سرپرست جهاد كشاورزي ارزوئيه و صوغان با اعلام اين خبر گفت: امسال بيش از 26 هزار هكتار از مزارع اين مناطق به كشت گندم اختصاص يافتهاست.
محققان آمريكايي اعلام كردهاند از هر 5 كودك آمريكايي يكي از آنها تلويزيون اختصاصي در رختخواب خود دارد.
كتاب شيوه هاي درمان استرس، نوشته مسعود بزرگي از سوي انتشارات سمت منتشر شد.
ايران خودرو با بهره گيري از تكنولوژي هاي پيشرفته در طراحي و توليد محصولات آينده، قابليت حضور در بازار اروپا به خصوص ايتاليا را دارد.
برنامه هاي راديو معارف در روز شنبه 22 ارديبهشت اعلام شد.
شيرين نوابي عضو تيم ملي شطرنج کشورمان گفت: هنوز تصميم قطعي براي عقد قرارداد با يک تيم باشگاهي به منظور شرکت در مسابقات ليگ برتر شطرنج نگرفته ام.
تيم هاي رئال مادريد اسپانيا، پي اس وي آيندهون هلند و بوكاجونيورز آرژانتين بر سر جذب رايموند مانكو بازيكن 16 ساله تيم ملي نوجوانان پرو با هم رقابت مي كنند.
وزارت علوم براي تقويت كادر آموزش خود نيازمند جذب سه هزار عضو هيئت علمي جديد براي دانشگاه هاي وابسته به اين وزارتخانه و دانشگاه پيام نور است.
نمايشگاه گروهي از آثار نقاشي و عکاسي به منظور ارائه تکنيک ها و آثار مدرن در گالري بامداد برگزار مي شود.
وزارت بازرگاني کره جنوبي اعلام کرد: رشد کارآفريني در سال 2005 به دنبال رشد سرمايه گذاري خارجي، افزايش شش درصدي داشته است.
دبير سازمان ليگ بدمينتون گفت: رقابت هاي ليگ بدمينتون باشگاه هاي کشور را امسال در سطح بالايي برگزار مي کنيم و قصد داريم مقدمات حضور چند بازيکن برتر خارجي را در اين رقابت ها فراهم کنيم.
سال گذشته، 719 شركت در دفاتر ثبت اسناد و املاك استان سيستان و بلوچستان به ثبت رسيد.
نظارت بهداشتي اداره کل دامپزشکي آذربايجان غربي در مراکز جمع آوري شير خام، 20 درصد افزايش يافته است.
بانوان گيلاني در نخستين روز از رقابت هاي سنگ نوردي انتخابي تيم ملي کشورمان خوش درخشيدند.
كودكان و نوجوانان ايراني به كتابهاي ارزان قيمت علاقه مندي بيشتري دارند.
نمايشگاه کاريکاتور با اشاره به موضوعات اقتصادي، سياسي و اجتماعي از آثار محسن رفيعي در نگارخانه فرهنگ هاشم آباد برگزار شد.
تبصره 6، يك قانون اجرايي است و فقط در دراز مدت ميتواند به حل معضل مسكن كمك كند.
شبكه راديو گفتگو برنامه هاي روز شنبه، 22 ارديبهشت ماه خود را اعلام كرد.
مديرعامل سازمان توسعه برق ايران اعلام كرد: آخرين واحد بخش گاز نيروگاه شيروان با شبكه سراسري برق كشور آغاز شد.
بورس كالاي كشاورزي طي هفته گذشته، از 15 الي 19 ارديبهشت ماه، شاهد عرضه 355 هزار و 478 تن ذرت، كنجاله، تفاله چغندر قند و جو بود و عرضه تفاله چغندر قند نيز فقط براي اولين بار طي اين هفته صورت گرفت.
کتاب هاي علمي و پژوهشي 10 قلم محصولات صادراتي مزيت دار بخش کشاورزي براي توسعه صادرات اين محصولات از سوي سازمان توسعه تجارت ايران منتشر شد.
کتاب تراز انديشه با عنوان "مجموعه مقالات" از دکتر لطف الله نبوي به همت انتشارات بصيرت به چاپ دوم رسيد.
براي درك و فهم غرب بايد ريشه و تعلق در فرهنگ بومي داشت.
سخنگو ائتلاف ورزش گفت: شوراي حكميت مشكلي از اصولگراها حل نخواهد كرد و اصولگراها بايد بيشتر از پيش انسجام خود را حفظ كنند.
دولت عربستان در نظر دارد به منظورکاهش تورم در اين کشور هزينه هاي خود را تعديل کند.
مجموعه برنامه هاي شبكه 5 سيما، در روز شنبه 22 ارديبهشت اعلام شد.
مدير عامل مركز بيماريهاي خاص كرمان گفت: هزينه درمان بيماران خاص متفاوت است كه 7 تا 8 ميليون تومان از هزينه درمان بيماران توسط دولت تأمين ميشود.
سازمان جهاد كشاورزي فارس، پارسال بيش از سه ميليون و 151 هزار اصله نهال در اختيار باغداران شهرستان هاي استان فارس قرار داده است.
مازاد تجاري تايوان در سال 2006 رشد چشمگيري داشت به نحوي كه موجب كاهش تورم در اين كشور شد.
فرماندار شهرستان فارسان گفت: براي ساخت مجوعه ورزشي شهر بابا حيدر در شهرستان فارسان استان چهار محال و بختياري امسال 7 ميليارد ريال اختصاص يافته است.
مصرف بي رويه و دراز مدت استامينوفن، موجب اختلال در عملکرد کليه ها مي شود.
خوزه مورينيو سرمربي باشگاه چلسي انگليس كه از نحوه تربيت كريستانو رونالدو ستاره باشگاه منچستر انتقاد كرده بود از وي عذر خواهي كرد.
استاندار ايلام گفت: اجراي طرح تعريض خيابانهاي شهر ايلام، براي روانسازي ترافيك در اين شهر ضروري است.
رقابت هاي قهرمان کشوري سريع شطرنج، از ديروز پنجشنبه، 20 ارديبهشت ماه در اصفهان آغاز شده است.
جشن هنري سفر به خاطرات به منظور بزرگداشت فرانس ليزت موسيقيدان مشهور مجاري از 23 آگوست (يکم شهريور) در وايمار آلمان برگزار مي شود.
سرمربي تيم ملي بدمينتون نوجوانان گفت: "نودا" مربي اندونزيايي تيم ملي بدمنيتون زير 19 سال از دانش بالاتري برخوردار است و مي تواند بدمينتون ايران را متحول کند.
دستگاه پيشرفته تست گيربكس به روش تحليل صوتي در شركت ماشين و ابزار تراكتورسازي ايران طراحي و ساخته شده است.
نخستين كارگاه علمي پژوهشي زبان انگليسي دانشگاه هاي سراسر كشور، خرداد امسال در دانشگاه شهركرد برگزار مي شود.
30 درصد مارهاي سمي و غيرسمي شناخته شده کشور در استان چهارمحال و بختياري وجود دارند.
خانمی مسن از آشنایان را برده بودم آرایشگاه مویش را کوتاه کند.
سالن، برعکس همیشه ساکت و سوت و کور بود. خانم وزیری صاحب آرایشگاه که او هم زن مسنی بود و سال?ها بود کارها را به دست شاگردان زبر و زرنگش سپرده بود و خودش فقط مدیریت می??کرد با سنگینی جلو آمد. دستی به موهای خانم همراهم کشید و پرسید چه مدلی می?خواهید؟
معصوم?خانم نیست؟
معصومه بهترین همکار او بود و بیشتر مشتریان در واقع به خاطر او به سالن می?آمدند.
با اخم گفت: نخیر! خانم دیگه اینجا تشریف ندارن!
عجیب بود. همیشه با بهترین لحن و بسیار محبت?آمیز راجع به او حرف می?زد.
خانم همراهم با دودلی گفت: دستت درد نکنه. لطفا برام کوتاه کوتاه بزن. می?خوام دیر بلند شه. اومدن به آرایشگاه برام سخت شده.
خانم وزیری به آهستگی و با تأنی شروع به کار کرد. موهای همراهم رو خیس کرد و با دستانی که متوجه شدم کمی هم می?لرزد شروع به کار کرد.
همراهم که رویش نمی?شد بگوید ای کاش خودت نمی?زدی. باز حرف را به شاگردش کشید.
معصوم?خانم کجا رفته؟ خودش آرایشگاه زده؟
خانم وزیری با بدخلقی گفت: اینا تا میان یه ذره کار یاد بگیرن، بعد از یه مدت یا فکر می?کنن علامه?ی دهرن و می?خوان مستقل شن که بعد از یه مدت بیشترشون هم با سر زمین می?خورن. آخه آرایشگاه باز کردن که الکی نیست، مدیریت می?خواد!
پس آرایشگاه زده!
نه بابا، نذاشتی اون یکی "یا" رو بگم.
گفتم که یا آرایشگاه می?زنن و " یا" شوهر می?کنن و پشت پا می?زنن به اون همه استعداد هنری.
با تأسف ادامه داد: خانم این همه مشتری رو ول کرد و منو دست? تنها گذاشت که بره بشه آرایشگر مخصوص خواهر شوهر، مادر شوهر!
یعنی برای فامیل فقط کار می?کنه؟
نخیر! شوهرش اجازه نمی?ده جز تو خونه جای دیگه کار کنه. دختر مثل دسته?گل منو برداشت برد خونه?ی مادر شوهر برای کارای خونه?شون.
آخه بگو دختر، بد بود دستت تو جیب خودت بود؟ شوهرم می?خواستی بکنی به یکی می?کردی که اینجوری زندونیت نکنه. حیف شد واقعا.
خانم وزیری سر درد دلش باز شده بود. در حال زدن مو همین?طور حرف می?زد:
به خدا خانم، من چهارتا پسر دارم. همه?شون ماشاالله دکتر و مهندس. دوتاشون کانادان و دوتاشون ایران. عروسام هر کدوم برای خودشون یه پا مَردن! مگه پسرام جرأت دارن بهشون بگن بالا چشمتون ابروئه! همه سر کار می? رن. اونایی که کانادان که شش?ماه شش?ماه می?رن مأموریت خارج کشور. مگه پسرای من می?تونن بهشون بگن نرو! نخیر خانم. اینا می?رن هند، کره، فرانسه، انگلیس. قبلش یه هماهنگ می?کنن بعدش دِ برو که رفتیم.
من خودم خانم،? نمی?دونید چقدر مبارزه کردم با چهار تا پسر. هم کارای خونه رو می?کردم که شوهره غر نزنه و هم آرایشگاه می?چرخوندم. گفتم دوست ندارم دستم پیش شوهر دراز کنم. شوهره هزار بامبول درمیاورد که من کارمو ول کنم اما اصلا و ابدا محل نذاشتم.
زن باید جربزه داشته باشه. زن باید مستقل فکر کنه!
زن این دوره که براش راحت?تر از اون?وقتای ماست که با چنگ و دندون کارمونو نگه?داشتیم.
اصلا انتظار نداشتم معصومه این?قدر ضعیف و شوهرذلیل باشه.
باعث شد هم من ضرر کنم و هم خودش. از کجا معلوم دوباره شاگرد نگیرم، تا کار بگیره نره؟
خانم وزیری همینطور می?گفت و می?گفت. و از لازمه?ی استقلال و آزاداندیشی زنان می?گفت و اینکه زن نباید اجازه بده شوهر تو هر کارش دخالت کنه.
موهای همراهم تمام شده بود. قیافه?ا?ش نشان می?داد که چندان راضی نیست. اما چه می?شد کرد؟ معصوم?خانم دیگر نبود که مطابق میلش بزند.
تشکری کرد و رفت سراغ مانتو روسری?اش.
من که تا اون لحظه ساکت مونده بودم و به درددلاش گوش می?کردم به نظرم اومد بهترین فرصته که ازش امضا بگیرم. دفترچه و ورقه?ی یک? میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض? آمیز علیه زنان رو درآوردم و شروع کردم برایش توضیح دادن. خانم مسن همراهم هم آمد. او خودش امضا کرده بود و در تأئید حرف?های من چیزهایی می?گفت.
خانم وزیری گوش داد گوش داد تا اینکه دست دراز کرد دفترچه رو از من گرفت.
سرسری با شک نگاهی به آن انداخت.
امضا می?کنید؟
باید از آقامون اجازه بگیرم!!!
نشنیده گرفتم.
می?خواهید دفترچه رو مطالعه کنید. به شوهرتون هم بدید بخونه. دفعه?ی بعد که اومدم ورقه امضا رو با خودم میارم.
اگه آقامون اجازه نده محاله امضا کنم.
خوب با ایشون هم مشورت کنید.
مشورت نه. اجازه! اگه شوهرم اجازه نده امضا نمی?کنم.
حتی اگه قبول داشه باشید.
حتی اگه قبول داشته باشم!
من این?طور وقت?ها واقعا نمی?فهمم اجازه گرفتن از آقا واقعی?ست یا فقط یک بهانه?ست.
ارتباط کمپین با احزاب سیاسی یا حکومت ، بسیار متاثر از تاثیر این ارتباط بر پیگیری اهداف کمپین است. به بیانی دیگر در صورتی می توان ارتباط کمپین با احزاب رسمی یا حکومت یا هر آنچه که نسبت به کمپین بیرونی تلقی می شود را توصیه نمود که تاثیری مثبت در پیگیری اهداف کمپین داشته باشد و در غیر اینصورت باید از آنان اجتناب نمود.
من معتقدم کمپین دو هدف عمده را دنبال می کند ، اول تجمیع خواست عمومی تغییر ، برای دستیابی به این هدف است که کمپین شیوه ارتقای آگاهی و آموزش چهره به چهره را بر می گزیند . شیوه ای که به مدد آن اعضای کمپین به میان توده ها می روند ، با مردم به گفت و گو می نشینند و در رابطه ای دو سویه نه تنها به توده ها درباره قوانین و اثرات آن می آموزند بلکه خود نیز به درکی بی واسطه از نیازها و خواست های توده ها دست می یابند ، به زبان مشترکی بین خود و توده ها ، زبانی که می تواند پلی باشد میان دو اقلیم اغلب جدای روشنفکران و مردم ، این " کار آموزی " گرانقدر فعالین بالفعل و بالقوه زنان است که در ادامه یک رابطه همدلانه میان داوطلب و هر عضوی از جامعه به کسب امضاء برای تغییر در قوانین ضد زن منجر می شود.
و اینجاست که جمع آوری" امضاء" نشانه " خواست عمومی تغییر " می شود و این تجمیع خواست عمومی تغییر قطعا تاثیر خود را در تغییر بیش و کم قوانین خواهد گذاشت.
تغییر قوانین ضد زن به خودی خود ، هدف کمپین نیست و نباید باشد . تغییر قوانین " نتیجه " جمع آوری یک میلیون امضاء است ، نتیجه ای که کمپین کم و بیش به آن منجر خواهد شد.
تغییر قوانین اگر در ادامه ی آگاهی و خواست اقشار وسیع مردم بدست نیاید ، اگر از مسیر لابی های سیاسی و مصلحت اندیشی های حکومتی حاصل شود بسیار ناپایدار است و به سادگی ممکن است همین مصلحت اندیشی ها و لابی های سیاسی زمانی دیگر چیزی دیگر را اقتضا کند . چیزی که مغایر حقوق زنان باشد.
به یاد بیاوریم قانون حمایت از خانواده که دستاورد تلاش و خواست مردم برای تغییر قوانین نبود پس از پیروزی اانقلاب حتی پیش از تصویب قانون اساسی لغو شد بی آنکه اعتراضات وسیع مردمی را برانگیزد و یا شاهدیم که چگونه پس از سرنگونی صدام قوانین ضد زن جای قوانین مترقی تر را گرفته اند.
از سویی دیگر فعالین زنان اصولا نمی توانند به تغییر قوانین ضد زن جز گامی بسیار ضروری اما کوچک بنگرند . حتی پس از برابری قانونی مسیری طولانی تا دستیابی به برابری زن و مرد باقیست ،مسیری که تنها در همبستگی با دیگر جنبشهای اجتماعی طی خواهد شد, مسیری که پیمودن صحیح آن به شیوه عمل ما در کمپین به شدت وابسته است و اینجاست که دومین هدف کمپین رخ می نماید و آن بستر سازی برای بالندگی جنبش زنان است.
کمپین به عنوان بزرگترین فرایندی که در درون جنبش زنان ایران شکل گرفته و به جامعه عرضه شده است ، در مدتی کوتاه توانست فعالین زنان در کل کشور را در ارتباطی ارگانیک با یکدیگر قرار دهد و فرصتی باشد برای طرح بحث های ضروری جنبش زنان و نقد و اصلاح جنبش در کلیتی به هم پیوسته ، که حتی اگر در بخش های مختلف آن اختلاف نظر های اساسی نیز وجود داشته باشد ( که دارد ) اما اکنون دیگر از هم بی خبر نیستند و کمپین فرصتی است برای طرح صریح تر آرا و نظرات طیف های مختلف جنبش زنان و آشکار تر شدن صف بندی های فکری جنبش ، و طبعا پویا تر شدن آن.
کمپین وسیله ای شده است برای به هم پیوستن محفل های کوچک فعالان زنان به یکدیگر و قطعا از دل این ارتباط ارگانیک و فضایی که در پرتو کمپین برای طرح بحث های ضروری جنبش فراهم آمده است ، جنبش گامی بلند به پیش بر خواهد داشت.
اینجاست که به نظر من ایجاد و حفظ این ارتباط ارگانیک ، و این فضایی که برای طرح بحث ها و نقد ها فراهم آمده است ، دومین هدف کمپین است که به لحاظ تاثیری که در کل مسیر جنبش زنان خواهد داشت بسیار مهم و با ارزش است.
حال اگر ما برای کمپین این دو هدف را قائل باشیم ( تجمیع خواست عمومی تغییر و بستر سازی برای بالندگی جنبش زنان ) ارتباط با احزاب سیاسی رسمی و یا حکومت چه تاثیری در دستیابی کمپین به این دو هدف خواهد داشت ؟
به نظر می رسد هرگونه نزدیکی با حکومت یا احزاب سیاسی رسمی در راه دستیابی به این دو هدف موانع جدی ایجاد می کند.
در جامعه ای با ساختار سیاسی بسته و جامعه مدنی ضعیفی چون ایران ، که احزاب واقعی ای که واسط میان مردم و حکومت باشند وجود ندارد ، در چنین جوامعی که احزاب بیشتر به باندهای سیاسی شبیه اند تا حزبی سیاسی با سازمان و ساختار روشن و آشکار ، نگاه ابزاری احزاب به جنبش های اجتماعی و هر حرکت مستقلی بسیار شدید است.
یکی از بزرگترین مثال ها در این مورد نگاه ابزاری اصلاح طلبان به جنبش دانشجویی است ، به یاد داریم که در دوره اصلاحات مادام که جنبش دانشجویی همچون پیاده نظام اصلاحات عمل می کرد ، بسیار مورد تقدیر بود اما زمانی که به نقد اصلاح طلبان پرداخت ، بزرگان اصلاحات ناگهان به یاد آوردند که دانشجویان بسیار جوانند و کم مطالعه و باید به مطالعه بپردازند و آنها را چه به سیاست!
این نگاه ابزاری که خطر مداوم سوء استفاده از جنبش های اجتماعی را در پی دارد به همراه نبود رسانه های آزاد و یا ساز و کارهایی که بتوان در سطحی وسیع و علنی به آسیب شناسی جنبش های اجتماعی و احزاب سیاسی پرداخت بیش از پیش نزدیکی به احزاب سیاسی را خطرناک می سازد و به شکلی اولی تر هر گونه خوش بینی در نزدیکی کمپین به احزاب را منتفی می سازد.
ممکن است لابی های سیاسی با احزاب یا حکومت دستیابی به تغییر قوانین را تسهیل کند ، اما این قوانین تغییر یافته اگر بر اثر تجمیع خواست عمومی تغییر نباشد ، چندان قابل اتکا نیستند . در واقع نزدیکی به احزاب سیاسی رسمی یا حکومت و وسوسه تغییر احیانا سریعتر یا سهلتر قوانین ، به سادگی ، نگاه به توده ها در کمپین را تضعیف ساخته و در حاشیه قرار میدهد.
از سوی دیگر این ارتباط در شرایطی که جامعه مدنی در ایران هنوز بسیار آسیب پذیر و ضعیف است ، به قبضه کردن کمپین منجر خواهد شد و طبیعتا وقتی کمپین به بهانه تغییر قوانین ،دستاویزی در چانه زنی های سیاسی احزاب شود ، دیگر از این ارتباط نوپای ارگانیک فعالان زنان و یا طرح بحث های تئوریک و نقد و نظرها در فضایی که کمپین ایجاد می کند خبری نخواهد بود.
با این اوصاف به نظر می رسد هرگونه نزدیکی به حاکمیت یا احزاب رسمی در خوشبینانه ترین حالت به تضعیف کمپین در پیگیری اهداف خود و در واقع بینانه ترین حالت به عقیم شدن حرکتی که می تواند آثار و نتایج پر ارزشی داشته باشد بینجامد.
* متن سخنرانی نگارنده در "سومین نشست عمومی کمپین یک میلیون امضا"
فعالان حقوق مدنی زنان در ایران از تابستان گذشته دو کمپین در دفاع از حقوق زنان به راه انداخته?اند که با استقبال زیادی مواجه شده است. این دو کمپین یکی "یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض?آمیز علیه زنان" و دیگری لغو مجازات سنگسار از قوانین کیفری ایران است.
در اطلاعیه?ی شخصیت?های سیاسی و دانشگاهی آلمانی گفته می?شود:
� این دو کمپین از سوی فعالان حقوق زنان پیش برده می?شود و هدف?های آن حقوق بشر و برابری زنان و مردان است.�
در اطلاعیه شخصیت?های آلمانی آمده است:
�بخاطر موفقیت این دو کمپین و حمایت گسترده مردم از آنها، این حرکت اکنون هدف حمله?ی دستگاه حکومتی ایران قرار گرفته است. دهها نفر از زنان به اتهام "اخلال در امنیت ملی" بازداشت شده?اند. با این اقدام می?خواهند از یک سو فعالان حقوق زنان را بترسانند و از سوی دیگر این دو کمپین را غیرقانونی و کاری مجرمانه جلوه?گر سازند.�
در ماه مارس گذشته، در یک گردهمایی در برابر دادگاه انقلاب، به خاطر همبستگی با گروهی از زنانی که در دادگاه محاکمه می شدند، بیش از ۳۰ تن از زنان بازداشت شدند. شماری از آنها را بدون هیچ دلیلی تا ۱۷ روز در بازداشت انفرادی نگه داشتند و سپس در برابر وثیقه آزاد کردند. برای تعدادی از آنها پرونده قضایی باز کرده?اند.
شخصیت?های آلمانی در اطلاعیه مطبوعاتی خود نوشته?اند:
� دو تن از فعالان مشهور حقوق زنان، پروین اردلان و نوشین احمدی خراسانی هر یک به سه سال حبس محکوم شدند. در روزها و هفته?های آینده، تعقیب قضایی در انتظار دیگر فعالان حقوق زنان نیز هست. این زنان کاری نکرده و گناهی مرتکب نشده?اند ، جز آنکه از حقوق زنان در ایران دفاع کرده?اند.�
در ادامه?ی اطلاعیه امده است:
�سرنوشت محکوم?شدگان به?روشنی نشان می?دهد که در ایران حقوق زنان در کانون مبارزه برای حقوق بشر، دموکراسی و برقراری دولت حقوقی قرار دارد. درست به همین خاطر این کمپین?ها برای حکام اسلامی در ایران بسیار خطرناک شده است. ما نگران زنان محکوم به حبس و تحت پیگرد هستیم. از این رو ما ساکت نمی?نشینیم.�
این اطلاعیه را ۳۷ تن از شخصیت?های سیاسی و دانشگاهی آلمان، از جمله خانم کلودیا روت، رهبر حزب سبزهای آلمان، فولکر بک، رئیس فراکسیون حزب سبزها در پارلمان آلمان، یوتا ابلینگ، شهردار شهر فرانکفورت امضا کرده?اند.
لینک مطلب:
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,2482815,00.html?maca=per-rss-per-all-1491-rdf
تغییر برای برابری : صبح امروز19 اردیبهشت محمود پیغمبرزاده، پدر زینب به همراه وکیل او به دادگاه انقلاب، معاونت امنیت مراجعه کردند. نسیم غنوی وکیل او را راه ندادند اما به پدرزینب اجازه ورود دادند. دوستان زینب هم برای گذاشتن وثیقه به دادگاه آمدند.
بعد از حدود 5 ساعت در حالی که وکیل و دوستان زینب منتظر بودند، پدر زینب پریشان و عصبانی از دادگاه خارج شد:� اول که رفتم با رئیس دفتر قاضی صحبت کردم ایشان گفت من با قاضی صحبت می کنم. اما بعد برخورد خوبی نداشتند. گفتند" چرا وقتی زنگ می زنیم نمی آیید؟ می دانید معنی کفالت یعنی چه ؟ یعنی وقتی زنگ زدیم گفتیم او را بیاورید باید بیاورید" من هم گفتم خب ما که چیزی نگفتیم گفتیم احضاریه بفرستید حالا هم اگر اشتباهی بوده ببخشید. اما قبول نکردند و گفتند:" هرچه ما می گوییم می روید رسانه ای اش می کنید." من گفتم لااقل بگذارید داروهایش را ببرم ، برایش پول ببرم و ملاقاتش کنم .بازهم قبول نکردند�.
از پدر زینب درباره وثیقه می پرسیم می گوید :� اصلا از وثیقه حرفی نزدند. فقط گفتند بروید و حتی اجازه ملاقات هم ندادند. کلی هم داد و بیداد کردند. آنها گفتند" پرونده اولش را هم دوباره به جریان انداختیم."من واقعا نگران دخترم هستم اصلا جواب نمی دهند که چه کار می خواهند بکنند. آیا واقعا درخواست احضاریه کتبی جرم است؟ �
نسیم غنوی وکیل زینب هم می گوید :� کارشان کاملا غیرقانونی است. اگر قرار وثیقه صادر شده خب به اجرا بگذارند. اگر قرار بازداشت صادر شده بگویند به چه علت بوده است. اگر زینب هم گفته که در صورت احضار کتبی به دادگاه می رود کار غیر قانونی انجام نداده است.�
تماس زینب با خانواده
صبح امروز پیش از رفتن آنها به دادگاه، زینب پیغمبر زاده در تماسی تلفنی به خانواده اش اطلاع داد که در بند 3عمومی زنان زندان اوین (جوانان، سلول یِک ) است. او درباره دلیل انتقالش به زندان گفت:� سوال های مختلفی ازمن می کردند که ربطی به پرونده ام نداشت. به من گفتند چرا اخبار کذب می نویسی، ومن هم گفتم دروغ نمی نویسم. ازمن پرسیدند وبلاگ دارم که من هم گفتم بله به نام تجربه های زنانه. رئیس دفتر قاضی هم رو به قاضی گفت بفرستیمش زندان تا تجربه های زنانه پیدا کند! بعد به من گفتند قرار کفالتت را به وثیقه تبدیل کردیم و پرسیدند وثیقه داری گفتم نه ولی باید بپرسم اما بعد مرا به زندان منتقل کردند.�
زینب در سلول یک (طبقه بالا ) بسرمی برد و هم سلولی هایش 20 نفر هستند که برخی شان سیگارو کراک استفاده می کنند و برای زینب با توجه به بیماری قلبی اش وضعیت مناسبی نیست. او گفت فروشگاه هم تعطیل است و از خانواده اش خواست که برایش لباس و پول ببرند.
خبر تکمیلی:
زینیب پیغمبرزاده صبح امروز (پنجشنبه 20 اردیبهشت) در تماس تلفنی با خانواده اش اعلام کرده که او را به بهداری بردند اما علی رغم بیماری قلبی که دارد، از دادن داروهایش خودداری کردند.
وثیقه زینب پیغمبرزاده را نپذیرفتند
تغییر برای برابری: با توجه به اینکه زینب پیغمبرزاده دیروز، در تماس با پدرش اعلام کرده بود که قرار وثیقه 20 میلیونی برای او صادر کرده اند و به دلیل نداشتن وثیقه، او را به اوین منتقل می کنند؛ صبح امروز، 18 اردیبهشت، محمود پیغمبرزاده، پدر زینب به همراه وکیل او، نسیم غنوی، و برخی از دوستان وی به دادگاه مراجعه کردند و قصد تودیع وثیقه را داشتند. اما همانطور که خانم غنوی می گوید معاونت امنیت اجازه این کار را نداد و حتی به وکیل زینب و پدر او اجازه ورود به دادگاه را ندادند. به خانم غنوی گفته اند به متهم اطلاع داده اند چه قراری صادر شده و با این توجیه هیچ اطلاعی به وکیل زینب ندادند.
محمود پیغمبرزاده می گوید اگر قرار وثیقه صادر شده، اکنون وثیقه آماده است پس چرا همچنان جوابی به ما نمی دهند. به وی گفته اند که هیچ اطلاعی از زینب نمی دهند و به او متذکر شده اند که چرا زمانی که تلفنی از شما خواستیم که زینب را به دادگاه بیاورید، این کار را نکردید.
پیش از این با تماس تلفنی با پدر زینب، تهدید کرده بودند که اگر زینب را به دادگاه نیاورد، او را دستگیر خواهند کرد. با توجه به اینکه احضاریه تلفنی غیر قانونی است و به لحاظ قانونی باید احضاریه به صورت کتبی فرستاده شود، پدر زینب گفته بود که در صورت فرستادن احضاریه کتبی زینب به دادگاه خواهد آمد و زینب هم در پی دریافت احضاریه کتبی، دیروز صبح به دادگاه مراجعه کرده بود که با دستگیری مواجه شد.
پس از تماس کوتاهی که زینب پیغمبرزاده دیروز با پدر خود داشته و اطلاع داده که در حال انتقال او به اوین هستند، تا کنون هیچ اطلاعی از وی در دست نیست و با توجه به اینکه از دیروز هیچ تماسی نداشته پیش بینی می شود هم اکنون در بند 209 اوین باشد.
خبر تكميلي: زينب پيغمبر زاده در تماس تلفني كه صبح امروز (سه شنبه) از زندان اوين گرفته است، اعلام كرد كه در بند 3 (بند عمومي- اتاق توجوانان) به سر مي برد.
اخبار مرتبط:
زينب ييغمبرزاده زنداني شد / سایت روز آنلاین
زينب پيغمبرزاده، فعال جنبش زنان، بازداشت شد / گویا
زینب پیغمبرزاده بازداشت شد
تغییر برای برابری : زینب پیغمبرزاده فعال جنبش زنان، از اعضای کمپین یک میلیون امضا و از بازداشت شدگان 13 اسفند جلوی دادگاه انقلاب صبح امروز 17 اردیبهشت در پی دریافت احضاریه مربوط به پرونده 13 اسفند به شعبه امنیت دادگاه مراجعه کرد. اما چند ساعت بعد پس از ورود به دادگاه در تماس تلفنی کوتاهی با پدرش اطلاع داد که در حال انتقال به زندان اوین است. پدرش می گوید:� زینب خیلی کوتاه گفت "از من 20 میلیون تومان وثیقه خواستند و گفتم نمی توانم بپردازم. گفتند پس بازداشت می شوی.� پدرزینب اضافه می کند: �من خودم مستاجر هستم و امکان پرداخت وثیقه را ندارم.�
زینب پیغمبرزاده دانشجو و عضو کمیسیون زنان دفتر تحکیم است . او پیش ترهنگام جمع آوری امضا در مترو تهران -کرج بازداشت شد و 5 روز در بازداشتگاه وزرا بود.
در پی بازداشت 33 فعال جنبش زنان در 13 اسفند در برابر دادگاه انقلاب، که زینب هم درمیان آنان بود بیشتر بازداشت شدگان به قید کفالت آزاد شدند. طی یک ماه اخیر کلیه بازداشت شدگان به دادگاه احضار و تفهیم اتهام شده اند. اما نکته تعجب برانگیز اینکه از زینب پیغمبرزاده که جزو آخرین نفرات احضار شده به دادگاه بود به رغم داشتن کفالت، ضمانت 20 میلیونی خواسته شده است.علاو ه بر این احضاریه او که تاریخ صدور آن مربوط به فروردین ماه بود در روز 15 اردیبهشت ماه به وی ابلاغ شده بود.
سال ۱۳۸۵ با همه تنش?ها و ناملايماتي که با خود داشت در عين حال سالي پرشور و انرژي بخش برايمان بود. سالي که نرخ رشد جنبش زنان تصاعدي بالا رفت و انفجار جنبش را نويد داد. سالي که در ۲۲ خردادش نيروهاي بسياري از جنبش دانشجويي و جنبش سنديکايي، جنبش زنان را حمايت کردند، کتک خوردند، زنداني شدند و اکنون بسياريشان از اعضاي فعال جنبش زنان هستند. سالي که کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز متولد شد و نه تنها بر فعاليت ما، که بر زندگي همه ما تاثير گذاشت.
براي ما فعالان اجتماعي که سياست?هاي خياباني را امري فرهنگي و تاثير گذار بر ذهن?ها وچشم?ها مي? دانيم، سال گذشته نيز خالي از پيامد و بي توشه از تجربه در اين عرصه نبود. در واقع فعاليت?هاي جمعي ما با ديگر اقشار و جنبش?ها - و نه الزاما گروه?هاي زنان - از حيطه يک گروه يا دو گروه فرا روي کرد و در گستره?اي به پهناي کمپين يک ميليون امضا، فضاي سرد و وهم آلود پيرامونمان را سبز و رنگين کرد.
سياست?هاي خياباني غالب بر فعاليت?هاي جنبش زنان
سه اقدام جمعي و گسترش يابنده طي يک سال اخير (بزرگداشت ۸ مارس ۱۳۸۴ در پارک دانشجو، تجمع مسالمت آميز ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ در ميدان هفت تير، و آغاز بکار کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز)، نه تنها شناخت و درک ما را از جامعه مردسالار با ساختارهاي متصلبش ملموس تر و عميق تر کرد، و شيوه?هاي مبارزاتي مان را همگام با نظرياتي که از دل اين مبارزه پردامنه خلق مي? شوند براي کسب حقوق برابر ارتقا داد، بلکه هريک از اين وقايع بر نگاه، روش و عملکرد مان نسبت به سياست?هاي خياباني، سازماندهي و هزينه پردازي و نحوه همکاري با گروه?ها پر تاثير بود.
طي چند سال اخير به ويژه از زمان شکل گيري جمع �همانديشي زنان� که با انتخاب شيرين عبادي به عنوان برنده نوبل صلح محمل و سببي براي گرد آمدن گروه?ها و فعالان جنبش زنان شد، در بين فعالان و گروه?هاي جنبش زنان که به کارجمعي و کاربست سياست?هاي خياباني براي تاثير گذاري بر فرهنگ عمومي جامعه معتقد بودند دو گرايش قوي وجود داشت، يک گرايش که از منظر نگرش، نگاه خوش بينانه?اي به کار با همه گروه?ها نداشت گاه به دنبال يافتن گروه?هاي همفکر و نه به الزام هم روش بود. گرايش ديگر که از منظر روش در پي گسترش دامنه فعاليت با گروه?هاي ديگر به ويژه در فعاليت?هاي اعتراضي مسالمت آميز براي تاثير گذاري بر فرهنگ عمومي جامعه بود. به قطع شرايط سياسي و اجتماعي حاکم نيز در تعديل يا تقويت هريک از اين دو گرايش سهيم بود. به عنوان مثال تجمع اعتراض آميز ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ که در فرصتي مناسب يعني فاصله جابه جايي دو دولت از دل هم انديشي فعالان جنبش زنان در آمد و اوج همگرايي و ائتلاف جنبش زنان در مطالبات حداکثري يعني تغيير قانون اساسي را به نمايش گذاشت، به تقويت هر دو گرايش کمک کرد، به ما آموخت که براي فعاليت?هاي مسالمت آميز مدني، کار با ديگر گروه?ها، همگرايي در مطالبه و در روش، جنبش زنان را توانمند و قدرت?مند مي? کند.
آموختيم که با تاکيد بر اشتراکاتمان مي? توانيم سياست?هاي خياباني در فعاليت?هاي جمعي را پيش ببريم. و همين زمينه?هاي فکري و عملي بود که تجربه جمعي بزرگداشت ۸ مارس۱۳۸۴ را مي?سرکرد.
۸ مارس ۱۳۸۴: تداوم همگرايي در جنبش زنان
جدا از جمع هم انديشي زنان، از ۸ مارس ۱۳۸۳ نيز جمع ديگري متشکل از افراد فعال در جنبش زنان شکل گرفت تا همگام با زنان سراسر دنيا در تهيه چهل تکه همبستگي زنان، خواسته?هاي تدوين شده منشور جهاني زنان را مطالبه کنند، همين حرکت جمع ديگري را به نام �هواداران حرکت جهاني زنان� به وجود آورد. ائتلاف بزرگ ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ نقطه پرشي شد براي ائتلاف?هاي بزرگ تر يعني حول جمع هم انديشي زنان و جمع هواداران حرکت جهاني در پارک دانشجو.
پس از به قدرت رسيدن دولت محافظه کار، با آنکه شرايط بر زنان سخت تر از گذشته شده?بود، گروه?هاي زنان مصمم بودند که به رغم ترس و واهمه از فضاي نظامي?گر گسترش?يابنده، روز جهاني زن را در عرصه عمومي و در برابر نگاه مردمان گرامي بدارند. تجربه ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ هم که تجربه پيروز بخشي براي جنبش زنان بود مي?ل به تکرار اين تجربه و قدرت نمايي جنبش زنان براي کسب مطالبات جنبش را بيشتر کرده?بود، به عبارت ديگر شجاع?تر شده?بوديم. هم جمع حرکت?هاي جهاني زنان در تکاپوي برگزاري تجمع بود و پيش تر تجربياتي در سازماندهي تجمعاتي کوچک در روزهاي جهاني فقر و خشونت عليه زنان داشت و هم فعالان جمع هم انديشي زنان که تجربه ۲۲ خرداد را از سر گذرانده?بودند. برخي به برگزاري برنامه?هاي مشترک و برخي به برگزاري برنامه?هاي مجزا اصرار داشتند نتيجه آنکه تصميم بر برگزاري برنامه?اي مشترک از سوي دو جمع هم انديشي و هواداران حرکت جهاني زنان در پارک دانشجو گرفته شد و با ائتلاف اين دو جمع، دو روز پيش از برگزاري اين گردهمايي، فراخوان آن در سايت?ها منتشرشد.
اتخاذ تصميم در شرايط پرفشار و اعلام فراخوان گردهمايي ۸ مارس ازسوي دو جمع هم انديشي و هواداران حرکت جهاني زنان، هم ايجاد امنيت کرد و هم بي پيامد نبود. از يک سو همه گروه?هاي ثبت شده و ثبت نشده در دل جمع?هاي بزرگ جاي مي? گرفتند، و بدين ترتيب هزينه پردازي ديگر بر دوش گروه?هاي ثبت شده قرار نمي? گرفت (بعد از ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ برخي از فعالان گروه?هايي که نامشان در فراخوان تجمع ۲۲ خرداد در برابر دانشگاه تهران ذکر شده بود، از جمله برخي از اعضاي مرکز فرهنگي زنان به دادگاه احضار شده بودند)، از سوي ديگر به هرکدام ازاين دو جمع، هويتي سازماني مي? بخشيد و خطر متولي گري در اين جمع?ها را گوشزد مي? کرد، به هرحال تصميمي خردمندانه براي کاهش هزينه?ها در گراميداشت روزجهاني زن بود.
با ائتلاف اين دو جمع گرچه گردهمايي ۸ مارس برگزار شد، اما ناهماهنگي کميته برگزار کننده تجمع از يکسو و خشونت بي حد پليس در ضرب وشتم زنان و مردان که در صدد ممانعت از برگزاري گردهمايي بود، و حتي سيمين بهبهاني بانوي جنبش زنان را در امان نگذاشت و روز جهاني زن را به روز کتک زدن زنان توسط پليس تبديل کرد.
تجربه ۸ مارس بر اتخاذ تصميم در اعتراضات مسالمت آميز بعدي نيز تاثير گذار شد. اعمال خشونت بي حدو اندازه در برابر يک حق قانوني يعني گردهمايي مسالمت?آميز حاوي يک پيام و يک نشانه بود، يک پيام براي فعالان جنبش زنان مبني بر اين که ديگر تجمعات زنان را تحمل نمي? کنيم، و يک نشانه از اينکه موقعيت زنان در جامعه مردسالار ما از �ضعيفه� به �شهروند بي حقوق� ارتقا پيدا کرده است. اين پيام و نشانه هم فعال کننده و هم بازدارنده بود و بر حرکت?هاي اعتراضي بعدي و واگرايي بين گروه?ها تاثير گذاشت.
اين تجربه اما راهگشاي تجربه ديگري براي فعالان جنبش زنان شد. با برخي از زنان شرکت?کننده در تجمع ۸ مارس با وکالت شيرين عبادي به دليل ضرب و شتم پليس از نيروي انتظامي شکايت کرديم. گرچه اين شکايت راه به جايي نبرد اما تجربه آغازيني براي زنان بود که نه در مقام �خوانده� که در مقام �خواهان� وارد پروسه?هاي قانوني براي شکايت از حافظان امنيت شده و مسئولان را به رعايت حقوق شهروندي زنان وابدارند. البته اختلاف نظر دراين مورد نيز از منظر نگرش (شکايت?کردن يا نکردن) و روش (نحوه شکايت و انتخاب وکيل) اختلافات موجود را بيشتر کرد.
تجمع هفت تير: واگرايي در جنبش زنان و همگرايي جنبش?ها
با آنکه تجمع اعتراضي ۲۲ خرداد نقطه همگرايي گروه?ها و فعالان جنبش زنان بود و در ۸ مارس هم اين همگرايي تاحدودي حفظ شد، اما به تدريج اختلاف?ها هم درنگرش و هم در روش پديدار شد. بروز اختلاف نظر، حتي پيش از ۸ مارس ۱۳۸۴، در دو مقطع يکي بر سر سازماندهي هم انديشي و سپس در روش مطالبه?خواهي در نهايت به خروج برخي از فعالان جنبش زنان از جمع هم انديشي آن هم در آستانه تجمع اعتراضي ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ منجر شد.
آزمون و خطاي جنبشي
۲۲ خرداد از دل هم?انديشي در آمده بود، فورومي که امکان گفتگو و طرح ونظر را فراهم مي??کرد، ورود و خروج به آن آزاد بود و در نهايت مي? توانست به ائتلافي جمعي از گروه?ها و فعالان جنبش زنان براي حرکتي جمعي چون ۲۲ خرداد ختم شود، فروکش کند و ائتلافي ديگر را به پشتوانه بحث ونظر جمعي در حوزه?اي ديگرشکل دهد. اما پس از ۲۲ خرداد، حس متولي گري در بسياري?مان چنان قوي شده?بود که برخي ترجيح دادند براي جمع هم?انديشي حتي ساختار تعيين کنند، مدل سازي کنند، قوانين برايش بگذارند، ورود و خروج افراد را کنترل کنند، از هژموني افراد يا گروه?ها بکاهند، حتي به بهاي حذف نسل جوان?مان از تصميم گيري?ها، يعني به جاي پذيرش انتقاد منتقدان جوان?مان به حذف آنان اقدام کنند خطري که هميشه جنبش?ها را تهديد مي??کند و حرکت?ها را از حوزه جنبشي?اش به متولي?گري و سازماني شدن و در واقع ضدجنبشي شدن سوق مي??دهد.
علاوه بر اين، حضور جوانان را به رغم آنکه همواره بار اصلي کار را بردوش مي? کشيدند، هنوز باور نداشتيم، ۲۲ خرداد همان قدر که نسل?هاي قديم تر را انرژي بخشيده بود، نسل جوان?مان را هم گرچه با تعداد اندک علاقه?مند و فعال در اين حوزه ساخته بود. بدين ترتيب برخي از جوان?هايمان در هم?انديشي، با نقد به روش حذفي قديمي?ترها،حق خودشان را مطالبه کردند، و به حق هم درست مي? گفتند گرچه برخي تاب نياوردند. آن موقع دريافتيم که در اقدامات جمعي، مرزهاي خطا چقدر باريک و اخلاق فمينيستي چقدرشکننده است. به هر حال زماني که امکان بحث متوقف مي??شود براي کاهش تنش?ها لازم است که طرفين اختلاف از جمع فاصله بگيرند تا تماميت جمع به خطر نيافتد. هرچند اختلاف نظرها ضربه خود را بر جنبش زنان نيز وارد کرد.
مقطع دوم در بهار ۱۳۸۵ و به ويژه براي همفکري در تدارک برگزاري برنامه?اي در ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ اتفاق افتاد. زيرا هم?انديشي ما زنان در جلسات هم?انديشي بود که ۲۲ خرداد سال قبل را پديد آورده بود و به?قاعده طرح اين موضوع نخست در جمع هم?انديشي ضروري بود.
اما با توجه به شرايط بسته?تري که با دولت مهرورزي پديد آمده بود و با توجه به سابقه خشونت?آميز ۸ مارس در پارك دانشجو، رسيدن به اتفاق نظر بسيار دشوار شده?بود. مطالبه تغيير قانون اساسي (مانند ۲۲ خرداد ۱۳۸۴) به?عنوان يک مطالبه حداکثري خطرناک بود، علاوه بر اين قوانين مدني عيني و ملموس تر بودند. بنابراين پيشنهاد برخي از ما برگزاري تجمع با تمرکز بر قوانين مدني يعني مطالبات حداقلي بود. اما توافق ممکن نشد. زيرا مطالبات?مان مشترک اما روش?هايمان متفاوت بود.
در واقع اختلاف بر سر �روش� مطالبه?خواهي بود: برخي صدور بيانيه را کافي مي? دانستند، برخي بر بزرگ?داشت مراسمي در فضاي سربسته تاکيد داشتند، ما هم که طيفي از اين جمع بوديم به برگزاري تجمع مسالمت?آميز و خياباني نظر داشتيم. بيشترين نگراني مخالفان ازهزينه پردازي بود. مخالفان معتقد بودند که روش خياباني و مسالمت?آميز ما �انقلابي� است وبا سرکوب مواجه مي??شود و در نتيجه اگر فعاليت زنان را به?طور كلي از بين نبرند حداقل بسيار محدود مي? کنند، ولي ما براين باور بوديم که همه جنبش?ها براي پيشبرد اهدافشان بايد ظرفيت هزينه پردازي?شان را بالا ببرند و فرصت?ها را از دست ندهند، به طور مثال اگر ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ فرصتي بود براي ما که در فضاي خاص انتخاباتي که فشار برمردم کمتر است، صداي اعتراض?مان را به قوانين تبعيض?آميز بلند کنيم. اينک روز ۲۲ خرداد ۸۵ نيز فرصتي دست داده تا به رسم گرامي?داشت آن روز، اعتراض به قوانين را در تاريخ خود ثبت و ماندگار سازيم، و مطالبه?خواهي را پي?گير باشيم و گرنه تقليل يک تجمع اعتراضي گسترده به انتشار يک اطلاعيه يا فراخوان، آن هم در اولين سالگرد اين واقعه تاريخي، به معني مرگ اين روز تاريخي است. مگر روز جهاني زن نيز با همين فشارها و هزينه?پردازي?ها ثبت و پذيرفته نشد؟ کدام جنبش را سراغ داريد که خواسته?هايش پشت درهاي بسته و بدون پرداخت هزينه محقق شده باشد؟
بدين ترتيب اکثريت جمع هم?انديشي که اکنون هويتي سازماني و البته غيررسمي يافته بود به خواسته?ي برگزاري تجمع صلح?آميز، راي مثبت نداد. چنين بود كه گروه?ها و فعالان هم?فکر و هم روش در دوطيف عمده قرار گرفتند و آنان که مدافع تجمع خياباني بودند و اندک تر، عزم خود را براي برگزاري تجمع جزم کردند.
اين تجربه نشان داد که براي اقدام به عمل در عرصه اعتراضات مسالمت?آميز مدني، علاوه بر اشتراک در روش، درک موقعيت مشترک و آمادگي براي هزينه?پردازي در جنبش زنان هم ضروري است، وگرنه اين خطر که منافع جنبش را فداي مصالح خود کنيم هم?واره تهديدي جدي خواهد ماند. اين تجربه، بركات ديگري هم داشت كه مهم?ترين آن، همب?ستگي كم?سابقه?ي فعالان جنبش سنديکايي شرکت واحد با جنبش زنان بود. فعالان جنبش سنديکايي از ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ حامي جنبش زنان بودند، همان?ها بودند که با اتوبوس?هاي خود حلقه اول تجمع را روبه روي دانشگاه بردند و هزينه?ي آن را هم پرداختند، همسران همان فعالان سنديکايي نيز با وجودي که شوهرانشان در زندان بودند در تجمع ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ فعالانه شرکت کردند و حتي دستگير هم شدند.
به هرحال، در کنار اختلافات موجود در جمع هم?انديشي که منجر به تشکيل دو طيف موافق و مخالف درمورد تجمعات مسالمت آميز شد، جمع هواداران حرکت جهاني زنان نيز با برگزاري تجمع صلح?آميز موافق نبود. اين بار مشكل بر سر مطالبات بود. آنان مطالبات حقوقي را مطالباتي �ليبرالي� دانستند، حال آنکه طرح مطالبات و روش مطالبه آنها در بستري اجتماعي رخ مي??دهند و نه در دنيايي انتزاعي، و مفاهيم در همين بستر و متناسب با شرايط و موقعيت?ها است که معني مي??شوند. خواسته?اي که ممکن است در شرايطي ليبرالي باشد در موقعيتي ديگر راديکالي معني مي? شود، در شرايطي که بسياري از حقوق اوليه ما چون حق ازدواج، طلاق، منع چند همسري... ناديده گرفته مي? شود، تجمع اعتراضي براي نقض همين مطالبات ليبرالي به مراتب اقدامي راديکال تلقي مي??شود.
جدا از اين مسئله حتي اگر اين مطالبات هم ليبرالي باشد و ليبرال بودن هم نکوهيده و ناپسند، بايد اين مطالبات را به کنار بگذاريم و براي متهم نشدن به ليبرال بودن خود را منزه کرده و آلوده اين مفاهيم نسازيم؟ و بي عملي را بر عمل برتري بخشيم؟ در هر حال مانند جمع همانديشي زنان، اين جمع نيز در کليت خود و با نام هواداران حرکت جهاني زنان، به تجمع اعتراضي در ميدان هفت تير پاسخ منفي داد.
اين تجربه هم آموزه?هاي زيادي برايمان داشت، اگر جمع همانديشي زنان و يا هواداران جهاني زنان آغازي براي نشست?هاي جمعي ما و آشنايي ما با يکديگر بود اکنون به بلوغي رسيده بوديم که بايد حول مطالبات مشترکمان به دنبال گروه?هاي هم روش برويم و اصراري براي کار با يکديگر نداشته باشيم، چون به همان نسبت مانع ازفعاليت يکديگر مي? شويم. اما در مواقع ضروري يا هم پوشاني فعاليت?هايمان بر يکديگر حامي يک ديگر باشيم و در مشترکات ائتلاف کنيم. يعني تز �همه با هم� تنها در صورتي کارآمد خواهد بود که اختلافات ما حداقلي باشد.
مشروعيت فردي و اقبال جمعي
به هر حال، در نهايت جمعي از فعالان دو جمع موافق برگزاري تجمع شديم، در موقعيتي حساس قرار داشتيم، اگر پيش از اين مي? انديشيديم که افراد تحت لواي گروه?هاي خود امنيت بيشتري دارند اينک بيشترمان منفرد بوديم و شناخته شده در جنبش زنان، و علاوه براين اگر به طور فردي و نه گروهي وارد عمل مي? شديم هزينه گروه?ها را کاهش مي? داديم و فزون بر آن اگر پيشتر هويت جمعي مان را از گروه خود مي? گرفتيم و گروه براي ما مشروعيت يا حتي ممنوعيت ايجاد مي? کرد، اين بار در پروسه عمل و بر اساس انتخاب?هاي فردي مان شرکت کرده بوديم، درواقع اين حرکت فراروي ما را از چارچوب?هاي گروهي حتي به رغم موافقت گروه مي?سر کرد، مشروعيت فردي و آمادگي براي هزينه پردازي سبب شد که بيشتر حاميان حرکت نيز فعالان جنبش دانشجويي، فعالان جنبش سنديکايي، حقوقدانان، روزنامه نگاران، وبلاگ نويسان، فعالان مستقل اجتماعي، نويسندگان، فعالان حقوق بشري ...باشند، حرکتي کاملا مستقل، و آگاه به پيامدها، و آماده?ي هزينه پردازي ــ و نه شهيد سازي از خود ــ که با نام بيش از دوهزار نفر زير فراخوان، مشروعيت آن تاييد و تثبيت شد. تجمع مسالمت آميز ميدان هفت تير به رغم صدمات ناشي از کتک زدن?ها، به رغم دستگيري و بازجويي?ها تجربه هزينه پردازي در جنبش زنان را چون ساير جنبش?ها عينيت بخشيد و به رغم تلاش زياد براي تخريب اين حرکت، دوستان و ياران بسياري را در اوج واگرايي جنبش زنان براي مطالبات حداقلي، به جمع جنبش زنان افزود، همراهاني که چندي بعد از اعضاي ثابت کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز شدند.
در واقع تجمع ميدان هفت تير نشان داد که تجمع کنندگان پيام ۸ مارس را فراموش نکرده اند، اما آگاهانه به ميدان آمده اند. آمده اند تا هم خودشان و هم مطالباتشان ديده شوند، و در عين حال آمده اند تا جنبش?ها را به حمايت فرا بخوانند. تجمع هفت تير آغازي بود براي همگرايي جنبش?هاي زنان، دانشجويان و سنديکاها با يکديگر براي مطالبات عدالتخواهانه در يک تجربه جمعي ناب. تجربه?اي دشوار و پردلهره اما با نتايجي دراز دامنه و تاثيرگذار.
کمپين يک ميليون امضا: حضور حداکثري براي مطالبات حداقلي
کار کردن در فضايي کم تحمل نيازمند جستجوي استراتژي?هاي گوناگون و خلق روش?هاي نو و متفاوت براي تداوم کار است و همين امر موجب مي? شود که در موقعيت?هاي گوناگون راهکارها و وروش?هاي گوناگون را به کار بگيريم.
گرچه تجمع مسالمت آميز ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ در اعتراض به قوانين زن ستيز متاسفانه به خشونت، دستگيري و بازجويي و دادگاه کشيده شد، اما ثمره?اي شيرين داشت. تجربه فعالان زن مراکش به ما ياد داد که مبارزه وخواسته مان براي تغيير را محدود به يک روز و دو روز نکنيم، چه حتي در ۲۲ خرداد فرصتي براي طرح مطالباتمان نيافتيم، ازاين رو مصمم شديم با آگاهي رساني پيوسته، خواسته?هايمان را عموميت بخشيم و علاوه بر اين سياستي خياباني را در حداقلي ترين، اما عمومي ترين شکل آن جستجو کنيم. يعني از روش کوتاه نياييم اما شکل آن را تغيير دهيم.
اين بار جمعي ديگر حول خواسته?اي مشترک شکل گرفت تا مطالبات حقوقي خود را در پروسه?اي جمعي در مقطعي دوساله و جغرافيايي نامحدود پيش ببرد. در واقع اگر قبلا کار جمعي را تنها در يک گروه يا يک جمع تجربه کرده بوديم، از ۲۲ خرداد ۱۳۸۵، با هويت جنبشي مان در هريک از جنبش?هاي اجتماعي، هويت جمعي مان را در ميدان هفت تير عينيت بخشيديم.
در ادامه اين روند به بررسي نقاط قوت و ضعف و چرايي حمايت يا عدم حمايت تجمع ۲۲ خرداد پرداختيم در نهايت با کمپين يک ميليون امضا اعضاي شبکه?اي سيال و غيرمتمرکز در کمپين شديم و به قدرت جمعي مان ايمان آورديم. اکنون کمپين يک ميليون امضا، نقطه تلاقي دو گرايش موجود در جنبش زنان هم شده است. امکاني که هم در روش و هم در مطالبه، تکثر و تنوع را در خود جاي مي? دهد و در عين حال اختلافات روشي و نگرشي را به حداقل مي? رساند. علاوه بر اين، برخلاف ديگر جمع?هاي پيشين، بدنه اصلي آن را نسل جوان تشکيل مي? دهد، نسلي که شور دگرگوني و ساختن دارد، و با کسب تجربه آزاد و رها که خواسته ذاتي اين نسل است، کار جمعي را در حوزه?هاي گوناگون در کمپين تجربه مي? کند و سرمايه اجتماعي عظيمي را بر جنبش زنان مي? افزايد.
افراد نيز نه به عنوان نمايندگان يک ان جي او بلکه به مثابه اعضاي اين شبکه سيال اين امکان را مي? يابند که در کمپين حضوري حداکثري براي مطالبات حداقلي يعني تغيير قوانين تبعيض آميز داشته باشند. مي? توانند هم با دلبستگي و توان فردي و هم با دانش جمعي شان در اين کارزار حضور داشته باشند. تجربه چندين ماهه (از شهريور ۱۳۸۵ تا کنون) نشان داد که در اين کارزار مدني به دليل نامتمرکز بودن ساختار، هر فرد ديگر نه نگران هزينه پردازي براي گروه است، نه نيازمند جلب مشارکت گروه است و نه عضويت فرد در گروه، منعي برايش ايجاد مي? کند. براي پرداخت هزينه هم واهمه?اي ندارد. اين کمپين بسيار گسترده و بزرگ است و به همان نسبت هم بار هزينه پردازي اش بر يک جا، يک فرد و يا يک گروه سنگيني نمي? کند. با دستگيري يا فشار بر فرد يا افراد نيز حرکت متوقف نمي? شود، چون اگر در جايي حركت?ش را مانع شوند درجاي ديگري جريان مي??يابد. به دليل روش �چهره به چهره� و ورودش به خانه?ها، حتي خانواده?ها را آماده هزينه پردازي کرده است، هرچند خواسته و روش مطالبه اش کاملا مدني است.
بدين ترتيب از نيم سال دوم ۱۳۸۵، کمپين يک ميليون امضا فعالان جنبش زنان را در حيطه?اي وسيع تر درگير کار جمعي کرد و به نوعي ما را به بلوغ جنبشي رساند. اگر شش ماهه اول سال ۱۳۸۵ روزهاي نااميدي و فشار و سرخوردگيمان از فضاي بسته سياسي و اجتماعي و همچنين منتقدان تخريب کننده بود، شش ماهه دوم سال را به يمن کارزار بزرگمان با شور ونشاط و اميد گذرانديم. اکنون اين کارزار افراد و گروه?ها را در ميدان?هاي مغناطيسي بي متولي و متکثر حول يک بيانيه گرد مي? آورد و فعال مي? کند. در حال حاضر جدا از حمايت?هاي جهاني زنان، نزديک به ۱۰۰ هزار نفر از مردم، چهره?هاي هنري، فرهنگي و اجتماعي و سياسي و گروه?هاي گوناگون فارغ از تفکر ايدئولوژيک، اين بيانيه را امضا کرده اند.
کارزاري که با فعالان جنبش زنان و دانشجويي آغاز شد، اکنون با جذب افراد از قشرها و طبقات گوناگون، يا به عبارت ديگر فعالان کمپيني، گسترش مي? يابد و علاوه بر اين جمع?هاي گوناگون زنان را نيز حول خود متشکل مي? کند. هم?چنين اعلام حمايت جمع هم?انديشي زنان و جمعي از زنان اصلاح طلب از اين حرکت نشان از آن دارد که اين شبکه?ي سيال، جمع?هاي زنان از طيف?هاي گوناگون را به تدريج جذب اين جنبش مي? کند، کارزاري فارغ از تفکر و ساختارايدئولوژيک، که درون آن افراد و گروه?ها ايدئولوژي مستقل خود را دارند.
*این مطلب در شماره 5 نامه زن. خبرنامه داخلی مرکز فرهنگی زنان منتشر شده است
منبع زنستان http://herlandmag.info/issue22/07,04,05,10,13,20/
بارها پيش آمده هنگامی كه در محافل دوستانه يا خانوادگی بحث از حقوق بشر ـ با تأكيد بر حقوق زنان ـ به ميان آورده و با اشاره به قوانين تبعيض?آميز و عرف?های نادرست در اين زمينه از لزوم تلاش در جهت تغيير آنان سخن گفته?ام، از سوی مخاطبان ـ اكثراً مردها و بعضاً زنان ـ مورد پرسش قرار گرفته?ام كه قصدم از مطرح كردن اين بحث?ها چيست؟ چه هدفی را از همراهی با جنبش? زنان دنبال می?كنم و نهايتاً از تغيير اين قوانين و عرف?های به اصطلاح غلط چه سودی نصيب من به عنوان يك مرد خواهد گشت؟!
شوربختانه برخی از مردم با برداشتی تنگ?نظرانه از آن?چه در پيرامون?شان می?گذرد چنين تصور می?كنند كه هر آن?چه مستقيماً به ايشان ربط ندارد و ظاهراً بر زندگی فردی?شان تأثيری نمی?گذارد از شمول مشكلات جامعه خارج است و با اين استدلال كه فلان موضوع يا مسئله به لحاظ جنسيتی، مليتی، مذهبی، طبقاتی و ... شامل حال ما نمی?گردد از زير بار مسئوليت پرداختن به مشكل و تلاش در جهت رفع آن و يا حتی فكر كردن در اين باره شانه خالی می?كنند و با تأكيد بر جنسيت يا تعلقات ملی و دينی و يا جايگاه طبقاتی خود سعی در تنيدن پيله?ای به دور خويش دارند تا به واسطه??ی آن خود را از جامعه جدا كرده و از زير بار مسئوليتی كه انسانيت بر دوش?شان نهاده فرار كنند.
چه خوش گفت حضرت سعدی و چه زيبا بر سردر سازمان ملل اين سخن شيخ اجل نقش بست كه: بنی آدم اعضای يكديگرند / كه در آفرينش ز يك پيكرند / چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار / تو كز محنت ديگران بی غمی / نشايد كه نامت نهند آدمی
انسان خردمند با نگاهی ژرف به محيط پيرامونش و دركی عميق از موضوعات پيش?آمده در زندگي اش در خواهد يافت كه تأثيرگزاری و تأثيرپذيری او بر و از محيط جامعه به گونه?ای آشكار است و انعكاس ناكامی?ها و كام?يابی?های ديگر افراد جامعه در زندگی وی چنان نمودی خواهد داشت كه نگاه تيزتر و توجه بيشتر او را در مواجه با وضعيت موجود و رويدادهای? پيش?آمده طلب می?كند. حال آن?كه در اين ميان تنها كسانی توانايی مشاهده و درك اين واقعيت را ندارند كه گستردگی افق ديدشان به درازای نوك بينی?شان محدود می?شود.
مسئله??ی عرف?های نادرست جامعه و قوانين تبعيض?آميز حاكم كه در قبال زنان اعمال می?گردد نيز از آن دسته مشكلاتی است كه هر چند به ظاهر مختص زنان است و تنها در مورد آنان به كار گرفته می?شود اما در واقع تأثير مخرب خود را بر كل جامعه كه نيمی از اندامان آن مردها هستند خواهد گذاشت. و شدت اين تأثير به حدی است كه نمی?توانيم به آن بی?توجه باشيم و به راحتی از كنار آن عبور كنيم.
حال اگر به عنوان يك مرد به اين نكته?ی مهم نيز توجه داشته باشيم كه آن زنی كه از او سخن می?گوئيم نه يك بيگانه كه فردی?ست كه در تمامی دوران زندگی?مان در مقام مادر، همسر، فرزند و يا حتی يك دوست همواره در كنارمان قرار دارد و با ايشان هم?زيستی تنگاتنگی را خواهيم داشت شايد عمق فاجعه را بيشتر درك كنيم و نسبت به مشكلات وی حساس?تر گرديم و در راه از ميان برداشتن آنان همراه با زنان گام?های بلندتر و مستحكم?تری را برداريم.
گذشته از اين، اصل مهم در اين?جا همان جامعه است كه رشد و پويندگی اش در گرو حضور شهروندانی آگاه و مديرانی تواناست كه آن نيز مگر در سايه??ی برابری شهروندان و شايسته?سالاری مديران امكان?پذير نخواهد بود و در كشوری كه بر طبق قوانين و عرف?های غلط آن نه تنها نيمی از مردم از حضور مؤثر در جامعه و رسيدن به پست?های كلان در مديريت محروم هستند كه تأثير آن قوانين و عرف?ها بر زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی زنان و مشكلاتی كه از اين طريق برای آنان به وجود خواهد آمد مانعی جدی در راه رسيدن به جامعه?ی مدنی خواهد بود.
از اين روست كه سخن گفتن از حقوق زنان از سوی من مرد نه از سر دلسورزی و نه به نشانه?ی ترحم نسبت به وی و همراهيم با جنبش زنان نه به تعبير برخی كوته?فكر ـ كه همكاری و روابط دوستانه و اخلاق?مدارانه?ی دو جنس بشر در قالب يك تشكيلات يا جنبش اجتماعی در مخيله??ی كوچكشان نمی?گنجد ـ به منظور ... ؟؟؟ !!! كه برای استفاده از تمامی توانايی?ها و استعدادهای موجود برای ساختن جامعه???ی مدنی با شهروندانی برابر و آگاه و مديرانی شايسته و توانا است.
آری من در پی احقاق حقوق زنان، منافع خويش را به عنوان يك انسان می?جويم.
پی?نوشت...
اشاره?ای كه در اين نوشتار كوتاه به جنسيت، مليت، مذهب و ... شد نه از سر انكار و تقبيح آنان كه تعلق، وابستگی و باور به اين موارد طبيعی و پذيرفتنی?ست. اما مسئله زمانی شكل غلط به خود می?گيرد كه اين موارد يا سبب ايجاد حصار بين فرد با جامعه و يا در شكل فاجعه?بارتری باعث ايجاد توهم برتری در يك شخص، يك ملت، پيروان يك آئين و يا وابستگان به يك طبقه?ی خاص از جامعه گردد.
كرماشان ـ ارديبهشت?ماه 1386
یادم می یاد شبی رو که با پدرم نشسته بودیم وداشتیم یکی از شبکه های خبری، که خانم شهلا شفیق و مهرانگیز کار دعوت شده بودند تا از �کمپین یک میلیون امضا� صحبت کنند رو می دیدیم. تماشا کردن اون برنامه جالب همانا و تصمیم قاطعانه ی من برای جمع کردن امضا و البته تشویق و امیدواری پدرم هم همانا!
یکی،دو تا و...، با هر امضایی که می گرفتم علاقه و اشتیاقم به این کار بیشتر می شد و احساس می کردم عرق ملی داره در وجودم فوران می کنه، تا اینکه خبر دار شدیم که: ای دل غافل، کجای کاریم که امضا جمع کردن به منظور بهبود بخشیدن به زندگی فردی و اجتماعی همین ملت، شده اقدام علیه امنیت ملی!!!! عجب پارادکس غریبی!
و دقیقاٌ از همین جا بود که مراقب خودت باش گفتنای پدر و مادر و دوست و فامیل و نصیحت های دلسوزانشون برای بی خیال کردن من شروع شد! ولی زهی خیال باطل، تازه راه افتاده بودم!
حالا دیگه یه موقع هایی یواشکی تو وقت های بیکاری دانشگاه، راهی پارک های مختلف می شم، چند ساعتی رو با مردم می گذرونم، پای درد دلشون می شینم و از دیدن دونه دونه امضاهایی که با آگاهی دادن و متقاعد کردن مردم همین شهر جمع می کنم، لذت می برم و با هر روزی که شب می شه، احساس دین منم به بچه ها، دانشجو ها، خانم ها و آقایون ورزشکار تو پارک، به دخترکای 12-13 ساله ی روستا ها، به هم وطنای عزیزم در خارج از کشور و حتی به مردی که با گفتن:" بدبختانه 3 تا دختر دارم" خیلی ناراحتم کرد بیشتر می شه و هر مراقب خودت باش گفتنی و نه به منزله ی کم کردن فعالیتم، که به امیدوارانه و با قاطعیت بیشتر گام برداشتن در این مسیر می دونم، چرا که کمپین و اعضاش بهم فهموندن همه ی ایرانی ها، خود من هستند پس باید خیلی مراقب خودم باشم!
تقدیم به فعالان کمپین یک میلیون امضا / یکی از حامیان این حرکت
تغییر برای برابری
من یک نفر،
تو یک نفر،
ما، یک میلیون؟
خیر، نیمی از ایران.
من خشمگین،
تو معترض،
ما، مصمم؟
آری، به تغییر وضع موجود.
من و کبودی?های دردناک خواهر،
تو و چشمان مرطوب مادر،
ما و دستان لرزان دوست، هموطن
نه! به این سنت و قانون
من، صخره?ای در ره رودی روان
تو، سکون در گردش مادام چرخ گردان
ما، فریاد امروز خاموشان دوران
آری، به لبخند شعاع نور خورشید در ره فردای دخترکان
خبرنامه امیرکبیر: بنا به اخبار رسیده حال عمومی بابک زمانیان در زندان به شدت نامطلوب است. بابک زمانیان دچار ناراحتی قلبی بوده و به نظر می رسد در زندان تحت فشار شدید جسمی و روحی قرار داشته باشد. مسئولین قضایی تا به حال امکان ملاقات برای وی فراهم نیاورده اند. بابک زمانیان روز یکشنبه اول اردیبهشت ۸۶ در حال عبور از مقابل مجتمع قضایی امور اقتصادی توسط نیروی انتظامی بازداشت می شود و پس از مشخص شدن هویتش به زندان اوین منتقل می شود. بابک زمانیان، پیام رسان حماسه ۲۰ آذر، تاوان اعتراضات پرشور دانشجویی ۲۰ آذر پلی تکنیک...
بنا به گزارش دریافتی، فعالین سیاسی در شهر اردبیل، اقشار مردم را به برگزاری تظاهرات ضد حکومتی بمناسبت اولین سالگرد قیام مردم آذربایجان فرا خواندند. این گزارش حاکیست هزاران حلقه سی دی و اطلاعیه با مضمون فراخوان برای اولین سالگرد اعتراضات خرداد ماه مردم آذربایجان از سوی فعالین سیاسی در محله های اردبیل پخش شده است. در این اعلامیه ها از مردم خواسته شده که همزمان با سایر شهرهای آذربایجان به مناسبت گرامیداشت اعتراضات خرداد ۸۵ و یاد قربانیان عصر روز اول خرداد ۸۶ ساعت پنج بعد از ظهر مابین میدان شریعتی و چهارراه امام دست به گردهمايی و تظاهرات...
واحد مرکزی خبر (صدا و سیمای رژیم): "وزير امور خارجه جمهوري اسلامي گفت: مذاكره با آمريكا نياز به ارادهT آماده سازی، دستور كار خاص و كار كارشناسانه دارد. منوچهر متكي در گفتگوي خبري ويژه شبكه دوم سيما با بيان اينكه امريكاييها در نظر داشتند در شرمالشيخ اقدام شكلي و نمايشي انجام دهند افزود: امريكاييها درخواست مذاكره را از طريق واسطه ها مطرح كرده بودند اما مناسبات با آنها پيچ و خم هاي زيادي دارد و مطالب عمده و اساسي زيادي بايد مطرح شود. وي اضافه كرد: موضوع ديگري كه دراين نشست مطرح شد در باره عراق بود كه تنها ديدار...
روزنامه حکومتی ايران: روستاى «كوش كلجك» از توابع بخش جبالبارز جنوبى عنبرآباد در استان كرمان بر اثر آتش سوزى به طور كامل از بين رفت. بخشدار جبالبارز جنوبى عنبرآباد با اعلام اين خبر افزود: اين آتش سوزى به علت نامعلومى رخ داد و پس از ۱۴ ساعت مهار شد. جليل پهلوان نژاد علت طولانى شدن زمان فرونشاندن آتش را وزش باد شديد در منطقه اعلام كرد و گفت: متأسفانه اين آتش سوزى خسارت زيادى به بار آورده است. وى با اشاره به نابودى ۳۰ منزل كپرى در اين آتش سوزى گفت در اين حادثه بيش از ۱۰۰ نفر از اهالى...
خبرگزاری حکومتی ایرنا: مسوول امور شهرستانهاي نهاد نمايندگي ولي فقيه در وزارت جهاد كشاورزي ، همزمان با آغاز برداشت محصول گندم، خواهان پرداخت زكات محصول گندم از سوي كشاورزان شد. حجتالاسلام "محمد باقر لياقتي" روز چهارشنبه در شهركرد در گفت و گو با ايرنا از كشاورزان خواست تا امسال نيز بيش از پيش زكات برداشت محصولات گندم را به عنوان يك وظيفه الهي و ديني و شرعي ادا كنند. وي گفت: انتظار ميرود پرداخت زكات و حق فقرا از سوي كشاورزان همانند سالهاي گذشته به موقع انجام شود. بهگفته وي، حدنصاب برداشت ۸۰۰كيلوگرم گندم و جو از سوي كشاورزان،...
تخريب زيستگاه، حيات تمساح پوزه كوتاه را در ايران تهديد ميكند. به گزارش خبرنگار ايلنا, تمساح پوزهكوتاه ايراني به تازگي از سوي اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت در گروه آسيبپذير جهان قرار گرفته اين در حالي است كه عمدهترين عوامل تهديدكننده اين گونه حيواني، تخريب زيستگاه است. براساس اين گزارش، در گذشته شكار و تجارت غيرقانوني عمدهترين مشكل و عامل تهديد اين گونه بوده، اين در حالي است كه تخريب زيستگاهها, جمعآوري تخم, اثرات فعاليتهاي ماهيگيري و نيز استفاده سنتي و دارويي از اعضاي بدن تمساح از جمله عوامل كمبود اين گونه است. اين گزارش ميافزايد؛ عمده جمعيتهاي وحشي اين...
خبرگزاری ایلنا: حدود يك ماه پيش ديوان محاسبات كشور با ارسال نامهاي رييس بانك مركزي, از وي خواست ليست شركتهاي ضميمه شده تا اطلاع ثانوي از دريافت هرگونه تسهيلات بانكي محروم شوند و به مديران عامل بانكهاي سراسر كشور كتبا ابلاغ شود. در پي ارسال اين نامه تعدادي از نمايندگان مجلس با اعتراض به اين اقدام ناشيانه ديوان محاسبات از رييس مجلس شوراي اسلامي خواستهاند كه سريعا با رفع و رجوع اين اشتباه ، ديوان محاسبات را ملزم كند از اقداماتي كه در حيطه وظيفه و اختيار وي نيست, خودداري كند. اين نمايندگان معتقدند؛ در شرايطي كه قطعنامه 1737 و...
خبرگزاری حکومتی فارس: عضو هيئت علمي دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين از موضوعات و مسائل مطرح شده توسط مسئولين رسمي در روز افتتاحيه كنگره بينالمللي قزوين عصر صفوي انتقاد كرد. ذكرالله محمدي اظهار داشت: ما بايد براي تخصصها احترام قائل شويم و به خود اجازه ندهيم به حوزهاي كه در آن تخصص نداريم، وارد شده و نظراتمان را مطرح كنيم. وي ادامه داد: در مراسم افتتاحيه كنگره بين المللي قزوين عصر صفوي، مسائلي از سوي مسئولين رسمي بيان شد كه كاملاً اشتباه و با اغراق بود و مسئولين در اين مراسم غيرعلمي صحبت كردند. استاد دانشگاه بين المللي امام...
سيد علي كاشفي خانساري سردبير بولتن بيستمين نمايشگاه بين المللي كتاب در گفت و گو با خبرنگار فرهنگ و هنر ايلنا گفت : در روزهاي اخير شايعاتي مبني بر استعفاي محسن پرويز , معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي رئيس نمايشگاه در ميان اقشار جامعه منتشر شده است اما هيچ يك از اين موارد رسما اعلام نشده است. وي اين تغيير و تحولات در حد يك شايعه خواند و ابراز اميدواري كرد كه نمايشگاه بين المللي كتاب تهران در روزهاي پاياني خود بتواند دستاوردهاي خوبي براي فرهنگ و هنر ما داشته باشد ....
سایت نوانديش: يكي از پايگاه هاي اطلاع رساني نزديك به دولت از دستگیری دكتر محمود سریع القلم در جریان پرونده امنیتی موسویان خبر داد. اين خبر تاييد نشده در حالي انتشار يافته كه كه "موسويان" با وثيقه آزاد شده است....
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، یک سازمان مدافع حقوق بشر در آمریکا به نام 'خانه آزادی' که مقر آن در نیویورک است، شماری از حکومتها از جمله رژیم خودکامه جمهوری اسلامی را جزو حکومتهايی دانست که بدترین رفتار را با شهروندان خود دارند. در گزارش این سازمان از هفده حکومت در جهان از جمله رژیمهای سوریه، کره شمالی، بلاروس و زیمبابوه که همگی از حامیان و همدستان جمهوری اسلامی بشمار می روند، یاد شده است. این سازمان مدافع حقوق بشر در گزارش خود نوشت كنترل دولت بر زندگی روزمره مردم اين كشورها فراگير و بسيار گسترده است. در این کشورها از...
به گزارش خبرگزاری حکومتی فارس، نشريه تحقيقات اقتصادي خاورميانه (ميس) نوشت رژیم تهران در نظر دارد از اواسط ماه مه (اول خرداد) نظام سهميهبندي بنزين را به اجرا بگذارد. سهميه روزانه بنزين خودروهاي شخصي و تاكسي را به ترتيب 3 و 10 ليتر و قيمت آزاد را 500 تومان اعلام كرد. ميس افزود: بر اساس اين طرح كه به تصويب مجلس و تاييد شوراي نگهبان رسيده است بنزين به دو گونه عرضه ميشود بدين ترتيب كه تا حد سهميه تعيين شده براي هر خودرو به قيمت 100 تومان در هر ليتر و بيش از آن با قيمت بسيار بالاتر در...
http://www.iranpressnews.com/images/00/zan va police.jpg
خبرگزاري فرانسه در گزارشي از تهران نوشت احمدي نژاد روز يکشنبه به امارات متحده عربي سفر مي کند. وی در اين سفر دو روزه که اولين سفر يک رئيس جمهوری اسلامی به امارات متحده عربي از زمان انقلاب اسلامي در سال 1979 تاکنون به شمار مي رود، پس از سفر ديک چني معاون رئيس جمهوري امريکا که نشان دهنده روابط نزديک امارات با آمريکا دشمن ديرينه جمهوری اسلامی است، وارد ابوظبي خواهد شد. مناسبات ابوظبي با واشنگتن در کل مانع روابط با رژیم تهران که تا حدودي تحت تاثير مناقشه بر سر سه جزيره کوچک اما استراتژيک تنب کوچک و...
مرکز خبر حوزه: اگر زمانى انسان در كره ماه زندگى كند، چگونه بايد وقت نماز را مشخص كند و چگونه رو به قبله نماز بخواند؟ آیت الله صانعی: قبله در كره ماه، همان زمين است، يعنى ساكنين در آنجا رو به زمين كه بايستند، رو به قبله بودن صدق مى كند; امّا نسبت به وقت نماز، تابع زوال شمس و غروب آن در آنجا هستند. آيت الله صافي گلپايگاني: ساخت مدرسه موسيقي نه تنها براي جامعه مفيد نيست، بلكه كار حرامي است حضرت آيت الله صافي گلپايگاني با اشاره به ضرورت برپايي امر به معروف و نهي از منكر در...
نماينده رژیم از اروميه در مجلسهفتم، دونرخي شدن بنزين در كشور را سرآغاز فساد در كشور خواند و گفت: به نظر ميرسد دستهايي در پشت پرده سناريوي سهميهبندي بنزين به كمين ميلياردها تومان غيرشرعي نشستهاند. عابد فتاحي در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا" افزود: ما مجلسيان واقعا منتظر هستيم كه دولت براي بحث بنزين و سهميهبندي آن لايحهاي بياورد. وي افزود: به اعتقاد بنده مجلس دچار اشتباه بزرگي شده است كه بيش از حد در مورد بحث بنزين مداخله ميكند، زيرا اين بحث در حيطه وظايف دولت است. نماينده اروميه اضافه كرد: دولت بايد با لحاظ ميزان بودجه و شرايط كشور...
مزدوری بنام سالارکیا، معاون مرتضوی دادستان جنایتکار رژیم در تهران از دستگیری تعدادی از زنان و دختران بی پناه در تهران که به تن فروشی مشغولند، خبر داده است. خبرگزاری حکومتی فارس: "معاون دادستان تهران از دستگيري تعدادي از زنان خياباني در اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي خبر داد. محمود سالاركيا افزود : در بررسي وضعيت تعدادي از زنان خياباني دستگير شده در اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي ، مشخص شد كه اين افراد غالبا در منازل مجردي زندگي ميكنند و خانوادههاي آنها نيز از حضور فرزندانشان با اين وضعيت بياطلاع هستند. وي گفت: نيروي انتظامي و دادسرا درصدد شناسايي...
خبرگزاری روسی نووستی: "ایران و کره شمالی توافق نمودند با هم در برابر قدرت های غربی بایستند. ایران به کره شمالی وعده داد که در عرصه های گوناگون اقتصادی کمک کند و دو کشور توافق نمودند که با هم در برابر قدرت های استکباری ایستادگی کنند. "پروزیر داوودی" معاون اول رئیس جمهور ایران در دیدار با "کیم هونگ یون" معاون وزیر امور خارجه کره شمالی که جهت انجام دیداری به تهران سفر کرده است، اعلام داشت که تهران مانعی برای توسعه روابط با پیونگ یانگ نمی بیند و آماده ارائه دستاوردهای خود در زمینه های اقتصادی، زیرساخت ها و...
به گزارش خبرگزاری ایسنا، سرلشگر بسیجی فيروزيآبادي رييس ستاد كل نيروهاي مسلح جمهوری اسلامی طي سخناني در تهران با اشاره به حضور نظامی آمریکا در منطقه گفته است به لحاظ نظامي ما بايد تهديد را صد در صد تلقي كنيم. وی گفت در قرارگاه فرماندهي كل قوا جنگهايي را كه در منطقه اتفاق افتاده مورد بررسي قرار ميدهیم و نقاط قوت و ضعف آمريكا را در كشورهاي مورد تهاجم مورد بررسي قرار داده و به نيروهاي فرماندهي جهت طرحريزي براي مقابله ابلاغ مي کنیم. سرلشگر بسیجی فيروزيآبادي گفت همه ما سربازان وليامر مسلمین اين افتخار را داريم كه در كار...
به گزارش یک خبرگزارى حکومتی بنام آریا، یکی از اعضای شوراى مركزى حزب كارگزاران سازندگى (باند رفسنجانی) گفته است نمى توانيم تحمل كنيم كسانى بر ما حكومت كنند كه با سياست هاى غلط و ندانم كارى هايشان نظام را در عرصه بين المللى در معرض خطر قرار دهند. حسين مرعشى در اولين نشست ماهانه اصلاح طلبان فارس در سال 86 افزود ما مدافع اين هستيم كه در كشور قوانين اسلامى حاكم باشد و در مقابل خطراتى كه نظام را از زاويه شكسته شدن راى مردم و حرمت راى مردم تهديد مى كند مى ايستيم. وى گفت اين نظام به راحتى...
ایران به کره شمالی وعده داد که در عرصه های گوناگون اقتصادی کمک کند و دو کشور توافق نمودند که با هم در برابر قدرت های استکباری ایستادگی کنند. "پروزیر داوودی" در دیدار با معاون وزیر امور خارجه کره شمالی اعلام داشت که تهران مانعی برای توسعه روابط با پیونگ یانگ نمی بیند و آماده ارائه دستاوردهای خود در زمینه های اقتصادی، زیرساخت ها و عرصه های فنی برای پیشرفت و شکوفایی کره شمالی است.
وزیر امور خارجه عربستان از سوی کشورهای عربی و از جمله کشورهای حاشیه خلیج فارس در رابطه با وضعیت عراق و توسعه اوضاع پیرامون ایران ابراز نگرانی نمود. سعود الفیصل" اظهار داشت: "تا کنون راه حل مسالمت آمیزی برای پرونده هسته ای ایران پیدا نشده است. احتمال تشدید بحران اجازه نمی دهد که تردیدها و هراس ها جای خود را به یقین و اطمینان به آینده دهند".
دهم ماه مه سال 2007میلادی
بیست و دوم ماه ایار سال 5767 عبری
فهرست برنامه امروز:
برنامه یکساعت و نیمه امروز رادیو اسرائیل به این بخشها و مطالب اختصاص یافت.
- بخش اول مشروح خبری: شامل مهمترین و آخرین خبرهای اسرائیل و ایران، و نیز گزیده ای از چند خبر مهم دیگر نقاط خاورمیانه. سرخطی از گزارشهای خبری ما را در ادامه می خوانید. شنیدن صدای برنامه، جزئیات بیشتری را درباره هر یک از خبرها در اختیار شما قرار میدهد. بخش اول خبری 43 دقیقه طول کشید.
- برنامه هفتگی "ایرانیان در غربت". امروز مصاحبه ای را که با آقای "فرامرز طاهری"، یک ایرانی مقیم تورونتوی کانادا به عمل آورده ایم، پخش کردیم. در این برنامه که 17 دقیقه طول کشید، آقای طاهری درباره زندگی خود و ایرانیان در کانادا توضیحات جالبی داد.
- بخش دوم خبری، که در 5ر11 دقیقه ارائه شد، شامل خلاصه ای از خبرهای اسرائیل وایران.
- برنامه هفتگی "راهی بدیارروشنائی" برای گزارشهای پزشکی وتکنولوژی که این هفته به این موضوعها اختصاص یافت:
· با بوجود آمدن اختلال در سیستم اصلاح دی.ان.ای سلولهای عصبی، بیماری "هانتینگتون" بروز می کند و فرد دچار حرکات غیرارادی و افسردگی روحی می شود.
· دانشمندان فضائی اروپائی اعلام کردند کره جدید کشف شده که دارای شرائط کره زمین است.
· دانشمندان آمریکائی اعلام کردند در حال ابداع نوعی وسیله الکترونیک هستند که اجازه خواهد داد نابینایانی که عصب بینائی شان سالم باشد، قادر به دیدن شوند.
· سردرد علت های بسیار دارد و از جمله از گرسنگی، تشنگی، خشم و اختلال بینائی ناشی می شود.
· بررسی های جدید نشان می دهد شمار زنانی که در اثر سکته قلبی می میرند از مردان بیشتر است. دلیل، دیر مراجعه کردن زنان به اورژانس می باشد.
· اسرائیل بزودی ماهواره جدیدی را روانه فضا خواهد کرد که قادر است در هر شرائط جوی و تاریکی وظایف محوله راانجام دهد.
فشرده مهمترین خبرهای امروز رادیو اسرائیل
برای شنیدن صدای کامل گزارشها به "برنامه روز" مراجعه کنید.
این اخبار، تولیدی اتاق خبر بخش فارسی رادیو اسرائیل است.
* کمیسیون تحقیق اسرائیلی ، به ریاست قاضی "الیاهو وینوگراد" که از سوی نخست وزیر اسرائیل مامور شد نارسائی هاو نواقص، ونیز مسؤولان اشتباهات در جنگ تابستان گذشته اسرائیل لبنان را تعیین کند، امروز متن شهادت های نخست وزیر، وزیر دفاع و رئیس پیشین ستاد کل ارتش را انتشار داد. انتشاراین گزارش، بحران در دولت آقای اولمرت را عمیق تر کرد.
* آقای اهود اولمرت در شهادتهای خود گفته است با این که گزارشی دریافت داشته بود مبنی بر این که نیروهای ارتش اوائل تابستان گذشته، تمرین نظامی کافی نداشته اند ولی رئیس ستاد کل ارتش به او گفته بود "ارتش قوی است و آماده جنگ است و می تواند هر وظیفه ای را بخوبی انجام دهد".
* آقای اولمرت در شهادتها از وزیر دفاع حمایت کرده و گفته است، آقای امیرپرتس را موجب ناکامی در تحقیق هدفهای جنگ نمی داند چرا که ترتیبات جنگ با رئیس ستاد کل ارتش بود و رئیس ستاد بود که تصمیم می گرفت.
* آقای پرتس نیز در شهادتهای خود مسؤولیت جنگ را بر عهده ارتش گذاشته و گفته است ارتش از سوی کادر سیاسی اختیارات کامل داشت و با هیچ محدودیتی روبرو نبود.
* رئیس پیشین ستاد کل ارتش، ژنرال دان خلوتس، در شهادت خود به اعضای کمیسیون تحقیق جنگ، بر طولانی بودن جنگ انگشت نهاده و گفته است کادر سیاسی در جنگ مسؤولیتی را عهده دار نمی شد.
* مقامات سیاسی و اجتماعی اسرائیل در واکنش نسبت به انتشار شهادت های نخست وزیر گفتند، آقای اولمرت کوشیده که همه مسؤولیت ها را بر عهده ارتش بگذارد و لذا او اکنون شایستگی اصلاح لغزش های جنگ را ندارد.
* وزیر خارجه اسرائیل امروز در قاهره با پرزیدنت حسنی مبارک و آقای احمد ابوالغیط وزیرخارجه مصر دیدار کرد و با آنها در زمینه طرح صلح اخیر اتحادیه عرب رایزنی کرد.
* پادشاه اردن هاشمی اعلام داشت اگر در شش ماه آینده تلاش های صلح با فلسطینی ها و اعراب به نتیجه نرسد، به توصیف وی، "دیگر چیزی باقی نخواهد ماند که بتوان درباره آن مذاکره کرد". به گفته ملک عبدالله دوم، اسرائیل تا کنون نتوانسته امنیت را به شهروندان خود عرضه کند ولی طرح صلح اتحادیه عرب چنین امنیتی را به اسرائیلیان خواهد داد.
* صلح ستیزان فلسطینی امروز دست کم سه راکت به سوی شهر جنوبی اسرائیلی سدروت شلیک کردند که یکی از آنها موجب مجروح شدن یک کودک گردید.
* ژنرال شائول موفاز (وزیر دفاع پیشین اسرائیل) در واکنش نسبت به ادامه حملات راکتی فلسطینی ها علیه اسرائیل گفت به دولت اولمرت توصیه می کند سیاست تنبیه و مجازات سر دسته های ترور فلسطینی از سر گرفته شود.
* فلسطینی ها امروز گفتند در آتشباریهای نیروهای اسرائیلی جنین یک مادر باردار فلسطینی ازبین رفته و یک پیرمرد 80 ساله نیز از ناحیه پا زخمی شده است.
* رئیس جمهوری سوریه امروز در سخنانی در پارلمان کشورش اعلام کرد حاضر نیست در مورد آینده بلندیهای گولان با اسرائیل هیچگونه سازش کند.
* نخست وزیر بریتانیا، آقای تونی بلیر که به مدت ده سال قدرت را در این کشور در ید خود داشت، یک ماه و 17 روز دیگر از پست خود کنار می رود. این تاریخ را امروز آقای بلیر در سخنانی در جمع هواداران حزب کارگر بیان کرد. وی گفت بیست و هفتم ژوئن (ششم تیر ماه) از رهبری حزب کارگر و نیز از نخست وزیری کنار می رود.
* انگلستان در ده سال قدرت آقای بلیر به پنجمین اقتصاد بزرگ جهانی مبدل شد، برای ادامه شکوفائی اقتصادی آینده خوبی پیش بینی می شود و بیکاری و تورم بشدت مهار شده است. آقای تونی بلیر، 54 ساله، بیش از هر رهبر دیگری در میان نخست وزیران حزب کارگر، قدرت را در دست داشته است. هم پیمانی کامل او با رئیس جمهوری ایالات متحده در جنگ افغانستان و عراق، به دستآوردهای بزرگ او در انظار عموم لطمه زد.
* دولت خودگردان کردستان عراق اعلام کرد برای مقابله با احتمال حملات از ناحیه تروریست های عضو گروه انصارالاسلام یک هزار نفر از پیشمرگه های کرد عراقی را در نزدیکی مرزهای این منطقه با ایران مستقر کرده است. دولت خودمختار کرد اعلام نمود این نیروها در قالب دو گردان، برای تقویت واحدهای ارتش و پست های مرزی و کمک به گشت زنی فعالیت می کنند. مسؤولیت حمله روز چهارشنبه به نیروهای کرد عراق در اطراف شهر پنجوین را گروهی که با انصارالاسلام متحد است و خود را "گردان القاعدة در کردستان" می نامد، برعهده گرفته است.
* معاون رئیس جمهوری آمریکا، آقای دیک چینی، امروز در پایان سفر دو روزه خود به عراق اعلام داشت تنها خود رهبران عراق می توانند به تروریسم و خشونت پایان بخشند.
* امیرنشین کویت اعلام کرد بین این کشور و سایر امیرنشین های خلیج فارس همآهنگی وجود دارد که اگر ایالات متحده آمریکا تصمیم به حمله نظامی به ایران گرفت، امیرنشین ها آمادگی کامل داشته باشد.
* وزیر خارجه کویت گفت، این کشور آمادگی نظامی خود را برای احتمال درگرفتن جنگ در منطقه، پس از حمله نظامی آمریکا به پایگاههای هسته ای جمهوری اسلامی افزایش داده است، و برای احتمال واکنش جمهوری اسلامی به تهاجم نظامی آمریکا و در خطر قرار دادن منافع کویت آماده شده است.
* دولت کویت به پارلمان این کشور اطلاع داده که آب کافی، محموله های غذائی و سایر تجهیزات مورد نیاز را برای موقعیت اضطراری ووقوع جنگ که ایران درآن درگیرباشد، آماده می کند.
* شبکه خبری میدل ایست نیوزلاین گزارش داد، دولت آمریکا به منظور انجام یک حمله هوائی علیه ایران، بر حضور نظامی خود در جمهوری قرقیزستان در آسیای مرکزی ابعاد گسترده تری داده است.
* دولت های جمهوری چک و آمریکا از امروز مذاکرات خود را برای فراهم آوردن زمینه به منظور استقرار پایگاه رادار وابسته به سپر دفاع موشکی ارتش آمریکا در خاک جمهوری چک آغاز می کنند.
* دیپلماتهای پنج کشور عضو دائم شورای امنیت و آلمان امروز (پنجشنبه) در برلین درباره پیشنهادهای احتمالی برای تعیین مجازاتهای جدید علیه جمهوری اسلامی در چارچوب قطعنامه سوم شورای امنیت رایزنی کردند.
* جمهوری اسلامی ایران هنوز آقای رابرت لوینسون، شهروند آمریکائی و کارمند پیشین اف.بی.آی را در اسارت دارد و او را آزاد نکرده است. این خبر را خانم لوینسون، در مصاحبه ای با نمایندگان خبرگزاریها و رسانه های جهان اعلام کرد.
* با ادامه بازداشت بانو دکتر هاله اسفندیاری در زندان اوین در تهران، سایت های خبری وابسته به بنیادگرایان و طرفداران آقای محمود احمدی نژاد، خانم اسفندیاری را بعنوان فردی به تصویر کشیدند که گویا "سر پل ارتباط اسرائیل با آزادیخواهان ایران بوده است"!
سایت "رجانیوز" از حامیان آقای احمدی نژاد نوشت: "شائول باخاش و زنش، هاله اسفندیاری ماموران ویژه صهیونیسم در ایران بوده اند".
* سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت، بازداشت خانم دکتر هاله اسفندیاری و نیز ممنوع الخروج شدن خانم پرناز عظیما، خبرنگار رادیو فردا، نشانگر طبیعت و چهره واقعی رژیم ایران است.
* در اجرای یک برنامه فرهنگی سامان داده شده از سوی دولت آمریکا، بعدازظهر امروز به وقت واشنگتن خانم رایس وزیر امور خارجه آمریکا از نمایشگاه آثار هنری ایران در مرکز بین المللی مریدین دیدار خواهد کرد.
نمایشگاه "آرمانها و آرزوها، نسل نو ایران بیدار می شود"، در همسوئی با برنامه دولت آمریکا برای گسترش روابط فرهنگی و ورزش میان ملت های ایران و آمریکا برپا شده است.
* خلبان ایرانی-آمریکائی ساکن کالیفرنیا، آقای رضاطبیب به جرم فروش غیرقانونی قطعات هواپیماهای جنگی اف-14 به جمهوری اسلامی، ازسوی یک دادگاه امریکا به دو سال زندان محکوم شد.
* وزیر خارجه جمهوری اسلامی که در ادامه سفرهای خود به اروپای شمالی در دانمارک بسر می برد، به کشور پادشاهی دانمارک تعهد سپرد که دولت ایران خسارات مالی ناشی از حمله سال گذشته حزب اللهی های ایران به سفارتخانه دانمارک در تهران را بپردازد.
* یک روز پس از آزادی آقای حسین موسویان (مقام ارشد در تیم پیشین مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی)، همچنان اتهامات وخیم وارده به وی در کانون مجادلات جناحهای رژیم قرار دارد. از یکسو، مرکز تحقیقات استراتژیک در مجمع تشخیص مصلحت نظام، از آقای موسویان دفاع کرد، و مدعی شد که دستگیری او از سوی وزارت اطلاعات، بخشی از تلاشهای یک جناح برای پیشبرد هدفهای خود بوده است. اما سایت های خبری وابسته به آقای احمدی نژاد همچنان مدعی هستند که آقای موسویان، به جاسوسی هسته ای دست زده، و می گویند وی در بازداشت، به این اتهامات اعتراف کرده، و پوزش خواسته است.
* در آستانه سفر آقای محمود احمدی نژاد به امارات متحده عربی، دولت امارات، 12 غواص ایرانی را که این هفته دستگیر کرده بود، آزاد کرد.
* وضعیت سردرگم و مبهم اجرای طرح سهمیه بندی بنزین، در حالیکه 11 روز بیشتر به اول خرداد (موعد آغاز این طرح) نمانده، همچنان دلمشغولی بسیاری از ایرانیهاست. معلوم نیست که آیا غیر از بنزین یکصد تومانی در هر لیتر برای سهمیه 60 لیتر، شهروندان می توانند هر میزانی که بخواهند بنزین آزاد تهیه کنند و بهای آن به چه میزان خواهد بود!
* افزایش چشم گیر در بهای بنزین، به گفته کارشناسان، بهای بسیاری از کالاها و خدمات را افزایش خواهد داد. برخی از نمایندگان مجلس می گویند، قیمت هر لیتر بنزین باید حدود 400 تومان و حتی 600 تومان باشد. اما ایرانیان می گویند کشوری که دریائی از نفت دارد باید به مردم خود سوبسید بدهد بویژه آنکه اکثر ایرانیان از درآمد سرشار صادرات نفت ایران به خارج بهره مند نمی شوند.
* با نزدیک شدن فصل گرما، قطع جریان آب و برق در شماری از شهرهای تهران، بویژه شهرهای گرمسیری در استان خوزستان آغاز شده است. در دو شهر آبادان و خرمشهر قطع برق در سه روز اخیر پی درپی رخ داده و زندگی مردم را مختل کرده است. این در حالی است که در این هفته گرمای شدیدی در جنوب غرب ایران برقرار بود و درجات گرما در خرمشهر و آبادان از 45 درجه نیز فراتر رفته بود.
اخيرا خواندم دانشجويي که برخورد نورالدين زرين کلک با وي منجر به اخراج اين استاد از دانشگاه شده، هاجر سليمي نمين دختر عباس سليمي نمين روزنامه نگار محافظه کار است. به عهده خود مي دانم براي تو، هاجر سليمي نمين، نامه اي بنويسم و قدري از ريشه هاي تاريخي آنچه در کلاس درس استاد نورالدين زرين کلک اتفاق افتاده و دارد دستمايه هوچي ها مي شود سخن بگويم. ابتدا تأکيد دارم بر اينکه رفتار استاد (چنانچه همانگونه باشد که در خبرها آمده است) قابل نقد است. آقاي زرين کلک حق نداشته به حجاب تو بي احترامي کند. اين رفتار با موازين اخلاقي ناظر بر روابط استاد و دانشجو در تعارض است. نوعي تجاوز به حريم خصوصي و شخصي است که قابل نقد است. اما نقد با هوچي گري سياسي فرق دارد. هوچي ها حق ندارند حجاب يک دانشجوي پاکدل را بهانه کنند و به بهانه آن قيصريه را به آتش بکشند. حجاب تو محترم است. زيرا مؤمنانه آن را انتخاب کرده اي. بي حجابي زناني هم که بر پايه سليقه شخصي آن را انتخاب مي کنند محترم است. احدي حق ندارد زني را به جرم داشتن حجاب يا بي حجابي مورد اهانت قرار دهد. احدي حق ندارد از زني که شيوه زندگي اش مضربه حال کسي نيست سلب حيثيت کند. احدي حق ندارد زني را به اتهام بي حجابي يا با حجابي تحقير کند. اما ضمناً به موهاي سپيد استادت نگاه کن. پيشنيه هنري اش را مطالعه کن. رفتاري که در يک لحظه خشم از او سر زده چه بسا بازتاب 28 سال خون دل خوردن، رنج کشيدن و تحمل توهين و افترا از سوي متظاهرين به انقلابيگري و اسلام خواهي بوده است. اين شکل از رفتارهاي البته غيرقابل دفاع، واکنشي است به رفتار تندرو هايي که سالهاست با پول مردم و امکاناتي که در اختيار گرفته اند، شرف، ناموس و حيثيت روشنفکري، نويسندگان، هنرمندان و اساتيد دانشگاه را لجن مال مي کنند. در اين ماجرا فرصتي پيش آمد تا برايت يک قصه تاريخي نقل کنم. قصد و نيت نصيحت ندارم، بلکه هدف روشنگري را دنبال مي کنم. هاجر خانم، من زن 62 ساله اي هستم که پيش از انقلاب بي حجاب بودم و بعد از انقلاب البته با حجاب شدم. پيش از انقلاب روزنامه نويس بودم، دانشگاه رفته و پروانه وکالت دادگستري گرفته بودم. تندروها يک جرم نابخشودني در کارنامه ام پيدا کرده اند و فهميده اند پا در رکاب سخت کوش انقلاب اسلامي نبوده ام. با اين وصف به آراء مردم احترام مي گذاشتم و دوست داشتم در هر شرايطي ايران بمانم و قيود جديد را بپذيرم. ماندم. مقنعه و مانتو شلوار گشاد و بلند پوشيدم. مقنعه را تا روي دماغم مي کشيدم و همه روزه به دادگستري مي رفتم و به استناد احکام فقهي و قوانين اسلامي از موکلين دفاع مي کردم. ويزاي اقامت دائم آمريکا توي جيبم بود. اما دوست نداشتم از ايران بروم. حضور در سرزمينم، حتي در شرايط سخت جنگ و بحران را ترجيح مي دادم. جنگ ايران و عراق تمام شد. من هم پا به سن گذاشته بودم. ديگر بار در ميانسالي از صفر شروع کردم و به حوزه هاي مطبوعاتي جمهوري اسلامي راه يافتم. من و خانواده ام زندگي بسيار ساده اي داشتيم. همراه با شوهر و دو دخترم که يکي متولد 1354 و يکي متولد 1363 است زندگي مي کرديم. معمولاً آپارتماني در اجاره مان بود و همواره زير بمباران قلمي و کلامي تندروهاي مطبوعاتي به سر مي برديم. زماني که در دهه 70 در يکي از آپارتمان هاي قديمي عباس آباد خيابان پاکستان کوچه هشتم زندگي ساده و خانوادگي را سامان مي دادم، ماهنامه صبح به بهانه "نامه رسيده" تمام تهمت هاي اخلاقي ممکن را بر من روا داشت. ماهنامه صبح را آقاي مهدي نصيري، دوست پدرت منتشر مي کرد. نوشته بودند من خانه فحشا داير کرده ام و در شمال شهر تهران خانه اي مانند قصر خريده ام و در آنجا از مردان خبرنگار خارجي پذيرايي مي کنم. همچنين نوشته بودند براي ديپلمات هاي خارجي وسايل لهو و لعب از جمله زن تدارک مي بينم! و بسياري تهمت هاي و بي حرمتي هاي ديگر. دنبال مطلب را گرفتم سر از کيهان هوايي در آوردم. نامه از کيهان هوايي نقل شده بود که در آن روزگاري به سردبيري پدرت آقاي عباس سليمي نمين منتشر مي شد. روزنامه ها را برداشتم و با خود به نهادي به نام حقوق بشر اسلامي که زير نظر اقاي ضيايي فر ايجاد شده بود بردم. مسوولين ترسيدند با من همکاري کنند و با پدر بزرگوارت و همکارانش شاخ به شاخ بشوند. نامه را برداشتم و توسط يک دوست به آقاي افتخار جهرمي رئيس انتصابي کانون وکلاي دادگستري رساندم و از ايشان که قاعدتاً وظيفه داشت از شئون وکلاي دادگستري جمهوري اسلامي دفاع کند خواستم درباره من به دقت تحقييق کنند و چنانچه پدر شما درست گفته باشد پروانه وکالتم را لغو کنند. توضيح دادم که ادامه اعتبار پروانه وکالت من مي تواند وهن کانون وکلا باشد. با اين اوصاف آقاي افتخارجهرمي جرأت نکرد با پدر بزرگوارت و همکارانشان شاخ به شاخ بشود. گفته بود بهتر است با اين جماعت در نيفتيم. کار را ادامه دادم. رفتم سراغ خانم شهلا شرکت سردبير ماهنامه زنان که در هر شماره آن مقاله اي داشتم. ايشان در حضور من با پدرت تلفني تماس گرفت. از آن طرف گوشي صدا پدر به گوش مي رسيد که مي گفتند ما اين کارها را مي کنيم تا شما زنان محجبه و انقلابي از نيروهاي غير خودي استفاده نکنيد. خانم شرکت در پاسخ گفتند: چه کنيم که نيروي توانمند خودي نداريم! بنابراين، دفتر تهمت، افترا و هتک حيثيت يک مادر زحمتکش، يک وکيل دادگستري جمهوري اسلامي، يک زن پنجاه و چند ساله، و يک روزنامه نويس و نويسنده که در چارچوب قوانين و مجوزهاي کشوري فعاليت مي کرد، توسط پدر شما و همکارانشان گشوده شد. تظاهراتي هم اتفاق نيفتاد. غيرت مردانه اي هم به خروش نيامد. چرا؟ چون در دايره خويشاوندي ها، فرد تندرو شاخصي مانند پدر بزرگوار شما و رفيق و همراهشان مهدي نصيري وجود نداشت. فقط دخترهايم چند شب تا صبح نتوانستند بخوابند. مي ترسيدند عوامل مرتبط با پدرتان بيايند و من را ببرند. نسل شما موظف است نه تنها رفتار اساتيد هنرمند، بلکه عملکرد پدران خود را ريشه يابي و نقد کند. چرا بايد کار انقلاب به اينجا کشيده باشد؟ تو قرباني قلم هتاک پدر و همکارانش هستي. نسل هاي تو نيز چنين اند. شالوده اهانت به زنان توانمند را که در ايران بعد از انقلاب از "حق" سخن گفته اند امثال پدر بزرگوارت پايه ريزي کرده اند. تو قرباني کساني هستي که سرزمين ايران را به سهولت به چنگ آوردند و ظرفيت و استعداد نداشتند تا آن را با حفظ احترام نسبت به مردم براي خود حفظ کنند. به خاطر داشته باش تهمت هاي قلمي و هتاکي و فحاشي نسل اول انقلاب، بسياري دل ها را شکسته، بسياري از بي خانمان کرده و براي مثال دختران من را عمري رنج داده و ترسانده است. مي داني سرانجام آن تهمت هاي قلمي چه بوده است؟ پدر سالمند دخترانم را به استناد همان دروغ هاي شاخدار زير شکنجه بردند. از او عليه خودش، دوستانش، همسرش و ... اقرار گرفتند. اقاريري متناسب با تهمت هايي که پدر شما و همکارانش بر ما روا مي داشتند. تحقيقات قضايي بر پايه آن اراجيف انجام شده است. هاجر خانم عزيز، راستي که دنياي عجيبي است. چرا قرعه به نام تو افتاد؟ چرا تو سوژه رنج نامه من شدي؟ تو که گناهي نکرده اي. اما نام خودت و پدرت مثل نيشتر بر زخم هاي من و دخترانم فرو رفت. جراحات بيرون آمد. از خود بي خود شديم و من به آنها قول دادم برايت بنويسم که خشت کج را معمار کج انديش نهاده است. پدر بزرگوارت و همکاران او چيزي به نام آبرو و حيثيت براي اهل هنر و عمل اين کشور باقي نگذاشته اند. اينک تو را بهانه کرده اند و مي خواهند زير پوشش طرفداري از تو جمع بزرگي از اساتيد فرهيخته دانشگاه و دانشجويان غيور ايراني را تار و مار کنند. اي کاش آنقدر در خود توانايي سراغ داشته باشي که مغلوب شان نشوي. شريک معصيتشان نشوي. همدردي آنها را باور نکن. کساني که به جمع بزرگ ايرانيان درس خوانده رحم نکرده اند، دربند حقوق تو نيستند. مي خواهند از وسط معرکه براي خود کلاه تازه اي بدوزند. تو فقط يک دوست در جهان داري. آن هم هاجر است. به قلب پاک خودت اقتدا کن.
حسین موسویان که جاسوس بود و اقداماتی علیه امنیت ملی انجام داده بود و با یک دیپلمات آمریکایی از بیست سال قبل روابط مشکوک داشت و معلوم نبود چرا دائم خارج می رود و می آید و پرونده مشکوک اقتصادی داشت و هزارتا جرم دیگر، دیروز بعد از شش ساعت « چه کنم چاره کنم، پرونده شو پاره کنم» توسط وزارت اطلاعات و قوه قضائیه و غیره، آزاد شد و به خانه شان رفت. خبرگزاری فارس نوشت: « موسویان از کارهای خود اظهار ندامت و پشیمانی کرده است.» آگاهان گفتند که ظاهرا در همین دوسه روزی که موسویان زندانی بود، به اندازه یک سال به او فشار آمده و دهها ساعت اعتراف کرده و از کارهای زیر ابراز ندامت کرده است: النظافه من الایمان( النجات فی الصدق سابق) اینجانب حسین موسویان از اینکه هشت سال سفیر جمهوری اسلامی بودم ابراز ندامت و پشیمانی می کنم. من در این هشت سال گول خوردم و توسط هاشمی رفسنجانی و ولایتی فریب خوردم. من از این که هشت سال بعد از سفارت مسوول امور بین المللی شورای امنیت ملی بودم، بشدت پشیمانم و قول می دهم دیگر چنین کار اشتباهی نکنم. شاید بهتر بود به جای اینکه وارد شورای امنیت ملی شوم، اقدام علیه امنیت ملی می کردم. من از اینکه با کمال شرمندگی برای مدت چند سال یکی از مسوولین هیات مذاکره ایران بودم، بسیار ابراز ندامت می کنم، واقعیت این است که من گول حسن روحانی را خوردم، وگرنه به جای اینکه عضو هیات مذاکره ایران باشم، می رفتم عضو هیات مذاکره آمریکا می شدم. حسین موسویان از اینکه عضو مرکز مطالعات استراتژیک مجمع شده است، ابراز ندامت و پشیمانی کرد و گفت که من نمی خواستم این کار را بکنم، ولی فریب خاتمی و هاشمی و روحانی را خوردم. این مزدور استکبار جهانی و عنصر نادم و فریب خورده همچنین از اینکه با سیروس ناصری ارتباط داشته و به او گفته است که به ایران نیا، چون ممکن است تو را بگیرند، ابراز ندامت کرد و گفت که دفعه بعد خودم هم پیش او می روم تا در این راستا خدمتی به نظام کرده باشم. نیکلا سارکوزی نژاد این چپولی چیپولی های هموطن هم واقعا نبوغ عجیبی از خودشان در می کنند که هرجوری فکر می کنی معنی آن را نمی توانی بفهمی. یکی از برادرانی که در عنفوان طفولیت دچار چپ زدگی شده، از اصطلاح سارکوزی نژاد برای نیکلا سارکوزی استفاده کرده است. در همین راستا برخی شباهت های اساسی سارکوزی و احمدی نژاد، که جمعا می شود نیکلا سارکوزی نژاد، برای شما شرح می دهیم. اول: با توجه به اینکه سگولن رویال با حزب الله و حماس دیدار کرد و سارکوزی اعلام کرد که دوست آمریکاست، و احمدی نژاد هم با حزب الله دوست است و هم با آمریکا دشمن است، طبیعی است که احمدی نژاد، شبیه سارکوزی است و فقط یک احمق این را نمی فهمد. دوم: سارکوزی از نظر اقتصادی طرفدار راست هاست و چپ ها با او مخالفند، وقتی هم که روی کار آمد تمام راست ها خوشحال شدند و چپ ها ناراحت شدند، احمدی نژاد هم طبیعتا با سرمایه داری مخالف است و تمام رفقایش در جهان چپ ها هستند و همه راست ها هم با او دشمن هستند، طبیعی است که سارکوزی و احمدی نژاد شبیه هم هستند. سوم: مخالفان سارکوزی فقرا و تهیدستان هستند، طرفداران احمدی نژاد هم فقرا و تهدستان بودند، طبیعی است که از این نظر هم به همدیگر شباهت دارند. چهارم: تا یک هفته قبل از انتخابات پیش بینی می شد که سارکوزی 52 درصد رای بیاورد و پیروز شود، در روز انتخابات هم 53 درصد رای آورد و برنده شد. در مورد احمدی نژاد تا یک هفته قبل از انتخابات پیش بینی می شد که 25 درصد رای بیاورد و شکست بخورد، ولی یک دفعه 60 درصد رای آورد و پیروز شد، بنابراین نتیجه می گیریم که انتخاب هر دو اینها غیرمنتظره و با تقلب صورت گرفت. نکته مهم: بعضی چپ های هموطن ما نمی توانند قبول کنند که ماهیت فکرشان در ابعاد جهانی همانی است که احمدی نژاد می گوید، فقط مشکل این است که دوست ندارند شبیه احمدی نژاد باشند، ولی چه می شود کرد، خدا آفریده است. جهت توضیح عرض می شود که منظور ما سوسیال دموکرات ها نیستند و آنها را حیلی دوست داریم، ولی از چپ هایی مثل چاوز و کاسترو که نهایتا همان استالین هستند اصلا خوشمان نمی آید. قالیباف شهردار تهران شد در عرض یک روز هفت هشت مشت محکم توی دهان احمدی نژاد خورد، اولا شهرداری تهران دست قالیباف افتاد و کلاغها خبرآوردند که احمدی نژاد شدیدا با این موضوع مخالف بود. ثانیا موسویان که قرار بود جهت نسق گرفتن و رو کم کنی و حال گیری از هاشمی در اوین یک چندی تروخشک شود، آزاد شد و رفت خانه شان. از طرف دیگر فراکسیون اصولگرایان مستقل بعد از چند ماه قرم قرم بالاخره اسم شب را گفتند و از مانع رد شدند و در یک کنفرانس مطبوعاتی که دیروز تشکیل شد، دلایل جدایی شان را از فراکسیون اکثریت اعلام کردند. در همین روز هم طرح تجمیع انتخابات که مورد حمایت فراکسیون اکثریت بود در شورای نگهبان رد شد و طرح کاهش سن رای دهندگان که توسط دولت برای جلب نظر هم سن و سال های رئیس جمهور به مجلس رفته بود، رای نیاورد. به نظرم می آید که امروز آن روزی بود که پشت احمدی نژاد در کشتی اش با طرف مقابل شکست و فعلا طرف رفته توی خاک و دارد به قول نیکان فتیله پیچ می شود. البته من که خیلی از قالیباف خوشم نمی آمد، ولی هرچه فکر می کنم می بینم یک پدرسوخته قرتی مسلک منظم و اهل معامله، قطعا از یک انقلابی کله خر دیوانه هزار بار بهتر است. به یک نکته دقت کنید که ما تا شش ماه دیگر شدیدا روزهای سخت و تلخ را خواهیم گذراند، اما طرف هم دارد آخرین مقاومتش را می کند، طبیعتا منظورم احمدی نژاد است نه جمهوری اسلامی. معاون حراست و ارتباط با نهادها به دنبال دستگیری یک دانشجوی پلی تکنیک در دو هفته قبل و اعلام دستگیری دو نفر دیگر از دانشجویان پلی تکنیک در روز شنبه گذشته و اعلام دستگیری یک نفر دیگر از دانشجویان همین دانشگاه در روز یکشنبه گذشته و اعلام خبر دستگیری چند نفر دیگر از همین دانشگاه در روز دو شنبه گذشته، دیروز اعلام شد که سه نفر دیگر از دانشجویان پلی تکنیک دستگیر شدند. به نظر می رسد اگر همین روند ادامه پیدا کند احتمالا امتحانات امسال پلی تکنیک باید در اوین برگزار شود. یکی از دانشجویان گفت: فعلا پانزده نفر دیگر باقی موندیم که دستگیر نشدیم که منتظریم که نوبت مون برسه. در همین راستا، مسوول حراست دانشگاه کرمانشاه در مورد معاون متجاوزش که هفته قبل به علت تجاوز به یک دختر دانشجوی این دانشگاه دستگیر شد، با یک توضیح دقیق همه مشکلات را حل کرد و گفت: « ما از یک سال قبل از فساد این فرد مطلع بودیم، ولی بخاطر ارتباط بعضی نهادها نمی توانستیم وی را احضار کنیم.» پا توی کفش شان کردیم احمدی نژاد در جمع فرماندهان بسیج حاضر شد و بعد از مدتها با استقبال گروهی که از او چیزی غیر از برق و آب و ارزانی می خواستند مواجه شد و اعلام کرد که « پیغام می فرستند پا در کفش ما نکنید.» آگاهان و کارشناسان کفش و امور بهداشتی توضیح دادند که این موضوع اصلا به سیاست مربوط نیست، بلکه به بهداشت مربوط است. یکی از آگاهان گفت: شما پای تان را بشوئید، جوراب تان را هر هفته یک بار عوض کنید، گاهی هم امشی بزنید، مشکل بوی پا که حل شد، پای تان را در کفش هرکسی خواستید بکنید.
اخيرا نيروهاي انتظامات دانشگاه ها در مهار اعتراضات دانشجويي بويژه در دانشگاه اميرکبير نقشي پر رنگ داشته اند. اين حضور، مرحله اي جديد در روش هاي سرکوب دانشگاه مستقل را نشان مي دهد که از انتظامات به عنوان ابزاري در برخورد با دانشجويان استفاده مي شود. ممانعت از پخش اعلاميه ها و بيانيه هاي تشکل هاي دانشجويي منتقد، جمع آوري نشريات دانشجويي که از سوي مديريت دانشگاه غيرقانوني اعلام شده اند، درگيري فيزيکي با دانشجويان، تلاش براي بر هم زدن تجمع هاي خود جوش دانشجويي، هماهنگي با نيروهاي بسيج دانشجويي و گروه هاي فشار در برخورد با دانشجويان، تعقيب و مراقبت فعالان دانشجويي، تهديد دانشجويان به ضرب و شتم در بيرون دانشگاه و... جلوه هايي از اين رفتار خشونت آميز است. بخشي مهم از عملکرد فعلي انتظامات که عدول آشکار از رفتار تعريف شده و تاريخي انتظامات دانشگاه ها در برقراري امنيت و حراست از اموال دانشگاه است، به مصوبه اي بر مي گردد که تصويب آن در دوره اول رياست جمهوري خاتمي انجام گرفت. تا پيش ازآن، ماموران انتظامات به عنوان کارمندان رسمي دانشگاه استخدام مي شدند و تا سن بازنشستگي مي توانستند به صورت ثابت به خدمت خود ادامه دهند. در اين دوران آنها ضمن پيدا کردن شناخت مناسب از محيط دانشگاه با دانشجويان و بخصوص فعالان دانشجويي، پيوند هاي دوستانه و انساني نيز پيدا مي کردند. اين پيوند ها نقشي مهم در عدم همکاري موثر آنان در سياست هاي برخورد با دانشجويان داشت. اينجانب خود شاهد بودم که در فضاي قبل از دوم خرداد چگونه برخي از آنان بخشنامه ها و دستور العمل هاي دانشگاه مبني بر کنترل و ممانعت از رفت و آمد برخي از دانشجويان سياسي را زير سبيلي رد مي کردند و مشکلي براي فعاليت هاي مستقل دانشجويي ايجاد نمي کردند. اما در آن دوران مصوب گرديد که به خدمت نيروهاي رسمي انتظامات پايان داده شود و در عوض از شرکت هاي پيمان کاري براي انتظامات دانشگاه استفاده شود. مسئوليت انتخاب پيمان کار ذي صلاح نيز برعهده حراست ها گذاشته شد. در طرح جديد علي رغم تاکيد بر کاهش هزينه هاي اداري در دانشگاه ها، تعداد نيروهاي انتظامات به شکلي محسوس و به نحوي غير طبيعي افزايش يافت. مديريت اين شرکت هاي خدمات نيروي انساني يا خود امنيتي بودند يا از جريانات وابسته به بخش هاي انتصابي حکومت بودند و بعضا افرادي از پرسنل حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران به عنوان مدير انتظامات دانشگاه ها منصوب شدند. بدين ترتيب، عملا هدايت و مديريت انتظامات در اختيار حراست و از کانال آنان در کنترل وزارت اطلاعات قرار گرفت.نيروهاي جديد انتظامات، کارمندان شرکت هاي پيمان کاري شدند که به صورت ادواري و چرخشي در دانشگاه هاي مختلف حضور مي يافتند و به طور ثابت در دانشگاه خاصي نبودند. اين تغيير الگوي فعاليت با مقاومت نيروهاي رسمي انتظامات به کندي جلو رفت و به مرور نقش انتظامات در برخورد هاي انقباضي و محدود گرايانه در دانشگاه ها افزايش يافت و حال به برخورد فيزيکي و ضرب و شتم دانشجويان گسترش يافته است. شکل جديد فعاليت نيروهاي انتظامات در دانشگاه ها را مي توان احياي نقش گارد در زمان رژيم گذشته قلمداد کرد. در اين وظايف جديد تلاش مي شود تا انتظامات با کمک نيروهاي بسيج دانشجويي و گروه هاي فشار و شبه نظامي در بيرون دانشگاه از طريق برخورد هاي فيزيکي، تعقيب و مراقبت و اذيت و آزار با نافرماني هاي مدني دانشجويان از فرامين مغاير با حقوق بشر نمايندگان حاکميت در دانشگاه ها مقابله کنند. انتظامات همچنين، بستر قانوني دخالت نيروهاي بسيج دانشجويي در برخورد با دانشجويان را فراهم مي کند. اما ورود انتظامات به صحنه درگيري فيزيکي و اعمال خشونت در داخل دانشگاه ها از پاره اي جهات، ناتواني و شکست سياست سرکوب جنبش دانشجويي دولت احمدي نژاد را نشان مي دهد که به لحاظ سياسي و امنيتي نتوانستند دانشگاه ها را در محدوده هاي مورد نظر کنترل کنند و تک صدايي مورد نظر را حاکم کنند. به نظر مي رسد ترفند هاي مختلف ستاد سرکوب دانشگاه مستقل کارساز نيفتاده است و حال به برخورد هاي فيزيکي و خشونت در دانشگاه ها اميد بسته اند تا بدينترتيب توازن قوا در دانشگاه ها را به نفع خود تغيير دهند. اما هوشياري دانشجويان و کار بست روش هاي مدني در مقاومت و فعاليت، اين ترفند را هم حنثي خواهد ساخت و به صحنه گردانان مديريت پليسي و امنيتي در دانشگاه ها خواهد فهماند که خواست آزادي انديشه و بيان را با زور، تزوير و سرکوب نمي توان از بين برد و محمد باقر خرمشاد به عنوان معرکه گردان اين برخورد هاي زشت و خارج از شئونات دانشگاه نيز همان راه بن بستي را خواهد رفت که سلف وي، شجاعي فرد معاون پارلماني هاشمي گلپايگاني وزير علوم وقت در دوره دوم رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني پيمود. اگر برخورد فيزيکي انتظامات و حضور پليسي کارگشا بود که نيروهاي گارد مي توانستند جنبش دانشجويي را در زمان شاه سرکوب کنند. تنها شايد تکرار تجربه انقلاب فرهنگي بتواند براي مدتي چراغ انتقاد در دانشگاه را خاموش گرداند، اما شرايط کشور اجازه چنين کاري را به حاکمان نمي دهد و دير يا زود کفگير دور جديد سياست هاي سرکوب نيز به ته ديگ خواهد خورد.
دانشجویان فهیم پلی تکنیک:
همان طور که مستحضرید انتخابات آزاد انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک طبق برنامه از پیش تعیین شده در روزهای دوشنبه و سه شنبه ۱۷ و ۱۸ اردبیهشت ماه ۸۶ برگزار گردید. نتایج اولیه این انتخابات که از شمارش آرای ۵ صندوق، به دست آمده به شرح زیر است:
تعداد کل آراء ماخوذه ۱۹۲۶ رای بوده که ۱۱۲ رای آن جزء آرای باطله محسوب شده است. از این میان، اسامی منتخبین دوره جدید شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر و تعداد آرای ایشان به شرح اعلام می گردد:
اعضای اصلی:
۱- احمد قصابان ۱۳۶۲ رای
۲- مجید توکلی ۱۱۸۸ رای
۳- آرمان صداقتی ۱۰۶۸ رای
۴- نریمان مصطفوی ۹۲۴ رای
۵- مجید شیخ پور ۹۱۴ رای
۶- سجاد ویس مرادی ۸۴۸ رای
۷- مهیار عبدالصمدی ۵۷۶ رای
اعضای علی البدل:
۸- علی اصغر سپهری ۵۴۵ رای
۹- مجتبی کلانتری ۴۶۰ رای
نتایج فوق الذکر، نتیجه اولیه انتخابات بوده و در صورت اعتراض کاندیداها، قابل تجدیدنظرخواهی است. نتایج قطعی انتخابات متعاقبا در روزهای آینده اعلام می گردد.
حداد معاون امنيت دادستان تهران در خصوص آخرين وضعيت دانشجویان بازداشت شده گفت: هنوز قرار مجرميت اين افراد صادر نشده است و تحقيقات ادامه دارد. در اين ارتباط پنج نفر دستگير شده بودند كه چهار نفر از آنها مدير مسئول اين نشريات بودند. دو نفر از دستگيرشدگان با صدور قرار وثيقه آزاد شدند.
حداد تصريح كرد: تا زماني كه نفرات اصلي اين اقدام موهن مشخص نشوند تحقيقات و پيگيريها ادامه خواهد داشت. علاوه بر پنج نفر دستگير شده چند نفر ديگر نيز در اين ارتباط شناسايي شدند كه احتمالاً به زودي دستگير شوند.
وي در خصوص قبول اين اقدام موهن از سوي افراد دستگير شده گفت: به لحاظ خباثت و عنادي كه در اين نشريات نسبت به اسلام و مقدسات شده است هيچ كدام از مديران مسئول دستگير شده حاضر نيستند كه مسئوليت اين كار را بر عهده بگيرند.
حداد اظهار داشت: اين افراد با رد اتهامات خود مدعي هستند كه كسان ديگري به نام اين مديران مسئول نشريات دانشجويي اقدام به انتشار مطالب در نشريات كردهاند ولي ما اعتقاد داريم كه اين كار قطعاً توسط مديران مسئول نشريات صورت گرفته است. با توجه به سابقه نشريه و مطالب قبلي منتشر شده در اين نشريات نشان ميدهد كه مطالب قبلي نيز به چاپ اين گونه مطالب گرايش داشته است. لذا چاپ اين مطالب قطعاً كار اين افراد بوده است.
از آن جا که هیچ یک از دانشجویان بازداشت شده تاکنون آزاد نشده اند، پیش بینی می شود طبق این سخنان هفته آینده دو نفر آن ها با قرار وثیقه آزاد شوند.
«پويان محموديان»، مديرمسوول نشريه «ريوار»، «مجيد شيخپور»، مديرمسوول نشريه «سرخط» و «مجيد توكلي»، عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه اميركبير، روز گذشته پس از مراجعه به دادگاه انقلاب بازداشت و به زندان اوين منتقل شدند.
علياصغر سپهري، مديرمسوول نشريه دانشجويي «ايران ما» در دانشگاه اميركبير كه چندي پيش توقيف شد، با اعلام اين خبر گفت: ساعت ۸ صبح امروز محموديان، توكلي و شيخپور به دادگاه مراجعه كردند كه بر اساس پيگيريهاي ما تا ساعت ۱۰ موفق به ديدار با قاضي دادگاه نشدند.
وي ادامه داد: تا ساعت ۳ بعد از ظهر به ما گفتند بهزودي كار آنها تمام ميشود و ميآيند اما تا ساعت ۴ نيز منتظرشان شديم اما از دادگاه بيرون نيامدند. در راه بازگشت به خوابگاه بوديم كه مجيد توكلي طي يك تماس تلفني كوتاه از بازداشت خود به همراه محموديان و شيخپور خبر داد و گفت كه در حال انتقال به زندان اوين هستند.
نشريات ريوار و سرخط از جمله چهار نشريه دانشجويي هستند كه با عنوان آنها مطالب موهني منتشر شد. مديران مسول دو نشريه دانشجويي ديگر پيش از اين بازداشت شده بودند.
با بازداشت این سه دانشجو، دانشجویان زندانی دانشگاه امیرکبیر به ۷ نفر رسید. کیوان انصاری، بابک زمانیان، احمد قصابان، مقداد خلیل پور، پویان محمودیان، مجید شیخ پور و مجید توکلی ۷ پلی تکنیکی هستند که هم اکنون در بازداشت به سر می برند.
روز گذشته خبرگزاری مهر به نقل از «یک مقام آگاه» خبر داد: افرادی درصددند با فراخوان عناصر افراطی و تندرو در دانشگاهها در روزهای هفته آینده پروژه تشنج در دانشگاهها را تشدید کنند که مسوولان مربوطه با دقت رفتار این عناصر و ارتباط و برنامه های آنان را زیر نظر دارند.
این مقام آگاه که اصرار داشت معاون حراست دانشگاه رازی کرمانشاه را، که با تهدید یکی از دختران دانشجوی این دانشگاه با اسلحه گرم به وی تجاوز کرده است، «کارمند قراردای انتظامات» این دانشگاه بنامد در این خصوص گفت: با توجه کشف روابط ناسالم یکی از پرسنل قراردادی انتظامات این دانشگاه با یکی از دختران دانشجو، این موضوع توسط حراست پیگیری و به نتیجه رسید[!] و در نتیجه پرسنل خاطی بازداشت شد و مورد بازجویی قرار گرفت..
مقام آگاه در ادامه سخنان خود همچنین با تطهیر حراست دانشگاه امیرکبیر که روز دوشنبه به دنبال صندوق های آرای انجمن اسلامی به سالن استراحت دختران دانشجوی دانشکده معدن هجوم برد، اضافه کرد: علی رغم دقت و مراقبت حراست دانشگاه در جلوگیری از ایجاد فضای مسموم و هتک آبروی افراد و دفاع از دانشگاه و دانشگاهیان در پیگیری، کشف و برخورد قاطع و سریع با متخلف و متخلفان، حامیان جریان رخ داده شده در دانشگاه امیرکبیر با زدن اتهام ناروا به دنبال راه اندازی پروژه دیگری در موازات غائله دانشگاه امیرکبیر هستند.
این مقام مسئول سپس با طرح ریزی سناریویی جدید جهت ایجاد زمینه برای برخورد با اعتراضات دانشجویان در هفته آینده به عملکرد طالبانی حراست های دانشگاه های مختلف، گفت: این افراد درصددند با فراخوان عناصر افراطی و تندرو در دانشگاه ها و دامن زدن به شایعات و بهره برداری از فضای مسموم ایجاد شده پیرامون دانشگاه رازی با ایجاد فضای متشنج و ملتهب در دانشگاههای سراسر کشور در روزهای هفته آینده موضوع هتاکی و حرمت شکنی نشریات دانشجویی را که موجب جریحه دار شدن احساسات پاک دانشجویان مسلمان و فرهیخته ملت انقلابی ایران شده است را تحت الشعاع قرار داده و پروژه تشنج در دانشگاهها را تشدید کنند.
عماد افروغ: امیدوارم مقامات هر چه سریعتر کذب انتساب مطالب موهن به دانشجویان را ثابت کنند
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با اشاره به حوادث روزهای اخیر در دانشگاه صنعتی امیر کبیر و انتشار مطالب موهن در چند نشریه دانشجویی اظهار امیدواری کرد، کذب انتساب انتشار مطالب موهن به دانشجویان هر چه سریعتر ثابت شود.
عماد افروغ رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در نطق پیش از دستور خود در جلسه علنی امروز مجلس با بیان این مطلب خطاب به دانشجویان گفت: “امیدوارم در نهایت مقامات ذیربط همان گونه که خود شما (دانشجویان) اظهار کرده اید کذب انتساب انتشار مطالب موهن و بی ریشه به دانشجویان را هر چه سریعتر ثابت کنند و کماکان شاهد مطالبات بر حق دانشجویی با پشتوانه معرفتی مستحکم باشیم.”
معاون سیاسی جبهه مشارکت: پروژه ای طراحی شده تا به سرکوب و منکوب نمودن فضای دانشگاه بپردازند
معاون سياسي دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي با اشاره به حوادث دانشگاه اميركبير گفت: اتفاقي كه در دانشگاه اميركبير رخ داد و مسالهاي كه در دانشگاه تهران شاهدش بوديم، بهانهاي شد كه فضاي نقد آزادانهاي كه در دانشگاهها ايجادشده، با تهديد جدي مواجه شود. مديران مسوول نشريات دانشجويي از مطالب موجود در نشريات خود اطلاع نداشتند و بارها انتساب اين مطالب به خود را تكذيب كردند. در حالي كه ما چند ماه قبل مساله سوالات آزمون فرهنگيان را داشتيم و اين اولين بار بود كه در يك نهاد دولتي شاهد چنين توهيني به ساحت مقدس پيامبر اكرم بوديم. اما ميبينيم كه اين گروهها كه امروز با توجه به شرايط فعلي فعال شدهاند، در آن زمان عكسالعمل نشان نداده و خاموش بودند كه اين مساله جاي تعجب دارد.
منصوری با اشاره به توقيف برخي نشريات، بازداشت و اخراج برخي دانشجويان و احضار به كميتههاي انضباطي و برخوردي كه با برخي اساتيد دانشگاهها صورت ميگيرد، گفت: اظهارات صفار هرندي را بيربط با اين موضوع نميدانم. همه اينها نشانگر پروژهاي است كه درصدد برخورد با جريان دانشجويي است.
وي افزود: به نظر ميرسد كه پروژهاي از قبل در اين خصوص طراحي شده و شواهد نشان ميدهد كه عدهاي قصد دارند با اين بهانه و با تحريك احساسات مذهبي مردم، به سركوب و منكوب فضاي دانشگاه بپردازند.
منصوري اظهار داشت: برخوردهايي كه امروز با دانشجويان صورت ميگيرد، بيانگر اين مساله است كه عدهاي از قبل سناريويي را براي بستهتر كردن فضاي دانشگاه طراحي كرده بودند و اينكه اجازه نقد و فعاليت آزاد و اثرگذاري بر تحولات كشور را توسط دانشجويان بگيرند. دانشجويان آگاه باشند تا به تحركاتي كه ميتواند اوضاع را به خشونت بكشاند، دست نزنند تا فضا بيش از اين بستهتر نشود.
کانون دانشجویان کارگزاران: مديریت انتصابي پلی تکنیک كه برآمده از آراي هيئت علمي نيست، خود را پاسخگوی اساتید و دانشجویان نميداند
كانون دانشجويان حزب كارگزاران سازندگي با صدور بيانيهاي در خصوص وقايع اخير دانشگاه صنعتي اميركبير (پليتكنيك تهران)، انتصابي بودن مديريت اين دانشگاه را باعث غفلت مديران اين دانشگاه از وقايع پيشآمده دانست.
در اين بيانيه آمده است: وقايع حكايت از آن دارد كه هيچ مرجعي در دانشگاه صنعتي اميركبير (پليتكنيك تهران) جهت كنار هم قرار گرفتن سليقههاي متفاوت موجود در اين دانشگاه اقدام به ابتكار مسولانهاي نكرده و به جاي آنكه فضايي آرام جهت طرح دغدغههاي طيفهاي گوناگون دانشجويي در اين دانشگاه فراهم شود، اداره وضعيت موجود توسط نهادهايي مشاهده ميشود كه كمترين نسبتي با كاركردهاي دانشگاه ندارند. طبيعي است مديران انتصابي دانشگاهها كه برآمده از آراي اعضاي هيات علمي نيستند، خود را به مرجعي پاسخگو ميدانند كه مسووليت را بر دوش آنها قرار داده است. در اين شرايط است كه دغدغه واقعي و بومي دانشگاه مورد غفلت واقع شده و آراي ديگري بر فضاي دانشگاهي مسلط ميشود.
در اين بيانيه آمده است: كاركرد نامطلوب مديريت دانشگاه به عنوان يكي از اركان پايداري و توسعه نظام آكادميك منجر به شكلگيري بحرانهاي علمي (در رابطه با بازنشستگي اجباري اساتيد باتجربه و توانمند) و اجتماعي (ايجاد اختلال در روابط استاد و دانشجو و محدوديت فعاليتهاي سياسي در دانشگاهها) شده است. نمونه بارز اين بحرانها را ميتوان در دانشگاه صنعتي اميركبير (پليتكنيك تهران) طي روزهاي اخير مشاهده كرد كه پسلرزههاي آن همچنان محيط دانشگاه را كه بايد فضايي آرام براي فعاليتهاي علمي, فرهنگي و سياسي باشد، متشنج كرده است.
در پايان اين بيانيه آمده است: به نظر ميرسد بازنگري در مديريت فعلي دانشگاه صنعتي اميركبير و توجه به توسعه آزاديهاي مدني و اجتماعي و اصلاح نظام كلان مديريت در محيطهاي آكادميك به طور كلي و بهخصوص در اين دانشگاه ميتواند راهكار برونرفت از مسائل پيشآمده در پلي تكنيك تهران باشد.
سازمان دانش آموختگان، ادوار تحکیم: برخوردهاي اخير با دانشجويان دانشگاه امير كبير را محكوم و از دانشجويان مظلوم اين دانشگاه حمایت می کنیم
در پي وقوع حوادث اخير دانشگاه اميركبير ومتعاقب آن دانشگاه تهران ، تعداد ديگري از دانشجويان از سوي دادگاه انقلاب احضار وبرخي ديگر بازداشت شده اند. روند پر شتاب افزايش فشار وارعاب از سوي گروه ها ونهاد هاي مسئول وغير مسئول ، كماكان صداهاي مخالف ومنتقد را نشانه رفته است. هرچند دانشگاهيان مدتهاي مديدي است كه در معرض انواع اهانت ها ، فشارها و نقض حقوق مدني خود هستند اما حوادث اخير ابعاد تازه اي از رويكرد جديد ماشين سركوب را به نمايش مي گذارد.
جرم تراشي وتوليد بهانه هاي جعلي سركوب وبرخورد، با استفاده از مقدسات ديني وممنوعيت هاي سياسي، آن هم براي حذف گرايش هاي سياسي ونظري رقيب در سطح دانشجويي، حادثه اي است كه نه تنها بر گستره استحصال از ارزش هاي مذهبي وسو استفاده از احساسات ديني مردم و روند استخدام ظرفيت ها وباورهاي معنوي جامعه در خدمت قدرت و در يك كلام گذار از مدعاي دولت ديني به واقعيت دين دولتي حكايت كرده، بلكه نشانه هاي شكل گيري مجدد پروژه هاي امنيتي دگرسازي ودگرستيزي دوران سياه قتل هاي زنجيره اي را نشان مي دهد.
اگر تاكنون برخوردهاي انجام شده با معلمان، كارگران، زنان وحتي پسران ودختران در كوچه و خيابان، بهانه هايي از جنس نقض قانون حاكم و يا تامين سلامت اخلاقي جامعه داشته است، متاسفانه رويكردهاي جديد نشان از ورود طراحان به حوزه امنيت ملي و تهديد موجوديت و هستي مخالفان دارد.
تاكنون اگرچه تفسيرحاكمان از رفتاري، عملي، گفته يا نوشته اي مي توانست مبناي برخورد هاي قضايي وامنيتي باشد، از امروز صرف حضور و وجود مخالف غيرقابل تحمل پنداشته شده و براي حل مشكل حضور مخالفان وضع موجود از روش توليد بهانه و جعل فعل و نظر استفاده خواهند كرد.
از اين رو ضمن تاكيد بر مخاطرات ورود كشور به وضعيت تعليق اخلاق و قانون نكاتي را به استحضار ملت ايران مي رسانيم.
۱- در شرايطي كه كشور با سياست هاي افراطي وغير كارشناسي در معرض يكي از مخاطره آميزترين مواجه هاي بين المللي خود قرار گرفته و زمينه هاي گسترش بحران خارجي به طور روزافزون در حال اوج گيري است، اعمال سياستهاي افزايش فشار به جامعه وفعالان سياسي ومدني چيزي جز خدمت به منافع بيگانگان و گسستن رشته هاي پيوند ملي وديني مردم ايران و افزايش تنش و بحران نخواهد داشت. در حالي كه از سويي بر لزوم حفظ وحدت وانسجام ملي تاكيد مي شود، توليد مرزبندي هاي مبتني بر غيريت سازي و دگر ستيزي و تشديد روند حذف و طرد بخشهاي مختلف جامعه ايران از متن تحولات آن و به حاشيه كشاندن همه كساني كه با روش ها و منش هاي جاري اداره كشور مخالفند دستاوردي جز گسترش حاشيه و تعميق شكاف ملت- دولت نخواهد داشت. تجارب گذشته به خوبي نشان داده است ملت ايران به هيچ عنوان اجازه شكل گيري اقليتي حاكم و اكثريتي مطرود، محكوم و در حاشيه را نخواهند داد. از اين رو سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) ضمن هشدار نسبت به گسترش روند نقض حقوق انساني وملي آحاد جامعه ايران، مجدانه خواستار توقف روند نقض قانون اساسي از سوي حاكمان و پيش گيري از اقداماتي است كه امكان انتساب آنها به عوامل خودسر و بيگانه بيش از اين امكان پذير نبوده و ناگزير با بازخواست ملت ايران فرصت گريز از پاسخگويي براي طراحان و حاميانشان فراهم نخواهد شد.
۲- رعايت حقوق بشر و تحقق آزادي هاي قانوني از سوي حاكمان فصل مميز دوران جديد است. تشكيل حكومت و زمامداري بدون خواست و رضايت مردم به هر نامي، در دوران كنوني نه مطلوبست و نه امكان پذير. رعايت حقوق مردم و كسب رضايت آنان كه جز با حاكميت قانون منصفانه و دادگرانه و كارآمدي كلان مديريت جامعه بدست نخواهد آمد از الزامات حكمراني در جهان جديد قلمداد مي شوند. شكست فاحش دولت هاي ايدئولوژيك كه از نقض مكرر حقوق ملت و ناتواني غلبه بر مشكلات جامعه به شكل فزاينده اي به ريسمان پوسيده اوتوپيا و وعده هاي آرزوانديشانه تو خالي، آويزان شوند، همچنان از مقابل ديدگان مردم جهان حذف نشده است . ايجاد بحران هاي مكرر داخلي وخارجي وتشديد روند برخورد با منتقدان ومخالفان سياست هاي جاري، نه تنها برناكامي دولت ها در حل مسائل ومعضلات جامعه سرپوش نمي گذارد بلكه دستاوردي جز تكرار چرخه معيوب مديريت ناكارآمد فعلي نخواهد داشت. پيش گيري از فروپاشي جامعه ايران و اضمحلال سرمايه هاي اجتماعي و تعميق شكاف دولت –ملت، فروپاشي اقتصاد و اوضاع نامناسب معيشت مردم نيازمند تلاش همه دلسوزان كشور براي بر سرعقل آوردن كساني است كه متاسفانه با گشاده دستي تمام به خاطر آرزوها، منافع وخيالات خويش، منافع ملي ايران را به حراج گذاشته اند.
۳- سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت)، ضمن محكوم كردن برخوردهاي اخير با دانشجويان دانشگاه صنعتي امير كبير واعلام حمايت از دانشجويان مظلوم اين دانشگاه، خواهان توقف روند تهديد وارعاب همه فعالان مدني و صنفي به ويژه دانشجويان واساتيد دانشگاه شده واز همه نيك انديشان و فعالان عرصه هاي سياسي و اجتماعي مي خواهد در اين تهاجم گسترده به دانشگاه پروژه انقلاب ضد فرهنگي اخير را ناكام گذارند.
انجمن صنفي نشريات دانشجويي سراسر كشور در بيانيهاي موارد تخلف صورتگرفته در بررسي پرونده نشريات دانشجويي اميركبير را تشريح كرد.
به گزارش “ايلنا”, انجمن صنفي نشريات دانشجويي سراسر كشور در اين بيانيه با محكوم كردن هتك حرمت ائمه (ع) و هشدار نسبت به فتنههاي پيش روي نشريات دانشجويي، آورده است: اقدام مديركل امور فرهنگي دانشگاه اميركبير مبني بر منع انتشار كليه نشريات پس از وقايع پيشآمده در اين دانشگاه، كاملاً برخلاف قانون است. به موجب بند ۱ ماده ۱ آييننامه ضوابط ناظر بر فعاليت نشريات دانشگاهي مصوب ۲۶/۳/۸۴ شوراي عالي انقلاب فرهنگي، كليه نشرياتي كه به صورت ادواري، گاهنامه يا تكشماره و نيز نشريات الكترونيكي كه با نام ثابت و تاريخ نشر در زمينههاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي توسط هر يك از اساتيد، اعضاي هيأت علمي، دانشجويان و تشكلهاي اسلامي در دانشگاهها منتشر و در محدوده دانشگاهها منتشر ميشوند، نشريات دانشگاهي محسوب و تحت شمول اين دستورالعمل قرار ميگيرند.
اين بيانيه ميافزايد: مطابق تبصره ۳ بند ۱ از ماده ۱ دستورالعمل اجرايي، نشريات دانشگاهي ميتوانند ويژهنامههايي به مناسبتهاي مختلف منتشر كنند و طبق ماده ۷ همين دستورالعمل، نحوه صدور مجوز نشريات دانشگاهي، نظارت بر آنها، رسيدگي به تخلفات و شكايات تنها بر اساس دستورالعمل حاضر خواهد بود. تعيين و تصويب هرگونه شرايط و مقررات مغاير يا محدود كننده علاوه بر مفاد آييننامه نظير صدور مجوزهاي مشروط يا موقت ممنوع است. بنابراين اقدام مديركل امور فرهنگي اين دانشگاه با توجه به محدودسازي نشريات برخلاف بندهاي فوق است.
در اين بيانيه با بيان اينكه اقدام كميته ناظر بر نشريات دانشگاه اميركبير مبني بر صدور حكم براي نشريات، بدون حضور مديرمسؤول برخلاف قانون است، آمده است: مطابق بند ۲ ماده ۶ دستورالعمل اجرايي نشريات كميته ناظر مديرمسؤول نشريهاي را كه تخلف كرده و يا از آن شكايت شده است به صورت كتبي و با ذكر موارد تخلف يا شكايت و با ارائه مهلت يك هفته از تاريخ ابلاغ جهت اداي توضيخات دعوت ميكند و در صورت عدم حضور غيرموجه وي يا عدم ارائه توضيحات كتبي، كميته ناظر ميتواند حكم مقتضي را در مورد نشريه صادر كند. در صورتي كه كميته ناظر بر نشريات دانشگاه اميركبير هيچيك از مديران مسؤول به جز عضو دانشجويي كميته ناظر را دعوت نكرده است و حكم غيابي در خصوص اين نشريات صادر كرده است.
اين بيانيه احضار مديران مسؤول به دادسرا را برخلاف آييننامه ناظر بر فعاليت نشريات دانشگاهي ذكر ميكند و ادامه ميدهد: مطابق بند ۱ ماده ۳ آييننامه ناظر بر نشريات دانشگاهي، رسيدگي ابتدايي به درخواستهاي صدور مجوز انتشار نشريات دانشگاهي و نظارت بر عملكرد آنها همچنين رسيدگي به تخلفات نشريات دانشگاهي و انجام ساير وظايفي كه در اين خصوص در دستورالعمل اجرايي پيشبيني ميشود، در هر دانشگاه يا مركز آموزش عالي و واحد دانشگاهي در صلاحيت كميتهاي تحت عنوان «كميته ناظر بر نشريات دانشگاهي» خواهد بود كه زير نظر شوراي فرهنگي دانشگاه يا مركز آموزش عالي يا واحد دانشگاهي فعاليت ميكند و مرجع تجديدنظر به آرا كميته ناظر، مطابق بند ۴ ماده ۶ دستورالعمل اجرايي نشريات شوراي فرهنگي دانشگاه است. بنابراين شكايت هر فرد حقيقي يا حقوقي بايد از طريق كميته ناظر بر نشريات دانشگاهي باشد و شكايت به دادسرا بلاموضوع است. همچنين زنداني كردن مديران مسؤول مطابق بندهاي بالا نيز برخلاف آييننامههاي ناظر بر نشريات دانشگاهي است.
اين بيانيه تصريح ميكند: انجمن صنفي نشريات دانشجويي سراسر كشور، با يادآوري انحرافات قانوني صورتگرفته در روند رسيدگي به پرونده چهار نشريه دانشگاه اميركبير، طرفين را به خويشتنداري و رعايت قانون فراميخواند.
دانشجويان دانشگاه رازی کرمانشاه در اعتراض به آنچه «روابط نامشروع معاون حراست دانشگاه با يکی از دانشجويان دختر» اين دانشگاه میخواندند، تجمع کردند.
به گزارش خبرنگار “ايلنا”، نزديک به ۲۰۰ نفر از دانشجويان دانشگاه رازی در اعتراض به «روابط نامشروع معاون حراست با يکی از دانشجويان دختر» تجمع کردند و خواستار برخورد با اين فرد شدند.
بر اساس برخی شنيدهها، اين دانشجوی دختر پروندهای در حراست داشته است که اين موضوع باعث میشود از سوی معاون حراست تحت فشار قرار گيرد.
همچنين رييس حراست دانشگاه کرمانشاه امروز در تجمع دانشجويان در اين باره گفت: شخص خاطی از دانشگاه اخراج شده است و هماکنون پرونده وی در دادگاه کرمانشاه در حال بررسی است.
بر اساس اين گزارش، اين دانشجوی دختر و معاون حراست دانشگاه رازی چند روزی در بازداشت بودند اما هماکنون با قرار وثيقه آزاد هستند.
علی نيکونسبتی، مسؤول روابط عمومی دفتر تحکيم وحدت در اين زمينه به خبرنگار “ايلنا”، گفت: متأسفانه باخبر شديم در دانشگاه رازی کرمانشاه معاون حراست دانشگاه با يک دختر دانشجو رابطهای نامشروع برقرار کرده است. همچنين مطلع شديم اين دانشجو مدتی بازداشت شده است. به نظر میرسد اين بازداشت اين شايبه را تقويت میکند که مسؤولان میکوشند با تحت فشار گذاشتن اين دانشجو از عواقب سنگين اين عمل ننگين معاون حراست دانشگاه بکاهند.
وی با اشاره به تجمع دانشجويان دانشگاه رازی در اعتراض به اين عمل و نداشتن امنيت در محيط دانشگاه، گفت: با کمال تعجب رييس حراست دانشگاه در تجمع امروز اعلام کرده است که مسؤولان از يک سال پيش از مشکلات اخلاقی اين فرد مطلع بودهاند اما به دليل ارتباط وی با برخی نهادها نمیتوانستند وی را اخراج کنند. به واقع بسيار شرمآور است که مسؤولان دانشگاه امنيت دانشجويان را فدای حمايت نهادهای خاص از يک فرد میکنند و در نهايت نيز شاهد چنين حادثه شرمآوری هستيم.
نيکونسبتی ادامه داد: اين حادثه در حالی روی میدهد که ديروز نيز مأموران حراست دانشگاه اميرکبير به سالن مطالعه دانشجويان دختر حمله کردند و حريم امن آنان را مورد تعدی قرار دادند. مايه تأسف است که افرادی که داعيهدار حفظ امنيت در دانشگاه هستند، اکنون به تهديدی جدی برای امنيت دانشجويان بدل شدهاند.
وی با بيان اينکه اين دوحادثه زنگ خطری جدی برای امنيت دانشجويان دختر در دانشگاهها و نشاندهنده افت شديد اخلاقی در ميان برخی مديران و مسؤولان دولت نهم است، گفت: مسؤولانی که برای حادثه دانشگاه وريجينيای آمريکا اشک تمساح میريزند و برخلاف مسؤولان قضايی، دانشجويان را در غائله اميرکبير متهم میکنند، اکنون ساکت شدهاند و اين مسأله به خوبی نشان میدهد برای آنها دين و اخلاق تنها به وسيلهای برای سرکوب متهمان و سوءاستفاده بدل شده است.
عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت تصريح کرد: با توجه به اينکه استدلال وزير علوم در انتصابی کردن مسؤولان دانشگاه، اداره کامل دانشگاهها بوده است، اکنون نيز وقت آن فرا رسيده است که پاسخگوی اين اعمال ننگآور باشد و به خاطر اين اعمال محاکمه شود. از سوی ديگر با توجه به اينکه اين حادثه در دور روز گذشته روی داده، اکنون به خوبی آشکار است که هدف مسؤولان وزارت علوم از دامن زدن به غائله دانشگاه اميرکبير که خود و طرفدارانشان نيز به شروع آن متهم هستند، سرپوش نهادن بر اين اعمال ننگآور است.
وی افزود: ضمن تسليت به جامعه دانشگاهی کشور تنها راه جلوگيری از تکرار اين حوادث را محاکمه مسؤولان مرتبط با اين حادثه میدانيم و تا مجازات مسببان اين حوادث سکوت نخواهيم کرد.
گروهی از دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا با حضور در ساختمان مرکزی دانشگاه خواستار ملاقات با ریاست دانشگاه جهت روشن شدن وضعیت انجمن اسلامی دانشجویان شدند، که با برخورد زشت و زننده ریاست حراست روبرو گشته، وی اعلام کرد که رئیس دانشگاه حاضر به گفتگو نیست و به آنها ده دقیقه فرصت داد تا ساختمان را ترک کنند. و جهت به وجود آوردن این فضا (فضای رعب و وحشت) از گاز اشک آور و با توم برقی استفاده کرد، که با وساطت اعضای انجمن این قائله ختم شد. در پایان دانشجویان اعلام کردند که در اولین فرصت دست به تجمعی مشابه و بزرگتر با محوریت روشن شدن تکلیف انجمن و اعتراض به رفتار زشت و زننده رئیس حراست برگزار خواهند کرد.
شایان ذکر است ریاست دانشگاه برای سومین روز متوالی حاضر به آمدن به جمع دانشجویان و پاسخگویی به مطالبات آنها نبود و لذا همین مسئله و فحاشی رئیس حراست باعث عصبانیت و خشم دانشجویان گردید و به نظر میآید فضا را به سمت تقابلی تمام عیار در روزهای آینده برده است.
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي معتقد است: با توجه به شواهد موجود ماجراي دانشگاه اميركبير با طراحي «باند در حال بازسازي همفكران سعيد امامي و حمايت لجستيك برخي نهادهاي داراي تشكيلات آهنين و طرفدار افراطيون حاكم» اجرا شده است.
محسن آرمين در گفتوگو با خبرنگار “ايلنا”، با اشاره به برگزاري جلسه دوشنبه شب شوراي سياسي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و بيان اينكه تحركات و تجمعات در دانشگاهها بهويژه دانشگاه اميركبير در اعتراض به ماجراي پرابهام و مشكوك انتشار مطالب موهن و اهانت به مقدسات در چهار نشريه دانشجويي همچنان ادامه دارد، گفت: شواهد و قرائن موجود از جمله آغاز موج جديدي از حملات تبليغاتي عليه انجمنهاي اسلامي، دو روز پيش از اين ماجرا از سوي محافلي كه در اين حادثه فعاليت چشمگيري دارند، همچنين درج همزمان مطالب مشابه مذكور در چند نشريه دانشجويي و نيز واكنش سريع و بلافاصله پس از توزيع نشريات مذكور كه از قدرت لجستيك و سازماندهي آهنين در پشت اين اعتراض حكايت دارد، همگي از سناريويي از پيش طراحيشده خبر ميدهد.
وي تصريح كرد: عكسالعمل خوب و بهموقع دانشجويان دانشگاه اميركبير و مسوولان نشريات دانشجويي مذكور در محكوم كردن اهانت به مقدسات و تبري جستن از اين اقدام زشت، اگرچه ابراز احساسات و هيجانات عليه حادثه مذكور را از نظر منطقي بلاموضوع ميكرد اما ظاهرا طراحان سناريو را به توقف اجراي برنامه از پيش طراحيشده قانع نكرده است.
آرمين اظهار داشت: توقيف نشريات دانشجويي و دستگيري مديرمسوول دو نشريه در حالي كه در اصل ارتكاب جرم توسط مسوولان نشريات مذكور ترديدهاي جدي وجود دارد، نيز مانع از كاهش اعتراضات سازمانيافته نشده است.
وي افزود: به قرار اطلاع، ستون اتوبوسهاي اعزامي حامل معترضان به سوي تهران با هدف تحصن و طرح خواستههايي نظير «انقلاب فرهنگي» همچنان ادامه دارد. اين اصرار و تاكيد بر اعتراض نسبت به حادثهاي كه كليه تشكلها و فعالان دانشجويي آن را محكوم و از آن تبري ميجويند، مشكوك و از اهدافي پنهان حكايت دارد.
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با اشاره به توهين به مقدسات در سوالات آزمون فرهنگيان ضمن خدمت، گفت: يك ماه پيش مطالبي به مراتب زشتتر و اهانتبارتر از آنچه به نام نشريات دانشجويي منتشر شده است، در آزمون وزارت آموزش و پرورش موجب اعتراض همگان شد اما از كفنپوشان امروز و اعتراض كساني كه امروز فرياد وااسلاما سر ميدهند و سينه چاك ميكنند، خبري نبود.
آرمين ادامه داد: اين شواهد و قرائن ميتواند براي آن دسته از افرادي كه صادقانه و خالصانه امروز در اعتراضات شركت ميكنند، قابل توجه باشد تا مبادا ابزار و آلت دست عدهاي رند پردهنشين شده باشند.
وي افزود: نكته قابل توجه در اين مساله واكنش بهموقع و اصولي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير در محكوم كردن مطالب موهن مذكور، طراحان ماجرا را از دستيابي به اهداف از پيش تعيينشده با شكست مواجه كرده است، به طوري كه آنها نتوانستهاند عليرغم تبليغات و تداركات سنگين، بخشهاي مختلف مذهبي و سياسي نظير روحانيون و علماي ديني و جريانهاي سياسي محافظهكار اما معتدل را در اين ماجرا با خود همراه سازند.
آرمين گفت: در واقع علائم شكست اين سناريو از هماكنون آشكار شده است و افراطيون طراح اين ماجرا اكنون به دنبال راهي هستند كه به نحوي آبرومند به اين ماجرا خاتمه دهند.
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي تاكيد كرد: با توجه به شواهد فوق به گمان ما اين ماجرا با طراحي «باند در حال بازسازي همفكران سعيد امامي و حمايت لجستيك برخي نهادهاي داراي تشكيلات آهنين و طرفدار افراطيون حاكم» طراحي شده است؛ مجموعهاي از سنخ همان كساني كه با به راه انداختن كارناروال عصر عاشورا ثابت كردند براي حفظ قدرت و حذف رقيب از هيچ اقدامي نظير اهانت به مقدسات و بازي با ايمان مردم فروگذار نميكنند.
وي با بيان اينكه به گمان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، احتمالا در ماههاي آينده با اشكال ديگري از اين بحرانهاي تصنعي مواجه خواهيم شد، گفت: اين بحرانها با دو هدف صورت ميگيرد؛ اول آنكه افكار عمومي از تحولات و تحركات تاملبرانگيزي كه در عرصه سياست خارجي و پرونده هستهاي در حال وقوع است، به سوي مسائل كاذب و حاشيهاي منحرف شوند. به هر حال مسائلي نظير آغاز مذاكرات گسترده با آمريكاييها كه تا چندي پيش اقدامي ضدانقلابي و نشانه مرعو ب بودن تلقي ميشد و تحولاتي كه در حوزه پرونده هستهاي در حال انجام است، سوالهاي پيچيده و بيپاسخي را در افكار عمومي موجب خواهد شد.
آرمين ادامه داد: هدف دوم اين است كه افراطيون حاكم در حالي كه به فضاي انتخاباتي مجلس آينده نزديك ميشوند و گرفتار بحران ناكارآمدي هستند و نهتنها هيچيك از شعارها و وعدههاي بلندپروازانه آنها عملي نشده است بلكه اوضاع و شرايط كشور در كليه حوزهها اعم از سياسي, اقتصادي و سياست خارجه رو به وخامت ميرود، با فرافكني قصد دارند اذهان را از اين موضوعات مهم منحرف كنند.
وي با بيان اينكه در عين حال از هماكنون نشانههاي تحرك و فعاليت مثبت و بازيابي روحيه و سرزندگي در بخشهاي دانشجويي كشور به تدريج آشكار ميشود، تصريح كرد: فعال شدن جنبش دانشجويي كه به تدريج از ديدگاههاي تحريمي به نفع كنش سياسي - اجتماعي فعال و موثر فاصله ميگيرد و با توجه به نقشي كه اين جنبش ميتواند در تحرك اجتماعي داشته باشد، براي افراطيون اقتدارگرا به هيچوجه مطلوب نيست.
آرمين تاكيد كرد: به نظر ميرسد بحرانسازي در محيطهاي دانشگاهي با هدف سركوب فعالان دانشگاهي و ايجاد رعب و وحشت و حاكم كردن مجدد فضاي بيانگيزگي و عدم تحرك در دانشگاهها در دستور كار افراطيون قرار گرفته است، از اين رو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از دانشجويان ميخواهد به ماهيت و حقيقت تحركات و حوادث جاري دانشگاهها بهويژه دانشگاه اميركبير توجه كرده و با كنار گذاشتن اختلافات فرعي و حاشيهاي، بر انسجام و وحدت خود بيفزايند و با درايت و تدبير با حوادثي از اين دست كه در ماههاي آينده احتمالا افزايش خواهد يافت، برخورد كنند و بدانند هدف از اين حوادث منفعل كردن جنبش دانشجويي و تقويت گرايشهاي راديكال و در نتيجه سركوب آنهاست.
دکتر نورالدين زرين کلک، استاد دانشکده هنرهای زيبای تهران که او را “پدر انيميشن ايران” می نامند، از اين دانشگاه اخراج شد. ادعا می شود که دکتر زرين کلک تلاش کرده در يکی از کلاس ها، حجاب را از سر يک دانشجويان دختر بردارد.
در اين ميان، تعداد زيادی دانشجوی بسيجی با تجمع در مقابل دانشگاه تهران خواستار انقلاب فرهنگی دوباره و اعدام استاد زرين کلک شدند. نورالدين زرين کلک، رييس انجمن جهانی فيلمسازان انيميشن و دارنده جوايز بين المللی پرشماری در عرصه سينما و کتاب است.
در مورد تلاش های موجود در ملتهب کردن فضای دانشگاه ها با محمد هاشمی دبير شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت انجام داده ايم.
دويچه وله: به نظر ميرسد در حال حاضر عده ای در دانشگاه ها دنبال بهانه جويی هستند تا جو را راديکال و ملتهب کنند. بخشنامه های انضباطی يا مربوط به نوع پوشش از جمله اقدام ها هستند. نظر شما در مورد جعل خبرنامه و نشريه که هفته پيش در پلی تکنيک روی داد ، چيست؟
محمد هاشمی: اتفاق هايی که در يکی دو هفته اخيردر دانشگاه شيراز و لرستان و سپس در امير کبير رخ داد، چند محور مشترک دارند. وجهه مشترک تمامی آنها ، بحث دين است و اين که عموما دانشجويان متهم به بی دينی و حرکت های غير مذهبی و توهين به مقدسات می شوند. محور دوم اينکه حرکتی که صورت ميگيرد گسترده است و در کوتاهترين زمان ممکن خود بسيج دانشگاهها يا خود حاکميت تلاش می کنند گسترده شوند و به ساير دانشگاهها کشيده شوند و از اين فضا برای فراگيرتر کردن برخوردها استفاده کنند. عامل سوم، دخالت بسيج در اين اتفاق هاست. بسيج در کوتاهترين زمان وارد می شود و خودش هم عامل برخورد می شود. در مورد قضيه پلی تکتيک به وضوح شاهد بوديم که در مدت کوتاهی اين نشريات به صورت غافلگيرکننده ای توزيع می شوند و نيروهای بسيج در کوتاهترين زمان در دانشگاه حاضر می شوند. اين کاملا جای تعجب دارد. عامل چهارم نيز تاکيدی است که بسيج بر انقلاب فرهنگی می کند و اين که دوباره بايد دانشجويان و اساتيد تصفيه شوند…
صحبت انقلاب فرهنگی را می کنيد. چه شد که چنين اتفاق هايی در دانشکده هنر و برای استاد زرين کلک افتاد؟
آقای دکتر از اساتيد برجسته هنر هستند و مايه افتخار دانشجويانی هستند که سر کلاس شان می نشينند. اتفاقی که مطرح شده روز سه شنبه بوده ولی تا پنجشنبه هيچ عکس العمل و خبری نبود. به محض اين که پروژه پلی تکنيک تمام می شود يا بهتر است بگوييم شکست می خورد، اين ماجرای کلاس دکتر زرين کلک مطرح ميشود و بسيجی ها آنجا حاضر ميشوند. همان محور ها و اتفاقات و شعارهايی پيش ميايد که در پلی تکنيک روی داده بود. خيلی از اتفاق هايی که در دانشگاه هنر پيش ميايد کاملا طبيعی و عادی است. همان چهار محوری که گفتم دوباره در دانشگاه تهران روی ميدهد و جالب تر آن که بسياری از بسيجی هايی که آنجا برای اعتراض رفته بودند وقتی باآنها صحبت می شده، خودشان هم نمی دانسته اند به چه دارند اعتراض می کنند و داستان چيست. قضيه خيلی مشکوک است و روايت های متعددی هم از آن شده و بسياری فکر ميکرده اند قضايای پلی تکنيک در دانشکده هنر بوده و اين نشان ميدهد که يک بحث عجله ای و کاملا دست و پا شکسته و کاملا فوری بوده و حتی فرصت نکرده اند برنامه ريزی درست برای آن بکنند.
به نظر ميرسد اين پروژه مال کسانی است که در سالهای گذشته در دانشگاه فعاليت می کرده اند. کسانی که فارغ التحصيلان تازه دانشگاهها هستند و برخی از آنها مشاوران جوان آقای احمدی نژاد هستند. عملکرد آنها نشان ميدهد که کاملا غير کارشناسی و بر اساس عقايد مذهبی دگم و عقده هايی که در دوران حضور در دانشگاه دارند، کار ميکنند. پروژه های که اين آقايان مشاوره اش را دادند و اجرا کردند، با همکاری مراجع تقليد، احزاب اصولگرای مذهبی و تريبون هايی هم که دارند ، مواجه نمی شود و دولت و مجريان اين پروژه تنها مانده اند و عملا شکست خورده اند. خود بسيج از روز دوم به بعد در مورد قضايای اميرکبير، متهم بود به اينکه نشريات را جعل کرده و اتفاقاتی که بعد افتاد و بيانيه هايی که اخيرا ميدهند يا دستگيری آقای قصابان در همين راستاست که اين پروژه بيشتر از اين ادامه پيدا نکند و تمام شود. از اين ببعد رسانه ای شدن موضوع نشانکر اين است که بسيج پروژه را طراحی کرده و از مقدساتی که خودشان سنگ اش را به سينه می زنند، برايحذف مخالفان خود سوءاستفاده کرده اند. به نظر ميرسد چنين پروژه ای در حال اجرا بوده اما ناکام شده است.
چه زمينه هايی موجب ناکام ماندن يا کامياب شدن اينها می شود؟
اينها دنبال اين هستند که دو نوع برخورد را ببيند. يکی برخورد منفعلانه دانشگاه است که سکوت کند. اگر سکوت کند آنها ادامه ميدهند و انقلاب فرهنگی را زمينه سازيکنند. حالت ديگر اين است که دانشگاه ايستادگی کند و فضا ملتهب شود و به سمت درگيری برود. اينها در يک فضای امنيتی هم می توانند پروژه انقلاب فرهنگی را اجرا کنند. دانشگاه در يکهفته گذشته کاملا هوشمندانه برخورد کرده. اگر چه ايستادگی کرده و بيانيه های متعددی در آمده و مصاحبه های بسياری از فعالان دانشجوييو استادان داشته ايم، اما در عين حال کسی وارد درگيری و دام امنيتی کردن فضا نشده است. خوشبختانه دانشگاه تا اينجا هوشمندانه رفتار کرده مگر اينکه در هفته های آينده ببينيم که در ارديبهشت و خرداد که معمولا فضای دانشگاهها ناآرام است، بخواهند از اين موقعيت استفاده کنند و پروژه ناامن کردن دانشگاه را اجرا کنند. اگر فعالان دانشجويی همانگونه که تا الان عمل کرده اند، در دام نيفتند و هوشمندانه عمل کنند، بعيد است اين پروژه موفق باشد.
يک وجه قضيه اينست که قربانيان اين برنامه قبل از دانشجويان، اساتيد باشند مثل نمونه دکتر زرين کلک که وجهه جهانی دارد اما به ايشان توهين می شود و حتی خواستار اعدام ايشان می شوند…
مجموع دانشگاه در اين محيط يکپارجه است و قابل تفکيک نيست. در مورد آقای زرين کلک هم يکسريتجمعات دفاعی به طور پراکنده برگزار شد. در گذشته هم ما دفاع دانشجويان از دکتر آقاجری را ديده ايم. در مورد قضيه پلی تکنيک هفته گذشته هم اساتيد دانشگاه خيلی مصاحبه کردند و خيلی ها وارد صحنه شدند و از دانشجويان دفاع کردند. فعلا دانشجويان و اساتيد يکی هستند. الان در دانشگاه لرستان اساتيد و روسای دانشگاه تحصن کرده اند بخاطر برخوردی که هفته گذشته با دانشجويان لرستان شد و هجومی که به انها شد. الان اين دو قشر کنار هم ايستاده اند و خيلی تمی توان آنها را از هم جدا کرد و برخورد با هر يک از اينها عکس العمل ديگری را در پی دارد.
مصاحبه گر: مهيندخت مصباح
سخنگوي سازمان دانشآموختگان ايران اسلامي، اتفاقات دانشگاه اميركبير را سناريويي از پيش طراحيشده براي افزايش فشار و محدوديت بر فعالان دانشجويي اين دانشگاه ذكر كرد.
عبدالله مومني، سخنگوي سازمان دانشآموختگان ايران اسلامي با بيان اينكه مجموعه فشارها و محدوديتهاي ماههاي گذشته در چند دانشگاه را سناريويي از پيش طراحيشده براي برخورد با دانشجويان ميدانيم، گفت: اين اتفاقات تاوان انتقادات و اعتراضات دانشجويي به حاكميت و پيامد ماجراهاي ۲۰ آذر در هنگام سخنراني رييسجمهور در دانشگاه اميركبير است.
وي ادامه داد: در شرايطي كه انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه اميركبير و مديران مسوول چهار نشريه در طول يك هفته گذشته بارها از اتهامات انتسابي تبري جستهاند، تداوم فضاسازيها عليه انجمن و جريان دانشجويي، نشانگر پروژه طراحيشدهاي است كه براي مهار و مقابله با قدرت تاثيرگذاري دانشجويان در عرصه عمومي و ايجاد محدوديت براي دانشجويان منتقد اجرا ميشود.
مومني برخورد با دانشجويان و ايجاد محدوديت براي آنها به دليل داشتن رويكرد انتقادي و اعتراضي را نشانگر پايين بودن آستانه تحمل دولتمردان دانست و گفت: به نظر ميرسد نقش برخي عوامل وزارت علوم نيز در دامن زدن به اين فضاسازيها بسيار پررنگ است، در حالي كه مديران وزارت علوم بنا بر وظيفه ذاتيشان بايد حق برابري فعاليت براي همه دانشجويان را به رسميت بشناسند اما امروز خود عامل اصلي ايجاد محدوديت در فضاي آزاد دانشگاه و اعمال فشار بر دانشجويان شدهاند.
وي افزود: گسيل نيروهاي دانشجويي و غيردانشجويي طرفدار دولت براي ايجاد فشار و سازماندهي طراحيشده آنها در اطراف دانشگاه اميركبير و دانشگاه تهران و حضور مداحان و سخنرانان برنامههاي مذهبي منتسب به جريان افراطي در دانشگاه اميركبير، به منظور مرعوب ساختن دانشجويان صورت ميگيرد.
سخنگوي سازمان دانشآموختگان ايران اسلامي تصريح كرد: اينگونه اقدامات سياسي و تكراري گروههاي فشار و افراطي به بهانه دفاع از دين، در شرايطي صورت ميگيرد كه پيش از اين سكوت اين جريانات در مقابل اهانت به مقدسات در جريان آزمون فرهنگيان ضمن خدمت را كه بر اثر مسامحهكاري همكاران آنها در نهادهاي دولتي اتفاق افتاده است، شاهد بوديم و اين موضوع استفاده ابزاري از دين براي رسيدن به مقاصد سياسي را ميرساند.
مومني با اشاره به نظر مراجع مذهبي مبني بر اينكه انكار مديران مسوول و تبري جستن آنها از انتشار مطالب موهن مسموع است، گفت: دستگيري مديران دو نشريه «آتيه» و «سحر» را در جهت اجراي يك سناريوي طراحيشده ميدانيم و ضمن حمايت از دانشجويان اميركبير كه اقدام به برگزاري انتخابات دانشجويي خود كردهاند، اميدواريم آنها همچنان در فعاليتهاي دانشجويي خود در راه آزاديخواهي و دفاع از دموكراسي و حقوق بشر پايدار باشند.
حراست دانشكده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي از ورود دبير انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه به دانشكده جلوگيري كرد.
مرتضي اصلاحچي، دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي با اعلام اين خبر گفت: امروز هنگام مراجعه به دانشگاه به من اعلام كردند كه حراست ورود من به دانشگاه را اكيدا ممنوع كرده است، اين در حالي است كه قرار بود نشست مطبوعاتي اعضاي انجمن در دانشكده ادبيات برگزار شود.
وي با اشاره به يك ترم محروميت خود از تحصيل، گفت: تا پيش از اين اجازه ورود به دانشگاه را داشتم اما امروز مرا از ورود به دانشگاه منع كردند و حراست با كنترل كارتهاي دانشجويي دانشجويان تلاش كرد از ورود خبرنگاران به دانشگاه براي پوشش نشست خبري انجمن نيز جلوگيري كند.
همزمان با اجرای طرح مبارزه با "بد حجابی" در ایران، اینک وزارتخانهها نیز طی دستورالعملهایی موظف به ترویج "فرهنگ عفاف و حجاب" شدهاند. تمام نهادها باید کارمندان خویش را طبق این دستورالعملها انتخاب کنند. وزارت كار باید زمينههاى اختلاط زنان و مردان را در محيطهاى كارى از ميان بردارد و وزارت راه و ترابری باید در جادهها " تابلوهاي راهنما با محوريت عفاف " نصب کند.
شوراى فرهنگ عمومى كه رياست آن را صفار هرندى، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى بر عهده دارد، همزمان با شروع طرح مبارزه با بدحجابى، دستورالعملهايى را به ادارات و سازمانهاى دولتى به منظور هماهنگى با اين طرح، ابلاغ كرده است.
شوراى فرهنگ عمومى ايران كه زيرمجموعه شوراى عالى انقلاب فرهنگى است طى ابلاغيهاى به وزارت كار، اين وزارتخانه را موظف كرده تا زمينههاى اختلاط زنان و مردان را در محيطهاى كارى از ميان بردارد.
طبق دستورالعمل جديد اين شورا، كليه ادارات موظفند زمينه اختلاط مردان و زنان را به حداقل برسانند. اين ابلاغيه، ادارات دولتى را موظف كرده تا چيدمان مبلمان ادارى را طورى طراحى كنند كه حدود شرعى بين زن و مرد رعايت شود و همچنين از به كارگيرى معمارى Open پرهيز كنند چرا كه اين نوع معمارى باعث اختلاط بيشتر زنان و مردان مىشود.
در بخش ديگرى از اين دستورالعمل كه به شهردارىها ابلاغ شده است، مقرر گرديده تا به جاى تبليغات تجارى در معابر و خيابانها كه چهرهها را با آرايش غليظ و ظاهرى غيراسلامى نشان مىدهند، از آيات و روايات دينى و فتاوى مراجع و وصيتنامه آيتالله خمينى استفاده شود.
مطابق اين ابلاغيه همچنين وزارت بازرگانى بايد بر شيوه تزئين ويترين مغازهها و مانكنهاى مورد استفاده در بوتيكها نيز نظارت دقيق داشته باشد.
سازمان مديريت نيز مكلف است هنگام استخدام زنان، به اصل حجاب توجه جدى داشته باشد. بر اساس اين ابلاغيه نيروى مقاومت بسيج نيز مأمور پژوهشهاى آسيبشناسى در مورد بدحجابى شده است.
بنا به خبرگزاری فارس، در چهارچوب "طرح گسترش فرهنگ عفاف و حجاب" وزارت راه و ترابری نیز " به نصب تابلوهاي راهنما با محوريت عفاف در جادهها" موظف شده است وزارتخانه یادشده نیز مانند سایر وزارتخانهها موظف به ترويج فرهنگ عفاف در حوزه اداری و نظارت بر رعايت حجاب اسلامي توسط شاغلان در آن وزارتخانه و ادارات تابعه در سراسر كشور شده است.
ح
فعالان حقوق مدنی زنان در ایران از تابستان گذشته دو کمپین در دفاع از حقوق زنان به راه انداختهاند که با استقبال زیادی مواجه شده است. این دو کمپین یکی "یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز علیه زنان" و دیگری لغو مجازات سنگسار از قوانین کیفری ایران است.
در اطلاعیهی شخصیتهای سیاسی و دانشگاهی آلمانی گفته میشود:
« این دو کمپین از سوی فعالان حقوق زنان پیش برده میشود و هدفهای آن حقوق بشر و برابری زنان و مردان است.»
در اطلاعیه شخصیتهای آلمانی آمده است:
«بخاطر موفقیت این دو کمپین و حمایت گسترده مردم از آنها، این حرکت اکنون هدف حملهی دستگاه حکومتی ایران قرار گرفته است. دهها نفر از زنان به اتهام "اخلال در امنیت ملی" بازداشت شدهاند. با این اقدام میخواهند از یک سو فعالان حقوق زنان را بترسانند و از سوی دیگر این دو کمپین را غیرقانونی و کاری مجرمانه جلوهگر سازند.»
در ماه مارس گذشته، در یک گردهمایی در برابر دادگاه انقلاب، به خاطر همبستگی با گروهی از زنانی که در دادگاه محاکمه می شدند، بیش از ۳۰ تن از زنان بازداشت شدند. شماری از آنها را بدون هیچ دلیلی تا ۱۷ روز در بازداشت انفرادی نگه داشتند و سپس در برابر وثیقه آزاد کردند. برای تعدادی از آنها پرونده قضایی باز کردهاند.
شخصیتهای آلمانی در اطلاعیه مطبوعاتی خود نوشتهاند:
« دو تن از فعالان مشهور حقوق زنان، پروین اردلان و نوشین احمدی خراسانی هر یک به سه سال حبس محکوم شدند. در روزها و هفتههای آینده، تعقیب قضایی در انتظار دیگر فعالان حقوق زنان نیز هست. این زنان کاری نکرده و گناهی مرتکب نشدهاند ، جز آنکه از حقوق زنان در ایران دفاع کردهاند.»
در ادامهی اطلاعیه امده است:
«سرنوشت محکومشدگان بهروشنی نشان میدهد که در ایران حقوق زنان در کانون مبارزه برای حقوق بشر، دموکراسی و برقراری دولت حقوقی قرار دارد. درست به همین خاطر این کمپینها برای حکام اسلامی در ایران بسیار خطرناک شده است. ما نگران زنان محکوم به حبس و تحت پیگرد هستیم. از این رو ما ساکت نمینشینیم.»
این اطلاعیه را ۳۷ تن از شخصیتهای سیاسی و دانشگاهی آلمان، از جمله خانم کلودیا روت، رهبر حزب سبزهای آلمان، فولکر بک، رئیس فراکسیون حزب سبزها در پارلمان آلمان، یوتا ابلینگ، شهردار شهر فرانکفورت امضا کردهاند.
از همان زمان نمایندگان منتقد، هیات رئیسه فراکسیون اکثریت را متهم میکردند که به نظر جمع احترام نمیگذارد و در تصمیمگیریهای آنها دخالت میکند. زمزمهی جدایی برخی از نمایندگان اصولگرا از فراکسیون اکثریت نیز از همان دوران به گوش میخورد.
اول بهمن ماه سال پیش محمد رضا باهنر، رئیس فراکسیون اکثریت و نایب رئیس پرنفوذ مجلس در واکنش به اخباری که در مورد تشکیل فراکسیونی جدید در مجلس منتشر شد ادعا کرد «در جو عمومی مجلس چنین فضایی برای این فراکسیون وجود ندارد و ممکن است یک یا دو نماینده به دنبال تشکیل چنین فراکسیونی باشند اما سایر نمایندگان فراکسیون اصولگرا چنین نظری را ندارند.» به رغم این سخنان، فراکسیون نه تنها با بیش از :یکی دو نفر که با حضور برخی از شاخصترین نمایندگان اصولگرا شکل گرفت.
نمایندگانی که خود را اصولگرایان مستقل میخوانند، پس از نزدیک به چهار ماه که از انتشار خبر جدایی آنها از فراکسیون اکثریت میگذشت بالاخره روز سه شنبه، ۱۸ اردیبهشت، در نشستی تشکیل جناح تازه را رسما اعلام کردند. بعضی از این نمایندگان، از جمله محمد خوشچهره و عماد افروغ از حامیان موثر محمود احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری بودهاند که بعدا به منتقدان دولت بدل شدند.
ظاهرا انتقاد به عملکرد رئیس جمهور از سوی این نمایندگان و دفاع بیدریغ باهنر از احمدینژاد یکی از دلایل اصلی شکاف در صفوف اصولگرایان بوده. سعید ابوطالب در حاشیهی یکی از جلسات مجلس به خبرنگاران گفته بود «اعضای فراكسیون جدید مجلس اصرار دارند تا اصولگرایان ناب و واقعی حساب خود را از هیات رئیسه فراكسیون فعلی و مسخصاً از محمد رضا باهنر رئیس این فراكسیون جدا كنند.» [فارس، اول بهمن ۸۵]
نشست خبری روز سه شنبه، با حضور ۸ تن از موسسان فراکسیون جدید برگزار شد. یکی از این اعضا، محمد سبحانی در این نشست گفت «فكر میكنم كشور احتیاج به تجدید نظر در برخی روشهای اجرایی با حفظ سیاستها و اصول كلی دارد.»
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: در همین ارتباط عماد افروغ، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس اظهار داشت «نظر جریان اصولگرایان مستقل این است كه نگاه دولتمردان به شهروندی و حقوق آن یك نگاه افراط و تفریطی و یك سویه بوده كه واقعا مشكلزا بوده لذا باید نگاه جامع و كلی به حقوق شهروندی میكردیم تا دستخوش یك انتخاب احساسی نباشیم.»
افروغ با تاکید بر ضرورت نقد، به فراز و فرودهای تعامل دولت نهم و مجلس اشاره میکند و معتقد است اکنون «ما شاهد یك تعامل دو سویه نیستیم و ممكن است این تعامل یك سویه و واكنش مثبت از سوی برخی نمایندگان مجلس بنا به مصلحت یا به نام مصلحت باشد.»
اعضای هیات موسس فراکسیون جدید بیش از هر چیز بر ضرورت نقد و پرهیز از مصلحتگرایی تاکید دارند. محمود محمدی، نایب رییس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با بیان این كه استقلال فكری و سیاسی باعث نقد بیطرفانه و بیان واقعیتها میشود، به سیاست خارجی اشاره کرد و گفت «لازم است سیاست خارجی و دیپلماسی دارای قواعد و اسلوب باشد كه به وجهه و جایگاه كشور در عرصه بینالملل كمك كند و به كشور فرصت و اجازهی ایفای نقش بدهد.»
محمد صادق نیرومند عضو دیگر موسسان اظهار داشت «یكی از فلسفههای فعالیت این جریان راضی نبودن از وضع موجود و آرمانی و ایدهآل فكر كردن است كه باید برای تحقق آن تلاش كرد و از خودسانسوری دوری جست.»
گرچه اعضای مؤسس فراکسیون جدید بیشتر در صدد معرفی این حرکت بودند و از ذکر نمونهها و انتقادها به دولت پرهیز میکردند صحبت از ضرورت استقلال رای نمایندگان در برخورد با تصمیمهای دولت بارها به میان آمد. عماد افروغ ضمن اشاره به این که در دو سال گذشته استقلال نمایندگان در مواردی آنگونه که باید و شاید محترم شمرده نشده اظهار داشت «استقلال فقط به این معناست كه ما هیچ مصلحتی را فراتر از وظیفه نمایندگی و حقیقتگرایی برجسته نكنیم.»
تشکیل این فراکسیون در ادامهی اختلافنظرهایی اتفاق میافتد که از زمان روی کار امدن دولت نهم میان جناحهای مختلف اصولگرا به وجود آمده و عدم توافق بر سر یک لیست واحد در انتخابات سومین دورهی شوراها یکی از بارزترین نمودهای آن بود. با این همه محمود مدنی یکی از اعضای موسس اصولگرایان مستقل میگوید «بنا نداریم خود را از فراكسیون اكثریت جدا كنیم؛ ما در درون فراكسیون هستیم اما بنا داریم نظرات شفاف خود را برای فعالتر كردن این جریان منتقل كنیم.»
اعضای هیات موسس فراکسیون جدید، امضاءکنندگان طرحی بودند که قرار بود سال پیش به احضار رئیس جمهور به مجلس بینجامد. گفته میشود این طرح با اعمال نفوذ باهنر ناکام ماند. نایب رئیس مجلس صریحا گفته بود «تلاش میکنیم مانع احضار رییس جمهور به مجلس شویم و مشکلات را از طریق گفت و گو و رایزنی حل کنیم.» [آفتاب، اول بهمن ۸۵]
هنوز از تعداد اعضای فراکسیون اصولگرایان مستقل اطلاعی در دست نیست. در نشست روز سه شنبه سعید ابوطالب در پاسخ به پرسشی در این مورد معرفی سخنگو و اعلام تعداد اعضا را به جلسات بعد موکول کرد.
بهزاد کشمیریپور، گزارشگر صدای آلمان در تهران
مجلس نمایندگان افغانستان ، وزیر خارجه " رنگین دادفر اسپنتا" و وزیر عودت مهاجرین " محمد اکبر اکبر" را برای استیضاح به مجلس خواست . دلیل استیضاح این دو وزیر عدم جلوگیری از خروج اجباری مهاجرین افغان توسط دولت افغانستان از کشور ایران است.
این دو عضو کابینه که توسط حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان انتصاب شده اند به دلیل عدم ارائه دلایل قناعتبخش به وکلای مجلس، جهت استیضاح به مجلس خواسته شدند . روز چهارشنبه، 9 مه، این دو وزیر برای پاسخگویی به سؤال نماینذگان به مجلس رفته بودند اما نتوانستند دلیل واضح و روشنی در مورد مهاجرین اخراج شده از ایران بیان کنند. بنا به مادهی 92 قانون اساسی افغانستان، اگر بیست درصد از اعضای مجلس رای دهند می توانند هر یک از وزرا را برای استیضاح به مجلس بخواهند. در طول حکومت حامد کرزای این اولین باری است که دو وزیر برای ادای توضیح به مجلس فراخوانده میشوند.
در جلسه ی روز پنجشنبه، 10 مه، هریک از وزرا توضیحات زیادی دادند اما دلایل بیان شده توسط آنها نتوانست وکلای مجلس را قانع کند. در پی بروز آشفتگی و تنش در مجلس، سرانجام قرار شد برای تأیید یا رد صلاحیت وزرای یادشده رأی گیری به عمل آید. رأی گیری 2 ساعت به طول انجامید تا نظر هر نماینده ی مجلس در مورد وزرا مشخص شود. بعد از گشایش صندوق، شمارش آرا شروع شد . محمد اکبر اکبر وزیر عودت و مهاجرین با 54 رای موافق، 5 رأی باطل و 136 رأی مخالف سلب صلاحیت شد. رنگین دادفر اسپنتا وزیر امور خارجه ی افغانستان با 67 رای اعتماد، یک رای سفید ، 2 رای مشکوک و 124 رای مخالف، از نمایندگان رأی اعتماد نگرفت، اما سلب صلاحیت هم نشد، زیرا بعد از شمارش آرای وی نمایندگان مجلس شکایت کردند و یک عده مدعی بودند که در علامت مشکلی است که گویا رای موافق را به جای رای مخالف حساب کرده اند. یکی از نمایندگان مجلس اشتباها ً به جای زدن علامت ، نوشته بود " عدم اعتماد" . اما بعضی از وکلا معتقدند که این رای جزء آرای باطل به حساب می آید. وکیلی که در زدن علامت، اشتباه کرده بود اعتراض کرد. اما آقای یونس قانونی، رئیس مجلس، گفت:« اگر وی اشتباه کرده بود باید دوباره برگه ی را ی دهی می خواست.»
بالاخره در مورد آقای اسپنتا جلسه به روز شنبه موکول شد . اما محمد اکبر اکبر با یک نتیجهی قاطع از کابینه اخراج شد. با وجود اینکه حامد کرزای به همتای ایرانی خود محمود احمدی نژاد در مورد تجدید نظر در اخراج مهاجرین نامه فرستاده است اما مجلس نمایندگان این اقدام را کافی نمیداند. رنگین دادفر اسپنتا گفت : پیش از اینکه دولت ایران به اخراج گروهی مهاجران تصمیم بگیرد، دولت افغانستان تلاشهای زیادی کرد با وزیر خارجه ی ایران مذاکره مستقیم داشته باشد. اما ملالی شینواری یکی از اعضای مجلس گفت: نه تنها این دو وزیر بلکه تمام وزرا در اخراج اجباری مهاجرین از کشور ایران نقش دارند و از خود عکس العملی نشان نداده اند.
خدیجه تلاش، گزارشگر دویچه وله در کابل
اشتاین مایرسپس به مذاکره با ایران اشاره کرد و گفت، خود وی سالهاست که برای حل این مشکل تلاش میکند، و به نتیجه نرسیده است، اما طول زمان نباید باعث دلسردی شود. وی درهمین حال تأکید کرد، در صورتی که مذاکرات به نتیجه نرسند، باید فشار علیه ایران را افزایش داد.
اشتاین مایربه طور ضمنی از دولت ایران خواست، به پرسشهای جامعهی جهانی در مورد برنامههای هستهایش پاسخ صادقانه بدهد و به میز مذاکره بازگردد. وی معتقد است که ایران ازهرنظر لیاقت و ظرفیت این را دارد که در خاورمیانه به یک قدرت راهبر اقتصادی و فکری تبدیل شود.
وی اضافه کرد: «متأسفانه این دولت و این رئیسجمهور راه دیگری را انتخاب کردهاند».
وزیر خارجه آلمان ابراز تأسف کرد از اینکه دولت و رئیسجمهور ایران فرصتهای خوبی را که برای پیشرفت کشورشان وجود دارد از دست میدهند و از این راه به ملت خود ضرر میزنند. به گفتهی وی، با وجود منابع هنگفت طبیعی در ایران، "وضعیت بخشهای زیادی از مردم این کشور غمانگیز است".
در همین حال خبرگزاری فرانسه به نقل از یک دیپلمات آژانس بینالمللی انرژی هستهای گزارش داد که دولت ایران به نمایندگان آژانس اجازهی ورود به تأسیسات هستهای نطنز را نداده است. نمایندگان آژانس اواخر آوریل، ناگهانی و بدون اعلام قبلی خواستار بازرسی سانتریفیوژهای نطنز شده بودند.
دولت ایران و آژانس بینالمللی انرژی هستهای تا کنون در مورد این خبر واکنشی نشان ندادهاند.
دو ماه پیش آژانس از ایران خواسته بود که در تأسیسات نطنز برای کنترل دقیق فعالیتهای هستهای، دوربینهای فیلمبرداری نصب کند، اما دولت ایران این درخواست را رد کرده و در عوض تضمین داده بود که بازرسان آژانس هرزمان که اراده کنند، میتوانند از این تأسیسات بازدید نمایند.
فار.