسات شده است هيچ كدام از مديران مسئول دستگير شده حاضر نيستند كه مسئوليت اين كار را بر عهده بگيرند.
حداد اظهار داشت: اين افراد با رد اتهامات خود مدعي هستند كه كسان ديگري به نام اين مديران مسئول نشريات دانشجويي اقدام به انتشار مطالب در نشريات كردهاند ولي ما اعتقاد داريم كه اين كار قطعاً توسط مديران مسئول نشريات صورت گرفته است. با توجه به سابقه نشريه و مطالب قبلي منتشر شده در اين نشريات نشان ميدهد كه مطالب قبلي نيز به چاپ اين گونه مطالب گرايش داشته است. لذا چاپ اين مطالب قطعاً كار اين افراد بوده است.
از آن جا که هیچ یک از دانشجویان بازداشت شده تاکنون آزاد نشده اند، پیش بینی می شود طبق این سخنان هفته آینده دو نفر آن ها با قرار وثیقه آزاد شوند.
«پويان محموديان»، مديرمسوول نشريه «ريوار»، «مجيد شيخپور»، مديرمسوول نشريه «سرخط» و «مجيد توكلي»، عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه اميركبير، روز گذشته پس از مراجعه به دادگاه انقلاب بازداشت و به زندان اوين منتقل شدند.
علياصغر سپهري، مديرمسوول نشريه دانشجويي «ايران ما» در دانشگاه اميركبير كه چندي پيش توقيف شد، با اعلام اين خبر گفت: ساعت ۸ صبح امروز محموديان، توكلي و شيخپور به دادگاه مراجعه كردند كه بر اساس پيگيريهاي ما تا ساعت ۱۰ موفق به ديدار با قاضي دادگاه نشدند.
وي ادامه داد: تا ساعت ۳ بعد از ظهر به ما گفتند بهزودي كار آنها تمام ميشود و ميآيند اما تا ساعت ۴ نيز منتظرشان شديم اما از دادگاه بيرون نيامدند. در راه بازگشت به خوابگاه بوديم كه مجيد توكلي طي يك تماس تلفني كوتاه از بازداشت خود به همراه محموديان و شيخپور خبر داد و گفت كه در حال انتقال به زندان اوين هستند.
نشريات ريوار و سرخط از جمله چهار نشريه دانشجويي هستند كه با عنوان آنها مطالب موهني منتشر شد. مديران مسول دو نشريه دانشجويي ديگر پيش از اين بازداشت شده بودند.
با بازداشت این سه دانشجو، دانشجویان زندانی دانشگاه امیرکبیر به ۷ نفر رسید. کیوان انصاری، بابک زمانیان، احمد قصابان، مقداد خلیل پور، پویان محمودیان، مجید شیخ پور و مجید توکلی ۷ پلی تکنیکی هستند که هم اکنون در بازداشت به سر می برند.
روز گذشته خبرگزاری مهر به نقل از «یک مقام آگاه» خبر داد: افرادی درصددند با فراخوان عناصر افراطی و تندرو در دانشگاهها در روزهای هفته آینده پروژه تشنج در دانشگاهها را تشدید کنند که مسوولان مربوطه با دقت رفتار این عناصر و ارتباط و برنامه های آنان را زیر نظر دارند.
این مقام آگاه که اصرار داشت معاون حراست دانشگاه رازی کرمانشاه را، که با تهدید یکی از دختران دانشجوی این دانشگاه با اسلحه گرم به وی تجاوز کرده است، «کارمند قراردای انتظامات» این دانشگاه بنامد در این خصوص گفت: با توجه کشف روابط ناسالم یکی از پرسنل قراردادی انتظامات این دانشگاه با یکی از دختران دانشجو، این موضوع توسط حراست پیگیری و به نتیجه رسید[!] و در نتیجه پرسنل خاطی بازداشت شد و مورد بازجویی قرار گرفت..
مقام آگاه در ادامه سخنان خود همچنین با تطهیر حراست دانشگاه امیرکبیر که روز دوشنبه به دنبال صندوق های آرای انجمن اسلامی به سالن استراحت دختران دانشجوی دانشکده معدن هجوم برد، اضافه کرد: علی رغم دقت و مراقبت حراست دانشگاه در جلوگیری از ایجاد فضای مسموم و هتک آبروی افراد و دفاع از دانشگاه و دانشگاهیان در پیگیری، کشف و برخورد قاطع و سریع با متخلف و متخلفان، حامیان جریان رخ داده شده در دانشگاه امیرکبیر با زدن اتهام ناروا به دنبال راه اندازی پروژه دیگری در موازات غائله دانشگاه امیرکبیر هستند.
این مقام مسئول سپس با طرح ریزی سناریویی جدید جهت ایجاد زمینه برای برخورد با اعتراضات دانشجویان در هفته آینده به عملکرد طالبانی حراست های دانشگاه های مختلف، گفت: این افراد درصددند با فراخوان عناصر افراطی و تندرو در دانشگاه ها و دامن زدن به شایعات و بهره برداری از فضای مسموم ایجاد شده پیرامون دانشگاه رازی با ایجاد فضای متشنج و ملتهب در دانشگاههای سراسر کشور در روزهای هفته آینده موضوع هتاکی و حرمت شکنی نشریات دانشجویی را که موجب جریحه دار شدن احساسات پاک دانشجویان مسلمان و فرهیخته ملت انقلابی ایران شده است را تحت الشعاع قرار داده و پروژه تشنج در دانشگاهها را تشدید کنند.
عماد افروغ: امیدوارم مقامات هر چه سریعتر کذب انتساب مطالب موهن به دانشجویان را ثابت کنند
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با اشاره به حوادث روزهای اخیر در دانشگاه صنعتی امیر کبیر و انتشار مطالب موهن در چند نشریه دانشجویی اظهار امیدواری کرد، کذب انتساب انتشار مطالب موهن به دانشجویان هر چه سریعتر ثابت شود.
عماد افروغ رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در نطق پیش از دستور خود در جلسه علنی امروز مجلس با بیان این مطلب خطاب به دانشجویان گفت: “امیدوارم در نهایت مقامات ذیربط همان گونه که خود شما (دانشجویان) اظهار کرده اید کذب انتساب انتشار مطالب موهن و بی ریشه به دانشجویان را هر چه سریعتر ثابت کنند و کماکان شاهد مطالبات بر حق دانشجویی با پشتوانه معرفتی مستحکم باشیم.”
معاون سیاسی جبهه مشارکت: پروژه ای طراحی شده تا به سرکوب و منکوب نمودن فضای دانشگاه بپردازند
معاون سياسي دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي با اشاره به حوادث دانشگاه اميركبير گفت: اتفاقي كه در دانشگاه اميركبير رخ داد و مسالهاي كه در دانشگاه تهران شاهدش بوديم، بهانهاي شد كه فضاي نقد آزادانهاي كه در دانشگاهها ايجادشده، با تهديد جدي مواجه شود. مديران مسوول نشريات دانشجويي از مطالب موجود در نشريات خود اطلاع نداشتند و بارها انتساب اين مطالب به خود را تكذيب كردند. در حالي كه ما چند ماه قبل مساله سوالات آزمون فرهنگيان را داشتيم و اين اولين بار بود كه در يك نهاد دولتي شاهد چنين توهيني به ساحت مقدس پيامبر اكرم بوديم. اما ميبينيم كه اين گروهها كه امروز با توجه به شرايط فعلي فعال شدهاند، در آن زمان عكسالعمل نشان نداده و خاموش بودند كه اين مساله جاي تعجب دارد.
منصوری با اشاره به توقيف برخي نشريات، بازداشت و اخراج برخي دانشجويان و احضار به كميتههاي انضباطي و برخوردي كه با برخي اساتيد دانشگاهها صورت ميگيرد، گفت: اظهارات صفار هرندي را بيربط با اين موضوع نميدانم. همه اينها نشانگر پروژهاي است كه درصدد برخورد با جريان دانشجويي است.
وي افزود: به نظر ميرسد كه پروژهاي از قبل در اين خصوص طراحي شده و شواهد نشان ميدهد كه عدهاي قصد دارند با اين بهانه و با تحريك احساسات مذهبي مردم، به سركوب و منكوب فضاي دانشگاه بپردازند.
منصوري اظهار داشت: برخوردهايي كه امروز با دانشجويان صورت ميگيرد، بيانگر اين مساله است كه عدهاي از قبل سناريويي را براي بستهتر كردن فضاي دانشگاه طراحي كرده بودند و اينكه اجازه نقد و فعاليت آزاد و اثرگذاري بر تحولات كشور را توسط دانشجويان بگيرند. دانشجويان آگاه باشند تا به تحركاتي كه ميتواند اوضاع را به خشونت بكشاند، دست نزنند تا فضا بيش از اين بستهتر نشود.
کانون دانشجویان کارگزاران: مديریت انتصابي پلی تکنیک كه برآمده از آراي هيئت علمي نيست، خود را پاسخگوی اساتید و دانشجویان نميداند
كانون دانشجويان حزب كارگزاران سازندگي با صدور بيانيهاي در خصوص وقايع اخير دانشگاه صنعتي اميركبير (پليتكنيك تهران)، انتصابي بودن مديريت اين دانشگاه را باعث غفلت مديران اين دانشگاه از وقايع پيشآمده دانست.
در اين بيانيه آمده است: وقايع حكايت از آن دارد كه هيچ مرجعي در دانشگاه صنعتي اميركبير (پليتكنيك تهران) جهت كنار هم قرار گرفتن سليقههاي متفاوت موجود در اين دانشگاه اقدام به ابتكار مسولانهاي نكرده و به جاي آنكه فضايي آرام جهت طرح دغدغههاي طيفهاي گوناگون دانشجويي در اين دانشگاه فراهم شود، اداره وضعيت موجود توسط نهادهايي مشاهده ميشود كه كمترين نسبتي با كاركردهاي دانشگاه ندارند. طبيعي است مديران انتصابي دانشگاهها كه برآمده از آراي اعضاي هيات علمي نيستند، خود را به مرجعي پاسخگو ميدانند كه مسووليت را بر دوش آنها قرار داده است. در اين شرايط است كه دغدغه واقعي و بومي دانشگاه مورد غفلت واقع شده و آراي ديگري بر فضاي دانشگاهي مسلط ميشود.
در اين بيانيه آمده است: كاركرد نامطلوب مديريت دانشگاه به عنوان يكي از اركان پايداري و توسعه نظام آكادميك منجر به شكلگيري بحرانهاي علمي (در رابطه با بازنشستگي اجباري اساتيد باتجربه و توانمند) و اجتماعي (ايجاد اختلال در روابط استاد و دانشجو و محدوديت فعاليتهاي سياسي در دانشگاهها) شده است. نمونه بارز اين بحرانها را ميتوان در دانشگاه صنعتي اميركبير (پليتكنيك تهران) طي روزهاي اخير مشاهده كرد كه پسلرزههاي آن همچنان محيط دانشگاه را كه بايد فضايي آرام براي فعاليتهاي علمي, فرهنگي و سياسي باشد، متشنج كرده است.
در پايان اين بيانيه آمده است: به نظر ميرسد بازنگري در مديريت فعلي دانشگاه صنعتي اميركبير و توجه به توسعه آزاديهاي مدني و اجتماعي و اصلاح نظام كلان مديريت در محيطهاي آكادميك به طور كلي و بهخصوص در اين دانشگاه ميتواند راهكار برونرفت از مسائل پيشآمده در پلي تكنيك تهران باشد.
سازمان دانش آموختگان، ادوار تحکیم: برخوردهاي اخير با دانشجويان دانشگاه امير كبير را محكوم و از دانشجويان مظلوم اين دانشگاه حمایت می کنیم
در پي وقوع حوادث اخير دانشگاه اميركبير ومتعاقب آن دانشگاه تهران ، تعداد ديگري از دانشجويان از سوي دادگاه انقلاب احضار وبرخي ديگر بازداشت شده اند. روند پر شتاب افزايش فشار وارعاب از سوي گروه ها ونهاد هاي مسئول وغير مسئول ، كماكان صداهاي مخالف ومنتقد را نشانه رفته است. هرچند دانشگاهيان مدتهاي مديدي است كه در معرض انواع اهانت ها ، فشارها و نقض حقوق مدني خود هستند اما حوادث اخير ابعاد تازه اي از رويكرد جديد ماشين سركوب را به نمايش مي گذارد.
جرم تراشي وتوليد بهانه هاي جعلي سركوب وبرخورد، با استفاده از مقدسات ديني وممنوعيت هاي سياسي، آن هم براي حذف گرايش هاي سياسي ونظري رقيب در سطح دانشجويي، حادثه اي است كه نه تنها بر گستره استحصال از ارزش هاي مذهبي وسو استفاده از احساسات ديني مردم و روند استخدام ظرفيت ها وباورهاي معنوي جامعه در خدمت قدرت و در يك كلام گذار از مدعاي دولت ديني به واقعيت دين دولتي حكايت كرده، بلكه نشانه هاي شكل گيري مجدد پروژه هاي امنيتي دگرسازي ودگرستيزي دوران سياه قتل هاي زنجيره اي را نشان مي دهد.
اگر تاكنون برخوردهاي انجام شده با معلمان، كارگران، زنان وحتي پسران ودختران در كوچه و خيابان، بهانه هايي از جنس نقض قانون حاكم و يا تامين سلامت اخلاقي جامعه داشته است، متاسفانه رويكردهاي جديد نشان از ورود طراحان به حوزه امنيت ملي و تهديد موجوديت و هستي مخالفان دارد.
تاكنون اگرچه تفسيرحاكمان از رفتاري، عملي، گفته يا نوشته اي مي توانست مبناي برخورد هاي قضايي وامنيتي باشد، از امروز صرف حضور و وجود مخالف غيرقابل تحمل پنداشته شده و براي حل مشكل حضور مخالفان وضع موجود از روش توليد بهانه و جعل فعل و نظر استفاده خواهند كرد.
از اين رو ضمن تاكيد بر مخاطرات ورود كشور به وضعيت تعليق اخلاق و قانون نكاتي را به استحضار ملت ايران مي رسانيم.
۱- در شرايطي كه كشور با سياست هاي افراطي وغير كارشناسي در معرض يكي از مخاطره آميزترين مواجه هاي بين المللي خود قرار گرفته و زمينه هاي گسترش بحران خارجي به طور روزافزون در حال اوج گيري است، اعمال سياستهاي افزايش فشار به جامعه وفعالان سياسي ومدني چيزي جز خدمت به منافع بيگانگان و گسستن رشته هاي پيوند ملي وديني مردم ايران و افزايش تنش و بحران نخواهد داشت. در حالي كه از سويي بر لزوم حفظ وحدت وانسجام ملي تاكيد مي شود، توليد مرزبندي هاي مبتني بر غيريت سازي و دگر ستيزي و تشديد روند حذف و طرد بخشهاي مختلف جامعه ايران از متن تحولات آن و به حاشيه كشاندن همه كساني كه با روش ها و منش هاي جاري اداره كشور مخالفند دستاوردي جز گسترش حاشيه و تعميق شكاف ملت- دولت نخواهد داشت. تجارب گذشته به خوبي نشان داده است ملت ايران به هيچ عنوان اجازه شكل گيري اقليتي حاكم و اكثريتي مطرود، محكوم و در حاشيه را نخواهند داد. از اين رو سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) ضمن هشدار نسبت به گسترش روند نقض حقوق انساني وملي آحاد جامعه ايران، مجدانه خواستار توقف روند نقض قانون اساسي از سوي حاكمان و پيش گيري از اقداماتي است كه امكان انتساب آنها به عوامل خودسر و بيگانه بيش از اين امكان پذير نبوده و ناگزير با بازخواست ملت ايران فرصت گريز از پاسخگويي براي طراحان و حاميانشان فراهم نخواهد شد.
۲- رعايت حقوق بشر و تحقق آزادي هاي قانوني از سوي حاكمان فصل مميز دوران جديد است. تشكيل حكومت و زمامداري بدون خواست و رضايت مردم به هر نامي، در دوران كنوني نه مطلوبست و نه امكان پذير. رعايت حقوق مردم و كسب رضايت آنان كه جز با حاكميت قانون منصفانه و دادگرانه و كارآمدي كلان مديريت جامعه بدست نخواهد آمد از الزامات حكمراني در جهان جديد قلمداد مي شوند. شكست فاحش دولت هاي ايدئولوژيك كه از نقض مكرر حقوق ملت و ناتواني غلبه بر مشكلات جامعه به شكل فزاينده اي به ريسمان پوسيده اوتوپيا و وعده هاي آرزوانديشانه تو خالي، آويزان شوند، همچنان از مقابل ديدگان مردم جهان حذف نشده است . ايجاد بحران هاي مكرر داخلي وخارجي وتشديد روند برخورد با منتقدان ومخالفان سياست هاي جاري، نه تنها برناكامي دولت ها در حل مسائل ومعضلات جامعه سرپوش نمي گذارد بلكه دستاوردي جز تكرار چرخه معيوب مديريت ناكارآمد فعلي نخواهد داشت. پيش گيري از فروپاشي جامعه ايران و اضمحلال سرمايه هاي اجتماعي و تعميق شكاف دولت –ملت، فروپاشي اقتصاد و اوضاع نامناسب معيشت مردم نيازمند تلاش همه دلسوزان كشور براي بر سرعقل آوردن كساني است كه متاسفانه با گشاده دستي تمام به خاطر آرزوها، منافع وخيالات خويش، منافع ملي ايران را به حراج گذاشته اند.
۳- سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت)، ضمن محكوم كردن برخوردهاي اخير با دانشجويان دانشگاه صنعتي امير كبير واعلام حمايت از دانشجويان مظلوم اين دانشگاه، خواهان توقف روند تهديد وارعاب همه فعالان مدني و صنفي به ويژه دانشجويان واساتيد دانشگاه شده واز همه نيك انديشان و فعالان عرصه هاي سياسي و اجتماعي مي خواهد در اين تهاجم گسترده به دانشگاه پروژه انقلاب ضد فرهنگي اخير را ناكام گذارند.
انجمن صنفي نشريات دانشجويي سراسر كشور در بيانيهاي موارد تخلف صورتگرفته در بررسي پرونده نشريات دانشجويي اميركبير را تشريح كرد.
به گزارش “ايلنا”, انجمن صنفي نشريات دانشجويي سراسر كشور در اين بيانيه با محكوم كردن هتك حرمت ائمه (ع) و هشدار نسبت به فتنههاي پيش روي نشريات دانشجويي، آورده است: اقدام مديركل امور فرهنگي دانشگاه اميركبير مبني بر منع انتشار كليه نشريات پس از وقايع پيشآمده در اين دانشگاه، كاملاً برخلاف قانون است. به موجب بند ۱ ماده ۱ آييننامه ضوابط ناظر بر فعاليت نشريات دانشگاهي مصوب ۲۶/۳/۸۴ شوراي عالي انقلاب فرهنگي، كليه نشرياتي كه به صورت ادواري، گاهنامه يا تكشماره و نيز نشريات الكترونيكي كه با نام ثابت و تاريخ نشر در زمينههاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي توسط هر يك از اساتيد، اعضاي هيأت علمي، دانشجويان و تشكلهاي اسلامي در دانشگاهها منتشر و در محدوده دانشگاهها منتشر ميشوند، نشريات دانشگاهي محسوب و تحت شمول اين دستورالعمل قرار ميگيرند.
اين بيانيه ميافزايد: مطابق تبصره ۳ بند ۱ از ماده ۱ دستورالعمل اجرايي، نشريات دانشگاهي ميتوانند ويژهنامههايي به مناسبتهاي مختلف منتشر كنند و طبق ماده ۷ همين دستورالعمل، نحوه صدور مجوز نشريات دانشگاهي، نظارت بر آنها، رسيدگي به تخلفات و شكايات تنها بر اساس دستورالعمل حاضر خواهد بود. تعيين و تصويب هرگونه شرايط و مقررات مغاير يا محدود كننده علاوه بر مفاد آييننامه نظير صدور مجوزهاي مشروط يا موقت ممنوع است. بنابراين اقدام مديركل امور فرهنگي اين دانشگاه با توجه به محدودسازي نشريات برخلاف بندهاي فوق است.
در اين بيانيه با بيان اينكه اقدام كميته ناظر بر نشريات دانشگاه اميركبير مبني بر صدور حكم براي نشريات، بدون حضور مديرمسؤول برخلاف قانون است، آمده است: مطابق بند ۲ ماده ۶ دستورالعمل اجرايي نشريات كميته ناظر مديرمسؤول نشريهاي را كه تخلف كرده و يا از آن شكايت شده است به صورت كتبي و با ذكر موارد تخلف يا شكايت و با ارائه مهلت يك هفته از تاريخ ابلاغ جهت اداي توضيخات دعوت ميكند و در صورت عدم حضور غيرموجه وي يا عدم ارائه توضيحات كتبي، كميته ناظر ميتواند حكم مقتضي را در مورد نشريه صادر كند. در صورتي كه كميته ناظر بر نشريات دانشگاه اميركبير هيچيك از مديران مسؤول به جز عضو دانشجويي كميته ناظر را دعوت نكرده است و حكم غيابي در خصوص اين نشريات صادر كرده است.
اين بيانيه احضار مديران مسؤول به دادسرا را برخلاف آييننامه ناظر بر فعاليت نشريات دانشگاهي ذكر ميكند و ادامه ميدهد: مطابق بند ۱ ماده ۳ آييننامه ناظر بر نشريات دانشگاهي، رسيدگي ابتدايي به درخواستهاي صدور مجوز انتشار نشريات دانشگاهي و نظارت بر عملكرد آنها همچنين رسيدگي به تخلفات نشريات دانشگاهي و انجام ساير وظايفي كه در اين خصوص در دستورالعمل اجرايي پيشبيني ميشود، در هر دانشگاه يا مركز آموزش عالي و واحد دانشگاهي در صلاحيت كميتهاي تحت عنوان «كميته ناظر بر نشريات دانشگاهي» خواهد بود كه زير نظر شوراي فرهنگي دانشگاه يا مركز آموزش عالي يا واحد دانشگاهي فعاليت ميكند و مرجع تجديدنظر به آرا كميته ناظر، مطابق بند ۴ ماده ۶ دستورالعمل اجرايي نشريات شوراي فرهنگي دانشگاه است. بنابراين شكايت هر فرد حقيقي يا حقوقي بايد از طريق كميته ناظر بر نشريات دانشگاهي باشد و شكايت به دادسرا بلاموضوع است. همچنين زنداني كردن مديران مسؤول مطابق بندهاي بالا نيز برخلاف آييننامههاي ناظر بر نشريات دانشگاهي است.
اين بيانيه تصريح ميكند: انجمن صنفي نشريات دانشجويي سراسر كشور، با يادآوري انحرافات قانوني صورتگرفته در روند رسيدگي به پرونده چهار نشريه دانشگاه اميركبير، طرفين را به خويشتنداري و رعايت قانون فراميخواند.
دانشجويان دانشگاه رازی کرمانشاه در اعتراض به آنچه «روابط نامشروع معاون حراست دانشگاه با يکی از دانشجويان دختر» اين دانشگاه میخواندند، تجمع کردند.
به گزارش خبرنگار “ايلنا”، نزديک به ۲۰۰ نفر از دانشجويان دانشگاه رازی در اعتراض به «روابط نامشروع معاون حراست با يکی از دانشجويان دختر» تجمع کردند و خواستار برخورد با اين فرد شدند.
بر اساس برخی شنيدهها، اين دانشجوی دختر پروندهای در حراست داشته است که اين موضوع باعث میشود از سوی معاون حراست تحت فشار قرار گيرد.
همچنين رييس حراست دانشگاه کرمانشاه امروز در تجمع دانشجويان در اين باره گفت: شخص خاطی از دانشگاه اخراج شده است و هماکنون پرونده وی در دادگاه کرمانشاه در حال بررسی است.
بر اساس اين گزارش، اين دانشجوی دختر و معاون حراست دانشگاه رازی چند روزی در بازداشت بودند اما هماکنون با قرار وثيقه آزاد هستند.
علی نيکونسبتی، مسؤول روابط عمومی دفتر تحکيم وحدت در اين زمينه به خبرنگار “ايلنا”، گفت: متأسفانه باخبر شديم در دانشگاه رازی کرمانشاه معاون حراست دانشگاه با يک دختر دانشجو رابطهای نامشروع برقرار کرده است. همچنين مطلع شديم اين دانشجو مدتی بازداشت شده است. به نظر میرسد اين بازداشت اين شايبه را تقويت میکند که مسؤولان میکوشند با تحت فشار گذاشتن اين دانشجو از عواقب سنگين اين عمل ننگين معاون حراست دانشگاه بکاهند.
وی با اشاره به تجمع دانشجويان دانشگاه رازی در اعتراض به اين عمل و نداشتن امنيت در محيط دانشگاه، گفت: با کمال تعجب رييس حراست دانشگاه در تجمع امروز اعلام کرده است که مسؤولان از يک سال پيش از مشکلات اخلاقی اين فرد مطلع بودهاند اما به دليل ارتباط وی با برخی نهادها نمیتوانستند وی را اخراج کنند. به واقع بسيار شرمآور است که مسؤولان دانشگاه امنيت دانشجويان را فدای حمايت نهادهای خاص از يک فرد میکنند و در نهايت نيز شاهد چنين حادثه شرمآوری هستيم.
نيکونسبتی ادامه داد: اين حادثه در حالی روی میدهد که ديروز نيز مأموران حراست دانشگاه اميرکبير به سالن مطالعه دانشجويان دختر حمله کردند و حريم امن آنان را مورد تعدی قرار دادند. مايه تأسف است که افرادی که داعيهدار حفظ امنيت در دانشگاه هستند، اکنون به تهديدی جدی برای امنيت دانشجويان بدل شدهاند.
وی با بيان اينکه اين دوحادثه زنگ خطری جدی برای امنيت دانشجويان دختر در دانشگاهها و نشاندهنده افت شديد اخلاقی در ميان برخی مديران و مسؤولان دولت نهم است، گفت: مسؤولانی که برای حادثه دانشگاه وريجينيای آمريکا اشک تمساح میريزند و برخلاف مسؤولان قضايی، دانشجويان را در غائله اميرکبير متهم میکنند، اکنون ساکت شدهاند و اين مسأله به خوبی نشان میدهد برای آنها دين و اخلاق تنها به وسيلهای برای سرکوب متهمان و سوءاستفاده بدل شده است.
عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت تصريح کرد: با توجه به اينکه استدلال وزير علوم در انتصابی کردن مسؤولان دانشگاه، اداره کامل دانشگاهها بوده است، اکنون نيز وقت آن فرا رسيده است که پاسخگوی اين اعمال ننگآور باشد و به خاطر اين اعمال محاکمه شود. از سوی ديگر با توجه به اينکه اين حادثه در دور روز گذشته روی داده، اکنون به خوبی آشکار است که هدف مسؤولان وزارت علوم از دامن زدن به غائله دانشگاه اميرکبير که خود و طرفدارانشان نيز به شروع آن متهم هستند، سرپوش نهادن بر اين اعمال ننگآور است.
وی افزود: ضمن تسليت به جامعه دانشگاهی کشور تنها راه جلوگيری از تکرار اين حوادث را محاکمه مسؤولان مرتبط با اين حادثه میدانيم و تا مجازات مسببان اين حوادث سکوت نخواهيم کرد.
گروهی از دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا با حضور در ساختمان مرکزی دانشگاه خواستار ملاقات با ریاست دانشگاه جهت روشن شدن وضعیت انجمن اسلامی دانشجویان شدند، که با برخورد زشت و زننده ریاست حراست روبرو گشته، وی اعلام کرد که رئیس دانشگاه حاضر به گفتگو نیست و به آنها ده دقیقه فرصت داد تا ساختمان را ترک کنند. و جهت به وجود آوردن این فضا (فضای رعب و وحشت) از گاز اشک آور و با توم برقی استفاده کرد، که با وساطت اعضای انجمن این قائله ختم شد. در پایان دانشجویان اعلام کردند که در اولین فرصت دست به تجمعی مشابه و بزرگتر با محوریت روشن شدن تکلیف انجمن و اعتراض به رفتار زشت و زننده رئیس حراست برگزار خواهند کرد.
شایان ذکر است ریاست دانشگاه برای سومین روز متوالی حاضر به آمدن به جمع دانشجویان و پاسخگویی به مطالبات آنها نبود و لذا همین مسئله و فحاشی رئیس حراست باعث عصبانیت و خشم دانشجویان گردید و به نظر میآید فضا را به سمت تقابلی تمام عیار در روزهای آینده برده است.
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي معتقد است: با توجه به شواهد موجود ماجراي دانشگاه اميركبير با طراحي «باند در حال بازسازي همفكران سعيد امامي و حمايت لجستيك برخي نهادهاي داراي تشكيلات آهنين و طرفدار افراطيون حاكم» اجرا شده است.
محسن آرمين در گفتوگو با خبرنگار “ايلنا”، با اشاره به برگزاري جلسه دوشنبه شب شوراي سياسي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و بيان اينكه تحركات و تجمعات در دانشگاهها بهويژه دانشگاه اميركبير در اعتراض به ماجراي پرابهام و مشكوك انتشار مطالب موهن و اهانت به مقدسات در چهار نشريه دانشجويي همچنان ادامه دارد، گفت: شواهد و قرائن موجود از جمله آغاز موج جديدي از حملات تبليغاتي عليه انجمنهاي اسلامي، دو روز پيش از اين ماجرا از سوي محافلي كه در اين حادثه فعاليت چشمگيري دارند، همچنين درج همزمان مطالب مشابه مذكور در چند نشريه دانشجويي و نيز واكنش سريع و بلافاصله پس از توزيع نشريات مذكور كه از قدرت لجستيك و سازماندهي آهنين در پشت اين اعتراض حكايت دارد، همگي از سناريويي از پيش طراحيشده خبر ميدهد.
وي تصريح كرد: عكسالعمل خوب و بهموقع دانشجويان دانشگاه اميركبير و مسوولان نشريات دانشجويي مذكور در محكوم كردن اهانت به مقدسات و تبري جستن از اين اقدام زشت، اگرچه ابراز احساسات و هيجانات عليه حادثه مذكور را از نظر منطقي بلاموضوع ميكرد اما ظاهرا طراحان سناريو را به توقف اجراي برنامه از پيش طراحيشده قانع نكرده است.
آرمين اظهار داشت: توقيف نشريات دانشجويي و دستگيري مديرمسوول دو نشريه در حالي كه در اصل ارتكاب جرم توسط مسوولان نشريات مذكور ترديدهاي جدي وجود دارد، نيز مانع از كاهش اعتراضات سازمانيافته نشده است.
وي افزود: به قرار اطلاع، ستون اتوبوسهاي اعزامي حامل معترضان به سوي تهران با هدف تحصن و طرح خواستههايي نظير «انقلاب فرهنگي» همچنان ادامه دارد. اين اصرار و تاكيد بر اعتراض نسبت به حادثهاي كه كليه تشكلها و فعالان دانشجويي آن را محكوم و از آن تبري ميجويند، مشكوك و از اهدافي پنهان حكايت دارد.
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با اشاره به توهين به مقدسات در سوالات آزمون فرهنگيان ضمن خدمت، گفت: يك ماه پيش مطالبي به مراتب زشتتر و اهانتبارتر از آنچه به نام نشريات دانشجويي منتشر شده است، در آزمون وزارت آموزش و پرورش موجب اعتراض همگان شد اما از كفنپوشان امروز و اعتراض كساني كه امروز فرياد وااسلاما سر ميدهند و سينه چاك ميكنند، خبري نبود.
آرمين ادامه داد: اين شواهد و قرائن ميتواند براي آن دسته از افرادي كه صادقانه و خالصانه امروز در اعتراضات شركت ميكنند، قابل توجه باشد تا مبادا ابزار و آلت دست عدهاي رند پردهنشين شده باشند.
وي افزود: نكته قابل توجه در اين مساله واكنش بهموقع و اصولي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير در محكوم كردن مطالب موهن مذكور، طراحان ماجرا را از دستيابي به اهداف از پيش تعيينشده با شكست مواجه كرده است، به طوري كه آنها نتوانستهاند عليرغم تبليغات و تداركات سنگين، بخشهاي مختلف مذهبي و سياسي نظير روحانيون و علماي ديني و جريانهاي سياسي محافظهكار اما معتدل را در اين ماجرا با خود همراه سازند.
آرمين گفت: در واقع علائم شكست اين سناريو از هماكنون آشكار شده است و افراطيون طراح اين ماجرا اكنون به دنبال راهي هستند كه به نحوي آبرومند به اين ماجرا خاتمه دهند.
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي تاكيد كرد: با توجه به شواهد فوق به گمان ما اين ماجرا با طراحي «باند در حال بازسازي همفكران سعيد امامي و حمايت لجستيك برخي نهادهاي داراي تشكيلات آهنين و طرفدار افراطيون حاكم» طراحي شده است؛ مجموعهاي از سنخ همان كساني كه با به راه انداختن كارناروال عصر عاشورا ثابت كردند براي حفظ قدرت و حذف رقيب از هيچ اقدامي نظير اهانت به مقدسات و بازي با ايمان مردم فروگذار نميكنند.
وي با بيان اينكه به گمان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، احتمالا در ماههاي آينده با اشكال ديگري از اين بحرانهاي تصنعي مواجه خواهيم شد، گفت: اين بحرانها با دو هدف صورت ميگيرد؛ اول آنكه افكار عمومي از تحولات و تحركات تاملبرانگيزي كه در عرصه سياست خارجي و پرونده هستهاي در حال وقوع است، به سوي مسائل كاذب و حاشيهاي منحرف شوند. به هر حال مسائلي نظير آغاز مذاكرات گسترده با آمريكاييها كه تا چندي پيش اقدامي ضدانقلابي و نشانه مرعو ب بودن تلقي ميشد و تحولاتي كه در حوزه پرونده هستهاي در حال انجام است، سوالهاي پيچيده و بيپاسخي را در افكار عمومي موجب خواهد شد.
آرمين ادامه داد: هدف دوم اين است كه افراطيون حاكم در حالي كه به فضاي انتخاباتي مجلس آينده نزديك ميشوند و گرفتار بحران ناكارآمدي هستند و نهتنها هيچيك از شعارها و وعدههاي بلندپروازانه آنها عملي نشده است بلكه اوضاع و شرايط كشور در كليه حوزهها اعم از سياسي, اقتصادي و سياست خارجه رو به وخامت ميرود، با فرافكني قصد دارند اذهان را از اين موضوعات مهم منحرف كنند.
وي با بيان اينكه در عين حال از هماكنون نشانههاي تحرك و فعاليت مثبت و بازيابي روحيه و سرزندگي در بخشهاي دانشجويي كشور به تدريج آشكار ميشود، تصريح كرد: فعال شدن جنبش دانشجويي كه به تدريج از ديدگاههاي تحريمي به نفع كنش سياسي - اجتماعي فعال و موثر فاصله ميگيرد و با توجه به نقشي كه اين جنبش ميتواند در تحرك اجتماعي داشته باشد، براي افراطيون اقتدارگرا به هيچوجه مطلوب نيست.
آرمين تاكيد كرد: به نظر ميرسد بحرانسازي در محيطهاي دانشگاهي با هدف سركوب فعالان دانشگاهي و ايجاد رعب و وحشت و حاكم كردن مجدد فضاي بيانگيزگي و عدم تحرك در دانشگاهها در دستور كار افراطيون قرار گرفته است، از اين رو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از دانشجويان ميخواهد به ماهيت و حقيقت تحركات و حوادث جاري دانشگاهها بهويژه دانشگاه اميركبير توجه كرده و با كنار گذاشتن اختلافات فرعي و حاشيهاي، بر انسجام و وحدت خود بيفزايند و با درايت و تدبير با حوادثي از اين دست كه در ماههاي آينده احتمالا افزايش خواهد يافت، برخورد كنند و بدانند هدف از اين حوادث منفعل كردن جنبش دانشجويي و تقويت گرايشهاي راديكال و در نتيجه سركوب آنهاست.
دکتر نورالدين زرين کلک، استاد دانشکده هنرهای زيبای تهران که او را “پدر انيميشن ايران” می نامند، از اين دانشگاه اخراج شد. ادعا می شود که دکتر زرين کلک تلاش کرده در يکی از کلاس ها، حجاب را از سر يک دانشجويان دختر بردارد.
در اين ميان، تعداد زيادی دانشجوی بسيجی با تجمع در مقابل دانشگاه تهران خواستار انقلاب فرهنگی دوباره و اعدام استاد زرين کلک شدند. نورالدين زرين کلک، رييس انجمن جهانی فيلمسازان انيميشن و دارنده جوايز بين المللی پرشماری در عرصه سينما و کتاب است.
در مورد تلاش های موجود در ملتهب کردن فضای دانشگاه ها با محمد هاشمی دبير شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت انجام داده ايم.
دويچه وله: به نظر ميرسد در حال حاضر عده ای در دانشگاه ها دنبال بهانه جويی هستند تا جو را راديکال و ملتهب کنند. بخشنامه های انضباطی يا مربوط به نوع پوشش از جمله اقدام ها هستند. نظر شما در مورد جعل خبرنامه و نشريه که هفته پيش در پلی تکنيک روی داد ، چيست؟
محمد هاشمی: اتفاق هايی که در يکی دو هفته اخيردر دانشگاه شيراز و لرستان و سپس در امير کبير رخ داد، چند محور مشترک دارند. وجهه مشترک تمامی آنها ، بحث دين است و اين که عموما دانشجويان متهم به بی دينی و حرکت های غير مذهبی و توهين به مقدسات می شوند. محور دوم اينکه حرکتی که صورت ميگيرد گسترده است و در کوتاهترين زمان ممکن خود بسيج دانشگاهها يا خود حاکميت تلاش می کنند گسترده شوند و به ساير دانشگاهها کشيده شوند و از اين فضا برای فراگيرتر کردن برخوردها استفاده کنند. عامل سوم، دخالت بسيج در اين اتفاق هاست. بسيج در کوتاهترين زمان وارد می شود و خودش هم عامل برخورد می شود. در مورد قضيه پلی تکتيک به وضوح شاهد بوديم که در مدت کوتاهی اين نشريات به صورت غافلگيرکننده ای توزيع می شوند و نيروهای بسيج در کوتاهترين زمان در دانشگاه حاضر می شوند. اين کاملا جای تعجب دارد. عامل چهارم نيز تاکيدی است که بسيج بر انقلاب فرهنگی می کند و اين که دوباره بايد دانشجويان و اساتيد تصفيه شوند…
صحبت انقلاب فرهنگی را می کنيد. چه شد که چنين اتفاق هايی در دانشکده هنر و برای استاد زرين کلک افتاد؟
آقای دکتر از اساتيد برجسته هنر هستند و مايه افتخار دانشجويانی هستند که سر کلاس شان می نشينند. اتفاقی که مطرح شده روز سه شنبه بوده ولی تا پنجشنبه هيچ عکس العمل و خبری نبود. به محض اين که پروژه پلی تکنيک تمام می شود يا بهتر است بگوييم شکست می خورد، اين ماجرای کلاس دکتر زرين کلک مطرح ميشود و بسيجی ها آنجا حاضر ميشوند. همان محور ها و اتفاقات و شعارهايی پيش ميايد که در پلی تکنيک روی داده بود. خيلی از اتفاق هايی که در دانشگاه هنر پيش ميايد کاملا طبيعی و عادی است. همان چهار محوری که گفتم دوباره در دانشگاه تهران روی ميدهد و جالب تر آن که بسياری از بسيجی هايی که آنجا برای اعتراض رفته بودند وقتی باآنها صحبت می شده، خودشان هم نمی دانسته اند به چه دارند اعتراض می کنند و داستان چيست. قضيه خيلی مشکوک است و روايت های متعددی هم از آن شده و بسياری فکر ميکرده اند قضايای پلی تکنيک در دانشکده هنر بوده و اين نشان ميدهد که يک بحث عجله ای و کاملا دست و پا شکسته و کاملا فوری بوده و حتی فرصت نکرده اند برنامه ريزی درست برای آن بکنند.
به نظر ميرسد اين پروژه مال کسانی است که در سالهای گذشته در دانشگاه فعاليت می کرده اند. کسانی که فارغ التحصيلان تازه دانشگاهها هستند و برخی از آنها مشاوران جوان آقای احمدی نژاد هستند. عملکرد آنها نشان ميدهد که کاملا غير کارشناسی و بر اساس عقايد مذهبی دگم و عقده هايی که در دوران حضور در دانشگاه دارند، کار ميکنند. پروژه های که اين آقايان مشاوره اش را دادند و اجرا کردند، با همکاری مراجع تقليد، احزاب اصولگرای مذهبی و تريبون هايی هم که دارند ، مواجه نمی شود و دولت و مجريان اين پروژه تنها مانده اند و عملا شکست خورده اند. خود بسيج از روز دوم به بعد در مورد قضايای اميرکبير، متهم بود به اينکه نشريات را جعل کرده و اتفاقاتی که بعد افتاد و بيانيه هايی که اخيرا ميدهند يا دستگيری آقای قصابان در همين راستاست که اين پروژه بيشتر از اين ادامه پيدا نکند و تمام شود. از اين ببعد رسانه ای شدن موضوع نشانکر اين است که بسيج پروژه را طراحی کرده و از مقدساتی که خودشان سنگ اش را به سينه می زنند، برايحذف مخالفان خود سوءاستفاده کرده اند. به نظر ميرسد چنين پروژه ای در حال اجرا بوده اما ناکام شده است.
چه زمينه هايی موجب ناکام ماندن يا کامياب شدن اينها می شود؟
اينها دنبال اين هستند که دو نوع برخورد را ببيند. يکی برخورد منفعلانه دانشگاه است که سکوت کند. اگر سکوت کند آنها ادامه ميدهند و انقلاب فرهنگی را زمينه سازيکنند. حالت ديگر اين است که دانشگاه ايستادگی کند و فضا ملتهب شود و به سمت درگيری برود. اينها در يک فضای امنيتی هم می توانند پروژه انقلاب فرهنگی را اجرا کنند. دانشگاه در يکهفته گذشته کاملا هوشمندانه برخورد کرده. اگر چه ايستادگی کرده و بيانيه های متعددی در آمده و مصاحبه های بسياری از فعالان دانشجوييو استادان داشته ايم، اما در عين حال کسی وارد درگيری و دام امنيتی کردن فضا نشده است. خوشبختانه دانشگاه تا اينجا هوشمندانه رفتار کرده مگر اينکه در هفته های آينده ببينيم که در ارديبهشت و خرداد که معمولا فضای دانشگاهها ناآرام است، بخواهند از اين موقعيت استفاده کنند و پروژه ناامن کردن دانشگاه را اجرا کنند. اگر فعالان دانشجويی همانگونه که تا الان عمل کرده اند، در دام نيفتند و هوشمندانه عمل کنند، بعيد است اين پروژه موفق باشد.
يک وجه قضيه اينست که قربانيان اين برنامه قبل از دانشجويان، اساتيد باشند مثل نمونه دکتر زرين کلک که وجهه جهانی دارد اما به ايشان توهين می شود و حتی خواستار اعدام ايشان می شوند…
مجموع دانشگاه در اين محيط يکپارجه است و قابل تفکيک نيست. در مورد آقای زرين کلک هم يکسريتجمعات دفاعی به طور پراکنده برگزار شد. در گذشته هم ما دفاع دانشجويان از دکتر آقاجری را ديده ايم. در مورد قضيه پلی تکنيک هفته گذشته هم اساتيد دانشگاه خيلی مصاحبه کردند و خيلی ها وارد صحنه شدند و از دانشجويان دفاع کردند. فعلا دانشجويان و اساتيد يکی هستند. الان در دانشگاه لرستان اساتيد و روسای دانشگاه تحصن کرده اند بخاطر برخوردی که هفته گذشته با دانشجويان لرستان شد و هجومی که به انها شد. الان اين دو قشر کنار هم ايستاده اند و خيلی تمی توان آنها را از هم جدا کرد و برخورد با هر يک از اينها عکس العمل ديگری را در پی دارد.
مصاحبه گر: مهيندخت مصباح
سخنگوي سازمان دانشآموختگان ايران اسلامي، اتفاقات دانشگاه اميركبير را سناريويي از پيش طراحيشده براي افزايش فشار و محدوديت بر فعالان دانشجويي اين دانشگاه ذكر كرد.
عبدالله مومني، سخنگوي سازمان دانشآموختگان ايران اسلامي با بيان اينكه مجموعه فشارها و محدوديتهاي ماههاي گذشته در چند دانشگاه را سناريويي از پيش طراحيشده براي برخورد با دانشجويان ميدانيم، گفت: اين اتفاقات تاوان انتقادات و اعتراضات دانشجويي به حاكميت و پيامد ماجراهاي ۲۰ آذر در هنگام سخنراني رييسجمهور در دانشگاه اميركبير است.
وي ادامه داد: در شرايطي كه انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه اميركبير و مديران مسوول چهار نشريه در طول يك هفته گذشته بارها از اتهامات انتسابي تبري جستهاند، تداوم فضاسازيها عليه انجمن و جريان دانشجويي، نشانگر پروژه طراحيشدهاي است كه براي مهار و مقابله با قدرت تاثيرگذاري دانشجويان در عرصه عمومي و ايجاد محدوديت براي دانشجويان منتقد اجرا ميشود.
مومني برخورد با دانشجويان و ايجاد محدوديت براي آنها به دليل داشتن رويكرد انتقادي و اعتراضي را نشانگر پايين بودن آستانه تحمل دولتمردان دانست و گفت: به نظر ميرسد نقش برخي عوامل وزارت علوم نيز در دامن زدن به اين فضاسازيها بسيار پررنگ است، در حالي كه مديران وزارت علوم بنا بر وظيفه ذاتيشان بايد حق برابري فعاليت براي همه دانشجويان را به رسميت بشناسند اما امروز خود عامل اصلي ايجاد محدوديت در فضاي آزاد دانشگاه و اعمال فشار بر دانشجويان شدهاند.
وي افزود: گسيل نيروهاي دانشجويي و غيردانشجويي طرفدار دولت براي ايجاد فشار و سازماندهي طراحيشده آنها در اطراف دانشگاه اميركبير و دانشگاه تهران و حضور مداحان و سخنرانان برنامههاي مذهبي منتسب به جريان افراطي در دانشگاه اميركبير، به منظور مرعوب ساختن دانشجويان صورت ميگيرد.
سخنگوي سازمان دانشآموختگان ايران اسلامي تصريح كرد: اينگونه اقدامات سياسي و تكراري گروههاي فشار و افراطي به بهانه دفاع از دين، در شرايطي صورت ميگيرد كه پيش از اين سكوت اين جريانات در مقابل اهانت به مقدسات در جريان آزمون فرهنگيان ضمن خدمت را كه بر اثر مسامحهكاري همكاران آنها در نهادهاي دولتي اتفاق افتاده است، شاهد بوديم و اين موضوع استفاده ابزاري از دين براي رسيدن به مقاصد سياسي را ميرساند.
مومني با اشاره به نظر مراجع مذهبي مبني بر اينكه انكار مديران مسوول و تبري جستن آنها از انتشار مطالب موهن مسموع است، گفت: دستگيري مديران دو نشريه «آتيه» و «سحر» را در جهت اجراي يك سناريوي طراحيشده ميدانيم و ضمن حمايت از دانشجويان اميركبير كه اقدام به برگزاري انتخابات دانشجويي خود كردهاند، اميدواريم آنها همچنان در فعاليتهاي دانشجويي خود در راه آزاديخواهي و دفاع از دموكراسي و حقوق بشر پايدار باشند.
حراست دانشكده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي از ورود دبير انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه به دانشكده جلوگيري كرد.
مرتضي اصلاحچي، دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي با اعلام اين خبر گفت: امروز هنگام مراجعه به دانشگاه به من اعلام كردند كه حراست ورود من به دانشگاه را اكيدا ممنوع كرده است، اين در حالي است كه قرار بود نشست مطبوعاتي اعضاي انجمن در دانشكده ادبيات برگزار شود.
وي با اشاره به يك ترم محروميت خود از تحصيل، گفت: تا پيش از اين اجازه ورود به دانشگاه را داشتم اما امروز مرا از ورود به دانشگاه منع كردند و حراست با كنترل كارتهاي دانشجويي دانشجويان تلاش كرد از ورود خبرنگاران به دانشگاه براي پوشش نشست خبري انجمن نيز جلوگيري كند.
همزمان با اجرای طرح مبارزه با "بد حجابی" در ایران، اینک وزارتخانهها نیز طی دستورالعملهایی موظف به ترویج "فرهنگ عفاف و حجاب" شدهاند. تمام نهادها باید کارمندان خویش را طبق این دستورالعملها انتخاب کنند. وزارت كار باید زمينههاى اختلاط زنان و مردان را در محيطهاى كارى از ميان بردارد و وزارت راه و ترابری باید در جادهها " تابلوهاي راهنما با محوريت عفاف " نصب کند.
شوراى فرهنگ عمومى كه رياست آن را صفار هرندى، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى بر عهده دارد، همزمان با شروع طرح مبارزه با بدحجابى، دستورالعملهايى را به ادارات و سازمانهاى دولتى به منظور هماهنگى با اين طرح، ابلاغ كرده است.
شوراى فرهنگ عمومى ايران كه زيرمجموعه شوراى عالى انقلاب فرهنگى است طى ابلاغيهاى به وزارت كار، اين وزارتخانه را موظف كرده تا زمينههاى اختلاط زنان و مردان را در محيطهاى كارى از ميان بردارد.
طبق دستورالعمل جديد اين شورا، كليه ادارات موظفند زمينه اختلاط مردان و زنان را به حداقل برسانند. اين ابلاغيه، ادارات دولتى را موظف كرده تا چيدمان مبلمان ادارى را طورى طراحى كنند كه حدود شرعى بين زن و مرد رعايت شود و همچنين از به كارگيرى معمارى Open پرهيز كنند چرا كه اين نوع معمارى باعث اختلاط بيشتر زنان و مردان مىشود.
در بخش ديگرى از اين دستورالعمل كه به شهردارىها ابلاغ شده است، مقرر گرديده تا به جاى تبليغات تجارى در معابر و خيابانها كه چهرهها را با آرايش غليظ و ظاهرى غيراسلامى نشان مىدهند، از آيات و روايات دينى و فتاوى مراجع و وصيتنامه آيتالله خمينى استفاده شود.
مطابق اين ابلاغيه همچنين وزارت بازرگانى بايد بر شيوه تزئين ويترين مغازهها و مانكنهاى مورد استفاده در بوتيكها نيز نظارت دقيق داشته باشد.
سازمان مديريت نيز مكلف است هنگام استخدام زنان، به اصل حجاب توجه جدى داشته باشد. بر اساس اين ابلاغيه نيروى مقاومت بسيج نيز مأمور پژوهشهاى آسيبشناسى در مورد بدحجابى شده است.
بنا به خبرگزاری فارس، در چهارچوب "طرح گسترش فرهنگ عفاف و حجاب" وزارت راه و ترابری نیز " به نصب تابلوهاي راهنما با محوريت عفاف در جادهها" موظف شده است وزارتخانه یادشده نیز مانند سایر وزارتخانهها موظف به ترويج فرهنگ عفاف در حوزه اداری و نظارت بر رعايت حجاب اسلامي توسط شاغلان در آن وزارتخانه و ادارات تابعه در سراسر كشور شده است.
ح
فعالان حقوق مدنی زنان در ایران از تابستان گذشته دو کمپین در دفاع از حقوق زنان به راه انداختهاند که با استقبال زیادی مواجه شده است. این دو کمپین یکی "یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز علیه زنان" و دیگری لغو مجازات سنگسار از قوانین کیفری ایران است.
در اطلاعیهی شخصیتهای سیاسی و دانشگاهی آلمانی گفته میشود:
« این دو کمپین از سوی فعالان حقوق زنان پیش برده میشود و هدفهای آن حقوق بشر و برابری زنان و مردان است.»
در اطلاعیه شخصیتهای آلمانی آمده است:
«بخاطر موفقیت این دو کمپین و حمایت گسترده مردم از آنها، این حرکت اکنون هدف حملهی دستگاه حکومتی ایران قرار گرفته است. دهها نفر از زنان به اتهام "اخلال در امنیت ملی" بازداشت شدهاند. با این اقدام میخواهند از یک سو فعالان حقوق زنان را بترسانند و از سوی دیگر این دو کمپین را غیرقانونی و کاری مجرمانه جلوهگر سازند.»
در ماه مارس گذشته، در یک گردهمایی در برابر دادگاه انقلاب، به خاطر همبستگی با گروهی از زنانی که در دادگاه محاکمه می شدند، بیش از ۳۰ تن از زنان بازداشت شدند. شماری از آنها را بدون هیچ دلیلی تا ۱۷ روز در بازداشت انفرادی نگه داشتند و سپس در برابر وثیقه آزاد کردند. برای تعدادی از آنها پرونده قضایی باز کردهاند.
شخصیتهای آلمانی در اطلاعیه مطبوعاتی خود نوشتهاند:
« دو تن از فعالان مشهور حقوق زنان، پروین اردلان و نوشین احمدی خراسانی هر یک به سه سال حبس محکوم شدند. در روزها و هفتههای آینده، تعقیب قضایی در انتظار دیگر فعالان حقوق زنان نیز هست. این زنان کاری نکرده و گناهی مرتکب نشدهاند ، جز آنکه از حقوق زنان در ایران دفاع کردهاند.»
در ادامهی اطلاعیه امده است:
«سرنوشت محکومشدگان بهروشنی نشان میدهد که در ایران حقوق زنان در کانون مبارزه برای حقوق بشر، دموکراسی و برقراری دولت حقوقی قرار دارد. درست به همین خاطر این کمپینها برای حکام اسلامی در ایران بسیار خطرناک شده است. ما نگران زنان محکوم به حبس و تحت پیگرد هستیم. از این رو ما ساکت نمینشینیم.»
این اطلاعیه را ۳۷ تن از شخصیتهای سیاسی و دانشگاهی آلمان، از جمله خانم کلودیا روت، رهبر حزب سبزهای آلمان، فولکر بک، رئیس فراکسیون حزب سبزها در پارلمان آلمان، یوتا ابلینگ، شهردار شهر فرانکفورت امضا کردهاند.
از همان زمان نمایندگان منتقد، هیات رئیسه فراکسیون اکثریت را متهم میکردند که به نظر جمع احترام نمیگذارد و در تصمیمگیریهای آنها دخالت میکند. زمزمهی جدایی برخی از نمایندگان اصولگرا از فراکسیون اکثریت نیز از همان دوران به گوش میخورد.
اول بهمن ماه سال پیش محمد رضا باهنر، رئیس فراکسیون اکثریت و نایب رئیس پرنفوذ مجلس در واکنش به اخباری که در مورد تشکیل فراکسیونی جدید در مجلس منتشر شد ادعا کرد «در جو عمومی مجلس چنین فضایی برای این فراکسیون وجود ندارد و ممکن است یک یا دو نماینده به دنبال تشکیل چنین فراکسیونی باشند اما سایر نمایندگان فراکسیون اصولگرا چنین نظری را ندارند.» به رغم این سخنان، فراکسیون نه تنها با بیش از :یکی دو نفر که با حضور برخی از شاخصترین نمایندگان اصولگرا شکل گرفت.
نمایندگانی که خود را اصولگرایان مستقل میخوانند، پس از نزدیک به چهار ماه که از انتشار خبر جدایی آنها از فراکسیون اکثریت میگذشت بالاخره روز سه شنبه، ۱۸ اردیبهشت، در نشستی تشکیل جناح تازه را رسما اعلام کردند. بعضی از این نمایندگان، از جمله محمد خوشچهره و عماد افروغ از حامیان موثر محمود احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری بودهاند که بعدا به منتقدان دولت بدل شدند.
ظاهرا انتقاد به عملکرد رئیس جمهور از سوی این نمایندگان و دفاع بیدریغ باهنر از احمدینژاد یکی از دلایل اصلی شکاف در صفوف اصولگرایان بوده. سعید ابوطالب در حاشیهی یکی از جلسات مجلس به خبرنگاران گفته بود «اعضای فراكسیون جدید مجلس اصرار دارند تا اصولگرایان ناب و واقعی حساب خود را از هیات رئیسه فراكسیون فعلی و مسخصاً از محمد رضا باهنر رئیس این فراكسیون جدا كنند.» [فارس، اول بهمن ۸۵]
نشست خبری روز سه شنبه، با حضور ۸ تن از موسسان فراکسیون جدید برگزار شد. یکی از این اعضا، محمد سبحانی در این نشست گفت «فكر میكنم كشور احتیاج به تجدید نظر در برخی روشهای اجرایی با حفظ سیاستها و اصول كلی دارد.»
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: در همین ارتباط عماد افروغ، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس اظهار داشت «نظر جریان اصولگرایان مستقل این است كه نگاه دولتمردان به شهروندی و حقوق آن یك نگاه افراط و تفریطی و یك سویه بوده كه واقعا مشكلزا بوده لذا باید نگاه جامع و كلی به حقوق شهروندی میكردیم تا دستخوش یك انتخاب احساسی نباشیم.»
افروغ با تاکید بر ضرورت نقد، به فراز و فرودهای تعامل دولت نهم و مجلس اشاره میکند و معتقد است اکنون «ما شاهد یك تعامل دو سویه نیستیم و ممكن است این تعامل یك سویه و واكنش مثبت از سوی برخی نمایندگان مجلس بنا به مصلحت یا به نام مصلحت باشد.»
اعضای هیات موسس فراکسیون جدید بیش از هر چیز بر ضرورت نقد و پرهیز از مصلحتگرایی تاکید دارند. محمود محمدی، نایب رییس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با بیان این كه استقلال فكری و سیاسی باعث نقد بیطرفانه و بیان واقعیتها میشود، به سیاست خارجی اشاره کرد و گفت «لازم است سیاست خارجی و دیپلماسی دارای قواعد و اسلوب باشد كه به وجهه و جایگاه كشور در عرصه بینالملل كمك كند و به كشور فرصت و اجازهی ایفای نقش بدهد.»
محمد صادق نیرومند عضو دیگر موسسان اظهار داشت «یكی از فلسفههای فعالیت این جریان راضی نبودن از وضع موجود و آرمانی و ایدهآل فكر كردن است كه باید برای تحقق آن تلاش كرد و از خودسانسوری دوری جست.»
گرچه اعضای مؤسس فراکسیون جدید بیشتر در صدد معرفی این حرکت بودند و از ذکر نمونهها و انتقادها به دولت پرهیز میکردند صحبت از ضرورت استقلال رای نمایندگان در برخورد با تصمیمهای دولت بارها به میان آمد. عماد افروغ ضمن اشاره به این که در دو سال گذشته استقلال نمایندگان در مواردی آنگونه که باید و شاید محترم شمرده نشده اظهار داشت «استقلال فقط به این معناست كه ما هیچ مصلحتی را فراتر از وظیفه نمایندگی و حقیقتگرایی برجسته نكنیم.»
تشکیل این فراکسیون در ادامهی اختلافنظرهایی اتفاق میافتد که از زمان روی کار امدن دولت نهم میان جناحهای مختلف اصولگرا به وجود آمده و عدم توافق بر سر یک لیست واحد در انتخابات سومین دورهی شوراها یکی از بارزترین نمودهای آن بود. با این همه محمود مدنی یکی از اعضای موسس اصولگرایان مستقل میگوید «بنا نداریم خود را از فراكسیون اكثریت جدا كنیم؛ ما در درون فراكسیون هستیم اما بنا داریم نظرات شفاف خود را برای فعالتر كردن این جریان منتقل كنیم.»
اعضای هیات موسس فراکسیون جدید، امضاءکنندگان طرحی بودند که قرار بود سال پیش به احضار رئیس جمهور به مجلس بینجامد. گفته میشود این طرح با اعمال نفوذ باهنر ناکام ماند. نایب رئیس مجلس صریحا گفته بود «تلاش میکنیم مانع احضار رییس جمهور به مجلس شویم و مشکلات را از طریق گفت و گو و رایزنی حل کنیم.» [آفتاب، اول بهمن ۸۵]
هنوز از تعداد اعضای فراکسیون اصولگرایان مستقل اطلاعی در دست نیست. در نشست روز سه شنبه سعید ابوطالب در پاسخ به پرسشی در این مورد معرفی سخنگو و اعلام تعداد اعضا را به جلسات بعد موکول کرد.
بهزاد کشمیریپور، گزارشگر صدای آلمان در تهران
مجلس نمایندگان افغانستان ، وزیر خارجه " رنگین دادفر اسپنتا" و وزیر عودت مهاجرین " محمد اکبر اکبر" را برای استیضاح به مجلس خواست . دلیل استیضاح این دو وزیر عدم جلوگیری از خروج اجباری مهاجرین افغان توسط دولت افغانستان از کشور ایران است.
این دو عضو کابینه که توسط حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان انتصاب شده اند به دلیل عدم ارائه دلایل قناعتبخش به وکلای مجلس، جهت استیضاح به مجلس خواسته شدند . روز چهارشنبه، 9 مه، این دو وزیر برای پاسخگویی به سؤال نماینذگان به مجلس رفته بودند اما نتوانستند دلیل واضح و روشنی در مورد مهاجرین اخراج شده از ایران بیان کنند. بنا به مادهی 92 قانون اساسی افغانستان، اگر بیست درصد از اعضای مجلس رای دهند می توانند هر یک از وزرا را برای استیضاح به مجلس بخواهند. در طول حکومت حامد کرزای این اولین باری است که دو وزیر برای ادای توضیح به مجلس فراخوانده میشوند.
در جلسه ی روز پنجشنبه، 10 مه، هریک از وزرا توضیحات زیادی دادند اما دلایل بیان شده توسط آنها نتوانست وکلای مجلس را قانع کند. در پی بروز آشفتگی و تنش در مجلس، سرانجام قرار شد برای تأیید یا رد صلاحیت وزرای یادشده رأی گیری به عمل آید. رأی گیری 2 ساعت به طول انجامید تا نظر هر نماینده ی مجلس در مورد وزرا مشخص شود. بعد از گشایش صندوق، شمارش آرا شروع شد . محمد اکبر اکبر وزیر عودت و مهاجرین با 54 رای موافق، 5 رأی باطل و 136 رأی مخالف سلب صلاحیت شد. رنگین دادفر اسپنتا وزیر امور خارجه ی افغانستان با 67 رای اعتماد، یک رای سفید ، 2 رای مشکوک و 124 رای مخالف، از نمایندگان رأی اعتماد نگرفت، اما سلب صلاحیت هم نشد، زیرا بعد از شمارش آرای وی نمایندگان مجلس شکایت کردند و یک عده مدعی بودند که در علامت مشکلی است که گویا رای موافق را به جای رای مخالف حساب کرده اند. یکی از نمایندگان مجلس اشتباها ً به جای زدن علامت ، نوشته بود " عدم اعتماد" . اما بعضی از وکلا معتقدند که این رای جزء آرای باطل به حساب می آید. وکیلی که در زدن علامت، اشتباه کرده بود اعتراض کرد. اما آقای یونس قانونی، رئیس مجلس، گفت:« اگر وی اشتباه کرده بود باید دوباره برگه ی را ی دهی می خواست.»
بالاخره در مورد آقای اسپنتا جلسه به روز شنبه موکول شد . اما محمد اکبر اکبر با یک نتیجهی قاطع از کابینه اخراج شد. با وجود اینکه حامد کرزای به همتای ایرانی خود محمود احمدی نژاد در مورد تجدید نظر در اخراج مهاجرین نامه فرستاده است اما مجلس نمایندگان این اقدام را کافی نمیداند. رنگین دادفر اسپنتا گفت : پیش از اینکه دولت ایران به اخراج گروهی مهاجران تصمیم بگیرد، دولت افغانستان تلاشهای زیادی کرد با وزیر خارجه ی ایران مذاکره مستقیم داشته باشد. اما ملالی شینواری یکی از اعضای مجلس گفت: نه تنها این دو وزیر بلکه تمام وزرا در اخراج اجباری مهاجرین از کشور ایران نقش دارند و از خود عکس العملی نشان نداده اند.
خدیجه تلاش، گزارشگر دویچه وله در کابل
اشتاین مایرسپس به مذاکره با ایران اشاره کرد و گفت، خود وی سالهاست که برای حل این مشکل تلاش میکند، و به نتیجه نرسیده است، اما طول زمان نباید باعث دلسردی شود. وی درهمین حال تأکید کرد، در صورتی که مذاکرات به نتیجه نرسند، باید فشار علیه ایران را افزایش داد.
اشتاین مایربه طور ضمنی از دولت ایران خواست، به پرسشهای جامعهی جهانی در مورد برنامههای هستهایش پاسخ صادقانه بدهد و به میز مذاکره بازگردد. وی معتقد است که ایران ازهرنظر لیاقت و ظرفیت این را دارد که در خاورمیانه به یک قدرت راهبر اقتصادی و فکری تبدیل شود.
وی اضافه کرد: «متأسفانه این دولت و این رئیسجمهور راه دیگری را انتخاب کردهاند».
وزیر خارجه آلمان ابراز تأسف کرد از اینکه دولت و رئیسجمهور ایران فرصتهای خوبی را که برای پیشرفت کشورشان وجود دارد از دست میدهند و از این راه به ملت خود ضرر میزنند. به گفتهی وی، با وجود منابع هنگفت طبیعی در ایران، "وضعیت بخشهای زیادی از مردم این کشور غمانگیز است".
در همین حال خبرگزاری فرانسه به نقل از یک دیپلمات آژانس بینالمللی انرژی هستهای گزارش داد که دولت ایران به نمایندگان آژانس اجازهی ورود به تأسیسات هستهای نطنز را نداده است. نمایندگان آژانس اواخر آوریل، ناگهانی و بدون اعلام قبلی خواستار بازرسی سانتریفیوژهای نطنز شده بودند.
دولت ایران و آژانس بینالمللی انرژی هستهای تا کنون در مورد این خبر واکنشی نشان ندادهاند.
دو ماه پیش آژانس از ایران خواسته بود که در تأسیسات نطنز برای کنترل دقیق فعالیتهای هستهای، دوربینهای فیلمبرداری نصب کند، اما دولت ایران این درخواست را رد کرده و در عوض تضمین داده بود که بازرسان آژانس هرزمان که اراده کنند، میتوانند از این تأسیسات بازدید نمایند.
فار.
Radio Zamaneh - 14 new articles
استیضاح دو وزیر افغان به خاطر سیاست ایرانروز پنجشنبه ولسی جرگه ( مجلس) افغانستان به محمد اکبر اکبر وزیر بازگشت مهاجران افغان رای عدم اعتماد داد. مجلس افغانستان وزرای مهاجران و خارجه را به دلیل "عدم رسیدگی به مهاجران اخراج شده افغان از سوی دولت ایران" استیضاح کرد. از این میان تصمیم برای سرنوشت رنگین دادفر اسپنتا به روز شنبه موکول شد. به گزارش باختر نیوز، در جلسه روز چهارشنبه ولسی جرگه( مجلس) نمایندگان پرسشهای خود را از دو وزیر یاد شده، در پیوند با اخراج اجباری مهاجران افغان مقیم ایران و سیاستهای وزارتخانههای خارجه و مهاجران افغان مطرح کردند. [[photow01]] وزرای امور خارجه و مهاجران بعد از شنیدن پرسشهای نمایندگان به آنها پاسخ گفتند. پاسخ های ارائه شده از سوی وزرای مهاجران و امور خارجه، نمایندگان را قانع نکرد و در پی آن تصمیم گرفته شد تا برای وزرای مذکور رای اعتماد و یا عدم اعتماد داده شود. در رای گیری روز پنجشنبه، محمد اکبر اکبر از یکصد و نود و پنج رای اعضای حاضر مجلس 136 رای عدم اعتماد ، 54 رای موافق، 5 رای باطل و یک رای سفید را اخذ نمود. اعلان نتیجه رای گیری در مورد وزیر امور خارجه به جلسه روز شنبه ولسی جرگه محول گردید. به گزارش خبرگزاری فرانسه، محمد اکبر اکبر در عمل پست خود را از دست داده است اما حامد کرزای، رییسجمهوری این کشور میتواند تا تعیین وزیر بعدی، وی را به عنوان کفیل وزارتخانه منصوب کند. نمایندگان مجلس، وزیر مهاجران افغان را متهم میکنند که در امر اسکان و کمک رسانی به افغانهایی که از سوی ایران اخراج شدهاند کوتاهی کرده است. دولت ایران اعلام کرده است که قصد دارد تا مارس 2008 یک میلیون مهاجر افغان را اخراج کند. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل میگوید از 21 آوریل تا مه سال 2007 ایران 52 هزار مهاجر افغان را اخراج کرده است. نمایندگان همچنین وزیر خارجه این کشور را متهم میکنند که در برابر سیاست دولت ایران مماشات کرده و به اندازه کافی با مقامات ایرانی رایزنی نکردهاند. ایران در کنار 920 هزار مهاجر قانونی افغان میزبان یک میلیون مهاجر غیرقانونی این کشور است. اعتراض بیش از ۲۰۰ فعال سیاسی-اجتماعی به نحوه برخورد با مهاجران افغان "جلوگیری ایران از بازرسی تاسیسات غنیسازی"فرانس پرس به نقل دیپلماتهای نزدیک به آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش داد که تهران در نخستین بازدید سرزده بازرسان این آژانس از تاسیسات غنیسازی ایران، از ماموریت آنها جلوگیری کرد. آژانس در ماه مارس از ایران خواسته بود که اجازه یابد دوربینهای خود را در تاسیسات غنیسازی نطنز نصب کند. اما تهران با رد این درخواست، تنها موافقت کرد که بازرسان آژانس بتوانند بطور سرزده از این تاسیسات دیدن کنند. شورای امنیت سازمان ملل به دلیل ادامه فعالیت غنی سازی از سوی تهران، تاکنون دو قطعنامه علیه ایران صادر کرده است. سنگسار تا کی؟در ٧ آوریل٢٠٠٧ دعا خلیل اسود ١٧ ساله در شهر بشیقه در کردستان عراق سنگسار شد. او به یک خانواده یزیدیها تعلق داشت و عقدش را با پسرعویش در آسمانها بسته بودند. اما او به مرد دیگری دل بست که عرب مسلمان بود. وقتی رابطه آن دو کشف شد، به قرارگاه پلیس برده شدند و مورد بازجوئی قرار گرفتند. مرد عرب از ازدواج با دعا سرباز زد. مردان خانواده با سنگسار دعا از «ناموسشان» دفاع کردند. نیازی به قانون و دادگاه نبود. خود حکم دادند و خود اجرا کردند. کاری که سدهها و هزارهها کرده بودند. [[photow01]] خبر بیست روز بعد از حادثه، زمانی در جهان انعکاس یافت که چند صحنه از فاجعه بصورت فیلمی که با یک تلفن دستی گرفته شده بود، به صفحههای اینترتی راه یافت. دخترک را دیدیم که زیر پاهای پر نفرت مردان افتاده و سرش را میان دو دست گرفته است. مردها که از وابستگان دعا بودند و حدود هشت نفری میشدند پائین تنه دخترک را لخت کردند، بر پیکر پیچیده در درد او لگد زدند و سنگسارش کردند. جمعیت زیادی به تماشا ایستاده بودند. چند نفر هم که انیفورم پلیس به تن داشتند، موقع آوردن دعا به صحنه دیده میشدند. آنطور که از فیلم استنباط میشد، آنها سعی داشتند آرامش صحنه را حفظ کنند تا شاید خللی در اجرای جنایت پیش نیاید. سنگسار ارزش خبری ندارد؟ نمیدانم در عصر ارتباطات، که تنها چند دقیقه کافی است تا خبری در سراسر جهان پخش شود، چرا باید سه هفته زمان لازم باشد تا مردم از خبر سنگسار یک دختر ١٧ ساله مطلع شوند. اگر جستجوهای من درست بوده باشند، Asuda، سازمان مبارزه با خشونت علیه زنان در بیانیه اش در تاریخ ٢٦ آوریل برای اول بار خبر را به گوش جهانیان رساند. WADI هم یک سازمان کمک به کردستان عراق، که مقرش در اطریش است و سازمان عفو بین الملل در ٢٧ آوریل خبر را انتشار دادند. [[photow02]] تظاهراتی که در شهر اربیل علیه این حادثه فجیع صورت گرفت و ٩٠ سازمان غیردولتی آن را سازمان داده بودند، روز ٢٩ آوریل بود. عکسهای این تظاهرات در سایت کمپین علیه سنگسار در ایران موجود است. نمیدانم چرا هیچ مردی در عکس پیدا نیست با اینکه در توضیح خبر نوشته شده است: زنان و مردان با هم در این اعتراض شرکت کردند. وقت برای نجات دعا وجود داشت. وقتی معشوق مسلمان از ازدواج با دعا خودداری کرد، دعا باید به خانه باز میگشت. مگر جای دیگری بود که او را پناه دهد؟ همه میدانستند که چه سرنوشتی دخترک را در خانه تهدید میکند. یکی از نمایندگان دین یزیدی شهر بشیقه پنج روز دعا را در خانه اش پناه داد. مردان خانواده، دخترک را از آن خانه بیرون کشیدند با این قول که دخترشان را سنگسار نخواهند کرد. اما وقتی جنایتی که ظاهرا خیلی هم پنهان نبود، صورت گرفت، اینکه ما چه زمانی از آن آگاه شویم، زندگی را به دعا بازنمیگرداند. شاید هم در گوشه ای از روزنامههای ایالتی در کردستان این خبر مندرج شده بود ولی کسی برای خبر اهمیتی قائل نشده بود. دولت کردستان عراق شش نفر را در ارتباط با سنگسار دعا دستگیر کرده است. آیا آنها را مجازات خواهند کرد؟ ماموران پلیس که مامور بودند تا نظم این «انتقام ناموسی» را حفظ کنند، مورد بازخواست قرار خواهند گرفت؟ چه اقداماتی صورت خواهد گرفت تا ساختارهای دینی، سیاسی و اجتماعی تغییر یابد و آن صدها تماشاچی وادار به چون و چرا شوند؟ کی قتلهای ناموسی به عنوان جنایت به رسمیت شناخته خواهد شد؟ تنها در فاصله ژانویه و مارس همین سال ٤٠ قتل ناموسی در کردستان عراق روی داده است. در این منطقه حداقل به همت سازمانهای مستقل چنین آماری وجود دارد. در دیگر مناطق عراق گوئی قربانیان قتلهای ناموسی ارزش ثبت هم ندارند. سنگسار قانونی در کشور ما اما کسی را به جرم سنگسار دستگیر نمیکنند. ما غیرقانونی عمل نمیکنیم. ما قانون مجازات اسلامی داریم که به حاکم شرع این اجازه را میدهد که حکم سنگسار صادر کند و در صورت نیاز مجری حکم هم باشد. قوانین مجازات اسلامی ما برای جزئیات مجازات سنگسار- رجم- از طرز قرار گرفتن بدن قربانی در خاک تا اینکه چه کسانی حکم را اجرا میکنند، ماده دارد. مثلا در ماده ۹۹ اجرای رجم میخوانیم: «هرگاه زنای شخصی که دارای شرايط احصان است با اقرار او ثابت شده باشد هنگام رجم، او حاکم شرع سنگ میزند بعداَ ديگران، و اگر زنای او به شهادت شهود ثابت شده باشد اول شهود سنگ میزنند بعداَ حاکم و سپس ديگران.» برای اولین بار در سال ١٣٥٨ با چنین مجازاتی - حداقل در شکل قانونی - در کشورمان مطلع شدیم. روزنامهها نوشتند که به حکم قاضی شرع کرمان- فهیم؟- زنی سنگسار شده است. از آن زمان سوالی همیشه آزارم میدهد: چطور میشود جنایت را نام قانون داد و چطور میشود که مردانی داوطلبانه زنی از عضو خانواده و فامیل شان را - خواهر، برادرزاده، دخترعمو - یا انسان دیگری را که اصلا نمیشناسند و با او خصومت شخصی ندارند، در خاک کرده و با پرتاب سنگ مجازاتش کنند. عکس العمل آن دیگران چیست؟ آن تماشاچیان. آیا از شنیدن ضجه قربانی، که عموما زنها هستند، لذت میبرند؟ اين سوالها مرا به ديدن فيلم مستند سنگسار كشاند، که در سال ١٩٩٧ در بعضی شهرهای آلمان نمایش داده شد. تلویزیون های کشورهای مختلف اروپائی هم چند دقیقه ای از آن را نشان دادند. ياسى كه از ديدن اين فيلم دچارش شدم، عميق تر از آن چيزى بود كه شكنجه و سالهاى زندان در من گذاشته بود. موجودى را كه در گونى كرده بودند، كشان كشان آوردند و در خاك فرو كردند. از صداى ضجه اش میشد فهميد كه قربانى يك زن است. مردانى برافروخته و با چهرههای پر از نفرت، كه در دايره اى گرد آمده بودند، سنگسار را شروع كردند. در پرتاب سنگ به زنى كه نه چهره اش را میديدند و نه هيئتش را، از هم پيشى مى گرفتند. جمعيت سنگ انداز هر لحظه برافروخته تر مي شد. گوئى تكانهاى نافرجام سر و گردن قربانى خشم آنها را تشديد میكرد. عده ای میخواستند حلقه را شکسته و جلوتر آیند. مردان دیگری تلاش میکردند تا فاصله سنگ اندازان با قربانی حفظ شود. تعذیب قربانی باید هر چه بیشتر کشدار میشد. تعداد مردهای سنگ انداز كم نبود. صدها نفرى میشدند. شاید پيش از آن در مراسم ديگرى مثلا يك مراسم مذهبى داغ تحريك شده بودند. اما در هر حال اين صدها نفر جلاد حرفه اى نبودند. شايد هم داوطلبانه در اين مراسم تعذيب شركت كرده بودند. مسئولیت جمعی آنچه که در سنگسار به ویژه نفرت انگیز است، سوای کش دار کردن مرگ و زجرکش کردن قربانی، سهیم کردن دیگران در نقش جلادی و آنهم در بکارگیری خشن ترین شیوههای جلادی است. در سنگسار جلادی بعنوان حرفه از مسئولیت یک نفر یا چند نفر خارج شده و گروهی از داوطلبان و یا چه بسا تطمیع شده گان این وظیفه را بعهده میگیرند. در اجرای سنگسار همه باید سهیم باشند. مجازات سنگسار چنان شرم آور است که حتی خود مقامات جمهوری اسلامی هم از اعتراف به آن طفره میروند. آيت الله هاشمی شاهرودی، رييس قوه قضائيه ايران، در بهمن ماه ١٣٨١، اعلام کرد که اعدام به وسیله سنگسار متوقف شده است. اما تا زمانی که قوانین مجازات اسلامی که چنین مجازاتهای ننگینی را وارد قوانین کیفری ایران کرده است، لغو نشوند، چطور میشود به چنین قولهائی دل بست؟ در بهار گذشته به نقل از منابع غیررسمی یک زن و یک مرد در بهشت رضای مشهد به نامهای محبوبه م. و عباس ح. سنگسار شدند. این خبر در رسانههای ایران به عنوان اعدام منتشر شد. پيش از سنگسار با اين محکومان همچون مردگان رفتار شد؛ بدنهايشان در مرده شويخانه بر اساس موازين اسلامي غسل داده شد و سپس در کفن پيچانده شدند. محبوبه تا شانه، و عباس تا کمر، در خاک دفن شدند. اين دو سپس از سوي جمعيتي که براي کشتن تدريجي آنان داوطلب شده بودند، هدف پرتاب سنگ قرار گرفتند. (از بیانیه کمپین بین المللی قانون بی سنگسار) حکم سنگسار تنها یک قانون دهشتناک نوشته بر کتاب قانون نیست، ریشههای مختلف دارد از جمله در تعبیر از دین، در آمیختگی «گناه» و مجازات و نیز در فرهنگ و دیگر قوانین زن ستیز جامعه. باید بر سر آن در جامعه چون و چرا صورت گیرد و تابوها کنار رود. سنگسار نه تنها گسترش خشونت در جامعه است، بلکه همچنین به مردها جرات میدهد که خود بنا به اقتضا مجری مجازات «زنان نااهل» منزل باشند. قربانیان سنگسار معمولا کسانی هستند که چهره و نام ندارند. اغلب تنها نام کوچک یا نامی مستعار از آنها عنوان میشود و از زندگیشان چیزی گفته نمیشود. جامعه ترجیح میدهد آنها را نشناسد و بر خانواده قربانیان هم این سانسور را تحمیل میکند. زنان و وکلا در مبارزه علیه سنگسار اما در سال گذشته با تلاش وکلائی که در زندانهای ایران در پی شناسائی محکومین به سنگسار هستند و بر پایه اطلاعات سازمان عفو بین الملل ما با چند از تن از قربانیان آشنا شدیم. آنها عموما زنان تیره بختی هستند که از طرف شوهرانشان به اعتیاد و روسپیگری کشانده شده اند یا زنانی که به اجبار با مردی ازدواج کرده اند که سهمشان از زندگی زناشوئی نه مهر و عشق، بلکه خشونت و تجاوز بوده است. این وکلا همچنین داوطلبانه وکالت محکومین به سنگسار را به عهده گرفته اند. زنان فعال نیز به جنبش پایان دادن به سنگسار پیوسته اند. به ابتکار و کوشش آنها بود که سال گذشته کمپين بين المللی با عنوان "قانون بی سنگسار" آغاز به کار کرد. استناد آنها به اعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی است که در ماده ٧ آن دولتهای عضو، و از جمله ايران، از اجرای مجازاتهای غير انسانی و ترذيلی منع شده اند. هدف اين کمپين در وهله اول جمع آوری امضا برای تغيير قانون مجازات اسلامی است به گونه ای که ديگر هيچ حکم سنگساری صادر و اجرا نشود. در مرداد ماه سال گذشته جمع کثيری از فعالان جنبش زنان، در نامه ای به رييس قوه قضاييه خواستار توقف اجرای حکم اشرف کلهری شدند و همزمان از وی و نمايندگان مجلس خواستند قوانين مربوط به مجازات سنگسار را تغییر دهند. اقدام مشابه را در همین راستا، سازمان عفو بین المللی شاخه اسپانیا سازمان داد تا افکار جهانی را متوجه سنگسار در ایران کند و با جمع آوری امضا فشار بین المللی را به جمهوری اسلامی برای لغو این مجازات ضد بشری افزایش دهد. چنین اقداماتی تا حدودی موثر بودند و باعث شدند که حکم سنگسار اشرف کلهری و چند نفر دیگر فعلا متوقف شود. اما تا تغییر قوانین مربوط به سنگسار هنوز راه زیادی است. فعالیت برای لغو قوانین مربوط به سنگسار راهی ساده نیست، ممانعت ها و زندانها دارد. شادی صدر سخنگوی این کمپین در مارس گذشته دستگیر شد، دفتر وکالتش را پلمب کردند و پروندهها را بردند. اما این زنان مصمم به ترک مبارزه نیستند. کی دوران سکوت در برابر سنگسار سپری خواهد شد؟ --------------------------------------- اطلاعات برگرفته از: بیانیه گروههای مورد اشاره افزایش بازجوییهای سازمان اطلاعات و امنیت کانادا از مسلمانانبنا بر گزارشی که چندی پیش هفته نامه" میرور" چاپ مونتریال منتشر کرده ، بازجویی ماموران سازمان اطلاعات و امنیت کانادا از مسلمانان به نسبت گذشته افزایش چشمگیری پیدا کرده است. این هفته نامه از قول اعضای گروه های مختلفی از مسلمانان مونتریال و سایر نقاط کانادا نقل کرده که ماموران این سازمان حتی به محل کار بعضی از مسلمانان و بویژه مسلمانان عرب تبار کانادایی رفته و آنها را در مورد کارشان و همینطور مسائل دیگر مربوط به جامعه مسلمانان مورد بازجویی قرار دادهاند. سامیر زبیر هماهنگ کننده شاخه کانادایی" شورای روابط آمریکا و مسلمانان " گفته است : " هر هفته تعدادی از اعضای جامعه مسلمانان کانادا با این شورا تماس میگیرند و در مورد این بازجویی ها اظهار نگرانی میکنند. " باز جوییهای سازمان اطلاعات و امنیت کانادا در محل کار افرادی که از آنها بازجویی کرده و می کند بویژه موقعیت شغلی مسلمانان را در معرض تهدید قرار داده است. نشریه " میرور " در گزارش خود شکایت ها و نگرانی های چند نفر را در این رابطه به عنوان نمونه منتشر کرده است. برنامه ویژه ایران در جشنواره جهانی ادبیات در مونتریال این جشنواره امسال برای نهمین سال از ۲۵ تا ۲۹ آوریل - ماه گذشته - با شرکت بیش از ۲۵۰ نویسنده ، روزنامه نگار ، شاعر و ناشر از کبک ، کانادا و چهارگوشه جهان برگزار شد. این جشنواره هر ساله ده ها هزار نفر را به برنامه های خود جلب کرده و به زبانهای انگلیسی ، فرانسه ، اسپانیولی و دیگر زبانها جلسات داستان خوانی و شعر خوانی و دیگر برنامه های هنری را به علافمندان آنها عرضه میکند. امسال این جشنواره برنامه ویژه ای در باره ایران ارائه کرد . غروب روز 28 آوریل فیلم مستند " سلام ایران : Une Lettre Persanne " ( یک نامه فارسی ) به کارگردانی ژان – دانیل لافوند به نمایش درآمد و بعد از نمایش این فیلم سخنرانی هایی در باره ادبیات و هنر ایران به همت " انجمن بین المللی قلم ایرانیان " بوسیله شهرزاد ارشدی ، قادر عبدالله و فرید رید به زبانهای مختلف ایراد شد. علاوه بر این برنامه در دیگر روزهای این جشنواره حسین شرنگ شاعر ساکنمونتریال و چند تن دیگر برنامه های شعرخوانی از اشعار این شاعر و همینطور از دیگر شاعران ایرانی به زبانهای مختلف ارائه کردند. این جشنواره بوسیله " بنیاد بلو متروپولیس " و با همکاری " انجمن قلم کانادا " برگزار میشود. نامزدی یک ایرانی تبار برای نمایندگی مجلس انتاریو آقای دکتر رضا مریدی معاون و دانشمند ارشد یک سازمان مستقل کانادایی تورنتو که در زمینه ایمنی محل کار و محیط زیست در مقابل تشعشعات رادیو اکتیو سالهاست مشغول به کار بوده ، همین یکشنبه ششم ماه می در یک گردهمایی به عنوان نامزد کاندیداتوری حزب لیبرال انتاریو برای نمایندگی مجلس قانونگذاری این استان شرکت خواهد کرد. بنا بر اطلاعات بدست آمده آقای دکتر مریدی در حوزه ریچموند هیل بی رقیب است و از سوی حزب لیبرال انتاریو در انتخابات آینده که دهم اکتبر سال جاری برگزار خواهد شد ، کاندیدای نمایندگی مجلس خواهد بود. این فعال سیاسی و اجتماعی ایرانی تبار در میان ۱۰۷107 حوزه انتخاباتی انتاریو توانسته در حوزه ریچموند هیل بیشترین افراد تازه را به عضویت لیبرال درآورد. در ریچموند هیل شمار بسیاری از کانادایی های ایرانی تبار زندگی میکنند. کنسرت گروه موسیقی لیان در کانادا این گروه که در سال ۱۹۹۷ در لس آنجلس آمریکا تشکیل شده و تاکنون در زمینه موسیقی فعالیت های گسترده ای داشته ، روز جمعه 25 ماه می یک کنسرت در مونتریال و روز های شنبه ویکشنبه ۲۶ و ۲۷ ماه می دو کنسرت در تورنتو خواهد داشت. اعضای گروه لیان پیش از کنسرت های بسیاری در شهر های مختلف آمریکا و جهان داشته اند و این نخستین بار است که به کانادا می آیند. این گروه با خوانندگان زیادی از جمله محمد رضا شجریان همکارهایی کرده و چند مجموعه از آثار خود را نیز بصورت سی دی منتشر کرده اند. در کنسرت این گروه در کانادا هومان پور مهدی ، مهشید میرزاده ، ضیاء طبیبیان ، مانی بلوری و پیرایه پورانفر شرکت خواهند داشت . سلیمان واثقی ، سلی ، خواننده مشهور پیش از انقلاب که هم اکنون حدود ۲۰ سال است که در تورنتو زندگی میکند ، همراه با با این گروه آواز می خواند. این برنامه را میتوانید اینجا بشنوید فرمول حیات حکومت دینیبرای شنیدن فایل صوتی «اینجا» را کلیک کنید. والتر بنیامین، که از نسل نخست اندیشمندان "نظریهی انتقادی" است، مقالهای دارد به نام "سرمایهداری همچون دین". آنچه در بحث جاری زیرعنوان اقتصاد سیاسی دین مطرح میشود، میتواند همچون ایدهی واژگونشدهی مقالهی بنیامین تعبیر شود. والتر بنیامین کوشیده است بنمایاند که سرمایهداری ایستاری دینی دارد. ما برعکس میکوشیم ایستار سرمایهدارانهی دین را بفهمیم. این فهم اولویت دارد، زیرا از آن جهت که دین رویکردی سرمایهدارانه دارد، رویکرد سرمایهداری را میتوانیم، همان گونه که بنیامین توصیف کرده، بهعنوان رویکردی دینی اندریابیم. اندرون دینوار سرمایهداری بنیامین میگوید که در اندرونِ سرمایهداری نوعی دین دیده میشود. او در اثبات این نکته نخست این نظر را مطرح میکند که سرمایهداری به رفع همان نگرانیها و بیقراریهایی کمر بسته، که قبلاً دین مرجع رفع آنها بوده است. در اقتصاد سیاسی دین به پدیداری چشم میدوزیم که عکس این پدیداری سرمایهداری به مثابه دین است: نگرانیها و بیقراریهایی در رفتار حوزهی دینی دیده میشود که به نگرانیها و بیقراریهای کانونهای سرمایهداری میمانند. تشویشهای حوزهی دینی بدان برمیگردد که آنچه این حوزه تولید میکند، به صورتی منفی ارزش مییابد: از طریق نفی غیر، از طریق درهم کوبیدن و خُرد کردن آنچه برای آن "دیگری" محسوب میشود. در سرمایهداری نیز رقیبان به چشم نفی به هم مینگرند. کسی نمیگوید که ارزشی که رقیبش تولید میکند، شایستهی ارج است. تمام تلاش روی رونقبخشی به بازار خویش متمرکز است و همبسته با آن ورشکسته کردن حریف. اندرون سرمایهدارانهی دین سه دلیل اصلی بنیامین برای این که بنماید سرمایهداری وجههای دینی دارد، از این قرارند: در سرمایهداری همه چیز معنا واصالتش را با کیش سودجویی سرمایهدارانه مییابد و از این نظر سرمایهداری به دین میماند که همه چیز را از دریچه تنگ مصالح خویش میبیند. دلیل دیگر مشابهت سرمایهداری و دین در گرایش هر دو به گسترش و قدرتگیری بیوقفه است. و دلیل سوم این است که هیچ کدام ما را به رهایی نمیرسانند، به این حس که گناهی نداریم و دیگر نبایستی نگران و آشفته باشیم. هر دو از ما بیشتر و بیشتر را میخواهند. هر چه مصرف کنیم، حریصتر میشویم، هر چه بیندوزیم کم است، هر چه کار کنیم، کافی نیست. راندمان را مدام بایستی بالا برد. میتوان همین سه دلیل را آورد، برای اینکه عکس قضیه را اثبات کرد و برنمود چرا دین ایستاری سرمایهدارانه دارد. دو نوع دین دین از آغاز چنین نبوده است. در آغاز ارزش خود را در نفی ارزشهای دیگر نمیجسته است. اما از زمانی که مبنای وجودی آن غیریت میگردد، ایستار وجودی آن سرمایهدارانه میشود، آنهم هزاران سال پیش از آن که سرمایهداری در شکل جدید آن پدید آید، در شکلی که در عصر جدید بدان برمیخوریم. نفی، خصلت دینهایی است که، بنابر یک تقسیمبندی، ادیان ثانویه خوانده میشوند: آنها دینهایی هستند که خود را برحق و دینهای دیگر را باطل میدانند، پیروان خود را رستگار و دیگران را گمراه یا دشمن خدا اعلام میکنند. ادیان اولیه برخلاف ادیان ثانویه مرزکشی نمیکنند. در آنها پذیرفته میشود که ما خدایان خود را داشته باشیم و دیگران هم خدایان خود را داشته باشند. ادیان ثانویه نوع متأخر دینها هستند. در "عهد عتیق" میتوان جلوههایی از گذار از دین نوع اول به دین نوع دوم را دید. دین پرارزش هر چه دینی در نفیگری و بنابر توضیحی که در همصحبتی با والتر بنیامین داده شد، در رویکرد سرمایهدارانهی خود موفقتر باشد، در قلمرو اجتماعی خود، پرارزشتر محسوب میشود. معیار پرارزش بودن این است که با چه ضریبی سکهی آن به سکههای رایج اجتماعی، از جمله سکهی پولی، سکهی فرهنگی و سکهی سیاسی تبدیلپذیر باشد. منظور از آن ارج از دیدگاه اخلاقی و معرفتیِ ناب نیست. فرمول حیات حکومت دینی ایران را مثال بزنیم: با انقلاب اسلامی ارزش دین در ایران بالا رفته، چون بر توانایی نفیگری آن افزوده شده است. کلید زندان در دست فقهاست و آناناند که میتوانند فرمان به شلیک دهند. آناناند که تعیین میکنند رسانهی مجاز کدام است، نظام آموزشی باید چه سامانی داشته باشد و بازار بر چه روالی بچرخد. آنان میتوانند نفی کنند، روزنامهها را ببندند، قلمها را بشکنند، انواع و اقسام ممیزی برقرار کنند و حکم به ارتداد و مرگ بدهند. آنان میتوانند بگویند ممنوع چیست و مجاز کدام است، دوست کیست و دشمن کیست. بر اساس پشتوانهی انرژی نفی، سکهای که در حوزهی دینی تولید میشود، سخت پراعتبار است. ضریب نفوذ آن را با حرف k مشخص میکنیم و انرژی نفی را با حرف N. نخستین روایتی که از قاعدهی منفی ارزش دین به دست توانیم داد، چنین است: k=F(N) یعنی k تابعی است از N. این معادلهی ساده، فرمول حیات حکومت دینی است. مطلب پیشین: قاعدهی منفی ارزش دین هواپیمای اف-5 ارتش ایران سقوط کرد[[photow01]] یک فروند هواپیمای شکاری اف-5 ارتش ایران ظهر روز چهارشنبه در 16 کیلومتری اندیمشک سقوط کرد. به گزارش خبرگزاری فارس، این هواپیما که ساعت 10 صبح چهارشنبه از پایگاه چهارم شکاری دزفول پرواز کرده بود، کمی بعد دچار سانحه شد و سقوط کرد. بر پایه این گزارش سید محمد علوی، خلبان این هواپیما جان باخته است. خبرگزاری ایرنا محل سقوط هواپیمای مذکور را در حوالی روستای گلخانه از توابع حسینیه بخش الوار گرمسیری در شمال استان خوزستان ذکر کرده است. خبرگزاری ایسنا نیز گزارش میدهد علت سقوط هواپیمای اف-5 هنوز مشخص نیست و تیم حفاظت پایگاه چهارم شکاری دزفول در حال جستوجو برای یافتن جعبه سیاه هواپیما است. مرثیه برای زندگان ـ محمد بهارلوداستان مرثیه برای زندگان را با صدای نویسنده از اینجا بشنوید. [[photow01]] برای فتحالله اسماعیلی میدانم باز هم با این حرفها خستهات میکنم. ما همهمان داریم مثل ِ هم میشویم. هیچوقت فکر نمیکردم سرنوشتمان این باشد. منوچهر دیوانه را یادت میآید؟ بهش میگفتیم منو دیوانه. قیافهاش الان جلوِ چشمم است. همیشهی خدا پیشانیاش ورم داشت. ورم که نبود، مثلِ زانوی شتر پینه بسته بود. از بس سرش را میکوبید به زمین. میماندم حیران که چرا خون نمیآید. میگفتند برادرخواندهاش داده سید فرجالله براش دعا نوشته. حتماً یک حکمتی در کار بود. آن جور که او پیشانی میکوبید به زمین ـ حتا صداش دلِ آدم را ریش میکرد ـ باید استخوان خُرد میشد یا جمجمه میشکافت. اگر سرش مو داشت باز یک حرفی. شاید کمی جلوِ ضربه را میگرفت. وقتی پیداش میشد بچهها یکییکی میرفتند به طرفش. تا خودش را پشتِ حمامِ مُرادی میرساند جمعمان جور بود. ازسرِ خیابانِ یک تا مسجدِ بوشهریها هرچه بچه بود راه میافتاد تو کوچه. تو نمیآمدی. میترسیدی. اما نمیگفتی که میترسی. میگفتی: «گناه دارد.» پناه دیوار، تو سایه، میایستادیم. چشمانِ باباغوریاش رامیدوخت به ما و همانطور خودش را، به کمکِ دستها، میکشید. هرکس بازیِ خودش را میدانست. آن وقت فاصلهمان را کم میکردیم با او. آن که نزدیکتر بود سلام میکرد. چشمهاش میشد مثلِ ازرقِ شامی. من میترسیدم، اما به رویِ خودم نمیآوردم. بعد یکییکی سلام میکردیم و میگذاشتیم از کنارمان بگذرد. چرمی را که زیر پاش بسته بودند رویِ خاکِ کوچه میکشید و میگذشت. وقتی جوابِ سلامِ همه را میداد بازسلام میکردیم. آن که اول سلام کرده بود شروع میکرد. میدانم نمیخواهی دنبالهاش را بدانی. حق با تو بود. او گناه داشت. نوشتهای: «گاهی یادِ عبدالله دیوانه میافتم. او مثلِ دیگران نبود. دیوانهی فرزانهای بود. وقتی بچهها دنبالش میکردند ـ بچههایی که از ما کوچکتر بودند ـ عصایش را مثلِ کراوات میزد به یقهاش و ادایِ شهردار را درمیآورد.» من جمعه به تو گفتم که عبدالله با بقیه فرق دارد. اما سعی نکن از این ماجرا، از نقلِ احوالِ عبدالله، نتایجِ عجیب غریب بگیری. این عادتِ تو باعث میشود تا تصویرِ آدمها خراب شود. تو مراعصبانی میکنی! اما مثلِ همیشه این منم که کوتاه میآیم. صد بار گفتهام این عادتِ زشت را از سرت بیندازی! باشد، من از معرکه رد میشوم. جمعه یادم رفت دربارهی رستمی به تو بگویم. یادت میآید؟ میانِ بچههایِ پالایشگاه سرش به کارِ خودش بود. همیشه میگفت: «در جاییکار میکنم که عقل از سرِ همه در رفته.» نمیدانم منظورش از این حرف چه بود. لابد، فکرش را بکن، میانِ آنهمه گازهای خطرناک و موادِ شیمیایی! داستانِ پدربزرگم را که برایت گفتهام. معتاد شده بود، آن هم چه جور، به گازهای شیمیایی. نمیدانم تو «کت کراکر» کار میکرد یا تو «اسیدپلانت». وقتی بازنشسته شد، همانروزِ اول یا دوم، حالش به هم خورد. مثل آدمهای خمار، که مواد بهشان نرسیده باشد، رنگش پریده بود و آب، شُرشُر، از چشمها و بینیاش میریخت. هر چه دوا درمان کردیم حالش جا نیامد. هر کسی یک چیزی میگفت. اما خودش، زود، شستش خبردارشد. فهمید که معتاد شده. رفت سراغِ یکی از دوستانش، از همان همکارهاش، و سفارش کرد تا براش هر روز یک شیشه از هوایِ همانجایی که توش کار میکرد بیاورد، از هوایِ آلوده به همان گازهای شیمیایی. از آن روز به بعد حالش سرِ جا آمد. میرفت تویِ حمام در را رویِ خودش میبست و ساعتها همان جا مینشست. درِ شیشه را بازمیکرد، انگار بخواهد بخور بدهد، پارچهای رویِ سرش میانداخت وهوایِ شیشه را به ریههاش میفرستاد. اما این وضع زیاد دوام نیاورد. ما همه میدانستیم. تو چلهی تابستان، تو یک بعدازظهر، با شیشهاش و پارچهای که رویِ سرش میانداخت، رفت تو حمام و تا سرِ شب بیرون نیامد. مادربزرگ قبل از همه فهمید که پدربزرگ مُرده. هوایِ درونِ آنشیشه مثلِ هوایی نبود که پدربزرگ سرِ کارش تنفس میکرد. بعد از جنگ خیلی از پیرمردها، مثلِ پدربزرگ، از ترکِ اجباریِ همین عادت مُردند. نمیخواهم حرفِ مفت زده باشم. میروم سرِ اصلِ مطلب. طلاوری که آمده بود به مأموریت میگفت نگرانِ احوالِ رستمی است. گفت: «تو جزیره کارش شده برداشتنِ نوار از تصنیفِ خوانندگان، از قدیم و جدید.» تا حالا هفت هزار کاست پُر کرده، هفت هزار. من که باورم نمیشود. فکرش را بکن! آدمی تو یک جزیرهی کوچک، زیر آتشِ بمب و موشک، درساعتِ فراغت ـ چه فراغتی؟ ـ بنشیند تصنیفِ خوانندگان را ضبط کند. توانسته زنش را هم متقاعد کند، البته به سختی و پس از مرافعهی بسیار. طلاوری میگفت اگر او و زنش میانجیگری نمیکردند شاید کارشان به طلاق میکشید. همهی درآمدشان را گذاشتهاند برایِ این کار، حتا بیش ازذخیرهشان دست به خرج میزنند. شاید نیتش خیر باشد. طلاوری میگفت: «رستمی این کارش را یک اقدامِ ملی میداند در برابرِ تباهی و نابودیِ موسیقیِ ایران.» خوب، من فکر میکنم این توجیهی است که هرکدام از ما برایِ رفتارِ خودمان داریم. نوشتهای: «نوذری هم شده مثلِ یکی از آنها. زنش را تو بانکِ رفاه دیدم. وقتی سراغش را گرفتم گفت: «دو سالِ آزگار است نشسته تو خانه انگشتِ پاهاش را میشمارد.» همان کاری که سالهاست منصور میکند. عجیب است، این جور بیماری اگر مسری شود...» نه، عجیب نیست. البته مالِ منصور جورِ دیگری بود. تو باید اولش را یادت بیاید. ده سال پیش بود، شاید ده سال و یک ماه. قبل از عید بود. چه قدر تو اصفهان دنبالش گشتیم. از این پمپِ بنزین به آن پمپِ بنزین. ادارهی پخشِ نفت، تعاونی، فروشگاهِ کارگران، همهجا را گشتیم. گمانم تو پیداش کردی، به تصادف. تو یکی از فرعیهایِ چهارباغ بود، تو فروشگاهِ کارگران. وقتی چشمم افتاد بهش ـ تو داشتی پیشانیِ فراخش را میبوسیدی ـ جا خوردم. صورتش ورم کرده بود. تو گفتی: «از هوایِ اصفهان است. آب رفته زیرِپوستت.» بعد تو خانهاش، چه خانهای، چیزی نمانده بود گریهام بگیرد. پسرهاش را یادت میآید؟ بابک و آرش. تو خانه غیر از آن گرامافون ِقدیمی هیچ نبود، یک زیلو و یک گرامافون. بعد برامان صفحه گذاشت، بنان بود یا بدیعزاده؟ من آن روز هیچ نگفتم. نخواستم او را و تو راناراحت کنم. خوب، لابد، حالا میگویی این حرفها همهاش خیالات است. قبول دارم که او از نوجوانی صدایِ بنان یا بدیعزاده را دوست داشت. اما حرفِ من چیزِ دیگری است. آدمی با آن سوابق، تو یک خانهی لُخت، با یک گرامافونِ بوقیِ قدیمی، تکیهاش را بدهد به گچِ طبلهکردهی دیوار و بچههاش، بابک و آرشاش، را بنشاند رویِ زانوانش و بزند زیرِآواز. همان بوقِ برنجیِ قُرشدهی گرامافونش کافی بود تا من بفهمم چه حالی دارد. هیچ چیز غمگینتر از یک آدم با یک گرامافونِ قدیمی نیست. دیدهای که من حرفهام را میزنم. سعی نکن با پوزخندت جلوِ حرفم را بگیری! من عادتِ تو را میشناسم. نگو که این کار را نمیکنی! یادت بیندازم! خیال نکنی که میخواهم تلافی کنم. «دلم میخواهد غروبها، مثلِ سابق، تو یک قایق که طنابش به اسکله وصل باشد بنشینم و پاهایم را تو آب بگذارم و همانطور که لرزشِ امواج را حس میکنم صدایِ جلز و ولز قرصِ خورشید را تو آب بشنوم. وقتی خورشید تو آب غروب میکند صدایِ...» خوب که چی؟ من بهت میگویم، اما پوزخند نمیزنم. دنبالهاش را میگویم که نگویی حرفها را به میلِ خودم تکهپاره میکنم و نتیجه میگیرم. «تماسِ آتش و آب، مثل این که یک ماهی را تویِ روغنِداغ بیندازند، تویِ جمجمهی آدم طنین میاندازد. کاش میتوانستم خورشید را وقتی که سرد میشود ببینم. هیچ چیز مثلِ موج، صدایِ بوقِکشتی و نغمهی نیِ جُفتیِ جاشوها آرامش نمیدهد به من. اما آن صدایِ جلز و ولز...» اینها، لابد، حرفهایِ شاعرانه است. قبول دارم که طبعِ تو لطیف است، اما مالِ دیگران چی؟ مالِ من؟ لابد خواهی گفت منظوری نداشتهای. باشد. من ناراحت نمیشوم. اما بهت میگویم که خیال نکنی اگر بزنی رویِ عصبم دیگر حس نمیکنم، که عواطفم کرخت شده است. قلابِ اجل به ریشهی جانت بیفتد اگر بخواهی، یک دفعهی دیگر، پوزخند بزنی. این با سنگ و ترازویِ کدام عدالت و منطق میخواند که من وقتی گرمِ استدلال هستم، حالا هر چه که هست، تو حواسِ من را پریشان کنی! چی داشتم میگفتم؟ ببین چه جور رشتهی افکارم را بریدی! آره. داشتم میگفتم که وقتی دوباره سلام میکردیم، یعنی همهمان از نو یکییکی سلام میکردیم، کفرش درمیآمد. از چشمهاش میخواندیم. مردمکش درشت میشد و رنگش ـ یادت هست که ـ میپرید و بنا میکرد به فحش دادن. چه فحشهایی! گاهی زبانم لال... استغفرالله. خوب، دیوانه بود بیچاره. شلوارش را میکشید پایین ـ شلوار که نبود گُردهپا بود ـ و بعد وقتی هو میکشیدیم او خیز برمیداشت. خودش را میکشید طرفِ سنگی، کلوخی ـ هر چه دَمِ دستش میآمد ـ و پرتاب میکرد به طرفمان، و وقتی دست نمیکشیدیم ـ تو هیچ وقت نمیایستادی که ببینی ـ میکوبید، سرش را، نه خدایا پیشانیش را، میکوبید به زمین. چشم میگرداند تا یک برآمدگی پیدا کند، جایِ سفتی که بتواند محکم بکوبد رویِ آن. چنان میکوبید که صداش دلِ آدم را ریش میکرد. نمیدانم وقتی در عالمِ حشر مقابلِ میزان حاضر میشویم تا ثواب و گناهمان را بکشند چه جوابی داریم بدهیم. انگار شیطان تو پوستمان میافتاد. خدا از سرِ تقصیراتمان بگذرد. تا میرسید دَمِ سینما شهرزاد میشدیم سی چهل پنجاه نفر، و شب میشد. فکرش را بکن! هیچکس، هیچ آدمِ خیر و مؤمنی، نمیآمد معرکه را بخواباند. نه، من قبول ندارم. خداوند همان قدر که بندهی بد دارد بندهی خوب ندارد. تو تنها کسی بودی که میگفتی گناه دارد. زنها و پیرمردها میآمدند دَمِ درِ خانهها یا پشتِ پنجرهها به تماشا، حتا جزوهکشِ مسجدِ محله هم میآمد بیرون ـ اسمش چه بود؟ ـ و به او، وقتی شلوارش را میکشید پایین، میخندیدند. از فحشهایی که میداد حظ میکردند. میدانم تو خواهی گفت، لابد، به این دلیل که تفریحی نداشتند. اما من قبول ندارم. ما از حارث بدتر بودیم، هستیم. همیشه حاضر به یراقیم تا مثلِ عملهی دوزخ به جان هم بیفتیم. ایمانمان را به یک پولِ سیاه به شیطان میفروشیم. من قبول دارم، حق با تو است. شیطنتِ ما بچهگانه نبود، نشانهی جنون بود. همهی اهلِ محل، مثلِ او، دیوانه بودند، اما او گناه داشت. اما نگو که دیوانه نبود. او تنها پسر، تنها فرزند پدرش بود. از قدیم گفتهاند یکییکدانه یا خُل میشود یا دیوانه. من حرفت را دربارهی عبدالله قبول دارم. بله، دربارهی او حق با تو است. «بعد عصا را از یقه برمیداشت و میگفت: «روزگار منتقم است.» تکیه میداد به دیوار، یا تیرِ چراغِ برق، و یک چشمش را میبست و خمِ عصا را میچسباند به گودیِ کتف و قراول میرفت به طرفِ شهردار، که مثلاً دارد او را به رگبار میبندد، میرسانَدَش به سزایِ اعمالِ پلیدش. ما هیچوقت سؤال نکردیم، حتا پیشِ خودمان، که خوب حالا چرا شهردار؟ مگر درهیأتِ حاکمه آدم قحط است؟ چرا فرماندار یا رییسِ شهربانی نه؟ یا دستکم رییسِ پالایشگاه. من هیچوقت نفهمیدم.» قبول دارم که دربارهی رستمی وضع فرق میکند، اما راستی راستی تو فکر میکنی بشود کارِ او را یک اقدامِ ملی دانست؟ دلم میخواست میتوانستم یک چنین توجیهی را قبول کنم. شاید هم طلاوری براش مایه گرفته باشد. عادتش را هم که میدانی، همه چیز را بزرگ میکند، آب میکند تو حرفهاش. از همان جوانی دوست داشت حرفهایی بزند تا دیگران را انگشت به دهن کند. خدا کند این هم یکی از آن حرفها باشد. لابد تو خواهی گفت اگر رستمی دست به چنین کاری هم زده باشد کارِ درستی است و حرفِ طلاوری هم دربارهی اقدامِ ملیِ او درست است. جمعه میتوانیم در این باره حرف بزنیم، و همینطور دربارهی نوذری. بعدش اگر فرصت شد میتوانیم دربارهی کسی حرف بزنیم که بهتازگی با او آشنا شدهام. همسایهی دیوار به دیوارِ ما است. عادتِ ما را دارد. تمامِ روز مینشیند نامه مینویسد، منتها برایِ خودش. آدمِ جالبی است. هر نامهای را که مینویسد به نشانیِ خودش پُست میکند و وقتی نامهرسان نامه را به او تحویل میدهد دادنِ انعام را فراموش نمیکند. اما باید قول بدهی که شلوغش نکنی و در صدد نباشی که، مثلِ همیشه، نتیجهی عجیب غریب بگیری. دربارهی منصور من نظرم را به تو گفتهام. او با دیگران فرق دارد. اصلاً مثلِ هیچکس نیست. صد البته مثلِ جوانیِ خودش هم نیست. اما من، چنان که گفتهام و برایت نوشتهام، نسبت به او دچارِ ترحم میشوم. هیچوقت، به خلافِ تصورِ تو، آدمِ استخوانداری نبود. من بیشتر از تو او را میشناسم. خمیرهاش را نداشت. بیخودی خودش را قاطیِ آن ماجراها کرد، یعنی قاطی شد، به تصادف. مثلِ خیلیها، بیآنکه بفهمد اصلِ ماجرا چیست، خودش را آلوده کرد، و بعد وقتی که آن حوادث پیش آمد و بگیر و ببندها شروع شد حسابی ماستها را کیسه کرد. فکر میکرد تمامِ عالم و آدم دنبالش هستند. چه بازیها که درنیاورد. خانهاش را عوض کرد. سرِ کارش نرفت. رابطهاش را از پدر و مادرِ خودش و زنش برید. ریش گذاشت. سر تراشید. عینکش را به چشم نزد. لباسهایِ عجیبغریب پوشید و افتاد به عرقخوری و بعد رفت به اصفهان، آن قدر تو لاکِ خودش فرو رفت که شد آن آدمی که دیدیم، با آن سبیلِ بالمگسی، یادت میآید؟ فکر میکرد هر کس به سراغش میرود قصد دارد از او زیرِ پاکشی کند. غیبت از گوشتِ سگ حرامتر است. اینها را نمیگویم که او را تحقیرکرده باشم. بیچاره زنش! بیچاره مادرش به مادرم گفته بود، التماس و جزع و فزع کرده بود، که اگر من نشانیای از او دارم بهشان بدهم. تا مدتها فکر میکردند او را گرفتهاند یا با خانواده سر به نیستش کردهاند. بقیهاش را خودت میدانی. چشمِ بینا بهتر از سیصد عصا است. میدانی، آدمهایی که مدتهایِ طولانی، مثلاً برای چندین ماه، تظاهر میکنند، ادایِ آدمی را درمیآورند که نیستند، گرفتار میشوند. یک وقت میبینند که خودشان نیستند، یعنی ما میبینیم، خودشان نیستند. خودشان خیال میکنند همان کسی هستند که بودند. بعدها، شاید، در پیری متوجه بشوند، وقتی دارند خاطراتشان را مرور میکنند. منصور هم یکی از آنها است. آن قدر بازی درآورد که گرفتار شد، در دام افتاد، نتوانست خودش را بیرون بکشد. همیشه همینطور است. آدم اول خیال میکند یک جور بازی است، یک جور شوخی. ممکن است خندهاش هم بگیرد. مثلاً فرض کن آدم دراوجِ جوانی، در شادابیِ جوانی، ویرش بگیرد یا به سرش بزند که ادای ِ پیرها را دربیاورد. برود همدَم و همنشین پیرها بشود. مثلِ خودشان حرف بزند، آرام و شمرده و در پاسخِ هر حرفی بگوید: «عجب!» و سعی کند خودش را عادت بدهد که خونسرد باشد و از تنهایی لذت ببرد، یا دستکم به تنهایی خو کند. چنین آدمی حتماً مقداری از غرورش ارضا میشود، یا فکر میکند که ارضا شده است. فکر میکند خیلی ازخوشیهایِ زندگی، آن چه به زندگی هیجان میدهد، آن قدرها هم که مردم ـ جوانها ـ فکر میکنند خوشی نیستند. نیازی نمیبیند دنبالِ اینجور چیزها برود، چون پیرها دنبالِ این جور چیزها نیستند. بعد دیگرمیشود عادت، گرفتار میشود، یکهو نگاه میکند، برمیگردد به پشتِ سرش، جوانیاش را در نقطهای دور، بی آن که بتواند آن را به وضوح ببیند، به یاد میآورد. اما دیگر گذشته است، تمام شده است. میبیند دراوجِ جوانی پیر شده است. بعد دیگر حتا اگر با پیرها هم نباشد، میان ِجوانها هم پیر است. میبینی که دارم دربارهی خودم حرف میزنم. همیشه به همینجا میکشد. هر سنی لذتهایِ خودش را دارد. اما برایِ آدمی که همیشه پیر بوده است فقط لذتِ خاطرات باقی میماند. اما دربارهی حسین ـ حق با تو است ـ او هنوز باورش نشده که پیر است. نوشتهای: «نمیدانم چرا همه چیز برایِ او ساده است. خیال میکند هیچچیز لیاقت ندارد که آدم به طورِ جدی به آن فکر کند. با دسته گلی که آب داده روزگارِ همه را سیاه کرده است. میدانی که او از همان بچگی کاسهیعقلش مو برداشته بود. به خیالِ خودش میخواسته یک جور بارشان بار بشود. نمیداند که میانِ محنت و محبت تفاوت نقطهای بیش نیست.» دربارهی سربههواییِ حسین ـ گفتم که ـ من با تو موافقم. بعضی آدمها هنرشان این است که بخیه به آب دوغ بزنند. حسین همیشه خیال میکند سرش تو حساب است. اما دردِ او این نیست که کاسهی عقلش مو برداشته. با عقلِ خشک و خالی بارِ کی بار شده است؟ اگر ازدواجِ گلنسا پیش نمیآمد که حسین، به قولِ تو، آن دسته گل را به آب نمیداد. من و تو دختری نداشتهایم که بدانیم بیجهیزیه عروس به خانهی داماد فرستادن یعنی چه. خوب، این هم یک راهش است دیگر. آدم کامیونی را از تو کارخانه، شبانه، بردارد بزند به چاکِ جاده. زنش را هم محضِ احتیاط بنشاند پهلویِ دستش. یک کامیونِ ظاهراً بیصاحب خیلیها را وسوسه میکند، آن هم پدری که قرار است دخترش را عروس کند. خوب، چرا از این واقعه آن نتایجی را که دوست داری نمیگیری؟ به تریجِ قبایت برمیخورد؟ اتفاقاً همهی مقدماتِ نتیجه فراهم است: کارگری زحمتکش، کارخانهای وابسته، یعنی همان مالکِ کامیون، به جوش آمدنِ غیرت... تو بهتر از من میتوانی این جور چیزها را پشتِ هم ریسه کنی و نتیجه بگیری. اگر حسین شوهرِ خواهرت نبود و روزگارِ خواهرزادههایت را سیاه نمیکرد ـ یا دستکم با تو مشورت میکرد ـ لابد موضوع فرق میکرد. اما حسین به نفع خودش دست به این اقدام نزده. میخواسته بارِ دیگران بار بشود. اگر بد نمیآورد، اگر فقط دو بندِ انگشت سردرِ خانهی پسرعمویِ حسین بلندتر بود، و کامیون میرفت تو حیاط همه چیز به خیرو خوشی تمام میشد. خودت نوشتهای که مالخرها دیر کرده بودهاند و او مجبور بوده کامیون را یک جوری از چشمِ مردم پنهان کند. در انظار که نمیتوانسته آرمِ کارخانه را رویِ بدنهی کامیون رنگ کند، آنهم آرمِ کارخانهای که از کفر ِابلیس مشهورتر است. حتی به فکرِ مالخرها هم بوده. فقط فکرِ آن دو بندِ انگشت را نکرده بوده. شاید بیانصافی باشد بگوییم سرش تویِ حساب نیست، که کاسهی عقلش مو برداشته. دو بندِ انگشت به چشم نمیآید. از قدیم گفتهاند برایِ آدمِ بدبخت از در و دیوار میبارد. سقفِ کامیون بگیرد به آهنِ سردر و چارچوب کنده شود و دیوارِ خشت و گلیِ همسایه فرو بریزد و بعد آن قشقرق به پا شود. اگر کسِ دیگری جایِ حسین بود وضع بدتر از اینها میشد. خدا را شکر که دهنِ حسین چاک و بست دارد. نوشتهای: «دست کمش این است که او را از کارخانه اخراج کنند و وادارندشان تا خانهای را که به آنها دادهاند تخلیه کنند. این یعنی سیاهشدنِ روزگارِ یک خانواده. بالاتر از این تنبیه دیگر وجود ندارد. حالا تو بگو این کارِ شیطان است، کارِ ملعونی که هر وقت پاهایش را به هم میمالد هزار تا تخمِ شیطان ازش پس میافتد. اما شیطان چه ربطی دارد به حسین؟» ربط دارد. اگر مردم ایمانشان را به شیطان فروخته باشند چی؟ مگر نمیگویند پول بچهی شیطان است؟ حسین را چه کسی لو داد؟ برایِ چی؟ تو مردم را یک جور دیگر میبینی، آن جور که هستند نمیبینی. نمیخواهی ببینی که بویِ خیر از مردم رفته. اگر این مردم خوب بودند به یک صد و بیست و چهار هزار پیغمبر حاجت نبود. خدا از سرِ تقصیراتمان بگذرد! کاش این یک ذره عقل را هم نداشتیم و غصهی چیزی را نمیخوردیم. اگر دیوانگی غمی داشته باشد مالِ دیگران است. آدمِ دیوانه است که پادشاهِ بیغم است نه آدمِ بیاولاد. امثالِ منوچهر و عبدالله که غمی ندارند. من بارها به تو گفتهام ـ این جمعه هم حرفهایِ زیادی دارم تا بزنم ـ اگر شبها هم به نوشتن بگذرانیم باز خیلی چیزها هست که از دستمان در برود. نه این که فراموشمان بشود. وقت کم میآوریم. یک روز به توگفتهام، به تعدادِ آدمهایِ دنیا دیوانه داریم. حالا اگر تو میخواهی، اصرارداری، معنایِ دیگری برایِ دیوانه بودنِ آدمها بتراشی این به خودت مربوط است. اما این منطق، آخرش، کار دستِ تو میدهد. اگر روزی روزگاری شدی مثلِ یکی از آنها حق را به خودت میدهی، چون هیچ آدمی، با منطقِ تو، مسئولِ اعمالِ خودش نیست و آدمها سرنوشتشان راخودشان تعیین نمیکنند. من به عنوانِ دوست، رفیق، به عنوانِ کسی که میتوانم سرم را رویِ شانهات بگذارم، فقط وظیفه دارم به تو هشدار بدهم، از جگر نعره بکشم، حتا با دستی که خدا کند بشکند بزنم پسِ کلهات تا حواست سرِ جا بیاید. اما اگر حالیات نمیشود، اگر تصمیمِ خودت را گرفتهای، دیگر کاری از دستِ من ساخته نیست. بهت بگویم، بارها گفتهام، اگر بخواهی همین جور هذیان ببافی آخرش، مثلِ آنها، عقل از کلهات درمیرود، مرا هم به دردِ بیدرمانِ خودت گرفتار میکنی. آدم اگر یک زمانی، در جوانی، تو یک ماجرایی، دستهای، شکست خورد که دیگر نباید تلافیاش را سرِ چیزهایِ دیگر دربیاورد. مگر من نبودم؟ خودت که بهتر میدانی! گوشتم از زورِ غصه آب شد. اما مجبور بودم بپذیرم، چشمهام را باز کنم. این مردم ارزش آن را ندارند که تو اینهمه براشان حنجره میخراشی، سنگشان را به سینه میزنی. اگر به دیگران و خودشان بد میکنند یا از زورِ سیاهکاری جنون به کلهشان میزند چه ربطی دارد به سیاست؟ چه ربطی دارد به حکومت؟ فکر نکن من دلِ خوشی دارم، اگر پاش بیفتد ــ حالا نامه است نمیشود همه چیز را نوشت، خودت که میدانی ـ ... خوب، حالا چه میگویی؟ حرفِ حساب جواب ندارد. خدا کند این طور باشد. راستی، داشت یادم میرفت. باید با آن شروع میکردم. اما آن قدر جا ندارم که همهاش را بنویسم. میگذارمش برایِ جمعه. دربارهی همان تکه زمینِ عمویم است، زمینی که نمیدانیم تو نقشهی جدیدِ شهر افتاده تو خیابان یا قرار است بشود مسجد، پارک یا نمیدانم قبرستان. بیچاره عمویم هر کس را میبیند، به خصوص اگر کارمندِ شهرداری باشد یا با یکی از مقاماتِ شهر راه داشته باشد، از او دربارهی سرنوشتِ زمینش میپرسد. همهی فکر و ذکرش شده آن تکه زمین. اگر اتفاقی برای زمینش بیفتد میترسم بشود مثلِ یکی از آنها، بشود مثلِ عبدالله. خدا بهش رحم کند. یادت باشد فردا چهارشنبه است. نوبتِ تو است که بنویسی. مِجریای را که گفته بودی خریدهای یا نه؟ حتماً قفل کوچکی به آن بزن تا دیگر نامهها به دستِ کسی نیفتد. لابد خیال میکنند زده است به کلهمان. برایِ من که دیگر توفیر نمیکند. بگذار خیال کنند. آنوقت دیگرنمیتوانند ما را به دروغ گفتن متهم کنند؛ چون کسی که به کلهاش میزند ممکن است هذیان بگوید اما دروغ نمیگوید. کاش میتوانستیم وسطِ هفته هم، یک روز، همدیگر را ببینیم. من اینجا، تنهایی، حوصلهام سرمیرود. نمیدانم اگر نوشتنِ این نامهها و دیدارهایِ جمعه نبود چهطور میتوانستم تحمل بیاورم. خندهدار است، دوتا آدم تو یک شهر باشند اما نتوانند، هروقت دلشان خواست، یکدیگر را ببینند. تا جمعه. یار باقی، صحبت باقی. تابستان ۱۳۷۱ در بارهی نویسنده: ---------------------- ارزش رسانه های فارسی خارج از ايران و روش آنهابخش دوم میزگرد زمانه را «اینجا» بشنوید. شروین نکوئی: برای آقای قهرمان سوالی مطرح کنم. در مورد مقایسهی رابطه رادیو زمانه و سازمان غيردولتی «پرسنا» از یکطرف و از طرف دیگر رابطه «گذار» و سازمان فريدم هاوس. در مورد محتوای کار گذار وابستگی هست به فريدم هاوس یا اینکه این رابطهی فريدم هاوس و گذار را چگونه باید دید؟ ساسان قهرمان: گذار دو زبانه است. تقریبا همه مطالبی که در گذار منتشر میشود به فارسی و انگلیسیست. این نکتهی بسیار مهمی بوده برای ما از اول که، طوری که دوستان اشاره کردهاند و همکاران دیگر به پرکردن نوعی خلا رسانهای ما از این زاویه هم به این مسئله نگاه کنیم. در انتشار گذار پرکردن خلا رسانهای در دو جهت یا از این دو جهت برای ما مطرح بوده. یعنی هم رساندن صدای نظرها و دیدگاههای مختلف روزنامهنگاران و فعالان اجتماعی، نویسندگان ایرانی به یکدیگر و به مردم و هم رساندن صدای آنها به این جانب خاص که نتیجهی مثبت و بسیار خوبی هم داشته. در مورد «پرسنا» من شخصا متاسفانه اطلاع دقیقی ندارم که چه ارتباط مشخصی میان «پرسنا»، غیر از ارتباط و حمایت مالی، ارتباط ارگانیک یا سازمانی و رادیو زمانه وجود دارد. رادیو زمانه تا جایی که من با آن آشنا هستم نشان میدهد که مستقل و آزاد دارد عمل میکند و همان جنبهی تبادلنظر و تکثرگرایی را رعایت میکند. اما اشاره شد که دولت هلند و مشخصا دولتهای اروپایی کنترلی ندارند و کاری ندارند به این کارها. این در مورد گذار هم کاملا موثق است، ضمن اینکه گذار هم از روز اول نشریهای مستقل بوده و کسی به گذار چیزی را تحمیل نکرده یا برنامهای نداده که در چه زمینهای باید مطالب بنویسد و روی چه مسایلی باید انگشت بگذارد و چکار بکند و چکار نکند. در مورد دبیران و تحریریهی گذار، طبیعتا مثل هر نشریه دیگری برنامهریزی خودشان را دارند برای اینکه به چه مسایلی در هر شماره بپردازد و فريدم هاوس چیزی را به گذار تحمیل نمیکند. فريدم هاوس یک سازمان، انجمن و نهاد آمریکایی غیردولتیست که بیش از ۶۵ سال سابقهی فعالیت در زمینهی دفاع از حقوق بشر و آزادی در جهان دارد و گذار را هم بعنوان یکی از پروژههایش نگاه میکند. فريدم هاوس یا «خانه آزادی» همانطور که دوستان دیگر اشاره کردهاند، از آن بودجهی دولت هلند بهاصطلاح درخواست بودجه کرده و بودجه پذیرفته شده، برنامه پذیرفته شده و بعد گذار هست که دیگر زندگی مستقل خودش را شروع میکند و ادامه میدهد. فريدم هاوس ناشر یا بهشکلی حامی گذار هست. فکر میکنم همانطور که فريدم هاوس در مورد رادیو آزادی نه تحمیل کنندهی نظر خاصی. بحث دولتها را باید یکمقداری جدا کرد. همانطور که از یک زاویهای دولتها در اروپا در آمریکای شمالی فرق میکند با ایران یا کشورهای مشابه که دولتها ناظر بر همه چیز هستند و کنترلکنندهی همه چیز هستند. همانطور که این جنبه نیست، به جنبهای هم باید توجه داشته باشیم که همین NGOها حتا اگر نظرها یا برنامههای خاصی داشته باشند، بهرحال آن را هم باید از دولتها جدا کرد. شروین نکوئی: برویم به قسمت دوم صحبت. در درجهی اول صحبتی داشتیم با خانم هاله قریشی استاد دانشگاه آمستردام در رشتهی آنتروپولوژی. نظر ایشان در مورد این مسئلهی حمایت رسانههای ایرانی از طریق دولت هلند. زمانه: بودجهی دولتهای خارجی برای توسعهی دمکراسی در ایران به ایران دارد کمک میکند یا مانعتراشی میکند؟ هاله قریشی: این مسئله حالت تضادی دارد، یک پارادوکس است. از یکطرف برای رشد دمکراسی در ایران صداها و نظرهای خارج از ایران خیلی مهم است، بخصوص از طرف ایرانیان خارج از ایران و این خیلی لازم است بخصوص برای کسانی که درون ایران فعالند و از طرف دیگر باعث میشود این حمایت خارج از ایران که این گروهها زیر ضرب بیشتری بروند. هرچقدر مسئلهی بینالمللی مطرح بشود، هر حرکتی اینجا بشود و مسئلهی بینالمللی مطرح بشود، باعث میشود که حکومت اینجا و کلا سیستم ایران برایشان به شکلی مسئله ایجاد بکند. زمانه: در نتیجه فکر میکنید وقتی رسانهای با بودجهی یک کشور خارجی برای توسعه دمکراسی در ایران فعالیت میکند، قابل اعتماد برای مردم هست؟ هاله قریشی: من فکر میکنم برای مردم قابل اعتماد باشد، ولی از یکطرف به نظر من با حمایت مردم مواجه میشود، برخی هم طبیعیست که با شک تا یک حدودی همراه باشه. چون همیشه ما میدانیم در همه سیستمها در همه جوامع در کنار خبررسانیای که وجود دارد همیشه یکسری شایعات هم مطرح است و آن شایعات هم تا حدودی تعیینکننده میتوانند باشند. تمرین دمکراسی در کشورهایی مثل ایران همیشه با یکسری موانع مواجه میشود و این موانع همیشه موانع حکومتی نیست، بخشی از آن همه موانع فرهنگیست، که آدمها احساس بکنند استقلال فکری چیزیست که دادنی نیست، گرفتنیست. به معنای هست که نه تنها خودشان را از حکومتی که میخواهد زیر سلطه ببردشان رها بکنند، از فرهنگی هم که آنها زیر سلطه میبرد رها بکنند. و این چیزیست که به نظر من یک پروژهی درازمدت است و جامعه ایران الان با این مسئله فکر میکنم دهسالی هست که خیلی مشغول است و واقعا هم دارد سعی میکند با این موانعی که وجود دارد به یک شکلی با قدمهای کوچک جلوی هرنوع محدودیت را بگیرد. زمانه: اینکه کشورهای غربی برای توسعهی آزادی مطبوعات یا آزادی بیان در ایران بودجهای را تخصیص میدهند، آیا خودشان هم منفعتی میبرند از این کار؟ هاله قریشی: سوال خیلی پیچیدهایست، چون میتواند منفعت اقتصادی باشد و یا منفعت سیاسی باشد. چیزی که من تصور میکنم در کشوری مثل هلند مثلا دلیل اینکه دارند جامعه مدنی را در کشورهای دیگر مثل ایران اینقدر تقویت میکنند، این است که این تصویر وجود دارد و تصویر درستی هم هست که جنبشهای مختلفی در این کشورها وجود دارد و این جنبشها احتیاج هست که حمایت خارجی داشته باشد. بودجههایی که تخصص داده شده این بودجهها از طرف دولت هلند به این شکل نبوده که خود دولت هلند بگوید ما میخواهیم این کار را بکنیم. این از حرکتهایی بوده که ایرانیهای خارج از کشور انجام دادهاند. بنابراین در مورد منافع به نظر من به این شکل که مثلا دولت هلند خودش نفعی دارد. شروین نکوئی: شنیدیم صحبتهای خانم هاله قریشی را، استاد دانشگاه آمستردام. آقای باستانی در قسمت اول صحبتشان خانم قریشی موضوعی را مطرح کردند در مورد این دو وجهبودن مسئلهی کمک از خارج به رسانههای ارتباط عمومی ایرانی در خارج از ایران که از یکطرف این خیلی خوب و مثبت است، از طرف دیگر میتواند تاثیر منفی داشته باشد روی همکاران شما در ایران. تا چه با این نظر موافقاید شما؟ حسين باستانی: باز من برمیگردم به آن بحث اول ایشان. این حساسیت عملکرد آنها را دوچندان میکند. به خاطر اینکه عملکرد حسابنشده، متوهمانه و غیرحرفهای در اینگونه رسانهها میتواند خطراتی را که ایجاد میکنند برای داخل بیشتر کند تا منافعشان. البته اگر عملکرد آنها در واقع میزان حسابشدگیاش بیشتر باشد و میزان منطق و صغرا و کبراهایی که با همدیگر جور دربیاید بیشتر در عملکرد آنها وجود داشته باشد، طبیعتا میتواند وجه کمککنندهاش بیشتر باشد. این موضوع که تکرار میشود، کمک دولت هلند، باید عنایت داشته باشید که تصور من بعنوان یک ناظر خارجی به این داستان این است که دولت هلند هیچوقت مدافع این جور بودجهها نبوده در خصوص این پروژهی خاص. بهرحال نمایندگانی شروع کردند در پارلمان و این را پیش بردند. تا آنجایی که من ناظر بودم، چیزی که میدیدم، موضعی که از طرف دولت هلند دیدیم بیشتر مخالفت بود و آنهم بیشتر بخاطر منافع اقتصادی که در ایران داشته است و احساس میکرده که اینجور چیزها میتواند این منافع را بهخطر بیندازد. بهرحال این موضوعی که در داخل مدام دارد تکرار میشود که دولت هلند، دولت هلند، من فکر میکنم باید ما خودمان حواسمان باشد که این یک چیزی بوده که بهرحال پارلمانی تصویب کرده و دولتی موظف به اجرایش بوده. اصولا یک حکم کلی من فکر میکنم در مورد این داستان نمیشود داد. این پروژهها پروژههایی بودند که موفقتر بودند، من حالا بطور مشخص رادیو زمانه را در این پروژهها طبقهبندی میکنم. ولی حقیقتاش اغلب پروژهها را من نمیشناسم و برای قضاوت راجع به این پروژهها خیلی زود هست. من فکر میکنم باید منتظر ماند و دید عملکردشان بیشتر چطور است. شروین نکوئی: متشکرم. جوابتان مشخص است. مهدی جامی: من یک نکتهای کوچکی را میخواستم بگویم. ببینید واقعیتش این است که برخورد منفی با این پروژه یا این پروژههای مختلفی که حالا من چهار یا پنجتایش را اسم بردم، کمی حساسیتها متفاوت است. به نظر من حساسیتها تا یکمقدارش قابل فهم است و از یکمقدار که گذشت شما میتوانید به آن بیاعتنا باشید. اگر ما بحث را ببریم به طرف مقابلهجویی با نظام حاکمی که در ایران هست، طبیعیست که آن نظام اسلامی باشد، اسلامی نباشد، پادشاهی باشد، پادشاهی نباشد، کمونیست یا مذهبی باشد مخالفت خواهد کرد و به اصطلاح احساس خوبی نخواهد داشت و طبیعی هم هست. ما حداقل در رادیو زمانه فکر میکنیم که به سمت مقابلهجویی نباید حرکت بکنیم. یعنی مقابلهجویی را اصولا از دایرهی کار رسانه بگذاریم کنار و این را بگذاریم به عهدهی همان تندروان چپ و راست و داخل کشور و خارج از کشور و اینها و یک کار رسانهیی بکنیم. به نظر من اگر ما در کار رسانهیی و بحث اطلاعات جدی باشیم و اطلاعات آزاد و تحلیل آزاد، اگر حساسیت منفی هم ایجاد بکنیم، میشود به آن بیاعتنا بود. بالاخره یک عدهای استبدادگرا و استبدادخواه هستند و دوست ندارند صدای دیگری شنیده بشود. ولی اگر واقعا در داخل ایران احساس بکنند از روش این پروژهها که اینها میروند به سمت نوعی مقابله یا به اصطلاح regime change، براندازی، تغییر رژیم و از این صحبتها، طبیعیست که به مقابله برخیزند. در میان این پروژههای مختلف به نظر من این حساسیتها متفاوت توزیع شدهاند. بعضی از این پروژهها هستند که اصلا حساسیتی نسبت به آنها ایجاد نشده. واکنشها جاهاییست که یکمقداری مسایل اجتماعیتر و سیاسیتر میشود. اگر ما برای خودمان مشخص بکنیم که کار ما اپوزیسیونی نیست، کار ما براندازی تغییر رژیم نیست، دیگر از آنجا به بعدش مخالفتی اگر باشد، میشود واقعا به آن بیاعتنا بود. البته خب طبیعیست و مخالفت وجود دارد، اما اینکه میگویم باید به آن بیاعتنا بود، یعنی اینکه ما بالاخره باید کارمان را بکنیم، بهرحال ما یک صدای متفاوت هستیم و یک دید متفاوت هستیم. شروین نکویی: برای من جالب است که نظر دوستان دیگر را در این مورد بدانم و شروع میکنم با آقای قهرمان. نظر شما جزو اصول اصلی این رسانههای ارتباط عمومی ایرانی رو به ایران، آیا این باید باشد که مقابله نخواهد بکند با حکومت ایران؟ ساسان قهرمان: ببینید اگر ما برویم به این طرف که مقابلهجویی با نظام حاکم نباشد به هیچ صورت، خب آن بحث دیگریست. اگر ما ببنیم نظامی یا دیدگاه و جناحی را که در جامعه هدف اصلیاش یا تمام موجودیت و ماهیتاش بستن جامعه، محدودکردن آن و تحکم و تحکیم یک دیدگاه خاص باشد و بخواهد جامعه را ببرد به آنطرف، طبیعتا هر کسی و هر حرکتی که با این دیدگاه محدودکننده بخواهد مخالفتی داشته باشد، مجبور است در مقابل آن قرار بگیرد و قرار هم میگیرد. گذار که از اسم و عنوانش مشخص است در چه زمینهای فعالیت میکند، گرچه کار گذار هم پارتیزانی نیست، حزبی نیست، گروهی نیست و اصلا نه جنبهی یک گروه از اپوزیسیون دارد و میتواند داشته باشد و نه خودش را ارگان اپوزیسیونی یا گروه پارتیزانی خاصی میداند که هدفش را هم براندازی یا تغییر رژیم بداند. نه اینطور نیست. ولی کار چنین نشریاتی از جمله گذار گسترش ایدهی حقوق بشر و احترام و رعایت حقوق بشر است و آزادی. طبیعتا نیرویی که این را نخواهد، در این جهت فعالیت نکند، در این جهت نرود و در جهت مخالف آن برود که جهت مخالف حقوق بشر و آزادی باشد، طبیعتا این را به حساب براندازی و تغییر هم میتواند بگذارد. آقای جامی فرمودند که میشود، حق دارد، اگر چنین حالتی باشد. میخواهم بگویم که میشود این را طبیعی دانست، ولی نمیشود حق داد. شروین نکویی: سه نفری که اکنون نظرات آنها را میشنویم به ترتیب جاناتان مارکس مدیر سابق رادیوی هلند و مشاور رسانههای مطبوعاتی، خانم فرنگیس حبیبی مدیر مسئول رادیو فارسیزبان فرانسه و آقای جمشید فاروقی مدیر مسئول رادیو صدای آلمان. زمانه: به نظر شما بودجهای را که هلند برای طرحهایی مثل رادیو زمانه اختصاص داده به مردم ایران کمک میکند یا برعکس برایشان مشکل ایجاد میکند؟ جاناتان مارکس: شاید هر دو. به نظر من این مسئله خیلی مهم است که یک رسانهی مستقل برای ایران وجود داشته باشد. فکر میکنم در حال حاضر آزادی بیان در ایران وضعیت بسیار تراژیکی دارد. مثلا دستگیری بسیاری از زنان آنهم بخاطر کارهایی مثل نوشتن وبلاگ یا مقاله برای یک جامعه خیلی تراژیک و غمانگیز است. من نمیدانم وقتی جاهای دیگر دنیا تلاش میشود با گفتگو و صحبت مسایل را حل کنند، چرا مقامات ایرانی فکر میکنند بهترین روش ادارهی کشور خفهکردن مردم است. در تاریخ کشوری روی زمین وجود نداشته که با سانسور مطبوعاتی و رسانهای کارکرد اقتصادی بهتری پیدا کند. بخصوص با وجود رسانههای نوین چه اندازه پول از سوی مسئولان ایرانی هزینه میشود که مثلا وبلاگها را مسدود کنند یا جلوی یک رادیو مستقل را بگیرند. به گمان من رادیویی مثل رادیوی شما بسیار مهم است، بخصوص در کشورهای خاورمیانه و همینطور در کشورهای فارسیزبان و در کشورهای عربزبان. چون رسانههای نوشتاری مثلا وقتی با کسی مصاحبه میکنند، ترجیح میدهند نقل قول مستقیم نداشته باشند و عین عبارات شخص مصاحبهشونده را نمیآورند. اما در رادیو به نظر من حسن اصلی این است که صدای مصاحبهشنونده خیلی بهتر انتقال پیدا میکند. زمانه: شما چطور میخواهید دولت ایران را متوجه این نکته بکنید که هدفتان تدارک جنگ یا مخالفت نیست، بلکه تکثر در رسانهها و آزادی بیان هست؟ جاناتان مارکس: به نظر من بهترین راه برخورد با یک دولت ایجاد یک رادیو یا بهعبارت دیگر یک رادیوی اپوزیسیون نیست، بلکه ایجاد یک رادیوی مستقل است. برای نمونه، براساس تجربیاتی که من در آفریقا داشتم یک رادیو مستقل نظرهای همه گروهها و از جمله مقامات دولتی را پوشش داده بود و در جایی هم که مقامات دولتی از اظهارنظر خودداری میکنند، شما سعی خواهید کرد که روایت متعادلی به مخاطبان خود ارائه دهید و در مورد ایران هم میدانم که مثلا وقتی یک مسئلهی سیاسی پیش میآید، کار شما کمی مشکل میشود، زیرا مقامات دولتی در اینمورد هرگز اظهارنظر نمیکنند. و به خاطر همین است که من معتقدم برای رادیویی مثل شما کاملا مستقلبودن دشوار است. زمانه: پارلمان هلند از تخصیص این بودجه انتظار چه نوع تغییراتی را در ایران دارد؟ جاناتان مارکس: به نظر من در بیشتر کشورهایی که دموکراسی و آزادی بیان وجود دارد وضعیت اقتصاد هم بهتر است. از طرف دیگر گمان میکنم دنیا از کشورهایی که از گفتگو جلوگیری میکنند فاصله میگیرد. این کشورها باید به گفتگو تن بدهند. گفتگو تنها شامل جنبههای سیاسی و مذهبی نمیشود، بلکه ما نیاز داریم در مورد مسایل زیستـ محیطی هم گفتگو کنیم. به نظر من نمیشود فقط در سطح ملی فکر کرد، لازم است در سطح جهانی هم مسایل را ارزیابی کرد. تاسفآور این است که در حال حاضر ایران و غرب در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند. ایران دارای فرهنگی بسیار غنیست و هماکنون تحولات شگفتانگیزی در ایران رخ میدهد که غربیها و بسیاری از ایرانیان خارج از کشور دربارهی آنها هرگز چیزی نمیشنوند. زمانه: بعد از ۹ ماه که از عمر راهاندازی رادیو زمانه میگذرد دربارهی آن چه فکر میکنید؟ جاناتان مارکس: در مقایسه با طرحهای دیگری که من در جاهای دیگر دنیا دیدهام شما در زمان بسیار کوتاهی کار فوقالعادهای انجام دادید. چون شما تنها برای ایران برنامه پخش نمیکنید، بلکه از داخل ایران هم با شما همکاری میکنند که البته گاهی برای برخی از آنها هم این کار خطرناک است. کار رادیو زمانه عالیست و از این لحاظ که شما مستقل هستید روی جنبههای فرهنگی و گفتگو هم تاکید دارید و این مسئله مانع از این میشود که چهرهی رادیوی اپوزیسیون بهخود بگیرید و بعنوان بخشی از مبارزهی گروههای مخالف محسوب بشوید. امیدوارم که کار رادیو زمانه متوقف نشود و بتوانید آن را گسترش دهید و حتا از طریق موبایل هم در دسترس مردم قرار بگیرید. امیدوارم راهی پیدا کنید که بودجه شما تامین بشود. شروین نکویی: سخنان جاناتان مارکس از مدیران سابق رادیو هلند را شنیدیم. گوش میکنیم به سخنان خانم فرنگیس حبیبی سردبیر رادیو فارسی فرانسه. زمانه: آیا راهاندازی رادیوهای فارسیزبان خارج از ایران تا امروز موثر بوده؟ فرنگیس حبیبی: البته موثر بوده به نظر من در دو زمینه. اول در زمینهی اطلاعرسانی، چون برخی خبرها و وقایعی هست که در ایران یا جاهای دیگر اتفاق میافتد و در ایران بازتاب درخور اهمیتی را که دارد پیدا نمیکند. در درون این اطلاعرسانی طبیعتا تحلیلها و نگاههای مختلف به رویدادها هم مطرح میشود. یعنی فقط این رادیوها قاعدتا اطلاع از اتفاقی که افتاده است را نمیرساند، بلکه نگاههای مختلفی که به این اتفاق میشود و تحلیلها و بررسیهای مختلفی هم که میشود داده میشود. این همه یکی از آن چیزهاییست که در ایران بسیار ناقص است. چون اگر اطلاعی هم داده میشود در ایران هیچوقت بحث و تنوع افکار و تنوع برداشتها بازتابی در ایران پیدا نمیکند. زمینهی دیگری که رادیوهایی که در کشورهای خارج هستند میتوانند موثر باشند این است که این رادیوها از جو و زمینهی موضوع در آن کشوری که هستند تاثیر میپذیرند. آدمها میتوانند نسبت به عقاید طرف مقابلشان هم باز باشند و هم منتقد باشند و این را بیان بکنند، بدون هیچگونه بیمی. این برای من خیلی آموزنده است. زمانه: اصولا به اندازهی این رادیوهای فارسی فکر میکنید چه منفعتی برای دولتهای خارجی دارد؟ فرنگیس حبیبی: من فکر نمیکنم منفعت ملموس زیادی داشته باشد. مثلا فرض میکنیم کشوری مثل فرانسه وظیفهی خودش میداند به زبانهای کشورهای مختلف برنامه داشته باشد، یعنی از نگاهی که حاکم است بر این جامعه دیگران را مردم اقصا نقاط دنیا را باخبر بکند. وقتی من میگویم نگاه، منظورم نگاه دولت فرانسه نیست، بلکه نگاه جامعهی فرانسه است. این به نظر من برای فرانسه اعتباریست که یک عده روزنامهنگار بطور حرفهای و آزادانه با توجه به معیارهای و اخلاق حرفهایشان کار میکنند و خبر میرسانند به مردم ایران، افغانستان، تاجیکستان و ایرانیها و فارسیزبانان جاهای مختلف در دنیا. ما همانطور که اخبار سیاستهای دولت فرانسه را میدهیم، اخبار سیاستهای اپوزیسیون فرانسه را هم میدهیم. بنابراین غیر از منفعت ارزشهای عمومی جامعه فرانسه اشاعهاش به نظر من منفعت دیگری ندارد. شروین نکویی: صحبتهای خانم فرنگیس حبیبی را شنیدیم. در نهایت در قسمت متخصصین صحبتهای آقای جمشید فاروقی را میشنویم، سردبیر رادیو فارسی صدای آلمان. زمانه: فکر میکنید آیندهای برای ادامه همکاری یا همراهی رادیوهای فارسیزبان که خارج از ایران کار میکنند وجود داشته باشد؟ جمشید فاروقی: گمان من این است که رادیوهای فارسیزبان خارج از کشور همهشان دارند کار مشترک و واحدی را انجام میدهند، هرکسی به تناخور تواناییها و امکاناتی که در اختیارش هست. تلاشهایی در این زمینه پیش از این هم صورت گرفته که متاسفانه به نتیجهی مشخصی درواقع نیانجامید. مثلا، میان دویچهوله و رادیو فرانسه زمانی سر هم این قضیه صحبتی بود که بتوانند بخشی از کارها و فعالیتهایشان را حداقل هماهنگ پیش ببرند و همکاری نزدیکتری داشته باشند. همکاریهای فنی، مثلا استفاده از امواج مشخص برای پخش چندین رادیو وجود داشته و الان هم این صحبتها با برخی از رادیوها همچنان ادامه دارد. ولی اینکه آدم بتواند به صراحت بگوید، فکر میکنم برمیگردد به یک سیاست عمومی که هم در این کشورها باید این سیاست اتخاذ بشود و هم برمیگردد به خود دستاندرکاران آن رادیوها که چقدر آمادگی برای این کار داشته باشند. زمانه: فکر میکنید فعالیتهای رادیوهای فارسیزبان چقدر در شکلگیری آزادی اطلاعات و اخبار در ایران موثر بوده؟ جمشید فاروقی: به جرات میتوانم بگویم تاثیر خیلی مهمی داشته. ببینید، اولا ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که رادیوهای فارسیزبان خارج از کشور میزان تاثیرگذاریشان به اندازهی میزان شنوندگانشان نیست. تاثیرگذاری با یک جبر هندسی در این میان افزایش پیدا میکند. بخشی از ژورنالیستها در ایران از مشتریان ثابت رادیوهای فارسیزبان خارج از کشور هستند. اینها کسانی هستند، که بر بستر شنیدهها یا خواندههای خودشان از سایتها و یا از رادیوهای ما، برمیدارند این را به اشکال مختلفی در داخل سطح کشور بازتاب میدهند. زمانه: ولی به نظر شما آیا مردم ایران هم به این رسانهها اعتماد دارند؟ جمشید فاروقی: به نظرم برمیگردد به اینکه چه سیاستی را شما دنبال کرده باشید. مردم ایران از آنجایی که دنبال اطلاعات هستند و جامعهی ما هم بعنوان جامعهای که اطلاعرسانی آزاد در آن بهشکل صددرصد وجود ندارد، زمینههای این را فراهم کرده است که بخشی از جامعه برای کسب اطلاع روی بیاورد به رسانههای خارج از کشور. زمانه: آقای فاروقی فکر میکنید که فرق رادیو زمانه به سایر رادیوهای ایرانی خارج از کشور چه هست؟ جمشید فاروقی: راستش به نظر من این را خیلی دشوار میشود گفت، چون رادیو زمانه بهرحال یک رادیوی خیلی خیلی جوانی هست. به نظر من یکی از تفاوتهایی که رادیو زمانه دارد نگاهش به پدیدهی وبلاگنویسی است. از نظر مضمون سیاسی و مطالبی که بازتاب میدهد، خب رادیو زمانه نمیتواند آنموقع آن امکاناتی را داشته باشد که رادیوهای دیگر دارند. مثلا وقتی شما بی.بی.سی را ببینید و یا رادیو دویچهوله را، بخشی از کار را در واقع بخش مرکزی برای ما انجام میدهد. مطمئنا رادیویی که کمتر جنبهی دولتی داشته باشد، میتواند در اعتمادسازی موثرتر و موفقتر باشد. زمانه: اصلا فکر میکنید سرمایهگذاری غرب برای راهاندازی رسانههای ایرانی خارج از ایران چه اهدافی میتواند داشته باشد؟ جمشید فاروقی: به نظر من اهدافشان میتواند خیلی متفاوت باشد. هلند بهعنوان یک کشور کوچک اروپایی قطعا عزیمتگاهش نمیتواند آنچیزی باشد که مثلا آمریکا در چنین تصمیمگیریهایی برای خودش تعیین میکند، بعنوان نقطهی شروع کار. میشود گفت که بخشی از کشورها رادیوهای خارجیزبان دارند، بخاطر اینکه برخی از پرستیژ سیاسیشان هست برای معرفی خودشان به بیرون و میتواند بخشی از آن هم تاثیرگذاری تحولات سیاسی ایران بوده باشد. این نشان میدهد که بهرحال رادیوهای فارسیزبان به دلایل مختلف و با انگیزههای مختلف در کشورهای مختلف اروپایی شروع بهکار میکنند و هرکدام میتوانند وظیفهی معینی را داشته باشند. ---------------------------------- بخش نخست این میزگرد: سرمايه خارجی و رسانه ايرانی احمدینژاد از طرح ترور امام زمان در تهران خبر دادمحمود احمدینژاد، ریيس جمهوری ايران، روز چهارشنبه در جمع بسیجیان اظهار داشت که در تهران عدهای هستند که به دنبال ترور امام زمان میگردند. احمدینژاد عصر چهارشنبه در سالن پنج آذر نيروی مقاومت بسيج و در همايش فرماندهان بسيج سراسر كشور بسيج را متشكل از انسانهاي مومن، ايثارگر و پرخرورش براي دعوت و مقدمهسازی تحقق آرمانها خواند و اظهار داشت: "بسيج خواهان خير و صلاح همگان است و نقطه مقابل اين دسته و گروهی نيست و بلكه تنها مدافع ارزشهای الهی است". [[photow01]] به گزارش فارس، احمدینژاد در بخش ديگری از اظهارات خود با اشاره به بخشی ازسخنان آیت الله خمينی مبنی بر اين كه تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم، خاطرنشان كرد: "مگر میشود انسان مكتبی، انقلابی، متصل و پيرو ولايت نسبت به مسايل دنيا بیتفاوت باشد، چنانچه انديشه بسيج هم متعلق يک جغرافيا، نژاد و يا قوم خاص نيست، بلكه جهانی است و هر كجای دنيا ظلم است مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم". احمدینژاد افزود: "دنياطلبان با ثروت و تبليغات و وسوسههاي شيطاني هميشه قصد كور كردن اين نقطه نورانی را داشتند و سعی كردند ذهن ملتها را از اين حقيقت منحرف كنند". احمدینژاد گفت: "كيست كه میتواند تنها بر پايه انديشه خود عدالت را برپا كند، هر كس كه اين ادعا را دارد، ادعايش شيطانی است، آنچه نظم نوين جهاني تلاشي سازمانيافته براي جلوگيری از حاكميت عدل الهی بود و برای بدل زدن و خنثی كردن حاكميت الهی آن را بيان كردند". احمدی نژاد همچنين اظهار داشت: "در جبهه استكبار پرونده امام زمان كامل شده است و فقط به دنبال آدرس میگردند تا بروند كار را تمام كنند، در همين تهران عناصر بيگانهای هستند كه از عرفا و مومنان خانه و محل ملاقات امام عصر (عج) را سراغ میگيرند تا مانع تحقق حاكميت عدل الهی شوند، بايد مناطقی كه غفلت صورت می گيرد و ما را از محور حقيقت عالم دور می كند مورد توجه بيشتر قرار دهيم". رییسجمهوری ایران خاطرنشان کرد: "مگر ميتواند موحد بود،اما در مقابل پايمال شدن كرامت انسانی فرياد نزد، نيامد و نخواهد آمد روزی كه فرزندان امام( راه سازش را در پيش گيرند و در مقابل اخم و تهديد مستكبرين تسليم شوند". احمدینژاد گفت: "جيغهای بنفش سران كفر بیدليل نيست، آنها نگران پيشرفت علمی ما نيستند، اما میدانند كه با حاكميت ولايت و فرهنگ بسيجی انرژی عظيمی در دنيا آزاد میشود و پرچمی از نور،عدالت و حقيقتخواهی در دنيا برپا ميشود، چنانچه امروز در جنوبیترين شهرهای آمريكای جنوبی، آفريقا و آسيای ميانه و ساير نقاط جهان حرفهايی زده میشود كه مردم ما در تهران نيز آن را بيان میكنند بنابراين دنيا در حال حركت به سمت عدالت و پاكی است". پیمان هوشمندزاده نقش سبیل میزند23 سبیل دور هم جمع شدهاند. پیر و جوان. بلند و کوتاه. سنتی و مدرن. سبیلهای تاپخورده و سبیلهای شانه شده. سبیل تنها و سبیلهای گم شده در انبوه ریش. سبیلهایی که به تنهایی به صاحبانشان هویت میبخشند. طوری که برای شناخته نشدن چهره یک فرد باید به جای چشمها، سبیلهای او را شطرنجی کرد. در نمایشگاه پیمان هوشمندزاده که این روزها در نگارخانه اثر برپاست، چهرهها بدون چشم و ابرو هم هویت دارند. کافی است نگاهی به سبیل افراد و لباس آنها بیندازید. [[photow01]] این بار پیمان هوشمندزاده به سراغ سوژه سبیل رفته است و از آن عکاسی کرده. آدمها را ترجیحا با سبیل خاص و عجیب پای دیوار گذاشته و کادرش را از نوک دماغ آنها تا روی سینهشان بسته است. سبیل ها به تنهایی صاحبانشان را میشناسانند و شخصیت آنها را به نمایش میگذارند. اینکه احتمالا این آدمها متعلق به کدام منطقه جغرافیایی هستند و با چه هیبتی در اجتماع دیده میشوند یا اینکه چقدر زندگی را به بازی گرفتهاند و میخواهند ناآگاهانه موقعیتی طنز در اجتماع خلق کنند. این نگاه طنز با سبیلهای عجیب و غریبی که در بعضی عکسها میبینیم به راحتی منتقل میشود و پیمان هوشمندزاده هم انگار عمدی در انتقال آن دارد. مثلاً در یکی از عکسها قطرههای آب از سبیل جوگندمی میچکد و صاحب آن بیتوجه چشم به دوربین دوخته است. سبیلها در گذشتهای نسبتاً دور محبوبیت خاصی در بین مردان و جوانانی که تازه به سن بلوغ رسیده بودند، داشتند. هر کس که میخواست ثابت کند دیگر بچه نیست و میتواند روی پای خود بایستد کرکهای نازکی را که پشت لبش سبز شده بود، آبیاری میکرد و از آنها سبیلهایی میساخت که از دور هم چشم بیننده را متوجه خود میکرد. اما هر چه رفت از محبوبیت آنها کاسته شد. سبیلها یا ریشه کن شدند و یا در انبوه ریشها به زندگی ادامه دادند. دیگر در بین جوانان کمتر کسی یافت میشد که سبیلی مستقل از ریش داشته باشد. اما حالا دوباره سبیل محبوبیت خود را باز مییابد و در بین جوانان طرفدارانی نه چندان اندک دارد. جوانانی که شکل آن را به دلخواه خود تغییر میدهند و آن را شخصی میکنند. شاید به همین دلیل است که پیمان هوشمندزاده هم سراغ چنین سوژهای رفته و نگاهی دوباره را متوجه آن کرده است. پیمان هوشمندزاده عکاس مستقلی است که در طول سال روی پروژههای شخصیاش کار میکند و اغلب به سوژههایش نگاه اجتماعی دارد. حتی زمانی که از شانهای، تیغی زنگ زده یا ماشین سرتراشی عکس میگیرد. او غیر از سبیل، روی پروژههایی مثل کمربندها، گمرک، قهوهخانه و زورخانه هم کار کرده است. او همچون داستانهایش، در عکسهایش نگاهی مینیمال به پیرامون خود دارد و این نگاه را ثبت میکند. هوشمندزاده متولد 1348 و فارغالتحصیل رشته عکاسی از دانشگاه آزاد است. تاکنون پنج نمایشگاه انفرادی برگزارکرده و در 24 نمایشگاه گروهی شرکت کرده است. او نمایشگاههای متعددی در تهران، دانمارک، استرالیا، آمریکا و چند کشور دیگر برگزار کرده و جوایز متعددی هم دریافت کرده است. نمایش "سبیلها" تا 26 اردیبهشت ادامه دارد. خبرهای نیمروزی ۲۰ اردیبهشت[[photow01]] سرخط آخرین خبرها در نیمروز پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ تیتر روزنامههای صبح تهران[[photow01]] ابرار: ● و ... قالیباف روی فرش شهرداری ماند قلیون اجباری در ارتفاعات شمرون![[photon01]] در میدون تجریش با "مستر ازگیل" قرار داشتم، اما هنوز نیومده بود. زنگ میزنم به موبایلش. صدایی میگوید: - مشترک گرامی، شماره مورد نظر شما موقتا قطع میباشد. یک بار دیگه امتحان میکنم: - مشترک گرامی، تمامی مسیرها به سمت شماره مورد نظر شما اشغال میباشد. لطفا مجددا شمارهگیری بفرمایید. - مشترک گرامی، شمارهی مورد نظر شما به علت بدهی قطع میباشد. لطفا مجددا شمارهگیری نفرمایید! خدا مرگ بده این مشترک گرامی رو که من میس زالزالک باشم . بالاخره مجددا شمارهگیری بفرمایم یا نفرمایم؟! من نمیفهمم این ماسماسک به چه دردی میخوره. گُر و گُر هم به ملت شماره میفروشن. اما خدمات هیچی! همینجور حرص میخوردم تا اینکه قد و قوارهی مستر ازگیل رو از دور دیدم.براش دست تکون میدم. اونم منو میبینه. گل از گل هردومون میشکفه. به سمت هم میدویم. ناخودآگاه دستمون به سمت هم دراز میشه و با هم دست محکمی میدیم. مأمور پلیس را ندیده بودیم. با اخم جلو میاد. - این کارا چیه؟ درسمون رو فوت آبیم. - سرکار! عقد کردهایم. دست دادیم. همدیگهرو بوس که نکردیم! خوشبختانه وضع دیگه مثل سابق نیست. با بیحوصلهگی با دست بهمون علامت میده که رد شیم بریم که ایشون حال ندارن! با خنده دور میشیم. - چرا اینقدر دیر اومدی ازگیل جان؟ - تو راهبندون گیر کردم بعدشم دنبال جای پارک میگشتم. هر چی زنگ زدم یا میگفت موبایلت قطعه یا میگفت کلیهی مسیرها بسته است یا... - درد مشترک... - اول بریم دربند یا اول خرید. دست میندازم تو دستش: اول خرید! بازار تجریش [[photow01]] - وای چه بازار خوشگلیه. رنگ و وارنگ از همه رنگ. از این مغازه میرم اونیکی مغازه. هر چیزی میبینم قیمت میکنم. - آقا این گردنبند چند؟ - 5000 تومن. - چه گرون. سرکوچه ما همینو میدن 3500. - خب آبجی! برو از سرکوچهتون بخر. مسیو ازگیل میخواد بامرامبازی در بیاره. - بده 4500 تومن. انگار میخواد مگسی رو بپرونه میگه: برو آقا، فروشی نیست! میخندیم و دور میشیم. جای دیگه همونو قیمت میکنم: - 6000 تومن. - مغازه پایینی میده 5 تومن. - جنسش فرق داره. - نه، همینه. - برو از همون جا بخر! مزاحم کسب ما هم نشو. ازگیل: ولش کن، اگه دوست داری بخر. - امکان نداره گرون بخرم وقتی قیمتها رو میدونم. یه پارچه ملافهای خوشگل با رنگهایی شاد نظرمو جلب میکنه: - متری چند؟ - 2800 مستر ازگیل میگه : خوبه بخر! یواشکی در گوشش میگم: شاید اینم مثل گردنبنده قیمتشو گرون بگن. وایسا چند جا قیمت کنیم. پارچه فروشی بعدی دو قدم اونورتره. عین همون پارچه رو داره. - متری 3500 - ئه چه گرون. پایینتر میدن 2800. - آبجی! اون عرضش 2متر و 80 سانته. مال ما عرضش سهمتره. کنجکاو میشم. - آقا میشه متر کنید؟ با اکراه پارچه رو میذاره روی میز. متر را از اونطرف پارچه میکشه. - ئه آقا نکش. دیدی اینم عرضش دومتر و هشتاده. - همینه که هست! اصلا ما نداریم. اینو پیشفروش کردیم! مغازه بعدی همون پارچه رو میده متری 3300 بعدی:2900 - اینجا یه شهر و هزار نرخه انگار. - از یکیشون بخر دیگه. از 2800یه میخریم. باز قیمت میکنیم: در بازار میوهفروشها، یک نوع سبزی صحرایی به نام "والک" به صورت تپهای ریختن تو یک سفره پلاستیکی و مردم تند تند دارن میخرن. یکی از والک فروشها داد میزنه: بدو بدو والک دارم.کیلویی 3500... بعدی میگه: 2000 بعدی: 1500... و بعدی : 1000 - آقا ببخشید، فرق اینا با هم چیه؟ - یک نوعش مال الموته، یکی مال قزوین و یکی مال همدان. ارزونه مال همدانه. - چه جالب! قیمتاشون چرا متفاوته؟ ظاهرشون که مثل همه. - اینی که من دارم الموتیه کیلویی 3500 که هزار درد و خوب میکنه. اون ارزونه همدانیه یک دهم اینم خاصیت نداره. - مرسی آقا! فعلا که جوونیم از همون همدونیه که صد دردو خوب میکنه میگیریم. بعدا که پیر شدیم دردامون بیشتر شد میاییم از گرونتره میخریم! فروشنده اصلا نمیخنده. به نظرش منطقمون خیلی احمقانه اومد. ما باید با خریدن نوع گرونش از پیری و کوری پیشگیری میکردیم. [[photow02]] قیمت زنجبیل که بعضی جاها نوشتن زنجفیل، هم همین وضعه. قیمت این میوه فروشی تا اونیکی فرق میکنه. قیمتا از 4000 تومن هست تا 1500. بعد گوجهترش و چاقالهبادوم و توتفرنگی... روشون نمیشد بنویسن توتفرنگی کیلویی 4 تومن نوشته بودن نیمکیلو دو تومن. در صورتیکه واحد وزن تو کشور ما کیلوئه نه نیمکیلو. و بعد آلبالو خشکه و پره زردآلو و تمبر هندی و لواشک ...ترشی و زیتون پرورده... برگ مو برای دلمه... - اینجا کسی رو قیمتها نظارت نمیکنه؟ انگار هرکی هرکیه! - حرفا میزنی زالیجان، اینجا رو چی نظارت میشه که رو قیمتا بشه. و به اسفالت چاکچاک و پارهپاره کف زمین اشاره میکنه. - شنیدن بازار قدیمیه میترسن آسفالتش هم عتیقه باشه. - اوه. این همه خرید کردیم کجا بذاریمش؟ چهجوری با این همه بار بریم دربند؟ - ماشینو همین نزدیکیها پارک کردم تو یه کوچهی سربالایی. به ماشین که میرسیم نفسی به آسودگی میکشیم. اما نفسمون هنوز بالا نیومده مردی با روپوش آبی و نیشهایی باز دندان-نما عین سوپرمن میپره جلومون. خودکارش رو روی قبضهایی که تو دستشه میگذاره و با لبخند میگه: - سلام من پارکبانم. سهساعته ماشینتون پارکه. چقدر بنویسم هزار تومن؟ - ئه... کجا شد سهساعت؟ تازه یه ساعتم نشده. ازگیل به ساعتش نگاه میکنه: دقیقا شد دوساعت و ربع. بهش سقلمه میزنم. پارکبان با خنده و چشمک به من: انگار بهتون خیلی خوش گذشته که گذشت زمانو حس نمیکنید. حالا باهاتون چهار ساعت حساب میکنم مبلغ رُند بشه و روی قبض همینو مینویسه. ما که میخواستیم ماشین رو همونجا بگذاریم و با تاکسی یا پیاده بریم دربند، منصرف میشیم. دربند،خیابان فروشی [[photow03]] خوشبختانه وسط هفتهست و دربند خلوتتر از همیشه. همون اولای راه. مردی با کت و شلوار طوسی دلسوزانه جلوی ماشینو میگیره و میگه بالاتر نرین، همینجا پارک کنید. با اینکه ازگیلکِ من استاد پارک کردن ماشینه. جا برای پارک هم خیلی خوب بود جوری که منم میتونستم پارک کنم(!) اما این آقاهه عین بچه کوچیکی راهنماییش میکرد. ازگیل خندهش گرفته بود. جایی که با یکحرکت میتونست پارک کنه. اما از بس اون آقاهه جلو وایمیساد و فرمون غلط میداد سهچهار حرکت طول کشید . و من مبهوت مرام و معرفت این مرد شده بودم که با لباسهای شیک و پیک برای کمک به ما وقت میگذاشت. به مستر ازگیل میگفتم: - کوفت! نخند. میبینی هنوز انسانیت تو ایران نمرده حالا گیرم یه خورده باعث دیر پارک کردنت شد. - چقدر سادهای زالزالک جان. بعد از قفل کردن ماشین تازه حرف ازگیل رو فهمیدم. مرد خیلیمؤدب جلو اومد و گفت قابلی نداره میشه دوهزار تومن. دهنم از تعجب باز موند . در گوشی به ازگیل گفتم مگه اینجارو خریده؟ ازگیل لبی گزید و به مرد دوهزار تومن داد. گفت اینجا همینجوریه دیگه. کار مرد این بود که از عصر تا آخر شب میومد دربند "جای پارک"به مردم میفروخت. روزهای تعطیل از صبح زود تا نصفشب. کار بدون سرمایه و در نقطه خوشآب و هوای دربند. در طول راه رفتن به این فکر میکردم که من چند بار در طول روز از بیقانونی این مملکت حرص بخورم؟ هوای فوقالعاده بهاری و صدای رودخونه و آبشار و چهچه بلبلها و همینطور بودن در کنار مستر ازگیل حواسمو پرتاب کرد تو یه حال خوبی... کافههای رنگارنگ و چند طبقهی دربند یواش یواش داشتن چراغاشونو روشن و جلوی کافهشونو آبپاشی میکردن. تلهسییژ بالای سرمون دیده میشد. رفتیم بالا، باز هم بالاتر... از پیرمرد فالگیر با مرغای عشقش که اسمشون بابک و ستاره بود رد شدیم. اومدیم عکس بگیریم پیرمرد پشتشو کرد به ما. - از عکس خوشم نمیاد. لطفا فقط از بابک و ستاره عکس بگیر...از کنار آلوفروشها و جیگرکیها رد شدیم... از یخچالهای کافهها که برای نشون دادن تازگی گوشتکبابشون، اونا رو تو ویترین چیده بودن. از پیشخدمتهایی که با کتوشلوار و جلیقه و گاهی با کراوات و پاپیون برای کافهشون تبلیغ میکردن و به من و ازگیل بفرما میزدن. رودخونهی دربندو تاحالا اینجور غران و خروشان ندیده بودم. آبشارش هم پرآبتر از همیشه. تنها جایی که شتاب آب کمی کمتر بود، بطریهای نوشابه که مردم انداخته بودن تو رودخونه به چشم میخورد. تنها منظره بد اونجا. [[photow04]] کافهای سهطبقه شبیه به عکسکافههای اروپایی توجهمونو جلب کرد و رفتیم بالای بالاش که منظرهای بدیع جلو چشمامون بود. هم قسمت میز- صندلی داشت و هم تخت. من گفتم کفشامونو در بیاریم و روی تخت بشنیم. قیافهی ازگیل در هم رفت. - میشه تو قسمت میز صندلیها بشینیم. گفتم جون ِ من!... قیافهمو یه جوری کردم دلش برام بسوزه... تخت مزهش بیشتره ها! با تردید اومد نشست رو تخت. - ئه... تو چرا اینطوری شدی؟ بیا تکیه بده به پشتی و پاتو دراز کن ببین چه کیفی داره. بیا منظره زیر پامونو ببین چه خوشگله... - نه همینجوری خوبه. - بیا دیگه! - راستش... راستش... - چیه؟ اگه مسئلهایه بگو دیگه. خندید: آخه جورابام سوراخه. صبح که اومدم بپوشم دیدم سوراخشو. اما وقت نشد عوضش کنم. - بیخیال بابا! و اینطوری شد که جوراباشو هم درآورد و گذاشت تو کفشاش و تکیه دادیم به تخت و پاهای بیجورابمونو دراز کردیم هوا بخورن و چایی و قهوه و نبات و خرما سفارش دادیم. یعنی اینا اصلا اجباری بود و البته قلیون هم! که ما نخواستیم. پیشخدمت با دلسوزی به ما نگاه کرد و رفت طرف چند جوجه دختر و پسر چهارده پونزده ساله که هر دو نفرشون یک قلیون سفارش داده بودن و بلد نبودن بکشن. رفت خیلی حرفهای قلیون همه شو نو چاق کرد و دونه دونه به دخترها قلیون کشیدنو یاد داد و رفت. ما منظره نگاه میکردیم حرف میزدیم و چایی و قهوه میخوردیم و میخندیدیم. و از صدای آبشار و هوای خوب لذت میبردیم. من گاهی زیر چشمی حواسم به تخت کناری هم بود. دختر پسرهای تخت کناری ما هی به قلیون پک میزدن و آبنبات چوبی میخوردن و تو بغل هم غش و ضعف میکردن. گاهی هم پیشخدمت براشون آبقند یا چایی میآورد. بعد من و ازگیل شام سبکی سفارش دادیم و گفتیم دیگه بریم. وقتی صورتحساب آوردن سرمو با فضولی بردم جلو . دیدم 6 تومن هم قلیون حساب کرده. ـ آقا، ما که قلیون نداشتیم. - خب خودتون نخواستید وگرنه قلیون اجباریه. - عجب قانونی! ازگیل شروع کرد به شمردن پول گفت ولش کن. اینجا اینجوریه. - چی رو ولش کن؟ اگه میدونستیم اقلا میگفتیم بیاره به زور میکشیدیم! ماهم عین این بغلی ها خودمونو خفه میکردیم. - و اگه طناب مفت میآوردن؟ نگرانی واشنگتن از وضع سه تبعه آمریکایی در ایرانوزارت امورخارجه آمریکا نسبت به وضعیت سه زن ایرانی- آمریکایی در ایران ابراز نگرانی کرد. شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا، روز چهارشنبه اظهار داشت که این سه زن "تحت فشار قرار گرفته یا اینکه بازداشت شدهاند". مک کورمک افزود: "من نمیتوانم دلیل بازداشت آنها را بگویم". [[photow02]] روزنامه نیویورک تایمز چهارشنبه از بازداشت هاله اسفندیاری، محقق ایرانی- آمریکایی در تهران خبر داده بود. به نوشته این روزنامه خانم اسفندیاری پس از اینکه برای دیدار مادرش به ایران رفت، مسئولان وی را ممنوعالخروج کردند. بر پایه این گزارش خانم اسفندیاری، مدیر برنامه خاورمیانه مرکز ویلسون در واشنگتن است که از ماه دسامبر گذشته در ایران بارها مورد بازجویی قرار گرفته است که سرانجام در روز سه شنبه به زندان اوین منتقل شد. پیش از این مسئولان ایرانی پاسپورت نازی عظیما، گزارشگر ایرانی- آمریکایی رادیو فردا را نیز توقیف کرده بودند. [[photow01]] به گزارش خبرگزاری فرانسه، سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا خاطر نشان کرد که دولت این کشور با خانوادههای این سه زن در تماس نزدیک است. مک کورمک، در مورد پرناز (نازی) عظیما و هاله اسفندیاری با ذکر مشخصات آنها صحبت کرد چرا که این موضوع از طرف این دو زن و یا خانوادههای آنها با رسانهها در میان گذاشته شده بود. وی از افشای هویت زن سوم خودداری کرد. شان مک کورمک تاکید کرد: "ما خواهان بازگشت آنها به آغوش خانوادههایشان هستیم". سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا در مورد خانم اسفندیاری و عظیما گفت: "این زنها هر دو مادربزرگ هستند، که یکی دارای صبغه آکادمیک و دیگری روزنامهنگار است. از این رو من درک نمیکنم دولت ایران از چه چیز این دو زن میترسد". شان مک کورمک اظهار داشت: "این افراد نه برای دولت و نه برای مردم ایران تهدید به شمار نمیروند". سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا یادآور شد که این زنان پیش از این بارها بدون مشکل به ایران سفر کرده بودند. گفتگوی رادیو زمانه با نازی عظیما |
|
خبرنامه صدای آمريکا پراکسی صدای آمريکا
| |
|
|
يك شهروند افغان مي گويد: نيروهاي خارجي تمام افغانها را مي كشند اما دولت ما چشمهايش را بسته و تلفات ما را نمي بيند
| ||
| ۱۷:۰۸ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۱۶۹ | كد خبر: ۶۶۶۸۰ |
به گفتهي شاهدان بيش از40 تن در حملات هوايي نيروهاي خارجي درافغانستان كشته شدند، اما به گفتهي نيروهاي ائتلاف تحت امرآمريكا در اين حملات تنها شورشيان كشته شدهاند.
به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، تلفات غيرنظاميان افغان در استان هلمند در جنوب افغانستان تعداد تلفات غيرنظاميان در حملات ناتو ونيروهاي آمريكايي را به شدت افزايش داده و اين تعداد را به 110 تن طي دوهفتهي اخير مي رساند.
يك شهروند افغان مي گويد: نيروهاي خارجي تمام افغانها را مي كشند اما دولت ما چشمهايش را بسته و تلفات ما را نمي بيند.
اسدلله وفا، فرماندارهلمند از كشته شدن 21 تن از جمله زنان و كودكان در حملهي هوايي روز سهشنبه به منطقهي سنگين خبر داده است.
ائتلاف تحت امر آمريكا اعلام داشته كه نيروهاي ائتلاف و افغان در مسير گشت خود هدف حمله قرار گرفتند كه به اين حملات پاسخ دادهاند.
در بيانيهي ائتلاف آمده است: طي نبرد 16 ساعته نيروهاي ارتش ملي افغان و نيروهاي ائتلاف از سه جهت هدف حمله قرار گرفتند اما دشمن را وادار به عقبنشيني كردند.
گفته مي شود در اين درگيريها 200 تن از اعضاي طالبان حضور داشتهاند.
وفا مي گويد هنگام حملات هوايي طالبان در خانههاي مردم پناه مي گيرند و به همين دليل مسوول تلفات طياد غيرنظاميان هستند.
اين در حالي است كه مردم و ساكنان محلي نسبت به حضور طالبان در مناطق خود ابراز ترديد كرده و گفتهاند هيچ يك از نيروهاي طالبان را در مناطق خود نديدهاند.
يكي از شهروندان افغان از كرزاي خواسته است تا با سفر به منطقهي سنگين از نزديك شاهد تلفات غيرنظاميان در اين منطقه باشد.
|
اين نورچشمي، پس از ناكامي از ورود به شركت بيمه ايران، بنا بر ارتباطات خود، پرونده تخلفات مديرعامل پيشين بيمه ايران را از مراجع نظارتي به دست آورده و آن را تخلفات مديرعامل فعلي، معرفي ميكند.
| ||
| ۱۶:۲۶ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۲۵۴۲ | كد خبر: ۶۶۶۷۷ |
در حالي كه دو روز از انتشار دستور رئيسجمهور براي بركناري مديرعامل و هيأت مديره بيمه ايران به اتهامات اقتصادي ميگذرد، خبرنگار «بازتاب» به جزييات تازهاي از پشت پرده اين تصميم، دست يافته است.
بنا بر اظهار يكي از منابع نزديك به مديرعامل بركنارشده بيمه ايران، علت اصلي بركناري وي، عدم پذيرش عضويت يكي از نورچشميهاي تحميلشده به اين شركت براي عضويت در هيأت مديره بوده است.
اين نورچشمي، پس از ناكامي از ورود به شركت بيمه ايران، بنا بر ارتباطات خود، پرونده تخلفات مديرعامل پيشين بيمه ايران را از مراجع نظارتي به دست آورده و آن را تخلفات مديرعامل فعلي، معرفي ميكند.
اين در حالي است كه گزارش يادشده، مربوط به تخلفات دو سال پيش بوده و ارتباطي به مديرعامل و هيأت مديره فعلي ندارد.
همزمان، كهزادي، مديرعامل بيمه مركزي نيز با اظهار شگفتي از انتساب اتهامات به مديرعامل و هيأت مديره كنوني بيمه ايران، از تخلفات آنان اظهار بياطلاعي كرد.
وي گفت: در صورت وجود هرگونه تخلف و جرم شركتهاي بيمه، بيمه مركزي به رسيدگي ميپردازد، اما هيچ يك از تخلفات ادعاشده در گزارش ديوان محاسبات، به بيمه مركزي اعلام نشده است.
در اين حال، يكي از اعضاي بركنارشده هيأت مديره بيمه ايران نيز خاطرنشان كرد: همه تخلفات اعلامشده در ديوان محاسبات، مربوط به دو سال قبل و پيش از آن بوده و ربطي با مديرعامل و هيأت مديره فعلي ندارد.
عضو هيأت مديره بيمه ايران تأكيد كرد: گزارش گروه ديوان محاسبات، مربوط به سنوات گذشته است و جزو عملكرد مديرعامل و اعضاي هيأت مديره سابق بيمه ايران به شمار ميرود.
صفرخانلو با يادآوري اينكه «تاكنون هيچ گزارشي درباره رسيدگي به پروندههاي تخلف مديران بيمه ايران به اعضاي هيأت مديره ارايه نشده است»، خاطرنشان كرد: در شركتي مانند بيمه ايران كه داراي وسعت كاري زيادي است، بديهي است كه موارد تقلب زياد ديده شود و هم اينك حوزه نظارت بيمه ايران، مشغول بررسي اين پروندههاست.
او ادامه داد: كارشناسان بيمه ايران، پيگير بسياري از اين پروندهها هستند.
وي تأكيد كرد: از 151 نماينده فاميلي كه ديوان محاسبات نام برده است، حتي يك نفر به اعضاي هيأت مديره فعلي مربوط نميشود.
او گفت: بيشتر اطلاعات گزارش ديوان محاسبات، مربوط به سالهاي 84 به قبل است و همين اعضاي هيأت مديره فعلي درگير رسيدگي به آن پروندهها بودند.
معاون مالي و اداري بيمه ايران افزود: عوامل نظارتي بيمه ايران در سيستم حضور دارند و با اين تصميم، كار كارشناسان بيمه ايران زير سؤال ميرود و شركت تخريب ميشود.
وي در پايان بار ديگر خاطرنشان كرد: هيچ يك از مديران بيمه ايران در مدت خدمت خويش، براي اقوام خود نمايندگي نگرفتهاند و اتفاقات پيش آمده، ربطي به اعضاي هيأت مديره فعلي ندارد.
در اين حال، برخي منابع آگاه در بيمه ايران، اتهام ديگر ديوان محاسبات، مبني بر پرداخت خسارت سنگين به كارتنهاي خالي را نيز بياساس دانستند.
به نوشته «سرمايه»، خسارت پرداخت شده به كارتنهاي خالي تلفنهاي همراه در قعر دريا، كه در گزارش ديوان محاسبات كشور به عنوان يكي از موارد اتهام به آن اشاره شده است، از سوي منابع آگاه در بيمه ايران تكذيب شد و مدارك پرداخت نشدن حتي يك ريال به آن مورد خسارت، در پروندههاي بيمه ايران موجود است.
|
| ||
| ۱۵:۵۰ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۲۵۶ | كد خبر: ۶۶۶۶۷ |
صدها تن از اعضاي گروههاي مختلف فلسطيني به منظوراجراي نظم و قانون در نوار غزه و اجراي طرح امنيتي مشترك در خيابانهاي اين منطقه مستقر شدند.
به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، به گفتهي يک مقام فلسطيني نيروهاي وابسته به حماس و فتح در اين عمليات امنيتي در کنار يکديگر حضور دارند.
اولين مرحله از اين طرح با حضورصدها تن از اعضاي نيروهاي امنيتي فلسطين در وروديهاي شهرهاي نوار غزه آغاز شد.
از زمان پيروزي حماس در انتخابات پارلماني سال گذشته تاکنون تقريبا 400 تن دردرگيريها ميان جناحهاي مختلف فلسطيني کشته شدهاند. اما دو جناح فتح و حماس طي سال جاري توافق کردند يک دولت ائتلافي تشکيل دهند.
نبيل شعث، از رهبران ارشد فتح گفت: توافق کاملي وجود دارد. عزم راسخي هم هست و من فکر مي کنم آنچه در 48 ساعت آينده شاهد آن خواهيم بود استقرار کامل نيروهاي امنيتي براي مقابله با بي قانوني در نوار غزه است.
وي گفت: نيروهاي وفادار به فتح و حماس اکنون لباس هاي متحدالشكل بر تن خواهند کرد و به وزارت کشور پاسخگو خواهند بود. وزارت کشور تحت کنترل يک نهاد مستقل سياسي در دولت ائتلافي قرار داده شده است.
تا پيش از اين در مورد اينکه آيا دولت حماس يا محمود عباس، رييس تشکيلات خودگردان از حزب فتح، بايد بر نيروهاي امنيتي نظارت داشته باشند، اختلاف نظرهايي وجود داشت.
جزييات کامل اين طرح امنيتي هنوزمعلوم نيست.
قرار بود نخستين مرحله از اين طرح100 روز به طول انجامد و شامل کنترل ترافيک و مبارزه با جرايم باشد.
رقابت هاي جناحي، جرم و جنايت، و بيکاري گسترده مانع عملکرد عادي در نوار غزه است و همزمان جريان کمکهاي خارجي نيز دستخوش محدوديتهاي غرب قرار گرفته است.
به گفتهي شاهدان نيروهاي امنيتي خودروها را در ورودي نوار غزه جستجو كرده و از عابران كارتهاي هويتشان را ميخواهند.
دفتر هنيه اعلام كرد كه نشستي در خصوص طرح امنيتي ميان نخستوزير و هاني القواسمي، وزير داخلي و رهبران امنيتي برگزار شده است.
|
شماري از كارشناسان هم بر اين باورند كه مذاكرات كنوني بين ايران و بوليوي، ممكن است شامل كشف و استخراج اورانيوم در شرق بوليوي باشد.
| ||
| ۱۵:۴۸ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۷۶۴ | كد خبر: ۶۶۶۶۶ |
«هوگو چاوز»، رئيسجمهور ونزوئلا، در حال تشويق و ترغيب متحدان خود در آمريكاي لاتين براي گسترش روابط با ايران است؛ كشوري كه امتيازها و پيشنهادهاي تجاري و مالي بسياري را به آنها ميدهد و داراي نفوذ زيادي در منطقه است.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» به نقل از «واشنگتنتايمز»، احمدينژاد، رئيسجمهور ايران، در جريان دو سفر اخير خود به ونزوئلا، قراردادهايي را به ارزش بيش از هفده ميليارد دلار با چاوز امضا كرده است.
ماه گذشته «دانيل اورتگا»، رئيسجمهور نيكاراگوئه، پذيراي متكي، وزير امور خارجه ايران، بود، در حالي كه او و «مورالس»، رئيسجمهور بوليوي، خبر از قراردادهاي جديدي با ايران داد.
اورتگا پس از ورود متكي گفت: «تلاش براي عدالت و حقيقت در قالب توسعه اقتصادي، هدف اساسي دولت نيكاراگوئه و دوستان ما در ايران است».
اورتگا ايران را قرباني آمريكا خواند كه ايران را حامي تروريسم ميداند.
وي در سخنراني براي روستاييان بوليوي در «سنخوليان»، به حاميان كشاورزش گفت تا هرچه بيشتر به توليد سويا براي صادر كردن به ايران بپردازند.
مورالس همزمان با ورود هيأت تجاري ايران به كشورش گفت: «در آخرين ديدار من با سفير ايران، او گفت كه كشورش آمادگي دارد همه توليدات ما را خريداري كند».
مقامات بوليويايي ميگويند كه آنان براي توليدات كشاورزي خود، نيازمند بازارهاي جديد هستند و به تازگي به دنبال مخالفت مورالس با امضاي توافقنامه تجارت آزاد با واشنگتن، معافيتهاي گمرك اين كشور را از دست دادهاند.
مقامات اين منطقه جهان، همچنين از سرمايهگذاري و كمكهاي بيشتر ايران، اهميت بيشتري را نثار اين كشور ميكنند.
شماري از كارشناسان درباره پيامدهاي ناگوار پيوندهاي اقتصادي اين منطقه با ايران خبر ميدهند.
«خيمنا كوستاس»، از كارشناسان مشهور بينالمللي بوليوي، ميگويد: «صادرات سويا به ايران، ميتواند كاملا تجاري و به صرفه باشد، اما چون ناشي از توافق متقابل طرفين است، الزاماتي سياسي را نيز براي ما به دنبال دارد».
چاوز در برنامه تلويزيوني «Alo Presidente» كه روز يكشنبه پخش شد، از ايران خواستار بررسي بيشتر راههاي همكاري با بوليوي و ديگر كشورهاي منطقه در برقراري پيوندهاي اقتصادي مشابه شد.
بلوك «ALBA» بازار سوسياليستي است كه در ابتدا بين ونزوئلا و كوبا ايجاد شد و به تازگي بوليوي و نيكاراگوئه نيز وارد آن شدهاند.
چاوز، مورالس، اورتگا و كارلوس لاگه، معاون رئيسجمهور كوبا، هفته گذشته در كاراكاس براي هماهنگي سياستهايشان با هم ديدار كردند.
چاوز به شدت از برنامه اتمي ايران حمايت كرده و آشكارا هم از آنان خواستار كمك براي ساختن يك رآكتور ديگر در ونزوئلا شده است.
همچنين گزارشهايي در روزنامههاي ونزوئلايي منتشر شده كه حاكي از حضور دانشمندان ايراني در معادن اورانيوم منطقه رودخانه Orinoco ونزوئلاست.
شماري از كارشناسان هم بر اين باورند كه مذاكرات كنوني بين ايران و بوليوي، ممكن است شامل كشف و استخراج اورانيوم در شرق بوليوي باشد.
|
شوكت عزيز گفت: اسلام آباد بيش از شش ميليون مهاجر افغان را بر اساس برادري و انسان دوستي و در شرايط سخت پذيرايي كرده است. وي افزود: پاكستان ميخواهد كه پناهندگان افغان با احترام به ميهن خود بازگردانده شوند.
| ||
| ۱۵:۳۶ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۴۱۵ | كد خبر: ۶۶۶۶۵ |
هيات دولت فدرال پاكستان به رياست"شوكت عزيز" نخست وزير اين كشور تصويب كرد كه مهاجران افغان بايد ظرف سه سال به كشور خود بازگردند.
به گزارش ایرنا، تلويزيون دولتي پاكستان روز پنجشنبه با اعلام اين خبر افزود: نخست وزير پاكستان در سفر اخير خود به افغانستان در اين ارتباط با "حامد كرزي" رييس جمهوري اين كشور توافق كرده بود.
به گزارش اين شبكه تلويزيوني،شوكت عزيز در نشست هيات وزيران گفت: اسلام آباد بيش از شش ميليون مهاجر افغان را بر اساس برادري و انسان دوستي و در شرايط سخت پذيرايي كرده است.
وي افزود: پاكستان ميخواهد كه پناهندگان افغان با احترام به ميهن خود بازگردانده شوند.
نخست وزير پاكستان همچنين از همكاري اداره امور پناهندگان سازمان ملل در اين ارتباط تشكر كرد.
شوكت عزيز تاكيد كرد كه پاكستان خواهان آن است كه كودكان، نوجوانان و جوانان افغان در كشور خود رشد كنند و تربيت شوند.
براساس اعلام دولت فدرال پاكستان هم اكنون دو ميليون ۱۶۱هزار و ۹۸۴نفر از مهاجر افغان در اين كشور ثبت نام كردهاند.
|
در بخش مسكن، مطابق با آمار رسمي بانك مركزي، زماني كه رشد ساخت مسكن در كشور كه در سال 1383 بيش از 15 درصد بوده، در سال 1384 به يك باره حدود 13 درصد منفي ميشود، به منزله ركود در بخش مسكن است كه تأثير اين ركود با توجه به حجم انبوه نقدينگي و ركود بازار بورس، طبعا به گراني مسكن منجر ميشود.
| ||
| ۱۵:۰۴ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۲۰۶۴ | كد خبر: ۶۶۶۶۳ |
پيرو اظهارات رئيسجمهور در بيان كارنامه اقتصادي دولت، يك كارشناس اقتصادي، با مخدوش ارزيابي كردن بسياري از آمارهاي ارايهشده، از مسئولان اقتصادي دولت كه براي توجيه عملكرد خود با ارايه آمار نادرست به رئيسجمهوري، موجب تضعيف اعتماد عمومي به دولت ميشوند، انتقاد كرد.
اين كارشناس اقتصادي، با تأكيد بر اينكه بسياري از آمارهاي ارايهشده با آمارهاي رسمي كشور تفاوت دارد، گفت: حتي اگر تازهترين آمار رسمي بانك مركزي از وضعيت اقتصاد كشور را كه شامل وضعيت اقتصاد كشور تا نيمه دوم سال 1385 است، ملاك قرار دهيم، متوجه ميشويم كه بسياري از آمار ارايهشده، واقعي نيست.
اين كارشناس توضيح داد: براي مثال، گفته شده كه در سالهاي پيش از دولت فعلي، رشد اقتصاد كشور 5/3 درصد بوده و رشد آن در اين دولت به 6/7 درصد رسيده است. در حالي كه بنا بر اعلام رسمي بانك مركزي، رشد توليد ناخالص داخلي به قيمت پايه در سال 1381، 6/7 درصد، در سال 1382، 8/6 درصد، در سال 1383، 8/4 درصد و در سال 1384، 4/5 درصد بوده است و در سال 1385 نيز اين رشد، حدود 5 درصد برآورد ميشود كه نشان از سير نزولي رشد اقتصاد در سه سال اخير دارد.
وي ادامه داد: رئيسجمهور همچنين از كاهش وابستگي به نفت در دو سال اخير سخن گفتهاند. در حالي كه ميزان مصرف از درآمد نفتي بنا بر اعلام رسمي در سال 1385، بيش از 52 ميليارد دلار بوده و اين ميزان در تاريخ ايران بيسابقه است و سازمان مديريت، نيز استفاده از درآمد نفتي در بودجه سال 1386 را 41 ميليارد دلار اعلام كرده، با توجه به متممهاي بودجه، پيشبيني ميشود كه امسال نيز اين رقم به سطح پنجاه ميليارد دلار برسد. حال آنكه در سال 1382، كل واردات كشور 29 ميليارد دلار و در سال 1383، 38 ميليارد دلار بوده كه اين ميزان در سال 1384 مطابق با اعلام بانك مركزي به 41 ميليارد دلار رسيد و برآورد مربوط به سال 1385 نيز بيش از پنجاه ميليارد دلار است، چراكه بنا بر اعلام رسمي بانك مركزي در ششماهه نخست سال 1385 ، 6/25 ميليارد دلار كالا وارد كشور شده است.
وي تأكيد كرد: همچنين در سال 1384، خالص حساب سرمايه كشور از 7/5 ميليارد دلار مثبت به منهاي 800 ميليون دلار رسيد. اين رقم در شش ماهه نخست سال 1385 نيز به حدود منهاي 2/3 ميليارد دلار مطابق با آمار رسمي بانك مركزي افزايش يافت.
اين كارشناس درباره انتقاد شديد حمله دكتر احمدينژاد به كارشناسان منتقد نرخ تورم اعلام شده از سوي دولت گفت: اتفاقا مركز پژوهشها، كه نرخ تورم واقعي را بيش از 22 درصد اعلام كرده، نه تنها هيچ وابستگي به دولتهاي آقايان هاشمي و خاتمي ندارد، بلكه رئيس و كارشناسان كنوني اين مركز نيز در دولتهاي گذشته، منتقد عملكرد اقتصادي آنها بودهاند، اما پرسش اينجاست كه وقتي از يك سو شرايط ركودي در اقتصاد كشور حاكم شده و از سوي ديگر، نقدينگي رشد بيسابقه 40 درصدي را تجربه ميكند، چگونه آثار تورمي آن قابل انكار است؟ براي نمونه، در بخش مسكن، مطابق با آمار رسمي بانك مركزي، زماني كه رشد ساخت مسكن در كشور كه در سال 1383 بيش از 15 درصد بوده، در سال 1384 به يك باره حدود 13 درصد منفي ميشود، به منزله ركود در بخش مسكن است كه تأثير اين ركود با توجه به حجم انبوه نقدينگي و ركود بازار بورس، طبعا به گراني مسكن منجر ميشود.
وي در پايان گفت: مسئولان بايد بدانند كه واقعيات اقتصاد را نميتوان مشابه مسائل سياسي با تبليغات و شعار پيش برد و هرچه مسئولان بر فقدان گراني و رونق اقتصادي اصرار كنند، با ديدن خلاف اين ادعاها در جامعه، تنها بياعتمادي مردم نسبت به صداقت مسئولان افزايش مييابد.
|
در حالي كه پس از سالها، آژانس بينالمللي انرژي اتمي، در پي نظارت مدام بر تاسیسات اتمي کشورمان بر بومي بودن فناوري هستهاي ايران، ترديدي از خود نشان نداده، مؤسسه بينالمللي مطالعات استراتژيك لندن، ايران را به ايجاد شبكه قاچاق اتمي متهم كرده است.
| ||
| ۱۴:۴۸ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۱۶۳۰ | كد خبر: ۶۶۶۶۲ |
در حالي كه سالهاي اخير، آژانس بينامللي انرژي اتمي، در پي نظارت مدام بر سياست اتمي ايران بر بومي بودن فناوري هستهاي ايران، ترديدي از خود نشان نداده، مؤسسه بينالمللي مطالعات استراتژيك لندن، ايران را به ايجاد شبكه قاچاق اتمي متهم كرده است.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، اگر آمريكا و سرويسهاي اطلاعاتي متحدش، موفق به متلاشي كردن چندين بخش شبكه قاچاق اتمي «عبدالقديرخان»، سازنده بمب اتمي پاكستان، شدهاند، اما بنا بر گزارش مؤسسه بينالمللي مطالعات استراتژيك لندن (IISS)، ايران موفق به ايجاد شبكه جديد و احتمالا بزرگتر براي دستيابي به تكنولوژي اتمي شده است.
روز دوشنبه، «مارك فيتز پاتريك»، كارشناس خلع سلاح اين مؤسسه، در جمع خبرنگاران و كارشناسان خلع سلاح در واشنگتن گفت: «ايران هنوز هم فعالترين مشتري بازار سياه اتمي است؛ مشتري كه موفق به ايجاد شبكهاي، اگر نگوييم بزرگتر، ولي همانند شبكه عبدالقديرخان شده است.
در گزارش مؤسسه «IISS» با نام بازارهاي سياه اتمي به پاكستان: عبدالقديرخان و ظهور شبكههاي تكفير و توليد، نتيجهگيري ميكند كه به رغم بازداشت و تحت نظر بودن عبدالقديرخان از سال 2004 توسط دولت پاكستان، اجزاي شبكه وي كه در سه قاره ريشه دواندهاند، هنوز هم فعال و خطرناكند.
«فيتز پاتريك» ميگويد: «ايران موفق شده است عدهاي كالاهاي دومنظوره را از برخي اعضا و شركتهايي كه در استخدام عبدالقدير بودهاند، به دست آورد. آنان همچنين به ارايهكنندگان تكنولوژيهاي جديد روي آوردهاند و به رغم شديدتر شدن نظارت برخي كشورها، ايران هنوز هم تلاش دارد با تغيير مداوم جبهه تجارت خود در كشورهاي گوناگون و سرمايهگذاري در اين زمينه، از محدوديتهاي اعمالشده فرار كند».
مقامات وزارت خزانهداري و وزارت امور خارجه آمريكا اعلام كردهاند كه برخي از اين شركتها و حسابهاي بانكي به نظر در امارات عربي متحده و ديگر كشورهاي خليج [فارس] مستقرند. آمريكا مرتبا به دنبال جذب كمك اين كشورها براي متلاشي كردن اين سلولها و شبكههاي مالي بوده، اما هنوز نتايج كاملي به دست نياورده است.
تحقيق «IISS» نشان ميدهد كه امارات مقصد مشترك كالاهاي غيرقانوني و محل اختفاي شبكه عبدالقديرخان است و پيشبيني ميكند كه بدون شك، نظارتهاي سهلانگارانه بر صادرات در امارات منجر به ترغيب ايران براي استفاده از آن خواهد شد.
اين مؤسسه همچنين از مشكلات جديدي كه در اثر توقف برنامه اتمي كره شمالي در بحث خلع سلاح پيش ميآيد، هشدار ميدهد.
فيتز پاتريك ميگويد: در صورت موفقيت تلاشها براي توقف اين برنامه، آنگاه كره شمالي تجهيزات بسياري را داراست كه نيازي به آنها ندارد و نگراني از اين است كه احتمال دارد كره شمالي متمايل به فروش آنها باشد كه در اين صورت، چندين كشور از جمله ايران علاقهمند به دريافت اين تجهيزات هستند.
«IISS» همچنين درباره مشروعيت شبكه عبدالقديرخان و نتايج وخيم احتمالي آن هشدار ميدهد. اين در حالي است كه هنوز هم سرنوشت بسياري از تجهيزات متعلق به اين گروه نامشخص است و «IISS» احتمال ميدهد كه ديگر كشورها و يا حتي تشكلات غيردولتي مانند «القاعده»، توانسته باشند به نسخههايي از اين سلاحهاي هستهاي مانند ليبي دست پيدا كنند!
به گفته اين مؤسسه، همه طراحيهاي شبكه عبدالقديرخان به صورت ديجيتال روي حافظههاي كامپيوتري ذخيره شده و در يكي از دفاتر اين شبكه در دبي است.
|
متکي گفت:"انگليسيها نيز مانند آمريكاييها راه خوبي ياد گرفتهاند و آن اينكه در اوج هجمههاي تبليغاتي عليه سياستهايشان فرافكني ميكنند."
| ||
| ۱۴:۳۵ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۱۴۳۳ | كد خبر: ۶۶۶۶۰ |
وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران در پاسخ به ادعاي اخير وزير دفاع انگليس مبني بر حمايت ايران از طالبان گفت: انگليس بايد پاسخگوي مذاكرات خود با رهبران طالبان در "موسي قلعه" افغانستان باشد كه موجب خشم وعصبانيت دولت آقاي " حامد كرزي" شد.
به گزارش ايرنا، "منوچهر متكي" كه در جريان ديدار از چند كشور اروپاي شمالي به دانمارك سفر كرده بود، در گفتوگو با خبرنگار شبكه خبري "العالم" درباره گفتههاي اخير "دس براون" وزير دفاع انگليس در پارلمان اين كشور كه مدعي شده بود ايران از گروههايي مانند طالبان حمايت ميكند، گفت:"انگليسيها نيز مانند آمريكاييها راه خوبي ياد گرفتهاند و آن اينكه در اوج هجمههاي تبليغاتي عليه سياستهايشان فرافكني ميكنند."
وزير امور خارجه ايران افزود: آنچه مورد بحث و بررسي قرار دارد موضوع ارتباط پنهان و آشكار و مذاكراتي است كه انگليس با رهبران طالبان داشته است.
متكي با بيان اينكه "جمهوري اسلامي ايران معتقد به تداوم حمايت از دولت كرزي است"، گفت: جامعه بينالمللي و همسايگان و كشورهاي منطقه بايد با قدرت از آقاي كرزي به منظور جلوگيري از ظهور مجدد افراط گرايي و تروريسم در افغانستان حمايت كنند.
وزير امور خارجه ايران درباره طرح پيشنهادي سوئيس درباره توقف غنيسازي گفت: طرح خاصي نبوده است. همان چند ماه قبل كه با سوئيسيها مطرح شد، به آنها گفتيم كه خارج از بحث تعليق غنيسازي آمادگي داريم درباره ساير بخش هاي طرحشان گفتوگو كنيم.
وي تصريح كرد: ايران بطور كلي از بررسي هر طرح و پيشنهادي كه داراي دوپايه اساسي "استيفاي حق ايران و زدودن هرگونه نگراني" باشد، استقبال ميكند.
متكي در بخش ديگري از اين گفتوگو در خصوص دليل انجام نشدن ملاقات وي با كاندوليزا رايس در شرم الشيخ گفت: ديدار وزراي خارجه به مقدمه چيني و اراده سياسي در عمل و نه در كلام و همچنين مشخص شدن محورهاي گفتوگو نياز دارد.
وي با بيان اينكه "براي اين ديدار هيچ كار كارشناسي از نظر محتوا و شكل انجام نشده بود"، گفت: بنا نبود چنين ملاقاتي صورت گيرد. فقط قرار بود درباره عراق بحث شود.
وزير امور خارجه ايران افزود: البته فرصتهايي در حاشيه اجلاس به طور تصادفي به وجود آمد و ديدارهايي كوتاه در حد چند دقيقه بين نمايندگان دو كشور درباره عراق انجام شد.
متكي خاطرنشان كرد: اگر يك اراده سازنده را شاهد باشيم و از طرق رسمي درخواستها رد و بدل شود و همانگونه كه آقاي رييس جمهور گفتند اگر صداقت را در اين درخواست ببينيم، آمادگي داريم كه درجهت كمك به عراق گفتوگوهايي داشته باشيم.
وي درباره اظهارات "هوشيار زيباري" وزير خارجه عراق كه گفت مساله ديپلماتهاي ربوده شده ايراني در عراق درحال حل شدن است،تصريح كرد: بهتر است آمريكاييها هرچه زودتر خود را از تبعات اين اقدام غيرقانوني و نادرست نجات دهند.
متكي افزود: اگر گفته آقاي زيباري اين باشد كه چنين اقدامي كه بسيار هم دير شده در شرف انجام است كار درستي است و پيش از اين بايد انجام مي دادند ولي به هر حال بهتر است هرچه زودتر صورت گيرد.
متكي در ادامه اين مصاحبه با بيان اينكه"تعريف جديدي از توزيع همكاريها و روابط اقتصادي با اروپا داريم"، گفت: سهمي كه در روابط اقتصادي براي اروپا درنظر گرفتهايم ميتواند چارچوب جديدي پيدا كند و در اين زمينه از ظرفيتهاي بيشتري استفاده كنيم.
وزير خارجه ايران افزود: مناسبات ايران با كشورهاي منطقه اسكانديناوي از جمله دانمارك، نروژ و سوئد در سه حوزه تجارت، همكاريهاي صنعتي و فناوري و نفت و گاز تعريف ميشود.
وي تصريح كرد: با توجه به ظرفيتهاي دانمارك، نروژ و سوئد و همچنين جمهوري اسلامي ايران درحوزه صادرات به منطقه اسكانديناوي، ميتوانيم براي ايجاد توازن روابط تجاري خود با اروپا اين سه كشور را مد نظر قرار دهيم.
متكي با بيان اينكه كشورهاي حوزه اسكانديناوي معمولا مواضع مستقل تري در قبال موضوعات منطقهاي و بينالمللي دارند، اظهار داشت: به طور مثال نروژ به رغم مواضع ديگر كشورهاي اروپايي، جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) را به رسميت ميشناسد و با آن ارتباط وهمكاري دارد و كمكهايي مي كند.
متكي خاطرنشان كرد: در اين كشورها نسبت به استفاده از زور درعراق و افغانستان و اساسا درتعاملات بينالمللي مخالفتهاي بسيار قوي وجود دارد.
وي گفت: نزديك به ۱۳۰تا ۱۴۰هزار ايراني در اين منطقه از دنيا زندگي ميكنند كه تصميم گرفته شد به منظورسرويس دهي بهتر به آنها بخشهاي كنسولي ايران در كشورهاي اسكانديناوي تقويت شوند.
وزير امور خارجه ايران افزود: قرار شد در منطقهاي در سوئيس كه بيش از ۴۰هزار ايراني ساكن هستند كنسولگري جديدي براي سهولت در خدمت رساني به آنها داير شود.
متكي با تشريح دلايل تقويت روابط ديپلماتيك باكشورهاي حوزه اسكانديناوي در اين مقطع ، تصريح كرد: البته با وزراي خارجه اين كشورها در فرصتهاي مختلف در سازمان ملل و درمناسبتهاي ديگر ديدارهايي داريم اما لازم بود كه ملاقاتهايي در پايتختهاي يكديگر داشته باشيم.
وي با بيان اينكه از همتايان خود براي سفر به ايران به منظور ادامه گفت وگوها دعوت كرده است، خاطرنشان كرد: ما در زمينه فعاليتهاي صلحآميز هستهاي لازم است كه كشورها خصوصا در حوزه اروپا را توجيه كنيم، دلايل خودمان را بگوييم و حمايت آنها را از مذاكراتي كه اكنون جريان دارد، بخواهيم.
وزير امور خارجه ايران اظهار داشت: مجموعا تصورم اين است كه سفر به كشورهاي حوزه اسكانديناوي حركت مناسبي بود كه وزارت خارجه در اين مقطع انجام داد.
متكي در پاسخ به اين پرسش كه آيا مساله هستهاي ايران با مقامات ارشد كشورهايي كه به آنها سفر كرديد، مطرح شد و پاسخ آنها چه بود؟، گفت: با همه مقامات، نمايندگان و روساي مجالس هر سه كشور نروژ، دانمارك و سوئد، سفرا و ديپلماتهاي خارجي مقيم كپنهاگ و خبرنگاران و روزنامه نگاران مساله استفاده صلح آميز ايران از انرژي هستهاي مطرح و درباره آن بحث و گفت وگو شد كه اين امر به درك آنها از مواضع ايران كمك ميكند.
|
به بهانه فيلم «300» و تحريف تاريخ
| ||
| ۱۴:۲۵ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۶۹۶ | كد خبر: ۶۶۶۵۹ |
دكتر اميربهرام عرب احمدي
طي دو ماه گذشته سينماهاي بسياري از كشورهاي جهان مخصوصا ايالات متحده آمريكا و اروپا شاهد نمايش فيلمي به نام «300» بودهاند كه توسط شركت برادران وارنر در هاليوود ساخته شده است و فروش بالاي آن همچنان ادامه دارد.
اين فيلم كه بر اساس كتاب فرانك ميلر رمان نويس مشهور تهيه شده، داستان مقاومت گروه كوچكي از يونانيان در تنگه ترموپيل را دستمايه اصلي خود قرار داده است. موضوع فيلم «300» لشگركشي سپاهيان ايران در دوره پادشاهي خشايارشاه به يونان است كه منجر به ورود سپاهيان ايران به قلب سرزمين يونان و به آتش كشيدن شدن آتن ميشود. در نهايت نيز پس از برآورده شدن اهداف خود كه همانا تنبيه يونانيان و تلافي دسيسههاي آنان در عصر پدرش داريوش هخامنشي كه منجر به آتش كشيده شدن شهر سارد مركز ايالت ليديه در آسياي صغير ( از متصرفات ايران عصر هخامنشي) بود، به ايران بازگشت. البته بخشي از لشگريان ايران خصوصا كشتيهاي جنگي هخامنشي در اين جنگ كه به سالامين معروف گشته است به دليل موقعيت نامناسب جغرافيايي از ناوهاي جنگي يونانيان شكست خوردند و اين امر با بزرگ نمايي يوناني به شكست ايرانيان در مقابل يونانيها معروف گرديده است با اين حال همان گونه كه اشاره شد پادشاه هخامنشي كه حتي شنيدن نام او لرزه بر اندام يونانيان ميانداخت اهداف خود را در اين سفر جنگي تامين شده ديد و اين شكست كه پس از فتح آتن پديد آمد تاثير چنداني بر روحيه شاه وارد نياورد و او پيروزمندانه رهسپار كشور خود گشت.
فيلم «300» كه با اهدافي كينه توزانه و به قصد تحقير و توهين ايران و ايرانيان در عهد باستان ساخته شده است فيلمي يكسويه عليه عظمت و شكوه ايران عصر هخامنشي و در دورهاي است كه ايرانيان پرچمدار و مشعلهدار تمدن و فرهنگ جهاني بودند و جداي از تنها ابرقدرت جهان آن روزگار در زمينههاي گوناگون فرهنگي هنري نيز يگانه روزگار خويش محسوب ميشدند.
در اين فيلم كه با سرمايهاي عظيم و توسط يكي از كارگردانان معروف سينماي هاليوود، «ژاك اشنايدر»، توليد شده ايرانيان موجوداتي وحشي زشت، نفرت انگيز، بي مغز، فرو رفته در پردههاي عظيمي از جهالت و ناداني و فاقد قدرت تصميمگيري معرفي شده اند. در راس اين سپاهيان زشت روي نيز شاه هخامنشي سياه پوست كه علاوه بر كريه المنظري داراي شخصيتي فرو مايه و پست با خصوصياتي زنانه ترسيم گرديده است قرار دارد. در مقابل يونيان مرداني سفيدچهره زيبا روي، شجاع، با تدبير، مصمم و دلير به تصوير كشيده شدهاند كه در سايه خرد و فرزانگي فرماندهي شجاع به نام لئونيداس در مقابل ميليونها نفر سپاهيان ايراني حماسهاي عظيم را خلق نموده و پس از به خاك و خون كشيدن هزاران تن از سربازان ايراني جان خود را فدا كردهاند!
شدت تحريفات موجود در اين فيلم به اندازهاي است كه علاوه بر ايرانيان مقيم اروپا و آمريكا، بسياري از تماشاگران غربي نيز از نحوه ساخت فيلم «300»ابراز نارضايتي كرده و آن را توهيني عليه تاريخ و تمدني جهاني دانسته اند. به هر صورت آنچه كه مشخص است ساخت اين گونه فيلمها كه پس از فيلم الكساندر يا اسكندر دومين حلقه توطئه فرهنگي جديد غرب عليه ملت سرافراز ايران محسوب ميشود، ترفندي نو با ظاهري فريبنده و جذاب براي مخدوش ساختن تاريخ و تمدن درخشان ايران در عهد باستان و خصوصا در دوره هخامنشيان كه از نظر فرهنگ مادي و معنوي و معتقدات ديني سرآمد عصر خود بوده و نخستين ملتي محسوب ميشدند كه صور و افكار را بين شرق و غرب مبادله كرده و موجبات پيوند و نزديكي فرهنگ و هنر جهانهاي شرق و غرب را ميسر ساختند و از اين جهت تمام تمدنهاي جهاني مديون اين دولت ميباشند.
همان گونه كه اشاره شد موضوع جنگ ايرانيان بايونان در دوره خشايارشا چهارمين پادشاه هخامنشي موضوع اصلي فيلم «300» را تشكيل ميدهد ولي پيش از ورود به اين بحث ضروري است روابط ايرانيان با مردمان يونان در دوره هخامنشيان از ابتداي تشكيل پادشاهي هخامنشي به صورت گذرا و مختصر بررسي شده و سپس جنگ سالامين از زواياي گوناگون مورد بررسي قرار گيرد.
كوروش، بنيانگذار سلسله هخامنشيان كه به احتمال زياد همان ذوالقرنين مورد اشاره در قرآن است از نسل پارسيان بود. پارسيان مردماني آريانژاد بودند كه هر چند تاريخ آمدن آنان به ايران مشخص نيست ولي در كتيبههاي آسوري از سده نهم پيش از ميلاد از آنان با عنوان پارسواش ياد شده است و به نظر ميرسد آنها ابتدا در حوالي درياچه اروميه يا كرمانشاه ميزيستهاند و در قرن هفتم پيش از ميلاد بتدريج رهسپار جنوب شده و در منطقهاي كه به كشور پارس موسوم گشت مستقر گشتند. آنان تحت پيشوايي هخامنشي حكومت خود را تاسيس كردند و قلمرو اين پادشاهي در ابتدا بخشهايي از استانهاي فعلي فارس و خوزستان را در بر ميگرفت. پارسيها كه به مناسبت بنيانگذار خويش خودرا هخامنشيان ميخواندند بعدها پس از شكست دولت عيلام بخشهايي از اين پادشاهي را نيز ضميمه خود ساختند و به بتدريج به دولتي بزرگ در بين دولتهاي بزرگ آن عصر نظير عيلام، آسور و ماد مبدل گشتند و بعدها به دو شاخه اصلي و فرعي تبديل شدند.
دولت پارس در دوره پادشاهي كورش و در سايه تدبير و قدرت والاي فرماندهي اين پادشاه خردمند پادشاهيهاي بزرگ آن عهد همچنين ماد، ليديه و بابل را تحت سيطره خود در آورد و دولت هخامنشيان به عنوان يكي از بزرگترين پادشاهي آن عصر يا به عرصه گيتي نهاد. كوروش پس از فتح ليديه كه بخشي از كشور تركيه كنوني را شامل ميگرديد. با يونيانان ساكن در منطقه آسياي صغير همجوار گشت كه تا پيش از آن تحت حاكميت پادشاهي ليديه قرار داشتند و مدت كوتاهي پس ازآن كليه يونانيان منطقه آسياي صغير شامل جزاير لس بوس (lesbos) و چيوس (chies)، فرنگيه (phrggie)، كيليكيه (cilgcie) و ليكيه (lycie) سيطره پادشاهي هخامنشي را پذيرفته و خراجگزار كوروش گرديدند. كوروش نيز براي اطمينان خاطر از اين يونانيان بخش غربي آسياي صغير را كه محل استقرار يونانيها بود به دوايالت تقسيم كرد و مركزيت يكي از اين ايالات را شهر سارد (پايتخت سابق كشور ليديه) و كرسي ايالت ديگر را شهر داسكليون (dasklyon) قرار داد و براي هر يك از شهرهاي يوناني اين ايالات فرماندهي منصوب كرد تا مانع اتحاد اين شهرها شود. از آن زمان ايران با يونانيان مستقر در مجمع الجزاير يونان كنوني هم مرز گشت و اين وضعيت تا پايان پادشاهي هخامنشي تداوم يافت.
در دوره پادشاهي كوروش درگيري خاصي بين ايران و يونانيها پيش نيامد و يونانيها كه از قدرت پادشاهي جديد التاسيس هخامنشي دچارهراس شده بودند بشدت سعي داشتند از هر گونه اقدامي كه خشم كوروش را فراهم ميآورد خودداري ورزند.
البته به نظر ميرسد كوروش درصدد گسترش فتوحتات خود تا قلب يونان و تسخير تمامي مجمع الجزاير كنوني يونان نيز بوده است و در ملاقات با هيئت اعزامي از سوي اسپارت نيز عنوان كرده بود: من با مردمي كه در ميدان جمع ميشوند تا به قيد قسم بيكديگر دروغ گويند... اگر زنده ماندم چنان كنم كه... از بيچارگي خود بنالند. اين اظهارات نشان ميدهد بنيانگذار پادشاهي هخامنشي اگر فرصتي پيدا ميكرد متصرفات خود را از آسياي صغير تا بونان نيز ادامه ميداد ولي جنگهاي در شرق ايران در نواحي خراسان، سيستان تا حوالي پاكستان و هند و همچنين تسخير بابل كه يكي از عظيمترين پادشاهيهاي آن زمان بود به وي اجازه تحقق اين هدف را نداد.
پس از كشته شدن كوروش در جنگ با اقوام نيمهحشي ماساژتها (masegetes) و بر تخت نشستن كمبوجيه وليعهد و پسر او پادشاه جديد فتوحات پدرش را ادامه داد و پس از فرونشاندن شورشهاي داخلي تسخير مصر را در سال 526 ق.م. در سرلوحه اهداف خود قرار داد. اين لشكر كشي عظيم كه علاوه بر فتح مصر منجر به تسخير ليبي و بخشهايي از شمال سودان گرديد، سه سال به ل انجاميد و در سال 522 قبل از ميلاد كمبوجيه در هنگام بازگشت به ايران در شام (سوريه كنوني) به گونهاي مبهم و نامعلوم كشته شد و داريوش اول هخامنشي پس از به قتل رساندن فردي موسوم به گئوماتاي مغ كه به دروغ خود را برديا برادر شاه خوانده بود و سركوبي شورشيهاي گسترده داخل به عنوان پادشاه بعدي سكاندار دولت نوپاي هخامنشي گشت.
در آن زمان علاوه بر مستعمرات يوناني آسياي صغير و تراكيه و مقدونيه، بعضي از جزاير يوناني تابع ايران بودند. و تقريبا يك سوم كل مجمع الجزاير يونان در تحت حكومت ايران بودند. دو سوم ديگر يونان دربرگيرنده دولتهايي بودند كه بعضي از آنان در واقع شهرهايي بودند و برخي ديگر بزرگتر از شهر بودند. مهم ترين اين دولت شهرها آتن و اسپارت بودند كه در آتن حكومت ملي و در اسپارت حكومت اليگارش (حكومت عدهاي كم براكثريت مردم ) برقرار بود.
اين دولت شهرها هر چند از قدرت ايران در هراس بودند ولي در مواقع خطر از ايران طلب كمك ميكردند. با اين حال شيوه آنها در مقابل حكمرانان ايراني توام با عذر و پيمان شكني بود و سعي ميكردند به هر طريق موقعيت ايران را در آسياي صغير و متصرفات يوناني آنان تضعيف نمايند. در راستاي اين سياست، منافقانه يونانيان آسياي صغير در سال 498 ق.م با همكاري آتنيها به طور ناگهاني به شهر سارد مركز ايالت ساحلي حمله كرده و آن را آتش زدند. اين امر اگر چه با عكسالعمل سخت ايران و شكست شورشيان آسياي صغير همراه بود ولي موجبات خشم عميق داريوش را از مداخله آتنيها در امور داخلي آسياي صغير كه تحت حاكميت ايراني بود برانگيخت و او تصميم گرفت با لشكركشي به يونان آنان را مجازات كند.
اين امر موجب لشكركشي نظاميان ايران به يونان شد كه به جنگ ماراتون معروف گرديده است. در ين جنگ كه در سال 490 ق.م. اتفاق افتاد دولتهاي آتن و اسپارت از دستور داريوش مبني بر سر تسليم فرود آوردن خودداري ورزيدند و شاه هخامنشي تصميم به سركوبي آنان گرفت. در جنگ ماراتون گر چه برخي از شهرهاي يونان به تصرف ايران در آمدند ولي موقعيت نامناسب لشگريان ايران در خليج آتيك و بهره گيري قشون يوناني از اسلحههاي سنگين در مقابل سلاحهاي سبك ايرانيها موجب شكست ايرانيها شد. اين جنگ كه يكي از سرداران داريوش فرماندهي آن را به عهده داشت اهميت چنداني براي دولت هخامنشي نداشت ولي يونانيان در قبال آن هياهو و تبليغات فراواني به راه انداختند.
جنگ سالامين كه در سال 481 ق.م در دوره سلطنت خشايارشا به وقوع پيوست يكي از مهم ترين جنگهاي بين ايران و يونان به شمار ميرود و اهميت آن از آنجا ناشي ميشود كه پادشاه هخامنشي خود شخصا فرماندهي اين جنگ را بر عهده داشت. در ارتباط با اين جنگ هرودت گفته است كه انديشه اين جنگ به تحريك دمارات پادشاه سابق اسپارت كه در زمان داريوش به ايران پناهنده شده بود و ازنزديكان خشايارشاه بشمار ميرفت شكل گرفت و او درصدد آن بود كه پس از فتح كل شبه جزيزه يونان به پادشاهي آن دست يابد.
از سوي ديگر بزرگان ايراني نيز كه شكست ماراتون را دون از شأن ايراني ميدانستند شاه را به لشكركشي به يونان دعوت كردند و در اين ميان گروهي از بزرگان يوناني نيز كه به دربار ايران پناهنده شده بودند نيز آتش برافروخته شدن جنگ را دامن ميزدند. سرانجام شاه كه در ابتدا چندان تمايلي به اين امر نداشت متقاعد شد و در سال 481 ق.م لشگري متشكل از نژادهاي مختلف در آسياي صغير گردهم آمده و آماده لشكر كشي به شبه جزيزه پلوپونزس شدند. در ارتباط با اين سپاه نقل قولهاي مختلفي در كتب يوناني ديده ميشود. هرودت با اشاره به اينكه 46 گونه از نژادهاي ساكن در ايران اين سپاه بزرگ را تشكيل ميدادند شمار جنگجويان آن را اعم از پياده نظام، سواره نظام و ملوانان دو ميليون و سيصد هزار نفر دانسته است كه به همراه قواي امدادي و نيروهاي لجستيك به 5 ميليون نفر بالغ ميشده است!
ساير مورخان يوناني نيز شمار ارتش ايران را بين دو تا چهار ميليون نفر دانسته اند. اين امر از جهات مختلف قابل نقض است كه در پايان داستان جنگ به آن پرداخته ميشود و در نهايت بايد گفت تعداد سپاهيان ايران در جنگ سالامين بين 250 تا 300 هزار نفر بوده است. اين سپاه پس از عبور از تنگه داردانال كه در آن عصر هلس پونت خوانده ميشد از روي پلي كه به وسيله قايقها و به دستورشاه ساخته شده بود وارد اروپا شدند و اين امر تحت نظارات خشايارشا صورت گرفت و پس از پايان انتقال سپاهيان از روي تنگه داردانالشاه جايي زرين و قدحي از زر و يك شمشير و يك كمان پارسي را به عنوان هديه به دريا انداخت.
در جريان اين لشگركشي منطقه شمال يونان تحت تصرف ايرانيان در آمد و سپاه ايران پس از آن كه مقدونيه تساليا و چند شهر ديگر در شمال و مركز يونان سرتسليم فرود آوردند رهسپار آتن شد. در مقابل اين امر آتنيها كه خطر عظيمي را احساس ميكردند، تلاش كردند با ايجاد اتحاد با ساير دولتهاي يوناني اتحاديهاي در برابر ايرانيان تشكيل دهند. در آن عصر بين دولت شهرهاي يونان همچون آتن، اسپارت، آرگوس و گلن اختلافات داخلي وجود داشت كه حتي در برخي مواقع موجب بروز جنگهايي بين اين دولتها ميشد. از اين روي مردم آتن كه خود را در تيررس قشون ايران ميديدند سعي كردند با از بين بردن اين اختلافات آنها را در مقابل سپاه ايراني متحد سازد. با اين حال تنها اسپارتيها حاضر به اتخاذ با آتنيها شدند و اين بدان سبب بود كه ميدانستند پس از ورود سپاه ايران به آتن آنها نيز بشدت مجازات خواهند شد و مكافات اعمال مداخله جويانه خود را در شهرهاي يوناني آسياي صغير خواهند ديد.
مسير لشكر كشي ايران از دو سمت خشكي و دريا بود و خشايارشا در صدد بود همزمان در دو مسير پيش رود، بدون اينكه مشكل خاصي پيش آيد لذا نظم و ترتيب قشون و تهيه آذوقه و ساختن پلها و اصلاح راهها بخوبي پيش بيني شده بود و حتي در شمال كوه آتوس (athoss) كانالي حفر شده بود تا بر خلاف جنگ ماراتون كشتيهاي ايراني دچار طوفان نشوند.
مسير سپاه ايراني به سوي آتن از كوهستاني ميگذشت كه تنگهاي باريك به نام «ترموپيل» در آن قرار داشت. اين تنگه بين كوهي بلند و دريا واقع بود و عرض آن تنها به اندازهاي بود كه يك عرب جنگي از آن گذر كند. از اين رو يونانيان كه از روبهرو شدن با ايرانيان در دشتهاي باز بيم داشتند تصميم گرفتند با استقرار در اين تنگه باريك راه سپاه ايراني را سد كنند. هفت هزار سپاه يوناني به فرماندهي لئونيداس(leonides) مامور حفاظت از اين تنگه شدند و 271 كشتي يوناني نيز تحت فرماندهي يوري بيادس (Euribyades) مامور مقابله با كشتي ايراني شدند.
ايرانيان پس از رسيدن به تنگه ترموپيل، پي بردند كه در خط ساحلي باريكه از خشكي به پهناي صد درياي كوه وجوددارد و قواي يوناني در اين منطقه مستقر شدند. خشايارشا پس از انتظاري چند روزه كه به كشتيهاي ايراني فرصت عبور از معبر يوريپوس را ميداد، دستور حمله به تنگه ترموپيل گشودن آن را صادر كرد.
در ابتداي امر به دليل موقعيت اين تنگه صدها تن از ايرانيان در حمله به سپاهيان سنگين اسلحه يوناني به قتل رسيدند ولي پس از آن كه فردي يوناني راهي از ميان كوه را به ايرانيان نشان داد لشكر ايراني در پشت سر يونانيان در آمد اين امر موجب عقب نشيني و فرار بخش عمده 7000سرباز يوناني از محل استقرار خود گشت.
با اين حال لئونيداس با سيصد اسپارتي و هفتصد يوناني ( از ديگر شهرهاي يونان) حاضر به ترك مكان خود نشد و نبرد سختي درگرفت كه منجر به قتل لئونيداس و تمام يونانيها شد. پس از آن ايرانيان رهسپار جزيره آتيك كه آتن در آن قرار داشت شدند ولي آتنيها پيش از ورود ايرانيها شهر را تخليه كردند و مردم را به شهرهاي ديگر فرستاده و گريختند. خشايارشا پس از ورود به آتن گروهي از آتنيها را كه در ارك گرده آمده و به مقاومت برخاستند شكست داد و اين شهر را به تلافي حريق شهر سارد در عهد داريوش آتش زد و خبر فتح آتن را به نايب السلطنه خويش در ايران نيز اعلام كرد و در واقع به هدف اصلي خود كه مجازات آتنيها بود، نائل آمد.
البته برخلاف سپاه بري، نيروهاي دريايي ايران نتوانستند به اهداف خود نائل آيند. آنان در برابر مصب رود پينوس (peneius) دچار طوفاني سخت شدند كه منجر به از بين رفتن 400 كشتي ايراني شد. پس از آن در مقابل جزيره سالامين ( يا سالاميس) كشتيهاي ايراني به مصاف ناوهاي يوناني رفتند ولي تنگي مكان جنگ و فزوني شمار ناوگان ايراني به ضرر آنها تمام شد و موجب برخورد بسياري از كشتيهاي ايراني به يكديگر و غرق شدن آنان گشت.
به موازات اين امر، كشتيهاي بزرگ و سريعالسير ايران نتوانستند عمليات مورد نظر خود را انجام دهند و شمار زيادي از آنها در اثر برخورد با هم از كار افتاده و واژگون گشتند. از اين رو خشايارشا كه هدف نهايي خود را كه همانا تنبيه آتنيها بود، تأمين شده ميديد تصميم به بازگشت گرفت و پس از برجاي نهادن بخشي از سپاهيان خود در يونان به ايران بازگشت.
***
در فيلم «300» علاوه بر آنكه سعي شده است ابهت و عظمت سپاه ايران به سخره گرفته شود بلكه تمدن و فرهنگ ايران زمين نيز عميقاً خدشه دار گرديده و تصويري تيره و تاريك از ايرانيان آن عهد ترسيم گرديده است. از اين رو سعي ميشود به نكات مورد اشاره در فيلم كه نشاندهنده بربريت و وحشي گري ايرانيهاست پاسخ داده شود:
1- در اين فيلم داستان جنگ سالامين به گونهاي ترسيم شده است كه به شكست كامل ايرانيان منجر شده است در حاليكه ايرانيان در خشكي به پيروزي كامل رسيدند و شكست دريايي آنها نيز عمدتاً به دليل وضعيت نامناسب خليج سالامين و تنگي فضا براي حركت كشتيهاي بزرگ ايراني بود كه موجب شد آنها نتوانند به مقابله با كشتيهاي يوناني پردازند و حتي برخي از كشتيهاي ايراني پيش از ورود به كارزار در اثر برخورد با يكديگر غرق شدند.
شايان ذكر است در آن عهد، ايرانيها مردماني دريانورد نبودند و ناوگان آنها از كشتيهاي گوناگون ملل مختلف همچون فينيقيها، مصريها و يونانيهاي آسياي صغير تشكيل ميشد و از نظر جنگي فاقد وحدت كامل بودند. بر خلاف يونانيها كه ملتي دريانورد و استاد اين بودند و راههاي دريايي را خوب ميشناختند. علاوه بر آن بخش قابل توجهي از لشكريان ايراني فاقد اسلحه سنگيني بودند و در مقابله با يونانيهاي غرق در فلز و كلاهخود نتوانستند آنچنان كه بايد مهارت خود را در تيراندازي و جنگ و گريز به نمايش گذارند. مضاف بر آن ايرانيان عمدتاً در دشتهاي پهناور و هموار آسيا جنگ كرده بودند و سواره نظام ايران نتوانست در كشور كوهستاني يونان و گذرگاههاي تنگ و باريك آن كمك مؤثري به پياده نظام خود بنمايد. لذا در ابتداي جنگ با يونانيان در تنگه ترموپيل پياده نظام ايراني تلفات نسبتاً سنگيني را متحمل گشت.
2ـ در نبرد ترموپيل سعي شده است شمار سپاهيان ايراني كه به خاك و خود غلطيندند بسيار سنگين نشان داده شود در حاليكه بجز در ابتداي نبرد كه به دليل تنگي فوق العاده تنگه گروهي از ايرانيان (كمتر از يك هزار نفر) به قتل رسيدند پس از دور زدن تنگه ترموپيل اين يونانيان بودند كه با تلفات بسيار سنگيني مواجه شدند و صرف نظر از هزاران نفري كه عاجزانه از مقابل سپاهيان ايراني گريختند ساير افراد يوناني باقيمانده تا آخرين نفر به قتل رسيدند.
3ـ در اين فيلم شجاعت لئونيداس و ياران وي بيش از حد ممكن بزرگ نمايي شده و به عنوان حماسهاي ابدي به تصوير كشيده شده است. در حاليكه بر طبق قوانين دولت شهر اسپارت آنان موظف بودند در جنگ با دشمنان خود هيچ گاه ميدان را خالي نكنند و فرار از جنگ سخت ممنوع بود. در تواريخ يوناني گفته شده است كه مادران اسپارتي زمانيكه پسران خود را در آغاز جنگها مشايعت ميكردند به آنها ميگفتند «فرزند – با سپر با بر سپر» يعني يا فتح كن و با سپر خود پيروزمندانه بازگرد و يا كشته شو تا جنازه ات را بر روي سپر و با احترام به خانه آورند. از اين جهت نميتوان گفت تا پيش از اين جنگ هيچ گاه يونانيها تا آخرين نفس به جنگ نپرداخته بودند و واقعه نبرد ترموپيل در تاريخ يونان امري استثنايي و منحصر به فرد محسوب نميشود. در مقابل آن ايرانيان نيز بارها رشادت و شجاعت خود را در جنگ با يونانيان به نمايش گذاشتند به گونهاي كه سپاهيان پارسي و مادي در آن عهد سرآمد جنگاوران زمان خود محسوب ميشدند و حماسه آريو برزن و ياران او كه در كوههاي كهكيلويه راه را بر سپاهيان اسكندر مقدوني بسته و تا پاي جان ايستادند تنها يكي از حماسههاي جاودان تاريخ ايران است.
4ـ گزافگويي مورخان يوناني در ميليوني نشان دادن شمار سپاهيان ايراني كه در فيلم «300»نيز بر آن تأكيد شده است كاملاً مردود شمرده ميشود. در كتب مورخان يوناني علاوه بر پارسيها و ماديها، كاسيها، هيركانيان، آسوريان، باختريها، اعراب، آرياييها، پارتيها، سكاها، هنديها و حبشيها با سلاحهاي خاص خود در جنگ سالامين شركت داشته اند. آنان پس از ارائه توضيحات مبسوط در مورد اقوام مختلف ايراني شركت كننده در سپاه زميني ايران، نيروي دريايي ايران را افزون از هزار و دويست ناو دانستهاند كه فينيقيان و مصريان و يونانيان رعيت ايراني فراهم كرده بودند. هرودت تركيب اين لشكر كشي را كه در تاريخ به سپاه بزرگ معروف شده از اين قرار دانسته است:
پياده نظام: يك ميليون و هفتصد هزار نفر
سواره نظام: يكصد هزار نفر
ملوان و كارگزاران نيروي دريايي: پانصد و ده هزار نفر
كه جمع آنها بالغ بر دو ميليون و سيصد و ده هزار نفر ميشده است و اين جداي از ساير دست اندركاران اعم از نيروهاي امدادي، پشتيباني، ترابري، خدمتگزاران و... بوده كه شمار اين لشكر را از پنج ميليون متجاوز ميساخته است. همانگونه كه مشخص است اين ارقام كاملاً مبالغه آميز بوده و حكايت از ساختگي بودن آن مينمايد چرا كه حتي امروز و با پيشرفتهاي حيرت انگيز نظامي كنوني نيز حركت دادن لشكري پنج ميليوني از ايران به يونان كنوني در مدتي كمتر از شش ماه غير ممكن به نظر ميرسد آن هم در شرايطي كه نيروهاي ايراني در عبور از تنگه داردانل پلي موقت بر آن ساخته و در برخي از مكانهاي يونان نيز مجبور بودهاند، به دليل كوهستاني بودن بسيار آهسته پيش روند.
با در نظر گرفتن لزوم رساندن غذا و آذوقه به سپاهيان در خشكي و دريا و با تأكيد بر آن كه در آن عرصه كل جمعيت ايران نزديك به بيست ميليون نفر بوده است لذا رقم پنج ميليون نفر كاملاً ساختگي و فرضي محسوب ميشود. از اين روي با بررسي كل جوانب امر ميتوان اينگونه تصور كرد كه لشكر ايران به همراه نيروهاي پشتيباني كننده در حدود 250 تا 300 هزار نفر بودهاند زيرا با امكانات آن روزگار تأمين آب و غذاي بيش از اين مقدار غير ممكن بوده است.
5ـ در فيلم «300» ايرانيان افرادي كريهالمنظر، سيه روي، زشت و ترسو ترسيم شدهاند كه همچون انسانهايي غول نما فاقد قدرت تدبير و تعقل بوده اند. در كنار آن هم خشايارشا فردي زن گونه با آرايش غليظ و زيور آلات گوناگون نشان داده شده است كه بي بهره از هر گونه عظمت و شوكتي بوده است. در اين ارتباط بايد گفت اصولاً ايرانياني كه از نژاد آرايي بودهاند مردان و زناني بلند بالا و خوش قامت به شمار ميآمدند كه اين امر در مورد پارسيان و مادها كه داراي موهاي روشن و چشمان سبز و آبي بودهاند كاملاً متمايز بوده است.
در كتيبههاي هخامنشي در شوش و تخت جمشيد نيز علاوه بر شاهان، ايرانيان انسانهايي خوش سيما با پوشاك مناسب ترسيم شدهاند و در آن عهد زنان ايراني از جهت نجابت و زيبايي و مردان ايراني از بابت شجاعت و جنگاوري سرآمد عصر خود محسوب ميشده اند. هردوت در نقل تاريخ باستان بارها از تهور و جسارت و روح سلحشوري پارسيان كه به تعبير او «در شجاعت هيچ دست كمي از يونانيها نداشتند» ياد كرده و ساير مورخان يوناني عهد باستان نيز از شجاعت و دلاوري ايرانيان در مصاف با يونانيها ياد كرده اند. بنابراين منابع، ايرانيان در راستگويي و سوراي و تيراندازي سرآمد روزگار خود بودند و با اسراي جنگي خويش نيز جوانمردانه رفتار ميكردند.
شاهان ايراني نيز چنانكه از كتيبههاي تخت جميشد مشخص است، مظهر عظمت ايران عهد هخامنشي بوده و همگي بلندقد و خوش قامت بوده اند. در نقوش تخت جمشيد پادشاهان هخامنشي از جمله خشارشاه با ريش بلند و گيسوان بافته بر تخت زريني قرار گرفتهاند و تاجي بلند و مشعشع بر سر داشتهاند كه اين تاج مخصوص پادشاه بوده است.
منابع قديمي يوناني خشايارشا را مردي زيبا و بخشنده و خوش محضر و بزرگ منش دانستهاند كه هر چند فاقد تصميم گيري كوروش و داريوش بود ولي رأي درست و منطقي را ميپسنديده است. نقل شده است كه در هنگام به آتش كشيده شدن تخت جمشيد چون اسكندر مجسمه خشايارشا را افتاده بر زمين ديد، چنين گفت: «آيا بايد بگذرم و بگذارم تو بر زمين افتاده باشي تا مجازات شوي در ازاي اينكه به يونان لشكر كشيدي يا تو را به احترام آن روح بزرگ و صفات خوبي كه داشتي بلند كنم.»
6ـ در فيلم «300»ايرانيان افرادي فاقد آزاد انديشي دانسته شدهاند كه جملگي تحت امر كامل پادشاه بوده و حتي فرماندهان عالي آنها اجازه اظهار نظري در مقابل پادشاه نداشتهاند. علاوه بر آن ايران زمين سرزميني عاري از فرهنگ و تمدن دانسته شده است كه مردمان آن در وحشيگري و بربريت كامل به سر ميبردهاند.
در مقابل يونان سرزمين دموكراسي و اخلاق والا و صفات عالي انسان دوستانه معرفي شده است. در اين ارتباط لازم است توضيح كوتاهي در مورد تمدن و فرهنگ ايراني در دوره هخامنشيان ارائه شود. ايران عهد هخامنشي بزرگترين دولتي بود كه تا آن زمان تشكيل شده بود و 46 نوع مردم از نژادهاي مختلف با مذاهب و زبانها و عادات و اخلاق گوناگون در اين پادشاهي وسيع زندگي ميكردند.
اين مردمان كه هر يك داراي تاريخچه و فرهنگ و آداب و رسوم خاص خود بودند در تبعيت از معتقدات مذهبي خود آزادي كامل داشتند و اين پادشاهان هخامنشي كه مبتني بر توحيد بود بر آنها تحميل نميشد. آنان عادت و اخلاق و زبان ملل تابعه خود را حفظ كرده و علاوه بر آن مردمان نو ايالت آزادانه مؤسسات ملي و سلسله امراي خود را به عنوان ميراثي ملي نگهداري ميكردند.
قوانين ايرانيان نيز در آن عهد با قوانين فعلي كشورهاي پيشرفته تفاوت چنداني نداشت و براي قتل و هتك ناموس مجازاتهاي سختي در نظر گرفته ميشد. عدالت و اجراي آن مبناي اصلي قوانين حقوقي آن دوره را تشكيل ميداد و قضات كه جايگاه رفيع داشتند وظيفه خود را تا دم مرگ انجام ميدادند. با اين حال در صورت عدم اجراي عدالت از كار خود بركنار ميشدند.
هردوت نقل كرده است كه پارسيان هرگز نيكيها را براي شخص خود تقاضا نميكنند بلكه درخواست سعادت براي تمام ملت و شاه ميكنند. جامعه ايراني در عهد هخامنشي جامعهاي كاملاً اخلاقي بود كه بر پايه راستي و درستي بنا شده بود و دروغ و خيانت و پيمان شكني در بين ايرانيان سخت نكوهيده بود. سجاياي اخلاقي اين جامعه مبتني بر عدالت و حقيقت از كتيبه داريوش در بيستون كاملاً مشخص است: «.... اهورا مزدا مملكت مرا از هجوم (دشمني)، از محصول بد، از دروغ محفوظ دارد. نه هجوم (دشمن)، نه محصول بد، نه دروغ ضد اين مملكت پيشرفت نكند.... »
قوانين حكومتي اعم از كشوري و لشكري نيز به بهترين شكل تمام مردم ايالات مختلف را در بر ميگرفت و علاوه بر آن ايالات كشور پهناور ايران از طريق شاهراههاي بزرگ به يكديگر متصل ميشدند و امنيت كامل نيز در جادهها حكمفرما بود. همچنين تجارت و بازرگاني در ايالات به بهترين نحوه ممكن در جريان بود و محمولههاي پستي در كمترين زمان به دورترين نقاط كشور ارسال ميشدند. فرهنگ و تمدن مادي عصر هخامنشيان نيز در حد عالي زمان خود بود و ويرانه شهرها و دخمهها و كاخهايي كه تاكنون به يادگار مانده تصوير ناقصي از ابنيه معظمي است كه توسط هخامنشيان برپا گشته بود، بيش نيست.
از جمله اين آثار هنري تالار صد ستون در تخت جمشيد بود كه از معجزات هنر و فن معماري شمرده ميشده است. هنر عهد هخامنشي نيز سبك التقاعي داشته و اين امر بيشتر بدين سبب بوده است كه اقوام گوناگون ساكن ايراني در زينت بخشي به جلوههاي هنري ايراني عادات و رسوم و سليقههاي خويش را به كار ميبسته اند. از جمله در تخت جمشيد ميتوان هنر اقوام گوناگون اعم از آشوريها، بابليها، مادها، ليديها، يونانيان، مصريها، فينيقيها و ديگر ملل را مشاهده كرد كه از اين نظر نوعي آوردگاه هنرهاي جهاني است. ايرانيان همچنين از نظر اختراع خط و نوشتار و ضرب سكه نيز سرآمد روزگار خود محسوب ميشدند. شاهان هخامنشي نيز در حكومت خود جنبه استبدادي نداشته و معمولا تصميمات مهم حكومتي را از طريق شورا و مشاورت با خردمندان و افراد صاحب نظر اتخاذ ميكردهاند.
آنان در زمان بروز آمدن شورشهاي داخلي و لشكر كشي به خارج از مرزهاي كشور نيز شوراي سلطنتي تشكيل داده و به بررسي جوانب امر ميپرداختند. خشايارشا نيز در هنگام لشكركشي به يونان شوراي جنگي تشكيل داد و اگر چه در ابتدا چندان تمايلي به اعزام سپاه به يونان نداشت ولي با شنيدن استدلالات اعضاء شورا با اين امر موافقت كرد. اين شواهد نمايانگر حاكم بودن روح دمكراسي بر پادشاهان هخامنشي بوده است كه به آزاد انديشي معروف بودهاند.
در مقابل در يونان همدوره با هخامنشيان اگر چه بازار دمكراسي و احترام به حقوق افراد و افكار فلسفي رواج داشت ولي در تمام مدت بين دولت شهرهاي يوناني جنگ و جدال برقرار بود و در اوج نظام برده داري در يونان حقوق و آزاديهاي فردي مردم به هيچ عنوان مورد توجه و اعتنا نبود.
به هر صورت آنچه كه مشخص است با پديدار شدن پيشرفتهاي علمي فرهنگي ايران در عرصههاي گوناگون از جمله توسعه انرژي هستهاي و توسعه دانش كشور در عرصههاي همچون ژنتيك، شبيه سازي، ساخت داروي ضد ايدز و... دشمنان ديرينه ايران در صددند به همراه توطئههاي سياسي اقتصادي خود عليه ملت بزرگ ايران از زاويه فرهنگي نيز جنگ جديدي را عليه ايران آغاز كنند كه رهبر معظم انقلاب چندي پيش از اين تهاجم جديد فرهنگي غرب با تعبير ناتوي فرهنگي ياد كردند. ساخت فيلم «300» تنها يك حلقه از مجموعه حلقههاي توطئه و تهاجم جديد غرب به فرهنگ، تاريخ و تمدن ايران محسوب ميشود كه به تازگي و از زمان اكران فيلم اسكندر مقدوني آغاز شده و بدون شك با تيررس قرار دادن تاريخ اين سرزمين در ادوار مختلف تاريخي ادامه خواهد يافت و چه بسا در آينده نزديك شاهد توليد فيلمهايي باشيم كه تمدن و فرهنگ و هنر ايرانيان در دورههاي اشكانيان و ساسانيان در مقابله با روميان مورد تحقير و اهانت قرار گيرد.
در اين راستا رايزنان فرهنگي جمهوري اسلامي ايران كه علاوه بر رسالت توسعه و گسترش فرهنگ و تمدن ايراني در خارج از مرزهاي ميهن ما وظيفه حفظ و پاسداشت فرهنگ ديرينه ايران را بر عهده دارند بايد از طريق مصاحبه با رسانههاي گروهي كشورهاي حوزه ماموريت خويش و سخنراني در محافل علمي فرهنگي به روشنگري در ارتباط با اين توطئه جديد غرب عليه ايران كه در لفافههاي فريبنده و خوش آب و رنگ قرار گرفته است پرداخته و ابعاد اين دسيسههاي فرهنگي را براي مردم كشورهاي مختلف جهان روشن سازند.
|
اين دو كودك تنها افراد نجات يافته از حادثهي حديثه هستند و تمامي افراد ديگر از مردم اين منطقه يا اين شهرك همه بر اثر حكم تير يا حملات هوايي آمريكا كشته شدند.
| ||
| ۱۳:۴۳ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۱۰۲۲ | كد خبر: ۶۶۶۵۷ |
پي جديدترين رسوايي نيروهاي آمريكايي در عراق يكي از تفنگداران اين كشور در عراق در اولين دادگاه نظامي خود اعتراف كرد كه حادثهي خونين شهرك حديثه به دستور فرماندهان آمريكايي انجام گرفته است و بسياري از افراد عراقي در اين حادثه قتلعام شدند.
به گزارش ايسنا گروهبان ويليام كالدول، در اولين دادگاه نظامي خود اذعان داشت: زماني كه حادثه حديثه كه به دستور مستقيم فرماندهان آمريكايي انجام گرفت به پايان رسيد ما وارد منطقه شديم در حالي كه دستور تير به افراد باقي مانده از اين حادثه را به همراه داشتيم.
وي تاكيد داشت: من در اين حادثه وارد دو منزل عراقي شدم و با توجه به دستوري كه به سربازان آمريكايي مبني بر آن اعدام تمامي افراد باقي مانده از اين حادثه را دريافت كرده بودم در صدد پاكسازي اين منازل از افراد باقي مانده بودم.
كالدول گفت: در اين حادثه من دو كودك 7 ساله و 11 ساله را در حالي كه در كنار پدر خود در يكي از اين منازل افتاده بودند مشاهده كردم، اما گمان كردم كه اين دو كودك نيزمانند پدرخود كشته شدهاند اما بعدا دريافتم كه اين دو كودك در حال نفس كشيدن هستند. اين دو كودك تنها افراد نجات يافته از حادثهي حديثه هستند و تمامي افراد ديگر از مردم اين منطقه يا اين شهرك همه بر اثر حكم تير يا حملات هوايي آمريكا كشته شدند.
وي افزود: من در اين كشتار مشاركت نداشتم اما پس از پايان اين حادثه زماني كه وارد منازل حديثه شدم هيچ يك از افراد اين منطقه زنده نمانده بود.
قابل ذكر است گروهبان ويليام كالدول به همراه 4 تن ديگر از نيروهاي آمريكايي به عدم ارايهي گزارش دربارهي كشتارهاي حديثه و نيز مشاركت در كشتار برخي از مردم اين منطقه متهم است.
اين در حالي است كه ژنرال ژوزف، يكي از فرماندهان نيروهاي آمريكايي در عراق با هشدار نسبت به اوضاع جاري در اين كشور اعلام كرد: حتي اگر هزاران تن ديگر از نيروهاي آمريكايي نيز به عراق اعزام شوند نميتوان امنيت و ثبات لازم در عراق را در وضعيت كنوني برقرار كرد و برقراري امنيت و ثبات عراق آن طوري كه بسياري از مسوولين آمريكايي پيشبيني كردهاند تا ماه سپتامبر مهيا نخواهد شد.
وي تاكيد كرد: تمامي امكانات لازم براي استقبال از نيروهاي جديد آمريكايي در عراق فراهم شده است اما اين بدان معني نيست كه رسيدن نيروهاي جديد آمريكايي به عراق اوضاع جاري در اين كشور را تغيير خواهد داد.
از سوي ديگر دولت عراق با صدور بيانيهيي رسمي روز سوم اكتبر هر سال را به عنوان روز ملي عراق اعلام كرد.
دولت عراق در اين بيانيه اظهار داشته است: روز سوم اكتبر مصادف است با روز اعلام استقلال عراق و پايان تسلط انگليس بر اين كشور و نيز پيوستن اين كشور به سازمان ملل.
بنابراين اين روز به عنوان روز ملي عراق و تعطيل رسمي در كل اين كشور اعلام ميشود.
قابل ذكر است سوم اكتبر 1932 عراق به عنوان يكي از كشورهاي عضو سازمان ملل اعلام شد و تسلط انگليس بر اين كشور كه از پايان جنگ جهاني اول در سال 1918 شروع شده بود در چنين روزي به پايان رسيد.
همچنين عراق پيش از اين 17 ژوئيه رابه عنوان روز ملي تعيين كرده بود و 17 ژوئيه مصادف بود با پيروزي انقلاب حزب بعث عراق در سال 1968 كه منجر به فروپاشي حكومت عبدالرحمان عارف، رييسجمهور اسبق اين كشور شد.
همچنين پيش از اين روز نهم آوريل به عنوان روز ملي عراق تعيين شده بود كه اين روز نيز مصادف با ورود نيروهاي آمريكايي به بغداد و اشغال رسمي اين كشور توسط نيروهاي آمريكايي بود كه با اعتراضات گستردهي مقامات مسوول عراقي و نيز مردم عراق مواجه شده بود.
اين در حالي است كه توني بلر، نخست وزير انگليس بار ديگر بر مخالفت قاطع خود نسبت به عقبنشيني نيروهاي انگليسي از عراق تاكيد داشت.
بلر كه در نشست هفتگي دولت در مجلس عوام اين كشور سخن ميگفت، اظهار داشت: زمان مناسبي براي خروج نيروهاي انگليسي از عراق نيست.
وي تاكيد كرد: بيش از هر كس ملت عراق خود از اين واقعيت مطلع است و مطمئنا عراقيها همه بر اين اجماع دارند كه در حال حاضر زمان مناسبي براي عقبنشيني نيروهاي آمريكايي و انگليسي ازعراق فرا نرسيده است.
بلر تاكيد كرد: آنچه كه در عراق امروز جاري است ناشي از فعاليتهاي سازمان القاعده است كه تنها هدفش جلوگيري از پيشبرد جريان دموكراسي در عراق ميباشد.
از سوي ديگر سعد يوسف، مسوول روابط بينالملل وزارت گفتوگوهاي ملي عراق در بغداد از مقدمات اوليهي برگزاري كنفرانس گستردهي آشتي ملي در عراق كه قرار است در اواخر ماه ژوئن و اوايل ماه ژوئيه برگزار شود، خبر داد.
يوسف اظهار داشت: در حال حاضر با سرعت هر چه تمام تر مقدمات اوليه جهت برگزاري كنفرانس آشتي ملي در عراق در حال انجام است، به خصوص آن كه اين كنفرانس به دنبال يكي از نتايج به دست آمدهي نشست شرمالشيخ برگزار خواهد شد.
همچنين خبرگزاري عراق از درخواست كمك نيروهاي آمريكايي از ارتش مهدي براي تامين حفاظت از مرقد امام كاظم (ع) خبر داد.
منابع امنيتي و مسوول عراقي در گفتوگو با اين خبرگزاري تاكيد داشتند: نيروهاي آمريكايي در حال حاضر بر سر دوراهي پاكسازي ارتش مهدي يا همكاري و تعامل نزديك با اعضاي اين ارتش ميباشند.
اين منابع تاكيد داشتند: در حال حاضر نيروهاي آمريكايي و حتي نيروهاي عراقي از ارتش مهدي همكاري جهت حمايت منطقهي كاظميه و ضريح امام كاظم (ع) را خواستار شدهاند.
|
دليل تدارک اين نقشه ضد ايراني گزارشهاي اداره جاسوسي در مورد پيشرفتهاي برنامه هستهاي ايران است. در وزارت امور خارجه اسرائيل معتقدند که با کمک چنين برنامهاي ميتوان خسارت قابل توجهي به ايرانيان وارد آورد.
| ||
| ۱۱:۵۰ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۷۴۵۹ | كد خبر: ۶۶۶۵۳ |
پس از اعلام صريح اولمرت بر نبود برنامهاي در رژيم صهيونيستي براي حمله به ايران، خبرگزاري مشهور «ريانوستي» روسيه مدعي نقش محرمانه وزارت خارجه اسرائيل براي نبرد با ايران شد.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» به نقل از خبرگزاري «نووستي»، وزارت امور خارجه اسرائيل به طور محرمانهاي برنامه ضدايراني بينالمللي تنظيم کرده که بايد از سوي نمايندگيهاي اسرائيل در خارج از کشور به مرحله اجرا برسد.
NEWSru Israel به نقل از «معاريو» گزارش ميدهد: در حال حاضر برنامه اين نقشه که تحت رياست «آرون آبراموويچ»، مديرعامل وزارت امور خارجه اسرائيل، تنظيم ميشود در مراحل انتهايي قرار دارد و در ماههاي آينده به سفارتخانه و کنسولگريهاي اسرائيل در کشورهاي خارجي ارائه خواهد شد.
ادعا شده كه اين برنامه جديد، بر اساس برنامه موفقيتآميزي است که اسرائيل عليه «حزب الله» در بسياري از کشورهاي جهان به اجرا رساند و توانست اين جنبش را به فهرست سازمانهاي تروريستي مخصوصا در اتحاديه اروپا وارد سازد.
اساس اين نقشه جديد صدور قوانين ضد ايراني از سوي کشورهاي جهان با تاکيد بر ممنوعيت تبادلات تجاري با ايران است.
موضوع ايران بايد موضوع اصلي در هر گونه تماس ديپلماتهاي اسرائيلي با نمايندگان خارجي باشد. به ويژه اسرائيل توجه خاصي به کار با رسانههاي گروهي محلي مبذول خواهد کرد. براي هر کشوري پرونده ايران به زبان همان کشور تنظيم خواهد شد.
دليل تدارک اين نقشه ضد ايراني گزارشهاي اداره جاسوسي در مورد پيشرفتهاي برنامه هستهاي ايران است. در وزارت امور خارجه اسرائيل معتقدند که روشهاي ديپلماسي با ايران هنوز کاملا مورد استفاده قرار نگرفته و با کمک چنين برنامهاي ميتوان خسارت قابل توجهي به ايرانيان وارد آورد.
در عين حال يکي از اهداف اصلي اين برنامه، رساندن اين مطلب به گوش کشورهاي جهان است که براي اسرائيل گزينه ديگري جز مسلح شدن به ديگر روشهاي مبارزه باقي نمانده است.
|
مايكل ايسنشر كارشناس آمريكايي مخالف اشغال عراق در اين باره گفت : اتحاديه هاي كارگري عراق زمان اعتصاب خود را تا دوشنبه آينده به تاخير انداخته اند . وزارت نفت عراق قرار است تا دوشنبه آينده پاسخ قطعي كارگران را بدهد
| ||
| ۱۱:۱۸ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۱۴۸۷ | كد خبر: ۶۶۶۵۱ |
تهديد اتحاديههاي كارگري عراق مبني بر اعتصاب سراسري ، صنعت نفت اين كشور را در آستانه تعطيلي كامل قرار داده است.
به گزارش فارس به نقل از رويترز، دولت عراق قول داده است تا هر چه زودتر به درخواستهاي قانوني كارگران پاسخ دهد و اتحاديه هاي كارگري نيز به همين علت ، اعتصاب سراسري خود را به تاخير انداخته اند.
مايكل ايسنشر كارشناس آمريكايي مخالف اشغال عراق در اين باره گفت : اتحاديه هاي كارگري عراق زمان اعتصاب خود را تا دوشنبه آينده به تاخير انداخته اند . وزارت نفت عراق قرار است تا دوشنبه آينده پاسخ قطعي كارگران را بدهد .
اتحاديه كارگران صنعت نفت عراق 26 هزار عضو دارد كه اكثر آنها در مناطق نفت خيز جنوب اين كشور مشغول به كار هستند .
عراق هم اكنون روزانه حدود 2 ميليون بشكه نفت توليد مي كند كه 6/1 ميليون بشكه آن صادر مي شود.
در صورت اعتصاب سراسري ، بندر بصره به طور كامل تعطيل خواهد شد و كار صادرات نفت از اين بندر نيز متوقف خواهد شد.
كارگران نسبت به وضعيت حقوق و دستمزد و قوانين كار در صنعت نفت عراق اعتراض دارند.
|
| ||
| ۱۰:۵۹ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۲۴۶۹ | كد خبر: ۶۶۶۴۹ |
يكي از بينندگان «بازتاب» در پيام ارسالي خود نوشت: مايلم درباره برگزاري مراسم هشصدمين سالگرد تولد حضرت مولانا خبري بدهم كه استفاده شود. به دلايل شغلي، در استانبول هستم و در همايش بينالمللي مولانا جلالالدين رومي شركت كردم.
در اين همايش، بيش از پنجاه مولاناشناس برجسته از سراسر جهان ابعاد فلسفي و حکمي اين شاعر بزرگ ايراني را مورد بحث و بررسي قرار دادند كه از آن ميان، 16 استاد منحصر به فرد ايراني توسط تركيه از نقاط مختلف دنيا دعوت شدند.
ديروز كه افتتاحيه بود و وزير فرهنگ و توريسم پيام اردوغان نخست وزير تركيه را خواند. سفير افغانستان هم سخنراني كرد و تلاش ميكرد بگويد مولانا افغاني است.
اما اگر دکتر سيد حسين نصر (كه كتابهايش در همان مكان به تركي به فروش ميرسيد) سخنراني نميكرد، هيچ نمايندهاي نداشتيم آن هم در ردهاي برابر با نخستوزير تركيه! مقامات ايران و رايزنيهاي فرهنگي در آنكارا و استانبول كجا بودند؟! چرا اساتيد برجسته ايران در ايران نيستند و بايد تركيه آنها را پيدا و دعوت كند؟! پول و سرمايههاي ملي ايران و مردم كجا و چگونه خرج ميشود؟!
با اين حساسيت! مطمئنيم مولانا ايراني بوده؟!
|
اين نمايشگاه كه آثار هنري 30 هنرمند ايراني در سنين 22 تا 40 ساله را نشان ميدهد، «آرزوها و روياها: نسل جديد ايران سر برميآورد» نام گرفته است.
| ||
| ۱۰:۳۰ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۷۹۶۹ | كد خبر: ۶۶۶۴۴ |
وزارت امور خارجه آمريكا اعلام كرد كاندوليزا رايس روز پنجشنبه از يك نمايشگاه هنري ايرانيها در واشنگتن ديدن ميكند.
به گزارش فارس، خبرگزاري رويترز در گزارشي نوشت كه اين اقدام در راستاي حمايت از مردم ايران عليرغم تنش در روابط دو كشور انجام ميشود.
اين نمايشگاه كه آثار هنري 30 هنرمند ايراني در سنين 22 تا 40 ساله را نشان ميدهد، «آرزوها و روياها: نسل جديد ايران سر برميآورد» نام گرفته است.
ميزباني اين نمايشگاه را مركز بينالمللي نصفالنهار در واشنگتن به عهده دارد كه با همكاري نمايشگاه هنري دانشگاه تهران تا 29 جولاي داير است.
وزارت خارجه آمريكا كه از اين نمايشگاه حمايت كرده روز چهارشنبه اعلام كرد انتظار ميرود برخي از هنرمندان ايراني با رايس ديدار كنند.
شون مككورمك، سخنگوي وزارت خارجه آمريكا گفت: «مسئله مهم اقدام سمبوليك وزير خارجه آمريكا در تماس با مردم ايران و تحسين محصولات فرهنگي ايرانيان است.»
ماه گذشته نيز وزارت خارجه آمريكا اعلام كرد كشتيگيران ايراني به منظور آموزش در آمريكا براي المپيك سال 2008 پكن به آمريكا دعوت شدهاند.
«استوارت هاليدي»، رئيس مركز بينالمللي نصفالنهار گفت: «اين نمايشگاه به شهروندان ما كمك ميكند مردم ايران را بهتر درك كرده و علايق مشتركمان را تحسين كنند.»
|
| ||
| ۱۰:۰۹ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۲۷۳۷ | كد خبر: ۶۶۶۴۲ |
پارلمان افغانستان، استیضاح دو وزیر کابینه حامد کرزی را آغاز کرد.
به گزارش بي بي سي رنگین دادفر اسپنتا وزیر امور خارجه و اکبر اکبر وزیر امور مهاجرین افغانستان، برای ادای توضیحات در مورد عملکرد وزارتخانه هایشان در خصوص "اخراج اجباری" پناهجویان افغان از ایران، روز گذشته (چهارشنبه 19 ثور / اردیبهشت) به مجلس نمایندگان فراخوانده شدند و رای گیری برای استیضاح آنان، امروز انجام می شود.
نمایندگان منتقد تهدید کرده اند در صورتی که پاسخ وزیران امور خارجه و مهاجرین قانع کننده نباشد، رای به عدم صلاحیت آنان خواهند داد. برخی از نمایندگان، عملکرد این دو وزارت در رابطه با اخراج مهاجرین از ایران را، "ضعیف" ارزیابی می کنند.
دولت ایران از آغاز ماه ثور، اخراج یک میلیون مهاجر افغان را که حضورشان در این کشور، "غیرمجاز" خوانده شده، آغاز کرده است.
وزیر خارجه افغانستان پیشتر گفته بود که این روند، ممکن است بر روابط کشورش و ایران تاثیر منفی بگذارد.
اسپنتا گفته بود که وزارت خارجه افغانستان برای جلوگیری از اخراج گروهی مهاجرین افغان، تلاشهای دیپلماتیکی کرده است.
این نخستین مورد استیضاح دو وزیر کابینه حامد کرزی در پارلمان افغانستان است. اما برخی از آگاهان، استیضاح وزیر خارجه را، دارای انگیزه های سیاسی می دانند.
اخراج گروهی مهاجرین افغان، که بر اساس برخی گزارشها، در مواردی با رفتار خشونت آمیز همراه بوده، انتقادهایی را در افغانستان و ایران برانگیخته است.
سازمان ملل متحد، دولت افغانستان، کمیسیون مستقل حقوق بشر این کشور و شماری از فعالان ایرانی در داخل ایران، نسبت به اخراج گروهی پناهجویان افغان از این کشور اعتراض کرده اند.
حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان نیز، در نامه ای به محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران، نسبت به اخراج گروهی هموطنان مهاجرش از این کشور ابراز نگرانی کرده است.
جزییات بیشتری از این نامه تاکنون در اختیار رسانه ها قرار نگرفته است.
روز گذشته (چهارشنبه) برخی از رسانه های ایرانی گزارش دادند که در صورت اخراج پانصد هزار افغان شاغل در ایران، نرخ بیکاری در این کشور، تا مهر / میزان امسال، دو درصد کاهش خواهد یافت.
حسین صالحی رئیس اداره اشتغال اتباع خارجی ایران به خبرگزاری فارس گفته است که اگر دولت "با عزم راسخ" به اخراج اتباع خارجی غیرمجاز ادامه دهد، ایران تا پایان سال، "تک رقمی شدن نرخ بیکاری را جشن خواهد گرفت".
به گزارش رسانه های ایرانی، آقای صالحی گفته است: "اگر دولت ایران، طرح اخراج اتباع خارجی غیر مجاز را با عزم راسم تا رسیدن به هدف پیش بینی شده اجرا کند، با بازگشت یک میلیون فرصت شغلی برای نیروی کار داخلی (ایرانی)، نرخ بیکاری تا پایان سال (خورشیدی) چهار درصد کاهش خواهد یافت و یک رقمی شدن نرخ بیکاری را در پایان سال جشن خواهیم گرفت".
مقامات ایرانی تاکنون اقدامات بازدارنده ای را برای جلوگیری از ادامه کار افغانها در ایران اتخاذ کرده اند و کارفرمایان ایرانی که کارگر افغان استخدام کنند، جریمه می شوند.
در مقابل، گاه گفته می شود که حتی در صورت اخراج کارگران افغان، که اکثرا در بخش کشاورزی و ساختمان اشتغال دارند، احتمال دارد نیروی کار بومی مایل نباشد مشاغل مهاجران را با همان دستمزد قبول کند.
|
بر اساس برخي شنيدهها، اين دانشجوي دختر پروندهاي در حراست داشته است كه اين موضوع باعث ميشود از سوي معاون حراست تحت فشار قرار گيرد.
| ||
| ۱۰:۰۰ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۳۰۹۱ | كد خبر: ۶۶۶۴۰ |
دانشجويان دانشگاه رازي كرمانشاه در اعتراض به آنچه «روابط نامشروع معاون حراست دانشگاه با يكي از دانشجويان دختر» اين دانشگاه ميخواندند، تجمع كردند.
به گزارش"ايلنا"، نزديك به 200 نفر از دانشجويان دانشگاه رازي در اعتراض به «روابط نامشروع معاون حراست با يكي از دانشجويان دختر» تجمع كردند و خواستار برخورد با اين فرد شدند.
بر اساس برخي شنيدهها، اين دانشجوي دختر پروندهاي در حراست داشته است كه اين موضوع باعث ميشود از سوي معاون حراست تحت فشار قرار گيرد.
همچنين رييس حراست دانشگاه كرمانشاه امروز در تجمع دانشجويان در اين باره گفت: شخص خاطي از دانشگاه اخراج شده است و هماكنون پرونده وي در دادگاه كرمانشاه در حال بررسي است.
بر اساس اين گزارش، اين دانشجوي دختر و معاون حراست دانشگاه رازي چند روزي در بازداشت بودند اما هماكنون با قرار وثيقه آزاد هستند.
علي نيكونسبتي، مسؤول روابط عمومي دفتر تحكيم وحدت در اين زمينه به خبرنگار "ايلنا"، گفت: متأسفانه باخبر شديم در دانشگاه رازي كرمانشاه معاون حراست دانشگاه با يك دختر دانشجو رابطهاي نامشروع برقرار كرده است. همچنين مطلع شديم اين دانشجو مدتي بازداشت شده است. به نظر ميرسد اين بازداشت اين شايبه را تقويت ميكند كه مسؤولان ميكوشند با تحت فشار گذاشتن اين دانشجو از عواقب سنگين اين عمل ننگين معاون حراست دانشگاه بكاهند.
وي با اشاره به تجمع دانشجويان دانشگاه رازي در اعتراض به اين عمل و نداشتن امنيت در محيط دانشگاه، گفت: با كمال تعجب رييس حراست دانشگاه در تجمع امروز اعلام كرده است كه مسؤولان از يك سال پيش از مشكلات اخلاقي اين فرد مطلع بودهاند اما به دليل ارتباط وي با برخي نهادها نميتوانستند وي را اخراج كنند. به واقع بسيار شرمآور است كه مسؤولان دانشگاه امنيت دانشجويان را فداي حمايت نهادهاي خاص از يك فرد ميكنند و در نهايت نيز شاهد چنين حادثه شرمآوري هستيم.
نيكونسبتي ادامه داد: اين حادثه در حالي روي ميدهد كه ديروز نيز مأموران حراست دانشگاه اميركبير به سالن مطالعه دانشجويان دختر حمله كردند و حريم امن آنان را مورد تعدي قرار دادند. مايه تأسف است كه افرادي كه داعيهدار حفظ امنيت در دانشگاه هستند، اكنون به تهديدي جدي براي امنيت دانشجويان بدل شدهاند.
وي با بيان اينكه اين دوحادثه زنگ خطري جدي براي امنيت دانشجويان دختر در دانشگاهها و نشاندهنده افت شديد اخلاقي در ميان برخي مديران و مسؤولان دولت نهم است، گفت: مسؤولاني كه براي حادثه دانشگاه وريجينياي آمريكا اشك تمساح ميريزند و برخلاف مسؤولان قضايي، دانشجويان را در غائله اميركبير متهم ميكنند، اكنون ساكت شدهاند و اين مسأله به خوبي نشان ميدهد براي آنها دين و اخلاق تنها به وسيلهاي براي سركوب متهمان و سوءاستفاده بدل شده است.
عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت تصريح كرد: با توجه به اينكه استدلال وزير علوم در انتصابي كردن مسؤولان دانشگاه، اداره كامل دانشگاهها بوده است، اكنون نيز وقت آن فرا رسيده است كه پاسخگوي اين اعمال ننگآور باشد و به خاطر اين اعمال محاكمه شود.
از سوي ديگر با توجه به اينكه اين حادثه در دور روز گذشته روي داده، اكنون به خوبي آشكار است كه هدف مسؤولان وزارت علوم از دامن زدن به غائله دانشگاه اميركبير كه خود و طرفدارانشان نيز به شروع آن متهم هستند، سرپوش نهادن بر اين اعمال ننگآور است.
وي افزود: ضمن تسليت به جامعه دانشگاهي كشور تنها راه جلوگيري از تكرار اين حوادث را محاكمه مسؤولان مرتبط با اين حادثه ميدانيم و تا مجازات مسببان اين حوادث سكوت نخواهيم كرد.
|
وكيل مدافع دو جوان فرانسوي كه در شبهاي 19 و 20 ماه گذشته اقدام به هتاكي به 52 قبر مسلمانان واقع در قبرستان نوتر دام دراين شهر كرده بودند، ضمن قرائت نامهاي مبني بر پشيماني خاطيان، از دادگاه خواست كه با محكوميت سنگين مجرمان، باعث قهرمان شدن آنها در ميان اسكينرها نشوند.
| ||
| ۰۹:۵۸ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۲۱۸۲ | كد خبر: ۶۶۶۳۹ |
هتاكان به قبور مسلمانان در فرانسه به دو سال زندان محكوم شدند.
به گزارش خبرنگار «بازتاب» از پاريس، روز چهارشنبه دادستان دادگاه شهر آراس، واقع در شمال شرقي كشور فرانسه، ضمن تقاضاي دو سال زندان براي هتاكان قبور مسلمانان، خواستار محكوميت نمونه براي اين جوجهنازيها شد.
وكيل مدافع دو جوان 18 و 20 ساله فرانسوي كه در شبهاي 19 و 20 ماه گذشته اقدام به هتاكي به 52 قبر مسلمانان واقع در قبرستان نوتر دام دراين شهر كرده بودند، ضمن قرائت نامهاي مبني بر پشيماني خاطيان، از دادگاه خواست كه با محكوميت سنگين مجرمان، باعث قهرمان شدن آنها در ميان اسكينرها نشوند.
دادگاه آراس، پس از شور، هر كدام از متهمان را به يك سال زندان قطعي و يك سال زندان تعليقي محكوم و آنها را روانه زندان كرد.
نفر سوم اين پرونده كه كمتر از 18 سال دارد، فردا در دادگاه ويژه نوجوانان محاكمه خواهد شد و پيشبيني ميشود كه به خاطر سن كم و مست بودن در زمان ارتكاب جرم، به زندان تعليقي محكوم شده و آزاد شود.
گفتني است، طبق قوانين جاري در فرانسه، جرم كساني كه به امكان مذهبي توهين و خسارت وارد كنند، دستكم پنج سال زندان و پرداخت 7500 يورو چريمه نقدي است.
ظاهرا به خاطر اقدام دستهجمعي اين سه نفر در هتاكي به قبور مسلمانان، ميزان اين حكم بين مجرمين تقسيم شده و تقاضاي جريمه نقدي از طرف دادستان، به خاطر نداشتن منابع مالي متهمان صرف نظر شده است.
گفتني است، در تاريخ دادستاني فرانسه، اين اولين باري است كه افرادي به جرم هتاكي به مقدسات مسلمانان دستگير ميشوند.
|
مک کورمک از ذکر نام نفر سوم خودداری کرد ولی افزود که دولت آمريکا، از نزدیک، وضعیت این سه نفر را پیگیری می کند.
| ||
| ۰۹:۱۲ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۷۳۴۲ | كد خبر: ۶۶۶۳۷ |
شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امورخارجه آمريکا روز چهارشنبه نهم ماه مه از ايران خواست به سه نفر که تابعیت دوگانه ایرانی- آمریکایی دارند و پاسپورت آنها ضبط شده، اجازه خروج بدهد.
دکتر هاله اسفندياری، مديربرنامه خاورميانه مرکز مطالعات «وودرو ويلسون»، که به ايران سفر کرده است پس از چهارماه تلاش برای دريافت اجازه خروج از کشور سرانجام روز سه شنبه توسط مقام امنيتی جمهوری اسلامی دستگير و به زندان اوين منتقل شده است.
دکترهاله اسفندياری، مديربرنامه خاورميانه مرکز مطالعات «وودرو ويلسون»، که به ايران سفر کرده است پس از چهارماه تلاش برای دريافت اجازه خروج از کشور سرانجام روز سه شنبه توسط مقام امنيتی جمهوری اسلامی دستگير و به زندان اوين منتقل شده است
نازی (پرناز) عظيما، گزارشگر راديو فردا که در پراگ، پايتخت جمهوری چک اقامت دارد، چهارماه پيش به ايران سفر کرد وهم اکنون در تهران است و نمی تواند کشور را ترک کند زیرا مقام های قضايی و امنيتی، گذرنامه ايرانی او را ضبط کرده اند.
مک کورمک از ذکر نام نفر سوم خودداری کرد ولی افزود که دولت آمريکا، از نزدیک، وضعیت این سه نفر را پیگیری می کند.
سخنگوی وزارت خارجه آمريکا با انتقاد از نحوه رفتار جمهوری اسلامی با این افراد گفت:«ما خواهان بازگشت آنها به آغوش خانواده هايشان هستيم».
مک کورمک با با اشاره به سوابق آکادميک و روزنامه نگاری خانم اسفندياری و خانم عظيما افزود :«معلوم نیست چرا حکومت ايران باید از اين افراد بترسد».
سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا تصريح کرد اين افراد تهديدی برای مردم ايران و جمهوری اسلامی نيستند. به گفته وی، آنها در گذشته بدون هيچ مشکلی بارها به ايران مسافرت کرده اند.
|
این لایحه که پیشنویس آن از سوی اعضای دمکرات مجلس نمایندگان کنگره تنظیم میشود، بودجه عملیات نظامی در عراق را تا پایان ماه جولاي؛ یعنی دو ماه و نیم دیگر تامین میکند
| ||
| ۰۸:۵۷ - ۱۳۸۶/۰۲/۲۰ | آمار بازديد: ۶۹۵ | كد خبر: ۶۶۶۳۶ |
سخنگوی کاخ سفید ميگوید، جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، لایحه تازه کنگره که تأمین بودجه عملیات نظامی در عراق را به میزان پیشرفت در آن کشور گره میزند، وتو خواهد کرد.
به گزارش «بي.بي.سي»، این لایحه که پیشنویس آن از سوی اعضای دمکرات مجلس نمایندگان کنگره تنظیم میشود، بودجه عملیات نظامی در عراق را تا پایان ماه جولاي؛ یعنی دو ماه و نیم دیگر، تامین میکند.
اما لایحه این حق را به کنگره خواهد داد تا در صورت عدم بهبود اوضاع امنیتی در عراق، بودجه را قطع کند.
جورج بوش قبلا لایحه دیگری که بودجه عملیات نظامی را به خروج نیروها از عراق مشروط میکرد، وتو کرده است.
«تونی اسنو»، سخنگوی کاخ سفید، گفت: بوش لاحیه تازه را نیز در شکل فعلی آن وتو خواهد کرد.
وی گفت: محدودیتهایی بر تامین بودجه و همچنین برخی اقلام مربوط به هزینههای جنگ که در پیام وتو به آنها اشاره شده بود در لایحه تازه به چشم میخورد.
این لایحه، دور نیمی از پولی که بوش برای تامین هزینههای جنگ در عراق درخواست کرده بود خط میکشد.
قانونگذاران سپس در ماه جولاي، بسته به گزارشی از سوی دولت بوش در مورد پیشرفت سیاسی، اقتصادی و امنیتی در عراق رای خواهند داد که آیا این پول را آزاد خواهند کرد یا خیر.
«رابرت گیتس»، وزیر دفاع آمریکا، پیشتر در کنگره گفت که قطع منابع مالی در ماه جولاي، پنتاگون را فلج خواهد کرد.
اين گزارش ميافزايد: این تنها کاخ سفید نیست که با این رویکرد تازه دومرحلهای، چنانکه در لایحه تازه پیش بینی شده، مخالف است.
برخی اعضای دمکرات مجلس سنا نیز از جمله «کارل لِوین»، رئیس کمیته خدمات مسلح سنا، نگرانی خود را در مورد آن ابراز داشته اند.
لوین گفت: نگاه داشتن نیروهای آمریکایی در چنین شرایطی به سادگی عملی نیست.
احتمال دارد این لایحه روز پنجشنبه در مجلس نمایندگان به رأی گذاشته شود.
| سازمان مجاهدين خلق که برای براندازی حکومت ايران فعاليت می کند از اتحاديه اروپا شکايت کرده و خواستار دريافت بيش از يک ميليون يورو به عنوان خسارت از اين اتحاديه شده است.اتحاديه اروپا سازمان مجاهدين خلق را گروهی تروريستی می داند و از پنج سال پيش داراييهای اين سازمان را در اين اتحاديه توقيف کرده است.با وجود اينکه دادگاه بدوی عدالت اروپا دسامبر گذشته رأی به رفع توقيف از داراييهای توقيف شده مجاهدين خلق داد دولتهای اين اتحاديه همچ! نان به توقيف اين داراييها ادامه می دهند.سازمان مجاهدين خلق در شکايتی که به دادگاه بدوی عدالت اروپا تسليم کرده، خواستار آن شده که اتحاديه اروپا مدارک و اسنادی به دادگاه ارائه دهد که ثابت کند مجاهدين خلق گروهی تروريستی اند، وگرنه اين سازمان را از فهرست گروههای تروريستی خارج کند. | ||
| در حالی که اظهارات وزيردفاع بريتانيا مبنی بر کمک ايران به طالبان در افغانستان هنوز با واکنش رسمی دولت ايران مواجه نشده، وزير امورخارجه ايران طی مصاحبه ای موضعگيری کرده است.منوچهر متکی، وزیر امورخارجه ایران که به دانمارک سفر کرده، در گفتگو با تلويزيون عربی العالم (متعلق به صداوسيمای ايران) در پاسخ به اظهارات وزیر دفاع بريتانيا گفته: "انگلیسيها نیز مانند آمریکاییها راه خوبی یاد گرفته اند و آن اینکه در اوج هجمه های تبلیغاتی عل! یه سیاستهایشان فرافکنی می کنند".آقای متکی نيز بريتانيا را به ارتباطات "پنهان و آشکار" با طالبان متهم کرده و ادامه داده: "انگلیس باید پاسخگوی مذاکرات خود با رهبران طالبان در موسی قلعه افغانستان باشد که موجب خشم وعصبانیت دولت آقای حامد کرزی [رئيس جمهور افغانستان] شد". اشاره آقای متکی به توافقنامه ای است که با ميانجيگری نيروهای بريتانيا در افغانستان ميان مقامات دولتی افغانستان و بزرگان محلی در موسی قلعه امضا شد تا طبق آن، نيروهای دولتی و ناتو عمليات نظامی در اين منطقه را متوقف کنند و در عوض بزرگان محلی از اينکه اين منطقه به کنترل طالبان درآيد ج�! �وگيری کنند. | ||
| دو روز بعد از برکناری اعضای هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بیمه ایران، یکی از پنج عضو برکنار شده هیات مدیره این شرکت به سمت مدیر عامل معرفی شده است.داوود دانش جعفری وزیر اقتصاد و دارایی با صدور حکمی جواد سهامیان مقدم را به سرپرستی و ریاست هیات مدیره شرکت بیمه ایران معرفی کرده است که یک از پنج عضو هیات مدیره سابق این شرکت است که دو روز پیش از سمت خود برکنار شده بودند.هیات مدیره بیمه ایران پنج عضو دارد که دو عضو سابق هیات مدیره ا�! �ن شرکت مجددا به عنوان عضو هیات مدیره معرفی شده اند. آقای سهامیان مقدم و حجت پوستین چی مجددا به عنوان اعضای هیات مدیره بیمه ایران معرفی شده و سیاوش سعیدیان راد تنها عضو جدید هیات مدیره شرکت بیمه ایران است.محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران دو روز پیش به وزیر اقتصاد دستور داده بود که مدیر عامل و اعضای هیات مدیره بیمه ایران را به اتهام تخلفات مالی برکنار کند. | ||
| شورای نگهبان قانون اساسی ايران بار ديگر مصوبه برگزاری همزمانی انتخابات مجلس شورای اسلامی و رياست جمهوری را خلاف قانون اساسی دانست و از تأييد آن خودداری کرد.بدين ترتيب اگر نمايندگان مجلس همچنان بر تبديل مصوبه خود به قانون و اجرای آن پافشاری کنند، تصميم گيری نهائی در اين زمينه به مجمع تشخيص مصلحت نظام واگذار می شود. بنابر مصوبه مجلس، بايد طول دوره کنونی مجلس هفت ماه افزايش و دوره کنونی رياست جمهوری چهار ماه کاه! ش می يافت تا از اين پس، انتخاب نمايندگان مجلس و رئيس جمهور به صورت همزمان صورت گيرد.اما شورای نگهبان با استناد به اينکه در قانون اساسی ايران بصراحت مشخص شده که طول دوره مجلس قانونگذاری و رياست جمهوری بايد چهار سال تمام باشد، مصوبه مجلس را جلسه هفتم فوريه (هيجدهم بهمن) گذشته خود مورد تأييد قرار نداد و به مجلس بازگرداند. | ||
| همزمان با تائید خبر زندانی شدن هاله اسفندیاری، پژوهشگر مرکز آمریکایی وودرو ویلسون، پس از سفر به ایران، گزارش هایی منتشر شده مبنی بر اینکه یک ایرانی دانشگاهی مقیم لس آنجلس نیز هنگام بازگشت از سفر یک ماهه به تهران در فرودگاه دستگیر شده است.خانم اسفندیاری ماه دسامبر سال گذشته میلادی برای دیدار مادر نود و سه ساله خود به تهران رفت و به گفته خانواده اش هنگامی که یک هفته بعد به فرودگاه می رفت سه مرد نقابدار مسلح به چاق! و تاکسی را متوقف کردند و کیف دستی وی را (با گذرنامه های ایرانی و آمریکایی اش) ربودند.به این ترتیب گذار خانم اسفندیاری به ادارات امنیتی افتاد و در آن جا حدود پنجاه ساعت بازجوئی پس داد و به زندان اوین فرستاده شد.بنا به گزارش ها، دیگر فرد ایرانی بازداشت شده نیز برای دیدار مادر بیمار خود به تهران سفر کرده بوده و دو روز پیش به دنبال درگذشت مادرش قصد بازگشت به آمریکا را داشته که در فرودگاه تهران بازداشت شده است. | ||
| تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا، تصمیم خود به کناره گیری از رهبری حزب حاکم و استعفا از سمت نخست وزیری را اعلام کرده است. روز پنجشنبه، 10 مه، تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا، در سخنانی در جمع هواداران حزب کارگر در حوزه انتخابیه خود در شهر سجفیلد، شمال شرق انگلستان، ضمن اعلام تصمیم به کناره گیری از رهبری حزب کارگر اعلام داشت که روز 27 ماه ژوئن، استعفای خود از مقام نخست وزیری را رسما تقدیم ملکه خواهد کرد. آقای بلر گفت: "من کمی بیش از ده سال نخست ! وزیر این کشور بودم. در دنیای امروز این مدتی طولانی است. برخی اوقات تنها راه حفظ قدرت واقعی کنار گذاشتن آن است. (پیروزی حزب کارگر) در سال ۱۹۹۷، لحظه ای بود برای آغازی جدید و اینکه مشکلات مزمن گذشته را کنار بگذاریم. انتظارات خیلی بالا بود."نخست وزیر بریتانیا تصمیم خود در حمایت از طرح جورج بوش برای مبارزه با تروریسم گفت: "بعد از اتفاق بزرگ و غیرمنتظره یازده سپتامبر من تصمیم گرفتم که بریتانیا باید شانه به شانه متحد قدیمی خود (آمریکا) بایستد و این کار را از روی اعتقادم کردم. جنگ افغانستان و عراق را هم همینطور. جنگ عراق شدیدا بحث برانگیز بود. سرنگونی صدا! م و پسرانش از قدرت مثل سرنگونی طال�! �ان ن سبتا به آسانی انجام شد. اما واکنش تروریسم جهانی شدید، خشمگینانه، بی رحمانه و (برای ما) پرهزینه بوده است. بسیاری حتما معتقدند که (جنگ با تروریسم) ارزشش را ندارد." | ||
| عصر روز نهم ماه مه مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه آمریکایی دوبی برگزار شد. در این مراسم بعد از سخنرانی مسئولین این دانشگاه سیمور هرش، گزارشگر معروف نشریه نیویورکر Newyorker به ایراد سخنرانی برای دانشجویان و حاضران این مراسم پرداخت.او به دانشجویان تازه فارغ التحصیل گفت: ما در جهان خطرناکی زندگی می کنیم. او از ایران و عراق به عنوان مشکلات امروز جهان یاد کرد که سیاست آمریکا در قبال آنها توجیه منطقی ندارد. | ||
| مجلس ترکيه در شور دوم طرح اصلاح قانون اساسی اين کشور رأی به انتخاب مستقيم رئيس جمهور بر اساس آرای مردم داد.از 550 نماينده مجلس ترکيه 371 نفر هنگام رأی گيری بر سر انتخاب مستقيم رئيس جمهور حاضر بودند که تنها يک نفر از آنان رأی مخالف داد.اصلاح قانون اساسی ترکيه به ابتکار حزب حاکم عدالت و توسعه صورت می گيرد که 351 کرسی در مجلس دارد.برای اصلاح قانون اساسی دو سوم نمايندگان بايد رأی مثبت بدهند و حزب عدالت و توسعه با حمايت يکی از احزاب ک! وچک توانسته است آرای کافی را در مجلس برای اصلاح قانون اساسی کسب کند. | ||
| تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا، روز پنجشنبه (10 مه) اعلام کرد از مقامش کناره گیری می کند و استعفای خود را در روز 27 ژوئن رسما به ملکه این کشور تقدیم خواهد کرد.اعلام کناره گیری نخست وزیر بریتانیا واکنش های جهانی را به دنبال داشته است. از جمله سخنگوی کاخ سفید وی را رهبری خارق العاده، که در دوره صدارتش اتحاد دو کشور را حفظ کرد، خوانده است.در همین حال، خوزه مانوئل بوروسو، رییس کمیسیون اروپا نیز گفته است که آقای بلر، جایگاه بریتانی! ا را از حاشیه، به جریان اصلی اتحادیه اروپا ارتقاء داده است.حامد کرزی، رییس جمهور افغانستان، گفت نخست وزیر بریتانیا نقش خود در صحنه سیاسی جهان را به بهترین وجه ادا کرده است. | ||
| آلن جانستون، خبرنگار بی بی سی که حدود دو ماه قبل در نوار غزه ناپدید شد، جایزه سالانه "کلوپ رسانه های لندن" برای بهترین خبرنگار رادیو تلویزیون را برده است.سه نفر نامزد دریافت این جایزه بودند. مارک تامسون، مدیر عامل بی بی سی در مراسم اهدای این جوایز گفت خوشحال است که دستاوردها و مهارت تخصصی آلن جانستون مورد توجه واقع شده اما جایزه واقعی، بازگشت وی است. آلن جانستون پیش از ناپدید شدنش در غزه، در قدردانی از سه سال کار خبری برجسته خود د�! � این منطقه نا آرام برای دریافت این جایزه نامزد شده بود. | ||
| سخنگوی کاخ سفید می گوید جورج بوش رئیس جمهور آمریکا لایحه تازه کنگره که تامین بودجه عملیات نظامی در عراق را به میزان پیشرفت در آن کشور گره می زند وتو خواهد کرد.این لایحه که پیش نویس آن از سوی اعضای دمکرات مجلس نمایندگان کنگره تنظیم می شود، بودجه عملیات نظامی در عراق را تا پایان ماه ژوئیه یعنی دو ماه و نیم دیگر تامین می کند.اما لایحه این حق را به کنگره خواهد داد تا در صورت عدم بهبود اوضاع امنیتی در عراق، بودجه را قطع کن�! �.جورج بوش قبلا لایحه دیگری که بودجه عملیات نظامی را به خروج نیروها از عراق مشروط می کرد وتو کرده است. | ||
| دادگاهی در سوریه کمال لبوانی، یکی از مخالفان اصلی دولت این کشور، را به خاطر ملاقات با مقامات آمریکایی و آنچه خطر برای امنیت ملی تعبیر شده، به دوازده سال زندان محکوم کرده است.آقای لبوانی در سال 2005 هنگام بازگشت از سفر به آمریکا در دمشق، پایتخت سوریه، دستگیر شد. مقامات کاخ سفید و وزارت امور خارجه آمریکا از دولت سوریه خواسته اند آقای لبوانی را آزاد کنند و به سرکوب طرفداران اصلاحات خاتمه دهند.حکم روز پنجشنبه (10 مه) دادگاه در حالی �! �ادر شده که "انور بنی"، وکیل مدافع حقوق بشر در سوریه، نیز به زندان محکوم شده است. | ||
| به دنبال برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در تیمور شرقی، به نظر می رسد که خوزه راموس هورتا، از برندگان جایزه صلح نوبل، با اختلاف زیادی از دیگر کاندیداها برنده این رقابت ها باشد. کمیته انتخاباتی تیمور شرقی روز پنجشنبه (10 مه) گفت نود درصد آرا شمارش شده و آقای راموس هورتا هفتاد درصد از این آرا را از آن خود کرده است. بالاترین آرای بعدی به فرانسیسکو گوترس تعلق دارد.اگر پیروزی آقای راموس هورتا، که در حال حاضر نخست وزیر تیمور ! شرقی است، تائید شود، وی جانشین زانانا گوسمائو، رییس جمهور فعلی تیمور شرقی خواهد شد.آقای گوسمائو در این رقابت ها شرکت نکرده و امیدوار است نخست وزیر این کشور شود. | ||
| پاپ بندیکت شانزدهم برای دیداری پنج روزه از برزیل، پرجمعیت ترین کشور کاتولیک جهان، وارد سائوپائولو شده است.این نخستین سفر او به آمریکای لاتین از زمان انتخاب به عنوان پاپ در آوریل 2005 است.وی قرار است پیش از سفر به آپارسیدا برای شرکت در یک کنفرانس بزرگ اسقف های اعظم آمریکای لاتین که اوج سفر پاپ خواهد بود، یک رشته مراسم عشاء ربانی را هدایت کند.در آپارسیدا انتظار می رود پاپ به چالش فزاینده ای که کلیسای کاتولیک رومی از سوی گروه های اِ�! �َنجلیکی روبروست بپردازد. | ||
| مجلس نمایندگان افغانستان، وزیر مهاجران این کشور را به دلیل عملکرد "ضعیف" وزارتش در قبال اخراج اجباری پناهجویان افغان از ایران، سلب اعتماد کرده است. وزرای خارجه و عودت مهاجرین افغانستان از سوی مجلس نمایندگان این کشور استیضاح شدند و مسئله رد یا تایید صلاحیت شان به عنوان وزرای کابینه، به رای گیری اعضای مجلس گذاشته شد. صلاحیت اکبر اکبر، به عنوان وزیر مهاجرین افغانستان با دریافت 136 رای مخالف، 54 رای موافق و پنج رای باطل ! رد شد، در حالی که اعلام نهایی رد یا تایید صلاحیت وزیر خارجه افغانستان به روز شنبه موکول شده است. رنگین دادفر اسپنتا، وزیر خارجه افغانستان 124 رای مخالف، 67 رای موافق و یک رای "مشکوک" دریافت کرد. | ||
| مراسم نیمه نهایی جوایز ترانه های اروپایی یورویژن (Eurovision) در سال جاری شامگاه دهم مه (20 اردیبشهت ماه) در شهر هلسینکی پایتخت فنلاند برگزار خواهد شد.در این مراسم گروه ها و خوانندگان موسیقی از 42 کشور اروپایی در این شهر گرد می آیند و در یکی از پرمخاطب ترین برنامه های تلویزیونی که از شبکه های ملی همه کشورهای اروپایی بصورت زنده پخش خواهد شد، به رقابت با یکدیگر خواهند پرداخت.این خواننده ها و گروه ها پیش تر در کشورهای خود، با سایر! خوانندگان برای کسب نمایندگی کشور خود رقابت کرده و در نهایت با رای مردم برگزیده شده اند.یک گروه از کارشناسان بی بی سی که در این مراسم حضور یافته اند معتقدند امسال آلمان از شانس بیشتری برای برنده شدن در این رقابت ها برخوردار است. | ||
| تیمهای شیرین فراز کرمانشاه و پگاه گیلان با پیروزی بر حریفان خود به لیگ برتر فوتبال ایران صعود کردند.طبق قوانین لیگ اران، تیمهای اول و دوم دو گروه لیگ دسته اول، به صورت ضربدری با هم بازی می کنند تا تیمهای برنده مستقیما به لیگ برتر صعود کنند.تیم شیرین فراز کرمانشاه در دور برگشت مرحله پلی آف در زمین خود با نتیجه دو بر یک تیم تراکتورسازی تبریز را شکست داد، تا در مجموع با نتیجه 4 بر 2 به لیگ برتر صعود کند.در این دیدار ابتدا �! �راکتورسازی در دقیقه 29 توسط فرشیدی به گل برتری دست یافت. اما در نیمه دوم شیرین فراز کرمانشاه با گلهای دقایق 60 و 80 علی جلیلی و بابک رضی نتیجه بازی رفت را تکرار کرد. | ||
| راجر فدرر، برترین تنیس باز جهان، و اندی رادیک مرد شماره سه رده بندی تنیس جهان، هر دو در مرحله سوم رقابت های تنیس آزاد ایتالیا (رم مسترز) حذف شدند.فلیپو ولاندری تنیس باز ایتالیایی در یک بازی غیر منتظره توانست در دو ست، 6-2 و 6-4 راجرر فدرر سوئیسی را مغلوب و به مرحله بعدی راه پیدا کند.اندی رادیک نیز که از ماه مارس تا کنون در تورنمنتی شرکت نکرده بود، در اولین حضورش، در دو ست، 6-0 و 6-4 مغلوب تنیس باز آرژانتینی، خوان ایگناسیو چلا ! شد.آخرين ديدار رادیک به چند روز قبل از شروع مسابقات اوپن استراليا برمی گردد که در آن بازی راديک توانسته بود بعد از مدتها فدرر را شکست دهد. | ||
| شنیده های روز پنج شنبه دهم ماه مه (بیستم اردیبهشت ماه) از این قرار است که:ایران یکی از نامزدهای میزبانی جام ملتهای آسیا در سال 2010 است. اما گفته می شود کنفدراسیون فوتبال آسیا این بار هم با درخواست ایران موافقت نخواهد کرد. دلیل اصلی مخالفت با میزبانی ایران ممنوع بودن حضور بانوان در ورزشگاههای ایران است.علیرضا منصوریان و محمود فکری، دو بازیکن پا به سن گذاشته استقلال، دوست دارند یک فصل دیگر هم در تیم محبوبشان بازی کنند. در این میان با توجه به رابطه نزدیک ف�! �ری با قلعه نویی بعید است فتح الله زاده با تمدید قرارداد فکری موافقت کند. با این حال فکری 37 ساله نمی خواهد فوتبال را کنار بگذارد و به احتمال فراوان فصل بعد او را با پیراهن تیمی غیر از استقلال خواهیم دید. پس از اینکه غلامرضا محمدی به دلیل اختلافاتش با علیرضا حیدری، سرمربی تیم ملی بزرگسالان کشتی آزاد ایران، از مربیگری تیم بزرگسالان کناره گیری کرد، به عنوان سرمربی تیم ملی جوانان منصوب شد. گفته می شود بین محمدی و معزی پور، مدیر تیم ملی جوانان، نیز اختلافاتی بوجود آمده و غلامرضا محمدی از تیم ملی جوانان هم جدا شده است. | ||
| بسیاری از علاقه مندان کتاب از سراسر ایران برای بازدید و خرید از نمایشگاه بین المللی کتاب به تهران آمده اند.امسال جابجایی محل نمایشگاه باعث به وجود آمدن مشکلاتی برای ناشران و بازدیدکنندگان بود و به نظر می رسد گروهی از ناشران به همین دلیل در نمایشگاه شرکت نکرده اند. |
چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت ماه 1386 خورشیدی
نهم ماه مه سال 2007میلادی
بیست و یکم ماه ایار سال 5767 عبری
فهرست برنامه امروز:
برنامه امروز با بخش اول خبری آغاز شد، که مانند هر روز، شامل آخرین و مهمترین اخبار و گزارشهای اسرائیل و ایران و نیز چند خبر از سایر نقاط خاورمیانه بود. سرخط شماری از گزارشهای ما را در ادامه می خوانید. توصیه می شود صدای برنامه را بشنوید تا از مشروح خبرها آگاه شوید. مجموعه اول خبری 43 دقیقه طول کشید.
سپس، ترانه شاد و زیبای "می ترسم" را با صدای "نیما" که بازخوانی شاد و به سبک جدید یک ترانه قدیمی است، شنیدیم.
امروز بخش پنجم از خاطرات دردناک خانم نسرین محمدی از برادرش اکبر محمدی پخش شد. اکبر محمدی تابستان گذشته در مرگی مشکوک در زندان اوین، پس از هفت سال اسارت وتحمل شکنجه درگذشت.
یک ترانه کوتاه اسرائیلی با صدای "حییم مشه" ساعت اول برنامه را به پایان برد.
بخش دوم خبری در 5ر12 دقیقه پخش شد.
آقای محمود سرابی نیز برنامه این هفته "ایران در جهان ورزش" را در 11 دقیقه ارائه کرد.
فشرده مهمترین خبرهای امروز رادیو اسرائیل
برای شنیدن صدای کامل گزارشها به "برنامه روز" مراجعه کنید.
این اخبار، تولیدی اتاق خبر بخش فارسی رادیو اسرائیل است.
* به مناسبت شصت و دومین سالگرد پیروزی نیروهای متفقین بر ارتش نازی در جنگ جهانی دوم، امروز در اسرائیل آئین های ویژه ای برگزار شد. در آئینی که بامداد امروز در کنست (پارلمان) برگزار شد، نخست وزیر آقای اولمرت اعلام داشت، حمله در یازدهم سپتامبر به برجهای دوقلوی مانهاتان نیویورک توسط افراط گرایان اسلامی القاعدة زنگ خطری بود که موجب شد جهان دلیرانه در مقابل حکومت های شرارت پیشه ای چون حکومت ایران بایستد تا جلوی دستیابی آن را به جنگ افزار هسته ای بگیرد.
* در کشور بلژیک نیز روز گذشته از لوح یادبود اسامی بلژیکی های نجات دهنده جان یهودیان در جنگ دوم جهانی پرده برداری شد و نخست وزیر بلژیک از ملت یهود به دلیل اخراج یهودیان کشورش در جنگ جهانی دوم و اعزام آنها به اردوگاههای مرگ یا کار اجباری پوزش خواست.
* فردا، پنجشنبه، بخش دیگری از گزارش کمیسیون تحقیق وینوگراد پیرامون جنگ لبنان شامل متن بازجوئی ها از نخست وزیر، وزیر دفاع و رئیس پیشین ستاد کل ارتش انتشار خواهد یافت. افراد نزدیک به اعضای کمیسیون گفتند، انتشار بازجوئی ها فراخوانی ملت از نخست وزیر و وزیر دفاع را برای استعفا شدت خواهد بخشید زیرا گوشه های دیگری ازندانم کاریهای مسئولان رادرطول آن جنگ برملا خواهدکرد.
* نخست وزیر و رئیس اسبق ستاد کل ارتش اسرائیل، آقای اهود باراک، که بر سر رهبری حزب کارگر با آقای عامیر پرتس و چند نامزد دیگر پست مبارزه می کند، طی نطقی خواهان استعفای آقای اولمرت شد و در عین حال همکاری با او را تا روی کارآمدن یک دولت جدید رد نکرد.
* امروز اعلام شد ، نخست وزیر اسرائیل و رهبر فلسطینی ها هفته آینده بار دیگر و این بار در شهرفلسطینی اریحا در کرانه باختری رود اردن با یکدیگر دیدار می کنند و در زمینه پیشبرد صلح بین اسرائیل و فلسطینی ها گفتگو خواهند کرد.
* به گفته سخنگوی دفتر نخست وزیری اسرائیل، آقای اولمرت هفته آینده در کشور اردن هاشمی با ملک عبدالله دوم دیدار خواهد کرد و در زمینه راههای پیشبرد طرح صلح اعراب با او به رایزنی خواهد پرداخت.
* رهبر فلسطینی ها در دیدار با نمایندگان تشکل های فلسطینی از آنها خواست آتش بس با اسرائیل را در غزه محترم بشمارند و آن را به کرانه باختری رود اردن گسترش دهند و هر گونه حمله راکتی به اسرائیل را نیز متوقف سازند.
* یک گروه کوچک اسلامی موسوم به "سپاه اسلام" با ارسال یک نوار ویدئوئی به دفتر شبکه تلویزیونی الجزیره در غزه ادعا کرد خبرنگار بی.بی.سی انگلیس را در گروگان خود دارد و شرائطی را برای آزادی او تعیین نمود وازجمله، خواهان آزادی زندانیان عرب اززندانهای انگلیس شده است.
* بنوشته روزنامه الوطن، اتحادیه اروپا در حال تنظیم طرحی برای برقراری صلح بین اسرائیل و سوریه است.
* با توجه به این که قرار است سیزدهم ژوئن آینده رئیس جمهور جدید اسرائیل برگزیده شود، تلاش نامزدهای این پست برای جلب آراء احزاب افزایش یافت. رئیس جمهوری اسرائیل با رای نمایندگان پارلمان برگزیده میشود.
* آقای دیک چینی معاون پرزیدنت بوش در سفر خاورمیانه ای خود، در دیداری از پیش اعلام نشده، امروز به عراق رفت و در ملاقات با نخست وزیر شیعه آن کشور، آقای نوری المالکی کوشید او را متقاعد کند که امکان مشارکت سیاسی اقلیت سنی را در حکومت فراهم آورد تا شاید به این وسیله از خشونت ها در عراق کاسته شود.
* خبرگزاریهای حکومت ایران می گویند، آقای حسین موسویان مقام ارشد در تیم پیشین مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی، امروز (چهارشنبه) با قرار وثیقه 200 میلیون تومانی آزاد شد. اما تاکید گردید که اتهامات امنیتی و از جمله جاسوسی در پرونده هسته ای و دادن اطلاعات به بیگانگان همچنان به وی وارد است. خبرگزاری فارس نوشت: علیرغم آزادی آقای موسویان، اتهامات تغییر نکرده زیرا دستگیری وی براساس اسناد و مدارک معتبر صورت گرفت. شامگاه سه شنبه، خبرگزاری حکومتی مهر اعلام کرده بود که آقای موسویان آزاد شد- اما بلافاصله این خبر تکذیب گردید و گفته شد قرار توقیف همچنان باقی است و وثیقه لازم تامین نشده است. اما امروز سرانجام گفته شد که این قرار وثیقه تبدیل شد، و وی از اوین آزاد گردید.
* از آنجا که وزیر اطلاعات، حجت الاسلام محسنی اژه ای، دیروز گفته بود دو نفر دیگر هم در ارتباط با اتهامات وارده به آقای موسویان بازداشت شده اند، خبرگزاری فارس، امروز به نقل از همان منبع که او را "موثق" نامید، نوشت: "این دو نفر، از کارمندان مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی امنیت ملی بودند". خبرگزاری فارس نوشت: "یکی از این دو نیز با سپردن وثیقه آزاد شد". بگزارش این خبرگزاری، دادستانی انقلاب تهران تنها در مورد اتهامات امنیتی و جاسوسی آقای موسویان بررسی کرده است، و اتهامات مربوط به فساد اقتصادی فعلا در دست بررسی نیست".
* وزیر اطلاعات، حجت الاسلام محسنی اژه ای امروز در نشست کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی درباره دستگیری آقای حسین موسویان و دلائل انجام تحقیقات درباره او به اعضای این کمیسیون توضیحاتی داد. سخنگوی دولت تهران، آقای غلامحسین الهام امروز گفت در مساله امنیتی، با هیچ کسی تعارف نداریم.
* جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد طرح پیشنهاد شده از سوی سوئیس را برای حل بحران پرونده هسته ای ایران رد کرده و آنرا قابل قبول ندانسته است. این خبر امروز از سوی آقای عبدالرضا رحمانی فضلی، قائم مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران اعلام شد. طرح سوئیس از جمهوری اسلامی ایران خواسته بود غنی سازی اورانیوم را متوقف کند و همه تحریم های برقرار شده علیه ایران از سوی شورای امنیت نیز لغو گردد.
* نمایندگان شش دولت بزرگ امروز در برلین، به بررسی قطعنامه جدید شورای امنیت علیه برنامه های اتمی جمهوری اسلامی پرداختند. در جریان نشست، نمایندگان دولت های آمریکا، روسیه، چین و سه دولت اروپائی آلمان، فرانسه و انگلستان، کلیات متن قطعنامه سوم شورای امنیت را مورد مذاکره و رایزنی قرار دادند.
* در برلین اعلام شد که در جریان نشست ماه آینده سران هشت کشور بزرگ صنعتی جی- هشت، بیانیه ای به تصویب خواهد رسید که در آن رهبران جی-هشت خواهان افزایش فشار بر جمهوری اسلامی به منظور پایان دادن به برنامه های اتمی رژیم ایران خواهند شد.
* خانم رایس وزیر امور خارجه آمریکا در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی العربیه گفت، پرزیدنت بوش در همان حال که می کوشد برای بحران اتمی ایران یک راه حل دیپلماتیک بیابد، توسل به گزینه نظامی را نیز در نظر خواهد داشت.
* ناوهواپیما هسته ای "نیمیتز" به ناوگان پنجم آمریکا در منطقه خلیج فارس پیوست. ناو هواپیمابر نیمیتز که باسوخت هسته ای حرکت می کند به همراه مجموعه ناوهای دریائی وابسته به خود وارد منطقه خلیج فارس شد تا به جای ناو هواپیمابر آیزنهاور در این منطقه فعالیت کند.
* اعلام شد که آمریکابا اعزام ناونیمیتزمیخواهد به رژیم ایران یادآور شود که حضور گسترده نیروی دریائی آمریکا در خلیج فارس نشانه ای از عزم واشنگتن برای مهار تهدیدهای ناشی از جمهوری اسلامی است.
* وزیر امور خارجه عراق، آقای هوشیار زیباری در مصاحبه ای با روزنامه بریتانیائی ایندیپندنت گفت، ارتش آمریکا احتمالا در ماه آینده پنج مامور دستگیر شده جمهوری اسلامی در اربیل را آزاد خواهد کرد.
* یک فروند هواپیمای نظامی جمهوری اسلامی از مدل اف-5 ، پیش از ظهر امروز در خوزستان سقوط کرد، و خلبان هواپیما، کشته شد. هواپیمای نظامی، متعلق به ارتش جمهوری اسلامی بود و از پایگاه چهارم شکاری دزفول به پرواز درآمده بود. صدای انفجار ناشی از سقوط هواپیما در ارتفاعات منطقه شنیده شد.
* ماموران وزارت اطلاعات ایران، سه شنبه خانم دکترهاله اسفندیاری رئیس بخش خاورمیانه درمرکز بین المللی وودروویلسون در واشنگتن را بازداشت کرده و روانه زندان اوین نمودند. خانم اسفندیاری که تابعیت دوگانه ایرانی وامریکائی دار، از بلندپایه ترین شخصیت های آکادمیک آمریکا در امور مربوط به ایران است. در ماه دسامبر گذشته، خانم اسفندیاری به هنگام رفتن به فرودگاه بین المللی تهران مورد حمله سه مامور چاقو بدست رژیم قرار گرفت و پس از مراجعه به مقام های قضائی جمهوری اسلامی ، گذرنامه ویتوقیف شد.
* در روزهای اخیر، ماموران وزارت اطلاعات در دیدارهائی با خانم اسفندیاری خواستار همکاری او با این نهاد امنیتی رژیم شده بودند و دیروز پس از مراجعه وی به وزارت اطلاعات، دستور بازداشت خانم اسفندیاری صادر شد.
* همکاران خانم اسفندیاری در مرکز وودرو ویلسون در واشنگتن گفتند، وی ضدیتی با جمهوری اسلامی نداشته و هیچیک از برنامه های علمی و کنفرانسهائی که او برگزار کرد، در این راستا نبوده است.
* آقای محمد باقر قالیباف، که در دو سال اخیر شهرداری تهران را در دست داشت، در چالشی دشوار در برابر رقیبان خود و در میان دیدگاههای موافق و مخالف در شورای جدید شهر تهران، امروز (چهارشنبه) سرانجام توانست در این مقام باقی بماند و از حمایت اکثریت لرزان اعضای شورای شهر برخوردار شود.
* انتخاب مجدد آقای قالیباف در مقام شهردار تهران بدلیل ترکیب تازه شورای شهر از اهمیت برخوردار است. هشت نفر از اعضای پانزده نفره شورای تازه شهر تهران از او حمایت کردند، یک نفر رای ممتنع داد، و شش نفر مخالف او بودند.
* رئیس مجلس شورای اسلامی امروز مردم ایران را به صرفه جوئی در بنزین فرا خواند و گفت: طرح سهمیه بندی بنزین، بدون صرفه جوئی از سوی مردم قابل اجرا نیست. آقای حداد عادل گفت از سوی مجلس، هیچ محدودیتی برای دولت در عرضه بنزین آزاد تعیین نشده است.
* آقای عباس عبدی (روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی مقیم ایران) ارزیابی می کند که تورم و گرانی در ایران همچنان ادامه یابد و دور جدید گرانی ها، ناخرسندی بیشتر مردم و احتمال خیزش آنانرا در پی داشته باشد. آقای عبدی گفت: سران جمهوری اسلامی خود از این امر بیمناک هستند، اما سیاست هائی که در پیش می گیرند، به جای کاهش تورم، به افزایش بیشتر آن منجر می شود.
* در دفاعی از طرح دولت جمهوری اسلامی برای اخراج صدها هزار افغانی پناهنده در ایران، یک مقام جمهوری اسلامی، آقای صالحی گفت با رفتن نیم میلیون نفر از این کارگران، نرخ بیکاری تا اول پائیز دو درصد کاهش خواهد یافت. وی گفت تاآخر 1386 یک میلیون افغانی ازایران اخراج میشوند.
* روزنامه وال استریت جورنال در شماره امروز خود نوشت، باروی کارآمدن آقای احمدی نژاد وضعیت اقتصادی مردم وخیم شده، بیکاری در کشور به سی درصد رسیده و نرخ تورم تا هجده درصد بالا رفته است.
خبرگزاری کار ایران گزارش داد که این سه دانشجو پس از مراجعه به دادگاه دستگیر و به زندان اوین منتقل شدهاند.
علت دستگیری این افراد توهین به مقدسات در نشریات آنان اعلام شده است.
پیشتر مقداد خلیلپور و احمد قصابان، در همین رابطه بازداشت شده بودند.
در پی انتشار مقالاتی در چهار نشریهی دانشجویی دانشگاه امیرکبیر، حملاتی از جانب بسیج دانشجویی و نیروهای انتظامات دانشگاه به فعالان دانشجویی صورت گرفته بود که با واکنش دانشجویان روبرو شد.
دانشجویان دستگیر شده اتهام چاپ این مقالهها را رد میکنند و مدعی هستند که افرادی به نام تشکل آنها نشریات جعلی منتشر کردهاند.
شماری از دانشجویان از این نگرانند که دولت برای پیشبرد یک انقلاب فرهنگى دیگر زمینهچینى میکند.
انجمن اسلامى دانشکده پلى تکنیک، "پروژه جعل نشریه" و حمله هاى روانى و فیزیکى به فعالان دانشجویى را پروژهاى انتقامجویانه و غیراخلاقى از سوى نزدیکان رئیسجمهور میدانند.
حضور محمود احمدى نژاد در پلىتکنیک، در پائیز سال ۸۵ با اعتراض شدید و حتى "هوى" دانشجویان همراه شد.
بیژن پوریوسفى، عضو شوراى عمومی انجمن اسلامى پلىتکنیک
هفتهی پیش بیژن پوریوسفی، عضو شورای عمومی انجمن اسلامی پلیتکنیک در مصاحبه با دویچه وله در این مورد گفت:بیژن پوریوسفى، عضو شوراى عمومی انجمن اسلامى پلىتکنیک بیژن پوریوسفى، عضو شوراى عمومی انجمن اسلامى پلىتکنیک
«دو تحلیل من میتوانم مطرح کنم: (...) از داخل حاکمیت دارد جسته گریخته صداهایى براى مذاکره با آمریکا بلند میشود که این تابوى بزرگى طى ۲۷ سال پیش بوده است. الان اینها نیاز دارند تودههاى خود را سرگرم کنند و امتیازى به آنها بدهند که در برابر شکستن این تابو ساکت باشند. نکته دوم هم ماهیت دیکتاتورى است که هیچ صداى مخالفى را بر نمیتابد. دانشگاه یکى از پیشرو ترین عرصههاى مخالفت و اعتراض بوده است. با این پروژه سعى میکنند دانشگاه ها را سرکوب کنند.»
فار.
|
وي با اشاره به تصحيح اظهارات معاون قضايي ديوان عدالت اداري تصريح كرد: اين مسئول قضايي با بيان اينكه راي صادر شده رد شكايت سايت «بازتاب» نيست و ديوان عدالت اداري منتظر راي قطعي دولت است، جملات گذشته خود را اصلاح كرده بود.
| ||
| ۱۹:۰۰ - ۱۳۸۶/۰۲/۱۹ | آمار بازديد: ۲۸۶ | كد خبر: ۶۶۶۰۷ |
عضو شوراي سياستگذاري سايت «بازتاب» گفت: شكايت جديد «بازتاب» از عدم پاسخگويي ارشاد در مرحله رسيدگي ديوان عدالت اداري قرار گرفت.
فواد صادقي در گفتوگو با ايلنا، با بيان اين كه شكايت جديدي را نسبت به بيتوجهي كارگروه تعيين مصاديق در رابطه با رفع فيلتر از سايت «بازتاب» به ديوان عدالت اداري ارسال كرده بوديم، افزود: مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با ادعاي اينكه كنارهگيري معاونت مطبوعاتي اين وزارتخانه دليل اصلي عدم رفع فيلتر از سايت «بازتاب» است از انجام اين عمل سرباز ميزنند در صورتي كه نامه دستگاه قضايي براي رفع فيلتر از سايت «بازتاب» در تاريخ يازدهم فروردين ماه سال جاري و پيش از استعفاي مختارپور به شماره 12/9 در دفتر معاونت مطبوعاتي وزارت خانه ثبت شده است.
وي با اشاره به تصحيح اظهارات معاون قضايي ديوان عدالت اداري تصريح كرد: اين مسئول قضايي با بيان اينكه راي صادر شده رد شكايت سايت «بازتاب» نيست و ديوان عدالت اداري منتظر راي قطعي دولت است جملات گذشته خود را اصلاح كرده بود.
عضو شوراي سياستگذاري سايت «بازتاب» در رابطه با اظهارات مسئولان ارشادي كه عليرغم استعفاي مختارپور تمام فعاليتهاي اين وزارتخانه به طور معمول انجام ميشود گفت: در صورت وجود اين امر، چرا به درخواست سايت «بازتاب» در مورد رفع فيلتر از اين سايت اطلاعرساني نکرده يا به عدم انجام اين عمل پاسخ نميدهند.
|
آزادی دکتر سید حسین موسویان معاون مرکز تحقیقات استراتژیک که پس از رفع برخی ابهامات انجام شد، موجب خرسندی این مرکز و مدیران دلسوز نظام گردیده است
| ||
| ۱۸:۲۱ - ۱۳۸۶/۰۲/۱۹ | آمار بازديد: ۲۱۸۹ | كد خبر: ۶۶۶۰۵ |
بیانیه مرکز تحقیقات استراتژیک در خصوص آزادی حسین موسویان
در پی آزادی حسین موسویان معاون مرکز تحقیقات استراتژیک ، این مرکز بیانیه ای صادر کرد .
به گزارش مهر، متن کامل این بیانیه به این شرح است :
آزادی دکتر سید حسین موسویان معاون مرکز تحقیقات استراتژیک که پس از رفع برخی ابهامات انجام شد، موجب خرسندی این مرکز و مدیران دلسوز نظام گردیده است.
این آزادی در شرایطی صورت گرفت که تفرقه افکنان و اختلاف آفرینان داخلی و خارجی قصد داشتند در سالی که توسط مقام عظمای ولایت سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی خوانده شد، بین صفوف سربازان نظام تفرقه ایجاد کنند و منافع شخصی و جناحی خود را بر منافع ملی و مصالح کشور ترجیح داده و این مسئله را دستاویزی برای منافع جناحی و حزبی خود قرار دهند.
موسویان از مدیران برجسته و از خدمتگزاران صدیق وشایسته کشور می باشد که تا کنون خدمات بسیار ارزشمندی را برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در جهاد سازندگی، سازمان تبیلغات اسلامی، مجلس شورای اسلامی، وزارت امور خارجه، شورای عالی امنیت ملی و دیگر دستگاه های حساس نظام ارایه کرده و در بسیاری از مسائل بین المللی در سالهای اخیر از بحران میکونوس تا بحران عراق و پرونده هسته ای ایران در خط مقدم دفاع از منافع ملی فعالیت کرده است.
وی از خانواده ای مذهبی، شهید پرور و برادر شهید سید عباس موسویان می باشد و در چند سال اخیر یکی از سرشناس ترین مدافعان حقوق هسته ای ایران و راهبرد کلان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین المللی بوده وکارنامه این فرزند انقلاب شهادت می دهد طی 28 سال گذشته از هیچ تلاشی برای دفاع از آرمان های انقلاب و مقام معظم رهبری فروگذار نکرده است.
مرکز تحقیقات استراتژیک تا کنون با هدف حمایت از بررسی دقیق و جامع موضوع و رفع سوء تفاهمات ایجاد شده و عدم مستمسک قرار دادن این موضوع به عنوان خوراک خبری رسانه ها و سایت ها، سکوت پیشه کرده بود تا در جوی آرام و به دور از تشنج، این موضوع را با درایت خاتمه دهد.
بدین وسیله لازم می داند از کلیه عزیزانی که در این مدت، با دلسوزی و به دور از هرگونه جنجال پیگیر موضوع بودند، تشکر نموده و بسیار خوشوقتیم که همکار عزیز و توانمندمان جناب آقای دکتر سید حسین موسویان بار دیگر در سنگر خدمت به انقلاب و نظام اسلامی کوشا و فعال خواهد بود.
|
آصفی گفت: نخستوزير امارات در اين ملاقات عنوان كرد كه دستور آزادي 12 غواص را صادر كرده و آنها امروز آزاد ميشوند.
| ||
| ۱۸:۱۸ - ۱۳۸۶/۰۲/۱۹ | آمار بازديد: ۱۱۸۴ | كد خبر: ۶۶۶۰۴ |
سفير ايران در امارات با اشاره به ملاقاتش با نخستوزير امارات و حاكم دبي، از آزادي 12 غواص ايراني بازداشت شده در امارات خبر داد.
حميدرضا آصفي سفير ايران در امارات متحده عربي در گفتوگو با فارس، با اعلام اين خبر به ملاقات امروز با «شيخ محمدبن راشد آل مكتوم» نخست وزير امارات و حاكم دبي اشاره كرد و گفت: نخستوزير امارات در اين ملاقات عنوان كرد كه دستور آزادي 12 غواص را صادر كرده و آنها امروز آزاد ميشوند.
آصفي روز گذشته نيز در گفتوگو با فارس با بيان اين كه سفارت از ابتداي كار موضوع را با جديت دنبال كرد، گفت: قائم مقام وزير خارجه امارات موضوع را پيگيري و قول داد اين 12 نفر در اسرع وقت و ظرف يكي دو روز آينده آزاد شوند.
حسن نوريپور مدير عامل شركت غواصي صدف سفيد خارك پيش از اين از بازداشت و زنداني شدن 12 غواص ايراني اين شركت كه در آبهاي بينالمللي فعاليت ميكردند توسط نيروهاي گشتي و دريايي كشور امارات خبر داده بود.
|
به گفته فرماندهان اين زيردريايي ميتواند برتري نيروهاي انگليس در دريا را به همراه داشته باشد. اين زيردريايي، ميتواند با ورود ناشناس به سواحل دشمنان، حتي به مكالمات تلفني آنان نيز گوش دهد.
| ||
| ۱۸:۰۶ - ۱۳۸۶/۰۲/۱۹ | آمار بازديد: ۱۹۱۱ | كد خبر: ۶۶۶۰۱ |
در حالي كه نيروي دريايي انگليس هنوز پيامدهاي ناشي از تحقير در آبهاي ايران و دستگيري ملوانان خود را تحمل ميكند، امروز روزنامه «تلگراف» ـ چاپ لندن ـ با معرفي زيردريايي مخوف! بريتانيا، از ويژگيهاي رويايي اين زيردريايي بينظير! خبر داده است.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، اين روزنامه نوشت: روز گذشته، ساخت زيردريايي جديد 2/1 ميليارد پوندي از سوي نيروي دريايي پادشاهي انگليس افشا شد.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» به نقل از «تلگراف»، زيردريايي «Astute» نخستين زيردريايي هجومي است كه در دو دهه گذشته ساخته شده و قابليت ضدراداري آن از همه انواع ديگر زيردرياييها بالاتر است. به گفته فرماندهان اين زيردريايي ميتواند برتري نيروهاي انگليس در دريا را به همراه داشته باشد.
با توجه به افت روحيه نيروها، پيوستن بزرگترين زيردريايي شكاري به ارتش، ميتواند اميد برتري نيروها در نقاط مختلف جهان را ايجاد كند.
اين زيردريايي، ميتواند با ورود ناشناس به سواحل دشمنان، حتي به مكالمات تلفني آنان نيز گوش دهد نيز ميتواند با وارد كردن نيروهاي ويژه به وسيله مينيزيردرياييها به قلمرو دشمن، توانايي هدايت موشكهاي «تاماهاوكي» كه بردي معادل 1400 مايل را دارند، به آنها بدهد.
سه قايق كلاس «Astute» توسط شركت «BAE» به قيمت 306 ميليارد دلار ساخته ميشوند. اين قايقها، تسليحاتي بيش از دو برابر قايقهاي كلاس «Trafalgar» را داراند كه قرار است جايگزين اين قايقها هم بشوند. آنها توانايي حمل 38 موشك كروز تاماهاوك و اژدرهاي ضدكشتي را دارند.
اگر اين زيردريايي از نظر توليد غذا هم خودكفا شود، قادر است 35 سال زير آب بماند، چراكه رآكتور اتمي آن، نيازي به سوختگيري نداشته و نيز با نصب تجهيزات مخصوصي توان توليد آب شرب را براي سرنشينان دارد.
به اين ترتيب، زندگي 98 خدمه اين زيردريايي نيز كمي بهبود يافته است و آنان ميتوانند با نصب يك صفحه تلويزيوني پلاسما، به تماشاي فيلم بپردازند.
موشكهاي تاماهاوك اين زيردريايي از نوع 4 هوشمند هستند كه توانايي تغيير برنامه در اواسط پرواز را نيز دارند.
زيردريايي 7200 تني «Astute»، بزرگترين زيردريايي اتمي شكاري انگليس است و به رغم جثه بزرگش، صداي بسيار كمي دارد به گونهاي كه صداي آن، از حركت يك وال كوچك هم كمتر و تنها به وسيله زيردرياييهاي انگليسي، قابل شناسايي است.
احتمالا اين زيردريايي تا سال آينده به نيروي دريايي انگليس بپيوندد.
|
سجاد تقوي
| ||
| ۱۷:۳۲ - ۱۳۸۶/۰۲/۱۹ | آمار بازديد: ۱۲۰۰ | كد خبر: ۶۶۵۹۸ |
آزادي حسين موسويان با وثيقه دويست ميليون توماني و همزمان انتخاب محمدباقر قاليباف به شهرداري تهران، دو شوك سخت به حاميان دولت و طيف افراطي هواداران دكتر احمدينژاد وارد شد.
اين دو رخدا در حالي بود كه در هفته گذشته، سرمايهگذاري سنگين تبليغاتي و سياسي در اين دو پروژه، از بخش رسانهاي دولت در مطبوعات و سايتهاي اينترنتي انجام شده بود.
صدور قرار نسبتا سبك دويست ميليون توماني براي حسين موسويان، سخنگو و رئيس تيم مذاكرهكننده هستهاي سابق، در حالي صورت گرفت كه حاميان دولت، آشكارا و در چه محافل خصوصي، اتهامات سنگين امنيتي و اقتصادي را متوجه موسويان كرده بودند كه در صورت درستي اتهامات امنيتي، آزادي موسويان ممكن نبود و صدور قرار نسبتا سبك وثيقه نشان ميدهد كه اتهامات بزرگ اقتصادي نيز از سوي بازپرس پرونده، وارد تشخيص داده نشده است.
تبديل موضوع دستگيري موسويان از يك پرونده امنيتي به يك پروژه سياسي و وارد كردن يكي از خبرگزاريها و تعدادي از سايتهاي طرفدار دولت به اين موضوع، نشان داد كه تيم رسانهاي دولت، قصد دارد از اين موضوع بهرهبرداري تبليغاتي كند، اما با گذشت يك هفته از جلب حسين موسويان و عدم صدور قرار بازداشت، وي با وثيقهاي دويست ميليون توماني آزاد و عملا اين پروژه تبليغاتي با شكست روبهرو شد.
در موضوع انتخاب شهردار تهران نيز تلاش گسترده و شبانهروزي طيف حاميان دولت براي بركناري قاليباف دستاوردي جز شكست نداشت، استفاده از اهرمهاي سياسي، تبليغاتي و حتي ورزشي براي كسب موافقت اكثريت آراي شوراي شهر تهران، هرچند منجر به جذب سه عضو ديگر و رساندن تعداد فهرست حاميان دولت از سه عضو به شش عضو شورا شد، اما اين تلاش به جز تباه كردن وجهه و آينده سياسي و طرد اين سه عضو از مقبوليت اجتماعي آنان قبلي، نتيجه ديگري نداشت.
تلاش حاميان دولت براي بركناري قاليباف، اين هدف را دنبال ميكرد كه به جاي ناكامي انتخابات شوراها، تفسيري از موفقيت دولت در اين انتخابات به جامعه ارايه كند، اما سرانجام، شكست ديگري براي اين گروه تثبيت شد.
حال پرسش اينجاست كه آيا اين دو شوك، قادرند دولت را از روياي برتري مطلق و ستايش از خود، كه موجب اين حد از يكجانبهگرايي و سركوب و منكوب كردن منتقدان و ديگر شخصيتها، گروهها و چهرههاي سياسي در جامعه شده، بيدار كند، به ويژه كه البته شديدترين برخوردها از اين دست نيز با طيف اصولگرايان خارج از حلقه حاميان دولت صورت گرفته است. هرچند اميدواريم با مؤثر بودن شوكهاي 19 ارديبهشت، فضا براي تصحيح عملكرد گذشته و تغيير رفتار سياسي و تبليغاتي دولت فراهم آيد.
واقعيت آن است كه يكي از عوامل اصلي پيروزي دكتر احمدينژاد در انتخابات سوم تير، تلقي جامعه از مظلوميت وي در برابر تخريب و امكانات تبليغات زيادتر ديگر رقبا بود، در صورتي كه عملكرد دو سال گذشته در تخريب و حمله به رقباي كنوني و احتمالي و استفاده بيرويه از امكانات توسط طيف هواداران دولت باعث شده است، تا اين عامل مؤثر، كه موجب تقويت دكتر احمدينژاد بود، به عاملي در راستاي تضعيف پايگاه اجتماعي وي تبديل شود و حتي در هيأت مذهبي كه مهمترين نقطه اتكاي اجتماعي هواداران رئيسجمهور بود، استفاده ابزاري از امكانات و اختيارات دولتي براي حذف ديگران، موجب طرد چهرههايي شود كه به رغم حذف شدن از فهرست حاميان دولت، موفق به كسب آرا در انتخابات شوراها شده بودند، اما با پيوند خوردن و معامله با اين گروه، هم پايگاه اجتماعي خود را از دست دادند و هم موفق به تحقق خواسته حاميان دولت نشدند.
در عرصه رسانهها نيز آثار اينگونه رويكرد، هويداست. برخورد حذفي با رسانههاي منتقد در اردوگاه اصولگرايان، نه تنها جايگاه اين رسانهها را تضعيف نكرده است، بلكه بر اقبال و اثرگذاري آنها نيز افزوده به گونهاي كه مسئولان دولتي اظهار ميدارند، به رغم حمايتهاي بيسابقه صداوسيما و در اختيار داشتن دو روزنامه كثيرالانتشار، همچنان در راستاي القاي كارآمدي و موفقيت دولت به جامعه، ناتوانند و حضور همراه با محدوديت ديگر رسانهها، اثر بيشتري از حجم انبوه فعاليتهاي تبليغاتي دولت دارد.
اكنون كه چند ماه تا انتخابات مجلس هشتم باقي مانده است، اين پرسش مطرح است كه آيا طيف هواداران دولت، در انديشه تكرار يكجانبهگرايي، تخريب و هتك حرمت در رقابتهاي انتخاباتي و استراتژي قدرت به هر قيمت است، يا آنكه با عبرتآموزي از حوادث شش ماهه اخير، قصد ايجاد تحول در شيوه و منش مديريتي و افزودن عمل اصولگرايانه علاوه بر شعار به كارنامه خود دارد.
براي دريافت پاسخ اين پرسش، كمي انتظار كافي است.
|
به گفته يکی از ديپلماتهای ارشد گروه جی هشت، ايران بايد خود را برای تحريمهای شديدتری در ماه آينده آماده کند.
| ||
| ۱۷:۱۰ - ۱۳۸۶/۰۲/۱۹ | آمار بازديد: ۲۰۱۶ | كد خبر: ۶۶۵۹۶ |
دور تازه مذاکرات ديپلماتهاي ارشد گروه ۱+۵ براي توافق بر سر تحريمهاي سختتر عليه ايران از روز پنجشنبه در برلين، پايتخت آلمان، آغاز ميشود.
به گزارش راديو فردا، اين مذاکرات دو هفته پيش از پايان مهلت قانوني سازمان ملل به ايران براي تعليق فعاليتهاي هستهاي خود صورت ميگيرد.
سخنگوي وزارت خارجه آلمان روز چهارشنبه اعلام کرد که «ديپلماتهاي ارشد گروه ۱+۵ درباره رسيدن به توافق بر سر پرونده هستهاي ايران، با يکديگر بحث و تبادل نظر ميکنند.»
نيکلاس برنز به عنوان نماينده ايالات متحده در اين نشست، هدف از برگزاري اين ملاقات که در ابتدا قرار بود روز چهارشنبه برگزار شود را، رسيدن به استراتژي واحد بر اساس آنچه که در مذاکرات خاوير سولانا مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا و علي لاريجاني، مذاکره کننده ارشد ايران در پرونده هستهاي اين کشور مطرح شده، عنوان کرده است.
مهلت قانوني سازمان ملل به ايران مبني بر تعليق کامل فعاليتهاي هستهاي، روز چهارشنبه، ششم خرداد ماه به پايان ميرسد.
کشورهاي غربي نگران هستند که ايران در چارچوب برنامه اتمي خود به دنبال کسب توانايي براي توليد سلاح اتمي باشد، ولي تهران تاکيد دارد که برنامه هستهاي اش تنها در راستاي توليد برق با هدف بهره برداري اقتصادي است.
کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا، روز سه شنبه گفت که جورج بوش، رئيس جمهوري اين کشور همچنان گزينه نظامي را روي ميز دارد اما در عين حال تاکيد کرد که ايالات متحده قصد دارد از راه حلهاي ديپلماسي در پرونده هستهاي ايران کمک بگيرد.
در آستانه اين ملاقات در برلين، تهران بار ديگر تاکيد کرد که حاضر به تعليق فعاليتهاي هستهاي خود نيست.
ديپلماتهاي ارشد کشورهاي موسوم به گروه ۱+۵ که روز چهارشنبه ۱۲ ارديبهشت در لندن دور هم جمع شده بودند درانتظار گزارش بازرسان سازمان انرژي اتمي، هستند.
اين گزارش در اواخر ماه ميلادي جاري آماده ميشود و در آن ميزان پيشرفت جمهوري اسلامي در برنامهاي هستهاي آن مشخص شده است.
خبرگزاري «رويترز» به نقل از يک ديپلمات بلند پايه، گزارش داده است که در ملاقات فردا، به جز بحث درباره برنامههاي هستهاي ايران، قرار است درباره رسيدن به توافق احتمالي در سازمان ملل برسر صدور قطعنامه جديد عليه ايران هم صحبت شود.
اين خبرگزاري همچنين از احتمال افزايش تعداد بانکهاي ايراني در ليست سياه سازمان ملل به عنوان يکي از گزينههاي تحريم جديد نام برده است.
چين که روابط اقتصادي زيادي با ايران دارد، در کنفرانس فردا در برلين نمايندهاي ندارد و نماينده آن به صورت تلفني در جلسه شرکت ميکند.
خاوير سولانا، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا اوايل هفته جاري گفته بود که ايران بار ديگر تاکيد کرده که قصد ندارد غنيسازي اورانيوم را به حالت تعليق درآورد.
به گفته يکي از ديپلماتهاي ارشد گروه جي هشت، ايران بايد خود را براي تحريمهاي شديدتري در ماه آينده آماده کند.
يکي ديگر از مقامات اين گروه به «رويترز» گفته است که پيشنويس بيانيه مربوط به منع گسترش سلاحهاي اتمي، بايد در کنفرانس سران گروه جي هشت در «هايلي گن دام» آلمان تاييد شود.
در اين ميان آلمان خواهان آن است که در صورت پافشاري ايران بر حفظ موضع مخالف خود، بر فشارهاي خود به جمهوري اسلامي بيفزايد.
يک منبع ديپلماتيک که نخواست نامش فاش شود گفت: «براساس اين پيش نويس، کشورهاي عضو گروه جي هشت، در صورت ادامه تخلفات ايران از تعهداتش با افزايش موارد تحريم موافقت کردهاند.»
به باور بسياري از ديپلماتها، پنچ قدرت بزرگ جهان در زمينه افزايش فشارهاي بينالمللي بر ايران به منظور بالابردن نگرانيهاي اقتصادي در اين کشور با هم تفاهم دارند.
اما عباس عراقچي، معاون وزير امور خارحه ايران در گفتوگويي به روزنامه «فايننشال تايمز» گفته است که: «تنها دو راه وجود دارد، مقابله و يا همکاري. اگر غرب، رويارويي را ترجيح ميدهد ما هم آمادهايم.»
|
| ||
| ۱۶:۵۶ - ۱۳۸۶/۰۲/۱۹ | آمار بازديد: ۱۴۶۵ | كد خبر: ۶۶۵۹۴ |
«كاندوليزا رايس»، وزير امور خارجه آمريكا، با سفرش به خاورميانه، تيتر نخست همه اخبار را از آن خود ميكند اما براي اينكه گوشه چشمي به بازي پنهان قدرت بيندازيم، بهتر است بر سفر «ديك چني» به عربستان متمركز شويم.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، در 9 ماه گذشته، «ملك عبدالله»، پادشاه سعوديها، خود را مهمترين و قدرتمندترين متحد آمريكا مطرح كرده است. او از پاييز گذشته، حركتي را براي محدود كردن نفوذ ايران در دنياي عرب ايجاد كرده و در اين روند، به رغم مشكلات آمريكا در عراق، به پشتيباني از منافع آمريكا پرداخت.
سفر چني، به نوعي با هدف تضمين درباره اين حمايتها انجام شده است. هر دو طرف خواستار تأييد دوباره بر اتحاد خود، به رغم اختلافهايي هستند كه در سياستگذاري عراق و فلسطين دارند. سعوديها خواهان ايجاد يك كانال ارتباطي ديگر هم هستند؛ بنابراين، ميتوانند از سوءتفاهمهايي كه برخي اوقات ايجاد شده، با توجه به حضور شاهزاده بندر بن سلطان، سفير سابق عربستان در آمريكا و مشاور امنيت ملي كنوني اين كشور، جلوگيري كنند.
ملك عبدالله در اظهارنظرهاي اخير خود، به نظر سعي در فاصله گرفتن از واشنگتن داشته است، به گونهاي كه در فوريه گذشته، وي با حمايت از توافق مكه و ايجاد دولت اتحاد ملي در فلسطين، باعث تضعيف و ناكارآمدي تلاشهاي آمريكا براي منزوي كردن حماس، گروه راديكال فلسطيني، شد و در ماه مارس و در سخنراني در اجلاس اتحاديه عرب نيز در رياض، با «نامشروع» خواندن اشغال عراق، مقامات آمريكايي را شوكه كرد.
انتقادات عبدالله از حضور نامشروع آمريكاييها در عراق، بازتاب نگراني عميق سعوديها درباره استراتژي آمريكا در اين كشور است. منابع سعودي ميگويند: پادشاه از موفقيت دولت مالكي در از بين بردن درگيريهاي قومي و خشونتها، نااميد شده است. آنان به نظر به روي كار آمدن اياد علاوي، كه يك شيعه سكولار و عضو سابق حزب بعث و تحت حمايت سنيهاي عراق هم هست، متمايلند. دولت بوش نيز به رغم نارضايتي از دولت مالكي، به نظر چندان تمايلي به روي كار آمدن علاوي ندارد.
اما قلب اتحاد آمريكا ـ عربستان، تلاشهاي جديد آنها براي مقابله با ايران و هواداران وي در جهان عرب است؛ اين امر پس از جنگ تابستان سال گذشته بين لبنان و اسرائيل تشديد شد.
به اين ترتيب، سعوديها در همكاري نزديك با آمريكاييها، شروع به تزريق پول به سنيها، مسيحيان و گروههاي سياسي ديگر لبنان، كه توانايي مقابله با نفوذ حزبالله را داشتند، كردند.
سعوديها و آمريكاييها، همچنين به نيروهاي امنيتي داخلي لبنان و پليس اين كشور، كه نزديك به «فواد سينيوره»، نخستوزير سني لبنان بودند، كمك ميكردند.
همكاريهاي عربستان و آمريكا عليه ايران به يمن نيز گسترش مييابد، تا جايي كه آنها مشتركا به دولت يمن كمك ميكنند تا يك گروه را كه گفته ميشود، تحت حمايت ايران را كه مرتبط با پيروان «حسين الحوتي»، روحاني شيعه، هستند را سركوب كنند.
از سوي ديگر، روزنامه «نيويوركپست»، خشونتهاي قومي شيعه و سني را آخرين نسخه رويارويي گروههاي هوادار دو قدرت خاورميانه؛ يعني عربستان و ايران خواند.
اين روزنامه با ذكر اين نكته كه بيشتر عربستانيها، سني و عرب هستند، در حالي كه ايرانيان شيعه و فارسند، رقابت اين دو را نه تنها در عراق، بلكه در لبنان و فلسطين هم رو به افزايش خواند.
|
| ||
| ۱۶:۳۳ - ۱۳۸۶/۰۲/۱۹ | آمار بازديد: ۳۷۴۰ | كد خبر: ۶۶۵۹۲ |
سي دي سخنرانيهاي دكتر علي شريعتي و متن وصيتنامه وي در كتاب «بار ديگر شريعتي» براي اولين بار منتشر شد و در بخش ناشران داخلي بيستمين نمايشگاه بينالمللي كتاب در معرض نمايش گذاشته شده است.
به گزارش ايرنا از بيستمين نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران، مجموعه سخنراني هاي شريعتي كه شامل ۹سخنراني است، به تازگي توسط «نشر نگاه امروز» منتشر شده است.
«بار ديگر شريعتي» توسط مهدي جعفري نوشته شده است.
دفترهاي خاكستري با ايمان، احساس، انديشه دكتر شريعتي تاليف محمدرضا حاج بابايي نيز به تازگي توسط نشر ياد شده منتشر شده است.
|
| ||
| ۱۶:۲۸ - ۱۳۸۶/۰۲/۱۹ | آمار بازديد: ۳۶۰۳ | كد خبر: ۶۶۵۹۱ |
دکتر هاله اسفندياري، مدير برنامه خاورميانه مرکز مطالعات «وودرو ويلسون» در واشنگتن، پس از يک اقامت چهار ماهه اجباري در ايران به خاطر عدم صدور گذرنامه، روز سهشنبه توسط مقامهاي جمهوري اسلامي بازداشت شده و به زندان اوين انتقال يافته است.
«لي هميلتون»، رئيس «مرکز بينالمللي وودرو ويلسون براي دانشوران»، بعدازظهر ديروز (سهشنبه) در واشنگتن اعلام کرد که او به رغم ميل باطني خود مجبور است ادامه بازداشت خانم اسفندياري توسط مقامهاي ايراني را علني کند.
به گزارش «بي.بي.سي»، هميلتون، نماينده سابق کنگره از حزب دمکرات و از روساي گروه مطالعه عراق، که اکنون رئيس مرکز ويلسون است، ميگويد: چند ماه قبل در روز 20 فوريه طي نامهاي به محمود احمدينژاد، رئيسجمهور ايران، از وي خواسته بود امکان خروج اسفندياري را فراهم کند اما ميگويد دفتر آقاي احمدينژاد به دريافت نامه اذعان نکرده و به آن پاسخي نداده است.
وي گفت: «مرکز ويلسون تاکنون از سخن گفتن درباره ناتواني خانم اسفندياري براي کسب مدارک لازم جهت سفر (به خارج) خودداري ميکرد، به اين اميد که راه حلي بي سر و صدا براي آن پيدا شود. اما حدس ميزنم درخواستهاي خاموش ما براي او نتيجهاي نداشته است».
هاله اسفندياري اواخر ماه سپتامبر گذشته به ايران سفر کرد. به گفته خانواده اش او يک هفته بعد، در روز 30 دسامبر، با تاکسي به فرودگاه ميرفت که سه مرد نقابدار مسلح به چاقو تاکسي را متوقف و تهديد کردند اگر سرش را پايين نياندازد، او را خواهند کشت. مردان مسلح ساک و کيف دستي خانم اسفندياري از جمله گذرنامههاي ايراني و آمريکايي او را ربودند.
به گفته خانواده هاله اسفندياري، وي پس از پايان بازجوييها از حوالي روز 17 فوريه در انتظار دريافت اجازه سفر بود، اما براي تقريبا 10 هفته خبري از وزارت کشور نشد تا اينکه هفته گذشته بار ديگر از او درخواست شد به وزارت اطلاعات مراجعه کند و زماني که صبح روز سه شنبه براي قرار مجدد به آنجا رفت بازداشت شد و به زندان اوين انتقال يافت. وي تنها اجازه يافته است به مادرش تلفن کند و پس از آن ديگراز او خبري نشده است.
لي هميلتون ميگويد: خانم اسفندياري به طور کامل به کليه سوالات ماموران وزارت اطلاعات درباره برنامههاي اين مرکز پاسخ گفته است و اين مرکز در اين مدت حجم زيادي اطلاعات درخواستي را به ايران فرستاده است، درحالي که به گفته وي تقريبا تمامي اين اطلاعات از طريق وبسايت اين مرکز در اختيار عموم است.
وي گفت: من به کلي از اينکه چرا به او اجازه سفر داده نشده بيخبرم. هاله و مرکز ويلسون چيزي براي پنهان کردن ندارند. ما در همه زمينههاي کاري خود شفاف بودهايم و علني کار کردهايم. مرکز وودرو ويلسون يک مؤسسه تحقيقاتي حرفهاي است و کار ما در معرض ديد عموم است. ما در مورد سياستهاي دولتي بحث ميکنيم، اما در مورد آنها موضع گيري نميکنيم.
اسفندياري از بيش از 25 سال پيش ساکن آمريکاست و شهروند اين کشور شده است. وي از 9 سال قبل براي مرکز ويلسون کار ميکند.
مرکز مطالعات وودرو ويلسون، در سال 1968 به ياد رئيس جمهور سابق آمريکا بنا نهاده شد.
|
| ||
| ۱۵:۳۲ - ۱۳۸۶/۰۲/۱۹ | آمار بازديد: ۳۵۱۹ | كد خبر: ۶۶۵۸۸ |
معاون امينت دادسراي عمومي و انقلاب تهران خبر داد كه حسين موسويان، عضو تيم سابق مذاكره كننده هستهاي آزاد شد.
حسن حداد در گفتوگو با ايسنا اظهار داشت: وثيقه 200 ميليون توماني صادره براي موسويان امروز ـ چهارشنبه ـ توديع و متهم آزاد شد.
وي خاطر نشان كرد: موسويان ساعت 15 بعدازظهر چهارشنبه پس توديع وثيقه مورد نظر آزاد شده است.
|
دوربرگردان م.ف
| ||
| ۱۵:۱۹ - ۱۳۸۶/۰۲/۱۹ | آمار بازديد: ۱۶۰۳ | كد خبر: ۶۶۵۸۷ |
اين معلمهاي دردسرساز
در روزهاي گذشته ماجراي بوسيدن دست خانم معلم دوران كودكي توسط احمدينژاد، آنقدر مهم شد كه «نيويوركتايمز» دربارهاش مقاله منتشر ميكند و به بهانهاش، روانشناسي بوسه را بررسي ميكند (و البته «بازتاب» هم ترجمهاش ميكند!).
كاري به كفنپوشان حرفهاي كه اين روزها در مرخصياند، نداريم، ولي واقعا من ماندهام بعضي از اين كفنپوشان غيرحرفهاي (مثل روزنامه «حزبالله») چرا اينقدر «وا إسلاما ... وا إسلاما» راه انداختهاند؟ حالا اگر مثل اصلاحطلبان مشكل ديگري با احمدينژاد داشتند، حرفي نبود، اما جدّاً من